20 نتیجه برای محمد علی
منیره رحیم خانی، محمد علی محققی،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
زمینه و هد ف: سرطان کولورکتال از جمله سرطانهای شایع در سنین بالاتر از 50 سال بوده که با هر دهه افزایش سن، خطر ابتلا دو برابر می گردد. علاوه بر 500 نوع باکتری موجود در مدفوع تعدادی قارچ، مخمر، و ویروس نیز به عنوان فلور میکروبی در مدفوع وجود دارند. بررسیهای متعددی در مورد ارتباط بین فلور میکروبی مدفوع و ابتلا به سرطان کولورکتال انجام شده و در این زمینه وجود بعضی از میکروبها و کارسینوژن بودن آنها به دلیل تولید متابولیتهای خاصی به اثبات رسیده است. به عنوان مثال بسیاری از تحقیقات نشان داده است که در فلور میکروبی مدفوع افرادی که به سرطان کولورکتال مبتلا هستند باکتریهائی مانند استرپتوکوکوس بوویس، انتروکوکوس فکالیس بیشتر از افراد سالم وجود دارد. در تحقیق حاضر نیز بررسی بر روی ارتباط بین استرپتوکک بوویس و انتروکک با سرطان کولورکتال انجام گرفته است.
روش بررسی: در این طرح 30 بیمار مبتلا به کانسر کولورکتال که با انجام معاینات بالینی، کولونوسکوپی، بررسیهای پاتولوژیک، و سایر آزمایشهای مربوطه وجود کانسر در آنها به اثبات رسیده بود انتخاب شده و نمونه مدفوع از آنها گرفته شد. علاوه بر آن 30 فرد سالم که از نظر سن و جنس با گروه بیمار همخوانی داشتند انتخاب و نمونه گیری از آنها به عمل آمد. نمونه ها بر روی محیطهای مکانگی آگار و بلادآگار کشت داده شدند و کلنی باکتریها توسط روشهای میکروب شناسی اختصاصی و بیوشیمیایی تعیین هویت گردیدند.
یافته ها: گروه بیمار شامل 23 مرد و 7 زن با میانگین سنی 97/55 سال و گروه کنترل شامل 17 مرد و 13 زن با میانگین سنی 73/50 سال بودند. بیشترین فراوانی بیماران و افراد کنترل در گروه سنی 69-60 سال قرار داشتند. نتایج آزمایشهای میکروبشناسی نشان داد که استرپتوکک بوویس، فلور غالب مدفوع 9 بیمار مبتلا به کانسر کولورکتال (1/39%) و 6 فرد سالم(1/26%) بوده است. هم چنین انتروکک، فلور غالب مدفوع 6 بیمار مبتلا به کانسر کولورکتال (1/26%) و 2 فرد سالم (7/8%) بوده است.
نتیجه گیری: با توجه به تحقیق انجام گرفته و بر اساس تعداد نمونه های مورد بررسی و با به کارگیری تجزیه و تحلیلهای آماری وآزمون فیشر ارتباط معنی داری بین استرپتوکک بوویس و انتروکک به عنوان فلور غالب مدفوع با بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال به دست نیامد (657/0 = P).
محمد علی عباسی مقدم، سهیلا دبیران، رضا صفدری، کوروش جعفریان،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
پیر شدن مرحله فیزیولوژیک غیر قابل پیشگیری زندگی است. کاهش تحرک، مراقبت ناکافی، درآمد کم، و نحوه زندگی ناسالم باعث افزایش شیوع بیماریهای جسمی و روانی در سالمندان میشود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط ویژگیهای دموگرافیک سالمندان شهر تهران با محل سکونت آنان بود.
روش بررسی: این یک مطالعه مقطعی با بعد تحلیلی است که بر روی 5600 سالمند شهر تهران انجام شده است.
داده های این بررسی از طریق پرسشنامه جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS 11.5 آنالیز آماری گردید.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که بیش از %50 سالمندان بیسواد هستند %5/30 آنان تحصیلات در حد نهضت سوادآموزی و یا ابتدائی داشتند و حداقل %62 افراد وجود یک بیماری را ذکر کرده بودند.
بین ساکنین شمال و جنوب تهران ازنظر بسیاری از متغیرهای مورد بررسی اختلاف معنی دار مشاهده گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بایستی به وضعیت سالمندان توجه بیشتر شود خصوصاً آن دسته از سالمندان که در جنوب تهران ساکن هستند.
آرزو فلاحی، محمد علی مروتی شریف آباد،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای دهان و دندان اثرات زیانباری را در دوران کودکی و سنین بالا دارند و10-5 درصد از کل هزینههای مراقبت بهداشتی را شامل میشود. الگوی فرانظریه ای چگونگی و زمان مراحل تغییر رفتار را پیش بینی میکند. مطالعه حاضر با هدف تعیین مراحل رفتار تمیزکردن بین دندانها بر اساس الگوی فرانظریه ای در دانش آموزان دختر و پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی است که بر روی 361 نفر از دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد که طی نمونه گیری خوشه ای از8 مدرسه انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای بود که روایی و پایایی آن تأییدشده و شامل مشخصات دموگرافیک، سوالات خودکارآمدی، موازنه تصمیم گیری (فواید درک شده و موانع درک شده) و مراحل تغییر رفتار تمیزکردن بین دندان بودکه به صورت خودگزارشی تکمیل و اطلاعات از طریق نرم افزارآماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: 8/54% دختر و2/45% پسر با میانگین سنی آنها 55/.±53/17سال در این مطالعه شرکت کردند.86/49 %( 179 نفر) درمرحله پیش تفکر،3/5% (19 نفر) در تفکر، 1/24% (87نفر) آمادگی، 8/6 % (31 نفر) عمل و 5/12%(5 نفر ) در مرحله نگهداری رفتارتمیزکردن بین دندان بودند. مراحل تغییر با خودکارآمدی(33/.r=) و فواید درک شده(19/.r=) ارتباط مثبت و معنادار و با موانع درک شده همبستگی معکوس و معناداری (19/.r= -) داشت. سازه های خودکارآمدی، موانع و فواید درک شده رویهم رفته15% درصد از واریانس مراحل تغییر رفتار را پیش بینی کردند که در این میان خودکارآمدی (212/0=β) قویترین پیش بینی کننده بود.
بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که اکثر دانش آموزان در مرحله پیش تفکر بودند و احتمالاً در آینده در معرض پوسیدگی دندان بیشتری قرار دارند. میتوان از الگوی فرانظریه ای جهت تعیین استراتژیهای مربوط به هر یک از مراحل تغییر رفتارخود مراقبتی دهان و دندان به منظور پیشرفت و نگهداری رفتار درمداخلات و برنامه های آموزشی استفاده کرد
محمد مهدی امیری، زهره جدلی، سید عباس میرشفیعی، عبدالفتاح صراف نژاد، مهرناز رسولی نژاد، مسعود روانبخش، مهدی روحانی، محمد علی بویر، علیرضا صالحی نوده،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارشات متعددی مبنی بر اهمیت نقش آپوپتوز در سندروم سپتی سمی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر و پذیرنده نوع یک آن در افراد مبتلا به سپتی سمی و مقایسه آن با افراد سالم TNF سطح ، PBMC بررسی میزان آپوپتوز در میباشد.
روش بررسی: این تحقیق بر روی 22 فرد بیمار مبتلا به سپتی سمی انجام گرفت. پس از اخذ 6 سیسی خون در شرایط میزان ، PBMC سرم بیماران بررسی گردید. بلافاصله پس از جداسازی TNFRI و TNF استریل، با استفاده از کیت الیزا میزان آپوپتوز این سلولها بررسی گردید( آپوپتوز در زمان صفر) ؛ در ادامه با کشت این سلولها میزان آپوپتوز خود به خودی و نوترکیب بر میزان آپوپتوز نیز بررسی گردید. TNF تاثیر بیماران در مقایسه با افراد نرمال افزایش PBMC یافت هها: میزان آپوپتوز در زمان صفر و میزان آپوپتوز خود به خودی
برای مرگ سلولی برنامهریزی شدهاند. in vivo معنیداری داشته و نشان دهنده این است که سلولهای ایمنی در شرایط نسبت به آپوپتوز خود به خودی آنها افزایش معنیداری نداشت. TNF بیماران، تحت تاثیر PBMC میزان آپوپتوز بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده این است که مسیرهای مرگ دیگری غیر از پذیرندههای مرگ، در امر آپوپتوز در این بیماران بطور معنیداری در مقایسه با افراد نرمال TNFRI و TNF دخیلند. همچنین میزان سرمی هر دو پروتئین در مراحل ابتدایی TNFRI با یکدیگر است و نشان دهنده نقش پروتکتیو r= افزایش یافته و این افزایش متناسب 0.908 بیماری است
سهیلا دبیران، محمد علی عباسی مقدم،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: واکسیناسیون شکل مهمی از پیشگیری اولیه است که از فرد و یا تعداد زیادی از افراد، محافظت مینماید. واکسن ثلاث به عنوان شاخص نظام واکسیناسیون در کشور و کارکرد آن تلقی میشود. هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت پوشش واکسیناسیون ثلاث ۳ و فاکتورهای موثر بر آن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی با بعد تحلیلی و جمعیت مورد مطالعه 1458 نفر کودک 24-12 ماهه منطقه هفده شهر تهران بوده است. در این مطالعه با مراجعه به منازل و براساس کارت واکسیناسیون کودکان اطلاعات جمع آوری گردید. روش نمونه گیری از نوع خوشهای به تعداد 146 خوشه 10 نفری بوده و داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزارv13 spss و آزمونهای T-test و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در این مطالعه ۷۴۴ دختر و ۷۱۴ پسر مورد بررسی قرار گرفتند. 1241 نفر(85%) از موارد واکسن خود را در زمان مناسب دریافت کرده، ۱۹۰ نفر(13%) واکسن را بموقع دریافت نکرده و ۲۷ نفر(9/1%) واکسن نزده بودند.
نتیجه گیری: اگرچه پوشش واکسیناسیون -۳ ثلاث در این مطالعه بیش از ۹۸% بود ولی 13% موارد واکسن خود را بموقع دریافت نکرده بودند و این به منزله فرصت از دست رفتهای است که ممکن است طفل در آن زمان، مبتلا به بیماری شود. لازم است مطالعات بیشتری در جهت شناخت عوامل موثر بر عدم واکسیناسیون در زمان مناسب انجام شود.
محمد علی عباسی مقدم، اعظم حسین علیزاده،
دوره 5، شماره 5 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت سازمانها به توانایی سازگاری آنها با عوامل متغیر محیطی بستگی دارد. انطباق پذیری و مشارکت از عوامل پیش بینی کننده اثربخشی سازمانی به شمار رفته و لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی در کارکنان بیمارستان امام خمینی(ره) تهران صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی بوده که به روش مقطعی در سال 1389 انجام گردید. دادههای مورد نیاز تحقیق با استفاده از پرسشنامه دنیسون(نسخه 2006) که روایی آن توسط صاحب نظران و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ(864/0=α) مورد تایید قرار گرفته بود، بدست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان اداری و درمانی بیمارستان امام خمینی(ره) تهران(2023 نفر) که از این جامعه، حجم نمونه آماری با سطح اطمینان 95%، به تعداد 114 نفر و به روش تصادفی انتخاب گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار Spss17 و روشهای آمار توصیفی مانند تعیین میانگین و نیز آمار استنباطی مانند آزمون همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان مشارکت سازمانی 44/53% و میزان انطباق پذیری سازمانی 37/52% بوده و بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی و همچنین زیرمتغیرهای آنها رابطه مثبت و معناداری(743/0 , r=01/0p<) وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گیری نمود که افزایش میزان مشارکت سازمانی و متغیرهای آن میتواند افزایش انطباق پذیری سازمانی و متغیرهای آن را به دنبال داشته باشد.
محمد علی ژیرافر، سودابه وطن خواه، سید حسام سیدین،
دوره 6، شماره 4 - ( 8-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شاخصهای اساسی و مهم برای ارزیابی موفقیت روشهای پیمان مدیریت رضایت مندی کارکنان میباشد. این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین پیمان مدیریت و رضایتمندی کارکنان در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- مقطعی است. جامعه پژوهش شامل بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که از بین آنها 6 بیمارستان که در آنها پیمان مدیریت اجرا میشد انتخاب شد. تعداد 123 نفر از کارکنان این بیمارستانها به سئوالات که پرسشنامه خود ساخته رضایت سنجی از پیمان بود، پاسخ دادند. روایی پرسشنامه به تائید هم اساتید و هم صاحبنظران مرتبط رسید. پایایی نیز با تحلیل دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی و آزمون آماری تی زوجی انجام شد.
یافتهها: میانگین میزان رضایتمندی کارکنان قبل از اجرای روشهای پیمان مدیریت 04/3(از 5) و بعد از اجرا 86/2(از 5) بود. بین میزان رضایتمندی کارکنان قبل و بعد از اجرا رابطه معنی دار وجود داشت(005/0< P) و میزان رضایت آنان بعد از واگذاری خدمات کاهش یافته بود.
نتیجهگیری: اجرای روشهای پیمان مدیریت کاهش رضایت کارکنان را به دنبال داشته است. یکی از دلایل این نتیجه اجرای این روشها در کوتاه مدت بوده است. بنابراین بیمارستانها باید یک رابطه بلندمدت را در واگذاری فعالیتهای خود ایجاد نمایند، تا در این زمینه موفقتر شوند.
آناهیتا معاونی، فرزانه مقدم، معصومه عربشاهی، سيد محمد علی حافظی، معصومه خوشگام، لادن حسینی گوهری،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : ریزش موی آندروژنیک در زنان شرایطی رایج است که به علل مختلفی وابسته بوده و شدت آن با سن مرتبط میباشد. ریزش موی زنان ارتباط قوی با هورمون و عدم تعادل آن دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه سطح سرمی هورمونهای TSH ، T4 ، تستوسترون آزاد، پرولاکتین و پروتئینهای متصل شونده به هورمونهای جنسی مانند Alb و SHBG در خانمهای مبتلا به ریزش مو در مقایسه با گروه شاهد بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی- مورد شاهدی، بر روی تعداد 71 خانم با ریزش مو و 70 خانم بدون ریزش مو(طبیعی) که از درمانگاههای تخصصی پوست و مو انتخاب شده بودند و در گروه سنی 50-15 سال قرار داشتند، انجام شد. سطح هورمونها و SHBG به روش الیزا و Alb به روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. تحلیل دادهها توسط Independent T test انجام شد.
یافتهها : پس از آنالیز دادهها، سطح هورمون TSH ، هورمون تیروئیدی T4 و هورمون پرولاکتین و پروتئینهای SHBG و Alb در میان دو گروه دارای تفاوت غیر معنی دار بودند. هورمون تستوسترون آزاد دارای تفاوت معنی دار میان دو گروه بو د(000/0= P ) و میانگین سطح سرمی آن در بیماران بیشتر بود.
نتیجه گیری: از آنجاییکه آندروژنها مهمترین نقش را در تنظیم بیولوژیک سیکل مو در خانمها دارند و تفاوت معنی دار در سطح تستوسترون آزاد میان دو گروه بیمار و شاهد وجود داشت، پیشنهاد میگردد که میزان تستوسترون آزاد در خانمهای با ریزش موی آندروژنیک مورد بررسی قرار گیرد.
فریبا نباتچیان، ناهید عین اللهی، محمد علی برومند، سکینه عباسی،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: واکنشهای اکسیداتیو در گسترش روند آترواسکلروز دخیل هستند. تشکیل رادیکالهای اکسیژن و پراکسی واکسیداسیون LDL– کلسترول از آن جمله میباشند. هدف از این مطالعه، ارزیابی ارتباط بین مقادیر سرمی بیلیروبین و وقوع بیماری شریان کرونر میباشد.
روش بررسی: هشتاد و پنج بیمار و نود و دو فرد سالم انتخاب شدند. میزان بیلیروبین مستقیم و تام به روش دیازو و اندازهگیری تریگلیسرید، کلسترول تام، به روش آنزیمی انجام شد. HDL – کلسترول به روش پلیآنیون – کاتـیون و LDL – کلسترول به روش مستقیم سنجش شـد. آنالیز آمـاری دادههـا بـا نـرم افـزار آمـاری 17SPSS انجـام شـد. آزمـون Chi-squar برای متغیرهای کیفی و آزمون t-student برای متغیرهای کمی به کار گرفته شد. سطح معنی داری 05/0 P= در نظر گرفته شد.
یافتهها : مقادیر بیلیروبین مستقیم، غیرمستقیم و تام در گروه کنترل به ترتیب 213/0، 375/0 و 588/0 و در بیماران به ترتیب 228/0، 365/0، 593/0 میلی گرم در دسی لیتر بود. بین میانگین مقادیر بیلیروبین مستقیم، غیرمستقیم و تام در دو گروه اختلاف معنیداری مشاهده نشد. بین میانگین مقادیر تری گلیسرید و کلسترول تام در دو گروه اختلاف معنیداری مشاهده نشد. بین میانگین مقادیر HDL- کلسترول در دو گروه(001/0=P) سابقه فامیلی(006/0=P)، میانگین فشار خون(001P<)، استعمال سیگار(031/0=P) تفاوت معنیدار مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که سنجش بیلی روبین به عنوان شاخصی برای پیشگویی بروز بیماری شریان کرونر میتواند حائز اهمیت باشد. اگرچه یافتههای این مطالعه با برخی از مطالعات پیشین در این زمینه همسو و با برخی دیگر مغایرت دارد.
محمد علی کریمی اقدم، ابوالقاسم پوررضا، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دانش
فنی مدیران عرصه سلامت در زمینهی
بودجهریزی، در افزایش کارایی سازمانها و موسسات این بخش نقش اساسی دارد، زیرا
مبنای هر تصمیم و اقدام صحیح، آگاهی و تحلیل صحیح است. بنابراین، هدف این مطالعه،
سنجش دانش فنی مدیران بهداشت و درمان در زمینهی بودجه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعهی توصیفی،
تحلیلی به روش مقطعی است. از 80 نفر مدیر دانشگاه علوم پزشکی تبریز، 63 نفر در این
بررسی شرکت کردند. ابزار جمعآوری، اطلاعات پرسشنامهای با محورهای کلیدی شناخته
شده در عرصه بودجهریزی بود. دادهها پس از جمعآوری با نرمافزار spss16 و با استفاده از آزمونهای همبستگی پیرسون، T-test و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمرات کل 6/4±9/16 از 30 بود. نمرات کل در رشتههای تحصیلی(276/0=P)، و سمتهای مختلف(431/0=P) اختلاف معنیداری
نداشت. میانگین نمرات کل زنان و مردان(782/0=P) یکسان بود. دانش فنی مدیران با سن(392/0=P و 1/0=r)، سابقه کار(299/0=P و 1/0=r) و سابقه مدیریت(121/0=P و 2/0=r) رابطه معنیداری
نداشت.
نتیجهگیری: باتوجه
به مشکلات ناشی از پایین بودن آگاهی مدیران در زمینه اصول بودجه ریزی، ارتقای دانش
فنی آنان ضرورت دارد. عدم ارتباط دانش فنی با سابقه کار و سابقه مدیریت شاید ناشی
از جدی نگرفتن این امور توسط مدیران و بیثباتی
مدیریت باشد که میتواند آسیبهای جدی سازمانی در پی داشته باشد. بازنگری در
برنامههای آموزشی موجود، افزایش کمی دورهها به موازات ارتقای کیفی آنها و آموزش
مداوم به منظور بهبود عملکرد مدیران، ضروری به نظر میرسد.
زهرا کاشانی خطیب، علی دهقانی فرد، سعید کاویانی ، مهرداد نوروزی نیا، مؤمنه محمدی، فاطمه محمد علی ، الهام روشندل، سحر محمدی فاتح، شعبان علیزاده،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: شناخت مکانیسم مولکولی دخیل در افزایش سطح هموگلوبین جنینی (HbF) در استفاده از داروهای القاکننده میتواند به القای موثر آن کمک وافری نماید. هدف از انجام این تحقیق، تعیین اثر دو داروی تالیدوماید و سدیم بوتیرات به عنوان داروهای القاکنندهی بیان HbF ، جهت شناخت مکانیسم مولکولی مرتبط با اثر دارویی در سلولهای + 133 CD خون بند ناف حامل جهش هتروزیگوت β -تالاسمی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعهی تجربی، سلولهای + 133 CD پس از جداسازی، در محیط کشت تمایز اریتروئیدی قرار گرفتند. پس از تیمار دارویی در روز 6 از تمایز اریتروئیدی، بررسی بیان ژنهای مارکرهای ردهی اریتروئیدی یعنی 71 CD و a 235 CD انجام گرفت. برای این منظور پس از استخراج RNA از پیش سازهای اریتروئیدی در روزهای 6 و 12 تمایز اریتروئیدی و سنتز cDNA ، بیان کمی این دو ژن با استفاده از تکنیک Real-time PCR انجام شد.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد تالیدوماید سبب افزایش قابل توجهی در تکثیر پیش سازهای اریتروئیدی در مقایسه با سدیم بوتیرات و گروه کنترل، میگردد. همچنین تالیدوماید سبب افزایش و کاهش قابل توجهی به ترتیب در بیان ژنهای 71 CD و a 235 CD در مقایسه با سدیم بوتیرات و گروه کنترل، گردید.
نتیجهگیری: با توجه به پتانسیل بالای تالیدوماید در القای بیان HbF ، به نظر میرسد مکانیسمهای مولکولی دخیل در تکثیر پیش سازهای اولیه اریتروئیدی نقش موثری در القای بیان HbF داشته باشند.
محمد علی نادی، نیلوفر مقتدری،
دوره 8، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: سه متغیر از بین متغیرهای مختلفی که براساس نظریات و پژوهشهای انجام شده برای افزایش رفتار شهروندی سازمانی موثر هستند، موازین اخلاقی، توانمندی روان شناختی و رضایت شغلی میباشند. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین موازین اخلاقی، توانمندی روان شناختی و رضایت شغلی با رفتار شهروندی سازمانی در بین کارکنان بیمارستانهای خصوصی شهر شیراز اجرا شد.
روش بررسی : این پژوهش بصورت یک مطالعهی مقطعی و از نوع توصیفی تحلیلی اجرا گردید. از جامعهی آماری کارکنان زن و مرد بیمارستانهای خصوصی شهر شیراز 330 نفر(147 مرد و 183 زن) به شیوهی نمونه گیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل 6 پرسش نامه استاندارد بود که پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (بترتیب 85/0، 93/0، 70/0، 89/0، 90/0و 70/0) و روایی صوری و محتوایی آنها نیز تأیید گردید. برای تحلیل دادهها در سطح آمار استنباطی از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام و تحلیل مدل معادلهی ساختاری استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که بین موازین اخلاقی(جو اخلاقی، رهبری اخلاقی و ارزشهای اخلاقی)، توانمندی روان شناختی، رضایت شغلی با رفتار شهروندی سازمانی کارکنان رابطهی مثبت و معنادار برقرار است(001/0 ≥ P ). تحلیل رگرسیون بهترین پیش بینی کننده رفتار شهروندی سازمانی را جو اخلاقی نشان داد. همچنین مدل معادلهی ساختاری با حذف جو اخلاقی از برازش مناسبی برخوردار بود.
نتیجهگیری: تلاش برای افزایش رفتار شهروندی سازمانی کارکنان بیمارستانهای خصوصی بیشترین نقش را برحسب معادلهی ساختاری از توانمندسازی روان شناختی میپذیرد .
مرضیه تاج الدینی، محمد علی صدیقی گیلانی، طاهره حیدری، کلثوم چوبینه، حمید چوبینه،
دوره 10، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری یک معضل اصلی در پزشکی مدرن است که بر حدود ۲۰% از زوجین در سن باروری تاثیر گذاشته است که نزدیک به ۴۰%–۵۰% از آن با علت مردانه است. نقش هرپس ویروس سیمپلکس(HSV) در ناباروری مردان با روش هایی دقیق در حال بررسی است. هدف این مطالعه تعیین شیوع DNA هرپس سیمپلکس ویروس ۱ و ۲ در مایع منی، خون و ادرار مردان نابارور ایدیوپاتیک و بررسی رابطه آن با پارامترهای مایع منی می باشد.
روش بررسی: نمونه های خون، ادرار و مایع منی از ۱۵۰ مرد نابارور مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی تهران(۱۳۹۲-۱۳۹۰) جمع آوری شد. نمونه ها با استفاده از پرایمرهای مختص ردیابی HSV-۱, ۲ DNA با روش تشخیصی PCR بررسی شد.
یافتهها: آنالیزهای شش گروه از مردان نابارور مورد مطالعه، شامل نمونه های مثبت و منفی HSV-۱, ۲ در خون، ادرار و مایع منی را نشان داد. HSV-۱, ۲ در ۲۸(%۱۸/۶۶) نمونه مایع منی، ۱۰(%۶/۶۶) نمونه خون و ۲(%۱/۳۳) نمونه ادرار، در ۱۵۰ نمونه بیمار تشخیص داده شد. تنها نمونه های مثبت HSV-۱, ۲ در مایع منی با پارامترهای مایع منی غیرنرمال همراه بود.
نتیجه گیری: با استفاده از روش هایی دقیق، شیوع بالای HSV-۱, ۲ در مایع منی مردان نابارور ایدیوپاتیک تشخیص داده شد. اگرچه آلودگی با HSV-۱, ۲ با ناهنجاری های تحرک و مورفولوژی اسپرم همراه نبود، اما با کاهش تعداد اسپرم در مایع منی همراه بود. به علاوه ارتباط معنی داری در HSV-۱, ۲ در خون و ادرار مردان نابارور با پارامترهای غیرنرمال مایع منی یافت نشد.
سمانه صفارانی، سید محمد علی خاتمی فیروزآبادی، علی آهنگر،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت صحیح تجهیزات پزشکی می تواند تأثیر بسزایی بر کاهش هزینه ها و افزایش کیفیت خدمات داشته باشد. لذا ضروری است که انتخاب تجهیزات به شیوه ای باشد که آن ها را بر طبق اهمیت شان طبقه بندی میکند. هدف از این مقاله انتخاب مناسب ترین تأمین کننده براساس روش های تصمیم گیری چند معیاره است.
روش بررسی: این پژوهش با متد ترکیبی است. ابزار جمع آوری داده های تحقیق شامل اسناد، مدارک و مصاحبه بود. شرکت کنندگان در پژوهش در سه گروه تیم مدیران ارشد، کاربران و کارشناسان فنی تجهیزات پزشکی می باشند و نمونه گیری به شکل گلوله برفی انجام شد.
یافته ها: در روش تسلط تقریبی اولویت بندی گزینه ها از سمت راست به ترتیب شامل D ،C و سپس A و B با امتیاز برابر هستند، در روش TOPSIS به ترتیب A ،B ،D و C هستند، در روش VIKOR ترتیب آن ها شامل D ،B ،A وC است. روش یک و دو در اکثر اولویت بندی موارد غیر از B و C شبیه هم هستند و در روش ویکور A تغییر رتبه داده و به اولین رتبه تبدیل شده و B و C در روش تاپسیس دارای رتبه یکسان هستند.
نتیجه گیری: با توجه به سه روش انجام شده اولویت بندی گزینه ها در تمام روش ها شباهت هایی به هم دارند و در عین حال در مواردی هم با یکدیگر متفاوت هستند و هیچ گزینه ای در تمام روش ها جای ثابتی ندارد، برای تصمیم گیری نهایی باید از چندین روش دیگر هم به عنوان روش کمکی استفاده کرد.
احمد سیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 14، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایشگاهها جزو اصلیترین پایههای مراکز تحقیقاتی و علمی بهحساب میآیند. سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاه بستر ثبت اطلاعات و تعاملات بین آزمایشگاهها و پژوهشگران است. هدف از مطالعهی حاضر ارایه مدل معماری سازمانی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کیفی انجام گرفت. با استخراج اسناد و اطلاعات موجود در خصوص سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی از بانکهای اطلاعاتی، نمونه ی ۱۶ نفره از کارشناسان و استادان استفاده کننده از خدمات آزمایشگاهی دانشگاه صنعتی شریف جهت تعیین نیازها به صورت گلوله برفی و مبتنی بر هدف در مصاحبه وارد شدند. با تعیین نیازها، مدلهای معماری سازمانی از بانکهای اطلاعاتی استخراج شد. جهت انتخاب مدل معماری سازمانی برای انتخاب بهترین مدل متناسب با خدمات آزمایشگاهی از نظر ۱۶ صاحب نظر استفاده شد. با توجه به جنبه های مختلف فنی و مدیریتی سیستمهای مدیریت آزمایشگاهها دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا تلفیق گردیدند. در مرحله ی بعد با استفاده از تکنیک دلفی در سه راند از نظر متخصصان استفاده کننده از سیستم های خدمات آزمایشگاهی جهت ارزیابی مدل پیشنهادی استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش متشکل از دو قسمت ارزیابی نیازهای سیستم مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی و ارایه الگوی پیشنهادی میباشد. در مدل ارایه شده محتوای هر سلول چارچوب زکمن با رویکرد سرویسگرا با توجه به مشخصات سیستم مدیریت آزمایشگاهی انتخاب و تلفیق گردید. مدل بر اساس پنج سطح بلوغ معماری سازمانی بررسی گردید که بهبود بلوغ معماری سازمانی در سطوح بالاتر مشهود بود.
نتیجهگیری: استفاده از معماری سازمانی ویژه ی سیستمهای مدیریت آزمایشگاهی سبب استفاده ی بهینه از منابع و سهولت در تعاملات می گردد.
معصومه عبدی تالارپشتی، قهرمان محمودی عالمی، محمد علی جهانی،
دوره 15، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از دلایل نارضایتی مراجعهکنندگان از سازمانهای بهداشتی این است که این سازمانها توقعاتی ایجاد میکنند که قادر به ارایه آنها با توجه به انتظارات مردم نیستند. پژوهش حاضر با هدف ارایه مدل برندسازی خدمات بهداشتی با رویکرد مراجعهکنندگان انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعهی ترکیبی کمی-کیفی در سال ۱۳۹۹ انجام گردید. جامعه آماری پژوهش برای قسمت کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی به روش تکنیک دلفی ۲۰ نفر بود. برای قسمت کمی مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی۸۳۰ نفر، انتخاب شدند. روایی پرسشنامه از طریق روایی صوری، محتوا، سازهای و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰/۹۶ تایید گردید. دادههای کمی توسط نرمافزار سیستم معادلات ساختاری (EQS) Equations Structural System ورژن ۶/۱ با تحلیل عاملی تایید و با استفاده از معادلات ساختاری ارایه گردید.
یافتهها: با توجه به یافتههای ساختار عاملی در برندسازی خدمات بهداشتی شش محور اصلیِ جایگاه رقابتی، ارزش ویژه، قابلیت دسترسی، تثبیت برند در ذهن مراجعان و بازار، استراتژیهای برندسازی، ارتباط برند با مراجعان و بازار در برندسازی خدمات بهداشتی با ۱۹ حیطهی فرعی، انتظارات مراجعهکنندگان (RMSEA=۰/۰۹, SRMR=۰/۹ ,TLI=۰/۹, CFI=۰/۹) نشان داده شده را تایید کرد و از برازش خوبی برخوردار است. همسانی درونی آیتمها سطوح معنیداری داشتند(۰۵/P<۰).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ۱۹ حیطهی فرعی، ساختار شش عاملی برندسازی خدمات بهداشتی را تایید میکنند که جزو محورهای تاثیرگذار در برندسازی از دیدگاه مراجعهکنندگان بود. ازآنجاییکه برندسازی خدمات بهداشتی موجب ارتقای کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده در نظام سلامت میباشد، پیشنهاد میگردد با ایجاد نوآوری در کمیت و کیفیت خدمات ارایه شده، قابلیت دسترسی به خدمات سلامت، ایجاد مزیت رقابتی و توانمند نمودن کارکنان و ارتقای مهارتهای ارتباطی بتوان در برنامه ریزی برندسازی خدمات بهداشتی گام موثر برداشت.
احمدسیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: معماری سازمانی منطبق بر نیازهای آزمایشگاهی، با استفاده ازمشترکات چارچوبهای معماری سازمانی معتبر و موجود، باعث همراستایی نیازها با استراتژیها و اهداف سازمانی و زیرساختهای فناوری اطلاعات میشود. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یکی از روش های مدیریت موثر فرایند معماری سازمانی است. هدف از مطالعهی حاضر، ارزیابی پیادهسازی مدل معماری سازمانی بر روی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کمی در سال ۱۳۹۸ انجام شد، مدل معماری سازمانی پیشنهادی صدر و همکاران که نتیجهی تلفیق دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا با سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی بود، در دانشگاه صنعتی شریف مورد ارزیابی بلوغ معماری سازمانی قرار گرفت. جامعهی آماری این ارزیابی، بر اساس جدول تعیین نمونهی مورگان، شامل ۱۰۰ نفر از افراد خبره در زمینه سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی در نظر گرفته شد.
روش (Capacity Maturity Model) CMM، که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده، به عنوان ابزار سنجش پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخصهای توصیفی فراوانی، درصد و آزمون T تکنمونهای برای مقایسهی میانگینها در نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: ارزیابی بلوغ معماری سازمانی شامل چهار بعد در حوزههای برنامهریزی و سازماندهی فناوری اطلاعات، توسعه و پیادهسازی فناوری اطلاعات، خدمترسانی و پشتیبانی فناوری اطلاعات و حوزهی نظارت و ارزیابی فناوری اطلاعات بود. در بین ابعاد بلوغ معماری سازمانی، کمترین میانگین مربوط به حوزهی نظارت و ارزیابی و بیشترین میانگین مربوط به حوزهی خدمترسانی و پشتیبانی بود. ابعاد از لحاظ وضعیت به ترتیب عبارت بودند از: بعد خدمترسانی و پشتیبانی، بعد برنامهریزی و سازماندهی، بعد توسعه و پیاده سازی و بعد نظارت و ارزیابی. نتایج آزمون های تحلیلی در حوزههای مربوط به بلوغ معماری سازمانی شامل حوزههای برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی و خدمترسانی و پشتیبانی تفاوت معناداری نشان داد(۰/۰۰۰۱>P)، در حالیکه در حوزهی نظارت و ارزیابی تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجهگیری: ارزیابی پیادهسازی چارچوب معماری پیشنهادی در محیطهای آزمایشگاهی نشاندهندهی بلوغیافتگی مدل ارایه شده در سه حوزهی برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی، و خدمترسانی و پشتیبانی است. همچنین ارتقای بلوغ معماری سازمانی نیازمند توجه بیشتر به حوزهی نظارت و ارزیابی واصلاحات این حوزه است.
مهدی هادی، علی جهان، لیلا نجفی، محمد علی شریعت،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: به موازات پیشرفت خدمات سطح پیچیدگی سازمانیِ مراکز بهداشتی درمانی نیز افزایش یافته است؛ عوامل متعددی از جمله تنوع خدمات، یکسان نبودن شرایط اداره مراکز و بالارفتن توقع از نظام سلامت در این زمینه نقش دارند. بنابراین با توجه به عوامل متعدد تاثیرگذار و تاثیرپذیر، ارتقای خدمات سلامت نیازمند توسعهی رویکردی سیستماتیک برای ارزیابی کارایی و سیستم مدیریت آنها میباشد. مطالعهی حاضر با هدف توسعهی مدل کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت با رویکرد تلفیقی دلفی فازی و تکنیک دنپ انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ترکیبی کیفی-کمی است که به منظور توسعهی مدل کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل ۱۵ نفر از خبرگان حوزه بهداشت و درمان بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها در دو مرحله از پرسشنامهی محققساخته و پرسشنامهی ماتریسی ۲۰*۲۰ استفاده شد؛ که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ و نرخ سازگاری محاسبه شد. تحلیل دادهها با نرمافزار Excel، و متلب انجام شد و برای بررسی تعیین رابطه علت-معلولی و میزان تاثیرپذیری و تاثیرگذاری اهداف از تکنیک دنپ استفاده شد.
یافتهها: با توجه به نتایج حاصل از تکنیک دلفی فازی در پنل خبرگان، ۵ دیدگاه با ۲۰ هدف کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت شناسایی و جایگزین دیدگاههای سنتی کارت امتیازی متوازن شدند. بهعلاوه این نتایج نشان داد که دیدگاههای رشد و توسعه، فرایندهای درون سازمانی و مسئولیت اجتماعی بهدلیل مثبت بودن مقادیر D-R بهعنوان عوامل اثرگذار و دیدگاههای بیماران و جامعه، وضعیت مالی و عملکرد با کسب مقدار منفی D-R، بهعنوان عامل اثرپذیر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر این بود که برای ارزیابی عملکرد مراکز مراقبت سلامت باید از دیدگاههای متناسب با اهداف این مراکز در کارت امتیازی متوازن استفاده شود. همچنین اولویتبندی و تعیین رابطهی علی-معلولی و لحاظ کردن سهم هریک از دیدگاهها در دستیابی به اهداف مراکز مراقبت سلامت سبب تقویت عملکرد میشود.
الهام شکیبا، محبوبه سادات فدوی، محمد علی نادی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: قدرت هوشمند، همبستگی و اتحاد بین علم و دانش و ارتباطات است. امروزه با پیشرفت فناوری، فضای جدیدی در علوم پزشکی ایجاد شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین مفهوم قدرت هوشمند و شناسایی مؤلفههای آن در دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، بهصورت کیفی در سال ۱۴۰۱ با استفاده از روش دادهبنیاد انجام شد. در این پژوهش، با ۱۳ نفر از اعضای هیاتعلمی دانشگاههای علوم پزشکی کشور انتخاب شده از طریق روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی، مصاحبهی عمیق و نیمهساختارمند انجام شد. با این تعداد محقق به اشباع نظری رسید. برای تجزیه و تحلیل تحلیل دادهها از روش Strauss and Corbin بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تعیین دقت و اعتبار دادهها، پژوهشگر پس از کدگذاری دادهها، از شش نفر از مشارکتکنندگان در مصاحبه و شش نفر از استادان دانشگاه آشنا به موضوع و روش پژوهش، نظرخواهی شد.
یافتهها: پس از تدوین مفاهیم اولیه ۷۷ کد باز، ۱۵ کد محوری و پنج کد گزینشی برای قدرت هوشمند شناسایی شد. تقویت هوشمصنوعی، تحول الکترونیکی سلامت و فعالیتهای فرامرزی با هم پاسخگویی فناورانه سلامت را تشکیل میدهند، عوامل علّی هستند که بر پدیدهی قدرت هوشمند تأثیر میگذارند. اقداماتی که باید برای قدرت هوشمند در دانشگاههای علوم پزشکی انجام شود، با عنوان راهبردها شامل نوآوری فناورانه که با فناوری نظاممند، آموزش فناورانه، ظرفیتسازی پژوهش صورت میپذیرد. مدیریت سایبری با عملکرد فناوری محور، ارتقای توانایی ارتباطی، مدیریت اطلاعات، عوامل زمینهای است که شرایط ویژه بر راهبردهای مؤثر ایجاد میکند. تضاد سنت با نوسازی، تشویش اطلاعاتی با عنوان مخاطرات سازمانی عوامل مداخلهای هستند که در راهبردها مداخله و آنها را محدود میکند. اگر شرایط ویژهی راهبردها مهیا شود و عوامل مداخلهای کنترل شود، پیامد راهبردها پیشرفت فناورانه، توسعهی شبکه ارتباطی، تجمیع قدرت سخت و نرم بهطور کلی سلامت همهجانبه میشود.
نتیجهگیری: سیاستگذاران نظام سلامت با بهکارگیری و توسعهی این قدرت خواهند توانست تا مشکلاتی مانند یکسان نبودن امکانات بهداشتی در مناطق مختلف را برطرف نموده و همچنین استفاده از دانشگاه مجازی و آموزش الکترونیک که موجب رفع محدودیتهای زمانی و مکانی است، فرصت آموزش را برای متقاضیان در نقاط مختلف کشور فراهم آورند.
ژیلا مقبولی، سلاله امام قلی پور، مجید رمضانی، محمد علی صحرائیان،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات طیف نورومیلیت اپتیکا یک اختلال نادر در سیستم عصبی مرکزی است که عمدتاً بر اعصاب بینایی و نخاع تأثیر میگذارد. این اختلالات با اتصال آنتیبادی IgG به آکواپورین-۴ مرتبط است که باعث تخریب آستروسیتها و آکسونها میشود. آکواپورین-۴ همچنین در عضلات اسکلتی بیان میشود و بر مسیرهای تنظیمی انرژی زیستی و جابهجاییهای کلسیم (⁺Ca۲) تأثیر میگذارد. هدف این مطالعه بررسی همراهی بین آنتیبادی آکواپورین-۴ مثبت و تراکم استخوان پایین در بیماران مبتلا به نورومیلیت اپتیکا میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، ۳۲ بیمار مبتلا به نورومیلیت اپتیکا و ۳۷ فرد که از لحاظ سن و جنس با گروه مورد همگن بودند و سابقه بیماری نورولوژیکی و دیگر بیماریهای حاد و مزمن نداشتند، بهعنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. بیماری نورومیلیت اپتیکا بر اساس معیارهای وینگرچاک شناسایی شد. میزان تراکم استخوانی با استفاده از روش دگزا در سه ناحیهی استخوانی ارزیابی شد: کل هیپ، گردن فمور، و مهرههای کمری نخاعی (L1-L4) و تراکم استخوان بر اساس امتیاز Z جهت تعیین همراهی کاهش تراکم با بیماری تعریف شد. امتیاز Z کمتر از منفی ۲ بهعنوان کاهش شدید تراکم استخوان طبقهبندی شد.
یافتهها: از بین بیماران مبتلا به نورومیلیت اپتیکا، ۱۵/۶% بیماران حداقل در یک ناحیه(کل هیپ، گردن فمور یا کمر) همراه با کاهش شدید تراکم استخوانی بودند؛ درحالیکه فقط ۵/۴% از افراد گروه شاهد با کاهش شدید تراکم استخوان همراه بودند(۰/۰۱=P). نتایج تراکم استخوان نشان میدهد که امتیاز Z در ناحیه گردن فمور و لگن در افراد مبتلا به نورومیلیت اپتیکا به طور معناداری کمتر از گروه شاهد بود(۰/۰۵>P). همچنین، در بیماران مبتلا به نورومیلیت اپتیکا، امتیاز Z ناحیه گردن فمور و لگن در بیماران با تست آنتیبادی آکواپورین-۴ مثبت به طور معناداری پایینتر از گروه شاهد بود(۰/۰۵>P). در مدل رگرسیون بعد از تطبیق سن، جنس، شاخص تودهبدنی و سابقهیمصرف مکمل ویتامین D، بیماران با تست آنتیبادی آکواپورین-۴ مثبت تراکم استخوانی پایینتری داشتند(۰/۰۲=P).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان میدهد که آکواپورین-۴ ممکن است در متابولیسم استخوان بیماران مبتلا به نورومیلیت اپتیکا نقش داشته باشد.