جستجو در مقالات منتشر شده


۱۸ نتیجه برای دهقان

کامبیز طالبی، رضا دهقان، ابوالقاسم عربیون،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده

مقدمه: امروزه تغییر دیوانسالاری در اداره امور سازمانهای دولتی و تبدیل آن به مدیریت انعطاف­پذیر و مشتری­مدار، مؤید ظهور یک حوزه جدید علمی در مدیریت در بخش دولتی است که از آن به عنوان مدیریت کارآفرینانه نام برده می­شود. درواقع مدیریت کارآفرینانه مجموعه­ای از فعالیت­های مدیریتی فرصت­محور برای بقا و ماندگاری سازمانهاست تا آنها را در ارزش آفرینی اجتماعی به مشارکت بطلبد.

روش بررسی: در این پژوهش میدانی که با هدف بررسی عملکرد نظام اداری دانشگاه‌های علوم پزشکی بر اساس الگوی مدیریت کارآفرینانه استیونسون انجام شده است. پرسشنامه ساخت­یافته­ای(با طیف لیکرت) طراحی شد که روایی آن توسط خبرگان و پایایی آن از طریق پیش­آزمون و تعیین آلفای کرونباخ ۹۴% مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. پرسشنامه نهایی بین ۳۷۹ نفر از کارکنان دانشگاه­های علوم پزشکی شهر تهران توزیع شد. داده­های پژوهش نشان از مشارکت ۸۵% (۳۲۵ نفر) جامعه مورد مطالعه داشت. این داده­ها در نرم افزار SPSS ۱۸ ثبت و تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: یافته­های پژوهش نشان­دهنده متوسط بودن وضعیت دانشگاه­های علوم پزشکی شهر تهران از منظر مدیریت کارآفرینانه است. این مطالعه و پژوهشهای مرتبط تأکید می­کنند که این وضعیت در اغلب سازمانهای عمومی مصداق دارد.

نتیجه گیری: نتایج مهم پژوهش مبیّن آن است که نظام اداری در دانشگاه­های علوم پزشکی در حال گذر از انقلاب کارآفرینانه است. فرهنگ­سازی، آموزش و توانمندسازی مدیران برای اصلاح ساختار، تمرکززدایی و بهبود مستمر فرآیندها، نقطه عطف تحول در نظام اداری سازمانهاست.


رضا دهقان، کامبیز طالبی، ابوالقاسم عربیون،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر به شناسایی عوامل موثر بر نوآوری و کارآفرینی سازمانی در دانشگاه­های علوم پزشکی کشور با استفاده از الگوی سه شاخگی توسعه کارآفرینی پرداخته است. تنوع شدید محصولات و خدمات در دانشگاه­های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی و چالش­های متعدد در رویکرد و نظام مدیریتی حاکم بر آنها دلایل اصلی انجام این پژوهش است.

روش بررسی: در این پژوهش از مدل سه شاخگی توسعه کارآفرینی استفاده شده است. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه ساخت­یافته شامل ۵۸ سوال اصلی است که بر اساس طیف لیکرت طراحی و بین کارکنان دانشگاه­های علوم پزشکی توزیع شده است. روایی پرسشنامه توسط نخبگان تأیید و پایایی آن نیز از طریق محاسبه آلفای کرونباخ(۹۴%) تعیین گردیده است. حجم نمونه ۳۷۹ نفر از کارکنان است که به روش هدفمند غیراحتمالی تعیین شده است. نهایتاً تعداد ۳۲۵ پرسشنامه جمع‌آوری شده و داده­های مربوطه در نرم­افزار SPSS ۱۸ ثبت و تحلیل گردیده است.

یافته‌ها: این پژوهش نشان می­دهد که سه دسته عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه­ای بر نوآوری و کارآفرینی سازمانی در دانشگاه­های علوم پزشکی موثر هستند که وضعیت کلی آنها، متوسط است.

نتیجهگیری: بنابر نتایج این پژوهش، توصیه می شود نسبت تغییر نگرش مدیریتی به نظام اداری، اصلاح ساختار مبتنی بر راهبردهای جدید، تمرکززدایی و اصلاح سیستم­ها و روش­های کاری به منظور بهبود وضعیت نوآوری و کارآفرینی سازمانی در اولویت نظام اداری دانشگاه های علوم پزشکی قرار گیرد.


روح اله عسکری، رضا گودرزی، حسین فلاح زاده، بهاره زارعی، عارفه دهقانی تفتی،
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده

زمینه و هدف: توجه کامل به کارایی بیمارستان به عنوان بزرگترین و پر هزینه‌ترین واحد عملیاتی نظام سلامت، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. بنابراین هدف این مطالعه ارزیابی عملکرد بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی یزد با استفاده از روش تحلیل پوششی داده‌ها بوده است.

روش بررسی:  مطالعه حاضر مطالعه‌ای توصیفی ـ تحلیلی است که در آن از داده‌های ترکیبی استفاده شده و کارایی کلیه بیمارستان‌های مذکور طی سال‌های ۸۸- ۱۳۸۰ مورد تحلیل قرار گرفت. در تعریف متغیرها، تعداد پذیرش بستری، درصد اشغال تخت و تعداد اعمال جراحی به عنوان متغیرهای ستانده و تعداد تخت فعال، تعداد کادر پرستاری، تعداد کادر پزشکی و سایر کارکنان تمام وقت به عنوان متغیرهای نهاده مشخص شده است. جهت اندازه گیری کارایی از نرم افزار  Deap ۲,۱ و جهت تحلیل داده‌ها از آزمونهای آماری Mann-Whitney و Kruskal-Wallis استفاده شده است.

یافته‌ها: میانگین کارایی فنی، مدیریتی و مقیاس بیمارستان‌های مورد مطالعه به ترتیب ۹۵۸/۰، ۹۸۶/۰ و ۹۶۳/۰ محاسبه شد. لذا ظرفیت ارتقاء کارایی فنی به میزان ۵ درصد وجود دارد. همچنین ظرفیت مازاد عوامل تولید و به خصوص مازاد نهاده پرستار مشهود بوده است.

نتیجهگیری: هرچند کارایی بیمارستان‌های مورد مطالعه در حد مطلوب است، اما مدیران باید برنامه‌ریزی لازم را در جهت افزایش کارایی انجام دهند. نهایتاً بررسی میزان تاثیرات عواملی از قبیل کیفیت ارائه خدمات و رضایتمندی بیماران بر عملکرد بیمارستان‌های مذکور شایان توجه می‌باشد.


حسین درگاهی، فردین امیری، مهسا اکبری ، رضا دهقان،
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه نظام پیشنهادات کارکنان برنامه‌ای است که جهت تشویق ایده‌ها و پیشنهادات ارائه شده توسط کارکنان طراحی شده است. استقرار این نظام نیاز به آمادگی سازمانی قبلی دارد. لذا هدف از انجام این پژوهش تعیین میزان آمادگی سازمانی جهت استقرار نظام پیشنهادات کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد.

روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی ـ تحلیلی است که به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۱ در دانشگاه علوم پزشکی تهران اجرا شد. جامعه پژوهش را کلیه کارکنان ستادی تشکیل می‌دادند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد ۱۶۵ نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته در حیطه‌های فرهنگی، ساختاری و فردی بود. این پرسشنامه از نظر پایایی و روایی به تأیید رسید. ضریب پاسخ دهی برابر ۹۲ درصد بدست آمد. از نرم افزار SPSS برای بیان نتایج توصیفی و از آزمون‌های Freidman و Anova برای بیان نتایج تحلیلی استفاده شد.

یافته‌ها : اکثریت کارکنان اعتقاد دارند که برای استقرار نظام پیشنهادات در دانشگاه، آمادگی فردی و فرهنگی وجود دارد. در صورتی که این آمادگی از نظر ساختاری دیده نمی‌شود.

نتیجه‌گیری: آمادگی مطلوب فرهنگی و فردی جهت استقرار نظام پیشنهادات در دانشگاه علوم پزشکی تهران وجود دارد. اگر چه، آمادگی از نظر ساختاری در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. لذا پیشنهاد می‌شود اصلاحات لازم در ساختار سازمانی دانشگاه در خصوص استقرار مؤثر نظام پیشنهادات به عمل آید.


زهرا کاشانی خطیب، علی دهقانی فرد، سعید کاویانی ، مهرداد نوروزی نیا، مؤمنه محمدی، فاطمه محمد علی ، الهام روشندل، سحر محمدی فاتح، شعبان علیزاده،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده

 زمینه و هدف: شناخت مکانیسم مولکولی دخیل در افزایش سطح هموگلوبین جنینی (HbF) در استفاده از داروهای القاکننده می‌تواند به القای موثر آن کمک وافری نماید. هدف از انجام این تحقیق، تعیین اثر دو داروی تالیدوماید و سدیم بوتیرات به عنوان داروهای القاکننده‌ی بیان HbF ، جهت شناخت مکانیسم مولکولی مرتبط با اثر دارویی در سلول‌های + ۱۳۳ CD خون بند ناف حامل جهش هتروزیگوت β -تالاسمی می‌باشد.

 روش بررسی: در این مطالعه‌ی تجربی، سلول‌های + ۱۳۳ CD پس از جداسازی، در محیط کشت تمایز اریتروئیدی قرار گرفتند. پس از تیمار دارویی در روز ۶ از تمایز اریتروئیدی، بررسی بیان ژن‌های مارکرهای رده‌ی اریتروئیدی یعنی ۷۱ CD و a ۲۳۵ CD انجام گرفت. برای این منظور پس از استخراج RNA از پیش سازهای اریتروئیدی در روزهای ۶ و ۱۲ تمایز اریتروئیدی و سنتز cDNA ، بیان کمی این دو ژن با استفاده از تکنیک Real-time PCR انجام شد.

 یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد تالیدوماید سبب افزایش قابل توجهی در تکثیر پیش سازهای اریتروئیدی در مقایسه با سدیم بوتیرات و گروه کنترل، می‌گردد. همچنین تالیدوماید سبب افزایش و کاهش قابل توجهی به ترتیب در بیان ژن‌های ۷۱ CD و a ۲۳۵ CD در مقایسه با سدیم بوتیرات و گروه کنترل، گردید.

 نتیجه‌گیری: با توجه به پتانسیل بالای تالیدوماید در القای بیان HbF ، به نظر می‌رسد مکانیسم‌های مولکولی دخیل در تکثیر پیش سازهای اولیه اریتروئیدی نقش موثری در القای بیان HbF داشته باشند.

 


رجاء الحذیفی، علی دهقانی فرد، دکتر سعید کاویانی، دکتر مهرداد نوروزی نیا، سمیرا رضایی، دکتر مهدی آزاد، دکتر مائده مشهدی خان، دکتر سعید سلالی،
دوره ۹، شماره ۶ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: فرایندهای مختلفی روی تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی(MSC) به سلول های استئوبلاستی تاثیر می‌گذارند که در این میان، مسیر پیام رسان Wnt حائز اهمیت ویژه ای است. در این مسیر پیام رسان، مولکول APC به عنوان کنترل کننده منفی Wnt عمل می کند که با اتصال به β-catenin سبب تجزیه این مولکول می گردد. لذا در این تحقیق به تخمین ارتباط متیلاسیون DNA با بیان ژن(APC یا Adenomatous Polyposis Coli) طی تمایز استئوبلاستی پرداخته شد.

روش بررسی: در این مطالعه ی تجربی، پس از جدا سازی و تکثیر MSCs، القای تمایز استئوبلاستی صورت گرفت. به منظور تایید تمایز استئوبلاستی از رنگ آمیزی آلیزارین رد و بیان شاخص های تمایزی شامل آلکالین فسفاتاز(ALP) و استئوکلسین استفاده گردید. وضعیت متیلاسیون ژنAPC  با روش(MSP یا Methylation-Specific PCR)، وضعیت بیان ژن APC با استفاده از Real time PCR در روزهای مختلف تمایزی ارزیابی شد.

یافته‌ها: نتایج به دست آمده از رنگ آمیزی آلیزارین رد و بیان شاخص های ALP و استئوکلسین تایید کننده تمایز استئوبلاستی بود. نتایج حاکی از کاهش معنی دار بیان ژن APC در روز ۷ تمایز استئوبلاستی بود(۰/۰۵P<). همچنین نتایج نشان دهنده ی هایپرمتیلاسیون پروموتر ژن APC طی تمایز استئوبلاستی بود.

نتیجه‌گیری: کاهش بیان ژن APC می تواند در کنترل مسیر سیگنالی Wnt طی تمایز MSC مشتق از مغز استخوان به رده استئوبلاستی در مراحل مختلف نقش موثری ایفا کند. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده، متیلاسیون پروموتر ژن APC نقش مهمی در کنترل بیان این ژن به عهده دارد.


نرجس میرابوطالبی، مریم احمدی، محمد دهقانی، شهرام خانی، محسن آزاد،
دوره ۱۰، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: نظام مدارک پزشکی الکترونیک موجب جمع آوری و ذخیره داده های آزمایشگاهی، تصاویر دیجیتالی و نسخه های الکترونیک می شود. در این پژوهش دیدگاه پزشکان و مدیران دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نسبت به نظام مدارک پزشکی الکترونیک بررسی گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران بیمارستانهای کل استان هرمزگان به تعداد ۶۱ نفر و پزشکان عضو هیأت علمی و دستیاران تخصصی به تعداد ۱۲۱ نفر بودند. ابزار جمع آوری داده، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. روایی ابزار براساس روش اعتبار محتوایی و دریافت نظرات صاحب نظران تعیین و تایید شد. برای پایایی ابزار براساس ضریب آلفای کرونباخ برابر با ۸۳ درصد برآورد گردید. داده ها با نرم افزار SPSS و به وسیله ی روش های آمار توصیفی و آمار تحلیلی تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: آیتم مدیریت داده با ۱۴۶ نفر(۷۷/۵ درصد)، اهداف و فرآیند شغلی با ۱۶۰ نفر(۸۷/۹ درصد)، ارتباطات با ۱۶۳ نفر(۸۹/۶ درصد)، محرمانگی و امنیت داده با ۱۵۲ نفر(۸۳/۱ درصد) مهم ترین نقش را در نظام سلامت داشتند. 
نتیجه گیری: به طور کلی نگرش مدیران و پزشکان در مورد نقش نظام مدارک پزشکی الکترونیک در نظام سلامت در حد مطلوبی ارزیابی شد که با توجه به مزایای استفاده از نظام و حذف موانع اساسی در پیاده سازی آن، گامی نوین در جهت ارتقای سطح سلامت برداشته خواهد شد.


اسداله خواهنده کارنما، عامر دهقان نجم آبادی، مهدی تاج پور،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۶ )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه ی ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان در مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، منجربه بهبود عملکرد رقابتی سازمان ها می گردد. هدف پژوهش حاضر، تبیین و تعیین ارتباط گرایش کارآفرینانه با عملکرد شغلی کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشجویان دانشگاه تهران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی-تحلیلی کاربردی است. همچنین داده های جمع آوری شده از نوع روش تحقیق کمی که از پرسشنامه ی استاندارد گرایش کارآفرینانه ی لامپکین و دس و پرسشنامه ی استاندارد عملکرد شغلی بایرن و کن وای استفاده شده است. کارکنان مرکز بهداشت و درمان دانشگاه تهران، جامعه ی آماری پژوهش را تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی، تعداد ۱۰۸ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS وSMART PLS در دو بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت.
یافته ها: نتایج پژوهش، حاکی از ارتباط مثبت و معنادار گرایش کارآفرینانه و ابعاد آن شامل نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی بر عملکرد شغلی کارکنان است. همچنین ابعاد گرایش کارآفرینانه، هرچند از همبستگی بالایی با یکدیگر برخوردارند، لیکن تاثیر یکسانی بر عملکرد شغلی ندارند. پیشنهاد می شود مدیران مرکز باتوجه به اهمیت هرکدام از ابعاد گرایش کارآفرینانه، فعالیت هایی را تعریف نمایند که باعث افزایش عملکرد شغلی کارکنان مرکز گردد.
نتیجه گیری: باتوجه به نتایج این مطالعه، اندیشیدن تدابیری جهت افزایش فعالیت های کارآفرینانه ی کارکنان در مراکز بهداشت و درمان، می تواند منجربه افزایش عملکرد شغلی کارکنان در این مراکز شود.


محسن رضایی، نازنین زهرا جعفری، حسین غفاریان، مسعود خسروی فارمد، ایمان ذباح، پروانه دهقان،
دوره ۱۳، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص به‌موقع عملکرد غیرطبیعی تیروئید و به­دنبال آن در پیش گرفتن درمان صحیح، می‏تواند باعث کاهش مرگ‌ومیر مرتبط با این بیماری شود. هم‏چنین عدم‌تشخیص به‌موقع، عوارض جبران‌ناپذیری برای بیمار در پی خواهد داشت. این مطالعه، با هدف تعیین وضعیت غده تیروئید از نظر نرمال بودن، پرکاری یا کم‌کاری با استفاده از تکنیک‏های داده‌کاوی انجام‌شده است.
روش بررسی: تولید مدل پیش‏‌بینی کننده به‌منظور طبقه‌بندی بیماری تیروئید، پس از پیش‌پردازش داده‏‌ها با استفاده از روش‌های نظارت‌شده و بدون ناظر انجام گردید. این مطالعه از نوع تحلیلی بوده و پایگاه داده ­ی آن شامل ۲۱۵ رکورد مستقل مبتنی بر ۵ ویژگی پیوسته و برگرفته‌شده از مرجع داده یادگیری ماشین UCI می‏باشد.
یافتهها: در روش نظارت‌شده از شبکه‏ های عصبی پرسپترون چندلایه و شبکه عصبی بردار یادگیر و شبکه عصبی فازی و در روش بدون نظارت از خوشه ‏بندی فازی استفاده گردید. با روش حداقل مربعات خطا (RMSE) به ­ترتیب دقت‏ های ۰/۰۵۵ و ۰/۲۷۴ و ۰/۰۱۲ و ۰/۰۳۱ حاصل شد.
نتیجه‌گیری: کاهش خطای تشخیص بیماری تیروئید یکی از اهداف محققان بوده است. استفاده از روش‏ های مبتنی بر داده‌کاوی می‏ تواند به کاهش این خطا کمک کند. در این مطالعه تشخیص بیماری تیروئید به کمک روش‏های مختلف تشخیص الگو صورت گرفت. نتایج نشان می‏ دهد که مدل عصبی فازی دارای حداقل میزان خطا و بیشترین دقت است.
 

سمیه دهقانی سانیج، اسماعیل مصطفوی، حمیدرضا ضرغامی، حجت اله سلیمانی،
دوره ۱۴، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: رشته مهندسی پزشکی پرچمدار رویکرد بین‌رشته‌ای در کشور ‌‌است، که به دلیل توجه به اقتصاد دانش‌بنیان، در مسیر شکوفایی و هموارکردن پیشرفت و توسعه گام برمی‌دارد. هدف از این پژوهش، بررسی و سنجش تعاملات دانشگاه، صنعت و دولت کشور ایران در مقالات علمی حوزه‌ی مهندسی پزشکی با ‌‌استفاده از مدل مارپیچ سه‌گانه می‌باشد. 
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و با رویکرد کمّی بوده و از تکنیک علم‌سنجی ‌‌استفاده می‌کند. وضعیت پویایی تعاملات ارکان اصلی نوآوری ایران در حوزه‌ی مهندسی پزشکی در پایگاه‌‌ استنادی علوم در بازه‌ی زمانی ۲۰۱۹-۲۰۱۰ با استفاده از نرم‌افزارهای th.exe و th۴.exe محاسبه و میزان رسانش عدم قطعیت در ابعاد دوگانه و بعد ملی تعیین شده است. 
یافته‌ها: رتبه‌بندی شاخص T به‌ترتیب به دانشگاه-دولت(۲۳/۳۸ میلی‌بیت)، دانشگاه-صنعت(۸/۴۷ میلی‌بیت) و صنعت-دولت(۱/۱۳ میلی‌بیت) تعلق گرفت و در نهایت، تعامل ملی(۱۲/۴۸- میلی‌بیت) به‌دست آمد. تعامل بین دانشگاه-صنعت روندی افزایشی داشت و قوی‌ترین تعامل دوگانه متعلق به دانشگاه-دولت بود. تعامل ملی، در طول ده سال اخیر، همواره دارای مقدار منفی بوده که نشان‌دهنده‌ی وجود پویایی در تعاملات در بعد ملی است.
نتیجه‌گیری: هرچند تعامل دوگانه‌ی دانشگاه-صنعت در سال‌های اخیر، روندی افزایشی داشته؛ اما تعامل ملی ارکان در بلندمدت، با روندی کاهشی مواجه بوده که بر این اساس، برخی سیاست‌های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت در حوزه‌ی مهندسی پزشکی در ایران به‌عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است.

رضا دهقان، حمیده رشادت جو، کامبیز طالبی، حسین درگاهی،
دوره ۱۴، شماره ۶ - ( بهمن و اسفند ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری سلامت یکی از اشکال مهم گردشگری در ایران است. ایران دارای نقاط قوت بسیاری در زمینه‌ی گردشگری سلامت است. همچنین چالش‌هایی مانند ناهماهنگی نظام ارتباطات و اطلاعات در زمینه‌ی گردشگری سلامت و شیوع بیماری کرونا مطرح است. ازآنجاکه حجم ناشناخته‌ها در مورد کووید ۱۹ قابل‌توجه است، نیاز به تعیین استراتژی‌های موثر برای کنترل پیامدها و کاهش اثرات اقتصادی و اجتماعی این ویروس در همه صنایع به‌خصوص صنعت گردشگری سلامت محسوس بود. 
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مرور نظام‌مند، ۵۰۰ مقاله‌ی منتشر شده در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بررسی گردید. در قسمت مصاحبه‌های جمعی نیز از دیدگاه‌های متخصصان صنعت گردشگری سلامت که در فرایند برگزاری ۸ رویداد علمی در ایران، ترکیه و عمان حضور داشتند و از مدل Strengths, Weaknesses, Opportunities and  Challenges)SWOC  Analysis)(قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و چالش‌ها) و نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد.   
یافته‌ها: نتایج نشان داد که استراتژی منتخب شامل دو استراتژی تدافعی و رقابتی بود. این تحقیق بیانگر این است که نقاط قوت صنعت گردشگری سلامت بر نقاط ضعف غلبه دارد و فرصت‌های توسعه بیش از چالش‌های موجود است. همچنین استراتژی حفظ و نگهداری بهترین راهبرد حمایت از گردشگری سلامت در شرایط موجود در ایران است. 
نتیجه‌گیری: باید طراحی و تدوین سند جامع دیپلماسی گردشگری سلامت ایران، تدوین برنامه راهبردی توسعه‌ی گردشگری سلامت، ایجاد سازمان مستقل گردشگری سلامت ایران، توسعه‌ی سلامت الکترونیک در حوزه‌ی گردشگری، طراحی نظام بیمه گردشگری سلامت و ... با هدف رسوخ در بازارهای فعلی و ایجاد بازارهای جدید خارجی در اولویت کاری سیاست‌گذاران صنعت گردشگری سلامت ایران قرار گیرد. 

دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه و انعطاف‌پذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه‌ علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز است. 
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستم‌های اطلاعاتی استفاده ‌شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه‌‌ی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید. 
یافته‌ها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهره‌گیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آن‌ها شناسایی شد که دربرگیرنده‌‌ی زیرسیستم کتابخانه، فعالیت‌های پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایان‌نامه‌ها، برنامه‌وبودجه و زیرسیستم‌ اجتماعی و شبکه‌های مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس داده‌ها و اهداف توسط سیستم‌های اطلاعاتی موجود به‌‌ترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجه‌گیری: در این پژوهش با شناسایی سیستم‌های اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامه‌ریزی دقیق و به‌کارگیری موفق این سیستم‌ها فراهم می‌شود. نتایج این پژوهش می‌تواند برای پیاده‌سازی معماری سیستم‌های اطلاعاتی سایر معاونت‌های  تحقیقات و فناوری دانشگاه‌های علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفه‌جویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.

افضل شمسی، ناهید دهقان نیری،
دوره ۱۵، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: فشارخون قوی‌­ترین عامل مستقل و قابل اصلاح برای نارسایی قلبی، بیماری ایسکمیک قلب، حوادث عروقی مغزی و بیماری مزمن کلیه در سراسر جهان است که بر کیفیت زندگی بیماران تاثیر می­‌گذارد. جهت ارزیابی دقیق کیفیت‌­زندگی بیماران لازم است پرسش‌­نامه‌­ای اختصاصی و متشکل از ابعاد مختلف طراحی شود تا بتوان نمای مناسبی از کیفیت زندگی این بیماران ارایه کرد. هدف از مطالعه حاضر«طراحی و روان­سنجی ابزار کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون» است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش روش­ شناختی است که در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. شرکت­‌کنندگان این مطالعه، ۲۶۰ نفر بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. گویه‌­ها بر اساس بخش کیفی مطالعه و مروری بر متون طراحی شدند. ویژگی‌­های اعتباریابی پرسش‌­نامه با استفاده از روایی صوری، محتوا(به روش کیفی و کمی با استفاده از دو شاخص  CVR و CVI) و سازه (با رویکرد تحلیل عامل اکتشافی) انجام شد. پایایی پرسش­‌نامه با روش­‌های همسانی درونی و ثبات، بررسی گردید.
یافته‌­ها: در بخش کیفی، ۵۵گویه استخراج شد که پس از محاسبه شاخص امتیاز تاثیر آیتم با مقادیر بالاتر از ۱/۵، نسبت روایی محتوای بیشتر از ۰/۵۶ و شاخص روایی محتوای بالاتر ۰/۷۹، ۴۵ گویه انتخاب شدند. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، ۴۲ گویه و سه عامل: ۱) سیطره‌­ی بیماری شامل دو زیر مقیاس جسمانی(۷ گویه) و روانی-اجتماعی(۲۰ گویه)، ۲) رویارویی با بیماری(۱۲ گویه) و ۳) تطابق با دارو درمانی(۳ گویه) مشخص شد که به طور مشترک ۵۳/۳۰ درصد از واریانس مشاهده شده را به خود اختصاص دادند. آلفای کرونباخ، پایایی درونی پرسش‌­نامه را عالی و در حد ۹۱ درصد گزارش کرد.
نتیجه‌گیری: پرسش‌­نامه­‌ی طراحی شده از خصوصیات مناسب و موردتایید روان­‌سنجی(روایی و پایایی) برای اندازه­‌گیری کیفیت­‌زندگی بیماران مبتلا به فشارخون بالا برخوردار است. ازین­‌رو این ابزار برای اندازه‌­گیری متغیرهای مدنظر در بیماران ایرانی مبتلا به فشارخون بالای برخوردار پیشنهاد می­‌شود.

علیرضا سلیمانی، محمدشریف خوئینی ها، میترا رحیم زاده، محمد حسین دهقان،
دوره ۱۵، شماره ۶ - ( بهمن و اسفند ۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی، نگرش و عملکرد مناسب زنان باردار نسبت به انجام واکسیناسیون در این دوران تاثیر بسزایی در سلامت آن‌ها و نوزادانشان خواهد داشت. هدف از این مطالعه تعیین میزان آگاهی، نگرش و عملکرد زنان باردار شهر کرج نسبت به واکسیناسیون دوگانه و آنفلوانزا می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و به‌صورت مقطعی بر روی تعداد ۳۱۲ زن باردار مراجعه‌کننده به بیمارستان امام علی(ع) شهر کرج با محدوده سنی ۱۵ تا ۴۰ سال انجام شده است. جمع‌آوری اطلاعات با کمک پرسش‌نامه و به شیوه‌ی نمونه‌گیری در ‌دسترس انجام‌شد. داده‌ها پس از گردآوری با نرم‌افزار SPSS آنالیز شدند.
یافته‌ها: میانگین سن زنان موردبررسی ۶/۵۴±۲۷/۶ سال بود. ۱۹۸ نفر(۶۳/۵%) خانه‌دار و ۱۱۴ نفر(۳۶/۵%) شاغل بودند. به‌ترتیب ۲۴۸ نفر(۷۹/۵%) و ۲۸۲ نفر(۹۰/۴%) از افراد مورد بررسی، نسبت به انجام واکسیناسیون با واکسن‌های دوگانه و آنفلوانزا دارای نگرش و آگاهی مناسب بودند. همچنین به‌ترتیب ۲۹۳ نفر(۹۳/۹%) و ۱۳۷ نفر(۴۳/۹%) از افراد شرکت‌کننده دارای عملکرد مناسب نسبت به انجام واکسیناسیون با هر دو واکسن دوگانه و آنفلوانزا بودند. در خانم‌های با تحصیلات بالاتر و شرایط اقتصادی بهتر و در زنان شاغل، عملکرد به هر دو واکسن مناسب‌تر بود. با افزایش سن زنان، آگاهی و عملکرد به واکسیناسیون دوگانه کاهش می‌یافت. همچنین شایع‌ترین منبع کسب اطلاعات زنان باردار موردمطالعه درخصوص برنامه واکسیناسیون به‌ترتیب کادر‌ بهداشتی‌درمانی ۷۳/۴%، اینترنت ۱۲/۵%، رادیو و تلویزیون ۱۰/۳%، دوستان و آشنایان ۳/۵% و خانواده ۰/۳% بود. ازنظر ارتباط بین آگاهی، نگرش و عملکرد نسبت به واکسیناسیون آنفلوانزا و دوگانه، ارتباط مستقیم و معناداری بین آنها وجود داشت؛ به‌طوری‌که با افزایش و یا کاهش یکی، دیگری نیز افزایش یا کاهش می‌یافت. بیش‌ترین رابطه مربوط به ارتباط بین دو آیتم آگاهی با عملکرد نسبت به واکسن آنفلوانزا بود(۰/۳۰۴=r) و کمترین ارتباط نیز مربوط به دو آیتم آگاهی با عملکرد نسبت به واکسن دوگانه بود(۰/۱۴۶=r).
نتیجه‌گیری: در این مطالعه مشخص گردید که با افزایش میزان آگاهی و نگرش، انجام واکسیناسیون افزایش یافته است. درخصوص واکسیناسیون آنفلوانزا با توجه به وجود ارتباط معنادار بین منبع اطلاع‌رسانی و انجام واکسن، پیشنهاد می‌گردد که توصیه‌های جدی‌تری از طرف کادر بهداشتی‌درمانی به زنان باردار در‌خصوص واکسیناسیون آنفلوانزا صورت گیرد.


اشرف دهقانی، مریم قنبری خشنود، سمیه امینی سرتشنیزی، آرزو فرهادی،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: پیدایش و تداوم کرونا، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی را بر آن داشت تا با تغییر در راهبرد آموزشی خود بتوانند اقدام مناسب و همسو با این شرایط را برای پیشبرد اهداف خود به انجام رسانند. به‌دلیل اهمیت آموزش و یادگیری الکترونیکی در پاسخ به این شرایط، پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان از یادگیری الکترونیکی در بحران کووید-۱۹ انجام شد. 
روش بررسی: این پژوهش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری است. روش نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده‌ها از مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته استفاده شد. پس از مصاحبه‌ی سیزدهم، اشباع نظری داده‌ها حاصل شد و فرایند مصاحبه با نفر شانزدهم پایان یافت. به‌منظور تجزیه و تحلیل متن مصاحبه‌ها از روش کلایزی استفاده گردید. 
یافته‌ها: از تحلیل داده‌های به‌دست آمده، سه مضمون اصلی: «ارتباط و تعامل» با پنج مضمون فرعی(عدم تعامل مناسب بین دانشجو/ استاد و دانشجو/ دانشجو، سلب انگیزه، امنیت و سلامت روان، اشتراک دانش و صرفه‌جویی در زمان و هزینه)؛ «مدیریت زمان و سبک یادگیری» با شش مضمون فرعی(کیفیت پایین تدریس، استرس، دسترسی و تأمین منابع، سلامت آزمون، کسب تجربه و مهارت و فرصت یادگیری مجدد و نوآوری در آموزش) و «زیرساخت‌ها و امکانات فنی» با سه مضمون فرعی(پشتیبانی ضعیف، نادیده گرفتن برابری آموزشی و ارتقای سواد رسانه‌ای) استخراج گردید. تعامل ضعیف بین استاد و دانشجو، افزایش سطح اضطراب و مسئولیت فردی برای موفقیت در یادگیری و ضعف زیرساخت‌های فنی و مدیریتی، عمده‌ترین چالش‌های به‌دست آمده از این سه مضمون بودند. فراهم کردن زمینه‌ای برای پژوهش، خودتنظیمی و خودراهبری در یادگیری، افزایش دانش و مهارت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله فرصت‌هایی است که در این مضامین گنجانده شده‌اند. 
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر، ضرورت توجه به رویکرد تعامل و ارتباط میان یاددهنده و فراگیر، بازنگری در شیوه‌های آموزش و مهارت‌آموزی، ارتقای کیفیت یادگیری الکترونیکی و آماده‌سازی زیرساخت‌های مناسب برای بهره‌گیری مطلوب از یادگیری الکترونیکی را ایجاب می‌کند. 

سمانه دهقان ابنوی، افشین کرمی ورنامخواستی، مصطفی روشن زاده، فاطمه کاظمی نجف آبادی،
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: مهارت‌های ارتباطی به عنوان مهم‌ترین ویژگی مورد نیاز برای کارکنان مراقبت‌های سلامت به شمار می‌آید و زمینه‌ی رشد اخلاق حرفه‌ای را فراهم می‌سازد. از آن‌جا که کارکردن در اتاق عمل مستلزم تلاش تیمی و ایجاد ارتباط بین افراد تیم است، اهمیت وجود مهارت‌های ارتباطی در پرستاران اتاق عمل بیشتر به چشم می‌آید. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش اصول اخلاق حرفه‌ای از طریق آموزش مجازی بر مهارت‌های ارتباطی کارکنان اتاق عمل بیمارستان آیت الله کاشانی و هاجر(س) دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه‌ی نیمه تجربی با طرح تک گروهی قبل و بعد در سال ۱۳۹۹ بر روی ۳۵ تن از کارکنان اتاق عمل بیمارستان‌های آموزشی کاشانی و هاجر شهرکرد که به‌روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده بودند، انجام شد. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی آزمون مهارت‌های ارتباطی کوئین دام استفاده شد. تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS با استفاده از آزمون‌های آماری تی مستقل، تی زوج و ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت.
یافته‌ها: آزمون تی زوج نشان داد که میانگین مهارت ارتباطی بعد از مداخله نسبت به قبل از آن تفاوت معنی‌داری داشته است(۰/۰۰۱
>P). میانگین مهارت ارتباطی قبل از مداخله ۵۲/۲۴±۸۵/۶۵ و بعد از مداخله ۷۰/۵±۷۷/۱۳۹ بود. بین مهارت ارتباطی با متغیرهای سن، سابقه خدمت و تعداد ساعات کاری ارتباط معنی‌داری گزارش نشد(۰/۰۵<P). همچنین میانگین مهارت‌های ارتباطی بر حسب متغیرهای جنس، وضعیت تاهل، رشته تحصیلی و مدرک تحصیلی تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۰۵<P).
نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی حاضر نشان داد که آموزش اخلاق حرفه‌ای می‌تواند مهارت ارتباطی کارکنان را بهبود بخشد. ازاین‌رو می‌تواند تدوین آموزش اخلاق حرفه‌ای به صورت مجازی برای مراقبان سلامت و سایر گروه‌های ارایه دهنده‌ی خدمات سلامت که فرصت کافی جهت شرکت در کلاس‌های حضوری را ندارند، ضروری به نظر ‌برسد. با توجه به نتایج به دست آمده، به مدیران سیستم‌های بهداشتی توصیه می‌شود با استفاده از راهکارهایی همانند برگزاری کارگاه‌های اصول اخلاق حرفه‌ای در جهت رشد مهارت ارتباطی در کارکنان اقدام کنند.  

مریم بهرامی، سمیه محمدی، مصطفی روشن زاده، سمانه دهقان ابنوی، علی تاج، فاطمه مرکی،
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: دانشجویان اتاق عمل به دلایل مختلف اضطراب را تجربه می‌کنند که بر روند آموزشی آن‌ها مانند بخیه‌زدن تاثیر می‌گذارد. باتوجه به نقش مؤثر شبیه‌سازی در ارتقای آموزش دانشجویان، این مطالعه با هدف تاثیر شبیه‌سازی بخیه‌زدن پوست حیوان بر میزان مهارت و سطح اضطراب دانشجویان اتاق عمل انجام شد. 
روش بررسی: مطالعه‌ی نیمه‌تجربی حاضر با طرح دو گروهی قبل و بعد با ۴۰ دانشجوی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد(شهرکرد و بروجن) سال ۱۳۹۹ انجام شد. نمونه‌ها به‌روش مبتنی بر هدف انتخاب و تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل اختصاص یافتند. داده‌ها قبل و بعد از مداخله توسط ابزار اضطراب اشپیل‌برگر و پرسش‌نامه‌ی مهارت بخیه‌زدن جمع‌آوری و توسط نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آمار توصیفی و تحلیلی(کای دو، تی تست، تی زوجی) آنالیز گردید. 
یافته‌ها: در این مطالعه ۳۰ نفر(۷۵٪) از نمونه‌ها در سنین ۲۵-۱۸ و ۱۰نفر(۲۵٪) از آن‌ها ۳۵-۲۶ سن داشتند. ۱۰ نفر(۲۵٪) مرد و۳۰نفر(۷۵٪ زن) بودند. همچنین از نظر تاهل، ۷نفر(۵/۱۷٪) متاهل و ۳۳نفر(۵/۸۲٪) مجرد بودند. آزمون تی‌تست نشان داد که میانگین اضطراب آشکار در گروه مداخله۲۲۳۵±۳۶/۱۰) و کنترل(۱۵/۹۲±۴۱/۷) بعد از مداخله معنی‌دار نبود(۰/۳۴۶=P). همچنین میانگین اضطراب پنهان در گروه مداخله(۶۵/۴۷±۳۶/۱۰) و کنترل(۶۵/۱۳±۳۸/۶) تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۰۸۹= P). آزمون تی‌تست نشان داد که مهارت بخیه‌زدن بعد از مداخله در دو گروه مداخله(۲/۲۲±۲۸/۵۸) و کنترل(۳/۱۲±۲۳/۴۲) تفاوت معنی‌داری داشت(۰/۰۴=P). 
نتیجه‌گیری: بافت مانکن‌های بخیه نسبت به پوست انسان از نظر قوام بسیار متفاوت است و حس مشابه بخیه روی پوست طبیعی را به دانشجویان منتقل نمی‌کند. از طرفی ورود و خروج و حرکت سوزن و نخ در پوست گوسفند راحت‌تر بوده و این خود امکان انجام راحت‌تر بخیه‌زدن را برای دانشجویان فراهم می‌کند. از این‌رو پیشنهاد می‌شود که برای آموزش دانشجویان اقدام به خرید و آماده‌سازی پوست گوسفند نموده و آموزش بخیه را روی آن انجام دهند.

ثریا سیار، سارا نوروزی، سید محمد حسین جوادی، محمد سبزی خوشنامی، ساناز دهقانی، مریم پورحسین، مهناز زامیادی،
دوره ۱۷، شماره ۶ - ( ۱۱-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش مددکاران اجتماعی در نظام سلامت، موفقیت و پایداری عمل پیوند عضو، پیشگیری از بستری‌های مجدد بیماران و کاهش هزینه‌های تحمیلی بر نظام سلامت این مطالعه با هدف طراحی پروتکل مداخلات تخصصی مددکاران اجتماعی مراکز درمانی ایران در فرایند پیوند و ایجاد وحدت رویه درعملکرد و ارایه‌ی جامع خدمات به بیماران و مراقبانشان انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه در دو فاز مرور منابع و کیفی انجام شد. در مرحله‌ی مرور منابع پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بررسی گردید و در مرحله‌ی کیفی به منظور جمع‌آوری اطلاعات از تکنیک‌های دلفی و بحث گروهی متمرکز با حضور پانزده نفر از مسئولان و مددکاران اجتماعی شاغل در بیمارستان‌های منتخب کشور از استان‌های تهران، لرستان، خراسان رضوی، البرز، آذربایجان شرقی، یزد، گلستان، قزوین، کرمانشاه و کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه‌های معاونت‌های بهداشتی و درمان وزارت بهداشت، استادان دانشگاه، کادر درمان و کارشناسان حوزه‌ی پیوند و اهدای عضو انجام شد. پروتکل نهایی جهت نقد و ارزیابی نهایی برای هشت نفر از کارشناسان مجرب ارسال گردید و از آن‌ها خواسته شد با توجه به چک‌لیست نقد راهنما، پروتکل را از حیث هدف و محدوده‌ی مداخلات، ذینفعان، مراحل تدوین، وضوح ارایه، قابلیت دسترسی و عدم وابستگی در نگارش را مورد ارزیابی نهایی قرار دهند.
یافته‌ها: در این مطالعه، فرایند‌کاری مددکاران اجتماعی در سه مرحله‌ی قبل، حین و پس از پیوند ترسیم گردید. همچنین نقش‌های متنوعی برای مددکاران اجتماعی در سه مرحله‌ی کاری در نظر گرفته شد که از آن جمله می‌توان به نقش مدافع، حمایت‌گر، مدیر مورد (case manager)، بسیج‌کننده‌ی منابع، آموزش‌گر، مشاور، ارزیابی‌کننده و هدایت‌گر اشاره کرد. حین پیوند مداخلاتی همچون حمایت‌یابی اطلاعاتی، تسهیل‌گری در فرایند بستری بیمار، ارایه‌ی حمایت‌های روانی اجتماعی از خانواده با هدف توان‌افزایی برای مراقبت‌های پس از پیوند، ارایه‌ی مشاوره به اعضای خانواده جهت مقابله با استرس و ارتقای بهداشت روانی آنان و ارایه‌ی حمایت‌های اقتصادی، فراهم نمودن شرایط اسکان از طریق همراه‌سراها و ارتباط و تعامل با تیم درمان از جمله پزشک به منظور پاسخ‌گویی به نیازهای خانواده، تسهیل درمان و ترخیص به موقع انجام می‌شود.
نتیجه‌گیری: پروتکل مداخلات تخصصی مددکاران اجتماعی در فرایند پیوند گام جدید و نگاه متفاوتی را به حمایت‌های روانی اجتماعی در پیوند و تیم‌های کوردیناتوری ایجاد نمود طوری‌که مددکاران اجتماعی به حوزه‌ی اهدا و پیوند اعضا و کار با مراقبان، خانواده‌ها و بازماندگان بیماران وارد شدند.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb