28 نتیجه برای زمان
امیراشکان نصیریپور، هانیه نیکومرام، فرهاد غفاری، ملاحت تاجالدینی،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1391 )
چکیده
مقدمه: رعایت الزامات سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS) و عملکرد مناسب HSE کارکنان، یکی از عوامل اثرگذار در موفقیت سازمان ها محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین رابطه فرهنگ سازمانی با عملکرد HSE کارکنان در شرکت خودروسازی سایپا بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی بود و جامعه آماری پژوهش را کارکنان تولیدی شرکت خودروسازی سایپا (N=4865 ) تشکیل می دادند که از این تعداد، 356 نفر با استفاده از فرمول نمونه گیری جامعه محدود انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و این پرسشنامه مشتمل بر سه بخش اطلاعات شخصیتی (دموگرافیک)، فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان بود که برای تبدیل گزینه های کیفی پرسشنامه به مقادیر کمی، از روش اعداد فازی مثلثی استفاده شد. داده ها از دو روش خودپاسخگویی و مشاهده از نمونه های پژوهش اخذ و با استفاده از آزمون های آمار توصیفی و ضریب همبستگی اسپیرمن، مورد تحلیل قرار گرفتند. پژوهش های مختلفی در زمینه فرهنگ ایمنی، نهادینهسازی و ارزیابی فرهنگ HSE و نقش آن در بهرهوری سازمانها و همچنین در زمینههای مختلف فرهنگ سازمانی سازمانها انجام شده، ولی براساس جستجوهای انجام گرفته، درخصوص بررسی تأثیر شاخصهای مختلف فرهنگی در سازمانها بر عملکرد HSE کارکنان مطالعاتی یافت نشده است از اینرو پژوهش حاضر برای اولین بار در صنایع کشور انجام گرفته است.
یافته ها: از بین شاخص های فرهنگ سازمانی در سازمان مورد مطالعه، شاخص کنترل ( با نمره میانگین 55/0) وضعیت بهتری نسبت به سایر مولفه ها داشت. همچنین در بین شاخص های عملکرد HSE کارکنان شرکت مورد مطالعه، شاخص عملکرد و اجرا ( با نمره میانگین 66/0) دارای وضعیت مطلوب تری نسبت به سایر مولفه ها بود. بین عملکرد HSE کارکنان با هرکدام از مولفه های فرهنگ سازمانی ( به غیر از شاخص سیستم پاداش دهی با سطح معنی دار 112/0 و ضریب همبستگی اسپیرمن 084/0 ) رابطه معنی داری مشاهده شد.
نتیجه گیری: با توجه به رابطه مثبت بین فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان در شرکت مورد مطالعه، هرچه به شاخص های فرهنگ سازمانی توجه بیشتری مبذول گردد، عملکرد HSE کارکنان بهبود می یابد و با اقداماتی از قبیل بهبود و تقویت شاخص های فرهنگی که بیشترین تأثیر را بر عملکرد HSE کارکنان دارند، می توان شاهد بهبود بیشتر فرهنگ سازمانی و عملکرد HSE کارکنان این سازمان بود.
رضا ارجمندی، پروین نصیری، احمد اسماعیلی،
دوره 2، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
مقدمه: مدیران صنایع امروزی از طرفی با حجم بسیار وسیع اطلاعات رسیده از درون و برون سازمان و از طرف دیگر با موارد بی شماری از مشکلات و تهدیدهای درون و برون سازمانیمواجه می باشند که نیازمند تصمیم گیری مناسب است. یکی از مهمترین مشکلاتی که مدیران به خصوص در کشورهای در حال توسعه با آن مواجه هستند، انتخاب و هدایت برنامه های بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE) متناسب با نیازمندی های سازمانهای تحت مدیریت ایشان میباشد، زیرا سازمانها مانند انسان دارای دوره های مختلف عمر سازمانی هستند که هر یک از این دوره ها ویژگی ها و نیازمندی های خاص خود را دارد.
روش کار:در این مقاله با استفاده از ویژگی های هر دوره از عمر سازمان و تهیه پرسشنامه تعیین مرحله ی عمر سازمانی،سازمانهای مختلف با توجه به مرحله عمر سازمانی به 5 گروه تفکیک می شوند. سپس با مقایسه جدول برنامه های HSE مورد نیاز برای هر مرحله از عمر سازمان و نتایج بهدست آمده از کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE، در سازمانهای مورد مطالعه به ارایه پیشنهاداتی جهت اجرای برنامه های متناسب با مراحل عمر سازمانی پرداخته می شود.
یافته ها: پرسشنامه تعیین مراحل عمر سازمانی با استفاده از 10 معیار، کارت های امتیازی تعیین برنامه های HSE با استفاده از 47 معیار برگرفته از عناصر مدل 7 عنصری انجمن تولید کنندگان نفت وگاز(OGP) و جدول برنامه های متناسب با هر مرحله از عمر سازمانی از یافته های این پژوهش هستند.
نتیجه گیری: در سازمانهای مورد مطالعه با توجه به مرحله عمر سازمانی در اجرای تعدادی از برنامه های HSE نقص و یا به طور کلی عدم اجرا مشاهده شد که با پیشنهاد روش های مدیریتی و با تاکید بر ارتقاء فرهنگ HSE و بهبود تعهد و رهبری، رهنمودهایی جهت اصلاح ارایه شد.
عبدالکاظم نیسی، سید اسماعیل هاشمی شیخ شبانی، طیبه رحیمی پردنجانی، نسرین ارشدی، کیومرث بشلیده،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
مقدمه: مطالعات نشان می دهد که حدود 90 درصد حوادث ناشی از کار به علت رفتارهای ناایمن و خطای انسانی روی می دهند. شناسایی عواملی که پیشبینی کننده رفتارهای ناایمن هستند در پیشگیری از این حوادث مفید می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های شخصیتی، شناختی و سازمانی به عنوان پیش بین های رفتارهای ناایمن کارکنان صف یک شرکت صنعتی در شهر بجنورد می باشد.
.
روش کار: نمونه پژوهش در مرحله اصلی شامل 300 گارگر و در مرحله اعتباریابی شامل 100 کارگر بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. در ابتدا شرکت کنندگان با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمن، به دو گروه (ایمن و ناایمن) تقسیم شدند. سپس هر گروه، با استفاده از پرسشنامه شخصیتی پنج عامل بزرگ، پرسشنامه کارآمدی ایمنی، مقیاس تمرکز تنظیمی در کار، مقیاس جوّ ایمنی، مقیاس انگیزش ایمنی، مقیاس شایستگی ایمنی و پرسشنامه فشار کاری ادراک شده مورد سنجش قرار گرفتند. در این پژوهش برای تحلیل داده ها از روش تحلیل ممیز و در بخش اعتباریابی از تحلیل عاملی تاییدی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
.
یافته ها: یافته های حاصل از کاربرد معادله ممیز، فرضیه پژوهش را تأیید کرد. به بیان دیگر، از روی متغیرهای روان رنجورخویی، برونگرایی، توافق جویی، وجدانی بودن، کارآمدی ایمنی، تمرکز تنظیمی و ابعاد آن، جوّ ایمنی و ابعاد آن، انگیزش ایمنی، شایستگی ایمنی و گرانباری نقش، می توان رفتارهای ناایمن کارکنان را پیش بینی شود.
.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر اهمیت شایستگی ایمنی، تمرکز پیشگیری، قوانین و رویه های ایمنی، کارآمدی ایمنی و وجدانی بودن را به عنوان پیش بین های رفتارهای کاری ناایمن نشان می دهد. بنابراین توصیه می شود در دوره های آموزش ایمنی و به منظور انتخاب افراد برای محیط های پرخطر، بر این متغیرها تکیه کنیم.
مهسا ناصرپور، محمد جواد جعفری، محمد رضا منظم، حمیدرضا پورآقا شاهنشین، مهناز صارمی، سارا جام بر سنگ،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: در اکثر محیطهای صنعتی، افراد روزانه در معرض مواجهه با صدا قرار دارند. مواجهه با این عامل مخاطره آمیز فیزیکی میتواند اثرات زیان بار فوری و تاخیری را در پی داشته باشد. از جمله اثرات مواجهه با صدا میتوان به افت عملکردهای شناختی در افراد اشاره نمود که پیامد اصلی آن بروز حوادث شغلی است. در این مطالعه سعی شده است تا تأثیر مواجهه با ترازهای مختلف انواع صداهای با اندیس هارمونیک متوسط ، زیر و بم بر عملکردهای شناختی مورد بررسی قرار گیرد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی 33 دانشجو در محدوده سنی 35-23 سال به انجام آزمونهای شناختی پرداختند. در حین انجام این آزمونها افراد با سه نوع صدای متوسط، زیر و بم در چهار تراز 45، 75، 85 و 95 دسیبلآ مواجهه یافتند. برای ارزیابی عملکرد شناختی این افراد از آزمون نرم افزاری عملکرد پیوسته استفاده شد که درصد توجه و زمان واکنش افراد را مورد بررسی قرار داد.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که در مواجهه با صداهای متوسط با اندیس هارمونیک 3+ در فرکانس 1000 هرتز بیشترین درصد توجه (88/99%) مربوط به تراز صدای 95 دسیبلآ است. بیشترین درصد توجه (100%) در مواجهه با صداهای زیر با اندیس هارمونیک 5/1- در فرکانس 8000 هرتز و همچنین بالاترین درصد توجه(92/99%) در صداهای بم با اندیس هارمونیک 5/4+ در فرکانس 500 هرتز به ترتیب مربوط به ترازهای صدای 95 و 85 دسیبلآ میباشد. همچنین نتایج حاصل نشان داد که تاثیر صداهای بم با اندیس هارمونیک 5/4+ و فرکانس 500 هرتز بر کاهش درصد توجه بیشتر از صداهای زیر با اندیس هارمونیک 5/1- و فرکانس 8000 هرتز است. در مواجهه با صداهای متوسط با اندیس هارمونیک 3+ در فرکانس 1000 هرتز طولانیترین زمان واکنش (594/2 ثانیه) مربوط به تراز صدای 85 دسیبلآ میباشد. طولانیترین زمان واکنش در صداهای زیر با اندیس هارمونیک 5/1- و فرکانس 8000 هرتز (786/2 ثانیه) و صداهای بم با اندیس هارمونیک5/4+ و فرکانس 500 هرتز (594/2 ثانیه) نیز به ترتیب به ترازهای صدای 85 و 75 دسیبلآ تعلق دارد. نتایج نشان داد که صداهای بم ( فرکانس 500 هرتز) در مقایسه با صداهای زیر (فرکانس 8000 هرتز) باعث افزایش زمان واکنش افراد میشود.
پروین نصیری، محمد رضا منظم، فاطمه زیوری دلاور،
دوره 4، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
مقدمه: طبق مطالعاتی که در سایر نقاط جهان درگذشته صورت گرفته است، به منظور ایجاد یک اتاق صامت یا نیمه صامت از جاذبهای الیافی به شکل گوه های مخروطی شکل و متقاطع استفاده کردهاند که طراحی و اجرای آن هزینه بر و دشوار بوده است. این تحقیق با هدف طراحی و تحلیل آکوستیک تئوریکی اتاق نیمه صامت با استفاده از جاذبهای الیافی به شکل مکعب مستطیل صورت گرفت.
.
روش کار: در این مطالعه که در اتاق نیمه صامت دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد، زمان بازآوایی، سطح جذبی اتاق و سطح کلی اتاق در فرکانس قطع قبل و بعد از طراحی تعیین و با مقادیر هدف مقایسه گردید. توسط نرم افزارهای گرافیکی (AutoCAD, 3Ds Max)، چینش متقاطع جاذبهای مورد نظر طراحی شد. زمان بازآوایی اتاق قبل از طراحی به روش 3382:2000 ISO تعیین گردید. زمان باز آوایی اتاق بعد از طراحی نیز از طریق معادله زمان بازآوایی (سابین) محاسبه شد و در طول پروژه برای محاسبه سطوح جذبی و کلی اتاق از معادله سابین استفاده گردید.
.
یافته ها: قبل از طراحی، مقدار زمان بازآوایی در فرکانس قطع Hz 250 به روش 3382:2000 ISO ه(s)0.3 مشخص شد و سطح کلی اتاق m2 247.97 محاسبه گردید. با نرم افزار CAD حداقل 253 مکعب با ابعاد18×50 سانتی متر تخمین زده شد. سطح جذب و سطح کلی اتاق بعد از طراحی به ترتیب m2 46.32 و m2 92.64 و زمان بازآوایی در فرکانس مذکور 0.07 ثانیه بهدست آمد.
.
نتیجه گیری: طبق نتایج حاصله، میتوان استنباط کرد که روش پیشنهادی استفاده از جاذب الیافی به شکل مکعب مستطیل با چینش متقاطع می تواند به عنوان یک روش قابل اطمینان در جهت کاهش زمان بازآوایی و کسب فرکانس قطع پایین بهمنظور ایجاد اتاق نیمه صامت و کارایی مناسب این اتاق باشد.
فریده گلبابایی، عادل مظلومی، سمیه محمودخانی، زینب کاظمی، مصطفی حسینی، مرضیه عباسی نیا، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
مقدمه: کار در محیطهای گرم و شرایط جوی نامناسب، بهعنوان یکی از متداولترین مشکلات بهداشت شغلی میتواند به بیماریهای ناشی از گرما و حتی در مواردی به مرگ منجر شود. استرس گرمایی فرآیند شناختی دخیل در تصمیم گیری و تبدیل وظایف ساده به پیچیده را مختل مینماید. لذا هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی توجه انتخابی و زمان واکنش کارگران ریخته گری یک شرکتخودروسازی و بررسی اثر استرس گرمایی بر پارامترهای مذکور می باشد.
.
روش کار: در این مطالعه کوهورت گذشته نگر 70 نفر از کارگران شاغل در یک صنعت گرم در دو گروه مواجه و غیر مواجه مورد بررسی قرار گرفتند. ابتدا پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک برای هر فرد تکمیل و میزان صدا و روشنایی محیط کار به عنوان عوامل مخدوش کننده احتمالی سنجش شد. سپس جهت بررسی اثر گرما بر توجه انتخابی و زمان واکنش از افراد قبل و در حین انجام کار آزمونهای استروپ 1، 2، و 3 گرفته شد. جهت بررسی شرایط محیطی نیز شاخص WBGT در سه ارتفاع پا، کمر و سر اندازه گیری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
.
یافته ها: نتایج سنجش WBGT نشان داد که میانگین شاخص WBGT در گروه مواجه C° 33 و در گروه غیر مواجه C° 7/16 بود. همچنین طبق یافته های حاصل از آزمون استروپ، بین طول آزمون، زمان واکنش و تعداد خطا در آزمونهای استروپ 1 و 2 با گرما رابطه معناداری وجود ندارد (05/0> Pvalue) ولی متغیرهای مذکور در آزمون استروپ 3 با گرما رابطه مستقیم و معناداری دارند (0001/0< Pvalue). بهعلاوه، شاخصهای طول آزمون، زمان واکنش و تعداد خطا در آزمون استروپ 3 در گروه مواجه (گروه مواجه با گرما) بهصورت معناداری از گروه غیر مواجه بالاتر بود.
.
نتیجه گیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که استرس گرمایی موجب افزایش زمان واکنش و کاهش توجه انتخابی در افراد میشود. بنابراین میتوان گرما را به عنوان یک عامل استرسی در محیطهای کاری گرم، معرفی کرده و ضروری است در خصوص طراحی مشاغل و فعالیت هایی که مستلزم توجه انتخابی و یا زمان واکنش می باشند عامل گرما را مدنظر قرار داد.
سمیه چهاردولی، مجید معتمد زاده، یداله حمیدی، علیرضا سلطانیان، رستم گلمحمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 9-1394 )
چکیده
مقدمه: مطالعات نشان دادهاند که کارکنان بانکها سطح بالایی از استرس را تجربه نموده، استرس به عنوان عامل اصلی کاهش رضایت و تعهد شغلی کارکنان و در نهایت عملکرد کلی سازمان میباشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط عوامل استرسزای روانی- اجتماعی، ساختار سازمانی و رضایت شغلی انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در یکی از بانکهای شهر همدان انجام شد. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای روانی-اجتماعی نوردیک، ساختار سازمانی و رضایت شغلی استفاده شد. برای تعیین ارتباط بین دو متغیر از ضریب همبستگی اسپیرمن استفاده شد. همچنین برای بررسی ارتباط بین متغیرهای کیفی از آزمون کای دو استفاده گردید.
یافتهها: استرس شغلی(57٪) و وضعیت رضایت شغلی(39٪) در جامعه مورد مطالعه در سطح متوسطی قرار داشت و ساختار اکثر شعب تا حدی خشک بود(69٪). از طرفی بین استرس شغلی و ابعاد ساختار سازمانی (تمرکز، رسمیت) همبستگی مثبت معنی داری وجود داشت. نتایج نشان دادند که بین ساختار سازمانی و رضایت شغلی نیز همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد (05/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به نقش ساختار سازمانی و عوامل استرسزای روانی- اجتماعی کار در رضایت شغلی، میتوان اظهار داشت که تغییر ساختار به سمت ساختارهای ارگانیک و توجه بیشتر به عوامل استرسزای روانی-اجتماعی در محیط کار میتواند در بازدهی و بهرهوری سازمان نقش مؤثری ایفا نماید.
غلامحسین کرمی، مسعود بیـژنی، عماد سلامت،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
مقدمه: کشاورزی جزو فعالیتهای پرخطر بوده و مصدومیتهای شغلی در آن زیاد است. آموزش ایمنی در کاهش حوادث شغلی کاربران کشاورزی مؤثر میباشد. در همین راستا کارشناسان و مروجان کشاورزی نقش مهمی در برنامههای آموزش ایمنی دارند. لذا هدف این تحقیق بررسی نگرش کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی نسبت به ایمنی بود.
روش کار: این تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بود که به روش پیمایشی اجرا شد. جامعه آماری تحقیق کارشناسان شاغل در سازمان جهاد کشاورزی استانهای خوزستان و ایلام بودند که 230 نفر از آنان بر اساس جدول تعیین حجم نمونه تاکمن و به روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی با انتساب متناسب انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامهای بود که روایی آن بر اساس نظرات گروهی از متخصصان و پایایی آن نیز از طریق یک مطالعه راهنما و آزمون کرونباخ آلفا محاسبه و تأیید شد (75/0=α). برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS22 استفاده شد.
یافتهها: میانگین نگرش ایمنی پاسخگویان 04/4 از 5 و با انحراف معیار 77/0 بود و در مجموع نگرش 23/71 درصد از افراد در سطوح "خوب" و "متوسط" قرار داشت. از بین مؤلفههای نگرش ایمنی کارشناسان، "هزینه در ارتقاء ایمنی بهعنوان یک سرمایهگذاری ارزشمند" و "ضرورت تدوین قوانین ایمنی کشاورزی از سوی مجریان" جزء اولویتهای اول و دوم بود. میانگین نگرش ایمنی پاسخگویان برحسب متغیرهای جنسیت و سابقه کار عملی کشاورزی تفاوت معنیداری داشت. اما بر اساس وضعیت تأهل، طبقه شغلی و شاهد بودن حوادث کشاورزی تفاوت معنیداری نداشت. رابطه سن و سطح تحصیلات با نگرش به ایمنی مثبت و معنیدار بود، اما رابطه تعداد دورههای آموزشی گذرانده و نگرش به ایمنی معنیدار نبود.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت موضوع آموزش ایمنی، شناسایی عوامل مرتبط با نگرش ایمنی کارشناسان کشاورزی به متخصصان ایمنی برای تدوین و اجرای راهبردهای کاهش حوادث شغلی کاربران بخش کشاورزی کمک میکند.
عادل مظلومی، زینب کاظمی، رامین مهرداد، مهرداد حلمی کهنه شهری، مهران پورحسین،
دوره 7، شماره 2 - ( 3-1396 )
چکیده
مقدمه: کیفیت زندگی کاری شکل جدیدی از رضایت شغلی است که احساسات فرد درباره تمامی جنبههای کاری خود را شامل میشود. هدف از مطالعه حاضر تعیین ویژگیهای سایکومتریک نسخه فارسی پرسشنامه WRQoL-2 برای استفاده در جامعه پرستاران میباشد.
روش کار: در مطالعه حاضر، از روش ترجمه معکوس بهمنظور تأیید ثبات زبانشناسی پرسشنامه استفاده میشود. سپس، مطالعه مقطعی در میان 270 نفر از پرستاران یکی از بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آزمون-بازآزمون و اعتبار ساختاری آن با استفاده از آزمون تحلیل عاملی بررسی شد. بهعلاوه، اعتبار افتراقی این پرسشنامه از مقایسه میانگین نمرات کیفیت زندگی کاری در دو گروه از پرستاران راضی از درآمد و ناراضی از درآمد خود به دست آمد.
یافته ها: در خصوص پایایی، ملاحظه گردید که ضریب تکرارپذیری برای تمامی ابعاد پرسشنامه WRQoL-2 در سطح قابلقبولی میباشد. طبق تحلیل عاملی مؤلفههای مربوط به پرسشنامه در مطالعه حاضر 6 مؤلفه کیفیت زندگی کاری شناسایی گردید که در مقایسه با نسخه اصلی پرسشنامه برخی سؤالات در گروههای متفاوتی قرار گرفتند. در خصوص روایی افتراقی، در مورد تمامی مؤلفهها، بهجز مؤلفه استرس در کار، مقدار P-value کمتر از 50/0 به دست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به سطح قابلقبول روایی و پایایی بهدستآمده برای پرسشنامه WRQoL-2، استفاده از این پرسشنامه باری ارزیابی کیفیت زندگی کاری پرستاران در بیمارستانها پیشنهاد میگردد.
رضا جعفری ندوشن، محمدجواد جعفری، غلامعباس شیرالی، سهیلا خداکریم، حسن خادمی زارع، امیرعباس حامد منفرد،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: مهندسی رزیلینس یکی از رویکردهای نوین مدیریت خطر و توانایی ذاتی یک سیستم در تطبیق کارهای خود پیش از، در طی و پس از تغییرات و وقایع ناخواسته است به گونه ای که بتواند عملکرد سیستم را تحت شرایط قابل پیش بینی و غیر قابل پیش بینی حفظ نماید. هدف از این مطالعه، شناسایی شاخصهای رزیلینس سازمانی پالایشگاهها و اولویت بندی آنها با استفاده از تکنیک تاپسیس فازی بود.
روش کار: یک مطالعه کیفی جهت شناسایی شاخص های رزیلینس سازمانی مجتعهای پالایشگاهی انجام شد. روش اصلی جمع آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود که با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و مرور متون، شاخصها استخراج و تعیین شدند. وزن دهی و رتبه بندی شاخصهای شناسایی شده، به وسیله تکنیک تاپسیس فازی انجام شد.
یافته ها: یازده شاخص در بخش رزیلینس سازمانی شناسایی شدند که عبارتند از: تعهد مدیریت، نظام مدیریت عملکرد، جریان اطلاعات/ارتباطات، فرهنگ مشارکت، فرهنگ مدیریت خطا، مدیریت منابع انسانی، آموزش، آمادگی، انعطاف پذیری، مدیریت تغییر و فرهنگ نوآوری. نتایج نشان داد شاخص تعهد مدیریت(وزن 035/0) و آمادگی(وزن 031/0) دارای بیشترین تاثیر و شاخص فرهنگ نوآوری نسبت به سایر شاخصها دارای کمترین اهمیت بود.
نتیجه گیری: سازمانهای فنی اجتماعی بحرانی بالاخص مجتمعهای پالایشگاهی به منظور بهبود مدیریت ایمنی و رزیلینس می توانند بر روی شاخصهای تأثیرگذار بر اساس اولویت، تمرکز نموده و نسبت به پایش و بهبود آنهـا اقـدام نماینـد. اصلاح و بهبود شاخصهای موثر منجر به ارتقاء ایمنی و سطح رزیلینس سازمان خواهد شد.
زهره محبیان، حبیب اله دهقان، احسان اله حبیبی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: استرس حرارتی یکی از عوامل زیان آور فیزیکی محیط کار است که می تواند باعث اختلال در عملکردهای شناختی افراد شود. هدف از این تحقیق بررسی اثر سطوح مختلف گرما بر روی میزان توجه و زمان واکنش در شرایط آزمایشگاهی بود.
روش کار: در این مطالعه تجربی 33 نفر از دانشجویان دانشکده بهداشت شامل 17مرد و16زن با میانگین و انحراف معیار سنی1/22 (±3/2) مورد بررسی قرارگرفتند. پس از 5/1 ساعت مواجهه با دو سطح دمای C°22 و C°37 ،درصد توجه افراد با استفاده از آزمون عملکرد پیوسته و زمان واکنش آنها با استفاده از دستگاه سنجش زمان واکنش اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج آزمونهای توجه وزمان واکنش نشان داد که با افزایش دما، میانگین میزان توجه کاهش و زمان واکنش افزایش مییابد که از نظر آماری این تفاوتها معنادار بود (001/0˂P).درصد توجه درشرایط مواجهه با دمای 22درجه سانتیگراد بهطور معناداری بیشتر از میزان مربوطه در دمای 37 درجه سانتیگراد بود (001/0˂P). زمان واکنش درشرایط مواجهه با دمای 37 درجه سانتیگراد بهطور معنی داری بیشتر از میزان مربوطه در دمای 22 درجه سانتیگراد بود (001/0˂P).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که گرما از طریق افزایش زمان واکنش و کاهش درصد توجه افراد منجربه افت عملکردهای شناختی آنها میشود. بنابراین در پستهای کاری مانند اتاقهای فرمان و صنایع مختلف که نیاز به توجه، تمرکز و عکسالعمل سریع دارند در نظر گرفتن و بهینهسازی شرایط گرما به منظور افزایش سطح توجه و کاهش زمان واکنش ضروریست.
اسماء زارع، سعید یزدانی راد، فاطمه دهقانی، فریبرز امیدی، ایرج محمد فام،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
مقدمه: با وجود تلاشهای مداوم برای کاهش خطای انسانی در سیستمهای مختلف، اشتباهات و رفتار نا ایمن علت اصلی وقوع حوادث در محیط کار میباشد. مطالعات زیادی برای شناسایی و بهبود خطای انسانی در سالهای اخیر انجام گرفتهاند. تعداد زیاد مطالعات خطای انسانی با تنوع بالای مباحث، مرور کلی در این زمینه را برای محققان دشوار ساخته است. بنابراین یک مرور سیستماتیک مطالعات گذشته، بهترین راه برای به اشتراک گذاشتن یافتههای مفید مطالعات و در دسترس قرار گرفتن گرایشات مطالعات آینده در زمینه خطای انسانی میباشد.
روش کار: مقالات بعد از جستجوی سیستماتیک در پایگاههای داده معتبر، بر اساس عنوان مقاله، سال انتشار، عنوان مجله/کنگره، شهر/ منطقه، سطح سازمان بندی، شغل مورد بررسی، نوع سازمان و روش استفاده شده رمزگذاری شدند و به بررسی دقیق براساس کدبندیها پرداخته شد.
یافته ها: سه گروه مطالعات خطای انسانی شناسایی شدند. گروه اول مطالعات از جنبه مدیریت ایمنی، ارزیابی و برنامه ریزی ایمنی به بررسی خطای انسانی پرداختهاند. گروه دوم تاثیرات خصوصیات فردی مثل رفتار فرد، ادراک و میزان آموزش را بر میزان خطای انسانی بررسی کردهاند. گروه سوم اطلاعات حاصل از حوادث پیشین را برای بهبود رفتار افراد و کاهش خطای انسانی به کار گرفتهاند. بهمنظور تعیین بهتر گرایشات مطالعات، از جنبههای زمانی و موضوعی به بحث راجع به مباحث پرداخته شده است.
نتیجه گیری: در آخر، در این مطالعه مروری، شکافهای مطالعاتی مرتبط با خطای انسانی شناسایی و راهکارهای مناسب ارایه گردید.
محمد رضا منظم اسماعیل پور، فریدون لعل، فرشته مجلسی، روح اله فلاح مدواری، عباس رحیمی فروشانی، علیرضا فلاح مدواری،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: استفاده از وسایل حفاظت شنوایی آخرین راه کنترل صدا می باشد. برای اطمینان از موثر بودن کارایی گوشی، اطلاع از مدت زمان استفاده از آن مهم می باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی میزان افزایش زمان استفاده از گوشیهای حفاظتی با کاربرد مدل آموزشی بزنف است.
روش کار: برای بررسی میزان مواجهه صوتی کارگران زمانی که از وسایل حفاظت شنوایی استفاده نمیکردند، از روش مبتنی بر وظیفه و روش استاندارد (2009)ISO9612 با دستگاه اندازه گیری دوزیمتر صدا استفاده شد. عمل کرد واقعی گوشیهای حفاظتی قبل و بعد از مداخله آموزشی پس از احتساب مدت زمان استفاده و هم چنین نوع وسیله حفاظتی با استفاده از استاندارد NIOSH تعیین گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار 19 SPSS و اجرای آزمون های آماری ANCOVA و T-Test آنالیز شدند.
یافته ها: قبل از مداخله آموزشی میزان واقعی تراز صدا برای کارگران گروه مورد 76dBA/89 و برای بعد از مداخله dBA 04/84 به دست آمده است که طبق آزمون ANCOVA اختلاف معناداری با گروه شاهد دارد(0.0001>p). در گروه شاهد با توجه به این که هیچ آموزشی دریافت نکرده اند میزان واقعی تراز صدا تغییری نکرده است.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که افزایش مدت زمان استفاده از گوشی حفاظتی با کاربرد مداخله آموزشی مدل بزنف تاثیر به سزایی در افزایش عمل کرد و کارایی گوشی های حفاظتی دارد.
آتنا رفیعی پور، پروین نصیری، امید گیاهی، محمد رضا منظم اسماعیل پور، ابوالفضل ذاکریان، فاروق محمدیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با ارتعاش به عنوان یکی از پیامدهای صدای صنعتی و یا استفاده از وسایل مولد ارتعاش می تواند باعث عدم آسایش، کاهش کارایی و سطح ایمنی در محیط های کاری شود. از این رو در مطالعه حاضر به بررسی تأثیر ارتعاش تمام بدن بر عملکرد ذهنی و زمان پاسخ دهی افراد پرداخته شد.
روش کار: در پژوهش حاضر 40 نفر از دانش جویان پسر دانش گاه علوم پزشکی تهران به طور تصادفی انتخاب شده و به دو گروه 20 نفره تقسیم شدند. هر گروه در یکی از دو آزمون پورد پگ بورد و محاسبات ریاضی شرکت داده شدند. هر یک از افراد نمونه در هر مرحله از آزمون با ارتعاش تمام بدن در دو شتاب 8m/s2/0و 1m/s2/1 و نیز یک حالت شاهد شامل وضعیت بدون ارتعاش مواجهه داده شدند و زمان پاسخ دهی و عملکرد ذهنی آن ها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: در مطالعه حاضر میانگین زمان پاسخ دهی به آزمون دستی پورد پگ بورد در شتاب ارتعاشی m/s2 0، 8/0 و 1/1 با یک روند کاهشی به ترتیب معادل 7/2±65/197، 58/3±31/176 و 92/2±58/177 به دست آمد که باعث کاهش معنادار در صحت انجام آزمون می شود. هم چنین نتایج نشان داد که ارتعاش تمام بدن بر کارایی ذهنی در حد سطحی تأثیرگذار نیست اما در سطوح میانی و عمقی این تفاوت به لحاظ آماری معنادار می باشد(001/0>p).
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده ارتعاش تمام بدن یک عامل موثر بر زمان پاسخ دهی و عملکرد ذهنی افراد می باشد که می تواند منجر به کاهش در صحت انجام کار شود.
داوود محمودی، سید شمس الدین علیزاده، یحیی رسول زاده، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 8، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
مقدمه: برای صنایع و سازمان ها فجایع، حوادث و بحران ها مسایل پیچیده و بحث برانگیز می باشند. انعطاف پذیری سازمانی یک هدف مؤثری است که به طور مداوم به عمل کرد سازمان در طول کسب و کار، فجایع و موقعیت های بحرانی کمک می کند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی روایی و پایایی پرسش نامه انعطاف پذیری سازمانی در مواجهه با حوادث بزرگ انجام گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است. ابتدا مفهوم انعطاف پذیری سازمانی و ابعاد آن برای بررسی مشخص شد. سپس برای بررسی روایی محتوایی، پرسش نامه طراحی شده در اختیار اعضای پانل خبرگان قرار گرفته و براساس نظرات اعلام شده، شاخص روایی محتوایی (CVI) و نسبت روایی محتوایی (CVR) محاسبه گردید. پایایی پرسش نامه نیز بعد از تکمیل آن توسط 272 نفر از کارکنان صنایع مورد مطالعه تعیین گردید.
یافته ها: میزان شاخص CVR در تمامی گویه ها از مقدار استاندارد (50/0) بالاتر بود. هم چنین تمامی حیطه های پرسش نامه به جز حیطه مسوولیت پذیری دارای CVI بالاتر از 90/0 بودند. ضریب آلفای کرونباخ برای همه ابعاد پرسش نامه به جز بعد مسوولیت پذیری، بالاتر از مقدار قابل قبول (70/0) بوده و این ضریب برای کل پرسش نامه نیز 967/0 به دست آمد که نشان دهنده عالی بودن این شاخص در مطالعه می باشد.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان داد که پرسش نامه انعطاف پذیری سازمانی در مواجهه با حوادث بزرگ دارای روایی و پایایی قابل قبول بوده و برای بررسی انعطاف پذیری سازمانی در سازمان ها، می توان به عنوان یک ابزار جامع، قوی و قابل اعتماد از آن استفاده کرد
حجت الله کاکایی، مجتبی بیگزاده، فریده گلبابایی، محمدرضا گنجعلی، مهدی جهانگیری، سید جمالدین شاه طاهری،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
مقدمه: سولفید هیدروژن یکی از مهمترین ناخالصی های موجود در گاز طبیعی است. با توجه به این واقعیت که این گاز بسیار خطرناک، سمی، خورنده و آتش زا می باشد، لذا حذف سولفید هیدروژن به روش های مختلفی مورد مطالعه قرار گرفته است که یکی از شناخته شده ترین آنها روش جذب سطحی می باشد. در مطالعه حاضر از کربن فعال و کامپوزیت کربن فعال داربست آلی-فلزی (MOF-5) جهت حذف سولفید هیدروژن از هوای تنفسی به روش جذب سطحی استفاده شد.
روش کار: ابتدا کربن فعال (AC) توسط آسیاب گلوله ای تبدیل به پودر گردید و کامپوزیت AC/MOF-5بر پایه کربن با مقادیر10، 25 و 40 درصد وزنی از داربست آلی فلزی MOF-5 سنتز شد. سپس بررسی میزان جذب و زمان عبور آلاینده در دما، رطوبت و غلظت های مختلف با استفاده از سیستم شبیه ساز دستگاه تنفسی انسان طراحی شده مورد آزمایش قرار گرفت. برای تعیین ویژگی جاذب های کامپوزیتی تهیه شده از روش های دستگاهی XRD، SEM و BET استفاده گردید.برای سنجش میزان دقیق گاز سولفید هیدروژن از سنسور اختصاصی دستگاه قرائت مستقیم aeroqual S500 با دقت
ppm 01/0 برای گاز سولفید هیدروژن استفاده شد.
یافته ها: کامپوزیت AC/MOF-5 نسبت به سایر جاذب ها میزان جذب و زمان عبور آلاینده بالاتری را نشان داد. سطح ویژه (BET) برای این نمونهm2/g 814، متوسط قطر حفره ها 6795/1 نانومتر و حجم کل حفرات برابر cm3/g 342/0 بدست آمد. نمودار ایزوترم نشان داد که بر اساس تقسیم بندی اتحادیه جهانی شیمی محض و کاربردی ( IUPAC ) بیشتر اندازه حفرات این جاذب در دسته میکرو متخلخل قرار گرفت. بیشترین میزان جذب (میلی گرم بر گرم جاذب) و زمان عبور آلاینده (دقیقه) مربوط به جاذب با 41/60 (08/1=SD) میلی گرم بر گرم جاذب و 26/56 (38/2=SD) دقیقه در دمای 15 درجه سانتی گراد، غلظت ppm 88/9 (70/0=SD) ، رطوبت 06/51 (15/0=SD) و افت فشار 34/51 میلی متر آب بود. با افزودن بیش از 25 درصد وزنی از داربست آلی-فلزی MOF-5 به کربن فعال مقدار جذب و زمان عبور آلاینده افزایش یافت، اگرچه افت فشار آن نیز بیشتر گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که جاذب کامپوزیتی AC/MOF-5 ، باتوجه به ساختار متخلخل، سطح ویژه بالا، و از همه مهمتر داشتن گروه های Zn-O-C، باعث افزایش میزان جذب و همچنین زمان عبور آلاینده شد. با این حال افت فشار نسبتا بالاتری را نسبت به کربن فعال تجاری (AC)نشان داد.
محسن صادقی یارندی، فریده گلبابایی، علی کریمی، علی اصغر ساجدیان، وحید احمدی،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: 3،1- بوتادین یکی از مهم ترین ترکیبات سرطانزای موجود در هوای تنفسی کارکنان شاغل در صنایع پتروشیمی می باشد. یکی از مهم ترین راه های تعیین سطح اثرات سرطانزایی و بهداشتی ناشی از مواجهه تنفسی با آلاینده های موجود در محیط کار، استفاده از روش های ارزیابی ریسک می باشد. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی مقایسه ای ریسک سرطانزایی مواجهه تنفسی با 3،1- بوتادین در یک صنعت پتروشیمی با استفاده از دو روش سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا و دپارتمان بهداشت شغلی سنگاپور انجام گردید.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مقطعی بوده و در سال 1397 در یک صنعت پتروشیمی تولید کننده کوپلیمرهای آکریلونیتریل، بوتادین و استیرن (ABS) انجام گردید. میزان مواجهه تنفسی با 3،1- بوتادین با استفاده از متد شماره 1024 انستیتو ملی ایمنی و بهداشت شغلی اندازه گیری گردید. سپس به منظور ارزیابی ریسک سرطانزایی از دو روش سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا (USEPA) و دپارتمان بهداشت شغلی سنگاپور استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین مواجهه تنفسی با 3،1- بوتادین در بین کلیه افراد مقدار 367/0± 253/0 پی پی ام بوده و در کلیه موارد پایین تر از حد مجاز مواجهه می باشد. میانگین شاخص سرطانزایی طول عمر (LCR) در روش پیشنهادی سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا در بین کلیه افراد مورد مطالعه مقدار 3- 10 ×71/2 مشخص گردید. همچنین در این روش 2/82 درصد از افراد مورد مطالعه در محدوده ریسک سرطانزایی قطعی و 8/17 درصد نیز در محدوده ریسک احتمالی قرار دارند. نتایج حاصل از روش دپارتمان بهداشت شغلی سنگاپور نیز نشان داد که 2/91 درصد از افراد مورد مطالعه در محدوده ریسک سرطانزایی احتمالی و 8/8 درصد از افراد نیز در محدوده ریسک قطعی قرار دارند.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که نتایج روش ارزیابی ریسک نیمه کمی سنگاپوری سازگاری مناسبی با نتایج روش کمی پیشنهادی توسط سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا ندارد. لذا با توجه به دقت و جامعیت بالای روش ارزیابی ریسک سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا به عنوان روشی مرجع در دنیا به منظور ارزیابی ریسک سرطانزایی و بهداشتی مواجهه با مواد شیمیایی، پیشنهاد می گردد در مطالعات آینده از این روش به جای روش سنگاپوری استفاده گردد.
محسن مهدینیا، مصطفی میرزایی علیآبادی، احمد سلطانزاده، علیرضا سلطانیان، ایرج محمدفام،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
مقدمه: آگاهی موقعیتی ایمنی یکی از فاکتورهای مهم مؤثّر بر قابلیت اطمینان و عملکرد ایمنی اپراتورها میباشد که خود تحت تأثیر متغیرهای مختلفی قرار میگیرد. شناسایی این متغیرها و نحوه روابط آنها در بهینهسازی اقدامات کنترلی نقش اساسی خواهد داشت و مطالعه حاضر نیز با همین هدف انجام شد.
روش کار: این مطالعه بر مبنای نظرات متخصصان آگاهی موقعیتی و با استفاده از یک روش تصمیمگیری چند معیاره فازی انجام شد. جهت کمی سازی نظرات متخصصان و برای کاستن از خطای ناشی از ارزیابی ذهنی آنها از روابط متغیرها، از اعداد فازی مثلثی استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که متغیرهای سازمانی همراه با «دانش ایمنی/شغلی» و « تجربه در وظیفه» مهمترین و ریشهایترین متغیرهای پیشبینی کننده آگاهی موقعیتی میباشند. از گروه متغیرهای سازمانی مورد مطالعه نیز «نگرش ایمنی سازمان»، «طراحی ایمن سیستمها» و «آموزش» مهمترین متغیرهای تعیین کننده تغییرات آگاهی موقعیتی میباشند.
نتیجه گیری: بر اساس تجمیع نظرات خبرگان مبتنی بر منطق فازی، مهمترین متغیرهای مؤثر بر آگاهی موقعیتی و روابط علت و معلولی آنها شناسایی شدند. متغیرهای سازمانی اصلیترین متغیرهای تعیین کننده آگاهی موقعیتی میباشند. برای بهبود آگاهی موقعیتی بهترین نتایج با اصلاح متغیرهای ریشهای مؤثر یعنی متغیرهای سازمانی وبرخی متغیرهای فردی بدست میآید.
آذر مهرابی متین، مهسا الفی، محمد رضا منظم، عادل مظلومی، کمال اعظم،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقدمه: صدا میتواند بر برخی از جنبههای سلامتی انسان از جمله عملکرد شناختی تأثیر بگذارد. علاوه بر تراز فشار صوت و مدتزمان مواجهه، ویژگیهای سایکوآکوستیک صدا نیز ممکن است باعث اثرات مخرب بر انسان شود. تعداد مطالعات اندکی درباره تأثیرات ویژگیهای کیفی صدا بر عملکرد شناختی وجود دارد. در این مطالعه، هدف پیدا کردن میزان بلندی و تیزی صدایی بود که بیشترین تأثیر مخرب را بر عملکرد شناختی افراد داشته باشد.
روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 10 دانشجوی پسر از دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. صداها در دو کانال تولید شدند که کانال چپ صدای صورتی را بهعنوان صدای پسزمینه تولید کرد. بلندی و تیزی صدای صورتی به ترتیب 7/ 19 سون و 2/49 آکوم میباشد. کانال راست صداهایی با سطوح بلندی و تیزی متفاوت تولید کرد که محدوده بلندی صداها 9/67-8/87 سون و محدودۀ تیزی صداها 6/4-1/07 آکوم میباشد. درنهایت، ده صدا با بلندی و تیزیهای مختلف استفاده شد. دانشجویان تست MPST را جهت سنجش زمان واکنش و میزان دقت در مواجهه با ده نوع صدای مختلف و حالت سکوت انجام دادند. زمان واکنش و نسبت دقت پس از پنج دقیقه مواجهه با صدا اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 22 آنالیز شدند. 05/0>P بهعنوان سطح معنادار در نظر گرفته شد.
یافته ها: زمان واکنش و میزان دقت با افزایش سطح تیزی صدا افزایش یافت. اگرچه، تغییر در سطوح بلندی و تیزی تأثیر معناداری بر سرعت و دقت دانشجویان ندارد. سرعت عملکرد در مواجهه با صدای شمارۀ 3 با بیشترین بلندی (67/9 = L , 1/07=SH) در مقایسه با حالت سکوت بهبود یافت (0/05=p-value). میانگین میزان دقت نیز در مواجهه با صدای شمارۀ 9 در مقایسه با حالت سکوت کاهش یافت (0/04=p-value).
نتیجه گیری: صداهای با بلندی و تیزیهای مختلف، اثر معناداری بر پارامترهای عملکرد شناختی نداشتند. اگرچه، میزان دقت و سرعت واکنش به ترتیب در مواجهه با صدای 9 با بیشترین بلندی و صدای 3 با بیشترین تیزی در مقایسه با حالت سکوت کاهش یافتند.
رضا کیانتاژ، علی رمضانی، ناهید امراللهی،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
مقدمه: توصیه به ایجاد سازمان یادگیرنده از مهمترین توصیههای آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای داشتن فرهنگ ایمنی پیشرفته در سازمانها است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربی رابطۀ همبستگی یادگیرنده بودن یک سازمان با فرهنگ ایمنی آن در صنایع هستهای و پرتوی ایران انجام شده است.
روش کار: در این تحقیق ارتباط دو مفهوم سازمان یادگیرنده و فرهنگ ایمنی سازمانی توسط دادههای آماری جمعآوریشده از نمونه آماری 388 نفرِ از کارکنان 45 شرکت فعال در صنایع پرتوی و هستهای در حوزههای پرتو پزشکی، رادیوگرافی صنعتی و تأسیسات پرتوی و هستهای ایران با روش حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرمافزار SmartPLS3 مورد تجزیهوتحلیل همبستگی قرار گرفت. از پرسشنامههای یانگ و همکاران (DLOQ) در سال 2004 برای سنجش میزان یادگیرنده بودن سازمانها و پرسشنامۀ آژانس بینالمللی انرژی اتمی (SCPQ-LH) در سال 2017 برای سنجش سطح فرهنگ ایمنی آنها استفاده شد.
یافته ها: با توجه به یافتههای بهدستآمده در این تحقیق یادگیرنده بودن، قادر به تبیین 52 درصد از تغییرات متغیر فرهنگ ایمنی در سازمانها، میباشد. علاوه بر این، مشاهده شد که میزان این تأثیر در چهار زیرگروه مختلف صنایع پرتوی و هستهای به دلیل تفاوتهای زمینهای آنها، از اختلاف معناداری برخوردار است و از مقدار 65 درصد برای تأسیسات هستهای و 59 درصد برای پرتو پزشکی تا مقدار 45 درصد برای تأسیسات پرتوی و 34 درصد برای رادیوگرافی صنعتی در حال تغییر است.
نتیجه گیری: یافتهها از همبستگی معنادار متغیرهای پنهان سازمان یادگیرنده و فرهنگ ایمنی در سازمانها حکایت دارد و مطابق نتایج بهدستآمده، میتوان از ارتقاء حالت یادگیرندگی در سازمانها بهعنوان عاملی کلیدی، در جهت بهبود فرهنگ ایمنی در آنها یاد کرد.