جستجو در مقالات منتشر شده


23 نتیجه برای سیستم

حسین ماری اریاد، فروغ زارع دریسی، مهدی جهانگیری، مسعود ریسمانچیان، علی کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عوامل موثر بر کیفیت هوای داخل ساختمان‌ها، عملکرد سیستم‌های تهویه مطبوع هوا است. این سیستم‌ها ضمن فراهم کردن هوای تمیز و بدون بو ، دما، رطوبت و نیز جریان هوا را جهت راحتی و آسایش ساکنان ساختمان فراهم می‌کنند. مطالعه فوق با هدف بررسی کارایی سیستم تهویه مطبوع در یک ساختمان اداری در شهر تهران انجام شد.

.

روش بررسی: به منظور بررسی نظرات کارکنان در زمینه عملکرد سیستم HVAC از یک پرسشنامه خود ساخته استفاده شد. برای ارزیابی عملکرد سیستم HVAC سرعت جریان در توزیع کننده‌ها اندازه‌گیری گردید. به‌علاوه میزان دی اکسید کربن، دمای هوا و سطح رطوبت نسبی در تمامی طبقات ساختمان مورد سنجش قرار گرفت. نحوه توزیع هوا به داخل ساختمان نیز با استفاده از تست دود بررسی شد.

.

یافته ها: بیشتر افراد مورد بررسی از جهت جریان هوا، گرما و بوی سیگار شکایت داشتند. بالاترین مقدار دی اکسید کربن در رستوران و به میزان 930 پی پی ام اندازه گیری شد. حداکثر و حداقل رطوبت نسبی و دما به ترتیب 4/28 -23 درصد و 3/28- 8/13 درجه سانتیگراد بود. بررسی‌های حاصل از تست دود نشان داد که جهت و یا توزیع جریان هوا در یک سوم از توزیع کننده‌های هوا نامناسب می‌باشد.

.

نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که مهم‌ترین نقص در سیستم HVAC مورد بررسی ناشی از توزیع و جهت نامناسب جریان هوا بوده و با تنظیم و بالانس سیستم HVAC می توان آن را اصلاح نمود.


اسماعیل کرمی، زهرا گودرزی، طاهر حسین زاده، غلامعباس شیرالی ،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده

مقدمه: روش های سنتی تجزیه و تحلیل خطر به دلیل ضعفهای آن برای سیستم های فنی- اجتماعی امروزی از کارایی لازم برخوردار نمی باشند. روش تجزیه و تحلیل فرایند تئوری سیستم (STPA) که جزء روش‌های سیستماتیک تجزیه و تحلیل می‌باشد به عنوان یک روش جایگزین مناسب، از یک منطق قدرتمند برای شناسایی خطرات در چنین سیستم هایی سود می برد. هدف این مطالعه، تجزیه و تحلیل خطرات با استفاده از روش STPA در سیستم های خاموش کننده واحد بخار یک نیروگاه برق می باشد.

.

روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش موردی از نوع کیفی است. با استفاده از روش STPA، خطرات مرتبط تعریف، دیاگرام ساختار کنترلی ایمنی در بخش های مختلف فرایند ترسیم و اقدامات کنترلی ناکافی و عوامل سببی آن شناسایی شد.

.

یافته ها: برای واحد بخار نیروگاه، فاجعه بارترین حوادث مربوط به آسیب ها و خطرات دستگاه توربین (تغییر دور توربین) تشخیص داده شد. سپس با ترسیم دیاگرام ساختار کنترل ایمنی سیستم های خاموش کننده مرتبط با تغییر دور توربین، دستگاه PLC به عنوان مهم ترین بخش سیستم کنترلی و اپراتور به عنوان بخش استراتژیک و ﺗﺄثیر گذار بر روی سیستم کنترلی تشخیص داده شدند. در ادامه با تجزیه و تحلیل خطرات برای توربین، بیش از 54 عامل سببی با جزییات مربوطه شناسایی گردید.

.

نتیجه گیری: روش STPA با توجه به ساختار مدون و سیستماتیک خود می‌تواند در شناسایی کامل تر خطرات و عوامل سببی ایجاد کننده ی خطرات در سیستم‌های خاموش کننده اضطراری ﻣﺆثر باشد. بنابراین توسعه چنین ابزارهایی برای افراد مرتبط با سیستم‌های حساس از نظر ایمنی مفید خواهد بود.


مهدی جمشیدی راستانی، فرشید قربانی شهنا، عبدالرحمن بهرامی، سمیه حسینی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: از جمله علل پایش سیستم‌های تهویه، تبعیت از مقادیر طراحی و رعایت استاندارد‌های تهویه  (VS) پس از نصب و هم‌چنین نگه‌داشتن ادامه کار سیستم تهویه با حداکثر عملکرد را در طول عمرش می‌باشد، لذا این مطالعه با هدف ارزیابی عملکرد سیستم تهویه مکنده موضعی کنترل گردوغبار توسط اندازه‌گیری پارامترهای عملیاتی و مقایسه با استانداردهای تهویه و مقادیر طراحی صورت گرفت.

روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی می‌باشد که در سه بخش اندازه‌گیری، پایش و بررسی پارامترهای هودها، کانال‌ها و فن سیستم تهویه بر روی وضعیت موجود سیستم، اسناد (طراحی) و استانداردهای توصیه شده صورت گرفت. فشار استاتیک، فشار سرعت، سطح مقطع و دبی بر اساس توصیه‌های منابع علمی مختلف و تهویه صنعتی ACGIH اندازه‌گیری گردید و با مقادیر طراحی و توصیه شده استاندارد با استفاده از نرم افزار SPSS16 مقایسه شد.

یافته ها: نتایج آزمون آماری t زوجی بین دبی‌ها و سرعت‌های طراحی و وضعیت موجود، در نقاط مختلف تفاوت معنی‌داری نشان می‌دهد، نتایج کاهش بیش از 50% در وضعیت موجود نسبت به وضعیت طراحی را نشان می‌دهد و سرعت انتقال طراحی بیش از 3/1 برابر مقادیر استاندارد طراحی شده‌است و سرعت انتقال موجود در حدود 65% مقدار استاندارد می‌باشد.

نتیجه گیری: کاهش و عدم انطباق نتایج اندازه‌گیری‌های پارامترهای عملیاتی (پس از گذشت حداقل دو دهه) با مقادیر استاندارد و طراحی، موید و دلیل کافی برای وجود گرفتگی‌ها، سایش‌ها، نشتی‌ها، عدم بالانس کانال‌های سیستم و ناکارآمدی آن در برخی انشعابات می‌باشد. از آن‌جا که نتایج اندازه‌گیری، مبنایی برای سیستم وجود ندارد (با فرض کار کردن سیستم با حداکثر مقادیر در زمان راه اندازی)، یکی از دلایل این تغییرات را می‌توان به عدم وجود برنامه تعمیرات و  نگه‌داری صحیح و مرتب نسبت داد.


کوروش سایه میری، مرضیه بیگم بیگدلی شاملو، مرضیه خطایی، فرقان ربیعی فخر، میلاد اعظمی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: مواجهه با سرب مشکل بهداشت جهانی به شمار می‌رود. اثرات زیان‌بار و جبران ناپذیر این فلز سنگین بر روی انسان در مطالعات مختلف ثابت شده است. کارگران صنایع مرتبط با سرب بیش‌تر از جمعیت عادی در معرض سرب قرار دارند. مطالعات متعددی در زمینه مواجهه شغلی و ارزیابی بیولوژیک سرب در کارگران ایران انجام شده است و برآورد کلی از آن وجود ندارد؛ لذ امطالعه حاضر با هدف بررسی مواجهه شغلی و ارزیابی بیولوژیک سرب در کارگران ایران به روش مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد.

روش کار: این مطالعه بر اساس بانک‌های Magiran، Iranmedex، SID، Medlib، Trials Register، Scopus، PubMed، Science Direct ، Cochrane ، Embase، Web of Science، Springer، Online Library Wiley و هم چنین موتورجستجوی Google Scholar در بازه ی زمانی 1991 تا 2016 با استفاده از کلیدواژه‌های استاندارد انجام شد. سپس تمام مقالات مرور شده که دارای معیار ورود به مطالعه بودند مورد بررسی قرار گرفتند. ترکیب داده‌ها با استفاده از مدل اثرات تصادفی و با استفاده از نرم افزار Stata Ver.11.1 انجام شد.

یافته ها: در بررسی 34 مطالعه واجد شرایط، میانگین غلظت سرب خون در کارگران ایران 8/42 (فاصله اطمینان 95%: 49/50-15/35) برآورد گردید. کم‌ترین و بیش‌ترین غلظت سرب خون به ترتیب مرتبط با غرب(µg/dl 28/34) و مرکز (µg/dl 92/45) بود. در بررسی میانگین غلظت سرب خون به تفکیک شغل، کم‌ترین این میزان در کارگران صنایع نساجی (µg/dl 3/12) و بیش‌ترین این میزان در کارگران معادن زینک-سرب(µg/dl 6/72)
به‌دست آمد. میانگین سرب هوای تنفسی در کارگران ایران در 4 مطالعه مورد بررسی mg/m3 23/0(فاصله اطمینان 95%: 33/0-14/0) برآورد گردید.

نتیجه گیری: با توجه به بالا بودن میانگین غلظت سرب در خون و هوای تنفسی توصیه می‌شود فعالیت‌های حفاظتی و غربال‌گری مکرر افزایش یابد و معاینات کلینیکی و پاراکلینیکی به صورت برنامه ریزی شده از کارگران به عمل آید.


اسماء زارع، سعید یزدانی راد، فاطمه دهقانی، فریبرز امیدی، ایرج محمد فام،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده

مقدمه: با وجود تلاش‌های مداوم برای کاهش خطای انسانی در سیستم‌های مختلف، اشتباهات و رفتار نا ایمن علت اصلی وقوع حوادث در محیط کار می‌باشد. مطالعات زیادی برای شناسایی و بهبود خطای انسانی در سال‌های اخیر انجام گرفته‌اند. تعداد زیاد مطالعات خطای انسانی با تنوع بالای مباحث، مرور کلی در این زمینه را برای محققان دشوار ساخته است. بنابراین یک مرور سیستماتیک مطالعات گذشته، بهترین راه برای به اشتراک گذاشتن یافته‌های مفید مطالعات و در دسترس قرار گرفتن گرایشات مطالعات آینده در زمینه خطای انسانی می‌باشد.

روش کار: مقالات بعد از جستجوی سیستماتیک در پایگاه‌های داده معتبر، بر اساس عنوان مقاله، سال انتشار، عنوان مجله/کنگره، شهر/ منطقه، سطح سازمان بندی، شغل مورد بررسی، نوع سازمان و روش استفاده شده رمزگذاری شدند و به بررسی دقیق براساس کدبندی‌ها پرداخته شد.

یافته ها: سه گروه مطالعات خطای انسانی شناسایی شدند. گروه اول مطالعات از جنبه مدیریت ایمنی، ارزیابی و برنامه ریزی ایمنی به بررسی خطای انسانی پرداخته‌اند. گروه دوم تاثیرات خصوصیات فردی مثل رفتار فرد، ادراک و میزان آموزش را بر میزان خطای انسانی بررسی کرده‌اند. گروه سوم اطلاعات حاصل از حوادث پیشین را برای بهبود رفتار افراد و کاهش خطای انسانی به کار گرفته‌اند. به‌منظور تعیین بهتر گرایشات مطالعات، از جنبه‌های زمانی و موضوعی به بحث راجع به مباحث پرداخته شده است.

نتیجه گیری: در آخر، در این مطالعه مروری، شکاف‌های مطالعاتی مرتبط با خطای انسانی شناسایی و راهکارهای مناسب ارایه گردید.


مجتبی ذکایی، محسن فلاحتی، هادی اسدی، مسعود رفیعی، محمد نجفی، اعظم بیابانی،
دوره 9، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده

مقدمه: در سراسر دنیا تلاش های بسیاری انجام می شود تا ابزارهای مناسبی برای تحقق توسعه پایدار شهری و دست یابی به یک شهر پایدار انتخاب و به کار گرفته شود. استقرار سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)،
یکی از ابزارهای تحقق توسعه پایدار شهری است. سنجش عمل کرد یک سازمان در حوزه HSE پیش نیازی برای بهبود مستمر می باشد که روح سیستم های مدیریتی جدید HSE است. لذا هدف اصلی از انجام این پژوهش ارایه یک الگوی کاربردی جهت رتبه بندی کمی مناطق مختلف شهرداری تهران از لحاظ عمل کرد HSE با استفاده از روش تصمیم گیری چند شاخصه می باشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-کاربردی، پس از تعیین محورهای عمل کردی و شاخص های ارزیابی عمل کرد مربوط به هر یک از آن ها (29 محور عمل کردی و 154 شاخص ارزیابی عمل کرد) از طریق طراحی پرسش نامه و بر اساس نظرات گروه خبرگان، وزن محورها و شاخص های عمل کردی با استفاده از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی مشخص شد.   
یافته ها: در این مطالعه محورهای عمل کردی فرآیند محور HSE نسبت به محورهای نتیجه محور HSE ارزش وزنی بالاتری را به خود اختصاص داد. در محورهای عمل کردی فرآیند محور HSE، محورهای عمل کردی«تعهد و رهبری» و «شناسنامه HSE مشاغل»، در محورهای عمل کردی نتیجه محور HSE، محورهای عمل کردی «ایمنی» و «بهداشت» و در محورهای عمل کردی مدیریت شهری، محورهای عمل کردی«پایداری اقتصادی» و «معماری و شهرسازی» به ترتیب بالاترین و پایین ترین ارزش وزنی را کسب نمودند.
نتیجه گیری: نتایج ارزیابی و اعتبارسنجی شاخص ها و محورهای عمل کردی منتخب نشان داد که در طراحی و تعیین مدل ارزیابی عمل کرد HSE شهرداری ها، علاوه بر محورها و شاخص های حوزه HSE، فاکتورهای تاثیر گذار بر مدیریت شهری می تواند تاثیر چشم گیری بر عمل کرد شهرداری ها در حوزه HSE داشته باشد.
حامد یارمحمدی، سید حسن نیک سیما، سودابه یارمحمدی، علیرضا خمر، حسین ماری اریاد، محسن پورصادقیان،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده

مقدمه: به هر گونه اختلال یا آسیب سیستم اسکلتی –عضلانی که ممکن است در اثر شغل به وجود آمده باشد یا به وسیله آن تشدید گردد، اختلالات اسکلتی عضلانی گفته می شود که یکی از دلایل مهم آسیب های شغلی و ناتوانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه هستند. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان شیوع اختلالات اسکلتی - عضلانی در رانندگان جهت دست یابی به نتایجی کامل با قدرت آماری بالا، با استفاده از روش متاآنالیز انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر متاآنالیز و مرور سیستماتیک است که در این مطالعه مقالات از پایگاه های اطلاعاتی  ملی و بین المللی ،Scientific Information Database (SID) ، Google Scholar ، Science Direct ،,Scopus  PubMed (با استفاده از واژه MESH)، Pre Quest،, Iran MediX, SID, MedLib  و با استفاده از واژه های کلیدی فارسی شامل شیوع، اسکلت-عضلانی رانندگان و هم چنین کلید واژه های انگلیسی شامل Prevalence، Musculoskeletal، Drivers  استخراج گردید. بازه زمانی در انتخاب مقالات از سال 2000 تا 2017 بود. آنالیز داده ها با استفاده از متاآنالیز (مدل اثر تصادفی )انجام شد. جهت محاسبه عدم تجانس از شاخص های I2 و Q کوکران و هم چنین کلیه تحلیل های آماری با استفاده از نرم افزار STATA نسخه 14 استفاده گردید.  
یافته ها: در نهایت 22 مقاله وارد مطالعه شدند. کل حجم نمونه مورد بررسی 7706 نفر با میانگین 350 نفر در هر مطالعه بود. میزان شیوع اختلالات اسکلتی - عضلانی در اندام های مختلف  رانندگان به این ترتیب  درگردن، شانه، مچ / دست و آرنج در این مطالعه به ترتیب 26.19٪ (با فاصله اطمینان14.30-38) ،18.07  ٪ (با فاصله اطمینان10.16-25.99)  و 5.75٪( با فاصله اطمینان 3.22-8.27) بود. بیش ترین شیوع مربوط به  اختلال ناحیه تحتانی کمر(41.63) با (فاصله اطمینان50.17-33.09) و کم ترین شیوع مربوط به اختلال آرنج (7.45) با (فاصله اطمینان9.43-5.46) بود. سطح معناداری 0.05 برای تحلیل در نظر گرفته شد.
نتیجه گیری: نتایج این بررسی نشان می دهد  شیوع اختلالات اسکلتی – عضلانی ناشی از رانندگی در ناحیه کمری، گردنی و شانه در میان رانندگان در سطح بالایی قرار  دارد. هم چنین با توجه به سطح بالای شیوع، افزایش شیوع این اختلالات در رانندگان پیش بینی می گردد.جهت کنترل و کاهش این اختلالات، طراحی مناسب صندلی و تجهیزات خودرو ها، انجام معاینات دوره های رانندگان، انجام ورزش مناسب و در نظر گرفتن زمان استراحت کافی نسبت به ساعات کاری در شبانه روز، پیشنهاد  می شود. هم چنین برنامه های آموزش ارگونومی و بهداشت حرفه ای جهت کاهش ریسک ابتلا به اختلالات اسکلتی- عضلانی مرتبط با رانندگی توصیه می گردد.
 
احسان بسطامی، کورش سایه میری، طاهره بسطامی، بهزاد چراغی زادگان،
دوره 10، شماره 3 - ( 6-1399 )
چکیده

مقدمه: فرسودگی شغلی را از عوارض مرتبط باکار می‌دانند. ابعاد فرسودگی شغلی شامل خستگی عاطفی(EE)، مسخ شخصیت(DP) و موفقیت فردی (PA) می باشد. فرسودگی شغلی با پیامدهایی همچون کاهش کارایی فرد و ایجاد عوارض جسمانی و روانی در کارکنان همراه است. با توجه به اهمیت فرسودگی شغلی و پیامدهای منفی آن بر روی فرد و سازمان، پژوهش حاضر به بررسی میزان شیوع فرسودگی شغلی در ایران با روش متاآنالیز و مرور سیستماتیک می‌پردازد.
روش کار: مطالعه حاضر بر اساس پروتکل PRISMA برای مطالعات مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد. داده‌های مرتبط، با استفاده از کلیدواژه‌های استاندارد فارسی و انگلیسی و پایگاه‌های جست‌وجوی داخلی و خارجی شامل:, Science Direct,  Scopus Magiran,SID, Google scholarو  PubMedبدون محدودیت زمانی تا اردیبهشت‌ماه سال 1396 جستجو شد. برای سنجش رابطه سال انجام مطالعه با میزان شیوع فرسودگی شغلی، از متارگرسیون و جهت بررسی احتمال سوگیری انتشار  از آزمون  Egger استفاده شد. تحلیل زیرگروه‌ها بر اساس شغل انجام شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Stata Ver 11.1 آنالیز و سطح معناداری کمتر از p=0.05 در نظر گرفته شد.  یافته ها: در مرور سیستماتیک تعداد 43 مطالعه واجد شرایط ورود به فرآیند متآنالیز بودند که تعداد 9456 نفر مورد ارزیابی قرار گفت. میزان شیوع هرکدام از ابعاد فرسودگی شغلی بر اساس شغل محاسبه گردید. درمجموع میزان شیوع فرسودگی شغلی بعد خستگی عاطفی (EE) 36%(فاصله اطمینان 95%: 42-29)، فرسودگی شغلی بعد مسخ شخصیت (DP) 23%(فاصله اطمینان 95%:29-18) و فرسودگی شغلی بعد موفقیت فردی (PA) 46%(فاصله اطمینان 95%:53-39) محاسبه گردید. بر اساس شغل نیز در ابعاد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و موفقیت فردی به ترتیب کتابداران 67%( فاصله اطمینان 95%: 93-40)، کارکنان دانشگاه 51%( فاصله اطمینان 95%: 88-14) و دندان‌پزشکان 72% (فاصله اطمینان 95%: 79-65) بیشترین میزان فرسودگی شغلی را داشتند. هم چنین نتایج متارگسیون نشان داد که بین سال انجام مطالعه و میزان شیوع فرسودگی شغلی رابطه معناداری وجود ندارد. نتایج آزمون  Egger نشان داد که احتمال سوگیری انتشار از لحاظ آماری معنادار نبود.
نتیجه گیری: با توجه به شیوع فرسودگی شغلی در ایران و این‌که بیشترین میزان شیوع فرسودگی شغلی در ایران مربوط به بعد موفقیت فردی می‌باشد، لازم است استراتژی‌های مقابله‌ای مؤثر جهت تقلیل و کنترل عوامل استرس شغلی و فرسودگی شغلی در برنامه‌ریزی‌های سازمانی در نظر گرفته شود همچنین با در نظر داشتن عوامل موثر در ایجاد فرسودگی شغلی توجه به تدابیر پیشگیرانه و مداخله ای لازم جهت کاهش فرسودگی شغلی به منظور ارتقا رضایت شغلی کارکنان، بهبود کیفیت کار و افزایش بهره وری سازمان توصیه می گردد.
سمیه میرزا، نبی اله منصوری، رضا ارجمندی، رضا عزیزی نژاد،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

مقدمه: صنایع نفت و پتروشیمی اولین صنایعی بودند که سیستم مدیریت سلامت ،ایمنی و محیط زیست را توسعه دادند و برای حفظ و صیانت از نیروی انسانی متخصص، در کنار کاهش اثرات سوء صنعت بر محیط زیست، این نظام را در سازمان های تحت پوشش خود مستقر نمودند. هر چند این نظام در مطالعات مختلف مورد واکاوی عمیق قرار گرفته است. ولی متاسفانه بیشتر ارزیابی ها به صورت کیفی انجام گرفته است. در سالهای اخیر،ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت سلامت،ایمنی و محیط زیست به علت عدم وجود ارزیابی های کمی مناسب با محدودیت روبرو بوده است.
روش کار: در این تحقیق توسعه معیارها و زیر معیارهای سیستم مدیریت سلامت، ایمنی ومحیط زیست بارویکردی متفاوت بررسی شد و با استفاده از نظر خبرگان و  با  توجه به  دسته بندیهای انجام شده  پرسشنامه ای برای تعیین  مقایسات زوجی  تدوین شد.برای تعیین روابط بین معیارها از تکنیک DMATEL  و برای تعییین وزن اهمیت آنها از روش تحلیل شبکه استفاده شد و در یک  مطالعه موردی  بین دو کارخانه مورد ارزیابی  و مقایسه قرار گرفت.  
یافته ها: ارزیابی عملکرد نشان داد که معیار رهبری با وزن نرمال شده 8/1  از بیشترین تاثیرگذاری برخوردار هست و همچنین معیار های ارزیابی و مدیریت ریسک با وزن نرمال شده  8/0، معیار طرح ریزی با وزن نرمال شده40/0 ، .معیار خط مشی با وزن نرمال شده 33/0، .معیار سازمان با وزن نرمال شده 31/0 ، .معیار اجرا و پایش با وزن نرمال شده22/0 و .معیار ممیزی و بازنگری با وزن نرمال شده 12 /0 به ترتیب اولویت اول تا هفتم قرار دارد.  
نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که مهمترین معیارهای بهداشت، ایمنی و محیط زیست، رهبری است. تفاوت معنی دار بین نمره نهایی معیار رهبری و سایر معیارها اهمیت حیاتی آن در ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست به را نشان می دهد. مدیریت می تواند با مشارکت کارمندان و اختصاص بودجه مناسب و حمایت از ابتکارات ابتکاری برای بهبود برنامه های سیستم مدیریت سلامت، ایمنی و محیط زیست ، بهتر و موفق تر باشد.
داود پناهی، محسن صادقی یارندی، نورالدین قراری، زهرا آقاجانی علی‌آبادی، احمد سلطان‌زاده،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: با توجه به اهمیت پیاده سازی سیستم های مدیریت ایمنی و سلامت شغلی در پیشگیری از بیماری های مختلف در محیط‌های شغلی و همچنین تعیین میزان اهمیت و نقش استقرا و اجرای سیستم های مدیریت سلامت شغلی در کنترل و کاهش شیوع بیماری کووید 19 در محیط های کاری به عنوان یکی از بخش های حساس و مهم جامعه، مطالعه حاضر با هدف مقایسه میزان شیوع ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع دارا و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی و همچنین ریسک فاکتورهای مدیریتی و اجرایی مرتبط در بخشی از صنایع ایران انجام پذیرفت.
روش کار: این مطالعه مقطعی در اردیبهشت ماه سال 1399 در حین شیوع بیماری کروناویروس در بخشی از صنایع تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شده است. طی مطالعه حاضر مجموعا 70 صنعت مشتمل بر 24 صنعت فعال در حوزه تولید محصولات شیمیایی، 6 صنعت تولید قطعات خودرو، 14 صنعت تولید لوازم خانگی، 16 صنعت تولید محصولات بهداشتی و آرایشی، 4 صنعت تولید محصولات فلزی و 6 شرکت خدماتی بود. جامعه آماری مورد مطالعه شامل دو گروه از صنایع واجد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی (33 صنعت) و صنایع فاقد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی (37 صنعت) بود. در این مطالعه، چک‌لیستی برای جمع‌آوری داده‌های مطالعه بر اساس الزامات و پارامترهای سیستم‌های مدیریت سلامت شغلی و همچنین اطلاعات مرتبط با بیماری‌های واگیر و عفونی مانند کووید-19 طراحی گردید که شامل اطلاعات لازم در مورد ابتلا به بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه، طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 بود. تحلیل آماری داده‌های مطالعه با استفاده از آزمون‌ کای اسکوئر و آزمون دقیق فیشر و در محیط نرم افزار SPSS نسخه 23 انجام پذیرفت.  
یافته ها: تعداد کارگران شاغل در دو گروه صنایع واجد و فاقد سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی به ترتیب 673 و 708 نفر بود. از 33 صنعت دارای سیستم‌‌ مدیریت سلامت شغلی، (1/12 %) 4 صنعت دارای سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست (HSE-MS)، (7/66 %) 22 صنعت استاندارد OHSAS 18001:2007 را اخذ نموده و (2/21 %) 7 صنعت نیز دارای گواهینامه ISO 45001:2018 بودند. مشخص گردید که مقادیر شیوع بیماری کووید-19 در صنایع فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی به طور معنی داری بالانر می باشد (05/0>p). همچنین یافته ها نشان داد که بین پارامترهای طب کار، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، آموزش و مشارکت کارکنان و همچنین پارامترهای مدیریت بیماری کووید-19 در دو گروه صنایع مورد مطالعه اختلاف معنی داری وجود دارد (05/0>P).
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین مقادیر امتیاز پارامترهای  طب کار و سیستم مدیریت اطلاعات سلامت شغلی، مدیریت ریسک خطرات بیولوژیک، آموزش و مشارکت کارکنان، مدیریت بیماری کووید-19 و در نهایت شیوع بیماری مذکور بین صنایع واجد و فاقد سیستم های مدیریت سلامت شغلی ارتباط معنی داری وجود داشته و اجرا و استقرار سیستم های مدیریت سلامت شغلی می تواند گامی موثر در راستای کاهش شیوع بیماری های ویروسی و واگیر همچون کووید-19 باشد.
پگاه شفیعی، موسی جباری، مهناز میرزا ابراهیم طهرانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

مقدمه: حوادث شغلی یکی از چالش‌های مهم موجود در صنایع هستند. هدف از این مطالعه تعیین علل ریشه‌ای حوادث شغلی رخ‌داده در یک شرکت خودروسازی و بررسی نقش آن‌ها در وقوع حوادث است.
روش کار: با استفاده از روش Tripod-Beta حوادث شغلی منجر به استراحتی که سبب از دست رفتن حداقل یک روز کاری در بین سال‌های 1390 تا 1396 شدند، موردبررسی قرار گرفتند و علل تأثیرگذار بر وقوع آن‌ها از سطحی تا ریشه‌ای تعیین گردیدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از طریق نرم‌افزار SPSS-22 صورت پذیرفت.  
یافته ها: حدود80‌‌% حوادث شغلی رخ‌داده در سطح شرکت خودرو‌سازی، در نتیجه 6 عامل ریشه‌ای، شامل نقص در سیستم سازماندهی‌(20‌%)، شرایط تقویت‌کننده‌خطا‌(17‌%)، نقص در سیستم مدیریت تعمیرات‎و‎نگهداری‌(12‌%)، نقص در سیستم ارتباطات‌(10‌%)، اهداف ناسازگار‌(10‌%) و نقص در سیستم طراحی‌(9‌%)، به وقوع پیوسته‌اند. عدم وجود اختیار لازم برای متوقف کردن عملیات به میزان 28‌% بیشترین نقش را در بروز نقص سیستم سازماندهی ایفا نموده‌است.
نتیجه گیری: با اصلاح سه عامل ریشه‌ای سازماندهی، شرایط تقویت‌کننده خطا و مدیریت تعمیرات‎و‎نگهداری، می‌توان بیش از 50 درصد حوادث شغلی را کنترل نمود، جهت کاهش این میزان حوادث، استخدام صحیح نفرات، تعریف دقیق پاسخ‌گویی، تعریف دقیق شرح وظایف، سرپرستی و نظارت مناسب و ثبت شبه حوادث پیشنهاد می‌شود.
سیدمهدی موسوی، علی کریمی، سید ابوالفضل ذاکریان، مهرداد مهر آور،
دوره 12، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

مقدمه: سیستم صدور مجوز کار یک سیستم مستند برای کنترل فعالیت‌هایی می‌باشد که دارای خطرات ذاتی بوده و امکان بروز حوادث را دارند. به‌منظور اطلاع از نحوه عملکرد و کارایی هر سیستمی باید آن سیستم به‌طور دوره‌ای مورد پایش و ارزیابی قرار گیرد و سیستم مجوز کار نیز از این قاعده مستثنا نمی‌باشد. هدف مطالعه حاضر ساخت و معرفی یک نرم‌افزار کامپیوتری به‌منظور ارزیابی عملکرد سیستم مجوز کار می‌باشد.
روش کار: این پژوهش شامل دو مرحله اصلی بود. در مرحله اول، بر اساس بررسی متون و مصاحبه با خبرگان دانشگاهی و صنعتی، پرسشنامه ارزیابی عملکرد سیستم مجوز کار طراحی و اعتبار سنجی گردید. مرحله دوم پژوهش مربوط به طراحی و پیاده‌سازی نسخه اولیه نرم‌افزار ارزیابی عملکرد سیستم مجوز کار و ارزیابی قابلیت استفاده آن بود. طراحی مطابق با مدل چرخه حیات توسعه نرم‌افزار (SDLC (System Development Life Cycle انجام شد. با استفاده از روش فکر بلند، قابلیت استفاده نسخه اولیه نرم‌افزار ارزیابی و نسخه نهایی نرم‌افزار طراحی و درنهایت با استفاده از پرسش‌نامۀ  (Questionnaire for User Interface Satisfaction (QUIS Cycle،  میزان رضایت کاربران از نرم‌افزار سنجیده شد.  
یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از پرسشنامه میزان رضایت کاربران، امتیاز مربوط به میزان رضایتمندی کلی کاربران از نرم‌افزار طراحی‌شده، 7/71 از 9 امتیاز ممکن بود. امتیازات به‌دست‌آمده به ترتیب 7/58 برای کارکرد نرم‌افزار، 7/37 برای ویژگی‌های صفحه‌نمایش و رابط کاربری، 7/75 برای اصطلاحات و اطلاعات نرم‌افزار، 8/11 برای یادگیری و 7/74 برای قابلیت‌های کلی سیستم بود. همچنین خروجی یافته‌های نرم‌افزارهای اکسل و SPSS با خروجی نرم‌افزار طراحی‌شده مطابقت داشت که نشان‌دهنده قابلیت اطمینان خروجی نرم‌افزار بود.
نتیجه گیری: نرم‌افزاری که در این مطالعه ساخته و معرفی گردید. با تسهیل در فرآیند ارزیابی عملکرد سیستم مجوز از طریق انجام تجزیه‌وتحلیل‌های نظام‌مند دقیق و صحیح و درعین‌حال انعطاف‌پذیر و همچنین ارائه انواع گزارش در ساختارهای از پیش تعریف‌شده، می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مناسب جهت ارزیابی عملکرد سیستم مجوز کار در صنایع فرآیندی مانند پالایشگاه‌های نفت و پتروشیمی و سایر صنایع مشابه مورداستفاده قرار گیرد.
مسعود فیضی، علی جعفری، حجت احمدی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: به دلیل وضعیت رشدنیافته مکانیزاسیون، ارّه موتوری یکی از ابزارهای پرکاربرد در جنگل‌های ایران است. این ابزار، به‌واسطه ارتعاشات انتقال‌یافته از طریق دسته به اعضای بدن، می‌تواند موجب ایجاد اختلالات ناخواسته (مانند سندرم انگشت سفید) گردد. شناسایی این ارتعاشات می‌تواند موجب به حداقل رساندن شدت این اختلالات گردد. این مطالعه هدف بررسی تأثیر گونه‌های مختلف چوب جنگلی (راش، ممرز و توسکا) بر ارتعاشات انتقال‌یافته به مچ و بازو را دنبال می‌کند.
روش کار: آزمایش‌ها در چهار عملیات شامل برش مقطعی راش، ممرز و توسکا و حالت بدون برش به‌عنوان تیمار شاهد انجام شد. شتاب ارتعاشات در سه جهت تعریف‌شده در سیستم مختصات دکارتی در سه نقطه شامل دسته ارّه موتوری، مچ و بازوی کاربر اندازه‌گیری شد. با استفاده از داده‌های حوزه زمان و فرکانس شتاب ارتعاشات، جذر میانگین مربعات (RMS)، برآیند شتاب ارتعاش، انتقال‌پذیری کلی ارتعاش و شتاب ارتعاش وزن‌دار شده فرکانسی بر اساس استانداردهای ISO 5349 (2001) و ISO 10819 (2013)، محاسبه شدند. پارامترهای محاسبه‌شده در نرم‌افزار SAS مورد تجزیه‌وتحلیل آماری قرار گرفت. 
یافته ها: نتایج نشان داد که تغییر گونه چوب، می‌تواند به‌طور معنی‌داری بر میزان جذر میانگین مربعات شتاب ارتعاش در هر سه نقطه تأثیر بگذارد. مقدار جذر میانگین مربعات شتاب ارتعاش از دسته به سمت بازو روند کاهشی داشت. جالب است که تفاوت‌های معنی‌داری در انتقال‌پذیری ارتعاش در فرکانس‌های مختلف مشاهده شد. این مطالعه تأیید می‌کند که اندام‌های بدن ارتعاشات با فرکانس‌های بالا را بهتر از فرکانس‌های پایین میرا می‌کنند.
نتیجه گیری: هرچند که میزان جذر میانگین مربعات در حالت‌های برش چوب نسبت به نمونه شاهد کمتر است، امّا مقدار شتاب ارتعاش وزن‌دار شده فرکانسی و درنتیجه خطر ابتلا به عارضه انگشت سفید در حالت‌های برش چوب بیشتر است. همچنین، شتاب ارتعاش در برخی از فرکانس‌ها (زیر 40 هرتز برای مچ و زیر 25 هرتز برای بازو) حین انتقال، باوجود میرایی معنی‌دار در ارتعاشات کلی، تقویت شده است.

زهرا ‌علی‌زاده، مصطفی پویاکیان، کورش اعتماد،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

مقدمه: امروزه انسان‌ها مهم‌ترین و حساس‌ترین عنصر سازمانی محسوب می‌شوند و اکثر نظریه‌پردازان کلید موفقیت سازمانی را مدیریت مؤثر نیروی انسانی می‌دانند؛ اما آنچه مسلم است انسان‌ها ذاتاً با هم تفاوت دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی تفاوت‌های فردی کارکنان (ویژگی‌های شخصیتی، عوامل زیست‌شناختی و جمعیت شناختی) به‌عنوان عامل پیش‌بینی کنندۀ بروز رفتارهای ناایمن در یک شرکت توربین سازی بود.
روش کار: در این مطالعۀ مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی، برای تعیین رفتارهای ناایمن، ویژگی‌های شخصیتی، متغیرهای جمعیت شناختی، شاخص تودۀ بدنی و سیستم گروه خونی (BG-Rh) به ترتیب از تکنیک نمونه‌گیری رفتارهای ایمن (Safety Behavior Sampling)، پرسشنامۀ فرم کوتاه نئو (NEO-FFI)، پرسشنامۀ اطلاعات دموگرافیک، شاخص BMI و روش مستقیم (cell type) برای تعیین گروه خونی استفاده گردید. جامعۀ آماری پژوهش 260 نفر از کارکنان یک صنعت ساخت توربین بود. برای تجزیه تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخۀ 20 استفاده شد.  
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که 44.5 درصد از رفتارهای کارکنان از نوع ناایمن بود. نرخ رفتارهای ناایمن مشاهده شده در سالن توربین 2 (15.47 درصد) و سالن توربین 3 (15.43 درصد) بیشتر از سالن توربین 1 (13.59 درصد) بود. رفتارهای ناایمن پوسچر نامطلوب حین کار (11.41 درصد)، استفاده از گوشی موبایل حین کار (7.77 درصد) و عدم استفاده از گوشی حفاظتی (7.32 درصد) بیشترین فراوانی را داشتند. بین بروز رفتارهای ناایمن با مصرف سیگار، BMI، گروه خونی و ویژگی‌های شخصیتی روان‌رنجورخویی و توافق‌جویی رابطۀ معناداری وجود داشت (0.05 > p) و بین بروز رفتارهای ناایمن با متغیرهای سن، سابقه کار، وضعیت تأهل، نوع شغل، سطح تحصیلات، نوع دپارتمان کاری و ویژگی‌های شخصیتی برونگرایی، گشودگی و وجدانی‌بودن رابطۀ معناداری مشاهده نگردید (p > 0.05). 
نتیجه گیری: با توجه به نقش تفاوت‌های فردی در گرایش افراد به رفتارهای ناایمن، نتایج این مطالعه را می‌توان در طراحی شغل و غربالگری پرسنل با توجه به شخصیت آن‌ها در نظر گرفت و همچنین می‌توان از آن‌ها برای انجام مداخلات بهتر برای جلوگیری از بروز حوادث در محل کار استفاده کرد. همچنین توصیه می‌شود علاوه بر انجام آزمون‌های روان‌شناختی، داده‌های زیست‌شناختی افراد نیز جمع‌آوری و ارتباط آن‌ها با بروز رفتارهای ناایمن در قالب مطالعات طولی و سری زمانی موردتوجه پژوهشگران و کارفرمایان قرار گیرد.

حمزه قیسوندی، رضا خانی جزنی، سید محمد سید مهدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: خستگی شغلی به‌عنوان یکی از عوامل زیان‌بار در بسیاری از محیط‌های کاری ازجمله مراکز بهداشتی درمانی است که می‌تواند اثرات نامطلوب بر سلامت و ایمنی کارکنان داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط میان خستگی شغلی با عناصر مدل مهندسی سیستم‌ها برای ایمنی بیمار در پرستاران طراحی و اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی همبستگی است که با مشارکت 457 نفر از پرستاران بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1397 انجام گرفت. ابعاد خستگی به‌وسیله پرسشنامه چندبعدی خستگی (MFI) و عناصر مدل مهندسی سیستم‌ها برای ایمنی بیمار به‌وسیله پرسشنامه مورد ارزیابی قرار گرفت. روایی این ابزار با روش لاوشه و محاسبه CVR و CVI به‌وسیله نظر خبرگان و پایایی ابزار به‌وسیله آزمون همسانی درونی و آزمون آلفای کرونباخ انجام و تحلیل عاملی تائید نشان داد که تمامی شاخص‌های ابزار قابل‌قبول است. کلیه تجزیه‌وتحلیل‌ها به‌وسیله نرم‌افزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.  
یافته ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد بالاترین نمره خستگی مربوط به بعد خستگی عمومی با میانگین 12/86 و انحراف معیار 3/23 و کمترین نمره مربوط به بعد کاهش انگیزه با میانگین 9/11 و انحراف معیار 3/66 است. در این پژوهش میان ویژگی‌های جمعیت شناختی با ابعاد خستگی رابطه معناداری مشاهده نشد ولی میان ابعاد خستگی با عنصر سازمان، وظیفه، تکنولوژی و ابزار و محیط فیزیکی رابطه معناداری مشاهده گردید (0/05>p).
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد، خستگی در پرستاران در سطح متوسط است و عوامل سیستم کاری بیش از عوامل جمعیت شناختی در بروز خستگی نقش دارد؛ بنابراین برنامه‌ریزی در جهت بهبود سیستم کاری می‌تواند به کاهش خستگی در پرستاران کمک کند.
علیرضا عسکریان، مهناز میرزا ابراهیم طهرانی، سید محمدتقی ساداتی‌پور، سید علی جوزی، رضا مرندی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: مدیریت ریسک واحد، یک جزء حیاتی از مدیریت پالایش گاز محسوب می‌شود که اگر به‌خوبی مدیریت نشود ممکن است به توقف تولید منجر شود. هدف از این مطالعه ارائه یک مدل ساختاری برای واکاوی نقش و تأثیرگذاری متغیرها بر توقف فرآیند تولید گاز در پالایشگاه گاز می‌باشد.
روش­کار: این مطالعه به‌منظور بررسی ریسک‌های کلیدی در توقف استحصال گاز ترش در واحد شیرین‌سازی گاز پالایشگاه گاز واقع در عسلویه به‌صورت توصیفی-تحلیلی انجام گرفت.
جهت تجزیه‌وتحلیل ریسک‌های واحد، ابتدا از روش نمودار استخوان ماهی استفاده شده و سپس مدل­سازی داده‌ها برای حادثه توقف تولید استحصال گازترش پالایشگاه با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. جهت مدل‌سازی و تحلیل از نرم‌افزارهای SPSS 24 و Smart PLS 2 استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که «ریسک مرتبط با متغیر محیط» با ضریب مسیر 0/943 و آماره تی 103/791، «ریسک مرتبط با تأمین هزینه» با ضریب مسیر 0/937 و آماره تی 95/168، «ریسک مرتبط با پیاده‌سازی سیستم‌های مدیریتی» با ضریب مسیر 0/847 و آماره تی 35/236، «ریسک حوادث» با ضریب مسیر 0/791 و آماره تی 25/410، «ریسک مرتبط با زمان» با ضریب مسیر 0/758 و آماره تی 15/121 و ریسک مرتبط با خطای انسانی با ضریب مسیر 0/712 و آماره تی 11/215 به ترتیب با ضریب اهمیت مسیر بیشتر نسبت به سایر ریسک ­ها بر ریسک توقف تولید مؤثر می‌باشند. همچنین با مقایسه ضرایب مسیر مربوط به ریسک‌ها می‌توان دریافت که تأثیر هر یک از ریسک‌ها نسبت به توقف تولید با یکدیگر متفاوت است.
نتیجه‌گیری: باتوجه‌به یافته‌های پژوهش، متغیرها و مؤلفه‌های قابل‌ردیابی مختلفی روی شاخص توقف تولید در صنعت گاز تأثیرگذار می‌باشد؛ بنابراین لازم است نقش این ریسک‌ها در وقوع رویداد بررسی گردد و برنامه‌ریزی مناسبی جهت پیشگیری از خسارت به پالایشگاه گاز اتخاذ گردد.

روح اله فولادی، علی کریمی، عادل مظلومی، محسن شریف روحانی، رجبعلی حکم آبادی،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: بروز حوادث در تأسیسات انتقال و توزیع گاز طبیعی به‌ویژه ایستگاه‌های تقلیل فشار گاز که در مجاورت مناطق مسکونی و صنعتی می‌باشند، پیامدی فاجعه‌بار در سال‌های اخیر داشته است. بر اساس گزارشات آنالیز حوادث فاکتورهای انسانی از علل ریشه‌ای حوادث در سیستم انتقال و توزیع گاز طبیعی تعیین شده است. ازاین‌رو، این مطالعه با هدف آنالیز وظایف بحرانی و ارزیابی خطاهای گروه بهره‌برداری ایستگاه‌های تقلیل فشار گاز شهری شرکت گاز استان اصفهان انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، ارزیابی سیستماتیک خطاها با استفاده از روش SPEAR و راهنمای SCTA در ایستگاه‌های تقلیل فشار انجام گرفت. در ابتدا، غربالگری و ارزیابی وظایف بحرانی انجام و در مرحله بعدی در قالب روش SPEAR، آنالیز سلسله‌مراتب وظایف بحرانی با روش HTA ترسیم و شرایط به وجود آورنده خطاها شناسایی گردید. در مرحله بعدی، خطاها بر مبنای روش PHEA ارزیابی و نهایتاً راهکارها و پیشنهادات مدیریت خطاها در سه سطح ارتقاء دستورالعملی، تجهیزاتی و آموزشی ارائه گردید.  
یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که از مجموع 23 وظیفه اصلی و 164 زیر وظیفه شناسایی‌شده،12 وظیفه بحرانی می‌باشند. حدود 67 درصد دارای پتانسیل بالا برای وقوع حوادث، 25 درصد اولویت متوسط و 8 درصد اولویت پایین داشتند. همچنین 134 خطا شناسایی شدند که بیشترین خطاها مربوط به خطاهای عملکردی (42/53 درصد) و خطاهای بازدیدی (39/55 درصد) بود. خطاهای تبادل اطلاعات، بازیابی و انتخاب به ترتیب 8/96، 5/22 و 3/74 درصد فراوانی را داشتند.
نتیجه گیری: بیشترین درصد فراوانی از نوع خطاهای عملکردی و بازدیدی بودند. بر اساس نتایج ارزیابی شرایط ایجادکننده خطا می‌توان از راهکارهای متناسب «با نوع خطاهای پیش‌بینی‌شده» از قبیل تهیه دستورالعمل‌های استاندارد، برنامه آموزشی مدون، کنترل عوامل زیان‌آور محیطی، ارتقاء تجهیزاتی و رفع نقص‌های فرایندی برای مدیریت هدفمند خطاها استفاده کرد.
احسان رمضانی فر، کامران غلامی زاده، ایرج محمدفام، مصطفی میرزایی علی‌آبادی،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی ریسک مقیاسی برای پیش‌بینی قابلیت اطمینان است و می‌تواند تعاملات بین اجزا و متغیرهای فرآیند را مدیریت کند. از طرفی قابلیت اطمینان یک جزء یا یک مانع ایمنی می‌تواند بر ریسک کلی سیستم تأثیرگذار باشد. به عنوان یکی از مهم‌ترین موانع ایمنی مخازن ذخیره‌سازی، خرابی سیستم‌های فوم می‌تواند عواقب شدیدی را به همراه داشته باشد؛ بنابراین سیستم‌های فوم برای کاهش خطرات ناشی از آتش‌سوزی و خسارات ناشی از آن دارای اهمیت بالایی هستند.
روش کار: این مطالعه با هدف تعیین علل ریشه‌ای دخیل در شکست سیستم‌های فوم ثابت مخازن ذخیره‌سازی از طریق آنالیز درخت خطای فازی و برآورد قابلیت اطمینان آن صورت گرفت. در محاسبات درخت خطای متعارف معمولاً از داده‌های دقیق برای ارزیابی احتمال وقوع رویدادهای پایه استفاده می‌شود؛ بنابراین در رویکرد معرفی شده، مجموعه‌های فازی در جهت کمّی‌سازی احتمالات رویدادهای پایه و مدیریت عدم قطعیت استفاده گردید. در نهایت، با توجه به احتمال رویداد نهایی، قابلیت اطمینان سیستم برآورد شد.  
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که ۱۳ رویداد پایه در عملکرد سیستم‌های فوم ثابت مخازن ذخیره‌سازی نقش دارند. علاوه بر این، خرابی مسیر کابل و سیستم تشخیص (حسگرهای دما مقاومتی)، تنظیم اشتباه کلید فعال‌سازی و ممتد عمل نکردن سیستم‌های تولیدکننده کف، سه عامل تأثیرگذار بر قابلیت اطمینان سیستم‌های فوم ثابت بودند. با استفاده از روش پیشنهادی، قابلیت اطمینان سیستم 0.8470 برآورد گردید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که می‌توان از روش درخت فازی به عنوان ابزاری قابل اعتماد برای تخمین قابلیت اطمینان با استفاده از قضاوت کارشناسان استفاده کرد. همچنین، مطالعه حاضر سازگاری منطق فازی را برای ارزیابی احتمال نقص رویدادهای پایه درخت خطا نشان می‌دهد.
مریم قلع جهی، الناز رحیمی، اعظم بیابانی، زهرا بیگ زاده، فریده گلبابایی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: مطالعات زیادی درخصوص توسعه ی عایق‌های مدرن، ازجمله نانو عایق‌ها در جهان انجام گرفته است؛ اما تاکنون مطالعه ی جامعی در جهت مرور و بررسی خواص حرارتی این عایق‌ها انجام نشده است؛ بنابراین، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی تأثیرات استفاده از مواد نانو بر عملکرد عایق‌های حرارتی انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه ی مروری، جستجوی مقالات در پایگاه‌های اطلاعاتی انگلیسی PubMed ،Web of  Science، ScienceDirect و پایگاه‌های اطلاعاتی فارسی Magiran ،SID و موتور جستجوگر Google Scholar صورت گرفت. کلیدواژه‌های مورد استفاده برای جستجو، شامل Insulation, Thermal Insulation ,Thermal Insulator Stability Thermal Conductivity Thermal به زبان انگلیسی و عایق، نانو مواد و هدایت حرارتی به زبان فارسی بود.  
یافته ها: ۴۰۶۸ مطالعه، از طریق جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی یافت شد. با توجه به معیارهای ورود، ۱۵ مقاله انتخاب گردید. در بین مطالعات ورودی، بیشترین فراوانی مربوط به سه نوع عایق سیلیکونی، کامپوزیتی و آئروژلی (هر یک ۲۶/۶۷%) و رایج‌ترین نوع نانو ماده مورد استفاده، نانو ذرات SiO۲  (۲۶/۶۷%) بود. بر اساس مطالعات مورد بررسی، نوع نانو ماده مورد استفاده در عایق، منجر به بهبود خواص آن مانند مقاومت حرارتی، استحکام مکانیکی، استحکام دی‌الکتریک، استحکام کششی، کشسانی، سختی و... می‌گردد.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه، نشان داد استفاده از فناوری نانو می‌تواند گامی مؤثر جهت بهبود خواص مواد عایق باشد که مهم‌ترین آن، افزایش مقاومت حرارتی است. بدین ترتیب، استفاده از عایق‌های حرارتی نانو می‌تواند باعث جلوگیری از هدر رفتن انرژی حرارتی، کاهش هزینه و تأمین ایمنی و آسایش شود.
مجتبی خسروی دانش، عادل مظلومی، محمدعلی چراغی، سحرناز نجات، لیزا وولف،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

 

مقدمه: در مقایسه با دیگر بخش‌های بیمارستان‌ها، پرستاران بخش اورژانس سطوح بالاتری از خستگی شغلی را تجربه می‌کنند. علی‌رغم اهمیت موضوع خستگی در بخش اورژانس، مطالعات محدودی به واکاوی عوامل ایجاد‌کننده این خستگی پرداخته‌اند. از این رو، مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل موثر بر خستگی پرستاران بخش اورژانس با رویکرد سیستمی و ارائه مدل جامع خستگی صورت گرفت.
روش کار: مطالعه حاضر فاز اول از یک مطالعه آمیخته  با طرح ترتیبی اکتشافی  بود که به صورت کیفی صورت گرفت. داده‌های مطالعه با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه‌ساختارمند از میان پرستاران اورژانس بیمارستان‌های تابع علوم پزشکی تهران جمع‌آوری شدند. سپس این داده‌ها، با رویکرد سیستمی و روش تحلیل محتوی کیفی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. جهت بررسی دقت و صحت نتایج مطالعه از معیارهای گوبا و لینکن شامل قابلیت انتقال پذیری، آزمون همتا و کنترل اعضا استفاده شد.
یافته ها: عوامل گسترده‌ای در چهار سطح سیستم کاری پرستاران شامل عوامل فردی، واحد کاری، سازمان و فرابیمارستان شناسایی شدند که می‌توانستند باعث ایجاد خستگی پرستار شده یا از آن پیشگیری کنند. به طور اختصاصی مقولاتی که بیشترین اشاره به آن‌ها توسط پرستاران شده بود عبارت بودند از بحث و درگیری با بیمار یا همراه، بارکاری اورژانس، کمبود نیرو، ازدحام و سروصدا، اضافه کاری اجباری، دیده شدن و قدردانی، انتظارات مراجعه‌کنندگان، گزارش‌نویسی (کاغذبازی) و بی‌اعتمادی مراجعین به پرستاران. برآیند نتایج پژوهش مدل مفهومی عوامل موثر بر خستگی پرستاران اورژانس شهر تهران بود.
نتیجه‌گیری: به طور سنتی برنامه‌های مدیریت خستگی در بیمارستان‌ها تنها مسائل مربوط به شیفت‌های کاری و بهداشت خواب را جهت کنترل خستگی در نظر می‌گیرند، نتایج مطالعه حاضر عوامل اثرگذار دیگری را در سیستم کاری پرستاران اورژانس به دست می‌دهد. این یافته‌ها می‌توانند به تصمیم‌گیرندگان سیستم‌های سلامت و متخصصین ارگونومی در طراحی سیستم‌های مدیریت ریسک خستگی مؤثر در بیمارستان‌های ایران، به ‌ویژه بخش‌های اورژانس‌ کمک کند.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb