کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
13 نتیجه برای موضوع مقاله:
غلامرضا بابایی، علیرضا سلطانیان، حمیدرضا خلخالی، مصطفی ربیعیان، فاطمه بحرینی، محمد افخمی اردکانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 9-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری دیابت یکی از شایعترین بیماری متابولیک بوده ومنجر به عوارض ناتوان کننده می شود. طبق برخی مطالعات، گزارش شده است که تقریبا نیمی از بیماران دیابتی نوع دو از بیماری خود اطلاعی ندارند . این عدم آگاهی موجب پیشرفت بیماری دیابت در افراد می شود. لذا این مطالعه به منظور تعیین میزان سطح آگاهی مردم بندر بوشهر از بیماری دیابت و عوارض ناشی از آن انجام گردیده است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی ، بر روی 719 نفر از افراد غیر دیابتی بالای 18 سال ساکن بندر بوشهر درسال 1384انجام گرفت. روش نمونه گیری در این مطالعه به صورت چند مرحله ای تصادفی ساده و. ابزار جمع آوری اطلاعات یک پرسشنامه 39 سئوالی بود. داده ها با استفاده از آزمونهای t مستقل ، آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون لجستیک چند متغیره و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 05/10 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. روایی ( Validity ) پرسشنامه با استفاده از نظرات محققان مرکز تحقیات دیابت یزد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ حدود 76% تعیین گردید.
نتایج: در این مطالعه 719 نفر معادل 417 مرد و 302 زن، با میانگین سنی 48/11 ± 13/40سال ( میانگین سنی مردان 93/12 ±8/40 و میانگین سنی زنان 03/9±19/39 ) مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین و انحراف معیار امتیاز سطح آگاهی افراد به ترتیب برابر 96/16 و 29/6 می باشد. سطح آگاهی مردان نسبت به زنان بیشتر بوده (001/0 P=)و با افزایش سن، میزان آگاهی افراد کاهش می یابد (001/0 P= ؛ 203/0- r= ). در این مطالعه سطح آگاهی افراد با میزان سواد ارتباط مستقیم داشت (01/0P= ؛ 07/0r= )و میزان آگاهی افراد مجرد و متاهل از دیابت یکسان نبود( 042/0P=).
نتیجه گیری: آگاهی و دانش افراد در خصوص شناخت بیماری دیابت وعوارض ناشی از آن در سطح پایین بوده و نیاز به آموزش بیشتر در این زمینه دارند
مجید مصاحبی محمدی، سعید کاویانی، مسعود سلیمانی، عباس حاجی فتحعلی، زهرا ذنوبی، سعید آبرون، غلامرضا خمیسی پور، مینا صوفی زمرد،
دوره 5، شماره 5 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: سلولهای بنیادی جنینی از طریق دو ویژگی منحصر به فرد شناخته میشوند. اولاً، این سلولها میتوانند به صورت جمعیت خالص از سلولهای تمایز نیافته تکثیر و نگهداری شوند، که این ویژگی به عنوان خاصیت خود نوسازی شناخته میشود. ثانیاً، این سلولها قادر هستند که تمام انواع سلولهای بدن را ایجاد کنند. در مطالعه حاضر، تمایز سلولهای بنیادی جنینی به رده لنفوئیدی در شرایط فاقد لایه تغذیه کننده به کمک IL-7 و FLT-3 Ligand انجام گرفت.
روش بررسی: سلولهای جنینی موشی تکثیر شده بر روی از لایه پشتیبان جدا گردید و بعد از تشکیل اجسام شبه جنینی با استفاده از فاکتورهای رشد لیگاند FLT-3، اینترلوکین-7 تمایز انجام گرفت. در روز 7 و 14 به منظور نشان دادن تمایز به رده لنفوئیدی بیان مارکرهای CD25، CD19 و CD3 با استفاده از تکنیک RT-PCR مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: بررسیهای انجام گرفته با استفاده از تکنیکRT-PCR نشان داد که بعد از 14 روز تمایز به رده لنفوئیدی با استفاده از فاکتورهای رشد یاد شده بیان مارکرهای CD25 وCD19 مشاهده گردید.
نتیجهگیری: در تمامی مطالعات گذشته، تمایز سلولهای بنیادی جنینی به رده لنفوئیدی با استفاده از سلولهای تغذیه کنندهOP9 انجام گرفته است. در مطالعه حاضر، تمایز سلولهای بنیادی جنینی به رده لنفوئیدی در شرایط فاقد لایه تغذیه کننده انجام گرفت. امید است مطالعه حاضر بتواند دیدگاههای جدیدی را در درمان سلولی اختلالات مربوط به رده لنفوئیدی بگشاید.
شاهرخ رئیسیان، مریم اسلامیان، محمد ازمل، پیوند باستانی، روح اله کلهر،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف : پزشک خانواده، هسته اصلی در تلاشهای جهانی برای بهبود کیفیت، اثربخشی هزینه، و عدالت در سیستمهای مراقبتهای بهداشتی است. هدف این مطالعه بررسی طرح پزشک خانواده و مسیرهای ارجاع مشخص شده برای شش شهر پایلوت طرح در استان خوزستان میباشد.
روش بررسی: این پژوهش مطالعهای توصیفی است که به صورت مقطعی در سال 1390 انجام شده است. برای جمع آوری دادهها از چک لیست از پیش طراحی شده استفاده گردید. در این مطالعه 15 تیم مراقبت سلامت در شش شهرستان پ ا یلوت برنامه پزشک خانواده و سطوح ارجاع مشخص شده برای هر کدام از شهرهای مذکور مورد بررسی قرار گرفته، سپس با دستورالعمل کشوری مقایسه و شکاف موجود شناسایی گردید.
یافتهها : بیشترین کمبود مربوط به کارشناس تغذیه و سپس بترتیب پرستار و پزشک بود. در شهرهای سطح دو ارجاع ، استقبال از طرح در بین پزشکان متخصص دارای مطب زیاد نبود. در ماهشهر ، یکی از شهرهای سطح دوم، تنها پنج پزشک متخصص در طرح ثبت نام کردهاند. در سطح سوم نیز 5/28 درصد پزشکان واجد شرایط در طرح مذکور ثبت نام نمودهاند.
نتیجه گیری: تسهیل دسترسی بیماران به پزشکان طرف قرارداد طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع در سطوح دوم و سوم ضروری به نظر میرسد. در این راستا، ایجاد یک نظام انگیزشی جهت جذب متخصصین و بهبود شرایط نگهداشت آنها میتواند سودمند باشد.
ابراهیم شفیعی، فضل اله موسوی، مهدی غرسی منشادی ، نایب فدایی دهچشمه، علیرضا بیباک، محمد ازمل،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف : درک پرستاران از معنویت، میتواند در نحوهی رفتار و تعامل آنان با بیماران در راستای ارایه مراقبتهای معنوی موثر باشد. هدف این مطالعه تعیین ادراک، توانمندی و کفایت آموزش پرستاران دربارهی معنویت و مراقبت معنوی در بیمارستانهای شهر گناوه میباشد.
روش بررسی : مطالعهی حاضر مطالعهای توصیفی است که به صورت مقطعی در سال 1392 در میان 111 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای شهر گناوه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام گردید . از پرسش نامه مقیاس معنویت و مراقبت معنوی برای جمع آوری دادهها استفاده گردید. برای تحلیل دادهها نیز از آمار توصیفی استفاده ش د .
یافتهها: میانگین کلی معنویت و مراقبت معنوی 3/86 از 5 بود. از میان جنبههای نه گانه نیاز، ارتباط معنویت با باور و ایمان به خدا و تعالی، بیشترین و عقاید و ارزشها، کمترین میانگین را به خود اختصاص دادند. 78/7 درصد از شرکت کنندگان با نیازهای معنوی بیماران مواجه شده و 74/6 درصد آموزشهای موجود دربارهی مسائل مرتبط با مراقبت معنوی را کافی ندانستند.
نتیجهگیری: اگرچه اکثر شرکت کنندگان قادر به برآورده کردن نیازهای معنوی بیماران بودند، اما بیشتر پرستاران آموزشهای موجود دربارهی مسائل مرتبط با مراقبت معنوی را کافی ندانستند. بنابراین وارد کردن مراقبت معنوی در کریکولوم آموزشی رشتههای پرستاری و نیز برگزاری کارگاهها و دورههای آموزشی در این زمینه میتواند سودمند واقع گردد.
محمد زکریا کیایی، محمد ازمل، فرامرز کلهر، الهام شاه بهرامی، دکتر روح اله کلهر،
دوره 9، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ارائه خدمات مراقبتی در بالاترین حد استانداردهای کمی و کیفی و مبتنی بر یافتهها و تحقیقات علمی از وظایف اصلی پرستاران است. هدف این مطالعه شناسایی و تعیین موانع اجرای نظام مبتنی بر شواهد در میان پرستاران بیمارستان های شهر قزوین در سال 1392 می باشد.
روش بررسی: مطالعهی مقطعی حاضر از نوع توصیفی تحلیلی بود که در میان 260 نفر از پرستاران شاغل در شش بیمارستان شهر قزوین به صورت مقطعی در سال 1392 انجام گردید. از پرسش نامه موانع استفاده از تحقیقات در پرستاران Funk و همکاران به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. این ابزار چهار مانع عملکرد مبتنی بر شواهد شامل: ویژگیهای گیرنده، سازمان، نوآوری و ارتباطات را می سنجد. از آمار توصیفی و تحلیلی برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافتهها: میانگین کلی موانع عملکرد مبتنی بر شواهد در میان پرستاران 3/07 بود. در این میان، بعد سازمان و گیرنده به ترتیب دارای بیشترین و کمترین میانگین بودند. میان موانع عملکرد مبتنی بر شواهد و جنسیت رابطه آماری معنیداری وجود نداشت، اما میان بعد سازمان با سن، نوع استخدام و سابقه کار پرستاران رابطه آماری معنی داری مشاهده گردید.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه "سازمان" به عنوان مهمترین مانع استفاده از تحقیق در عملکرد پرستاری شناخته شد، سیاست گذاران و مدیران باید به استفاده از تحقیق در عملکرد، استقرار فرهنگ تحقیق در سازمان، ایجاد زیر ساختهای مناسب و اختصاص زمان کافی برای دسترسی به شواهد برای کارکنان پرستاری توجه نمایند.
بتول احمدی، محمد ازمل، لیلا جانانی، مهتاب بیات ریزی، فاطمه نوغانی،
دوره 11، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سنگ بنای پیشگیری اولیه، اتخاذ شیوه ی زندگی سالم شامل: عدم استعمال دخانیات، حفظ وزن متعادل بدن و عادات غذایی مناسب است. هدف این مطالعه تبیین شاخص های تن سنجی و سبک زندگی سالم در زنان شاغل می باشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۳ انجام شد. تعداد ۶۸۲ نفر از بانوان شاغل دانشگاهی بصورت داوطلبانه شرکت نمودند. بمنظور جمع آوری داده ها از چک لیست سلامت بانوان ایرانی استاندارد شده توسط وزارت بهداشت استفاده شد که مشتمل بر سه بخش مشخصات دموگرافیکی، شاخص های تن سنجی و سبک زندگی سالم بود. از آمار توصیفی و استنباطی برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: بیش از نیمی از شرکت کنندگان در طول یک سال محدودیت رژیم غذایی داشتند. عادت غذایی زنان شرکت کننده مطلوب نبود و ۴۷/۶% مصرف سبزی داشتند ولی ۵۲% نوشابه و غذاهای آماده مصرف می نمودند. فعالیتهای بدنی تنها در ۲۸% افراد مناسب بود. داده های نمایه توده بدنی نشان داد که نیمی از افراد اضافه وزن و ۴۲% افراد چاقی شکمی داشتند.
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از نامناسب بودن شاخص های سبک زندگی و خطرات بالقوه ی تهدید کننده ی سلامتی زنان شاغل است؛ لذا استقرار برنامه های آموزشی و تسهیلات در اتخاذ شیوه های زندگی سالم برای زنان شاغل ازجمله اصلاح عادات تغذیه ای، انجام فعالیتهای بدنی روزانه جهت ارتقای وضعیت سلامتی آنها نه تنها عملکرد فردی، خانوادگی و اجتماعی و بهره وری از نیروی کار آنها را بهبود می بخشد، بلکه فرهنگ سلامت جامعه را ارتقا خواهد داد.
دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی یکپارچه و انعطافپذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمعآوری دادهها مصاحبهی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید.
یافتهها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهرهگیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آنها شناسایی شد که دربرگیرندهی زیرسیستم کتابخانه، فعالیتهای پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایاننامهها، برنامهوبودجه و زیرسیستم اجتماعی و شبکههای مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس دادهها و اهداف توسط سیستمهای اطلاعاتی موجود بهترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجهگیری: در این پژوهش با شناسایی سیستمهای اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامهریزی دقیق و بهکارگیری موفق این سیستمها فراهم میشود. نتایج این پژوهش میتواند برای پیادهسازی معماری سیستمهای اطلاعاتی سایر معاونتهای تحقیقات و فناوری دانشگاههای علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفهجویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.
حسین حسنی، مریم عرب مورچگانی، نرگس پارسایی، مهشید رضایی، خدیجه میرزایی، حسین ایمانی، میرسعید یکانی نژاد،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استفاده از شاخصهای مختلف تغذیهای جهت بررسی ارتباط وضعیت رژیمی با بیماریهای مختلف مورد توجه میباشد. طی مطالعات گذشته دیده شده است که شاخص و بار انسولینی با برخی بیماریهای مزمن ارتباط دارد؛ با وجود این تاکنون هیچ مطالعهای به بررسی ارتباط بین شاخصهای موردنظر با میزان متابولیسم در حالت استراحت (RMR: Resting Metabolic Rate) نپرداخته است. بنابراین، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم در RMR در زنان دارای اضافه وزن و چاقی صورت گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، ۲۸۰ نفر از زنان بزرگسال(۵۰-۱۸ سال) دارای اضافه وزن و چاقی که به مراکز بهداشتی و درمانی تهران مراجعه نمودهاند، انتخاب شدند. ویژگیهای جمعیتشناختی این افراد علاوه بر نمایههای تنسنجی آنها از جمله وزن، قد و دور کمر، نسبت دور کمر به دور باسن، نمایه توده بدنی، و درصد چربی بدن، توده بدون چربی ارزیابی شدهاند. علاوه بر این، دریافتهای غذایی یک سال گذشته آنها با پرسشنامهی نیمهکمی حاوی ۱۴۷ آیتم بسامد خوراک گردآوری شد. سپس با استفاده از مقادیر شاخص انسولینی مواد غذایی مختلف و فرمول استاندارد، شاخص و بار انسولینی رژیم غذایی آنها محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان در این مطالعه ۸/۳۸±۳۶/۴۹ سال بود. تمام آنالیزهای آماری برای سن، انرژی، فعالیتبدنی و تودهی بدنی تعدیل شدند. همچنین انرژی برای سن تعدیل گردید. در زمینهی شاخص انسولینی رژیم غذایی، اگرچه ارتباط معکوس معناداری میان این شاخص و میزان متابولیسم در حالت استراحت در مدل خام(۰/۰۴=p) مشاهده گردید، اما بعد از تعدیل مخدوشکنندهها تعدیلشده سن در مدل یک(۰/۴۴=p) و سن، انرژی و فعالیت بدنی در مدل دو(۰/۷۲=p) این اثر معنادار دیگر مشاهده نشد. علاوه بر این شاخص انسولین رژیم غذایی فاقد ارتباط معنادار با میزان (۰/۶۳=p) RMR/kg و (۰/۷۳=p) RMR/FFM بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدست آمده از این مطالعهی مقطعی، به نظر میرسد که شاخص انسولینی و بار انسولینی رژیم غذایی با میزان متابولیسم استراحت ارتباط ندارد؛ با وجود این بهدلیل محدودیتهای این مطالعه نیاز به مطالعات بیشتر جهت تایید یا رد این نتایج و همچنین تعیین نقش شاخصهای انسولینی رژیم غذایی بر سلامت افراد، مخصوصاً با طراحی آیندهنگر موردنیاز میباشد.
سکینه مطیرزاده، رحیم طهماسبی، بهروز کاوهای، آزیتا نوروزی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مؤثرترین اقدامات پیشگیرانه جهت مهار بیماریهای عفونی، واکسیناسیون است. برای ایجاد مداخلات مؤثر برای پذیرش واکسن کووید-19، شناسایی عواملی که بر پذیرش واکسیناسیون تأثیر دارد بسیار مهم است. این مطالعه با هدف تعیین قدرت پیشگوییکنندگی الگوی پردازش موازی بسطیافته جهت پذیرش واکسن کووید-19 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی مقطعی، 1455 فرد بالای 18 سال زیرپوشش مراکز خدمات جامع سلامت ساکن استان بوشهر در شهرستانهای بوشهر، گناوه، تنگستان و عسلویه در سال 1400 بهصورت در دسترس انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات بهصورت آنلاین با استفاده از پرسشنامهای مشتمل بر 3 بخش شامل اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامهی ارزیابی سازههای الگوی پردازش ﻣﻮازی ﺗﻮﺳﻌﻪ یافته و پرسشنامهی پذیرش واکسن کووید-19 انجام شد. تحلیل دادهها توسط نرمافزار آماری SPSS انجام گرفت؛ در تحلیل دادهها علاوه بر ارایه شاخصهای توصیفی، از آزمونهای کای-دو، T دو نمونه مستقل و تحلیل رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافتهها: از تعداد 1455 شرکتکننده، 1067 نفر(73/3%) پذیرش واکسن داشتند. نتایج مطالعه نشان داد که مردان(0/006=P)، افراد با تحصیلات کارشناسیارشد و بالاتر(0/001=P)، کارمندان دولتی(0/001=P)، افراد مجرد(0/01=P)، افراد با سابقه بیماری خاص(0/05=P)، افراد دارای سابقه تست کووید-19 مثبت در خود(0/001=P) و خانواده(0/03=P) بیشتر از سایر افراد پذیرندهی واکسن بودند. سازههای شدت، کارآمدی پاسخ درک شده و خودکارآمدی از عوامل پیشگوییکنندهی پذیرش واکسن بودند. متغیرها و سازههای پیشگو 43/8% تغییرات در پذیرش واکسن را تبیین میکردند. از بین شرکتکنندگان در مطالعه، تعداد 1366 نفر(93/9%) در فرایند کنترل ترس بودند که در این افراد، بالاترین نمرهی پاسخ دفاعی، مربوط به اجتناب بوده است.
نتیجهگیری: جهت افزایش پذیرش واکسن باید بر کارآمدی و اثربخشی واکسن و شدت عوارض ابتلا به بیماری تاکید نمود. بنابراین کمپینهای بهداشت عمومی با هدف افزایش پذیرش واکسیناسیون باید سطح بالایی از شفافیت را در مورد ایمنی و اثربخشی واکسنها به افراد جامعه ارایه دهند.
مریم کاتبی، مسعود بحرینی، راضیه باقرزاده، شهناز پولادی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران پرستاری برای کاهش چالشهای تصمیمگیری و مشکلات سیستمیک از هوش مدیریتی بهره میبرند. هوش هیجانی، یکی از مؤلفههای کلیدی هوش مدیریتی، نقش مهمی در عملکرد شغلی و رهبری دارد. این توانایی به مدیران کمک میکند تا احساسات خود و دیگران را درک کرده و ارتباطات مؤثرتری برقرار کنند. مدیران در محیطهای پیچیده مانند بیمارستانها، همچنین نیاز به تفکر سیستمی دارند. تفکر سیستمی به مدیران امکان میدهد تا مشکلات را به شیوهای جامع و یکپارچه حل کنند و دقت و کارآیی تصمیمگیریها را بهبود بخشند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط هوش هیجانی و تفکر سیستمی در مدیران پرستاری بیمارستانهای تابع دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی میباشد. تعداد ۱۴۵ نفر از مدیران پرستاری شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان بوشهر بر اساس معیارهای ورود و به روش تمامشماری وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامهی هوش هیجانی Bradberry و Greaves و پرسشنامهی تفکر سیستمی امینی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با روشهای آمار توصیفی(فراوانی، میانگین و انحرافمعیار) و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل گردید. سطح معنیداری در تمام موارد کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: در این مطالعه ۱۴۵ مدیر پرستاری شرکت کردند که ۸۸/۳ درصد زن، ۸۴/۸ درصد متأهل و ۸۷/۶ درصد دارای مدرک کارشناسی پرستاری بودند. همچنین میانگین سنی و میانگین سابقهکاری در پست مدیریتی شرکتکنندگان بهترتیب ۶/۳۷±۴۱/۹۳ و ۶/۵۲±۸/۶۸ بر حسب سال بود. میانگین نمره مؤلفه هوش هیجانی مدیران پرستاری ۱۱/۸۴±۱۳۰/۸۱(دامنه نمره: ۱۶۸-۲۸) و میانگین نمره تفکر سیستمی آنها ۵/۹۰±۴۳/۳۰(دامنه نمره: ۵۶-۸) بوده است. هوش هیجانی ارتباط مثبتی با تفکر سیستمی داشت(۰/۰۰۱>P ؛۰/۳۶۵=r) اما پیشبین مثبتی برای تفکر سیستمی نبود(۰/۱۴۶=P ؛۰/۱۳۱=β).
نتیجهگیری: باتوجه به وجود همبستگی مثبت بین هوش هیجانی و تفکر سیستمی بهعنوان یکی از شایستگیهای ضروری مدیریت، پیشنهاد میشود که آموزش این مهارتها در برنامههای آموزش مداوم پرستاران و مدیران پرستاری به منظور تقویت هوش هیجانی مدیران و بهکارگیری راهبردهای سیستمیک در مدیریتهای پرستاری در نظر گرفته شود.
حمیدرضا خاکره، محمدرضا یزدانخواه فرد، مسعود بحرینی، نیلوفر معتمد،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت فناوری اطلاعاتوارتباطات، سلامت از راه دور بهعنوان شکل جدیدی از ارایه مراقبتهای مرتبط با سلامت بهسرعت توسعهیافته است. پرستاری از راه دور بهعنوان زیرمجموعهای از سلامت از راه دور، امکان ارایه هماهنگی و مدیریت مراقبتها را از طریق فناوریهای ارتباطی برای پرستاران فراهم میکند. باوجود پتانسیل بالای این فناوری، پذیرش آن در ایران محدود بوده و نیاز به بررسی عوامل تأثیرگذار دارد. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط بین ویژگیهای جمعیتشناختی شامل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، سابقه اشتغال، عنوان شغلی، بیمارستان محل خدمت، تجربهی مصاحبهی تلفنی، داشتن تجربهی پاسخگویی به درخواست مشاوره تلفنی، داشتن دانش و تجربهی استفاده از سیستم پرستاری از راه دور با قصد رفتاری پرستاران در پذیرش و استفاده از این فناوری است.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی در سال ۱۴۰۲ بر روی ۲۸۱ پرستار از دو بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بهصورت تمامشماری انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامهی Chang و همکاران(حیطهی قصد رفتاری) بود. پایایی حیطهی قصد رفتاری پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۰/۷۳ بهدست آمد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی(شامل میانگین و انحرافمعیار) و آزمونهای استنباطی(شامل آزمون یومنویتنی، کروسکالوالیس و ضریب همبستگی اسپیرمن) به کمک نرمافزار SPSS صورت پذیرفت. سطح معنیداری در تمامی موارد کمتر از ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی شرکتکنندگان ۷/۴۶±۳۳/۳۰ سال بود. واکثر آنان زن و متأهل بودند. بین برخی خصوصیات جمعیتشناختی پرستاران و قصد رفتاری آنان برای بهکارگیری پرستاری از راه دور ارتباط معنیداری وجود داشت. وضعیت تأهل(۰/۰۳۶=r=۰/۱۳ ،P)، تجربه مصاحبه تلفنی با بیمار(۰/۰۰۱=r=۰/۲۰ ،P)، تجربه پاسخگویی بهدرخواست مشاوره تلفنی از سوی بیمار یا خانواده(۰/۰۲۸=r=۰/۱۳ ،P)، برخورداری از دانش و اطلاعات راجع به پرستاری از راه دور(۰/۰۰۱>r=۰/۲۶ ،P) و تجربه استفاده از سیستم پرستاری از راه دور (۰/۰۰۱>r=۰/۳ ،P) همگی ارتباط معنیدار را با قصد رفتاری پرستاران نشان دادند.
نتیجهگیری: پرستاری از راه دور یکی از فناوریهای نوین قرن حاضر است که میتواند راهکاری مؤثر برای رفع چالشهای نظام سلامت باشد. نتایج مطالعه، نشان داد که برخی خصوصیات فردی با قصد رفتاری پرستاران برای بهکارگیری این فناوری ارتباط دارند. برای ترویج این فناوری، برنامههای آموزشی هدفمند و سیاستهای حمایتی که به این عوامل بپردازند، ضروری است.
مریم امیرشکاری، سیده مریم سیدی، فائزه فخری، محسن یغمائی،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تحویل شیفت یکی از فرایندهای کلیدی در محیطهای درمانی است که طی آن، مراقبت از بیمار از یک تیم درمانی به تیم شیفت بعدی منتقل میشود. ضعف در این فرایند، بهویژه در محیطهای پرتنش مانند اتاقعمل، ممکن است موجب کاهش کیفیت انتقال اطلاعات و نارضایتی پرسنل شود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مدل استاندارد ارتباطی SBAR بر کیفیت فرایند تحویل شیفت و رضایت پرسنل اتاقعمل انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان امامخمینی(ره) جیرفت انجام شد. نمونهگیری بهصورت سرشماری انجام گرفت و در مجموع ۶۶ نفر از پرسنل اتاقعمل در مطالعه شرکت داشتند. مداخلهی آموزشی در قالب یک جلسهی دو ساعته(شامل آموزش نظری و عملی) درباره مدل SBAR اجرا گردید. برای گردآوری دادهها، از چکلیست استاندارد CEX جهت سنجش کیفیت فرایند تحویل شیفت و از نسخه ویرایششده پرسشنامهی Petrovic برای ارزیابی رضایت پرسنل استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمون تیزوجی انجام شد. سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد.
یافتهها: شرکتکنندگان مطالعه ۶۶ پرسنل اتاقعمل(۳۹ زن و ۲۷ مرد) با میانگین سنی ۲/۴۵±۳۰/۲ سال بودند. میانگین نمره کیفیت تحویل شیفت پس از آموزش مدل SBAR بهطور معناداری افزایش یافت. این میانگین از ۱۳/۹۹±۷۳/۸۰ قبل از آموزش به ۱۰/۶۹±۱۰۲/۱۸ پس از آموزش رسید که معادل افزایش حدود ۹/۲۰% نسبت به بازه نمره ابزار بود(۰/۰۰۱>P). علاوه بر این، رضایت پرسنل از فرایند تحویل شیفت نیز بهبود یافت و از ۴/۷۷±۳۷/۸۵ به ۴/۷۶±۴۲/۴۱ افزایش پیدا کرد که نشاندهنده افزایش حدود ۱۱/۴٪ نسبت به بازه نمره ابزار بود(۰/۰۰۱>P). این تغییرات نشاندهنده تأثیر مثبت آموزش مدل SBAR بر فرایند تحویل شیفت و تجربه کارکنان بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که آموزش و بهکارگیری مدل SBAR با بهبود معنادار در کیفیت فرایند تحویل شیفت و رضایت پرسنل اتاقعمل همراه بود. این نتایج حاکی از آن است که استفاده از ابزارهای ساختاریافته ارتباطی میتواند در بهبود برخی جنبههای این فرایند مؤثر باشد. با اینحال، بهدلیل نبود گروه کنترل و کوتاه بودن مدت پیگیری، نمیتوان با اطمینان درباره اثرات بلندمدت این مداخله نظر داد. بنابراین، آموزش مبتنی بر مدل SBAR میتواند بهعنوان یک گزینهی پیشنهادی در نظر گرفته شود، اما برای ارزیابی دقیقتر پیامدهای آن، انجام مطالعات بیشتر با طراحیهای قویتر و در محیطهای بالینی مختلف توصیه میشود.
شهره سیدحسینی، مرضیه شهبازی، علیرضا داورپناه، فاطمه کلته، رضا بصیریان جهرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش لحظهای و مستمر جستجوهای کاربران در محیط وب به موازات شناسایی پژوهشهای انجامشده توسط متخصصان در یک حوزهی خاص، موضوعی است که ذیل موضوع اینفودمیولوژی مطرح میشود. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جستجوهای اطلاعات سلامت کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) در مقابل تولیدات علمی پژوهشگران(عرضهی اطلاعات سلامت) در زمینهی سلامت سالمندی طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که به روش دادهکاوی و رویکردهای وبسنجی و علمسنجی با بهرهگیری از شاخصهای اینفودمیولوژی صورت گرفته است. جامعه پژوهش در بخش وبسنجی، که با استفاده از ابزار Google Trends بررسی گردید، شامل کلیدواژههای جستجوشده توسط کاربران جهانی در زمینهی سلامت سالمندی بود. در بخش علمسنجی، جامعهی مورد مطالعه، شامل مقالههای انتشاریافتهی پژوهشگران جهان در زمینهی سلامت سالمندی-نمایه شده در پایگاه Pubmed- طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی میشد. از آزمون همبستگی برای بررسی همسویی رفتار اطلاعیابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران استفاده شد و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل گردید.
یافتهها: میزان تولیدات علمی پژوهشگران و شاخص حجم جستجوی کاربران در زمینه سلامت سالمندی در موتور جستجوی Google طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی افزایش یافته است. میانگین رشد ماهانهی تولیدات علمی پژوهشگران در این دورهی ده ساله، ۱۴۳۹/۷۰ بهدست آمد. در بخش رفتار اطلاعیابی کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) بیشترین شاخص حجم نسبی جستجو بهترتیب متعلق به کشورهای ایرلند، جامائیکا و ایالات متحد آمریکا بوده است. بیشترین تعداد مقالات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی با ۲۰۴۸۰ مقاله مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی بود. همچنین میانگین رشد ماهانهی تولیدات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی در این دورهی ده ساله(از ژانویه ۲۰۱۵ تا دسامبر ۲۰۲۴ میلادی) ۱۴۳۹/۷۰ بهدست آمد. ضریب همبستگی اسپیرمن بین رفتار اطلاعیابی کاربران در موتور جستجوی Google و تولیدات علمی پژوهشگران در این حوزه(۰/۰۰۵>P-value) مستقیم و معنادار گزارش شد.
نتیجهگیری: عوامل بسیاری میتواند تولیدات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی را از منظر عرضهی اطلاعات سلامت تحتالشعاع قرار دهد. یکی از این عوامل، میزان جستجوی کاربران از منظر تقاضای اطلاعات سلامت است. با توجه به رابطهی مثبت مشاهدهشده و وجود رابطهی متقابل بین متغیرهای رفتار اطلاعیابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران، عامل تقاضای اطلاعات یا همان رفتار اطلاعیابی اینترنتی کاربران در فضای وب در این زمینه یکی از مهمترین عواملی است که اهتمام نسبت به آن از سوی پژوهشگران برای انجام پژوهشهای مبتنی بر نیاز واقعی جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است.