جستجو در مقالات منتشر شده


35 نتیجه برای شاخص

غلامرضا آذری، امیرعباس مفیدی، محسن مشکانی، فرهاد طباطبایی قمشه، امیرحسین داودیان طلب،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

مقدمه: استرس گرمایی به عنوان یکی از مخاطرات محیط های کاری به حساب می آید. مهم ترین عوارض کار در محیط های گرم شامل گرفتگی عضلات، خستگی مفرط، کاهش هوشیاری، ادراک و گرمازدگی می باشد. هدف از این پژوهش، شناسایی ایستگاه های پرمخاطره از لحاظ استرس گرمایی در یکی از صنایع فورج استان تهران با استفاده از شاخص WBGT است.

روش کار: این مطالعه توصیفی- مقطعی در یکی از صنایع فورج استان تهران در 5 روز متوالی از گرم ترین روزهای تابستان سال 1390 انجام شد. برای اندازه گیری ها از یک دستگاه WBGT متر کالیبره شده بر اساس استاندارد ISO 7243 استفاده شد. تمام کارگران مواجه شده با گرمای تابشی در این صنعت، بیش از 3 سال سابقه کار پیوسته داشتند و لذا از لحاظ گرمایی تطابق یافته بودند. برای انجام تجزیه و تحلیل های آماری از نرم افزارهای SPSS 14 و Excel 2007 استفاده شد.

یافته ها: در این مطالعه میزان WBGT در تمام ایستگاه های کاری مواجه با کوره بیش از مقدار مجاز برآورد شد. میزان متوسط WBGT همه ایستگا ههای کاری برای ده ساعت روزانه 27/97  درجه سانتی گراد محاسبه شد، که بر اساس استاندارد ACGIH بیش از مقدار توصیه شده و غیر قابل قبول بود. هم چنین نتایج آزمون آماری ANOVA و آزمون  تعقیبیLSD، تفاوت معناداری در شاخ ص دمای تابشی با 0/01 > P-Value و WBGT با  0/05 > P-Value ه ارتفاع سر، کمر ، و قوزک پا نشان داد، به طوری که اختلاف مشاهده شده بین سر و کمر معنادار نبود، ولی اختلاف بین این دو شاخص و قوزک پا معنادار بود.

نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد که میزان استرس گرمایی در کارگرانی که در معرض منابع تابشی گرما بودند، از مقدار مجاز توصیه شده توسط استاندارد ACGIH بیش تر بود. هم چنین مشخص شد مشکل اصلی گرمای تابشی، مخصوصاً در ارتفاع سر و کمر است، از این رو به منظور کنترل شرایط، تدابیری در زمینه کنترل گرما تابشی در این نواحی توصیه شد.


علی صفری واریانی، سکینه ورمزیار، فهیمه نوروزی، مرتضی امینی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1390 )
چکیده

مقدمه: افزایش زاویه انحنای ستون مهره ها در ناحیه کم ر، زمینه ساز بسیاری از ناراحتی های اسکلتی- عضلانی است. از این رو انداز هگیری آسان، سریع و دقیق زاویه قوس کمر نقش مهمی در پیشگیری از این ناراحتی ها خواهد داشت. هدف مطالعه حاضر تعیین معاینه های بالینی، آسان سازی اندازه گیری انحنای قوس کمر و جلوگیری از تابش غیر ضروری اشعه به بدن افراد و طراحی و ساخت دستگاه قوس کمر می باشد. دستگاه طراحی شده در این مطالعه، خطرها و مشکل های روش های دیگر را نداشته و در مقایسه با شاخص استاندارد دلماکس از صحت قابل قبولی برخوردار است.
روش کار: در این مطالعه قوس کمر 50 داوطلب مرد و زن با استفاده از دستگاه اندازه گیری قوس کمر ساخته شده بررسی و یافته ها با نتایج حاصل از اندازه گیری با استفاده از روش استاندارد دلماکس مقایسه شد.

یافته ها: قوس کمر طبیعی بر اساس شاخص دلماکس بین 94 % - 96 % و بر اساس دستگاه ساخته شده معادل 40 تا 60 درجه بود. 78 % از افراد مورد بررسی دارای قوس کمر طبیعی، 12% مبتلا به انحنای رو به عقب (کیفوزیس) و 10% مبتلا به انحراف رو به جلو (لوردوزیس) بودند. حساسیت دستگاه در شناسایی افراد سالم 100% ، افراد بیمار واقعی 55/6% و در مجموع صحت دستگاه 84 ٪ بود.

نتیجه گیری: دستگاه طراحی شده در مقایسه با شاخص استاندارد دلماکس از صحت قابل قبولی برخوردار است.


محسن علی‌آبادی، قاسم حسام، رزاقپور رحیم پور،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده

مقدمه: آسایش حرارتی در محیط کار و زندگی به عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان در نیم قرن گذشته بوده است. آسایش حرارتی شرایطی است که فرد از لحاظ ذهنی نسبت به شرایط جوی محیط خود احساس رضایت داشته باشد. یکی از سامانه‌های نسبتاً جدید برای ایجاد گرمایش در محیط‌های کاری، سامانه‌های گرمایش تابشی است. هدف از این پژوهش بررسی عملکرد حرارتی سامانه گرمایش تابشی سقفی و تاثیر آن بر سطح آسایش حرارتی کارگران می‌باشد.

.

روش کار: درمطالعه توصیفی تحلیلی حاضر، سامانه‌های گرمایش تابشی طراحی شده در دو کارگاه تعمیرات و نگهداری مرکز بهره‌برداری خطوط لوله گاز همدان مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا پارامترهای محیطی تاثیرگذار بر آسایش حرارتی در هر دو کارگاه‌، قبل و بعد از روشن شدن سیستم گرمایش تابشی سقفی، اندازه‌گیری و بر اساس آنها شاخص خنک کنندگی باد و شاخص‌های آسایش حرارتی، میانگین رای پیش بینی شده (PMV) و درصد افراد ناراضی (PPD) محاسبه گردید. با استفاده از پرسشنامه توزیع شده در بین 22 نفر از کارگران شاغل در کارگاه‌های مورد مطالعه، شاخص PMV و PPD بر اساس احساس ذهنی کارگران از شرایط آسایش حرارتی تعیین گردید.

.

یافته ها: نتایج نشان داد سامانه گرمایش تابشی سقفی در کارگاه شماره یک، شاخص خنک‌کنندگی باد را به میزان Kcal/m2.h 3/42 کاهش داده است که این مقدار تاثیرقابل ملاحظه‌ای در تغییر شرایط آسایش حرارتی محیط نداشته است. در کارگاه شماره دو، شاخص خنک‌کنندگی باد به میزان Kcal/m2.h 3/109 کاهش یافته است که در این وضعیت شرایط آسایش حرارتی از احساس محیط سرد به محیط مطلوب تغییر یافته است. شاخص PMV در کارگاه شماره یک بعد از روشن شدن سامانه نسبت به قبل 37/0 افزایش داشته است که این مقدار برابر افزایش 24/17 درصد رضایت افراد بود، در حالی که در کارگاه شماره دو، تغییر افزایشی شاخص PMV قبل و بعد از روشن شدن سامانه 98/0 بود که این مقدار برابر افزایش قابل ملاحظه 6/31 درصد رضایت افراد بود. بر این اساس درصد رضایت در کارگاه شماره دو نسبت به کارگاه شماره یک به میزان 3/14 بیشتر بوده است.

.

نتیجه گیری: با توجه به حجم بزرگ این نوع کارگاه‌های صنعتی، گرمایش موثر کارگاه‌ از طریق مکانیسم‌های همرفتی بسیار مشکل و پرهزینه می‌باشد. نتایج تایید نمود در صورتی که سامانه‌های گرمایش تابشی در کارگاه‌های صنعتی بر اساس اصول علمی طراحی و به‌کار گرفته شوند می‌توانند در بهبود آسایش حرارتی به دلیل گرمایش سطوح مجاور از طریق تابش و کاهش در مصرف سوخت و هزینه بسیار اثربخش باشند.


محمد جواد جعفری، رجبعلی حکم‌آبادی، حمید سوری،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده

مقدمه: در کشورهای در حال توسعه‏‏، بهبود وضعیت ایمنی راه‌ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مقاله وضعیت ایمنی راه‌های کشور در طی سال‌های 1380-1385 مورد ارزیابی قرار گرفته است.

.

روش کار: در این مطالعه توصیفی، ایمنی راه‌های کشور با استفاده از شاخص‌‌های ایمنی راه در سطح ماکرو بررسی شده است. در ابتدا تمام شاخص‌‌های موجود در زمینه ایمنی راه مورد بررسی قرار گرفت و 46 شاخص شناسایی شد. پس از شناسایی کل شاخص‌ها، ضمن رایزنی با کارشناسان ایمنی راه کشور و با توجه به داده‌های قابل اعتماد موجود در کشور، تعداد 11 شاخص برای بررسی وضعیت ایمنی راه‌های کشور انتخاب شد. پس از تعیین شاخص‌ها، بر اساس دستورالعمل دبیرخانه کمیسیون ایمنی راه، کلیه داده‌های مورد نیاز برای تعیین مقدار هر یک از شاخص‌ها، از سازمان ها و موسسات ذیربط جمع آوری شد. در مراحل پایانی مقدار هر شاخص برآورد گردیده مورد ارزیابی قرار گرفت.

 .

یافته ها: نتایج به‌دست آمده نشان داد که در طول این دوره 6 ساله به ازاء هر یکصد هزار نفر جمعیت 9 کشته برجای مانده است که استفاده از کمربند و کلاه ایمنی به ترتیب %20 و %18 افزایش یافته است. در همین مدت تعداد موتورسیکلت %20، طول راه‌های آسفالته و شهرنشینی حدود %10 افزایش داشته است. میزان درآمد سرانه واقعی کشور از مقدار 5884 دلار آمریکا به 7968 دلار آمریکا، میزان امید به زندگی از 9/68 سال به 9/70 سال، میزان افراد باسواد از %76 به%78 و شاخص توسعه انسانی نیز از مقدار 721/0 به 759/0 افزایش یافته‌اند. نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که بین میزان افزایش کشته شدگان در حوادث جاده‌ای به ازاء ده هزار خودرو و درصد افزایش متغیرهای استفاده از کمربند و کلاه ایمنی، راه‌های آسفالته، شهرنشینی و همچنین تغییر میزان درآمد سرانه واقعی کشور، میزان امید به زندگی، میزان باسوادی و شاخص توسعه انسانی همبستگی معنا داری وجود داشته است، به‌طوری‌که ضریب R2 برای آن‌ها به ترتیب برابر با 84/0، 90/0، 994/0، 90/0، 97/0، 82/0، 69/0 و 84/0 بوده است.

.

نتیجه گیری: در طی دوره مورد مطالعه وضعیت ایمنی راه‌های کشور مناسب نبوده است.


روح اله حاجی زاده، محمد حسین بهشتی، اسماعیل خداپرست، جواد ملکوتی، حسین رحیمی،
دوره 3، شماره 4 - ( 11-1392 )
چکیده

مقدمه: استرس گرمایی در محیط های کاری، علاوه بر ایجاد ناراحتی های متعدد مانند کاهش آسایش حرارتی و ایجاد تنش‌های گرمایی، در موارد شدیدتر ممکن است منجر به ایجاد حادثه و بیماری‌های ناشی از گرمای بیش از حد گردد. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت استرس گرمایی در کارگاه های کوچک شهرستان قم بر اساس شاخص WBGT و همچنین بررسی ارتباط بین WBGT و شاخص های فیزیولوژیکی است.

.

روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی – مقطعی در مرداد ماه 1391 در 25 کارگاه کوچک شهرستان قم مشتمل بر10 کارگاه روباز و 15کارگاه سرپوشیده انجام شد. اندازه گیریWBGT براساس استاندارد ISO7243 انجام شد. همچنین پاسخ های فیزیولوژیکی 25 نفر کارگر (یک نفر از هرگارگاه) شامل نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک سنجش شد.

.

یافته ها: میانگین شاخص WBGT برای مشاغل سرپوشیده شامل صافکاری، مکانیکی، نقاشی، جوشکاری و درب و پنجره سازی به ترتیب C◦ 55/27، C◦ 45/27، C◦ 64/24، C◦ 73/26 و C◦ 89/25، برای کارگاه‌های روباز صافکاری، مکانیکی و نقاشی C◦ 01/30 و برای کارگاه‌های جوشکاری و درب و پنجره سازی C◦ 52/28 به‌دست آمد. میزان WBGT در مقایسه با میزان استاندارد ISO 7243 درتمام کارگاه‌های کوچک اندازه گیری شده بیشتر از حد مجاز بود. کارگاه‌های صافکاری و نقاشی دارای بیشترین میزان WBGTبودند (به ترتیب C◦ 22/30 و C◦ 03/30) میانگین WBGT کارگاه های صافکاری که نسبت به دیگر مشاغل بیشتر در معرض فضای باز و تابش های خورشیدی بودند با کارگاههای جوشکاری و درب و پنجره سازی اختلاف معناداری داشت (آزمون T-test). بین WBGT و نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک رابطه معناداری مشاهده نشد (05/0). نتایج حاکی از آن است که کارگران در معرض استرس حرارتی قرار دارند و انجام مطالعات بیشتر و ایجاد تدابیر جهت مراقبت از کارگران امری ضروری است.

.

نتیجه گیری: میزان استرس حرارتی تقریباً در کلیه ی کارگاه‌های کوچک مورد مطالعه بیشتر از حدود مجاز توصیه شده بوده و در این میان کارگاه های روباز بیشترین میزان استرس حرارتی را داشتند، هرچند استرس های حرارتی با استرس‌های مورد مطالعه همبستگی معناداری را نشان نمی دهند.


فریده گل بابایی، عادل آذر، مهرناز گنجی کاظمیان،
دوره 4، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

مقدمه: بهداشت هوا یک مساله مهم زیست محیطی است که طی سالیان اخیر به دلیل استفاده از تکنولوژی‌های پیشرفته جهت تامین رفاه مادی و نسبی انسان ها، به مخاطره افتاده است. استفاده از سیستم&thinspهای کنترل آلودگی و روش&thinspهای تصفیه کننده، از شیوه&thinspهای عمومی کنترل آلودگی محیط زیست به شمار می&thinspروند. از آن جا که روش‌های کنترل مختلف و متعددی با مزایا و محدودیت های متفاوت به منظور کاهش انتشارات آلودگی هوا به کار می روند، لذا هدف از تحقیق حاضر، طراحی یک مدل تصمیم گیری چند شاخصه فازی برای انتخاب مناسب ترین تجهیزات جهت کنترل آلودگی هوا در شرکت سیمان شرق مشهد می باشد.
.
روش کار: پس از شناسایی صنعت مورد نظر و فرآیند تولید، به کمک روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی تمامی عوامل موثر بر فرآیند تصمیم گیری مشتمل بر عوامل محیطی، عوامل مهندسی و عوامل اقتصادی در نظر گرفته شدند. اوزان اهمیت این معیارها محاسبه و سپس اولویت گزینه های مدل نیز به کمک این روش، تعیین گردیدند.
.
یافته ها: از میان معیارهای اصلی مدل، معیار اقتصادی با وزن 0.555 به عنوان مهم‌ترین معیار تاثیر گذار بر انتخاب نوع تجهیزات کنترل آلودگی هوا مشخص شد. معیارهای محیطی و مهندسی نیز به ترتیب با اوزان 0.286 و 0.159 اولویت های بعدی را به دست آوردند. اوزان نهایی تکنولوژی‌های الکتروفیلتر، بگ هاوس و فیلتر هیبریدی در واحد آسیاب سیمان به ترتیب 0.256، 0.415 و 0.329 و در واحد آسیاب مواد و کوره به ترتیب 0.291، 0.374 و 0.334 محاسبه گردید.
.
نتیجه گیری: بدر نهایت مدل ارایه شده که بر پایه روش تحلیل سلسله مراتبی فازی قرار دارد، نشان می‌دهد که روش مناسب جهت فیلتر کردن گرد و غبار در منابع اصلی انتشار آلودگی در شرکت سیمان شرق، روش بگ هاوس خواهد بود.


زینب السادات نظام الدینی، زهرا رضوانی، کیومرث کیان،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: در صنایع فرایندی به‌ویژه صنایعی که از هیدروکربن‌ها استفاده می‌شود، خطر حریق و انفجار همواره به‌دلیل قابلیت اشتعال و واکنش‌پذیری مواد، بالا بودن دما و فشار عملیات، فراریت و قابلیت تبخیر مایعات از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار است. این مطالعه به منظور ارزیابی کمی ایمنی حریق در یک صنعت روغن‌کشی با استفاده از شاخص حریق و انفجار DOW انجام شده است.

.

روش کار: اطلاعات مورد نیاز برای اجرای پژوهش، از اسناد فرایندی، راهنمای حریق و انفجار DOW، نتایج اندازه‌گیری پارامترهای عملیاتی و همچنین مصاحبه و مشاوره با سرپرستان و کارشناسان به‌دست آمد. سپس مطالعه طی 3 مرحله تعیین شاخص DOW و شعاع و ناحیه تماس، تعیین عامل کنترل اعتبار ضرر و زیان و نهایتاٌ برآورد خسارت اجرا گردید.

 .

یافته ها: شاخص حریق و انفجار در واحد فرایندی تحت مطالعه 68/243 محاسبه شد و بدین ترتیب شدت ریسک معادل آن شدید و غیر قابل پذیرش بود. شعاع مواجهه 38/62 متر و عامل اعتبار کنترل ضرر و زیان 69/0 محاسبه شد و در نهایت محتمل ترین خسارت واقعی 85905000 میلیارد ریال برآورد گردید.

 .

نتیجه گیری: شاخص حریق و انفجار DOW یک روش مناسب برای اندازه‌گیری خطرناکی کل کارخانه یا بخشی از آن را ارایه می‌دهد. لذا از این معیار می‌توان برای بیان پیشنهادات به‌دستدر خصوص تغییرات یا مقدار و میزان وسایل حفاظتی با توجه به اثر آنها در کاهش خسارت استفاده کرد.


روح اله حاجی زاده، فریده گلبابایی، محمد رضا منظم اسماعیل پور، محمد حسین بهشتی، احمد مهری، مصطفی حسینی، اسماعیل خداپرست،
دوره 4، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: استرس گرمایی در محیط های کاری بیشتر مشاغل خصوصا مشاغلی که محیط کارشان روباز است و همچنین از طریق فرایند کار گرما دریافت می کنند، یک خطر جدی برای سلامتی و ایمنی کارگران به شمار می آید. هدف از این پژوهش بررسی وضعیت استرس گرمایی در کارگاه های آجرپزی شهرستان قم بر اساس شاخص WBGT و همچنین بررسی ارتباط بین WBGT و شاخص های فیزیولوژیکی است.

 

روش کار: این مطالعه در 40 کارگاه آجرپزی شهرستان قم انجام شد. اندازه گیری WBGT بر اساس استاندارد ISO7243 صورت گرفت. همچنین پاسخ های فیزیولوژیکی 184 نفر کارگر( یک تا 5 نفر از هرکارگاه) شامل دمای دهانی، دمای پوست، دمای سرخرگ کاروتید گوش، نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک هم‌زمان با سنجش شرایط جوی اندازه گیری شد.. در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS16 تجزیه و تحلیل آماری انجام گرفت.

 

یافته ها: میانگین شاخص WBGT برای مشاغل مختلف آجرپزی شامل کوره، جابجایی بار، نوار نقاله، خشت زنی و گلگیری ترتیب ○C 8/30، ○C 74/26، ○C 58/26 و ○C 24/25 و در مجموع میانگین WBGT، 98/27 به‌دست آمد. میزان WBGT در مقایسه با میزان استاندارد ISO7243 درتمام کارگاه ها اندازه گیری شده بیشتر از حد مجاز است. میانگین WBGT در بخش کوره دارای بیشترین میزان WBGT بود(○C 8/30) میانگین WBGT در سه ارتفاع سر، شکم و پا اختلاف معناداری نداشت (آزمون T-test). اختلاف بین میانگین WBGT با میانگین دمای دهانی، دمای پوست و دمای سرخرگ کاروتید گوش به ترتیب 203/0، 319/0، 49/0 به‌دست آمد که بیشترین ضریب همبستگی را با دمای سرخرگ کاروتید گوش نشان داد و همچنین بین شاخص WBGT با میانگین نبض، فشارخون سیستولیک و دیاستولیک رابطه معناداری مشاهده نشد(05/0

P).

 

نتیجه گیری: میزان استرس حرارتی در کلیه ی کارگاه های آجرپزی مورد مطالعه بیشتر از حدود مجاز توصیه شده بود و در این میان کارگران بخش کوره با استرس حرارتی بیشتری مواجه بودند که نیاز به کنترل های ویژه ای می باشد و باید تدابیری برای کنترل استرس حرارتی این کارگران اتخاذ شود.


فریده گلبابایی، مریم رستمی اقدم شندی، محمدرضا منظم، مصطفی حسینی، محسن یزدانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

مقدمه: کارگران شاغل در محیط های روبازعلاوه برگرمای ناشی از فرایند کاری، در معرض گرمای ناشی ازشرایط جوی منطقه و تابش های خورشیدی می‌باشند که این امر با گرم شدن کره زمین حادتر شده است.از اینرو هدف از انجام این مطالعه اندازه گیری و ارزیابی شاخص دمای ترگویسان به‌منظور ارزیابی استرس های حرارتی و نیزسنجش پاسخ‌های فیزیولوژیکی کارگران مشاغل روباز و تاکید بر لزوم توجه مضاعف به این گروه های شغلی می باشد.

.

روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی تحلیلی درمرداد ماه سال 1393 انجام شد. اندازه‌گیری شاخص دمای تر گویسان یا WBGT در ساعات مختلف بر اساس استاندارد ISO7243 انجام شد و نیز پاسخ‌های فیزیولوژیکی 53 نفرکارگر شامل ضربان قلب، فشارخون، دمای دهانی، دمای پوستی در 9 گروه شغلی شامل کارگران شهرداری و بتن‌سازی، باربران، کارگران راه‌سازی و ساختمانی و سنگ‌بری، کشاورزان، مامورین راهنمایی رانندگی و دستفروشان که درمحیط روبازمشغول به فعالیت بودند، مورد سنجش قرار گرفت.

.

یافته ها: میانگین شاخصWBGT برای تمام مشاغل روبازاندازه گیری شده به جزکارگران شهرداری، دست‌فروشان، مامورین راهنمایی رانندگی و کارگران سنگ‌بری، بیشتر از مقدار حد مجاز بود. بیشترین میزان میانگینWBGT مربوط به شغل راه‌سازی و کمترین میزان آن مربوط به کارگران شهرداری (به ترتیب 27 و 26 درجه سانتی‌گراد) می باشد.آزمون همبستگی نشان داد بین شاخص WBGT و پارامترهای فیزیولوژیک ارتباط مستقیم و مثبت معنادار وجود دارد و بیشترین ضریب همبستگی مربوط به ضربان قلب می باشد (492/0r=).

.

نتیجه گیری: کارگران کارگاه بتن سازی ،راه‌سازی، باربری، ساختمانی و کشاورزی در تمامی ساعات روز در معرض بیشترین میزان مواجهه بر اساس شاخص WBGT بودند و کارگران شهرداری نیز کمترین میزان مواجهه را داشتند. از طرفی استرس حرارتی با استرین های مورد مطالعه همبستگی معنی داری داشت. بنابراین انجام مطالعات بیشتر و ایجاد تدابیری برای مراقبت از این کارگران امری ضروری است.


فریدون لعل، ابوالفضل برخورداری، غلامحسین حلوانی، رمضان میرزایی،
دوره 5، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

مقدمه: همه‌ ساله‌ در جهان‌ ده‌ها میلیون‌ کارگر قربانی‌ حوادثی‌ می‌شوند که‌ منجر به‌ کشته‌ شدن‌ یا از کارافتادگی‌ تعداد کثیری‌ از آن‌ها می‌گردد. این مطالعه با هدف پیش بینی شاخص های پایش عملکردی حادثه بعد از پیاده سازی سیستم های مدیریت یکپارچه در جهت کاهش آمار حوادث، پایش ایمنی و در اولویت قرار دادن برنامه های ایمنی در سیاست های سازمان انجام گرفت.

.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی با استفاده از پیش بینی شاخص های عملکرد ایمنی در دو مرحله در یک نیروگاه سیکل ترکیبی بر روی 254 حادثه در سال قبل از پیاده سازی (سال1383) وسال های بعد از پیاده سازی (دوره 7 ساله) سیستم های مدیریت یکپارچه انجام گرفت. اطلاعات از طریق چک لیست و مصاحبه با حادثه دیدگان جمع آوری شد و پس از محاسبه داده های توصیفی از آزمون‌های کلموگروف-اسمیرنوف، کای اسکوار و رگرسیون Cubic برای آنالیزداده‌ها در نرم افزار spssبا سطح معنی‌داری 05/0 استفاده گردید.

.

یافته ها: از مجموع 1131 کارگر در طی یک دوره 7 ساله، 254 حادثه شغلی ثبت شده بود. بیشترین مقدار شاخص ضریب تکرار در سال 1383 (32.65) و ضریب شدت حادثه در سال 1387 (209) و کمترین مقدار در سال 1390 (به ترتیب 9.75 و 29.26) بود. نمودارهای رگرسیونی، بین مقدار مشاهده شده در اثر تجزیه و تحلیل روند و مقدار تخمین زده شده، نشان داد که ضرایب کلیه ی شاخص ها به جز ضریب β1 شاخص ASR معنادار (P <0.05) و در حد انتظار بوده و نشان دهنده بهبود عملکرد ایمنی و سیستم های مدیریت یکپارچه می باشد.

.

نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که استفاده از رگرسیون Cubic می تواند به‌عنوان ابزار مناسبی جهت بررسی روند شاخص‌ها و پیش بینی آن ها جهت برنامه ریزی و پایش عملکرد واحد ایمنی مورد استفاده قرار گیرد تا تصمیم گیری در خصوص تعیین اولویت برنامه های ایمنی سازمان ها تسهیل شود.


محمد سعید پورسلیمان، وحید کاظمی مقدم، میلاد درخشان جزری،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

مقدمه: حوادث مرتبط با کار ممکن است موجب خسارت به انسان، محیط زیست و هم‌چنین اتلاف زمان و هزینه گردد. به‌منظور کاهش حوادث، سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست ایجاد گردید. در این مطالعه تاثیر استقرار این سیستم مدیریتی بر کاهش حوادث و پیامد‌های حاصل از آن و شاخص‌های عملکردی ایمنی در شرکت پتروشیمی کرمانشاه مورد بررسی قرار گرفت.

.

روش کار: در این مطالعه، سوابق حوادث با استفاده از فرم گزارش حادثه 301 OSHA در طول 4 سال جمع آوری شد. سپس میانگین سالیانه حوادث و پیامد‌های آن و شاخص‌های عملکرد ایمنی محاسبه و گزارش گردید. سپس تاثیر استقرار این سیستم بر حوادث و پیامد‌های آن و شاخص‌های عملکرد ایمنی، در 2 سال قبل و 2 سال بعد از استقرار سیستم با استفاده از تحلیل‌های آماری بررسی گردید.

.

یافته ها: نتایج نشان داد که استقرار این سیستم ارتباط معناداری با متغیرهای ضریب شدت و تکرار حادثه، ضریب شدت حادثه، روزهای تلف شده، حوادث جزیی و حوادث کل داشته است (Pv<0.05) و مقدار این متغیر‌ها بعد از استقرار سیستم کاهش یافته اند. اما استقرار این سیستم تاثیری بر شاخص‌های ضریب تکرار حادثه و حوادث ناتوان کننده نداشته است (Pv>0.05).

.

نتیجه گیری: استقرار سیستم مدیریت بهداشت، ایمنی و محیط زیست در کل چرخه فرآیند شرکت پتروشیمی کرمانشاه، موجب کاهش حوادث و پیامد‌های حاصل از آن و اکثر شاخص‌های عملکرد ایمنی شده است و به‌طور کلی وضعیت ایمنی بهبود قابل ملاحظه ای داشته است.


محمدرضا منظم اسماعیل پور، فریده گل‌بابایی، فریدون خدایاری، کمال اعظم،
دوره 5، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

مقدمه: گرما یکی از عوامل زیان آور فیزیکی محیط کار است.مواجهه با گرما و ایجاد تنش گرمایی در فرد، علاوه بر تأثیر منفی بر سلامتی، بهره‌وری او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.هدف از این پژوهش تعیین افت بهره‌وری ناشی از استرس گرمایی در وظایف شغلی مختلف صیفی کاران شهرستان دره شهر در فصل تابستان است.

.

روش کار: این مطالعه توصیفی– مقطعی در تابستان 1393 روی صیفی‌کاران شهرستان دره شهر انجام شد.پس از تعیین حجم نمونه، فعالیت‌های صیفی‌کاری به روش آنالیز سلسله مراتبی مشخص گردید و اندازه‌گیری WBGT بر اساس استاندارد ISO7243 انجام شد.مقدار متابولیسم با استفاده از استاندارد ISO8996 برآورد گردید. سپس با توجه به مقدار متابولیسم نوع کار مشخص شده، با دانستن WBGT و بار کاری و با استفاده از مدل ظرفیت کاری، افت بهره‌وری در وظایف مختلف صیفی‌کاری و نهایتا افت بهره‌وری کل محاسبه گردید.

.

یافته ها: میانگین WBGT برای فعالیت‌های شخم زدن، کرت بندی، کاشتن بذر، آبیاری، کودپاشی، وجین، سم پاشی و برداشت به ترتیب 9/29، 28/31، 66/30، 39/31، 99/31، 75/31، 08/31و 3/30 درجه سانتی گراد به دست آمد. میزان WBGT در مقایسه با مقدار استاندارد ISO7243 در تمام فعالیت‌های صیفی‌کاری، بیشتر از حد مجاز بود.بیشترین مقدار WBGT در فعالیت کودپاشی c°99/31 و کمترین مقدار آن در شخم زدن C°98/29 به دست آمد. نتایج آزمون آماری ANOVA تفاوت معناداری در WBGT در سه ارتفاع سر،کمر و قوزک پا نشان نداد.بیشترین مقدار افت بهره‌وری برای شغل وجین و کمترین مقدار آن برای شغل شخم زدن به دست آمد.مقدار افت بهره‌وری کل برای کار صیفی‌کاری 3/69 درصد در ساعت حاصل شد که ناشی از فعالیت فیزیکی بالا در محیط کار و انجام کار در فضای باز و قرار گرفتن در معرض تابش مستقیم خورشید، به دلیل استرس گرمایی وارد شده به کارگر است.

.

نتیجه گیری: بهره وری متغیری است که از گرمای محیط کار تأثیر می پذیرد. بر اساس نتایج این مطالعه، میزان بهره‌وری در وظایف شغلی مختلف صیفی‌کاران در اثر گرما کاهش پیدا می‌کند که این کاهش تحت تأثیر افزایش دما تشدید خواهد شد و ممکن است بر اقتصاد منطقه تأثیرگذار باشد.بنابراین نیاز به انجام مطالعات بیشتر به منظور بهینه کردن شرایط کار ضروری است.


ارسلان یوسف زاده، عادل مظلومی، میلاد عباسی، آرش اکبرزاده،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1395 )
چکیده

مقدمه: میزان بار کاری و متعاقب آن میزان شکست‌های شناختی از عوامل تاثیر گذار بر رفتار، عملکرد و کارایی و بهروری پرستاران در محیط کار می باشد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط شکست‌های شناختی و میزان درک و ارزیابی از بار کاری پرستاران انجام گرفته است.

روش کار: این مطالعه توصیفی – تحلیلی  و مقطعی در سال 1393 روی 150 نفر  از پرستاران زن و مرد شاغل در  بخش‌های مختلف بیمارستان‌های امام خمینی و ولیعصر شهر تهران انجام گرفت. جهت اندازه گیری بار کار ذهنی و میزان شکست‌های شناختی به‌ترتیب از پرسش‌نامه بار کار ذهنی (NASA-TLX) و پرسش‌نامه شکست‌های شناختی (CFQ) استفاده گردید. درنهایت با استفاده از نرم افزار spss  نسخه 20 و انجام آزمون های هم‌بستگی پیرسن و تی-تست و آنالیز واریانس یک طرفه، داده‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن  نتایج پژوهش نشان داد که  در سطح خطای 5 درصد بین بار کار ذهنی و حافظه اسمی پرستاران ارتباط معنا درای وجود داشت (0.00 = P-value). هم‌چنین ارتباط بین بار کار فیزیکی با حافظه، توجه و شکست شناختی کلی (CFQtotal) ارتباط نیز معنا دار بود
 (0.05 > P-value). بعد ناکامی بارکاری نیز ارتباط معنا داری با  حافظه، توجه، اعمال حرکتی، مقدار شکست شناختی کلی (CFQtotal) داشت  (0.05 > P-value).

نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که بار کار ذهنی درک شده در پرستاران بالا می‌باشد  و بین ابعاد شکست های شناختی و بار کار ذهنی تعامل برقرار است. به‌گونه ای که افزایش ابعاد بار کاری موجب افزایش شکست‌های شناختی در انجام وظیفه می‌گردد.


محسن امیدوار، عادل مظلومی، ایرج محمدفام، عباس رحیمی فروشانی، فرشته نیرومند،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1395 )
چکیده

مقدمه: مهندسی رزیلینس (RE) به عنوان نگرشی جدید در حوزه ایمنی، در صدد حفظ عمل‌کرد سیستم‌های اجتماعی-فنی در شرایط مختلف، با تکیه بر نقاط قوت به جای تاکید بر نقاط ضعف می‌باشد. هدف از این مطالعه، ارایه الگویی جدید جهت ارزیابی ایمنی بر مبنای مهندسی رزیلینس و با استفاده از روش FAHP می‌باشد.

روش کار: مطالعه حاضر از نوع تحلیلی بوده که در یک صنعت پتروشیمی انجام گردید. ابتدا شش مولفه به عنوان شاخص‌های RE مشخص شده و چارچوب ارزیابی تشکیل شد. سپس مولفه‌های RE تعیین شده، با استفاده از نظرات افراد صاحب نظر در قالب یک پانل تخصصی ارزیابی و اعتباربخشی شد. در مرحله بعد، یک شاخص تحت عنوان شاخص هشدار پیش نگر رزیلینس، طراحی شد. در انتها نیز با استفاده از بردار ارزیابی فازی، امتیاز شاخص رزیلینس کل فرآیند تعیین گردید.

یافته ها: نتایج ارزیابی نشان دادند که مولفه تعهد مدیریت حایز بیش‌ترین اهمیت و مولفه یادگیری دارای کم‌ترین اهمیت در تعیین سطح رزیلینس می‌باشند. هم‌چنین مولفه انعطاف پذیری (C3) در محدوده غیر قابل قبول نارنجی (OEWZ) واقع شده و سایر مولفه ها در محدوده قابل قبول (NEWZ) واقع شده‌اند. سطح رزیلینس کل فرآیند برابر سطح III (قابل قبول) برآورد گردید.

نتیجه گیری: تعهد مدیریت و آمادگی در برابر شرایط اضطراری دو مولفه اصلی در تعیین سطح رزیلینس بوده و می‌توانند بیش‌ترین سهم در باقی ماندن وضعیت سازمان در محدوده  NEWZ را ایفا کنند.


مریم دهقانی پور، منوچهر امیدواری، فریده گلبابایی،
دوره 6، شماره 4 - ( 9-1395 )
چکیده

مقدمه: استرس گرمایی درصنایع ریخته‌گری و دایکاست و راه‌سازی یکی ازمخاطرات زیان آور درمحیط کارمی باشد که نه تنها باعث بیماری های ناشی ازکار می‌گردد بلکه ازنظرعملکرد وایمنی کارگران نیز مهم است. ازآنجایی که شاخص‌هایی که برای ارزیابی استرس گرمایی مورد استفاده می‌گیرند بسیار زیاد هستند انتخاب یک شاخص مناسب سخت است.هدف ازانجام این مطالعه تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی درصنعت ریخته‌گری ذوب فلزات و دایکاست و راه‌سازی به روش FAHP و Topsis می‌باشد.

روش کار: جهت تعیین شاخص بهینه استرس حرارتی در صنعت ریخته‌گری، ذوب فلزات و دایکاست ، ابتدا  معیارها  که شامل دقت اندازه گیری و راحتی اندازه‌گیری، جامعیت ، زمان، هزینه، معیار هم‌بستگی می‌باشد توسط خبرگان تعریف شده و سپس بر اساس این معیارها بهترین شاخص استرس حرارتی طبق نظرات گروهی صاحب نظران و با استفاده از روش سلسله مراتبی فازی FAHP و Topsis تعیین شدند.

یافته ها: نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که با توجه به معیارها  و شرایط موجود شاخص WBGT،  P4 SR در سه صنعت ریخته‌گری، دایکاست و راه‌سازی به ترتیب رتبه اول و دوم را بهخود اختصاص دادند.

نتیجه گیری: این تحقیق نشان می‌دهد که شاخص  WBGT با توجه به معیارهای  جامعیت، دقت، هزینه، هم‌بستگی با استرین‌ها ، راحتی و زمان بهترین شاخص ارزیابی استرس حرارتی در سه صنایع ریخته‌گری، دایکاست و راه‌سازی و مهم‌ترین علت قرار‌گیری شاخص HSI در رتبه‌های آخر پیچیدگی و هزینه بر بودن محاسبات آن می‌باشد.


مهدی اصغری، پروین نصیری، محمدرضا منظم، فریده گل بابایی، حسین عربعلی بیک، علی اکبر شمسی پور، آرمین الله وردی،
دوره 7، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

مقدمه: برای ارزیابی استرس حرارتی در محیط های کاری از شاخص های مختلفی استفاده می شود اما هیچ‌کدام از این شاخص‌ها مورد پذیرش همگان واقع نشده اند. هدف از انجام این مطالعه، تعیین معیارهای موثر در انتخاب یک شاخص استرس حرارتی و هم‌چنین وزن دهی این معیارها می باشد.

روش کار: مطالعه حاضر یک پژوهش کیفی و از نوع کاربردی می‌باشد که طی 10 مرحله طراحی و اجرا گردید. در این مطالعه ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی و نظرات خبرگان (30 نفر)، معیارهای موثر در انتخاب یک شاخص استرس حرارتی تعیین و سپس برای وزن دهی و اولویت بندی این معیارها از آنالیز سلسله مراتبی فازی استفاده شد.

یافته ها: با تکمیل  پرسش‌نامه  ارسالی توسط خبرگان و بررسی نظرات آن‌ها و با توجه به درصد پاسخ گویی، 11 معیار انتخاب شدند. معیار ساده بودن شاخص با 6/76 %، بیش‌ترین درصد پاسخ گویی را به‌خود اختصاص داد. اما وزن نسبی این معیار 041/0 به‌دست آمد و کم‌ترین وزن را پس از ارزان بودن از آن خود کرد و در مقایسه با دیگر معیارها دارای اهمیت کم‌تری بود. معیار استاندارد بودن با مقدار141/0،  بیش‌ترین وزن نسبی را به‌خود اختصاص داد.

نتیجه گیری: می‌توان نتیجه گرفت که برای داشتن یک اندازه گیری قابل اعتماد و صحیح، قدم اول انتخاب یک شاخص مناسب و صحیح می‌باشد. برای انتخاب یک شاخص، بر مبنای نظر متخصصین و خبرگان از نظر اهمیت، استاندارد بودن شاخص، مهم‌ترین معیار انتخاب شاخص می‌باشد.  از دیگر معیارهایی که باید مورد توجه قرار گیرد، دقت شاخص، اعتبار و قابلیت اطمینان و هم‌بستگی مناسب با  شاخص‌های استرین فیزیولوژیکی است.


مسعود حمه رضایی، فریده گلبابایی، پروین نصیری، کمال اعظم، سمیه فرهنگ دهقان، اسعد فتحی، فائزه دارابی،
دوره 8، شماره 2 - ( 3-1397 )
چکیده

مقدمه: یکی ازعوامل زیان آور درصنایع فولاد، استرس‌های حرارتی می‌باشد که سلامت وایمنی شاغلین را مورد تهدید قرار می‌دهد وموجب بیماری‌ها واختلالات متعددی می‌گردد. هدف ازمطالعه حاضر ارزیابی استرس حرارتی درصنایع فولاد ومقایسه شاخص‌های استرس گرمایی WBGT، DI، HSI واسترین حرارتی پیش بینی شده (PHS) دربرآورد استرس گرمایی وتعیین شاخص بهینه می‌باشد.
 

روش کار: مطالعه حاضر در قالب مطالعه ای توصیفی- تحلیلی برروی220 نفر از کارکنان شاغل در سه صنعت فولاد کشور  انجام گرفت. پارامترهای محیطی و فیزیولوژیکی مختلف براساس استاندارد هایISO 7726  و ISO 9886
در سه نوبت اندازه گیری و در نهایت متوسط وزنی زمانی شاخص های استرس گرمایی مذکورمحاسبه شد و با استفاده ازنرم افزار SPSS نسخه 20 موردآنالیز آماری قرارگرفت.
 

یافته ها: متوسط وزنی زمانی شاخص های استرس حرارتی WBGT (℃28.28)، DI (℃29.11) و HSI (%65.7)  بیش تر ازحدود مجاز بود. پارامترهای فیزیولوژیک (دمای دهانی، دمای گوش، دمای  سطح پوست، فشارسیستول ودیاستول وضربان قلب) درنوبت دوم (ظهر) بیش ترین مقداررا نشان دادند. شاخص WBGT  نسبت به شاخص های دیگربیش ترین همبستگی را با دمای گوش، دهانی، پوست وضربان قلب داشت (به ترتیب،
 408/0= r، 314/0= r، 459/0= r و 302/0 = r وP < 0.05)، درحالی که بافشار خون سیستول ودیاستول، همبستگی معناداری نشان نداد(P >0.05) .ضریب همبستگی بین شاخص استرس حرارتی WBGT وشاخص های DI، PHS و HSI بیش ترین مقدار را دارا بود (به ترتیب، 945/0 = r، 681/0= r و 600/0= r وP < 0.05).
 

نتیجه گیری: باتوجه به همبستگی شاخص های موردبررسی وپارامترهای فیزیولوژیک، چنین نتیجه گیری شدکه شاخص WBGT بیش ترین ضریب همبستگی را با اکثر پارامترهای فیزیولوژیک موردمطالعه داراست و لذا برای ارزیابی استرس گرمایی باچنین شرایط آب و هوایی دراین صنعت، شاخص WBGT نسبت به شاخص های دیگر مورد مطالعه، بهینه ترین شاخص کاربردی است.


محمد جواد جعفری، حسن اصیلیان مهابادی، غلام حیدر تیموری، محسن عطار، سهیلا خداکریم،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده

مقدمه: افراد شاغل در معادن روباز، غالباً در فصول گرم سال در معرض استرس گرمایی شدید قرار دارند. برای ارزیابی استرس گرمایی از شاخص های متعددی استفاده می شود که یکی از آن ها شاخص ناراحتی می باشد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی شاخص گرمایی ناراحتی اصلاح شده و بررسی ارتباط استرس گرمایی موجود در محیط کاری با پارامترهای فیزیولوژیکی بدن کارگران معدن روباز می باشد.
 

روش کار: این مطالعه مقطعی بر روی 120 نفر نمونه مرد شاغل در یک معدن روباز در تابستان 1393 انجام گرفت. پارامترهای فیزیولوژیکی افراد شامل دمای عمقی، دمای پوست، ضربان قلب و فشار خون سیستولیک و دیاستولیک براساس استاندارد ISO9886 اندازه گیری شد. متغیرهای محیطی در طول شیفت کاری و نیز به طور هم زمان با پارامترهای فیزیولوژیکی اندازه-گیری و ثبت شدند. شاخص های گرمایی ناراحتی اصلاح شده و دمای تر گویسان با استفاده از فرمول محاسبه گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS22 مورد تجزیه و تحلیل آماری انجام گرفت.
 

یافته ها: بر اساس معیار غربال گری شاخص ناراحتی، حدود 29 درصد افراد سطح متوسط، 68 درصد افراد سطح شدید و 5/2 درصد افراد سطح خیلی شدید مواجهه با استرس گرمایی را تجربه کردند و سطح سبک مواجهه با استرس گرمایی در افراد مشاهده نشد. شاخص ناراحتی با شاخص استاندارد ایزو ارتباط معناداری نشان داد. هم چنین بین شاخص ناراحتی و پارامترهای فیزیولوژیکی هم بستگی معناداری وجود داشت (001/0>P) و بیش ترین هم بستگی مربوط به دمای عمقی با مقدار 589/0 به دست آمد.
 

نتیجه گیری: درصد بالایی از کارگران معدن بر اساس معیارهای شاخص MDI در معرض خطر استرس گرمایی قرار داشتند، شاخص ناراحتی ارتباط متوسطی با پارامترهای فیزیولوژیکی کارگران معدن روباز داشت و با شاخص استاندارد WBGT ارتباط قابل قبولی نشان داد.


هدایت نوری، مرتضی چراغی، علی اکبر اسلامی بلده،
دوره 9، شماره 3 - ( 6-1398 )
چکیده

مقدمه: ارزیابی ریسک های محیط زیستی در صنایع نفت و گاز برای پیش گیری از آسیب های جبران ناپذیر به محیط زیست بسیار ضروری می باشد. اولویت بندی ریسک های محیط زیستی با استفاده از روش های کلاسیک، نتایجی با قابلیت اعتماد بالا را به دست نمی آورند. لذا این مطالعه با هدف به حداقل رساندن محدودیت های روش های کلاسیک، با استفاده از رویکرد فازی و تصمیم گیری چند شاخصه در یک منطقه بهره برداری نفت و گاز انجام گرفت.
روش کار: پس از تشکیل تیم مطالعه در یک منطقه بهره برداری نفت و گاز، برای مقایسه اهمیت عوامل ریسک (احتمال وقوع، شدت اثر و قابلیت کشف) و هم چنین برای تعیین مقدار هر یک از این عوامل برای هر کدام از جنبه های زیست محیطی شناسایی شده، نظر کارشناسان به صورت کیفی با استفاده از متغیرهای زبانی، جمع آوری گردید. سپس برای تعیین وزن نسبی عوامل ریسک از AHP گروهی در محیط فازی استفاده شد. ریسک فازی جنبه ها، با استفاده از مدل خطی و جمع وزنی، تخمین زده شد و در نهایت برای تعیین اولویت ریسک های فازی محیط زیستی محاسبه شده، از روشی بر پایه رتبه بندی مرکز ثقل استفاده گردید.  
یافته ها: در این مطالعه در بین عوامل ریسک (احتمال وقوع، شدت اثر و قابلیت کشف)، عامل شدت اثر به دلیل دارا بودن بالاترین وزن نسبی، بیش ترین اهمیت را در محاسبه ریسک داشت. تولید فاضلاب خانگی به علت عدم وجود سیستم دفع فاضلاب مناسب، بالاترین اولویت و جنبه محیط زیستی ریخت و پاش اسید به خاطر فعالیت شست شوی چیلر رتبه دوم اولویت بندی را در بین جنبه های محیط زیستی شناسایی شده به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد اگر چه محاسبات روش پیشنهادی نسبت به روش های کلاسیک به زمان بیش تری نیاز دارد اما با توجه به حداقل رساندن محدودیت های روش های کلاسیک از جمله حساسیت به خطاهای کوچک قضاوت، یکسان شدن شاخص ریسک گروهی از جنبه ها و در نظر نگرفتن عدم قطعیت در نظر کارشناسان، این روش می تواند جایگزین مناسبی برای روش های کلاسیک ارزیابی ریسک باشد به گونه ای که قادر است رتبه واقعی تر ریسک ها را تعیین کند. شایان ذکر است این روش، توان مندی های ذکر شده برای ارزیابی و اولویت بندی ریسک های ایمنی و بهداشت را نیز دارا می باشد.
سعید یزدانی راد، صبا کلانتری، فریده گلبابایی،
دوره 9، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

مقدمه: مطالعات زیادی با  استفاده از  شاخص های محیطی به منظور ارزیابی و کنترل استرس گرمایی بویژه در سال های اخیر در ایران انجام گردیده است. به هر حال تاکنون مطالعه جامعی در جهت مرور و طبقه بندی این مطالعات انجام نگردیده است. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مرور و بررسی وضعیت مطالعات شغلی انجام شده با استفاده از شاخص های استرس گرمایی محیطی در ایران انجام گردید.
روش کار: در مطالعه حاضر کلیه مقالات چاپ شده بین سال های 2000 تا 2016 میلادی با استفاده از کلید واژه های فارسی استرس گرمایی، استرین گرمایی، گرما، شرایط گرم، شغلی و بهداشت حرفه ای و کلید واژه های انگلیسی h‏eat stress  ، heat strain ، hot condition ،warm condition  ،occupational health  ، thermal environment و Iran مورد جستجو قرار گرفتند.. جستجوی مقالات در پایگاه های داده مختلف  شامل Web of Science ، Google Scholar ، PubMed  ،  Scopus،Science Direct  ، SID ،   Magiran،  Civilica ،Iran Medex  ، Barakatkns و Irandoc انجام گردید. در کل 323 مقاله یافت گردید که از بین آنها بر اساس معیارهای خروج ۱۳۴ مقاله انتخاب و وارد مطالعه شد.   
یافته ها: بر اساس نتایج، بیشترین تعداد مطالعات با ۳/۹۳ درصد از کل مطالعات مربوط به مقالات چاپ شده بین سال های 2010 تا 2016 میلادی انجام گردیده بود. همچنین بیشترین تعداد مطالعات با ۹/61 درصد مربوط به محیط های سرپوشیده بود. بیشترین تعداد مطالعات انجام شده نیز به ترتیب به شهر های اصفهان با 08/31 درصد، تهران با 89/16 درصد و عسلویه با 48/11 درصد اختصاص داشت. همچنین بیشترین شاخص مورد استفاده در همه محیط ها و صنایع، شاخص WBGT با تقریبا ۷۶ درصد و کمترین شاخص های مورد استفاده شاخص های UTCI و PHS با 6/0 درصد بودند. به علاوه نتایج نشان داد که بیشترین استفاده از شاخص WBGT به ترتیب در صنایع ذوب و ریخته گری با 7/15 درصد، صنایع پتروشیمی با 3/8 درصد و مشاغل کوچک روباز با 3/8 درصد بوده است. بر اساس نتایج، صنایع پالایشگاه، فولاد، شیشه سازی، ذوب و ریخته گری، معادن روباز و تعمیرات ناو به ترتیب دارای بالاترین مقادیر میانگین شاخص WBGT بودند.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه حاضر نیاز به توجه بیشتر پژوهشگران برای انجام طرح های پژوهشی در محیط های روباز، در شهر های مختلف ایران، در زمینه توسعه و اعتبارسنجی شاخص های جدید استرس گرمایی و در مورد اجرا و ارزیابی اقدامات کنترلی در محیط های دارای استرس گرمایی بالا را نشان می دهد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بهداشت و ایمنی کار می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb