جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای تقی زاده

سعید آصف زاده ، ساناز تقی زاده ، علی حیرانی، رفعت محبی فر ، جلال عربلو،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: به منظور بهبود استقرار حاکمیت بالینی در بیمارستان های کشور، آگاهی از ابعاد مختلف مربوط به اجر ا و ارزیابی آن حائز اهمیت است. مطالعه ی حاضر با هدف درک و تعیین موانع و چالش های استقرار و ارزیابی حاکمیت بالینی در بیمارستان های آموزشی قزوین از دیدگاه گروهی از ذینفعان، انجام شد. روش بررسی: پژوهش کیفی حاضر با استفاده از مصاحب ههای نیمه ساختار یافته با 17 نفر از مدیران ارشد و میانی بیمارستانی، کارشناسان حاکمیت بالینی در شش بیمارستان آموزشی و کارشناسان حاکمیت بالینی معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی قزوین انجام شد. برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل چارچوبی استفاده شد. یافته ها: موانع و چالش های استقرار و ارزیابی حاکمیت بالینی در بیمارستان های آموزشی قزوین، در سه موضوع اصلی: پیشرفت محورهای هفت گانه حاکمیت بالینی و علل عدم پیشرفت، چال شهای استقرار حاکمیت بالینی، و چال شهای نظام ارزیابی حاکمیت بالینی تبیین گردید. تغییر » ،« ارتقای سطح آگاهی کارکنان بالینی درباره ی حاکمیت بالینی » نتیجه گیری: مطالعه ی حاضر، پرداختن به سه مقوله ایجاد سطوح مشارکت بیشتر بین » و ،« فرهنگ سازمانی به گونه ای که آن را هر چه بیشتر پذیرای حاکمیت بالینی نماید را به عنوان نیازهای استقرار حاکمیت بالینی نشان میدهد. « پزشکان و مدیران، بیماران و متخصصان و گروه های حرفه ای بدیهی است نقش و حمایت مدیران ارشد در پرداختن به موضوعات فوق و فراهم آوردن منابع و سایر زیرساخت ها بسیار حیاتی است


سوگند تورانی، رحیم خدایاری زرنق، جلال عربلو، انور اسماعیلی، ساناز تقی زاده، امید خسروی زاده،
دوره 10، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: ایمنی بیمار از اجزاء بسیار مهم کیفیت مراقبت‌های سلامت محسوب می­شود و برای هر نظام مراقبت سلامتی که در پی بهبود کیفیت است اولویت دارد. این مطالعه با هدف تعیین نگرش پرستاران درخصوص ایمنی بیمار در بخش‌های اورژانس و مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.

روش بررسی: مطالعه مقطعی حاضر در سال 1392 انجام شد. 237 نفر از پرستاران شاغل در دو بخش اورژانس و مراقبت‌های ویژه هفت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران از طریق پرسش‌نامه نگرش ایمنی که روایی و پایایی آن به تائید رسیده بود، مورد بررسی قرار گرفتند. داده ­ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون­ های آنوا و اسپیرمن مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: 24 درصد افراد مورد مطالعه نمره ایمنی ضعیف و نامناسب، 49 درصد نمره ایمنی قابل‌قبول و 27 درصد نمره ایمنی بسیار خوب و عالی به بخش شاغل در آن دادند. بالاترین امتیاز به بعد شناخت استرس، و پایین‌ترین امتیاز نیز به بعد ادراک مدیریت اختصاص داشت. تفاوت معناداری در دیدگاه پرستاران اورژانس و مراقبت‌های ویژه با ابعاد مختلف نگرش ایمنی بیمار مشاهده نشد. همه ابعاد پرسش‌نامه به‌جز بعد شناخت استرس، دارای همبستگی معناداری با دو پیامد مورد مطالعه بودند و مقدار آن بین 0/01= r تا 0/37=r قرار داشت.

نتیجه گیری: نیاز به درک عمیق نسبت به جو و فرهنگ ایمنی در بیمارستان از جانب سیاست‌گذاران در اجرای این خط‌مشی‌ها از سوی مدیران اجرایی در بیمارستان‌ها جهت نائل‌شدن به اثربخشی بالا در ارائه خدمات بالینی لازم و ضروری است.


یوسف محمدزاده، نرگس تقی زاده، علمناز نظریان،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: وقتی تفاوت فاحشی بین گروه‌های درآمدی در جامعه وجود داشته باشد، از مسیر کانال های متعدد، ممکن است بر سلامتی جوامع و ساختار هزینه های آن تاثیر بگذارد. مطالعه ی حاضر به بررسی تأثیر نابرابری و فقر(و سایر خصوصیات اقتصادی-اجتماعی جوامع) بر روی شاخص های سلامت عمومی و ساختار پرداخت های هزینه ای آن پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی- کاربردی بوده و در نمونه ی ۳۴  کشور جهان(به لحاظ برخورداری از داده های منظم از نابرابری درآمد) طی دوره ی زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ با استفاده از رویکرد داده های تابلویی انجام گرفته است. برای برآورد مدل‌ها از نرم افزار Eviews ۹ استفاده شده است. برآوردها طی مدل های جداگانه برای شاخص های سلامتی و هزینه های آن انجام شده است.
یافته ها: نابرابری درآمد و فقر از یک سو موجب کاهش سلامت عمومی گردیده و از سوی دیگر سهم افراد از پرداخت های بهداشتی و درمانی را افزایش می دهد. همچنین سطح آموزش موجب ارتقای سلامت جامعه و کاهش پرداخت های مستقیم از جیب و خصوصی افراد می شود. تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ موجب افزایش مخارج خصوصی سلامت و پرداخت های مستقیم از جیب افراد می گردد. 
نتیجه گیری: در مسیر توسعه ی اقتصادی باید توجه ویژه به مسئله ی نابرابری درآمد بین افراد جامعه شود. با بروز نابرابری و فقر نسبی بیشتر، مشکلات روحی و روانی در جامعه تعمیق یافته و سلامت افراد دچار آسیب جدی می شود. این مسئله با تضعیف مدیریت کارایی بخش سلامتی، پرداخت های مستقیم از جیب افراد را نیز افزایش داده و بنابرین موجب تضعیف مضاعف سلامتی عمومی می شود.

نازلی ابراهیم نتاج، مریم رضایی دستجردی، سهام انصاری، کامران امیریان چایجان، مهدی سپیدارکیش، جلال جعفرزاده، اکبر حسین نژاد، مجتبی تقی زاده ارمکی،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: استوماتیت دندان مصنوعی شایع‌ترین ضایعه مخاطی دهان در بین استفاده‌کنندگان از پروتز است. از آن‌جایی‌که در دو دهه اخیر گزارش‌های متعددی مبنی بر مقاومت گونه‌های کاندیدا آلبیکنس نسبت به داروهای ضدقارچی وجود دارد، در صورت تأیید اثرات ضدقارچی گیاه بومادران و زنیان، این ترکیبات ممکن است داروی کمکی مناسبی در کنار مصرف داروهای ضدقارچی رایج باشند. از این‌رو مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی فعالیت ضدقارچی عصاره‌های الکلی بومادران معمولی و زنیان رومی علیه کاندیدا آلبیکنس جدا شده از استوماتیت دندان مصنوعی انجام شد.
روش بررسی: حساسیت دارویی ۵۰ ایزوله کاندیدا آلبیکنس با منشا دنچر استوماتیت نسبت به عصاره‌های الکلی گیاهان بومادران، زنیان و نیز داروهای ضد قارچی میکونازول و نیستاتین به روش میکرودایلوشن براث و بر اساس دستورالعمل CLSI-M۲۷S۴ انجام گرفت. دامنه‌ی رقت برای تمامی ترکیبات ۱۶-۰/۰۱۶ میکروگرم/میلی لیتر بود. غلظتی از ترکیبات که حداقل ۵۰% مهار رشد را نسبت به گروه کنترل مثبت نشان داد به‌عنوان MIC (حداقل غلظت مهاری رشد) در نظر گرفته شد. آنالیز آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید و سطح معنی‌داری به‌صورت ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد. 
یافته‌ها: دامنه‌ی MIC به‌دست آمده در روش میکروبراث دایلوشن برای داروهای ضدقارچی میکونازول، نیستاتین و نیز عصاره‌های الکلی گیاهان بومادران و زنیان بر روی کاندیدا آلبیکنس، نزدیک به هم بوده که نشان ‌می‌دهد تاثیرگذاری آن‌ها بر روی گونه‌های کاندیدا آلبیکنس تفاوت معنی‌داری ندارد(۰/۰۵P).  
نتیجه‌گیری: باتوجه به MIC ها به‌دست آمده، تاثیرگذاری عصاره‌های الکلی گیاهان بومادران و زنیان در مقایسه با داروهای ضدقارچی نیستاتین و میکونازول کمتر بوده اما امکان دارد نسبت به داروهای شیمیایی دیگر MIC کمتر و تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند. 

حانیه پوشیده، جلال جعفرزاده، علی حیدرپور، مجتبی تقی زاده ارمکی، سعید مهدوی عمران، فیروزه کرمانی، محسن کرمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سوسری‌ها ناقلان بالقوه‌ی طیف وسیعی از میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا(قارچ‌ها، باکتری‌ها و انگل‌ها) هستند. با توجه به اهمیت این حشرات در انتقال قارچ‌های بیماری‌زا و تأثیر آن‌ها بر سلامت افراد بستری در بیمارستان، مطالعه‌ی حاضر با هدف جداسازی و شناسایی مولکولی قارچ‌های بیماری‌زا از سطوح خارجی و داخلی سوسری‌های جمع‌آوری شده از سه بیمارستان آموزشی شهرستان بابل، استان مازندران، ایران، طراحی گردید.
روش بررسی: سوسری‌ها به روش دستی استریل صید شدند و پس از شستشو برای رفع آلودگی سطحی با الکل اتیلیک ۷۰ درصد به‌مدت ۲ دقیقه، ۱۰۰ میکرو‌لیتر از محلول‌های استخراج شده از سطوح خارجی و داخلی سوسری‌ها بر روی محیط سابورودکستروز آگارحاوی کلرامفنیکل ۰۵/۰ درصد کشت داده شد و در دمای ۳۰ درجه سانتی‌گراد به‌مدت ۳ هفته انکوبه گردید. کلنی‌های مختلف مخمری و رشته‌ای با استفاده از روش‌های قارچ‌شناسی استاندارد متمایز شدند. جهت تمایز بین‌گونه‌ای مخمر کاندیدا از روش PCR-RFLP و آنزیم محدودکننده‌ی Msp I، و جنس آسپرژیلوس ازآنزیم‌های محدودکننده‌ی Bln I و Alw I، استفاده گردید.
یافته‌ها: در مجموع ۸۵ جدایه قارچی از کل ۵۰ سوسری مورد مطالعه شامل ۱۵ مورد سوسری آلمانی(۳۰%)، ۲۰ مورد آمریکایی(۴۰%) و ۱۵ مورد نوار قهوه‌ای(۳۰%) جداسازی شد که شامل ۵۲ جدایه از سطوح خارجی(۶۱%) و ۳۳ جدایه از سطوح داخلی سوسری‌ها(۳۹%) بود. از تعداد کل ۴۹ قارچ رشته‌ای، ۱۶ مورد آسپرژیلوس فومیگاتوس(۳۲/۶۵%) و از تعداد کل ۳۶ مخمر شناسایی شده، ۱۴ مورد کاندیدا آلبیکنس(۳۸/۸۹%) از شایع‌ترین قارچ‌های جداسازی شده در این مطالعه بودند. سایر قارچ‌های رشته‌ای و مخمری جداشده از سوسری‌ها شامل آسپرژیلوس نایجر ۱۱ مورد(۲۲/۴۵%)، ۸ مورد آسپرژیلوس فلاووس(۱۶/۳۲%)، ۴ مورد پنی‌سیلیوم(۸/۲%)، ۳ مورد رایزوپوس(۶/۱%)، ۳ مورد کلادوسپوریوم(۶/۱%)، ۲ مورد موکور(۴%)، ۲ مورد آلترناریا(۴%)، ۶ مورد کاندیدا پاراپسیلوزیس(۱۶/۶۷%)، ۱۲ مورد کاندیدا کروزه‌ای(۳۳/۳۳%)، ۳ مورد کاندیدا گلابراتا(۸/۳۳%)، و یک مورد کاندیدا تروپیکالیس(۲/۷۸%) بودند.
نتیجه‌گیری: باتوجه به جداسازی گونه‌های مختلف قارچی از سوسری‌ها و اهمیت آن‌ها در انتقال مکانیکی احتمالی عفونت‌های شایع قارچی در بیمارستان‌ها، در صورت عدم ضدعفونی پیشگیرانه‌ی منظم محیط بیمارستان، این حشرات می‌توانند منبع انتقال مداوم عفونت باشند.

شقایق تقی زاده، شهنام صدیق معروفی، کیمیا خنکدار، عطیه سادات سجادی، علیرضا باباجانی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سبک یادگیری، رویکرد ترجیحی هر فراگیر برای دریافت، پردازش و یادگیری اطلاعات است و به‌عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در ارتقای فرایند آموزش و یادگیری دانشجویان شناخته می‌شود. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سبک‌های یادگیری بر اساس مدل VARK با جنسیت، عملکرد تحصیلی و نیمسال تحصیلی دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی ایران (IUMS) انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی(مقطعی) و در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ با روش سرشماری بر روی ۶۵ نفر از دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی ایران که در ترم‌های دوم، چهارم و ششم مشغول به تحصیل بودند، انجام گرفت. برای جمع‌آوری داده‌ها از نسخه روان‌سنجی‌شده پرسش‌‎نامه‌ی VARK با ضریب پایایی آلفای کرونباخ ۹۸/۶ استفاده شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و با بهره‌گیری از آزمون‌های آماری توصیفی(میانگین و درصد فراوانی) و استنباطی(کای‌دو و ANOVA) تحلیل گردید. سطح معناداری ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: از مجموع ۶۰ پرسش‌نامه تکمیل‌شده(۳۲ دانشجوی دختر و ۲۸ دانشجوی پسر)، ۸۶/۷ درصد از دانشجویان تنها از یک سبک یادگیری(تک‌وجهی) و ۱۳/۳ درصد از چند سبک یادگیری(چندوجهی) استفاده می‌کردند. سبک یادگیری غالب، سبک شنیداری با ۴۶/۷ درصد بود و سبک حرکتی با ۲۳/۳ درصد در رتبه دوم قرار گرفت، در حالی‌که سبک بینایی با تنها ۵ درصد کمترین فراوانی را داشت. در میان سبک‌های چندوجهی، ترکیب شنیداری–حرکتی با ۶/۷ درصد شایع‌ترین بود. در تمام ترم‌های تحصیلی(دوم، چهارم و ششم)، سبک شنیداری سبک غالب محسوب می‌شد و تفاوت معناداری بین ترم‌های مختلف از نظر نوع سبک یادگیری مشاهده نشد(۰/۰۹۴=P). همچنین در هر دو گروه جنسیتی نیز سبک شنیداری بیشترین فراوانی را داشت و تفاوت آماری معناداری بین دختران و پسران از لحاظ سبک یادگیری وجود نداشت(۰/۲۲۹=P). نتایج آزمون ANOVA نیز نشان داد که میان سبک‌های یادگیری و عملکرد تحصیلی دانشجویان(میانگین معدل ۱۷/۰۵)، ارتباط آماری معناداری وجود ندارد(۰/۳۴۵=P).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد بیشتر دانشجویان از یک سبک یادگیری ترجیحی، به‌ویژه سبک شنیداری، استفاده می‌کنند و تفاوت معناداری بین سبک‌های یادگیری با جنسیت، ترم تحصیلی و عملکرد تحصیلی وجود نداشت. شناسایی سبک‌های یادگیری و انطباق روش‌های آموزشی با آن‌ها می‌تواند به بهبود فرایند یاددهی-یادگیری کمک کند. پیشنهاد می‌شود ارزیابی سبک‌های یادگیری در ابتدای دوره تحصیل انجام و در برنامه‌ریزی آموزشی مدنظر قرار گیرد. همچنین انجام مطالعات گسترده‌تر و بررسی تأثیر آموزش مبتنی‌بر سبک‌های یادگیری بر رضایت و عملکرد تحصیلی توصیه می‌شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb