جستجو در مقالات منتشر شده


27 نتیجه برای مدیریت

مازیار ارسی، ایرج محمدفام، غلامعباس شیرالی، عباس مقیم بیگی،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: مهندسی رزیلینس رویکردی جدید در حوزه دانش ایمنی است. هدف آن حفظ ظرفیت سازمان در یک حد قابل قبول برای مواجهه با بحران‌هاست. در واقع مهندسی رزیلینس به‌جای تکیه بر نقص‌ها، به‌دنبال نقاط قوت سازمان و شناختن شاخص‌هایی است که به بقاء سازمان کمک می‌کنند.

 .

روش کار: در این پژوهش ابتدا 6 شاخص مهندسی رزیلینس انتخاب و در قالب یک فرم مقایسه زوجی برای صاحب نظران فرستاده شد. از طرف دیگر یک پرسشنامه که روایی و پایایی آن در مطالعات قبل سنجیده شده بود، بین کارکنان شرکت تقسیم شد تا نسبت به سنجش سطح رزیلینس در شرکت اقدام شود. در نهایت با آنالیز نتایج دو پرسشنامه، اولویت بندی اقدامات اصلاحی مشخص گردید.

 .

یافته ها: نتایج وزن‌دهی شاخص‌های رزیلینس نشان داد تعهد مدیریت حایز بیشترین ارزش بوده است و پس از آن فرهنگ صحیح رتبه دوم را دارد. نمرات شاخص ها بر مبنای پرسشنامه رزیلینس توزیع شده میان کارگران نیز نشان داد که هر 6 شاخص، نمره نسبتاً مشابهی داشته و می‌توان آنها را نسبتاً مناسب ارزیابی کرد. نهایتاٌ نتایج اولویت بندی شاخص‌های مهندسی رزیلینس بر مبنای ترکیب نتایج پرسشنامه و نظر نخبگان نشان داد تعهد مدیریت به‌عنوان موثرترین شاخص رزیلینس در این سازمان می‌باشد.

 .

نتیجه گیری: تعهد مدیریت و فرهنگ موجود در سازمان مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده سطح رزیلینس شرکت، نیروی کار با تجربه مهم‌ترین نقطه قوت سازمان و تاثیر مشکلات مالی بر ایمنی و رزیلینس مهم‌ترین چالش پیش رو هستند.


محمد حاج آقازاده، حسین مروی میلان، فاطمه فرخی، سمیرا اروجلو،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: جو ایمنی درک مشترک کارکنان از الویت ایمنی در یک سازمان می‌باشد. هدف این مطالعه ارزیابی جو ایمنی با استفاده از پرسش‌نامه نوردیک در یک بیمارستان بود.

روش کار: در این مطالعه مقطعی 92 پرستار شاغل در بخش‌های مختلف یک بیمارستان، پرسش‌نامه جو ایمنی نوردیک (NOSACQ-50) را تکمیل کردند. پاسخ پرستاران در یک سری لیکرت 4 تایی ثبت گردید. با استفاده از آماره‌های توصیفی و استنباطی، نتایج مورد تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: 72% از پرستاران زن و بقیه (28%) مرد بودند. میانگین امتیاز ابعاد جو ایمنی متفاوت بود. پرستاران کم‌ترین و بیش‌ترین امتیاز  را به ترتیب به ابعاد» اولویت و توانایی ایمنی مدیریت» و «ارتباط ایمنی متقابل، یادگیری‌ و اعتماد در توانایی ایمنی» دادند. میانگین امتیاز جو ایمنی در بین بخش‌های مختلف بیمارستان در گستره 49/2 تا 67/2 بود. میانگین امتیاز کسب شده در تمامی ابعاد جو ایمنی در بین گروه‌های سنی و سابقه کار از نظر آماری تفاوت معنی‌داری نداشت (05/0>P-value).

نتیجه گیری: بر‌اساس نتایج مطالعه می‌توان گفت که جو ایمنی در بیمارستان مورد مطالعه از دیدگاه پرستاران نسبتا مطلوب بود. با این حال باید تلاش هایی صورت گیرد تا جو ایمنی به‌ویژه در ابعاد مربوط به مدیریت ایمنی بهبود یابد. اقدامات کنترلی اصلاحی باید در تمامی بخش‌های بیمارستان و برای تمامی کارکنان آن با هر گروه سنی و سابقه کار به‌طور یکسان اجرا شود.


محمد حسن احرام پوش، محسن حسامی آرانی، محمد تقی قانعیان، اصغر ابراهیمی، مسعود شفیعی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: الزام صنایع به اجرای برنامه مدیریت پسماند صنعتی و برنامه ریزی جهت دفع صحیح پسماند‌ها ، لازمه دستیابی به برنامه توسعه پایدار می‌باشد، لذا مدیریت پسماند صنعتی در مجتمع فولاد کویر شهرستان آران و بیدگل که فرآیند تولید آن نورد گرم و محصول آن میل‌گرد می‌باشد با هدف شناسایی و طبقه بندی پسماندهای تولیدی و ارایه راهکار جهت بهبود روند مدیریت پسماند انجام شده است.

روش کار: این مطالعه به صورت میدانی در مجتمع فولاد کویر صورت گرفته است. پس از بررسی فرآیند تولید و منابع تولید پسماند، نوع و تناژ پسماندهای تولیدی در مدت 3 ماه شناسایی و اندازه گیری شد. سپس طبقه بندی پسماندها براساس قانون حفاظت و بازیافت منابع و کنوانسیون بازل انجام شد و برنامه مدیریت پسماندهای صنعتی و بهداشتی جدید ارایه گردید.

یافته ها: پسماندهای صنعتی فرآیند تولید مجتمع فولادکویر با توجه به تناژ تولید بین 100 تا 150 گرم به ازای هر تن میل‌گرد تولید می‌گردد. عمده پسماندهای صنعتی شامل اکسید شمش، لجن‌های صنعتی، روغن و گریس مستعمل می‌باشد که براساس طبقه بندی قانون حفاظت و بازیافت منابع، 8 پسماندکد T ، 1 مورد کد C، 5مورد کد I و 3مورد کد R را دریافت نمودند.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بیش‌ترین مقدار پسماند صنعتی در مجتمع فولاد کویر، ضایعات شمش و لجن صنعتی است هم‌چنین بیش از 90% پسماندهای صنعت نورد فولاد کویر، در داخل یا خارج از این مجتمع مورد بازیافت یا استفاده مجدد قرار می‌گیرد. از طرفی توصیه می‌شود روغن‌های مستعمل در مخازن ایمن، حمل و نگه‌داری گردد.


اسماء زارع، سعید یزدانی راد، فاطمه دهقانی، فریبرز امیدی، ایرج محمد فام،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: با وجود تلاش‌های مداوم برای کاهش خطای انسانی در سیستم‌های مختلف، اشتباهات و رفتار نا ایمن علت اصلی وقوع حوادث در محیط کار می‌باشد. مطالعات زیادی برای شناسایی و بهبود خطای انسانی در سال‌های اخیر انجام گرفته‌اند. تعداد زیاد مطالعات خطای انسانی با تنوع بالای مباحث، مرور کلی در این زمینه را برای محققان دشوار ساخته است. بنابراین یک مرور سیستماتیک مطالعات گذشته، بهترین راه برای به اشتراک گذاشتن یافته‌های مفید مطالعات و در دسترس قرار گرفتن گرایشات مطالعات آینده در زمینه خطای انسانی می‌باشد.

روش کار: مقالات بعد از جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های داده معتبر، بر اساس عنوان مقاله، سال انتشار، عنوان مجله/کنگره، شهر/ منطقه، سطح سازمان بندی، شغل مورد بررسی، نوع سازمان و روش استفاده شده رمزگذاری شدند و به بررسی دقیق براساس کدبندی‌ها پرداخته شد.

یافته ها: سه گروه مطالعات خطای انسانی شناسایی شدند. گروه اول مطالعات از جنبه مدیریت ایمنی، ارزیابی و برنامه ریزی ایمنی به بررسی خطای انسانی پرداخته‌اند. گروه دوم تاثیرات خصوصیات فردی مثل رفتار فرد، ادراک و میزان آموزش را بر میزان خطای انسانی بررسی کرده‌اند. گروه سوم اطلاعات حاصل از حوادث پیشین را برای بهبود رفتار افراد و کاهش خطای انسانی به کار گرفته‌اند. به‌منظور تعیین بهتر گرایشات مطالعات، از جنبه‌های زمانی و موضوعی به بحث راجع به مباحث پرداخته شده است.

نتیجه گیری: در آخر، در این مطالعه مروری، شکاف‌های مطالعاتی مرتبط با خطای انسانی شناسایی و راهکارهای مناسب ارایه گردید.


مهران امیری، عبداله اردشیر، علی عباسی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

مقدمه: ایمنی در محل کار یک موضوع مهم بوده و عدم استفاده از روش‌های مؤثر و کارآمد مدیریت ایمنی بر مبنای مطالعات علمی، همواره هزینه های بالایی را به صنعت ساخت‌وساز تحمیل می کند. با ارزیابی ریشه ای حوادث و تعیین عوامل اولیه تأثیرگذار در وقوع حوادث، می توان با صرف حداقل زمان و هزینه از رخداد حوادث جلوگیری نمود.
روش کار: در ابتدا حوادث عمده در پروژه های راه‌سازی با انجام مصاحبه و مطالعه ادبیات موضوع، شناسایی شد. سپس، درخت خطای مربوط به هر یک از این ریسک‌های اصلی ترسیم گردید. در مرحله بعد، پرسش نامه‌ای به‌منظور محاسبه احتمال وقوع و شدت اثر هر نوع حادثه تهیه و توزیع شد. با توجه به وجود عدم قطعیت در واژه‌های زبانی، از منطق فازی در محاسبات بهره گرفته شد. جهت محاسبه احتمال وقوع، از تحلیل درخت خطای فازی استفاده شد و به‌منظور تعیین شدت اثر هر نوع حادثه، درجه اهمیت هر معیار با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تعیین گردید. درنهایت ریسک فاکتور برای هر نوع حادثه محاسبه و ریسک‌ها رتبه‌بندی شدند.
یافته ها: در بین یازده نوع حادثه موردبررسی، حوادث مربوط به سنگ شکن و کارخانه آسفالت، حوادث ترافیکی، گرمازدگی و عدم رعایت بهداشت و تصادف افراد با ماشین‌آلات به‌عنوان مهم‌ترین ریسک‌ها شناسایی شدند.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق می توان با اعمال روش‌های مؤثر مدیریت ایمنی، نسبت به کاهش احتمال وقوع عوامل ریشه‌ای حوادث و درنتیجه تعدیل ریسک آن‌ها اقدام نمود.
مجتبی ذکایی، محسن فلاحتی، هادی اسدی، مسعود رفیعی، محمد نجفی، اعظم بیابانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده

مقدمه: در سراسر دنیا تلاش های بسیاری انجام می شود تا ابزارهای مناسبی برای تحقق توسعه پایدار شهری و دست یابی به یک شهر پایدار انتخاب و به کار گرفته شود. استقرار سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)،
یکی از ابزارهای تحقق توسعه پایدار شهری است. سنجش عمل کرد یک سازمان در حوزه HSE پیش نیازی برای بهبود مستمر می باشد که روح سیستم های مدیریتی جدید HSE است. لذا هدف اصلی از انجام این پژوهش ارایه یک الگوی کاربردی جهت رتبه بندی کمی مناطق مختلف شهرداری تهران از لحاظ عمل کرد HSE با استفاده از روش تصمیم گیری چند شاخصه می باشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-کاربردی، پس از تعیین محورهای عمل کردی و شاخص های ارزیابی عمل کرد مربوط به هر یک از آن ها (29 محور عمل کردی و 154 شاخص ارزیابی عمل کرد) از طریق طراحی پرسش نامه و بر اساس نظرات گروه خبرگان، وزن محورها و شاخص های عمل کردی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی مشخص شد.   
یافته ها: در این مطالعه محورهای عمل کردی فرآیند محور HSE نسبت به محورهای نتیجه محور HSE ارزش وزنی بالاتری را به خود اختصاص داد. در محورهای عمل کردی فرآیند محور HSE، محورهای عمل کردی«تعهد و رهبری» و «شناسنامه HSE مشاغل»، در محورهای عمل کردی نتیجه محور HSE، محورهای عمل کردی «ایمنی» و «بهداشت» و در محورهای عمل کردی مدیریت شهری، محورهای عمل کردی«پایداری اقتصادی» و «معماری و شهرسازی» به ترتیب بالاترین و پایین ترین ارزش وزنی را کسب نمودند.
نتیجه گیری: نتایج ارزیابی و اعتبارسنجی شاخص ها و محورهای عمل کردی منتخب نشان داد که در طراحی و تعیین مدل ارزیابی عمل کرد HSE شهرداری ها، علاوه بر محورها و شاخص های حوزه HSE، فاکتورهای تاثیر گذار بر مدیریت شهری می تواند تاثیر چشم گیری بر عمل کرد شهرداری ها در حوزه HSE داشته باشد.
شهرام وثوقی، محمد حسین چالاک، سجاد رستم زاده، منوچهر جهان پناه، حسین ابراهیمی،
دوره 10، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده

مقدمه: با توجه به رشد گسترده صنعت ساخت و ساز در کشورهای در حال توسعه مانند ایران، روند حوادث شغلی در این بخش در سال های اخیر در حال افزایش است. در صنعت ساخت و ساز حوادث سقوط از ارتفاع بزرگ ترین علت مرگ و میر کارگران بوده و پیشگیری از آن مولفه ای تاثیرگذار در برنامه مدیریت ایمنی کارگاه های ساختمانی می باشند. لذا شناسایی، درک و اولویت بندی علل گوناگون حوادث سقوط از ارتفاع به منظور تنظیم راهبردهای مدیریتی الزامی است.
روش کار: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و به صورت مقطعی در پنج پروژه عمرانی در منطقه صنعتی پارس جنوبی انجام شد. در این تحقیق براساس بررسی مستندات سیستم مدیریت ایمنی، بهداشت و محیط زیست پروژه ها در طی سال های 90 تا 94، تعداد 377 حادثه تجزیه و تحلیل شد که از بین آنها 74 حادثه از نوع سقوط ار ارتفاع بودند. علل حوادث سقوط از ارتفاع براساس نظر خبرگان
(10=N) به 3 گروه عوامل اصلی شامل عوامل فردی، سازمانی و محیطی و 14 زیرعامل تقسیم شدند. پایایی پرسشنامه خبرگان که مبتنی بر مقایسه زوجی طراحی شده بود با توجه به نرخ سازگاری مقایسات زوجی مورد تایید قرار گرفت. سپس با استفاده از روش AHP و استفاده از نرم افزار Expert choice نسخه 11 وزن نسبی معیارها تعیین گردید و رتبه بندی عوامل اصلی و زیرعوامل براساس میانگین هندسی و وزن نرمال شده آنها صورت پذیرفت.   
یافته ها: نتایج حاصل از بررسی سازگاری در تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که نرخ ناسازگاری مقایسه های انجام شده همگی کوچکتر از 1/0 می باشد، بنابراین میتوان به مقایسه های انجام شده اطمینان کرد. همچنین نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتبی علل حوادث نشان داد که عوامل محیطی با وزن 359/0 در اولویت اول،  عوامل فردی با وزن 351/0 در اولویت دوم و عوامل سازمانی با وزن 290/0 در اولویت سوم وقوع حوادث سقوط از ارتفاع قرار دارند. همچنین در بین تمامی زیرعوامل مورد بررسی ارتفاع سکوی کار، استرس های روانی/ شغلی و فرهنگ ایمنی به ترتیب بالاترین اولویت را داشتند.
نتیجه گیری: براساس یافته های تحقیق، در یک برنامه مدیریت ایمنی جهت کاهش حوادث سقوط از ارتفاع بایستی بیشترین توجه را به عوامل محیطی و فردی معطوف داشت و اقدامات کنترلی برای این عوامل را در اولویت قرار داد. در برنامه های میان-مدت و بلندمدت ایمنی، توجه به راهبردهایی که منجر به ارتقاء فرهنگ ایمنی کارکنان گردیده و سطح استرس شغلی آنها را در محیط کار کاهش می دهد میتواند در پیشگیری از وقوع حوادث سقوط از ارتفاع بسیار موثر میباشند.
سمیه میرزا، نبی اله منصوری، رضا ارجمندی، رضا عزیزی نژاد،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: صنایع نفت و پتروشیمی اولین صنایعی بودند که سیستم مدیریت سلامت ،ایمنی و محیط زیست را توسعه دادند و برای حفظ و صیانت از نیروی انسانی متخصص، در کنار کاهش اثرات سوء صنعت بر محیط زیست، این نظام را در سازمان های تحت پوشش خود مستقر نمودند. هر چند این نظام در مطالعات مختلف مورد واکاوی عمیق قرار گرفته است. ولی متاسفانه بیشتر ارزیابی ها به صورت کیفی انجام گرفته است. در سالهای اخیر،ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت سلامت،ایمنی و محیط زیست به علت عدم وجود ارزیابی های کمی مناسب با محدودیت روبرو بوده است.
روش کار: در این تحقیق توسعه معیارها و زیر معیارهای سیستم مدیریت سلامت، ایمنی ومحیط زیست بارویکردی متفاوت بررسی شد و با استفاده از نظر خبرگان و  با  توجه به  دسته بندیهای انجام شده  پرسشنامه ای برای تعیین  مقایسات زوجی  تدوین شد.برای تعیین روابط بین معیارها از تکنیک DMATEL  و برای تعییین وزن اهمیت آنها از روش تحلیل شبکه استفاده شد و در یک  مطالعه موردی  بین دو کارخانه مورد ارزیابی  و مقایسه قرار گرفت.  
یافته ها: ارزیابی عملکرد نشان داد که معیار رهبری با وزن نرمال شده 8/1  از بیشترین تاثیرگذاری برخوردار هست و همچنین معیار های ارزیابی و مدیریت ریسک با وزن نرمال شده  8/0، معیار طرح ریزی با وزن نرمال شده40/0 ، .معیار خط مشی با وزن نرمال شده 33/0، .معیار سازمان با وزن نرمال شده 31/0 ، .معیار اجرا و پایش با وزن نرمال شده22/0 و .معیار ممیزی و بازنگری با وزن نرمال شده 12 /0 به ترتیب اولویت اول تا هفتم قرار دارد.  
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مهمترین معیارهای بهداشت، ایمنی و محیط زیست، رهبری است. تفاوت معنی دار بین نمره نهایی معیار رهبری و سایر معیارها اهمیت حیاتی آن در ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست به را نشان می دهد. مدیریت می تواند با مشارکت کارمندان و اختصاص بودجه مناسب و حمایت از ابتکارات ابتکاری برای بهبود برنامه های سیستم مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست ، بهتر و موفق تر باشد.
داود پناهی، محسن صادقی یارندی، نورالدین قراری، زهرا آقاجانی علی‌آبادی، احمد سلطان‌زاده،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت پیاده سازی سیستم های مدیریت ایمنی و سلامت شغلی در پیشگیری از بیماری های مختلف در محیط‌های شغلی و همچنین تعیین میزان اهمیت و نقش استقرا و اجرای سیستم های مدیریت سلامت شغلی در کنترل و کاهش شیوع بیماری کووید 19 در محیط های کاری به عنوان یکی از بخش های حساس و مهم جامعه، مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان شیوع ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع دارا و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی و همچنین ریسک فاکتورهای مدیریتی و اجرایی مرتبط در بخشی از صنایع ایران انجام پذیرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی در اردیبهشت ماه سال 1399 در حین شیوع بیماری کروناویروس در بخشی از صنایع تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. طی مطالعه حاضر مجموعا 70 صنعت مشتمل بر 24 صنعت فعال در حوزه تولید محصولات شیمیایی، 6 صنعت تولید قطعات خودرو، 14 صنعت تولید لوازم خانگی، 16 صنعت تولید محصولات بهداشتی و آرایشی، 4 صنعت تولید محصولات فلزی و 6 شرکت خدماتی بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل دو گروه از صنایع واجد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی (33 صنعت) و صنایع فاقد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی (37 صنعت) بود. در این مطالعه، چک‌لیستی برای جمع‌آوری داده‌های مطالعه بر اساس الزامات و پارامترهای سیستم‌های مدیریت سلامت شغلی و همچنین اطلاعات مرتبط با بیماری‌های واگیر و عفونی مانند کووید-19 طراحی گردید که شامل اطلاعات لازم در مورد ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه، طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 بود. تحلیل آماری داده‌های مطالعه با استفاده از آزمون‌ کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر و در محیط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام پذیرفت.  
یافته ها: تعداد کارگران شاغل در دو گروه صنایع واجد و فاقد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی به ترتیب 673 و 708 نفر بود. از 33 صنعت دارای سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی، (1/12 %) 4 صنعت دارای سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)، (7/66 %) 22 صنعت استاندارد OHSAS 18001:2007 را اخذ نموده و (2/21 %) 7 صنعت نیز دارای گواهینامه ISO 45001:2018 بودند. مشخص گردید که مقادیر شیوع بیماری کووید-19 در صنایع فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی به طور معنی داری بالانر می باشد (05/0>p). همچنین یافته ها نشان داد که بین پارامترهای طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0>P).
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین مقادیر امتیاز پارامترهای  طب کار و سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، آموزش و مشارکت کارکنان، مدیریت بیماری کووید-19 و در نهایت شیوع بیماری مذکور بین صنایع واجد و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی ارتباط معنی داری وجود داشته و اجرا و استقرار سیستم های مدیریت سلامت شغلی می تواند گامی موثر در راستای کاهش شیوع بیماری های ویروسی و واگیر همچون کووید-19 باشد.
ویدا زراوشانی، فرحناز خواجه نصیری،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده


لیلا کیکاوسی آرانی، اصغر قهری، الهام احسانی چیمه،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: غرق‌شدگی از شایع‌ترین تروماهای دریایی است. هر چند امروزه در دنیا، غرق‌شدگی موردتوجه سیاست‌گذاران سلامت قرار گرفته است ولی مسئله غرق‌شدگی در مدیریت ایمنی دانش‌آموزان مغفول مانده است. این پژوهش با هدف بررسی پیش‌بینی کننده‌های اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه از ترومای غرق‌شدگی در دانش‌آموزان غرب شهر تهران با رویکرد مدیریت ایمنی انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی– تحلیلی) مقطعی) بود. جامعه آماری پژوهش، والدین دانش آموزان مشغول به تحصیل در دوره اول ابتدایی مدارس منتخب دولتی غرب تهران در سال تحصیلی 1401- 1400 بودند (3000=N). نمونه‌گیری به روش تصادفی در دسترس بود. 340 نفر از والدین مشارکت نمودند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته با رویکرد جدید مدیریت ایمنی (پیشگیری از وقوع حادثه با اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه) بر اساس مدلی انگیزش محافظت (مدل رفتاری پیشگیرانه) بود که پایایی و روایی آن بررسی شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار 26 SPSS و آزمون‌های همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی انجام شد.  
یافته ها: مدل موردمطالعه 67% واریانس رفتارهای پیشگیرانه از ترومای دریایی غرق‌شدگی را تبیین نمود. 69.7% از دانش آموزان سابقه استفاده از کلاس‌های شنا را نداشتند. بیشترین همبستگی بین رفتار پیشگیرانه از غرق‌شدگی و هزینه‌های درک شده بود (0.579-=r و 0.01>P). تعداد 237 دانش‌آموز (69.7%) هرگز رفتار پیشگیرانه «یادگیری فنون شنا یا کسب توانایی شنا از مربیان حرفه‌ای شنا « از خود نشان ندادند.
نتیجه گیری: رابطه معنادار بین بیشتر سازه‌های مدل انگیزش محافظت با اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه از غرق‌شدگی و وجود بیشترین همبستگی بین رفتار پیشگیرانه و هزینه درک شده، بر طراحی برنامه‌های آموزشی رایگان در جهت افزایش دانش و انگیزش دانش آموزان درباره رفتارهای پیشگیرانه از غرق‌شدگی تأکید دارد.

 
علی ناصری، وجیهه هوشیار،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

مقدمه: کووید 19 پاندمی بود که بسیاری از مشاغل را با مشکلات عدیده‌ای روبرو کرد و باعث ایجاد ناامنی زیادی در بین مشاغل شد که کارگران و کارکنان زیادی را با استرس از دست دادن شغل خود دچار مشکلات فراوانی کرد. لذا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل تاثیر اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروند سازمانی با توجه به نقش ناامنی شغلی و ریسک ادراک شده مرتبط با ویروس کرونا در میان کارکنان سازمان تامین اجتماعی مشهد انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد می‌باشند که تعداد آنها560 نفر است. حجم نمونه براساس جدول مورگان و با استفاده از روش غیرتصادفی دردسترس تعداد 225 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد وو و همکاران (2022) است که جهت بررسی روایی، از روایی سازه و روش تحلیل عاملی تاییدی بهره برده شد و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد، نتایج نشان داد که پرسشنامه از روایی و پایایی مناسب برخوردار است. همچنین، تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌افزار smart pls انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر رفتار شهروندی سازمانی و ریسک ادراک شده کرونا تاثیرگذار است. همچنین، ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر ناامنی شغلی درک شده تاثیر مثبت دارد. اما ریسک ادراک شده مرتبط با کرونا بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار نیست و رابطه بین اقدامات مدیریت ایمنی محل کار و رفتار شهروندی سازمانی را میانجی‌گری نمی‌کند. اقدامات مدیریت ایمنی محل کار بر ناامنی شغلی درک شده تاثیرگذار است و ناامنی شغلی بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیرگذار است.
نتیجه‌گیری: از یافته‌های پژوهش می‌توان چنین استنباط کرد که اقدامات مدیریت ایمنی محل کار یکی از مهم‌ترین برنامه‌ها و استراتژی‌های سازمان‌ها در افزایش رفتارهای شهروندی و همراهی کارکنان از طریق پشتیبانی و حمایت کارکنان و فراهم کردن شرایط ایمنی در سازمان است.

 
رضا برزگر، امید کلات پور، مریم فرهادیان، رشید حیدری مقدم،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: آتش‌نشانی صنعتی (IFF) یک شغل پرخطر در صنایع فرآیندی است. تیم‌های آتش‌نشانی به عنوان بازوی اجرایی تیم‌فرماندهی حادثه شناخته می‌شوند. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان انطباق آزمایشات فیزیکی انجام شده در حوزه آتش‌نشانی صنایع فرآیندی و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از درصد تشابهات احتمالی با الزامات NFPA می‌باشد.
روش کار: این مطالعه از نوع مشاهده مقطعی بر روی 14 شرکت فرآیندی ایرانی متشکل از دو شرکت پالایشگاهی و 12 شرکت پتروشیمی از طریق نمونه‌گیری به روش سرشماری انجام شد. استاندارد مرجع مد نظر این مطالعه NFPA1582-2018 بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها از نوع توصیفی تحلیلی بوده و به کمک نرم‌افزار SPSS 27 انجام شد. در این مطالعه، مطابق با آزمون‌ها و مولفه‌های مد نظر استاندارد نام برده، در پنج گروه با زیرمولفه‌های مربوطه به بررسی درصد تشابهات لازمه پرداخته شد.  
یافته ها: اکثر شرکت‌های منتخب (58%) فاقد برنامه منسجم یا چهارچوب معینی جهت ارزیابی تناسب اندام آتش‌نشان‌های شرکت فرآیندی خود بودند و مابقی شرکت‌های دارای برنامه معین جهت ارزیابی تناسب اندام (42%) به تعداد اندکی (کمتر از 20%) به صورت موردی و تک به تک با مولفه‌های مد نظر استاندارد NFPA1582-2018 در زمینه ارزیابی تست‌های تناسب اندام مطابقت داشتند.
نتیجه گیری: از آنجایی که 58% از شرکت‌های فرآیندی مورد بررسی در این مطالعه فاقد برنامه ارزیابی تناسب اندام منسجم و یکپارچه بوده و 42% باقیمانده، از نظر مولفه‌های مورد بررسی تطابق خیلی کمی با استاندارد NFPA1582-2018 
داشتند؛ این مسئله با توجه به کیفیت مولفه‌ها و نیازسنجی فنی تدوین مولفه‌های متناسب و منعطف با شرایط کاری در صنعت فرآیندی و در مرحله بعدتر الزام قانونی جهت اجرای یک چهارچوب یکپارچه از طرف وزارتخانه مربوطه، شرایطی را ایجاد می‌کند تا شرکت‌های فرآیندی از نظر گزینش و پایش نیروهای آتش‌نشان خود دارای مسیر مشخص و منظمی باشند.
سید حسین نظیری، مصطفی پویاکیان، صدیقه صادق‌حسنی، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: در اثر پیشرفت چشمگیر فناوری نانو، افزایش مصرف نانومواد مهندسی‌شده، شکاف اطلاعاتی و عدم قطعیت‌های موجود در رابطه با ‏مخاطرات محصولات جدید نانو، توسعه و بکارگیری چارچوب‌ها و ابزارهایی که بتواند از منظر حفظ سلامت انسان و محیط‌زیست، ‏به شناسایی مخاطرات، کاهش احتمال مواجهه و کنترل ریسک نانومواد مهندسی‌شده بیانجامد، مورد توجه مراجع مختلف قرار ‏گرفته است. با‌ این حال، در اغلب رویکردهای ارزیابی یا مدیریت ریسک نانومواد مهندسی‌شده، تمام معیارهای مورد نظر برآورده ‏نمی‌شوند. این مطالعه با هدف بررسی و معرفی چارچوب‌ها و ابزارهای توسعه یافته مختلف برای نانومواد مهندسی‌شده در حوزه ‏مدیریت ریسک ایمنی، بهداشت و محیط‌زیست در فناوری نانو انجام گردید.‏
روش کار: جستجوی چارچوب‌ها و ابزارهای مربوطه در پایگاه‌های داده ‏Scopus، ‏Web of Science‏ و مراجع ‏NIOSH، ‏ECHA‏ و ‏ISO‏ با ‏استفاده از کلید واژه‌های «نانومواد مهندسی‌شده»، «چارچوب»، «ابزار»، «مدیریت ریسک»، «مواجهه شغلی»، «محیط‌زیست»، ‏‏«ارزیابی ریسک» و «فناوری نانو» انجام شد. از بین نتایج جستجو، چارچوب‌ها و ابزارهای مدیریت و ارزیابی ریسک ایمنی، بهداشتی ‏و زیست‌محیطی که به طور مستقیم به مخاطرات، اثرات بالقوه و مدیریت ریسک داده‌های نانومواد مهندسی‌شده پرداخته‌اند، برای ‏مطالعه انتخاب گردید.‏  
یافته ها: از میان نتایج بدست آمده، 17 چارچوب مدیریتی و 11 ابزار ارزیابی توسعه یافته در حوزه مدیریت ریسک شغلی، سم‌شناختی و ‏زیست‌محیطی در رابطه با مخاطرات نانومواد مهندسی‌شده انتخاب شده، مورد معرفی و بحث قرار گرفت. چارچوب‌ها و ابزارهای ‏مختلف با هدف شناسایی و ارزیابی مخاطرات بالقوه و ریسک ناشی از مواجهه با نانومواد مهندسی‌شده از منظر دامنه، اهداف، ‏رویکردهای ارزیابی ریسک و خروجی تفاوت داشته و کاربردهای مختلفی را ارائه می‌کنند.‏
نتیجه گیری: چارچوب‌ها و ابزارهای مختلف توسعه یافته در رابطه با ارزیابی و مدیریت ریسک‌ نانومواد مهندسی‌شده، هر یک دارای قابلیت‌ها، ‏کاربردها و محدودیت‌های به خصوصی بوده که می‌تواند سازمان‌ها را در نیل به اهداف ایمنی، بهداشت و محیط‌زیست در حوزه ‏فناوری نانو یاری نماید. در حال حاضر، هیچ اتفاق نظری در مورد بهترین ابزار ارزیابی یا چارچوب مدیریت ریسک نانومواد وجود ‏ندارد و نیاز به تحقیق، توسعه و همکاری بیشتر در این حوزه برجسته می‌باشد.‏
 
الهه چوبینه، صابر اعظمی آغداش، علی اسماعیلی، سید شمس‌الدین علیزاده،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: انتشار غیرمنتظره مایعات و گازهای بسیار خطرناک در صنایع شیمیایی فرایندی سال ها گزارش شده است. اگر این مواد به درستی کنترل نشوند، احتمال وقوع فاجعه وجود دارد. در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، موضوع مدیریت ایمنی فرآیند همچنان مورد بحث می باشد. PSM برای مدیریت ریسک پرسنل، اموال، محصول، محیط‌زیست و اعتبار شرکت ایجاد شده است. این مطالعه با هدف بررسی و گردآوری چالش‌ها و دستاوردهای اجرای PSM و توصیه‌هایی جهت بهبود آن انجام شده است.
روش کار: طی یک بررسی سیستماتیک، مجموعه‌ای از مقالات علمی منتشر شده در بازه زمانی 2000 تا 2023، از پایگاه‌های اطلاعاتی مانند Science Direct، Web of Science، PubMed و Scopus انتخاب شدند. پس از بررسی کامل چکیده، عناوین و متون کامل آنها، در نهایت 49 مقاله برای ورود به پژوهش انتخاب و بر اساس معیارهای مختلف از جمله سال انتشار، نویسندگان، دستاوردها، چالش ها و ... دسته بندی شدند.  
یافته ها: PSM در ایالات متحده به دلیل تعداد بالای صنایع شیمیایی فرآیندی و وجود آن در قالب قانون  OSHA در این کشور، بیشترین مطالعه را داشته است. حوزه های عملیاتی، ممیزی و منابع دارای بیشترین تعداد چالش در مسیر پیاده سازی PSM می باشد و کاهش شدت رویدادهای شیمیایی فرآیندی و افزایش بهره وری از مهمترین دستاوردهای پیاده سازی PSM به شمار می روند.
نتیجه گیری: ایمنی فرایند به‌عنوان یک حوزه بین‌رشته‌ای به مهارت‌های فنی و عملیاتی زیادی نیاز دارد. برنامه‌های مدیریت ایمنی فرایند در طول سال‌ها بهبود یافته‌اند و پیاده‌سازی آنها مؤثرتر شده است؛ ولی با این‌حال، حوادث هنوز اتفاق می‌افتد و با رشد صنایع شیمیایی فرآیندی و افزایش تقاضا، احتمال افزایش تعداد حوادث وجود خواهد داشت. برای دستیابی به تعالی در ایمنی فرایند و حفظ آن، نگاهی عمیق به موضوعات مقررات مبتنی بر ریسک، شایستگی، برتری عملیاتی و درس‌گرفتن از حوادث ضروری است.
 
علی محمدی، محمود صمدیان، علی بهروزی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: یکی از ابزارهای مورد استفاده جهت ارزیابی عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، مدل مدیریت ایمنی کیفیت جامع (TQSM) می باشد. در مطالعه حاضر، عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای در دو کارخانه تولید روغن خوراکی با استفاده از مدل مذکور مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش کار: 78 معیار در چهار حیطه اصلی مدل TQSM شامل مدیریت کیفیت جامع (TQM)، خطوط راهنمای سیستم مدیریت کیفیت(ISO 9001) ،  برنامه حفاظت داوطلبانه(VPP)  و مدیریت ایمنی فرآیند (PSM) در کارخانه های سبوس مازند و مینو کاسپین، واقع در استان مازندران مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعه مطالعه، 20 نفر از هر کارخانه با شرایط مدیر، سرپرست و یا عضو کمیته حفاظت فنی و بهداشت کار و با حداقل سابقه کار یک سال در آن مسئولیت بودند که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. با توجه به نوع صنعت، دو کارخانه مذکور در زمان انجام این مطالعه دارای سیستم های مستقر و فعال مدیریت کیفیت (ISO 9001)، مدیریت رضایتمندی مشتریان (ISO 10002) و HACCP (تجزیه و تحلیل خطر و کنترل نقاط بحرانی) بودند.   
یافته ها: نتایج نشان داد که مجموع امتیاز کسب شده در کارخانه های سبوس مازند و مینو کاسپین در حیطه های 4 گانه فوق الذکر، به ترتیب 11/52 و 8/51 در حیطه TQM، 94/43 و  5/45 در حیطه 9001 QMS-ISO، 23/45  و  45/46 در حیطه VPP، و 22/30  و 06/30 در حیطه PSM بوده است. مجموع امتیاز کسب شده در مدل TQSM  در شرکت سبوس مازند 51/171  امتیاز و در شرکت مینو کاسپین 81/173 امتیاز بود که معادل 97/54% و 7/55% حداکثر امتیاز قابل دستیابی در این مدل بود. اختلاف معناداری بین میانگین امتیازات کسب شده در 4 حیطه فوق در دو شرکت مشاهده نگردید (05/0 نتیجه گیری: هر دو شرکت از منظر سطح کلی عملکرد مدیریت بهداشت حرفه ای و ایمنی در حد متوسط قرار داشتند. معیارهای ارزیابی در چهار حیطه در مدل TQSM نشان دهنده وضعیت های ضعیف و متوسط در زیرحیطه های مورد ارزیابی بود. با استفاده از این مدل، معیارهای سازمانی و عملیاتی نیازمند تلاش و تمرکز بیشتر جهت ارتقاء سطح عملکرد مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای در دو کارخانه بخوبی متمایز گردید. 
 

محمدعلی فدایی، حسین منصوری، طیبه عباس نژاد،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: تغییرات جمعیتی پدیده‌‌ای اجتناب ناپذیر در سازمان‌های امروزی است. از انجا که سالمندی نیروی کار از چالش‌های سازمانی است هدف این پژوهش طراحی مدل ساختاری اقدامات مدیریت منابع انسانی سالمندمحور در سازمان های دولتی است.
روش کار: این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از منظر روش اجرا، توصیفی-پیمایشی و بر اساس چگونگی گردآوری داده ها، در دسته تحقیقات آمیخته از نوع طرح متوالی اکتشافی (کیفی-کمّی) قرار می گیرد. ابزار گردآوری اطلاعات جهت مرور ادبیات پژوهش، روش کتابخانه ای و برای گردآوری داده های میدانی، پرسشنامه است. در ابتدا از روش دلفی جهت استخراج و شناسایی اقدامات مدیریت منابع انسانی سالمندمحور استفاده گردید. در مرحله دوم پژوهش، روش کمی جهت اعتباریابی الگوی اقدامات سالمندمحور سازمانهای دولتی و تعیین وضعیت موجود آن اقدامات انجام شد.  
یافته ها: نتایج حاصل از برازش مدل و به کارگیری نرم افزار Smart Pls 3 و آزمون تحلیل عاملی تاییدی حاکی از اعتبار بالای الگوی اقدامات مدیریت منابع انسانی سالمندمحور در سازمان‌های دولتی در قالب 9 بعد اصلی و 48 شاخص فرعی ارئه شد.
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که از دیدگاه کارکنان تحت مطالعه، اقدامات مدیریت منابع انسانی سالمندمحور از نظر اجرا در وضعیت مطلوبی قرار نداشته و سطح انتظار کارکنان را برآورده نمی کند.
کاظم صمیمی، اسماعیل زارعی، محسن امیدوار، جواد قیاسی، پرهام عظیمی، مصطفی پویاکیان،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی ریسک حریق در مخازن ذخیره‌سازی نفت با چالش‌هایی مانند داده‌های ناقص، متناقض و نامطمئن و به‌ویژه محدودیت شواهد تجربی روبرو است. مطالعات قبلی مبتنی بر شبکه های بیزی بر پایه مقادیر نقطه‌ای اغلب در بازتاب تردیدهای کارشناسان و عدم قطعیت شناختی ناکام می‌مانند. این مطالعه با هدف توسعه و ارزیابی یک چارچوب ترکیبی نوآورانه بر پایه تلفیق نظریه دمپستر-شافر (DST) و شبکه‌های بیزی (BN) انجام شده است تا قابلیت اطمینان ارزیابی ریسک حریق را از طریق در نظر گرفتن میزان «تردید کارشناسان در احتمال وقوع رویدادهای پایه» در چنین محیط‌های صنعتی بهبود بخشد.
روش کار: روش پیشنهادی از نظریه دمپستر-شافر برای مدل‌سازی عدم قطعیت کارشناسی از طریق احتمالات بازه‌ای (اعتماد - مقبولیت) استفاده می‌کند و شبکه‌های بیزی را برای به‌روزرسانی پویا و دینامیک روابط علّی با ورود اطلاعات جدید به کار می‌گیرد. در این مطالعه ترکیب پیچیده نظرات شواهد متعدد با رویکرد DST  از طریق طراحی کدهای محاسباتی در نرم افزارRstudio  انجام شده است. مطالعه موردی بر اساس روش پیشنهادی در یک مجتمع انبار فرآورده های نفتی در سال 1403 پیاده سازی شده است.  
یافته ها: چارچوب ترکیبی DST-BN توانایی برتر خود را در ادغام داده‌های ناقص و متناقض کارشناسان نشان داد و از اعتماد مبالغه آمیز ناشی از برآوردهای نقطه‌ای مربوط به احتمال وقوع رویدادهاجلوگیری کرد. احتمالات بازه‌ای نمایش‌های قابل‌اطمینان‌تری از عدم قطعیت شناختی ارائه دادند و از طرفی تلفیق BN امکان مدل‌سازی علّی قابل ردیابی و قابل به روزرسانی را فراهم کرد. راه‌حل محاسباتی ارائه‌شده کاربرد عملی DST با چند کارشناس را امکان‌پذیر و قدرت ارزیابی ریسک را تقویت نمود.
نتیجه گیری: این پژوهش یک روش ترکیبی مؤثر بر پایه DST-BN برای ارزیابی ریسک حریق در مخازن نفتی با سقف ثابت ارائه می‌دهد که دقت و قابلیت اطمینان را در محیط‌های صنعتی پیچیده بهبود می‌بخشد. با رفع نواقص روش‌های مبتنی بر مقادیر نقطه‌ای و تسهیل مشارکت چندین کارشناس، این چارچوب استنتاج‌های احتمالاتی شفاف‌تر و قابل دفاع‌تر ارائه می‌کند. مطالعات آینده می‌توانند بر یکپارچه‌سازی داده‌های لحظه‌ای حسگرها و سامانه‌های تصمیم‌یار مبتنی بر هوش مصنوعی برای تقویت بیشتر توان ارزیابی پویا متمرکز شوند.
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: بیماری‌های شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابل‌توجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب می‌شود، بااین‌حال، بسیاری از سازمان‌ها در اجرای آن ناکام می‌مانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیط‌زیست
 (Health, Safety and Environment) می‌پردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبه‌ها به کار گرفته شد. پس از تجزیه‌وتحلیل مصاحبه‌ها، کدهای استخراج‌شده دسته‌بندی شدند.  
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شده‌اند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دسته‌های اصلی عبارت‌اند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع می‌توانند به‌طور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسک‌ها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیط‌های صنعتی، ضروری است که سیاست‌گذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را به‌دقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آن‌ها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرم‌افزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی، بازسازی نظام‌های مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمان‌های نظارتی و صنایع می‌تواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.
عذرا درگاهی قره‌باغ، موسی جباری، غزاله منظمی تهرانی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: حساسیت بیمارستان در برابر حریق، به علت محدودیت‌های حرکتی و هوشیاری جمعیت ساکن، وجود کارکنان متخصص، ارزش زیرساختی در نظام درمان، تجهیزات گران‌قیمت، به‌عنوان یکی از دغدغه‌های مدیریت بیمارستان‌ها موردتوجه است. همچنین، دود به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین علل مرگ‏و‏میر ناشی از حریق مطرح است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت ایمنی حریق و مدل‌سازی انتشار دود و حریق بر اساس نتایج ارزیابی ریسک حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی در سال ۱۴۰۲- ۱۴۰۳ انجام شد.
روش کار: این مطالعه در سه‌ گام متوالی شامل ارزیابی ریسک، طراحی سناریو حریق و مدل‌سازی دود و حریق در یک بیمارستان آموزشی و درمانی انجام شد. بخش‌های آسیب‌پذیر در برابر حریق با استفاده از روش FRAME شناسایی شدند. سپس، سناریو حریق و استراتژی کنترلی بر اساس علل ریسک شناسایی‌شده در گام اول و نیز با مرور منابع طراحی گردید. در گام پایانی، مدل‌سازی دود و حریق با نرم‏افزار CFAST انجام شد و کارایی استراتژی کنترلی مورد بررسی قرار گرفت.  
یافته ها: از میان بخش‌های مورد ارزیابی بیمارستان، بخش بستری واقع در طبقه دهم به دلیل تجمع چندین رفتار ناایمن و بخش انبار واقع در طبقه منفی یک به علت انبارش نامناسب و دسترسی ناکافی به خروجی اضطراری، دارای ریسک حریق افراد بالاتر از حد مجاز (سطح نامطلوب) ارزیابی شدند. مدل‌سازی دود و حریق در این دو طبقه، برای دو استراتژی »وضعیت موجود «و»کنترل ریسک «انجام شد. نتایج مدل‌سازی در هر دو مورد، تأثیر مثبت استراتژی کنترلی را بر بهبود شاخص‌های دوز مؤثر کسری (FED) و نرخ انتشار حرارت (HRR) نشان داد.
نتیجه گیری: ارزیابی ریسک می‌تواند دیدگاه روشنی از جزئیات ایمنی حریق ساختمان بیمارستان ارائه دهد. تلفیق نتایج ارزیابی ریسک FRAME با شبیه‌سازی CFAST، به درک جامعی از وضعیت ایمنی حریق بیمارستان منجر می‌شود. از این داده‌ها می‌توان برای طراحی برنامه‌های اضطراری و محاسبه زمان خروج ایمن موردنیاز (RSET) بهره برد تا از آسیب‌های جانی ناشی از گازهای خفه‌کننده برای ساکنان پیشگیری شود.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb