کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
250 نتیجه برای موضوع مقاله:
عادل مظلومی، علی اکبر کیخامقدم، سید فرهاد طباطبایی، حمیدرضا مختاری نیا،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: روشهای متعددی برای ارزیابی ارگونومیکی عوامل خطرکمردرد در محیط کار وجود دارد که شامل روشهای بیومکانیکی، فیزیولوژیکی و فیزیکی-روانی میباشند. مدل سازی دیجیتالی انسان(DHM) نیز ابزاری مبتنی بر کامپیوتر جهت ارزیابی ارگونومیکی بوده که دارای مزایایی همچون صرفه جویی در وقت و زمان در ارزیابی ها و نیز ارزیابی فعالانه راهکارهای ارگونومی در محیط دیجیتالی می باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی علل کمردرد های شغلی با استفاده از مدل سازی دیجیتالی انسان و ارایه راهکارهای مناسب انجام گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر بهصورت موردی نیمه تجربی در بخش مونتاژ موتور یکی از صنایع خودروسازی اجرا گردید. ابتدا با بررسی شیوع کمردرد ، ویژگی های شغلی و عوامل خطر کمردرد در جمعیت مورد مطالعه و در ایستگاههای کاری مورد بررسی قرار گرفت، سپس ایستگاههای پر خطر تعیین شد و در نهایت یک ایستگاه کاری جهت شبیه سازی و ارزیابی در نرم افزارهای مدل سازی دیجیتالی انسان شامل 3DSSPP و Catia انتخاب گردید. 22 پوسچر از لحظه برداشتن و گذاشتن بار از سه وظیفه موجود ایستگاه جهت شبیه سازی مطالعه شدند. پس از ارزیابی در محیط دیجیتالی، نقاط خطر شناسایی و راهکارهای مورد نظر ارایه گردید.
یافته ها: با افزایش ابعاد آنتروپومتریکی، فاصله افقی بار تا بدن و کاهش ارتفاع محل گذاشتن بار، نیروی فشاری و برشی وارد بر دیسکL5/S1 افزایش یافته و درصد افراد قادر به انجام وظیفه در هر مفصل با افزایش ابعاد آنتروپومتریکی کاهش یافت. برآورد آسیب به لیگامنت نیز در پوسچرهای دارای خمش شدید کمر افزایش بیشتری داشت. امتیازRULA نیز با وضعیت نامناسب کمر و دستها افزایش یافت. نتایج نشان داد که نقاط خطر در وظایف مورد بررسی، بیشتر مربوط به ارتفاع پایین پالت ها در محل برداشتن و گذاشتن بار و همچنین فاصله افقی زیاد بار از بدن بود.
نتیجه گیری: در این مطالعه عوامل بیومکانیکی مؤثر بر افزایش احتمال بروز کمردرد شامل ویژگی های آنتروپومتریکی(قد و وزن)، فاصله افقی بار تا بدن، ارتفاع محل برداشتن و گذاشتن بار و خمش و پیچش تنه بودند.این مطالعه نشان داد که DHM، ابزاری مؤثردر ارزیابی وظایف شغلی و طراحی محیط کار بوده که میتوان نقاط خطر در هر وظیفه را شناسایی کرده و به نقاط ایدهآل در طراحی دست یافت. با استفاده از DHM میتوان راهکارهای مداخلهای مورد نظر را در محیط مجازی اجرا کرده و با ارزیابی مجدد، از اثربخش بودن راهکارها در محیط واقعی اطمینان حاصل نمود.
حسین کاکویی، سجاد موسوی، داود پناهی، منصو رضا زاده آذری، مصطفی حسینی،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: کارگران شاغل در صنایع ساختمانی از جمله کارگران معادن زیرزمینی و حفر تونل های شهری مانند مترو، به اقتضای شغلی در معرض خطر ابتلاء به بیماری سیلیکوزیس قرار دارند. این بیماری سخت و زیان آور در نتیجه استنشاق گردوغبار حاوی سیلیس آزاد ایجاد میگردد. از جمله عوامل موثر بر ابتلاء کارگران ساختمانی به این بیماری مقدار سیلیس آزاد در گردوغبار می باشد. براین اساس، در جهت تعیین حدود مجاز مواجهه شغلی گردوغبار قابل استنشاق حاوی سیلیس، تعیین درصد سیلیس آزاد گردوغبار قابل استنشاق ضروری است. هدف از این مطالعه توصیفی – تحلیلی مقطعی، تعیین میزان غلظت سیلیس آزاد و گردوغبار کل در فرایند های مختلف احداث تونل متروی تهران خط یک ایستگاه قیطریه است.
روش بررسی: در این پژوهش، میزان سیلیس آزاد و گردوغبار کل هوای داخل تونل در حال احداث اندازگیری شد. نمونه برداری از گردوغبار قابل استنشاق و کل، با استفاده از پمپ نمونه بردار و سیکلون انجام گرفت. تعیین مقدار گردوغبار کل به روش وزن سنجی و تعیین مقدار سیلیس آزاد بر اساس روش NIOSH 7601انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که فرایندهای حفاری وسیمان زنی، به ترتیب از بیشترین ( 76/0±63/37 میلی گرم بر متر مکعب) و کمترین (80/0 ± 88/9 میلی گرم بر متر مکعب) میزان تراکم گردوغبار کل برخوردار میباشد. بیشترین میزان تراکم سیلیس آزاد گردوغبار قابل استنشاق در فرایند حفاری 006/0 ± 407/0 میلی گرم بر متر مکعب و کمترین میزان تراکم سیلیس آزاد گردوغبار قابل استنشاق در فرایند آرماتور بندی برابر با 008/0± 110/0 میلی گرم بر متر مکعب مشاهده شد. در این راستا، بیشترین و کمترین میزان تراکم سیلیس آزاد در گردوغبار کل نیز به ترتیب مربوط به فرایند های حفاری (39/0 ± 46/2 میلی گرم بر متر مکعب) و تخلیه ( 37/0 ± 60/1 میلی گرم بر متر مکعب ) بود.
نتیجه گیری: با مقایسه میانگین وزنی زمانی گردوغبار قابل استنشاق در فرایند های مختلف احداث تونل با حدود مواجهه شغلی محاسبه شده بر اساس میزان سیلیس آزاد، اختلاف معنی داری مشاهده شد. بر این اساس، میزان تراکم گردوغبار در تونل متروی تهران بالاتر از حدود مجاز مواجهه شغلی میباشد
محسن مشکانی، سید ابوالفضل ذاکریان، مهدی محمدیان مستان آباد،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات اسکلتی عضلانی ناشی از کار در بالا تنه
[1]در دهه های گذشته به شدت گسترش یافته و در کشورهای پیشرفته به سطح همه گیری رسیده است. این موضوع از عوامل اصلی ناتوانی، زمان از دست رفتن کار و توجه به سلامت کارگران در این جوامع به شمار میرود.
روش کار: برای ارزیابی خطرات جزییات شغل در فعالیتهای تکراری، روشیبر طبق اهداف استاندارد ISO11228-3(2007)پیشنهاد شده است که در آن تمام اطلاعات لازم برای عوامل خطرزا مربوطه (نیرو، پوسچر، حرکات و...) ملاحظه گردیده است. این روش پیشنهادی به استناد ISO11228-3(2007) قابل کاربرد در فعالیتهای چند وظیفه ای است و معیار پایه ای را بر اساس اطلاعات وسیع اپیدمیولوژی برای پیش بینی وقوع اختلالات اسکلتی عضلانی ناشی از کار
[2] در مواجههی جمعیت کارگری پیشنهاد کرده است.در این مطالعه از چک لیست و شاخص پیشنهادی توسط استانداردISO11228-3(2007) استفاده شده است. شاخص پیشنهادی نسبتی است بین عدد
[3]ATA و عدد
[4]RTAکه برای ارزیابی اندام بالاتنه کاربرد دارد و نحوه ارزیابی آن شامل سه مرحله اساسی است.1- محاسبه تعداد فعالیتها در دقیقه، عدد ATA، 2- محاسبه عدد RTA، 3- محاسبه شاخص پیشنهادی و انجام ارزیابی خطر (طبقه بندی در سه ناحیه سبز، زرد و قرمز که نشاندهنده سطح خخطر به ترتیب بدون خطر، خطر پایین و خطر بالا میباشد).
یافته ها: این روش در 4 ایستگاه کاری که شامل35 وظیفه بود و در یکی از صنایع خودروسازی پیاده سازی گردید که یک ایستگاه در ناحیه قرمز و بقیه در ناحیهی سبز قرار گرفتند و نیازی به اقدامات اصلاحی نداشتند.
نتیجه گیری: روش انتخابی در این مطالعه، ابزاری مناسب، دقیق، سریع و کم هزینه برای ارزیابی شرایط ارگونومیک محیط کار میباشد.
4-(UL-WMSDs) [2]-WMSDS [3]-Overall number of actual actions within a shift [4]-Overall number of reference technical actions within a shift
فریده گلبابایی، اصغر قهری، محمود مهدیزاده، منصور غیاث الدین، کوروش مهاجر، داوود اسکندری،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی ریسک مواد سمی و شیمیایی، مهندسین بهداشت حرفهای را قادر می سازد که تصمیم گیری های مناسبی را در ارتباط با برنامه ریزی اقدامات کنترلی در محیط کار اتخاذ نمایند. این پروژه در سالن های مونتاژ (4بخش) یکی از صنایع خودروسازی کشور ایران با دو نوع فرآیند جوشکاری GMAW و نقطهای مقاومتی به منظور تعیین ریسک مواجهه افراد با فیوم جوشکاری صورت پذیرفته است.
روش کار: مواجهه جوشکاران از طریق جمع آوری 143 نمونه هوا از ناحیه تنفسی بر اساس روش 0500 NIOSH اندازهگیری شد. همچنین ارزیابی ریسک بهداشتی با استفاده از روش توصیه شده، توسط انجمن ایمنی و بهداشت سنگاپور انجام گردید.
یافته ها: یافته ها نشان دادند که میانگین مواجهه جوشکاران در فرآیندهایGMAW و نقطهای به ترتیب برابر 78/5±61/5 و 15/2±38/2 میلیگرم بر مترمکعب است و از نظر آماری دارای تفاوت معناداری می باشند (05/0>p). همچنین شواهد حاکی از آن بود که نوع الکترود، فلز پایه و استفاده از ماده شیمیایی، تاثیر زیادی در میزان تولید فیوم ومواجهه کارگران جوشکار دارد(05/0>p). نتایج ارزیابی ریسک نشان داد که رتبه ریسک جوشکاران GMAW بالا بوده، در حالیکه جوشکاران نقطهای مقاومتی دارای رتبه ریسک پایین بودند.
نتیجه گیری: توجه بهداشتی بیشتر به جوشکاران GMAW و اتخاذ راههای کنترلی برای این گروه از جوشکاران مورد نیاز میباشد. راههای کنترلی مورد نیاز و موثر شامل کنترل فنی، پایش هوای تنفسی و بیولوژیکی جوشکاران، آموزش، اجرای برنامه های حفاظت تنفسی، توسعه و اجرای روشهای کاری صحیح و ایمن و در نهایت ارزیابی مجدد ریسک بعد از اجرای روشهای کنترلی می باشد.
پروین نصیری، سمیه فرهنگ دهقان، محمد رضا منظم،
دوره 1، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: این تحقیق با هدف ارزیابی آلودگی صدا و امکان سنجی روشهای کنترلی آن در یکی از مجتمع های پتروشیمی واقع در سایت 4 منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر انجام شد.
روشکار: نخست صداسنجی محیطی به منظور تعیین میزان آلودگی صوتی در واحد های مختلف این مجتمع و شناسایی منابع اصلی مولد صدا انجام گرفت.پس از آن جهت انتخاب یک بخش بهعنوان اولویت نخست کنترل صدا از میان سایر بخشهای مجتمع مورد بررسی، فرمول محاسباتی ارایه گردید و انتخاب بخش مورد نظر بر مبنای آن انجام شد. منابع اصلی بخش انتخابی با مراجعه به نقشه های صوتی و منحنی های ایزوسونیک تعیین و ویژگی های صوتی آن مشخص گردید.
یافتهها: نتایج اندازه گیری محیطی صدا حاکی از آن بود که از کل 1095 ایستگاههای اندازهگیری به ترتیب 16.7%،74.5%و8.8% آنهادر نواحی امن ،احتیاط و خطر قرار داشتند و سهم عمدهای از ناحیه خطر(54 %) مربوط به واحد تامین هوا بود. 24 درصد از کل نقاط مورد بررسی در نواحی احتیاط مجتمع، تراز صدایی بین 80 -85 dB Aداشته و از مجموع نواحی خطر این مجتمع 33.4 % دارای تراز بالای 90 dB A بودند.
نتیجهگیری: مطابق نتایج فرمول محاسباتی ارائه شده جهت تعیین اولویت کنترل در بین بخشهای مختلف این مجتمع، بخش فشرده سازی در رتبه نخست قرار گرفت. از منابع صدا ساز بخش فشرده سازی "دستگاه درایر" به عنوان منبع اصلی جهت ارایه طرح کنترلی انتخاب گردید.
غلامرضا آذری، امیرعباس مفیدی، محسن مشکانی، فرهاد طباطبایی قمشه، امیرحسین داودیان طلب،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: استرس گرمایی به عنوان یکی از مخاطرات محیط های کاری به حساب می آید. مهم ترین عوارض کار در محیط های گرم شامل گرفتگی عضلات، خستگی مفرط، کاهش هوشیاری، ادراک و گرمازدگی می باشد. هدف از این پژوهش، شناسایی ایستگاه های پرمخاطره از لحاظ استرس گرمایی در یکی از صنایع فورج استان تهران با استفاده از شاخص WBGT است.
روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در یکی از صنایع فورج استان تهران در 5 روز متوالی از گرم ترین روزهای تابستان سال 1390 انجام شد. برای اندازه گیری ها از یک دستگاه WBGT متر کالیبره شده بر اساس استاندارد ISO 7243 استفاده شد. تمام کارگران مواجه شده با گرمای تابشی در این صنعت، بیش از 3 سال سابقه کار پیوسته داشتند و لذا از لحاظ گرمایی تطابق یافته بودند. برای انجام تجزیه و تحلیل های آماری از نرم افزارهای SPSS 14 و Excel 2007 استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه میزان WBGT در تمام ایستگاه های کاری مواجه با کوره بیش از مقدار مجاز برآورد شد. میزان متوسط WBGT همه ایستگا ههای کاری برای ده ساعت روزانه 27/97 درجه سانتی گراد محاسبه شد، که بر اساس استاندارد ACGIH بیش از مقدار توصیه شده و غیر قابل قبول بود. هم چنین نتایج آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبیLSD، تفاوت معناداری در شاخ ص دمای تابشی با 0/01 > P-Value و WBGT با 0/05 > P-Value ه ارتفاع سر، کمر ، و قوزک پا نشان داد، به طوری که اختلاف مشاهده شده بین سر و کمر معنادار نبود، ولی اختلاف بین این دو شاخص و قوزک پا معنادار بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که میزان استرس گرمایی در کارگرانی که در معرض منابع تابشی گرما بودند، از مقدار مجاز توصیه شده توسط استاندارد ACGIH بیش تر بود. هم چنین مشخص شد مشکل اصلی گرمای تابشی، مخصوصاً در ارتفاع سر و کمر است، از این رو به منظور کنترل شرایط، تدابیری در زمینه کنترل گرما تابشی در این نواحی توصیه شد.
احسان فرورش، عادل مظلومی، مجید حبیبی محرز، سید محمود تقوی شهری، شعری سوری، سپیده محرمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: به هر گونه اختلال یا آسیب سیستم اسکلتی -عضلانی که ممکن است در اثر شغل فرد به وجود آمده باشد یا به وسیله آن تشدید گردد، اختلالات اسکلتی عضلانی گفته می شود. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارگونومیکی وضعیت انجام کار و عوامل موثر بر اختلالات اسکلتی–عضلانی آرایشگران شهرستان سردشت ایران در سال 1389 انجام گرفته است.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. بر اساس سرشماری، کل آرایشگران شهرستان سردشت که تعداد آن ها 110 نفر می باشد مورد بررسی قرار گرفتند. از پرسشنامه نوردیک، دوربین فیلم برداری و چک لیست ربا جهت انجام این کار بهره گرفته شده است.
یافته ها: افراد مورد پژوهش 42/9 درصد مرد و 57/1 درصد زن بودند. میانگین سنی مردان و زنان مورد پژوهش به ترتیب برابر 8/18+-31/73 و 6/75+-25/12 بود. درد آرنج دارای بیش ترین شیوع ( 90 درصد) و پس از آن درد نواحی گردن، مچ/ دست، شانه، باسن/ران، پشت، پا/مچ پا، زانو و کمر به ترتیب با میزان شیوع 71 ،70، 68، 66، 63، 56، 48 و 45 شیوع بعدی را به خود اختصاص دادند. با توجه به ارزیابی پوسچر به عمل آمده، 27/6 % افراد مورد پژوهش سطح خطر متوسط به بالا در مواجهه با عوامل خطرزای اختلالات اسکلتی عضلانی داشتند.
نتیجه گیری: شیوع بالای اختلالات اسکلتی- عضلانی در اندام های فوقانی نشان می دهد که پوسچرهای نامناسب کاری، استفاده از ابزار کاری نامناسب، حرکات تکراری زیاد و مدت زمان کار طولانی برای آرایش از دلایل عمده شیوع زیاد این اختلالات در اندام های فوقانی این گروه شغلی می باشد هم چنین با توجه به سطح خطر بالای به دست آمده، افزایش شیوع این اختلالات در آرایشگران در آینده پیش بینی می گردد.
سید ابوالفضل ذاکریان، احسان فرورش، اصغر نوران، حیدر محمدی، مجید حبیبی محرز،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
هدف: بر اساس تئوری بیوریتم در هنگام تغییر جهت هر یک از چرخه های زیستی از فاز مثبت به منفی و برعکس، فرد یک روز بحرانی و ناپایدار را تجربه می کند که او را مستعد خطا و حادثه می نماید. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین چرخه های زیستی و پتانسیل وقوع حوادث می باشد.
روش کار: در مطالعه حاضر سوابق ثبت شده 1280 فرد حادثه دیده که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، مورد بررسی قرار گرفت و بحرانی بودن روز وقوع حادثه با استفاده از نرم افزار Easy Biorhythm Calculator برای تمامی افراد تعیین گردید.
نتایج: این مطالعه نشان داد که فراوانی حوادث در روز های بحرانی و بخش منفی چرخه فیزیکی بیش تر از میزان مورد انتظار و برای روز های بحرانی و بخش منفی چرخه های هوشی و هیجانی کم تر از حد مورد انتظار می باشد.
نتیجه گیری: به دلیل ماهیت فیزیکی اغلب فعالیت های کاری موجود در بخش خودروسازی می توان بیان کرد که در فعالیت های فیزیکی، فراوانی وقوع حوادث در بخش منفی و روز های بحرانی چرخه فیزیکی که در آن فرد از لحاظ جسمانی آمادگی انجام کارهای فیزیکی سنگین را ندارد، بیش تر از میزان مورد انتظار بوده است.
محمد رضا منظم، پروین نصیری، کمال اعظم، الناز نصیرلو،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: به طور کلی تمام وسایل ماشینی (زمینی، هوایی و دریایی) که در صنعت ، کشاورزی و حمل و نقل به کار می روند، انسان را در معرض ارتعاش قرار می دهند. ارتعاشات ایجاد شده می توانند مخل آسایش و راحتی و موجب تقلیل کار مؤثر شوند و بر سلامتی و ایمنی افراد اثر بگذارند. قرار گرفتن بدن به مدت طولانی در معرض ارتعاشاتی با شدت بالاتر از آستانه مجاز، سبب بروز اختلالات فیزیولوژیک می شود.
روش کار: نوع مطالعه توصیفی- مقطعی است. جامعه پژوهش شامل 584 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد. ابزار گردآوری داده ها به صورت مصاحبه حضوری و استفاده از فرم ارزیابی بوده است . در این مطالعه ارتعاش تمام بدن از طریق صندلی شبیه ساز ارتعاش به نمونه ها وارد شد و در ولتاژ 90 و 95 میلی ولت، فرکانس 20 و 25 هرتز و محور ،z و x میزان تراز مواجهه معادل توسط دستگاه ارتعاش سنج اندازه گیری گردید.
یافته ها: در این تحقیق داده ها مؤید آن است که شدت اختلال روانی در زنان بیش از مردان است. اختلالات روانی در فرکانس 25 هرتز، 3 برابر فرکانس 20 هرتز می باشد و نیز با افزایش شتاب ارتعاش، اختلالات روانی بیش تری در افراد مشاهده می شود. افراد بلند قامت نسبت به افراد کوتاه قامت از سلامت روانی بیش تری در اثر ارتعاش تمام بدن برخوردار هستند.
نتیجه گیری: در این بررسی ارتباط بین قد و تأثیر ارتعاش در اختلالات روانی پر اهمیت تر تلقی می شود و در مقایسه ا تأثیر وزن، افراد بلندتر نسبت به افراد کوتاه تر با هر وزنی از سلامت روانی بیش تری در ارتباط با تأثیر آنی ارتعاش تمام بدن برخوردار می باشند.
علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار، فهیمه نوروزی، مرتضی امینی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: افزایش زاویه انحنای ستون مهره ها در ناحیه کم ر، زمینه ساز بسیاری از ناراحتی های اسکلتی- عضلانی است. از این رو انداز هگیری آسان، سریع و دقیق زاویه قوس کمر نقش مهمی در پیشگیری از این ناراحتی ها خواهد داشت. هدف مطالعه حاضر تعیین معاینه های بالینی، آسان سازی اندازه گیری انحنای قوس کمر و جلوگیری از تابش غیر ضروری اشعه به بدن افراد و طراحی و ساخت دستگاه قوس کمر می باشد. دستگاه طراحی شده در این مطالعه، خطرها و مشکل های روش های دیگر را نداشته و در مقایسه با شاخص استاندارد دلماکس از صحت قابل قبولی برخوردار است.
روش کار: در این مطالعه قوس کمر 50 داوطلب مرد و زن با استفاده از دستگاه اندازه گیری قوس کمر ساخته شده بررسی و یافته ها با نتایج حاصل از اندازه گیری با استفاده از روش استاندارد دلماکس مقایسه شد.
یافته ها: قوس کمر طبیعی بر اساس شاخص دلماکس بین 94 % - 96 % و بر اساس دستگاه ساخته شده معادل 40 تا 60 درجه بود. 78 % از افراد مورد بررسی دارای قوس کمر طبیعی، 12% مبتلا به انحنای رو به عقب (کیفوزیس) و 10% مبتلا به انحراف رو به جلو (لوردوزیس) بودند. حساسیت دستگاه در شناسایی افراد سالم 100% ، افراد بیمار واقعی 55/6% و در مجموع صحت دستگاه 84 ٪ بود.
نتیجه گیری: دستگاه طراحی شده در مقایسه با شاخص استاندارد دلماکس از صحت قابل قبولی برخوردار است.
مرتضی اوستاخان، امیرعباس مفیدی، محسن مشکانی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده
مقدمه: وقوع حوادث شغلی در محیط های تولیدی علاوه بر تحمیل هزینه های مستقیم و غیر مستقیم، بر بهرهوری مفید کار نیز تأثیر گذار خواهد بود. این در حالی است که در فضای رقابتی بین صنایع مختلف، کسب سود بیشتر در مقابل هزینه های کمتر همواره از اصلیترین دغدغه های مدیران بوده است. در نتیجه توجه به عوامل ایمنی در محیط های تولیدی در جهت کاهش حوادث شغلی و به تناسب آن کاهش هزینه ها می تواند برای رسیدن به این هدف مؤثر باشد.
روش کار: این مقاله یک روش ارزیابی ریسک برای تعیین سطح ایمنی موجود در محیط های تولیدی با استفاده از روش فازی و به کمک نرم افزار MATLAB ارایه شده است.
یافته ها: اجزای اصلی این مدل شامل سه پارامتر احتمال حادثه، شدت حادثه و سطح ایمنی موجود می باشند. برای این منظور از آمار حوادث منتشر شده و علل پیشنهاد شده توسط سازمان تأمین اجتماعی استفاده شده است.
نتیجه گیری: علاوه بر این از نظریه کارشناسان ایمنی و بهداشت در تعیین شدت حوادث نیز بهره گرفته شده است. در روش فازی از روش استنتاج فازی مدل ممدانی به دلیل سهولت و کاربرد بیشتر استفاده شده است.کاربرد مدل معرفی شده با ارایه یک مطالعه کاربردی بیان شده است.
محمد حاج آقازاده، حسین کاکویی، رحمت ستوده قره باغ، شهرآرا افشار، فریده گل بابایی، امیر معتمدداشلی برون، حامد حسنی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده
مقدمه: اخیرا انتشار ترکیبات آلی فرار توسط فرآیندهای صنعتی به محیط زیست، مورد توجه قرار گرفته است. فرآیند اکسیداسیون فوتوکاتالیستی به عنوان یکی از روش های نو ظهور در تصفیه هوا می تواند جایگزین روش های معمول مانند جذب سطحی آلایندهها توسط ذغال فعال گردد. در فرآیند اکسیداسیون فوتوکاتالیستی، مولکول های ترکیبات آلی به مولکول های آب و دی اکسید کربن تبدیل می گردند. هدف پژوهش حاضر مطالعه عوامل تاثیر گذار مانند غلظت، رطوبت نسبی و سرعت ظاهری گاز بر اکسیداسیون فوتوکاتالیستی متیل اتیل کتون در یک راکتور بستر سیال بود.
روش کار: در این پژوهش اکسیداسیون فوتوکاتالیستی متیل اتیل کتون در یک راکتور بستر سیال مورد مطالعه قرار گرفت. از دیاکسید تیتانیوم نشانده شده بر روی ذرات گاما آلومینا تحت نور فرابنفش به عنوان فوتوکاتالیست استفاده گردید. کارآیی فرایند اکسیداسیون فوتوکاتالیستی با اندازه گیری غلظت بخار متیل اتیل کتون در ورودی و خروجی راکتور بستر سیال تعیین گردید.
یافته ها: مطالعه اکسیداسیون فوتوکاتالیستی متیل اتیل کتون در گستره غلظت 100 تا 800 پی پی ام در دو رطوبت نسبی 25% و 45% انجام گرفت. تخریب فوتوکاتالیستی متیل اتیل کتون در رطوبت نسبی 45% نسبتا کمتر از رطوبت نسبی 25% بود. با افزایش غلظت اولیه متیل اتیل کتون از 200 تا 800 پی پی ام، کارآیی تخریب فوتوکاتالیستی کاهش یافت. در غلظت های اولیه 100 و 200 پی پی ام، افزایش سرعت ظاهری گاز در کارایی تخریب متیل اتیل کتون تغییری ایجاد ننمود، ولی با افزایش غلظت از 200 به 800 پی پی ام، افزایش سرعت ظاهری گاز منجر به کاهش تخریب متیل اتیل کتون گردید.
نتیجه گیری: در اکسیداسیون فوتوکاتالیستی متیل اتیل کتون در راکتور بستر سیال، جذب رقابتی بین مولکول های آب و متیل اتیل کتون وجود دارد و در رطوبت بالاتر میزان تخریب آلاینده کاهش مییابد. در راکتور بستر سیال، با افزایش سرعت ظاهری گاز درصد تخریب فوتوکاتالیستی آلاینده آلی کاهش می یابد. بهدلیل تعداد محدود محل های فعال در سطح کاتالیست، با افزایش غلظت اولیه آلاینده، کارآیی واکنش فوتوکاتالیستی کاهش مییابد.
مسعود ریسمانچیان، فریده گلبابایی، یداله مرتضوی، غلامحسین پورتقی، عباس رحیمی فروشان،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده
مقدمه: امروزه تحقیقات تجربی وآزمایشگاهی متعددی در حوزه های مختلف عوامل شیمیایی محیط کار روی ترکیبات آلی فرار با استفاده از دستگاه گازکروماتوگراف انجام می شود که مستلزم صرف وقت و هزینه زیادی است.دتکتور فتو یونیزان یکی از روشهای جایگزین مورد علاقه محققین در این زمینه است.این مطالعه با هدف امکان سنجی جایگزینی دتکتور فتو یونیزان با دستگاه گازکروماتوگراف انجام شد.
روش کار: در این مطالعه پس از ساخت غلظت معین زایلن در هوا، نتایج اندازه گیری حاصل ازدتکتور فتو یونیزان و روش مرجع مقایسه شد. این مقایسه در 4 محدوده غلظت و 3 محدوده رطوبتی انجام گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از مطالعه نشاندهنده تفاوت معنی دار مقادیر قرائت شده با دتکتور فتو یونیزان در مقایسه با روش مرجع بود ولی ضریب همبستگی نتایج دو روش صرفنظر از میزان رطوبت در تمام موارد از 99/0 بالاتر بود.
نتیجه گیری: علیرغم تفاوت نتایج حاصل از دتکتور فتو یونیزان با روش مرجع بهدلیل خطی بودن پاسخ دستگاه و ضریب همبستگی خوب نتایج دو روش مورد آزمون و مرجع در مواردیکه تغییرات غلظت آلاینده در مطالعه ای مورد نظر باشد این جایگزینی قابل اجرا و در غیر اینصورت کالیبراسیون دتکتور با ترکیب مورد آزمون ضروری است.
امیرحسین داودیان طلب، فرید امیر زاده، محسن مشکانی، سعیده پور احمد، اسدالله افشین، امیرعباس مفیدی، بهروز براتی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: در حین عمل جراحی در اتاقهای عمل، خطر بروز آتش سوزی وجود دارد. کارشناسان تخمین میزنند سالانه در حدود 100 مورد آتش سوزی در اتاقهای عمل بیمارستانهای آمریکا رخ میدهد که 10 تا 20 مورد به جراحات شدید و 1 تا 2 مورد به مرگ افراد منجر میشود. این گونه حوادث علیرغم پایین بودن میزان تکرار، از شدت بالایی برخوردار بوده و در صورت وقوع میتوانند آسیبهای جدی یا مرگ بیماران را به همراه داشته باشند.
روش کار: این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. در این مطالعه میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل به روشهای پیشگیری و کنترل حریق، همچنین ارتباط این دو فاکتور با نوع شغل و سابقه کاری مورد بررسی قرار گرفت. از طرفی تمامی پرسنل اتاق عمل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز به صورت سرشماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه و به منظور بررسی ارتباط میان میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل با دو فاکتور نوع شغل و سابقه کار، از آزمون آماری کای اسکوئر استفاده شد. همچنین برای انجام تحلیلهای آماری، نرم افزار SPSS نسخه 14 بهکار گرفته شد.
یافته ها: در این مطالعه از مجموع 220 پرسشنامه آگاهی از روشهای پیشگیری از حریق، 72/19% دارای آگاهی کامل، 62/19% دارای آگاهی نسبی، 37/19% دارای آگاهی کم و 97/40% فاقد آگاهی بودند. در رابطه با پرسشنامه آگاهی از روشهای کنترل حریق نیز، 24% دارای آگاهی کامل و 76% فاقد آگاهی بودند. نتایج آزمون آماری نشان داد که میان آگاهی نسبت به روشهای کنترل حریق و سابقه کار رابطه معناداری وجود دارد (05/0>pvalue)، اما میان آگاهی نسبت به روشهای کنترل حریق و نوع شغل رابطه معناداری مشاهده نگردید. همچنین هیچ رابطه ای میان آگاهی از روشهای پیشگیری از حریق با سابقه کار و عنوان شغلی شرکت کنندگان دیده نشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، میزان آگاهی پرسنل اتاق عمل در خصوص روشهای کنترل و پیشگیری از حریق پایین میباشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که میزان آگاهی از روشهای کنترل نسبت به روشهای پیشگیری حریق پایینتر است. با توجه به بالقوه بودن خطر حریق در اتاق عمل و آسیب پذیر بودن بیماران و کارکنان در شرایط جراحی، پیشنهاد میشود اقداماتی به منظور افزایش سطح آگاهی صورت پذیرد که از آن جمله میتوان به برنامه نیاز سنجی آموزشی، برگزاری کارگاه های آموزشی در خصوص روشهای پیشگیری و کنترل حریق اشاره نمود.
فاطمه ملک پور، یوسف محمدیان، علیرضا ملک پور، سجاد سلیمی، علیرضا سرکاری،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: هر سال در کشور ایران، هزاران نفر در اثر تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند و در بین حوادث رانندگی، تصادفات رانندگان موتور سوار مرگ آور است. نگرش به ایمنی، پیش بینی کننده رفتار مخاطره آمیز فرد است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین شخصیت، نگرش به ایمنی و رفتارهای مخاطره آمیز در رانندگان می باشد.
روش کار: در این مطالعه از بین رانندگان شاغل موتور سیکلت سوار در شهر تهران، 254 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند و پرسش نامههای شخصیت، نگرش به ایمنی و رفتار های مخاطره آمیز توسط این افراد پر شد و توسط نرم افزار SPSS16 آنالیز گردید.
یافته ها: بین حیطه های مختلف شخصیت (نگرانی ، عصبانیت، حالت احساس و هیجان، نوع دوستی، بیهنجاری) و نگرش به ایمنی (جریان ترافیک در برابر اطاعت از قوانین، رانندگی با سرعت، رانندگی با هیجان) از لحاظ آماری ارتباط معنی داری یافت شد(P=0/001).
نتیجه گیری: نگرش به ایمنی پیش بینی کننده رفتار های مخاطره آمیز فرد است و شخصیت نیز به طور غیر مستقیم بر رفتارهای مخاطره آمیز از طریق تاثیر بر نگرش به ایمنی موثر میباشد.
ایرج علیمحمدی، حسن جهانی هاشمی، علی اصغر فرشاد، مرتضی امینی، بهزاد حقّی، سمیّه نوری علی بیک کندی، اکرم مومنیزاده،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: آسیبها و حوادث شغلی همواره به عنوان یکی از معضلات پر اهمیت در محیطهای کاری مطرح بودهاند. به دنبال ارایه مدل دومینوی هاینریش این اندیشه شکل گرفت که مهمترین عامل بروز حادثه، انسان است. به همین جهت یکی از روشهای قطعی در کاهش حوادث کنترل رفتارهای ناایمن در بین کارگرها است که آن هم از طریق ارتقاء سطح فرهنگ ایمنی عملی خواهد شد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. تعداد 303 پرسشنامه تکمیل و با استفاده از نرمافزار SPSS17 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: در ارزیابی پایایی پرسشنامه، ضریب آلفای کرونباخ، 86/0 به دست آمد. ساختار عاملی پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عاملی بررسی شد. ضریب KMO و آزمون کرویت بارتلت به ترتیب برابر 909/0 و 057/9785 به دست آمد. همچنین چرخش واریماکس نشان داد که تمامی سوالهای آزمون بر روی عوامل بار میشوند.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی حکایت از اعتبار و روایی مطلوب و مناسب این پرسشنامه برای استفاده در صنایع شوینده و پاک کننده در داخل کشور دارد. فرهنگ ایمنی در صنایع شوینده و پاک کننده شامل 5 بُعد میباشد که با توجه به بارهای عاملی پرسشها، عوامل به نامهای «تعهد مدیریت»، «آموزش و تبادل اطلاعات»، «محیط حمایتی»، «عوامل بازدارنده» و «اولویت به ایمنی» نامگذاری شدند. به جز بُعد 4 و بُعد 5، بین بقیه ابعاد با یکدیگر و با فرهنگ ایمنی نهایی همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. از میان همبستگیهای به دست آمده، فرهنگ ایمنی بیشترین همبستگی مثبت را با بُعد «تعهد مدیریت» دارد (952/0=r)، بنابراین این بُعد، قویترین همبستگی را با فرهنگ ایمنی دارا میباشد.
عادل مظلومی، مهدی علی گل، میثم عیوض لو،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: با گسترش جهانی استفاده از کامپیوترها در دو دهه اخیر، مشکلات اسکلتی- عضلانی ناشی از کار نیز همراه با آنها گسترش یافته است. از مهم ترین عوامل ایجاد کننده این مشکلات صفحه کلیدها هستند که شکل هندسی آنها می تواند بر وضعیت قرارگیری یا دراصطلاح «پوسچر» نامناسب اندام ها تاثیر بگذارد. به همین منظور اشکال مختلفی از صفحه کلیدها برای تأمین وضعیت خنثی یا استراحت مچ و ساعد (وضعیت کاهنده ریسک) طراحی شده است. ازمهم ترین آنها صفحه کلیدهای شکسته(کاملاً جدا و قابل تنظیم)، صفحه کلیدهای با شیب منفی و با شیب جانبی هستند.
روش کار: در این مطالعه با رویکردی نظام مند، مقالاتی که اثر هر یک از این صفحه کلیدها را بر وضعیت مچ وساعد ارزیابی کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. به این صورت که بعد از انجام جستجو در پایگاه های اطلاعاتی معتبر تعداد یازده مقاله معیارهای ورود به این مطالعه را پیدا کردند.
یافته ها: بعد از بررسی انواع مقالات مرتبط مشخص شد که این صفحه کلیدها در عمل می توانند مچ و ساعد را در جهتی خاص به وضعیت طبیعی آن نزدیک کنند. همچنین به عنوان یک هدف ثانویه مشخص شد که بهترین صفحه کلید برای رسیدن به این منظور صفحه کلید “NIOSH” می باشد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه صفحه کلیدهای جایگزین می توانند مچ و ساعد را به وضعیت طبیعی آن نزدیک کنند، لذا با کاربرد این نوع از صفحه کلیدها می توان ریسک فاکتور مربوط به پوسچرهای مچ و ساعد را نیز کاهش داد. اطلاعات حاصله می تواند برای کاربران کامپیوترهای شخصی، متخصصین بهداشت حرفه ای و ارگونومیست ها مفید واقع گردد.
فاطمه امینی فرد، محسن مشکانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1391 )
چکیده
مقدمه: در عرصه رقابتی بازار کنونی تنها سازمانها و صنایعی به موفقیت دست خواهند یافت که در کلیه زمینه های خدماتی خود از استانداردهای مرتبط و متناسب با نوع و ماهیت کار خود پیروی نموده و خود را هرچه بیشتر در جهت تحقق اهداف استانداردهای مورد نظر قرار دهند. با رشد روزافزون تکنولوژی و ماشینی شدن، هر روزه شاهد آمار بالای حوادث صنعتی و اتلاف سرمایه های انسانی و مادی در کشور هستیم. لذا نیاز به استانداردهای ایمنی و بهداشت حرفه ای بیش از پیش احساس می شود و چنانچه سازمانها از حدود مشخص شده تجاوز نمایند، مشکلاتی بیشمار و در نهایت ضرر و زیان جبران ناپذیری برای سازمان خود رقم خواهند زد.
روش کار: در این مطالعه با استفاده از یکی از ابزارهای مدیریت استراتژیک به نام SWOT ، نقاط ضعف، قوت، فرصتها و تهدیدها در یکی از صنایع مونتاژ قطعات خودرو ایران به منظور کنترل عملکرد این سازمان در رعایت استانداردهای ایمنی و بهداشتی موجود در آن (OHSAS18001)، مورد ارزیابی قرار گرفت. با مقایسه عملکرد شرکت در سالهای 87 و 88 در زمینه بهکارگیری و رعایت استاندارد ایمنی و بهداشتی موجود در شرکت مورد نظر و امتیازدهی وزن دار به نقاط ضعف، قوت، تهدیدها و فرصتها با استفاده از ماتریس عوامل داخلی(ضعف و قوت) و خارجی(فرصت و تهدید)، میزان اهمیت هر عامل در پیاده سازی و اجرای این استاندارد در شرکت مورد نظر ، تعیین گردید.
یافته ها: با تمرکز بر نقاط ضعف و قوت، فرصتها و تهدیدها راهکارهایی جهت بهبود اجرای استانداردOHSAS18001 صورت گرفت. بر اساس بیشترین امتیازهای وزن دار تعیین شده، مهمترین نقاط ضعف شناسایی شده عدم نظارت بر پیمانکاران، عدم تعهد مدیریت به اجرای OHSAS18001، عدم تلاش برای شناسایی خطرات ناشی از تغییرات و عدم نیازسنجی آموزشی، مهمترین نقاط قوت شناسایی شده بودجه ی کافی شرکت در زمینه ایمنی و بهداشت، تلاشهای مستمر زیست محیطی، شناسایی خطر برای شرایط غیر عادی؛ مهمترین تهدیدات درخواست تحویل فوری سفارشات مشتریان، و مهمترین فرصتها حمایت دولت از طرحهای ایمنی و بهداشتی تعیین گردید.
نتیجه گیری: مجموع ستون امتیازات وزن دار در سال 87 برای عوامل خارجی (فرصتها و تهدیدات) ، 2.16 و برای عوامل داخلی(نقاط ضعف و قوت) 1.66 حاصل گردید. هر دوی این ارقام از مقدار متوسط2.5 (حداقل مقدار قابل قبول)، کمتر بودند لذا شرکت در مورد اجرای این استاندارد دارای عملکرد ضعیفی در سال 87 بوده است و واکنش ضعیفی در استفاده از فرصتها و به حداقل رساندن تهدیدات داشته است. در مورد عوامل داخلی، وضع از عوامل خارجی هم بدتر بوده و نقاط ضعف سازمان پررنگ تر از نقاط قوت بوده است. اما در سال88 ، بهدلیل تغییرات ایجاد شده در ساختار سازمانی شرکت، اعداد ستون امتیاز وزن دار برای عوامل خارجی به 3.2 و برای عوامل داخلی به 3.64 افزایش یافت که حاکی از بهبود شرایط می باشد.
زینب کاظمی، عادل مظلومی، جبرائیل نسل سراجی، مصطفی حسینی، صدیقه باریده،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه: ازجمله مشاغل پرمسوولیت در صنعت ریلی، شغل لکوموتیورانی است. لکوموتیوران نیازمند عملکردهای شناختی متعددی از قبیل توجه مستمر، شناسایی اشیاء، حافظه، برنامه ریزی و تصمیم گیری می باشد. سطوح بالای خستگی ازجمله علل ایجاد حوادث توسط لکوموتیورانان است. عوامل متعددی بر افزایش خستگی لکوموتیورانان اثرگذار می باشد که بارکاری از مهم ترین این فاکتورها است. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی بارکاری لکوموتیورانان قطارهای مسافری و اثر آن بر خستگی این افراد می باشد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی می باشد که در میان 100 نفر از لکوموتیورانان نیروی کشش راه آهن که با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. به منظور ارزیابی وضعیت بارکاری و خستگی لکوموتیورانان به ترتیب از پرسشنامه NASA-TLX و مقیاس خستگی Samn-Perelli استفاده گردید. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از تست های Paired t-test و Spearman صورت گرفت.
یافته ها: نتایج بهدست آمده نشان داد که لکوموتیورانان، دو بعد تلاش و کوشش و بارذهنی خود را به ترتیب با میانگین های 22/74 و 31/73 بهعنوان مهم ترین ابعاد بارکاری ارزیابی کرده اند. بین بارکاری و میزان خستگی قبل از حرکت و نیم ساعت قبل از رسیدن به مقصد (مربوط به مسیر رفت) ارتباط معنی داری بهدست نیامد (05/0
حمید حسنی، سید ابولفضل ذاکریان، محمد حاجی اکبری، علیرضا مرتضی پور، هوشنگ طهماسبی، فرشاد میرزایی، الهه عموزارده، صغری مشتاقی،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه: ناراحتی های چشمی و سردرد از جمله مشکلات بهداشتی شایع در بین کاربران رایانه می باشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی شیوع ناراحتی چشمی و سردرد ناشی از کار با رایانه و تعیین ارتباط این ناراحتی ها با برخی عوامل مؤثر در بین دانشجویان خوابگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران می باشد.
روش کار: مطالعه توصیفی-مقطعی حاضر بر روی دانشجویان خوابگاهی انجام گرفت که اطلاعات آن با استفاده از پرسشنامه (Musculo-skeletal Injury Reduction Tools for Health and Safety) ه MIRTH جمع آوری گردید. نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و به کمک شاخص های آمار توصیفی و آزمون همبستگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها:: از بین 744 پرسشنامه توزیع شده، تعداد 631 دانشجو پرسشنامه های تکمیل شده را بازگرداندند (84.4%). میانگین سنی جمعیت مورد مطالعه برابر با 3.6±22.72 سال بود.درصد فراوانی نسبی ناراحتی های چشمی 76.38 % برای خانم ها و 70.11 % برای آقایان محاسبه گردید. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین ناراحتیهای چشمی و سردرد با متغیرهای جنس، مدت زمان کار روزانه با رایانه و استفاده از عینک ارتباط معنی دار وجود دارد (0.05