جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای خون

بیژن هوشمند مقدم، شادی معظمی گودرزی، امیر رشیدلمیر،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: عدم تعادل بین آدیپوکین‌ها اثرات پاتولوژیکی بر سیستم قلبی-عروقی اعمال می‌کند. مداخلات ورزشی می‌توانند نقش مهمی در تنظیم ترشح آدیپوکین‌ها داشته باشند. هدف از مطالعه‌ی حاضر، بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی آپلین، واسپین و فشارخون در مردان مسن مبتلا به پرفشاری خون بود.
 روش بررسی: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی، ۲۴ مرد مسن مبتلا به پرفشاری خون به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی(۱۲ نفر) و کنترل(۱۲ نفر) قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان گروه تمرین مقاومتی، به مدت ۱۲ هفته و سه جلسه در هفته به انجام تمرینات مقاومتی پرداختند. در ابتدا و انتهای پژوهش، نمونه خون وریدی برای اندازه‌گیری مقادیر سرمی آپلین و واسپین جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با آزمون آماری تی همبسته و مستقل در سطح معناداری کمتر از ۰/۰۵ انجام شد.
یافته‌ها: بعد از انجام ۱۲ هفته تمرین مقاومتی، کاهش معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۲=P)، واسپین(۰/۰۱=P) فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) نسبت به پیش‌آزمون مشاهده شد. علاوه بر این، بین دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۱=P)، واسپین(۰/۰۰۱=P) و فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) مشاهده شد.  
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که انجام یک دوره ۱۲ هفته‌ای تمرین مقاومتی می‌تواند ضمن بهبود فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در تنظیم ترشح آدیپوکین‌های آپلین و واسپین در مردان سالمند مبتلا به فشارخون مؤثر واقع شود.

سعید پیرمرادی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از راه‌های کنترل فشارخون بالا، غیرفعال کردن سیستم رنین-آنژیوتنسینوژن -آلدسترون (RAAS) است. رنین که با نام آنژیوتانسینوژنازا نیز شناخته می‌شود، نوعی آنزیم است که در شریانچه‌های آوران کلیه توسط سلول‌های خاصی به‌نام سلول‌های نزدیک گلومرول یا (juxtaglomerular) تولید و به جریان خون ترشح می‌شود و پروتئین آنژیوتانسینوژن را به آنژیوتانسین نوع یک تبدیل می‌کند که در ایجاد فشارخون بسیار مؤثر است. مهار رنین به‌عنوان مرحله‌ی محدود‌کننده‌ی سرعت این چرخه، یک روش مؤثر برای متوقف کردن آن است که در درمان برخی بیماری‌های مرتبط با قلب و عروق و فشارخون نقش دارند. هدف از این مطالعه استفاده از روش‌های نوین و مختلف بر مبنای نرم‌افزار در جهت کشف ترکیبات دارویی جدیدتر با عوارض و هزینه‌ی کمتر و طی زمان کوتاه‌تر جهت کشف بر مبنای یک داروی مرجع جهت درمان و کنترل بیماری فشارخون می‌باشد.
روش بررسی: پس از انتخاب ترکیب مرجع مهاری آنزیم رنین با کمک ابزارهای بیوانفورماتیکی نظیر PHARMIT ,ZINCPHARMER جهت جستجوی مجازی از طریق ویژگی‌های ساختاری و فارماکوفوری ترکیب مهاری مرجع، تعدادی لیگاند جدید به‌دست آمد. سپس بین لیگاندها با آنزیم رنین فرایند داکینگ صورت گرفت و لیگاندهای برتر انتخابی از نظر آلرژیسیته و توکسیسیته و پیش‌بینی ADME با کمک ابزارهایی نظیر molsoft، PKCSM، way2drug و swiss ADME بررسی گردیدند.
یافته‌ها: از بین چهار لیگاند برتر نهایی به‌دست آمده، یکی از لیگاندها بیشترین برهمکنش را با باقی‌مانده‌ی مختلف و با انرژی اتصالی داکینگ (9/7-=vina score) بالاتر نسبت به بقیه داشت و پس از آن دو لیگاند دیگر انرژی اتصالی مطلوبی داشتند. در بین باقی‌مانده‌های مؤثر برهمکنش‌کننده، Asp215، Asp32 و Leu114 در لیگاندهای برتر، مانند ترکیب مرجع، به آنزیم رنین متصل می‌شدند.
نتیجه‌گیری: به‌طورکلی لیگاندهای مهاری انتخاب شده توان مطلوبی جهت برهمکنش با بقایای دخیل در گزینش‌پذیری سوبسترا و فعالیت کاتالیزوری و مهار فعالیت آنزیم رنین را طبق آنالیزهای حاصل از ابزارهای بیوانفورماتیک از خود نشان دادند و تأیید آن‌ها نیازمند مطالعات بالینی است.

مهدیه جعفری، مجید رضوی، سپیده فنایی نوکار، مهریار تقوی گیلانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: فشارخون بالا شایع‌ترین بیماری همراه در جراحی آب مروارید است و افزایش شدید فشارخون گاهی باعث به تعویق انداختن جراحی می‌گردد. هدف مطالعه، ارزیابی ارتباط فشارخون قبل از عمل با تغییرات همودینامیک حین جراحی و عوارض قلبی، عروقی و مغزی بعد از جراحی آب مروارید است.
روش بررسی: این مطالعه‌ی کوهورت آینده‌نگر روی ۱۶۰ بیمار کاندید جراحی آب مروارید در بیمارستان خاتم‌الانبیای مشهد انجام شد. بیماران قبل از القای بیهوشی بر اساس میزان فشارخون به سه گروه تقسیم شدند: فشارخون طبیعی(کمتر از ۱۴۰/۹۰) ۱۰۰ نفر، فشارخون بالا(۱۴۰/۹۰ تا ۱۸۰/۱۱۰) ۳۰ نفر و فشارخون بحرانی(بیشتر از ۱۸۰/۱۱۰) ۳۰ نفر. فشارخون و ضربان قلب بیماران قبل از ورود به اتاق‌عمل، قبل از بیهوشی و هر ۵ دقیقه تا انتهای جراحی، بعد از ورود به ریکاوری و بعد از انتقال به بخش اندازه‌گیری شد. عوارض قلبی، عروقی و عصبی بعد از ۲۴ ساعت بررسی شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS ارزیابی و ۰/۰۵>P معنی‌دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: تفاوت معنی‌داری از نظر پارامترهای دموگرافیک و همودینامیک قبل از عمل وجود نداشت. قبل از القای بیهوشی، فشارخون بیماران نسبت به بخش افزایش نشان داد که در گروه‌های فشارخون بالا و بحرانی مشخص‌تر بود(۰/۰۰۱=P). بعد از القای بیهوشی، فشارخون کاهش یافت که در گروه فشارخون بحرانی مشخص‌تر از دو گروه دیگر بود(۰/۰۰۱=P). ضربان قلب بیماران هم بعد از ورود به اتاق عمل افزایش یافت و بعد از القای بیهوشی به حد طبیعی رسید ولی در سه گروه، تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۲۵=P). کاهش فشارخون سیستولیک(کمتر از ۹۰ میلی‌متر جیوه) در حین مطالعه و همچنین عوارض قلبی عروقی و عصبی تا ۲۴ ساعت در سه گروه تفاوت معنی‌داری نداشت(به‌ترتیب ۰/۷۵=P و ۰/۰۸=P). 
نتیجه‌گیری: بی‌ثباتی فشارخون در بیماران مبتلا به فشارخون بحرانی بیشتر بود، اما با عوارض زودرس و ناتوان‌کننده همراه نبود. تغییرات همودینامیک اولیه، با القای بیهوشی به سرعت کاهش و در طول جراحی کنترل گردید. باتوجه به یافته‌های مطالعه، بالابودن فشارخون قبل از القای بیهوشی به‌تنهایی برای لغو جراحی کاتاراکت کفایت نمی‌کند.

کیوان کرامتی، سینا ادیب، محمود احمدی همدانی، لیلا محمدنژاد نصرآبادی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: برونکوتیدی داروی گیاهی ایرانی برای مصرف انسانی و با خواص ضد سرفه و خلط‌آوری است. ایزوپروترنول آگونیست غیرانتخابی گیرنده‌های بتا آدرنرژیک است که گرچه تاکنون از آن به‌عنوان دارو در مواردی نظیر مقابله با برادی‌کاردی استفاده شده، ولی برپایه نتایج حاصل از برخی پژوهش‌ها مشخص گردیده است که ایزوپروترنول می‌تواند منجر به آسیب‌های بافتی و تغییرات هماتولوژیکی نیز شود. هدف از این پژوهش، ارزیابی هماتولوژیکی تداخل اثر برونکوتیدی و ایزوپروترنول بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی بود. از ۱۸ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در ۳ گروه آزمایشی شامل کنترل، دریافت‌کننده‌ی ایزوپروترنول و نرمال‌سالین و دریافت‌کننده‌ی ایزوپروترنول و برونکوتیدی استفاده شد(هر گروه ۶ موش). در گروه کنترل مداخله‌ای صورت نگرفت. ایزوپروترنول به‌صورت تزریقی در دو نوبت و نرمال‌سالین و برونکوتیدی به ‌شکل خوراکی در پنج نوبت تجویز شدند. در پایان از موش‌ها خونگیری شد و تعداد گلبول‌های سفید، تعداد گلبول‌های قرمز، درصد هماتوکریت، میزان هموگلوبین، میانگین حجم گلبول‌های قرمز، میانگین غلظت هموگلوبین در گلبول‌های قرمز و تعداد پلاکت‌ها سنجیده شدند و تحلیل آماری داده‌ها از طریق آزمون آماری آنالیز واریانس یک‌طرفه با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد.
یافته‌ها: از نظر تعداد گلبول‌های سفید تفاوت گروه‌های آزمایشی معنی‌دار نبود. گروه ایزوپروترنول و نرمال‌سالین از نظر تعداد گلبول‌های قرمز، درصد هماتوکریت، میزان هموگلوبین و تعداد پلاکت‌ها در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی‌داری داشت. تفاوت گروه ایزوپروترنول و برونکوتیدی از نظر تعداد گلبول‌های قرمز، درصد هماتوکریت و تعداد پلاکت‌ها در مقایسه با گروه کنترل معنی‌دار نبود. از نظر میزان هموگلوبین و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبول‌های قرمز گروه ایزوپروترنول و برونکوتیدی در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنی‌داری داشت. از نظر میانگین حجم گلبول‌های قرمز تفاوت گروه‌های آزمایشی معنی‌دار نبود. گروه ایزوپروترنول و نرمال‌سالین از نظر میانگین غلظت هموگلوبین در گلبول‌های قرمز با گروه کنترل تفاوت معنی‌دار نداشت.
نتیجه‌گیری: بر مبنای یافته‌های حاصل از این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که برونکوتیدی نه تنها از برخی تغییرات هماتولوژیکی ناشی از ایزوپروترنول نظیر افزایش تعداد گلبول‌های قرمز و پلاکت‌ها جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند از طریق افزایش قابل توجه در میزان هموگلوبین و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبول‌های قرمز، ظرفیت خون را از نظر اکسیژن‌رسانی نیز افزایش ‌دهد. برونکوتیدی احتمالاً از طریق مقابله با استرس اکسیداتیو یا به‌واسطه اثر مستقیم بر مغز استخوان موجب چنین اثراتی شده است که البته به‌منظور بررسی چنین احتمالاتی، انجام پژوهش‌های تکمیلی ضروری است. 

نابیل طاهر جمیل الغنیم، حامد جدوع عباس، حمید چوبینه، زیبا مجیدی، نسرین دشتی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی پروفایل‌های بیوشیمیایی افراد مبتلا به مراحل مختلف بیماری کلیوی از جمله افراد مبتلا به بیماری کلیه بدون دیالیز خون، بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز خون و افراد با نارسایی کلیه درحال درمان با دیالیز خون می‌پردازد؛ تا نقش شاخص‌های مواد معدنی، التهاب و عملکرد کلیه را در پیچیدگی‌های این بیماری روشن کند.
روش بررسی: این مطالعه‌ی مورد-شاهدی با ۱۸۰ شرکت‌کننده در سنین ۱۸ تا ۸۱ سال در عراق انجام شد. شرکت‌کنندگان به چهار گروه تقسیم شدند: گروه مورد(شامل افراد مبتلا به بیماری کلیه بدون دیالیز، بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز و نارسایی کلیه درحال درمان با دیالیز خون) و گروه کنترل که شامل افراد سالم بودند. سطوح اوره، کراتینین، کلسیم، فسفر، ویتامین D۳، هورمون پاراتیروئید (PTH)، پروتئین واکنش‌گر C حساسیت بالا (hs-CRP) و سیستاتین C در خون اندازه‌گیری شدند. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سطوح اوره خون، کلسیم، ویتامینD۳، سیستاتین C و hs-CRP در بین گروه‌های مختلف، تفاوت معنادار داشتند. میانگین کراتینین در گروه بیماری کلیه بدون دیالیز (mg/dL ۳/۹۸±۱/۷۷)  و بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز (mg/dL ۴/۵۹±۱/۶۳) با گروه نارسایی کلیه دیالیزی(mg/dL ۱۱/۰۳±۳/۳۵) متفاوت بود(۰/۰۰۱=P)، اما بین دو گروه بیماری کلیه بدون دیالیز و بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز اختلاف معناداری مشاهده نشد. غلظت فسفر در تمامی گروه‌ها معنادار بود(۰/۰۰۱=P) و بالاترین مقدار در گروه نارسایی کلیه دیالیزی مشاهده شد. سطح PTH بین دو گروه بدون دیالیز اختلاف معناداری نداشت، اما در مقایسه با گروه نارسایی کلیه در حال دیالیز تفاوت معناداری وجود داشت(۰/۰۰۱=P). سیستاتین C در دو گروه بدون دیالیز تفاوت معناداری نداشت، اما در مقایسه با گروه نارسایی کلیه دیالیزی ( mg/dL ۷/۰۶±۱/۶۱)  معنادار بود(۰/۰۰۱=P).
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که پایش منظم بیومارکرهایی بیوشیمیایی برای تشخیص به‌موقع و مدیریت مؤثر بیماری کلیه ضروری است. همچنین اهمیت توجه به ناهنجاری‌های متابولیک و التهابی در بیماران مبتلا به بیماری کلیه(به‌ویژه در بیماران دیالیزی)، را برجسته می‌کند که شامل تغییرات گسترده‌ای در سطوح بیوشیمیایی، هورمونی و عوامل التهابی که اغلب به‌دلیل اخت/لال شدید در عملکرد کلیه و فرآیند دیالیز رخ می‌دهند.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb