35 نتیجه برای تحلیل
محمدرضا حاجی قاسمی، مهدیه اژدری،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات نورولوژی، شرایطی است که ناشی از اختلال در بخشی از مغز یا سیستم عصبی باشد. افزایش شیوع این اختلالات و بار اقتصادی بالایی که بر جامعه تحمیل میکند، لزوم بازنگری در سیاستهای اصلاح مراقبتهای بهداشتی را بیش از پیش نمایان ساخته است. پژوهش حاضر با هدف محاسبهی بهای تمام شدهی خدمات ارایه شده به بیماران نورولوژی اطفال درصدد است به کاهش هزینهها کمک نماید.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی موردکاوی از نوع کمی است که به شیوهی توصیفی-تحلیلی بهصورت مقطعی به پیادهسازی مدل بهایابی بر مبنای فعالیت زمانگرای فازی (FTDABC) در درمان بیماران نورولوژی اطفال در سال ۱۳۹۵ پرداخته است. بهمنظور بررسی تفاوت معنیداری بهای تمام شده خدمات در مدل بهایابی FTDABC و سنتی از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش، ضمن تایید معنیداری بهای تمام شدهی خدمات ارایه شده به بیماران به هر دو روش بهایابی، بهای تمام شدهی خدمات درمانی بیماران با استفاده از مدل FTDABC را معادل ۵,۷۳۶,۸۴۳,۴۳۲ ریال برآورد کرد که از این مقدار ۴۱/۶۱% به سربار و ۵/۹۴% به هزینهی ظرفیت بیاستفادهی سربار اختصاص یافت. فعالیت ویزیت و مشاوره، کنترل علایم حیاتی و جابهجایی بیمار بهترتیب زمانبرترین فعالیتها در فرایند درمان شناسایی شد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، نیاز به اصلاح مدیریت منابع انسانی و کاهش ظرفیت بیاستفاده جهت افزایش اثربخشی منابع بیمارستان و بهبود فرایندهای درمانی ضروری به نظر میرسد. درصورتیکه مدیر بتواند فعالیت جابجایی بیماران را ۲۰% کاهش دهد، منجر به کاهش ۲/۸۹% زمان و ۱/۸۶% بهای تمام شده فرایند درمان میشود.
رضا دهقان، حمیده رشادت جو، کامبیز طالبی، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری سلامت یکی از اشکال مهم گردشگری در ایران است. ایران دارای نقاط قوت بسیاری در زمینهی گردشگری سلامت است. همچنین چالشهایی مانند ناهماهنگی نظام ارتباطات و اطلاعات در زمینهی گردشگری سلامت و شیوع بیماری کرونا مطرح است. ازآنجاکه حجم ناشناختهها در مورد کووید ۱۹ قابلتوجه است، نیاز به تعیین استراتژیهای موثر برای کنترل پیامدها و کاهش اثرات اقتصادی و اجتماعی این ویروس در همه صنایع بهخصوص صنعت گردشگری سلامت محسوس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مرور نظاممند، ۵۰۰ مقالهی منتشر شده در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بررسی گردید. در قسمت مصاحبههای جمعی نیز از دیدگاههای متخصصان صنعت گردشگری سلامت که در فرایند برگزاری ۸ رویداد علمی در ایران، ترکیه و عمان حضور داشتند و از مدل Strengths, Weaknesses, Opportunities and Challenges)SWOC Analysis)(قوتها، ضعفها، فرصتها و چالشها) و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که استراتژی منتخب شامل دو استراتژی تدافعی و رقابتی بود. این تحقیق بیانگر این است که نقاط قوت صنعت گردشگری سلامت بر نقاط ضعف غلبه دارد و فرصتهای توسعه بیش از چالشهای موجود است. همچنین استراتژی حفظ و نگهداری بهترین راهبرد حمایت از گردشگری سلامت در شرایط موجود در ایران است.
نتیجهگیری: باید طراحی و تدوین سند جامع دیپلماسی گردشگری سلامت ایران، تدوین برنامه راهبردی توسعهی گردشگری سلامت، ایجاد سازمان مستقل گردشگری سلامت ایران، توسعهی سلامت الکترونیک در حوزهی گردشگری، طراحی نظام بیمه گردشگری سلامت و ... با هدف رسوخ در بازارهای فعلی و ایجاد بازارهای جدید خارجی در اولویت کاری سیاستگذاران صنعت گردشگری سلامت ایران قرار گیرد.
شراره میرسعیدی فراهانی، احمد ودادی، علی رضائیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با عنایت به اهمیت و جایگاه بخش سلامت در جامعه و با توجه به این¬که این روزها در دوران انقلاب صنعتی چهارم، از یک سو با اشاعهی فناوریهای نوین(هوشمند) درحوزههای مختلف روبرو بوده و از سویی دیگر با ادغام مراقبتهای بهداشتی-درمانی و فناوری بهعنوان یک تحول بزرگ دراین مسیر مواجه هستیم، استفاده از فناوریهای هوشمند می تواند بسیاری از محدودیتهای حوزه سلامت را برطرف سازد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارایه مدلی مناسب به منظور استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت کشور ایران می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون در سال ۱۳۹۹ انجام شد، و برای استخراج دادهها، از بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان استفاده گردید، که در آن ۱۵ نفر از خبرگان براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونهگیری تا اشباع کامل ادامه پیدا کرد. دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. پیاده سازی مصاحبهها در نرم افزار MAXQDA انجام شده و سپس تجزیه و تحلیل شد و در نهایت مدل کیفی ارایه گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، ۲۰۲ کد باز استخراج شد و ۲۳ مضمون پایه(ساب تم) برای طراحی مدل استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت ایران شناسایی گردید که به هفت مضمون سازمان دهنده(تم اصلی) شامل «برنامه ریزی استقرار»، «مدیریت اجرا»، «سازمان کار»، «آمادگی ملی»، «فراهمسازی زمینهها»، «تمهیدات سازمانی» و «مدیریت مقاومت» دستهبندی شد. سپس با توجه به مضامین فوق مدل مضمونی ارایه گردید که از برازش مناسبی برخوردار است(۰/۹۳۴ :IFI؛ ۰/۹۵۹ :NFI؛ ۰/۰۸۰ :RMSEA).
نتیجه گیری: ارایه مدل استقرار سلامت هوشمند و بهکارگیری فناوریهای فوق به ارتقای کیفیت ارایه خدمات درمانی، بهبود دسترسی به این خدمات، کاهش هزینهها و در نتیجه ارتقای سلامت جامعه کمک چشمگیری مینماید.
میثم فلاح نژاد، رضا صفدری،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سالیانه مبالغ زیادی از هزینههای پرداختی بیمارستانها توسط بیمههای درمانی بهعنوان کسورات، بازپرداخت نمیشود. بنابراین کاهش کسورات برای بیمارستان بسیار مهم است. در این مطالعه طراحی و پیادهسازی داشبورد کسورات بیمه مبتنی بر هوش کسب و کار درمانی، برای بهبود مدیریت مالی با هدف محوریت ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری آن انجام گردیده است.
روش بررسی: جهت طراحی پرسشنامه، ابتدا ۲۷ سوال از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با اعضای هیاتمدیره بیمارستان تهیه گردید و روایی و سازگاری گویههای آن از طریق روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ تعیین شد. دادهها در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و نتایج برای طراحی و پیادهسازی داشبورد استفاده گردید.
یافتهها: مطالعه از نوع توسعه ای کاربردی میباشد. در فاز اول جهت تعیین Content Validity Index) CVI) و Content Validity Ratio) CVR)، پرسشنامهی محققساخته در اختیار ۲۰ نفر از خبرگان قرار گرفت. در فاز دوم، با ساخت انبار داده در Structured Query Language) SQL)، اطلاعات جداول مرتبط با کسورات سامانه HIS بیمارستان را به آن منتقل شد و اطلاعات عملیاتی سازمان استخراج و به قالب DW تبدیل شده و Map اطلاعات، تست شد. در ادامه سرویسهای Online Analytical Processing) OLAP) بر روی پایگاه داده تحلیلی ایجادشده بارگذاری گردید. در مرحلهی آخر ابزار Power BI جهت ایجاد مکانیزمهای هوش تجاری، نمایش و مصورسازی اطلاعات انتخاب و استفاده شد و در فاز سوم با استفاده از پرسشنامهی استاندارد Questionnaire for User Interface Satisfaction) QUIS)، میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد توسط ۱۵ نفر متخصص مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتیجهگیری: در این مطالعه از دو پرسشنامه استفاده شد. مقدار CVR در تمام گویه های پرسشنامه اول، بیشتر از ۰/۵۰ و میزان CVI در حیطههای بالایی ۰/۹۰ اندازه گیری شد و نیز ضریب آلفای کرونباخ نیز بین ۰/۸ تا ۰/۹ بهدست آمد که بیانگر سطح خوب بود. پرسشنامهی دوم برای ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد بود که میانگین کل ارزیابی بر اساس شاخصهای پرسشنامهی QUIS، برابر با ۸۵/۴۰ است. بنابراین میزان رضایت و کاربردپذیری داشبورد مذکور از نظر ارزیابان در سطح "بسیارخوب" قرار داشت.
سیدحسن امامی رضوی، محبوبه شالی، سمانه میرزائی، علی رضا نیکبخت نصرآبادی، زهرا خزاعی پور،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای برنامه حمایت از ماندگاری پزشکان در مناطق محروم بهعنوان یکی از مهمترین برنامههای طرح تحول نظام سلامت در پاسخ به چالش کمبود پزشک در مناطق محروم است. مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجربیات پزشکان در ارتباط با چالشهای ماندگاری پزشکان در مناطق محروم صورت گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی کیفی است که در سال ۱۳۹۹ در تهران انجام شد. شانزده نفر از پزشکان و متخصصان به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته جمع آوری شدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی گرانهیم و لاندمن و مدیریت دادهها با نرم افزار MAXQDA نسخه ۱۲، انجام شد. جهت دستیابی به صحت و پایایی دادهها از معیارهای موثق بودن لینکلن و گوبا بهره گرفته شد.
یافتهها: سه پزشک زن و ۱۳ پزشک مرد با میانگین سن ۷/۸±۴۵/۴ سال و میانگین سابقه کار در مناطق محروم ۶/۳±۸ سال در مطالعه شرکت کردند. ۶ نفر از مشارکتکنندگان بومی منطقه و باقی غیربومی بودند. دوازده مشارکتکننده در پژوهش از اعضای هیاتعلمی دانشگاه بودند. پس از تحلیل دادهها، ۲۸۶ کد اولیه استخراج گردید، اطلاعات در چهار طبقهی اصلی و یازده زیرطبقه جای گرفت. بررسی سطح رفاه، انگیزه، عدالت و امنیت مقولههای اصلی این مطالعه بودند.
نتیجهگیری: فراهم نمودن رفاه فردی و اجتماعی برای پزشکان و عدالت در پرداختهای مالی و عدالت آموزشی در کنار برقراری امنیت حرفه ای و جانی انگیزش لازم را برای ماندگاری پزشکان در منطقه محروم ایجاد می کند. با ترکیب همزمان چند راهکار می توان حضور پزشکان را در مناطق محروم تضمین کرد.
مریم عظیمی، داود حاصلی، حسین دهداری راد، فرزانه فضلی، ناهید عین الهی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: گونههای تراریخته، گونههایی هستند که ژنوم آنها از نظر ژنتیکی تغییر یافته باشند. حوزهی تراریخته یکی از حوزههایی است که از اهمیت و جایگاه بالایی در جهان برخوردار است، از این رو هدف از پژوهش حاضر، ترسیم و تحلیل شبکه هم تألیفی پژوهشگران در حوزه موضوعی تراریخته است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی بوده و با استفاده از تکنیکهای علمسنجی همچون شبکه همکاری علمی و شاخصهای تحلیل شبکه اجتماعی انجام شد. در این مطالعه ۲۳۴۵۶ مقالهی پژوهشگران حوزهی تراریخته که در پایگاه Web of Science در بازهی زمانی ۲۰۱۹-۲۰۱۰ نمایه شده بودند، بررسی گردید. بهمنظور ترسیم و تحلیل دادهها از نرم افزار VOSviewer و UCINET استفاده شد.
یافتهها: شبکهی همکاری علمی پژوهشگران حوزهی تراریخته با استفاده از شاخصهای کلان و خرد شبکه اجتماعی بررسی و تحلیل گردید. شبکه از نظر شاخصهای کلان از انسجام پایینی برخوردار بود. بهطوریکه چگالی شبکه، عدد ۰/۰۲۷، ضریب خوشهبندی عدد ۰/۸۳۴، قطر۱۵ و میانگین فاصله ۴/۱۵۵ محاسبه شد. از نظر شاخصهای خرد هم وضعیت پژوهشگران در شبکه مشخص شد. David Ayares بیشترین همکاری را با دیگر اعضا داشت و همچنین Nam-Hai Chua مهمترین نقش را در ارتباط افراد خوشههای مختلف شبکه ایفا کرد و Yan Zhang کمترین فاصله را با دیگر اعضای شبکه داشت.
نتیجه گیری: براساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که شبکهی همتألیفی پژوهشگران حوزهی تراریخته از انسجام پایینی برخوردار است و اطلاعات در بین اعضا با سرعت پایینی انتقال مییابد. با توجه به اینکه وضعیت پژوهشگران مختلف در این پژوهش مشخص شد، از نتایج این مطالعه میتوان برای هدایت همکاریهای آینده، و تشویق دانشگاهها و مؤسسات علمی برای توسعهی تعاملات خود با یکدیگر و تقویت بیشتر همکاریها استفاده کرد. همچنین با توجه به یافتههای مطالعه در این شبکه پژوهشگران ایرانی جزو افراد کلیدی نبودند که نیاز است پژوهشی در خصوص وضعیت و جایگاه پژوهشگران ایرانی در حوزه تراریخته انجام شود.
کسری دولت خواهی، عادل آذر، تورج کریمی، محمد هادیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان و بهطور جزیی سرطان پستان در زمره بیماریهایی بهشمار میروند که در ایران پس از بیماریهای قلبی بیشترین آمار مرگ ومیر را به خود اختصاص داده است. پیشبینی صحیح سرطان پستان دارای اهمیت است و وجود علایم و ویژگیهای مختلف این بیماری، تشخیص را برای پزشکان دشوار میکند. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر سرطان پستان و تشخیص احتمال ابتلا به سرطان پستان است.
روش بررسی: در مطالعهی حاضر، ابتدا به روش تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانهای، عوامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شده سپس با همراهی تیم خبرگان مشتمل بر پزشکان متخصص و یا دارای فوقتخصص سرطانشناسی و جراحی پستان با کمک روش دلفی، تعدیل گردیده و ۲۶ عامل نهایی که بهصورت عددی صحیح و رشتهای بودند براساس شرایط بومی و اقلیمی تایید شدند. در ادامه و با توجه به عوامل نهایی و براساس پرونده پزشکی ۵۲۰۸ بیمار در مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهیدبهشتی به منظور تشخیص ابتلا به سرطان از روشهای درخت تصمیم (Decision Tree)، جنگل تصادفی (Random Forest) و ماشینبردار پشتیبان (Support Vector Machine) بهعنوان روشهای یادگیری ماشین بهره گرفته شد.
یافتهها: در گام نخست و با روش تحلیل محتوا، ۲۹ عامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شد. در ادامه و با در نظر گرفتن شرایط بومی و اقلیمی و با استفاده از روش دلفی و با بهرهگیری از نظرات ۱۸ خبره در طی سه دوره، ۲۶ عامل تعدیل و نهایی شد. در گام نهایی و با استفاده از پرونده پزشکی مراجعهکنندگان که در طی ۳ سال گردآوری شده و معیارهای استخراجشده از سه روش ذکر شده، جنگل تصادفی، بیشترین دقت به میزان ۹۴/۷۵% و صحت ۹۷/۲۶% را در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد، که این میزان در قیاس با سایر پژوهشهای مشابه که از پایگاههای داده بومی بهره گرفتهاند، دقتهای بهدست آمده بسیار نزدیک به کارهای پیشین بوده و در بعضی موارد نیز دقت بهتری داشته است.
نتیجهگیری: با استفاده از روش جنگل تصادفی و با بهرهگیری از عوامل تاثیرگذار بر سرطان پستان، قابلیت تشخیص ابتلا به سرطان با بیشترین دقت فراهم شده است.
حمزه امین طهماسبی، حسین نصیرزاده،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیتوجهی به مدیریت پسماندهای بیمارستانی مشکلات عدیدهای را ایجاد نموده است؛ بهطوریکه پیامد بیتوجهی به مدیریت اینگونه پسماندها محیطزیست و سلامت انسان را در معرض خطر جدی قرار داده است. مراکز درمانی از جمله مؤسسات بهداشتی مهم هستند که طی سالهای اخیر ازدیاد جمعیت، افزایش اربابرجوع و عملیات سرویسدهی، رشد چشمگیر در تولید مواد زاید را در آنها به دنبال داشته است. کیفیت و کمیت پسماندهای مراکز درمانی روزبهروز مشکلساز شده و از جمله مواد سمی خطرناک بهحساب میآیند. هدف مقالهی حاضر، ارزیابی، اولویتبندی و تبیین طرح مدیریتی جهت تصفیه و دفع پسماندهای مراکز درمانی است.
روش بررسی: معیارهای مهم در انتخاب روش دفع پسماندهای مراکز درمانی از طریق مطالعهی پیشینه موضوع استخراج شد. سپس اهمیت این معیارها با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی (Fuzzy AHP (Fuzzy Analytical Hierarchy Proses تعیین شد و در پایان بهترین روش دفع، با استفاده از تکنیک ضرب و جمع وزنی فازی (Fuzzy WASPAS (Fuzzy Weighted Aggregated Sum Product Assessment انتخاب گردید.
یافتهها: از میان معیارهای اصلی، مسایل زیستمحیطی با وزن ۰/۵۱۷ اولویت اول و معیارهای هزینه و حجم پسماندها با امتیازهای ۰/۳۱۷ و ۰/۱۶۶ بهترتیب رتبههای دوم و سوم را بهدست آوردند. همچنین از میان زیرمعیارها هم، آلایندگی هوا با وزن ۰/۲۵۶ رتبهی اول را کسب نموده است. از میان روشهای دفع، روش دفن بهداشتی با امتیاز ۰/۳۱۷ رتبهی اول و روشهای ماکروویو، سوزاندن زبالهها و اتوکلاو با امتیازهای ۰/۲۶۵، ۰/۲۵۳، ۰/۱۷۳ بهترتیب رتبههای دوم تا چهارم را کسب نمودند.
نتیجهگیری: با در نظرگرفتن نتایج بهدستآمده و اولویتبندی ارایهشده میتوان با دفع پسماندها در مراکز بهداشتی و درمانی، به خطرزدایی بیشتر، کاهش آلایندگی محیطزیست و کاهش هزینهها دست یافت. بر این اساس مناسبترین روش برای دفع پسماندهای مراکز درمانی در کشور، روش«دفن بهداشتی» است. البته میبایست دفن بهداشتی زبالهها به نحو مناسب و استاندارد صورت گیرد تا از آلوده شدن آبهای زیرزمینی و خسارت به محیط زیست جلوگیری گردد. حل مشکلات ناشی از زبالههای بیمارستانی یک مسئله پیچیده و چندبعدی است که نیاز به همکاری و همیاری و تجمیع امکانات جامعه(دولت، مؤسسات خصوصی و عمومی) دارد.
سهیلا خوئینی، علیرضا نوروزی، زینب جوزی، اسماعیل مصطفوی،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابدرمانی یک روش درمانی سودمند جهت پیشگیری و درمان اختلالاتروانی است و باعث شکلگیری بروندادهای علمی زیادی از سوی پژوهشگران شده است. بنابراین هدف این پژوهش، بررسی روند تحقیقات علمی جهان در حوزهی کتابدرمانی و دیداریسازی ساختار همکاری علمی آن در پایگاه Web of Science طی بازه زمانی ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۰ است.
روش بررسی: پژوهش علمسنجی حاضر با استفاده از روش تحلیل استنادی و تحلیل شبکه اجتماعی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۰۳۲ مدرک است. جهت آمادهسازی و تحلیل دادهها از نرمافزار HistCite ،VOSveiwer ،Pajek و UciNet استفاده شد و ترسیم شبکههای همتالیفی با کمک نرمافزار VOSveiwer انجام شد.
یافتهها: کشورهای آمریکا، انگلیس و استرالیا بهترتیب با انتشار ۳۶۹، ۱۴۸ و ۹۱ مدرک در رتبههای اول تا سوم قرار داشتند. مدارک این سه کشور بهترتیب ۱۰۵۴۷، ۳۴۵۹ و ۳۰۴۱ استناد دریافت کردهاند. دانشگاههای Alabama و Nevada و مؤسسه Karolinska بهترتیب با انتشار ۲۹، ۲۶ و ۲۱ مدرک، بیشترین مدارک این حوزه را منتشر کردند. Cuijpers P ،Scogin F و Rohde P با انتشار ۲۹، ۲۱ و ۱۷ مدرک پرکارترین نویسندگان بودند. مدارک نویسنده Cuijpers P ،Miller WR و Andersson G بهترتیب ۲۴۴۱، ۲۲۹۸ و ۱۷۵۰ بیشترین استناد را دریافت کردند. کشور انگلیس با مرکزیت رتبهی ۶۳ و کشور آمریکا با مرکزیت بینابینی ۱۹۱/۴۵۰ و مرکزیت نزدیکی ۸۰ تاثیرگذارترین کشورها، دانشگاه Vrije Amsterdam با مرکزیت بینابینی ۱۴۱۶/۷۵۵ و مرکزیت نزدیکی ۶۵۸ و مؤسسه Karolinska با مرکزیت رتبهی ۴۳ تاثیرگذارترین سازمانها و Rohde P با مرکزیت رتبهی ۳۹، Cuijpers P با مرکزیت بینابینی ۳۱۴/۵۰۰ و مرکزیت نزدیکی ۸۲۱ فعالترین نویسندگان در شبکه همتالیفی حوزه کتابدرمانی بودند. نشریه Journal of Consulting and Clinical Psychology دارای بیشترین استناد و نشریه Journal of Poetry Therapy پرتولیدترین نشریه بود.
نتیجهگیری: توجه به همکاری بیش از پیش کشورها، دانشگاهها و نویسندگان فعال میتواند منجر به تبادل دانش و تجربه بیشتر در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه شود.
طاهره ابوالقاسم مسلمان، مریم ناخدا، سپیده فهیمی فر، محمد خندان،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت دانش و تعلقخاطر کارکنان از جمله عوامل اثرگذاری هستند که سازمان را به سوی کسب مزیت رقابتی، افزایش بهرهوری و بهبود عملکرد سوق میدهند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی رابطه عوامل اثرگذار بر تعلقخاطر کارکنان و مدیریت دانش سلامت است.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و از منظر نوع، مرور نظاممند بوده و با روش فراتحلیل-کمّی انجام شده است. جامعهی آماری شامل کلیه پژوهشهای مرتبط خارجی است. ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه وارسی محقق ساخته و ابزار حیاتی Glynn است. دادههای گردآوری شده با نرمافزار جامع فراتحلیل نسخه ۲.۰ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که در سطح اطمینان ۹۵ درصد تعلقخاطر کارکنان با مدیریت دانش سلامت رابطهی معناداری دارد و توانسته ۳۷ درصد از تغییرات مدیریت دانش را تبیین نماید. رهبری(۰/۳۷۵)، پاداش(۰/۶۱۶)، فرهنگ سازمانی(۰/۶۵۵)، رضایت شغلی(۰/۶۷۴)، نوآوری(۰/۴۹۳)، خلاقیت(۰/۶۳۹)، عملکرد سازمانی(۰/۷۷۵) و یادگیری سازمانی(۰/۵۴۸) عوامل مؤثر بر تعلقخاطر کارکنان و مدیریت دانش سلامت هستند. نتایج آزمونهای ناهمگونی نشان داد، پژوهشهای مورد بررسی ناهمگن بوده و از اینرو، از اندازه اثر تصادفی استفاده شده است. نمودار قیفی بیانگر خطای استاندارد بالا و سوگیری زیاد است. به عبارت دیگر، توزیع پژوهشها نرمال و تصادفی نیست.
نتیجهگیری: مدیران بیمارستانها میتوانند با تمرکز بر عوامل شناسایی شده و اجرای آن در سازمان سطح تعلقخاطر و مدیریت دانش سلامت را ارتقا داده و میزان تمایل و مشارکت کارکنان در فرایندهای مدیریت دانش را افزایش دهند.
زهرا آقاسی زاده، علیرضا پویا، ناصر مطهری فریمانی، علی وفائی نجار،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستانها مهمترین جزء نظام سلامت محسوب میشوند و ارزیابی دقیق عملکرد آنها اهمیت ویژهای دارد. تاکنون تحقیقات زیادی در زمینهی ارزیابی بیمارستانها با استفاده از مدلهای تحلیل پوششی انجام شده اما در این مطالعات سازمانها مانند یک مجموعهی بسته در نظر گرفته شده و فرایندها و روابط میان بخشهای آنها نادیده گرفته شده است. در این مطالعه به سنجش کارایی بیمارستانها با استفاده از تحلیل پوششی شبکهای و مقایسهی نتایج آن با تحلیل پوششی ساده پرداخته شده است.
روش بررسی: روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت، توصیفی-پیمایشی است. جامعه پژوهش این تحقیق کلیه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد با ظرفیتی بیشتر از صد تختخواب است که در مجموع دوازده بیمارستان دولتی و چهل و هشت بخش را شامل میشود. برای جمعآوری اطلاعات از روشهای مشاهده و مطالعهی اسناد، مدارک و آمار فعالیتهای بیمارستانها استفاده شده است. جهت اعتبارسنجی، با محاسبهی ضریب همبستگی اسپیرمن مشخص شد که مدل پیشنهادی همبستگی قابل توجهی با مدل تحلیل پوششی ساده داشته و اعتبار مدل مورد تایید است. نرمافزارهای SOLVER DEA و EXCEL برای پیادهسازی مدل بهکار گرفته شده است.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها نشان میدهد که با درنظرگیری بخشهای داخلی بیمارستان و روابط بین بخشها، تحلیل دقیقتری از کارایی بیمارستانها صورت میپذیرد و تفکیک بهتری در رتبهبندی خواهیم داشت و همچنین واریانس کارایی بیمارستانها در حالت شبکهای (۰/۰۳۴۲) نسبت به حالت ساده (۰/۰۲۴۳) افزایش یافت که پراکندگی بیشتر و درنتیجه قابلیت تفکیکپذیری بالاتر مدل شبکهای را نشان میدهد. همچنین با بهکارگیری مدل تحلیل پوششی دادههای شبکهای علاوه بر کارایی کلی، کارایی هر بخش و رتبهی هر بخش در مقایسه با بخشهای مشابه در سایر بیمارستانها مشخص شد.
نتیجهگیری: چارچوب ارایه شده در این تحقیق میتواند معیار مناسبتری برای سنجش کارایی بیمارستانها و بخشهای داخلی آنها محسوب شود به صورتی که جایگاه کلی هر بیمارستان نسبت به سایر بیمارستانها مشخص میشود و با تعیین کارایی بخشهای داخلی بیمارستانها اولویتبندی مناسبی جهت تخصیص منابع و سرمایهگذاری بر بخشهای مختلف در مسیر بهبود سازمانی ارایه میشود.
مصطفی روشن زاده، مینا شیروانی، علی تاج آبادی، محمدحسین خلیل زاده، سمیه محمدی،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری بالینی بخش مهمی از رشتههای حوزهی سلامت است که در آن دانشجو در تعامل با محیط، مفاهیم آموخته شده را در حیطه عمل بهکار میگیرد. محیطهای بالینی از جمله اتاق عمل به واسطه پیچیدگی خاصشان برای دانشجویان چالشزا بوده و میتواند بر روند یادگیری آنها تاثیر منفی داشته باشد. جهت شناسایی چالشهای یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل، مطالعهی حاضر با هدف تبیین تجارب دانشجویان در زمینهی چالشهای یادگیری بالینی انجام شد.
روش بررسی: مطالعه کیفی حاضر بهروش تحلیل محتوای قراردادی در سال ۱۴۰۰ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۱۴ دانشجوی تکنولوژیست جراحی به روش هدفمند انتخاب و دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختارمند عمیق انفرادی و گروهی جمعآوری و با استفاده از رویکرد گرانهایم و لاندمن تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مصاحبه با مشارکتکنندگان در طی یک دورهی ۵ ماهه صورت گرفت. ۹ مصاحبه بهصورت رودررو با ۱۴ مشارکتکننده انجام شد. ۶ مصاحبه انفرادی و ۳ مصاحبه بهصورت گروهی و میانگین طول مدت مصاحبه ۳۰ دقیقه بود. مصاحبهها تا اشباع دادهها و هنگامیکه هیچ تم یا طبقه جدیدی از مصاحبهها بهدست نیامد، ادامه یافت. یافتهها شامل یک تم«جوّ نامطلوب یادگیری» و سه طبقهی«سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بنفس ناکافی» بود. چالش اصلی که دانشجویان در زمینهی یادگیری بالینی با آن مواجه بودند، جوّ نامطلوب یادگیری بود. شرایطی مانند سردرگمی در فراگیری مطالب آموزشی، رفتار حرفهای نامناسب پرسنل و اعتماد بهنفس ناکافی که دانشجویان اتاقعمل تجربه میکنند، سبب میشود که دانشجویان جوّ یادگیری در اتاقعمل را نامطلوب بدانند.
نتیجهگیری: اصلاح و بهبود رفتار و عملکرد پرسنل و پزشکان مطابق استانداردهای رفتار حرفهای و اخلاقی و ارزیابی منظم آن از دیدگاه دانشجویان و سایر همکاران میتواند نقش موثری در استمرار شرایط حرفهای داشته باشد. همچنین استفاده از مربیان با تجربه که نقش تسهیلکنندهی ارتباط و یادگیری دانشجویان در محیط اتاق عمل را دارند نقش موثری در کاهش ترس و کنترل رفتارهای نامناسب پرسنل نسبت به دانشجو را به همراه خواهد داشت. به مسئولان آموزشی توصیه میشود که ضمن برطرف کردن مشکلات موجود در راستای بهبود جو آموزشی اتاق عمل اقدام نمایند.
فاطمه محبتی، مریم تاجور، بهرام محقق، سیدپوریا هدایتی، محمد عرب،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اصلاح ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاهها/دانشکدههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی و انطباق مستمر آن با رسالت و اهداف سازمان و نقشها و کارکردهای جدید، ضرورتی غیرقابلانکار است. هدف از این مقاله، بررسی و تحلیل عوامل و زمینههای دستور کارگذاری برنامهی اصلاح ساختار ستاد دانشگاههای علوم پزشکی کشور است.
روش بررسی: مطالعهی کیفی حاضر در سال ۱۳۹۹ بهصورت گذشتهنگر و بر مبنای مدل جریانهای چندگانه کینگدان انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از دو روش مصاحبههای فردی و بررسی اسناد انجام گردید. نمونهگیری از مدیران و کارشناسان مراکز توسعه و تحول اداری وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی و همچنین معاونتهای دانشگاهها(۱۲ دانشگاه/دانشکده علوم پزشکی) بهصورت هدفمند و بهروش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع دادهها از طریق انجام ۱۹ مصاحبهی فردی انجام شد. تحلیل دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق و تحلیل اسناد بهترتیب با روشهای تحلیل چارچوب و تحلیل محتوا و با استفاده از نرمافزار MAXQDA ۲۰۲۰ صورت گرفت.
یافتهها: یافتههای این مطالعه دربرگیرندهی سه جریان مشکل، سیاست و جریان سیاسی میباشد. جریان مشکلات ساختاری شامل تغییر کمی و کیفی وظایف و فرایندهای جدید در واحدهای محیطی دانشگاهها، تداخل و موازیکاری در وظایف برخی واحدهای ستادی دانشگاهها و چانهزنیهای موردی برای تغییر ساختار و اخذ تشکیلات توسط دانشگاههای علوم پزشکی بود. جریان سیاست شامل الزام به ایجاد تغییرات ساختاری در قوانین و اسناد بالادستی از جمله برنامه پنجم توسعه، احکام دایمی و همکاری صاحبان فرایند و ذینفعان بود. جریان سیاسی شامل اجرای طرح تحول سلامت و طرح پزشک خانواده و لزوم حمایت ساختاری از این برنامهها و حمایت سیاستگذاران ذیربط، تصویب قانون هیئتامنایی شدن دانشگاهها در قانون برنامه پنجم توسعهی اقتصادی و جلب حمایت همهجانبه ذینفعان جهت اصلاح ساختار ستاد دانشگاهها بود.
نتیجهگیری: دانشگاههای علوم پزشکی کشور بهعنوان بازوی ستادی وزارت بهداشت در سطح استانها، نیازمند داشتن ساختاری پویا و همسو با نیازهای واحدهای محیطی خود میباشند. عواملزمینهای تاثیرگذار در سیاستگذاری اصلاح ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاهها/دانشکدهها بهعلاوه جریان مشکلات ساختاری که عمدهترین آن تغییر در وظایف واحدها بود، بههمراه عزم سیاسی در وزارت بهداشت منجر به حادث شدن همزمان سه جریان مشکل، سیاست و سیاسی و در نهایت بازشدن پنجرهی فرصت و تغییر ساختار و تشکیلات ستاد دانشگاههای علوم پزشکی گردید.
محمد جلالی، احسان زارعی، علی ماهر، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز پاندمی کووید ۱۹ بر عملکرد بیمارستانها تأثیر گذاشت و تغییراتی در استفاده از خدمات بیمارستانی ایجاد شد. تجزیه وتحلیل دادههای عملکرد بیمارستانها در پاندمی کووید ۱۹ میتواند بینشهایی را در مورد الگوهای بهرهمندی از خدمات و پیامدهای مراقبت برای مدیران و سیاستگذاران ارایه دهد. این مطالعه باهدف بررسی تأثیر پاندمی کووید ۱۹ بر شاخصهای پیامدی منتخب در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و از نوع تحلیلهای سری زمانی بود. دادههای مربوط به شش شاخص پیامد شامل میزان بستری، ضریب اشغال تخت، متوسط طول اقامت، تعداد مراجعان اورژانس، تعداد تستهای آزمایشگاهی و تعداد درخواستهای تصویربرداری از ۱۲ بیمارستان وابسته در فاصله سالهای ۹۵ تا ۹۸(قبل از پاندمی) و ۹۹(بعد از پاندمی) از سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی گرفته شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل سری زمانی منقطع در نرمافزار R تحلیل شدند.
یافتهها: بر اساس یافتههای این مطالعه، شاخصهای میزان بستری(p=۰/۰۱۵)، ضریب اشغال تخت(p=۰/۰۴) و میزان تستهای آزمایشگاهی(p=۰/۰۰۳) بلافاصله پس از بروز پاندمی با افزایش معنیدار همراه بوده، درحالیکه شاخص تعداد مراجعان اورژانس(p=۰/۰۳۴) با کاهش معنیدار مواجه شده است. شاخصهای ضریب اشغال تخت و تعداد درخواست تصویربرداری تغییر معنیداری را نشان ندادند. کاهش در تعداد مراجعان اورژانس طی یک سال بعد از شیوع پاندمی معنیدار بوده اما تغییرات در سایر شاخصهای پیامد معنیدار نبود(P>۰/۰۵).
نتیجهگیری: درک تغییرات و تاثیر بروز یک رخداد بزرگ بر شاخصهای پیامدی بیمارستانها برای تصمیمگیرندگان لازم است تا بتوانند بهطور موثر برای تخصیص منابع و یک پاسخ موثر به پاندمی برنامهریزی کنند. شیوع کووید ۱۹ با تأثیر بر عرضه و تقاضای خدمات، باعث تغییر در عملکرد و پیامدهای بیمارستانها شده است. در یک سال بعد از آغاز پاندمی، بهجز شاخص مراجعان اورژانس، بقیه شاخصها تغییر معنیداری را تجربه نکردهاند. حفظ خدمات ضروری مثل ویزیتهای اورژانس در استراتژی واکنش سریع به شیوع یک اپیدمی و پویشهای عمومی برای ترغیب مردم به جستجوی مراقبتهای پزشکی در صورت نیاز در موجهای آینده پاندمی پیشنهاد میشود.
رقیه گندمکار، عظیم میرزازاده، امین حسینیشاوون،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی محیطهای بیمارستانی با ابزارهای معتبر و قابل اعتماد پیشنیاز فرایند بهبود مستمر محیط یادگیری بیمارستانی محسوب میشود. مطالعهی حاضر با هدف ترجمه و روانسنجی نسخه کوتاه پرسشنامه ارزیابی محیط آموزشی The short-version of postgraduate hospital educational environment measure (PHEEM) در دستیاران دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع روانسنجی ابزار است. پس از ترجمه و بازترجمه، پرسشنامه در اختیار ۱۸ نفر از متخصصان قرار گرفت و روایی محتوایی با استفاده از ضرایب نسبت روایی محتوا Content Validity Ratio (CVR) و شاخص روایی محتوا Content Validity Index (CVI) و روایی صوری بهصورت کیفی بررسی شد. سپس، پرسشنامهی اصلاح شده بین ۲۰ نفر از دستیاران توزیع شد و روایی صوری به روش کیفی و مصاحبه شناختی برای بررسی آیتمهای پرسشنامه از نظر سطح دشواری، میزان تناسب و ابهام ارزیابی شد. پایایی اولیه به روش آزمون-بازآزمون با توزیع مجدد پرسشنامه با فاصلهی دو هفته بین دستیاران بررسی شد. بهمنظور تعیین روایی سازه، پرسشنامه اصلاح شده در بین ۵۴۸ نفر دستیار پزشکی از ۲۴ رشته تخصصی توزیع شد. انتخاب نمونه به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. سپس دادهها با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی تحلیل گردید. همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد.
یافتهها: نسبت و شاخص روایی محتوای پرسشنامه بهترتیب ۰/۹۳ و ۰/۸۸ بهدست آمد. بر اساس نتایج روایی صوری، تغییرات جزئی در واژگان اغلب گویهها و تغییرات اساسی در گویهی ۱۲ اعمال شد. ضریب ICC در تمام ابعاد بیشتر از ۰/۹۰ بود. در تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفههای اصلی Principal Component Analysis (PCA)مقدار کایزر-مایر-الکین ۰/۸۳ بود. آزمون کرویت بارتلت به لحاظ آماری معنی دار بود(۰۰۱/P<۰)، که عاملیشدن ماتریس همبستگی را تایید میکند. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه ۰/۸۳ بهدست آمد که نشاندهندهی همسانی درونی آیتمهای پرسشنامه است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، پرسشنامهی short-version PHEEM از پایایی و روایی(صوری، محتوا و سازه) مناسبی در دستیاران تخصصی پزشکی برخوردار است. بنابراین از این ابزار میتوان جهت سنجش ادراک دستیاران نسبت به کیفیت محیط آموزشی بیمارستانها استفاده کرد.
راحیل نهاری، سعید هاشم زاده، احسان زارعی،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری پزشکی به معنی سفر با هدف دریافت خدمات بهداشتی درمانی در خارج از کشور است. بحران کووید-۱۹ بر طیف گستردهای از کسب و کارهای مرتبط با صنعت گردشگری از جمله گردشگری پزشکی تأثیر گذاشت و باعث کاهش عرضه و تقاضای خدمات سلامت در این بازار شد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پاندمی کرونا بر گردشگری پزشکی در ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش مقطعی در سال ۱۴۰۰ در ایران انجام شد. دادههای مورد استفاده در این پژوهش از سامانه آواب وزارت بهداشت در بازه زمانی سالهای ۹۷ تا شش ماه اول ۱۴۰۰ استخراج گردید که شامل دادههای مربوط به تعداد، مبدا و مقصد گردشگر پزشکی، نوع خدمات مورد استفاده، درآمد سرانه به ازای هر گردشگر پزشکی و درآمد ماهانهی حاصل از گردشگری پزشکی در دو دوره زمانی قبل و بعد از شیوع پاندمی کووید-۱۹ بود. برای تحلیل دادهها از آزمونهای تی گروههای مستقل و رگرسیون سری زمانی منقطع در نرمافزارهای SPSS و ۱۰ Eviews استفاده شد.
یافتهها: شیوع کووید-۱۹ باعث کاهش ۴۲ درصدی در میانگین ماهانهی تعداد گردشگر پزشکی، کاهش ۴۵ درصدی در درآمد ماهانهی حاصل از گردشگری پزشکی و ۱۰ درصد کاهش در درآمد سرانه به ازای هر گردشگر شده است(۰/۰۵>P). ورود گردشگر پزشکی از جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق و عمان بیش از ۸۰ درصد کاهش داشت و بیشترین کاهش تعداد گردشگر نیز مربوط به شهرهای اهواز، ارومیه، تبریز و شیراز بوده است. در همهی گروههای تشخیصی بهجز زنان و زایمان، کاهش تعداد گردشگر پزشکی بین ۵۰ تا ۷۰ درصدی اتفاق افتاده است. روند کاهشی شاخصهای گردشگری پزشکی در سال دوم پاندمی کووید-۱۹ متوقف شده و بهصورت روند ثابت ادامه یافته است.
نتیجهگیری: بحران کووید-۱۹ بر تعداد گردشگران پزشکی و درآمد حاصل از آن در ایران تأثیر منفی داشته است. موفقیت نسبی در مهار کرونا میتواند به بازگشت به وضعیت پیش از پاندمی کمک کند که نیازمند سیاستها و اقدامات حمایتی و اجرایی مناسب از سوی دولت و بازیگران این صنعت همچون سیاستهای تسهیل ورود بیماران، اقدامات بازاریابی، برندسازی و ایجاد تصویر مثبت در نزد مشتریان بالقوه، استفاده از امکانات تلهمدیسین برای انجام مشاورهها و پیگیری و ... است.
شیما مرادی، فاطمه رضایی زاده، منیره رحیم خانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه وهدف: پژوهش حاضر جهت تعیین جایگاه ایران در انتشارات علمی حوزهی ایمنیشناسی و میکروبشناسی انجام شده است؛ و اهداف دیگر آن تعیین وضعیت کلی تولید علم جهان، خاورمیانه و ایران، شناسایی الگوهای تالیف تولیدات علمی جهان، خاورمیانه و ایران، شناسایی میزان همکاریهای علمی ایران با کشورهای خاورمیانه و جهان، و بررسی ارتباط بین شاخصهای تولیدات علمی، استنادات، همکاریهای علمی منطقهای و همکاریهای علمی فرا منطقهای با یکدیگر هستند.
روش بررسی: پژوهش از نوع کاربردی و با استفاده از شاخصهای علمسنجی و جامعه پژوهش ۳۰۶۲۲ مدرک حوزهی ایمنیشناسی و میکروبشناسی کشورهای خاورمیانه طی سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ است. برای تعیین جایگاه کشورها و روابط بین شاخصها از تحلیل عامل اکتشافی و ماتریس همبستگی و پایگاه سایول استفاده شد.
یافتهها: به ترتیب کشورهای ایران، ترکیه، و عربستان در شاخصهای تولیدات علمی، استنادات، همکارهای منطقهای، فرامنطقهای و همکاری کل جزو کشورهای قدرتمند اطلاعاتی منطقه محسوب شدند؛ و بهجهت تعیین جایگاه در منطقه، شاخصِ استنادات نسبت به سایرین بیشترین وزن را داشت. ایران در شاخصهای تولیدات علمی و استنادات بهترتیب با ۴۳.۶۳% و ۳۳.۷۶% رتبه اول، در شاخص همکاریهای منطقه ای با ۴۳.۶۳% رتبه سوم، در شاخص همکاریهای فرامنطقه ای با ۲۳.۵۶% رتبه دوم و در شاخص همکاری کل با ۲۲.۱۲% رتبه دوم را دارد.
نتیجهگیری: علیرغم وجود جایگاه برجستهی کشور در کمیت تولیدات علمی حوزهی ایمنیشناسی و میکروبشناسی، کیفیت این تولیدات نسبت به متوسط منطقهای و جهانی پایینتر است. همچنین، در این مطالعه ضمن تعیین کشورهای قوی، متوسط و ضعیف منطقه، مشخص شد که رابطهی بین شاخصهای استنادات و تولیدات علمی نسبت به تمامی رابطههای دو به دوی در شاخصهای منتخب بیشتر است.
علی محمد مصدق راد، مهدیه حیدری، محیا عباسی، مهدی عباسی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سازمانهای بیمهی سلامت نقش مهمی در افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت و محافظت مالی از آنها در مقابل هزینههای فاجعه بار سلامت دارند. سازمان بیمهی سلامت ایران یکی از بزرگترین سازمانهای بیمهی سلامت عمومی در ایران است که با چالشهای مالی مواجه است. هدف این پژوهش، تحلیل استراتژیک نظام تأمین مالی سازمان بیمهی سلامت ایران است.
روش بررسی: این پژوهش کیفی به روش پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از مدیران و کارکنان سازمان بیمهی سلامت ایران انجام شد. همچنین، اسناد مرتبط و دادههای عملکردی این سازمان جمعآوری و تحلیل شدند. از روش تحلیل موضوعی برای تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: تعداد ۱۹ قوت، ۲۴ ضعف، ۱۴ فرصت، ۳۷ تهدید و ۴۳ راهکار برای نظام تأمین مالی سازمان بیمهی سلامت ایران شناسایی شد. افزایش پوشش جمعیتی و خدمتی بیمهی سلامت، کاهش پرداخت از جیب مردم و نسخهنویسی الکترونیک از مهمترین نقاطقوت؛ و ناپایداری منابع مالی، تجمیع نامناسب منابع مالی، هزینههای اداری زیاد و تأخیر در پرداخت به ارایهکنندگان خدمات سلامت از مهمترین نقاط ضعف سازمان بیمهی سلامت ایران بود. سازمان بیمهی سلامت ایران با فرصتهایی مثل حمایت دولت از پوشش همگانی سلامت و تأکید بر پیشگیری و مراقبتهای بهداشتی اولیه، حمایت قوانین از تجمیع صندوقهای بیمهای سلامت و اجرای برنامه پزشکی خانواده در کشور و با تهدیدهایی چون تغییر الگوی جمعیتی و اپیدمیولوژیک کشور، عدم اجرای صحیح نظام سطحبندی خدمات سلامت و غیرواقعی بودن حق بیمههای سلامت مواجه است. راهکارهایی مانند افزایش سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی، تجمیع کارکردی صندوقهای بیمه سلامت پایه، کاهش بروکراسی، افزایش شفافیت و پاسخگویی و اصلاح نظام پایش و ارزیابی برای تقویت نظام تأمین مالی سازمان بیمهی سلامت ایران ارایه شد.
نتیجهگیری: سازمان بیمهی سلامت ایران با چالشهای ساختاری، بافتاری و فرایندی متعددی مواجه است که نظام تأمین مالی آن را با اختلال مواجه ساخته است. کاهش درآمدها، افزایش هزینهها و کاهش کارایی، عملکرد تأمین مالی این سازمان را دچار مشکل کرده است. شناخت نقاط ضعف و چالشهای نظام تأمین مالی و بهکارگیری مداخلات اصلاحی، اولین گام در تقویت پایداری تأمین مالی سازمان بیمهی سلامت ایران است.
دکتر مازیار کرمعلی، آزاده سلیمانی نژاد، پیرحسین کولیوند، رضا دهخدایی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: جمعیت هلالاحمر ایران، در بین جمعیتهای صلیبسرخ و هلالاحمر بهعنوان یکی از ده جمعیت قدرتمند جهان در پاسخگویی به سوانح و حوادث شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر، ترسیم الگوی مسایل پژوهشی هلال احمر ایران با مطالعهی بروندادهای علمی طی سالهای گذشته است.
روش بررسی: پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد علمسنجی و تحلیل کتابسنجی است که از فنون مصورسازی شبکههای رخدادی و تحلیل همواژگانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پژوهشهای انجام شدهی جمعیت هلالاحمر ایران و مقالات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس از دهه ۹۰ میلادی تاکنون بود. از تحلیل همواژگانی عناوین پژوهشی انجام شده در سازمان و اطلاعات چکیده مقالات و تکنیکهای مصورسازی دادهها با نرمافزارهای VOSviewer، NVIVO، WourdCloud و iThoughts استفاده شد.
یافتهها: روند انتشار بروندادهای پژوهشی صعودی بوده است. تجزیه و تحلیل بروندادها نشان داد دانشگاه علوم پزشکی شیراز بیشترین برونداد و مرکز تحقیقات گوارش و کبد و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کمترین برونداد را از میان ۱۰ موسسه پرکار داشتهاند. همچنین مجله Iranian Red Crescent Medical Journal بیشترین برونداد را داشت و از میان موضوعات مرتبط با بروندادها حوزه پزشکی در رتبهی اول و حوزه چندرشتهای در پایینترین رتبه قرار داشتند. از میان واژگان پرکاربرد نیز«انسان» در رتبهی اول قرار داشت. شناسایی و ترسیم نقشه مسایل پژوهشی نشان داد که موضوعات پژوهشی این سازمان در ۹ حوزه اصلی قابل دستهبندی است که در این میان امداد و نجات با ۴/۲۱% در رتبه اول و فناوری و نوآوری با ۶/۴% در پایینترین رتبه قرار داشت.
نتیجهگیری: بررسی بروندادهای علمی و پژوهشی هلالاحمر ایران بیانگر گستردگی و تنوع مسایل پژوهشی در حوزههای موضوعی مطرح شده است. وضعیت پژوهشهای انجام شده در نقشهی مسایل هلالاحمر ایران با مقایسهی ابر کلیدواژگان نشان داد که عملکرد پژوهشی این سازمان در زمینههای خدمات سلامت، امداد و نجات و آموزش بیشتر است. با توجه به گستردگی مسایل متناسب با ماموریتهای خود نیاز به رشد متوازن پژوهشها و تولیدات دانشی در سایر محورها دارد.
محمدمهدی سپهری، مینو فتحی، نسرین طاهرخانی، رقیه خشا،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعهی برنامههای خودمدیریتی دیابت بارداری مبتنی بر ابزارهای سلامت همراه با توجه به میزان شیوع این عارضه، میتواند کیفیت زندگی مادران باردار را افزایش و هزینهی مراقبتهای بهداشتی و درمانی را کاهش دهد. برای توسعهی چنین برنامهای لازم است تا نقشآفرینان کلیدی این سیستم شناسایی و روابط بین آنها تعیین شود.
روش بررسی: پژوهش در چهار فاز انجام شد. در فاز اول به شناسایی نقشآفرینان و نقشهای کلیدی در پیشینهی پژوهش پرداخته شد. در فاز دوم با مصاحبهی حضوری با خبرگان، نقشآفرینان و نقشهای شناسایی شده ارزیابی شدند. در فاز سوم به شناسایی روابط بین آنها پرداخته شد. این مرحله با طراحی و تکمیل پرسشنامههایی که به بررسی وجود یا نبود ارتباط بین نقشآفرینان و نقشها میپرداختند، انجام گرفت. در فاز آخر کلیدیترین نقشها و نقشآفرینان با تحلیل شبکههای اجتماعی تعیین شدند. به این منظور از سه شاخص مرکزیت درجه، بینابینی و نزدیکی بردار ویژه استفاده شد.
یافتهها: در کل ۲۲ نقشآفرین و ۱۷ نقش شناسایی شدند. براساس نتایج بهدست آمده، وزارت بهداشت با شاخص مرکزیت درجه ۴۱/۱۲ پرنفوذترین و قدرتمندترین نقشآفرین موجود در این شبکه است. پزشک فوقتخصص غدد، کارشناس تغذیه و متخصص زنان بهترتیب با شاخصهای مرکزیت درجه ۳۸/۵۲، ۳۶/۷۹ و ۳۱/۶۰ در رتبههای بعدی قرار دارند. این موضوع نشان میدهد که پذیرش این شبکه توسط جامعه پزشکان نقش بسیار مهمی دارد. همچنین مقدار هر سه شاخص مرکزیت برای نقش آموزش به بیماران، بالاترین میزان را دارد؛ بعد از آن نقشهای آموزش به متخصصان و کارکنان سلامت، حمایت از بیماران در انجام رفتارهای خودمراقبتی، امنیت و حفظ حریم خصوصی بیمار، بهعنوان کلیدیترین نقشها شناسایی شدند.
نتیجهگیری: در این پژوهش سعی شد تا ابعاد مختلف طراحی شبکه و نقشآفرینان تأثیرگذار بر روی خودمدیریتی دیابت بارداری بهوسیلهی سلامت همراه شناسایی شوند. نقشآفرینان وزارت بهداشت و کمیته ملی پیشگیری، دارای بیشترین ارتباط با یکدیگر در انجام نقشهای مشترک هستند. از اینرو وزارت بهداشت میتواند برخی از نقشها را بهطور کامل به کمیته ملی پیشگیری واگذار نماید. از طرفی با شناسایی نقشهای کلیدی ضرورت وجود آموزش و تخصیص بودجه به آنها میباید در دستورکار قرار گیرد.