جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای پوررضا

محمد علی کریمی اقدم، ابوالقاسم پوررضا، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

 

زمینه و هدف: دانش فنی مدیران عرصه سلامت در زمینه‌ی بودجه‌ریزی، در افزایش کارایی سازمان‌ها و موسسات این بخش نقش اساسی دارد، زیرا مبنای هر تصمیم و اقدام صحیح، آگاهی و تحلیل صحیح است. بنابراین، هدف این مطالعه، سنجش دانش فنی مدیران بهداشت و درمان در زمینه‌ی بودجه می­باشد. 

 

روش بررسی: این مطالعه، یک مطالعه‌ی توصیفی، تحلیلی به روش مقطعی است. از 80 نفر مدیر دانشگاه علوم پزشکی تبریز، 63 نفر در این بررسی شرکت کردند. ابزار جمع‌آوری، اطلاعات پرسش‌نامه‌ای با محورهای کلیدی شناخته شده در عرصه بودجه‌ریزی بود. داده‌ها پس از جمع‌آوری با نرم‌افزار spss16 و با استفاده از آزمون‌های همبستگی پیرسون، T-test و ANOVA  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

 

یافته‌ها: میانگین نمرات کل 6/4±9/16 از 30 بود. نمرات کل در رشته‌های تحصیلی(276/0=P)، و سمت‌های مختلف(431/0=P) اختلاف معنی‌داری نداشت. میانگین نمرات کل زنان و مردان(782/0=P) یکسان بود. دانش فنی مدیران با سن(392/0=P و 1/0=r)، سابقه کار(299/0=P و 1/0=r) و سابقه مدیریت(121/0=P و 2/0=r) رابطه معنی‌داری نداشت.

 

نتیجه‌گیری: باتوجه به مشکلات ناشی از پایین بودن آگاهی مدیران در زمینه اصول بودجه ریزی، ارتقای دانش فنی آنان ضرورت دارد. عدم ارتباط دانش فنی با سابقه کار و سابقه مدیریت شاید ناشی از جدی نگرفتن این امور توسط مدیران و بی‌ثباتی مدیریت باشد که می‌تواند آسیب‌های جدی سازمانی در پی داشته باشد. بازنگری در برنامه‌های آموزشی موجود، افزایش کمی دوره‌ها به موازات ارتقای کیفی آنها و آموزش مداوم به منظور بهبود عملکرد مدیران، ضروری به نظر می‌رسد.

 


ژیلا نجف پور، دکتر ابوالقاسم پوررضا،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: تحلیل شاخص‌های ایمنی یکی از ابزار‌های بهبود ایمنی بیمار محسوب می‌شود. لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین و تحلیل شاخص‌های خدمات بالینی ایمن در بیمارستان‌های منتحب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی در سال 1392 در 11 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. ابزار مطالعه، پروتکل ارزیابی ایمنی بیمار سازمان جهانی بهداشت بود. تکمیل چک لیست با مصاحبه، مشاهده و بررسی مستندات صورت گرفت. داده‌ها با آزمون‌های توصیفی و تحلیلی و نرم‌افزار SPSS نسخه 13 آنالیز شد.

یافته‌ها: میانگین بیمارستان‌های مورد مطالعه، در شاخص‌های الزامی، اساسی و پیشرفته به ترتیب 96/6، 85/6، 66 قرار داشتند که این میزان طبق راهنمای چک لیست در استانداردهای الزامی، قابل قبول نمی‌باشد و در استانداردهای اساسی و پیشرفته مناسب است. بیمارستان‌های شماره 7، 2، 4، 11 و 9 از بالاترین میزان تطابق با استانداردها برخوردار بودند و طبق سطح‌بندی پروتکل، این بیمارستان‌ها در سطح دو قرار گرفتند. در نهایت اختلاف آماری معنی‌داری بین بیمارستان‌ها در رعایت استانداردها وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: تطابق با استانداردها در 6 بیمارستان‌های مطالعه از نظر استانداردهای الزامی، پایین و استانداردهای اساسی و پیشرفته در 5 بیمارستان مناسب بود. بیمارستان‌ها در گزاره‌های سیستم مدیریت اطلاعات، مدیریت دارویی، سیستم کاهش عفونت و سیستم بالینی اثر بخش نیاز به تدوین برنامه‌های ارتقایی دارند. پیشنهاد می‌شود هدف‌گذاری جامع جهت استانداردهای فوق صورت گیرد.


زهره کشاورز، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، ابوالقاسم پوررضا، حمید علوی مجد،
دوره 10، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: درک اولویت‌های سیاست‌گذاری سلامت زنان کارگر یکی از مهمترین چالش‌های مدیریت سلامت در کشور است. هدف این مطالعه اولویت‌بندی سیاست‌ها در بهبود رفتارهای ارتقادهنده سلامت زنان کارگر بود.

روش بررسی: این مطالعه به شیوه تلفیقی متوالی کیفی-کمی در سال 1392 صورت گرفت. بخش کیفی در قالب بحث گروهی متمرکز با نمونه‌گیری هدفمند با حداکثر تنوع انجام شد. در بخش کمی ابزار مطالعه طراحی و روان‌سنجی گردید. سپس در مطالعه تجربی با نمونه‌گیری تصادفی، ابزار بصورت پیش آزمون در گروه 70 نفری(35 نفر مداخله، 35 نفر شاهد) زنان کارگر استفاده شد. پس از مداخله آموزشی در گروه مداخله، نتایج در پس آزمون با گروه شاهد مقایسه گردید.

یافته‌ها: بر پایه تحلیل محتوای مصاحبه‌ها، عبارات ابزار پژوهش طراحی گردید. متوسط شاخص روایی محتوای ابزار 0/93 بود. نتایج روایی سازه تاییدی ابزار به صورت 0/97=CFI، 0/95=GFI، 0/96=IFI، 0/98=NNFI، 0/97=NFI و 0/05=RMSEA بود. روایی ملاکی ابزار با ابزار ملاک(HPLP-2) با 0/601=r برابر 0/001P< بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسش‌نامه برای عوامل ابزار 0/93-0/75، و تفاوت آماره آزمون ویلکاکسون برای عوامل ابزار در فاصله زمانی دو هفته معنی‌دار نبود(‌0/05P>) و ابزار مذکور دارای ثبات بود. بنابراین ابزار با 100 عبارت، معتبر و پایا گردید. پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات نگرش، هنجار فردی، درک کنترل رفتار، خودکارآمدی، قصد و رفتار نسبت به رفتارهای ارتقادهنده سلامت در گروه مداخله افزایش یافت. بیشترین تفاوت میانگین در حیطه خودکارآمدی بود.

نتیجه گیری: باتوجه به شرایط کار و موانع بسیار فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در زنان کارگر توجه ویژه و سیاست‌گذاری برنامه‌های سلامت خاص این گروه ضروری می‌باشد.


ماریتا محمدشاهی، ابوالقاسم پوررضا، ابوعلی ودادهیر، پروانه حیدری ارجلو، محمود محمودی، فیض الله اکبری،
دوره 10، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: طی دو دهه گذشته عمل جراحی زیبایی بینی افزایش یافته­ و به یک فرایند پزشکی‌شده(Medicalized)، تبدیل شده ­است. مطالعه با هدف تعیین پیامد­های جراحی زیبایی بینی بر روی کیفیت زندگی و هزینه رسیدن به چنین نتایجی انجام شد.

روش بررسی: پژوهش حاضر، مطالعه­ای توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی می­باشد، که در میان 110 نفر از مراجعه­ کنندگان به 25 مطب­ جراحی پلاستیک در تهران در سال 91-90 انجام شده­ است. شرکت­ کنند­گان به روش نمونه­ گیری چند مرحله­ ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ ها دو پرسشنامه(کیفیت زندگی و تخمین هزینه) بوده است و داده­ ها با استفاده از نرم­ افزار SPSS تحلیل شدند.

یافته ­ها: میانگین نمره کیفیت زندگی قبل و بعد از عمل دارای اختلاف معنی ­داری بود. در ابعاد کیفیت زندگی میانگین بعد "خودآگاهی کلی­" بعد از عمل افزایش پیدا کرده بود اما دو بعد "­حمایت اجتماعی­" و "­سلامت جسمانی­" کاهش یافته بودند. مهمترین عامل انگیزشی محرک­ های خارجی بود. بین کیفیت زندگی بعد از عمل و مدت زمان بعد از عمل، همبستگی مثبت مشاهده گردید. همچنین، متوسط هزینه کل عمل افزایش یافته بود.

نتیجه­ گیری: کیفیت زندگی بعد از عمل زیبایی بینی کاهش پیدا کرده بود، که می­تواند به علت شیوع عمل­ های غیر­ضروری، خطاهای پزشکی و غیره باشد. کاهش میانگین نمره حمایت اجتماعی بعد از عمل، می­تواند به علت عدم تطابق انتظار افراد با واقعیت باشد، به علاوه کاهش نمره سلامت جسمانی بعد از عمل، ممکن است ناشی از بی توجهی به وضعیت دستگاه تنفسی توسط جراحان باشد و می­توان گفت این عمل­ ها پیامد­های با تأخیر دارند.


شبنم قاسمیانی، ابوالقاسم پوررضا، محمود محمودی،
دوره 11، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تعارض پدیده ای طبیعی و غیرقابل اجتناب در هرسازمانی است. حیطه ی پرستاری به دلیل وجود استرس های محیطی، ماهیت کار و تنوع تعاملات، کارکنان و وظایف در مقابل تعارض آسیب پذیر است. هدف از این مطالعه تعیین سطح تعارض و استراتژی های مدیریت تعارض در بین پرستاران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود. نمونه ی مورد پژوهش به تعداد ۲۴۰ نفر بود که به روش نمونه گیری دو مرحله ای از پرستاران بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده از پرسشنامه های سطح تعارض  Dubrin و استراتژی های مدیریت تعارض Robbins استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای دو و آزمون دقیق فیشر با اطمینان ۹۵% استفاده گردید.
یافته ها: سطح تعارض پرستاران در بیمارستان ها در حد متوسطی قرار داشت و پرستاران  به ترتیب استراتژی راه حل گرایی، عدم مقابله جویی و کنترلی را به کار می بردند. در پژوهش حاضر، تنها بین سطح تعارض با گروه سنی پرستاران(۰/۰۴۸=p) رابطه ی معنی دار وجود داشت. بین سن و استراتژی کنترلی(۰/۰۰۶=p) و سابقه کار و استراتژی کنترلی(۰/۰۲۹=p) و سن و استراتژی راه حل گرایی(۰/۰۰۲=p) رابطه ی معنی دار مشاهده شد. 
نتیجه‌گیری: تعارض، پدیده ای دوبعدی است که می تواند نتایج مثبت و منفی به دنبال داشته باشد؛ نحوه ی برخورد و مدیریت تعارض تعیین کننده ی پیامدهای آن است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb