7 نتیجه برای Mac
زهرا زمانیان، مصطفی ساتیاروند، مهسا ناصرپور، منصوره دهقانی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده
مقدمه: صدای ناشی از تجهیزات مدرن کشاورزی، جمعیت بسیاری از مردمان جهان را که به این شغل مشغولند متاثر می سازد و ورود فن آوری های نو به حوزه کشاورزی در جهت مکانیزاسیون، تسهیل و تسریع امور، عوامل زیان آور جدیدی را باعث شده است که از جمله آنها می توان به آلودگی صدا اشاره نمود.
روش کار: این مطالعه با هدف ارزیابی صدای ماشین آلات به کار رفته در بخش صنعت کشاورزی نیشکر، به منظور مشخص نمودن اقدامات بهینه کنترل صدا در این بخش، صورت گرفته است . برای رسیدن به این هدف، در ابتدا ماشین آلات به کار رفته در صنعت کشاورزی نیشکر بررسی شدند و طبق کاربرد در شش گروه جای گرفتند. با بررسی دستگاه ها و اندازه گیری تراز فشار صدای ناشی از آنها، دستگاه دروگر نیشکر که بیشترین سرو صدا را ایجاد مینمود شناسایی و مطالعات بعدی بر روی آن متمرکز گردید.
یافته ها: میزان متوسط تراز معادل 8 ساعته در موقعیت گوش راننده داخل کابین دروگر نیشکر در حالت ایستاده و دور موتور 1800 برابر 2/87 دسی بل A اندازه گیری گردید، در حالیکه با افزایش دور موتور به 2100 در حالت قبلی میزان متوسط تراز معادل 8 ساعته در موقعیت گوش راننده به 3/92 دسی بل A افزایش یافت. از طرفی میزان تراز صدای دریافتی در موقعیت اطرافیان در سمت چپ و راست دروگر با یکدیگر اختلاف معنی داری نداشت و میزان متوسط تراز صدا در حالت سکون 88 دسی بل A و در حال حرکت 94/97 دسی بل A اندازه گیری شد.
نتیجه گیری: تاثیر دور موتور در ترازهای کلی و نیز آنالیز اکتاو باند به وضوح نشان داده شد و همچنین میزان کم اختلاف صدای داخل و بیرون کابین نشان دهنده عملکرد ضعیف کابین دروگر بود که جهت کاهش صدای دریافتی راننده می توان ارتقاء کیفیت و افزایش عملکرد کابین را توصیه نمود.
زهرا پنجعلی، سید ابوالفضل ذاکریان، رضوان عابدینلو، صفورا غریب زاده، هادی احسنی، احسان رضایی،
دوره 3، شماره 2 - ( 5-1392 )
چکیده
مقدمه: اختلالات اسکلتی عضلانی شایع ترین عارضه ناشی از کار می باشد. حمل دستی بار (MMH) یکی از علل ارگونومیکی است که منجر به ایجاد این نوع اختلالات میشود و این امر یکی از دلایل مهم برای بروز کمردرد می باشد. حمل دستی نا ایمن بار منجر به ایجاد آن دسته از اختلالات اسکلتی عضلانی می شود که شامل آسیب های فیزیکی حاد و نیز ایجاد استرین هایی در نواحی کمر، شانه ها و بازو ها می باشد . جامعه جراحان ارتوپد آمریکا، مشکلات کمر را پر هزینه ترین مشکل پزشکی جامعه خوانده اند. در این میان شمار قابل ملاحظه ای از مشکلات کمر مربوط به محیط کار می باشد .
.
روش کار: با توجه به اینکه کمتر مطالعه ای با رویکرد مقایسه ای استانداردهای داخلی و خارجی در این زمینه در ایران انجام گرفته است، این مطالعه با هدف مقایسه روشهای داخلی و روشهای معتبر جهانی انجام پذیرفت . این مطالعه از نوع موردی مقطعی بوده و با هدف ارزیابی مقایسهای آیین نامه حمل دستی بار در ایران و معادله حمل بار سازمان نایوش و MAC در یکی از صنایع ریخته گری تهران در سال 1391 انجام پذیرفت.
.
یافته ها: جامعه هدف، کارگران مرد صنعت مورد مطالعه بودند که به روش نمونه گیری ساده تصادفی انتخاب شدند. جمع آوری داده ها با کمک کاربرگ MAC ، معادله نایوش و آیین نامه ایران انجام گرفت. آنالیز داده ها با استفاده از نرم افزار Stata صورت پذیرفت و سطح معناداری 0.05 مورد نظر قرار گرفت.
.
نتیجه گیری: نتایج نشان دادند توافق معناداری بین روش آیین نامه ایران و MAC وجود دارد و این توافق در مورد معادله سازمان نایوش و آیین نامه ایران نیز وجود دارد. با این حال رابطه معنا داری بین معادله نایوش و روش MAC بهدست نیامده است.
مصطفی پویاکیان، مهناز صارمی، کورش اعتماد، حمید شفق،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1397 )
چکیده
مقدمه: داروخانه ها یکی از عناصر اصلی در زنجیره ارایه خدمات در نظام سلامت کشور هستند. بنابراین شناخت ویژگی های شغلی و نیز مسایل مربوط به سلامت نیروی کار در گردانندگان اصلی این حرفه اهمیت زیادی دارد. هدف از مطالعه ی حاضر شناسایی مسایل ارگونومیک داروخانه ها می باشد.
روش کار: پژوهش کیفی حاضر از نوع تحلیل محتوا به مدت پنج ماه در سال 2017 در داروخانه های شهرستان مراغه صورت گرفت. داده ها از طریق بحث گروهی متمرکز با مشارکت 30 نفر از سه گروه کاری مختلف که شامل 12 نفر دکتر داروساز، 12 نفر تکنسین دارویی و 6 نفر بازرس معاونت غذا و دارو بود، در 5 جلسه جمع آوری شد. آنالیز داده ها هم زمان با جمع آوری آن ها با استفاده از آنالیز محتوای هدایت شده صورت گرفت.
یافته ها: تحلیل محتوا، 23 مساله ارگونومیک مطرح در داروخانه ها را شناسایی نمود که در سه دسته کلی از پیش تعیین شده بر اساس دسته بندی انجمن بین المللی ارگونومی (فیزیکی، شناختی و سازمانی) قرار گرفتند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که از دیدگاه ارگونومی مسایل مختلفی از جمله پوسچرهای کار، فضای کار و چیدمان، بارکاری ذهنی و بهره وری برای شاغلین داروخانه ها مطرح می باشد.
نتیجه گیری: اکثر شرکت کنندگان در این مطالعه بر روی برخی مسایل ارگونومیک از جمله فضای کار و چیدمان، پوسچرهای کاری، بارکاری ذهنی، قابلیت اطمینان و طراحی زمان های کاری تاکید بیش تری داشتند. نتایج حاصل از این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای ارتقاء آیین نامه های ساخت و بهره برداری از داروخانه ها و هم چنین ارزیابی وضعیت ارگونومی و شناسایی مشکلات ارگونومیک آن ها مورد استفاده قرار گیرد.
رضا فضلی، عادل مظلومی، حامد سلمانزاده، محمد پوری، عبدالصمد احمد وند، محسن امینی سراب،
دوره 12، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: سیستمهای فنی اجتماعی پیچیده همچون صنایع خودروسازی، نیازمند یک رویکرد درست ماکروارگونومی برای طراحی سیستم کار و پیادهسازی آن طراحی در سطح میکرو ارگونومیک هستند. هدف از این مطالعه، تدوین و اعتبارسنجی فاکتورهای ماکروارگونومیکی مؤثر در افزایش بهرهوری و سلامت و ایمنی کارکنان در صنعت خودرو، بر اساس مدل هلدن و کارش میباشد.
روش کار: در مطالعه حاضر، ابتدا فاکتورهای ماکروارگونومیک با استفاده از مستندات و همچنین از طریق مصاحبه با خبرگان تعیین شده و بر طبق مدل هلدن وکارش در چهار گروه طبقهبندی شدند. سپس توسط پنل خبرگان و با استفاده از تکنیک دلفی، روایی محتوایی فاکتورها محاسبه شد و درنهایت از متوسط شاخص روایی محتوایی برای پذیرش اعتبار سنجی و از ضریب کاپای اصلاحشده برای ارزیابی کمی توافق قضاوت متخصصان استفاده گردید.
یافته ها: از بین 28 مؤلفه اصلی که در چهار زیرگروه فاکتورهای ماکروارگونومیک مرتبط با پرسنل، واحد/بخش، سازمان و محیط بودند و اعتبار سنجی شدند، درنهایت 19 فاکتور اصلی بهعنوان فاکتورهای ماکروارگونومیک مؤثر در افزایش بهرهوری و سلامت و ایمنی کارکنان، در قالب این چهار زیرگروه انتخاب شدند. همچنین متوسط شاخص روایی محتوایی و ضریب کاپای اصلاحشده به ترتیب 0/901 و 0/90 به دست آمد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد فاکتورهای ماکروارگونومیک را میتوان بهعنوان فاکتورهای اختصاصی و بومیسازی شده در صنعت خودرو جهت افزایش بهرهوری و ارتقاء سلامت و ایمنی کارکنان ارائه داد. این عوامل میتواند بهعنوان مرجعی برای ارزیابی ارگونومیک در صنعت خودرو و حتی صنایع و سازمانها و شرکتهای مختلف دیگر به کار گرفته شود.
صبا کلانتری، بهمن پورحسن، زهرا بیگ زاده، ویدا شهبازیان، علی جهانی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: شیوع بیماری کووید-19 تاثیر عمده ای بر محیط های کاری و همچنین نیروی کار داشته است، در نتیجه شناسایی مهم ترین راهکارها و استراتژی های پیشگیرانه و کنترلی و سنجش کارایی آنها اهمیت ویژه ای دارند. مطالعات مختلف نشان داده اند که روش های هوش مصنوعی میتوانند برای پیش بینی مسائل پیچیده و غیر خطی از جمله پیش بینی رفتار انواع بیماری ها نظیر بیماری کووید-19 و پارامتر های مؤثر بر آن مفید واقع شوند. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر اقدامات پیشگیرانه و رفتار های بهداشتی در پیشگیری از بیماری کووید-19 در محیط های شغلی با استفاده از مدل های یادگیری ماشین مختلف بوده است.
روش کار: بدین منظور، اطلاعات جمعیت شناسی و رفتارهای بهداشتی افراد در یک صنعت پالایش نفت جمع آوری گردید. سپس مدل چند لایه پرسترون (MLP) ، تابع پایه شعاعی (RBF) و ماشین بردار پشتیبان (SVM) به منظور بهبود تجزیه تحلیل تاثیرات اقدامات پیشگیرانه بر روی عفونت کووید-19 مقایسه شدند. در نهایت، مهمترین عوامل مؤثر بر احتمال ابتلا به بیماری کووید-۱۹ با استفاده از تحلیل آنالیز حساسیت تعیین شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد دقت بدست آمده در پیشبینی تأثیر اقدامات پیشگیریکننده و رفتارهای بهداشتی بر بیماری کووید-19 در محیطهای شغلی 1/78%، 2/81% و 1/78% به ترتیب برای MLP، RBF و SVM است و مدل RBF به عنوان دقیق ترین مدل برای پیش بینی میزان تأثیر رفتارهای بهداشتی بر بیماری کووید-19 عمل می کند. علاوه بر این، میزان فاصله اجتماعی با مشتریان، دفعات شست و شوی دست ها و ضد عفونی کردن دست ها، وجود مواد شوینده و ضد عفونی کننده برای دست ها و سطوح در محل کار و تجمع برای خوردن غذا و میان وعده مهم ترین رفتار های بهداشتی مؤثر بر شیوع کووید-19 در محل کار شناسایی شدند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد توجه به اقدامات پیشگیرانه و رفتارهای بهداشتی در پیشگیری از بیماری کووید-19 موثر بوده است. علاوه برآن استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین و ابزارهای بدست آمده از آن همچون سیستم پشتیبانی تصمیم گیری (DSS) می توانند ابزاری قدرتمند در جهت مدیریت هرچه بهتر اقدامات کنترلی در محیط های کاری باشند.
معصومه خوش کردار، رضا سعیدی، امین باقری، محمد حجارتبار، محمد درویشی، رضا غلام نیا،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: به منظور شناسایی و بررسی اثرات ظهور فناوری در صنعت و به خصوص صنعت معدن، در این مطالعه تاثیر استفاده از سامانههای هوشمند ماشینآلات، شامل سیستم نظارت بر سلامت خودرو (VHMS: Vehicle health monitoring system)، سیستم کنترل هوشمند عملیات معدنکاری (Dispatching) و سنسور پایش فشار باد لاستیک (TPMS: Tire pressure monitoring system) بر پارامترهای بهداشت، ایمنی، محیطزیست و نگهداشت پیشگیرانه در صنعت معدن مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که در دو بازه زمانی قبل و بعد از به کارگیری سیستمهای هوشمند ماشین آلات معدنی انجام شده است. در ابتدا پارامترهای بهداشت، ایمنی، محیطزیست و نگهداشت پیشگیرانه شناسایی شد، سپس با مقایسه و تحلیل وضعیت و استفاده از روش دلفی، پارامترهای منتخب پیشو پس از راه اندازی سامانههای هوشمند ماشینآلات معدنی و میزان اثربخشی استفاده از این سامانهها تعیین گردید.
یافته ها: یافتهها نشان داد که به کارگیری سیستمهای هوشمند ماشین آلات معدنی با فرض ثابت بودن شرایط محیطی منجر به کاهش حوادث تجهیزاتی به میزان ۳/۳۳ درصد، افزایش عمر مفید لاستیک ۱/۷ درصد، کاهش مصرف سوخت ۶/۱۴ درصد، کاهش میانگین زمان خاموشی ماشین جهت تعمیر ۵/۲۵ درصد و افزایش مطابقت با برنامه نگهداشت ۷/۵ درصد شده است.
نتیجهگیری: استفاده از سامانههای هوشمند ماشین آلات معدنی میتواند اثرات مثبتی در زمینه ایمنی ماشین آلات، کاهش اثرات زیستمحیطی از جمله مصرف سوخت و همچنین بهبود شرایط نگهداشت ماشینآلات سنگین داشته باشد که این امر منجر به بهبود شرایط استخراج و کاهش هزینهها میگردد.
عاطفه احمدآبادی، شکوه سادات خالو، رضا سعیدی، رضا غلام نیا،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: یکی از مهمترین عواملی که میتواند به مدیران و تصمیمگیران صنایع در پاسخ به تغییرات کمک کند، داشبورد هوش تجاری (Business Intelligence) است داشبوردها ابزاری هستند غنی از شاخصها، گزارشها و نمودارها تا مدیران با استناد به آن بتوانند در هر لحظه عملکرد صنعت خود را بررسی نمایند.
روش کار: جهت ارزیابی وضعیت ایمنی و پیشگیری از حوادث آتی، این امکان دارد که با استفاده از شاخص ریسک RI که خود از طریق یک رابطه میانگینگیری هندسی به دست میآید آن را برای هر مخاطره شناسایی شده در صنعت محاسبه نمود و پس از آن با استفاده از مدل سری زمانی که در این مطالعه از مدل ARIMA(2,0,0) استفاده گردیده میانگین شاخص ریسک روزانه به شاخص پیشبینیکننده ریسک PRI تبدیل گردید.
یافته ها: با توجه بر این موضوع که حوادث و شبهحوادث به وقوع پیوسته، هنگامی که روند شاخص پیشبینیکننده ریسک پایینتر از عدد 3 باشد ناحیه ایمن در آن صنعت به حساب می آید و هنگامی که روند شاخص پیش بینی کننده ریسک بین عدد 3 الی 4 باشد ناحیه هشدار و هنگامی که بالاتر از 4 باشد احتمال وقوع حوادث خیلی زیاد ناحیه در نتیجه ناحیه اقدام می باشد.
نتیجه گیری: مدیر صنعت باتوجهبه داشبورد ارائه شده و ناحیهبندی صورتگرفته، میتواند نتیجه بگیرید که 33% مخاطرات در ناحیه اقدام،24% مخاطرات در ناحیه هشدار و 43% مخاطرات شناسایی شده در ناحیه ایمن قراردارد.