6 نتیجه برای درمانی
آرام تیرگر، فرشته غلامی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده
مقدمه: ورود ناخواسته سوزن به بدن و خطر انتقال طیف وسیعی از عوامل بیماری زا یک مشکل کاملا" شناخته شده و ناشی از مواجهه شغلی در پرسنل بهداشتی– درمانی به ویژه حرفه پرستاری است. با توجه به کثرت شاغلین این حرفه از سویی و امکان پیشگیری از بسیاری آسیب های ناشی از سوزن، هدف از انجام این مطالعه، بررسی وضعیت این مشکل شغلی و تعیین برخی عوامل مرتبط با آن در میان پرستاران بوده است.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت مقطعی و سرشماری در میان 340 تن از پرستاران شاغل در بیمارستان های دولتی و یک بیمارستان غیر دولتی شهرهای بابل و امیرکلا (از شهرهای شمال کشور) و با حداقل یک سال سابقه کار طی فصول پاییز و زمستان به اجرا در آمد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه هایی به همین منظور مشتمل بر اطلاعات فردی و برخی عوامل موثر شغلی مانند کسب آموزش های لازم، عادات شغلی نادرست مانند گذاردن مجدد درپوش سوزن استفاده شد. برای پردازش داده ها از نرم افزار آماری SPSS و شاخص های آمار توصیفی به همراه آزمون آماری کای دو استفاده گردید.
یافته ها: ورود ناخواسته سوزن به بدن پرستاران مورد بررسی با میانگین سنی 7/7 +- 33/8 سال و میانگین سابقه کار 8+-10/3 سال، از نسبتی برابر با 59/7 درصد برخوردار بوده وانجام آزمون آماری کای دو گویای اختلاف معنی دار آماری بین وقوع آسیب در گروه های مختلف از نظر سن، سابقه کار و کسب آموزش هم چنین عوامل خطری نظیر گذاردن مجدد درپوش سوزن بود.
نتیجه گیری: با توجه به اثرات مثبت آموزش و اثرات منفی عادات کاری نادرست، تکمیل و تکرار آموزش های حرفه ای برای پرستاران ضروری است.
ویدا رضائی هاچه سو، شادی نادریان فعلی، خدیجه ماجانی، رجبعلی حکم آبادی، فریده گلبابایی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقدمه: پاندمی کووید-19 تأثیر قابلتوجهی بر سلامت روان کارکنان بهداشتی-درمانی داشته است. هدف از این مرور نظاممند و متاآنالیز تعیین شیوع تجمیعی اضطراب و افسردگی بین کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی ایران طی پاندمی کووید-19 میباشد.
روش کار: در این مرور نظاممند و متاآنالیز، پایگاه دادههای Web of Science، Scopus، Medline (PubMed)، Embase، SID، Magiran و موتور جستجوی Google Scholar بهمنظور یافتن مطالعاتی که شیوع اضطراب و افسردگی را در کارکنان بهداشتی-درمانی طی پاندمی کووید-19 در بازه زمانی دسامبر 2019 تا دهم ژوئن 2021 گزارش کردهاند بررسی شدند. ارزیابی کیفیت مطالعات اولیه بهوسیله ابزار Newcastle-Ottawa انجام و از مدل اثرات تصادفی برای برآورد میزان شیوع تجمیعی استفاده شد. همچنین برای ارزیابی میزان ناهمگنی (هتروژنیتی) بین نتایج مطالعات از آزمونχ2 و شاخصI2 استفاده گردید. میزان شیوع تجمیعی اضطراب و افسردگی در زیرگروه ها بر اساس شدت اضطراب و افسردگی، ابزار ارزیابی و شغل کارکنان گزارش شد.
یافته ها: از مجموع ۴۸۸ مقالۀ بهدستآمده در جستجوی اولیه، درنهایت 10 مقاله مرتبط شناسایی و وارد مرور نظاممند و متاآنالیز شدند. شیوع تجمیعی اضطراب 42% (فاصله اطمینان 95 درصد: 25 تا 75) و شیوع تجمیعی افسردگی 35% (فاصله اطمینان 95 درصد: 19 تا 55) بود. شیوع تجمیعی اضطراب در گروه شغلی پرستاران 54% (فاصله اطمینان 95 درصد: 39 تا 70) و در همۀ کارکنان بخش سلامت 29% (فاصله اطمینان 95 درصد: 17 تا 44) بود. شیوع تجمیعی افسردگی در گروه شغلی پرستاران 46% (فاصله اطمینان 95 درصد: 30 تا 63) و در همۀ کارکنان بخش سلامت 17% (فاصله اطمینان 95 درصد: 10 تا 26) بود.
نتیجه گیری: یافتههای این مطالعه حاکی از شیوع بالای اضطراب و افسردگی در کارکنان بهداشتی-درمانی در ایران طی همهگیری کووید-19 است. برنامهریزی در جهت انجام مداخلات پیشگیرانه و درمانی بهمنظور کاهش بار روانی ناشی از همهگیری ضرورت دارد.
پوریا احمدی جلالدهی، ژیلا یاوریان، فریده گلبابایی، صبا کلانتری، عباس رحیمی فروشانی، حسین عباسلو،
دوره 13، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: کووید-19 در سالهای اخیر یکی از مهمترین معضل بهداشتی در جهان بوده که منجر به مرگ و میر و بیماری بسیاری از افراد گردیده است. مراکز بهداشتی –درمانی به عنوان خط مقدم که غالباً بیماران و افراد مشکوک به آن مراجعه میکردند، منبعی برای انتقال بیماری از طریق هوا به عنوان راه اصلی انتقال آن بوده اند. لذا، مطالعه حاضر به بررسی ارزیابی ریسک انتقال هوابرد کووید-19 در یک مرکز درمانی پرداخته است.
روش کار: در مطالعه حاضر، دو بخش اتاق نمونهگیری و سالن انتظار یک مرکز منتخب بهداشتی-درمانی منتخب کرونا جهت ارزیابی ریسک انتقال هوابرد ویروس کووید-19 تحت دو سناریوی مختلف و با در نظر گرفتن فعالیت، تعداد مراجعین، مدت زمان مواجهه و نرخ تنفس انتخاب شدند. به منظور بررسی ارزیابی ریسک انتقال هوابرد ویروس کووید-19 از معادله ویلز-ریلی استفاده شد.
یافته ها: این مطالعه نشان داد که با افزایش بار ویروسی، میزان کوانتای منتشر شده برای همه انواع فعالیتها افزایش پیدا میکند. میزان نرخ انتشارکوانتا، در فعالیت از نوع صحبت با صدای غیریکنواخت، در هر دو بخش مورد بررسی بیشتر از سایر فعالیتهای بازدمی بوده است (P-Value<0.001) و در عمل تنفس به نسبت سایر فعالیتها کمتر است. همچنین در اتاق نمونهگیری، میزان کلی نرخ انتشارکوانتا اندکی بیشتر از سالن انتظار بود که البته از نظر آماری معنادار نبود. همچنین، محاسبه ریسک انتقال هوابرد نشان داد که احتمال انتقال هوابرد ویروس در اتاق نمونه گیری حدود 2 تا 8 درصد بالاتر از سالن انتظار بوده و استفاده از ماسک میتواند به میزان 77 تا 81 احتمال انتقال ویروس را کاهش دهد.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه همواره ریسک انتقال هوابرد در اتاق نمونهگیری و سالن انتظار وجود داشته و استفاده از ماسک باعث کاهش چشمگیر احتمال انتقال هوابرد ویروس میشود. بنابراین، اتخاذ تدابیر بهداشتی مناسب مانند جلوگیری از تجمع، استفاده از ماسک، پرهیز از صحبت با صدای بلند، رعایت فاصله گذاری اجتماعی میتواند به کاهش احتمال انتقال هوابرد ویروس کووید منجر شود.
مهدی جعفری ندوشن، امیرهوشنگ مهرپرور، محمدعلی قوه ندوشن، رضا جعفری ندوشن، علی کریمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: ایمنی در مراکز بهداشتی و درمانی برای سلامت و رفاه کارکنان، بیماران و اثربخشی سازمانی از اهمیت بالایی برخوردار است. در سالهای اخیر مطالعات مختلفی به بررسی ارتباط انواع سبکهای رهبری و عملکرد ایمنی به عنوان یکی از شاخصهای ارتقای ایمنی، پرداختهاند. مرور سیستماتیک حاضر به بررسی ارتباط بین سبکها و رویکردهای مختلف رهبری با عملکرد ایمنی کارکنان مراکز بهداشتی درمانی میپردازد تا درک بهتری از تأثیرات مثبت یا منفی رهبری بر عملکرد ایمنی کارکنان ارائه دهد و راهکارهایی برای بهبود عملکرد ایمنی در مراکز بهداشتی-درمانی پیشنهاد کند.
روش کار: جستجو در پایگاههای Scopus، Pubmed و Web of Science (ISI) انجام شد. از کلمات کلیدی منعکسکننده سبکهای رهبری، عملکرد ایمنی و کارکنان مراکز بهداشتی درمانی استفاده شد. مطالعات منتشر شده تا انتهای سال 2024 استخراج و طبق PRISMA و معیارها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: در نهایت 19 مقاله مرتبط انتخاب و وارد مطالعه شد. در طی بررسی مطالعات یازده سبک یا رویکرد رهبری در ارتباط با عملکرد ایمنی در محیطهای بهداشتی و درمانی مختلف شناسایی شد. این یازده سبک یا رویکرد رهبری شامل رهبری تحولآفرین، رهبری مبادله رهبر-عضو، رهبری بازخوردی و ارتباطات با اولویت ایمنی، رهبری اخلاقی، رهبری توانمند ساز، رهبری مخرب و ناهماهنگ (تعامل رهبری تحولآفرین و بیاحترامی)، رهبری تعاملی، رهبری وظیفه محور، رهبری اصیل، رهبری ایمنی و رهبری خدمتگزار بود. تمام سبکها یا رویکردهای رهبری بهجز رهبری مخرب و ناهماهنگ، تأثیر مثبت مستقیم یا غیرمستقیم بر عملکرد ایمنی داشتند. همچنین بیشترین تعداد مطالعات (4=n) مربوط به هر یک از سبکهای رهبری تحولآفرین و رهبری مبادله رهبر – عضو بود.
نتیجه گیری: انتخاب سبکهای رهبری مناسب میتواند به ارتقای ایمنی، کاهش حوادث شغلی و بهبود کیفیت خدمات در محیطهای بهداشتی درمانی کمک کند. یافتههای این پژوهش بر ضرورت توسعه سبکهای رهبری مؤثر و تقویت رویکردهای مدیریتی مناسب برای بهبود ایمنی در مراکز بهداشتی و درمانی تأکید دارد.
نازنین صفری، علیرضا کاظمیان طالخونچه، عارفه جعفرزاده کهنلو، سعید احمدی، غلامرضا مرادی،
دوره 15، شماره 4 - ( 10-1404 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با صدا یکی از شایعترین عوامل زیانآور در حرفه دندانپزشکی است که میتواند پیامدهای قابلتوجهی داشته باشد. شرایط آکوستیکی نامطلوب محیط نیز می تواند شرایط را بدتر کرده و منجر به کاهش وضوح گفتار، خستگی شنوایی و کاهش کیفیت ارتباط میان پزشک و بیمار شود. در این راستا، طراحی مداخلات آکوستیکی مؤثر میتواند نقش مهمی در بهبود صوتی ایفا کند.
روش کار: این پژوهش بهصورت تجربی در یک کلینیک دندانپزشکی دانشگاهی انجام شد. پس از اندازهگیری تراز فشار صوت، زمان بازآوایی (RT60) و شاخص انتقال گفتار (STI)، مقدار جاذب پشم سنگ مورد نیاز با فرمول سابین تعیین شد. پنلها بهصورت سازهای بر روی دیوارهای کلینیک نصب شد و پس از گذشت 24 ساعت، مجددا تراز فشار صوت، RT60 و STI اندازه گیری و جهت تعیین تاثیر مداخله از آزمون های آماری مناسب استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد تراز فشار صوت قبل و بعد از نصب پنل تفاوت معناداری دارد و پس از اجرای مداخله کاهش یافته است (p-value <0/05). زمان بازآوایی در فرکانس غالب 2000 قبل از مداخله 992/0 ثانیه بود و پس از اجرای مداخله به 599/0 ثانیه رسید (p=0/027, z= 2.207). در رابطه با شاخص انتقال گفتار نیز در مرکز اتاق از 64/0 و سطح «متوسط» به 85/0 و سطح «عالی» ارتقا پیدا کرد که نشان دهنده افزایش وضوح گفتار است.
نتیجه گیری: طراحی هدفمند مداخله صوتی، توانست شاخصهای آکوستیکی کلینیک را به محدودههای توصیهشده نزدیک کند و کیفیت شنیداری فضا را بهبود بخشد. کاهش محسوس زمان بازآوایی و تراز فشار صوت همراه با افزایش شاخص وضوح گفتار بیانگر کارایی بالای این مداخله است. یافتهها نشان میدهد که استفاده از جاذبهای صوتی میتواند بهعنوان یک راهکار عملی، کمهزینه و قابلاجرا برای ارتقای شرایط آکوستیکی و بهبود ارتباط گفتاری در محیطهای درمانی و آموزشی دندانپزشکی به کار گرفته شود و در بهبود تمرکز، رضایت و کارایی نقش مؤثری داشته باشد.
پیام خانلری، احمدعلی نوربالا تفتی، فخرالدین قاسمی، شهرزاد قیاسوندیان، کمال اعظم، سید ابوالفضل ذاکریان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی به دلیل عوامل استرسزای مرتبط با شغل، با میزان بالایی از افسردگی و اضطراب مواجه هستند که به رفاه آنها آسیب میرساند و کیفیت مراقبت و ایمنی بیمار را به خطر میاندازد. این مطالعه با هدف ادغام شواهد و بینشهای متخصص/ذینفعان برای شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبتهای بهداشتی، مداخلات هدفمندتر و تخصیص کارآمد منابع را امکانپذیر میسازد.
روش کار: این مطالعه کیفی-رتبهبندی از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با مدیران بهداشت حرفهای بیمارستان که به صورت هدفمند نمونهگیری شده بودند، برای شناسایی عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی استفاده کرد. مصاحبهها ضبط، رونویسی و با استفاده از تحلیل محتوا در MAXQDA تا اشباع تجزیه و تحلیل شدند. سپس عوامل شناسایی شده توسط متخصصان روانشناسی صنعتی سازمانی و روانپزشکان با استفاده از یک نظرسنجی لیکرت پنج امتیازی رتبهبندی شدند.
یافته ها: با دوازده مدیر بهداشت حرفهای مصاحبه شد و 19 متخصص رتبهبندی را تکمیل کردند. 51 عامل در 19 زیرگروه و چهار سطح اصلی سیستم کاری شناسایی شد: فردی (14 عامل)، وظیفه و شغل (16)، سازمانی (12) و خارجی (9). در رتبهبندی، سابقه بیماری روانی مهمترین عامل (میانگین ۴.۳۶) و کار با اتوماسیون کماهمیتترین عامل (۲.۸۴) ارزیابی شد؛ ۱۱ عامل امتیاز بالاتر از ۴ و بسیاری از عوامل امتیاز ۳.۵-۴ کسب کردند.
نتیجه گیری: این مطالعه با استفاده از یک رویکرد مبتنی بر سیستم و نظرات ذینفعان، عوامل مؤثر بر سلامت روان کارکنان مراقبتهای بهداشتی-درمانی را در چهار سطح فردی، وظیفه و شغل، سازمانی و خارجی شناسایی و اولویتبندی کرد و مداخلات هدفمندتر و مبتنی بر شواهد را امکانپذیر ساخت.