سعید امیدی، قربانعلی جنت فریدونی، ربیع ا... فرمانبر، محمود حیدری،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: درک ریسک در ایمنی و بهداشت از اهمیت بالایی برخوردار است و بر رفتار اثر می گذارد. بسیاری از حوادث به این علت رخ می دهند که افراد درک درستی از آنها ندارند. حوادث می توانند پیامد مهم درک ریسک یا به طور دقیق تر درک نادرست از ریسک باشند. آموزش همواره به طور گسترده ای به عنوان یکی از اجزای مهم در برنامه های کنترل خطرات شغلی و مدیریت خطرات شناخته می شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه رفتاربرنامه ریزی شده بر درک ریسک کارکنان آتش نشانی واحدهای عملیاتی انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع کارآزمایی شاهد دار تصادفی می باشد، که بر روی 92 نفر از آتش نشانان شهر رشت در سال 1397 صورت گرفت. نمونه گیری به صورت خوشه ای بود و آتش نشانان به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل، هر گروه 46 نفر قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته مشتمل بر سه بخش، اطلاعات جمعیت شناختی، درک ریسک، تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. برنامه آموزشی شامل 5 جلسه 75-30 دقیقه ای برای هرگروه (6 گروه 8-7 نفری) براساس تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. داده ها در دو نوبت قبل و 1 ماه بعد از مداخله آموزشی جمع آوری شد و به وسیله آزمون های آماری کای دو، تی مستقل و زوجی، یو من ویتنی و ویلکاکسیون با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین سنی آتش نشانان مورد مطالعه 17/5±91/35سال بود و اختلاف معناداری بین دو گروه از لحاظ متغیرهای دموگرافیک مشاهده نگردید. بین دو گروه تحت مداخله و کنترل قبل از مداخله آموزشی، اختلاف معناداری از لحاظ درک ریسک، سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده و رفتارهای خودگزارش دهی وجود نداشت، اما پس از اجرای مداخله آموزشی این متغیرها در گروه تحت مداخله افزایش معناداری یافت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشانگر بهبود درک ریسک آتش نشانان بر اثر مداخله آموزشی مبتنی بر سازه های تئوری رفتار برنامه ریزی شده بود. بنابراین، تئوری رفتار برنامه ریزی شده می تواند به عنوان چهارچوب نظری مناسب برای طراحی و اجرای مداخلات درک ریسک آتش نشانان بکار رود.
زهرا نقوی کنجین، وجیهه کشاورز، خدیجه قیصر کوشکی، افسانه یزدانی نیکو، جمشید یزدانی چراتی، محسن گرگانی فیروزجایی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: درک ریسک افراد در یک موقعیت اورژانسی بر چگونگی رفتار آنها تاثیرگذار است. در زمان پاندمی یک بیماری مانند کووید-۱۹، ترس از بیماری و عواقب آن، موجب میشود تا افراد با اضطراب درگیر شوند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین درک ریسک کووید-۱۹ و تجربه اضطراب ناشی از آن در بین کارگران صنایع تولیدی انجام شد.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر بهصورت مقطعی در سال 1401 و در بین 545 نفر از کارگران صنایع تولیدی واقع در استان تهران، مازندران و خراسان شمالی انجام شد. جمعآوری اطلاعات با سه ابزار شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی برای جمعآوری اطاعات فردی، مقیاس اضطراب بیماری کووید-۱۹ (CDAS) و پرسشنامه درک ریسک و پیشبینی کنندههای روانی بیماری کووید-۱۹ انجام شد. تحلیل دادهها، با استفاده از آمارههای توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (همبستگی کانونی) در نرمافزار SPSS 25 انجام گردید.
یافته ها: میانگین و انحراف معیار سن کارگران 58/7±98/35 سال، نمره درک ریسک و اضطراب به ترتیب 31/3±89/12 و 51/1±51/4 بود. ضریب همبستگی کانونی بین درک ریسک و اضطراب ناشی از بیماری کووید-۱۹ در کانون اول برابر 734/0 و در کانون دوم برابر 229/0 و مقدار معنیداری متناظر با آنها کوچکتر از 01/0 بدست آمد. علائم روانی (بار کانونی 725/0-) و علائم جسمانی (بار کانونی 421/0-) نقش معنیداری در پی بینی تغییرپذیری درک ریسک کووید-۱۹ نشان دادند.
نتیجه گیری: درک ریسک بیماری کووید-19 منجر به کاهش اضطراب ناشی از آن شد که این تأثیرگذاری بر علائم روانی به مراتب بیشتر از علائم جسمانی بود. بنابراین در هنگام بروز پاندمیهایی شبیه به بیماری کووید-۱۹، انجام اقداماتی در راستای افزایش آگاهی و درک ریسک کارگران از عامل بیماری، میتواند در کنترل اضطراب مؤثر واقع گردد.