جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای رحمانی

قنبر روحی، سید عابدین حسینی، حمید آسایش، ناصر بهنام پور، حسین رحمانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف : امروزه تامین خدمات بهداشتی کافی و مناسب به عوامل زیادی وابسته است. نیروهای انسانی یکی از مهمترین این عوامل می‌باشد. مدیران پرستاری می‌توانند باشناخت دقیق ترکارکرد پرستاران از اتلاف منابع جلوگیری نمایند. ازسوی دیگریک نظام درمانی کارآ فقط از طریق ارائه خدمات مطلوب به اهداف خود می‌رسد. یکی از راههای موثق ارزیابی خدمات سنجش رضایت بیماران از کیفیت خدمات است. این پژوهش با هدف اندازه گیری زمان مراقبت‌های پرستاری و رابطه آن با رضایت بیماران به مورد اجرا در آمده است.
روش بررسی: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی در بخش داخلی بیمارستان 5 آذرگرگان بمدت یک ماه انجام شد. جهت اندازه گیری فعالیت‌های پرستاران از چک لیستی که توسط سایر محققین استفاده و اعتبار محتوایی آن نیز توسط صاحبنظران تایید شد، استفاده گردید و برای سنجش رضایتمندی بیماران نیز از پرسشنامه ای که اعتبار علمی آن را با روش اعتبار محتوای و اعتماد علمی آن با روش آزمون آلفای کرونباخ (916 = ) محاسبه گردید استفاده شد. داده‌ها با نرم افزار SPSS  و استفاده از آزمون های آماری تجزیه و تحلیل صورت گرفت.
یافته ها:  یافته‌ها نشان می‌دهد 46/46 درصد از زمان به مراقبت مستقیم ،18/15 درصد به خدمات نوشتاری ،43/7 درصد به ارزیابی بیمار و5/22 درصد به فعالیت‌های توسعه فردی اختصاص دارد. همچنین 3/60 درصد از بیمارن از مراقبت‌ها راضی و 8/24 درصد رضایت متوسط داشتند وآزمون ضریب همبستگی اسپیرمن بین زمان مراقبت با رضایت بیماران ارتباط معنی داری نشان داد که با افزایش زمان مراقبت مستقیم رضایت بیماران افزایش یافت(ضریب همبستگی برابر 272/0 و 001/0 P=  ).
بحث و نتیجه گیری: ضروریست مدیران پرستاری باآشنایی با اصول علمی مدیریت، اصلاح مقررات و استفاده از تجهیزات و تکنولوژی روز آمد همچنین سپردن برخی از فعالیت‌ها به افراد دارای تحصیلات پائین‌تر از مقاطع دانشگاهی موجب افزایش زمان مراقبت مستقیم شوند که موجب ارتقاء کیفیت مراقبت  رضایت بیشتر بیماران شوند.


کرامت اله رحمانیان، عطیه جعفرزاده، علی خالویی،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف دخانیات یکی از علل عمده مرگ از بیماری های مزمن است که از دوران نوجوانی آغاز می‌شود. هدف از انجام این مطالعه تعیین شیوع استعمال سیگار و عوامل تعیین کننده آن در دانش آموزان دبیرستانی شهرستان جهرم می‌باشد.

روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه مقطعی است که در سال 1386 در شهرستان جهرم انجام شد. تعدادی از دانش آموزان به روش نمونه گیری چند مرحله‌ای انتخاب شدند. پرسشنامه همگون و پایا و روا توسط دانش آموزان منتخب حاضر در روز تحقیق تکمیل شد. برای آزمون تعیین کننده های استعمال دخانیات در میان دانش آموزان با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 از آزمون کای-دو، تی استیودنت و رگراسیون لجستیک استفاده شد.

یافته‌ها: شیوع استعمال دخانیات در میان دانش آموزان مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی به ترتیب برابر 4/9 و 7/12 درصد بود. 53 درصد از دانش آموزان سیگاری مقطع دبیرستان و 88 درصد دانش آموزان سیگاری مقطع پیش دانشگاهی برای اولین بار سیگار را از دوستان خود دریافت کرده بودند. قوی ترین فاکتور تعیین کننده استعمال دخانیات در میان دانش آموزان هر دو مقطع تحصیلی جنس بود.

بحث و نتیجه گیری: برنامه های مؤثر پیشگیری از استعمال دخانیات بایستی برروی نفوذ دوستان و اعضاء خانواده و به موضوع سن شروع و تداوم استعمال دخانیات متمرکز شود.


نیما رحمانی، عبدالله کشاورز، سید سعید طباطبایی، روح اله کلهر،
دوره 6، شماره 4 - ( 8-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: در بسیاری از کشورها، بیمارستانها دارای مالکیت سه گانه(دولتی، غیردولتی انتفاعی و غیر دولتی غیرانتفاعی) هستند. مطالعات متعددی برای بررسی تفاوت این بیمارستانها از لحاظ هزینه، ارائه خدمات درمانی جبران نشده، تعداد بیماران خروجی و سایر ابزارهای اندازه گیری عملکرد بیمارستان انجام شده است. هدف این پژوهش بررسی نقش مالکیت بر تغییرات بهره وری کل عوامل در بیمارستانهای منتخب قزوین می‌باشد.

روش بررسی:  این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است که از سال 86-84 در 8 بیمارستان منتخب استان قزوین انجام شد. معیارهای ورودی جهت محاسبه میزان بهره وری شامل تخت فعال و ارزش مصارف واسطه‌ای بیمارستان، معیارهای خروجی شامل تعداد کل بیماران بستری شده و تعداد کل اعمال جراحی انجام شده می‌باشد. ابزار گردآوری داده چک لیست محقق ساخته بود. برای تحلیل از نرم افزار 1/2DEAP  و آزمونهای ANOVA، TUKEY و HSD استفاده شد.

یافته‌ها: بین میانگین میزان بهره وری کل 3 گروه بیمارستانی تفاوت معنی داری به سبب وجود مالکیتهای مختلف وجود دارد(012/0p=). همچنین، بین میانگین میزان کارایی تکنولوژی در سه گروه از بیمارستان‌ها تفاوت معنی داری مشاهده شد(006/0p=). امّا، بین میانگین میزان کارایی فنی این سه گروه از بیمارستان‌ها با یکدیگر تفاوت معنی داری بدست آمد(23/0p=).

نتیجهگیری: تغییرات بهره وری کل عوامل در بیمارستانهای خصوصی، بدلیل اینکه این بیمارستانها از تکنولوژی تولید مناسبتری برخوردارند بالاست، ولی در ارتقاء کارایی خود و بهینه کردن عوامل تولید و محصولات، تفاوت متمایز کننده‌ای با سایر بیمارستانها ندارند.


محمود بیگلر، یگانه حیاطی، حجت رحمانی، زینب رجب نژاد، حسین درگاهی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده

 

زمینه و هدف: یکی از مؤلفه‌های مهم هر مدیر موفق، سلامت عمومی اوست. مدیرانی که از وضعیت جسمانی و روانی مطلوب برخوردار نباشند در اداره سازمان خود دچار مشکل خواهند شد. لذا این پژوهش با هدف تعیین وضعیت سلامت عمومی در میان مدیران اجرایی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شده است.

 

روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی در سال 1391 انجام شد. جامعه پژوهش شامل 25 مدیر اجرایی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه سلامت عمومی شامل 28 سوال در چهار بخش سلامت جسمانی، اضطراب، افسردگی و کارکردهای اجتماعی بود. داده‌های حاصل در نرم افزارSPSS 17  جمع آوری شد و توسط آزمون‌های همبستگی Independent one sample T، Spearman و Mann-Whitney و واریانس یکطرفه مورد تحلیل قرار گرفت.

 

یافته‌ها: نتایج نشان داد مدیران اجرایی بیمارستان‌های مورد مطالعه از نظر روانی و جسمی سالم هستند و در نهایت از نظر عمومی سلامت می‌باشند. هم چنین، مشخص شد بین متغیرهای اضطراب با اختلالات جسمانی، افسردگی با سلامت جسمانی، اضطراب و اختلال کارکرد اجتماعی همبستگی مستقیم دارد.

 

نتیجه‌گیری: میزان سلامت عمومی در میان مدیران بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقایسه با نتایج سایر مطالعات مشابه در ایران و در سایر کشورها بالاتر است. لذا پیشنهاد می‌شود به منظور حفظ و ارتقا هرچه بیشتر سلامت عمومی مدیران، بر روی استفاده از معاینات دوره‌ای، ارائه آموزش‌های مورد لزوم و خدمات مشاوره‌ای بطور خاص تأکید شود.

 
رضا صفدری، مژگان رحمانیان، شهربانو پهلوانی نژاد،
دوره 12، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پره‌اکلامپسی، ‌یکی از‌ جدی‌ترین موارد بارداری‌های ‌پرخطر ‌است که سلامت ‌زنان در سطح‌ جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه را به ‌مخاطره می‌اندازد. ‌پره‌اکلامپسی در ایران،‌ با 14 درصد شیوع دومین علت‌ شایع مرگ‌‌ومیر مادران است. هدف از این پژوهش شناسایی الزامات‌ اطلاعاتی برنامه‌ کاربردی ‌خود‌مراقبتی‌ پره‌اکلامپسی‌مبتنی‌ بر ‌اندروید می‌باشد.
روش بررسی: این مطالعه‌ از نوع توصیفی بوده و سال 1397 در بیمارستان امیرالمومنین‌(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان در دو ‌مرحله‌ی مرور‌ منابع و نیازسنجی عناصر‌اطلاعاتی انجام شد.‌ در مرحله‌ی مروری‌،‌ پس از مطالعه‌ی مقالات و پژوهش‌های مرتبط با ‌موضوع مطالعه،‌ الزامات اطلاعاتی و ‌فاکتورهای تاثیر‌گذار بر ‌شیوع و ‌بروز پره‌اکلامپسی شناسایی و سپس نظر‌سنجی از پزشکان صاحب‌نظر با طراحی پرسش‌نامه‌ای پژوهشگر ‌ساخته با پایایی ضریب آلفای کرونباخ 92
/4% انجام شد.
یافته‌ها: 63/9% از پرسش‌شوندگان به عناصر یافته‌های دموگرافیک اهمیت زیادی اختصاص داده‌اند. 75/9% عناصر اطلاعاتی مطرح ‌شده در ‌سابقه بهداشتی را بسیار پر‌اهمیت شناسایی کرده‌اند.‌ 77/85% از جامعه‌ی پژوهش، عناصر‌ بخش سبک‌ زندگی را  دارای بالاترین درجه اهمیت دانسته‌اند.‌ عناصر بخش امکان ‌یادآوری در برنامه ضروری تشخیص داده ‌شد.‌ 33/33% از پرسش‌شوندگان آموزش ورزش را در پایین‌ترین و 45/24% از آنان بالاترین درجه اهمیت دانسته و عناصر ‌اطلاعاتی ‌گزارش‌گیری را با اهمیت ‌5 نمره دهی نموده‌اند.
نتیجه‌گیری: الزامات ‌اطلاعاتی ‌این برنامه در ‌6 گروه سابقه ‌بهداشتی، نکات‌ آموزشی، سبک ‌زندگی، یادآور ‌مراجعه، گزارش‌گیری و اطلاع‌رسانی تعیین ‌شد. این برنامه می‌تواند به مادران کمک ‌کند ‌تا با‌ رعایت ‌تغذیه مناسب و ‌اصول ‌درمانی بیماری خود را کنترل کنند و‌ عوارض بیماری‌ خود را به‌ حداقل برسانند.

شهربانو پهلوانی نژاد، رضا صفدری، مژگان رحمانیان، محمدصالح صفری،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: پره‌اکلامپسی، یکی از جدی‌ترین موارد بارداری‌های پرخطر است که سلامت زنان را در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره می‌اندازد. پره‌اکلامپسی یک سندرم خاص بارداری با میزان شیوع حدود ۱۴-۷ درصد  است که یکی از سه علت اصلی مرگ زنان باردار است. پره‌اکلامپسی در ایران، دومین علت شایع مرگ و میر مادران است و ۱۴ درصد از موارد مرگ و میر مادران را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر به منظور طراحی مدل مفهومی و ارزیابی برنامه‌ی خودمراقبتی پره‌اکلامپسی؛ مبتنی بر اندروید انجام شده است. 
روش بررسی: این پژوهش در چهار مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی، طراحی، ایجاد و ارزیابی برنامه کاربردی خودمراقبتی پره‌اکلامپسی انجام شد. در این نیازسنجی، ۴۲ نفر از پزشکان متخصص، دستیاران و پرسنل مرتبط با موضوع شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان مشارکت کردند. سپس برنامه توسط ۷ نفر از پزشکان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و در نهایت پیشنهادهای ارایه شده توسط کاربران در طراحی برنامه، اعمال شده و نسخه نهایی برنامه تکمیل شد. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو طراحی شده و سپس با استفاده از نظرات ۲۰ مادر و با ابزار QUIS کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
یافته‌ها: عناصر اطلاعاتی و قابلیت‌های عملکردی موردنیاز برنامه تعیین و برنامه علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایه‌دهنده، امکان مدیریت مراقبت و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمود. ارزیابی عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان صورت گرفته و سپس توسط مادران باردار از نظر کاربردپذیری ارزیابی گردید که یافته‌ها حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از برنامه‌های کاربردی مبتنی برموبایل راهکار مفیدی برای افزایش دانش و ارتقای سلامت مادران باردار و تسهیل دسترسی آنان به اطلاعات درمانی و کسب مهارت های لازم در بیماریشان است. این برنامه به مادران باردار مبتلا به پره‌اکلامپسی کمک می‌کند تا با رعایت تغذیه‌ی مناسب و اصول درمانی، بیماری خود را کنترل نموده تا عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.

مرضیه نجفی، رویا رجایی، حجت رحمانی، بهروز پورآقا، نازنین شیخ محمدی، قاسم رجبی واسوکلایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سقوط یا زمین خوردن بیمار به عنوان یکی از رایج‌ترین خطاهای بیمارستانی شناسایی شده است که مشکلات زیادی از جمله خسارات مالی و جانی برای بیماران، کارکنان و سازمان در پی دارد. سقوط بیمار در بسیاری از موارد با برنامه‌ریزی مناسب قابل پیشگیری است. این مطالعه با هدف شناسایی راهکارهای پیشگیری از سقوط بیماران بستری در بیمارستان به منظور فراهم کردن شواهد و مستندات لازم برای تدوین برنامه‌های ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار با روش مرور حیطه‌ای و با استفاده از الگوی Arksey و O`Malley شناسایی شدند. جستجو با کلیدواژه‌های مرتبط در پایگاه‌های داده Pubmed و Web of Science و بدون محدودیت زمانی تا ۲۵ May ۲۰۲۴ انجام شد. در مرحله آخر برای مشورت با خبرگان از روش دلفی و کسب نظر ۱۸ نفر از خبرگان استفاده شد. داده‌ها با روش تحلیل موضوعی تحلیل شدند.
یافته‌ها: از بین ۴۲۰۲ مطالعه یافته‌شده در جستجوی اولیه، تعداد ۱۹ مقاله انتخاب شد. راهکارهای پیشگیری از سقوط بیمار شامل برنامه‌ریزی(برنامه‌های بهبود کیفیت، استقرار فرهنگ ایمنی بیمار، دستورالعمل‌ها و برنامه‌های پیشگیری از سقوط بیمار)، فضای فیزیکی(طراحی اتاق بیمار و محل استقرار کادر درمان)، تجهیزات(مانیتورینگ و آلارم، سنسورهای فشاری، تخت‌های استاندارد)، منابع انسانی(شبکه‌های ارتباطی بین پرستاران و سایر کادر درمان، خودکارآمدی و پاسخ‌دهی پرستاران، انگیزه و رضایت شغلی پرستاران)، آموزش(آموزش و مشارکت بیمار و همراه بیمار، آموزش کادر درمان، آموزش الکترونیکی) و کنترل فرایندهای اجرایی(ارزیابی عوامل خطر، کنترل فرایندها) می‌باشند. بیش‌ترین میزان موافقت اعضا با بعد تجهیزات(۹/۷۶) و کم‌ترین میزان موافقت با بعد منابع انسانی(۸/۶۵) بود.
نتیجه‌گیری: سقوط بیمار یکی از شایع‌ترین مشکلات مرتبط با ایمنی بیمار می‌باشد که با برنامه‌ریزی مناسب قابل پیشگیری است. توصیه می‌شود با در نظر گرفتن شرایط هر بیمارستان ترکیبی از روش‌های پیشگیری استفاده شود.

سارا هاشمی، شهلا فرامرزی، لعیا رحمانی پیروزی، آزیتا یزدانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سوختگی یکی از شایع‌ترین آسیب‌ها در سراسر جهان و ششمین عامل مرگ‌و میر در ایران است. چالش‌های مربوط به میزان بقای بیماران دچار سوختگی و همچنین مرگ‌و میر ناشی از آن، منجر به پیشرفت در شناسایی عوامل خطر شده است. تشخیص زودهنگام و شناخت عوامل خطر ضروری است و ارایه مدل‌های پیش‌بینی‌کننده می‌تواند مفید باشد. بر این اساس، این پژوهش با هدف مرور عملکرد هوش مصنوعی در پیش‌بینی بقا در بیماران سوختگی انجام گردید.
روش‌بررسی: این مطالعه از نوع مرور نظام‌‌مند است. جستجوی جامع پایگاه‌های Scopus، PubMed، (Institute of Electrical and Electronics Engineers (IEEE و Web of Science بدون محدودیت زمانی شروع تا ژانویه ۲۰۲۳ انجام شد. این مطالعه مرور نظام‌مند بر اساس موارد ترجیحی گزارش برای بررسی‌های سیستماتیک و متاآنالیز انجام گردید. کلمات کلیدی و اصطلاحات مش مرتبط با سوختگی، هوش مصنوعی، بقا و پیش‌بینی در استراتژی سرچ به‌کار رفتند. 
یافته‌ها: از ۳۵۹۹ مطالعه‌ی شناسایی شده، نه مطالعه در تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس گزارش مقالات، عوامل مؤثر شناخته شده در پیش‌بینی بقا در بیماران سوختگی، به چهار دسته‌ی اطلاعات دموگرافیک، بالینی، آزمایشگاهی و بیماری‌های همراه طبقه‌‌بندی شدند. از عوامل مؤثر شناخته شده در بقای بیماران که در بیش از ۴۰ درصد از مطالعات مورد بررسی قرار گرفته عبارتند از: سن، جنسیت، محاسبه سطح کلی سوختگی در بدن، آسیب ناشی از استنشاق و نوع سوختگی. نتایج نشان داد که در مطالعات مورد بررسی، حجم کم‌ترین مجموعه داده مورد استفاده در تحلیل‌ها ۹۲ نمونه بوده است. در مقابل، حجم بیش‌ترین مجموعه داده مورد استفاده ۶۶۶۱۱ نمونه گزارش شده است. در ۳۳ درصد مطالعات، الگوریتم‌های شبکه عصبی مصنوعی و جنگل تصادفی بهترین عملکرد را داشتند. معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی مدل‌ها در مطالعات بازیابی شده متفاوت است.
نتیجه‌گیری: به کارگیری الگوریتم‌های یادگیری ماشین در پیش‌بینی بقای بیماران سوختگی و تعیین عوامل مؤثر امیدوارکننده و مفید هستند. نتایج حاصل از عوامل مؤثر شناخته شده می‌تواند به پژوهشگران حوزه‌ی علم داده در مرحله درک داده کمک‌کننده باشد و در جمع‌آوری مجموعه داده‌ی اولیه به عنوان یک نقشه‌ی راه عمل کند. 

حجت رحمانی، صادق مرادی، نایب فدائی ده چشمه،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: برخورداری از سلامت، اساسی­‌ترین حق و ارزشمندترین سرمایه‌ی همه‌ی اقشار و طبقات اجتماع است. افرادی که کوچ­‌نشین هستند برای دسترسی به خدمات ضروری با دامنه‌­ای از موانع جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مواجه می‌­باشند. ماهیت زندگی عشایری ارایه خدمات بهداشتی و درمانی را به یک مسئله بغرنج و پیچیده تبدیل کرده است. هدف این مطالعه آسیب شناسی ارایه خدمات سلامت به جمعیت عشایری استان خوزستان بود.
روش بررسی: رویکرد این مطالعه کیفی است. جامعه پژوهش مطالعه، ۱۷ نفر شامل مدیران و کارکنان مراکز خدمات جامع سلامت وابسته ­به دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود. رویکرد جمع‌­آوری داده‌ها، استقرایی بود. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های انفرادی جمع‌آوری و نظرات شفاهی شرکت‌کنندگان ثبت شد. با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی(قراردادی) با رویکرد ترکیبی(قیاسی و استقرایی)، داده‌ها تحلیل شدند. اعتبار و کیفیت داده‌ها با روش Guba و Linkoln ارزیابی شد.
یافته‌­ها: چالش‌ها و موانع ارایه خدمات بهداشتی در عشایر در ۹ مقوله و سه تم شناسایی شدند. تم‌ها شامل ماهیت و مختصات جامعه عشایری، نظام ارایه خدمات بهداشتی و درمانی و مسئولیت‌های سایر بخش‌ها بود. ماهیت و مختصات جامعه در پنج مقوله‌­ی جمعیتی، فرهنگی، اقلیمی- جغرافیایی، اجتماع قومی- قبیله‌ای و شیوه­‌ی زیست مبتنی بر کوچ، دسته‌­بندی شدند. نظام ارایه خدمات سلامت شامل دو مقوله­‌ی ساختاری و فرایندی بود و وظایف و مسئولیت‌های سایر بخش‌های توسعه نیز در دو مقوله­‌ی زیر‌ساخت‌ها و همکاری‌های بین بخشی طبقه‌­بندی گردید. نتایج نشان داد که عشایر برای دریافت خدمات با موانع مرتبط با ویژگی­‌های ذاتی و خاص عشایر، نظام ارایه خدمات سلامت و عملکرد سایر سازمان­‌های اجرایی مواجه می­‌باشند. ثابت نبودن جمعیت، تنوع فرهنگی، پراکندگی جمعیت و شیوه زندگی قومی و مبتنی بر کوچ از جمله خصیصه‌های ذاتی هستند که بر ارایه خدمات تأثیر می­‌گذارد.
نتیجه­‌گیری: ارایه خدمات بهداشتی و درمانی به عشایر از ویژگی‌ها و شرایط دریافت‌کنندگان و تأمین­‌کنندگان خدمات تأثیر می‌‌پذیرد. تصمیم­‌گیران و مدیران ضمن لحاظ کردن شرایط خاص زندگی عشایری در طراحی و اجرای برنامه‌های سلامت باید به تقویت شبکه‌های بهداشتی و درمانی در مناطق عشایری اهتمام ورزند. با توجه به کمبود منابع و ضعف زیرساخت‌ها در محل اسکان عشایر، همکاری بین بخشی و توسعه­‌ی منابع و زیرساخت‌ها به‌­کارگیری رویکرد One Health از ضرورت و اهمیت ویژه‌­ای برخوردار است.

رویا رجائی، مرضیه نجفی، نسرین دنیایی، معصومه وزیری ستا، حجت رحمانی، قاسم رجبی، مهسا اکبری،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بودجه‌ریزی در نظام سلامت نقش حیاتی در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، افزایش دسترسی عادلانه به مراقبت‌های سلامت و کاهش هزینه‌ها ایفا می‌کند. تصمیم‌گیری‌های مالی مبتنی بر داده‌های علمی و شواهد می‌تواند بهره‌وری نظام سلامت را بهبود بخشد و عدالت در تخصیص منابع را تضمین کند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت علمی و روند تولیدات علمی در حوزه‌ی روش‌های بودجه‌ریزی در نظام سلامت با استفاده از روش علم‌سنجی انجام شد تا سیاست‌گذاران را در اتخاذ تصمیمات مالی بهتر یاری دهد. 
روش بررسی: این مطالعه یک مرور علم‌سنجی (Bibliometric Review) با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که به بررسی ۲۲۲ مدرک علمی نمایه‌شده در پایگاه Scopus طی سال‌های ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۴ می‌پردازد. داده‌ها با نرم‌افزارهای Excel، Bibexcel، VOSviewer و Gephi تحلیل شدند تا ساختار دانشی، ارتباطات هم‌واژگانی و همکاری‌های بین‌المللی در این حوزه ترسیم گردد.
یافته‌ها: حدود ۳۰% تولیدات علمی متعلق به ایالات متحده، ۱۵% به تایوان و ۱۰% به کانادا بود. مقالات نشریات با سهم ۹۰% غالب‌ترین نوع انتشار بودند. پرتکرارترین کلیدواژه‌ها شامل«بودجه»، «هزینه‌های سلامت» و «مدیریت مالی» بود که نشان‌دهنده‌ی تمرکز پژوهش‌ها بر کنترل هزینه و مدیریت منابع است. سه رویکرد اصلی بودجه‌ریزی شامل مبتنی بر عملکرد، سنتی و مبتنی بر نیاز شناسایی شد. در کشورهای توسعه‌نیافته، روش سنتی همچنان رایج است و کمبود زیرساخت‌های اطلاعاتی و چالش‌های مدیریتی، موانع اصلی پیاده‌سازی روش‌های نوین گزارش شد. در شبکه همکاری علمی بین‌المللی، ۱۸ کشور فعال بودند که بیشترین تعامل میان آمریکا و تایوان دیده شد.
نتیجه‌گیری: برای بهبود نظام بودجه‌ریزی سلامت، تقویت سیستم‌های اطلاعاتی، آموزش مدیران و ارتقای همکاری‌های علمی بین‌المللی بسیار ضروری است. تخصیص منابع بر اساس داده‌های علمی و استفاده از نتایج علم‌سنجی می‌تواند به بهینه‌سازی تخصیص منابع و افزایش عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر شود؛ اقدامی که موجب کارایی بیشتر نظام سلامت و تصمیم‌گیری‌های مالی جامع‌تر خواهد شد.

حجت رحمانی، پیام بهادری، حسین درگاهی، محمد عرب، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، محسن مردعلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پدیده‌ی تعارض منافع در نظام سلامت ایران بر روی ارایه خدمات و مراقبت تشخیصی درمانی کارامد و اثربخش به بیماران تأثیر منفی دارد. علی‌رغم تلاش‌های انجام شده در نظام سلامت کشور، این پدیده در حال حاضر نیز از طریق عوامل مختلف از جمله ناکارآمدی ساختار مالی، نبود شفافیت و فقدان نظام اطلاعات سلامت یکپارچه در ایران مشاهده می‌شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مرورحیطه‌ای است که با هدف شناسایی و تعیین راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و انتخاب راهبردهای مناسب در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ انجام شد. کلیه مقالات و منابع مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ با رعایت معیارهای ورود و خروج و با انتخاب کلیدواژه‌های فارسی و انگلیسی از پایگاه‌های داده‌ای ملی و بین‌المللی استخراج گردید. پس از انجام مراحل غربالگری با استفاد از فلوچارت Prisma، تعداد ۲۳ مطالعه به زبان انگلیسی و فارسی از طریق پایگاه‌های داده‌ای ملی و بین‌المللی انتخاب و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌های به‌دست آمده از میان تعداد ۱۷ مطالعه بین‌المللی که بیشترین آن مربوط به کشور آمریکا بود و همچنین تعداد ۶ مقاله داخلی نشان داد که راهبرهای عمده در مدیریت تعارض سلامت ایران شامل مشارکت‌پذیری، شفافیت، نظارت قانونی، اصلاح فرایندها، بازطراحی ساختارها و سازماندهی مجدد، بازتعریف نحوه‌ی مشارکت بخش دولتی با بخش خصوصی است. اگرچه استفاده از کارزارهای جمعی، تعریف کدهای اخلاقی و استانداردسازی نیز به‌موفقیت اجرای این راهبردها کمک می‌کند. همچنین بیشترین عامل تعارض منافع در نظام سلامت به‌صورت فردی است تا سازمانی که نیاز به تنظیم‌گری، بهره‌برداری از اهرم‌های قانون‌گذاری و شفاف‌سازی روابط مالی در نظام سلامت دارد.
نتیجه‌گیری: شناسایی دقیق مصادیق بالقوه‌ی تعارض منافع بین کارگزاران نظام سلامت با اجرای سازوکارهای شفاف‌سازی اطلاعات و استفاده از روش‌ها و ابزارهای نوین، چالش‌های موجود در تدوین و اجرای راهبردهای مدیریت تعارض در نظام سلامت ایران را کاهش می‌دهد. اگرچه بهره‌برداری از تجارب و الگوبرداری از کشورهای موفق نیز در این خصوص راه‌گشا خواهد بود. اجرای توصیه‌ها ممکن است در جامعه ایران با چالش‌هایی از قبیل مقاومت بعضی گروه‌های حرفه‌ای، کمبود منابع مالی و فنی و پیچیدگی و شرایط خاص نظام سلامت مواجه شود. بنابراین اجرای مرحله به مرحله و گام به‌گام توصیه‌های سیاستی را در زمینه مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت باید مدنظر قرار داد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb