4 نتیجه برای نجات
سید رضا مجدزاده، سحرناز نجات، ژاله غلامی، آرش رشیدیان،
دوره 2، شماره 1 - ( 6-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: نظرسنجی از اعضای علمی، در ارزیابی نحوه عملکرد دانشگاه در حیطه های مختلف و برنامه ریزی و طراحی مداخلات مناسب مفید می باشد. مطالعه حاضر به ارزیابی نظرات اعضای هیات علمی در حیطه هایی پرداخته که در برنامه های توسعه دانشگاه مدنظر می باشند.
روش بررسی : این بررسی مقطعی با تکمیل پرسشنامه توسط 149 نفر از اعضای هیات علمی با نمونه گیری منظم انجام شد. در پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و شغلی و موضوعات ملاک های ارتقای اعضای هیات علمی، فرصتهای مطالعاتی، برنامههای آموزشی کوتاهمدت، ارتباط با دانشآموختگان، جذب دانشجویان اتباع خارجی، آموزش از راه دور، فرایندهای بررسی و پذیرش پروپوزالهای پژوهشی، جوایز و تشویق ها، همکاری اعضای هیات علمی در مدیریت خدمات بهداشتی- درمانی و توزیع بودجه به دانشکدهها و بیمارستانها مطرح گردید.
یافته ها: 8/71 درصد از شرکت کنندگان مرد بودند. میانگین سالهای اشتغال شرکتکنندگان در دانشگاه 2/14 سال با انحراف معیار 5/7 بدست آمد. اغلب شرکتکنندگان از وضعیت فعلی ارتقای هیات علمی، بررسی و پذیرش پروپوزالهای پژوهشی و در برنامههای آموزشی کوتاه مدت راضی بودند ولی اکثر آنها از وضعیت موجود فرصتهای مطالعاتی ناراضی بودند.
نتیجه گیری: نظرسنجی به شیوه روشمند ابزار موثری در راهنمایی مدیران ارشد دانشگاه است و تکرار و استمرار آن می تواند انگیزه مشارکت را در اعضای هیات علمی تقویت نماید و روند تغییرات را مورد ارزیابی قرار دهد.
فریبا رازقی، مسعود یونسیان، سحرناز نجات، غلامرضا جاهد خانیکی،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دست اندرکاران مواد غذایی سهم زیادی در آلودگی مواد غذایی دارند. این پژوهش روایی و پایایی پرسشنامه های سازمان جهانی بهداشت برای سنجش دانش، نگرش و عملکرد دست اندرکاران مواد غذایی را در مورد پنج اصل ایمنی مواد غذایی تعیین می کند.
روش بررسی: در استانداردسازی پرسشنامه ها این مراحل انجام شد: ۱) کسب اجازه از سازمان جهانی بهداشت ۲) ترجمه ی پرسشنامه ها دو بار به فارسی و مجدد به انگلیسی ۳) به کارگیری نظر متخصصان امر و تعیین میزان توافق عمومی یا(IRA)، مناسبت و شفافیت برای هر سوال و برای کل ابزار ۴) سنجش پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ و ضریب همبستگی درون خوشه ای حاصل از آزمون مجدد به فاصله یک ماه.
یافته ها: شاخص کلی IRA با رویکرد محافظه کارانه و مناسبت کلی برای سه پرسشنامه ی دانش، نگرش و عملکرد به ترتیب ۸۱، ۹۰ و ۹۰ درصد و شاخص کلی شفافیت ۹۵، ۸۰ و ۹۰ درصد تعیین شد. آلفا کرونباخ کلی برای پرسشنامه ی دانش ۰/۷۰، پرسشنامه ی نگرش ۰/۷۳ و برای پرسشنامه ی عملکرد ۰/۹۹ همبستگی درون خوشه ای یا ICC کلی به ترتیب ۰/۶۹، ۰/۷۵ و ۰/۹۹ می باشد.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش روایی و پایایی قابل قبولی را در پرسشنامه ی های دانش، نگرش و عملکرد نشان می دهد و به دلیل پوشش مطالب کلیدی ایمنی مواد غذایی، مفاهیم ساده و شفاف می تواند مورد استفاده ی پژوهشگران و شاغلان در این عرصه قرار بگیرد.
سید امیر رضا نجات، محمود بیگلر، سیده بهاره کاشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( فروردین 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه فکری با ماهیت دانش پایهای که دارد، منبعی نامشهود، راهبردی، منحصر بهفرد و دارای مزیت رقابتی است. هدف این پژوهش، بررسی وضع موجود بلوغ سرمایه فکری در حوزه مدیریت و برنامهریزی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی در سال ۱۴۰۰ انجام و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری، مدیران میانی و پایهی معاونت توسعهی مدیریت و برنامهریزی منابع بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد ۵۷ نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و با آزمونهای آماری تی و ناپارامتری با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدهاست. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق بررسی پیشینهی پژوهش و کسب نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن ۰/۸۷۴ بهدست آمده است.
یافتهها: آزمونهای آماری t نشان میدهد که سطوح پنجگانهی بلوغ مدیریت سرمایه فکری از یک الگوی غیرخطی پیروی میکند و میزان تحقق ویژگیهای سطح آغازین یعنی فقدان شاخت سرمایه فکری، بالاتر از حد قابل قبول بوده ولی آزمون آماری سایر سطوح بلوغ شامل؛ مدیریتشده، تعریفشده، مدیریت کمیشده و بهینه در سطح معناداری ۰/۰۵ معنادار نیست.
نتیجهگیری: وضع موجود سرمایه فکری در جامعه مورد مطالعه مبیّن این است که مدیریت به اهمیت سرمایه فکری ناآگاه است و اقدامی برای پیادهسازی و اجرای فرایند مدیریت سرمایههای دانشی انجام نشده است. گرچه بسیاری از زیرساختهای لازم در معاونت وجود دارد با وجود این، درک ناکافی از قابلیتهای مدیریت سرمایه فکری بهعنوان منبعی راهبردی در این پژوهش مشهود است. سازمان برای رسیدن به سطح تعریف شده و سطوح بعدی، لازم است نسبت به شناسایی، فعالسازی و هدایت منبع نامشهود اهتمام داشته و سپس به کمیسازی، استانداردسازی و مدیریت کمی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و در نهایت بهبود مستمر فرایندها و نوآوری تمرکز کند.
زهرا خواجه، کامران یزدانی، ابراهیم عبداللهپور، محسن محمدی، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آلزایمر یک بیماری مزمن است که باعث ناتوانیهای شناختی، تفکر، تغییرات شخصیتی و اختلال در فعالیتهای روزمره میشود. به دلیل این اختلالات، بیماران نیاز به مراقبت طولانی مدت دارند. مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، بیشتر در منزل توسط اعضای خانواده انجام میشود و همین امر باعث میشود مراقبان خانگی از نظر روحی، جسمی، عاطفی، اجتماعی و مالی دچار مشکل شوند. پرسنل بهداشتی نقش کلیدی در زمینهی ارایه اطلاعات و راهنمایی و کمک به خانواده در کنترل این شرایط دارند. هدف از اجرای این مطالعه بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر در پرسنل سلامت(بهورزان) و تعیین عوامل مرتبط با آن است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش بهورزان در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن است. تمام ۲۶۰ نفر از بهورزان دو شهرستان گرگان و کردکوی به روش سرشماری جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن وارد مطالعه شدند. برای تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته (نمرهی کلی آگاهی و نگرش) از آزمونهای T- test و آنالیز واریانس ANOVA در آنالیز bivariate استفاده شد. متغیرهایی که سطح معناداری ارتباط آنها با متغیر پاسخ در آنالیز bivariate کمتر از۰/۲ بود وارد مدل خطی شدند و در نهایت از مدل خطی چندگانه (multivariable) برای تعیین عوامل مرتبط با سطح آگاهی و نگرش استفاده شد.
یافتهها: میانگین سطح آگاهی ۴۶/۷۳% (۴۸/۱۶–۴۶/۴۵ :CI ۹۵ درصد) و میانگین سطح نگرش ۵۵/۶۱% (۵۶/۷۴-۵۴/۶۳ :CI ۹۵ درصد) به دست آمد. نتایج نشان میدهد، که آنهایی که سابقهی آموزش قبلی، سابقهی مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، سابقهی کار طولانیتری در سیستم بهداشتی داشتند و دارای جنسیت مؤنث و متأهل بودند از سطح آگاهی بالاتر و افرادی که سابقهی آموزش قبلی داشتند و دارای قومیت سیستانی بودند از نگرش بالاتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: به طور کلی سطح آگاهی بهورزان ۴۶/۷۳ از ۱۰۰-۰ و سطح نگرش ۵۵/۶۱ از ۱۰۰-۰ است. عواملی از جمله جنسیت، سابقهی کار در سیستم بهداشتی، سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی، سابقهی مراقبت از بیمار مبتلا و وضعیت تأهل با سطح آگاهی بهورزان و عواملی از جمله قومیت و سابقهی شرکت در کارگاه آموزشی با سطح نگرش بهورزان مرتبط بود.