کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
250 نتیجه برای موضوع مقاله:
فریده گلبابایی، حمیدرضا پورآقا شاهنشین، محمدرضا پورمند، علی کریمی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: به منظور کنترل آلاینده های گازی شکل حاصل ازمنابع آلودگی هوا، روش های مختلفی وجود دارد که از جمله کاراترین و مقرون به صرفه ترین آنها می توان به بیو فیلتراسیون اشاره نمود. هدف از این مطالعه استفاده از گونه خالص سودوموناس پتیدا به عنوان بستر متحرک در یک بیوراکتور دو فازی همزندار با 10% فاز آلی جهت حذف آلاینده تولوئن از جریان هوا میباشد. تولوئن (متیلبنزن)، گروه ترکیبات آروماتیک است و به عنوان یک حلال شیمیایی کاربرد دارد. غلظتهای کم تا متوسط تولوئن، سب خستگی، سرگیجه، ضعف، رفتار نامتعادل، نقصان حافظه، بیخوابی، کماشتهایی و کم شدن دید و شنوایی میگردد.
روش کار: در این مطالعه تجربی در ابتدا باکتری سودوموناس به صورت خالص در فاز آبی حاوی محلول مواد مغذی و ریز مغذی تکثیر شده و با آلاینده تولوئن خو می گیرد. سپس محلول حاوی میکروارگانیزم سودوموناس پتیدا به همراه 10% روغن سیلیکون وارد تانک اصلی بیوراکتور شده و هم چنین جریان هوای حاوی غلظت های معین تولوئن در 5 محدوده غلظتی از Mg/m 3283 تا Mg/m 34710 ودو هواگذرm3/h 0.06 وm3/h 0.12وارد بیو راکتور میشود. پس از آن مقدار آلاینده و میزان co2 در ورودی و خروجی بیوراکتور اندازه گیری میگردد. در نهایت کارایی بیوراکتور حاوی سودوموناس پتیدا طی 17 روز کاری برای هر متغیر بررسی می شود.
یافته ها: یافته های حاصل بیانگر این مطلب بود که در هواگذرهای m3/h 0.06وm3/h 0.12بیوراکتور حاوی گونه خالص سودوموناس پتیدا به ترتیب کارایی حداقل 97% و 25% را در محدوده غلظتی Mg/m 3283 تا Mg/m 34710 نشان میدهد. تحلیل های آماری صورت گرفته توسط روش ANOVA بیانگر این مطلب بود که در دو هواگذر m3/h 0.06و m3/h 0.12، راندمان حذف و درصد معدنی شدن اختلاف معنی داری را نشان می دهند.(Pvalue =0.01).
نتیجه گیری: نتایج حذف بسیار بالا به علت شرایط بهینه ایجاد شده برای سودوموناس در بیوراکتور دو فازی همزندار با 10% فاز آلی می باشد.
مهدی اصغری، سید ابوالفضل ذاکریان، محمد رضا منظم، مرضیه عباسی نیا، یوسف محمدیان، عبدالرسول رحمانی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: رضایت شغلی احساسی است که باعث افزایش انگیزه، بهره وری و رشد افراد در کار می شود. همچنین با توجه به اثرات منفی ثبت شده از فرسودگی شغلی، این سندرم بر روی عملکردهای شغلی از قبیل کیفیت کار، سلامت عمومی و رضایت شغلی میتواند تاثیرگذار باشد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین رضایت شغلی با سلامت عمومی و فرسودگی شغلی در کارگران یکی از صنایع خودروسازی می باشد.
روش کار: در این مطالعه که به صورت توصیفی – تحلیلی انجام شد، تعداد 120 نفر از کارگران شاغل در یک صنعت خودروسازی در شهر تهران مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد نمونهها با استفاده از نمونه گیری ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامه رضایت شغلی Barry field، پرسشنامه سلامت عمومی 28 سؤالی (GHQ) و پرسشنامه مقیاس خودسنجی نشانگان فرسودگی شغلی بود. دادههای این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافته ها: در این مطالعه 95% افراد رضایت شغلی کم و متوسط را عنوان نمودند. از سویی دیگر6/73% افراد مستعد فرسودگی شغلی بوده و 55% افراد دارای اختلال در سلامت روان بودند. بین رضایت شغلی و تمام موارد سلامت عمومی رابطه معکوس و معناداری بهدست آمد. همچنین بین متغیرهای سلامت عمومی و متغیر فرسودگی شغلی همبستگی مستقیم و معناداری وجود داشت و بین رضایت شغلی و فرسودگی شغلی نیز رابطه معکوس و معناداری برقرار بود.
نتیجه گیری: با توجه به محرز شدن رابطه بین رضایت شغلی با فرسودگی شغلی و سلامت عمومی لازم است مدیران صنعت یاد شده برنامه هایی را جهت ارتقا و بهبود انگیزه شغلی، روابط انسانی و احساس خودکارامدی اجرا نمایند.
رضا ارجمندی، پروین نصیری، احمد اسماعیلی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: مدیران صنایع امروزی از طرفی با حجم بسیار وسیع اطلاعات رسیده از درون و برون سازمان و از طرف دیگر با موارد بی شماری از مشکلات و تهدیدهای درون و برون سازمانیمواجه می باشند که نیازمند تصمیم گیری مناسب است. یکی از مهمترین مشکلاتی که مدیران به خصوص در کشورهای در حال توسعه با آن مواجه هستند، انتخاب و هدایت برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) متناسب با نیازمندی های سازمانهای تحت مدیریت ایشان میباشد، زیرا سازمانها مانند انسان دارای دوره های مختلف عمر سازمانی هستند که هر یک از این دوره ها ویژگی ها و نیازمندی های خاص خود را دارد.
روش کار:در این مقاله با استفاده از ویژگی های هر دوره از عمر سازمان و تهیه پرسشنامه تعیین مرحله ی عمر سازمانی،سازمانهای مختلف با توجه به مرحله عمر سازمانی به 5 گروه تفکیک می شوند. سپس با مقایسه جدول برنامه های HSE مورد نیاز برای هر مرحله از عمر سازمان و نتایج بهدست آمده از کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE، در سازمانهای مورد مطالعه به ارایه پیشنهاداتی جهت اجرای برنامه های متناسب با مراحل عمر سازمانی پرداخته می شود.
یافته ها: پرسشنامه تعیین مراحل عمر سازمانی با استفاده از 10 معیار، کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE با استفاده از 47 معیار برگرفته از عناصر مدل 7 عنصری انجمن تولید کنندگان نفت وگاز(OGP) و جدول برنامه های متناسب با هر مرحله از عمر سازمانی از یافته های این پژوهش هستند.
نتیجه گیری: در سازمانهای مورد مطالعه با توجه به مرحله عمر سازمانی در اجرای تعدادی از برنامه های HSE نقص و یا به طور کلی عدم اجرا مشاهده شد که با پیشنهاد روش های مدیریتی و با تاکید بر ارتقاء فرهنگ HSE و بهبود تعهد و رهبری، رهنمودهایی جهت اصلاح ارایه شد.
سید حسین کوهپایه، ابوالفضل ذاکریان، حسین کاکویی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: تا پیش از این، استانداردهای روشنایی به ویژهIlluminating Engineering Societyس(IES) و استانداردهای استفاده شده در ایران، صرفاً براساس اندازه گیری کمّی روشنایی بنا شده بود، اما پس از مشخص شدن اثراتِ روحی و روانی روشنایی و تأثیری که روشنایی بر کمیت و کیفیت تولید و راحتی کارکنان می گذارد، استانداردها روشنایی دچار تغییراتی شدند. استاندارد EN 12464-1 علاوه بر کمیت و کیفیت روشنایی به استفاده ی بهینه از انرژی توجه کرده است.
.
روش کار: در این تحقیق ابتدا میز کار را به مربع هایی به ابعاد 20 سانتی متر تقسیم کرده، با قرار دادن حس گر نور سنج مدل HAGNER s3 در مرکز هر مربع، شدت روشنایی را اندازه گیری نمودیم. بعد میزان درخشندگی هر کدام از منابع روشنایی را از دید ناظر اندازه گیری کردیم، سپس با کمک شبکه بندی انجام شده، میزان متوسط درخشندگی سطح میز کار را بهدست آوردیم. همچنین فواصل عمودی، افقی و جانبی بین چشم ناظر و منابع روشنایی را محاسبه کردیم. اطلاعات حاصله را در معادله قرار داده و خیرگی را حساب نمودیم. در پایان از روی جدول، شاخص تجلی رنگ منابع روشنایی را بهدست آوردیم.
.
یافته ها: بررسی یافته های پژوهش نشان میدهد که شدت روشنایی نگه دارنده در هیچ کدام از پست های کاری با مقدار استاندارد(500 لوکس) مطابقت ندارد. همچنین خیرگی در کمتر از 10 درصد پست های کاری مطابق حد استاندارد میباشد، پس ضروری است با اصلاح سیستم روشنایی مصنوعی، میزان شدت روشنایی نگه دارنده و خیرگی در حد استاندارد تامین گردد.
.
نتیجه گیری: وضعیت موجود روشنایی با شرایط مورد نظر استاندارد اختلاف زیادی دارد و تغییرات در سیستم روشنایی ضروری است.
قاسم طوری، عادل مظلومی، مصطفی حسینی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: در تقابل انسان - ماشین رفتار انسان نقش تعیین کننده ای در ایجاد ریسک و بروز حادثه دارد. مدل های فرهنگ ایمنی زمینه ساز ارزیابی فرهنگ ایمنی بوده و با ارایه یک دیدگاه کلی محقق را به سمت جنبه های موثر بر ایمنی سازمان هدایت می کند. هدف از مطالعه حاضر طراحی و ارایه پرسشنامه اختصاصی فرهنگ ایمنی مطابق با مدل بومی در یک صنعت خودروسازی می باشد.
.
روش کار: در این مطالعه مقطعی - تحلیلی، پرسشنامه ای بر مبنای سه دسته عوامل مدیریتی، فردی و سازمانی، با 16 مولفه و 37 سوال طراحی و بین سی نفر از کارکنان یک شرکت خودروسازی توزیع شد و پایایی و روایی آن مورد مطالعه قرار گرفت.
.
یافته ها: در خصوص پایایی پرسشنامه عدد آلفای کرونباخ 855/0 بهدست آمد. در ارتباط با روایی پرسشنامه، محتوای آن از جنبه های ساده و مفهوم بودن با روش تحلیل خبرگان (Expert analysis)
توسط چند نفر از متخصصین ایمنی و بهداشت حرفه مورد بررسی قرار گرفت. همچنین طبق تحلیل عاملی صورت گرفته، این بررسی از نظر مولفه های تشکیل دهنده فرهنگ، دارای ده مولفه موثر شناخته شد.
.
نتیجه گیری: تاکنون ابزاری اختصاصی جهت ارزیابی فرهنگ ایمنی که مطابق با یک مدل بومی ارایه شود، وجود نداشتهاست. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که ارزیابی فرهنگ ایمنی با استفاده از پرسشنامه طراحی شده در این صنعت مورد اعتماد و معتبر می باشد.
حمید حسنی، فریده گلبابایی، حمید شیرخانلو، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: مواجه شغلی با منگنز میتواند منجر به بروز علایم عصبی- رفتاری شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی علایم عصبی- رفتاری در بین جوشکاران مواجه با فیوم های جوشکاری حاوی منگنز و مقایسه فراوانی این علایم با گروه غیرمواجه بود.
.
روش کار: تعداد 27 نفر جوشکار به عنوان گروه مورد و 30 نفر از کارکنان اداری به عنوان گروه شاهد تعیین شدند. اطلاعات مربوط به علایم عصبی- رفتاری با استفاده از پرسشنامه Q16 جمع آوری گردید. میزان مواجه جوشکاران با منگنز بر اساس روش NIOSH 7300 سنجش شد. مقدار منگنز موجود در خون این افراد نیز پس از آماده سازی نمونه ها به روش هضم اسیدی- گرمایی به کمک دستگاه مایکرویو، با استفاده از دستگاه جذب اتمی- کوره گرافیتی (GF-AAS) اندازهگیری گردید.
.
یافته ها: میانگین میزان مواجه جوشکاران با منگنز برابر با 0.012 ±0.023 میلی گرم بر متر مکعب بود. میزان غلظت منگنز خون در گروه جوشکاران (7.11 ±15.88 میکروگرم بر لیتر) به طور معنی داری بیشتر از گروه کارکنان اداری (8.70 ±9.37 میکروگرم بر لیتر) بهدست آمد (P-V<0.05). فراوانی علایم عصبی- رفتاری در گروه جوشکاران به طور معنی داری بیشتر از فراوانی آن در گروه کارکنان اداری غیرمواجه بود (P-V<0.05). همبستگی بین تعداد علایم عصبی- رفتاری (Q16) با میزان منگنز خون جوشکاران معنی دار بهدست آمد (P-V<0.05).
.
نتیجه گیری: به منظور پیشگیری از علایم عصبی- رفتاری ناشی از مواجه با فیوم های جوشکاری حاوی منگنز نیاز است که مواجه جوشکاران و اثرات بهداشتی بالقوه به طور دوره ای ارزیابی و اقدامات کنترلی مؤثر بهکار گرفته شود.
زهرا پنجعلی، سید ابوالفضل ذاکریان، رضوان عابدینلو، صفورا غریب زاده، هادی احسنی، احسان رضایی،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
مقدمه: اختلالات اسکلتی عضلانی شایع ترین عارضه ناشی از کار می باشد. حمل دستی بار (MMH) یکی از علل ارگونومیکی است که منجر به ایجاد این نوع اختلالات میشود و این امر یکی از دلایل مهم برای بروز کمردرد می باشد. حمل دستی نا ایمن بار منجر به ایجاد آن دسته از اختلالات اسکلتی عضلانی می شود که شامل آسیب های فیزیکی حاد و نیز ایجاد استرین هایی در نواحی کمر، شانه ها و بازو ها می باشد . جامعه جراحان ارتوپد آمریکا، مشکلات کمر را پر هزینه ترین مشکل پزشکی جامعه خوانده اند. در این میان شمار قابل ملاحظه ای از مشکلات کمر مربوط به محیط کار می باشد .
.
روش کار: با توجه به اینکه کمتر مطالعه ای با رویکرد مقایسه ای استانداردهای داخلی و خارجی در این زمینه در ایران انجام گرفته است، این مطالعه با هدف مقایسه روشهای داخلی و روشهای معتبر جهانی انجام پذیرفت . این مطالعه از نوع موردی مقطعی بوده و با هدف ارزیابی مقایسهای آیین نامه حمل دستی بار در ایران و معادله حمل بار سازمان نایوش و MAC در یکی از صنایع ریخته گری تهران در سال 1391 انجام پذیرفت.
.
یافته ها: جامعه هدف، کارگران مرد صنعت مورد مطالعه بودند که به روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با کمک کاربرگ MAC ، معادله نایوش و آیین نامه ایران انجام گرفت. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار Stata صورت پذیرفت و سطح معناداری 0.05 مورد نظر قرار گرفت.
.
نتیجه گیری: نتایج نشان دادند توافق معناداری بین روش آیین نامه ایران و MAC وجود دارد و این توافق در مورد معادله سازمان نایوش و آیین نامه ایران نیز وجود دارد. با این حال رابطه معنا داری بین معادله نایوش و روش MAC بهدست نیامده است.
پروین نصیری، ایرج علی محمدی، محمد حسین بهشتی، کمال اعظم،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
مقدمه: تیلر یک تراکتور دستی چند منظوره است که در ابتدا برای شخم زدن زمین و بعدا برای فعالیتهای دیگر کشاورزی استفاده می شود. ارتعاش منتقله از دسته تیلر به کاربران احتمال دارد منجر به بروز صدمات زیادی از جمله ناراحتی ، درد و اختلالات اسکلتی عضلانی گردد. هدف از این مطالعه ارزیابی مواجهه با ارتعاش دست و بازو در کاربران تیلر مدل HT900 به عنوان فراوانترین مدل تیلر مورد استفاده می باشد.
.
روش کار: در این مطالعه 40 کاربر تیلر مدل HT 900 در شهرستان کاشمر استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار گرفتند . اندازه گیری ارتعاش دست و بازو بر اساس استاندارد ISO 5349-1 و ISO 5349-2 در 3 حالت مختلف، ساکن و دنده خلاص (درجا) ، انتقال به زمین و شخم زدن زمین در دنده های مختلف انجام شد. جهت اندازه گیری ارتعاش از ارتعاش سنج پاسخ انسان B$K مدل 2512 استفاده شد.
.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در تمام موقعیتهای اندازه گیری شده میزان مواجهه با ارتعاش دست و بازو بیش از میزان استاندارد بوده و خطر بروز اختلالات ناشی از ارتعاش وجود دارد. بیشترین میزان مواجهه با ارتعاش در حالت شخم زدن تیلر می باشد . میزان مواجهه در 3 حالت شخم زدن ، انتقال و درجا کار کردن تیلر به ترتیب برابر 16.95 ، 14.16 و 8.65 متر بر مجذور ثانیه می باشد. در تمام حالات اندازه گیری شده میزان مواجهه با ارتعاش در جهت x نسبت به جهت y و z بیشتر بود.
.
نتیجه گیری: این مطالعه بر نیاز برای مداخله و اتخاذ تدابیر کنترلی و مدیریتی جهت حذف و کاهش ارتعاش دست و بازو منتقله از تیلر به دست کاربران جهت جلوگیری از بروز مشکلات عمده از جمله وقوع اختلالات اسکلتی – عضلانی ، ناراحتی و خستگی زودرس تاکید فراوان داشته و همچنین تیاز به انجام مطالعات بیشتر جهت شناسایی منابع ارتعاش بر روی انواع مختلف تیلر نیز امری ضروریست.
علی کریمی، فریده گلبابایی، مسعود نقاب، محمد رضا پورمند، روناک بختیاری، کاظم محمد،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
در این مطالعه به منظور کنترل بخارات زایلن موجود در هوا، یک بیوراکتور همزندار در مقیاس آزمایشگاهی طراحی گردید و در مرحله بعد بیوراکتور با نسبت 1 به 3 از کنسرسیوم میکروبی و محلول مغذی به منظور حذف بخارات زایلن راه اندازی شد. عملکرد بیوراکتور در حذف بخارات زایلن با افزودن 10% روغن سیلیکون به عنوان فاز آلی در محدوده غلظتی mg/m3 551 تا mg/m3 3330 به مدت 432 ساعت مورد پایش و بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از تجزیه بیولوژیکی زایلن در این مدت نشان داد که راندمان حذف زایلن تا محدوده غلظت mg/m3 2756 مقدار 82% می باشد. همچنین افزودن 10% روغن سیلیکون موجب بهبود ظرفیت حذف زایلن به میزان 7/85% نسبت به بستر بدون فاز آلی گردید. نتایج حاصل از آزمایشات میکروب شناسی نشان داد که در حضور زایلن سه گونه Pseudomonas putida ، Chryseobacterium و Ralstonia pickettii یافت شد. بهطور کلی یافتههای این تحقیق نشان داد که استفاده از بیوراکتورهای دوفازی همزندار در زمینه کنترل بخارات زایلن از جریان هوای آلوده، موفقیت آمیز می باشد.
ایرج علیمحمدی، مرتضی امینی،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
مقدمه: به دنبال بررسی Heinrich در سال 1931 و ارایه مدل دومینوی وی این اندیشه شکل گرفت که مهمترین عامل بروز حادثه، انسان است. طبق گفته وی در بروز حوادث 88% رفتار نا ایمن، 10% شرایط نا ایمن و 2% نیز فاکتورهای پیشبینی نشده نقش دارند. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، بررسی فرهنگ ایمنی افراد و عوامل موثر بر آن در یک واحد شوینده و پاک کننده میباشد.
.
روش کار: در این مطالعه به منظور تعیین سطح فرهنگ ایمنی در شرکت شوینده و پاک کننده، از پرسشنامه استاندارد فرهنگ ایمنی که در سال 1389 تهیه شده بود استفاده گردید. ابعاد فرهنگ ایمنی در این پرسشنامه شامل: 1- تعهد مدیریت، 2- آموزش و تبادل اطلاعات، 3- محیط حمایتی، 4- عوامل بازدارنده و 5- اولویت به ایمنی میباشد. پس از جمعآوری پرسشنامهها، دادهها جهت انجام آنالیزهای آماری به رایانه منتقل و با استفاده از نرم افزار SPSS17 آنالیز و ارزیابی شدند.
.
یافته ها: آنالیز اطلاعات مربوط به سن و سابقه کار نشان داد که میانگین سن افراد 5/37 سال و سابقه کاری افراد نیز 7/13 سال میباشد. 3/52% افراد در طول سابقه کاری خود دچار هیچ نوع حادثهای نشده بودند. میانگین نمره فرهنگ ایمنی در بین افراد شرکت کننده 216/35±51/180 به دست آمد.
.
نتیجه گیری: اختلاف نمره کلی فرهنگ ایمنی در گروههای مختلف شغلی به لحاظ آماری معنیدار میباشد. علاوه بر این، اختلاف نمره کلی فرهنگ ایمنی در افراد حادثه ندیده و حادثه دیده به لحاظ آماری معنیدار است.
سمیه فرهنگ دهقان، محمد رضا منظم، پروین نصیری، زهره حقیقی کفاش، مهدی جهانگیری،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: صدا به عنوان یکی از عوامل شایع زیان آور محیطهای کاری، علاوه بر مشکلات جسمانی سبب بروز اثرات سوء فراوانی بر سلامت روان افراد نیز می شود. این مطالعه توصیفی– مقطعی با هدف اندازه گیری مواجهه صدای کارکنان یک مجتمع پتروشیمی و ارزیابی میزان آزاردهندگی آن انجام پذیرفت.
.
روش کار: برای این منظور 47 نفر از کارکنان بخش اداری و تولید این مجتمع پتروشیمی تحت مطالعه قرار گرفتند. ابتدا جهت ارزیابی میزان مواجهه صدای کارکنان، دزیمتری صدای کارکنان بخش تولید و آنالیز فرکانسی محیطهای اداری توسط دزیمتر CEL-272 و صدا سنج 2236B&K- صورت گرفت. بعد از آن، پرسشنامه میزان آزاردهندگی صدای محل کار توسط این افراد تکمیل گردید. این پرسشنامه متشکل از سه بخش بود: نمره دهی به شدت صدای محیط کار، نمره دهی به میزان آزاردهندگی صدای محیط کار و تعیین حالاتی که افراد در طول روز تجربه میکنند، مانند احساس خستگی، سستی، کاهش قدرت تمرکز و غیره... بود.
.
یافته ها: نتایج حاصل از اندازه گیری صدای فردی نشان داد که میانگین تراز معادل 8 ساعته در کارکنان بخش تولید 86.13 دسی بل A میباشد. طبق یافته های حاصل از آنالیز فرکانسی واحدهای اداری میانگین تراز معادل صدا و معیار (Preferred Noise-Criteria) و PNC به ترتیب 69.4 دسی بل A، و 62 میباشد. نتایج حاصل از ارزیابی شدت صدای محیط کار نشان داد که به ترتیب 17.9 و 63.2 درصد از کارکنان بخش اداری و تولید، صدای محیط کار خود را بسیار زیاد ارزیابی نمودند. 10.7 درصد کارکنان بخش اداری میزان آزاردهندگی صدای محیط کار خود را خیلی آزاردهنده عنوان کردند و از نقطه نظر 42 درصد کارکنان بخش تولید صدای محیط کار خیلی آزار دهنده بود. به طور متوسط حدود 49 درصد شاغلین بخش اداری و حدود 60 درصد کارکنان تولید برای تکرار تجربه حالاتی چون احساس خستگی در طی روز گزینه گاهی اوقات و بیشتر را برگزیدند
.
نتیجه گیری: با توجه به آن که نتایج دزیمتری و ارزیابی معیار های صوتی و البته طبق خود اظهاری پرسنل از برآورد شدت و آزاردهندگی صدای محیط کار خود، نیاز به ارایه راهکارهای فنی - مدیریتی اصولی جهت کاهش میزان مواجهه کارکنان بخش تولید و کاهش صدای محیطی در راستای کاهش مواجهه کارکنان اداری در این مجتمع بسیار احساس میشود.
سجاد کازرونیان، سید ابوالفضل ذاکریان، جبرئیل نسل سراجی، سید مصطفی حسینی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: در حال حاضر استرس شغلی به عنوان یکی از مهمترین معضلات زندگی جوامع بشری شناخته می شود که دارای نتایج مثبت یا منفی میباشد. استرس در صورت نبودن هماهنگی میان نیاز های شغلی، قابلیت ها، توانایی ها و خواسته های فرد ایجاد می شود. بسیاری از پیامدهای رفتاری، جسمی و روانی ناشی از استرس شغلی می باشد. این مطالعه با هدف بررسی روایی و پایایی پرسشنامه استرس شغلی عمومی نایوش (GJSQ) در راستای ایجاد ابزاری مناسب جهت سنجش و بررسی میزان استرس شغلی برای اولین بار در ایران انجام گردید.
.
روش کار: در این مطالعه ی مقطعی 228 نفر از پرسنل آتش نشانی شهر تهران طی نمونه گیری طبقه ای و خوشه ای انتخاب شده و به سؤالات پرسش نامه استرس شغلی عمومی نایوش (GJSQ) پاسخ دادند. به منظور روایی و پایایی پرسشنامه تعداد 20 نفر از افراد جامعه مورد مطالعه انتخاب شده و پس از بررسی روایی محتوایی پرسشنامه، جهت بررسی پایایی از تست آلفای کرونباخ و آزمون همبستگی درون خوشه ای و جهت تحلیل داده ها از نرم افزار spss نسخه 18 استفاده گردید.
.
یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان 30.8 (4.9 = SD) و میانگین سابقه کاری در آتش نشانی 7.4
(4.8 = SD) بهدست آمد. جهت بررسی پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ تمامی فاکتور های تاًثیر گذار در پرسشنامه بالای 0.7 بهدست آمد و همچنین ضریب همبستگی درون خوشهای پرسشنامه از طریق تست بازآزمایی در تمام فاکتور های تاًثیر گذار به جز فاکتور های محیط فیزیکی و خواسته های ذهنی که در حد متوسط بودند، بالای 0.7 نتیجه شد که این مقادیر بهدست آمده در حد مطلوبی می باشند.
.
نتیجه گیری: با توجه به این که شاخص های روایی و پایایی پرسشنامه همگی در حد مطلوبی گزارش گردید می توان از پرسشنامه استرس شغلی عمومی نایوش (GJSQ) به عنوان پرسشنامه روا و پایا در ایران، جهت سنجش و بررسی میزان استرس شغلی استفاده نمود.
فریده گلبابایی، صابر مرادی حنیفی، حمید حسنی، حمید شیرخانلو، سید مصطفی حسینی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: آلاینده های موجود در هوای ورودی به توربین های گازی سبب سایش ، خوردگی ، بسته شدن مجاری سرمایش و در نهایت منجر به کاهش توان و بازدهی توربین و زیان اقتصادی قابل ملاحظه می شوند . لذا پایش هوای ورودی بهمنظور انتخاب سیستم فیلتراسیون صحیح و ارزیابی وضعیت فیلتراسیون هوای ورودی به توربین ضروری است . بدین جهت این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت هوای ورودی به توربین های گازی دریک نیروگاه گازی در تهران – ایران به اجرا درآمد.
.
روش کار: در این مطالعه مقطعی غلظت آلاینده های هوای ورودی به توربین های گازی فیات ، آسک ، هیتاچی و میتسوبیشی یک نیروگاه گازی در نیمه دوم فصل بهار ارزیابی شد.بدین منظور 12 سری نمونه با استفاده از دستگاه نمونه بردار کاسکید ایمپکتور هشت مرحله ای مدل AN – 200 ساخت کارخانه OGAWA ژاپن با فیلتر های استرسلولزی جمع آوری شد سپس با استفاده از روش گراویمتری، میزان تراکم ذرات در ردیف های مختلف اندازه سنجش و با استفاده از دستگاه جذب اتمی تراکم هشت عنصر سدیم، پتاسیم ، سرب، جیوه، روی، آلومینیوم، مس وکادمیوم سنجش و داده ها با نرم افزار SPSS16 تحلیل شد.
.
یافته ها: نتایج این بررسی نشان داد متوسط غلظت گردو غبار با قطر آئرودینامیکی کوچکتر از 7/4 میکرون برای ورودی واحد آسک حدود 64 درصد ،واحد فیات 66 درصد ، واحد هیتاچی 60 درصد، واحد میتسیوبیشی 67 درصد، و در مجموع 25/64 درصد می باشد. همچنین تراکم عناصر موجود در هوا مانند سدیم، پتاسیم، مس، جیوه، کادمیوم، سرب و آلومینیوم در ذرات کوچکتر از 7/4 میکرون بیشتر از ذرات بزرگتر از 5 میکرون برآورد گردید. مقایسه میانگین تراکمهای بهدست آمده در ورودیهای توربین گازی نشان داد که اختلاف معناداری بین مقادیر بهدست آمده در واحد فیات و هیتاچی وجود ندارد (P>0/05) اما مقایسه میانگین تراکم در سایر واحدها اختلاف معناداری با یکدیگر نشان داد(P<0/05).
.
نتیجه گیری: با توجه به توزیع جرمی ذرات بر حسب ردیف های مختلف اندازه مشاهده می گردد که غلظت ذرات کوچکتر از 7/4 میکرون بیشترین تراکم ذرات را به خود اختصاص داده است .این ذرات قادرند به پره های توربین ها آسیب رسانند، به ویژه آن که تراکم عناصر سدیم و پتاسیم که از عناصر خورنده می باشند نیز در این ردیف بیشترین تراکم (200 میکروگرم بر متر مکعب) را به خود اختصاص داده است. بنابراین باید در انتخاب سیستم فیلتراسیون در ورودی توربین های گازی این مساله مورد توجه قرار گیرد
پروین نصیری، ایرج علی محمدی، محمد حسین بهشتی، کمال اعظم، روح اله حاجی زاده،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: رانندگان تراکتور در طول رانندگی بهطور دایم در معرض ارتعاش تمام بدن قرار دارند که این مساله ممکن است منجر به بروز اختلالات سیستمهای اسکلتی – عضلانی ، عصبی ، گردش خون و بروز بیماریهای شغلی ناشی از ارتعاش گردد. هدف از این مطالعه ارزیابی مواجهه رانندگان تراکتور با ارتعاش کل بدن می باشد.
.
روش کار: در این مطالعه پارامترهای مربوط به ارتعاش تمام بدن مانند شتاب ریشه مجموع مربعات، شتاب معادل کلی ، میزان دوز ارتعاش و فاکتور قله به صورت مجزا در سه جهت (x ، y و z) در 3 تراکتور مسی فرگوسن مدل 165 و در 3 حالت مختلف انتقال (بدون تریلی، همراه تریلی خالی و همراه با تریلی با بار خاک) شخم زدن زمین و بارگیری تریلی خاک با تراکتور و در وضعیتهای کاری با دندههای مختلف بر اساس رهنمودهای استاندارد ISO 2631 اندازه گیری شده و با میزان مجاز مقایسه شد.
.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که در تمام موقعیتهای اندازه گیری شده، میزان مواجهه با ارتعاش کل بدن بیش از میزان مجاز بوده و ریسک بروز اختلالات ناشی از آن وجود دارد. بیشترین میزان مواجهه با ارتعاش(برایند 3 جهت ) در حالت انتقال با تریلی خالی (m/s2 43.11)، انتقال با تریلی با بار خاک (m/s2 18.92) و (شخم زدن زمین با دنده 2 (m/s2 17.39) میباشد. بیشترین میزان CF ( فاکتور قله) نیز برای حالت انتقال بدون تریلی با دنده 3 (10.7) ، سپس شخم زدن زمین( 7.35 ) و بارگیری (6.50) بهدست آمد. بالاترین مقدار دوز ارتعاش به ترتیب برای حالت انتقال با تریلی خالی با دنده 4 (m/s1.75 189.92) و دنده 3 (m/s1.75 108.15) بهدست آمد در تمام حالات اندازه گیری شده میزان مواجهه با ارتعاش در جهت y نسبت به جهت x و z بیشتر بود.
.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بیانگر آن است که رانندگان تراکتور با ارتعاش کل بدن بیش از حد مجاز مواجه بوده و ممکن است در دراز مدت با عوارض ناشی از این مواجهه دچار شوند. در نتیجه این مطالعه بر نیاز به مداخله و اتخاذ تدابیر کنترلی و مدیریتی جهت حذف و کاهش ارتعاش کل بدن رانندگان و به منظور جلوگیری از بروز مشکلات عمده از جمله وقوع اختلالات اسکلتی – عضلانی ، ناراحتی و خستگی زودرس تاکید فراوان دارد و همچنین نیاز به انجام مطالعات بیشتر جهت شناسایی منابع ارتعاش بر روی انواع مختلف تراکتور نیز امری ضروریست.
زهره قربعلی، پروین نصیری، علی بقایی، سید محمد رضا میری لواسانی،
دوره 3، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
مقدمه: به دلیل وجود عوامل خطر فراوان و ریسک زیاد در مراکز صنعتی فرآیندی، از چندین لایه حفاظتی جهت کاهش خطر و ریسک استفاده می شود. تعیین سطوح یکپارچگی ایمنی برای سیستم های امنیتی مجهز به ابزار دقیق کمک می کند تا از ایمنی کلی فرآیند اطمینان حاصل شود. یکی از روش های تعیین سطح یکپارچگی ایمنی، ریسک گراف است. روش ریسک گراف علی رغم سادگی آن روشی کیفی و وابسته به نظرات شخصی متخصصان است.
.
روش کار: در این مقاله روش کیفی ریسک گراف بهبود یافته معرفی و ارزیابی می شود، در ادامه با استفاده از ابزار منطق فازی رویکردی جدید از این روش ارایه می گردد. در روش مطرح شده، سطوح پیامدها که در حالت مرسوم به صورت کیفی تقسیم بندی شده اند به بازه های کمی تبدیل می شوند و با داشتن مقدار کمی از آنها جدول ریسک گراف نیز بهصورت کمی در می آید. در نهایت با استفاده از رویکرد ارایه شده در این مقاله و استفاده از نظر سه کارشناس با تخصیص ضریب وزنی یک سطح یکپارچگی نهاییِ کمی مشخص می شود.
.
نتیجه گیری: با بهکارگیری روش ارایه شده در این مقاله سطوح هم تراز در جدول ریسک گراف در روش های قبلی به زیرسطح های کمی متفاوت تبدیل می شوند که نه تنها دقت سطح ایمنی تعیین شده را افزایش می دهد، بلکه عامل مؤثر در افزایش ایمنی را نیز قابل شناسایی می کند که منجر به صرفه جویی در زمان و هزینه خواهد شد. به عنوان مطالعه موردی، سطح یکپارچگی ایمنی واحد آیزوماکس پالایشگاه تهران با روش پیشنهادی تعیین شده است و نتایج حاصل از روش ریسک گراف بهبود یافته و ریسک گراف بهبود یافته فازی با هم مقایسه شده اند که تأثیرگذاری روش پیشنهادی را نشان می دهد.
حامد آقائی، حسین کاکویی، سید جمال الدین شاهطاهری، فریبرز امیدی، صفورا عارفیان، کمال اعظم،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه: PAHها، ترکیباتی با حلقه های بنزنی ناشی از سوخت ناقص مواد آلی هستند که از آسفالت داغ متصاعد میشوند. این ترکیبات به دلیل پایداری، تجمع پذیری زیستی، اثرات سرطانزایی و جهش زایی به عنوان یکی از نگرانی های جوامع علمی در محیط کار و محیط زیست بهشمار میروند. از آنجایی که آسفالتکاران نیز به واسطه شغل خود با این ترکیبات مواجه هستند، لذا در این تحقیق سعی شده است با اندازهگیری غلظت PAH ها در منطقه تنفسیشان میزان مواجهه آنها را موردارزیابی قرار دهیم.
.
روش کار: در این مطالعه نمونه های هوای تنفسی کارگران با روش 5506 NIOSH و با استفاده از فیلتر PTFE و جاذب XAD-2 جمع آوری گردید. به منظور استخراج آنالیت ها از فیلتر و جاذب از حمام التراسونیک و حلال استونیتریل استفاده شد. همچنین جهت آنالیز نمونه ها HPLC-UV مورد استفاده قرار گرفت.
.
یافته ها: در نمونه های مورد مطالعه حداکثر میزان مواجهه با ∑PAH مربوط به وظیفه کمک فینیشر با 48/1754 نانوگرم برمتر مکعب و حداقل میزان مواجهه مربوط به وظیفه چرب کن با 65/24 نانوگرم بر مترمکعب به دست آمد. در میان آسفالتکاران میزان مواجهه با نفتالین بیش از سایر هیدروکربن های چند حلقه ای آروماتیک بود (دامنه 72/648-35/2 نانو گرم بر متر مکعب). در وظایف مختلف آسفالتکاری میزان مواجهه با PAH ها در وظیفه کمک فینیشر با اکثر وظایف دیگر اختلاف معناداری را نشان داد.
.
نتیجه گیری: برآورد غلظت هیدروکربن های چند حلقه ای آروماتیک در منطقه تنفسی آسفالتکاران نشان داد که میزان مواجهه با این ترکیبات پایین تر از حدود مجاز اعلام شده توسط NIOSH ،ACGIH ،OSHA و ایران می باشد. با توجه به پتانسیل سرطانزایی بالای برخی از این ترکیبات و عدم تعیین حدود مجاز شغلی برای آنها مانند کریزن و بنزو آلفا آنتراسن پیشنهاد می شود که ضمن استفاده از راهکارهای فنی برای کنترل مواجهه با PAH ها از وسایل حفاظت فردی مناسب از قبیل ماسک تنفسی و لباس های مناسب استفاده شود. این مطالعه همچنین نشان داد که بین میزان مواجهه در اکثر وظایف آسفالتکاری با هیدروکربن های چند حلقه آروماتیک اختلاف معناداری وجود دارد که می تواند ناشی از نزدیکی به منبع آسفالت داغ و همچنین گازهای خروجی از اگزوز ماشین الات راهسازی باشد.
علی کریمی، فریده گلبابایی، مسعود نقاب، محمد رضا پورمند، روناک بختیاری، کاظم محمد،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه: در اغلب شرایط واقعی انتشار آلودگی حاصل از فرآیندهای صنعتی، معمولا ترکیبات شیمیایی بهصورت گروهی در فضا رها میشوند و کمتر پیش میآید که یک ترکیب شیمیایی بهطور خالص منتشر شود. هدف از این مطالعه امکان سنجی حذف بخارات BTX (بنزن، تولوئن و زایلن) موجود در هوا، به کمک یک بیوراکتور همزندار در مقیاس آزمایشگاهی میباشد.
.
روش کار: برای دستیابی به هدف اصلی مطالعه، باکتری های تصفیه کننده BTX از فاضلاب خروجی یک پالایشگاه نفت استخراج و در بیوراکتور همزندار بهکار گرفته شدند. همچنین روغن سیلیکون به منظور بهبود راندمان تصفیه در نسبت های مختلف به بیوراکتور اضافه گردید و پارامترهای عملکردی بیوراکتور در شرایط مختلف ارزیابی شد و بهینه ترین حالت شناسایی گردید.
.
یافته ها: عملکرد بیوراکتور در حذف بخارات BTX با افزودن 10% روغن سیلیکون به عنوان فاز آلی نشان داد که ظرفیت حذف و راندمان حذف بنزن، تولوئن و زایلن به ترتیب تا محدوده غلظت های
mg/m3 1730، mg/m3 1710 و mg/m3 1380 با افزایش غلظت ورودی روند افزایشی خود را ادامه می دهند. در این غلظت ها ظرفیت حذف و راندمان حذف بنزن به ترتیب g/m3/h 59 و 100% ، تولوئن g/m3/h 58 و 100% و زایلن g/m3/h 42 و 91% می باشند. ظرفیت حذف کل برای هر سه ترکیب g/m3/h 159 با راندمان 91 تا 100% می باشد.
.
نتیجه گیری: افزودن روغن سیلیکون موجب بهبود ظرفیت حذف بنزن، تولوئن و زایلن نسبت به بستر بدون فاز آلی گردیده است. بهطور کلی نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از بیوراکتورهای دوفازی همزندار در زمینه کنترل بخارات BTX از جریان هوای آلوده، موفقیت آمیز می باشد.
روح اله حاجی زاده، محمد حسین بهشتی، اسماعیل خداپرست، جواد ملکوتی، حسین رحیمی،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی در محیط های کاری، علاوه بر ایجاد ناراحتی های متعدد مانند کاهش آسایش حرارتی و ایجاد تنشهای گرمایی، در موارد شدیدتر ممکن است منجر به ایجاد حادثه و بیماریهای ناشی از گرمای بیش از حد گردد. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت استرس گرمایی در کارگاه های کوچک شهرستان قم بر اساس شاخص WBGT و همچنین بررسی ارتباط بین WBGT و شاخص های فیزیولوژیکی است.
.
روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی – مقطعی در مرداد ماه 1391 در 25 کارگاه کوچک شهرستان قم مشتمل بر10 کارگاه روباز و 15کارگاه سرپوشیده انجام شد. اندازه گیریWBGT براساس استاندارد ISO7243 انجام شد. همچنین پاسخ های فیزیولوژیکی 25 نفر کارگر (یک نفر از هرگارگاه) شامل نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک سنجش شد.
.
یافته ها: میانگین شاخص WBGT برای مشاغل سرپوشیده شامل صافکاری، مکانیکی، نقاشی، جوشکاری و درب و پنجره سازی به ترتیب C◦ 55/27، C◦ 45/27، C◦ 64/24، C◦ 73/26 و C◦ 89/25، برای کارگاههای روباز صافکاری، مکانیکی و نقاشی C◦ 01/30 و برای کارگاههای جوشکاری و درب و پنجره سازی C◦ 52/28 بهدست آمد. میزان WBGT در مقایسه با میزان استاندارد ISO 7243 درتمام کارگاههای کوچک اندازه گیری شده بیشتر از حد مجاز بود. کارگاههای صافکاری و نقاشی دارای بیشترین میزان WBGTبودند (به ترتیب C◦ 22/30 و C◦ 03/30) میانگین WBGT کارگاه های صافکاری که نسبت به دیگر مشاغل بیشتر در معرض فضای باز و تابش های خورشیدی بودند با کارگاههای جوشکاری و درب و پنجره سازی اختلاف معناداری داشت (آزمون T-test). بین WBGT و نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0). نتایج حاکی از آن است که کارگران در معرض استرس حرارتی قرار دارند و انجام مطالعات بیشتر و ایجاد تدابیر جهت مراقبت از کارگران امری ضروری است.
.
نتیجه گیری: میزان استرس حرارتی تقریباً در کلیه ی کارگاههای کوچک مورد مطالعه بیشتر از حدود مجاز توصیه شده بوده و در این میان کارگاه های روباز بیشترین میزان استرس حرارتی را داشتند، هرچند استرس های حرارتی با استرسهای مورد مطالعه همبستگی معناداری را نشان نمی دهند.
پروین نصیری، محمد رضا منظم، فاطمه زیوری دلاور،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: طبق مطالعاتی که در سایر نقاط جهان درگذشته صورت گرفته است، به منظور ایجاد یک اتاق صامت یا نیمه صامت از جاذبهای الیافی به شکل گوه های مخروطی شکل و متقاطع استفاده کردهاند که طراحی و اجرای آن هزینه بر و دشوار بوده است. این تحقیق با هدف طراحی و تحلیل آکوستیک تئوریکی اتاق نیمه صامت با استفاده از جاذبهای الیافی به شکل مکعب مستطیل صورت گرفت.
.
روش کار: در این مطالعه که در اتاق نیمه صامت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، زمان بازآوایی، سطح جذبی اتاق و سطح کلی اتاق در فرکانس قطع قبل و بعد از طراحی تعیین و با مقادیر هدف مقایسه گردید. توسط نرم افزارهای گرافیکی (AutoCAD, 3Ds Max)، چینش متقاطع جاذبهای مورد نظر طراحی شد. زمان بازآوایی اتاق قبل از طراحی به روش 3382:2000 ISO تعیین گردید. زمان باز آوایی اتاق بعد از طراحی نیز از طریق معادله زمان بازآوایی (سابین) محاسبه شد و در طول پروژه برای محاسبه سطوح جذبی و کلی اتاق از معادله سابین استفاده گردید.
.
یافته ها: قبل از طراحی، مقدار زمان بازآوایی در فرکانس قطع Hz 250 به روش 3382:2000 ISO ه(s)0.3 مشخص شد و سطح کلی اتاق m2 247.97 محاسبه گردید. با نرم افزار CAD حداقل 253 مکعب با ابعاد18×50 سانتی متر تخمین زده شد. سطح جذب و سطح کلی اتاق بعد از طراحی به ترتیب m2 46.32 و m2 92.64 و زمان بازآوایی در فرکانس مذکور 0.07 ثانیه بهدست آمد.
.
نتیجه گیری: طبق نتایج حاصله، میتوان استنباط کرد که روش پیشنهادی استفاده از جاذب الیافی به شکل مکعب مستطیل با چینش متقاطع می تواند به عنوان یک روش قابل اطمینان در جهت کاهش زمان بازآوایی و کسب فرکانس قطع پایین بهمنظور ایجاد اتاق نیمه صامت و کارایی مناسب این اتاق باشد.
مهسا ناصرپور، محمد جواد جعفری، محمد رضا منظم، حمیدرضا پورآقا شاهنشین، مهناز صارمی، سارا جام بر سنگ،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: در اکثر محیطهای صنعتی، افراد روزانه در معرض مواجهه با صدا قرار دارند. مواجهه با این عامل مخاطره آمیز فیزیکی میتواند اثرات زیان بار فوری و تاخیری را در پی داشته باشد. از جمله اثرات مواجهه با صدا میتوان به افت عملکردهای شناختی در افراد اشاره نمود که پیامد اصلی آن بروز حوادث شغلی است. در این مطالعه سعی شده است تا تأثیر مواجهه با ترازهای مختلف انواع صداهای با اندیس هارمونیک متوسط ، زیر و بم بر عملکردهای شناختی مورد بررسی قرار گیرد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 33 دانشجو در محدوده سنی 35-23 سال به انجام آزمونهای شناختی پرداختند. در حین انجام این آزمونها افراد با سه نوع صدای متوسط، زیر و بم در چهار تراز 45، 75، 85 و 95 دسیبلآ مواجهه یافتند. برای ارزیابی عملکرد شناختی این افراد از آزمون نرم افزاری عملکرد پیوسته استفاده شد که درصد توجه و زمان واکنش افراد را مورد بررسی قرار داد.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که در مواجهه با صداهای متوسط با اندیس هارمونیک 3+ در فرکانس 1000 هرتز بیشترین درصد توجه (88/99%) مربوط به تراز صدای 95 دسیبلآ است. بیشترین درصد توجه (100%) در مواجهه با صداهای زیر با اندیس هارمونیک 5/1- در فرکانس 8000 هرتز و همچنین بالاترین درصد توجه(92/99%) در صداهای بم با اندیس هارمونیک 5/4+ در فرکانس 500 هرتز به ترتیب مربوط به ترازهای صدای 95 و 85 دسیبلآ میباشد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که تاثیر صداهای بم با اندیس هارمونیک 5/4+ و فرکانس 500 هرتز بر کاهش درصد توجه بیشتر از صداهای زیر با اندیس هارمونیک 5/1- و فرکانس 8000 هرتز است. در مواجهه با صداهای متوسط با اندیس هارمونیک 3+ در فرکانس 1000 هرتز طولانیترین زمان واکنش (594/2 ثانیه) مربوط به تراز صدای 85 دسیبلآ میباشد. طولانیترین زمان واکنش در صداهای زیر با اندیس هارمونیک 5/1- و فرکانس 8000 هرتز (786/2 ثانیه) و صداهای بم با اندیس هارمونیک5/4+ و فرکانس 500 هرتز (594/2 ثانیه) نیز به ترتیب به ترازهای صدای 85 و 75 دسیبلآ تعلق دارد. نتایج نشان داد که صداهای بم ( فرکانس 500 هرتز) در مقایسه با صداهای زیر (فرکانس 8000 هرتز) باعث افزایش زمان واکنش افراد میشود.