25 نتیجه برای عباسی
پروین نصیری، محمدرضا منظم، فریده گل بابایی، علی اکبر شمسی پور، حسین عربعلی بیک، مرضیه عباسی نیا، معصومه چاوشی، مهدی اصغری،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: ایجاد تنش گرمایی تحت تاثیر عوامل متعددی است که میتوان به مجموعه ای از فاکتورها مانند عوامل فردی، محیطی و مدیریتی اشاره کرد. عوامل فردی سبب کاهش تحمل فرد نسبت به گرما شده و نقش مهمی در بروز ریسک بیماریهای ناشی از استرس حرارتی ایفا میکند. هدف از انجام این مطالعه مروری، بررسی مهمترین پارامترهای فردی تاثیر گذار بر استرس حرارتی و مطالعات صورت گرفته در این زمینه بود.
روش کار: در این مطالعه مروری از پایگاههای اطلاعاتی Web of Science ،Scopus ،Pubmed ،Iran Medex ، Magiran ،Google Scholar و SID استفاده شد. کلید واژههای استرس حرارتی، عوامل فردی، مواجهه با گرما در بازه زمانی سالهای 1995 تا 2015 مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت 75 مقاله وارد این مطالعه شدند.
یافته ها: در سطح فردی، مواجهه با یک ریسک فاکتور ممکن است باعث کاهش تحمل گرما در فرد شود، در حالی که ترکیبی از چند ریسک فاکتور به طور سینرژیسم، احتمال بروز بیماریهای ناشی از گرما را افزایش میدهد. ریسک فاکتورهای فردی شامل سن، جنسیت، چاقی، عدم سازش و تطابق، خستگی، نژاد، سابقه بیماریهای گرمایی و کم آبی بدن میباشند. علاوه بر این، برخی از بیماریها (بیماریهای قلبی عروقی، دیابت و یا بیماریهای عفونی) و یا مصرف برخی از داروها و مواد مخدر یا الکل میتواند تحمل گرما را کاهش دهند.
نتیجه گیری: با توجه به موارد اشاره شده و اهمیت پارامترهای فردی لازم است که در هنگام استخدام نیروی کار در محیطهای گرم، توجه ویژهای شود. پارامترهای فردی شود. همچنین با توجه به عدم وجود آگاهی و دانش کافی شاغلین لازم است برنامههای آموزشی مناسب با هدف کاهش اثرات استرس حرارتی تهیه گردد.
میلاد عباسی، پروین نصیری، رقیه جعفری تالارپشتی، سید محمدرضا تقوی، سعید اعرابی، روح اله فلاح مدواری، محمد حسین ابراهیمی، مریم قلع جهی،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه: مواجهه شغلی مزمن با صدا ممکن است یک عامل خطرزا برای بیماری قلبی عروقی در کارگران باشد. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مواجهه و آزردگی صوتی با کلسترول، تری گلیسیرید و فشار خون در کارگران صنایع نساجی انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی در 220 نفر ازکارکنان مجموعه صنایع نساجی شهر سوادکوه در سال 1396 انجام گردید. جهت دست یابی به اهداف مطالعه ابتدا تراز معادل صوت 8 ساعته و تراز تجمعی افراد اندازه گیری و محاسبه گردید. افراد براساس میزان مواجهه به گروه های مواجهه و کنترل تقسیم شدند. در ادامه میزان فشار خون افراد اندازه گیری و نمونه های خون افراد جهت تعیین مقادیر کلسترول و تری گلیسیرید به آزمایش گاه منتقل شد. از پرسش نامه آزردگی صوتی ایزو 15666 و پرسش نامه اطلاعات زمینه و دموگرافیگ جهت گردآوری سایر اطلاعات استفاده شد. در ادامه با استفاده از SPSS 20 از آزمون های تی زوجی، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون چند متغیره ارتباط بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: با توجه به معیارهای ورود و خروج 159 نفر در این مطالعه شرکت کردند که 83 نفر دارای مواجهه صوتی 85 دسی بل و بالاتر و 76 فرد باقی مانده دارای مواجهه صوتی کم تر از 85 دسی بل بودند. نتایج نشان داد که میانگین فشار خون و کلسترول در گروه شاهد و مورد اختلاف معنی داری داشت (0.05>P-value). براساس نتایج رگرسیون چند متغیره، مواجهه صوتی، مواجهه تجمعی با صدا و آزردگی صوتی اثر معنی داری بر فشار خون داشتند (0.001>P-value) و کلسترول نیز به طور معنی داری متاثر از مواجهه صوتی و آزردگی صوتی بود (0.005>P-value).
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، می توان صدا را به عنوان یکی از عوامل خطرزای بیماری های قلبی و عروقی برای کارگران در نظر گرفت. در واقع صدای با تراز بالا به طور مستقیم بر کلسترول و فشار خون اثر می گذارد و یا این که به طور غیر مستقیم و از طریق ایجاد آزردگی صوتی به عنوان یک میانجی اثر خود را اعمال می کند. لذا انجام یک مطالعه کوهورت کنترل شده جهت بررسی تعامل تمامی متغیرهای مورد مطالعه ضروری به نظر می رسد
مهران امیری، عبداله اردشیر، علی عباسی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
مقدمه: ایمنی در محل کار یک موضوع مهم بوده و عدم استفاده از روشهای مؤثر و کارآمد مدیریت ایمنی بر مبنای مطالعات علمی، همواره هزینه های بالایی را به صنعت ساختوساز تحمیل می کند. با ارزیابی ریشه ای حوادث و تعیین عوامل اولیه تأثیرگذار در وقوع حوادث، می توان با صرف حداقل زمان و هزینه از رخداد حوادث جلوگیری نمود.
روش کار: در ابتدا حوادث عمده در پروژه های راهسازی با انجام مصاحبه و مطالعه ادبیات موضوع، شناسایی شد. سپس، درخت خطای مربوط به هر یک از این ریسکهای اصلی ترسیم گردید. در مرحله بعد، پرسش نامهای بهمنظور محاسبه احتمال وقوع و شدت اثر هر نوع حادثه تهیه و توزیع شد. با توجه به وجود عدم قطعیت در واژههای زبانی، از منطق فازی در محاسبات بهره گرفته شد. جهت محاسبه احتمال وقوع، از تحلیل درخت خطای فازی استفاده شد و بهمنظور تعیین شدت اثر هر نوع حادثه، درجه اهمیت هر معیار با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تعیین گردید. درنهایت ریسک فاکتور برای هر نوع حادثه محاسبه و ریسکها رتبهبندی شدند.
یافته ها: در بین یازده نوع حادثه موردبررسی، حوادث مربوط به سنگ شکن و کارخانه آسفالت، حوادث ترافیکی، گرمازدگی و عدم رعایت بهداشت و تصادف افراد با ماشینآلات بهعنوان مهمترین ریسکها شناسایی شدند.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج حاصل از این تحقیق می توان با اعمال روشهای مؤثر مدیریت ایمنی، نسبت به کاهش احتمال وقوع عوامل ریشهای حوادث و درنتیجه تعدیل ریسک آنها اقدام نمود.
حمیده پیرامی، زهرا زمانیان، فائزه عباسی بلوچخانه، یونس مهری فر، فاطمه کشی زاده،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده
مقدمه: سندرم تونل کارپال به دنبال تحت فشار قرارگرفتن عصب مدیان در تونل کارپال مچ دست بروز می کند.عوامل شغلی مانند حرکات تکراری دست و انگشتان و انحراف مکرر مچ دست در ایجاد این سندرم تاثیر گذارند. کیفیت زندگی دربرگیرنده مفهوم چند بعدی از توانایی عمل کرد جسمی و روحی -روانی فرد می باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع CTS و تاثیر آن بر کیفیت زندگی افراد تایپیست در تهران انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی -تحلیلی مقطعی در سال1396 روی 363 تایپیست در 50 موسسه تایپ در تهران انجام شد. اطلاعات با پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک-شغلی، بوستون(BQ)، کیفیت زندگی(SF36) و مقیاس بصری درد (VAS) جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS22، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) و هم بستگی پیرسون آنالیز شدند.
یافته ها: از 363 نفر جمعیت مورد مطالعه، 215 نفر زن(23/59%) و 148 نفر مرد(77/40%) با میانگین سنی 58/12±37 سال بودند. در بین کل تایپیست ها 51 نفر (05/14%) درگیری دست یک طرفه و 312 نفر (95/85%) درگیر دست دوطرفه گزارش کردند. نتایج شیوع علایم CTS در زنان را بیش تر از مردان نشان داد. مقدار ضریب هم بستگی پیرسون (783/0-613/0) هم بستگی متوسط تا قوی معناداری بین مقیاس های شدت علایم(SSS)، وضعیت عمل کردی(FSS) و مقیاس بصری درد(VAS) در تایپیست های مورد مطالعه نشان داد(05/0>p). هم چنین بین BMI ≥ 25 Kg/m2با SSS و FSS در تایپیست ها هم بستگی قوی و معناداری مشاهده شد. در این مطالعه علایم CTS تاثیرمنفی معناداری بر بعد جسمانی کیفیت زندگی تایپیست ها نشان داد اما بعد روانی کیفیت زندگی تحت تاثیر این علایم قرار نگرفته است.
نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای علایم CTS در تایپیست ها که مدت زمان زیادی با کامپیوتر کار می کنند و وجود رابطه معنادار بین علایم CTS و نمره کیفیت زندگی در این گروه شغلی، توجه بیش تر به این افراد، طراحی صحیح ابزار کار و انجام مطالعات بیش تر در این زمینه پیشنهاد می گردد.
میلاد عباسی، سیاوش اعتمادی نژاد، احمد مهری، مریم قلع جهی، روح الله فلاح مدواری، رقیه جعفری تالارپشتی،
دوره 10، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
مقدمه: اگرچه مشخصه های صوتی از قبیل شدت و فرکانس صدا عامل اصلی ایجاد اثرات مضر صدا هستند اما توجه به ویژگی ها و صفات شخصیتی افراد بعنوان میزبان اثرات از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تیپ های شخصیتی بر حساسیت، آزردگی صوتی و درک بلندی صدا ناشی از مواجهه به صدای فرکانس بالا انجام گردید.
روش کار: این مطالعه مداخله ای و آزمایشگاهی در سال 97 در میان 80 دانشجو کارشناسی و کارشناسی ارشد انجام گردید. جهت انجام این مطالعه صدایی با طیف فرکانسی بالا با تراز dBA 65 به مدت یک ساعت در اتاقک اکوستیک برای داوطلبین پخش گردید. سپس از افراد خواسته شد با تکمیل پرسشنامه های آزردگی صوتی، حساسیت صوتی، درک بلندی صدا، پرسشنامه شخصیت آیزنک و پرسشنامه اطلاعات زمینه و دموگرافیک، مقدار آزردگی، حساسیت، درک صوتی و صفات شخصیتی خود را مشخص نمایند. در نهایت با استفاده از آزمون های کای دو، تی مستقل و تحلیل واریانس چند متغیره یا MANOVA داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: در این مطالعه میانگین و انحراف معیار حساسیت، آزردگی و درک بلندی صدا برای کل افراد بترتیب 71/08±7/54، 53/0±1/7 و 13/1±79/2 بدست آمد. میانگین حساسیت، آزردگی، درک بلندی صدا بر حسب صفات شخصیتی افراد بطور معنی داری متفاوت بود بگونه ای که میانگین آنها در افراد روان رنجور و درون گرا بیشتر بود. براساس نتایج آزمون MANOVA، صفات شخصیتی افراد بر میزان حساسیت، آزردگی و درک افراد از بلندی صدا اثر معنی داری داشتند (P-value=0.001). بگونه ای که روان رنجوری و درون گرایی بترتیب بیشترین اثر را بر حساسیت و آزردگی افراد داشتند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که صفات شخصیتی از قبیل درون گرایی و روان رنجوری توانستند حساسیت، آزردگی و درک افراد از بلندی صدا را تحت تاثیر قرار دهند.
میلاد عباسی، مهران پورحسین، حمزه محمدی، فریده گلبابایی،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: مطالعات زیادی در زمینه بررسی اثر تنش های حرارتی بر عملکردهای شناختی انجام شده است اما نتایج متناقضی در این زمینه وجود دارد. لذا این مطالعه به منظور مروری بر تاثیر تنش های حرارتی بر عملکرد های شناختی انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه مروری، کلیه مقالات چاپ شده به زبان انگلیسی در زمینه تاثیر تنش های حرارتی بر عملکرد های شناختی، ادراک و سایکوموتور از سال 1970 تا سال 2018 مورد بررسی قرار گرفتند. برای این منظور جستجوی نظام مند مقالات با استفاده از کلمات کلیدی استرس یا تنش حرارتی، عملکرد شناختی، حافظه، استرین گرمایی، درک، سایکوموتور، زمان واکنش، عملکرد ذهنی، حالت یا خلق وخو، پاسخ ذهنی، خطا، عملکرد وظیفه، خستگی، هوشیاری، هایپرترمی و گرمازدگی در پایگاه های اطلاعاتی Scopus, Web of Science, Science Direct, Pub Med, Springer, Wiley Online Library و ProQuest انجام گردید. از 157 بازیابی شده مرتبط با موضوع، در نهایت با توجه به معیارهای ورودی تعیین شده 39 مقاله مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: در این میان 9 (%23) مقاله در سالهای قبل از 2000 میلادی و 30 مطالعه بعد از 2000 میلادی به چاپ رسیده بودند. از تعداد کل مقالات، 1/5%( 2 مقاله) در ورزشکاران، 2/10% (4 مقاله) در مشاغل مختلف، 2/10% (4 مقاله) در دانشجویان، 2/10% (4 مقاله) در سربازان نظامی و 2/64% (25 مقاله) در افراد عادی انجام شده بودند. براساس نتایج این مطالعات تنش حرارتی های بعنوان یک عامل زیان آور جهت افت عملکرد شناختی اعم از درک مطلب، حافظه، تمرکز، محاسبات ریاضی، تست ردیابی، زمان واکنش، دریافت و رمزگشایی پیام متنی و عددی، هوشیاری بصری، محاسبات ذهنی، خواندن متن، تست اشکال پنهان و تسلط کلامی شناسایی شدند.
نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعات استرس حرارتی بعنوان یک عامل زیان آور جهت اختلال در عملکردهای شناختی معرفی شده است اما توصیف نتایج مطالعات به یک روش سیستماتیک کار دشواری است زیرا متغیرهای مخدوش کننده زیادی از قبیل نوع کار، مدت زمان مواجهه، مهارت و سطح سازش فرد ایفای نقش می کنند.
محمد یادگاری پور، ملیحه حدادنژاد، علی عباسی، فرشته افتخاری،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: کمردرد یکی از شایعترین اختلالات اسکلتی عضلانی منجر به ناتوانی در سراسر جهان است. در مطالعات مختلفی ارتباط ناراحتی و درد کمر با نشستن طولانی مدت نشان داده شده است. مطالعات مختلفی به بررسی مکانیزم های ایجاد ناراحتی و درد کمر در حین نشستن پرداختهاند، اما تا کنون توافق کلی بر یک مکانیزم به دست نیامده است. در مورد ارتباط ناراحتی کمر و فعالیت عضلات نیز نتایج تقریباً متناقض است. بنابراین هدف از این مطالعه ارزیابی ارگونومیک ارتباط ناراحتی کمر با فعالیت عضلات تنه در وضعیت نشسته کار با لپتاپ بود.
روش کار: بیست دانشجوی مرد، کار با لپتاپ (دو تکلیف جداگانه کار با موس و تایپ کردن) را در وضعیت نشسته پشت میز یکبار در تنظیمات عادی و یکبار در تنظیمات ارگونومیک انجام دادند. در تنظیمات ارگونومیک، ارتفاع مانیتور و محل قرار دادن کیبورد برای هر فرد تنظیم شد. فعالیت الکترومیوگرافی عضلات ارکتور اسپاین کمری، مولتیفیدوس راست و چپ، ترنسورس آبدومینیس راست و چپ، مایل خارجی و رکتوس آبدومینیس به همراه پوسچر کمر در 2 دقیقه ابتدا و انتهای انجام هر تکلیف ثبت شد. بعد از پایان هر تکلیف، شرکتکنندگان میزان ناراحتی کمر خود را با توجه به مقیاس سنجش ناراحتی اعلام کردند.
یافته ها: ناراحتی کمر ارتباط مثبتی با سطح فعالیت عضله ارکتور اسپاین کمری (57/0=r و 009/0=p) داشت. همچنین ناراحتی کمر ارتباطی منفی با زمان استراحت نسبی عضله مولتفیدوس (50/0=r و 023/0=p) و ارتباطی مثبت با زمان استراحت نسبی عضلات ترنسورس آبدومینیس (47/0=r و 039/0=p) و رکتوس آبدومینیس (45/0=r و 049/0=p) داشت.
نتیجه گیری: به نظر میرسد سطح فعالیت و زمان استراحت نسبی عضلات تنه مرتبط با ایجاد ناراحتی کمر باشند و بین این دو شاخص، احتمالا زمان استراحت نسبی عضلات، شاخص مناسب تری برای نشان دادن عوامل خطر مربوط به ناراحتی کمر باشد. البته نقش سایر عواملی که ممکن است مرتبط با ناراحتی کمر حین نشستن باشند در این مطالعه بررسی نشده است و لازم است همزمان با بررسی فعالیت عضلات، مورد توجه قرار داده شوند.
میلاد عباسی، محمدرضا منظم، منصور شمسی پور، حسین عرب علی بیک،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
مقدمه: عملکرد شغلی یک ساختار اصلی در روانشناسی صنعتی و سازمانی است. مدل های عمومی و اختصاصی متعددی برای ارزیابی عملکرد شغلی فردی وجود دارند. اگرچه این روشها ممکن است اطلاعات ارزشمندی را ارائه دهند، اما هیچ یک از آنها پیچیدگی و طیف وسیعی از رفتارهایی را که عملکرد شغلی فردی را تشکیل می دهند، پوشش نمی دهند. لذا این مطالعه مروری با هدف شناسایی تمامی مدل های موجود و ادغام آنها جهت دستیابی به یک مدل مفهومی جامع برای ارزیابی عملکرد شغلی فردی انجام گردید.
روش کار: برای دستیابی به اهداف این مطالعه، جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی از قبیل
PubMed, Scopus,Embase, و ProQuest انجام گردید. علاوه بر این، لیست منابع مقالات کاملا مرتبط نیز مورد بررسی و جستجو قرار گرفت. در نهایت با تکیه برا معیارهای ورود و خروج، مقالات مرتبط شناسایی و مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: جستجوی انجام شده در PubMed, Scopus,Embase و ProQuest در مجموع منجر به یافتن 12754 مقاله شد. پس از حذف مقالات تکراری و غیر مرتبط در نهایت 155 مقاله واجد شرایط، انتخاب شدند. از این تعداد، 83 مقاله بر اساس معیارهای خروج از مطالعه حذف شدند و 72 مطالعه باقی ماند. با غربالگری براساس متن کامل مقاله، 10 مطالعه غیرمرتبط و 5 مطالعه در خارج از دسترس نیز حذف شدند. نهایتا با بررسی مراجع ذکر شده در مقالات منتخب، 4 مقاله واجد شرایط دیگر که در استراتژی جستجو بازیابی نشده بودند، اضافه شدند. در نهایت، 61 مقاله برای بررسی بیشتر انتخاب شدند. از این میان، 19 مقاله به مدل عمومی و 19 مقاله به مدل اختصاصی ارزیابی عملکرد شغلی فردی پرداخته بودند. 23 مقاله باقی مانده نیز به توصیف و معرفی مدل ها پرداخته بودند.
نتیجه گیری: براساس مرور مطالعات، یک ساختار مفهومی برای ارزیابی عملکرد شغلی فردی استخراج گردید. ابعاد این ساختار عبارت بودند از: عملکرد وظیفه، عملکرد زمینه ای، عملکرد تطبیقی و رفتار کاری ضد تولید. این ابعاد تمامی رفتارهایی را که عملکرد شغلی فرد را تحت تاثیر قرار دهند پوشش دهد. با این وجود ممکن است بسته به زمینه کاربرد، اهمیت و جایگاه ابعاد اصلی متفاوت باشد. همچنین این مدل می تواند به عنوان یک مبنای نظری برای تحقیقات آینده در نظر گرفته شود.
منیره خادم، الهام کاظمی راد، محمدرضا منظم اسماعیل پور، مریم میرزائی حتکنی، سجاد مظفری، امیر عباسی گرمارودی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقدمه: یکی از مهمترین عوارض مواجهه با نویزها، تغییرات الگوی بیان ژنهای سیستم شنوایی میباشد. آسیبهای برگشتناپذیر گوش داخلی نظیر NIHL در اثر آسیب بافتی و تغییرات بیان ژنهای سیستم شنوایی ایجاد میگردد. تغییرات الگوی بیان ژن GJB2، باعث بروز ناشنوایی اتوزومال در لوکوس های مختلف میشود. هدف از انجام این مطالعه، بررسی میزان بیان ژن GJB2 در بافت حلزون گوش مواجهه یافته با صدای سفید است.
روش کار: در این مطالعه تجربی، 10 سر رت ویستار به دو گروه مواجهه و یک گروه کنترل تقسیمبندی شدند. دو گروه آزمایش در معرض مواجهه با صدای سفید یکنواخت (حدود فرکانسی 20000-100 هرتز و مقدار تراز فشار صوت 120-118 دسیبل) قرار گرفتند. جهت مطالعات بافتشناسی و بیان ژن، پس از بافتبرداری از حلزون گوش، به ترتیب آزمایشات بافتشناسی، استخراج RNA، سنتز cDNA و آنالیز qRT-PCR انجام گرفت.
یافته ها: نتایج نشان داد که میزان بیان نسبی ژن GJB2 در گروه مواجهه W1 و گروهW2 به ترتیب 0/02 و 0/12 برابر نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری یافته بود (p-value<0.05). از طرفی نتایج مطالعۀ بافتشناسی نشان داد که بافت حلزون در گروه مواجهه W1 آسیب بیشتری نسبت به W2 دیده بود.
نتیجه گیری: کاهش معنادار این سطح از میزان بیان نسبی ژن GJB2 و آسیب بازگشتناپذیر گانگلیون عصب شنوایی و غشای رایسنر، سبب تغییرات الگوی بیان این ژن در بافت حلزون گوش و تقویت بروز نقص شنوایی غیر سندرمی حسی-عصبی میگردد.
مرضیه عباسی نیا، امید کلات پور، مجید معتمد زاده، علیرضا سلطانیان، ایرج محمدفام، محمد گنجی پور،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: شرایط اضطراری شرایطی ناخواسته و غیرقابلپیشبینی است. در این شرایط عملکرد افراد تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار میگیرد که موجب ایجاد استرس میشود. این استرس منجر به تغییرات فیزیولوژیکی شده و میتواند اشتباه در قضاوت یا اشتباهات عملیاتی را افزایش دهد. همچنین واکنش افراد در هنگام وقوع حوادث و شرایط اضطراری، نقش مهمی در کاهش یا افزایش میزان ریسک دارد. عملکرد افراد در چنین شرایطی میتواند بر میزان وقوع خطای انسانی نیز تأثیر داشته باشد. وقوع خطای انسانی در این شرایط میتواند منجر به پیامدهای فاجعهبار و آسیب و خسارات شدید شود؛ بنابراین ارزیابی احتمال خطای انسانی در این شرایط اهمیت زیادی دارد. این مطالعه با هدف ارزیابی خطای انسانی در شرایط اضطراری انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که در یک صنعت پتروشیمی در استان مرکزی در سال 1398 انجام شد. ابتدا از روش آنالیز سلسله مراتبی فازی (FAHP) برای انتخاب و اولویتبندی شرایط اضطراری موجود در صنعت استفاده شد. جهت ارزیابی خطاهای انسانی در این شرایط پس از تعدیل کردن (Adjust) شرایط اثرگذار بر عملکرد افراد (CPC)، وزن آنها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین شد و درنهایت با استفاده از روش CREAM فازی، احتمال خطای انسانی در شرایط اضطراری موردمطالعه محاسبه شد.
یافته ها: نتایج بهدستآمده از روش آنالیز سلسله مراتبی فازی نشان داد که نشت هیدروژن از محل اتصالات سیلندر در قسمت سیلندر پر کنی واحد الفین مهمترین شرایط اضطراری در صنعت موردمطالعه بود. بیشترین وزن نسبی شرایط اثرگذار بر عملکرد افراد در شرایط اضطراری موردمطالعه، مربوط به «شرایط کار» بود (0.256). نتایج ارزیابی خطای انسانی به روش CREAM نشان داد که سطح کنترل تاکتیکی، سطح کنترلی غالب در وظایف موردبررسی بود. وظیفه کنترل عملیات با احتمال 0.0075 بیشترین احتمال خطای انسانی در شرایط اضطراری موردمطالعه را کسب کرد. کمترین احتمال خطای انسانی نیز مربوط به وظایف تیم درمان بود (0.0056).
نتیجه گیری: با استفاده از این روش میتوان یک برنامه عملی و کاربردی جهت جلوگیری از وقوع خطای انسانی در شرایط اضطراری و مختص هر صنعت تعریف کرد. در این روش اطلاعات کیفی و کمی میتوانند مورد ارزیابی قرار گرفته و همچنین نظر متخصصین و خبرگان در مورد شرایط و وظایف موردبررسی که در هر صنعت، مختص همان صنعت است، نیز در نظر گرفته میشود. با این روش همچنین بهخوبی میتوان عناصر پراهمیت و داری وزن بالا در بروز خطاهای انسانی را مشخص و اقدامات اساسی جهت کنترل آنها را برنامهریزی نموده و در اولویت قرار داد.
علیمحمد مصدقراد، علیرضا صدرایی، محمدرضا منظم اسماعیلپور، سید جمالالدین شاه طاهری، سید ابوالفضل ذاکریان، عادل مظلومی، منیره خادم، محیا عباسی، علی کریمی، فریده گلبابایی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: دانشگاهها نقش کلیدی در ایجاد جامعه دانشمحور و توسعه پایدار آن بر عهده دارند. برنامهریزی استراتژیک با تقویت ساختارها، فرآیندها و پیامدهای سازمانی موجب دستیابی به مزیت برتری میشود. مطالعه حاضر با هدف تدوین برنامه استراتژیک گروه بهداشت حرفهای دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران انجام شد.
روش کار: در این مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی، کمیته برنامهریزی استراتژیک با حضور اساتید گروه بهداشت حرفهای و گروه علوم مدیریت و اقتصاد بهداشت دانشکده بهداشت تشکیل شد. کمیته برنامهریزی استراتژیک با استفاده از ماتریس قوت، ضعف، فرصت و تهدید، به ارزشیابی استراتژیک محیط داخلی و خارجی گروه بهداشت حرفهای پرداخت. سپس، مأموریت، دورنما، ارزشها، اهداف کلی و اختصاصی برای ارتقای عملکرد گروه بهداشت حرفهای تدوین شد. همچنین، برنامه عملیاتی شامل اقدامات دستیابی به اهداف تدوین گردید.
یافته ها: وجود اساتید و کارشناسان مجرب، آزمایشگاههای تخصصی، مجلات تخصصی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی و شورای ارتباط با صنعت از مهمترین نقاط قوت و سرفصل دروس تئوریک و غیرکاربردی، نقص پروتکلهای آموزشی، ارتباط ضعیف با صنایع، کمبود منابع، انگیزه پایین کارکنان و ضعف تعاملات بینالمللی از مهمترین نقاط ضعف گروه بهداشت حرفهای بودند. حمایت هیئترئیسه دانشکده بهداشت، وجود شورای ارتباط با صنعت دانشکده و دانشگاه، امکان استفاده از کارکنان و امکانات دانشکدههای دانشگاه، وجود آزمایشگاه جامع تحقیقات دانشگاه، امکان استفاده از قابلیتهای بخش خصوصی و افزایش تقاضا برای پژوهش در صنعت از فرصتهای موجود برای پیشرفت گروه بهداشت حرفهای بودند. تورم بالا، تحریم سیاسی، عدم وجود شرکتهای مهندسی مشاور و نامشخص بودن اولویتهای تحقیقاتی صنایع، تهدیدهای مهمی برای گروه بهداشت حرفهای هستند؛ بنابراین، گروه بهداشت حرفهای در موقعیت استراتژیک احتیاطی (محافظهکارانه) قرار دارد. جهت استراتژیک گروه شامل مأموریت، دورنما، ارزشها و اهداف کلی تا سال 1404 مشخص شد. بهبود ساختارها، فرایندهای کاری و عملکرد گروه بهداشت حرفهای بهعنوان اهداف اختصاصی تعیین شدند و 81 اقدام برای دستیابی به این اهداف در نظر گرفته شد.
نتیجه گیری: گروه آموزشی، دانشکده و دانشگاه برای پیشرفت و توسعه باید دارای برنامه استراتژیک باشند. برنامه استراتژیک گروه بهداشت حرفهای دانشکده بهداشت در راستای برنامه چهارساله دانشگاه و هماهنگ با برنامههای عملیاتی معاونتهای آموزشی، بهداشتی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشکده بهداشت نوشته شد. اجرای درست این برنامه منسجم و مبتنی بر شواهد موجب بهبود عملکرد گروه بهداشت حرفهای خواهد شد.
مقداد کاظمی، صبا کلانتری، علیرضا عباسی، عباس رحیمی فروشانی، حسین مولوی، امیرحسین منتظمی، فریده گلبابایی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر ساخت مدیاهای تصفیهکننده هوا و بهویژه فیلترهای نانوالیافی با استفاده از مواد پلیمری و روش الکتروریسی در بحث کنترل آلودگی هوا بسیار موردتوجه قرار گرفته است. تولید مدیایی با کارایی بالا و افت فشار پایین موضوعی مهم در بحث فیلتراسیون هوا میباشد که مطالعات اخیر یافتههای خوبی را در این خصوص در بسترهای نانوالیافی ارائه کرده است. مطالعه حاضر با هدف امکانسنجی ساخت مدیایی از جنس پلیاتیلن ترفتالات (PET) الکتروریسی شده جهت ربایش ذرات زیرمیکرونی و میکرونی از جریان هوا انجام گرفته است.
روش کار: بهمنظور تعیین شرایط بهینه دستگاهی در ساخت مدیای PET، ابتدا طی یک مطالعه پایلوت درصدهای مختلف وزنی از محلول پلیمری PET در مخلوطی از تری فلورو استیک اسید (TFA) و دیکلرومتان (DCM) (70:30) تهیه و نیز پارامترهای مختلف دستگاهی الکتروریسی محلول (دو پمپ مدل ESDP30) موردبررسی و آنالیز قرار گرفت و تحت شرایط بهینه مذکور، فرآیند الکتروریسی انجام شد. بهمنظور بررسی خصوصیات سطحی و مورفولوژیک مدیاهای نانوالیافی تولیدشده در شرایط بهینه، از SEM و برای ارزیابی میزان افت فشار و کارایی به دام اندازی ذرات، از دستگاه تست کارایی و افت فشار ماسک و مدیا استفاده شد.
یافته ها: بر اساس یافتههای مطالعه، شرایط بهینه الکتروریسی محلول پلیمری PET در غلظت 20% وزنی به دست آمد. بر اساس نتایج، میانگین قطر نانوالیاف در مدیاهای تولیدی در شرایط بهینه، 163±600 نانومتر به دست آمد که دارای افت فشار 5.5±26.33 پاسکال، کارایی 1.67±97.42 درصد برای ذرات زیر میکرون و 0.21±99.85 درصد برای ذرات میکرونی و مقدار فاکتور کیفیت برابر با 0.1740 بود.
نتیجه گیری: مدیاهای تولیدشده، توانایی ربایش و حذف ذرات از جریان هوا را برای ذرات زیر میکرونی در گستره 99-96 درصد و برای ذرات میکرونی در گستره 100-99 درصد و میانگین افت فشار 5.5±26.33 پاسکال دارا هستند.
یونس مهری فر، مجید عباسی، کاظم صمیمی، صابر مرادی حنیفی، مصطفی پویا کیان،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
مقدمه: شاخصهای عمومی زیادی برای بررسی عملکرد ایمنی در سازمانها ارائه شده است؛ لیکن این شاخصها به دلیل ماهیت کلینگر آنها، نمیتوانند همواره منعکسکننده ی جنبههای ویژه ی عملکرد سازمان درخصوص ایمنی باشند؛ به بیان دیگر، ماهیت فعالیتهای یک سازمان، ایجاب میکند که آن سازمان از شاخصهای مختص به خود برای انعکاس بهتر عملکرد ایمنی استفاده نماید. این مطالعه، با هدف تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد ایمنی به روش دلفی و سنجش آنها در شرکت توزیع نیروی برق استان البرز انجام شد.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی-پیمایشی، از نظرات خبرگان و کارشناسان ایمنی صنعت توزیع برق (n=۱۱) در قالب روش دلفی استفاده شد. نظرات، در چهار مرحله جمعآوری و شاخصهای کلیدی نهایی شناسایی شدند. سپس از این شاخصها برای ارزیابی عملکرد ایمنی شرکت توزیع برق البرز در طی یک دوره ی ۳ ماهه استفاده شد.
یافته ها: در این مطالعه، ۳۴ فعالیت ایمنی شناسایی و ثبت گردید. در مرحله ی اول روش دلفی، ۲۰ شاخص توسط گروه خبرگان پیشنهاد گردید. در مراحل دوم و سوم، به ترتیب ۴ و ۱ شاخص به دلیل عدم کسب امتیاز لازم حذف شدند. در مرحله ی چهارم، برای ۱۵ شاخص باقیمانده، نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVIAv) محاسبه شد. نتایج، نشان داد که میانگین امتیاز عملکرد سهماههی مناطق و ادارات توزیع برق استان البرز در سال ۱۳۹۵، از ۱۰۰ امتیاز شامل نظرآباد، ساوجبلاغ، مهرشهر، فردیس، غرب، شرق، طالقان و اشتهارد، به ترتیب ۷۸/۹، ۵۴/۷، ۷۸/۸، ۷۵/۹، ۷۵/۷، ۸۰/۸، ۶۱ و ۸۳/۵ بود.
نتیجه گیری: روش دلفی، تکنیکی مؤثر در شناسایی شاخصهای کلیدی عملکرد ایمنی است. شاخصهای کلیدی انتخابشده توسط خبرگان شرکتکننده در راندهای دلفی، جزو شاخصهای فعال (پیش از وقوع حادثه) بودند که عملکرد ایمنی واحدهای عملیاتی شرکت توزیع نیروی برق استان البرز را به شکل کارآمدتری منعکس میکنند. پیشنهاد میشود این شاخصها برای ارزیابی عملکرد ایمنی در سایر شرکتهای توزیع برق کشور مورد استفاده قرار گیرند.
فاروق محمدیان، محسن فلاحتی، میلاد عباسی، مجتبی ذکائی،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
مقدمه: امروزه بسیاری از صنایع دارای عوامل متعدد آسیب رسان به سلامت هستند و این امر منجر به مواجهه توام با این عوامل خواهد شد. صدا از شایعترین پارامترهای فیزیکی در محیط کار است. از طرف دیگر گرما نیز به علت فرآیندهای متنوع انرژی بر در صنایع رو به افزایش است. بنابراین این مطالعه با هدف تعیین تغییرات پارامترهای فیزیولوژیک و توجه دیداری – شنیداری در مواجهه حاد توام با گرما وصدا انجام شد.
روش کار: در این مطالعه تجربی تعداد 72 نفر (36 مرد و 36 زن) در محدودهی سنی 23 تا 33 سال بر اساس معیارهای ورود به مطالعه شرکت داشتند. در مجموع ۱۲ حالت آزمایش (3 سطح دما و 4 تراز فشار صوت) مختلف انجام شد. آزمایش برای هر فرد در 4 مرحله طی یک روز مشخص انجام شد. مدت مواجهه با هر حالت نیم ساعت و بین هر حالت آزمایش نیز نیم ساعت استراحت داده شد. نمونه بزاق هر آزمایششونده قبل و بلافاصله بعد از مواجهه با صدا و گرما با هدف تعیین میزان کورتیزول بزاق جمعآوری شد. همچنین آزمون عملکرد پیوسته دیداری و شنیداری (IVA)، بهصورت همزمان، توسط شرکتکنندگان نیز ثبت شد.
یافته ها: نتایج مواجهه توأم با صدا و گرما بر توجه دیداری و شنیداری نشان داد، تنها دو حالت مواجهه توأم SPL95+WBGT34 و SPL95+WBGT29 کاهش معنادار (05/0 P <) توجه دیداری و شنیداری گردید. علاوه بر این نتایج نشان داد که مواجهه مستقل با صدا در ترازهای 85 و 95 دسیبل و مواجهه با گرما در سطوح دمایتر گویسان 34 و 29 درجه سانتی گراد باعث افزایش قابلملاحظه و معنادار (05/0 P <) کورتیزول بزاق بعد از مواجهه میشوند. نتایج اثر مواجهه توأم با صدا و گرما بر کورتیزول بزاق نشان داد که 3 حالت آزمایشی مواجهه توأم (SPL85+WBGT34، SPL95+WBGT29 و SPL95+WBGT34) باعث افزایش قابلملاحظه و معنادار (001/0 P <)، کورتیزول بزاق شده است.
نتیجهگیری: کورتیزول بزاق را میتوان بعنوان یک شاخص فیزیولوژیک برای ارزیابی مواجهه با صدا و گرما توصیه کرد. همچنین کورتیزول بزاق نسبت به عملکرد شناختی بیشتر تحت تأثیر مواجهه صدا و گرما قرار میگیرد.
علی محمد مصدق راد، محمدرضا منظم اسمعیل پور، سید جمال الدین شاه طاهری، سید ابوالفضل ذاکریان، عادل مظلومی، منیره خادم، محیا عباسی، علی کریمی، حسن کریمی، فریده گلبابایی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف سلامت شغلی، حفظ و ارتقای سلامت کارکنان و بهبود رفاه فیزیکی، روانی و اجتماعی آنها از طریق پیشگیری، کنترل و حذف مخاطرات شغلی است. در این راستا، هماهنگی و ادغام فعالیتهای آموزشی، پژوهشی و خدماتی به منظور پیشگیری و کنترل مخاطرات بالقوه سلامت شغلی جامعه تحت پوشش ضروری است. این مطالعه با هدف تدوین برنامه جامع اقدام مشترک بهداشت حرفهای دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران انجام شد.
روش کار: در این مطالعه اقدام پژوهی مشارکتی، کمیته برنامه ریزی استراتژیک با حضور اساتید گروه بهداشت حرفه ای دانشکده بهداشت و مدیران و کارشناسان گروه بهداشت حرفه ای معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران تشکیل شد. کمیته برنامهریزی استراتژیک به ارزشیابی استراتژیک محیط داخلی و خارجی گروههای بهداشت حرفه ای در دانشکده بهداشت و معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران پرداخت و نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدهای موجود را شناسایی کرد. سپس، اهداف کلی و اختصاصی در زمینه ارتقای سلامت شغلی جامعه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران تدوین شد. همچنین، استراتژیها و اقدامات ممکن برای دستیابی به اهداف تعیین شده شناسایی و بهترین و موثرترین استراتژی ها انتخاب شدند. در نهایت، برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف برای سال 1400 تدوین شدند.
یافته ها: انجام این پژوهش کاربردی منجر به ارزشیابی استراتژیک محیط درونی و بیرونی گروههای بهداشت حرفه ای دانشکده بهداشت و معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، تعیین جهت استراتژیک و اهداف کلی و اختصاصی و در نهایت، تدوین برنامه عملیاتی دستیابی به اهداف شد.
نتیجه گیری: برنامه جامع اقدام مشترک بهداشت حرفهای دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران با رویکرد مشارکتی و سیستمی تدوین شد. اجرای درست این برنامه میتواند منجر به بهبود شاخصهای بهداشت حرفهای در منطقه تحت پوشش دانشگاه شود. همکاری دانشگاه و صنعت برای توسعه پایدار جامعه ضروری است.
مجتبی ذکایی ، میلاد عباسی، محسن وحیدنیا، محمد زارعی، فردین زندسلیمی، محسن فلاحتی،
دوره 14، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: امروزه آمار ساخت و ساز پروژه های زیر زمینی در کشور رو به افزایش است، به دنبال آن نیز آمار حوادث ناشی از کار این پروژه ها رو به فزونی است. لذا بکارگیری سیستم های نظارتی اثر بخش جهت کنترل و پایش مخاطرات ایمنی و بهداشت محیط کار می تواند در کاهش حوادث و بیماریهای شغلی نقش بسزایی داشته باشد. بکارگیری ترکیبی تکنولوژی های نوین از قبیل فناوری اطلاعات، اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی و ... می تواند در تشخیص سریع و دقیق مخاطرات محیط کار قابل توجه باشد.
روش کار: رویکرد اصلی مدل پیشنهادی در این مطالعه استفاده از فناوری IOT در چارچوب مدیریت ریسک شامل شناسایی ، ارزیابی، کنترل سطح ریسک مخاطرات در فاز ساخت تونل مترو بود که خط 7 مترو تهران بعنوان محیط مورد مطالعه انتخاب گردید. روش تحقیق این مطالعه در 4 مرحله طراحی گردید. در مرحله اول قوانین، الزامات و استاندارد های ایمنی و بهداشت مرتبط با مخاطرات مذکور در سطح ملی گردآوری شد. در مرحله دوم معیار ها و حدود مجاز مواجهه شغلی مخاطرات شناسایی شده تعیین گردید و در مرحله سوم حسگر های نوری، صوتی، گاز سنج و بینایی با قابلیت اتصال به شبکه مورد بررسی قرار گرفت. برنامه نویسی کامپیوتری، نحوه دریافت، پردازش و مقایسه اطلاعات حسگرها با استانداردهای تعیین شده در مرحله چهارم انجام و سیستم های هشدار و کنترل هوشمند مربوط به مخاطرات مورد نظر پیشنهاد شد.
یافته ها: براساس مراحل تحقیق مخاطرات مهم کارگاه از قبیل صدا، کمبود روشنایی و مواجهه با گازهای Co ، متان و کمبود اکسیژن تعیین گردید و یک مدل تلفیقی با استفاده از استفاده از IOT جهت کنترل و پایش این این مخاطرات استخراج و براساس مدل موجود سنسورهای تشخیص میزان صدا، روشنایی، گاز متان و اکسیژن تعیین و کد نویسی آن بر اساس حد مجاز شغلی(OEL) تعیین گردید.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد، با بکارگیری دانش تخصصی IT و استفاده از نرم افزار و سخت افزارهای مرتبط، با ایجاد یک دانش مشترک در حوزه های IT و ایمنی و بهداشت میتوان مفهوم اینترنت اشیاء را در بکارگیری نظارت دقیق بر کنترل میزان غلظت گازهای گازهای متان و منواکسید کربن و همچنین پایش عوامل زیان آوری فیزیکی از قبیل صدا و روشنایی در محیط های کاری مختلف از قبیل فاز ساخت تونل مترو توسعه داد.
زهره شرعی، قربانعلی عباسی دره بیدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: سلامت کارکنانیک پیشبینی کننده مهم بهرهوری سازمان است لذا هدف از این پژوهش بررسی تأثیر منتورینگ معکوس و بازآفرینی شغل بر سلامت روانی و جسمی با نقش میانجی عجین شدن با کار بود.
روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی پیمایشی با محوریت کاربردی بود که بهصورت مقطعی و با استفاده از روشهای پیمایشی برای جمع آوری دادهها انجام شد. جامعه آماری شامل 330 نفر از کارکنان شرکت فولاد امیرکبیر کاشان میباشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 180 نفر و از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد شده با 63 سؤال جمع آوری شد. روایی پرسشنامه از طریق آزمون روایی همگرا و واگرا تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ تأیید شد که برای همه متغیرها از 7/0 فراتر رفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی (SPSS) و آمار استنباطی (PLS) انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که منتورینگ معکوس بر سلامت روانی و سلامت جسمی تأثیر منفی معنادار دارد
(P < 0.001) . بازآفرینی شغل بر سلامت روانی (P < 0.001) و سلامت جسمی (P = 0.001) تأثیر منفی معنادار دارند. عجین شدن در کار، تأثیر منفی منتورینگ معکوس بر سلامت روانی را بیشتر و تأثیر منفی منتورینگ معکوس بر سلامت جسمی را کمتر کرده است (P < 0.001) . همچنین عجین شدن در کار، تأثیر منفی بازآفرینی شغل بر سلامت روانی (P = 0.002) و سلامت جسمی (P < 0.001) را در بین کارکنان و مدیران شرکت فولاد امیرکبیر کاشان کاهش داده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان میدهند که مدیران با پیادهسازی شیوههای منتورینگ معکوس و بازآفرینی شغل میتوانند میزان عجین شدن با کار را کنترل کنند و با ارتقا سلامت و رفاه کارکنان، بهرهوری سازمان را حفظ کنند.
مهرداد حلمی کهنه شهری، فریده گلبابایی، سمیه فرهنگ دهقان، رضوان زنده دل، علیرضا عباسی، زهرا یادگار،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه با پیشرفت صنایع و افزایش استفاده از مایعات فلزکاری، کنترل آلایندههای ناشی از این مایعات با چالشهای بسیاری روبهرو است. این مطالعه، با هدف ارائه راهکاری برای کنترل آلایندههای ناشی از عملیات ماشینکاری از طریق طراحی یک سامانه فیلتراسیون هوا اجرا گردید.
روش کار: با توجه به شرایط ایستگاه کار و نمونه برداریهای انجام گرفته از هوای محیط کار، طراحی سامانه تهویه مکنده موضعی جهت جمعآوری آلایندههای انتشاری دستگاه سنگ محور CNC با اقتباس از استانداردVS-80-12 ACGIH انجام شد. بخش فیلتراسیون سامانه متشکل از پیشفیلتر آلومینیومی و فیلتر کلاس E11 همراه با فیلتر نانولیفی حاوی چارچوب آلی-فلزی طراحی و ساخته شد. ارزیابی عملکردسامانه با اندازهگیری غلظت عددی ذرات و غلظت جرمی میست روغنی در ورودی و خروجی سامانه انجام شد و با یک نمونه فیلتر کلاسE11، نتایج مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل از آنالیز XRD و FTIR نشان داد که ZIF-8 کریستالیتی بالایی دارد و بهطور موفقیتآمیزی در ساختار فیلتر مدیای لیفی حاوی چارچوب فلزی-آلی جایگزین شده است . نتایج ارزیابی عملکرد سامانه نشان داد که این سامانه قادر است ذرات آلاینده را بهطور مؤثر در منبع تولید آن حذف کند. بهویژه در ذرات بزرگتر، کارایی اولیه به 100% رسید و در خصوص ذرات کوچکتر از 5/2 میکرون، موفق به حذف میانگین 99% از ذرات آلاینده ها شد.
نتیجه گیری: استفاده از فیلترهای نانولیفی با چارچوب آلی-فلزی در کنار پیشفیلترهای آلومینیومی، یک راهکار موثر و کارآمد برای کنترل آلایندههای ذرهای ناشی از عملیات ماشینکاری است. با این حال، برای ارزیابی جامعتر عملکرد این سامانه، نیاز به مطالعات بیشتری در زمینه ظرفیت غبارگیری است. پیشنهاد میشود در مطالعات آینده، تاثیر عوامل مختلفی مانند دبی هوا و نوع مایع فلزکاری بر عملکرد این سامانه مورد بررسی قرار گیرد.
روح اله فلاح مدواری، حمیده بیدل، حدیث قجری، زهرا جگری، فاطمه بابایی، میلاد عباسی،
دوره 15، شماره 3 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: سروصدای محیط کار یکی از منابع اصلی مشکلات سلامتی است. صنعت کارتنسازی با توجه به ماهیت خود و همچنین فرایندهای کاری آن، دارای آلودگی صوتی زیادی میباشد که تاکنون به آن پرداخته نشده است. بنابراین این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آزردگی صوتی بر سطح اضطراب در کارگران صنعت کارتنسازی انجام شد.
روش کار: شرکتکنندگان در مطالعه 60 نفر از کارگران یک شرکت کارتنسازی بودند که بر اساس مواجهه صوتی به دو گروه مواجهه (تراز صوتی بیش از 85 دسیبل) و کنترل (تراز صوتی کمتر از 85 دسیبل) تقسیم شدند. مواجهه صوتی افراد در محل کار مطابق با استاندارد ISO 9612:2009 و با استفاده از دزیمتر TES-1354 اندازهگیری شد. سطوح اضطراب با استفاده از پرسشنامه اضطراب اسپیلبرگر (STAI) ارزیابی شد، در حالی که آزردگی صوتی با استفاده از یک مقیاس آنالوگ بصری 100 درجه ای اندازه گیری شد. تحلیل آماری با استفاده نرم افزار آماری STATA انجام شد.
یافته ها: میانگین سنی و سابقه کاری افراد مورد مطالعه به ترتیب، 78/35 و 78/10 سال به دست آمد. نتایج نشان داد که تفاوت معنیداری (P-value <0.05) در میانگین نمره آزردگی صوتی وجود دارد. بطوریکه میانگین نمره آزردگی صوتی در گروه مواجهه به طور قابل توجهی بالاتر (03/88) از گروه غیرمواجهه (6/47) بود. میانگین نمرات اضطراب در گروه مواجهه و کنترل به ترتیب 81/106 و 6/101 به دست آمده. علاوه بر این، تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که هر واحد افزایش در سطح آزردگی صوتی منجر به افزایش 08/1 برابری در اضطراب در گروه مواجهه میشود.
نتیجه گیری: آزردگی صوتی اغلب شایعترین پاسخ روانشناختی به مواجهه با صدا است. بنابراین لازم است تا در محیطهای کاری از جمله صنایع، اقدامات کنترلی مناسب جهت کاهش صدا از جمله طراحی مجدد ایستگاههای کاری، شناسایی و کنترل صدا در منبع، استفاده از تکنولوژی یا تجهیزات کنترل صدا نیز پیادهسازی شود.
رسول احمدپور قشلاقی، هادی احمدی وفا، رامین عباسی، پریسا مشعشعی، مهدی فیروزی، مصطفی جوانمردی، سید شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماریهای شغلی و حوادث کاری سالانه تأثیرات مالی قابلتوجهی بر صنایع، جوامع و کشورها دارند. ارزیابی ریسک ابزاری مؤثر برای مدیریت این مسائل محسوب میشود، بااینحال، بسیاری از سازمانها در اجرای آن ناکام میمانند. این مطالعه به بررسی این چالش از دیدگاه افسران بهداشت، ایمنی و محیطزیست
(Health, Safety and Environment) میپردازد.
روش کار: در این پژوهش، از مصاحبههای نیمهساختاریافته فردی استفاده شد و طی یک دوره دو ماهه در مجموع ۳۰ مصاحبه با افسران HSE انجام گرفت. تحلیل محتوای استقرایی برای بررسی مصاحبهها به کار گرفته شد. پس از تجزیهوتحلیل مصاحبهها، کدهای استخراجشده دستهبندی شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که هفت دسته اصلی از موانع شناسایی شدهاند که هر یک شامل چندین زیرگروه هستند. این دستههای اصلی عبارتاند از: منابع، دانش فنی، موانع قانونی و مقرراتی، مسائل فرهنگی، عدم تفکر مبتنی بر ریسک در سازمان، مسائل فردی، و فقدان تعامل و ارتباطات.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که در صنایع استان آذربایجان شرقی، هفت مانع اساسی در مسیر اجرای سیستم مدیریت ریسک و انجام ارزیابی ریسک وجود دارد. این موانع میتوانند بهطور مستقیم بر شناسایی، تحلیل و کنترل ریسکها تأثیر گذاشته و باعث کاهش کارایی فرآیندهای ایمنی و بهداشت شغلی شوند. بنابراین، برای انجام یک ارزیابی ریسک مؤثر و ارتقای سطح ایمنی در محیطهای صنعتی، ضروری است که سیاستگذاران، مدیران صنایع و نهادهای نظارتی این موانع را بهدقت شناسایی و تحلیل کرده و راهکارهای مناسبی برای رفع آنها ارائه دهند. ضروری است که مدیران صنایع برای رفع موانع مرتبط با منابع، به تخصیص بودجه مستقل و کافی برای ارزیابی ریسک (مانند خرید نرمافزار مدیریت ریسک) و پرداخت هزینه برای اقدامات کنترلی پس از ارزیابی، اهتمام ورزند. علاوه بر این، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی، بازسازی نظامهای مدیریتی و تقویت تعاملات بین سازمانهای نظارتی و صنایع میتواند به بهبود فرآیند ارزیابی ریسک و مدیریت ایمنی در این حوزه کمک کند.