جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای توکل

حسین نوروزی، علی کاظمی، میترا توکلی، شهربانو علوی، زهرا بنگاله،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: ‌سوء تغذیه یکی از علل مهم افزایش مرگ و میر در کودکان می باشد. لذا این بررسی به منظور ارزیابی شاخص‌های تن سنجی در منطقه گلپایگان صورت گرفته است.

روش بررسی: مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی انجام گرفت. نمونه گیری به روش خوشه ای چند مرحله ای انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد طرح ANIS  استفاده گردید. دو شاخص کم وزنی و کوتاهی قد بر مبنای آماری Z-Score استفاده شد. اطلاعات حاصل در سطح 05/0 = α مورد تحلیل آماری  قرار گرفت.

یافته ها: از 1062 نمونه، 550 نفر پسر و 512 نفر دختر بودند. در دانش آموزان شهری و روستایی در سال های 1385 و 1386 متغیرهای تن سنجی سن(ماه)، وزن(کیلوگرم) و قد(سانتیمتر) تفاوت معنی داری دیده شد(P<0.05). میانگین شاخص سوء تغذیه) (WAZ 4/5 درصد و ((HAZ  3 درصد محاسبه شد.

نتیجه گیری: تفاوت معنی دار بین شیوع لاغری و کم رشدی، در بین کودکان روستایی و شهری مبین وضعیت تغذیه نامطلوب در روستاهای این منطقه می‌باشد که در نتیجه باید اولویت ویژه ای را جهت وضعیت تغذیه کودکان روستایی در نظر گرفت.


محمد توکل، محسن ناصری راد،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: سرمایه اجتماعی یکی از تعیین کننده‌های اجتماعی سلامت است که ممکن است نقش بسزایی در نابرابری‌های سلامت داشته باشد. میزان سرمایه اجتماعی که افراد بدست می‌آورند نسبت به موقعیت‌های اجتماعی متفاوت است و همه افراد نمی‌توانند از منابع اجتماعی سرمایه اجتماعی به طور یکسان برخوردار باشند. هدف این پژوهش، مطالعه تأثیر ابعاد سرمایه اجتماعی بر ابتلاء  به سرطان در مراجعه کنندگان به انستیتو کانسر دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد.

روش بررسی: این پژوهش، مطالعه‌ای توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به سرطان‌های معده، کلون و پستان بالاتر از 14 سال مراجعه کننده به انستیتو کانسر تهران در شش ماهه اول سال 1388 است. حجم نمونه برابر با 106 نفر است که با روش نمونه‌گیری احتمالی طبقه بندی شده متناسب انتخاب گردیده‌اند. سرمایه اجتماعی بر دو بعد ساختاری و شناختی تأکید دارد. علاوه بر این، بر سرمایه اجتماعی شخصی تأکید شده است.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که سرطان نمی‌تواند صرفاً بر حسب عوامل مستقیم آن شناخته شود. نابرابری‌های سلامت و سرطان حاصل تعامل توأمان مؤلفه‌های مختلف سرمایه اجتماعی با فاکتورهای رفتاری/روانشناختی و بیولوژیک است. افرادی که در زندگی از سرمایه اجتماعی مشابهی برخوردارند، استرس و رفتارهای ناسالم مرتبط با سرطان را به وجوه متفاوتی تجربه می‌کنند.

نتیجهگیری: افزایش یا کاهش برخورداری از هر یک از مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی، بعنوان بخشی از سیاست‌های اجتماعی، می‌تواند به تغییر در میزان ابتلاء به سرطان بیانجامد.


غفور توکلی، دکتر روشنک داعی، فرشاد هاشمی، مهدی زارعی، هدی دلی، دکتر سیدجمال هاشمی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: نمونه‌های کلینیکی احشایی پس از تهیه در مراکز درمانی تحت شرایط خاص به آزمایشگاه ارسال می‌شوند، اما در مواقعی ممکن است بلافاصله روی نمونه‌های ارسالی آزمایش انجام نشود؛ لذا ساده‌ترین محل نگهداری نمونه، یخچال می‌باشد. لذا هدف این پژوهش تعیین تاثیر سرما بر میزان رشد عوامل قارچی در نمونه‌های کلینیکی و آزمایشگاه قارچ شناسی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد.

روش بررسی: ابتدا نمونه‌ها مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفت و سپس آنها به صورت متوالی به مدت 1 ساعت، 2 ساعت، 24 ساعت و 48 ساعت در دمای 8-2 درجه سانتی‌گراد یخچال قرار داده شد. از هر یک از مقاطع زمانی نمونه کشت روی محیط سابورو S و سابورو حاوی کلرامفنیکل SC انجام گرفت، و نتایج رشد و عدم رشد عوامل قارچی ثبت گردید.

یافته‌ها: در بررسی از 100 نمونه در مطالعه حاضر، در 79 مورد(79%) رشد قارچ، 20 مورد(20%) عدم رشد و 1 مورد(1%) کاهش رشد مشاهده گردید. همچنین اختلاف معنی‌داری بین نوع قارچ از نظر رشد و سرمادهی مشاهده نگردید(0/321P=).

نتیجه‌گیری: عوامل قارچی نمونه‌های کلینیکی احشایی بعد از سرمادهی در دمای °c‌8-2 به مدت 48 ساعت در محیط کشت قادر به رشد می‌باشند، لذا در صورت عدم امکان فوری آزمایش می‌توان نمونه‌ها را در دمای یخچال(‌ °c‌8-2) نگهداری نمود.


احمد فیاض بخش، محمدرضا توکلی، سهیلا حسین زاده، محمدعلی عباسی مقدم،
دوره 10، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: فرسودگی شغلی سندرمی مشتمل بر خستگی هیجانی، مسخ شخصیت و کاهش کفایت شخصی بوده و پرسنل سیستم بهداشتی درمانی به دلیل مواجهه با استرس های فیزیکی، روانی و هیجانی به شدت در معرض فرسودگی شغلی اند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی کارکنان اداری مالی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه ی توصیفی تحلیلی، حجم نمونه پژوهش شامل ۱۵۰ نفر از پرسنل اداری مالی شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه سلامت عمومی و پرسش نامه ی فرسودگی شغلی مازلاک بود که روایی و پایایی آن قبلاً تعیین و تایید شده بود.
یافته ها: نتایج نشان داد که ارتباط معنا داری(۰/۰۰۱>p) بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی وجود دارد؛ به این ترتیب که با افزایش فرسودگی شغلی سلامت عمومی کاهش پیدا می کند. همچنین فرسودگی شغلی با متغیرهای میزان رضایت از کار و میزان رضایت از ارتباط با همکاران  رابطه ی معناداری(۰/۰۵>p) داشت ولی با متغیرهای سن، جنس، سابقه کار، کار هفتگی، وضعیت تاهل و درآمد ارتباط معنا داری مشاهده نشد. 
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنی دار فرسودگی شغلی و سلامت عمومی در این پژوهش، به کارگیری روش های اصلاح شرایط محیط کار و ارتقای بهداشت روانی کارکنان دانشگاه توصیه می گردد.  


پردیس رحمت پور، سارا امامقلی پور، محمد تقی مقدم نیا، مریم توکلی،
دوره 11، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت و دسترسی عادلانه به مراقبت های با کیفیت، صرف نظر از سن، جنس، نژاد و محل جغرافیایی هدف مهم نظام های سلامت در همه ی کشورها می باشد. این مطالعه با هدف تعیین نابرابری در توزیع خدمات بهداشتی درمانی و تعیین درجه ی توسعه یافتگی شهرستان های استان گیلان انجام شد.
روش‌ بررسی:  مطالعه ی حاضر مقطعی از نوع توصیفی– تحلیلی بوده که درآن وضعیت توزیع ۱۳ شاخص بهداشت و درمان در کلیه شهرستان های استان گیلان طی سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ بررسی شده است. داده ها از پایگاه اطلاعاتی مرکز آمار ایران استخراج و جهت تجزیه و تحلیل آنها ابتدا با روش تاکسونومی عددی درجه توسعه یافتگی شهرستان ها مشخص شد. سپس شاخص ها با روش انتروپی شانون وزن دهی شده و در نهایت از تکنیک تاپسیس جهت رتبه بندی شهرستان ها براساس دسترسی به منابع سلامت استفاده شد.
یافته‌ها: تکنیک تاکسونومی نشان داد که در هر دو سال به ترتیب شهرستان رودبار، رودسر و لاهیجان توسعه یافته ترین و تالش، رضوانشهر و املش توسعه نیافته ترین شهرستان ها هستند. با وزن دهی شاخص ها و براساس آنتروپی شانون، شاخص های تعداد پزشک متخصص و پیراپزشک به ترتیب بیشترین و کم ترین وزن را به خود اختصاص دادند.
نتیجه گیری:  با توجه به توسعه ی نامتوازن منابع بهداشتی درمانی در استان گیلان، توجه به شهرستان های توسعه نیافته در این استان باید در اولویت قرار گیرد. پیشنهاد می شود جهت نیل به وضعیت عادلانه ی منابع سلامت در گیلان، برنامه ریزی براساس وضعیت توسعه یافتگی شهرستان ها صورت گیرد.
 

کاوه نوحی بزنجانی، حمدالله منظری توکلی، سنجر سلاجقه، ایوب شیخی،
دوره 13، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1398 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت روزافزون اخلاق در ارایه مراقبت پرستاری و نقش هوش اخلاقی پرستاران در کیفیت مراقبت، این مطالعه‌ به انجام رسید و نقش رهبری اصیل در ارتقای هوش اخلاقی پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی کرمان بررسی گردید.
روش بررسی: این پژوهش به روش ترکیبی انجام شد و در آن پس از تبیین مدل هوش اخلاقی پرستاران به روش کیفی، رابطه‌ی رهبری اصیل با هوش اخلاقی پرستاران به روش کمی آزموده شد. برای بررسی رهبری اصیل از پرسش‌نامه‌ی استاندارد رهبری اصیل Walumbwa و همکاران(2008) با پایایی(0/917) و برای هوش اخلاقی از پرسش‌نامه‌ی محقق ساخت با روایی کلی(%81) و پایایی(0/961) استفاد گردید. جامعه‌ی آماری پژوهش را 400 نفر از پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی کرمان که به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای انتخاب شده بودند، تشکیل می‌دادند. در بررسی فرضیه‌های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و Amos 24 و روش‌های آماری تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید. 
یافته ها: نتایج حاکی از رابطه‌ی مثبت و معنی‌دار رهبری اصیل با هوش اخلاقی پرستاران(0/575) بود. به‌علاوه تمامی مولفه‌های رهبری اصیل؛ خودآگاهی(0/322)، دیدگاه اخلاق درونی(0/360)، شفافیت رابطه(0/408) و پردازش متوازن اطلاعات(0/394) نیز رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری را با هوش اخلاقی نشان دادند. 
نتیجه گیری: به‌کارگیری استراتژی‌های مناسب برای افزایش هوش اخلاقی پرستاران در راستای ارتقا و بهبود کیفیت خدمات پرستاری می‌تواند تأثیر مثبتی در روند بهبود بیماران بستری در بیمارستان داشته باشد. رهبری اصیل در سیستم پرستاری بیمارستان‌ها، یکی از مناسب‌ترین شیوه‌ها جهت افزایش و توسعه‌ی هوش اخلاقی پرستاران می‌باشد. 

احمد نگهبان، اعظم صالح زاده، سیده راضیه فرهی، علیرضا نوروزی، سینا توکلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با دیجیتالی شدن خدمات سلامت، سیستم‌های اطلاعات بیمارستانی حجم زیادی از داده‌های حساس را پردازش و مدیریت می‌کنند؛ بنابراین حفاظت از این اطلاعات امری بسیار حیاتی است. این مطالعه با هدف ارزیابی میزان انطباق سسیستم اطلاعات بیمارستانی در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی قانون قابلیت انتقال و پاسخ‌گویی بیمه‌های سلامت (HIPAA) در سال ۱۴۰۳ انجام شد.
روش بررسی: این، مطالعه‌ای توصیفی- مقطعی بود که در ۱۵ بیمارستان آموزشی و غیرآموزشی تابعه دانشگاه علوم پزشکی بیرجند انجام گرفت. جامعه پژوهش، مدیران واحد فناوری اطلاعات بیمارستان بودند که به‌روش تمام‌شماری(۱۵ نفر) انتخاب شدند. ابزار پژوهش، چک‌لیستی محقق‌ساخته شامل ۵۶ گویه بر اساس استاندارد فیزیکی و فنی HIPAA بود که روایی صوری چک‌لیست با بررسی ۵ نفر متخصص مدیریت اطلاعات سلامت، انفورماتیک پزشکی و سیاست‌گذاری سلامت تأیید و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۸۴ تأیید گردید. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و با استفاده از آمار توصیفی(فراوانی، درصد، میانگین و انحراف‌معیار) تحلیل شدند.
یافته‌ها: در مجموع ۱۵ نفر از مدیران واحد فناوری اطلاعات(۱۴ مرد و ۱ زن) از ۸ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان غیرآموزشی در مطالعه شرکت نمودند. یافته‌ها نشان داد که میزان انطباق سیستم اطلاعات بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی بیرجند با استانداردهای حفاظت فیزیکی و فنی HIPAA به‌ترتیب ۸۱/۷ و ۸۶/۷ درصد بود. در حوزه حفاظت فیزیکی، استاندارد امنیت ایستگاه کاری با میانگین ۸۹/۳ درصد بالاترین میزان انطباق را داشت و در برخی شاخص‌ها، از جمله وجود رویه‌های دسترسی اضطراری به تأسیسات و روش‌های کنترل دسترسی فیزیکی، انطباق کامل(۱۰۰ درصد) مشاهده شد. در مقابل، کمترین میزان انطباق در این حوزه مربوط به استاندارد کنترل‌های دستگاه و رسانه با میانگین ۷۴/۹ درصد بود، به‌ویژه در زمینه شناسایی و ردیابی سخت‌افزارها و رسانه‌های الکترونیکی. در حوزه حفاظت فنی، میانگین انطباق کلی ۸۶/۷ درصد به‌دست آمد؛ به‌گونه‌ای که استاندارد احراز هویت با انطباق کامل(۱۰۰ درصد) بالاترین وضعیت را داشت. همچنین، استانداردهای کنترل دسترسی(۹۳/۳ درصد)، کنترل‌های حسابرسی(۸۶/۷ درصد) و امنیت انتقال اطلاعات(۸۵/۳ درصد) در سطح مطلوبی قرار داشتند. با این‌حال، کمترین میزان انطباق مربوط به استاندارد یکپارچگی با ۵۰ درصد بود که بیانگر ضرورت تقویت زیرساخت‌های فنی و به‌کارگیری سازوکارهای الکترونیکی پیشرفته‌تر برای تضمین صحت و یکپارچگی داده‌ها است.
نتیجه‌گیری: اگرچه سطح کلی انطباق در بیمارستان‌های مورد مطالعه در حد مطلوبی قرار دارد، اما شکاف‌های قابل‌توجهی به‌ویژه در حوزه‌های کنترل دستگاه‌ها و رسانه‌ها و همچنین یکپارچگی داده‌ها مشاهده می‌شود. این کاستی‌ها می‌تواند به نقض حریم خصوصی بیماران و خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی به نظام سلامت بینجامد. توصیه می‌شود مدیران ارشد بیمارستان‌ها و سیاست‌گذاران حوزه سلامت با تدوین و اجرای دستورالعمل‌های دقیق داخلی، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پشتیبان و برگزاری دوره‌های آموزشی مستمر و هدفمند برای کلیه پرسنل، نسبت به رفع این نواقص اقدام کنند. همچنین پایش دوره‌ای انطباق برای تضمین بهبود مستمر ضروری است.

داوود بهرامی، مهین توکلی، بهرام احمدی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ترایکوفایتون‌روبروم از جمله گونه‌های مهم قارچی ایجادکننده‌ی عفونت درماتوفیتی به‌ویژه عفونت درماتوفیتی مزمن است؛ بنابراین نیاز به تشخیص زودهنگام و درمان ضدقارچی مناسب دارد. باتوجه به مقاومت‌های دارویی در حال افزایش گونه‌های مختلف درماتوفیت نسبت به داروهای ضدقارچی، استفاده از ترکیبات گیاهی با خواص ضدقارچی می‌تواند جهت درمان کمکی یا حتی درمان جایگزین برای داروهای ضدقارچی به‌کار رود. کارواکرول دارای طیف وسیعی از فعالیت‌های زیستی از جمله خواص ضدقارچی، ضدویروسی، ضد باکتریایی، حشره‌کشی و آنتی‌اکسیدانی می‌باشد. براین اساس، هدف از این مطالعه، تعیین اثر ضدقارچی کارواکرول بر روی ۱۲ سویه ترایکوفایتون‌روبروم در مقایسه با داروی ضدقارچی تربینافین در شرایط آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: این بررسی روی جدایه‌های بالینی روی جدایه‌های ترایکوفایتون‌روبروم که قبلاً از نظر مرفولوژی و مولکولی تعیین هویت شده بودند، انجام شد. پروتکل مورد استفاده جهت انجام تست حساسیت دارویی، استاندارد A۳۸-M-CLSI۲ به روش Microdilution Borth بود. نتایج به‌دست آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS آنالیز شد و میزان MIC۵۰ و MIC۹۰ این دارو علیه جدایه‌های‌ ترایکوفایتون‌روبروم محاسبه شد.
یافته‌ها: حداقل غلظت مهارکنندگی (MIC: Minimum Inhibitory Concentration) با استفاده از غلظت‌های مختلف کارواکرول(در محدوده غلظتی ۰/۲۵ تا ۲ میکروگرم بر میلی‌لیتر) و تربینافین(در محدوده غلظتی ۰/۰۶۲۵ تا ۰/۵ میکروگرم بر میلی‌لیتر) تعیین شد. مقادیر MIC۵۰ و MIC۹۰ برای کارواکرول به‌ترتیب ۰/۵ و ۲ میکروگرم بر میلی‌لیتر تعیین شد. در حالی‌که مقادیر مربوطه برای تربینافین به‌ترتیب ۰/۰۶۲۵ و ۰/۵ میکروگرم بر میلی‌لیتر محاسبه شد. مقادیر GM برای کارواکرول ۰/۵ و برای تربینافین ۰/۱ است. مشابه تربینافین، فعالیت ضدقارچی ترکیب مورد مطالعه نیز در برابر جدایه‌های تریکوفایتون‌روبروم تفاوت معنی‌داری داشت(۰۵/P-value<۰). 
نتیجه‌گیری: اگرچه MIC کارواکرول در محیط آزمایشگاهی (in vitro) بالاتر از تربینافین بود، اما فعالیت ضدقارچی قابل‌توجهی را در برابر جدایه‌های ترایکوفایتون‌روبروم از خود نشان داد. بنابراین، به‌نظر می‌رسد این ترکیب طبیعی می‌تواند گزینه‌ی مناسبی جهت درمان کمکی همراه با داروهای ضدقارچی در عفونت‌های درماتوفیتی باشد، هرچند تحقق این امر نیاز به بررسی بیشتر روی اثر ترکیبی کارواکرول و تربینافین، تعیین سمیت کارواکرول و همچنین بررسی این ترکیب در محیط داخل بدن (in vitro) دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb