جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
68 نتیجه برای موضوع مقاله:

مرضیه عباسی نیا، امید کلات پور، مجید معتمد زاده، علیرضا سلطانیان، ایرج محمدفام، محمد گنجی پور،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: شرایط اضطراری شرایطی ناخواسته و غیرقابل‌پیش‌بینی است. در این شرایط عملکرد افراد تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می‌گیرد که موجب ایجاد استرس می‌شود. این استرس منجر به تغییرات فیزیولوژیکی شده و می‌تواند اشتباه در قضاوت یا اشتباهات عملیاتی را افزایش دهد. همچنین واکنش افراد در هنگام وقوع حوادث و شرایط اضطراری، نقش مهمی در کاهش یا افزایش میزان ریسک دارد. عملکرد افراد در چنین شرایطی می‌تواند بر میزان وقوع خطای انسانی نیز تأثیر داشته باشد. وقوع خطای انسانی در این شرایط می‌تواند منجر به پیامدهای فاجعه‌بار و آسیب و خسارات شدید شود؛ بنابراین ارزیابی احتمال خطای انسانی در این شرایط اهمیت زیادی دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی خطای انسانی در شرایط اضطراری انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که در یک صنعت پتروشیمی در استان مرکزی در سال 1398 انجام شد. ابتدا از روش آنالیز سلسله مراتبی فازی (FAHP) برای انتخاب و اولویت‌بندی شرایط اضطراری موجود در صنعت استفاده شد. جهت ارزیابی خطاهای انسانی در این شرایط پس از تعدیل کردن (Adjust) شرایط اثرگذار بر عملکرد افراد (CPC)، وزن آن‌ها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین شد و درنهایت با استفاده از روش CREAM فازی، احتمال خطای انسانی در شرایط اضطراری موردمطالعه محاسبه شد.  
یافته ها: نتایج به‌دست‌آمده از روش آنالیز سلسله مراتبی فازی نشان داد که نشت هیدروژن از محل اتصالات سیلندر در قسمت سیلندر پر کنی واحد الفین مهم‌ترین شرایط اضطراری در صنعت موردمطالعه بود. بیشترین وزن نسبی شرایط اثرگذار بر عملکرد افراد در شرایط اضطراری موردمطالعه، مربوط به «شرایط کار» بود (0.256). نتایج ارزیابی خطای انسانی به روش CREAM نشان داد که سطح کنترل تاکتیکی، سطح کنترلی غالب در وظایف موردبررسی بود. وظیفه کنترل عملیات با احتمال 0.0075 بیشترین احتمال خطای انسانی در شرایط اضطراری موردمطالعه را کسب کرد. کمترین احتمال خطای انسانی نیز مربوط به وظایف تیم درمان بود (0.0056).
نتیجه گیری: با استفاده از این روش می‌توان یک برنامه عملی و کاربردی جهت جلوگیری از وقوع خطای انسانی در شرایط اضطراری و مختص هر صنعت تعریف کرد. در این روش اطلاعات کیفی و کمی می‌توانند مورد ارزیابی قرار گرفته و همچنین نظر متخصصین و خبرگان در مورد شرایط و وظایف موردبررسی که در هر صنعت، مختص همان صنعت است، نیز در نظر گرفته می‌شود. با این روش همچنین به‌خوبی می‌توان عناصر پراهمیت و داری وزن بالا در بروز خطاهای انسانی را مشخص و اقدامات اساسی جهت کنترل آن‌ها را برنامه‌ریزی نموده و در اولویت قرار داد.

علی فردی، محمّد کارخانه، حمیدرضا حیدری، ابوالفضل محمدبیگی، احمد سلطان‌زاده،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: گاز متان به‌عنوان یکی از پرکاربردترین گازهای مورد استفاده در صنایع دارای پتانسیل اشتعال‌پذیری بسیار بالایی می‌باشد. لذا انجام تمهیدات ایمنی به‌منظور جلوگیری از بروز حریق این گاز باید در اولویت یک صنعت باشد. هدف از انجام این مطالعه سنجش و تحلیل اثربخشی عملکرد سیستم تهویه موجود بر روی گودال شیر یا ولوپیت‌های انتقال گاز متان بر اساس استاندارد طبقه‌بندی فضاهای خطرناک بود.
روش کار: این مطالعه در یک صنعت تولید فولاد در استان قم در سال 1398 طراحی و اجرا شده است. بخش موردمطالعه شامل ولوپیت‌های ورودی گاز متان و ولوپیت‌های توزیع گاز متان در صنعت موردمطالعه بود. ابزارهای مورداستفاده در این مطالعه شامل دستگاه لوله پیتو DELTA OHM مدل DO-2003 برای اندازه‌گیری سرعت باد، دستگاه گاز سنج متان متعلق به شرکت BW مدل GasAlert Max XTII، پروتکل نشت تأسیسات هیدروکربنی مربوط به سازمان حفاظت محیط‌ زیست آمریکا (EPA)، مدل ریاضی تعیین دبی جرمی گاز در زمان نشتی و استاندارد طبقه‌بندی فضاهای خطرناک IEC-60079-10 برای تحلیل اثربخشی ایمنی ولوپیت‌های انتقال گاز متان بود.  
یافته ها: میزان LELm برای گاز متان در حدود 0.0334kg/m3 و میزان حجم محوطه نشت بر اساس معادلات استاندارد IEC-60079-10 در حدود Vz = 0.053m3 بود. بر اساس سناریوهای نشتی، نتایج اندازه‌گیری‌ها، شبیه‌سازی‌های نشت و محاسبات صورت گرفته در استانداردهای IEC-60079-10 و EPA، نشتی رایج ناشی از اتصالات در محدوده Vz < 0.1 مترمکعب بوده است. بعلاوه، نتایج محاسبات میزان نشتی غیرمتداول ناشی از تأسیسات نشان داد برای سوراخ‌های با قطر بیش از 0.3mm، سیستم تهویه تعبیه‌شده بر روی ولوپیت‌های توزیع گاز متان موردمطالعه اثربخش نبوده و به‌سرعت حجم گاز داخل ولوپیت‌ها از مرز تهویه بالا عبور کرده و احتمال تجمع خطرناک گازها در ولوپیت‌ها را به همراه خواهد داشت.
نتیجه گیری: یافته‌های این مطالعه بیانگر این بود که با وجود کوچک‌ترین میزان نشتی، احتمال بروز جو انفجاری درون ولوپیت‌های موردمطالعه وجود دارد، لذا بایستی تمهیدات ویژه‌ای برای جانمایی، تعمیر و نگهداری، بازرسی نشتی، تمهیدات ایمنی برای ورود به ولوپیت‌ها و همچنین پیشگیری از رسیدن منابع حرارتی لازم مانند الکتریسیته ساکن و غیره توسط کاربران این تأسیسات بکار گرفته شود.

مریم فیض عارفی، فخرالدین قاسمی، امید کلات پور،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: واحد اکسیژن ساز بیمارستان یکی از بخش‌های مهم و حیاتی بیمارستان بوده که وظیفه تأمین اکسیژن را بر عهده دارد. هرگونه نشت اکسیژن، علاوه بر قطع اکسیژن و عدم تأمین اکسیژن موردنیاز بیماران، ممکن است باعث انفجار، آتش‌سوزی و خسارات جانی و مالی گردد. ارزیابی ریسک می‌تواند ما را در پیشگیری از چنین حوادثی یاری نماید. هدف از این مطالعه تجزیه‌وتحلیل سناریوی نشت اکسیژن در واحد اکسیژن ساز بیمارستان با استفاده از تلفیق روش‌های آنالیز درخت خطا و شبکه بیزین فازی است.
روش کار: ابتدا، تمامی رویدادهای پایه با پتانسیل ایجاد نشت اکسیژن شناسایی شدند. سپس، درخت خطا نشت اکسیژن طراحی و ترسیم گردید. این درخت خطا در شبکه‌های بیزین نگاشت گردید. با استفاده از منطق فازی احتمال رویدادهای پایه تعیین و با استفاده از تحلیل شبکه بیزین مهم‌ترین فاکتورهای اثرگذار بر سناریوی نشت اکسیژن تعیین شدند.  
یافته ها: بر اساس نتایج این مطالعه، نادیده گرفتن علامت‌گذاری‌ها مهم‌ترین رویداد پایه اثرگذار بر روی نشت از خط لوله و عدم قراردهی ماسک بر روی دهان بیمار مهم‌ترین دلیل نشت اکسیژن در اتاق بیمار بوده است. در صورت وجود منابع حرارتی و شعله‌ای، نشت اکسیژن می‌تواند منجر به آتش‌سوزی یا انفجار گردد.
نتیجه گیری: نشت اکسیژن می‌تواند خطرات قابل‌توجهی را در بیمارستان‌ها به وجود آورد؛ بنابراین، آموزش کارکنان درزمینۀ خطرات نشت اکسیژن ضروری به نظر می‌رسد. همچنین باید به این نشت‌ها و پیامدهای منفی آن در برنامه‌ریزی‌های اضطراری و مدیریت بحران بیمارستان توجه ویژه‌ای شود.
سلیمان رمضانی‌فر، احسان رمضانی‌فر، الهه خدیو، علی صالحی سهل‌آبادی، داود اسکندری، مهشید نامداری،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: در بسیاری از محیط‌های شغلی، به ویژه اتاق‌های کنترل، امکان وقوع خطای انسانی وجود دارد. با توجه به نقش حیاتی اتاق‌ کنترل مرکزی ترافیک راه‌آهن در هدایت و کنترل انواع قطارها در طول شبکه خطوط ریلی، رخداد هرگونه خطا در این اتاق کنترل می‌تواند منجر به وقوع حادثه فاجعه‌باری شود. لذا هدف از پژوهش حاضر شناسایی و ارزیابی خطاهای انسانی در اتاق کنترل مرکزی ترافیک راه‌آهن با استفاده از تکنیک HEART است.
روش کار: این مطالعه توصیفی-مقطعی در سال 1400 انجام شد. در این پژوهش با استفاده از روش HTA، وظایف و زیر ‌‌وظایف شناسایی شدند. سپس با استفاده از تکنیک HEART احتمال خطای انسانی مورد ارزیابی قرار گرفت.  
یافته ها: بر اساس نتایج روش HTA، 67 وظیفه اصلی و 149 زیر وظیفه شناسایی گردید. نتایج بررسی احتمال خطای انسانی با استفاده از تکنیک HEART نشان داد که سه وظیفه اصلی سمت شغلی کارشناس سیر و حرکت (تقسیم دیزل‌ها، برقراری اولویت حمل‌ بار و برنامه‌ریزی حرکت قطارها) بیشترین احتمال خطا را به خود اختصاص داده بودند. علاوه بر این، از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر بروز خطای انسانی می‌توان به «شواهدی از وجود بیماری در بین کارکنان»، «اختلال خواب»، «بی‌تجربگی»، «ناآشنا بودن» و «استرس» اشاره کرد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر این امر است که کارکنان اتاق کنترل مرکزی ترافیک راه آهن مستعد بروز خطا هستند و در صورت بروز خطا توسط این کارکنان حوادث جبران ‌ناپذیری به وقوع خواهد پیوست. به همین منظور می‌بایست در جهت کاهش احتمال خطای این کارکنان تدابیری از جمله بکارگیری برنامه‌های نوبت‌کاری منظم و مناسب، استفاده از افراد متبحر و با صلاحیت و غیره را در نظر گرفت.
یونس مهری فر، سلیمان رمضانی فر، سونا بیرامی، سارا طالب الحق، احسان رمضانی فر، پردیس امیری، مصطفی پویاکیان،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: سالیانه در سراسر جهان، هزینه‌های زیادی از تولید ناخالص ملی کشورها در پی وقوع حوادث شغلی اتلاف می‌شود. برآورد این هزینه‌ها می‌تواند در راستای سرمایه‌گذاری بهینه و پایه‌گذاری سیاست‌های مناسب در بسیاری از کشورهای دنیا ازجمله ایران حائز اهمیت باشد. لذا، این مطالعه با هدف بررسی مطالعات انجام‌شده درزمینۀ اقتصاد ایمنی و هزینه‌یابی حوادث در ایران از سال 2000 تا 2021 انجام شده است.
روش کار: به‌منظور انجام این پژوهش مروری از پایگاه‌های داده معتبر «Web of Science»، «Embase»، «IranDoc»، «SID»، «Magiran»، «Google Scholar»، «PubMed» و «Scopus» استفاده گردید. مقالات در این پایگاه‌های داده با جستجوی کلیدواژه‌های فارسی همچون «حادثه»، «هزینه حوادث»، «حوادث شغلی»، «ایران» و معادل انگلیسی آن‌ها شامل «Accidents»، «Accident Costs»، «Occupational Accident» و «Iran» در بازه زمانی 2000 تا 2021 جستجو و استخراج گردیدند.
یافته ها: از میان 66 مقاله شناسایی‌شده، 19 مقاله به‌عنوان مقالات نهایی انتخاب گردید که از این میان 11 مطالعه در صنعت حمل‌ونقل و 8 مطالعه در سایر صنایع اجرا شده بودند. در میان این مطالعات، 9 مطالعه فقط به بررسی و بیان هزینه‌های کلی و 6 مطالعه به تفکیک به بررسی و بیان هزینه‌های مستقیم، غیرمستقیم و کلی پرداخته بودند. 4 مطالعه دیگر نیز به بررسی و بیان هزینه‌های ناشی از حوادث به صورت‌های دیگر پرداخته بودند. گفتنی است که در 3 مطالعه میزان هزینه‌های مستقیم بیشتر از هزینه‌های غیرمستقیم برآورد شده است. همچنین، بر اساس مطالعات میزان خسارت وارده به تولید ناخالص داخلی از 0.03 تا 6.46 درصد از تولید ناخالص ملی بود.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از مرور مطالعات نشان داد که حوادث شغلی سبب اتلاف بخش قابل‌توجهی از تولید ناخالص ملی ایران می‌شود. لذا به‌منظور جلوگیری از اتلاف چنین هزینه‌های سنگینی توصیه می‌گردد تا مطالعات دیگری درزمینۀ ارتباط سرمایه‌گذاری در بخش ایمنی و کاهش هزینه‌های حوادث با توجه به گروه‌بندی مشاغل به‌ویژه در صنایع فرآیندی، خدماتی و تولیدی صورت بپذیرد.
ایرج محمدفام، علیرضا سلطانیان، امید کلاتپور،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: شرایط اضطراری بخشی از فضای کسب‌وکار است که در عمل، حذف تمامی آن‌ ناممکن می باشد. برای مدیریت کارا و اثربخش شرایط اضطراری، یکی از ارکان اساسی و بحرانی، پیش‌بینی و شناسایی انواع شرایط اضطراری محتمل می‌باشد. در همین راستا، در این مطالعه چارچوبی برای پیش‌بینی و شناسایی شرایط اضطراری طراحی و در یک مطالعه موردی در دو صنعت فرایندی آزمون شد.
روش کار: در این مطالعه ابتـدا روش‌های اجرایی شرکت‌ها و سازمان‌های فعال داخلی و خارجی در حوزه صنایع فرایندی جمع‌آوری شد. سپس روش‌های شناسایی آمادگی در برابر شرایط اضطراری و معیارهای ارزشیابی آن‌ها، با استفاده از بررسی متون استخراج‌شده و با رویکرد فازی دومرحله‌ای اولویت‌بندی شدند. برای محاسبه وزن متخصصین، از سیستم استنتاج فازی استفاده شد. برای اولویت‌بندی روش‌ها، ورودی‌های مربوط به سیستم فازی دوم محاسبه و با ورود متغیرهای مذکور به سیستم فازی، نمره نهایی روش‌ها محاسبه شد. پس از طراحی چارچوب، روش به‌دست‌آمده در دو صنعت فرایندی تست و تصدیق گردید.  
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که بالاترین و پایین ترین روایی و ضریب تأثیر متخصصین به ترتیب برابر با 0.964، 1.095، 0.880 و 1.000 بود. یافته‌های رتبه‌بندی نهایی روش‌ها نشان داد «لیست حوادث و شبه حوادث فاجعه‌بار عمر سازمان»، «MIMAH» و «ارزیابی و مدیریت ریسک» با نمره نهایی به ترتیب برابر با 0.754، 0.750 و 0.725 دارای بیشترین نمره از میان روش‌های شناسایی‌شده بودند.
نتیجه گیری: استفاده از این رویکرد با شناسایی دقیق‌تر شرایط اضطراری محتمل و حذف موارد غیر اولویت‌دار به افزایش اثربخشی و کارایی ایمنی در حوزه مدیریت شرایط اضطراری می‌افزاید. نتیجه این کار، جلوگیری از تحمیل خسارات ناشی از وقوع شرایط و همچنین جلوگیری از انجام سرمایه‌گذاری‌های غلط با حذف شرایط اضطراری با اولویت‌های پایین  است.
فخرالدین قاسمی، سپیده نوریان، محمد بابامیری،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: اشتیاق تعامل با تکنولوژی (ATI) به تمایل افراد به تعامل فعال با سیستم‌های دیجیتال اشاره دارد. ATI یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی بوده که تمامی جنبه‌های تعامل انسان-تکنولوژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف این مطالعه بررسی ویژگی‌های سایکومتری نسخه فارسی مقیاس ATI بوده است.
روش کار: با استفاده از ترجمه روبه‌جلو-روبه‌عقب، نسخه فارسی ATI تهیه گردید. روایی سازه مقیاس با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی موردبررسی قرار گرفت. همبستگی ATI با سایر متغیرهای دموگرافیک و شخصیتی از قبیل سن، جنسیت، پنج ویژگی بزرگ شخصیتی و نیاز به شناخت بررسی گردید.
یافته‌ها: برخلاف نسخه اصلی ATI، نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی نشان داد که نسخه فارسی دارای دو زیرمقیاس است. زیرمقیاس اول ‌از همه آیتم‌ها به جز آیتم 3 تشکیل شده بود و آیتم 3 به‌تنهایی زیرمقیاس دوم را تشکیل می‌داد؛ بنابراین، آیتم 3 از نسخه فارسی مقیاس ATI حذف گردید. پایایی مقیاس با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که ضریب پایایی برای مقیاس 9 آیتمی 0/86 و برای نسخه 8 آیتمی 0/90 بوده است. درنتیجه، پایایی مقیاس از شرایط قابل قبولی برخوردار بوده است. ATI با برون‌گرایی، موافق بودن، وجدانی بودن و روان‌رنجوری رابطه معنی‌داری نداشت (0/05<p). ارتباط بسیار ضعیف ولی معنی‌داری بین ATI و باز بودن به تجربه مشاهده گردید. ارتباط متوسطی بین ATI و نیاز به شناخت وجود داشت. امتیاز ATI در آقایان بالاتر از خانم‌ها بود و تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های سنی مختلف ازنظر ATI مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: برخلاف نسخه اصلی، نسخه هشت آیتمی مقیاس ATI جهت استفاده در ایران پیشنهاد می‌شود. سایر مشخصه‌های مقیاس فارسی از قبیل تک‌بعدی بودن و همبستگی با ویژگی‌های فردی، مشابه نسخه اصلی است.
احسان رمضانی فر، کامران غلامی زاده، ایرج محمدفام، مصطفی میرزایی علی‌آبادی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی ریسک مقیاسی برای پیش‌بینی قابلیت اطمینان است و می‌تواند تعاملات بین اجزا و متغیرهای فرآیند را مدیریت کند. از طرفی قابلیت اطمینان یک جزء یا یک مانع ایمنی می‌تواند بر ریسک کلی سیستم تأثیرگذار باشد. به عنوان یکی از مهم‌ترین موانع ایمنی مخازن ذخیره‌سازی، خرابی سیستم‌های فوم می‌تواند عواقب شدیدی را به همراه داشته باشد؛ بنابراین سیستم‌های فوم برای کاهش خطرات ناشی از آتش‌سوزی و خسارات ناشی از آن دارای اهمیت بالایی هستند.
روش کار: این مطالعه با هدف تعیین علل ریشه‌ای دخیل در شکست سیستم‌های فوم ثابت مخازن ذخیره‌سازی از طریق آنالیز درخت خطای فازی و برآورد قابلیت اطمینان آن صورت گرفت. در محاسبات درخت خطای متعارف معمولاً از داده‌های دقیق برای ارزیابی احتمال وقوع رویدادهای پایه استفاده می‌شود؛ بنابراین در رویکرد معرفی شده، مجموعه‌های فازی در جهت کمّی‌سازی احتمالات رویدادهای پایه و مدیریت عدم قطعیت استفاده گردید. در نهایت، با توجه به احتمال رویداد نهایی، قابلیت اطمینان سیستم برآورد شد.  
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که ۱۳ رویداد پایه در عملکرد سیستم‌های فوم ثابت مخازن ذخیره‌سازی نقش دارند. علاوه بر این، خرابی مسیر کابل و سیستم تشخیص (حسگرهای دما مقاومتی)، تنظیم اشتباه کلید فعال‌سازی و ممتد عمل نکردن سیستم‌های تولیدکننده کف، سه عامل تأثیرگذار بر قابلیت اطمینان سیستم‌های فوم ثابت بودند. با استفاده از روش پیشنهادی، قابلیت اطمینان سیستم 0.8470 برآورد گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که می‌توان از روش درخت فازی به عنوان ابزاری قابل اعتماد برای تخمین قابلیت اطمینان با استفاده از قضاوت کارشناسان استفاده کرد. همچنین، مطالعه حاضر سازگاری منطق فازی را برای ارزیابی احتمال نقص رویدادهای پایه درخت خطا نشان می‌دهد.
ایرج محمدفام،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: حوادث شغلی یکی از مهم‌ترین ریسک فاکتورهای اقتصادی، انسانی و اجتماعی برای کشورهای درحال‌توسعه محسوب می‌شوند. در کنار طراحی و پیاده‌سازی اقدامات پیشگیرانه از طریق رویکرد ارزیابی و مدیریت ریسک، تحقیقات جامع و دقیق حوادث رخ‌داده یک ضرورت انکارناپذیر برای کاهش ریسک حوادث می‌باشد. اولین گام در همین راستا، ریشه‌یابی علل بروز آن‌ها می‌باشد. این امر تنها با به‌کارگیری تکنیک‌های مناسب امکان‌پذیر خواهد شد.
روش کار: در این مطالعه ابتدا معیارهای مناسب برای طراحی روش تحلیل حادثه، جمع‌آوری و بر اساس نظرات خبرگان غربالگری گردید. در گام دوم تکنیک‌های معمول و پرکاربرد درزمینۀ تجزیه‌وتحلیل حوادث شغلی از طریق پایگاه‌های اطلاعاتی معتبـر جمع‌آوری شد. در گام سوم، تکنیک‌های جمع‌آوری‌شده بر اساس معیارهای منتخب و با استفاده از روش تاپسیس (TOPSIS) امتیازدهی و با انتخاب تکنیک‌های برتر بر اساس آن‌ها اقدام به طراحی تکنیک جدید شد. سپس با تجزیه‌وتحلیل سه حادثه متفاوت با تکنیک منتخب و چهار تکنیک مورداستفاده و استفاده از روش ANP تکنیک توسعه‌یافته تست و تصدیق گردید.  
یافته ها: بر اساس بررسی‌های انجام‌شده جهت شناسایی معیارهای مناسب برای مقایسه تکنیک‌های تجزیه‌وتحلیل حوادث، 10 معیار شناسایی شد که از میان آن‌ها شش معیار برای استفاده در مراحل مطالعه انتخاب شدند. بر اساس یافته‌ها، روش FAM با وزن نهایی نرمال 0.2684 در تجزیه‌وتحلیل حوادث شغلی از ارجحیت اول برخوردار شد. رتبه‌های دوم و سوم به ترتیب به دو تکنیک TRIPOD-β و SCAT تعلق گرفت.
نتیجه گیری: خروجی این مطالعه معرفی تکنیک FAM بود. این تکنیک با بهره‌گیری نقاط قوت تکنیک‌های چهارگانه و پوشاندن ضعف آن‌ها، قادر است به‌صورت گرافیکی و سیستماتیک، با به حداقل رساندن سلیقه کاری تحلیل گران در سه سطح به شناسایی و تعیین علل حوادث کمک نماید.
ندا مهدوی، حسن ختن‎لو، مهدی درویشی، جواد فردمال، ایمان دیانت، رشید حیدری مقدم،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: خستگی جسمانی از مهمترین ریسک‌فاکتورهای آغازگر اختلالات اسکلتی-عضلانی در محیط‌های کاری است که هزینه‌های جانی و مالی زیادی در پی داشته است. تأثیر ریسک‎فاکتورهای جسمانی/ بیومکانیکی، روانی-اجتماعی، محیطی و فردی بر خستگی عضلانی انکار ناپذیرست. هدف این مطالعه مدل‌سازی پدیده خستگی عضلانی (به عنوان خروجی) ناحیه دست در محیط‌های کاری واقعی بر اساس این ریسک‌فاکتورها (به عنوان ورودی) با استفاده از روش‌های نرم محاسباتی است.
روش کار: در گام اول ریسک‌فاکتورهای موثر بر خستگی ۱۵۶ آزمودنی در سه شغل با نیازمندی‌های جسمانی متفاوت اندازه‌گیری شد. این ۱۲ریسک‌فاکتورها با پرسشنامه‌های محیطی، روانی-اجتماعی کوپنهاگ، دموگرافیک و ابزار Man-TRA  استخراج شدند. سپس جهت اندازه‌گیری خستگی با داینامومتر و شتاب‌سنج سه-محوره به ترتیب از معادله Roman-Liu و میانگین مجذور دامنه امواج شتاب استفاده شد. در نهایت با توجه به ماهیت ریسک‌فاکتورها و پدیده خستگی از ۶ دسته (۲۴روش) یادگیری ماشین نظارت‎شده مبتنی بر طبقه‎بندی و با کمک نرم‌افزار  ،(MatLab R۲۰۱۷b, The Mathworks Inc., MA, U.S.A.) MatLab برای برازش مدل‎ها استفاده شد.  
یافته ها: بهترین مدل‌های برازش‎ شده در نیمه اول و دوم شیفت کاری، با استفاده از روش‎های ماشین بردار پشتیبان حاصل شد. ریسک‌فاکتورهای جسمانی بیشترین تأثیر را بر خستگی جسمانی داشتند. پس از فیلتر نمودن ریسک‌فاکتورهای کم‌اولویت، در نیمه اول شیفت کاری بهینه‎ترین مدل صحت %۷۱/۸، دقت %۷۲/۵، حساسیت %۷۶/۹، ویژگی %۷۰/۸ و قدرت افتراق برابر با %۷۳ و در نیمه دوم شیفت کاری با صحت، دقت، حساسیت و ویژگی به ترتیب برابر با %۶۰/۳، %۵۷/۵، %۵۰ و %۴۶/۹ و قدرت افتراق در حدود %۶۲ به دست آمد.
نتیجه گیری: مدل‌های برازش شده برای خستگی دست در هر دو بخش شیفت عملکرد قابل قبولی داشتند، اما همچنان قابلیت بهینه‎تر شدن را دارا هستند. لذا ضروری‌ست، مطالعات آینده ضمن ارتقای کیفی داده‌های ورودی و خروجی، سایر ابعاد مؤثر بر خستگی همچون بار کاری شناختی، نوع شیفت کاری و غیره را در مدل‌ها لحاظ کنند.

عادل جعفری فتح، فرشید قربانی شهنا، عبدالرحمن بهرامی، مجید حبیبی محرز،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: با گسترش پاندمی کووید ۱۹ (COVID-۱۹) و عدم ایجاد حفاظت کافی توسط تجهیزات حفاظتی موجود، توجه بسیاری از پژوهشگران به توسعه ی تجهیزات حفاظت تنفسی ارتقایافته، سوق یافته است. نانوفیبرهای الکتروریسی‌شده، به دلیل دارا بودن خواص ویژه و قطر الیاف در ابعاد نانومتری، گزینه ی مناسبی جهت ارتقای خصوصیات عملکردی بسترهای معمول مورد استفاده در ماسک‌ها هستند. هدف مطالعه ی حاضر، بهینه‌سازی فرایند الکتروریسی برای ساخت بسترهای نانوفیبری پلی اکریلونیتریل (PAN) بر پایه ی جاذب چارچوب‌های ایمیدازول زئولیتی-۸ (ZIF۸) و به‌کارگیری بستر بهینه‌شده در ماسک‌های پزشکی به‌منظور افزایش عملکرد حفاظتی این ماسک‌ها است.
روش کار: در این مطالعه، برای سنتز ZIF۸، از روش دوستدار محیط زیست در محیط آبی استفاده شد. در ادامه، محلول‌های پلیمری PAN/ZIF۸ در حلال دی متیل فرمامید آماده‌سازی شده و سپس نحوه ی اثر پارامترهای الکتروریسی، ازجمله غلظت محلول پلیمری، ولتاژ اعمالی الکتروریسی، فاصله ی الکتروریسی و دبی تزریق پلیمر بر روی قطر و یکنواختی (درصد ضریب تغییرات نانوفیبرها) با بهره‌گیری از طرح آزمایشات سطح-پاسخ (RSM) بر اساس طرح مرکب مرکزی (CCD) مورد بررسی قرار گرفت. درنهایت بستر PAN/ZIF۸ بهینه شده و بستر PAN بر روی زیرلایه ی اسپان باند، الکتروریسی شد و وزن پایه، میانگین قطر فیبرها، راندمان فیلتراسیون، افت فشار و فاکتور کیفیت بسترها مورد بررسی قرار گرفت.  
یافته ها: با توجه به نتایج کسب‌شده، شرایط بهینه ی الکتروریسی محلول پلیمری PAN/ZIF۸ برای پارامترهای غلظت محلول پلیمری، ولتاژ الکتروریسی، دبی تزریق و فاصله ی الکتروریسی، به ترتیب w/v% ۷۰، kv ۲۰، ml.hr ۰/۴ و ۱۸ cm به دست آمد. همچنین نتایج مطالعه ی حاضر، حاکی از این بود که ماسک دارای بستر نانوفیبری PAN/ZIF۸ با وجود وزن پایه ی کمتر، از عملکرد فیلتراسیون بهتر (۹۸/۵۱%)، افت فشار پایین‌تر (۳۱/۴۲ Pa) و درنهایت فاکتور کیفیت بالاتر (Pa ۰/۱۴۰۱) در مقایسه با سایر ماسک‌های مورد بررسی برخوردار است.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه ی حاضر، حاکی از این بوده که بسترهای ساخته‌شده ی PAN/ZIF۸، از عملکرد فیلتراسیونی خوبی برای استفاده در تجهیزات حفاظت تنفسی برخوردار هستند و می‌توان با مدل توسعه داده‌شده، نانوفیبرهای یکنواخت و پیوسته با قطر دلخواه را برای کاربردهای خاص، به‌ویژه در ساختار بسترهای فیلتراسیونی ماسک‌های حفاظت تنفسی استفاده کرد.
عادل مظلومی، علی‌محمد مصدق‌راد، فریده گلبابایی، محمدرضا منظم اسماعیل پور، سجاد زارع، مهدی محمدیان، رمضان میرزایی، ایرج محمدفام، حسن صادقی نائینی، مسعود ریسمانچیان، یحیی رسول زاده، غلامعباس شیرالی، محمود حیدری، یحیی خسروی، حامد دهنوی، ملیحه کلاهدوزی، هانیه اخلاص، میرغنی سیدصومعه، سولماز بالاجمادی، مهدی غرسی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

 
مقدمه: مدیریت استراتژیک، با تعیین جهت حرکت سازمان و تهیه چشم‌انداز استراتژیک و بیانیه مأموریت، زمینه رشد، سودآوری، تولید و گنجاندن برنامه‌های ایمنی و سلامت کارکنان در سراسر سازمان را فراهم می‌کند. همچنین وجود یک برنامه استراتژیک جهت تقویت علمی و کاربردی رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار یکی از اولویت‌های دانشگاهی و صنعتی کشور است. هدف از مطالعه حاضر ارائه برنامه استراتژیک توسعه رشته تخصصی مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار در ایران می‌باشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مطالعات اقدام پژوهی مشارکتی است که در سال 1400 انجام شد. کمیته تدوین برنامه‌ریزی استراتژیک متشکل از 20 نفر از اساتید، کارشناسان و دانشجویان مقطع دکترا بودند طی 14 هفته با تشکیل جلسات منظم هفتگی و با جمع‌آوری اطلاعات درون سازمان و برون سازمان و تحلیل محیط داخلی و خارجی سازمان و شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهدیدهای موجود در محیط اقدام به تعیین مأموریت، دورنما، ارزش‌ها و اهداف کلی و اختصاصی سازمان برای سال‌های 1400 تا 1404 نموند. همچنین، اقدامات لازم  برای دستیابی به اهداف تعیین شده شناسایی و برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف در زمینه ارتقای عملکرد رشته تخصصی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار تدوین شدند.
یافته ها: انجام این پژوهش کاربردی منجر به ارزشیابی استراتژیک محیط درونی و بیرونی رشته تخصصی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، تعیـین جهـت استراتژی‌های اساسی، مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی شد. درنهایت هفت هدف اختصاصی و 286 اقدام برای ارتقای عملکرد رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار مشخص شد. در تحلیل SWOT انجام‌گرفته از محیط داخلی و خارجی رشته بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، 27 نقطه قوت، 7 نقطه‌ضعف، 26 فرصت و 12 تهدید به دست آمد. طبق نتایج ماتریس SWOT موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار در موقعیت استراتژی‌های احتیاطی و حفظ شرایط موجود قرار دارد.
نتیجه‌گیری: این برنامه، در راستای برنامه 4 ساله رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار نوشته شده است. در تدوین برنامه به اسناد و سیاستهای ارگان‌های بالادستی توجه شده است. موقعیت استراتژیک رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار، استراتژی محتاطانه است. در این موقعیت می‌توان استراتژی‌های حفظ شرایط موجود را به کاربرد؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود با تمرکز بر استراتژی‌های محتاطانه تا حد امکان نقاط ضعف رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار و ایمنی کار کاهش یابد و قابلیت‌های استراتژیک آن افزایش یابد. رشته مهندسی بهداشت حرفه‌ای و ایمنی کار به‌تدریج از سال دوم اجرای برنامه استراتژیک می‌تواند بر توسعه فعالیت‌ها متمرکز شود.
نعمت اله کرد، عبدالرحمن بهرامی، عباس افخمی، فرشید قربانی شهنا، محمدجواد عصاری، مریم فرهادیان،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

مقدمه: بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و زایلن (BTEX) دسته‌ای از هیدروکربن‌های آروماتیک تک حلقه‌ای هستند که به دلیل ویژگی‌های خطرناک آنها به عنوان ترکیبات فرار سمی طبقه‌بندی می‌شوند. ترانس، ترانس- موکونیک اسید (tt-MA)، ماندلیک اسید (MA)، هیپوریک اسید (HA)، و متیل هیپوریک اسید (MHA) به ترتیب می توانند به عنوان شاخص های بیولوژیکی قابل اعتماد در ارزیابی مواجهه شغلی با BTEX استفاده شوند.
روش کار: در مطاله حاضر، یک چارچوب آلی کووالانسی مغناطیسی با پیوند ایمین (Fe3O4@TFPA-Bd)، برای اولین بار سنتز گردید و به عنوان جاذب جدید در روش میکرواستخراج با جاذب انباشته (MEPS) استفاده شد. از بنزیدین (Bd) و تریس (4- فرمیل فنیل) آمین (TFPA) به عنوان بلوک های ساختاری اصلی همراه با نانوذرات Fe3O4 به عنوان هسته مغناطیسی برای سنتز جاذب استفاده گردید. جاذب سنتز شده جهت استخراج میکرونی هیپوریک اسید، مندلیک اسید، ترانس، ترانس- موکونیک اسید و 3- متیل اسید هیپوریک (m-MHA) از نمونه های ادرار و سپس تجزیه توسط کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) مورد استفاده قرار گرفت. برخی از پارامترهای موثر بر عملکرد استخراج همچون: حجم نمونه، حجم حلال استخراج کننده، تعداد سیکل های استخراج، pH  و دمای محلول نمونه، بهینه سازی شدند. جاذب سنتز شده با میکروسکوپ الکترونی روبشی و عبوری (SEM و TEM)، طیف سنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و پراش اشعه ایکس (XRD) بررسی کیفی شد.
یافته ها: روش توسعه‌یافته دارای حد آشکارسازی پایین (برای مثال ۰۲/۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر برای tt-MA، 3=S/N)، حد تشخیص خوب (۰6/۰ میکروگرم بر میلی‌لیتر برای tt-MA، 10=S/N)، حدود دینامیکی خطی (5/0-320 میکروگرم بر میلی لیتر برای MA، ۹۹/۰ نتیجه‌گیری: این روش جدید برای تعیین بیومارکرهای BTEX از نمونه‌های ادرار قابل کاربرد و پیشنهاد می گردد و می‌تواند جایگزین مناسبی برای روش‌های متداول آماده سازی باشد.
رضا برزگر، امید کلات پور، مریم فرهادیان، رشید حیدری مقدم،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: آتش‌نشانی صنعتی (IFF) یک شغل پرخطر در صنایع فرآیندی است. تیم‌های آتش‌نشانی به عنوان بازوی اجرایی تیم‌فرماندهی حادثه شناخته می‌شوند. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان انطباق آزمایشات فیزیکی انجام شده در حوزه آتش‌نشانی صنایع فرآیندی و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از درصد تشابهات احتمالی با الزامات NFPA می‌باشد.
روش کار: این مطالعه از نوع مشاهده مقطعی بر روی 14 شرکت فرآیندی ایرانی متشکل از دو شرکت پالایشگاهی و 12 شرکت پتروشیمی از طریق نمونه‌گیری به روش سرشماری انجام شد. استاندارد مرجع مد نظر این مطالعه NFPA1582-2018 بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها از نوع توصیفی تحلیلی بوده و به کمک نرم‌افزار SPSS 27 انجام شد. در این مطالعه، مطابق با آزمون‌ها و مولفه‌های مد نظر استاندارد نام برده، در پنج گروه با زیرمولفه‌های مربوطه به بررسی درصد تشابهات لازمه پرداخته شد.  
یافته ها: اکثر شرکت‌های منتخب (58%) فاقد برنامه منسجم یا چهارچوب معینی جهت ارزیابی تناسب اندام آتش‌نشان‌های شرکت فرآیندی خود بودند و مابقی شرکت‌های دارای برنامه معین جهت ارزیابی تناسب اندام (42%) به تعداد اندکی (کمتر از 20%) به صورت موردی و تک به تک با مولفه‌های مد نظر استاندارد NFPA1582-2018 در زمینه ارزیابی تست‌های تناسب اندام مطابقت داشتند.
نتیجه گیری: از آنجایی که 58% از شرکت‌های فرآیندی مورد بررسی در این مطالعه فاقد برنامه ارزیابی تناسب اندام منسجم و یکپارچه بوده و 42% باقیمانده، از نظر مولفه‌های مورد بررسی تطابق خیلی کمی با استاندارد NFPA1582-2018 
داشتند؛ این مسئله با توجه به کیفیت مولفه‌ها و نیازسنجی فنی تدوین مولفه‌های متناسب و منعطف با شرایط کاری در صنعت فرآیندی و در مرحله بعدتر الزام قانونی جهت اجرای یک چهارچوب یکپارچه از طرف وزارتخانه مربوطه، شرایطی را ایجاد می‌کند تا شرکت‌های فرآیندی از نظر گزینش و پایش نیروهای آتش‌نشان خود دارای مسیر مشخص و منظمی باشند.
محمدصادق سهرابی، آتوسا رضایی، طیب محمدی، مهرانه شعبانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: در تمامی جوامع عموماً ابزارها و تجهیزات برای راست دستان که حدود 90 درصد جمعیت جامعه را تشکیل می‌دهند طراحی‌شده‌اند ولی افراد چپ دست و دوسویه‌توان (آنان که از هر دو دست خود برای انجام فعالیت‌های دستی استفاده می‌کنند) نیز در میان ما زندگی می‌کنند و حتی در مشاغل ظریف و حساسی نیز فعالیت دارند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اثر طیفی دست غالب با قدرت چنگش و چابکی دست انجام شده است.
روش کار: مطالعه به‌صورت مقطعی با اندازه‌گیری چنگش قدرتی و ظریف 182 شرکت‌کننده بالغ (56 درصد خانم و 44 درصد آقا) انجام شد. دست غالب شرکت‌کننده‌ها با پرسشنامه دست برتر ادینبورگ مشخص شده بود. همچنین چابکی هر دو دست با آزمون پگبورد 32020A اندازه‌گیری شد. سنجش چنگش قدرتی با دستگاه Constant 14192-709E و سنجش چنگش ظریف با استفاده از دستگاه Saehan Hydraulic Pinch Gauge SH5005 انجام شد.  
یافته ها: چنگش قدرتی و ظریف در مردان بیشتر از زنان به دست آمد (001/0> P). نیروی چنگش قدرتی در زنان راست دست و چپ دست متفاوت بود (019/0= P) به‌طوری‌که خانم‌های راست دست چنگش قدرتی بیشتری داشتند. نیروی چنگش ظریف در مردان چپ دست به‌طور معنی‌داری (001/0> P) از مردان راست دست بیشتر بود. چابکی دست مردان چپ دست نیز از مردان راست دست به‌طور معنی‌داری (001/0> P) بیشتر به دست آمد. چابکی دو دست (001/0> P) و چابکی مونتاژ (001/0> P) در افراد دوسویه‌توان به‌طور معنی‌داری بیشتر از راست و چپ دست‌ها به دست آمده است.
نتیجه گیری: چنگش قدرتی، ظریف و چابکی دست بین زنان و مردان متفاوت است. چنگش قدرتی و ظریف مردان قوی‌تر از زنان برآورد شده است. افراد دوسویه‌توان، چابکی دو دست و چابکی مونتاژ بیشتری داشتند، بنابراین در مشاغلی که نیازمند به استفاده از دو دست باشد این افراد عملکرد بهتری دارند و جهت استخدام در این دسته مشاغل توصیه می‌شوند.
سمانه سالاری، آذر سلطانی، مائده ندیم قاضیانی، علی کریمی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: ایمنی حریق در مراکز بهداشتی  و  درمانی به دلیل محدودیت توان حرکتی ساکنین و ضرورت عدم اختلال در عملکرد آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بنابراین، اقدامات احتیاطی ضعیف در برابر حریق منجر به تلفات جانی و خسارات مالی بیشتر می شود. در این مطالعه، ضمن اینکه ریسک حریق یک بیمارستان آموزشی و درمانی شهرستان بیرجند به روش جامع و کامل ارزیابی ریسک حریق برای مهندسین 1 (FRAME) مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ پارامترهای مؤثر بر ایمنی حریق بیمارستان مورد تحلیل قرار گرفت و راهکارهای کنترلی نیز ارائه شده است. 
روش کار: در ابتدا در کلیه بخش های بیمارستان چک لیست ارزیابی ریسک حریق تکمیل گردید سپس مقادیر پارامترهای مؤثر بر ایمنی حریق بدست آمد در مرحله ی بعد، ریسک حریق برای اموال، ساکنین و فعالیت ها با استفاده از نرم افزار تحت اکسل تخمین زده شد. در نهایت، بر اساس مقادیر عوامل مؤثر بر ایمنی حریق، راهکارهای کنترلی ارائه گردید.  
یافته ها: نتایج بدست آمده از ارزیابی ریسک نشان داد ریسک 22 درصد بخش های بیمارستان مورد مطالعه برای ساختمان و اموال نامطلوب بوده از طرفی سطح ریسک 90 درصد بخش های بیمارستان برای ساکنین نامطلوب بدست آمد. نتایج ریسک اولیه ساختمان نشان داد در اکثر بخش های بیمارستان می توان با استفاده از سیستم های اطفاء حریق و کاشف های خودکار تعادل بین ریسک بالقوه حریق و پذیرش ریسک برقرار نمود. مطابق با نتایج بدست آمده بخش تاسیسات ساختمان نیاز به سیستم های اطفاء حریق از جمله اسپرینکلرها می باشد. همچنین در هنگام وقوع حریق در بخش های مختلف، نرخ انتشار حرارت (HRR) بین 125-250 کیلووات بر متر مربع تخمین زده شد.  
نتیجه گیری: به طور کلی نیاز به اقدامات کنترلی حریق به خصوص تدابیر ایمنی حریق برای افراد می باشد. نتایج این مطالعه می تواند برای خوانندگان و متخصصین در تفسیر ارزیابی ریسک حریق و ارائه ی دقیق راهکارهای کنترلی بر اساس ارزیابی ریسک و مقادیر پارامترهای بدست آمده از آن مفید واقع شود. 
سید‌محمد‌جواد گل‌حسینی، محسن علی‌آبادی، رستم گلمحمدی، مریم فرهادیان، مهدی اکبری،
دوره 14، شماره 4 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: علی‌رغم وجود مطالعات فراوانی در مورد افت‌‌شنوایی ناشی از مواجهه با صدای شغلی (NIHL)، مستندات محدودی در ارتباط با تأثیر مواجهه با ارتعاش بر سیستم شنوایی شاغلین وجود دارد. رانندگان ‌ماشین‌ آلات سنگین، به‌طور هم‌زمان با سطوح بالایی از صدا و ارتعاش‌تمام‌بدن (WBV) مواجهه داشته و بنابراین در ریسک بالایی از NIHL قرار دارند؛ با این حال، سهم اثرگذاری WBV بر عملکرد سیستم شنوایی آنان در هاله‌ای از ابهام می‌باشد. بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی پاسخ‌ شنیداری رانندگان ماشین‌آلات‌سنگین، در مواجهه با WBV و همچنین مواجهه هم‌زمان با صدا و WBV می‌باشد.
روش کار: تعداد 30 نفر مرد از رانندگان‌ ماشین‌آلات‌‌سنگین با میانگین سنی 91/4±40/32 سال در این مطالعه که بر اساس مدل اندازه‌گیری‌های مکرر طراحی شده بود، شرکت داشتند. در طول 3 سناریوی تعریف شده: مواجهه با WBV، مواجهه هم‌زمان با صدا و WBV و همچنین سناریوی بدون مواجهه، پاسخ شنیداری رانندگان با استفاده از گسیل‌‌های صوتی اعوجاجی گوش (DPOAE)، مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل‌های آماری مربوطه توسط نرم‌افزار SPSS-25 صورت پذیرفت.  
یافته ها: محدوده صدای درون اتاقک ماشین‌آلات‌‌سنگین، 89-83 دسی‌بل و بیشترین مواجهه رانندگان با WBV در محور Z با میانگین شتاب m/s2 29/1 به دست آمد. دامنه DPOAE رانندگان در هر سه سناریو، تغییرات معناداری را در طول روز نشان داد (P<0.05)؛ ولی در مقایسه بین سناریوها، مواجهه با WBV و مواجهه هم‌زمان با صدا و WBV، دارای تاثیر قابل‌توجهی در پاسخ سیستم شنوایی رانندگان، نسبت به سناریوی بدون مواجهه بود (P<0.05). همچنین اختلاف معناداری در تغییرات دامنه DPOAE در فرکانس‌های مختلف وجود داشت؛ بگونه‌ای که بیشترین تغییرات دامنه DPOAE در فرکانس‌های محدوده 4000 هرتز مشاهده گردید.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه تایید‌کننده پیامدهای منفی مواجهه با صدا و WBV بر روی پاسخ شنیداری موردبررسی در این پژوهش بود؛ ضمن اینکه شواهدی مبنی بر اثرات آسیب‌زای مواجهه تنها با WBV بر سیستم شنوایی رانندگان‌ ماشین‌آلات‌‌سنگین ارائه نمود.
 
مهندس پیام خانلری، مهندس لیلا سلیمانی، دکتر احمدعلی نوربالاتفتی، مهندس الهه عموزاده، دکتر سیدابوالفضل ذاکریان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: سلامت روان در محیط‌کار، نقش مهمی در رفاه کارکنان و بهره‌وری سازمانی دارد، اما حالاتی نظیر استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی می‌توانند تأثیرات منفی بسیاری بر عملکرد شغلی و کیفیت زندگی افراد داشته باشند. ابزارهای متعددی برای ارزیابی سلامت روان توسعه یافته‌اند، اما اغلب برای محیط‌های کاری طراحی نشده یا به‌روز نیستند. این مطالعه ابزارهای موجود را مرور کرده و مناسب‌ترین روش‌ها برای غربالگری و ارزیابی حالات سلامت روان در کار را معرفی می‌کند.
روش‌کار: این مطالعه از روش مرور دامنه‌ای برای شناسایی ابزارهای ارزیابی سلامت روان در محیط کار استفاده کرده است. جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، PsycINFO، Web of Science و Scopus با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با حالات سلامت روان شغلی انجام شد. مطالعات انتخاب شده شامل ابزارهایی بودند که پس از سال 2020 توسعه یافته و اعتبارسنجی شده بودند. داده‌ها توسط دو نویسنده استخراج و بررسی شده و ابزارها بر اساس کاربرد و ویژگی‌های خاص دسته‌بندی شدند.
یافته‌ها: از 746 سند اولیه، پس از حذف موارد غیرمرتبط و بازبینی معیارها، 12 مطالعه نهایی انتخاب شد. ابزارهای استخراج‌شده برای ارزیابی استرس، اضطراب، افسردگی و فرسودگی شغلی کاربرد داشتند. بیشتر این ابزارها برای عموم مشاغل طراحی شده‌اند، اما برخی کاربردهای خاص شغلی داشتند، مانند ابزارهای مرتبط با پرسنل نظامی، کارکنان مراقبت بهداشتی و امدادگران. ابزار فرسودگی شغلی بیشترین ارجاعات را به خود اختصاص داده است.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد بیشتر ابزارها کاربرد عمومی و برخی برای محیط‌های کاری طراحی شده‌اند. ابزارهای جدیدتر، مانند غربالگر استرس شغلی، سیاهه افسردگی شغلی و ابزار ارزیابی فرسودگی، می‌توانند جایگزین ابزارهای قدیمی شوند. پیشنهاد می‌شود ابزارهای کوتاه و تخصصی ارزیابی اضطراب شغلی توسعه یابد و سازمان‌‌ها از ابزارهای متناسب با شرایط کاری کارکنان برای ارتقای سلامت روان و بهره‌وری استفاده کنند.
کلمات کلیدی:  ابزارهای ارزیابی سلامت روان، استرس شغلی، افسردگی شغلی، فرسودگی شغلی، اضطراب شغلی

کوثر افتخاری، الهه عموزاده، رویا نیکبخت، سیاوش اعتمادی نژاد،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: امروزه سیستم‌های مبتنی بر کامپیوتر در تمام جنبه‌های زندگی روزمره ما نفوذ کرده‌اند و عملکرد موفقیت‌آمیز یک سیستم کامپیوتری تا حد زیادی به نرم‌افزارهای عاری از خطای آن بستگی دارد. بنابراین با توجه به اهمیت استفاده از این سیستم‌ها به ابزاری جهت بررسی کاربردپذیری آن‌ها نیاز می‌باشد که یکی از ابزارهای مناسب، پرسش‌نامه کاربردپذیری سیستم پس از مطالعه است و هدف این مطالعه، بومی‌سازی و بررسی روان‌سنجی نسخه سوم فارسی پرسش‌نامه PSSUQ و ارزیابی کاربردپذیری وب‌سایت کتابخانه‌ای دانشگاه علوم پزشکی مازندران است.
روش کار: این مطالعه به روش توصیفی-مقطعی(cross-sectional) انجام شد. ترجمه این پرسش‌نامه به روش برگرداندن زبانی از طریق روش Backward-Forward انجام گرفت. جامعه آماری مطالعه حاضر جهت بومی‌سازی شامل 314  و جهت ارزیابی وب‌سایت کتابخانه‌ای، 147 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بود. برای سنجش روایی محتوایی پرسش‌نامه از روش شاخص روایی محتوا (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR)، سنجش پایایی نیز از روش آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. تمامی مراحل مطالعه حاضر طبق موازین اخلاقی اجرا گردید.  
یافته ها: شاخص روایی محتوا 96/0و نسبت روایی محتوای کلی پرسش‌نامه (شفافیت: 91/0، سادگی: 91/0، ضرورت: 75/0) به‌دست آمد. آلفای کرونباخ پرسش‌نامه 95/0 و همبستگی بین گویه‌ها نیز بیشتر از 3/0 بود و کاربردپذیری وب‌سایت کتابخانه‌ای با سن، جنس، رشته و مقطع تحصیلی و سال ورودی اختلاف معنادار نداشت.
نتیجه گیری: نسخه سوم فارسی پرسش‌نامه PSSUQ به‌عنوان ابزاری معتبر و پایا برای ارزیابی کاربردپذیری سیستم‌ها و رضایت کاربران از سیستم‌های دیجیتال توصیه می‌شود و می‌تواند نقش مهمی در شناسایی مشکلات و نقاط ضعف آن‌ها داشته باشد.
 
مهشید احمدی، محمد صادق سهرابی، محمد جواد طراحی، سهیلا بختیاری،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده

مقدمه: تکنولوژیست‌ها و پرستاران اتاق عمل با محیط کاری چالش برانگیزی سروکار دارند و از این رو  نیازمند سازمان‌دهی محیط کار و آموزش‌های مرتبط با سلامت هستند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه مبتنی بر ارگونومی مشارکتی بر اختلالات اسکلتی - عضلانی و سلامت عمومی تکنولوژیست‌های اتاق عمل انجام شد.
روش کار: این مطالعه‌ کارآزمایی بالینی یک‌سویه کور است که در سال 1403-1402 در اتاق عمل بیمارستان‌های شهر اصفهان انجام‌ شده است. نمونه پژوهش شامل 88 نفر از تکنولوژیست‌های اتاق عمل واجد معیارهای ورود به مطالعه بود. از بین بیمارستان‌های آموزشی شهر اصفهان به‌صورت تصادفی یک بیمارستان به‌عنوان محل مداخله و دو بیمارستان دیگر جهت گروه کنترل انتخاب شدند. از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه ناراحتی اسکلتی- عضلانی کرنل  و پرسشنامه استاندارد سلامت عمومی 28گویه ای  به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. در ابتدا تمامی آزمودنی‌ها در دو گروه مورد ارزیابی اولیه قرار گرفتند. سپس برنامه‌ی ارگونومی مشارکتی  در گروه آزمون اجرا گردید. درنهایت 3 و 6 ماه بعد از مداخله با استفاده از ابزارهای پژوهش، ارزیابی نهایی در دو گروه انجام شد. داده‌ها با استفاده از SPSS نسخه 24 و آزمون‌های توصیفی- تحلیلی با سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت.  
یافته ها: قبل از مداخله بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین نمره سلامت عمومی و اختلالات اسکلتی- عضلانی تفاوت آماری معنی‌دار نبود (055/0=p). سه ماه (033/0=p) بعد از مداخله میانگین نمره اختلالات پایین‌تنه و شش ماه (038/0=p) بعد از مداخله میانگین نمره اختلالات ( تنه) بین دو گروه آزمون و کنترل تفاوت آماری معنی‌دار داشت.  سه ماه (001/0=p) و شش ماه (001/0=p) بعد از مداخله بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین نمره سلامت عمومی تفاوت آماری معنی‌دار بود و در گروه آزمون سلامت عمومی بهتر از گروه کنترل گزارش شد.
نتیجه گیری: اجرای برنامه ارگونومی مشارکتی  می،تواند منجر به بهبود سلامت عمومی و کاهش ریسک اختلالات اسکلتی-عضلانی در تکنولوژیست‌های اتاق عمل گردد.
 

صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb