کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
250 نتیجه برای موضوع مقاله:
محمدرضا منظم اسماعیل پور، فریده گلبابایی، فریدون خدایاری، کمال اعظم،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: گرما یکی از عوامل زیان آور فیزیکی محیط کار است.مواجهه با گرما و ایجاد تنش گرمایی در فرد، علاوه بر تأثیر منفی بر سلامتی، بهرهوری او را تحت تأثیر قرار میدهد.هدف از این پژوهش تعیین افت بهرهوری ناشی از استرس گرمایی در وظایف شغلی مختلف صیفی کاران شهرستان دره شهر در فصل تابستان است.
.
روش کار: این مطالعه توصیفی– مقطعی در تابستان 1393 روی صیفیکاران شهرستان دره شهر انجام شد.پس از تعیین حجم نمونه، فعالیتهای صیفیکاری به روش آنالیز سلسله مراتبی مشخص گردید و اندازهگیری WBGT بر اساس استاندارد ISO7243 انجام شد.مقدار متابولیسم با استفاده از استاندارد ISO8996 برآورد گردید. سپس با توجه به مقدار متابولیسم نوع کار مشخص شده، با دانستن WBGT و بار کاری و با استفاده از مدل ظرفیت کاری، افت بهرهوری در وظایف مختلف صیفیکاری و نهایتا افت بهرهوری کل محاسبه گردید.
.
یافته ها: میانگین WBGT برای فعالیتهای شخم زدن، کرت بندی، کاشتن بذر، آبیاری، کودپاشی، وجین، سم پاشی و برداشت به ترتیب 9/29، 28/31، 66/30، 39/31، 99/31، 75/31، 08/31و 3/30 درجه سانتی گراد به دست آمد. میزان WBGT در مقایسه با مقدار استاندارد ISO7243 در تمام فعالیتهای صیفیکاری، بیشتر از حد مجاز بود.بیشترین مقدار WBGT در فعالیت کودپاشی c°99/31 و کمترین مقدار آن در شخم زدن C°98/29 به دست آمد. نتایج آزمون آماری ANOVA تفاوت معناداری در WBGT در سه ارتفاع سر،کمر و قوزک پا نشان نداد.بیشترین مقدار افت بهرهوری برای شغل وجین و کمترین مقدار آن برای شغل شخم زدن به دست آمد.مقدار افت بهرهوری کل برای کار صیفیکاری 3/69 درصد در ساعت حاصل شد که ناشی از فعالیت فیزیکی بالا در محیط کار و انجام کار در فضای باز و قرار گرفتن در معرض تابش مستقیم خورشید، به دلیل استرس گرمایی وارد شده به کارگر است.
.
نتیجه گیری: بهره وری متغیری است که از گرمای محیط کار تأثیر می پذیرد. بر اساس نتایج این مطالعه، میزان بهرهوری در وظایف شغلی مختلف صیفیکاران در اثر گرما کاهش پیدا میکند که این کاهش تحت تأثیر افزایش دما تشدید خواهد شد و ممکن است بر اقتصاد منطقه تأثیرگذار باشد.بنابراین نیاز به انجام مطالعات بیشتر به منظور بهینه کردن شرایط کار ضروری است.
محمد سعید پورسلیمان، وحید کاظمی مقدم، میلاد درخشان جزری،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: حوادث مرتبط با کار ممکن است موجب خسارت به انسان، محیط زیست و همچنین اتلاف زمان و هزینه گردد. بهمنظور کاهش حوادث، سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ایجاد گردید. در این مطالعه تاثیر استقرار این سیستم مدیریتی بر کاهش حوادث و پیامدهای حاصل از آن و شاخصهای عملکردی ایمنی در شرکت پتروشیمی کرمانشاه مورد بررسی قرار گرفت.
.
روش کار: در این مطالعه، سوابق حوادث با استفاده از فرم گزارش حادثه 301 OSHA در طول 4 سال جمع آوری شد. سپس میانگین سالیانه حوادث و پیامدهای آن و شاخصهای عملکرد ایمنی محاسبه و گزارش گردید. سپس تاثیر استقرار این سیستم بر حوادث و پیامدهای آن و شاخصهای عملکرد ایمنی، در 2 سال قبل و 2 سال بعد از استقرار سیستم با استفاده از تحلیلهای آماری بررسی گردید.
.
یافته ها: نتایج نشان داد که استقرار این سیستم ارتباط معناداری با متغیرهای ضریب شدت و تکرار حادثه، ضریب شدت حادثه، روزهای تلف شده، حوادث جزیی و حوادث کل داشته است (Pv<0.05) و مقدار این متغیرها بعد از استقرار سیستم کاهش یافته اند. اما استقرار این سیستم تاثیری بر شاخصهای ضریب تکرار حادثه و حوادث ناتوان کننده نداشته است (Pv>0.05).
.
نتیجه گیری: استقرار سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در کل چرخه فرآیند شرکت پتروشیمی کرمانشاه، موجب کاهش حوادث و پیامدهای حاصل از آن و اکثر شاخصهای عملکرد ایمنی شده است و بهطور کلی وضعیت ایمنی بهبود قابل ملاحظه ای داشته است.
ایرج علیمحمدی، روح اله حاجی زاده، احمد مهری، جواد ساجدی فر، سهیل سعادت، جمشید غلامپور، مهدی کنگاوری،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: صدای ترافیک یکی از مهمترین معضلات زیست محیطی در جوامع امروزی می باشد. طبق گزارشات سازمان بهداشت جهانی صدای ترافیک عامل ایجاد اختلالات فیزیولوژیکی و روانشناختی می باشد. صدای ترافیک می تواند باعث اختلال در عملکرد ذهنی افراد شود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر صدای ترافیک بر عملکرد ذهنی شرکت کنند گان با توجه پیچیدگی فعالیت می باشد.
مواد و روش ها: این مطالعه بر روی 35 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. صدای ترافیک توسط دستگاه ضبط صوت، ضبط و همزمان با دستگاه صدا سنج ، تراز صدای ترافیک اندازه گیری شد. سپس شرکت کنند گان در دو حالت محیط آرام و در مواجهه با صدای ترافیک قرار گرفتند و آزمون زمان واکنش انتخابی نوع S3 به عنوان فعالیت ساده و آزمون تعیین نوع s1 به عنوان یک فعالیت پیچیده از بسته نرم افزاری Vienna test System را اجرا نمودند.
یافته ها: مقایسه نتایج حاصل از آزمون زمان واکنش انتخابی و آزمون تعیین در قبل و بعد از مواجهه با صدای ترافیک، نشان داد که با وجود تغییرات اندکی که در متغیرهای میانگین زمان واکنش ذهنی(47/0P=) و میانگین زمان واکنش حرکتی (49/0P=) در آزمون زمان واکنش انتخابی در بعد از مواجهه با صدای ترافیک نسبت به قبل از مواجهه وجود داشت، اما این تغییرات از لحاظ آماری معنی دار نبود. در آزمون تعیین، میانه زمان واکنش(001/0P=)، تعداد محرکات ظاهر شده(014/0P=)، تعداد پاسخ افراد(009/0P=) بعد از مواجهه با صدای ترافیک به طور معنی داری کمتر از محیط آرام بدست آمد. همچنین در تعداد پاسخ های صحیح(091/0P=) و تعداد پاسخ های ناصحیح(073/0P=) تغییرات مشاهده شده از لحاظ آماری معنی دار نبودند.
نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که صدای ترافیک در فعالیت ساده تأثیرگذار نبود. اما صدای ترافیک در هنگام فعالیتهای پیچیده، می تواند بر روی میانه زمان واکنش، تعداد محرکات ظاهر شده، تعداد پاسخ افراد به محرکات تاثیر منفی بگذارد.
سارا طرزی مقدم، سید ابوالفضل ذاکریان ،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده
مقدمه: سیستم مراقبت بهداشتی از بزرگترین بخشها در بیشتر کشورها بوده و سیستمی اجتماعی-تخصصی است که مردم نقش غالبی را در آن ایفا میکنند. امروزه مراکز درمانی با سه مشکل اصلی روبهرو هستند: 1)هزینههای درمانی، 2)کیفیت و تقاضاهای بیمار و 3) پیچیدگی سیستم مراقبت بهداشتی. این مشکلات ضرورت نیاز به کاربرد رویکردها و مدلهای ارگونومی را در مراکز درمانی نشان میدهند. هدف از این مطالعه بررسی مدلهای ارگونومی کاربردی در مراکز درمانی بود.
روش کار: این پژوهش به روش مروری انجام شده است. جستجوی مقالات از سالهای 2005 تا 2014 در سایتهایScienceDirect, ProQuest, PubMed و با کلمات اصلی Ergonomics, Healthcare, Human factors, model صورت گرفت.
یافتهها: در مجموع 85 مقاله مورد بررسی قرار گرفت. با ارزیابی عنوانها، 30 مقاله مرتبط و با بررسی چکیدهها 15 مقاله و در نهایت پنج مقاله که فول تکست آنها در دسترس بود انتخاب شدند. این مقالات به مدلهای کاربردی ارگونومی در مراقبت بهداشتی اشاره دارد: 1) مدل SEIPS ، 2) DIAL-F، 3) مدل بیمار- کارکنان- تجهیزات پزشکی، 4) مدل وظیفه-پزشکی و 5) مدل وظیفه- فرآیند- وظیفه.
نتیجه گیری: بیشتر مطالعات انجام شده بر کاربرد رویکردهای ارگونومی در مراکز درمانی تأکید میورزند. با استفاده از مدلهای شاخص ارگونومی میتوان مشکلات مراکز درمانی را به حداقل رساند. این رویکردهای ارگونومی به ایجاد فرآیندهای درمانی مردم-محور، طراحی کاربر-محور، محیطهای کاری درمانی، کاربرد مؤثرتر منابع و افزایش انگیزش کارکنان مراقبت بهداشتی کمک میکنند.
مصطفی جعفری زاوه، حمید شیرخانلو، فریده گلبابایی، اکرم تبریزی، کمال اعظم، مهدی قاسم خانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: یکی از ترکیبات مهم آلودگی هوای بسیاری از محیطهای کار ترکیبات آلی فرار مانند زایلن میباشد. از مهمترین و متداولترین روشهای مورد استفاده در کنترل ترکیبات آلی فرار روش جذب سطحی است. هدف این مطالعه بررسی حذف زایلن از هوا توسط جاذب نانو کربن اکتیو در مقایسه با نانوکربن اکتیو بوده است.
روش کار: آزمایشات جذب سطحی زایلن بر روی نانو کربن اکتیو و کربن اکتیو در حالت استاتیک (Batch) در ویالهای شیشه ای با حجم 10 میلی لیتر صورت گرفت. آنالیز توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به دتکتور FID انجام شد. عوامل مختلف شامل زمان تماس، مقدار جاذب، غلظت زایلن و دما مورد مطالعه قرار گرفت.
یافتهها: ظرفیت جذب زایلن در دمای محیطی (°C25) در حالت استاتیک و در مدت زمان تماس 10 دقیقه برای کربن اکتیو و نانو کربن اکتیو به ترتیب 8/349 و 435 میلی گرم بر گرم بهدست آمد. تصاویر میکروسکوپی SEM نشان داد اندازه ذرات در مورد جاذب نانوکربن اکتیو زیر 100 نانومتر میباشد و تصاویر میکروسکوپی TEM نشان دهنده اندازه ذرات برابر با 30 نانومتر بود. همچنین تصاویر XRDنشان دهنده ساختار مکعبی جاذب نانوکربن اکتیو میباشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد ظرفیت جذب در رطوبت ثابت با افزایش مدت زمان تماس و افزایش دما افزایش مییابد. نتایج نشان داد جاذب نانوکربن اکتیو در مقایسه با کربن اکتیو ظرفیت جذب بیشتری برای حذف زایلن دارد.
سجاد دودانگه، سید ابوالفضل ذاکریان، محمد دهقانی، سید محمود قاضی طباطبایی، رضا پیرمند،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: هوش هیجانی بهعنوان توانایی شناخت و کنترل عواطف و هیجانهای خود و رضایت شغلی بهعنوان احساسات و نگرشهای مثبت نسبت به شغل خود، از جمله شاخصهای مهم و تأثیرگذار در محیط کار میباشند. از اینرو، این پژوهش با هدف بررسی اثر میزان هوش هیجانی کارکنان بر میزان رضایت شغلی ایشان، در یکی از پالایشگاههای نفت تهران صورت پذیرفت.
روش کار: این پژوهش کاربردی و از دسته مطالعات تحلیلی- مقطعی میباشد. جامعه این پژوهش شامل 300 نفر از کارکنان صنعت مورد نظر بود که به روش نمونه گیری طبقهای تصادفی انتخاب گردیدند. در این پژوهش از پرسشنامه 90 سؤالی هوش هیجانی Bar-On و پرسشنامه 70 سؤالی رضایت شغلی JDI و نیز از نرم افزارهای LISREL8.72 به منظور برآورد اثر علی بین متغیرهای پژوهش و SPSS18 برای محاسبه شاخصهای توصیفی و مقایسه میانگین متغیرهای پژوهش استفاده شد.
یافتهها: مطابق نتایج بین هوش هیجانی کارکنان و رضایت شغلی آنان یک ارتباط مستقیم و معنادار وجود دارد، بعبارتی میزان هوش هیجانی بالاتر، با افزایش میزان رضایت شغلی افراد همراه است. زیرمقیاسهای مسئولیت پذیری و خودابرازی در آزمون هوش هیجانی و زیرمقیاسهای مسئول مستقیم و حقوق و مزایا در آزمون رضایت شغلی، به ترتیب در هر آزمون دارای بیشترین و کمترین امتیاز بودند. همچنین براساس نتایج، میزان رضایت شغلی کارکنان به موازات افزایش سطح تحصیلات آنان افزایش یافته و بیشترین مقدار این متغیر در گروه سنی 30 تا 45 سال بدست آمد.
نتیجه گیری: هوش هیجانی بهعنوان یک متغیر روانشناختی، میزان رضایت شغلی کارکنان را تحت تأثیر قرار داده و با توجه به ارتباط مستقیم این دو متغیر با یکدیگر، با آموزش و افزایش میزان هوش هیجانی کارکنان، میتوان میزان رضایت شغلی ایشان و بالطبع میزان راندمان و بهرهوری را در محیط کار افزایش داد.
اکرم تبریزی، فریده گلبابایی، حمید شیرخانلو، مصطفی جعفری زاوه، کمال اعظم، رسول یاراحمدی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه: ترکیبات آلی فرار یکی از مهمترین آلایندههای منتشره به هوا ناشی از فعالیتهای صنعتی بوده و دارای اثرات سوء بر روی انسان و محیط زیست میباشد. از این رو لازم است قبل از ورود به اتمسفر حذف شوند. هدف این مطالعه ارزیابی ظرفیت حذف زایلن از هوا توسط جاذبهای نانوگرافن و نانو گرافن اکسید در مقایسه با جاذب کربن فعال است.
روش کار: پس از تهیه جاذبهای کربن فعال، نانو گرافن و نانو گرافن اکسید، آزمایشات بررسی ظرفیت جذب سطحی جاذبها در حالت استاتیک (Batch) در ویال شیشه ای به حجم 10 میلی لیتر انجام گرفت. عوامل مختلف مورد مطالعه شامل مدت زمان تماس، مقدار جاذب، غلظت زایلن و دما بوده. ایزوترمهای جذب لانگمویر برای بررسی ظرفیت جذب زایلن بر روی جاذبها مورد استفاده قرار گرفت. همچنین آنالیز نمونهها توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به آشکارساز یونیزاسیون شعله ای (GC-FID) انجام شد.
یافته ها: ظرفیت جذب زایلن در دمای محیطی (25°C) و در مدت زمان تماس 10دقیقه برای جاذب کربن فعال 8/349، نانو گرافن اکسید 5/14و نانوگرافن 490 میلی گرم بر گرم بهدست آمد. تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) نشان داد اندازه ذرات در مورد جاذبهای نانو گرافن و نانو گرافن اکسید زیر 100 نانومتر میباشد و تصاویر میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) نشان دهنده اندازه ذرات برابر با 45 نانومتر در جاذب نانوگرافن و 65 نانومتر در جاذب نانو گرافن اکسید بود. از طرفی تصاویر دستگاه پراش اشعه ایکس (XRD) ساختار مکعبی نانو جاذبها را نشان داد.
نتیجه گیری: در رطوبت ثابت، افزایش مدت زمان تماس و افزایش دما تا 45 درجه سانتی گراد منجر به افزایش میزان ظرفیت جذب جاذب نانو گرافن و نانو گرافن اکسید گردید و تاثیر مثبتی بر روی ظرفیت جذب جاذبها داشت. نتایج نشان داد که نانوگرافن ظرفیت جذب بالاتری نسبت به دیگر جاذبهای نانوگرافن اکسید و کربن فعال برای حذف زایلن از جریان هوا دارد. اصلاح جاذب نانو گرافن و نانو گرافن اکسید با مواد دیگر به منظور افزایش امکان بهدام افتادن آلاینده بر روی آن پیشنهاد میگردد.
سید ابوالفضل ذاکریان، احسان گروسی، زیبا عبدی، احسان بخشی، مهرداد کامرانی، رضا کلانتری،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه: طراحی محیط کار از جمله عواملی است که می تواند بر احساس راحتی، عملکرد، بهرهوری و سلامتی کارمندان تاثیر بگذارد. تاثیر این عامل بر بهرهوری و عملکرد انسان در حیطه ارگونومی محیطی بررسی میشود. با بررسی وضعیت طراحی محیط کار میتوان تاثیر آن را بر بهرهوری و عملکرد کارمندان تعیین نمود. هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر طراحی محیط کار بر بهرهوری کارمندان بانک میباشد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی نمونه های مورد مطالعه را 150 نفر از کارمندان 22 شعبه مختلف یکی از بانک های شهر تهران تشکیل داده اند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه تاثیر طراحی محیط کار اداری بر بهرهوری کارکنان میباشد که توسط حامید و همکاران طراحی شده است. به منظور آنالیز دادهها، آزمونهای آماری همبستگی و رگرسیون مورد استفاده قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین (انحراف استاندارد) سن و سابقه کاری شرکت کنندگان در این مطالعه به ترتیب 02/37(6) و 13(7) سال بود. از بین مشخصات دموگرافیک بررسی شده، بین سن با نمرات مربوط به عامل های صندلی و دما رابطه معنی داری مشاهده گردید (05/0< P-value). بهعلاوه، بین عامل های صدا و چیدمان محیط با بهرهوری کارکنان رابطه معنی داری بهدست آمد (P-value به ترتیب 044/0 و 048/0).
نتیجه گیری: طراحی مناسب و باکیفیت محیط کار بر بهرهوری کارمندان بانک تاثیر مثبت دارد. به بیان دیگر، طراحی محیط کاری راحت و ارگونومیک با در نظر گرفتن نیازهای افراد و برآورده کردن آسایش کارمندان، باعث افزایش بهرهوری آنها خواهد شد.
ارسلان یوسف زاده، عادل مظلومی، میلاد عباسی، آرش اکبرزاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده
مقدمه: میزان بار کاری و متعاقب آن میزان شکستهای شناختی از عوامل تاثیر گذار بر رفتار، عملکرد و کارایی و بهروری پرستاران در محیط کار می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط شکستهای شناختی و میزان درک و ارزیابی از بار کاری پرستاران انجام گرفته است.
روش کار: این مطالعه توصیفی – تحلیلی و مقطعی در سال 1393 روی 150 نفر از پرستاران زن و مرد شاغل در بخشهای مختلف بیمارستانهای امام خمینی و ولیعصر شهر تهران انجام گرفت. جهت اندازه گیری بار کار ذهنی و میزان شکستهای شناختی بهترتیب از پرسشنامه بار کار ذهنی (NASA-TLX) و پرسشنامه شکستهای شناختی (CFQ) استفاده گردید. درنهایت با استفاده از نرم افزار spss نسخه 20 و انجام آزمون های همبستگی پیرسن و تی-تست و آنالیز واریانس یک طرفه، دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن نتایج پژوهش نشان داد که در سطح خطای 5 درصد بین بار کار ذهنی و حافظه اسمی پرستاران ارتباط معنا درای وجود داشت (0.00 = P-value). همچنین ارتباط بین بار کار فیزیکی با حافظه، توجه و شکست شناختی کلی (CFQtotal) ارتباط نیز معنا دار بود
(0.05 > P-value). بعد ناکامی بارکاری نیز ارتباط معنا داری با حافظه، توجه، اعمال حرکتی، مقدار شکست شناختی کلی (CFQtotal) داشت (0.05 > P-value).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بار کار ذهنی درک شده در پرستاران بالا میباشد و بین ابعاد شکست های شناختی و بار کار ذهنی تعامل برقرار است. بهگونه ای که افزایش ابعاد بار کاری موجب افزایش شکستهای شناختی در انجام وظیفه میگردد.
ارسلان یوسف زاده، پروین نصیری، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: آلودگی صوتی در مناطق شهری به عنوان یک مشکل بزرگ شناخته شده و از آنجا که آسیبهای شنوایی نگرانی اصلی در خصوص مواجهه با صدا محسوب می شود، سایر اثرات فیزیکی و روانی نباید مورد غفلت واقع شوند. آزردگی ناشی از صدا و به دنبال آن تجربه عوارضی مانند خستگی و کاهش تمرکز، احتمال بروز خطاهای انسانی و گاهاً حوادث جبران ناپذیر شغلی را افزایش می دهد که این موضوع اهمیت میزان تراز مواجهه با صدا از یک طرف از نقطه نظر بهداشت و سلامت جامعه و از طرف دیگر از نقطه نظر ایمنی محیط کار را روشن و واضح می سازد.
روش کار: در این مطالعه برای بررسی میزان آزردگی ناشی از صدای حمل و نقل هوایی یک مطالعه مقطعی در سال 1394 انجام گرفت. بدین منظور یک نمونه 200 نفری از جامعهی ساکنین و شاغلین غیرصنعتی در معرض صدا در جنوب غربی تهران در چهار محدودهی مورد مطالعه انتخاب شد. سپس اقدام به توزیع، تکمیل و جمع آوری پرسشنامههای مقیاس میزان آزردگی افراد (توصیه شده بر اساس سازمان بین المللی استاندارد (ISO) به شماره ISO 15666-2003) و قابلیت دیدن منابع هوایی، میزان درک صدا و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک به صورت خودگزارش دهی در این مناطق شد، سپس برای برآورد صدای ترافیک هوایی، دادههای حاصل از مدل INM (مدل یکپارچه صدا) و مشخصات طول و عرض جغرافیایی نمونههای مورد سنجش که توسط سامانهی موقعیت یابی جهانی (GPS) ثبت شده بود به نرم افزار GIS داده شد تا اطلاعات برآوردی از صدای ترافیک هوایی بهدست آید.
یافته ها: در این مطالعه مشاهده شد که تراز معادل صدای کل منطقه در طول شب و تراز متوسط روز تنها در محدودهی سی متری جی و تراز متوسط شبانه در همهی محدودهها بهجز دوراهی قپان فراتر از حد مجاز و بیشترین درصد افراد با آزردگی بالا مربوط به میزان آزردگی شب میباشد. از طرفی ارتباط تراز متوسط روز(DL) با میزان آزردگی روز (P=0/01 , R=0/142)، ارتباط تراز متوسط شبانه(NL) با میزان آزردگی شب (P=0/004 , R=0/334) و ارتباط تراز متوسط شب و روز (DNL) با میزان آزردگی شبانه روز (P=0/000 , R=0/235)، بهدست آمد.
نتیجه گیری: با اعمال کنترلهای مدیریتی در خصوص کاهش تعداد پروازهای شبانه یا اقدامات مهندسی مانند بهبود شرایط ساختمان سازی در جهت کاهش دریافت میزان صدا توسط افراد در معرض، میتوان تاثیر بهسزایی در بهبود شرایط آلودگی صوتی هوایی و میزان آزردگی افراد در این منطقه ایجاد کرد.
حمیدرضا حیدری، فریده گلبابایی، شهرام ارسنگ جنگ، علی اکبر شمسی پور،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: با توجه به توسعه شاخصهای گرمایی متعدد و محدودیتهای مربوط به هر یک، در این مطالعه کاربردپذیری و اعتبار سنجی شاخص دما- رطوبت (Humidex) در مقابل شاخص استاندارد دمای تر گویسان (WBGT) و دمای تیمپانیک افراد مد نظر بوده است.
روش کار: این مطالعه بهصورت مقطعی در بهار و تابستان 1392 در مشاغل روباز نواحی بیابانی و نیمه بیابانی کشور ایران و بر روی163کارگر مرد انجام گرفت. پارامترهای محیطی و دمای تیمپانیک افراد بهطور همزمان اندازهگیری و شاخصهای حرارتی تعیین شدند. با استفاده از نرم افزار SPSS 20، نمودارهای همبستگی خطی و ضریب توافق Kappa تجزیه و تحلیل آماری انجام شد.
یافته ها: همبستگی دو شاخص Humidex و WBGT در هر دو ناحیه بیابانی و نیمه بیابانی، بسیار بالا بهدست آمد (98/0
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد شاخص Humidex میتواند به عنوان جایگزین مناسبی برای شاخص استاندارد WBGT مورد استفاده قرار گیرد، اما چنانچه ارزیابی شرایط دمایی پایین و یا بسیار بالا مد نظر باشد، اکتفا به نتایج ارزیابی شاخص Humidex نمی تواند برآورد واقع بینانه ای از استرینهای حرارتی وارد بر فرد را نشان دهد.
محسن امیدوار، عادل مظلومی، ایرج محمدفام، عباس رحیمی فروشانی، فرشته نیرومند،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: مهندسی رزیلینس (RE) به عنوان نگرشی جدید در حوزه ایمنی، در صدد حفظ عملکرد سیستمهای اجتماعی-فنی در شرایط مختلف، با تکیه بر نقاط قوت به جای تاکید بر نقاط ضعف میباشد. هدف از این مطالعه، ارایه الگویی جدید جهت ارزیابی ایمنی بر مبنای مهندسی رزیلینس و با استفاده از روش FAHP میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع تحلیلی بوده که در یک صنعت پتروشیمی انجام گردید. ابتدا شش مولفه به عنوان شاخصهای RE مشخص شده و چارچوب ارزیابی تشکیل شد. سپس مولفههای RE تعیین شده، با استفاده از نظرات افراد صاحب نظر در قالب یک پانل تخصصی ارزیابی و اعتباربخشی شد. در مرحله بعد، یک شاخص تحت عنوان شاخص هشدار پیش نگر رزیلینس، طراحی شد. در انتها نیز با استفاده از بردار ارزیابی فازی، امتیاز شاخص رزیلینس کل فرآیند تعیین گردید.
یافته ها: نتایج ارزیابی نشان دادند که مولفه تعهد مدیریت حایز بیشترین اهمیت و مولفه یادگیری دارای کمترین اهمیت در تعیین سطح رزیلینس میباشند. همچنین مولفه انعطاف پذیری (C3) در محدوده غیر قابل قبول نارنجی (OEWZ) واقع شده و سایر مولفه ها در محدوده قابل قبول (NEWZ) واقع شدهاند. سطح رزیلینس کل فرآیند برابر سطح III (قابل قبول) برآورد گردید.
نتیجه گیری: تعهد مدیریت و آمادگی در برابر شرایط اضطراری دو مولفه اصلی در تعیین سطح رزیلینس بوده و میتوانند بیشترین سهم در باقی ماندن وضعیت سازمان در محدوده NEWZ را ایفا کنند.
نرمین حسن زاده رنگی، یحیی خسروی، علی اصغر فرشاد، رضوان عابدینلو، حامد جلیلیان،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر میل فزایندهای به ارزیابی ویژگیهای فیزیکی محلههای برخوردار و محروم به منظور توضیح اختلافات سلامت اجتماعی به وجود آمده است. محیط محلی نقش بارزی بر سلامت ساکنین آن دارد. در مطالعات محدود گذشته، بخشهای محدودی از جنبههای مختلف در نظر گرفته شده است. این مطالعه با هدف بررسی قابلیت اعتماد ابزار ارزیابی بهداشت، ایمنی و محیط (NHSE) در یکی از محلههای شهر تهران طرح ریزی شده است.
روش کار: مؤلفهها و بخشهای ابزار سنجش NHSE با استفاده از نتایج مطالعات گذشته و مصاحبه با متخصصین شهری استخراج شد. ابزار سنجش در یکی از محله های شهر تهران توسط 5 نفر مشاهدهگر استفاده گردید تا قابلیت اعتماد درون مشاهدهای و بین مشاهدهای آن آزمون شود. در تحلیل دادهها از ضریب آلفای کرونباخ، همبستگی درون طبقهای و ضریب کاپا استفاده شد.
یافته ها: همبستگی درون طبقهای و آلفای کرونباخ همه مولفههای ابزار به میزان 86/0 محاسبه شد. مقدار کاپای محاسبه شده برای قابلیت اعتماد بین مشاهدهای در ردیف 66/0-57/0 و برای قابلیت اعتماد درون مشاهدهای در ردیف 62/0-47/0 تعیین شد.
نتیجه گیری: ابزار NHSE از قابلیت اعتماد بین مشاهدهای، تکرارپذیری و پایایی درونی مطلوبی برای سنجش مؤلفههای بهداشت، ایمنی و محیط محله برخوردار است.
روح اله حاجی زاده، علیرضا کوهپایی، سید محمد حسن رضوی اصل، محمد حسین بهشتی، احمد مهری، سمیه فرهنگ دهقان، آرش اکبر زاده، حمزه محمدی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده
مقدمه: امروزه مواجهه با میدان مغناطیسی با فرکانسهای بینهایت پایین به دلیل ایجاد عوارض محتمل بر سلامت جسمانی-روانی انسان هدف مطالعات فراوان قرار گرفته است. از اینرو مطالعه حاضر با هدف ارزیابی مواجهه جوشکاران قوس الکتریکی با میدان مغناطیسی با فرکانس بینهایت پایین (ELF)، و بررسی رابطه آن با میزان ترشح هورمون پاراتورمون و حالات خلقی آنها صورت گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر بر روی 70 نفر در دو گروه مواجهه یافته و مواجهه نیافته با میدان ELF انجام شد. پس از بررسی فعالیت کاری افراد، طبق راهنمای موسسه ملی ایمنی و سلامت شغلی آمریکا (NIOSH)، میدان مغناطیسی با فرکانس بینهایت با استفاده از ELF سنج کالیبره شده در ناحیهی دست، تنه، سر و گردن اندازهگیری گردید. میزان ترشح هورمون پاراتورمون (PTH) در دو گروه توسط روش آنالایزر الکتروکمی لومینسانس مورد بررسی قرار گرفت. چک لیست استرس-تحریک (SACL) به منظور ارزیابی حالات خلقی برای هر دو گروه تکمیل شد. سپس داده های جمع آوری شده به کمک نرم افزار SPSS16 مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافته ها: اختلاف میانگین میزان مواجهه با میدان ELF در دو گروه مورد بررسی از لحاظ آماری معنی دار بهدست آمد (0001/0>p). میانگین سطح ترشح PTH گروه مواجهه یافته نسبت به گروه مواجهه نیافته کمتر بود (به ترتیب 54/34 و 37 pg/ml) ، اگرچه این اختلاف میانگین از نظر آماری معنادار نبود (67/0
p). در خصوص نوع ارتباط بین میزان مواجهه با میدان ELF و نمره استرس و تحریک و سطح PTH در دو گروه مورد بررسی، صرفاً رابطه مثبت و معنی داری بین میانگین مواجهه با میدان مغناطیسی ELF و سطح PTH در گروه مواجهه یافته دیده شد (009/0> p, 44/0=r).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که جوشکاری به صورت پیوسته میتواند به عنوان یکی از منابع تولید کننده میدان الکترومغناطیس با فرکانس بینهایت پایین مدنظر قرار گیرد. برای اثبات فرضیه تاثیر احتمالی میدان مغناطیسی با فرکانس بینهایت پایین بر روی حالات روانی و خلقی افراد از طریق تغییرات هورمون پاراتیرویید، نیاز به انجام مطالعات آزمایشگاهی و میدانی دقیق تر و جامع تری میباشد.
ویدا زراوشانی، علی خوانین، احمد جنیدی جعفری، سید باقر مرتضوی، فرحناز خواجه نصیری،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت کنترلهای مهندسی در پیشگیری از مواجهه با پرتوهای مایکروویو، این مطالعه به منظور طراحی و ساخت نوع جدیدی از حفاظهای الکترومغناطیسی کامپوزیتی در باند بسامدی ایکس و بررسی عوامل موثر بر اثربخشی آن انجام شد.
روش کار: در این تحقیق از رزین اپوکسی به عنوان بستر و نانوذرات اکسید نیکل به عنوان فیلر و در چهار درصد وزنی (5، 7، 9 و 11) برای ساخت حفاظهای کامپوزیتی با سه ضخامت گوناگون (2، 4و 6 میلیمتر) استفاده شد. مشخصه یابی حفاظها با استفاده از دستگاههای پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترون روبشی انتشار میدانی انجام و مقادیر اثربخشی حفاظتی، عمق نفوذ و آستانه نفوذ حفاظها با استفاده از دستگاه تحلیلگر شبکه اندازه گیری شد. با استفاده از آنالیز وزن سنجی دمایی نیز اثر افزایش دما بر تغییرات جرمی حفاظها بررسی گردید.
یافته ها: حفاظ کامپوزیتی mm 6-11%، بیشترین مقدار اثربخشی حفاظتی (18/84 درصد) را در فرکانس01/8 گیگاهرتز و حفاظ mm 4-7%، بیشترین مقدار میانگین اثربخشی حفاظتی (72 /66 درصد) را در باند بسامدی ایکس، بهدست آورد. ضخامت 4 میلیمتر ضخامت بهینه و بحرانی در این مطالعه بود و مقدار عمق نفوذ بیشتر از ضخامت کامپوزیتها بهدست آمد. افزایش مقدار نانوذرات اثر قابل توجهی بر اثربخشی حفاظتی حفاظها نداشت. حفاظهای مورد مطالعه تا دمای 150 درجه سانتی گراد مقاوم به حرارت بودند و دچار اُفت وزن نشدند. نانوذرات اکسید نیکل از توزیع و پراشیدگی مطلوبی در بستر اپوکسی برخوردار بودند و آستانه نفوذ در مقادیر اندک نانوذرات اکسید نیکل ظهور نمود.
نتیجه گیری: این مطالعه توانست با بهکارگیری ضخامت کم و مقدار اندک نانوذرات به حفاظی با اثربخشی چشمگیر جهت اهداف بهداشت حرفهای دست یابد، ضمن اینکه از مزایایی چون تولید آسان و ارزان، مقاومت در برابر رطوبت و خوردگی و سبک وزن بودن نیز برخودار باشد. کامپوزیتهای اکسید نیکل / اپوکسی میتوانند معرف نسل جدیدی از حفاظهای الکترومغناطیس و گزینه مناسبی جهت حفاظت شغلی در برابر پرتوهای مایکروویو باشند. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی، با کاهش عمق نفوذ اثربخشی این حفاظها بهبود یافته و کارایی آنها در محیط های کاری نیز بررسی گردد.
جواد ساجدی فر، امیرحسین کوکبی، کمال اعظم، سمیه فرهنگ دهقان، علی کریمی، فریده گلبابایی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: امروزه جوشکاری با الکترود دستی پوشش دار یا SMAWی (Shielded Metal Arc Welding) پرمصرف ترین نوع جوشکاری در میان جوشکاریهای قوس الکتریکی میباشد. در طول عملیات جوشکاری معمولاً عوامل زیانآور مختلفی از قبیل فیوم ها، گازها، گرما، صدا و پرتو فرابنفش تولید میشوندکه از دیدگاه بهداشت شغلی، مهمترین این عوامل فیومهای جوشکاری میباشند. مطالعه حاضر سعی دارد تا با مقایسه تراکم عددی و جرمی فیومهای منتشره در فرآیندهای جوشکاری SMAW مشخص کند که کدامیک از تراکمهای عددی یا جرمی شاخص بهتری از مواجهه با فیومها را در فرآیندهای جوشکاری نشان میدهد.
روش کار: این در مطالعه حاضر، دستگاه پایشگر گردوغبار GRIMM مدل 1.106 برای ارزیابی تراکم عددی و جرمی فیومهای جوشکاری SAMW بر روی استیل زنگ نزن 304 با ضخامت 4/0 میلی متر مورد استفاده قرار گرفت. نمونه برداری از هوا به منظور پایش ذرات در فاصله 41 سانتی متری که نماینده ناحیه تنفسی اپراتور جوشکار میباشد، انجام شد. سنجش تراکم عددی و جرمی فیومها در شرایطی صورت گرفت که ولتاژ 25 ولت و قطبیت الکترود بهصورت جریان مستقیم الکترود مثبت یا DCEPی(Direct Current Electrode Negative) بود.
یافته ها: میزان تراکم عددی و جرمی کلی فیومهای جوشکاری در ناحیه تنفسی اپراتور جوشکار به ترتیب 1140451 ذره بر لیتر و µg/m3 11/1631 است. بیشترین تراکم عددی مربوط به ذرات در ردیف اندازه 35/0 تا 5/0 میکرومتر (NC1) با 938976 ذره بر لیتر و کمترین آن مربوط به ذرات در ردیف اندازه 5 تا 5/6 میکرومتر (NC7) و ذرات بزرگتر از 5/6 میکرومتر (NC8) به ترتیب با 288 و 463 ذره بر لیتر بود. همچنین، بالاترین میزان تراکم جرمی مربوط به ذرات در ردیف اندازه 35/0 تا 5/0 میکرومتر (MC1) و ذرات بزرگتر از 5/6 میکرومتر (MC8) به ترتیب با میزان 450 و µg/m3 355 میباشد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که بین تراکم عددی و جرمی به عنوان دو شاخص ارزیابی ذرات در محدوده سایزی تطابق وجود ندارد و با کوچکتر شدن سایز ذرات این عدم تطابق مشهودتر است. از آنجایی که ذرات کوچکتر به قسمتهای تحتانی دستگاه تنفسی نفوذ میکنند و پتانسیل بالاتری برای اعمال اثرات نامطلوب بهداشتی را دارند، لزوم سنجش و ارزیابی ذرات در ردیف اندازههای مختلف و بخصوص کسر ریزتر ذرات احساس میشود. لذا تصور میشود صرفا در نظر گرفتن تراکم جرمی و عدم توجه به تراکم عددی در ارزیابی مواجهه با ذرات در محیطهای کار صنعتی و به خصوص در فرآیند جوشکاری، ارزیابی صحیح و درستی از اثرات بهداشتی فیومهای جوشکاری به عنوان سم سیستمیک ارگانهای بدن منعکس نخواهد کرد.
محمد بیروتی، هادی دانشمندی، سید ابوالفضل ذاکریان، محمد فرارویی، زهرا زمانیان،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: خطاهای انسانی از مهمترین چالشهای محیط کاری میباشد. یکی از سیستمهایی که خطاهای انسانی به وفور در آن رخ میدهد، سیستم مراقبتهای بهداشتی میباشد. براساس مطالعات مختلف بیش از دوسوم خطاهای پزشکی قابل پیشگیری هستند. برای ارزیابی خطاهای انسانی روش های مختلفی ارایه شده که تمامی آنها در صنایع مختلف، مخصوصا صنایع هسته ای گسترش پیدا کرده است. هدف این مطالعه ارزیابی کاربرد روش HEART در سیستمهای بهداشتی و درمانی و صحت نتایج میباشد.
روش کار: این مطالعه به صورت کیفی در بخش مراقبتهای ویژه جراحی یکی از بیمارستانهای شیراز انجام گرفت. خطاهای ثبت شده پرستاران بخش مراقبتهای ویژه برحسب وظیفه تفکیک و سپس وظایف برحسب تعداد خطاهای ثبت شده رتبه بندی شدند. با استفاده از روش AHP-HEART احتمال خطای وظایف پرستاران برآورد شد و رتبه بندی حاصل از نتایج روش AHP-HEART و خطاهای ثبت شده پرستاران در بیمارستان با یکدیگر مقایسه گردید. همچنین اولویت بندی عوامل موثر بر خطا با استفاده از روش های AHP و AHP-HEART با استفاده از آزمون پیرسون با یکدیگر مقایسه شد..
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که در اولویت بندی وظایف برحسب وفور خطا بین روش HEART و دادههای ثبت شده خطای پرستاران سازگاری وجود دارد و در مقابل در اولویت بندی عوامل موثر بر خطا بین روش های AHP و AHP-HEART هیچ همبستگی معناداری یافت نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان نتیجهگیری نمود، اگرچه روش HEART در رتبه بندی وظایف از نظر بزرگی احتمال خطا موفق بود، اما برای ارایه راه کار و اقدامات کنترلی مناسب و موفق تر لازم میباشد که ضرایب شرایط به وجود آورنده خطا برای وظایف پرستاران بومی سازی شود.
فاطمه دهقانی، سید ابوالفضل ذاکریان، اسما زارع، فریبرز امیدی، زهرا مرادپور، ابوذر عینی پور، مسعود قنبری کاکاوندی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: درصد بالایی از اختلالات اسکلتی - عضلانی محیط کار به علت وضعیت بدنی نامناسب و طراحی غیر ارگونومیک ایستگاه کار در حین برداشتن و جابه جایی بار میباشد. برای اجتناب از این صدمات باید مشاغل به گونه ای طراحی شوند تا ریسک فاکتورهای ارگونومی را به طور مناسبی کنترل کرد. هدف از این مطالعه به کارگیری اقدامات مداخله ای ارگونومیک برای کاهش ریسک فاکتورهای ارگونومیک در واحد کیسهگیری یک کارخانه تولید مواد معدنی پودری میباشد.
روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 20 نفر از کارگران بخش کیسهگیری انجام شد. شناسایی ریسک فاکتورهای ارگونومیکی از طریق فیلم برداری، بررسی پروندههای پزشکی، مصاحبه با کارگران و نیز استفاده از روش REBA صورت گرفت. مداخلات انجام شده، شامل تغییر ارتفاع نوار نقاله و استفاده از پالت فنری(Spring table) بود. آنالیز دادهها با استفاده از آزمون تی - تست زوجی بهوسیله نرم افزار SPSS 18 انجام شد.
یافته ها: قبل از انجام مداخله ارگونومیکی، در مجموع 75 درصد پوسچرهای ارزیابی شده توسط روش REBA نمره 8- 10 (سطح خطر بالا) و 25 درصد آنها نمره 11 تا 15 ( سطح خطر خیلی بالا) را به دست آوردند که به ترتیب سطح اولویتهای اقدام اصلاحی 3و 4 را نشان میدهند. پس از اجرای مداخلات ارگونومیکی، در مجموع 90 درصد از پوسچرهای آنالیز شده سطح اولویت اقدام اصلاحی 2 با سطح خطر متوسط و 10 درصد پوسچرهای آنالیز شده باقیمانده سطح خطر بالا را نشان دادند. مقایسه نتایج به دست آمده روش REBA قبل و بعد از انجام مداخله اختلاف معناداری را نشان داد (P-Value <0.05).
نتیجه گیری: براساس یافتههای حاصل از این پژوهش، بهکارگیری مداخلات ارگونومیکی سطح اقدامات اصلاحی را به مقدار زیادی کاهش داده و ممکن است قادر به بهبود پوسچرهای مرتبط با کار باشد.
مریم دهقانی پور، منوچهر امیدواری، فریده گلبابایی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی درصنایع ریختهگری و دایکاست و راهسازی یکی ازمخاطرات زیان آور درمحیط کارمی باشد که نه تنها باعث بیماری های ناشی ازکار میگردد بلکه ازنظرعملکرد وایمنی کارگران نیز مهم است. ازآنجایی که شاخصهایی که برای ارزیابی استرس گرمایی مورد استفاده میگیرند بسیار زیاد هستند انتخاب یک شاخص مناسب سخت است.هدف ازانجام این مطالعه تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی درصنعت ریختهگری ذوب فلزات و دایکاست و راهسازی به روش FAHP و Topsis میباشد.
روش کار: جهت تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی در صنعت ریختهگری، ذوب فلزات و دایکاست ، ابتدا معیارها که شامل دقت اندازه گیری و راحتی اندازهگیری، جامعیت ، زمان، هزینه، معیار همبستگی میباشد توسط خبرگان تعریف شده و سپس بر اساس این معیارها بهترین شاخص استرس حرارتی طبق نظرات گروهی صاحب نظران و با استفاده از روش سلسله مراتبی فازی FAHP و Topsis تعیین شدند.
یافته ها: نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد که با توجه به معیارها و شرایط موجود شاخص WBGT، P4 SR در سه صنعت ریختهگری، دایکاست و راهسازی به ترتیب رتبه اول و دوم را بهخود اختصاص دادند.
نتیجه گیری: این تحقیق نشان میدهد که شاخص WBGT با توجه به معیارهای جامعیت، دقت، هزینه، همبستگی با استرینها ، راحتی و زمان بهترین شاخص ارزیابی استرس حرارتی در سه صنایع ریختهگری، دایکاست و راهسازی و مهمترین علت قرارگیری شاخص HSI در رتبههای آخر پیچیدگی و هزینه بر بودن محاسبات آن میباشد.
فاطمه زارعی، منصور رضازاده آذری، سوسن صالح پور، سهیلا خداکریم، صبا کلانتری، الهه توکل،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: مواجهه ی شغلی با سیلیس کریستالی سبب افزایش ریسک ابتلا به سرطان ریه و بیماری های ریوی تحدیدی همراه با فیبروز وسیع می گردد. گردوغبار سیلیس کریستالی یک خطر عمده سلامتی در صنایع ریخته گری بهشمار می رود. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان مواجهه ی شغلی شاغلین واحد ماهیچه گیری با گردوغبار سیلیس کریستالی تنفسی در یک کارخانه ریخته گری انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی- تحلیلی درسال 1394 در واحد ماهیچه گیری یک کارخانه ریخته گری انجام گرفت. مواجهه ی شغلی 55 نفر از کارگران واحد ماهیچه گیری با گردوغبار سیلیس کریستالی تنفسی به روش بهینه شده 7602 انستیتو ملی ایمنی و بهداشت شغلی آمریکا ارزیابی گردید. ارزیابی خطر افزوده مرگ و میر ناشی از سیلیکوزیس و سرطان ریه با استفاده ازمدل ارایه شده در مطالعه Manettej و Rice انجام گرفت. داده ها توسط نرم افزار SPSS19 آنالیزشد.
یافته ها: میانگین مواجهه ی شغلی با گردوغبار سیلیس کریستالی تنفسی mg/m3 047/0± 246/0 است. میزان مواجهه ی کلیه شاغلین واحد ماهیچه گیری بالاتر از حدود مجاز توصیه شده می باشد. خطرنسبی مرگ و میر ناشی از سیلیکوزیس بین 63-6 در هر هزار نفر و خطر افزوده مرگ و میر بر اثر سرطان ریه 65 نفر در هر هزار نفر تخمین زده شد.
نتیجه گیری: میانگین مواجهه ی شاغلین در واحد ماهیچه گیری با گردوغبار سیلیس کریستالی تنفسی بالاتر از حدود استاندارد شغلی توصیه شده است. ارزیابی ریسک مرگ و میر ناشی از سیلیکوزیس و ارزیابی خطر افزوده مرگ و میر ناشی از سرطان ریه بالاتر از سطح ریسک قابل قبول است.