19 نتیجه برای اعظم
محمد علی عباسی مقدم، اعظم حسین علیزاده،
دوره 5، شماره 5 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت سازمانها به توانایی سازگاری آنها با عوامل متغیر محیطی بستگی دارد. انطباق پذیری و مشارکت از عوامل پیش بینی کننده اثربخشی سازمانی به شمار رفته و لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی در کارکنان بیمارستان امام خمینی(ره) تهران صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی بوده که به روش مقطعی در سال 1389 انجام گردید. دادههای مورد نیاز تحقیق با استفاده از پرسشنامه دنیسون(نسخه 2006) که روایی آن توسط صاحب نظران و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ(864/0=α) مورد تایید قرار گرفته بود، بدست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان اداری و درمانی بیمارستان امام خمینی(ره) تهران(2023 نفر) که از این جامعه، حجم نمونه آماری با سطح اطمینان 95%، به تعداد 114 نفر و به روش تصادفی انتخاب گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار Spss17 و روشهای آمار توصیفی مانند تعیین میانگین و نیز آمار استنباطی مانند آزمون همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان مشارکت سازمانی 44/53% و میزان انطباق پذیری سازمانی 37/52% بوده و بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی و همچنین زیرمتغیرهای آنها رابطه مثبت و معناداری(743/0 , r=01/0p<) وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گیری نمود که افزایش میزان مشارکت سازمانی و متغیرهای آن میتواند افزایش انطباق پذیری سازمانی و متغیرهای آن را به دنبال داشته باشد.
محمود رضا گوهری، مسعود صالحی، نسیم وهابی، اعظم بذرافشان،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مقاله کیفیت مقالات منتشر شده در چهار مجله وابسته به یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور بر پایه بررسی و تحلیل روش تحقیق و روشهای آماری مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش مقطعی انجام شده در سال 1389، از بین کلیه مقالات منتشر شده طی سالهای 1381 تا 1387 در چهار مجله از مجلات وابسته به یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور که برابر با 1568 مقاله بوده است، تعداد 162 مقاله به روش طبقهای چند مرحلهای انتخاب گردیدند. برای گردآوری دادهها، فرم ثبت اطلاعی برگرفته از پرسشنامههای استاندارد به کار گرفته شد. آزمون t یک نمونهای و آزمون کروسکال والیس برای مقایسه امتیاز بخشهای مختلف مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: مطالعات مقطعی با 7/61 درصد(100 مقاله)، بیشترین نوع مطالعه را تشکیل میدهند. بخش مواد و روشهای مقالات بیشترین امتیاز را کسب نموده و دارای کیفیت مطلوبی بود و بحث و نتیجهگیری کمترین امتیاز را به خود اختصاص داد. مقدار احتمال در 102مقاله(6/81 درصد) به طور صحیح ارائه شده است. در 6/58 درصد(95 مقاله) یافتههای مقاله با پژوهشهای داخلی مشابه مقایسه نشده بود، در حالی که فقط در 13 درصد(21 مقاله) از مقالات، مقایسه با پژوهشهای خارجی مشابه صورت نگرفته بود.
نتیجهگیری: مطالعهی حاضر نشان داد که کیفیت کلی بخشهای مختلف مقالات مطلوب نیست، از این رو به کارگیری متخصصین روش تحقیق و آمار در مطالعات مختلف پزشکی میتواند باعث ارتقاء کیفیت مقالات این شاخه از علم گردد.
سیما اسماعیلی شهمیرزادی، داود شجاعی زاده، کمال اعظم، لیلی صالحی، آذر طل، منور مرادیان سرخکلایی،
دوره 6، شماره 3 - ( 6-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش امید به زندگی با روند رو به رشد بیماریهای غیرواگیر همراه میباشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر بیماریهای مزمن بر کیفیت زندگی سالمندان عضو کانونهای سالمندی مناطق شرق شهر تهران در سال 1390 انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی است که 424 نفر از سالمندان 60 سال و بالاتر عضو کانونهای سالمندی، مناطق شرق شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی(SF36) و چک لیست سابقه ابتلا به بیماریهای مزمن به روش مصاحبه چهره به چهره جمع آوری گردید. به منظور تحلیل دادهها از آزمونهای T-Test، ANOVA و ضریب همبستگی Pearsonاستفاده گردید.
یافتهها: میانگین سنی سالمندان مورد مطالعه 16/7±34/67 بود. 2/92% از سالمندان حداقل از یک بیماری مزمن رنج میبردند و بین میانگین امتیازهای تمام ابعاد کیفیت زندگی سالمندان مبتلا به بیماری مزمن و سالمندان غیرمبتلا اختلاف آماری معنی داری مشاهده گردید(001/0>p). کیفیت زندگی سالمندان با جنس، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی، تحصیلات در بیشتر ابعاد ارتباط آماری معنی دار داشت(05/0>p).
نتیجهگیری: یافتههای فوق نشان داد که با افزایش تعداد بیماریهای مزمن، سطح کیفیت زندگی کاهش مییابد. بنابراین با رویکردهای مداخلهای و آموزشی مناسب میتوان با ترغیب سالمندان به اتخاذ رفتارهای سالم در راستای ارتقاء سلامت آنان گامهای اساسی برداشت.
محمد اسحاق افکاری، مرضیه لطیفی، محمد حسین تقدیسی، کمال اعظم، فاطمه استبصاری،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : خشونت علیه زنان در تمام دنیا به عنوان پدیدهای شناخته شده است و سابقهای به قدمت تاریخ خانواده دارد. هدف از این پژوهش تعیین میزان شاخصهای توانمندی در زنان تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) گرگان در پیشگیری از خشونت میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی است. ابزار جمع اوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته آگاهی و نگرش که روایی و پایایی آن با روش آلفا کرونباخ(81/0) و آزمون مجدد ضریب همبستگی 88/0 سنجیده شده و پرسشنامههای استاندارد عزت نفس روزنبرگ و خودکارآمدی عمومی میباشد. تعداد 91 نفر از زنان همسردار تحت پوشش کمیته امداد شهر گرگان با حداقل یک فرزند، در مطالعه شرکت کردند. اطلاعات با استفاده از نسخه 16 نرم افزار آماری spss و آزمونهای توصیفی و استنباطی(کااسکوئر) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافتهها : میانگین و انحراف معیار نمرات متغیرهای آگاهی، نگرش، عزت نفس و خودکارآمدی زنان به ترتیب برابر با 49/2 ± 5/6 و 22/2 ± 16/4 و 92/1 ± 25/5 و 67/1 ± 26/5 بود. میانگین نمره هر 4 سازه در مورد خشونت، متوسط و ضعیف بود و زنان بر مهارتهای کنترل خشم و خشونت آگاهی نداشتند.
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای بدست آمده بنظر میرسد، زنان باید خود را علیه خشونت توانمند کنند و برای این مهم نیاز به انجام مداخله آموزشی جهت ارتقاء آگاهی و نگرش و عزت نفس و خودکارآمدی در این گروه از زنان برای افزایش میزان توانمندی آنان لازم به نظر میرسد.
مریم اخوتی، اعظم بذرافشان، ملیحه سادات بذرافشان، رضا ملک پور افشار،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه
و هدف: مجلات علمی
از عمدهترین ابزارهای انتشار یافتههای پژوهشی محسوب میشوند. با افزایش تعداد و
هزینه اشتراک مجلات علمی، کتابخانهها ناگزیر به انتخاب میباشند. تحلیل استنادی
از متدوالترین روشها در انتخاب بهترین عناوین است. هدف از مطالعه حاضر تعیین
مجلات هسته دندانپزشکی با استفاده از تحلیل استنادی است.
روش
بررسی: 276 عنوان از تولیدات علمی اعضای هیات علمی و دانشجویان
دندانپزشکی شامل 241 پایان نامه و 35 عنوان مقاله که در دوره زمانی80-89 و در
پایگاه استنادی علوم منتشر شده بودند با استفاده از تحلیل استنادی ارزیابی شدند.
یافتهها: 11023 استناد از پایان نامهها
و مقالات استخراج شد. میانگین استناد در هر پایان نامه 25/39 و در هر مقاله برابر با 74/44 بود. بیشترین
استنادات مربوط به مجلات انگلیسی و کتابها بود بطوریکه قریب به 95 درصد استنادات
را به خود اختصاص دادهاند. بیشترین روزامدی مربوط به منابع انگلیسی و متعلق به
سالهای 2001-2005 و 2006-2010 بوده است. بر اساس قانون برادفورد، 5 مجله به عنوان
مجلات هسته معرفی شدند.
نتیجهگیری: انتخاب مجلات هسته علاوه بر استفاده موثر از
منابع مالی، نقش موثری در پاسخ گویی به نیازهای اطلاعاتی کاربران کتابخانههای
تخصصی دارد. در شرایطی که دسترسی به منابع اطلاعاتی با چالشهای فراوانی روبروست،
تعیین و شناسایی مجلات هسته میتواند اقدامی منطقی و هوشمندانه در بهره برداری
صحیح از منابع محسوب شود.
مینا سادات هاشمی پرست، رویا صادقی، محمدرضا قانع پور، کمال اعظم، آذر طل،
دوره 10، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: به رغم ظهور شیوه های نوین آموزشی، دغدغه ارزیابی اثربخشی این روشها همچنان پابرجاست. مطالعه حاضر با هدف"تعیین و مقایسه تاثیر دو شیوه آموزش الکترونیک و سخنرانی بر میزان آگاهی کارکنان اداری بخش های بالینی بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در زمینه کنترل عفونت های بیمارستانی" انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعهی نیمه تجربی، 98 نفر از کارکنان اداری بخش های بالینی بیمارستان، در دو گروه "آموزش به روش سخنرانی و الکترونیک" وارد شده که گروه اول به شیوهی سنتی و گروه دوم به شیوهی الکترونیک آموزش داده شدند. به منظور سنجش آگاهی دو گروه در زمینه کنترل عفونت های بیمارستانی و نگرش نسبت به آموزش الکترونیک، از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری تی مستقل، تی زوجی و ویلکاکسون تحلیل شد.
یافته ها: بین میانگین نمره های آگاهی فراگیران قبل و بعد از آموزش، در داخل هر یک از گروه های آموزش سخنرانی(0/01p=) و الکترونیکی(0/01p=) اختلاف معناداری وجود داشت. هم چنین اختلاف میانگین نمره های بین دو گروه بعد از مداخله آموزشی معنی دار بود(0/02p=)؛ به طوری که میانگین نمره آگاهی فراگیران در گروه سخنرانی بیش از روش الکترونیک بود.
نتیجه گیری: با وجود اثربخشی آموزش الکترونیک در یادگیری و ارتقاء آگاهی فراگیران، بکارگیری آن در دوره های بازآموزی کارکنان اداری سازمان های مرتبط با سلامت، مستلزم توانمندسازی آنان، حذف موانع و ایجاد بستری مناسب می باشد.
اعظم شاهبداغی، شادی اسدزندی، مریم شکفته، فرید زائری، مصطفی رضایی طاویرانی،
دوره 10، شماره 4 - ( مهر و آبان 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درج ناهمگون شکل نوشتاری یک سازمان، موجب از دست رفتن امتیاز رتبهبندی این مراکز در سطح ملی و بینالمللی میگردد. هدف این پژوهش تعیین میزان تأثیر نحوه ی درج وابستگی سازمانی مندرج در تولیدات علمی در وب آو ساینس بر نتایج ارزشیابی فعالیتهای پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۳۹۱ است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی- توصیفی با رویکرد کتابسنجی و از نوع کاربردی است. جامعه ی پژوهش، 1139 مورد مقالات علمی مراکز تابعه دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در وب آو ساینس در سال 1391 است.
یافته ها: از میان 1139 مقاله ی نمایه شده در وب آو ساینس، % 94/38 در نظام ارزشیابی فعالیتهای پژوهشی وزارت بهداشت موفق به کسب امتیاز شدهاند و % 5/61 موفق نبودهاند؛ بررسی ها نشان داد که % 1/01، وابستگی سازمانی را بهصورت نادرست درج کرده بودند. آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که میانگین امتیازات % 1/01 مدارکی که وابستگی سازمانی خود را بهدرستی درج نکردهاند بر میانگین کلی امتیاز تولیدات نمایه شده ی دانشگاه در وب آو ساینس و میانگین کلی امتیاز فعالیت پژوهشی تاثیر آماری معناداری نداشته است.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و پژوهشهای ذکرشده میتوان بیان کرد که رعایت شکل نوشتاری همگون در وابستگی سازمانی تولیدات علمی دانشگاه بر روی امتیازات پژوهشی دانشگاه و کسب رتبه ی قابل توجه در نظامهای رتبهبندی ملی و بینالمللی تأثیرگذار است.
اعظم شاهبداغی، آرزو فرهادی، مریم شکفته، منوچهر کرمی،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در چند سال اخیر مجلات علمی- پژوهشی علوم پزشکی کشور از نظر تعداد، روند رو به رشدی داشته است. این مجلات برای نمایهشدن در نمایهنامههای بینالمللی باید معیارها و استانداردهای لازم را رعایت کنند. این پژوهش با هدف تعیین میزان انطباق الزامات ساختاری مجلات علوم پزشکی کشور با معیارهای نمایهسازی Scopus انجام شدهاست.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- کاربردی بود که با استفاده از روشهای کتابسنجی انجام شد. جامعه ی مورد پژوهش را کلیه مجلات علمی - پژوهشی مصوب وزارت بهداشت در سال 1393 تشکیل دادند. ابزار گردآوری دادهها سیاهه ی کنترل مستخرج از پایگاه Scopus بود. دادهها پس از گردآوری و ورود به رایانه توسط نرم افزار آماری SPSS۲۰ و به کمک روشهای آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: این مطالعه نشان داد که بیش از نیمی از مجلات علوم پزشکی کشور از بیانیههای ویراستاری بینالمللی پیروی نمیکنند. همچنین حضور اعضای هیئت تحریریه بینالمللی در این مجلات بسیار پایین میباشد. به طور میانگین ۸۳/۳% از اعضای هیئت تحریریه مجلات از داخل کشور می باشند. مشارکت نویسندگان غیرایرانی نیز در این مجلات بسیار پایین است. تنها ۵/۷۹% از نویسندگان مجلات علوم پزشکی را غیر ایرانیها تشکیل میدهند.
نتیجه گیری: میزان پیروی مجلات علوم پزشکی کشور از معیارهای مد نظر نمایه نامه Scopus، در سطح مطلوبی قرار ندارد. رعایت کامل این معیارها توسط مجلات میتواند مسیر ورود و نمایه سازی را در این نمایه نامه تسهیل نماید.
محمد عرب، ابراهیم جعفری پویان، عباس رحیمی فروشانی، اعظم السادات ریوندی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت خدمات در فرایند بهبود بیماران، ارتقای رضایت آنان، رتبه بندی مراکز ارایه خدمت، جلوگیری از مراجعات تکراری گیرندگان خدمت و هزینه سازیهای بعدی و تحمیل آن به بیمه ها بسیار تعیین کننده است. اگرچه، هدف این پژوهش بررسی کیفیت خدمات آزمایشگاه های طرف قرارداد سازمان بیمه سلامت از دیدگاه مراجعه کنندگان است.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، دیدگاههای 302 نفر از مراجعان به آزمایشگاه های طرف قرارداد بیمه سلامت شهر تهران در مورد کیفیت خدمات با استفاده از پرسشنامه توسعه یافته توسط محققان، پس از سنجش روایی و پایایی، مورد ارزیابی قرار گرفت. داده ها با استفاده از آزمونهای آماری استنباطی کروسکال والیس و آنوا و با کمک نرمافزار 22 SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: نمونه مطالعه شامل 43/5 درصد مرد و 56/5 درصد زن بود. بیشتر شرکت کنندگان را افراد متأهل با 71/3 درصد تشکیل می دادند. نمره برداشت مراجعان از کیفیت خدمات آزمایشگاه 136(از 175) و در رتبه بالا و انتظارات آنها از خدمات 149 و در رتبه خیلی بالا قرار گرفت. شکاف بین ادراک و انتظارات مراجعان در همه ابعاد و کیفیت کل معنادار بود(0/001>p).
نتیجه گیری: شکاف در تمام ابعاد، نشان دهندهی وجود زمینه هایی برای بهبود در خدمات آزمایشگاه میباشد. نتایج این ارزیابی، در آینده می تواند در تنظیم ارتباطات سازمانهای بیمه ای با آزمایشگاههای ارایه دهندهی خدمات در زمینهی انعقاد قراردادها و خرید راهبردی خدمات و همچنین توجه به نظرات بیمه شدگان در راستای بهبود کیفیت خدمات بسیار تاثیرگذار باشد.
اعظم اروجی، مصطفی لنگری زاده، مریم آقازاده، مهران کامکار حقیقی، مرجان قاضی سعیدی، فاطمه مقبلی،
دوره 12، شماره 4 - ( مهر و آبان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش مصنوعی شاخهای از علوم کامپیوتر است که توانایی تحلیل دادههای پزشکی پیچیده را دارد که استفاده از آن در تشخیص، درمان و مراقبت از بیماران رایج است. وارفارین یکی از رایجترین داروهای ضدانعقادی است که تعیین دقیق دوز مورد نیاز بیماران یکی از چالش های عمده در نظام سلامت است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف این پژوهش تعیین دوز وارفارین مورد نیاز بیماران دارای دریچه مصنوعی قلب با استفاده از شبکههای عصبی است.
روش بررسی: تعداد 9 شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با ساختارهای متفاوت ایجاد شد. برای ارزیابی عملکرد شبکهها از
داده های 846 بیمار استفاده شد که در شش ماههی دوم سال 92 به درمانگاه PT مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند. تمام شبیهسازیها شامل پیش پردازش داده و طراحی شبکه عصبی در محیط Matlab انجام گردید.
یافتهها: ارزیابیعملکرد شبکهها بر اساس روش 10 fold cross انجام شد که نشان داد بهترین شبکه عصبی، شبکه ای است که دارای 7 نورون در لایهی پنهان خود است که دارای میانگین خطای مطلق=0.1، نرخ اغتشاش=0.33 و رگرسیون=0.87 درصد بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر این نکته است که شبکههای عصبی مصنوعی بر روی دادههای بومی قادر به پیش بینی دوز وارفارین در بیماران دارای دریچه قلب مصنوعی میباشد. هر چند هیچ سیستمی قادر به ارایه پاسخ صحیح در صددرصد موارد نیست، لیکن این گونه سیستم ها می توانند کمک موثری در کاهش میزان خطاهای پزشکی باشند.
اعظم لاری، نهضت گودرزی، ساره دانشگر، مهناز طاهری پور،
دوره 14، شماره 4 - ( مهر و آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از سازوکارهای خرید در بخش تجهیزات پزشکی در کنار اعمال قوانین و مقررات نظارتی از سوی دولت میتواند به عنوان راهی برای حرکت به سمت خریدی هوشمندانه و افزایش سطح دسترسی گروه های آسیبپذیر به دریافت خدمات و گسترش عدالت مطرح شود. این پژوهش با هدف بررسی مدیریت خرید تجهیزات پزشکی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی در سال ۹۸ صورت گرفت. جامعه پژوهش ۶۲۳ نفر و نمونه پژوهش ۴۳۱ نفر بودند که به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخت بود که متغیرهای آن از مطالعات تطبیقی استخراج گردیده است. اعتبارسنجی پرسش نامه محققساخت توسط ضریب نسبی روایی محتوا، شاخص روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ انجام شد. برای تحلیل داده ها با روشهای آماری تحلیل عاملی اکتشافی وتأییدی از نرم افزارهای SPSS۱۸ و AMOS استفاده شد.
یافته ها:با توجه به نتایج به دست آمده ابعاد مؤثر در مدیریت خرید تجهیزات پزشکی در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران ابعاد فنی- تخصصی، سازمانی، سیاسی و اقتصادی با ضرایب مسیر ۱/۲۴۴، ۱/۱۵۱ ، ۰/۹۷۳ و ۰/۸۴۵ بودند. مقادیر حاکی از آن است که تمامی مسیرهای مطالعه معنادار هستند و به عبارتی ضرایب مسیر قابل بهره برداری میباشند.
نتیجه گیری: براساس مطالعه فوق، ابعاد مؤثر در مدیریت خرید تجهیزات پزشکی متشکل از ۴ بعد(فنی- تخصصی، سازمانی، سیاسی و اقتصادی) می باشد که در واقع مفهومی جامع و چندبعدی است. بنابراین، توجه به تمام ابعاد و مؤلفه های آنها میتواند به بهترین نحو نهادهای خریدار را در حرکت به سمت خریدی کارآ رهنمون سازد.
فاطمه بهادر، اعظم صباحی، سمیه پایدار، فاطمه زنگوئی سنو،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با پیشرفت تکنولوژی اطلاعات، استفاده از فناوری پزشکی از راه دور گسترش زیادی پیدا کرده است. اما از آنجاکه فناوری پزشکی از راه دور متکی بر انتقال دادههاست، توجه به مسایلی از جمله امنیت شبکه، محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران امری ضروری است. ازاینرو این مطالعه با هدف تعیین اهمیت الزامات امنیت اطلاعات در شبکه پزشکی از راه دور از دیدگاه مدیران و کارکنان واحد فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند انجام پذیرفت.
روش بررسی: این مطالعه به شیوه توصیفی مقطعی در سال 1400 انجام شد. جامعهی پژوهش را مدیران و کارکنان واحد فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند(40 نفر) تشکیل دادند که بهصورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامهی محققساخته بود که روایی توسط استادان و صاحبنظران تایید و پایایی آن با آلفای کرونباخ(0/83) محاسبه شد. دادهها پس از جمع آوری، در نرمافزار SPSS وارد و با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که الزام امنیتی مربوط به انتقال اطلاعات از درجه اهمیت بالاتری نسبت به سایر الزامات برخوردار است. همچنین در زمینهی منابع انسانی، ارایه مستندات دقیق و راهنمای آموزشی برای کاربران سیستمها با میانگین(4/47)، در زمینهی تجهیزات تشخیص پزشکی، مجهز بودن سیستمهای شبکه پزشکی از راه دور به برق اضطراری با میانگین(4/72)، در زمینهی ذخیره و دسترسی به اطلاعات مربوط، نصب آنتیویروسها و ضد بدافزارها بر روی تمامی سیستمها با میانگین(4/75) و نیز در زمینه انتقال اطلاعات، رمزگذاری فایلها و اطلاعات مهم و حساس با میانگین(4/69) مهمترین نیاز امنیتی بودند.
نتیجهگیری: همانطورکه نتایج پژوهش نشان داد، الزامات امنیتی مربوط به انتقال اطلاعات از درجهی اهمیت بالاتری نسبت به سایر الزامات برخوردار است؛ در ابتدا میتوان با ایجاد سیاستهای امنیتی، بهروز رسانی و نظارت بر اجرای آنها و همچنین آموزش به کارکنان تاحدود زیادی امنیت اطلاعات را تضمین کرد. اما جهت انتقال اطلاعات حساس پزشکی میتوان از روشهای رمزگذاری و تایید صلاحیت، پروتکل امن انتقال اطلاعات، شبکههای خصوصی و مجازی و سایر تکنولوژیهای جدید در این زمینه استفاده کرد؛ البته در خصوص ایجاد زیرساختهای فنی مناسب جهت پیادهسازی سیاستهای امنیتی در انتقال اطلاعات بایستی تمیهدات لازم صورت پذیرد.
فاطمه بهادر، اعظم صباحی، سمانه جلالی، فاطمه عامری،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای متابولیک در ایران و پنجمین علت اصلی مرگ در سراسر جهان محسوب میشود. شیوع دیابت در سراسر جهان، باعث ایجاد روشهای جدید در تحقیقات زیست پزشکی شدهاست. از آن جمله میتوان به هوشمصنوعی اشاره نمود. این مطالعه با هدف بررسی انواع مطالعات انجام شده در زمینهی هوشمصنوعی و دیابت در ایران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مرور نظاممند انجام شد. پایگاههای اطلاعاتی معتبر داخلی شامل Irandoc، Magiran، SID و موتور جستجوگر Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای هوشمصنوعی و دیابت بهصورت فارسی، جداگانه و ترکیبی بدون محدودیت زمانی تا ۲۰ ژوئن ۲۰۲۱ بررسی گردیدند. تعداد ۷۴۹۵ مقاله بازیابی شد که در مراحل مختلف(حذف مقالات تکراری(۱۸۲۴)، عنوان و خلاصه مقاله(۵۸۸۴) و متن کامل(۳۰)) غربالگری شد و در نهایت ۲۰ مقاله که معیارهای موردنظر پژوهشگران را داشت مورد بررسی دقیق قرارگرفت.
یافتهها: از میان مقالات بازیابیشده، ۲۰ مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند که از این تعداد ۱۶ مقاله به روشهای مبتنی بر هوشمصنوعی و ۴ مقاله به طراحی سیستمهای جدید مبتنی بر هوشمصنوعی پرداختهبودند. ۱۰ مقاله به بررسی نقش هوشمصنوعی در پیشبینی، ۸ مقاله در تشخیص و ۲ مقاله به کنترل و مدیریت بیماری دیابت پرداختهبودند. بیشترین حجم مقالات به استفاده از روشهای دادهکاوی مانند شبکهعصبیمصنوعی، درخت تصمیم و غیره(۱۶ مقاله) اختصاص داشتند و برخی از مطالعات به ارزیابی و مقایسهی روشهای هوشمصنوعی بر روی کاربرد، صحت و حساسیت هوشمصنوعی در تشخیص و پیشبینی دیابت پرداخته بودند(۱۰ مطالعه).
نتیجهگیری: بررسی نظاممند مقالات نشان داد که استفاده از روشهای دادهکاوی جهت مدیریت دیابت در ایران با پیشرفت خوبی همراه بوده اما نیاز است تا در زمینه طراحی سیستمها و الگوریتمهای هوشمصنوعی و در زمینه کنترل و مدیریت دیابت اقدامات بیشتری انجام پذیرد.
اکرم همتی پور، علی حاتمی، اعظم جهانگیری مهر، فروزان جلوداری، زهرا مهری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بین بیماری و کیفیت زندگی مبتلایان به بیماریهای مزمن، ارتباط متقابل وجود دارد و اختلالات جسمانی اثری مستقیم بر روی تمام جنبههای کیفیت زندگی میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانوادهمحور به روش آموزش چندرسانهای(مالتی مدیا) بر کیفیت زندگی کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی است. ۱۲۰ بیمار بههمراه والدین، که در مرکز تالاسمی بیمارستان خاتمالانبیا شوشتر پرونده پزشکی داشتند، باتوجه به معیارهای ورود، انتخاب و با روش تخصیص تصادفی بلوک چهارتایی به دو گروه ۶۰ نفر مداخله و کنترل تقسیم شدند. از نظر سن و جنس نیز همسانسازی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهی کیفیت زندگی کودکان (Ped-SQL) و پرسشنامههای محققساخته آگاهی و خودکارآمدی در زمینهی بیماری تالاسمی بود. اطلاعات جمعآوری شده با نرمافزار SPSS و با آزمونهای آماری من ویتنی و یلکاکسون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: از ۱۲۰ کودکی که وارد مطالعه شدند، ۸۷ نفر دختر(۷۲/۵ درصد) و میانگین سن این کودکان(۲/۲۵±۹/۷۴) و مدت زمان ابتلا به بیماری(۴/۴۷±۵/۳۵) سال بود. در این مطالعه سطح کیفیت زندگی کودکان و ابعاد آن، بعد از اجرای الگوی آموزشی تنها در گروه مداخله افزایش چشمگیری نسبت به قبل از آموزش دیده شد(۰/۰۰۱>P). بعد از اجرای این الگو نیز میزان آگاهی(۰/۰۰۱>P) و خودکارآمدی والدین( ۰/۰۰۳=P) نیز افزایش معناداری همراه بود و این معناداری نیز نسبت به گروه کنترل مشاهده شد(۰/۰۰۱>P). متغیرهای سن، جنسیت و طول مدت ابتلا و سطح تحصیلات والدین بر آگاهی، خودکارآمدی والدین و کیفیت زندگی کودک اثری نداشتند(۰/۰۵ نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعهی حاضر، اجرای برنامههای توانمندسازی مبتنی برخانواده برپایه آموزش چندرسانهای به والدین کودکان مبتلا به تالاسمی با افزایش آگاهی و خودکارآمدی والدین آنها باعث ارتقا و بهبود کیفیت زندگی این کودکان شده است. پیشنهاد میشود که این برنامه در سطح وسیع تری با امکانات بهتر برای والدین و اعضای خانواده آنها اجرا شود.
حمید مقدسی، فرخنده اسدی، اعظم السادات حسینی، معصومه نوری طهنه،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اطلاعات بیمارستان سیستم اطلاعات جامعی است که هدف آن مراقبت باکیفیت بیماران و ارتقای سطح سلامت جامعه میباشد؛ بنابراین باید به گونه ای طراحی و تولید شود که هدف آن محقق گردد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین استانداردنامهی تولید سیستم اطلاعات بیمارستان برای ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی کاربردی- توصیفی، ابتدا ویژگیها و سرویسهای سیستم اطلاعات بیمارستان از متون استخراج شد سپس ویژگیها و سرویسها با کلیات استانداردنامهی تدوین شده توسط مرکز آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (استانداردنامه مافا) مطابقت داده شد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستان از طریق مشاهده بررسی و در مجموع، نقایص استانداردنامهی مافا مشخص شد و اقدام به اصلاح کلی سند گردید. استانداردنامهی پیشنهادی پس از تهیه به نظرخواهی خبرگان گذاشته شد که ۱۰ نفر از استادان مدیریت اطلاعات سلامت و ۱۰ نفر از استادان انفورماتیک پزشکی با حداقل ۷ سال سابقه عضویت در هیاتعلمی همچنین ۵ نفر از مدیران ستادی حوزهی فناوری اطلاعات وزارت بهداشت مشارکت داشتند. برای پذیرش و تأیید استانداردنامه ضریب توافق ۸۵ درصد مد نظر قرار گرفت. پس از حصول ضریب توافق مذکور استانداردنامه تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان ارائه گردید.
یافتهها: استانداردنامهی ارایهشده برای تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان مشتمل بر متا مدل؛ زیر سیستمهای سیستم اطلاعات بیمارستان، استانداردهای ساختار و محتوای پرونده الکترونیک سلامت، استانداردهای ترمینولوژی اطلاعات و طبقهبندی دادهها، استانداردهای امنیتی دادهها و تبادل دادهها، سرویسهای کلینیکال و مدیریتی است. استانداردنامه پیشنهادی شامل چهار حوزه عبارت از «ویژگیها»، «سرویسها»، «الزامات مستندات» و «قوانین و سیاستها» میباشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری این استانداردنامه به تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستانی با کیفیت، کارا و استاندارد منجر میشود که در ارتقای سطح سلامت جامعه موثر بوده و شرایط را برای پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت فراهم مینماید.
اعظم شاهبداغی، مریم شکفته، رضا طاهریان،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در الگوی عملکرد مبتنی بر شواهد، مقالات مرور نظاممند و فراتحلیل در بالاترین سطح هرم شواهد قرار دارند. مطالعهی علمسنجی این مقالات در سطح ملی میتواند به تولید اطلاعات ارزشمندی برای تصمیمسازیهای خرد و کلان منجر شود. در این پژوهش تلاش شده است تا به بررسی شاخصهای علمسنجی و ویژگیهای نویسندگی مقالات مرور نظاممند و فراتحلیل ایران در اسکوپوس مبادرت شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش ۹۵۷۹ مقالهی مرور نظاممند و فراتحلیل است که در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ انتشار یافته و ایران در جایگاه کشور متبوع حداقل یکی از نویسندگان قرار دارد. روند رشد کمی، شاخصهای استنادی مقالات و ویژگیهای نویسندگی از جمله موارد مورد بررسی در این پژوهش هستند.
یافتهها: بررسی ۹۵۷۹ مقاله مورد بررسی نشان داد که روند نشر این مقالات صعودی بوده است و بیشترین میزان مقالات(۵۶۵۲) مربوط به سال ۲۰۲۱ است. تحلیل موضوعی مقالات نشان داد که بیشترین مقالات به حوزه موضوعی enicideM، با ۲۱۱۷ مورد، و در مرتبه بعدی ygoloiB raluceloM dna sciteneG ،yrtsimehcoiB، با ۳۳۴۱ مورد، تعلق دارد. بیشترین شاخص هرش که ۸۶ است مربوط به سال ۲۰۱۸ اما بیشترین درصد مقالات قرار گرفته در افق شاخص هرش، ۳۲/۱۸%، مربوط به این سال ۲۰۱۱ است. بیشترین میزان میانگین استناد به ازای هر مقاله ۱۴۶/۴۴ است که مربوط به سال ۲۰۱۲ و کمترین آن، ۴/۶۲ مربوط به سال ۱۲۰۲ است. بیشترین میزان استناد بهازای سالهای عمر مقالات ۹۷۳۵/۳۴ است که مربوط به سال ۲۰۲۰۰۲۰۲ و کمترین آن، ۹۷۲ مربوط به سال ۲۰۱۱ است. محاسبه درصد مقالات قرار گرفته در افق شاخص هرش نسبت به کل مقالات هر سال، و همچنین میانگین استناد بهازای هر مقاله، با میزانی فراز و فرود، روند کاهشی را نشان داد. از نظر میانگین استناد بهازای سالهای عمر مقالات روند، افزایشی است. کمترین میزان میانگین تعداد نویسندگان (۵/۴۸) مربوط به سال ۲۰۱۱ و بیشترین میزان (۲۱) مربوط به سال ۲۰۱۲ است. نویسنده اول و مسئول بیش از ۱۹% مقالات مورد بررسی ایران است. ایالات متحد آمریکا کشور متبوع حداقل یکی از نویسندگان در ۱۲/۰۵% مقالات بوده است. دانشگاه تهران نیز در ۲۷/۸۱% مقالات سازمان متبوع حداقل یکی از نویسندگان بوده است. مجله Iranian Journal of Public Health بیشترین مقالات (۱/۳۶%) را منتشر کرده است.
نتیجهگیری: روند رشد کمی مقالات مورد بررسی افزایشی است اما اظهارنظر در خصوص رشد کیفی آنها نیازمند مطالعات بیشتری است. با توجه به اهمیت روزافزون عملکرد مبتنی بر شواهد، لازم است تصمیمسازان نسبت به حفظ روند رشد کمی و بهبود شاخصهای استنادی این مقالات توجه ویژه نشان دهند.
زهره احتشامی، اعظم شاهبداغی، محمد جواد منصورزاده،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابدار دادهی کارآمد و واجد توانمندیها و قابلیتهای لازم، از مهمترین مولفهها در مدیریت دادههای پژوهشی است. هدف از پژوهش حاضر استخراج توانمندیها و قابلیتهای مورد انتظار برای کتابدار داده بهمنظور ایفای نقش در مدیریت دادههای پژوهشی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مرور دامنه بوده و برای ارایه ساختارمند یافتهها از مدل چرخهی حیات دادههای زیستپزشکی هاروارد استفاده شده است. بهمنظور دستیابی به متون مرتبط، استراتژی جستجو با استفاده از کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Science و همچنین سایر پایگاههای اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۵ سال اخیر انجام شد. مقالات پژوهشی اصیل فارسی و انگلیسی که بهنحوی به توانمندیها و قابلیتهای مورد انتظار برای کتابدار داده در مدیریت دادههای پژوهشی پرداخته بودند، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل دادند.
یافتهها: از ۵۰۶۴ مدرک یافت شده، ۱۹۶ مدرک جهت بررسی متن کامل به مرحله بعد وارد شد. پس از بررسی متن کامل این مدارک، در نهایت ۱۷ مطالعه وارد پژوهش شد. درمجموع ۹۲ توانمندی و قابلیت در ۲۳ فرایند از ۷ مرحله چرخهی حیات دادههای زیستپزشکی هاروارد، ۱۶ مورد مربوط به مرحله اول، ۱۶ مورد مرحله دوم، ۷ مورد مرحله سوم، ۱۵ مورد مرحله چهارم و پنجم، ۱۲ مورد مرحله ششم، ۸ مورد مرحله هفتم، و ۱۸ مورد مربوط به توانمندیها و قابلیتهای عمومی بود. مطابق یافتهها، بیشترین مطالعات به توانمندیها و قابلیتهای مورد نیاز برای مرحله دوم یعنی«گردآوری و ایجاد» و کمترین مطالعات به مرحله هفتم یعنی«انتشار و استفادهی مجدد» پرداختهاند. در خصوص انجام فرایند«مدیریت تصاویر» در مرحله سوم و«پیشچاپ و انتشار» در مرحله هفتم در هیچیک از مطالعات توانمندی و قابلیتی مورد اشاره قرار نگرفته بود.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در میان مراحل مختلف چرخهی حیات داده، مرحلهی«گردآوری و ایجاد» بیشترین میزان توجه را داشته است. همچنین کتابدار داده باید علاوه بر توانمندیها و قابلیتهای تخصصی و حرفهای، ویژگیهای عمومی لازم را هم داشته باشد. توصیه میشود که یافتههای این پژوهش بهمنظور تربیت کتابدار داده برای طراحی برنامههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت مدنظر قرار گیرد.
اکرم همتی پور، فاطمه کریمی، اعظم جهانگیری مهر، الهام عبدالهی شهولی، مهدی مکوندی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین معضلات پزشکی، دردهای مزمن است که هرسال میلیونها نفر گرفتار آن میشوند و درمان مناسبی هم به آنها ارایه نمیشود. پژوهشها بیانگر این است که یکی از پیامدهای درد مزمن، واکنشهای عاطفی مثل اضطراب، افسردگی و استرس است که بهخاطر اثرات درازمدت درد به وجود میآیند. از اینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر سلامت روان و سطح شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی ۱۲۶ بیمار با داشتن درد مزمن عضلانی اسکلتی و معیارهای ورود و خروج از مراکز فیزیوتراپی زیرنظر دانشکده علوم پزشکی شهرستان شوشتر بهصورت هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه ۶۳ نفر مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله براساس درمان شناختی رفتاری بهمدت سه ماه و ۱۲ جلسه آموزشی مداخله را دریافت نمودند. بیماران هردو گروه ابزار گردآوری اطلاعات را که شامل پرسشنامهی عددی درد (VAS) و پرسشنامهی سطح استرس، اضطراب و افسردگی DASS۲۱ بود، قبل از مداخله و یک هفته پس از اتمام مداخله آموزشی تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای توصیفی و پارامتریک(تی زوجی و تی مستقل) و همبستگی پیرسون و آنالیز کوواریانس از نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن شرکتکنندگان(۲۷/۱۶±۴۶/۱۲) سال بود. اثربخشی درمانشناختی-رفتاری تنها در گروه مداخله با کاهش معناداری از نظر سطح استرس و اضطراب و افسردگی(۰/۰۰۱>P) همراه بوده است و این کاهش نسبت به گروه کنترل بر میزان سطح استرس(۰/۰۳۲=P) اضطراب(۰/۰۳۰=P) و افسردگی(۰/۰۱۵=P) دیده شد. کاهش شدت درد در هر دو گروه بهطور معناداری مشاهده شد(۰/۰۰۱>P). اما این کاهش در گروه مداخله نسبت به کنترل از نظر آماری تفاوتی نداشت(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعهی حاضر بر اهمیت بهکارگیری درمانهای شناختی رفتاری به روش گروهی بر درمان استرس، اضطراب و افسردگی و شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن عضلاتی اسکلتی تأکید دارد.
فاطمه عباسی قلعه تکی، مریم کازرانی، اعظم شاهبداغی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خدمات کتابخانههای بیمارستانی جزو زیرساختهای اساسی جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک هستند. این پژوهش به ارزیابی مؤلفههای آمادگی سلامت الکترونیک در کتابخانههای بیمارستانی اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پیمایش توصیفی از نوع کاربردی است. جامعه آماری ۱۰ کتابخانه بیمارستانی دولتی شهر اصفهان و تکمیلکنندگان پرسشنامه، مدیران کتابخانههای یادشده هستند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی محقق ساخته است که با مرور عمیق و جامع متون مرتبط تهیه شد. پرسشنامهی ۶۱ سوالی بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده است و چهار بخش دارد: آمادگی یادگیری (R۱)، آمادگی اصلی (R۲)، آمادگی اجتماعی (R۳) و آمادگی فناوری (R۴). برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه از نظرات استادان و متخصصان و کارشناسان خبره استفاده شد که روایی آن تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ ۰/۸۳ تأیید گردید. از آمار توصیفی برای بررسی دادهها استفاده شد.
یافتهها: کتابخانههای بیمارستانی اصفهان از نظر آمادگی یادگیری با امتیاز ۳/۷۷ در وضعیت خوب، از نظر آمادگی اصلی با امتیاز ۳/۴۹ در وضعیت متوسط و از نظر آمادگی اجتماعی با امتیاز ۲/۴۷ و آمادگی فناوری با امتیاز ۲/۴۸ در وضعیت ضعیف قرار دارند. شاخص«سطح سواد فناوری و خدمات مرتبط با مراقبتهای بهداشتی» با امتیاز ۲/۹ از مؤلفهی آمادگی اصلی، شاخص«سیاستهای مربوط به بازپرداخت» با امتیاز ۱ از مؤلفهی آمادگی اجتماعی، شاخص«آموزش منابع اطلاعاتی» با امتیاز ۱/۸ از مؤلفهی آمادگی یادگیری، شاخص«دسترسی سازمان به آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات» با امتیاز ۱/۳۵ از مؤلفهی آمادگی فناوری جزو شاخصهای ضعیف شناسایی شدند. بهصورت کلی با توجه به میانگین امتیازات دریافت شده همه کتابخانههای بیمارستانی دولتی شهر اصفهان از نظر آمادگی سلامت الکترونیک در وضعیت متوسط قرار دارند.
نتیجهگیری: کتابخانههای بیمارستانی برای پیوستن به مقولهی سلامت الکترونیک با چالشهای متنوعی از جمله کمبود آمادگی در بخش فناوری روبهرو هستند. نبود سیاستگذاریهای مناسب برای پیادهسازی سلامت الکترونیک در کتابخانهها، عدممهارت کاربران در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، ناآگاهی کاربران از خدمات سلامت الکترونیک مورد نیاز در کتابخانه، کمبود نیروی انسانی حرفهای و نبود آموزشهای مرتبط با سلامت الکترونیک برای کاربران از چالشهای پیشرو در کتابخانههای بیمارستانی در بخش آمادگی سلامت الکترونیک شده است که انتظار میرود در جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک مورد توجه قرار گیرد.