36 نتیجه برای درمان
علیرضا مختاری، عاطفه احمدی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تنبلی چشم (Amblyopia) یکی از مهمترین علل نابینایی، ضعف بینایی یکطرفه در کودکان، جوانان و افراد میانسال است. هدف پژوهش حاضر، طراحی و تولید یک بازی جدی در راستای درمان این اختلال و بررسی تاثیر استفاده از آن بر میزان حدت بینایی در کودکان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعهی تحلیلی-مداخلهای، تعداد ۶۰ نفر مبتلا به اختلال تنبلی چشم یکطرفه با میانگین سنی ۷ سال در دو گروه آزمون و یک گروه کنترل وارد مطالعه گردیدند که از میان آنها ۶ نفر در طول دورهی پژوهش از مطالعه خارج شدند. جهت انجام مداخله از ابزار تولید شده با نام سیگما(تحت تلفن هوشمند) استفاده گردید. حدت بینایی نمونهها پیش و پس از مداخله اندازهگیری شد. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: حدت بینایی چشم تنبل ۱۲ نمونه(۶۳ درصد) در گروه آزمون یک بهبودیافته و در ۷ نمونه(۳۷ درصد) تغییری مشاهده نگردید. در گروه آزمون دو، حدت بینایی چشم تنبل ۱۱ نمونه(۶۵ درصد) بهبودیافته و در ۶ نمونه(۳۵ درصد) تغییری نکرده بود. در گروه کنترل، حدت بینایی چشم تنبل ۵ نمونه(۲۷ درصد) بهبود یافته و در ۱۳ نمونه(۷۲ درصد) ثابت مانده بود. یافتهها اختلاف معنیداری را در تعداد نمونههای بهبودیافته میان گروههای آزمون و کنترل در سطح(۰/۰۵≥p) نشان میدهد.
نتیجه گیری: استفاده از مجموعه بازیهای سیگما به تنهایی یا در کنار سایر روشهای درمانی میتواند منجر به بهبود حدت بینایی در چشم تنبل کودکان گردد.
رسول علی نژاد، مهدی یوسفی، حسین ابراهیمی پور، علی تقی پور، امین محمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه ای به نحوه ی مدیریت و کاربرد صحیح و موثر منابع انسانی بستگی دارد. با توجه به اهمیت فعالیت و انگیزش پرسنل مبارزه با بیماریها و همچنین سهم بالای هزینه های پرسنلی از کل هزینه های سلامت، استفاده از روش های مناسب برای تعیین حجم کاری آنها مهم است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از گروه مطالعات توصیفی و کاربردی بود، که در دو بعد کمی و کیفی انجام شد. محیط پژوهش مراکز بهداشتی شهری-روستایی شبکه ی بهداشت و درمان شهرستان سوادکوه بود. طی فرایند محاسبه ی حجم کاری مراحل: شناسایی فعالیتها، اصلاح و تایید فعالیتها، تعیین درصد بیکاری های مجاز، محاسبه ی زمان استاندارد، تعیین تعداد تکرار، محاسبه ی واحدهای کاری، تعیین حجم کاری و تعیین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز انجام شد.
یافته ها:فعالیتهای حوزه ی مبارزه با بیماریها در قالب ۷۷ فعالیت شناسایی و سازماندهی شد. مجموع زمان این فعالیت ها در یک ماه با احتساب فراوانی هر کدام برابر با ۱۰۲۷۳ واحد کاری بود. عمده ترین فعالیتها مربوط به تزریق واکسن و ثبت مشخصات واکسینه شده در دفاتر و فرمهای مربوط به ترتیب شامل ۱۷۳ و ۱۱۵ واحد کاری بودند.
نتیجه گیری: تعیین حجم فعالیتهای حوزههای کاری مختلف بهداشتی با استفاده از روش این مطالعه توان تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز جهت ارایهی تمام خدمات پیش بینی شده را ایجاد مینماید و در صورت استفاده در ساختارهای کنونی، قابلیت کاهش تقاضای نیروی مازاد و افزایش تمایل کارکنان به انجام خدمات بیشتر را دارد
شراره میرسعیدی فراهانی، احمد ودادی، علی رضائیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با عنایت به اهمیت و جایگاه بخش سلامت در جامعه و با توجه به این¬که این روزها در دوران انقلاب صنعتی چهارم، از یک سو با اشاعهی فناوریهای نوین(هوشمند) درحوزههای مختلف روبرو بوده و از سویی دیگر با ادغام مراقبتهای بهداشتی-درمانی و فناوری بهعنوان یک تحول بزرگ دراین مسیر مواجه هستیم، استفاده از فناوریهای هوشمند می تواند بسیاری از محدودیتهای حوزه سلامت را برطرف سازد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارایه مدلی مناسب به منظور استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت کشور ایران می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون در سال ۱۳۹۹ انجام شد، و برای استخراج دادهها، از بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان استفاده گردید، که در آن ۱۵ نفر از خبرگان براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا اشباع کامل ادامه پیدا کرد. دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. پیاده سازی مصاحبهها در نرم افزار MAXQDA انجام شده و سپس تجزیه و تحلیل شد و در نهایت مدل کیفی ارایه گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، ۲۰۲ کد باز استخراج شد و ۲۳ مضمون پایه(ساب تم) برای طراحی مدل استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت ایران شناسایی گردید که به هفت مضمون سازمان دهنده(تم اصلی) شامل «برنامه ریزی استقرار»، «مدیریت اجرا»، «سازمان کار»، «آمادگی ملی»، «فراهمسازی زمینهها»، «تمهیدات سازمانی» و «مدیریت مقاومت» دستهبندی شد. سپس با توجه به مضامین فوق مدل مضمونی ارایه گردید که از برازش مناسبی برخوردار است(۰/۹۳۴ :IFI؛ ۰/۹۵۹ :NFI؛ ۰/۰۸۰ :RMSEA).
نتیجه گیری: ارایه مدل استقرار سلامت هوشمند و بهکارگیری فناوریهای فوق به ارتقای کیفیت ارایه خدمات درمانی، بهبود دسترسی به این خدمات، کاهش هزینهها و در نتیجه ارتقای سلامت جامعه کمک چشمگیری مینماید.
میثم فلاح نژاد، رضا صفدری،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سالیانه مبالغ زیادی از هزینههای پرداختی بیمارستانها توسط بیمههای درمانی بهعنوان کسورات، بازپرداخت نمیشود. بنابراین کاهش کسورات برای بیمارستان بسیار مهم است. در این مطالعه طراحی و پیادهسازی داشبورد کسورات بیمه مبتنی بر هوش کسب و کار درمانی، برای بهبود مدیریت مالی با هدف محوریت ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری آن انجام گردیده است.
روش بررسی: جهت طراحی پرسشنامه، ابتدا ۲۷ سوال از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با اعضای هیاتمدیره بیمارستان تهیه گردید و روایی و سازگاری گویههای آن از طریق روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ تعیین شد. دادهها در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و نتایج برای طراحی و پیادهسازی داشبورد استفاده گردید.
یافتهها: مطالعه از نوع توسعه ای کاربردی میباشد. در فاز اول جهت تعیین Content Validity Index) CVI) و Content Validity Ratio) CVR)، پرسشنامهی محققساخته در اختیار ۲۰ نفر از خبرگان قرار گرفت. در فاز دوم، با ساخت انبار داده در Structured Query Language) SQL)، اطلاعات جداول مرتبط با کسورات سامانه HIS بیمارستان را به آن منتقل شد و اطلاعات عملیاتی سازمان استخراج و به قالب DW تبدیل شده و Map اطلاعات، تست شد. در ادامه سرویسهای Online Analytical Processing) OLAP) بر روی پایگاه داده تحلیلی ایجادشده بارگذاری گردید. در مرحلهی آخر ابزار Power BI جهت ایجاد مکانیزمهای هوش تجاری، نمایش و مصورسازی اطلاعات انتخاب و استفاده شد و در فاز سوم با استفاده از پرسشنامهی استاندارد Questionnaire for User Interface Satisfaction) QUIS)، میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد توسط ۱۵ نفر متخصص مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتیجهگیری: در این مطالعه از دو پرسشنامه استفاده شد. مقدار CVR در تمام گویه های پرسشنامه اول، بیشتر از ۰/۵۰ و میزان CVI در حیطههای بالایی ۰/۹۰ اندازه گیری شد و نیز ضریب آلفای کرونباخ نیز بین ۰/۸ تا ۰/۹ بهدست آمد که بیانگر سطح خوب بود. پرسشنامهی دوم برای ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد بود که میانگین کل ارزیابی بر اساس شاخصهای پرسشنامهی QUIS، برابر با ۸۵/۴۰ است. بنابراین میزان رضایت و کاربردپذیری داشبورد مذکور از نظر ارزیابان در سطح "بسیارخوب" قرار داشت.
حمزه امین طهماسبی، حسین نصیرزاده،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتوجهی به مدیریت پسماندهای بیمارستانی مشکلات عدیدهای را ایجاد نموده است؛ بهطوریکه پیامد بیتوجهی به مدیریت اینگونه پسماندها محیطزیست و سلامت انسان را در معرض خطر جدی قرار داده است. مراکز درمانی از جمله مؤسسات بهداشتی مهم هستند که طی سالهای اخیر ازدیاد جمعیت، افزایش اربابرجوع و عملیات سرویسدهی، رشد چشمگیر در تولید مواد زاید را در آنها به دنبال داشته است. کیفیت و کمیت پسماندهای مراکز درمانی روزبهروز مشکلساز شده و از جمله مواد سمی خطرناک بهحساب میآیند. هدف مقالهی حاضر، ارزیابی، اولویتبندی و تبیین طرح مدیریتی جهت تصفیه و دفع پسماندهای مراکز درمانی است.
روش بررسی: معیارهای مهم در انتخاب روش دفع پسماندهای مراکز درمانی از طریق مطالعهی پیشینه موضوع استخراج شد. سپس اهمیت این معیارها با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی (Fuzzy AHP (Fuzzy Analytical Hierarchy Proses تعیین شد و در پایان بهترین روش دفع، با استفاده از تکنیک ضرب و جمع وزنی فازی (Fuzzy WASPAS (Fuzzy Weighted Aggregated Sum Product Assessment انتخاب گردید.
یافتهها: از میان معیارهای اصلی، مسایل زیستمحیطی با وزن ۰/۵۱۷ اولویت اول و معیارهای هزینه و حجم پسماندها با امتیازهای ۰/۳۱۷ و ۰/۱۶۶ بهترتیب رتبههای دوم و سوم را بهدست آوردند. همچنین از میان زیرمعیارها هم، آلایندگی هوا با وزن ۰/۲۵۶ رتبهی اول را کسب نموده است. از میان روشهای دفع، روش دفن بهداشتی با امتیاز ۰/۳۱۷ رتبهی اول و روشهای ماکروویو، سوزاندن زبالهها و اتوکلاو با امتیازهای ۰/۲۶۵، ۰/۲۵۳، ۰/۱۷۳ بهترتیب رتبههای دوم تا چهارم را کسب نمودند.
نتیجهگیری: با در نظرگرفتن نتایج بهدستآمده و اولویتبندی ارایهشده میتوان با دفع پسماندها در مراکز بهداشتی و درمانی، به خطرزدایی بیشتر، کاهش آلایندگی محیطزیست و کاهش هزینهها دست یافت. بر این اساس مناسبترین روش برای دفع پسماندهای مراکز درمانی در کشور، روش«دفن بهداشتی» است. البته میبایست دفن بهداشتی زبالهها به نحو مناسب و استاندارد صورت گیرد تا از آلوده شدن آبهای زیرزمینی و خسارت به محیط زیست جلوگیری گردد. حل مشکلات ناشی از زبالههای بیمارستانی یک مسئله پیچیده و چندبعدی است که نیاز به همکاری و همیاری و تجمیع امکانات جامعه(دولت، مؤسسات خصوصی و عمومی) دارد.
سهیلا خوئینی، علیرضا نوروزی، زینب جوزی، اسماعیل مصطفوی،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابدرمانی یک روش درمانی سودمند جهت پیشگیری و درمان اختلالاتروانی است و باعث شکلگیری بروندادهای علمی زیادی از سوی پژوهشگران شده است. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی روند تحقیقات علمی جهان در حوزهی کتابدرمانی و دیداریسازی ساختار همکاری علمی آن در پایگاه Web of Science طی بازه زمانی ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۰ است.
روش بررسی: پژوهش علمسنجی حاضر با استفاده از روش تحلیل استنادی و تحلیل شبکه اجتماعی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۰۳۲ مدرک است. جهت آمادهسازی و تحلیل دادهها از نرمافزار HistCite ،VOSveiwer ،Pajek و UciNet استفاده شد و ترسیم شبکههای همتالیفی با کمک نرمافزار VOSveiwer انجام شد.
یافتهها: کشورهای آمریکا، انگلیس و استرالیا بهترتیب با انتشار ۳۶۹، ۱۴۸ و ۹۱ مدرک در رتبههای اول تا سوم قرار داشتند. مدارک این سه کشور بهترتیب ۱۰۵۴۷، ۳۴۵۹ و ۳۰۴۱ استناد دریافت کردهاند. دانشگاههای Alabama و Nevada و مؤسسه Karolinska بهترتیب با انتشار ۲۹، ۲۶ و ۲۱ مدرک، بیشترین مدارک این حوزه را منتشر کردند. Cuijpers P ،Scogin F و Rohde P با انتشار ۲۹، ۲۱ و ۱۷ مدرک پرکارترین نویسندگان بودند. مدارک نویسنده Cuijpers P ،Miller WR و Andersson G بهترتیب ۲۴۴۱، ۲۲۹۸ و ۱۷۵۰ بیشترین استناد را دریافت کردند. کشور انگلیس با مرکزیت رتبهی ۶۳ و کشور آمریکا با مرکزیت بینابینی ۱۹۱/۴۵۰ و مرکزیت نزدیکی ۸۰ تاثیرگذارترین کشورها، دانشگاه Vrije Amsterdam با مرکزیت بینابینی ۱۴۱۶/۷۵۵ و مرکزیت نزدیکی ۶۵۸ و مؤسسه Karolinska با مرکزیت رتبهی ۴۳ تاثیرگذارترین سازمانها و Rohde P با مرکزیت رتبهی ۳۹، Cuijpers P با مرکزیت بینابینی ۳۱۴/۵۰۰ و مرکزیت نزدیکی ۸۲۱ فعالترین نویسندگان در شبکه همتالیفی حوزه کتابدرمانی بودند. نشریه Journal of Consulting and Clinical Psychology دارای بیشترین استناد و نشریه Journal of Poetry Therapy پرتولیدترین نشریه بود.
نتیجهگیری: توجه به همکاری بیش از پیش کشورها، دانشگاهها و نویسندگان فعال میتواند منجر به تبادل دانش و تجربه بیشتر در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه شود.
محمدرضا شهرکی، مطهره فلاح،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش بهداشت و درمان نقش بسزایی در توسعه یافتگی جوامع از طریق تامین سلامت افراد هر جامعه دارد و میتواند اثرات اجتماعی و اقتصادی زیادی بر زندگی افراد جامعه داشته باشد. هدف این مطالعه، تعیین توسعهیافتگی استانهای کشور براساس امکانات بهداشتی-درمانی و میزان دسترسی به این امکانات است، تا بتوان براساس آن به یافتن راهکارهایی برای کاهش اختلاف بین نقاط مختلف کشور دست پیدا نمود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی-تحلیلی انجام شده است. در این پژوهش ۳۱ استان کشور از نظر ۱۰ شاخص مورد بررسی قرار گرفتهاند. دادهها و اطلاعات این پژوهش از سالنامه آماری کشور استخراج و با استفاده از نرمافزار Excel با روش شاخص مرکزیت وزنی رتبه بندی شده است. سپس با استفاده از تکنیک تاکسونومی به تعیین درجهی توسعهیافتگی استانها پرداخته شده است.
یافتهها: یافته های پژوهش نشاندهندهی آن است که استان خراسان جنوبی با شاخص مرکزیت ۴۵,۶۹۲، استان یزد با شاخص مرکزیت ۴۳,۹۳۳ و استان ایلام با شاخص مرکزیت ۴۰,۶۶۸ در رتبه های اول تا سوم قرار دارند. استان آذربایجان شرقی با شاخص مرکزیت ۲۷,۳۷۵، استان قم با شاخص مرکزیت ۲۵,۴۱۷ و استان هرمزگان با شاخص مرکزیت ۲۴,۲۸۶ بهترتیب سه رتبهی آخر را به خود اختصاص دادند. درجهی توسعهیافتگی استانها بین ۰/۵۰۷ تا ۰/۹۸ قرار دارند که از لحاظ توسعهیافتگی استان یزد در رتبه یک و استان هرمزگان در رتبه آخر قرار دارد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که شکاف عمیقی بین استانها از لحاظ توسعهیافتگی و دسترسی به شاخصهای بهداشتی-درمانی وجود دارد و در نتیجه نیازمند توجه و سیاستگذاریها و برنامهریزیهای لازم جهت کاهش این شکاف و اختلاف خواهد بود.
زهرا واحدپور، محمدجواد آزادچهر، طه باغبانی، طیبه فلفلیان فینی، مهدی ناظری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی عفونت قارچی ناحیه واژن و ولو میباشد که کاندیدا آلبیکنس بهعنوان عامل اصلی آن مطرح است. در میان درمانهای مختلف و نتایج بحث برانگیز آن، فلوکونازول خوراکی بهعنوان یکی از درمانهای رایج برای موارد حاد و مزمن بیماری، پذیرفته شده است. این مطالعه با هدف بررسی پاسخ به درمان فلوکونازول و ارزیابی همزمان حساسیت دارویی صورت پذیرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی از ۱۰۷ نفر بیمار مبتلا به ولوواژینیت مراجعهکننده به کلینیک تخصصی زنان دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال(۱۴۰۰-۱۳۹۹) پس از کسب رضایت وثبت اطلاعات و تکمیل پرسشنامه، نمونهبرداری صورت پذیرفت. نمونههای گرفته شده بر روی محیط کشت کروم آگار کاندیدا و سابرو دکستروز آگار تلقیح و در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد انکوبه گردید. کلنیهای مخمری با توجه به رنگ ایجادشده، شناسایی گردیدند. بیماران شناسایی شده بر حسب عدم و یا وجود سابقه عود، تحت درمان با تک دوز فلوکونازول (mg/ml ۱۵۰) یا دو دوز اضافه مستمر قرار گرفتند. بیماران، بعد از ۳۵-۳۰ روز از جهت بهبود علایم بالینی و قارچشناسی مجدد ارزیابی شدند. حساسیت دارویی نسبت به فلوکونازول با روش میکرو دایلوشن و مطابق با (A۳-CLSI, document M۲۷) صورت پذیرفت.
یافتهها: ۱۰۷ بیمار با ولوواژینیت کاندیدایی شناسایی شد و کاندیدا آلبیکنس(۷۹/۴ درصد) بیشترین گونه جدا شده بود. در کل، پاسخ به درمان با فلوکونازول بر حسب یافتههای قارچشناسی(لام مستقیم و کشت منفی) ۶۲/۶ درصد بود(۰/۰۱۲=P) که این میزان برحسب گونه، کاندیدا آلبیکنس(۶۴/۷ درصد) و غیرآلبیکنس(۵۴/۵ درصد)، نوع عفونت کاندیدایی(عودکننده و غیرعودکننده) و حساسیت دارویی(۸≥MIC) تفاوت معنیداری نداشتند(۰/۰۵ نتیجه گیری: با توجه به درمان مبتنی برتجربه، ولوواژینیت کاندیدایی تشخیص آزمایشگاهی و ارزیابی همزمان حساسیت دارویی میتواند در انتخاب پروتکل درمانی مناسب کمک شایانی نماید و از ظهور و یا افزایش گونههای مقاوم جلوگیری نماید.
علیرضا منادی سفیدان، رضا افریشم،
دوره 16، شماره 3 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعاتقبلی نشان دادهاند که miRNA های ویروسی و انسانی در فرایند کنترل و یا پیشرفت بیماری نقش داشته و حتی میتوانند بهعنوان اهداف درمانی در نظر گرفته شوند. بر این اساس، مطالعهی مروری حاضر جهت ارزیابی نقش miRNA های میزبان و ویروس کووید-19 در روند بیماری طراحی شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی مروری بود که در بازه زمانی 2022-2012 انجام شد. مطالعات از پایگاه دادههای علمی PubMed، Google scholar، Web of science و Scopus بازیابی شدند. منابع مرتبط توسط محققان انتخاب و خلاصهای از آنها در این مطالعه مروری ارایه شد.
یافتهها: مطالعهی مروری حاضر نشان داد که برخی miRNA های میزبان مانند miR-200c ،miR-23b-5p، و miR-125a-5p اثر مهاری بر روی گیرنده ACE2 داشتند، درحالیکه miR، miR-3909 و miR-133a بر روی این گیرنده اثر تحریکی داشتند. علاوه بر این، miR-98-5p میزبان بر روی بیان ژن TMPRSS2 اثر مهاری داشت. از سویی دیگر، miR-21 ،miR-146a و 142-miR میزبان، التهاب را از طریق سیگنالینگ MAPK و NF-Ƙβ، القا کرد. درحالیکه miR-124 ، miR-410، miR-1336 میزبان فاکتور STAT3 را مهار کرده و مانع التهاب شد. بهعلاوه، miR-302b و 372-miR میزبان، پروتئین سیگنالینگ ضدویروسی میتوکندری (MAVS) را هدف قرار داد که منجر به خاموش شدن سیگنالهای اینترفرون نوع 1 شد. همچنین ثابت شده است که miR-145-5p ،miR-24-3p ،miR-7-5p، و miR-322-3p اگزوزومی میزبان، تکثیر 2-SARS-CoV و بیان پروتئین S را مهار کرده و کاهش بیان آنها در افراد مسن و دیابتی با کاهش مهار تکثیر 2-SARS-CoV مرتبط بود. همچنین miR-359-5p ویروسی بیان MYH9 (زنجیره سنگین میوزین غیرعضلانی 9) را تنظیم کرده که باعث تهاجم و رهاسازی ویروس در سلول میزبان شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که miRNA های فراوانی در کنترل و یا پیشرفت بیماری کووید-19 نقش دارند و احتمالاً با تغییر بیان miRNA ویروسی و میزبان، بتوان بیماری کووید-19 را درمان کرد. با اینحال، تحقیقات بیشتری در این خصوص موردنیاز است.
نیلوفر محمدزاده، نگین ابراهیمی، مژگان آگاه هریس،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، اضافه وزن و بیماریهای مزمن و روحی-روانی ناشی از آن، به مرز هشداردهندهای در جهان رسیده است. امروزه درمان شناختی رفتاری به عنوان یک روش خاص در خصوص کنترل اضافهوزن به مخاطبان میآموزد که چگونه الگوهای رفتاری نامناسب و افکار مخرب همراه با پریشانی را که بر رفتار و احساسات آنها تاثیر منفی میگذارند، شناسایی کرده و تغییر دهند. هدف از اجرای این پژوهش، ارایه یک برنامه کاربردی مبتنی بر موبایل برای کنترل اضافه وزن با رویکرد درمان شناختی رفتاری است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی-توسعهای است. در مرحلهی اول با بررسی برنامههای کاربردی در دسترس مبتنی بر موبایل و مرتبط با کنترل وزن و همچنین پروتکل درمان شناختی Beck برای کاهش وزن، قابلیتهای برنامه کاربردی شناسایی و سپس بر اساس نظرسنجی از متخصصان، این قابلیتها تعیین گردید. پس از آن، رابط کاربری برنامه کاربردی طراحی و کدنویسی لازم برای استفاده از آن انجام شد. سپس پایگاه داده بهوسیلهی نرمافزار MySQL و برنامه کاربردی بهوسیلهی نرمافزار فلاتر و زبان برنامهنویسی دارت ایجاد و CBTdiet نامیده شد. در انتها نیز کاربردپذیری برنامه کاربردی توسط کاربران با استفاده از پرسشنامهی استاندارد QUIS ارزیابی گردید.
یافتهها: براساس معیارهای ورود و خروج، از بین ۲۴۷ اپلیکیشن شناسایی شده، قابلیتهای ۱۷ اپلیکیشن بررسی شد. در نهایت با توجه به نظر متخصصان ۲۱ قابلیت از جمله قابلیت ارسال پیامهای انگیزشی به مخاطب و قابلیت پاداشدهی برای دستیابی به کاهش وزن یک کیلوگرم در هفته برای طراحی برنامه کاربردی مدنظر قرار گرفت. برنامه کاربردی طراحی شده در این پژوهش، از دیدگاه کاربران با میانگین ۱/۱±۷/۹۹ از ۱۰ در سطح خوب قرار گرفت و توانست میزان قابل قبولی از رضایتمندی را در مرحلهی ارزیابی کسب نماید. بخش قابلیتهای کلی نرمافزار، بالاترین میانگین(۸/۱۲) و بخش صفحه نمایش، پایینترین میانگین نمره(۷/۸۹) را در بین تمامی بخشها کسب نمود.
نتیجهگیری: بر مبنای قابلیتهای تعیین شده، برنامه کاربردی مبتنی بر موبایل برای کنترل اضافه وزن با رویکرد درمان شناختی رفتاری طراحی و ایجاد شد که میتواند با اصلاح سبک زندگی و تغییر افکار مخرب در کنترل اضافه وزن موثر باشد.
آرش فروهری، مینا دانایی، علی شیبانی تذرجی، محسن مومنی،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بهعلت مصرف خودسرانه آنتیبیوتیک، مقاومت آنتیبیوتیکی به یک مشکل سلامتی در سراسر جهان تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی شیوع خوددرمانی با آنتیبیوتیک و عوامل مرتبط بر آن در مراجعان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1399 طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده که از اردیبهشت تا شهریور سال 1399 بهصورت مقطعی بر روی 331 نفر از مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. در این تحقیق جهت جمعآوری اطلاعات از یک پرسشنامهی معتبر استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل و مجذور کای با کمک نرمافزار آماری SPSS تحلیل شده است.
یافتهها: میانگین سنی مراجعهکنندگان در این مطالعه 10/76±38/6 سال بود. 135 نفر(40/4%) مرد و 194 نفر(60/6%) زن بودند. بیش از دو سوم افراد، تحصیلات بالاتر از فوقدیپلم داشتند. شیوع خوددرمانی با آنتیبیوتیک در مراجعهکنندگان 32/9% بوده است. بیشترین علت مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک، عدم تمایل به پرداخت هزینه(34/4%)، بیشترین نوع آنتیبیوتیک مصرفی آموکسیسیلین(25%) و آزیترومایسین(24%) و شایعترین شکل دارویی مورد استفاده قرص(55/5%) گزارش شد. عفونتهای تنفسی نیز شایعترین علت مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک را به خود اختصاص دادند(42/2%). داروخانهها بیشترین منبع اطلاعاتی در مورد نحوهی مصرف آنتیبیوتیک بودند(53/9%). همچنین خوددرمانی با آنتیبیوتیک در افراد متاهل(0/015=P)، افراد با شغل آزاد(0/031=P) و افراد فاقد بیمه درمان (0/001>P) بهطور معنیداری از سایر افراد مورد مطالعه بیشتر بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که خوددرمانی با آنتیبیوتیک در شهر کرمان از شیوع بالایی برخوردار است و سیاستگذاران باید مداخلاتی در جهت افزایش آگاهی افراد از خطرات و عوارض جانبی مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک و همچنین مقاومت دارویی ایجاد شده بهدنبال آن جهت کاهش مصرف خودسرانه این داروها طراحی و اجرا نمایند.
سیده نسیم میربهاری، سینا سالاری، شبنم شاهرخ، محمدرضا زالی، مهدی توتونچی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ویروسهای انکولایتیک، به عنوان ابزارهای نوین و پیشرفته در زمینه درمان انواع مختلف سرطان، نقش بسیار مهمی را در تحولات پزشکی ایفا کردهاند. اصطلاح «انکولایتیک» به معنای توانایی این ویروسها برای تخریب و آسیب به سلولهای سرطانی، در عین حفظ سلولهای سالم اطراف آنها، اشاره دارد.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه، از طریق جستجو در پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus و Google Scholar از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴، ۲۷۰ نتیجه اول، جمعآوری شد. ۶۸ مقالهی مرتبط توسط محقق اصلی، بررسی و در نهایت، مطالب استخراج و یافتههای نهایی جمعبندی شدند.
یافتهها: در نهایت، یافتهها در این مطالعهی مروری نشان داد که سلولهای سرطانی دارای ویژگیهای متمایزی هستند که آنها را از سلولهای نرمال متمایز میکند؛ از جمله سیگنالهای رشد مداوم، عدم پاسخ به پیامرسانیهای ضد رشد، فرار از آپوپتوز، افزایش آنژیوژنز و تهاجم به قسمتهای دیگر بدن. ویروسهای انکولایتیک از این ویژگیهای متمایز برای ورود اختصاصی به سلولهای سرطانی استفاده میکنند تا بهطور انتخابی به آنها متصل شده و آنها را آلوده کنند. بیشتر ویروسهای انکولایتیک به طور مستقیم سلولهای تومور میزبان را از بین میبرند که در نتیجهی تکثیر ویروسی و القای عناصر پاسخ ضد ویروسی سلول میزبان است. همچنین، این ویروسها میتوانند با تولید پروتئینهای خاص، سلولهای سرطانی را نابود کنند. پتانسیل کشندگی ویروسهای انکولایتیک به نوع ویروس، دستورزی ژنتیکی، تعداد ویروس مناسب برای تزریق، تمایل ویروسی طبیعی و القایی و حساسیت سلول سرطانی به اشکال مختلف مرگ سلولی بستگی دارد. مکانیسمی که باعث تکثیر اختصاصی ویروسهای انکولایتیک در سلولهای سرطانی میشود، احتمالا به نقص مسیرهای پیامرسانی در سلولهای توموری مرتبط است همچنین تحقیقات انجام شده در فاز سوم کارآزمایی بالینی با استفاده از ویروسهایH۱۰۱ (Oncorine)، T-Vec، ۷-ECHO و (Teserpaturev (Delytact در درمان سرطانهای مختلف از جمله سرطان سر و گردن، ملانوما، گلیوبلاستوما و سرطان مثانه بهبود معنیداری در نتایج درمانی را نشان داده است.
نتیجهگیری: ویروسهای انکولایتیک از انواع مختلف ویروسها ساخته میشوند و در حال حاضر در مراحل آزمایشگاهی، پیش بالینی و بالینی مورد ارزیابی قرار میگیرند. استفاده از این ویروسها برای درمان سلولهای سرطانی به عنوان یک روش جدید و هدفمند مطرح شده است که نیازمند بررسی و دستیابی به مکانیسمهای دقیقتر برای عملکرد بهتر آنها میباشد.
صدیقه محمد اسماعیلی، ناهید رمضانقربانی، شیبا کیانمهر،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اثرات سیگار کشیدن غیرفعال بر سیستم تنفسی نوزادان و کودکان شناخته شده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مثبت برنامههای اطلاعدرمانی ترک سیگار والدین با جایگزینی نیکوتین بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به آسم در مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی ۱۰۰ کودک ۱۰-۶ ساله مبتلا به آسم با والدین سیگاری مراجعهکننده به بخش آلرژی مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعه در بازه زمانی ۹۹-۱۳۹۸ و بهصورت سرشماری انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای استاندارد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودک (HRQoL)، نسخههای استاندارد فرم کوتاه (۱۲-SF) وپرسشنامه تنفسی سنت جورج (SGRQ) جمعآوری شد. برای مقایسهی دو گروه در هر نوبت و بین فواصل زمانی از آزمون تی مستقل و تی زوجی استفاده شد و برای بررسی همبستگی بین دو پرسشنامه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین امتیاز در کودکان آسمی که والدین آنها نیکوتین جایگزین سیگار مصرف کردند، کمتر از کودکان آسمی بود که والدین آنها به مصرف سیگار ادامه دادند. کیفیت زندگی در کودکان مبتلا به آسم که والدین آنها در مداخله شرکت کردند بهتر میشود(۰/۰۳=P). همچنین مصرف آدامس نیکوتینی میتواند برخی از جنبههای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در والدین و کودکان بر اساس ۱۲-SF و SGRQ بهبود بخشد. عملکرد فیزیکی(۰/۰۰۷=P) و عملکرد مدرسه(۰/۰۰۲=P) دو مؤلفهای بودند که مداخله، بیشترین تأثیر را بر آنها داشت.
نتیجهگیری: سلامت جسمانی و کیفیت زندگی والدین بر کودکان مبتلا به آسم که در برآوردن نیازهای روزانهی خود با چالشهای زیادی مواجه میشوند، تأثیر میگذارد. ترک سیگار با استفاده از آدامس نیکوتینی میتواند زمینههای کیفیت زندگی والدین و کودکان را بهبود بخشد. برای به حداکثر رساندن اثربخشی برنامههای اطلاعات درمانی ترک سیگار والدین برای کودکان مبتلا به آسم، ارایه حمایت و مشاورهی به والدین یا مراقبان، درمانهای مبتنی بر شواهد، آموزش خانوادهها برای مدیریت این بیماری در کودکان ضروری به نظر میرسد.
حجت رحمانی، صادق مرادی، نایب فدائی ده چشمه،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برخورداری از سلامت، اساسیترین حق و ارزشمندترین سرمایهی همهی اقشار و طبقات اجتماع است. افرادی که کوچنشین هستند برای دسترسی به خدمات ضروری با دامنهای از موانع جغرافیایی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مواجه میباشند. ماهیت زندگی عشایری ارایه خدمات بهداشتی و درمانی را به یک مسئله بغرنج و پیچیده تبدیل کرده است. هدف این مطالعه آسیب شناسی ارایه خدمات سلامت به جمعیت عشایری استان خوزستان بود.
روش بررسی: رویکرد این مطالعه کیفی است. جامعه پژوهش مطالعه، ۱۷ نفر شامل مدیران و کارکنان مراکز خدمات جامع سلامت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود. رویکرد جمعآوری دادهها، استقرایی بود. دادهها از طریق مصاحبههای انفرادی جمعآوری و نظرات شفاهی شرکتکنندگان ثبت شد. با استفاده از روش تحلیل محتوای عرفی(قراردادی) با رویکرد ترکیبی(قیاسی و استقرایی)، دادهها تحلیل شدند. اعتبار و کیفیت دادهها با روش Guba و Linkoln ارزیابی شد.
یافتهها: چالشها و موانع ارایه خدمات بهداشتی در عشایر در ۹ مقوله و سه تم شناسایی شدند. تمها شامل ماهیت و مختصات جامعه عشایری، نظام ارایه خدمات بهداشتی و درمانی و مسئولیتهای سایر بخشها بود. ماهیت و مختصات جامعه در پنج مقولهی جمعیتی، فرهنگی، اقلیمی- جغرافیایی، اجتماع قومی- قبیلهای و شیوهی زیست مبتنی بر کوچ، دستهبندی شدند. نظام ارایه خدمات سلامت شامل دو مقولهی ساختاری و فرایندی بود و وظایف و مسئولیتهای سایر بخشهای توسعه نیز در دو مقولهی زیرساختها و همکاریهای بین بخشی طبقهبندی گردید. نتایج نشان داد که عشایر برای دریافت خدمات با موانع مرتبط با ویژگیهای ذاتی و خاص عشایر، نظام ارایه خدمات سلامت و عملکرد سایر سازمانهای اجرایی مواجه میباشند. ثابت نبودن جمعیت، تنوع فرهنگی، پراکندگی جمعیت و شیوه زندگی قومی و مبتنی بر کوچ از جمله خصیصههای ذاتی هستند که بر ارایه خدمات تأثیر میگذارد.
نتیجهگیری: ارایه خدمات بهداشتی و درمانی به عشایر از ویژگیها و شرایط دریافتکنندگان و تأمینکنندگان خدمات تأثیر میپذیرد. تصمیمگیران و مدیران ضمن لحاظ کردن شرایط خاص زندگی عشایری در طراحی و اجرای برنامههای سلامت باید به تقویت شبکههای بهداشتی و درمانی در مناطق عشایری اهتمام ورزند. با توجه به کمبود منابع و ضعف زیرساختها در محل اسکان عشایر، همکاری بین بخشی و توسعهی منابع و زیرساختها بهکارگیری رویکرد One Health از ضرورت و اهمیت ویژهای برخوردار است.
اکرم همتی پور، فاطمه کریمی، اعظم جهانگیری مهر، الهام عبدالهی شهولی، مهدی مکوندی،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین معضلات پزشکی، دردهای مزمن است که هرسال میلیونها نفر گرفتار آن میشوند و درمان مناسبی هم به آنها ارایه نمیشود. پژوهشها بیانگر این است که یکی از پیامدهای درد مزمن، واکنشهای عاطفی مثل اضطراب، افسردگی و استرس است که بهخاطر اثرات درازمدت درد به وجود میآیند. از اینرو، هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین اثربخشی درمان شناختی-رفتاری بر سلامت روان و سطح شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمهتجربی ۱۲۶ بیمار با داشتن درد مزمن عضلانی اسکلتی و معیارهای ورود و خروج از مراکز فیزیوتراپی زیرنظر دانشکده علوم پزشکی شهرستان شوشتر بهصورت هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه ۶۳ نفر مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله براساس درمان شناختی رفتاری بهمدت سه ماه و ۱۲ جلسه آموزشی مداخله را دریافت نمودند. بیماران هردو گروه ابزار گردآوری اطلاعات را که شامل پرسشنامهی عددی درد (VAS) و پرسشنامهی سطح استرس، اضطراب و افسردگی DASS۲۱ بود، قبل از مداخله و یک هفته پس از اتمام مداخله آموزشی تکمیل نمودند. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمونهای توصیفی و پارامتریک(تی زوجی و تی مستقل) و همبستگی پیرسون و آنالیز کوواریانس از نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: میانگین سن شرکتکنندگان(۲۷/۱۶±۴۶/۱۲) سال بود. اثربخشی درمانشناختی-رفتاری تنها در گروه مداخله با کاهش معناداری از نظر سطح استرس و اضطراب و افسردگی(۰/۰۰۱>P) همراه بوده است و این کاهش نسبت به گروه کنترل بر میزان سطح استرس(۰/۰۳۲=P) اضطراب(۰/۰۳۰=P) و افسردگی(۰/۰۱۵=P) دیده شد. کاهش شدت درد در هر دو گروه بهطور معناداری مشاهده شد(۰/۰۰۱>P). اما این کاهش در گروه مداخله نسبت به کنترل از نظر آماری تفاوتی نداشت(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعهی حاضر بر اهمیت بهکارگیری درمانهای شناختی رفتاری به روش گروهی بر درمان استرس، اضطراب و افسردگی و شدت درد بیماران مبتلا به درد مزمن عضلاتی اسکلتی تأکید دارد.
علیرضا سیفیاردلی، یونس شهبازی، محمدجواد کتانی، مهرداد آذربرزین،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: درمان شناختی- رفتاری یکی از انواع مؤثر رواندرمانی در درمان اختلالهای روانپزشکی نظیر اختلالات اضطرابی، افسردگی و بهبود سلامت روان است. این مطالعه با هدف مقایسهی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری بر سلامت روان بیماران دارای سابقهی سکته قلبی بستری در بیمارستانهای استان کرمانشاه در سال ۱۴۰۳ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوهی اجرا، نیمهتجربی دارای طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه بیماران بستری شدهی سکته قلبی در بیمارستانهای استان کرمانشاه بود که از میان آنها ۴۵ نفر بهصورت در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند(سه گروه ۱۵ نفره). جهت جمعآوری اطلاعات مورد نیاز پژوهش، از پرسشنامه دموگرافیک و سلامت روان گلدبرگ(۲۰۰۳) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش از نرمافزار آماری SPSS و آزمونهای آماری t-test و ANOVA استفاده شد.
یافتهها: از مجموع ۴۵ نفر شرکتکننده ۲۹ نفر مرد(۶۵/۴ درصد) و ۱۶ نفر زن(۳۴/۶ درصد) بودند که مقایسه میانگین نمرات سلامت روان آنها قبل از مداخله در پیشآزمون و پسآزمون بهترتیب(۱۱/۱۸±۶۴/۸، ۱۱/۳۴±۶۳/۳۳)، (۱۲/۲۲±۶۲/۶، ۱۲/۹۴±۵۸/۰۷) و (۱۰/۵۶±۶۴/۸۷، ۱۰/۵۹±۶۱/۸۷) بوده و نتایج آزمون تحلیل کواریانس برای مقایسه سلامت روان در گروههای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی نشان داد که مقدار F بهدست آمده برابر با ۷/۱۱۱ است و سطح معنیداری آن نیز کوچکتر از ۰/۰۵ بوده و معنادار است(۰/۰۵>P). در نتیجه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی رفتاری هردو بر سلامت روان بیماران دارای سابقه سکته قلبی تأثیر مثبت داشتهاند و در این میان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بالاتر بوده است.
نتیجهگیری: باتوجه به پایینتر بودن میانگین نمرههای گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در پسآزمون، میتوان نتیجه گرفت که نسبت به درمان شناختی رفتاری در افزایش سلامت روان مؤثرتر بوده است.