غلامرضا وقاری، حمید رضا جوشقانی، سید احمد حسینی، سید مهدی صداقت، فرهاد نیک نژاد، عبدالحمید انگیزه، ابراهیم تازیک، پونه مهارلوئی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری قلبی عروقی اولین عامل مرگ و میر در بزرگسالان بوده و افزایش کلسترول خون زمینه ساز ابتلاء به این بیماریهاست. هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان شیوع هیپرکلسترولمی و ارتباط آن با الگوی تغذیهای، شیوه زندگی و شاخصهای تن سنجی است.
روش بررسی : این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بر اساس یافتههای مبتنی بر جمعیت بوده که بر روی 1995 نفر ( 997 مرد و 998 زن ) از افراد 65-25 ساله درسال 1384 در استان گلستان به اجرء درآمده است. نمونه گیری از نوع ترکیبی (خوشهای و طبقهای) بوده و از تمامی نمونهها اندازه گیری کلسترول خون، آنتروبومتری و تکمیل پرسشنامه بعمل آمد. کلسترول خون بالاتر از mg/dl200 بعنوان هیپرکلسترولمی طبقه بندی گردد.
یافتهها: میانگین سنی 2/39 سال و میانگین و انحراف معیار کلسترول سرم در مردان و زنان بترتیب39.5 ± 196.7 و 42.9 ± 209.4 میلی گرم در دسی لیترو میزان شیوع هیپرکلسترولمی در زنان و مردان بترتیب57%و7/44% است که اختلاف از نظر آماری معنی دار میباشد( P<0.05). اختلاف آماری معنی داری از نظر میانگین کلسترول سرم بین گروههای سنی، محل زندگی، میزان فعالیت بدنی روزانه و نمایه توده بدنی مشاهده میشود( P<0.01) ولی از نظر وضعیت اقتصادی معنی دار نیست. میزان شیوع هیپرکلسترولمی در افراد دچار چاقی شکمی2/63% و افراد سالم 41% می باشد که اختلاف از نظر آماری معنی دار است (P<0.05). مردم استان گلستان میوه، سبزیجات و ماهی را بترتیب 84/4، 65/3 و 2 روز در هر هفته مصرف می نمایند که میانگین مصرف افراد هیپرکلسترولمیک از نظر سبزیها و ماهی کمتر از افراد سالم است. مصرف روغن جامد، مایع و انواع روغنهای دیگر بترتیب در 4/85 % ، 14%، 7/0 % افراد مشاهده میشود که در افراد هیپرکلسترولیک مصرف روغن مایع اندکی بیشتر است ولی اختلاف معنی دار نیست.
بحث و نتیجه گیری : هیپرکلسترولمی از مشکلات بهداشتی مردم استان گلستان است و زنان بیش از مردان از آن رنج میبرند الگوی زندگی و الگوی تغذیهای زمینه ساز ابتلاء به آن است. لذا آگاهی مردم و اصلاح رفتارهای اجتماعی و تغذیهای در کاهش بروز بیماریهای قلبی- عروقی میتواند موثر باشد
محبوبه فاطمی، محمدرضا یعقوبی ارشادی، یاور راثی، محمدمهدی صداقت، حسن وطن دوست، محبوبه بیات، مهرداد ضرابی، فاطمه نیکپور، امیراحمد اخوان،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از نیازهای کلیدی برای تأمین، حفظ و ارتقای سلامت جامعه، تربیت و توزیع متناسب نیروی انسانی است. اولین قدم در هر نوع برنامهریزی مرتبط با سلامت، تحلیل وضعیت موجود است تا بتوان تصویری روشن از آینده را ترسیم کرد، بهطوریکه تقاضا و عرضه با یکدیگر در تعادل باشند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل وضعیت کنونی رشته حشرهشناسی پزشکی و مبارزه با ناقلین/ بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها در کشور و برآورد نیروی انسانی موردنیاز تا سال ۱۴۰۴ است.
روش بررسی: در این مطالعه از«مدل اصلاح شده و ترکیبی» شامل مدلهال که مبتنی بر مکان و مدل تخمین نیروی کار بهداشت استرالیا که یک رویکرد مبتنی بر نیاز است، استفاده گردید. این پژوهش در چندین فاز شامل جمعآوری تعداد اعضای هیاتعلمی از سامانه علمسنجی، جمعآوری تعداد دانشجویان و دانشآموختگان از سامانه مدیریت آموزش، جمعآوری تعداد شرکتهای خصوصی ارایهدهندهی خدمات سمپاشی و مبارزه با آفات بهداشتی در تمامی شهرستانها و در نهایت برگزاری جلسات و یا مصاحبه با اعضای هیات مدیره انجمن علمی بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها و صاحبنظران بهمنظور برآورد نیروی انسانی مورد نیاز در رشته فوقالذکر انجام گردید.
یافتهها: براساس دادههای جمعآوری شده و مصاحبههایی حضوری طی شش جلسه که با اعضای هیات ممتحنه، برنامهریزی و ارزشیابی رشته بیولوژی و کنترل ناقلین بیماریها برگزار شد، برآورد گردید که تاکنون ۹۸۵ دانش آموخته در این رشته تربیت شدهاند و به ۱۳۳۸ دانشآموخته در این رشته نیاز میباشد. لذا تا سال ۱۴۰۴ تربیت ۳۵۳ نفر در این رشته ضروری به نظر میرسد که با توجه به برنامه پنج ساله ششم توسعهی کشور که سهم دانشجویان تحصیلات تکمیلی به کل دانشجویان ۳۰ درصد لحاظ شده است، تربیت ۳۵ نفر در مقطع دکتری تخصصی (.Ph.D)، ۷۱ نفر در مقطع کارشناسیارشد و۲۴۷ نفر در مقطع کارشناسی ضروری به نظر میرسد.
نتیجهگیری: پیشبینی میشود با پذیرفتن بهطور متوسط سالانه ۹ نفر در مقطع دکتری تخصصی، ۱۸ نفر در مقطع کارشناسیارشد و ۶۲ نفر در مقطع کارشناسی علاوه بر متناسب شدن میزان تقاضا و عرضه، مشکلی برای اشتغال دانشآموختگان این رشته وجود نداشته باشد.