جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
8 نتیجه برای موضوع مقاله:

افشین موسوی چلک، عارف ریاحی، امین زارع،
دوره 12، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مجلات علمی یکی از ابزارهای اساسی در توسعه­ی علم در دنیای امروزی به حساب آورده شده و جایگاه ویژه‏ای در انتشار آخرین دست‏آوردهای دانش بشری دارند. مطالعه­ی حاضر با هدف ارزیابی مجلات نمایه شده­ی ایرانی درحوزه­ی پزشکی و تعیین جایگاه منطقه ‏ای و بین­ المللی آن صورت گرفته است.
روش بررسی: مطالعه ­ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و با روش علم سنجی صورت گرفته است. جامعه پژوهش را تمامی مجلات ایرانی در حوزه پزشکی تشکیل می‌دهند که تا سال 2016 در پایگاه اسکوپوس نمایه ‏سازی شده‏ اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزارهای آماری انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که تعداد مجلات ایرانی از 2 مورد در سال 1999 به 78 مورد در سال 2015 افزایش یافته است. 15 شهر، 29 مرکز و دانشگاه نیز در انتشار مجلات نمایه شده فعالیت داشته که دانشگاه تهران با 19 مجله، بیشترین تعداد مجلات علمی را پشتیبانی و منتشر نموده است. مجلات نمایه شده­ ی ایرانی در مقایسه با کشورهای پیشرفته ­ی دنیا، در سطح پایین‏تری قرار داشته و در زمره ­ی مجلات با کیفیت قرار نداشته ‏اند.
نتیجه ‏گیری:  از مهمترین دلایل رشد کمی مجلات ­ایرانی در حوزه­ی پزشکی را می‏توان به عواملی از قبیل سیاستهای افزایشی پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس در نمایه ‏سازی، رعایت استاندرها و پیروی از اسلوب و معیارهای بین المللی توسط مجلات علوم پزشکی مرتبط دانست. یافته ­ها نشان می­دهد مجلات علمی حوزه پزشکی ایران در مقایسه با سایر کشورها از نظر کیفی جایگاه مناسبی ندارند، بنابراین برنامه­ ریزی و سیاستگذاری مناسب توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه‫های تابع در این زمینه به شدت احساس می­شود.

صالح رحیمی، مرضیه فتاحی،
دوره 13، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1398 )
چکیده

زمینه ‏و هدف: امروزه سواد سلامت به‏‌عنوان یکی از موضوعات مهم ارتقای سطح سلامت ‏جامعه مورد توجه ‏است. هدف این پژوهش تعیین رابطه­‌ی بین استفاده از شبکه‌­های اجتماعی با سواد سلامت کاربران کتابخانه­‌های عمومی شهر ایلام است.
روش بررسی: پژوهش از نوع کاربردی و به‌‏روش همبستگی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را کاربران فعال کتابخانه­‌های عمومی شهر ایلام در سال 1396 تشکیل می‌­دهد. حجم نمونه به روش نمونه‌‏گیری طبقه‌­ای تصادفی انتخاب شد. برای گردآوری داده‌­ها از پرسش‌نامه‌­ی سه قسمتی شامل اطلاعات فردی، شبکه‌­های اجتماعی و سنجش سواد سلامت استفاده شده است. جهت تجزیه‏ و تحلیل داده­‌های پژوهش از آزمون­‌های آماری توصیفی(میانگین، انحراف‏‌معیار) و استنباطی(ضریب همبستگی) با استفاده از نرم‌‏افزار spss استفاده شده است.
یافته­‌ها: کاربران کتابخانه‌­های عمومی با توجه به نمره‌­ی میانگین مؤلفه‌­های آزمون در دریافت اطلاعات سواد سلامت نتایج خوبی داشته‌اند و به‏‌ترتیب با هدف«فهم و درک، ارزیابی، خواندن، به‏‌کارگیری و دسترسی» به اطلاعات سلامت، اقدام به استفاده از شبکه‏‌های اجتماعی در حوزه سواد سلامت می­‌کنند. همچنین یافته­‌ها نشان داد که بین استفاده­‌ی کاربران از شبکه­‌های اجتماعی با سواد سلامت و مولفه‌­های آن رابطه‌­ی معناداری وجود دارد، به‌‏عبارتی با افزایش استفاده از شبکه‌­های اجتماعی سطح سواد سلامت کاربران افزایش‌‏می­یابد.
نتیجه­‌گیری: ازآنجاکه شبکه‌­های اجتماعی به‌‏عنوان منابع کسب اطلاعات ‏بهداشتی و سلامت در ارتقای سواد سلامت کاربران کتابخانه‌های عمومی نقش داشت، می­توان بستری مناسب در شبکه­‌های اجتماعی با هدف به­ اشتراک­‌گذاری تجارب و افزایش سطح سواد سلامت کاربران با درنظرگرفتن امنیت ‏اطلاعات کاربران و صحت اطلاعات ارایه شده ایجاد نمود تا بدین­وسیله بتوان امکانات و شرایط جدیدی را پیش‌‏روی کاربران، پزشکان، بیمارن و برنامه­‌ریزان این حوزه قرار داد.

محمود مرادی، سارا بهرامی نیا،
دوره 13، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻰ ﺩﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺁﮔﺎﻫﻰ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻯ ﺍﻣﺮﻭﺯﻯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ­ی ﺗﻨﮕﺎتنگی ﺑﺎ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻰ، ﺳﻼﻣت و نیز درمان بیماری­‌های آنها دارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین وضعیت سواد سلامت مراجعه­‌کنندگان به مطب­ پزشکان متخصص شهر کرمانشاه است.
روش­ بررسی: روش این مطالعه توصیفی-پیمایشی از نوع مقطعی است. جامعه­‌ی پژوهش مراجعه‌کنندگان(بیماران و همراهان وی) به مطب­‌های پزشکان متخصص شهر کرمانشاه بود. تعداد 380 نفر به‌­روش نمونه­‌گیری تصادفی ساده در سال 1396 و در طی سه ماه بررسی گردید. ابزار گردآوری داده­‌ها پرسش‌­نامه­‌ی سنجش سواد سلامت بزرگسالان ساکن شهرهای ایران (HELIA) بود. روایی پرسش­نامه با نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 0/89 به‌دست آمد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری(یومان-ویتنی و کروسکال-والیس) در نرم‌افزار SPSS و اکسل انجام شد.
یافته­‌ها: یافته­‌های پژوهش حاضر نشان داد که سواد سلامت مراجعه‌کنندگان به مطب‌­های پزشکان شهر کرمانشاه در سطح مطلوب(کافی) است. سه منبع«اینترنت»، «پرسش از پزشک و کارکنان درمانی» و «رادیو و تلویزیون» اولویت­‌های کسب اطلاعات یا سواد سلامت هستند. همچنین نتایج نشان داد، سواد سلامت افراد از نظر ویژگی‌های سن، جنسیت، تحصیلات و شغل تفاوت دارد.
نتیجه­‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اغلب افرادی که از سواد سلامت پایین و محدود برخوردارند جزو گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه(سنین بالا، سطح تحصیلات پایین و کم درآمد) بودند. از این رو، توجه به نیازهای اطلاعاتی بهداشتی و سواد سلامت گروه‌های آسیب‌پذیر و طراحی آموزش ساده و هدفمند آنها با بهره‌گیری از رسانه‌های مطلوب توصیه می­‌شود.

الهه بهمنی، رستگار حسینی، احسان امیری،
دوره 14، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری پیش‌رونده‌ی سیستم اعصاب مرکزی است که علایم و مشکلات ناشی از این بیماری باعث کاهش کیفیت زندگی می‌شود. پژوهش‌های اخیر، تمرینات ورزشی را به عنوان بخش برجسته‌ی سبک زندگی سالم در کاهش علایم بیماری MS  معرفی کرده‌اند؛ اما با این حال هنوز اثرگذارترین نوع تمرین به روشنی مشخص نشده است. هدف از پژوهش حاضر فراهم نمودن آگاهی درمورد اثرات مفید ورزش در بیماران MS و دستورالعمل‌هایی در مورد تجویز برنامه ورزشی برای این افراد است.
روش بررسی: این مقاله، مروری بر نحوه‌ی تأثیر فعالیت‌های مختلف ورزشی بر بیماری MS می‌باشد. جهت دسترسی به مقالات‌علمی از بانک‌های اطلاعاتی Google Scholar ،Magiran ،SID ،PubMed و کلیدواژه‌های بیماری مالتیپل‌اسکروزیس (MS)، تمرینات هوازی، تمرینات مقاومتی و تمرینات ترکیبی استفاده شد. 
یافته‌ها: گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که فعالیت ورزشی منجر به افزایش معناداری در بهبود علایم بیماری MS می‌شوند، هر چند که در تجویز برنامه‌های مختلف ورزشی(تنوع پروتکل تمرینی، مدت و شدت تمرینات) بین محققان تناقض‌های زیادی وجود دارد. اما براساس نتایج مطالعات، تمرینات ورزشی منظم با شدت متوسط از طریق مکانیزم‌های فیزیولوژیک مختلف منجر به بهبود و کنترل روند بیماری بدون تشدید التهاب و مزایای عملکردی می‌شوند و برخلاف تصورات قبلی، تمرینات ورزشی تعدیل شده می‌تواند منجر به اثرات مفیدی در این افراد گردد.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های مطالعه‌ی حاضر، تمرینات ورزشی منظم(هوازی، مقاومتی و ترکیبی) با شدت و مدت مناسب، بر بیماری MS باعث بهبود علایم این بیماری و افزایش کیفیت زندگی می‌شود.


رضوان عزیزی، محمد عزیزی، وریا طهماسبی، هادی عبداله زاد،
دوره 15، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع چاقی به‌عنوان یک مشکل بهداشتی در سراسر جهان شناخته شده است. سندروم متابولیک به‌عنوان مهم‌ترین فاکتور چاقی یکی از معضلات سلامتی در تمامی جوامع محسوب می‌شود. مداخلات ورزشی و استفاده از مکمل‌ها از جمله رویکردهای بهبود وضعیت افراد دارای سندروم متابولیک می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات هشت هفته مکمل یاری آلژینات سدیم همراه با تمرینات تناوبی شدید بر سطوح پروفایل لیپیدی و آنزیم‌های کبدی در زنان دارای سندروم متابولیک بود.
روش بررسی: ۳۰ زن مبتلا به سندروم متابولیک به‌صورت تصادفی به ۴ گروه: تمرین تناوبی با شدت بالا (High Intensity Interval Training)+مکمل(۹ نفر)، تمرین تناوبی (HIIT)(۸ نفر)، گروه مکمل(۷ نفر) و گروه کنترل(۶ نفر) تقسیم شدند. آزمودنی‌های هر دو گروه تمرین تناوبی و تمرین تناوبی+مکمل به‌مدت هشت هفته و هر هفته سه جلسه تمرین تناوبی با شدت ۸۵ تا ۹۵ درصد حداکثر ضربان قلب را اجرا کردند. مصرف مکمل آلژینات سدیم به‌صورت سه نوبت در روز و ۳۰ دقیقه قبل از وعده غذایی به مقدار ۱/۵ گرم آلژینات سدیم حل شده در ۱۰۰ میلی‌گرم آب بود. نمونه‌برداری خون آزمودنی‌های هر ۴ گروه ۴۸ ساعت قبل و بعد از پروتکل تمرین در دو مرحله پیش و پس‌آزمون انجام شد. از روش تحلیل واریانس یک راهه و تی همبسته برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد(۰/۰۵≥P). 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که در گروه تمرین+مکمل پروفایل لیپیدی(۰/۰۰۵=P) و آسپارتات آمینوترانسفراز(۱۷/۸ درصد)(۰/۰۱۲=P)، درصد چربی(۰/۰۰۱=P)(۹/۷ درصد)، BMI (P=۰/۰۰۰) و آلانین آمینوترانسفراز (ALT)(۱۲/۷ درصد)(۰/۰۳۵=P) در مقایسه با سایر گروه‌ها کاهش معناداری یافت که نشان‌دهنده‌ی تاثیر تمرین تناوبی و مکمل در بهبود علایم سندروم متابولیک در زنان شرکت‌کننده در این تحقیق است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج تحقیق حاضر، به نظر می‌رسد که تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل آلژینات سدیم می‌تواند در پیشگیری از بروز برخی بیماری‌های مرتبط با چاقی و درمان سندروم متابولیک موثر واقع شود.

امین جلیلی سرقلعه، محمد عزیزی، کیانوش خاموشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس (MS: Multiple Sclerosis) یک بیماری مزمن تخریب غلاف میلین است که سبب کاهش کیفیت زندگی در بیماران می‌شود. مطالعات اخیر به تأثیر تمرینات ورزشی و مکمل‌های طبیعی بر روند بهبود علایم بیماری و کیفیت زندگی تاکید می‌کنند. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی در خانه همراه با مکمل‌دهی آب انگور قرمز بر کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بود.
روش بررسی: در این مطالعه ۴۸ زن مبتلا به MS با دامنه سنی ۴۰-۲۰ سال به‌صورت داوطلبانه انتخاب شده و در ۴ گروه تمرین(۱۲=n)، مکمل(۱۲=n)، تمرین+مکمل(۱۲=n) و کنترل(۱۲=n) قرار گرفتند. آزمودنی‌ها تمرینات ترکیبی را به مدت ۸ هفته و ۳ جلسه در هفته انجام دادند. هر جلسه تمرین شامل ۶۰ دقیقه تمرین استقامتی و مقاومتی با شدت ۱۲-۱۰ میزان درک فشار بود. مکمل‌دهی آب انگور قرمز نیز به مدت ۸ هفته و ۳ بار در هفته بود، هر آزمودنی ۲۵۰ سی‌سی مکمل آب انگور را با غلظت ۶۸ درصد مصرف می‌کرد. گروه کنترل نیز به فعالیت‌های روزمره‌ی خود پرداختند. کیفیت زندگی توسط پرسش‌نامه‌ی استاندارد (WHOQOL-BREF) ۴۸ ساعت قبل از شروع و ۴۸ ساعت پس از پایان پژوهش صورت گرفت.
یافته‌ها: هشت هفته مداخله تغییر معناداری در کیفیت زندگی ایجاد کرد. بر اساس نتایج t همبسته گروه‌های تمرین(۰/۰۰۱=P) (۷/۱%)،  مکمل(۰/۰۰۱=P) (۱۰/۵%) و تمرین+مکمل(۰/۰۰۰=P) در پیش‌آزمون تا پس‌آزمون اختلاف معناداری داشتند(۰/۰۵≥P). اما تغییرات در گروه تمرین+مکمل نسبت به سایر گروه‌ها تغییرات بیشتری داشت(۰/۰۰۰=P)(۱۳/۳%).  همچنین براساس نتایج تحلیل واریانس یک‌راهه میزان تغییرات بین گروه‌ها نیز معنی‌دار بود(۰/۰۵≥P). گروه تمرین با گروه کنترل، گروه مکمل و گروه مکمل+تمرین اختلاف معناداری داشت(۰/۰۵≥P). همچنین گروه مکمل با گروه تمرین و گروه کنترل اختلاف معناداری داشت، اما با گروه مکمل+تمرین اختلاف معناداری وجود نداشت(۰۵ /۰≤P). در گروه مکمل+تمرین نیز با همه گروه‌ها به‌جز گروه مکمل اختلاف معناداری مشاهده شد(۰/۰۵≥P).
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج مطالعه‌ی حاضر، زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس می‌توانند از تمرینات ترکیبی در خانه به همراه مکمل آب انگور قرمز برای بهبود کیفیت زندگی خود استفاده کنند.

نیلوفر مرادی، محمد عزیزی، الهام نیرومند، وریا طهماسبی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت یک بیماری چندعاملی است که با قند خون بالای مزمن و مقاومت به انسولین مشخص می‌شود. به‌طورکلی افزایش جهانی شیوع دیابت نوع ۲ در اثر تغذیه ضعیف و عدم فعالیت‌بدنی ایجاد می‌شود. لذا هدف از مطالعه‌ی حاضر، تأثیر ۸  هفته تمرین ترکیبی همراه با مکمل دانه‌ی کینوا بر قندخون ناشتا، اشتها و کیفیت زندگی در زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ است.
روش بررسی: در این مطالعه ۳۶ زن مبتلا به دیابت نوع ۲ به‌صورت داوطلبانه انتخاب و به ۳ گروه: تمرین+مکمل(۱۲=n)، مکمل(۱۲=n) و کنترل(۱۲=n) تقسیم شدند. گروه تمرین+مکمل و گروه مکمل ۸ هفته به مقدار ۲۵ گرم دانه‌ی کینوای پخته را  به‌مدت ۳ روز در هفته مصرف کردند. گروه تمرین+مکمل نیز تمرین ترکیبی را به‌مدت ۸ هفته و ۳ بار در هفته انجام دادند. تمرین با شدت ۱۲-۱۰ میزان درک فشار انجام شد. جهت اندازه‌گیری شاخص کیفیت زندگی از نسخه‌ی فارسی‌شده‌ی پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی و جهت ارزیابی اشتها نیز از پرسش‌نامه‌ی اشتها استفاده شد. ۴۸ ساعت قبل و بعد از مداخلات، نمونه‌گیری خون، اندازه‌گیری‌ها و تکمیل پرسش‌نامه‌ها انجام شد. از آزمون‌های (One Way ANOVA)، تعقیبی LSD و t همبسته در سطح معناداری ۰/۰۵≥P استفاده شد.
یافته‌ها: طبق نتایج ۸ هفته مداخله در گروه تمرین+مکمل(۰/۰۰۱=P)(%۲/۵۹) و گروه مکمل(۰/۰۴=P)(۱/۵۴%) نسبت به گروه کنترل(۰/۳۲=P)(%۱/۵۴) باعث کاهش معنی‌دار قندخون ناشتا شد. همچنین کاهش معنی‌داری نیز در شاخص اشتهای گروه تمرین+مکمل(۰/۰۰۱>P)(%۵۴/۲۰) و گروه مکمل(۰/۰۰۱=P)(%۶۰/۳۱) نسبت به گروه کنترل(۰/۱۱=P)(%۷/۹۱) صورت گرفت. داده‌های کیفیت زندگی نیز حاکی از افزایش معنی‌دار این شاخص در گروه تمرین+مکمل(۰/۰۰۸=P)(%۵/۹۵) و گروه مکمل(۰/۰۰۲=P)(%۳/۸۰) نسبت به گروه کنترل(۰/۱۰=P)(%۰/۹۹) بود.
نتیجه‌گیری: ۸ هفته تمرین ترکیبی به‌همراه مصرف دانه‌ی کینوا تاثیر مثبت و بسزایی بر روی شاخص قند خون ناشتا، کیفیت زندگی و اشتها در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ دارد.

رضا سعادت مهر، آرام کریمیان، کامل عبدی، فرشته بخشیان، مهران ضرغامی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سوختگی در هنگام تعویض پانسمان، سطوح بالایی از اضطراب پیش‌بینی شده را تجربه می‌کنند. یکی از روش‌های کنترل این اضطراب، استفاده از روش‌های طب مکمل است. مطالعه‌ی حاضر با هدف مقایسه‌ی اثربخشی آرام‌سازی پیش‌رونده و تکنیک تنفس شکمی بر اضطراب درد پانسمان سوختگی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی با گروه کنترل بود. تعداد ۴۵ بیمار مراجعه‌کننده به بیمارستان سوختگی زارع ساری به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه تقسیم شدند. گروه اول مداخله‌ی آرام‌سازی را دریافت کردند، گروه دوم مداخله‌ی تکنیک تنفسی را دریافت کردند و گروه شاهد، درمان استاندارد را دریافت کرد. جهت سنجش میزان اضطراب درد پانسمان سوختگی از ابزار اضطراب ناشی از درد پانسمان سوختگی (BSPAS: Burn Specific Pain Anxiety Scale) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. از روش‌های آماری توصیفی و تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی توکی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، ۲۸ درصد افراد شرکت‌کننده در مطالعه مجرد و ۷۲ درصد متاهل بودند. از لحاظ سنی بیشتر افراد شرکت‌کننده بین ۳۱ تا ۴۰ سال قرار داشتند. یافته‌ها نشان داد که میانگین سطح اضطراب درد در سه گروه آماری قبل از مداخله اختلاف معنی‌داری نداشت. اما میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی بعد از مداخله بین گروه آرام‌سازی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) و گروه تکنیک‌های تنفسی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) اختلاف معناداری داشته است؛ به‌گونه‌ای‌که میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی در گروه آرام‌سازی ۸/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد و در گروه تکنیک‌های تنفسی ۱۱/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد کاهش یافته بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از روش‌های آرام‌سازی پیش‌رونده و تکنیک تنفسی که جزو روش‌های غیردارویی بوده جهت کاهش اضطراب درد پانسمان در بیماران سوختگی پیشنهاد می‌شود. این روش‌ها ساده و کم هزینه بوده و می‌تواند از پیامدهای اضطراب درد پانسمان بکاهد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb