18 نتیجه برای تاج
محمد مهدی سلطان دلال، سعید واحدی، حجت زراعتی، مریم صلصالی، حمیده نوروز بابایی، تاج الملوک کفاشی، مهشید آراسته،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: علی رغم پیشرفت در پیشگیری وکنترل بیماریهای منتقله از غذا هنوز هم در بسیاری از کشورها از معضلات سلامت جامعه و نگرانیهای مسئـولان بهــداشتی، مسمومیتها وبیمـاریهای منتقله از مصرف غذای ناسالم می باشد. هدف از این مطالعه بررسی آلودگی میکروبی کباب و همبرگر (خام و پخته شده) عرضه شده می باشد.
روش برسی: در طی یک سال سیصد و نود نمونه شامل 195 نمونه خام کباب و همبرگر و 195 نمونه پخته کباب و همبرگر از همان واحد در یک زمان و به تصادفی نمونه برداری شد و به آ زمایشگاه ارسال گردید. روش انجام آزمون بر اساس استاندارد ایران به شماره های 356و2394 می باشد.
یافته ها: با توجه به آزمونهای انجام شده میکروبی ،تمامی نمونه های پخته شده از نظر آلودگی باکتریایی در حد استاندارد بوده و لذا قابل مصرف تشخیص داده شدند . از 165 نمونه کباب خام، نود نمونه برابر 5/54% قابل مصرف و 75 نمونه معادل 5/45% غیر قابل مصرف و از سی نمونه همبرگر خام 22 نمونه برابر 3/73 % قابل مصرف و هشت نمونه معادل 7/26 % غیر قابل مصرف بودند. در بررسیهای سرولوژی انجام شده سروتایپ تامپسون در نمونه های کباب و همبرگر بالاترین فراوانی را داشت.
نتیجه گیری : نتایج مطالعه حاضر نشان می دهد که مصرف کباب و همبرگر پخته شده نگرانی برای مصرف کننده ندارد.
محمد مهدی سلطان دلال، سعید واحدی، ابوالفضل نجاریان، عقیل دستباز، تاج الملوک کفاشی، الهام پیرهادی، آناهیتا کامکار، طاهره فرامرزی، وحید مهدوی،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: افزودنی های مواد غذایی یک واژه کلی برای ترکیباتی است که به منظور دوام یا بهتر نمودن ظاهر غذا, ترکیب, طعم, ارزش غذایی به مواد غذایی اضافه می شود. رنگ ها نیز جزو این دسته از مواد بوده که برای افزایش جذابیت مواد غذایی به آنها افزوده می شوند . هدف از این مطالعه، بررسی وضعیت نوع رنگ های مصرفی در آب آلبالو و آب زرشک تولیدی شهر تهران بود.
روش بررسی : تعداد 336 نمونه آب آلبالو و آب زرشک سنتی از مناطق مختلف شهر تهران بصورت تصادفی نمونه برداری شد. نمونه ها پس از استخراج رنگ با اسیدکلریدریک و تخلیص با روش کروماتوگرافی با لایه نازک Thin Layer Chromatography)T.L.C) مورد آنالیز قرار گرفتند. نمونه ها با توجه به فاکتور نگهداری ( (Rf مورد شناسایی قرارگرفتند.
یافته ها: 89 درصد از کل نمونه ها حاوی رنگ بودند از میان کل نمونه های رنگی ، 62 نمونه(5/18در صد) حاوی رنگ مصنوعی غیر مجاز خوراکی، 237 نمونه (5/70در صد) حاوی رنگ مصنوعی مجاز خوراکی برای تولید کننده های صنعتی و 37 نمونه(11در صد) حاوی رنگ طبیعی بود. رنگ کارمیوزین (CARMOISINE) بیشترین مورد مصرف در میان رنگ های مورداستفاده در آب آلبالو و آب زرشک بررسی شده بود.
نتیجه گیری:. دارا بودن هزینه پایین، پایداری، pH،خلوص و شرایط محیطی سبب شده است که مصرف رنگ های خوراکی بدون توجه به عوارض آنها ویا بدون توجه به کیفیت خوراکی آنها رو به فزونی یابد. بنا براین پیشنهاد می گردد که افزایش آگاهی تولید کنندگان ومصرف کنندگان می تواندراه حلی جهت کاهش مصرف اینگونه رنگ ها درآب آلبالو و آب زرشک باشد.
احمد فاطمی، احمد کاظمی، محمد مهدی پیغمبری، نوذر گیوتاج، هومن بخشنده،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی عوامل خطر ژنتیکی دارای اهمیت بالایی به خصوص در بیماران جوان مبتلا به MI میباشد و توجه مطالعات اخیر اکثراً بر روی پلیمرفیسم ژنهای درگیر در ترومبوز که نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی MI بازی میکند، متمرکز شده است. نقش حیاتی پلاکتها و گلیکوپروتئینهای سطحی آنها در تشکیل ترومبوس انسدادی که منجر به MI میشود کاملاً اثبات شده است. در این مطالعه پلیمرفیسم GP VI 13254T>C با توجه به پتانسیل آن در تغییر واکنش پذیری پلاکت بررسی شد. هدف از انجام این مطالعه تعیین ارتباط این پلیمرفیسم با MI حاد زودرس میباشد.
روش بررسی: با استفاده از تکنیک PCR-RFLP، 100 بیمار مبتلا به MI حاد زودرس و 100 کنترل با آنژیوگرافی نرمال عروق کرونر مورد مطالعه قرار گرفتند. برای آنالیز آماری از آزمونهای Chi square و t-test و برای کنترل متغیرهای مخدوش گر از مدل رگرسیون منطقی استفاده شد.
یافتهها: شیوع پلیمرفیسم T13254C (TC/CC) در گروه بیمار(38%) با گروه کنترل(33%) تفاوت چندانی نداشت؛ بنابراین ارتباط معناداری بین این پلیمرفیسم و MI حاد زودرسمشاهده نشد(46/0P value=). نتایج آنالیز رگرسیون منطقی نیز عدم ارتباط این پلیمرفیسم را با MI حاد زودرس نشان داد(20/0P value=).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر عدم ارتباط پلیمرفیسم GP VI 13254T>C را با MI حاد زودرس نشان داد.
واژه های کلیدی: انفارکتوس قلبی زودرس، گلیکوپروتئین VI، پلیمرفیسم
محمدرضا امیراسماعیلی، محمود نکویی مقدم، محمود موسی زاده، فاطمه اسماعیلی، محبوبه میرتاج الدینی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پزشکی دفاعی یک مشکل بالقوه اجتماعی است که میتواند عواقبی را برای بهداشت عمومی از نظر کیفیت مراقبتهای فردی و هدر دادن منابع محدود سلامت به همراه داشته باشد. در این مطالعه فراوانی رفتارهای پزشکی دفاعی مثبت و منفی در بین پزشکان عمومی شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در بین پزشکان عمومی شهر کرمان انجام گرفت. حجم نمونه 100 نفر و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. دادههای پرسشنامه در نرم افزار 20 SPSS جمع آوری گردید و با استفاده از آمار توصیفی مانند درصد، فراوانی و میانگین و آمار تحلیلی شامل آزمونهای کای دو و تی تست آنالیز شد.
یافتهها : در این مطالعه 100 نفر پزشک عمومی بررسی شدند. فراوانی رفتار پزشکی دفاعی مثبت و منفی به ترتیب 99 و 47 درصد گزارش شد. همچنین رفتار پزشکی دفاعی مثبت در مردها بیشتر از زنها(100 در برابر 97/2 درصد) و بالعکس رفتار پزشکی دفاعی منفی در زنها بیشتر از مردها(52/8 در برابر 43/8 درصد) دیده شد. شرح جزئیات بیشتر در مورد مصرف صحیح و به موقع داروها و اجتناب از تجویز روشهای مخاطره آمیزی که در عین حال برای بیماران سودمند میباشند، به ترتیب بیشترین فراوانی را در بین رفتارهای پزشکی دفاعی مثبت و منفی به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان میدهد فراوانی پزشکی دفاعی در جمعیت مورد مطالعه بالا و رایج است. لذا پیشنهاد میشود آموزشهای مرتبط با رفع این پدیده به پزشکان داده شود.
ژیلا نجف پور، فائزه فرتاج، ماندانا شیرازی، فاطمه کشمیری،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: سبکهای یادگیری یکی از مولفههای موثر در فرایند یاددهی–
یادگیری است. لذا این پژوهش با
هدف بررسی
سبکهای یادگیری دانشجویان مدیریت
بهداشت و درمان در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش
بررسی: پژوهش
حاضر توصیفی- تحلیلی است که به صورت
مقطعی در سال 91 انجام شد. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی
درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقاطع کارشناسی(سال اول و سال اخر)، کارشناسی
ارشد و دکترای تخصصی به صورت سرشماری در مطالعه وارد شدند(نرخ پاسخگویی85%). ابزار
مورد استفاده در این مطالعه پرسشنامهی استاندارد Kolb بود(الفای
کرونباخ برای مدها و محورها(70/0 تا 90/0). پس از جمع آوری دادهها طبق راهنمای پرسشنامهی Kolb با استفاده از آمار توصیفی و آمار تحلیلی(T-Test, χ2) تجزیه و تحلیل انجام شد.
یافتهها: در
بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی مدیریت بهداشت و درمان "سبک انطباق
یابنده"
(دانشجویان دکترای تخصصی 10 نفر(6/55%) و دانشجویان کارشناسی
ارشد 16 نفر(64%)) به عنوان سبک یادگیری ترجیحی تعیین شد. در مقطع کارشناسی،
دانشجویان "سبک
همگرا" 27
نفر(67/45%) را به عنوان سبک غالب انتخاب کردند.
نتیجهگیری: باتوجه به سبک یادگیری دانشجویان مدیریت بهداشت و درمان،
نتایج مطالعهی حاضر بر استفاده از "روشهای تدریس مبتنی بر ایفای نقش و شبیه سازی" در مقطع
تحصیلات تکمیلی و استفاده از "رویکرد مبتنی بر مسئله" در
مقطع کارشناسی تاکید میکند.
مریم متاجی امیررود ، محمد حسین تقدیسی، محمودرضا گوهری، فرزاد شیدفر،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت عوامل پیش بینی کنندهی رفتارهای غذایی مرتبط با چاقی به ویژه در زنان که نقش کلیدی در سبد غذایی خانواده دارند، در پیشگیری از چاقی اهمیت زیادی دارد. هدف از این پژوهش تعیین نقش نگرش غذایی در رفتارهای غذایی مرتبط با چاقی در زنان دارای اضافه وزن و چاقی شهر ارومیه میباشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی تعداد 100 زن تحت پوشش مراکز بهداشتی شهید نیکخواه و شماره 13 شهر ارومیه انجام شد. نمونهگیری به روش در دسترس و با انتخاب زنان دارای BMI بزرگتر یا مساوی (kg/m2 ) ا25 انجام شد. پس از کسب رضایت آگاهانه، پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، نگرش و چک لیست رفتار غذایی تکمیل گردی د. تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 18 و با آزمونهای توصیفی و استنباطی(کای دو، تحلیل واریانس و رگرسیون ) در سطح معنی داری 0/05 انجام گرفت.
یافتهها: رابطهی معنادار میان نگرش غذایی و گروههای ضعیف، متوسط و خوب رفتار غذایی زنان تایید شد(003/ 0 =p ). تحلیل رگرسیون بیانگر ارتباط معنی دار و مثبت بین نمرهی رفتار و نگرش غذایی( 0/285=p= 0/004، r) بود. همچنین پیش بینی پراکندگی مشاهده شده در رفتارهای غذایی، علاوه بر نگرش غذایی، توسط سن، شاخصهای تن سنجی و عوامل دموگرافیک نیز تایید گردید.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه، نقش پیش بینی کنندهی نگرش غذایی را بر رفتارهای غذایی مرتبط با چاقی تایید نمود. لذا توصیه میشود در ارتقای رفتارهای غذایی سالم، اصلاح نگرشهای غذایی نیز مورد تاکید قرار گیرد.
سعید علیتاجر، پریسا مستقیمی،
دوره 10، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان دچار مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی زیادی می شوند که این مشکلات باعث اختلال در روند طبیعی زندگی و کیفیت آن می گردد. به همین منظور مطالعه حاضر با هدف تعیین رابطه بین محیط فیزیکی بیمارستان و کیفیت زندگی در بیماران سرطانی صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع ترکیبی(کیفی، کمی) می باشد، که در آن کیفیت زندگی، در نتیجه وجود تصاویر گیاهان داخلی و وجود عناصر گیاهی در خارج، مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری شامل بیماران سرطانی مراجعه کننده به بخش های بستری بیمارستان های امام خمینی اردبیل و شهید بهشتی همدان در سال 1392 بوده و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه کیفیت زندگی SL-36 و پرسشنامه پژوهشگر ساخته بوده است که در محل با مشاهده و مصاحبه تکمیل گردیده است. داده ها با استفاده ازآمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل واریانس یکطرفه(Anova)، در نرم افزار SPSSتجزیه وتحلیل شدند، سوالات کیفی نیز دسته بندی شده، مورد تحلیل قرارگرفتند.
یافته ها: تحلیل ها تأیید کردند که تصاویر صحنه های طبیعی و گیاهان مصنوعی در اتاق های بستری بیمارستان و مشاهده عناصر گیاهی حتی در خارج از اتاق های بستری باعث افزایش کیفیت زندگی بیماران سرطانی می شود.
نتیجه گیری: این مطالعه خواص عناصر طبیعی بر افزایش کیفیت زندگی در محیط های مراقبت بهداشتی ساخته شده را تأیید می کند.
مرضیه تاج الدینی، محمد علی صدیقی گیلانی، طاهره حیدری، کلثوم چوبینه، حمید چوبینه،
دوره 10، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری یک معضل اصلی در پزشکی مدرن است که بر حدود ۲۰% از زوجین در سن باروری تاثیر گذاشته است که نزدیک به ۴۰%–۵۰% از آن با علت مردانه است. نقش هرپس ویروس سیمپلکس(HSV) در ناباروری مردان با روش هایی دقیق در حال بررسی است. هدف این مطالعه تعیین شیوع DNA هرپس سیمپلکس ویروس ۱ و ۲ در مایع منی، خون و ادرار مردان نابارور ایدیوپاتیک و بررسی رابطه آن با پارامترهای مایع منی می باشد.
روش بررسی: نمونه های خون، ادرار و مایع منی از ۱۵۰ مرد نابارور مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی تهران(۱۳۹۲-۱۳۹۰) جمع آوری شد. نمونه ها با استفاده از پرایمرهای مختص ردیابی HSV-۱, ۲ DNA با روش تشخیصی PCR بررسی شد.
یافتهها: آنالیزهای شش گروه از مردان نابارور مورد مطالعه، شامل نمونه های مثبت و منفی HSV-۱, ۲ در خون، ادرار و مایع منی را نشان داد. HSV-۱, ۲ در ۲۸(%۱۸/۶۶) نمونه مایع منی، ۱۰(%۶/۶۶) نمونه خون و ۲(%۱/۳۳) نمونه ادرار، در ۱۵۰ نمونه بیمار تشخیص داده شد. تنها نمونه های مثبت HSV-۱, ۲ در مایع منی با پارامترهای مایع منی غیرنرمال همراه بود.
نتیجه گیری: با استفاده از روش هایی دقیق، شیوع بالای HSV-۱, ۲ در مایع منی مردان نابارور ایدیوپاتیک تشخیص داده شد. اگرچه آلودگی با HSV-۱, ۲ با ناهنجاری های تحرک و مورفولوژی اسپرم همراه نبود، اما با کاهش تعداد اسپرم در مایع منی همراه بود. به علاوه ارتباط معنی داری در HSV-۱, ۲ در خون و ادرار مردان نابارور با پارامترهای غیرنرمال مایع منی یافت نشد.
اسداله خواهنده کارنما، عامر دهقان نجم آبادی، مهدی تاج پور،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه ی ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان در مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، منجربه بهبود عملکرد رقابتی سازمان ها می گردد. هدف پژوهش حاضر، تبیین و تعیین ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشجویان دانشگاه تهران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی-تحلیلی کاربردی است. همچنین داده های جمع آوری شده از نوع روش تحقیق کمی که از پرسشنامه ی استاندارد گرایش کارآفرینانه ی لامپکین و دس و پرسشنامه ی استاندارد عملکرد شغلی بایرن و کن وای استفاده شده است. کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، جامعه ی آماری پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد ۱۰۸ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS وSMART PLS در دو بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش، حاکی از ارتباط مثبت و معنادار گرایش کارآفرینانه و ابعاد آن شامل نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی بر عملکرد شغلی کارکنان است. همچنین ابعاد گرایش کارآفرینانه، هرچند از همبستگی بالایی با یکدیگر برخوردارند، لیکن تاثیر یکسانی بر عملکرد شغلی ندارند. پیشنهاد می شود مدیران مرکز باتوجه به اهمیت هرکدام از ابعاد گرایش کارآفرینانه، فعالیت هایی را تعریف نمایند که باعث افزایش عملکرد شغلی کارکنان مرکز گردد.
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این مطالعه، اندیشیدن تدابیری جهت افزایش فعالیت های کارآفرینانه ی کارکنان در مراکز بهداشت و درمان، می تواند منجربه افزایش عملکرد شغلی کارکنان در این مراکز شود.
احمد رستگار، محمد حسن صیف، زهرا فیروزی اردکانی، مرضیه تاجوران،
دوره 13، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: قلدری در محیط کار در سراسر دنیا، یک عامل آسیب رسان شغلی، زنگ خطر سلامت روان و به عنوان یک معضل جهانی محسوب میشود. این پژوهش با هدف تعیین رابطهی رهبری تحول آفرین و قلدری در محل کار با توجه به نقش واسطهای سلامت سازمانی در بین کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است.
روش بررسی: روش اجرای این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. برای بررسی رهبری تحول آفرین از پرسشنامه استاندارد رهبری چندعاملیBass و Avolio با پایایی(0/79)، بهمنظور سنجش سلامت سازمانی از پرسشنامه استاندارد Graham Lowe با پایایی(0/83) و برای قلدری سازمانی از پرسشنامه محقق ساخته با پایایی(0/76) استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش 265 نفر از کارکنان حوزهی ستادی دانشگاه بود که به روش نمونهگیری ساده انتخاب شده بودند. در بررسی فرضیههای پژوهش از نرم افزارهای SPSS و 8.8 Lisrel و روشهای آماری توصیفی و تحلیل مسیر استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که مولفههای رهبری تحول آفرین از طریق واسطهگری سلامت سازمانی به صورت غیرمستقیم و منفی بر قلدری محل کار تأثیر میگذارند. همچنین از میان مولفههای رهبری تحول آفرین، مولفهی نفوذ آرمانی بیشترین اثر غیرمستقیم(0/19-) و از مولفههای سلامت سازمانی نیز مولفهی محیط کاری پرطراوت دارای بیشترین اثر مستقیم(0/27-) بر قلدری محل کار بود.
نتیجهگیری: سبک رهبری مناسب، یک سازمان سالم را ایجاد و باعث کاهش قلدری محل کار میگردد. بنابراین سازمانها باید به توسعهی سلامت سازمانی و ارایه آموزشهای لازم به خصوص به مدیران سازمانها بپردازند.
مصطفی روشن زاده، مینا شیروانی، علی تاج آبادی، محمدحسین خلیل زاده، سمیه محمدی،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری بالینی بخش مهمی از رشتههای حوزهی سلامت است که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه عمل بهکار میگیرد. محیطهای بالینی از جمله اتاق عمل به واسطه پیچیدگی خاصشان برای دانشجویان چالشزا بوده و میتواند بر روند یادگیری آنها تاثیر منفی داشته باشد. جهت شناسایی چالشهای یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل، مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجارب دانشجویان در زمینهی چالشهای یادگیری بالینی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه کیفی حاضر بهروش تحلیل محتوای قراردادی در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۱۴ دانشجوی تکنولوژیست جراحی به روش هدفمند انتخاب و دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند عمیق انفرادی و گروهی جمعآوری و با استفاده از رویکرد گرانهایم و لاندمن تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مصاحبه با مشارکتکنندگان در طی یک دورهی ۵ ماهه صورت گرفت. ۹ مصاحبه بهصورت رودررو با ۱۴ مشارکتکننده انجام شد. ۶ مصاحبه انفرادی و ۳ مصاحبه بهصورت گروهی و میانگین طول مدت مصاحبه ۳۰ دقیقه بود. مصاحبهها تا اشباع دادهها و هنگامیکه هیچ تم یا طبقه جدیدی از مصاحبهها بهدست نیامد، ادامه یافت. یافتهها شامل یک تم«جوّ نامطلوب یادگیری» و سه طبقهی«سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بنفس ناکافی» بود. چالش اصلی که دانشجویان در زمینهی یادگیری بالینی با آن مواجه بودند، جوّ نامطلوب یادگیری بود. شرایطی مانند سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بهنفس ناکافی که دانشجویان اتاقعمل تجربه میکنند، سبب میشود که دانشجویان جوّ یادگیری در اتاقعمل را نامطلوب بدانند.
نتیجهگیری: اصلاح و بهبود رفتار و عملکرد پرسنل و پزشکان مطابق استانداردهای رفتار حرفهای و اخلاقی و ارزیابی منظم آن از دیدگاه دانشجویان و سایر همکاران میتواند نقش موثری در استمرار شرایط حرفهای داشته باشد. همچنین استفاده از مربیان با تجربه که نقش تسهیلکنندهی ارتباط و یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل را دارند نقش موثری در کاهش ترس و کنترل رفتارهای نامناسب پرسنل نسبت به دانشجو را به همراه خواهد داشت. به مسئولان آموزشی توصیه میشود که ضمن برطرف کردن مشکلات موجود در راستای بهبود جو آموزشی اتاق عمل اقدام نمایند.
فاطمه محبتی، مریم تاجور، بهرام محقق، سیدپوریا هدایتی، محمد عرب،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اصلاح ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاهها/دانشکدههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی و انطباق مستمر آن با رسالت و اهداف سازمان و نقشها و کارکردهای جدید، ضرورتی غیرقابلانکار است. هدف از این مقاله، بررسی و تحلیل عوامل و زمینههای دستور کارگذاری برنامهی اصلاح ساختار ستاد دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: مطالعهی کیفی حاضر در سال ۱۳۹۹ بهصورت گذشتهنگر و بر مبنای مدل جریانهای چندگانه کینگدان انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از دو روش مصاحبههای فردی و بررسی اسناد انجام گردید. نمونهگیری از مدیران و کارشناسان مراکز توسعه و تحول اداری وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی و همچنین معاونتهای دانشگاهها(۱۲ دانشگاه/دانشکده علوم پزشکی) بهصورت هدفمند و بهروش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع دادهها از طریق انجام ۱۹ مصاحبهی فردی انجام شد. تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق و تحلیل اسناد بهترتیب با روشهای تحلیل چارچوب و تحلیل محتوا و با استفاده از نرمافزار MAXQDA ۲۰۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: یافتههای این مطالعه دربرگیرندهی سه جریان مشکل، سیاست و جریان سیاسی میباشد. جریان مشکلات ساختاری شامل تغییر کمی و کیفی وظایف و فرایندهای جدید در واحدهای محیطی دانشگاهها، تداخل و موازیکاری در وظایف برخی واحدهای ستادی دانشگاهها و چانهزنیهای موردی برای تغییر ساختار و اخذ تشکیلات توسط دانشگاههای علوم پزشکی بود. جریان سیاست شامل الزام به ایجاد تغییرات ساختاری در قوانین و اسناد بالادستی از جمله برنامه پنجم توسعه، احکام دایمی و همکاری صاحبان فرایند و ذینفعان بود. جریان سیاسی شامل اجرای طرح تحول سلامت و طرح پزشک خانواده و لزوم حمایت ساختاری از این برنامهها و حمایت سیاستگذاران ذیربط، تصویب قانون هیئتامنایی شدن دانشگاهها در قانون برنامه پنجم توسعهی اقتصادی و جلب حمایت همهجانبه ذینفعان جهت اصلاح ساختار ستاد دانشگاهها بود.
نتیجهگیری: دانشگاههای علوم پزشکی کشور بهعنوان بازوی ستادی وزارت بهداشت در سطح استانها، نیازمند داشتن ساختاری پویا و همسو با نیازهای واحدهای محیطی خود میباشند. عواملزمینهای تاثیرگذار در سیاستگذاری اصلاح ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاهها/دانشکدهها بهعلاوه جریان مشکلات ساختاری که عمدهترین آن تغییر در وظایف واحدها بود، بههمراه عزم سیاسی در وزارت بهداشت منجر به حادث شدن همزمان سه جریان مشکل، سیاست و سیاسی و در نهایت بازشدن پنجرهی فرصت و تغییر ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاههای علوم پزشکی گردید.
نازلی ابراهیم نتاج، مریم رضایی دستجردی، سهام انصاری، کامران امیریان چایجان، مهدی سپیدارکیش، جلال جعفرزاده، اکبر حسین نژاد، مجتبی تقی زاده ارمکی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: استوماتیت دندان مصنوعی شایعترین ضایعه مخاطی دهان در بین استفادهکنندگان از پروتز است. از آنجاییکه در دو دهه اخیر گزارشهای متعددی مبنی بر مقاومت گونههای کاندیدا آلبیکنس نسبت به داروهای ضدقارچی وجود دارد، در صورت تأیید اثرات ضدقارچی گیاه بومادران و زنیان، این ترکیبات ممکن است داروی کمکی مناسبی در کنار مصرف داروهای ضدقارچی رایج باشند. از اینرو مطالعهی حاضر با هدف بررسی فعالیت ضدقارچی عصارههای الکلی بومادران معمولی و زنیان رومی علیه کاندیدا آلبیکنس جدا شده از استوماتیت دندان مصنوعی انجام شد.
روش بررسی: حساسیت دارویی ۵۰ ایزوله کاندیدا آلبیکنس با منشا دنچر استوماتیت نسبت به عصارههای الکلی گیاهان بومادران، زنیان و نیز داروهای ضد قارچی میکونازول و نیستاتین به روش میکرودایلوشن براث و بر اساس دستورالعمل CLSI-M۲۷S۴ انجام گرفت. دامنهی رقت برای تمامی ترکیبات ۱۶-۰/۰۱۶ میکروگرم/میلی لیتر بود. غلظتی از ترکیبات که حداقل ۵۰% مهار رشد را نسبت به گروه کنترل مثبت نشان داد بهعنوان MIC (حداقل غلظت مهاری رشد) در نظر گرفته شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید و سطح معنیداری بهصورت ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: دامنهی MIC بهدست آمده در روش میکروبراث دایلوشن برای داروهای ضدقارچی میکونازول، نیستاتین و نیز عصارههای الکلی گیاهان بومادران و زنیان بر روی کاندیدا آلبیکنس، نزدیک به هم بوده که نشان میدهد تاثیرگذاری آنها بر روی گونههای کاندیدا آلبیکنس تفاوت معنیداری ندارد(۰/۰۵P).
نتیجهگیری: باتوجه به MIC ها بهدست آمده، تاثیرگذاری عصارههای الکلی گیاهان بومادران و زنیان در مقایسه با داروهای ضدقارچی نیستاتین و میکونازول کمتر بوده اما امکان دارد نسبت به داروهای شیمیایی دیگر MIC کمتر و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند.
سعید نظری، سیمین تاج شریفی فر، میلاد احمدی مرزاله، ساناز زرگر بالای جمع، سمیه آزرمی، یوسف اکبری شهرستانکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حوزهی تیمهای واکنش سریع پیشبیمارستانی با چالشهای عمدهای در زمینهی حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای مواجه است. با توجه به اینکه کشور ایران در معرض وقوع این حوادث قرار دارد، احتمال خطر این حوادث و تهدیدها را نمیتوان نادیده گرفت. این مطالعه با هدف تعیین عوامل موثر در تشکیل تیمهای واکنش سریع پیشبیمارستانی حوزهی سلامت در پاسخ به حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا است؛ که با استفاده از مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته با ۱۸ نفر از متخصصان و کارشناسان که از طریق نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انجام شد. نمونهگیری تا اشباع دادهها انجام شد. برای آنالیز دادهها از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. مطالعه با هدف استخراج عوامل موثر در تشکیل تیمهای واکنش سریع پیشبیمارستانی حوزه سلامت در پاسخ به حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای در ایران در سال ۱۴۰۱ صورت گرفت.
یافتهها: عوامل موثر بر تشکیل تیم به ۵ طبقه اصلی و ۱۳ زیرطبقه شامل؛ ارتقای توانمندی(آموزش، تمرین)، ضروریات عملیات(اطلاعات و ارتباطات، فرماندهی و کنترل، برنامه عملیاتی پاسخ اضطراری، هماهنگی درون و برون سازمانی)، منابع مورد نیاز(تجهیزات، تأمین مالی)، الزامات تشکیل تیم(الزامات آلودگیزدایی، الزامات ساختاری) و ساختار تشکیل تیم(ترکیب عمومی تیم، ترکیب تخصصی تیم) تقسیمبندی شدند. بیشترین تعداد کدها با ۳۹ درصد به زیرطبقه برنامه عملیاتی پاسخ اضطراری و کمترین تعداد کدها با ۸ درصد مربوط به زیرطبقه تجهیزات بود.
نتیجهگیری: این مطالعه طراحی تیم بومی واکنش سریع پیشبیمارستانی حوزهی سلامت در حوادث شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای در ایران را ارایه کرد. این طرح برای پاسخ سریع پیشبیمارستانی جهت حضور و مداخله در مرحلهی حاد حوادث میباشد. بهمنظور افزایش ظرفیت پاسخگویی و توانمندی این تیمها، علاوه بر ترکیب عمومی تیم جهت ارتقای آمادگی تخصصی برای مقابله با اثرات سلامت این حوادث، ترکیب تخصصی نیز ارایه شده است. پیشنهاد میگردد؛ برای هر حوزه شیمیایی، زیستی، پرتوی و هستهای براساس ارزیابی خطر مناطق متخلف کشور تیم مجزا تشکیل گردد.
مریم بهرامی، سمیه محمدی، مصطفی روشن زاده، سمانه دهقان ابنوی، علی تاج، فاطمه مرکی،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان اتاق عمل به دلایل مختلف اضطراب را تجربه میکنند که بر روند آموزشی آنها مانند بخیهزدن تاثیر میگذارد. باتوجه به نقش مؤثر شبیهسازی در ارتقای آموزش دانشجویان، این مطالعه با هدف تاثیر شبیهسازی بخیهزدن پوست حیوان بر میزان مهارت و سطح اضطراب دانشجویان اتاق عمل انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی نیمهتجربی حاضر با طرح دو گروهی قبل و بعد با ۴۰ دانشجوی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد(شهرکرد و بروجن) سال ۱۳۹۹ انجام شد. نمونهها بهروش مبتنی بر هدف انتخاب و تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل اختصاص یافتند. دادهها قبل و بعد از مداخله توسط ابزار اضطراب اشپیلبرگر و پرسشنامهی مهارت بخیهزدن جمعآوری و توسط نرمافزار SPSS و آزمونهای آمار توصیفی و تحلیلی(کای دو، تی تست، تی زوجی) آنالیز گردید.
یافتهها: در این مطالعه ۳۰ نفر(۷۵٪) از نمونهها در سنین ۲۵-۱۸ و ۱۰نفر(۲۵٪) از آنها ۳۵-۲۶ سن داشتند. ۱۰ نفر(۲۵٪) مرد و۳۰نفر(۷۵٪ زن) بودند. همچنین از نظر تاهل، ۷نفر(۵/۱۷٪) متاهل و ۳۳نفر(۵/۸۲٪) مجرد بودند. آزمون تیتست نشان داد که میانگین اضطراب آشکار در گروه مداخله۲۲۳۵±۳۶/۱۰) و کنترل(۱۵/۹۲±۴۱/۷) بعد از مداخله معنیدار نبود(۰/۳۴۶=P). همچنین میانگین اضطراب پنهان در گروه مداخله(۶۵/۴۷±۳۶/۱۰) و کنترل(۶۵/۱۳±۳۸/۶) تفاوت معنیداری نداشت(۰/۰۸۹= P). آزمون تیتست نشان داد که مهارت بخیهزدن بعد از مداخله در دو گروه مداخله(۲/۲۲±۲۸/۵۸) و کنترل(۳/۱۲±۲۳/۴۲) تفاوت معنیداری داشت(۰/۰۴=P).
نتیجهگیری: بافت مانکنهای بخیه نسبت به پوست انسان از نظر قوام بسیار متفاوت است و حس مشابه بخیه روی پوست طبیعی را به دانشجویان منتقل نمیکند. از طرفی ورود و خروج و حرکت سوزن و نخ در پوست گوسفند راحتتر بوده و این خود امکان انجام راحتتر بخیهزدن را برای دانشجویان فراهم میکند. از اینرو پیشنهاد میشود که برای آموزش دانشجویان اقدام به خرید و آمادهسازی پوست گوسفند نموده و آموزش بخیه را روی آن انجام دهند.
علیرضا حاجی زاده، رضا حافظی، مریم تاجور،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آیندهپژوهی به صورت پیوسته در حال تکامل است و به سازمانها و افراد کمک میکند تا رویدادها، فرصتها و تهدیدهای آینده را به خوبی شناسایی کنند. در حوزه سلامت نیز آیندهپژوهی در جهت مدیریت بهتر تغییرات احتمالی آینده و کنترل شرایط نامطلوب و زمینهسازی برای آیندهی مطلوب به کار گرفته میشود. هدف از پژوهش حاضر انجام یک مرور حیطهای از آیندهپژوهیهای انجام شده در حوزهی سلامت ایران بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مرور حیطهای (Scoping review) بود که با استفاده از چارچوب Arksey و O’Malley در شش گام شامل شناسایی سؤال تحقیق، شناسایی مطالعات مرتبط، انتخاب/غربالگری مطالعات، حیطهبندی/تقسیمبندی دادهها، جمعبندی، خلاصهسازی و گزارش نتایج و ارایه راهنمایی و توصیههای عملی انجام شد. پایگاههای اطلاعاتی و موتورهای جستجوی فارسی و انگلیسی زبان PubMed, Web of Science (WOS), Scopus, ProQuest, SID, Magiran, IranDoc و Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای مرتبط جستجو شدند. پس از حذف مقالات تکراری، مقالات باقی مانده براساس معیارهای ورود و خروج غربالگری شدند. نتایج مقالات انتخاب شده براساس گامهای مذکور در نهایت حیطهبندی، خلاصهسازی و گزارش شدند.
یافتهها: از بین ۶۶۹۱ مقالهی شناسایی شده، ۳۰ مطالعه به مرحلهی سنتز نهایی رسیدند. مطالعات در دستههای آیندهنگری، آیندهنگاری و ترکیبی طبقهبندی شدند، که روش سناریونویسی بیشترین کاربرد را داشته و در ۲۰ مطالعه استفاده شده بود. همچنین، مطالعات از لحاظ ماهیت(طبیعت) براساس کمی یا کیفی بودن و افق زمانی نیز طبقهبندی شدند. انواع روشهای آیندهپژوهی در ایران، در حوزههای بهداشت عمومی، دارو، علم و فناوری، تأمین مالی، نسخهنویسی، گردشگری سلامت، رژیم غذایی، منابع انسانی، سالمندی، همهگیری کووید-۱۹، سیاستگذاری سلامت، بیمارستان و سطح کلان نظام سلامت به کار رفته بودند.
نتیجهگیری: استفاده از روشهای آیندهپژوهی به صورت هدفمند و بر روی مسایل نظام سلامت ایران میتواند در شناخت آینده برای تصمیمگیری و برنامهریزی آگاهانهتر جهت ساختن آیندهی مطلوب نقش مؤثری داشته باشد. نتایج این مرور نشان داد که مطالعات پراکندهای با روشهای آیندهپژوهی در حوزه سلامت انجام شده است که در این میان روش سناریونویسی بیشتر مورد توجه بوده است.
افشان تاج بخش، نجلا حریری، محمد حسن زاده،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل توسعه اینترنت و دیجیتالی شدن در آموزش عالی امکان پخش آنلاین دروس را فراهم میکند و استادان و دانشجویان را قادر میسازد تا از طریق آموزش مجازی با هم تعامل داشته باشند. آموزش مجازی میتواند دسترسی به منابع و خدمات آموزشی را از طریق فناوریهای ارتباطی بدون توجه به زمان و مکان تسهیل کند. بنابراین هدف این پژوهش، طراحی الگوی آموزش مجازی مهارتهای سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته(کیفی و کمی) انجام شد. در مرحله نخست از روش فراترکیب و مطالعهی تحقیقات قبلی متناسب با موضوع تحقیق استفاده شد و مؤلفهها استخراج گردید و پس از چندین بار بررسی با متخصصان، مفاهیم و مؤلفههای لازم برای طراحی مدل استخراج گردید. سپس با استفاده از روش دلفی نظر خبرگان بر روی خروجی مرحله فراترکیب اعمال گردید و پرسشنامهی نهایی طراحی شد و در اختیار جامعه آماری قرار گرفت و در نهایت در مرحلهی چهارم، الگوسازی و اعتبارسنجی و برازش مدل صورت گرفت.
یافتهها: الگوی نهایی با استفاده از فراترکیب و با تأیید خبرگان در ۷ مقولهی اصلی، ۱۴ مقولهی فرعی و ۱۰۲ شاخص تهیه شد که شامل مقولهی اصلی عوامل فنی، عوامل راهبردی، مؤلفهی مدرسان، عوامل ساختاری، عوامل آموزشی، عوامل محتوایی، عوامل سنجش و ارزیابی است. از دیدگاه کاربران زیرمؤلفه عوامل محتوایی با میزان ۰/۵۱۸ برای کاربران و ۰/۵۳۳ برای مدرسان کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است. همچنین زیرمؤلفهی عوامل سنجش و ارزیابی از دیدگاه مدرسان با میزان ۰/۹۱۶ و مشترکاً از دیدگاه کاربران و مدرسان با میزان ۰/۹۵۳ و عوامل ساختاری از منظر کاربران با میزان ۰/۸۴۲ بالاترین رتبه را به خود اختصاص داد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بین آموزش مجازی مهارتهای سواد اطلاعاتی در وبگاه کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی کشور و عوامل یاد شده، رابطهی معناداری وجود دارد. بنابراین الگوی به دست آمده در این مطالعه میتواند مبنایی برای طراحی وتدوین چارچوبی برای یادگیری الکترونیکی سواد اطلاعاتی قرار گیرد. فراگیری توانمندیهای سواد اطلاعاتی و داشتن جامعهای باسواد اطلاعاتی بهعنوان یک ضرورت در عصر اطلاعات بهخصوص برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی که ماهیت کار و فعالیت آنها با تحقیق و حل مسئله عجین شده مهم میباشد.
فرید غفاری، سید امیرحسین پیشگویی، آرمین زارعیان، سیمن تاج شریفی فر، سمیه آزرمی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: حوادث CBRN (حوادث شیمیایی، بیولوژیک، رادیولوژیک و هستهای) اغلب قابلمشاهده و پیشبینی نبوده و باعث ایجاد ترس و اضطراب و اختلال در ارایهی خدمات بهداشتی درمانی در جامعه میشود. پیامدها و هزینههای بالقوه عدم آمادگی برای حوادث CBRN میتواند بسیار زیاد باشد. واکنش سریع و مناسب به حوادث CBRN، میتواند نقش مهمی در کاهش اثرات مضر سلامت جسمی و کاهش مرگومیر این حوادث داشته باشد که این عوامل به میزان آمادگی کارکنان اورژانس بیمارستانها بستگی دارد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب کارکنان بالینی اورژانس بیمارستانها در زمینهی آمادگی در مواجهه با حوادث CBRN در سال ۱۴۰۳ در تهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. جامعهی پژوهش را کارکنان بالینی اورژانس چهار بیمارستان شامل یک بیمارستان آموزشی ـ تخصصی، دو بیمارستان دولتی- عمومی و یک بیمارستان خصوصی ـ عمومی تشکیل میدادند. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و گلوله برفی و با حداکثر تنوع از بین کارکنان بالینی اورژانس بیمارستانهای استان تهران بود. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۱۳ نفر بود و نمونهگیری تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. جهت تحلیل دادهها از رویکرد کیفی Graneheim و Lundman و جهت مدیریت دادههای کیفی از نرمافزار MAXQDA نسخهی ۲۰۲۲ استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه با ۱۳ نفر از کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان شامل پرستاران، مدیران پرستاری، پزشکان و کارشناسان علومآزمایشگاهی(۸ مرد و ۵ زن) با میانگین سابقهکاری ۱۳ سال و ۱۱ ماه مصاحبه شد. یافتهها در قالب ۷ طبقه اصلی (منابع، آموزش و تمرین، کنترل آلودگی، هماهنگی، برنامهریزی و دستورالعملها، مدیریت و درمان مصدومان، ساختار)، ۱۳ زیرطبقه و ۳۵ کد معنایی استخراج گردید. نتایج نشان داد که کمبود آموزشهای تخصصی، نبود زیرساختهای مناسب برای آلودگیزدایی و ضعف در هماهنگی درونبخشی و برونبخشی از مهمترین چالشهای آمادگی کارکنان اورژانس در مواجهه با حوادث CBRN است. همچنین، مشارکتکنندگان بر ضرورت فراهمسازی تجهیزات حفاظت فردی، تدوین دستورالعملهای مشخص و برگزاری مانورهای دورهای تأکید داشتند.
نتیجهگیری: در حال حاضر میزان آمادگی کارکنان بالینی اورژانس بیمارستانها در پاسخ به حوادث CBRN محدود است. کارکنان بخش اورژانس نقش حیاتی را در پاسخ به حوادث CBRN ایفا خواهند کرد؛ بنابراین در راستای کاملاً مؤثر بودن تلاشهای آمادگی و پاسخ آنها و با توجه به افزایش تهدیدات CBRN در سراسر جهان، اتخاذ استراتژیهای آمادگی، سیاستها، برنامهها، هماهنگیها، بودجه و سایر اقدامات لازم جهت افزایش آمادگی کارکنان اورژانس در مقابل حوادث CBRN توصیه میشود.