جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
33 نتیجه برای موضوع مقاله:

سیداحسان ‌سمائی، آرام تیرگر، نرگس‌ خانجانی، مریم مصطفایی، مجید باقری‌حسین‌آبادی، محمد امراللهی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده

مقدمه: کارکنان اداری با توجه به ماهیت کاری خود، شیوع بالایی از اختلالات اسکلتی- عضلانی را گزارش می‌کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی فراوانی اختلالات اسکلتی- عضلانی در گروهی از کارکنان اداری و مشخص نمودن عوامل خطر ارگونومی در بروز این اختلالات انجام شده است.
 

مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر یک مطالعه نوع مقطعی است که بر روی 174 نفر از کارکنان بخش اداری در شهر کرمان انجام پذیرفت. ابزار گردآوری داده‌ها شامل فرم جمع آوری اطلاعات جمعیت شناختی و سازمانی، پرسش‌نامه عمومی تعیین اختلالات اسکلتی- عضلانی نوردیک و روش ارزیابی سریع تنش اداری (روساROSA ) بود. تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS16 و به کمک آماره‌های توصیفی و آزمون آماری رگرسیون لجستیک و مجذور کای انجام شد.
 

یافته‌ها: شیوع علایم اختلالات اسکلتی- عضلانی در 12 ماه گذشته 4/60 درصد گزارش ‌شد. هم‌چنین رابطه معنی‌داری بین سابقه کاری و مدت زمان استفاده از رایانه در طول روز با اختلالات اسکلتی- عضلانی دیده شد (p<0.05)، به طوری که با افزایش یک واحد سابقه‌کار (سال) و مدت زمان استفاده از رایانه (ساعت در روز)، شانس بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی به ترتیب 2/17 درصد و 8/15 درصد افزایش یافت. براساس آزمون آماری T-Test، رابطه معنی داری بین بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی و روش روسا به‌دست آمد (p<0.05).
 

نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، روش ارزیابی ROSA ابزاری کارآمد در طبقه بندی سطح ریسک و شناسایی عوامل تاثیرگذار در بروز اختلالات اسکلتی- عضلانی در کارکنان اداری می‌باشد. برای کاهش شیوع اختلالات اسکلتی- عضلانی در گروه مورد مطالعه (کارکنان اداری)، می‌توان به انجام اقدامات اصلاحی در ایستگاه‌های کاری پرخطر (سطح دوم شناسایی شده توسط روش ROSA)، کاهش مدت‌زمان استفاده از رایانه در طول روز و انجام فعالیت‌های ورزشی منظم اشاره کرد.


مهدی رشیدی، مصطفی صفاری، حمید شیرخانلو، محمد رضا عوادی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده

مقدمه: آثار سرطان زایی تابش اشعه ایکس طی سالیان اخیر اثبات گردیده است. امروزه از سرب  در وسایل زیادی مثل روپوش‌های سربی، محافظ تیرویید و دستکش‌‌های سربی برای محافظت بدن در برابر اشعه ایکس استفاده می‌‌شود.  اما وسایل محافظت  فردی اشعه ایکس حاوی سرب  معایب مختلفی مثل سمیت ، سنگینی و عدم انعطاف‌پذیری دارد. امروزه از روش‌‌های جدیدتری هم‌چون کاربرد فرآورده‌‌های پوستی نیمه جامد محافظ (کرم، پماد) استفاده می‌‌شود. در این مطالعه امکان سنجی استفاده از کرم حاوی نانو ذرات اکسید بیسموت به عنوان جاذب اشعه ایکس بررسی گردید.

روش کار: ساخت نانو ذرات اکسید بیسموت (Bi2O3) و سپس فرموله کردن آن در قالب پماد بررسی شد. نانوذرات اکسیدبیسموت با روش جدیدی با واسطه سوربیتول سنتز و در کنار اکسپیان‌‌های متناسب فرموله گردید. کرم نهایی از 70 درصد نانوذره اکسید بیسموت و 30 درصد مواد جانبی تشکیل شده است. در این مطالعه، از دستگاه اشعه ایکس و دوریمتر برای بررسی جذب اشعه ایکس در ضخامت‌‌های مختلف پماد نانوذرات اکسید بیسموت استفاده گردید.
 

یافته‌ها: با آزمون دزیمتری نیز اثر محافظ اشعه پماد حاوی نانوذرات بیسموت اکسید  به میزان معنی داری (0.05 > P) بهتر از گروه کنترل و ورقه معادل سربی ارزیابی گردید. تست‌های دوزیمتری نشان داد که پماد وکرم نانوذرات بیسموت اکسید  56 درصد اشعه را  جذب می‌‌نماید  ولی در سرب 41 درصد است.لبه جذب‌کا (k) اشعه برای بیسموت بیشتر از سایر فلزات بوده و نانو ذرات آن سطح جذب بیشتری نسبت به حجم (S/V) دارند.
 

 نتیجه گیری: نانوذرات اکسید بیسموت به‌دلیل عدد اتمی بالای بیسموت جذب اشعه ایکس را با کارایی بالاتری نسبت به سرب انجام می‌دهد و سمیت کمتری دارد. کرم و پماد پوستی نانو ذرات اکسید بیسموت می‌‌تواند به عنوان جاذب اشعه ایکس برای مشاغل مختلف مانند پزشکان، دندانپرشکان، کارکنان اتاق عمل وکارشناسان رادیولوژی استفاده شود و باعث افرایش سلامت وایمنی کارکنان می‌گردد.


پریسا حیرانی، علی بقایی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

مقدمه: امروزه 60% از منابع انرژی در دنیا را نفت و گاز تشکیل می­دهد. حمل و نقل نفت خام و محصولات آن به روش­های مختلفی انجام می­شود که از این میان بیش ترین سهم انتقال، بر عهده لوله­های انتقال می­باشد. با توجه به گستردگی خطوط در مناطق مختلف تاسیساتی و یا حتی مسکونی و هم‌چنین پتانسیل بالای آسیب پذیری، ایمنی خطوط لوله و رعایت اصول مدیریت ریسک آن از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. یکی از روش­های تعیین سطح ایمنی، ارزیابی ریسک به روش Bow-tie است. روش Bow-tie یک روش کیفی نیمه کمی‌است که داده‌های آن  از طریق نظرسنجی از متخصصین اجراء می‌شود.
 

روش کار: در این تحقیق  از روش  Bow-tie در تلفیق با  منطق فازی با به‌کارگیری روش مقیاسی لیکرت جهت کمی‌سازی داده‌های کیفی(زبانی) به منظور  کاهش عدم قطعیت ارزیابی ریسک خطوط لوله شماره 10 گاز آماک و 12 نفت بنگستان استفاده شد، به طوری که ابتداء عوامل تأثیرگذار بر ایمنی خطوط  انتقال از طریق تهیه چک لیست  مشخص گردید و سپس با استفاده از روش ذکر شده اقدام به ارزیابی ریسک خطوط لوله مورد مطالعه شد.
 

نتیجه‌گیری: یافته­های تحقیق نشان داد که عوامل آسیب شخص ثالث ، نقص اولیه در مواد و ساخت خط لوله با احتمال شکست 0484/0 دارای بالاترین درصد اهمیت ( معادل 32/12 %) در تخریب خط لوله‌های انتقال گاز و نفت می‌باشند. افزون بر این، اثرات سمی‌و آسیب محیط زیست با احتمال رخداد 00327/0 ، از بارزترین پیامدهای ناشی از نشت نفت و گاز از خطوط لوله­های انتقال بر اساس روش درخت پیامد هستند. براین اساس و با لحاظ  مهم‌ترین عوامل موثر شناسایی شده در تخریب خطوط انتقال گاز و نفت و اصلی­ترین پیامد ناشی از آن­ها، اقدام به ارایه دستورالعمل بهینه کاهش پیامدهای بالقوه و کنترل آن‌ها با تأکید بر حذف علل احتمالی آن‌ها شده است.


محمد کمائی، سید شمس الدین علیزاده، عبدالرحمن کشوری، زینب خیرخواه، پریسا مشعشعی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: فعالیت‌های صنعتی، بخشی از تلاش انسان برای رسیدن به رفاه و آسایش بیش‌تر است، اما در این فعالیت ها مخاطرات مربوط به آن ها نیز در حال گسترش می‌باشد. شناسایی دقیق خطرات در صنایع نفت و گاز و ارزیابی و مدیریت ریسک با هدف کاهش شدت و تکرار حوادث پیش از وقوع آن ها و به حداقل رساندن صدمه به انسان و اموال از اهمیت ویژه ای برخوردار می‌باشد. هدف از این مطالعه بررسی مخزن کروی گاز نفتی مایع شده تحت فشار در ناحیه مخازن یک پالایش‌گاه و ارزیابی ریسک پدیده توسعه بخارات مایع در حال جوش می‌باشد.

روش کار: در این مطالعه ارزیابی ریسک پدیده توسعه بخارات مایع در حال جوش (BLEVE) با روش Bowtie و نیز بررسی پیامد ناشی از موج انفجار پدیده BLEVE، انجام و مقدار موج انفجار حاصل از این پدیده و تأثیرات آن بر روی تجهیزات و ادوات کناری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای این منظور از نرم افزار PHAST نسخه 54/6 جهت مدل سازی پدیده BLEVE استفاده شده است.

یافته ها: در این ارزیابی به طور کلی پنج علت و دو پیامد جهت ایجاد پدیده BLEVE شناسایی شدند. اقدامات کنترلی جهت پیش‌گیری از ایجاد پدیده BLEVE  به طور کلی 43 مورد و اقدامات کنترلی جهت کاهش پیامد و اثرات 31 مورد تعیین شدند. طبق تجزیه و تحلیل به عمل آمده مشخص شد که موج انفجار ناشی از مخزن کروی LPG، می‌تواند مخازن کناری LPG را دچار انفجار کرده که این امر سبب زنجیره ای شدن انفجارات خواهد شد.

نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از مدل سازی و ارزیابی ریسک می‌توان به درستی علل ایجاد و آسیب پدیده BLEVE برای انسان و تجهیزات مجاور را مشخص و بر اساس آنها اقدامات کنترلی پیش‌گیرانه را اجرا و با طراحی و جانمایی مناسب، حریم ایمنی محل اسکان کارکنان، تجهیزات و ادوات مجاور را تعیین نمود.


مریم دهقانی پور، منوچهر امیدواری، فریده گلبابایی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده

مقدمه: استرس گرمایی درصنایع ریخته‌گری و دایکاست و راه‌سازی یکی ازمخاطرات زیان آور درمحیط کارمی باشد که نه تنها باعث بیماری های ناشی ازکار می‌گردد بلکه ازنظرعملکرد وایمنی کارگران نیز مهم است. ازآنجایی که شاخص‌هایی که برای ارزیابی استرس گرمایی مورد استفاده می‌گیرند بسیار زیاد هستند انتخاب یک شاخص مناسب سخت است.هدف ازانجام این مطالعه تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی درصنعت ریخته‌گری ذوب فلزات و دایکاست و راه‌سازی به روش FAHP و Topsis می‌باشد.

روش کار: جهت تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی در صنعت ریخته‌گری، ذوب فلزات و دایکاست ، ابتدا  معیارها  که شامل دقت اندازه گیری و راحتی اندازه‌گیری، جامعیت ، زمان، هزینه، معیار هم‌بستگی می‌باشد توسط خبرگان تعریف شده و سپس بر اساس این معیارها بهترین شاخص استرس حرارتی طبق نظرات گروهی صاحب نظران و با استفاده از روش سلسله مراتبی فازی FAHP و Topsis تعیین شدند.

یافته ها: نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که با توجه به معیارها  و شرایط موجود شاخص WBGT،  P4 SR در سه صنعت ریخته‌گری، دایکاست و راه‌سازی به ترتیب رتبه اول و دوم را بهخود اختصاص دادند.

نتیجه گیری: این تحقیق نشان می‌دهد که شاخص  WBGT با توجه به معیارهای  جامعیت، دقت، هزینه، هم‌بستگی با استرین‌ها ، راحتی و زمان بهترین شاخص ارزیابی استرس حرارتی در سه صنایع ریخته‌گری، دایکاست و راه‌سازی و مهم‌ترین علت قرار‌گیری شاخص HSI در رتبه‌های آخر پیچیدگی و هزینه بر بودن محاسبات آن می‌باشد.


فرانک مساکینی، فاطمه نوربخش، سحر هنرمند جهرمی،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده

مقدمه: عفونت های بیمارستانی به عنوان  یکی از مهم ترین عوامل  خطر در بخش های مراقبت بهداشتی شناخته می شوند و بهداشت دست به ویژه در گروه پرستاری اولین گام در کنترل این عفونت ها می باشد. این مطالعه با هدف مقایسه اثر شستن دست  به روش معمولی با مواد ضد عفونی کننده بدون آب درآلودگی میکروبی دست پرستاران بیمارستانی انجام شده است.

روش کار: از دست 30 نفراز پرستاران دربخش های داخلی، جراحی، اطفال، اوژانس، CCU، ICU و قلب در4 مرحله  قبل  و بعد از شست و شو با صابون و قبل و بعد از شست و شو با مایع hand rub نمونه گیری به عمل آمده و نمونه ها در محیط  بلاد آگار و  ائوزین متیلن بلو کشت و سپس با رنگ آمیزی گرم، تست کاتالاز، مانیتول سالت آگار و کواگولاز تشخیص داده شدند.  

یافته ها: نتیجه مطالعه نشان داد از 30 نمونه کشت دست در محیط EMB ،تمام نمونه ها فاقد رشد و در محیط بلادآگار، تمام  نمونه ها  قبل از شست و شو با صابون و نیز مایع با بنیان الکلی بدون آب hand rub دارای کشت مثبت استافیلوکوک بوده و بیش ترین اثربخشی پس ازاستفاده از مایع الکلی hand rub می باشد. هم  چنین کشت نمونه ها در محیط مانیتول وانجام تست کواگولاز بیان گر رشد (80%) استافیلوکوک (کوآگولاز منفی) و (20%) استافیلوکوک اورئوس (کواگولازمثبت) بودند.

نتیجه گیری: در مطالعه حاضر، شست و شو با صابون تاثیری در میکروب زدایی  کف دست کارکنان نداشته است اما ضدعفونی  با مایع الکل hand rub، ارتباط  معنی داری را در کاهش بار میکروبی کشت دست  کارکنان  نشان می دهد که بیان گر این است مایع الکل از مایع صابون در کاهش آلودگی موثرتر بوده است.


مهسا ماپار، محمد جواد جعفری، نبی اله منصوری، رضا ارجمندی، رضا عزیزی نژاد،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1397 )
چکیده

مقدمه: مسوولیت دست یابی به اهداف توسعه پایدار در بسیاری از کلان‌شهرهای دنیا و به تبع آن کلان‌شهر تهران به شهرداری‌‌ها واگذار گردیده است. از آن جایی که هدف بیش تر فعالیت‌های دوست دار محیط‌زیست در بعد شهرداری‌ها حفاظت از سلامت جسمی و روانی شهروندان است، ارزیابی پایداری سلامت عمل کرد شهرداری به یکی از مباحث نوین توسعه پایدار کلان‌شهرها تبدیل شده است. لذا هدف از این مطالعه، طراحی ابزاری برای ارزیابی عمل کرد پایدار شهرداری تهران در حوزه فعالیت‌ها و خدمات مرتبط با سلامت می‌باشد.

روش کار: در این پژوهش با تهیه ابزار مبتنی بر معیار، اقدام به استخراج و بومی‌سازی معیارهای مرتبط با حوزه پایداری سلامت به صورت مطالعه موردی در شهرداری تهران گردید. جهت تعیین لیست اولیه معیارهای مؤثر، در ابتدا راهنماها و استانداردهای مرتبط با حوزه پایداری سلامت مورد بررسی قرار گرفت که منجر به استخراج لیست اولیه معیارها گردید. سپس با به کارگیری روش دلفی دو مرحله‌ای و با همکاری گروه 12 نفره از خبرگان، اهمیت معیارهای استخراجی در طیف هفت مرحله‌ای‌ لیکرت مورد سنجش قرار گرفت. معیار پذیرش، انحراف معیار کم تر از 1 و میانگین بیش تر از 70 درصد امتیاز کل در نظر گرفته شد.  

یافته ها: یافته‌های این پژوهش منجر به استخراج 11 گروه اصلی ارزیابی پایداری عمل کرد سلامت و 28 معیار زیر مجموعه گردید. معیارهای مربوط به گروه‌های «فضای سبز» و «پسماند» با اختلاف اندک به ترتیب جایگاه اول و دوم اهمیت را در حوزه  پایداری سلامت به دست آوردند و معیارهای گروه‌های «برنامه‌ریزی شهری»، «زندگی فعال و سالم» و «خدمات بهداشتی و سلامتی» نیز با اختلاف نزدیکی نسبت به یک دیگر در انتهای لیست قرار گرفتند.

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با توجه به اختلاف کم بین امتیاز گروه‌های اصلی انتخابی در عمل کرد پایداری سلامت شهری (کم تر از 1 نمره اختلاف امتیاز بین بالاترین و پایین‌ترین گروه) و نیز کسب حد نصاب پذیرش توسط هر یک از 11 گروه سلامت توسط خبرگان، جهت دست یابی به توسعه پایدار شهری و ارتقاء سلامت شهروندان در آینده، توجه جدی به اقدامات مهندسی و مدیریتی در معیارهای زیرمجموعه هر 11 گروه‌ انتخابی امری ضروری می‌باشد.


معصومه لطفی، محمدرضا منظم، نبی الله منصوری، سعید احمدی،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1397 )
چکیده

مقدمه: کاربرد مولد های دیزلی در سایت های ساخت و ساز برای اموری نظیر جوش کاری یک ضرورت است که همراه با آلودگی صوتی می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی صدای مولد های دیزلی مورد استفاده در فعالیت های ساخت وساز دریکی از مناطق شهر تهران صورت پذیرفته است.  
 

روش کار: در این مطالعه توصیفی، تعداد 14 سایت ساختمانی برای بررسی آلودگی صوتی در منطقه 4 شهرداری تهران انتخاب گردید. تراز فشار صوت زمینه و مولدهای دیزلی در محوطه اطراف سایت ساخت و ساز با توجه به استاندارد (2015) BS 5228 و رهنمودهای صدا اندازه گیری شد. تراز فشار صوت مولدهای دیزلی در 4 نقطه به فاصله یک متری از دستگاه اندازه گیری شد و آنالیز فرکانس صوتی در نقاط تصادفی در اطراف آن انجام گردید. صدا سنج مدل (تایوان) TES-1358,Type2 برای اندازه گیری صدا استفاده و کالیبراسیون آن قبل و بعد از اندازه گیری صدا انجام شد. پرسش نامه آزار صوتی اقتباس شده از استاندارد
 ISO 15666 اعتبار سنجی و تکمیل گردید. آزمون های آماری تی، همبستگی و آنالیز واریانس برای تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار spss22 انجام شد.
 

یافته ها: متوسط تراز معادل صدای مولد های دیزلی و صدای زمینه در اطراف سایت های ساخت و ساز به ترتیب dBA 05/4 ± 76 و 09/1 ± 20/46 اندازه گیری شد. صدای مولد های دیزلی در اطراف سایت های ساخت وساز بالاتر از حدود مجاز ( صدای زمینه به اضافه 5 دسی بل ) بود (P Value< 0.05 ).مولد های دیزلی بنز355 و پرکینز با متوسط تراز فشار صوت 33/0 ± 3/95 و 63/0 ±  9/90دسی بل به ترتیب بیش ترین و کم ترین صدا را به خود اختصاص دادند. مقایسه میانگین صدای مولد های دیزلی مختلف با آزمون آنالیز واریانس یک طرفه، اختلاف معنی داری را بین دستگاه ها نشان داد (P Value<0.05 ).متوسط تراز فشار صوت در190 ایستگاه سنجش صدا در فضای داخلی سایت های ساخت و ساز (A) و dB 6/4± 11/81 اندازه گیری شد.آزار صوتی تجربه شده در 4/73  درصد از ساکنین متوسط و بالاتراز آن  ارزیابی گردید. آزار صوتی ساکنین و میزان صدا در محوطه اطراف سایت ساخت و ساز با ضریب همبستگی پیرسون 486/0 سطح معنی داری را نشان داد. (P value<0.05 ) فرکانس صدای غالب و تراز صدای ناشی از آن در مولد های دیزلی به ترتیب فرکانس 63 هرتزو  4/84 دسی بل اندازه گیری شد.
 

نتیجه گیری: صدای ناشی از مولد های دیزلی در اطراف سایت های ساختمانی بالاتر از حدود مجاز محیط زیستی و همراه با آزار صوتی  فراوان برای ساکنین اطراف این سایت های ساختمانی می باشد، لذا با توجه به فقدان قوانین محیط زیستی دررابطه با آلودگی صوتی ناشی از صنعت ساخت وساز در کشور لزوم بررسی و تصویب این قوانین برای کاهش آزار صوتی شهروندان ضروری است.


آرمان جاهد، هانیه نیکومرام، فرهاد غفاری،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: پیشگیری از وقوع حوادث شغلی از اهمیت شایانی برخوردار است. تجزیه و تحلیل حوادث و شناسایی علل مختلف موثر در وقوع آنها می تواند از رخداد مجدد حوادث جلوگیری نماید. این مطالعه با هدف بررسی و تحلیل علل موثر بر وقوع حوادث شغلی کارکنان طرح دیسپچینگ و مخابرات انجام شده است.
روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می‌باشد. داده‌ها از گزارشات شبه حوادث و حوادث شغلی ثبت شده در بازه سال‌های 1396-1392 استخراج و بر اساس مدل ترایپادبتا تجزیه و تحلیل شد. سپس علل مستقیم، غیرمستقیم و ریشه ای موثر در بروز حوادث شغلی شناسایی گردید. بر اساس علل شناسایی شده، پرسشنامه ای تدوین و برای تحلیل معیار ذهنی کارکنان مورد بررسی قرار گرفت و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی علل استفاده شد.  
یافته ها: نتایج نشان داد علل برخورد اشیاء رها یا پرتاب شده با فرد، موقعیت کاری نامناسب و عدم برگزاری آموزش‌های موثر به ترتیب مهمترین علل مستقیم، غیرمستقیم و ریشه ای بروز حوادث بر اساس نتایج تحلیل
گزارش های حوادث می‌باشد. همچنین علل نشت گاز، بخارات و مواد شیمیایی قابل اشتعال و انفجار، شرایط خطرناک محیط کار و تبعیض در پاداش‌ها مهمترین علل وقوع حوادث از دیدگاه کارکنان است.
نتیجه گیری: شناسایی اثرگذارترین علل و رتبه بندی آنها کمک شایانی در پیشگیری از وقوع مجدد حوادث مشابه می‌نماید. همچنین تجزیه و تحلیل علل وقوع حوادث با توجه به ذهنیات کارکنان می‌تواند در پیشگیری از وقوع حوادث موثر باشد.
منوچهر امیدواری، زهرا رفیقی، ثمره امیدواری،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه: شهرک‌های صنعتی به عنوان ابزاری مهم و مفید در توسعه و رشد اقتصادی کشورها مورد توجه بوده اند.  شهرک های صنعتی سهم بسزایی در درآمد ملی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دارند. اما در عین حال می‌توانند باعث بروز مشکلات محیط زیستی در سطح جامعه گردند. در کشورهای در حال توسعه مشکلات محیط زیست یکی از مهم ترین چالش های اصلی مدیریت شهرک‌های صنعتی است. در این مطالعه به شناسایی و ارزیابی مشکلات  محیط زیست و رتبه‌بندی آن‌ها در شهرک‌های صنعتی پرداخته شده است. هدف از این مطالعه تعیین الگوی مفهومی ارزیابی ریسک های محیط زیست درشهرک های صنعتی بود.
روش کار: دراین مطالعه؛  با استفاده از نظر خبرگان و منابع در دسترس ریسک‌های محیط زیست مرتبط با شهرک های صنعتی شناسایی شد. سپس احتمال وقوع، شدت تاثیر و قابلیت شناسایی هر ریسک تعیین گردید. در این پژوهش شاخص های محیط زیستی در پنج بخش اجتماعی، فرهنگی، بیولوژیکی، اقتصادی، فیزیکی - شیمیایی دسته‌بندی شد.  بر اساس دسته بندی انجام شده پرسشنامه ای برای تعیین مقایسات ذوجی تدوین شد. برای تعیین روابط بین معیارها از تکنیک   DEMATEL و برای تعیین وزن اهمیت آن ها از روش تحلیل شبکه استفاده شد. جهت بکارگیری رویکرد ترکیبی DANP-FMEA در یک مطالعه موردی به ارزیابی ریسک های  محیط زیست در یکی از بزرگترین شهرک های صنعتی پرداخته شده است. شهرک صنعتی هشتگرد از حدود 8 هزار نفر در 100 واحد تولیدی و صنعتی فعال تشکیل شده است. در این مطالعه تمام واحدهای فعال شهرک توسط یک چک لیست مورد بررسی قرار گرفت و خطرات  محیط زیست در انها شناسایی و لیست گردید. سپس بصورت نمونه برداری خوشه ای تصادفی در این بخش تحقیق 82 واحد صنعتی از بین 100 واحد صنعتی فعال آن انتخاب و در مطالعه  شرکت داده شده است.    
یافته ها: بررسی روابط درونی میان  متغییرها نشان داده است معیار های فرهنگی و اقتصادی از بیشترین تاثیرگذاری برخوردار هستند. از سوی دیگر معیار بیولوژیکی نیز از میزان تاثیرپذیری بسیار زیادی برخوردار است. نتایج تحلیل شبکه نشان داد که  شاخص «سهم پایین سرمایه گذاری  محیط زیست» از معیار اقتصادی با وزن نرمال 080/0 از بیشترین اهمیت در بین سایر شاخص‌های تعریف شده برخوردار است.
نتیجه گیری: تعیین مدل های مفهومی در فرایندهای ارزیابی ریسک محیط زیست این امکان را ایجاد می کند که معیارها و شاخص های اثر گذار در فرایند ارزیابی به صورت کامل مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. هم چنین در این فرایندها با توجه به تعیین وزن تاثیر و روابط علی و معلولی آن می توان برنامه های موثری رادر کنترل ریسک های محیط زیست داشت.
عبدالصمد احمدوند، رضا ارجمندی، علی محمدی، عادل مظلومی، سید علی رضا میرزا حسینی،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی عملکرد HSE مبتنی بر مدل های تحلیلی به روز از جمله مهندسی تاب آوری بخصوص در صنایع خودروسازی که از پیامدهای هر سه گروه ایمنی ، بهداشت و محیط زیست متأثر می باشد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. مطالعه حاضر با هدف مروری بر عوامل موثر بر ارزیابی عملکرد مدیریت HSE مبتنی بر مهندسی تاب آوری بصورت موردی در صنایع خودروسازی انجام شده است.
روش کار: برای جمع آوری و طبقه بندی داده ها، مقالات انتشار یافته مورد جستجو و استناد قرار گرفت. در این مطالعه پایگاه های اینترنتیمعتبرشامل:Google Scholar  ، Web of SciencesScopus ، PubMed مورد جستجو قرار گرفتند. همچنین پایگاه های اینترنتی فارسی شامل magiran ،  civilica، SID مورد بررسی قرار گرفتند . در مجموع تعداد 211 مقاله استخراج شد که پس از غربالگری آنها  توسط یک تیم چهار نفره از کارشناسان ارشد HSE  به لحاظ محتوایی و موضوعی و حذف مقالات غیرمرتبط ، متن کامل مقالات مرتبط دریافت شده و مورد بررسی جزئی تر قرار گرفتند و درنهایت ۱۸ مقاله انتخاب و مورد مطالعه کامل قرارگرفت.   
یافته ها: یافته های حاصل از ۱۸ مقاله مورد مطالعه نشان داد که عملکرد HSE در صنایع مختلف می تواند تحت تأثیر عوامل متعدد قرار گیرد که از جمله مهمترین عوامل می توان به فرهنگ سازمانی، یادگیری و آموزش ، عوامل سیاسی/ اقتصادی ، شایستگی و مهارت کارکنان، استراتژی و برنامه های کلان سازمان، دارایی و منابع مالی اشاره نمود. در صنعت خودروسازی نیز با توجه به تهدیدات برون سازمانی و ضعف های درون سازمانی ممکن است شرایطی بوجود بیاید که علاوه بر بروز اشکالاتی در فرآیندهای مختلف، عملکرد مجموعهHSE  را نیز تحت تاثیر قرار دهد. از جمله عوامل برون سازمانی می توان به تحریم ها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی در سطح کلان ، نبود قطعات و تجهیزات تولیدی اشاره کرد و در بعد درون سازمانی کاهش تولید ، کاهش بودجه تخصیصی به مدیریت ها و افزایش حوادث و بیماری ها، بالا رفتن هزینه های پزشکی و درمانی، افزایش انتظارات کارکنان و غیره از جمله عواملی هستند که می توانند عملکرد مدیریتهای HSE را تحت تاثیر قرار دهند.
نتیجه گیری: براساس مطالعه مدلهای مختلف ارائه شده در زمینه تاب آوری، می توان نتیجه گرفت که عملکرد HSE سازمان ها ، مجزا ازدیگر فاکتورهای مدیریتی و تصمیم گیریهای کلان سازمان نمی باشد، بلکه بسیاری از عوامل برون سازمانی و درون سازمانی شاخص های HSE را تحت تاثیر قرار می دهد، لذا از این منظر توجه به مقوله تاب آوری در مدیریت HSE ضروری است به دلیل اینکه در مراحل مختلف دوره عمر یک سازمان و شرایط متعدد آن اگر مدیریت HSE همگام و متناسب با فاکتور های تاثیر گذار حرکت نکند، موضوع HSE در سازمان به یک مقوله انفعالی و کم اهمیت جلوه خواهد کرد .
محبوبه کفایتی، مهناز میرزا ابراهیم طهرانی، امید صابرفرد،
دوره 10، شماره 4 - ( 9-1399 )
چکیده

مقدمه: علیرغم افزایش تعداد و شدت بروز بیماریها، حوادث شغلی و زیست محیطی در سازمانها بسیاری از مدیران پیاده سازی الزامات HSE  را هزینه بر دانسته و بر سودآوری حاصل از اجرای آنها توجه ندارند.
روش کار: در این پروژه با هدف بررسی سودآوری اجرای الزامات HSE  با رویکردی متفاوت، به تلفیق هزینه های HSE محاسبه شده با روابط اقتصاد مهندسی پرداخته شد. هزینه های بیماریها، حوادث شغلی و زیست محیطی 2207 مورد محاسبه و عدم هزینه کردشان به عنوان درآمد برای سیستم لحاظ شده است، با تعیین همبستگی و محاسبه P value میان آنها و هزینه های مترتبه مدل رگرسیونی آن برازش گردید. سرمایه گذاری در حوزه HSE طی سالهای 91-95 برآورد و نرخ بازگشت سرمایه (ROI)  و ارزش فعلی خالص (NPV)  محاسبه و ارتباط میان ROI و نرخ تکرار بیماریها، حوادث شغلی و زیست محیطی بررسی شد.   
یافته ها: هزینه بهداشت با p-value= 0.03تاثیر معناداری بر نرخ بروز بیماری دارد و با افزایش یک واحد نرخ بروز بیماری e-15 1.432 برابر می شود.هزینه حوادث با p-value= 0.048تاثیر معناداری بر نرخ بروز حوادث شغلی داشت و با افزایش یک واحد، نرخ تکرار e -13  9.183  برابر میشود.ارتباط معناداری میان حوادث زیست محیطی و نرخ بروز یافت نشد.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از آنست که صرفا سرمایه گذاری با اولویت اجرای الزامات در حوزه HSE در سودآوری موثر نبوده بلکه بایستی هدفمند و متاثر از نتایج بررسی علل ریشه ای حوادث، بیماریها و ارزیابی ریسک های سازمان باشد.
سمیه میرزا، نبی اله منصوری، رضا ارجمندی، رضا عزیزی نژاد،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: صنایع نفت و پتروشیمی اولین صنایعی بودند که سیستم مدیریت سلامت ،ایمنی و محیط زیست را توسعه دادند و برای حفظ و صیانت از نیروی انسانی متخصص، در کنار کاهش اثرات سوء صنعت بر محیط زیست، این نظام را در سازمان های تحت پوشش خود مستقر نمودند. هر چند این نظام در مطالعات مختلف مورد واکاوی عمیق قرار گرفته است. ولی متاسفانه بیشتر ارزیابی ها به صورت کیفی انجام گرفته است. در سالهای اخیر،ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت سلامت،ایمنی و محیط زیست به علت عدم وجود ارزیابی های کمی مناسب با محدودیت روبرو بوده است.
روش کار: در این تحقیق توسعه معیارها و زیر معیارهای سیستم مدیریت سلامت، ایمنی ومحیط زیست بارویکردی متفاوت بررسی شد و با استفاده از نظر خبرگان و  با  توجه به  دسته بندیهای انجام شده  پرسشنامه ای برای تعیین  مقایسات زوجی  تدوین شد.برای تعیین روابط بین معیارها از تکنیک DMATEL  و برای تعییین وزن اهمیت آنها از روش تحلیل شبکه استفاده شد و در یک  مطالعه موردی  بین دو کارخانه مورد ارزیابی  و مقایسه قرار گرفت.  
یافته ها: ارزیابی عملکرد نشان داد که معیار رهبری با وزن نرمال شده 8/1  از بیشترین تاثیرگذاری برخوردار هست و همچنین معیار های ارزیابی و مدیریت ریسک با وزن نرمال شده  8/0، معیار طرح ریزی با وزن نرمال شده40/0 ، .معیار خط مشی با وزن نرمال شده 33/0، .معیار سازمان با وزن نرمال شده 31/0 ، .معیار اجرا و پایش با وزن نرمال شده22/0 و .معیار ممیزی و بازنگری با وزن نرمال شده 12 /0 به ترتیب اولویت اول تا هفتم قرار دارد.  
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مهمترین معیارهای بهداشت، ایمنی و محیط زیست، رهبری است. تفاوت معنی دار بین نمره نهایی معیار رهبری و سایر معیارها اهمیت حیاتی آن در ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست به را نشان می دهد. مدیریت می تواند با مشارکت کارمندان و اختصاص بودجه مناسب و حمایت از ابتکارات ابتکاری برای بهبود برنامه های سیستم مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست ، بهتر و موفق تر باشد.
فاطمه ضامنی، پروین نصیری، محسن مهدی‌نیا، احمد سلطان‌زاده،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: کاهش سطح سلامتی نیروی کار یکی از چالش‌های مهم در صنایع می‌باشد. مطالعات مختلف نشان داده اند که میزان بهره‌وری در صنایع با سلامتی نیروی شغلی دارای ارتباط معنی دار می باشد. بعلاوه، سلامتی کارکنان در محیط های شغلی می تواند تحت تاثیر متغیرهای مختلف مانند استرس شغلی، رضایت شغلی و همچنین کار در شیفت های غیرمتداول قرار گیرد. مطالعه حاضر با هدف تجزیه و تحلیل روابط علّت- معلولی پارامترهای نوبت‌کاری‌، استرس شغلی، رضایت شغلی با سطح سلامتی در یک صنعت پتروشیمی صورت گرفته است.
روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1396 اجرا شد. نمونه مورد مطالعه شامل 20 نفر از خبرگان HSE بودند که بر اساس نمونه‌گیری هدفمند قضاوتی انتخاب و به مطالعه وارد شدند. برای جمع آوری داده‌ها از ابزار پرسشنامه ماتریسی 4×4 تشکیل شده از 4 متغیر اصلی شامل نوبت‌کاری، استرس، رضایت شغلی و سطح سلامتی استفاده شده است. تجزیه‌وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار متلب و روش دیمتل فازی انجام شد. همچنین برای هر متغیرمورد ارزیابی دو مقدار کلیدی D+R  و D-R  به دست آمد که به ترتیب میزان تعامل و نوع تعامل متغیر با سایر متغیر‌ها را نشان می‌دهند.  
یافته ها: 0/60%از خبرگان شرکت کننده در این مطالعه مرد و 0/40% نیز زن بودند. تنها 0/10% این افراد دارای تحصیلات دکتر بودند. بعلاوه، میانگین سن و سابقه کاری افراد مورد مطالعه به ترتیب 34/9±64/39 و 10/7±22/10 سال بود.
نتایج نشان داد پارمترهای نوبت‌کاری، استرس و رضایت شغلی به دلیل مثبت بودن مقادیر D-R به ‌عنوان عوامل اثرگذار و متغیر سلامتی شغلی با کسب مقدار منفی D‏-R، به عنوان عامل اثرپذیر می‌باشد. بعلاوه  این نتایج نشان داد که میزان تاثیر این پارامترها بر سلامتی با دو مکانیسم مستقیم و غیرمستقیم می‌باشد.
نتیجه گیری: نتایج بکارگیری روش دیمتل فازی بیانگر این بود که سلامت شغلی در محیط‌های صنعتی بزرگ می‌تواند تحت تاثیر پارامترهای مختلف با اندازه اثر متفاوت قرار گیرد، لذا توجه به بر هم ‌کنش این فاکتورها در تحلیل سلامتی و عوامل موثر بر آن بسیار مهم می‌باشد. بنابراین، سطح سلامتی در محیط ای صنعتی پرچالش مانند صنایع پتروشیمی می تواند تحت تاثیر نوبت‌کاری به عنوان یک علت ریشه‌ای قرار گیرد. این علت ریشه ای در کنار رضایت شغلی اثر معنی‌داری بر افزایش سطح استرس و کاهش سطح سلامتی دارند. بر این اساس، هر گونه اقدام برای افزایش سطح سلامتی بایستی بر بهبود الگوهای نوبت‌کاری و افزایش سطح رضایت شغلی کارکنان به عنوان علل ریشه‌ای و موثر بر سطح سلامتی متمرکز شود.
هانیه اخلاص، حمیدرضا پورآقا، محمدرضا منظم، رامین مهرداد، پریسا بهرامی، مژگان زعیم دار،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

مقدمه: بیشتر مطالعات قبلی در خصوص ارتباط مواجهه با صدا و سلامت روان بر روی مشاغل صنعتی با مواجهه با ترازهای بالای صدا و یا مواجهه با صداهای محیط زیست صورت پذیرفته است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین مواجهه با ترازهای متوسط صدای محیط کار با افسردگی، اضطراب و استرس در کارکنان مشاغل غیر صنعتی (کادر اداری ) است. 
روش کار: این مطالعه مقطعی که با استفاده از دیتاهای فاز ثبت نام مطالعه کوهورت کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران - ایران بر روی 3899 نفر از کارکنان که در هفت گروه شغلی مشغول کار بودند انجام پذیرفت. مواجهه با صدا با استفاده از شاخص Leq10min بررسی شده و افسردگی، اضطراب و استرس نیز بوسیله پرسشنامه DASS-42 بررسی گردید.   
یافته ها: شیوع افسردگی شدید و خیلی شدید %2/8 ، شیوع اضطراب شدید و خیلی شدید%9/7 و فراوانی استرس شدید و خیلی شدید 11% مشاهده گردید. همچنین %5/14 از شرکت کنندگان در این مطالعه با صدای بیش از 70 دسی بل مواجهه داشتند. بیشترین میزان متوسط مواجهه برای کارکنان فنی با تراز 3/71 دسی بل و کمترین میزان مواجهه برای گروه شغلی اداری دفتری با میانگین مواجهه 1/59 دسی بل اندازه گیری شد. ابتلا به افسردگی شدید با مواجهه با صدای بیش از 70 دسی بل با نسبت شانس 5.22 :OR دارای ارتباط معنادار بود. همچنین اضطراب و استرس شدید در مواجهه با ترازهای صدای بیش از 70 دسی بل به ترتیب با نسبت شانس 1.16 :OR و 1.17 :OR دارای ارتباط بود. 
نتیجه گیری: در محیط های کاری با مشاغل غیر صنعتی مواجهه با ترازهای متوسط صدا می تواند به صورت مستقل با افسردگی شدید در  ارتباط باشد .
میرغنی سیدصومعه، فریده گلبابائی، رضا ارجمندی، فرزام بابائی سمیرمی، علی محمدی،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

مقدمه: علی‌رغم قانون منع استفاده از الیاف آزبست در کشور، مطالعه‌های متعدد موجود، نشان‌دهنده وجود الیاف آزبست در هوای شهرهای مختلف از جمله شهر تهران است که دلیل آن می‌تواند کاربرد وسیع این ماده معدنی در گذشته در فرآورده‌های مختلف ساختمانی مانند ایرانیت، لوله‌های آزبستی، عایق‌های سیستم‌های سرمایش و گرمایش و هم‌چنین تجهیزات اصطکاکی، لنت ترمز، صفحه کلاج و استهلاک آن‌ها باشد. هم‌چنین، ورود کالاهای غیراستاندارد از مجاری غیرقانونی نیز می‌تواند به عنوان یک عامل دیگر آلودگی هوا به الیاف آزبست مطرح باشد. وجود آزبست در هوای کلان‌شهرها در دراز مدت می‌تواند منجر به ایجاد اثرات نامطلوب بر سلامتی شهروندان و سیستم تنفسی آنان شود و در نهایت منجر به ایجاد فیبروز ریوی و سرطان ریه یا مزوتلیوما گردد. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف بررسی کمی و کیفی انتشار و پراکنش الیاف آزبست در هوای شهر تهران طی سال ۱۳۹۶، طراحی و به اجرا درآمد.
روش کار: در این مطالعه مقطعی-توصیفی، غلظت الیاف آزبست در هوای شهر تهران طی فصول و ماه‌های مختلف سال ۱۳۹۶، در ۱۱ نقطه منتخب بر اساس داده‌ها و اطلاعات بدست آمده از شرکت کنترل کیفیت هوا مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نمونه‌برداری، آماده‌سازی و تجزیه نمونه‌ها براساس روش NIOSH7400 انجام گردیده است. بررسی کیفی الیاف مشاهده‌شده میکروسکوپی با استفاده از اطلس الیاف آزبست صورت گرفت و پس از اطمینان از نوع لیف، بررسی کمی الیاف به روش میکروسکوپ فازکنتراست انجام و نتایج حاصل با استفاده از فرمول‌های مربوطه به غلظت الیاف آزبست در هوا تبدیل گردید.  
یافته ها: نتایج حاصل از بررسی نمونه‌ها در چهار فصل مختلف نشان داد که بیشترین میزان پراکندگی غلظت الیاف آزبست مربوط به فصل بهار با میانگین ۰/۰۰۱۳۴ (± ۰/۰۰۰۲) f/ml و کمترین میزان پراکندگی مربوط به فصل تابستان با مقدار میانگین
 ۰/000117 (± ۰/۰۰۰4) f/ml بوده است. با توجه به مناطق مختلف منتخب شهری تحت مطالعه و در نظر گرفتن ماه انجام مطالعه، کمترین غلظت الیاف آزبست در شهریور ماه در منطقه ۲۱ (شادآباد) با غلظت ۰/۰۰۰22 f/ml بوده است.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از یافته‌های این تحقیق نشان داد که میانگین تراکم الیاف آزبست بر اساس فصول سال متغیر بوده است و با توجه به حد آستانه قابل پذیرش این آلاینده در هوای عمومی شهرها، میانگین غلظت اندازه‌گیری‌شده در تمامی فصول بالاتر از حدود مجاز یعنی f/ml ۵-۱۰×۵ بوده است و لزوم اقدام کاربردی مراکز تصمیم‌گیر در خصوص پیشگیری و کنترل این آلاینده‌ها از هوای عمومی شهر تهران ضرورت می‌یابد.
 
سلیمه قاسمی، تورج دانا، مریم رباطی، زهرا عابدی، فریده گل بابایی،
دوره 14، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

مقدمه: ارتقاء سلامت و محیط زیست یکی از مولفه های توسعه، رفاه اجتماعی و رشد اقتصادی است. یکی دیگر از عوامل مؤثر در افزایش هزینه‌های سلامت و کاهش سطح رفاه اجتماعی، حوادث و بیماری‌های ناشی از کار است که هزینه‌های زیادی را بر افراد، صنایع و اقتصاد ملی کشورها تحمیل می‌کنند. لذا مطالعه حاضر با هدف ارائه یک مدل مفهومی برای شناسایی و رتبه‌بندی هزینه های محیط‌زیستی و بهداشتی بیماری‌های ناشی از کار با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره انجام پذیرفت.
روش کار: مطالعه حاضر در سال 1402 انجام پذیرفت. برای دستیابی به هدف مطالعه، یک طبقه بندی مدل ارزیابی اقتصادی هزینه های زیست محیطی و بهداشتی بیماری های شغلی تدوین گردید. در پژوهش حاضر از روش دلفی برای شناسایی معیارهای بهداشتی و محیط‌زیستی و از روش تحلیل شبکه ای (ANP) برای وزن‌دهی به زیرمعیارها استفاده گردید. در نهایت هزینه بهداشت و محیط زیست بر اساس اطلاعات موجود برآورد شد. بیمارستان فوق تخصصی نفت تهران نیز به عنوان محل مطالعه موردی انتخاب شد.  
یافته ها: نتایج نشان داد که عامل هزینه دارو و تجهیزات پزشکی با وزن 312/0 در بخش درمانی و عامل هزینه پسماند های ویژه و عفونی با وزن 085/0 مهمترین عامل در ارزیابی اقتصادی بودند. همچنین نتایج حاصل از مدل پارامتریک نشان داد که 84/99 درصد از هزینه‌های کل مربوط به هزینه بهداشتی و 16/0 درصد مربوط به هزینه‌های محیط‌زیستی است. به‌طور کلی، نتایج این پژوهش نشان داد 3/61 درصد از هزینه‌های بخش بهداشتی مربوط به دو بخش دارو و تجهیزات پزشکی و هزینه پرسنل شاغل خدمات دهنده و 7/91 درصد از هزینه‌های بخش محیط‌زیستی مربوط به تصفیه پساب و هزینه مصرف برق است.
نتیجه گیری: در این مطالعه یک مدل نیمه کمی برای براورد هزینه های بهداشتی و زیست محیطی ناشی از بیماری های شغلی ارائه گردید. نتایج مطالعه حاضر می تواند دیدگاه علمی جدیدی را در زمینه اجرای اقدامات کنترلی با استفاده از نقطه بهینه پارامترهای هزینه - فایده ایجاد کند. اجرای این مدل یکپارچه می تواند گامی عملی و موثر در تخصیص منابع و اولویت بندی مداخلات باشد.
صالح قهری صارمی، نبی‌اله منصوری، محمود حیدری، مرضیه شکرریز، همایون احمد پناهی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی آلاینده های هوا با استفاده از روش‌های سبز ریزاستخراج که نیازی به استفاده از حلّال ندارند و نمونه برداری و آنالیز آنالیت را در قالب یک مرحله انجام می دهند، توجه زیادی را به خود اختصاص داده‌اند. در این مطالعه روش ریز استخراج تله ی سوزنی توسعه داده شد و جاذب هیدروکسیل فولرن به منظور نمونه برداری از بنزن در هوا مورد استفاده قرار گرفت.
روش کار: تله‌های سوزنی با طول یکسان از جاذب هیروکسیل فولرن به منظور بررسی متغیرهای موثر بر عملکرد در دو بخش نمونه برداری و واجذب، جهت دستیابی به حداکثر راندمان با استفاده از روش سطح پاسخ مورد بهینه سازی قرار گرفتند. در نهایت کارایی روش مورد مطالعه در محیط واقعی نیز ارزیابی شد و با روش NIOSH 1501 مورد مقایسه قرار گرفت.  
یافته ها: یافته‌های تحقیق نشان داد دما و رطوبت نمونه برداری با میزان پیک پاسخ دریافتی رابطه معکوس داشت به نحوی که نمونه بردار در دما و رطوبت پایین عملکرد بهتری را از خود نشان داد. توانایی جاذب در نگه‌داشت آنالیت، مناسب ارزیابی شد به طوری که مقدار آنالیت از دست رفته، پس از گذشت 5 روز به میزان 5 درصد تعیین گردید. حداکثر واجذب در دمای 275 درجه سانتی گراد و زمان 3 دقیقه رخ داد. حد تشخیص دستگاهی و کمّی به ترتیب µgL-1 011/0 و µgL-1 029/0 هوا، محاسبه شد. انحراف معیار استاندارد نسبی (RSD) به عنوان شاخص بررسی تکرار پذیری روش مورد مطالعه نیز 38/5 درصد به دست آمد. در مطالعه ی مقایسه‌ای، عملکرد تله سوزنی بهتر از روش NIOSH ارزیابی گردید.
نتیجه گیری: روش تله‌سوزنی و جاذب نانوساختار هیدروکسیل فولرن عملکرد مناسبی در نمونه برداری از بنزن در هوا دارد و جهت پایش های شغلی و محیط زیستی توصیه می شود. 
حسین اسمعیلی، محمدعلی افشارکاظمی، رضا رادفر، نازنین پیله‌وری،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: گازهای فومیگانت در زنجیره دریایی،کانتینری و نویز شغلی در صنایع دریایی و تولیدی از مهم‌ترین عوامل خطر مزمن‌اند که معمولاً به‌صورت مجزا ارزیابی می‌شوند، درحالی‌که هم‌زمان بر سلامت اثر می‌گذارند. اهمیت این مطالعه در ارائه یک رویکرد یکپارچه برای پایش بلادرنگ ریسک ترکیبی و همسویی آن با حدود مجاز تماس شیمیایی است.  هدف توسعه و اعتبارسنجی چارچوبی تفسیرپذیر و مقررات‌محور برای پیش‌بینی ریسک ترکیبی است.
روش کار: در این پژوهش داده‌های مطالعه جهانی بار بیماری ۲۰۲۱ شامل نرخ استاندارد سال‌های از دست‌رفته و میانگین درصد تغییر سالانه برای ۲۰۴ کشور با جداول حدود مجاز مواجهه شغلی فومیگانت‌ها ادغام و نرمال‌سازی شده است. سیستم استنتاج فازی نوع سوگنو با سه ورودی و چهار قاعده برای بهینه‌سازی وزن‌ها و مرزهای توابع عضویت با ترکیب الگوریتم سگ دشتی و ماژول سناریوسازی آستانه‌محور به‌کار گرفته شده است.   
یافته ها: طبق نتایج حاصل، بهینه‌سازی پیشنهادی نسبت به جست‌وجوی تصادفی موجب کاهش ۴۲ درصدی در تابع زیان شد. مقادیر میانگین خطای مطلق (006/0± 028/0) و جذر مربعات خطا (041/0) به دست آمد. سناریوسازی آستانه‌محور پوشش نواحی پرریسک را از 62/0به 90/0و دقت شناسایی وضعیت‌های بحرانی را از 71/0 به 89/0 ارتقا داده است. شاخص انطباق با حدود مجاز شیمیایی به 93/0 رسید و حساسیت ورودی‌ها به‌عنوان عامل کلیدی تأیید شد.
نتیجه گیری: چارچوب پیشنهادی، هم‌زمان دقت عددی، تفسیرپذیری و همسویی با مقررات حد مجاز مواجهه شغلی را فراهم می‌کند و قابلیت استقرار در داشبورد نظارت بلادرنگ برای بنادر و کارخانجات را دارد. پیشنهاد می‌شود در آینده با ادغام حسگرهای اینترنت اشیاء و بهینه‌سازی چندهدفه، به‌روزرسانی پویا نسبت به تغییرات مقررات و شرایط عملیاتی نیز محقق شود.
فاطمه بغدادی، رضوان زنده دل، زهرا پنجعلی، علیرضا حاجی قاسمخان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

مقدمه: روغن‌های معدنی، به‌عنوان یکی از اجزای مهم مایعات فلزکاری، در فرآیندهای صنعتی به‌صورت آئروسل در محیط کار منتشر شده و با ورود از طریق استنشاق به بدن، خطرات جدی مانند سرطان حنجره، آسم، و سرطان ریه ایجاد می‌کنند. روش NIOSH 5026 با استفاده از اسپکتروفتومتری FTIR به ارزیابی میزان مواجهه با روغن‌های معدنی می‌پردازد. با این حال، ترکیبات شیمیایی متنوع این روغن‌ها باعث تداخلات گسترده در طیف FTIR می‌شود. در این مطالعه از دو روش مدل‌سازی حداقل مربعات جزئی (PLS) و شبکه‌های عصبی مصنوعی (ANN) برای پیش‌بینی صحیح غلظت مواجهه‌ی تنفسی با روغن‌های معدنی استفاده شد.
روش کار: داده‌ها از طیف FTIR در بازه 1500-4000 cm⁻¹ استخراج و در 701 عدد موجی ثبت شد. ماتریس طیف (X) به‌عنوان ورودی و ماتریس غلظت روغن معدنی (Y) به‌عنوان خروجی برای مدل‌سازی PLS و ANN در نظر گرفته شد. عملکرد مدل‌ها براساس خطای جذر میانگین مربعات (RMSEp) مقایسه شد.  
یافته ها: در مدل PLS، ضریب رگرسیون 9188/0 و میانگین خطا  792/4  محاسبه شد. در مقابل، مدل ANN با استفاده از کمتر از 11 لایه پنهان و 15% داده‌ها برای اعتبارسنجی، به RMSEp معادل 0036/0  و میانگین خطای 3.01% دست یافت. همچنین، ANN در مقایسه با PLS دقت بالاتری در تخمین غلظت نمونه‌های آزمایشی نشان داد.
نتیجه گیری: مدل‌سازی به روش ANN امکان پیش‌بینی دقیق غلظت روغن‌های معدنی را علی‌رغم تداخلات طیفی فراهم می‌کند. در حالی که هر دو مدل ANN و PLS عملکرد مناسبی داشتند، روش ANN به دلیل دقت بالاتر و خطای کمتر، برتری بیشتری در پیش‌بینی غلظت نشان داد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb