4 نتیجه برای صدر
مونا زهاوی، ناصر صدر ممتاز، شاهین آرپناهی ایستادگی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اساسی هر بیمارستان مانند تمام بخشهای بهداشتی و درمانی، حفظ وارتقاء سطح سلامت افراد به بالاترین حد ممکن است. با توجه به اهمیت فزایندهی نیروی انسانی در بیمارستانها از یک سو و اتخاذ تصمیمات راهبردی مناسب با تغییر و تحولات محیطی سریع و بی سابقه از سوی دیگر، نیاز به مشارکت کارکنان در اتخاذ این نوع تصمیمات را به ویژه در کارکنان پرستاری که بزرگترین بخش از ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و درمانی را تشکیل میدهند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. هدف این پژوهش تعیین میزان مشارکت کارکنان پرستاری در تصمیم گیریهای راهبردی و ارتباط آن با متغیرهای وابسته بیمارستان شریعتی میباشد.
روش بررسی: این پژوهش به شیوهی توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. جامعهی پژوهش شامل کلیه کارکنان پرستاری بیمارستان شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران (577 نفر) بوده که از این تعداد 175 نفر به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه اقتباس شده از پژوهش "دوستار" استفاده شد. این پرسش نامه شامل 35 سؤال 5 گزینهای بوده که بر مبنای مقیاس لیکرت تنظیم شده است. دادههای حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و با در نظر گرفتن سطح اطمینان95% تجزیه و تحلیل گردید و از مشخصههای آماری مثل میانگین، انحراف معیار و آزمونهای همبستگی و ناپارامتریک استفاده شد.
یافتهها: امتیاز (نمره) میانگین مشارکت کارمندان در فاصله اطمینان (67/32- 37/24)، 52/28 ، از امتیاز کامل 100، تخمین زده شد. بنابر نتایج بدست آمده بین مشارکت کارکنان در تصمیمگیریهای استراتژیک با وضعیت تأهل آنان(01/0P= )، جهت دهی تصمیمات(00/0P=)، فرهنگ مشارکتی(00/0P=)، بلوغ سازمانی(00/0P=) و تحمل مخاطره (01/0P=) رابطه معنی دار آماری وجود دارد.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش میزان مشارکت کارکنان پرستاری در تصمیم گیریهای استراتژیک در بیمارستان شریعتی در حد پایین ارزیابی شده است. لذا عملکرد مدیران ارشد بخشهای این بیمارستان در ارتباط با تسری فرهنگ مشارکت به صاحبان فرآیند امری است که باید بیش از پیش بدان پرداخته شود.
احمد سیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 14، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایشگاهها جزو اصلیترین پایههای مراکز تحقیقاتی و علمی بهحساب میآیند. سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاه بستر ثبت اطلاعات و تعاملات بین آزمایشگاهها و پژوهشگران است. هدف از مطالعهی حاضر ارایه مدل معماری سازمانی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کیفی انجام گرفت. با استخراج اسناد و اطلاعات موجود در خصوص سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی از بانکهای اطلاعاتی، نمونه ی ۱۶ نفره از کارشناسان و استادان استفاده کننده از خدمات آزمایشگاهی دانشگاه صنعتی شریف جهت تعیین نیازها به صورت گلوله برفی و مبتنی بر هدف در مصاحبه وارد شدند. با تعیین نیازها، مدلهای معماری سازمانی از بانکهای اطلاعاتی استخراج شد. جهت انتخاب مدل معماری سازمانی برای انتخاب بهترین مدل متناسب با خدمات آزمایشگاهی از نظر ۱۶ صاحب نظر استفاده شد. با توجه به جنبه های مختلف فنی و مدیریتی سیستمهای مدیریت آزمایشگاهها دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا تلفیق گردیدند. در مرحله ی بعد با استفاده از تکنیک دلفی در سه راند از نظر متخصصان استفاده کننده از سیستم های خدمات آزمایشگاهی جهت ارزیابی مدل پیشنهادی استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش متشکل از دو قسمت ارزیابی نیازهای سیستم مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی و ارایه الگوی پیشنهادی میباشد. در مدل ارایه شده محتوای هر سلول چارچوب زکمن با رویکرد سرویسگرا با توجه به مشخصات سیستم مدیریت آزمایشگاهی انتخاب و تلفیق گردید. مدل بر اساس پنج سطح بلوغ معماری سازمانی بررسی گردید که بهبود بلوغ معماری سازمانی در سطوح بالاتر مشهود بود.
نتیجهگیری: استفاده از معماری سازمانی ویژه ی سیستمهای مدیریت آزمایشگاهی سبب استفاده ی بهینه از منابع و سهولت در تعاملات می گردد.
احمدسیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: معماری سازمانی منطبق بر نیازهای آزمایشگاهی، با استفاده ازمشترکات چارچوبهای معماری سازمانی معتبر و موجود، باعث همراستایی نیازها با استراتژیها و اهداف سازمانی و زیرساختهای فناوری اطلاعات میشود. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یکی از روش های مدیریت موثر فرایند معماری سازمانی است. هدف از مطالعهی حاضر، ارزیابی پیادهسازی مدل معماری سازمانی بر روی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کمی در سال ۱۳۹۸ انجام شد، مدل معماری سازمانی پیشنهادی صدر و همکاران که نتیجهی تلفیق دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا با سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی بود، در دانشگاه صنعتی شریف مورد ارزیابی بلوغ معماری سازمانی قرار گرفت. جامعهی آماری این ارزیابی، بر اساس جدول تعیین نمونهی مورگان، شامل ۱۰۰ نفر از افراد خبره در زمینه سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی در نظر گرفته شد.
روش (Capacity Maturity Model) CMM، که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده، به عنوان ابزار سنجش پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخصهای توصیفی فراوانی، درصد و آزمون T تکنمونهای برای مقایسهی میانگینها در نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: ارزیابی بلوغ معماری سازمانی شامل چهار بعد در حوزههای برنامهریزی و سازماندهی فناوری اطلاعات، توسعه و پیادهسازی فناوری اطلاعات، خدمترسانی و پشتیبانی فناوری اطلاعات و حوزهی نظارت و ارزیابی فناوری اطلاعات بود. در بین ابعاد بلوغ معماری سازمانی، کمترین میانگین مربوط به حوزهی نظارت و ارزیابی و بیشترین میانگین مربوط به حوزهی خدمترسانی و پشتیبانی بود. ابعاد از لحاظ وضعیت به ترتیب عبارت بودند از: بعد خدمترسانی و پشتیبانی، بعد برنامهریزی و سازماندهی، بعد توسعه و پیاده سازی و بعد نظارت و ارزیابی. نتایج آزمون های تحلیلی در حوزههای مربوط به بلوغ معماری سازمانی شامل حوزههای برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی و خدمترسانی و پشتیبانی تفاوت معناداری نشان داد(۰/۰۰۰۱>P)، در حالیکه در حوزهی نظارت و ارزیابی تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجهگیری: ارزیابی پیادهسازی چارچوب معماری پیشنهادی در محیطهای آزمایشگاهی نشاندهندهی بلوغیافتگی مدل ارایه شده در سه حوزهی برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی، و خدمترسانی و پشتیبانی است. همچنین ارتقای بلوغ معماری سازمانی نیازمند توجه بیشتر به حوزهی نظارت و ارزیابی واصلاحات این حوزه است.
صدریه حاج اسمعیل گوهری، الهه ایمانی، زهرا خواجه، مهکامه مهدیپور،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت الکترونیک شامل توانایی جستجو، درک و بهکارگیری اطلاعات سلامت از منابع الکترونیکی است که افراد را قادر میسازد تا تصمیمات آگاهانهای در زمینهی سلامت اتخاذ نمایند. این مهارت در عصر دیجیتال و با گسترش اینترنت و منابع سلامت آنلاین اهمیت فزایندهای یافته است. هدف این مطالعه، ارزیابی سطح سواد سلامت الکترونیک در افراد ۱۸ سال و بالاتر در شهر کرمان است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت مقطعی و توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۷۰۰ نفر از ساکنان شهر کرمان با سن ۱۸ سال و بالاتر بود که با روش نمونهگیری مناسب از مناطق مختلف شهر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی استاندارد سواد سلامت الکترونیک (eHEALS) استفاده شد. این ابزار شامل ۸ گویه است که بر اساس مقیاس لیکرت ۵ امتیازی طراحی شده و توانایی افراد در جستجو، ارزیابی و استفاده از اطلاعات سلامت الکترونیکی را میسنجد. نمرههای پرسشنامه بین ۸ تا ۴۰ متغیر است. نمرههای بالاتر نشاندهندهی سواد بالاتر در استفاده از منابع سلامت آنلاین است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. برای ارزیابی دادههای جمعآوریشده، از آمار توصیفی شامل فراوانی، میانگین و انحرافمعیار (SD) و همچنین از آمار تحلیلی مانند آزمون من-ویتنی و آزمون کروسکال-والیس استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره سواد سلامت الکترونیک شرکتکنندگان ۶/۸۰±۲۶/۲۶ بود که نشاندهندهی سطح متوسط سواد سلامت الکترونیک است. بیش از نیمی از شرکتکنندگان توانایی جستجو و استفاده از منابع سلامت آنلاین را گزارش کردند، اما کمتر از نیمی از آنان مهارت ارزیابی کیفیت منابع سلامت اینترنتی را داشتند. نتایج آزمون من-ویتنی نشان داد که میانگین نمرههای سواد سلامت الکترونیک در زنان بهطور معناداری بیشتر از مردان بود(۰/۰۰۲=P). همچنین، بر اساس آزمون کروسکال-والیس، بین سن(۰/۰۰۱>P)، سطح تحصیلات(۰/۰۰۱=P) ، وضعیت اشتغال(۰/۰۰۱=P) و وضعیت اقتصادی(۰/۰۰۱>P)، با میانگین نمرههای سواد سلامت الکترونیک رابطهی معناداری وجود داشت؛ بهطوریکه افراد ۱۸ تا ۴۰ سال، دارای تحصیلات دانشگاهی، دانشجویان و افراد با وضعیت اقتصادی بالا نمرههای بالاتری کسب کردند.
نتیجهگیری: سطح سواد سلامت الکترونیک در جامعهی مورد مطالعه در سطح متوسط ارزیابی میشود، اما شکافهای معناداری در توانایی ارزیابی منابع معتبر و استفادهی مطمئن از اطلاعات سلامت وجود دارد. سیاستگذاران حوزهی سلامت باید با توسعهی زیرساختهای لازم و آموزش عمومی، بستر مناسبی برای دسترسی به منابع معتبر، ارزیابی انتقادی اطلاعات و اتخاذ تصمیمهای آگاهانهی سلامت فراهم کنند.