32 نتیجه برای مقدم
محمد علی عباسی مقدم، سهیلا دبیران، رضا صفدری، کوروش جعفریان،
دوره 1، شماره 2 - ( 12-1386 )
چکیده
پیر شدن مرحله فیزیولوژیک غیر قابل پیشگیری زندگی است. کاهش تحرک، مراقبت ناکافی، درآمد کم، و نحوه زندگی ناسالم باعث افزایش شیوع بیماریهای جسمی و روانی در سالمندان میشود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط ویژگیهای دموگرافیک سالمندان شهر تهران با محل سکونت آنان بود.
روش بررسی: این یک مطالعه مقطعی با بعد تحلیلی است که بر روی 5600 سالمند شهر تهران انجام شده است.
داده های این بررسی از طریق پرسشنامه جمع آوری و توسط نرم افزار SPSS 11.5 آنالیز آماری گردید.
یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که بیش از %50 سالمندان بیسواد هستند %5/30 آنان تحصیلات در حد نهضت سوادآموزی و یا ابتدائی داشتند و حداقل %62 افراد وجود یک بیماری را ذکر کرده بودند.
بین ساکنین شمال و جنوب تهران ازنظر بسیاری از متغیرهای مورد بررسی اختلاف معنی دار مشاهده گردید.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بایستی به وضعیت سالمندان توجه بیشتر شود خصوصاً آن دسته از سالمندان که در جنوب تهران ساکن هستند.
محمد عراقی، کامران علی مقدم، ناهید عین اللهی، بهرام چاردولی، حمید رضا رحیمی، شهربانو رستمی، اردشیر قوام زاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: لوسمی پرومیلوسیتی حاد(APL) با جابجایی کروموزومی (15:17) t ( الحاق گر ژنهای PML و RARa)، همراه است. شواهد سیتوژنتیک و مولکولی این جابجایی در 90 تا100درصد بیماران با ریخت شناسی APL شناسایی شده است. این بیماری به صورت ویژه ای به درمان با ATRA حساس بوده و به شیمیدرمانی رایج بخوبی پاسخ میدهد. ناهنجاری t(1117)(q23q21) همراه با بازآرایی PLZF-RARa شایعترین جابجایی جایگزین است که در کمتر از 1% موارد APL دیده میشود. بر خلاف- t(15:17) APL، بلاستهای بیماران دارای باز آرایی PLZF-RARa به اثرات تمایزی رتینوییدها مقاوم میباشند. بر این اساس و به منظور تعیین راهبردهای بهینه درمانی، بررسی و شناسایی این الحاق در تمام بیماران APL تازه تشخیص داده شده، اهمیت دارد.
هدف از این مطالعه شناسایی الحاق PLZF-RARa و PML-RARa در بیماران با ریخت شناسی APL مراجعه کننده به مرکز تحقیقات خون، انکولوژی و پیوند مغزاستخوان بیمارستان شریعتی تهران در سال 1385 است.
روش بررسی : نمونه خون محیطی و/یا مغزاستخوان از 200 بیمار با ریخت شناسی AML-M3 و 200 بیمار مبتلا به زیرگروه های دیگر AML اخذ شده و سلولهای تک هسته ای بوسیله سانتریفوژ شیب غلظت فایکول جدا شد. RNA سلولی توسط محلول Trizol یا TriReagent استخراج شده و بوسیله Random Hexamer به cDNA تبدیل گشت. PCR با پرایمرهای اختصاصی برای هر الحاق انجام و محصول PCR بر روی ژل آگارز 2% حاوی 05/0% اتیدیوم بروماید الکتروفورز گردید.
یافتهها: با استفاده از روش واکنش زنجیره ای پلیمراز با رونویسی معکوس( RT-PCR) الحاق PLZF-RARaدر 2 نفر (1%) از بیماران با ریخت شناسی لوسمی پرومیلوسیتی حاد شناسایی گردید.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج این تحقیق، RT-PCR یک روش حساس و سریع برای شناسایی ژنهای الحاقی در لوسمیها بوده و با این روش امکان تعیین استراتژی صحیح درمانی و بدنبال آن، شناسایی حداقل بیماری باقیمانده در بیماران فوق وجود دارد.
علی امینی، سید حمید الله غفاری، یوسف مرتضوی، ناهید عین اللهی، کامران علی مقدم، شهربانو رستمی، یونس جهانی، اردشیر قوام زاده،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : لوسمی میلوژن مزمن (CML) یک بیماری کلونال سلول بنیادی خون ساز است که با جابجایی متقابل کروموزوم های 9 و 22 (کروموزوم فیلادلفیا) مشخص می شود. تلومراز آنزیمی است که با اضافه کردن توالی های تکراری تلومریک به انتهای کروموزوم ها باعث حفظ انسجام و یکپارچگی کروموزوم ها می گردد. نشان داده شده است که بیان زیر واحد کاتالیتیکی این آنزیم (hTERT) در اکثر سلولهای سرطانی و نئوپلازی ها افزایش بیان دارد. از این روی در این مطالعه به بررسی بیان ژن hTERT در فازهای مختلف بیماری CML پرداخته شد.
روش بررسی : مطالعه انجام شده از نوع بررسی مقطعی (Cross sectional) بود. 52 نمونه به صورت تصادفی از 26 بیمار CML در فاز مزمن قبل از درمان (26 نمونه) و فواصل زمانی 3 ماه پس از درمان (26 نمونه)، 9 بیمار در فاز شتاب گیرنده و 12 بیمار در فاز بلاستیک که به بخش خون بیمارستان شریعتی تهران مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. بیان ژن hTERT در 73 نمونه بیماران فوق با روش RT-PCR (Reverse Transcriptase- Polymerase Chain Reaction) مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. جهت تحلیل نتایج نرم افزار SPSS 15 استفاده شد.
یافته ها : از 45 بیمار مطالعه شده 33 نفر(73%) مرد و 12 نفر(27%) زن بودند. بیماران مورد مطالعه در 3 گروه سنی 29-17، 40-30 و 75-41 ساله تقسیم بندی شدند. بطور کلی از 73 نمونه بررسی شده، 43 نمونه(9/58%) از نظر RT-PCR ژن hTERT مثبت و 30 نمونه(1/41%) منفی شدند. در فاز مزمن 2/69%، پس از درمان 5/38%، فاز شتاب گیرنده 6/55% و فاز بلاستیک 3/83% از نتایج مثبت بودند؛ که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (p<0.05).
نتیجه گیری : تفاوت معنی دار بیان ژن hTERT بین فازهای مزمن، پس از درمان و بلاستیک می تواند نشانگر مولکولی مناسبی در پیگیری درمان و عامل پیش آگهی دهنده در سیر بیماری باشد.
سید هادی موسوی، یوسف مرتضوی، حسین درگاهی، نیلوفر شایان، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، مسعود ایروانی، سید اسد الله موسوی، سید حمید الله غفاری،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: لوسمی میلوئیدی مزمن(CML) یک اختلال کلونال سلولهای بنیادی خونساز می باشد، که جزء اختلالات میلوپرولیفراتیو تقسیم بندی می شود و حدود 15 درصد از کل لوسمی ها را تشکیل می دهد. دو پروتئین تنظیم کننده چرخه سلولی که به عنوان سرکوب کننده تومور عمل می کنند، P16INK4A و P14ARF می باشند. منشأ این دو پروتئین لکوس ژن INK4A/ARF انسانی می باشد،که بر روی کروموزوم 21q9 قرار دارد. P16INK4A و P14ARF به ترتیب کنترل مسیرهای رتینوبلاستوما (Rb) و P53 را بعهده دارند. هدف از این مطالعه بررسی نقش این دو ژن به عنوان فاکتوری جهت پیش آگهی و پیشروی بیماری می باشد.
روش بررسی: مطالعه انجام شده از نوع بررسی مقطعی (Cross sectional) بود. بیان ژنهای P16INK4A و P14ARF در 73 نمونه خون محیطی که از 45 بیمار CML گرفته شده بود با روش RT-PCR مورد مقایسه قرار گرفتند. 26 نمونه در فاز قبل از درمان، 26 نمونه 3 ماه بعد از درمان با ایماتینیب، 9 بیمار در فاز تسریع شده و 12 بیمار در فاز بلاستیک بودند.
یافته ها: از 45 بیمار ، 33 نفر مذکر(73%) و12 نفر مؤنث(27%) بودند. از نظر RT-PCR، بیماران مورد مطالعه ، تعداد 26 نفر(35%) ژن P16INK4A مثبت و تعداد 55 نفر (75%) ژن P14ARF مثبت بودند. بیان این دو ژن بین فازهای مختلف تفاوت معنی داری را نشان نداد(p>0.05).
بحث و نتیجه گیری: درصد نسبتاً بالایی از بیماران CML، ژنهای P16INK4A و P14AR را بیان می کردند؛ با اینکه تفاوت معنی داری در مراحل مختلف بیماری (فازهای تشخیص، تسریع شده و بلاستیک) مشخص نشد، ولی تعداد بیماران مثبت پس از درمان افزایش نشان می داد؛، به نظر می رسد که دلیل این افزایش بیان، افزایش رونویس ژنهای P16INK4A و P14ARF توسط ایماتینیب باشد.
فاطمه نادعلی، شیرین فردوسی، بهرام چاردولی، غلام رضا توگه، ناهید عین اللهی، سید اسد اله موسوی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، سید حمیداله غفاری،
دوره 2، شماره 3 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: نئوپلاسم های میلوپرولیفراتیو (MPNs) یک گروه هتروژن از بیماریهایی هستند که در آنها یک اختلال کلونال اولیه در سطح سلول بنیادی خونساز منجر به افزایش تولید در یک یا چند رده سلول خونی می شود. اخیرا جهش اکتسابی JAK2 V617F در تعداد زیادی از این بیماران شناسایی شده است. این جهش ناشی از تغییر G به T در نوکلئوتید 1849 در اگزون 12 از ژن JAK2 واقع بر روی کروموزوم 9 است که منجر به جایگزینی اسیدآمینه فنیل آلانین به جای والین در موقعیت 617 از پروتئین JAK2 می گردد .مطالعه حاضر به منظور تعیین این جهش انجام شد.
روش بررسی : مطالعه انجام شده از نوع تجربی بود. در این مطالعه جهش JAK2 V617F با روش نمونه گیری تصادفی ساده، در 58 بیمار با تشخیص جدید یا در حال درمان مبتلا به بدخیمی های میلوپرولیفراتیو با روش سیستم تکثیر متزلزل جهش ها (ARMS-PCR ) مورد ارزیابی قرار گرفت. روش ARMS-PCR یک تست سریع و آسان است. به علاوه، امکان افتراق ما بین افراد هموزیگوت و هتروزیگوت دارای جهشJAK2 V617F را فراهم می سازد. برای تایید نتایج، سه نمونه از بیماران موردsequencing قرار گرفتند.
یافته ها : میزان جهش ژن JAK2 در گروه مطالعه، قابل مقایسه با نتایج گزارش شده قبلی هست. بنابراین روش ARMS-PCR می تواند به عنوان یک تست تشخیص افتراقی در بیماران مشکوک به نئوپلاسم های میلوپرولیفراتیو BCR-ABL منفی (MPNs) استفاده شود.
نتیجه گیری :جهش در 6/86 درصد (30/26) بیماران پلی سیتمی ورا، 6/46 درصد (15/7) بیماران ترومبوسیتمی اولیه، و 5/61 درصد (13/8) بیماران میلوفیبروز اولیه شناسایی شد. بیماران جهش مثبت پلی سیتمی ورا، میزان گلبولهای سفید بالاتری داشتند(p=0.03). به علاوه 16 بیمار از 26 بیمار پلی سیتمی ورا JAK2 مثبت، زن بودند. در سایر گروهها تفاوت قابل توجهی یافت نشد. وجود جهش توسط روش sequencing مورد تایید قرارگرفت.
جواد شجاع فرد، حیدر ندریان، محمد حسین باقیانی مقدم، سید سعید مظلومی محمود آباد، حمید رضا صنعتی، محسن عسگرشاهی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی اولین عامل مرگ ومیر در ایران شناخته شده که میتواند بار بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی عظیمی را بر جامعه تحمیل کند. خودمراقبتی، یکی از جنبه های مهم درمان دربیماران مبتلا به نارسایی قلبی است. لازم است که آموزش خودمراقبتی غیر دارویی، قسمتی از برنامه درمانی روزانه این بیماران در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر رفتار خود مراقبتی و موانع و منافع انجام آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخله ای، تعداد 180 نمونه از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به بیمارستان قلب شهید رجایی شهر تهران انتخاب شد که در دو گروه آزمون(90n=)و شاهد(90n=) قرار گرفتند. بیماران مورد بررسی به مدت 1 ماه توسط یک گروه آموزشی تحت آموزش قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه و طی مصاحبه با بیماران قبل و بعد از مداخله جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آمار توصیفی و آزمونهای کای اسکوئر، تی مستقل و زوج شده، آنالیز واریانس و توکی تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: پس از مداخله میزان انجام رفتارهای خودمراقبتی (5/74%) و منافع درک شده انجام این رفتارها(35/19%) در گروه مداخله بطور معنی داری افزایش(001/0P<) و موانع درک شده انجام این رفتارها(76/27%) نیز بطور معنی دار کاهش(001/0P<) یافت. هیچ تغییر قابل توجهی در این متغیرها در گروه شاهد مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: مداخله برای ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ضروری است. برنامه آموزشی اجرا شده در مطالعه حاضر در بهبود رفتارهای خودمراقبتی این بیماران و مثبت نمودن درک آنها از منافع و موانع انجام این رفتارها مؤثر واقع شده است. ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی و پرستاران می توانند با بکارگیری چنین برنامههای آموزشی نقش بسیار مؤثرتری در بهبود رفتارهای خودمراقبتی و نهایتاً کیفیت زندگی این بیماران داشته باشند.
آرزو فلاحی، حیدر ندریان، سهیلا محمدی، محمد حسین باقیانی مقدم،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماری اولسر پپتیک (PUD) که به زخم معده یا دوازدهه اطلاق میشود و در بیشتر موارد مزمن و عود کننده است، خطر پایین آمدن کیفیت زندگی افزایش مییابد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران PUD میتواند بعنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای این بیماران و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقاء کیفیت زندگی آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اولسر پپتیک بر اساس مدل پرسید در شهر سنندج طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بعثت شهر سنندج که طی نمونه گیری تصادفی ساده بدست آمدند انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای بود که بر اساس سازههای مدل پرسید تدوین گردیده و مشتمل بر سازه های کیفیت زندگی، وضعیت سلامت، عوامل مستعد کننده (آگاهی و نگرش)، قادرکننده و تقویت کننده همراه با رفتارهای خود مدیریتی بیماری اولسر پپتیک بود و بصورت مصاحبه تکمیل گردید. پایایی و روایی پرسشنامهها تأیید گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA ، t-test و همچنین تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: همبستگی مثبت و معنی داری بین کیفیت زندگی و متغیرهای وضعیت سلامت (01/0> P)، آگاهی(05/0>P) و عوامل قادر کننده (05/0> P) و تقویت کننده (01/0> P) وجود داشت. رفتارهای خود مدیریتی نیز با متغیرهای وضعیت سلامت (05/0> P) و عوامل تقویت کننده (01/0> P) همبستگی معنی دار داشت. در مجموع متغیرهای مدل پرسید 9/68% از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، وضعیت سلامت قویترین پیش بینی کننده (649/0=β) بود.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به توان بالاتر وضعیت سلامت در پیش بینی کیفیت زندگی و توانایی پیش بینی وضعیت سلامت توسط رفتارهای خود مدیریتی، ارائه یک برنامه آموزشی خود مدیریتی برای بیماران مبتلا به PUD و خانوادههای آنها که تأکید بیشتری روی حمایت اجتماعی بعنوان عوامل تقویت کننده داشته باشد، توصیه میشود. با توجه به اینکه الگوی پرسید در اصل یک مدل جهت برنامهریزی است، میتوان این الگو را در ایران به عنوان چارچوبی جهت برنامهریزی مداخلات در جهت بهبود و ارتقاء رفتارهای خود مدیریتی و نهایتاً کیفیت زندگی بیماران مبتلا به PUD به کار گرفت.
حمیداله غفاری، پریسا کریم زاده، بهرام چهاردولی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، حسین درگاهی، بابک بهار، غلام رضا توگه، فاطمه نادعلی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: جهش اکتسابی JAK2V617F درغالب نئوپلاسمهای میلوپرولیفراتیو مزمن BCR-ABL منفی دیده میشود که شامل پلی سیتمی ورا، ترومبوسیتمی اولیه و میلوفیبروز اولیه میباشد.
در سـال 2005 ارتبـاط مـا بیـن نئوپلاسـمهـای Polycythemia vera, (PV)Essential Thrombocythemia (ET)PMF(Primary myelofibrosis) از طریق شناسایی یک جهش اکتسابی تیروزین کیناز JAK2V617Fبیشتر مشخص شد. در این جهش جانشینی گوانین با تیمیدین در نوکلئوتید موقعیت 1849 منجر به جایگزینی والین با فنیل آلانین در اسید آمینه 617 میشود، که در دومن پسود و کیناز JH2(from JAK- Homology-2) در اگزون 12 از ژن JAK2 بر روی کروموزم 9 قرار گرفته است. این جهش در سلولهای اجدادی خونساز سبب افزایش حساسیت به فاکتورهای رشد و سیتوکینها شده و ایجاد ناهنجاری در پروتئین تیروزین کیناز و فسفاتاز میکند.
روش بررسی: این مطالعه روی 58 بیمار صورت گرفت که 15 نفر ET ، 13 نفر PMF و 30 نفر مبتلا به PV بودند. گزارش جهش بوسیله روش اختصاصی- آلل AS-RT-PCR رویRNA استخراج شده از گلبولهای سفید و تعیین توالی ژن صورت گرفت. دادههای مربوط به 58 بیمار وارد SPSS شد و مورد تجزیه و تحلیل آماری به روش Mann-Whitney Test قرار گرفت.
یافته ها: این مطالعه روی 58 بیمارMPN(Myeloproliferative neoplasm) abl-bcr منفی صورت گرفت که نتایج حاصل از آن شامل 6/86 % (30/26) بیمار پلی سیتمی ورا، 53% (15/8 ) بیمار ترومبوسیتمی اولیه و 5/61% (13/8) بیمار میلوفیبروز اولیه میباشد.
در این مطالعه بیماران پلی سیتمی ورا که دارای جهش JAK2 بودند. شمارش گلبول سفید بیشتری را نشان دادند و بعلاوه تعداد زنان JAK2 مثبت (P=0.03) در پلی سیتمی بیشتر از مردان بود که نشان دهنده ارتباط این جهش با جنس میباشد و در سایر گروهها تفاوتی مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: شناسایی این جهش در تشخیص افتراقی نئوپلاسم از میلوپرولیفراسیون واکنشی و همچنین تعیین پیش آگهی و پیش بینی پاسخ به درمان مفید بوده و یک هدف بالقوه برای درمان میباشد. بعلاوه طی مقایسه حساسیت چند روش برای تشخیص جهشJAK2 ، نشان داده شده است که روشAS-RT PCR در مقایسه با دیگر روشها مثل RFLP، pyrosequencing وARMS-PCR دارای حساسیت بیشتری است. در هر صورت این جهش راههای جدیدی برای تحقیقات بالینی وبنیادی باز کرده و در تشخیص و طبقه بندی MPN تاثیر داشته است.
هاجر مردانی ولندانی، روح الله میرزایی خلیل آبادی، داوود بشاش، ناهید عین اللهی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، سید حمیداله غفاری،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لوسمی پرومیلوسیتیک حاد(APL) یکی از لوسمی های شایع است که حدود 10-5 % از بیماران مبتلا به لوسمی حاد میلوبلاستی را در برمی گیرد. در درمان بیماران از ATRA و اخیرا از آرسنیک استفاده می شود. آترا باعث مقاومت به درمان و آرسنیک در دوز بالا سمی است. AZT با القاء اثرات مختلف باعث مرگ سلولی می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر AZT ، مهار کننده تلومراز، بر رده سلولی NB4 (رده سلولی APL) جهت کاستن اثرات سمی دوز بالای آرسنیک می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه زنده مانی سلولهای NB4 تیمار شده با دوزهای مختلف AZT (50,100,200µM) از طریق روش تریپان بلو و فعالیت متابولیک سلولی به وسیله روش MTT بررسی شدند.
یافته ها: در این مطالعه سلول های تیمار شده با دوزهای µM AZT=50,100,200 کاهش درصد زنده مانی قابل توجهی، هم به صورت وابسته به دوز و هم وابسته به زمان، با روش تریپان بلو و کاهش فعالیت سلولی با MTT نشان دادند.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به اینکه AZT توانایی القاء آپوپتوز دارد و همچنین باعث کاهش فعالیت سلولی می شود به نظر میرسد داروی مناسبی برای مهار رشد سلول های توموری باشد.
روح الله میرزایی خلیل آبادی، هاجر مردانی ولندانی، داوود بشاش، ناهید عین اللهی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، سید حمیداله غفاری،
دوره 4، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: لوسمی پرومیلوسیتیک حاد (APL) با t(1517) شناخته میشود. تدابیر درمانی مهم برای این بیماری، استفاده از ATRA و آرسنیک میباشد. از بین بردن سلولهای سرطانی نیاز به دوز بالایی از آرسنیک دارد، اما در این دوزها آرسنیک دارای اثرات سمی روی بافتهای سالم می باشد. هدف از این مطالعه، بررسی اثر دوز پایین آرسنیک، در ترکیب با داروی AZT برروی رده سلولی NB4 (رده سلولی APL) می باشد.
روش بررسی: در این مطالعه بعد از کشت و تکثیر رده سلولی NB4، سلولها با دوز پایین آرسنیک(5/0 میکرومولار) و دوز پایین آرسنیک در ترکیب با دوزهای مختلف AZT(50،100،200 میکرومولار) تیمار شدند و سپس زنده مانی سلولها با تریپان بلو و فعالیت متابولیک سلول با MTT assay بررسی شد.
یافته ها: دوز پایین آرسنیک به تنهایی و در ترکیب با دوز50 میکرومولار AZT ، اثر کمی روی زنده مانی و فعالیت متابولیک سلول داشت، اما در ترکیب با دوزهای بالاتر AZT تاثیر قابل توجهی را به نمایش گذاشت و هر دوی زنده مانی و فعالیت متابولیک بطور قابل توجهی کاهش یافتند.
نتیجه گیری: مکانیسمهای القاء کننده آپپتوز ، باعث آپپتوز توسط AZT و آرسنیک می شوند. از آنجا که بعضی از این مکانیسمها بین AZT و آرسنیک مشابه میباشد، لذا احتمالا مکانیسمهای مشابه باعث اثر تقویتی و کاهش قابل توجه زنده مانی و فعالیت متابولیک در ترکیب دو دارو شده است.
حامد رضا خانی مقدم، داوود شجاعی زاده، عبدالاحد نبی اللهی، سهیلا معز،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: پایان نامه به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی در زمره فعالیتهای پژوهشی است .هدف این پژوهش تعیین گرایشهای موضوعی در سالهای 89-1349 و بررسی میزان انجام فرآیند مداخله آموزشی و نوع مداخله در پایان نامهها میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا انجام گردید. مبنای تعیین موضوع، مقولههای برگرفته از سرعنوانهای موضوعی پزشکی کتابخانه ملی پزشکی آمریکا میباشند. جامعه مورد بررسی کل 336 پایان نامه موجود در رشته آموزش بهداشت است. برای تجزیه تحلیل دادهها نرم افزار15 spss مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: دراین دوره مورد بررسی بیشترین پایان نامههای دفاع شده به ترتیب به دانشگاههای علوم پزشکی تهران با 210 پایان نامه(5/62 درصد)، تربیت مدرس با 85 پایان نامه(3/25 درصد) و علوم پزشکی ایران با 41 پایان نامه(2/12 درصد) اختصاص دارد. عمده گرایش موضوعی پایان نامهها در مقطع ارشد مقوله بیماریها(8/23 درصد) و در مقطع دکترای تخصصی موضوع پیشگیری از بیماریها (2/26 درصد) بود.
نتیجه گیری: گرچه در دهه اخیر استفاده از موضوعات جدید و غیر تکراری بیشتر شده است و همچنین استفاده از مداخله آموزشی در اجرای پایان نامهها به شدت روند رو به رشدی به خود گرفته است، اما هنوز به برخی از موضوعات مهمی همچون آموزش به بیمار توجه چندانی نشده است. به نظر میرسد راهکارهایی همچون تهیه بانک اطلاعاتی مناسب از پایان نامههای رشته آموزش بهداشت بتواند راهنمای مناسبی جهت انتخاب موضوعات جدید و غیرتکراری پایان نامههای دانشجویان باشد.
سهیلا دبیران، محمد علی عباسی مقدم،
دوره 5، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: واکسیناسیون شکل مهمی از پیشگیری اولیه است که از فرد و یا تعداد زیادی از افراد، محافظت مینماید. واکسن ثلاث به عنوان شاخص نظام واکسیناسیون در کشور و کارکرد آن تلقی میشود. هدف از این مطالعه، تعیین وضعیت پوشش واکسیناسیون ثلاث ۳ و فاکتورهای موثر بر آن بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی با بعد تحلیلی و جمعیت مورد مطالعه 1458 نفر کودک 24-12 ماهه منطقه هفده شهر تهران بوده است. در این مطالعه با مراجعه به منازل و براساس کارت واکسیناسیون کودکان اطلاعات جمع آوری گردید. روش نمونه گیری از نوع خوشهای به تعداد 146 خوشه 10 نفری بوده و داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزارv13 spss و آزمونهای T-test و کای اسکوئر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در این مطالعه ۷۴۴ دختر و ۷۱۴ پسر مورد بررسی قرار گرفتند. 1241 نفر(85%) از موارد واکسن خود را در زمان مناسب دریافت کرده، ۱۹۰ نفر(13%) واکسن را بموقع دریافت نکرده و ۲۷ نفر(9/1%) واکسن نزده بودند.
نتیجه گیری: اگرچه پوشش واکسیناسیون -۳ ثلاث در این مطالعه بیش از ۹۸% بود ولی 13% موارد واکسن خود را بموقع دریافت نکرده بودند و این به منزله فرصت از دست رفتهای است که ممکن است طفل در آن زمان، مبتلا به بیماری شود. لازم است مطالعات بیشتری در جهت شناخت عوامل موثر بر عدم واکسیناسیون در زمان مناسب انجام شود.
سید امیر یزدان پرست، غزاله قندچی، فریبا حشتمی، صنم افشار مقدم، محمدعلی خدادوست،
دوره 5، شماره 3 - ( 8-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: گونههای آسپرژیلوس از شایعترین پاتوژنهای قارچی مجاری هوایی به شمار میروند .این قارچها در بیماران دارای نقص ایمنی بصورت مهاجم عمل نموده و باتوجه به روند رو به افزایش تعداد این بیماران و همچنین در بیماران داوطلب پیوند اعضاء که با سرکوب شدید سیستم ایمنی مواجهاند از اهمیت خاصی برخوردارند. ازاین رو اهمیت عفونت های قارچی و بخصوص آسپرژیلوسی بسیار افزایش یافته و به تبع آن روشهای شناسایی دقیق و سریع این قارچها نیز از اهمیت بسیاری برخوردار شده است.
روش بررسی: روشهای معمول شناسایی قارچها از جمله اسمیر مستقیم، کشت و نمونههای پاتولوژیک آنچنان که باید یا سریع نیستند و یا از حساسیت لازم برخوردار نمیباشند. روشهای ایمونولوژیک مانند روشهای ردیابی آنتی بادی و آنتی ژن نیز اگرچه سریع هستند ولی فاقد ویژگی و دقت لازمهاند. روشهای مولوکولار از جمله PCR امروزه بشکل بسیار وسیعی به کمک ما آمدهاند. دراین تحقیق از سه روش اسمیر مستقیم، کشت قارچی و نستد PCR برای شناسائی قارچ کپکی آسپرژیلوس در نمونه های تنفسی استفاده شده است.
یافتهها: پس از انجام تستها تعداد موارد آسپرژیلوس ردیابی شده توسط پی سی آر در مقایسه با دو روش دیگر بسیار بیشتر بود و در رتبه بعد کشت قارچ موارد بیشتری را نسبت به اسمیر مستقیم مورد شناسائی قرار داد.
نتیجه گیری: پس از انجام تستها تعداد موارد آسپرژیلوس در نمونه های تنفسی توسط PCR در مقایسه با دو روش دیگر بسیار بیشتر بوده و در رتبه بعد کشت قارچ موارد بیشتری را نسبت به اسمیر مستقیم نشان داده است.
محمد علی عباسی مقدم، اعظم حسین علیزاده،
دوره 5، شماره 5 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت سازمانها به توانایی سازگاری آنها با عوامل متغیر محیطی بستگی دارد. انطباق پذیری و مشارکت از عوامل پیش بینی کننده اثربخشی سازمانی به شمار رفته و لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی در کارکنان بیمارستان امام خمینی(ره) تهران صورت گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی- تحلیلی بوده که به روش مقطعی در سال 1389 انجام گردید. دادههای مورد نیاز تحقیق با استفاده از پرسشنامه دنیسون(نسخه 2006) که روایی آن توسط صاحب نظران و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ(864/0=α) مورد تایید قرار گرفته بود، بدست آمد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان اداری و درمانی بیمارستان امام خمینی(ره) تهران(2023 نفر) که از این جامعه، حجم نمونه آماری با سطح اطمینان 95%، به تعداد 114 نفر و به روش تصادفی انتخاب گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار Spss17 و روشهای آمار توصیفی مانند تعیین میانگین و نیز آمار استنباطی مانند آزمون همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان مشارکت سازمانی 44/53% و میزان انطباق پذیری سازمانی 37/52% بوده و بین مشارکت سازمانی و انطباق پذیری سازمانی و همچنین زیرمتغیرهای آنها رابطه مثبت و معناداری(743/0 , r=01/0p<) وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گیری نمود که افزایش میزان مشارکت سازمانی و متغیرهای آن میتواند افزایش انطباق پذیری سازمانی و متغیرهای آن را به دنبال داشته باشد.
نگار خازن، اردشیر قوام زاده، آنا بویاجیان، گوهر مگردیچیان، کامران علی مقدم، سید حمید اله غفاری،
دوره 6، شماره 2 - ( 4-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش تومور از طریق سیستم گردش خون به اندامهای دورتر مهمترین دلیل مرگ در بیماران سرطان پستان میباشد، در نتیجه نیاز فوری برای ایجاد روشهای حساس جهت تشخیص سلولهای توموری در خون محیطی(PB) Peripheral blood و مغز استخوانBM)) Bone marrowبیماران وجود دارد. هدف از این مطالعه تشخیص میکرومتاستاز با استفاده از مارکر MUC2 در این بیماران میباشد.
روش بررسی: این بررسی نمونههای PB و BM، 50 بیمار پس از جراحی و قبل از درمان اولیه جمع آوری شد. از موسین2(MUC2) به عنوان تومور مارکر استفاده شد.Real-Time PCR برای سنجشMUC2 با استفاده از سایبر گرین(SYBR Green) انجام گرفت. 20 نمونهPB از افراد سالم به عنوان کنترل جمع آوری گردید. از HPRT به عنوان ژن کنترل داخلی استفاده شد.
یافتهها: MUC2 در 8(%16) نمونههای PB و BMافراد مبتلا تشخیص داده شد. در نمونههای کنترل MUC2 مثبت نبود. همچنین ارتباط مثبت بودنMUC2 با عود بیماری بررسی شد. در بیمارانی که عود در آنها مشاهده شده است درصد مثبت بودن این تومور مارکر نسبت به بیمارانی که عود در آنان گزارش نشده است بیشتر میباشد. بین مثبت بودن MUC2و عود بیماری ارتباط معنی داری از نظر آماری در BM به دست آمد(05/0P<).
نتیجهگیری:. این مطالعه نشان داد که MUC2 میتواند به عنوان تومور مارکر مناسب جهت تشخیص میکرو متاستاز در مراحل اولیه بیماری و همچنین پیش بینی عود استفاده شود.
امین صابری نیا، محمود نکویی مقدم، فرزانه محمودی میمند،
دوره 6، شماره 6 - ( 12-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: فوریتهای پزشکی یک سیستم مدیریت سلامت جامعه محور است که با کل سیستم مراقبت سلامت هماهنگ شده است و کارکنان مهمترین سرمایه این سیستم میباشند. هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تنش زای ایجادکننده نارضایتی کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی در شهر کرمان میباشد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کیفی است که نمونه گیری آن به صورت هدفمند انجام شد. معیار ورود افراد به مطالعه سابقه کار عملیاتی بیش از سه سال به عنوان تکنسین در پایگاههای شهری و جادهای در بخش فوریتهای پزشکی بود. در این پژوهش با 15 نفر مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفت و جهت تحلیل دادهها از روش"تحلیل چار چوبی" استفاده گردید.
یافتهها: در این پژوهش 4 محور اصلی و 15 محور فرعی شناسایی شد. موضوعات اصلی مرتبط با ایجاد تنش و نارضایتی کارکنان عبارت است از مشکلات فردی، مشکلات سازمانی، هماهنگی نامناسب و مشکلات مرتبط با جامعه.
نتیجهگیری: در نظر گرفتن تیم روان درمانی برای کارکنان و ایجاد گردش شغلی بین پایگاهها از پیشنهادات سازنده این پژوهش جهت ارتقاء عملکرد کارکنان و بهبود سیستم فوریتهای پزشکی شهر کرمان میباشد.
آناهیتا معاونی، فرزانه مقدم، معصومه عربشاهی، سيد محمد علی حافظی، معصومه خوشگام، لادن حسینی گوهری،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : ریزش موی آندروژنیک در زنان شرایطی رایج است که به علل مختلفی وابسته بوده و شدت آن با سن مرتبط میباشد. ریزش موی زنان ارتباط قوی با هورمون و عدم تعادل آن دارد. هدف این مطالعه تعیین رابطه سطح سرمی هورمونهای TSH ، T4 ، تستوسترون آزاد، پرولاکتین و پروتئینهای متصل شونده به هورمونهای جنسی مانند Alb و SHBG در خانمهای مبتلا به ریزش مو در مقایسه با گروه شاهد بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی- مورد شاهدی، بر روی تعداد 71 خانم با ریزش مو و 70 خانم بدون ریزش مو(طبیعی) که از درمانگاههای تخصصی پوست و مو انتخاب شده بودند و در گروه سنی 50-15 سال قرار داشتند، انجام شد. سطح هورمونها و SHBG به روش الیزا و Alb به روش اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. تحلیل دادهها توسط Independent T test انجام شد.
یافتهها : پس از آنالیز دادهها، سطح هورمون TSH ، هورمون تیروئیدی T4 و هورمون پرولاکتین و پروتئینهای SHBG و Alb در میان دو گروه دارای تفاوت غیر معنی دار بودند. هورمون تستوسترون آزاد دارای تفاوت معنی دار میان دو گروه بو د(000/0= P ) و میانگین سطح سرمی آن در بیماران بیشتر بود.
نتیجه گیری: از آنجاییکه آندروژنها مهمترین نقش را در تنظیم بیولوژیک سیکل مو در خانمها دارند و تفاوت معنی دار در سطح تستوسترون آزاد میان دو گروه بیمار و شاهد وجود داشت، پیشنهاد میگردد که میزان تستوسترون آزاد در خانمهای با ریزش موی آندروژنیک مورد بررسی قرار گیرد.
صمد غنی زاده وصالی، فرهاد ذاکر، علی ذکری، اردشیر قوام زاده، کامران علی مقدم، سید حمیدالله غفاری،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : از اهداف پژوهشهای مدرن در زمینه درمان سرطان دست یابی به داروهایی هدفمند است که عوارض جانبی کمتری را برجای بگذارند. AZD1152 یک مهارکننده با اختصاصیت بالا برای آرورا کیناز B بوده و با القاء اثرات متفاوت منجر به مرگ برنامه ریزی شده سلولی میگردد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تاثیر AZD1152 ، بر زنده مانی و فعالیت متابولیک سلولهای NB4 (رده سلولی APL ) میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه سلول NB4 با دوزهای مختلف AZD1152 تیمار شد. فعالیت متابولیک با روش MTT و درصد زنده مانی با روش تریپان بلو تعین گردید. از روش Student’s t-test و نرم افزار Excel برای بررسی دادهها استفاده شد.
یافتهها : AZD1152 در دوزهای 25، 50 و 100 نانومولار به ترتیب فعالیت متابولیک را به میزان 2/9، 5/15 و 2/56%(بعد از 24 ساعت)، 3/10، 5/19 و 9/59%(بعد از 48 ساعت)، 1/17، 4/28 و 8/64%(بعد از 72 ساعت) کاهش داد. همچنین، درصد زنده مانی نیز به حدود 51، 45 و 40%(بعد از 24 ساعت)، 39، 36 و 30%(بعد از 48 ساعت)، 34، 32 و 28%(بعد از 72 ساعت) کاهش یافت.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که داروی AZD1152 اثربخشی قابل توجهی بر روی رده سلولی APL دارد و ممکن است در مواردی از قبیل APL عود شده و یا مقاوم به شیمی درمانیهای مرسوم مدنظر قرار گیرد. مطالعات بیشتری در این زمینه و نیز در جهت مشخص ساختن مکانیسم مولکولی اثرات این دارو مورد نیاز است.
آزاده احمدزاده قصاب، مجید حیدری، محمدعلی عباسی مقدم،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: انگیزش و رضایت نیروی انسانی از مهمترین متغیرها در حیطه رفتار سازمانی به حساب میآید و به سبب ارتباط نیرومندی که بین این دو متغیر با میزان بهرهوری سازمان وجود دارد، لازم است هنگام طراحی مجدد مشاغل با نگاه تازهای به ویژگیهای شغلی به عنوان عامل افزاینده خشنودی و عملکرد کارکنان نگریست. هدف این مطالعه تعیین توان بالقوه انگیزشی مشاغل و بررسی ارتباط آن با رضایت شغلی در کارکنان ستادی معاونتهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: نوع مطالعه مقطعی و به روش توصیفی- تحلیلی بود. جامعه مورد مطالعه کارکنان حوزهی ستادی معاونتهای آموزشی و پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند و نمونهای 70 نفری به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامهای سه قسمتی بود که با انجام مطالعه پایلوت و با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. آزمونهای مورد استفاده T-test و آزمون همبستگی پیرسون بود .
یافتهها : نتایج مطالعه نشان داد که مشاغل جامعه مورد مطالعه از تنوع مهارت، ماهیت شغلی، اهمیت شغلی و توان بالقوه انگیزشی برخوردار است و از ابعاد استقلال شغلی و بازخورد برخوردار نمیباشند. همچنین بین توان بالقوه انگیزشی و ابعاد آن با رضایت شغلی ارتباط معنی دار وجود داشت( 05/0 P < ).
نتیجهگیری: از آنجایی که ویژگیهای شغلی نقش زیادی بر رضایت شغلی دارند میتوان در طراحی مجدد مشاغل جهت افزایش رضایت شغلی این مدل را به کار گرفت.
محمدرضا امیراسماعیلی، محمود نکویی مقدم، محمود موسی زاده، فاطمه اسماعیلی، محبوبه میرتاج الدینی،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: پزشکی دفاعی یک مشکل بالقوه اجتماعی است که میتواند عواقبی را برای بهداشت عمومی از نظر کیفیت مراقبتهای فردی و هدر دادن منابع محدود سلامت به همراه داشته باشد. در این مطالعه فراوانی رفتارهای پزشکی دفاعی مثبت و منفی در بین پزشکان عمومی شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در بین پزشکان عمومی شهر کرمان انجام گرفت. حجم نمونه 100 نفر و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود. دادههای پرسشنامه در نرم افزار 20 SPSS جمع آوری گردید و با استفاده از آمار توصیفی مانند درصد، فراوانی و میانگین و آمار تحلیلی شامل آزمونهای کای دو و تی تست آنالیز شد.
یافتهها : در این مطالعه 100 نفر پزشک عمومی بررسی شدند. فراوانی رفتار پزشکی دفاعی مثبت و منفی به ترتیب 99 و 47 درصد گزارش شد. همچنین رفتار پزشکی دفاعی مثبت در مردها بیشتر از زنها(100 در برابر 97/2 درصد) و بالعکس رفتار پزشکی دفاعی منفی در زنها بیشتر از مردها(52/8 در برابر 43/8 درصد) دیده شد. شرح جزئیات بیشتر در مورد مصرف صحیح و به موقع داروها و اجتناب از تجویز روشهای مخاطره آمیزی که در عین حال برای بیماران سودمند میباشند، به ترتیب بیشترین فراوانی را در بین رفتارهای پزشکی دفاعی مثبت و منفی به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان میدهد فراوانی پزشکی دفاعی در جمعیت مورد مطالعه بالا و رایج است. لذا پیشنهاد میشود آموزشهای مرتبط با رفع این پدیده به پزشکان داده شود.