25 نتیجه برای عباسی
مجتبی ذکایی ، میلاد عباسی، محسن وحیدنیا، محمد زارعی، فردین زندسلیمی، محسن فلاحتی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: امروزه آمار ساخت و ساز پروژه های زیر زمینی در کشور رو به افزایش است، به دنبال آن نیز آمار حوادث ناشی از کار این پروژه ها رو به فزونی است. لذا بکارگیری سیستم های نظارتی اثر بخش جهت کنترل و پایش مخاطرات ایمنی و بهداشت محیط کار می تواند در کاهش حوادث و بیماریهای شغلی نقش بسزایی داشته باشد. بکارگیری ترکیبی تکنولوژی های نوین از قبیل فناوری اطلاعات، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و ... می تواند در تشخیص سریع و دقیق مخاطرات محیط کار قابل توجه باشد.
روش کار: رویکرد اصلی مدل پیشنهادی در این مطالعه استفاده از فناوری IOT در چارچوب مدیریت ریسک شامل شناسایی ، ارزیابی، کنترل سطح ریسک مخاطرات در فاز ساخت تونل مترو بود که خط 7 مترو تهران بعنوان محیط مورد مطالعه انتخاب گردید. روش تحقیق این مطالعه در 4 مرحله طراحی گردید. در مرحله اول قوانین، الزامات و استاندارد های ایمنی و بهداشت مرتبط با مخاطرات مذکور در سطح ملی گردآوری شد. در مرحله دوم معیار ها و حدود مجاز مواجهه شغلی مخاطرات شناسایی شده تعیین گردید و در مرحله سوم حسگر های نوری، صوتی، گاز سنج و بینایی با قابلیت اتصال به شبکه مورد بررسی قرار گرفت. برنامه نویسی کامپیوتری، نحوه دریافت، پردازش و مقایسه اطلاعات حسگرها با استانداردهای تعیین شده در مرحله چهارم انجام و سیستم های هشدار و کنترل هوشمند مربوط به مخاطرات مورد نظر پیشنهاد شد.
یافته ها: براساس مراحل تحقیق مخاطرات مهم کارگاه از قبیل صدا، کمبود روشنایی و مواجهه با گازهای Co ، متان و کمبود اکسیژن تعیین گردید و یک مدل تلفیقی با استفاده از استفاده از IOT جهت کنترل و پایش این این مخاطرات استخراج و براساس مدل موجود سنسورهای تشخیص میزان صدا، روشنایی، گاز متان و اکسیژن تعیین و کد نویسی آن بر اساس حد مجاز شغلی(OEL) تعیین گردید.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد، با بکارگیری دانش تخصصی IT و استفاده از نرم افزار و سخت افزارهای مرتبط، با ایجاد یک دانش مشترک در حوزه های IT و ایمنی و بهداشت میتوان مفهوم اینترنت اشیاء را در بکارگیری نظارت دقیق بر کنترل میزان غلظت گازهای گازهای متان و منواکسید کربن و همچنین پایش عوامل زیان آوری فیزیکی از قبیل صدا و روشنایی در محیط های کاری مختلف از قبیل فاز ساخت تونل مترو توسعه داد.
زهره شرعی، قربانعلی عباسی دره بیدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: سلامت کارکنانیک پیشبینی کننده مهم بهرهوری سازمان است لذا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر منتورینگ معکوس و بازآفرینی شغل بر سلامت روانی و جسمی با نقش میانجی عجین شدن با کار بود.
روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی با محوریت کاربردی بود که بهصورت مقطعی و با استفاده از روشهای پیمایشی برای جمع آوری دادهها انجام شد. جامعه آماری شامل 330 نفر از کارکنان شرکت فولاد امیرکبیر کاشان میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 180 نفر و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شده با 63 سؤال جمع آوری شد. روایی پرسشنامه از طریق آزمون روایی همگرا و واگرا تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد که برای همه متغیرها از 7/0 فراتر رفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی (SPSS) و آمار استنباطی (PLS) انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که منتورینگ معکوس بر سلامت روانی و سلامت جسمی تأثیر منفی معنادار دارد
(P < 0.001) . بازآفرینی شغل بر سلامت روانی (P < 0.001) و سلامت جسمی (P = 0.001) تأثیر منفی معنادار دارند. عجین شدن در کار، تأثیر منفی منتورینگ معکوس بر سلامت روانی را بیشتر و تأثیر منفی منتورینگ معکوس بر سلامت جسمی را کمتر کرده است (P < 0.001) . همچنین عجین شدن در کار، تأثیر منفی بازآفرینی شغل بر سلامت روانی (P = 0.002) و سلامت جسمی (P < 0.001) را در بین کارکنان و مدیران شرکت فولاد امیرکبیر کاشان کاهش داده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان میدهند که مدیران با پیادهسازی شیوههای منتورینگ معکوس و بازآفرینی شغل میتوانند میزان عجین شدن با کار را کنترل کنند و با ارتقا سلامت و رفاه کارکنان، بهرهوری سازمان را حفظ کنند.
مهرداد حلمی کهنه شهری، فریده گلبابایی، سمیه فرهنگ دهقان، رضوان زنده دل، علیرضا عباسی، زهرا یادگار،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه با پیشرفت صنایع و افزایش استفاده از مایعات فلزکاری، کنترل آلایندههای ناشی از این مایعات با چالشهای بسیاری روبهرو است. این مطالعه، با هدف ارائه راهکاری برای کنترل آلایندههای ناشی از عملیات ماشینکاری از طریق طراحی یک سامانه فیلتراسیون هوا اجرا گردید.
روش کار: با توجه به شرایط ایستگاه کار و نمونه برداریهای انجام گرفته از هوای محیط کار، طراحی سامانه تهویه مکنده موضعی جهت جمعآوری آلایندههای انتشاری دستگاه سنگ محور CNC با اقتباس از استانداردVS-80-12 ACGIH انجام شد. بخش فیلتراسیون سامانه متشکل از پیشفیلتر آلومینیومی و فیلتر کلاس E11 همراه با فیلتر نانولیفی حاوی چارچوب آلی-فلزی طراحی و ساخته شد. ارزیابی عملکردسامانه با اندازهگیری غلظت عددی ذرات و غلظت جرمی میست روغنی در ورودی و خروجی سامانه انجام شد و با یک نمونه فیلتر کلاسE11، نتایج مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از آنالیز XRD و FTIR نشان داد که ZIF-8 کریستالیتی بالایی دارد و بهطور موفقیتآمیزی در ساختار فیلتر مدیای لیفی حاوی چارچوب فلزی-آلی جایگزین شده است . نتایج ارزیابی عملکرد سامانه نشان داد که این سامانه قادر است ذرات آلاینده را بهطور مؤثر در منبع تولید آن حذف کند. بهویژه در ذرات بزرگتر، کارایی اولیه به 100% رسید و در خصوص ذرات کوچکتر از 5/2 میکرون، موفق به حذف میانگین 99% از ذرات آلاینده ها شد.
نتیجه گیری: استفاده از فیلترهای نانولیفی با چارچوب آلی-فلزی در کنار پیشفیلترهای آلومینیومی، یک راهکار موثر و کارآمد برای کنترل آلایندههای ذرهای ناشی از عملیات ماشینکاری است. با این حال، برای ارزیابی جامعتر عملکرد این سامانه، نیاز به مطالعات بیشتری در زمینه ظرفیت غبارگیری است. پیشنهاد میشود در مطالعات آینده، تاثیر عوامل مختلفی مانند دبی هوا و نوع مایع فلزکاری بر عملکرد این سامانه مورد بررسی قرار گیرد.
روح اله فلاح مدواری، حمیده بیدل، حدیث قجری، زهرا جگری، فاطمه بابایی، میلاد عباسی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: سروصدای محیط کار یکی از منابع اصلی مشکلات سلامتی است. صنعت کارتنسازی با توجه به ماهیت خود و همچنین فرایندهای کاری آن، دارای آلودگی صوتی زیادی میباشد که تاکنون به آن پرداخته نشده است. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آزردگی صوتی بر سطح اضطراب در کارگران صنعت کارتنسازی انجام شد.
روش کار: شرکتکنندگان در مطالعه 60 نفر از کارگران یک شرکت کارتنسازی بودند که بر اساس مواجهه صوتی به دو گروه مواجهه (تراز صوتی بیش از 85 دسیبل) و کنترل (تراز صوتی کمتر از 85 دسیبل) تقسیم شدند. مواجهه صوتی افراد در محل کار مطابق با استاندارد ISO 9612:2009 و با استفاده از دزیمتر TES-1354 اندازهگیری شد. سطوح اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر (STAI) ارزیابی شد، در حالی که آزردگی صوتی با استفاده از یک مقیاس آنالوگ بصری 100 درجه ای اندازه گیری شد. تحلیل آماری با استفاده نرم افزار آماری STATA انجام شد.
یافته ها: میانگین سنی و سابقه کاری افراد مورد مطالعه به ترتیب، 78/35 و 78/10 سال به دست آمد. نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری (P-value <0.05) در میانگین نمره آزردگی صوتی وجود دارد. بطوریکه میانگین نمره آزردگی صوتی در گروه مواجهه به طور قابل توجهی بالاتر (03/88) از گروه غیرمواجهه (6/47) بود. میانگین نمرات اضطراب در گروه مواجهه و کنترل به ترتیب 81/106 و 6/101 به دست آمده. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که هر واحد افزایش در سطح آزردگی صوتی منجر به افزایش 08/1 برابری در اضطراب در گروه مواجهه میشود.
نتیجه گیری: آزردگی صوتی اغلب شایعترین پاسخ روانشناختی به مواجهه با صدا است. بنابراین لازم است تا در محیطهای کاری از جمله صنایع، اقدامات کنترلی مناسب جهت کاهش صدا از جمله طراحی مجدد ایستگاههای کاری، شناسایی و کنترل صدا در منبع، استفاده از تکنولوژی یا تجهیزات کنترل صدا نیز پیادهسازی شود.
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماریهای شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابلتوجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب میشود، بااینحال، بسیاری از سازمانها در اجرای آن ناکام میمانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیطزیست
(Health, Safety and Environment) میپردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبههای نیمهساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبهها به کار گرفته شد. پس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها، کدهای استخراجشده دستهبندی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شدهاند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دستههای اصلی عبارتاند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع میتوانند بهطور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسکها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیطهای صنعتی، ضروری است که سیاستگذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را بهدقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آنها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرمافزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی، بازسازی نظامهای مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمانهای نظارتی و صنایع میتواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.