کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
250 نتیجه برای موضوع مقاله:
حمزه محمدی، فریده گل بابایی، سمیه فرهنگ دهقان، محمد نورمحمدی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با گردو غبار ناشی از ذرات سیلیس کریستالی میتواند سلامت کارگران مشاغل مختلف مانند ریختهگری، سنگ کوبی، سنگ زنی، فعالیتهای ساختمانی، مقره سازی، صنایع شیشهگری و سندبلاست را به طور جدی به خطر بیاندازد. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی میزان مواجهه با سیلیس کریستالی و تعیین ریسک مرگ و میر ناشی از سیلیکوزیس و سرطان ریه در اثر مواجهه با سیلیس در بین کارگران یک صنعت مقره سازی بود.
روش کار: نمونه برداری فردی از 60 کارگر مرد این صنعت با کمک سیکلون نمونه برداری نایلونی 10 میلی متری و فیلترهای ممبران با قطر 37 میلی متر و منافذ 8/0 میکرون صورت گرفت. نمونهها مطابق روش7601 انستیتو بین المللی ایمنی و بهداشت حرفهای آمریکا (NIOSH) آماده سازی و بهوسیله طیف سنجی مرئی تعیین مقدار شدند. ارزیابی ریسک مرگ و میر در اثر سیلیکوزیس ناشی از مواجهه با سیلیس کریستالی با استفاده از مدل Mannetje و همکاران برای بازه زمانی10 ساله صورت گرفت. میزان مرگ و میر در اثر سرطان ریه با استفاده از مدل رگراسیون خطی استنتاج شده از مطالعه Rice و همکاران محاسبه گردید.
یافته ها: بیشترین میزان مواجهه با سیلیس در واحد بسته بندی مواد (mg/m3 28/0±54/0) و کمترین میزان مواجهه در قسمت کوره (mg/m3 01/0±02/0) صنعت مورد بررسی بود. به طور کلی در همه نمونهها، غلظت سیلیس کریستالی بالاتر از حد مجاز مواجهه شغلی توصیه شده توسط انجمن متخصصین بهداشت صنعتی آمریکا (ACGIH)د(mg/m3 025/0) بود. طبق مدل Mannetje و همکاران، میزان مواجهه تجمعی 25 درصد افراد مورد مواجهه در دامنه 0 تا 99/0 قرار میگیرند که نشان دهنده مرگ 1 نفر در هر هزار نفر میباشد. در این مطالعه ریسک مرگ و میر بر اثر سرطان ریه بر اساس مدل خطی Rice و همکاران در دامنه 94-7 نفر در هر هزار نفر کارگر مواجهه یافته با سیلیس به دست آمد.
نتیجه گیری: به طور کلی میانگین مواجهه حسابی و هندسی سیلیس کریستالی افراد مورد آزمون، بالاتر از حدود توصیه شده شغلی بود. ریسک مرگ و میر ناشی از سیلیکوزیس برای بیشتر کارگران مقره سازی بالاتر از 1 در 1000 (سطح غیر قابل قبول ریسک) تعیین گردید. تخمین مرگ و میر ناشی از سرطان ریه بهعلت مواجهه با سیلیس نیز سطح بالایی از ریسک مرگ و میر را نشان میداد.
محسن امیدوار، فرشته نیرومند،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: روش FMEA یکی از روشهای پر کاربرد در ارزیابی و اولویت بندی ریسک میباشد؛ لیکن به چندین دلیل، کاربرد آن در عمل دچار محدودیت میباشد. این مطالعه با هدف حذف این محدودیتها، با استفاده از اصول منطق فازی و تئوری خاکستری در قالب اعداد z و روش تصویر خاکستری (GRP) انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع تحلیلی-مقطعی بوده که به منظور اولویت بندی ریسکهای جرثقیل سقفی انجام گردید. ابتدا یک تیم FMEA متشکل از 4 متخصص تشکیل گردید. سپس، نظرات تیم در قالب اعداد z جمع آوری شده و وزن هر یک از ریسک فاکتورها (O، S و D) با استفاده از روش فازی AHP تعیین شد. در نهایت، حالتهای شکست با استفاده از روش GRP اولویتبندی گردیدند.
یافته ها: از 13 مورد حالت شکست شناسایی شده، روش FMEA سنتی به 7 مورد، اولویت یکسان داده و در نتیجه 9 سطح ریسک تعیین شد. اما در روش پیشنهادی، محدودیتهای FMEA حذف شده و در نتیجه 13 اولویت به حالتهای شکست اختصاص یافت.
نتیجه گیری: روش ارایه شده با اتکابه روشهای AHP فازی،اعداد Z و GRP به ترتیب مشکل یکسان بودن وزنهای مربوط به ریسک فاکتورها، عدم قطعیت موجود در دادهها (نظرات متخصصین) و اولویت بندی حالتهای شکست را حذف نموده و نسبت به روش FMEA سنتی از توانایی بالاتری در اولویت بندی ریسکها برخوردار میباشد.
منیره خادم، فرنوش فریدبد، پرویز نوروزی، عباس رحیمی فروشانی، محمد رضا گنجعلی، سید جمال الدین شاه طاهری، رسول یاراحمدی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: با توجه به مصرف فراوان سموم آفت کش و اثرات مخرب آنها روی انسان و محیط زیست، استفاده از روشهای دقیق و معتبر جهت شناسایی و اندازه گیری این سموم ضروری میباشد. این مطالعه با هدف طراحی سنسوری با گزینش پذیری بالا برای پایش شغلی و محیطی دیازینون به روش الکتروشیمیایی در نمونههای محیطی و بیولوژیکی انجام شد.
روش کار: نانولولههای کربنی و پلیمر قالب مولوکولی (MIP) به عنوان اصلاح کننده در ساختار الکترود خمیر کربنی (سنسور) استفاده شدند. روش الکتروشیمیایی ولتامتری موج مربعی جهت تعیین مقدار بهکار رفت. پارامترهای تأثیر گذار بر پاسخ سنسور مانند pH استخراج، pH آنالیز، غلظت الکترولیت و شرایط دستگاهی مانند فرکانس و دامنه موج مربعی طی آزمایشاتی بهینه سازی شده، سپس پاسخ سنسور برای دیازینون ثبت گردید.
یافته ها: براساس نتایج، سنسور توانایی تشخیص گزینش پذیر دیازینون در نمونههای محیطی و بیولوژیکی را داشت. بازهی خطی برای منحنی کالیبراسیون 10-10×5 تا 6-10×1 مولار و حد تشخیـص روش10-10×7/2 مولار محاسبه گردید. سایر ترکیبات موجود در ماتریکس نمونه اثر مداخله کننده ای بر پاسخ سنسور نداشتند. در نهایت سنسور برای تعیین مقدار دیازینون در نمونههای ادرار، آب آشامیدنی و آب رودخانه بدون نیاز به مرحله آماده سازی خاص و پیچیدهای استفاده شد.
نتیجه گیری: قابلیت کاربرد سنسورها در تعیین مقدار سموم میتواند نوید بخش پایشهای سریع در محل آلودگی بوده و امکان انجام پایش را بدون مراحل آماده سازی خاص برای نمونه فراهم آورد.
مهدی اصغری، پروین نصیری، محمدرضا منظم، فریده گل بابایی، حسین عربعلی بیک، علی اکبر شمسی پور، آرمین الله وردی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: برای ارزیابی استرس حرارتی در محیط های کاری از شاخص های مختلفی استفاده می شود اما هیچکدام از این شاخصها مورد پذیرش همگان واقع نشده اند. هدف از انجام این مطالعه، تعیین معیارهای موثر در انتخاب یک شاخص استرس حرارتی و همچنین وزن دهی این معیارها می باشد.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی و از نوع کاربردی میباشد که طی 10 مرحله طراحی و اجرا گردید. در این مطالعه ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی و نظرات خبرگان (30 نفر)، معیارهای موثر در انتخاب یک شاخص استرس حرارتی تعیین و سپس برای وزن دهی و اولویت بندی این معیارها از آنالیز سلسله مراتبی فازی استفاده شد.
یافته ها: با تکمیل پرسشنامه ارسالی توسط خبرگان و بررسی نظرات آنها و با توجه به درصد پاسخ گویی، 11 معیار انتخاب شدند. معیار ساده بودن شاخص با 6/76 %، بیشترین درصد پاسخ گویی را بهخود اختصاص داد. اما وزن نسبی این معیار 041/0 بهدست آمد و کمترین وزن را پس از ارزان بودن از آن خود کرد و در مقایسه با دیگر معیارها دارای اهمیت کمتری بود. معیار استاندارد بودن با مقدار141/0، بیشترین وزن نسبی را بهخود اختصاص داد.
نتیجه گیری: میتوان نتیجه گرفت که برای داشتن یک اندازه گیری قابل اعتماد و صحیح، قدم اول انتخاب یک شاخص مناسب و صحیح میباشد. برای انتخاب یک شاخص، بر مبنای نظر متخصصین و خبرگان از نظر اهمیت، استاندارد بودن شاخص، مهمترین معیار انتخاب شاخص میباشد. از دیگر معیارهایی که باید مورد توجه قرار گیرد، دقت شاخص، اعتبار و قابلیت اطمینان و همبستگی مناسب با شاخصهای استرین فیزیولوژیکی است.
هادی اسدی، عادل مظلومی، مروارید ظریف یگانه، مصطفی حسینی، مهین حق شناس، پریسا حاجی زاده مقدم،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: یکی از پیامدهای مهم جهانی شدن و پیشرفت به خصوص در کشورهای در حال توسعه حوادث شغلی است، به طوری که در دنیای امروزی هزینه این حوادث لطمهی سنگینی را به اقتصاد کشورها وارد میکند. لذا با توجه به اهمیت موضوع هدف از این پژوهش برآورد مالی بهروری از دست رفته در اثر مرگهای ناشی ازکار در ایران در سال 1392 میباشد.
روش کار: برای انجام این پژوهش از دادههای سیستم ثبت حوادث مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی استفاده گردید. برای برآورد مالی بهرهوری از دست رفته از فرمول مورد استفاده توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری آمریکا (CDC) استفاده شد. در نهایت بعد از جایگزینی پارامترهای لازم میزان بهرهوری از دست رفته محاسبه گردید.
یافته ها: مجموع مقدار سالهای از دست رفته عمر برای مرگهای ناشی از حوادث شغلی، 15/1293سال محاسبه شد. همچنین میزان ریالی بهرهوری از دست رفته در کشور، 06/730513 ریال برآورد گردید. بیشترین زیان ایجاد شده مربوط به گروه سنی 59-50 سال بود.
نتیجه گیری: منفی بودن مقدار میزان افزایش بهرهوری، بالا بودن مقدار میزان تنزیل، کم بودن مقدار امید به زندگی در کشور و همچنین پایین بودن دستمزدهای کارگران، از دلایل بسیار ناچیز تاثیر منفی مرگهای ناشی از کار بر روی بهرهوری کشور میباشد.
مهدی ملکوتی خواه، علی کریمی، سیدمصطفی حسینی، امیر رستگارخالد،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
مقدمه: تعارض کار-خانواده بهعنوان پارامتری اجتماعی میتواند بر تمرکز افراد و برسلامت کارگران اثرگذار باشد. هدف از این مطالعه ارایه مدل تئوری ارتباط بین تعارض کار-خانواده و حوادث شغلی با درنظر گرفتن پارامترهای مهمی همچون استرس شغلی و سلامت فردی در یکی از صنایع فولاد کشور میباشد.
روش کار: جامعه آماری پژوهش، کارکنان بخش فولادسازی یکی از صنایع فولاد کشور میباشد. این مطالعه مقطعی-تحلیلی بوده و 270 نفر در دو گروه حادثه دیده (گروه مورد) و بدون حادثه (گروه شاهد) انتخاب شدند، پرسشنامه 4 بخشی شامل پرسشهای دموگرافیک، پرسشنامههای 18 سوالی تعارض کار-خانواده، استرس شغلی 35 سوالی و سلامت عمومی 28 سوالی توسط افراد مورد مطالعه تکمیل گردید. دادههای این مطالعه با استفاده از نرم افزار AMOS مورد تحلیل قرار گرفت و مدل مربوطه ارایه گردید.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان میدهد که مدل ارایه شده شاخصهای برازش را بهخوبی پوشش میدهد و بارهای عاملی همه ی پارامترها معنی دار میباشند(p<0.001). همچنین سلامت فردی و استرس شغلی با ضریب بالا میتواند بر تعارض کار-خانواده تاثیر بگذارد و تعارض کار-خانواده در بروز حادثه اثر گذار میباشد.
نتیجه گیری: کاهش تعارض کار-خانواده به عنوان شاخصی اجتماعی که یک عامل زمینه ای در بروز استرس میباشد، میتواند در پایین آوردن میزان حوادث شغلی موثر بود و سیستم مدیریتی سازمان میتواند با مدیریت بهینه این عامل مهم، سطح ایمنی شاغلین خود را ارتقاء دهد.
طاهره موسوی، فریده گلبابایی، محمدرضا پورمند، ساسان رضایی، مصطفی حسینی، مهرداد حلمی کهنه شهری، انسیه ماسوریان، علی کریمی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: امروزه از فیلترهای هپا در بیمارستانها، اتاقهای پاک، هودهای میکروبیولوژی، اتاقهای جراحی و داروسازیها جهت حذف میکروارگانیسمها و کاهش مخاطرات بهداشتی استفاده میشود. هدف این مطالعه افزایش راندمان فیلترهای هپا با استفاده از تابش UVC جهت کاهش تراکم میکروارگانیسمها میباشد..
روش کار: بستر تست جهت سنجش میکروارگانیسمهای استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس، باسیلوس سوبتیلیس، آسپرژیلوس نایجر و پنیسیلیوم ساخته شد. سوسپانسیون قارچها و باکتریها به ترتیب با غلظت CFU/ml 107 و 106 تهیه و توسط مهپاش به داخل کانال اسپری گردید. نمونهبرداری در حالت تابش UVC (با شدت mW/cm2 8/1) و عدم تابش آن به سطح فیلترها در بازههای زمانی 60، 90 و 120 دقیقه انجام گرفت. تراکم میکروارگانیسمها برحسب CFU/m3 تعیین گردید.
یافته ها: اختلاف میانگین تراکم هر چهار نوع میکروارگانیسم استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس، باسیلوس سوبتیلیس، آسپرژیلوس نایجر و پنیسیلیوم، در حالت تابش UVC به سطح فیلتر معمولی هپا، نسبت به عدم تابش UVC در هر سه بازه زمانی 60، 90 و 120 دقیقه معنادار بود (P value< 0.05) که نشاندهندهی کاهش تراکم میزان نفوذ میکروارگانیسمهای هوابرد اعم از باکتری و قارچ توسط تابش UVC به سطح فیلتر هپا میباشد. کاهش میکروارگانیسمها توسط تابش UVC به این دلیل است که تابش UVC، مواد مولکولی ضروری برای عامل سلولی را تغییر میدهد. UVC در دیواره سلول میکروارگانیسمها نفوذ کرده، درنتیجه اسیدهای نوکلئیک و دیگر مواد سلولی حیاتی را تحت تأثیر قرار داده و سبب تخریب و یا غیرفعال کردن میکروارگانیسمها میگردد.
نتیجه گیری: تابش UVC به سطح فیلتر هپا اثر مثبتی در کاهش میکروارگانیسمها دارد، به این دلیل که تابش UVC می تواند علاوه بر کاهش تراکم باکتریها سبب کاهش قارچها نیز شود. درحالیکه طبق مطالعات بررسی شده در سایر کشورها تابش UVA تنها در کاهش باکتریها تأثیرگذار است. بنابراین برای رسیدن به هدف افزایش کارایی و راندمان فیلترهای هپا، تابش UVC به سطح فیلتر هپا میتواند تأثیر بهسزایی در کاهش میکروارگانیسمها اعم از باکتری و قارچ داشته باشد.
بهرام هراتی، سید جمال الدین شاه طاهری، علی کریمی، کمال اعظم، علیرضا احمدی، مریم افضلی راد، علی هراتی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: در طول ده سال گذشته، بسیاری از گروههای متخصص ملی و بین المللی جهت بهبود وضعیت محیط کار از روش ارزیابی ریسک استفاده میکنند. این مطالعه با هدف بررسی ریسک مواجهه کارکنان با آلایندههای هوا در یکی از صنایع خودروسازی به منظور ارزیابی ریسک بهداشتی در منطقه تنفسی کارکنان انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت مقطعی در سال 1394 انجام گرفت. روشهای شماره 7602 و NIOSH 1501 جهت نمونه برداری و آنالیز ترکیبات BTEX و سیلیس از منطقه تنفسی کارکنان استفاده گردید. تعداد 40 نمونه از ترکیبات BTEX اندازهگیری و آنالیز آنها توسط گازکروماتوگرافی مجهز به آشکارساز شعله ای یونی انجام گرفت. تعداد 6 نمونه هوا برای برآورد تراکم سیلیس در منطقه تنفسی کارکنان اندازهگیری شد. آنالیز نمونههای سیلیس با استفاده از روش اسپکتروفتومتری انجام گرفت. درجه خطر (HR) و درجه مواجهه کارکنان با مواد شیمیایی (ER) محاسبه شده و سپس سطح ریسک بهداشتی مواجهه با مواد شیمیایی تعیین گردید. در نهایت، برآورد ریسک نسبی ابتلا به سرطان خون ناشی از مواجهه با بنزن تعیین گردید.
یافته ها: کارکنان واحد مورد بررسی در طول فعالیت کاری خود با 5 ماده شیمیایی سیلیس، بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و زایلن مواجهه داشتند. در میان آلایندههای موجود در منطقه تنفسی کارکنان، سیلیس و بنزن به عنوان خطرناک ترین آلاینده و دارای سطح ریسک بالا شناسایی شدند. با توجه به نتایج برآورد ریسک نسبی ابتلا به سرطان خون ناشی از مواجهه با بنزن، مواجهه تجمعی کارکنان برابر 1/23 پی پی ام در سال برآورد گردید که ریسک نسبی ابتلا به سرطان خون کارکنان مواجهه یافته با بنزن برابر 1/1 محاسبه شد. نتایج آزمونهای آماری اختلاف معنی داری بین مواجهه کارکنان با آلاینده ها، با سن و سابقه کار را نشان داد به طوری که با افزایش سن و سابقه کار میزان مواجهه کاهش مییابد (P<0.001).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که در صنعت خودروسازی بنزن و سیلیس دارای بالاترین ریسک میباشند. همچنین کارکنان سالن رنگ صنایع خودروسازی که به طور مستقیم در مواجهه با بنزن هستند، در معرض خطر ابتلا به سرطان خون میباشند.
عادل مظلومی، زینب کاظمی، رامین مهرداد، مهرداد حلمی کهنه شهری، مهران پورحسین،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: کیفیت زندگی کاری شکل جدیدی از رضایت شغلی است که احساسات فرد درباره تمامی جنبههای کاری خود را شامل میشود. هدف از مطالعه حاضر تعیین ویژگیهای سایکومتریک نسخه فارسی پرسشنامه WRQoL-2 برای استفاده در جامعه پرستاران میباشد.
روش کار: در مطالعه حاضر، از روش ترجمه معکوس بهمنظور تأیید ثبات زبانشناسی پرسشنامه استفاده میشود. سپس، مطالعه مقطعی در میان 270 نفر از پرستاران یکی از بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آزمون-بازآزمون و اعتبار ساختاری آن با استفاده از آزمون تحلیل عاملی بررسی شد. بهعلاوه، اعتبار افتراقی این پرسشنامه از مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی کاری در دو گروه از پرستاران راضی از درآمد و ناراضی از درآمد خود به دست آمد.
یافته ها: در خصوص پایایی، ملاحظه گردید که ضریب تکرارپذیری برای تمامی ابعاد پرسشنامه WRQoL-2 در سطح قابلقبولی میباشد. طبق تحلیل عاملی مؤلفههای مربوط به پرسشنامه در مطالعه حاضر 6 مؤلفه کیفیت زندگی کاری شناسایی گردید که در مقایسه با نسخه اصلی پرسشنامه برخی سؤالات در گروههای متفاوتی قرار گرفتند. در خصوص روایی افتراقی، در مورد تمامی مؤلفهها، بهجز مؤلفه استرس در کار، مقدار P-value کمتر از 50/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به سطح قابلقبول روایی و پایایی بهدستآمده برای پرسشنامه WRQoL-2، استفاده از این پرسشنامه باری ارزیابی کیفیت زندگی کاری پرستاران در بیمارستانها پیشنهاد میگردد.
پروین نصیری، محمدرضا منظم، فریده گل بابایی، علی اکبر شمسی پور، حسین عربعلی بیک، مرضیه عباسی نیا، معصومه چاوشی، مهدی اصغری،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: ایجاد تنش گرمایی تحت تاثیر عوامل متعددی است که میتوان به مجموعه ای از فاکتورها مانند عوامل فردی، محیطی و مدیریتی اشاره کرد. عوامل فردی سبب کاهش تحمل فرد نسبت به گرما شده و نقش مهمی در بروز ریسک بیماریهای ناشی از استرس حرارتی ایفا میکند. هدف از انجام این مطالعه مروری، بررسی مهمترین پارامترهای فردی تاثیر گذار بر استرس حرارتی و مطالعات صورت گرفته در این زمینه بود.
روش کار: در این مطالعه مروری از پایگاههای اطلاعاتی Web of Science ،Scopus ،Pubmed ،Iran Medex ، Magiran ،Google Scholar و SID استفاده شد. کلید واژههای استرس حرارتی، عوامل فردی، مواجهه با گرما در بازه زمانی سالهای 1995 تا 2015 مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت 75 مقاله وارد این مطالعه شدند.
یافته ها: در سطح فردی، مواجهه با یک ریسک فاکتور ممکن است باعث کاهش تحمل گرما در فرد شود، در حالی که ترکیبی از چند ریسک فاکتور به طور سینرژیسم، احتمال بروز بیماریهای ناشی از گرما را افزایش میدهد. ریسک فاکتورهای فردی شامل سن، جنسیت، چاقی، عدم سازش و تطابق، خستگی، نژاد، سابقه بیماریهای گرمایی و کم آبی بدن میباشند. علاوه بر این، برخی از بیماریها (بیماریهای قلبی عروقی، دیابت و یا بیماریهای عفونی) و یا مصرف برخی از داروها و مواد مخدر یا الکل میتواند تحمل گرما را کاهش دهند.
نتیجه گیری: با توجه به موارد اشاره شده و اهمیت پارامترهای فردی لازم است که در هنگام استخدام نیروی کار در محیطهای گرم، توجه ویژهای شود. پارامترهای فردی شود. همچنین با توجه به عدم وجود آگاهی و دانش کافی شاغلین لازم است برنامههای آموزشی مناسب با هدف کاهش اثرات استرس حرارتی تهیه گردد.
رسول یاراحمدی، ذبیح اله دمیری، جواد شریفی،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: امروزه بسیاری از صنایع مدرن به محیط عاری ازآلودگی ذرات و بدون باکتری با ملاحظات اتاق پاک نیازمند هستند. اتاق پاک محیطی است که در آن پارامترهای تعداد ذرات هوابرد، دما، رطوبت، فشار هوا و الگوی جریان هوا تحت کنترل میباشد . لذا هدف از این مطالعه ارزیابی پارامترهای عملکردی اتاق پاک در یک صنعت دارویی منتخب میباشد.
روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش تجربی کاربردی در یک صنعت دارویی در سال 1394 میباشد. در این مطالعه سرعت جریان هوا و هواگذر با استفاده از دستگاه هود قرائت مستقیم و میزان دما، رطوبت و اختلاف فشار در اتاقهای پاک با استفاده از دستگاه مولتی سنسور اندازه گیری گردید. برای تعیین میزان نشتی فیلترهپا و شمارش غلظت ذرات در اتاق پاک بر اساس استاندارد 3 ISO 14644- (سال 2005) از دستگاه آئروسل فتومتر و دستگاه شمارش گر ذرات استفاده گردید. در این مطالعه 6 اتاق پاک مربوط به3 کلاس پاکیزگی B، C و D (مطابق با کلاس بندی استاندارد اروپا) مورد بررسی قرار گرفت .هم چنین در این مطالعه الگوی جریان به صورت 2 و 3 بعدی با استفاده از نرم افزار دینامیک سیالات محاسبه ای (CFD) شبیه سازی گردید.
یافته ها: اندازه گیری پارامترهای هواگذر و سرعت جریان هوا، دما(میانگین دما برابر 20 درجه سانتیگراد)، رطوبت نسبی(کمتر از 50 درصد)، فشار( اختلاف فشار کمتر از 15 پاسکال) برای هر3 کلاس پاکیزگی نتایج قابل قبول در حد استاندارد ارایه دادند. هم چنین نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که الگوی جریان هوا در اتاق در مسیرهای صحیحی در گردش میباشد . در مورد تست نشتی فیلترها، از 29 فیلتر مورد تست 5 فیلتر دارای نشتی بود و در نهایت تعیین گردید که میانگین راندمان فیلترهای هپا در حذف ذرات 99/99 درصد میباشد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که حجم بالای هوا و کیفیت مطلوب هوای ورودی به اتاقهای پاک در بهینه بودن راندمان فیلتر هپا و غلظت ذرات هوابرد در اتاق پاک تاثیر میگذارد و سه پارامتر عملکردی سرعت جریان هوا، افت فشار و میزان نفوذ در تعیین عامل کیفیت تاثیرگذار هستند . هم چنین این مطالعه نشان داد که غلظت ذرات هوابرد در اتاقهای پاک به میزان هواگذر و سرعت جریان هوا بستگی دارد و انتخاب الگوی مناسب جریان هوا بر انتشار ذرات در اتاق پاک تاثیر میگذارد.
مجتبی خسروی دانش، عادل مظلومی، شقایق زهرائی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: معلمی شغل پر استرسی می باشد اما علی رغم این ماهیت پرتنش اکثریت معلمان مضطرب و بی انگیزه نیستند و شغل خود را ارزشمند و رضایت بخش می دانند. مدل الزامات شغلی-منابع (JD-R) از جامع ترین مدل های مطالعات استرس شغلی می باشد که به بررسی همزمان عوامل انگیزشی و استرس زا و اثرات آنها می پردازد. در همین راستا مطالعه حاضر با هدف بررسی ویژگی های شغلی معلمان (شامل الزامات شغلی و منابع شغلی) و پیامدهای آنها با استفاده از مدل الزامات شغلی-منابع صورت گرفت.
روش کار: این مطالعه توصیفی تحلیلی بهصورت مقطعی بین 247 نفر از معلمان دبیرستان های مناطق شهر تهران، با استفاده از نمونه گیری تصادفی و خوشه ای دومرحله ای در سال 1395، صورت گرفت. در این مطالعه تآثیر ویژگی های شغلی شامل مولفههای الزامات شغلی (شامل بدرفتاری دانش آموزان، تعارض بین کار-خانواده و نیاز عاطفی) و منابع شغلی ( شامل حمایت مدیریت و وضعیت شغلی) بر روی خستگی عاطفی، نیرومندی، علایم بیماری و تعهد سازمانی افراد با استفاده از مدل الزامات شغلی-منابع مورد بررسی قرار گرفت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و برازش مدل به روش آنالیز مسیری و توسط نرم افزار AMOS نسخه 23صورت گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که مدل مذکور از شاخص های برازش مطلوب برخوردار می باشد و ضرایب اثر تمامی متغیرها معنی دار میباشند(p<0.001). طبق مدل مطالعه، الزامات شغلی(β=0.3) بهصورت قوی تری نسبت به منابع شغلی(β=-0.2)، خستگی عاطفی معلمان را پیش بینی می کرد، همچنین رابطه این دو متغیر با نیرومندی برابر اما مخالف یکدیگر مشاهده شد(β=± 0.27). علاوه بر این نتایج نشان دادند که خستگی عاطفی، رابطه بین الزامات شغلی و سلامت، و نیرومندی رابطه بین منابع شغلی و تعهد سازمانی معلمان را بهصورت جزیی میانجی گری می کنند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، اتخاذ برنامه هایی با اولویت تعدیل الزامات شغلی و سپس، بهبود منابع شغلی در دسترس معلمان می تواند از راهکارهای موثر بر کاهش فرسودگی شغلی و افزایش تعلق خاطر شغلی، سلامت و تعهد سازمانی این عزیزان باشد.
اسماء زارع، سعید یزدانی راد، فاطمه دهقانی، فریبرز امیدی، ایرج محمد فام،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: با وجود تلاشهای مداوم برای کاهش خطای انسانی در سیستمهای مختلف، اشتباهات و رفتار نا ایمن علت اصلی وقوع حوادث در محیط کار میباشد. مطالعات زیادی برای شناسایی و بهبود خطای انسانی در سالهای اخیر انجام گرفتهاند. تعداد زیاد مطالعات خطای انسانی با تنوع بالای مباحث، مرور کلی در این زمینه را برای محققان دشوار ساخته است. بنابراین یک مرور سیستماتیک مطالعات گذشته، بهترین راه برای به اشتراک گذاشتن یافتههای مفید مطالعات و در دسترس قرار گرفتن گرایشات مطالعات آینده در زمینه خطای انسانی میباشد.
روش کار: مقالات بعد از جستجوی سیستماتیک در پایگاههای داده معتبر، بر اساس عنوان مقاله، سال انتشار، عنوان مجله/کنگره، شهر/ منطقه، سطح سازمان بندی، شغل مورد بررسی، نوع سازمان و روش استفاده شده رمزگذاری شدند و به بررسی دقیق براساس کدبندیها پرداخته شد.
یافته ها: سه گروه مطالعات خطای انسانی شناسایی شدند. گروه اول مطالعات از جنبه مدیریت ایمنی، ارزیابی و برنامه ریزی ایمنی به بررسی خطای انسانی پرداختهاند. گروه دوم تاثیرات خصوصیات فردی مثل رفتار فرد، ادراک و میزان آموزش را بر میزان خطای انسانی بررسی کردهاند. گروه سوم اطلاعات حاصل از حوادث پیشین را برای بهبود رفتار افراد و کاهش خطای انسانی به کار گرفتهاند. بهمنظور تعیین بهتر گرایشات مطالعات، از جنبههای زمانی و موضوعی به بحث راجع به مباحث پرداخته شده است.
نتیجه گیری: در آخر، در این مطالعه مروری، شکافهای مطالعاتی مرتبط با خطای انسانی شناسایی و راهکارهای مناسب ارایه گردید.
الهام رحمان زاده، فریده گلبابایی، علی فقیهی زرندی، سید غلامرضا موسوی، محمدرضا بانشی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: کروم شش ظرفیتی (Cr+6) یک اکسیدکننده بسیار قوی است که علیرغم کاربردهای فراوان در انواع صنایع، برحسب مدت مواجهه میتواند منجر به سرطان ریه، زخمهای عمیق (در دست، بازو، زبان و سقف دهان)، سوراخ شدن تیغه بینی، سوزش و التهاب در بینی، ریهها و قسمت فوقانی دستگاه تنفس، آسم، درماتیت تماسی، آسیب به کلیه و کبد و حساسیت پوستی شود. هدف از انجام این مطالعه، سنجش کارایی کربن فعال در جذب سطحی کروم (VI) از جریان هوا و پارامترهای موثر بر آن است.
روش کار: در این مطالعه تجربی از دستگاه نبولایزر (مهپاش) به عنوان مولد میست کروم استفاده شد و عوامل موثر بر آن از قبیل میزان جریان هوا (1 و 3 لیتر بر دقیقه)، غلظت اولیه کروم (05/0، 15/0، 1 و 10 میلیگرم برمترمکعب) و عمق بستر جذب (5/2، 5 و 10 سانتیمتر) بررسی گردید. به منظور تسهیل در پیشبینی عملکرد ستون جذب کربن فعال، از مدل یون-نلسون و توماس و برای تعیین میزان تطابق مدل با دادههای واقعی، از آزمون همبستگی استفاده شد.
یافته ها: ظرفیت جذب کربن فعال با افزایش عمق بستر جذب، افزایش یافته اما با افزایش میزان جریان هوا و غلظت ورودی، کاهش پیدا کرد. نتایج نشان داد مدل یون-نلسون و توماس با ضریب همبستگی بالاتر از 9953/0، با دادههای آزمایشگاهی مطابقت دارند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کربن فعال کارایی بالایی در جذب سطحی کروم (VI) دارد، به طوریکه راندمان آن در میزان جریان 3 لیتر بر دقیقه، عمق بستر 5 سانتیمتر و غلظت 20 و 200 برابر TLV به ترتیب 42/85 و 83/71 درصد است.
احسان گروسی، عادل مظلومی، رضا کلانتری، مصطفی حسینی،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: پرستاری از جمله مشاغلی است که در آن شاغلین به علت بارکاری فیزیکی و استرس شغلی بالا در معرض ریسک خستگی و اختلالات اسکلتی و عضلانی قرار دارند. متصل کردن ست سرم به محلول های سرمی یکی از وظایف تکراری پرستاران در هر شیفت کاری می باشد که می تواند باعث ایجاد درد و ناراحتی در دست شود. هدف از انجام پژوهش طراحی و ارزیابی ارگونومیکی دستگاه متصل کننده ست سرم به محلول سرم در شغل پرستاری می باشد.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع تجربی و مداخله ای بوده که بر روی 12 نفر از پرستاران (6 زن و 6 مرد) در سه فاز انجام شد. فاز اول بررسی وضعیت متصل کردن دستی ست سرم، فاز دوم طراحی و ساخت دستگاه متصل کننده ست سرم و فاز سوم ارزیابی ارگونومیکی دستگاه ساخته شده بود. در فاز اول و سوم میزان کوشش درک شده توسط پرستاران با مقیاس ده گزینه ای بورگ و سطح فعالیت انقباضی عضلات دست با روش الکترومیوگرافی در هنگام متصل کردن ست سرم مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات حاصل از فاز اول (متصل کردن دستی) با اطلاعات فاز سوم (متصل کردن مکانیکی) توسط آزمون های آماری مورد مقایسه قرار گرفت.
یافته ها: میانگین کوشش درک شده توسط پرستاران در حالت متصل کردن دستی ست سرم 1.2±5 (از10) و در حالت متصل کردن مکانیکی 0.49±2.3 به دست آمد. بین میزان فعالیت انقباضی 5 عضله از 6 عضله مورد بررسی (باز کننده انگشتان، دو سر بازو، سه سر بازو، دلتویید و خم کننده رادیال مچ) در دو حالت اتصال دستی و مکانیکی تفاوت های معنی داری با 05/0>P-value وجود داشت.
نتیجه گیری: استفاده از دستگاه متصل کننده ست سرم با کاهش کوشش درک شده و کاهش سطح فعالیت انقباضی عضلات در ناحیه دست و مچ دست همراه بود. این دستگاه می تواند به عنوان یک ابزار ارگونومیک کار پرستاران، برای راحت سازی وظیفه متصل کردن ست سرم به محلول مورد استفاده قرار گیرد.
محمد رضا منظم اسماعیل پور، فریدون لعل، فرشته مجلسی، روح اله فلاح مدواری، عباس رحیمی فروشانی، علیرضا فلاح مدواری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: استفاده از وسایل حفاظت شنوایی آخرین راه کنترل صدا می باشد. برای اطمینان از موثر بودن کارایی گوشی، اطلاع از مدت زمان استفاده از آن مهم می باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی میزان افزایش زمان استفاده از گوشیهای حفاظتی با کاربرد مدل آموزشی بزنف است.
روش کار: برای بررسی میزان مواجهه صوتی کارگران زمانی که از وسایل حفاظت شنوایی استفاده نمیکردند، از روش مبتنی بر وظیفه و روش استاندارد (2009)ISO9612 با دستگاه اندازه گیری دوزیمتر صدا استفاده شد. عمل کرد واقعی گوشیهای حفاظتی قبل و بعد از مداخله آموزشی پس از احتساب مدت زمان استفاده و هم چنین نوع وسیله حفاظتی با استفاده از استاندارد NIOSH تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 19 SPSS و اجرای آزمون های آماری ANCOVA و T-Test آنالیز شدند.
یافته ها: قبل از مداخله آموزشی میزان واقعی تراز صدا برای کارگران گروه مورد 76dBA/89 و برای بعد از مداخله dBA 04/84 به دست آمده است که طبق آزمون ANCOVA اختلاف معناداری با گروه شاهد دارد(0.0001>p). در گروه شاهد با توجه به این که هیچ آموزشی دریافت نکرده اند میزان واقعی تراز صدا تغییری نکرده است.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که افزایش مدت زمان استفاده از گوشی حفاظتی با کاربرد مداخله آموزشی مدل بزنف تاثیر به سزایی در افزایش عمل کرد و کارایی گوشی های حفاظتی دارد.
مهدی جهانگیری، فاطمه رجبی، صابره دوستی، محمد قربانی، سعیده جعفری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: کارکنان شاغل در آشپزخانه ها به علت لغزندگی ناشی از آلاینده هایی مانند روغن، آب و مواد غذایی در معرض حوادث سرخوردن می باشند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع و ارزیابی ریسک سرخوردن در آشپزخانه های صنعتی شهر شیراز انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 322 مورد از آشپزخانه های صنعتی شهر شیراز که مایل به همکاری بودند، (تعداد کل رستوران ها 1303 مورد و روش نمونه برداری تصادفی ساده) انجام شد. برای ارزیابی ریسک سر خوردن از نرم افزار ارزیابی ریسک سر خوردن (SAT) که توسط اداره اجرایی ایمنی و بهداشت انگلیس (HSE) ارایه شده است، استفاده گردید. اطلاعات مربوط به شیوع حوادث سرخوردن با استفاده از یک پرسش نامه خودساخته جمع آوری گردید. برای اندازه گیری ضریب زبری از دستگاه زبری سنج مدل TQC-SP1560 استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده ازنرم افزار SPSS-22 انجام گردید.
یافته ها: سطح ریسک سر خوردن در 47 درصد آشپزخانه های مورد بررسی در سطح متوسط و در بقیه موارد در سطح پایین بود. سطح ریسک سر خوردن به طور معنا داری در بین آشپزخانه های رستوران های سنتی بیش تر از فست فود ها به دست آمد. مقدار زبری سطوح اندازه گیری شده به طور میانگین 4191.91 میکرومتر (µm) بود که بیش ترین و کم ترین مقدار به ترتیب 4458.2 و 3977.3 میکرومتر برآورد شدند. در این مطالعه شیوع حوادث سر خوردن در افراد مورد مطالعه 50.3% گزارش شد و بیش تر حوادث رخ داده در آشپزخانه ها و مهمترین علت حوادث نیز، کثیفی و مرطوب بودن کف بیان گردید.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد به علت تفاوت در نحوه و زمان سرویس دهی و نیز حجم کاری، سطح ریسک سرخوردن در آشپزخانه های رستورانهای سنتی بیش تر از فست فود ها است. تقریباً در نیمی از اماکن طبخ مورد بررسی، ریسک سرخوردن در سطح متوسط به دست آمد که جهت کاهش آن، ضروری است مداخلاتی در خصوص نحوه کنترل نشتی ها و نظافت محیط کار، خصوصیات کفپوش و استفاده از کفش های ضد سرخوردن در آشپزخانه ها به عمل آید.
آتنا رفیعی پور، پروین نصیری، امید گیاهی، محمد رضا منظم اسماعیل پور، ابوالفضل ذاکریان، فاروق محمدیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با ارتعاش به عنوان یکی از پیامدهای صدای صنعتی و یا استفاده از وسایل مولد ارتعاش می تواند باعث عدم آسایش، کاهش کارایی و سطح ایمنی در محیط های کاری شود. از این رو در مطالعه حاضر به بررسی تأثیر ارتعاش تمام بدن بر عملکرد ذهنی و زمان پاسخ دهی افراد پرداخته شد.
روش کار: در پژوهش حاضر 40 نفر از دانش جویان پسر دانش گاه علوم پزشکی تهران به طور تصادفی انتخاب شده و به دو گروه 20 نفره تقسیم شدند. هر گروه در یکی از دو آزمون پورد پگ بورد و محاسبات ریاضی شرکت داده شدند. هر یک از افراد نمونه در هر مرحله از آزمون با ارتعاش تمام بدن در دو شتاب 8m/s2/0و 1m/s2/1 و نیز یک حالت شاهد شامل وضعیت بدون ارتعاش مواجهه داده شدند و زمان پاسخ دهی و عملکرد ذهنی آن ها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: در مطالعه حاضر میانگین زمان پاسخ دهی به آزمون دستی پورد پگ بورد در شتاب ارتعاشی m/s2 0، 8/0 و 1/1 با یک روند کاهشی به ترتیب معادل 7/2±65/197، 58/3±31/176 و 92/2±58/177 به دست آمد که باعث کاهش معنادار در صحت انجام آزمون می شود. هم چنین نتایج نشان داد که ارتعاش تمام بدن بر کارایی ذهنی در حد سطحی تأثیرگذار نیست اما در سطوح میانی و عمقی این تفاوت به لحاظ آماری معنادار می باشد(001/0>p).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده ارتعاش تمام بدن یک عامل موثر بر زمان پاسخ دهی و عملکرد ذهنی افراد می باشد که می تواند منجر به کاهش در صحت انجام کار شود.
مجید حبیبی محرز، فریده گلبابایی، ایل ج یو، اصغر صدیق زاده، محمد علی منصورنیا، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
مقدمه: نانوالیاف ساخته شده از طریق فرآیند الکتروریسی گزینه مناسبی جهت ساخت بسترهای فیلترکننده ذرات ریز مقیاس معرفی شده اند. مطالعه حاضر با هدف ساخت بسترهای نانولیفی پلی اورتان از طریق فرآیند الکتروریسی و بررسی تاثیر پارامترهای مختلف از قبیل دانسیته فشردگی، سرعت سطحی فیلتراسیون و نوع ذره تست بر راندمان فیلتراسیون نانو ذرات از هوا و عامل کیفیت بسترهای نانولیفی پلی اورتان انجام گرفت.
روش کار: بسترهای نانولیفی از طریق فرآیند الکتروریسی محلول پلیمر پلی اورتان (15 درصد وزنی) با سیستم حلال متشکل از دی متیل فرمامید و تتراهیدروفوران با نسبت اختلاط 3 به 2 تولید گردیدند. سپس سیستم تست عمل کرد فیلتراسیون در آزمایش گاه گروه مکانیک سیالات دانشگاه هانیانگ کشور کره جنوبی ساخته شد و راندمان فیلتراسیون و افت فشار بسترهای تولیدی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: افزایش مدت زمان الکتروریسی، موجب افزایش دانسیته فشردگی، افت فشار اولیه و راندمان فیلتراسیون بسترها می شود وعامل کیفیت بسترها به دلیل افزایش افت فشار کاهش می یابد. با افزایش زمان الکتروریسی از 15 دقیقه به 45 دقیقه، افت فشار بستر از 7 به 32 پاسکال افزایش یافته و میانگین درصد کارایی به طور متوسط بین 10-9 درصد برای ذرات تست KCl و DEHS اضافه شد.هم چنین نتایج نشان داد که با افزایش سرعت سطحی از 2 سانتی متر در ثانیه به 5 و 10 سانتی متر در ثانیه، راندمان فیلتراسیون برای ذرات با اندازه کم تر از 425 نانومتر و عامل کیفیت در تمامی سایزها کاهش می یابد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق می توان نتیجه گیری نمود که بسترهای ساخته شده از لحاظ راندمان فیلتراسیون و عامل کیفیت مقادیر قابل قبولی را به منظور کاربردهای فیلتراسیونی دارا می باشند. علاوه براین ضخامت و وزن پایه کم و هم چنین سهولت در تولید نیز از دیگر مزایای بسترهای نانولیفی نسبت به بسترهای معمول می باشد.
فاطمه دهقانی، فریده گلبابایی، سید ابوالفضل ذاکریان، فریبرز امیدی، محمد علی منصورنیا،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده
مقدمه: اثرات سوء ترکیبات آلی فرار از اختلالات جزیی تا سرطان زایی برخی ترکیبات نظیر بنزن، شناخته شده اند. هدف از این مطالعه تعیین میزان مواجهه شغلی با ترکیبات BTEX در یک صنعت خودروسازی و ارزیابی ریسک بهداشتی مواجهه با این ترکیبات بوده است.
روش کار: در این مطالعه مقطعی که در واحد رنگ یک صنعت خودروسازی شامل کابین، پیش رنگ و سالن رنگ انجام شد،پس از جمع آوری نمونه و تجزیه ی آن با دستگاه GC-MS، ترکیبات BTEX به عنوان آلاینده های اصلی شناسایی شدند. در مرحله ی بعداز روش بهینه شده NIOSH1501 جهت نمونه برداری و آنالیز ترکیبات و از روش EPA برای ارزیابی ریسک استفاده شد.
یافته ها: نتایج آنالیز نمونه ها نشان داد که مقدار غلظت بنزن در کابین رنگ بیش تر از مقدار مجاز مواجهه شغلی می باشد. میزان ریسک سرطان زایی برای بنزن و اتیل بنزن به ازای هر 1000 نفر در کابین رنگ به ترتیب برابر با 10 و 5/2، در پیش رنگ برابر با 63/3 و 8/1 و در سالن رنگ برابر با 27/1 و 39/ 0 به دست آمد. ریسک غیر سرطان برای بنزن در کلیه بخش ها و برای زایلن در کابین رنگ و پیش رنگ بالاتر از حد مجاز توصیه شده می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن ریسک سرطان زایی ترکیبات بنزن و اتیل بنزن و هم چنین ریسک غیر سرطان برای دو ترکیب بنزن و زایلن، پایش بیولوژیکی کارگران، بهبود سیستم های کنترلی موجود وبه کار گیری اقدامات کنترلی فنی و مهندسی مدرن برای کنترل میزان مواجهه با این ترکیبات توصیه می شود.