25 نتیجه برای خون
منیر عباس زاده قنواتی، فریبرز مهرانی، سید حسین احمدی، الهه جزایری قره باغ،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1389 )
چکیده
زمینه وهدف: نیاز به دریافت خون در اعمال جراحی زنان با میزان کم هماتوکریت قبل از عمل قابل توجیه است، اما سایر فاکتورهای موثر بر دریافت خون نیز مطرح هستند. هدف از این مطالعه تعیین فاکتورهای موثر در نیاز به تزریق خون در اعمال جراحی پیوند شریان کرونردر رابطه با جنس میباشد.
روش بررسی: در یک مطالعه، آینده نگر و مقطعی500 بیمار ( 306 مرد و 194 زن ) با وضعیت فیزیکی Iو II برای عمل جراحی انتخابی پیوند شریان کرونر تحت بیهوشی عمومی در مدت یک سال در بیمارستان قلب تهران مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات هر بیمار براساس دریافت خون کامل، پلاسمای تازه یخ زده ( FFP) و پلاکت در ضمن عمل و بعد ازآن و فاکتور هایی چون جنس، سن، وزن، قد، سطح بدن ( (BSA، طول مدت عمل جراحی، هماتوکریت قبل و بعد از عمل، حجم خون قبل از عمل، در بیمارستان ثبت شد. نتایج با استفاده از تستهای آماری t و X2 و رگرسیون خطی مورد ارزیابی قرار گرفتند. مقدارP کمتر از05/0 از نظر آماری معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: 2/57 درصدزنان ( 111 نفر) و 9/39 درصد مردان (121 نفر) خون دریافت کردند. میانگین مجموع خون دریافت شده در زنان 6/1 واحد در ضمن عمل جراحی و 6/2 واحد در طول مدت بستری در بیمارستان و در مردان 1/1 واحد در ضمن عمل و 8/1 واحد در طول مدت بستری بود. با توجه به متغیرهایی مانند، سن، سطح بدن، طول مدت عمل جراحی، میزان هماتوکریت قبل و بعد از عمل، حجم خون قبل از عمل، زمان پمپ و تعداد عروق پیوند شده که مورد بررسی قرار گرفتند، در مجموع در ضمن عمل جراحی و مدت بستری در بیمارستان زنان خون بیشتری دریافت کردند(P<0.05).
بحث و نتیجه گیری: میزان دریافت خون در بیماران زن تحت عمل جراحی پیوند شریان کرونر تحت تاثیر عواملی چون، سن، سطح بدن، هماتوکریت بعد از عمل و در بیماران مرد تحت تاثیر متغیرهایی چون افزایش طول مدت جراحی کاهش حجم خون و هماتوکریت قبل از عمل می باشد.
منیر عباس زاده قنواتی، فریبرز مهرانی، اصغر بلوریان، الهه جزایری قره باغ،
دوره 5، شماره 1 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه وهدف: خونریزی شدید به عنوان علت مهم عوارض و مرگ ومیر در اعمال جراحی قلب با استفاده از پمپ قلبی نقش کلیدی را ایفا میکند. هدف از مطالعه مقایسه بین میزان خونریزی و دریافت خون بیماران تحت عمل جراحی گرافت کرونری با یا بدون استفاده از پمپ قلبی می باشد.
روش بررسی : در یک کارآزمایی بالینی آینده نگر، دو سوکور تصادفی شده 300 بیمار برای اعمال جراحی قلب در دو گروه 150 نفره با و بدون استفاده از پمپ قلبی مقایسه شدند. بیماران تا 72 ساعت برای ارزیابی عوارض مورد مطالعه قرارگرفتند. آنالیز آماری با استفاده تستهای2χ و فیشر و تست Rank Sum انجام شد.
یافتهها: بیماران تحت عمل جراحی با استفاده ازپمپ، ضمن عمل خون، آلبومین و پلاسمای تازه بیشتر( 0001/0>P) و بعد از عمل پلاکت بیشتری دریافت کردند(3/29درصد بر خلاف 7/70 درصد، 007/0> P). خونریزی ضمن عمل و4 ساعت بعد از عمل بیماران بدون پمپ بیشتر بود1)00/0>P). اگر چه 12 تا 72 ساعت بعد از عمل در بیماران با استفاده از پمپ خونریزی بیشتری دیده شد. 4 مورد مرگ بعد از عمل دراین گروه وجود داشت(P<0.05).
نتیجه گیری: علیرغم اینکه در انتهای عمل جراحی بدون استفاده از پمپ هپارین ریورس نشده بود، بیماران در ضمن و بعد از عمل بدون استفاده از پمپ قلبی خون، پلاکت، پلاسمای تازه منجمد و آلبومین کمتری دریافت کرده بودند و خونریزی و مرگ و میر کمتری داشتند.
سینا مرادمند، محمدرضا گنجی، علی پاشا میثمی، زهرا اکبری، سیده ضحی میرخانی، نرگس تبریزچی، زهرا مختاری،
دوره 5، شماره 4 - ( 10-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا در کودکان بخصوص در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. وزن تولد، سن و مشخصههای تن سنجی مانند وزن و قد فعلی به عنوان عوامل مؤثر در فشارخون بالا در کودکان و نوجوانان مطرح شده است. این مطالعه با هدف یافتن فراوانی فشارخون دانش آموزان تهران و ارتباط آن با وزن تولد، قد و وزن کنونی طراحی گردید.
روش بررسی: در یک مطالعه مقطعی، بین سالهای 1387-1385 از بین 1195924 دانش آموز در شهر تهران به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای، 2040 نفر انتخاب شدند. معیارهای ورود به مطالعه سن 6 تا 19 سال، سلامت کامل جسمی و داشتن کارت سلامت بود و درصورت دوقلویی، فشارخون بالای مادر یا سیگاری بودن وی حین بارداری از مطالعه خارج میشدند. آنالیز آماری توسط نرم افزار16 SPSS انجام پذیرفت. از آنالیز رگرسیون چند متغیره جهت تعیین معادله خط پیش بینی کننده سطح فشارخون استفاده گردید.
یافتهها: 69نفر(4/3%) از دانش آموزان شامل 8/4% از دختران و 5/3% از پسران فشارخون بالا داشتند(14/0p=). همبستگی معنادار مستقیمی بین سن، وزن و قد فعلی و شاخص توده بدنی با فشارخون سیستولیک و دیاستولیک وجود داشت. اما وزن تولد رابطه خطی وضعیف معکوس با فشارخون سیستولیک و دیاستولیک داشت(به ترتیب 152/0r=- و 111/0r=-، 001/0p<).
نتیجهگیری: توجه به سایز فعلی بویژه وزن کنونی در کنار وزن تولد در پیش بینی فشارخون کمک کننده است که اهمیت پایش وزن و فشارخون کودکی بخصوص در کودکان با سابقه وزن تولد غیرطبیعی و در کودکان با وزن بالا را مشخص میکند.
فخرالدین صبا، محبوبه بهلولی، دکتر سعید کاویانی، دکتر زهرا ذنوبی، فاطمه صیادی پور، دکتر عباس حاجی فتحعلی،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: زایمان طبیعی و نوع سزارین دو فرایند جدا ازهم برای تولد نوزاد است. فرایند و شرایط متفاوت زایمان طبیعی و سزارین میتواند بر روی تعداد و نوع گلبولهای سفید خون محیطی مادران اثرگذار باشد. این مطالعه با هدف ارزیابی و تعیین تعداد و نوع لکوسیتها در مادران برحسب نوع زایمان انجامشده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه از نوع مقطعی است که به صورت توصیفی- تحلیلی با انجام نمونهگیری تصادفی از خانمهای باردار که در طول یک سال به بیمارستان شهرستان ملایر مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند. نمونه آماری این پژوهش شامل 30 خانم با زایمان طبیعی و 30 خانم با سزارین انتخابی بودند. نمونههای خون قبل و بعد از زایمان با دستگاه شمارشگر خودکار سیسمکس مدل 21 KX- بررسی شدند. تحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و تحلیل واریانس چند متغیری در نرمافزار SPSS انجام گرفت. 0/05>P به عنوان سطح معناداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: در تعداد لکوسیتهای هر دو گروه از نمونه آماری بعد از زایمان، افزایش معنیداری مشاهده شد. میانگین تعداد نوتروفیلهای خون در زایمان طبیعی در مقایسه با سزارین انتخابی به طور معنیدار افزایش داشت.
نتیجهگیری: فشار بدنی و استرس در زایمان طبیعی در قیاس با سزارین میتواند بر افزایش نوع لکوسیتها اثرگذار باشد. با این حال، هنوز مشخص نشده است که نوع سلول غالب خون محیطی در زایمان طبیعی، بر روی نوزاد و مادر تاثیر داشته باشد.
دکتر عبدالرضا محمدنیا، دکتر شیرین کریمی، دکتر رضا یادگار آذری، دکتر سید علیرضا ناجی، دکتر عدنان خسروی، دکتر نغمه بهرامی، دکتر مسعود سعیدی جم،
دوره 9، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان ریه شایعترین سرطان بین مردان در سراسر جهان به شمار میرود. هدف از انجام این تحقیق تعیین میزان بیان ژن CK19 و بیومارکر پروتئینی به نام آنتیژن سرطانی جنینی(CEA) در خون محیطی مبتلایان میباشد.
روش بررسی: 30 بیمار مبتلا به سرطان ریه نوع NSCLC با 30 فرد سالم مقایسه شدند. پس از گرفتن خون محیطی و استخراج Total RNA، cDNA ساخته شد و سپس با روش Real-time RT-PCR بررسی و نتایج حاصل بررسی گردید. سپس CEA با روش ELISA اندازهگیری شد.
یافتهها: ژن CK19در گروه بیماران در 7 نفر از 30 نفر مثبت گردید که نشاندهندهی حساسیت برابر 23/3% است. مقایسهی آماری میزان مثبتشدن این مارکر در بیماران و افراد سالم که با استفاده از آزمون Two-Sample Binomial انجام شد، بیانگر تفاوت آماری معنیداری بین این دو گروه بود(0/001>Pvalue). سطح سرمی مارکرCEA در گروه بیماران در 11 نفر از 30 نفر مثبت گردید. میانگین سطح سرمی مارکر CEA در گروه بیماران از گروه شاهد بیشتر بود و این تفاوت از نظر آماری معنیدار شد(0/001>Pvalue). حساسیت این آزمون برابر 36/6% است.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که ck19 mRNA مارکری اختصاصی درخون محیطی جهت تشخیص مقدماتی سرطان ریه است. همچنین مشخص گردید کهCEA میتواند به عنوان مارکر اختصاصی در تشخیص زود هنگام سرطان ریه در خون محیطی بیماران باشد.
سمانه حیدرپوریان، دکتر مینو شهیدی، دکتر احمد کاظمی، دکتر محسن رضوی، دکتر علی باسی، پریسا حیات،
دوره 9، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: لوسمی لنفوسیتی مزمن یک اختلال لنفوپرولیفراتیو مزمن است که پیش آگهی بسیار متغیری دارد؛ به همین جهت بررسی فاکتورهای پیش آگهیدهنده این بیماری در تشخیص و شناسایی بیماران با پیش آگهی وخیمتر میتواند بسیار کمککننده باشد. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط تعداد سلولهای اندوتلیال خون محیطی و سطح فاکتور فون ویلبراند با دیگر یافتههای هماتولوژیک در این بیماری است.
روش بررسی: نمونههای خون محیطی از 30 بیمار مراجعهکننده به بخش هماتولوژی بیمارستان فیروزگر و 30 مورد افراد سالم تهیه شد. تعداد سلولهای اندوتلیال با حضور مارکر سطحی 34 CDو فاکتور فون ویلبراند در غیاب مارکر 45CD با روشهای فلوسیتومتری و الیزا اندازهگیری شد. یافتههای هماتولوژیک بیماران نیز ارزیابی شد و نتایج با 0/05 p<معنیدار تلقی گردید.
یافتهها: تعداد سلولهای اندوتلیال در بیماران مبتلا به لوسمی لنفوسیتی مزمن(0/64%) نسبت به کنترل(0/12%) افزایش داشت(0/002=P). میزان فاکتور فون ویلبراند در بین بیماران مبتلا به لوسمی لنفوسیتی مزمن پیشرفتهتر در مقایسه با کنترل و بیماران با پیشرفت کمتر، بالاتر بود. بین تعداد سلولهای اندوتلیال و میزان هموگلوبین بیماران همبستگی معکوس(0/47-=r) و معنیداری(0/01=P) به دست آمد.
نتیجهگیری: اگرچه تعداد سلولهای اندوتلیال و سطح فاکتور فون ویلبراند در پلاسما در بیماران مبتلا به لوسمی لنفوسیتی مزمن که در مراحل پیشرفته هستند، نسبت به بیمارانی که در مراحل اولیه قرار دارند، افزایش نشان میدهد؛ اما ارتباط معناداری بین این دو پارامتر وجود ندارد.
ثریا نورایی مطلق، پروانه حیدری ارجلو، فرهاد لطفی، ماریتا محمدشاهی، نسرین شعربافچی زاده،
دوره 10، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان یکی از عمده ترین مشکلات نظام سلامت ایران می باشد؛ به طوری که پس از بیماریهای قلبی-عروقی و تصادف، سومین علت مرگ در ایران است. در بسیاری از کشورها، تفاوت در ویژگیهای اقتصادی-اجتماعی با میزان بروز بیماریها، مرگ و به طور کلی نابرابریهای سلامت، مرتبط است. هدف اصلی این پژوهش، تعیین و معرفی عوامل اجتماعی اقتصادی مرتبط با بروز سرطان خون در کشور ایران می باشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی – تحلیلی حاضر، با مدل دادههای پانلی شامل اطلاعات مربوط به استانهای ایران از سال 1383 تا 1388 انجام گردید. داده های مربوط به عوامل اجتماعی اقتصادی از سالنامه های آماری استانها و و داده های میزان بروز استاندارد شده سنی سرطان خون به ازای 100 هزار نفر، از مجموعه گزارشهای کشوری ثبت سرطان، جمع آوری گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که بروز سرطان خون در مردان و در زنان در طی دوره زمانی مورد بررسی سیر صعودی داشته است. بیشترین و کمترین بروز سرطان خون در هر دو جنس به ترتیب مربوط به استانهای یزد و سیستان و بلوچستان می باشد. رابطه ی مستقیم نرخ بیکاری، نسبت شهر نشینی و شاخص توسعه انسانی نسبت به نرخ بروز سرطان خون، در این پژوهش مشهود است.
نتیجه گیری: افزایش بروز سرطان خون در مطالعه حاضر تایید شده است و بروز سرطان در مناطقی با وضعیت اقتصادی اجتماعی بهتر بیشتر است که باید در مراقبت و نظارت بر این نوع بیماری در نظر گرفته شود.
مهرانگیز کاویانی، بهناز قره گزلو، مژگان عشاقی، مریم شریف زاده، معصومه عربشاهی،
دوره 10، شماره 4 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع یک به علت نقص کمی و یا کیفی انسولین و بالا رفتن قند و لیپیدهای خون به وجود می آید. پروژهی حاضر با هدف تعیین تاثیر برخی عناصر کمیاب در کاهش قند و چربی های خون موش های دیابتی انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه ی بنیادی حاضر، در سال 1392 در دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام گرفت. 48 موش صحرایی نر نژاد ویستار در 8 گروه 6 تایی شامل گروه های کنترل و 5 گروه دیابتی دریافت کننده عناصر روی، کروم، منیزیم، منگنز و مس، تقسیمبندی شدند. گروه های دیابتی با تزریق استرپتوزوتوسین دیابتی گردیدند و پس از یک هفته میزان قند و چربی سرم همه ی گروه ها اندازه گیری و پس از تیمار روزانه با دوز مناسب عناصر( mg/kg0/4)، در هفته ی چهارم مجدداً قند و چربیهای سرم آنها بررسی و نتایج با نرم افزار SPSS آنالیز گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که اختلاف میزان گلوکز(0/0009P=) و کلسترول(0/019P=) در حیوانات دیابتی و گروه کنترل معنی دار است. پس از تیمار حیوانات با عناصر نامبرده، میزان گلوکز در همه ی گروهها کاهش یافت و به سطح کنترل رسید(به جز گروه مصرف کننده ی منیزیم) و کلسترول و تری گلیسرید نیز به سطح کنترل غیردیابتی رسید.
نتیجه گیری: تجویز خوراکی عناصر کمیاب به مدت یک ماه در موش های صحرایی دیابتی شده موجب طبیعی شدن میزان قند خون(به جز پس از خوراندن منیزیم) میشود. از بین پنج عنصر مورد مطالعه، مصرف کروم به علت تاثیر بیشتر در پایین آوردن غلظت گلوکز و کلسترول و نیز طبیعی نگه داشتن میزان تری گلیسرید توصیه میگردد.
مرضیه تاج الدینی، محمد علی صدیقی گیلانی، طاهره حیدری، کلثوم چوبینه، حمید چوبینه،
دوره 10، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ناباروری یک معضل اصلی در پزشکی مدرن است که بر حدود ۲۰% از زوجین در سن باروری تاثیر گذاشته است که نزدیک به ۴۰%–۵۰% از آن با علت مردانه است. نقش هرپس ویروس سیمپلکس(HSV) در ناباروری مردان با روش هایی دقیق در حال بررسی است. هدف این مطالعه تعیین شیوع DNA هرپس سیمپلکس ویروس ۱ و ۲ در مایع منی، خون و ادرار مردان نابارور ایدیوپاتیک و بررسی رابطه آن با پارامترهای مایع منی می باشد.
روش بررسی: نمونه های خون، ادرار و مایع منی از ۱۵۰ مرد نابارور مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی تهران(۱۳۹۲-۱۳۹۰) جمع آوری شد. نمونه ها با استفاده از پرایمرهای مختص ردیابی HSV-۱, ۲ DNA با روش تشخیصی PCR بررسی شد.
یافتهها: آنالیزهای شش گروه از مردان نابارور مورد مطالعه، شامل نمونه های مثبت و منفی HSV-۱, ۲ در خون، ادرار و مایع منی را نشان داد. HSV-۱, ۲ در ۲۸(%۱۸/۶۶) نمونه مایع منی، ۱۰(%۶/۶۶) نمونه خون و ۲(%۱/۳۳) نمونه ادرار، در ۱۵۰ نمونه بیمار تشخیص داده شد. تنها نمونه های مثبت HSV-۱, ۲ در مایع منی با پارامترهای مایع منی غیرنرمال همراه بود.
نتیجه گیری: با استفاده از روش هایی دقیق، شیوع بالای HSV-۱, ۲ در مایع منی مردان نابارور ایدیوپاتیک تشخیص داده شد. اگرچه آلودگی با HSV-۱, ۲ با ناهنجاری های تحرک و مورفولوژی اسپرم همراه نبود، اما با کاهش تعداد اسپرم در مایع منی همراه بود. به علاوه ارتباط معنی داری در HSV-۱, ۲ در خون و ادرار مردان نابارور با پارامترهای غیرنرمال مایع منی یافت نشد.
ماهان محمدی، فاطمه رهی، مرضیه جوادی، گلرخ عتیقه چیان، علیرضا جباری،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: طبق برآوردها از هر ۱۰ نفر بیمار پذیرش شده در بیمارستان، یک نفر رویدادی ناگوار را تجربه می کند؛ که حدود نیمی از آنها به وسیله تجزیه و تحلیل حالات خطا(FMEA) قابل پیشگیری هستند. این پژوهش با هدف ارتقای مدیریت خطا، به شناسایی و ارزیابی خطرات احتمالی در فرآیندهای مراقبتی سه بخش بیمارستان الزهرا شهر اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– مقطعی است، که به شناسایی فرایندهای پرخطر با استفاده از روش FMEA در بخشهای ریه، گوارش و روماتولوژی بیمارستان الزهرای اصفهان در سال ۱۳۹۳ می پردازد. جامعه ی پژوهش شامل کلیه صاحبان فرآیند و افراد آشنا با فرآیندهای درمانی با روش نمونه گیری هدفمند در این سه بخش بود. اطلاعات از طریق کاربرگ استاندارد، جمع آوری و از طریق نرم افزار spss تحلیل گردید.
یافته ها: تعداد ۷۲ فرایند مراقبتی در سه بخش بالینی شناسایی شد و ۷۳/۵% افراد، فرایند"تزریق خون و فراورده های خونی" را به عنوان پرخطر ترین فرایند مراقبتی انتخاب نمودند. گام "تزریق خون و فراورده ی ناسازگار با مشخصات بیمار" با PRN=۳۰۰ پرخطرترین گام شناسایی و اقدامات اصلاحی پیشنهاد شد؛ عامل اصلی بروز خطا، عوامل انسانی و تجهیزاتی بودند.
نتیجه گیری: بسیاری از خطاهای شناسایی شده توسط آموزش نیروی انسانی و نگهداشت مناسب تجهیزات پزشکی قابل پیشگیری است و مدیریت خطر ایجاب می کند تا فرآیند مراقبت های سلامتی با کنترل بیشتری صورت پذیرد تا کارایی و کیفیت مراقبت ها بهبود یابد.
قهرمان محمودی، بهمن نیک پور، مریم خزائی پول، فرشته مجلسی،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین مشکلات زنان در سنین باروری، کم خونی فقر آهن است که تاثیر زیادی بر تولد نوزادان کم وزن و زایمان زودرس دارد. لذا، پژوهش حاضر به منظور تعیین شیوع کم خونی فقر آهن و عوامل مرتبط با آن در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی- درمانی مازندران، طراحی و اجرا شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی و تحلیلی، ۸۶۶ زن باردار به روش خوشه ای طبقه بندی شده از ۱۹ شهرستان تابع دانشگاه علوم پزشکی مازندران انتخاب شدند. میزان هموگلوبین و سایر اطلاعات با استفاده از فرم ثبت اطلاعات از طریق مراجعه به پرونده ی خانواده ی مادر باردار و همچنین از طریق پرسش نامه جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS با آزمون های مقایسه میانگین، کای دو و رگرسیون لجستیک تحلیل گردید.
یافته ها: شیوع کم خونی ۱۳/۴ درصد گزارش شد و در زنان باردار مناطق شهری به طور معنی داری بیش از مناطق روستایی بود(۰/۰۰۵=P). نتایج آزمون رگرسیون نشان داد که سن مادر، تعداد باروری، مراقبت قبل از بارداری، ناخواسته بودن بارداری، مصرف گوشت قرمز، مصرف قرص آهن، مصرف چای و سطح تحصیلات مادر اثر معنی داری بر ابتلا به آنمی داشت.
نتیجه گیری: از آنجا که کم خونی فقر آهن مشکلی قابل پیشگیری است، توجه به برنامه های مراقبتی قبل و حین بارداری، داشتن الگوی صحیح غذایی، مصرف قرص آهن و داشتن برنامه برای بارداری ناخواسته می تواند به کاهش خطر ابتلا به بیماری بینجامد.
زینب السادات موسوی، فرشاد غزالیان، ماندانا غلامی، حسین عابد نطنزی، خسرو ابراهیم،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم تحرک و کاهش فعالیت بدنی، ریسک ابتلا به بیماریهای مزمن را افزایش میدهد. هدف از مطالعهی حاضر بررسی تغییرات حاد نورمتانفرین و گلوکز در بازی بوکس با دستگاه کینکت ایکسباکس با و بدون محدودیت جریان خون بهعنوان جایگزین تمرین هوازی در دوران قرنطینه در جوانان غیر ورزشکار است.
روشبررسی: ۱۴ فرد سالم غیر ورزشکار با محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال بهطور تصادفی و هدفمند انتخاب شدند و در دو روز مختلف با و بدون محدودیت جریان خون بهمدت ۲۰ دقیقه به بازی بوکس با ایکسباکس ۳۶۰ پرداختند. قبل و بلافاصله بعد از بازی نمونههای خونی از آنها گرفته شد.
یافتهها: افزایش معنیدار میزان سرمی نورمتانفرین نسبت به پیش از آزمون در دو گروه تمرینی مشاهده شد، اما مقدار تغییرات آن بین دو گروه با و بدون محدودیت جریان خون معنیدار نبود(۰/۰۵≥P). همچنین یک جلسه بازی ویدیویی همراه با حرکت، در حالت بدون محدودیت جریان خون بر گلوکز اثر معناداری دارد اما محدودیت جریان خون منجر به تفاوت معناداری در میزان گلوکز نگردید(۰/۰۵≥P).
نتیجهگیری: انجام بازیهای ویدیویی همراه با حرکت، محرک لازم را برای ترشح کاتکول آمینها و پاسخ گلوکز فراهم میکند و انجام آنها با محدودیت جریان خون برای افراد توصیه میشود. مطالعات بیشتر در زمینهی اثر محدودیت جریان خون بهعنوان روش تمرینی نوین بر بازی ویدیویی همراه با حرکت لازم است.
افضل شمسی، ناهید دهقان نیری،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون قویترین عامل مستقل و قابل اصلاح برای نارسایی قلبی، بیماری ایسکمیک قلب، حوادث عروقی مغزی و بیماری مزمن کلیه در سراسر جهان است که بر کیفیت زندگی بیماران تاثیر میگذارد. جهت ارزیابی دقیق کیفیتزندگی بیماران لازم است پرسشنامهای اختصاصی و متشکل از ابعاد مختلف طراحی شود تا بتوان نمای مناسبی از کیفیت زندگی این بیماران ارایه کرد. هدف از مطالعه حاضر«طراحی و روانسنجی ابزار کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فشارخون» است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش روش شناختی است که در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. شرکتکنندگان این مطالعه، ۲۶۰ نفر بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. گویهها بر اساس بخش کیفی مطالعه و مروری بر متون طراحی شدند. ویژگیهای اعتباریابی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری، محتوا(به روش کیفی و کمی با استفاده از دو شاخص CVR و CVI) و سازه (با رویکرد تحلیل عامل اکتشافی) انجام شد. پایایی پرسشنامه با روشهای همسانی درونی و ثبات، بررسی گردید.
یافتهها: در بخش کیفی، ۵۵گویه استخراج شد که پس از محاسبه شاخص امتیاز تاثیر آیتم با مقادیر بالاتر از ۱/۵، نسبت روایی محتوای بیشتر از ۰/۵۶ و شاخص روایی محتوای بالاتر ۰/۷۹، ۴۵ گویه انتخاب شدند. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، ۴۲ گویه و سه عامل: ۱) سیطرهی بیماری شامل دو زیر مقیاس جسمانی(۷ گویه) و روانی-اجتماعی(۲۰ گویه)، ۲) رویارویی با بیماری(۱۲ گویه) و ۳) تطابق با دارو درمانی(۳ گویه) مشخص شد که به طور مشترک ۵۳/۳۰ درصد از واریانس مشاهده شده را به خود اختصاص دادند. آلفای کرونباخ، پایایی درونی پرسشنامه را عالی و در حد ۹۱ درصد گزارش کرد.
نتیجهگیری: پرسشنامهی طراحی شده از خصوصیات مناسب و موردتایید روانسنجی(روایی و پایایی) برای اندازهگیری کیفیتزندگی بیماران مبتلا به فشارخون بالا برخوردار است. ازینرو این ابزار برای اندازهگیری متغیرهای مدنظر در بیماران ایرانی مبتلا به فشارخون بالای برخوردار پیشنهاد میشود.
علی ملکی، مریوان نوری، رضوان زمردی، فخرالدین صبا،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی ژنوتیپ گروههای خونی در جوامع مختلف، این فرصت را به تصمیمگیرندگان نظام سلامت خواهد داد که در پیشگیری و شناسایی عوارض ناخواسته ی انتقال خون از جمله تولید آلوآنتیبادی ها اقدام نمایند. گروه خونی دافی به دلیل انواعی از ژنوتیپ با شیوع متفاوت، احتمال تولید آلوآنتی بادی را در بیماران بتاتالاسمی ماژور که به طور منظم نیازمند انتقال خون هستند، افزایش داده است. با این حال تاکنون مطالعه ای در ارتباط با فراوانی توزیع گروه خونی دافی در بیماران بتاتالاسمی وابسته به انتقال خون در نژاد کُرد انجام نشده است.
روش بررسی: این مطالعه مورد-شاهدی بر روی ۱۰۰ بیمار مبتلا به بتاتالاسمی ماژور، به عنوان گروه مورد و ۵۰ فرد سالم، به عنوان گروه شاهد در کلینیک بوستان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، انجام شد. پس از جمعآوری نمونه خون محیطی از افراد شرکتکننده در مطالعه، DNA از سلولهای مونونوکلوئرها خون محیطی استخراج شد. سپس با استفاده از روش PCR-RFLP و الکتروفورز ژنوتیپ های دافی شامل FYB/B ،FYA/A و FYA/B شناسایی شدند.
یافتهها: نتایج آزمون کای دو نشان داد در گروه بیمار، بین دو جنس از نظر فراوانی توزیع ژنوتیپ های دافی اختلاف آماری معنیداری وجود ندارد(۵۸۸/P=۰). از سوی دیگر در گروه سالم نیز، بین دو جنس از نظر فراوانی توزیع ژنوتیپ های دافی اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد(۷۰۷/P=۰). طبق نتایج رگرسیون اسمی، با اینکه نسبت شانس(فاصله اطمینان ۹۵%) رخداد ژنوتیپ FYA/FYA و ژنوتیپ FYB/FYB نسبت به ژنوتیپ FYA/FYB (رده مرجع) در گروه بیمار نسبت به افراد سالم به ترتیب ۲/۴۲(۰/۷۰ تا ۸/۳۴) و ۰/۷۶(۰/۳۶ تا ۱/۶۴) بود؛ اما بین گروه مورد و شاهد از نظر فراوانی توزیع این ژنوتیپ ها تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت(P<۰/۰۵).
نتیجهگیری: نحوهی توزیع فراوانی ژنوتیپ های دافی در بیماران کُرد بتاتالاسمی ماژور مشابه افراد سالم است و بین نحوه توزیع ژنوتیپ های دافی و بیماری بتاتالاسمی، ارتباطی وجود ندارد. ژنوتیپ FYB در هر دو گروه مورد و شاهد، دارای بیشترین فراوانی می باشد.
الهه رسولی جوکار، سعید شاملو کاظمی، هما نادری فر،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا و افزایش پروفایل لیپیدی از عوامل خطرساز برای بیماریهای قلبی عروقی هستند. برای ارتقای سلامت قلب و عروق، تغییر سبک زندگی باید بهعنوان راهنمای کاهش بیتحرکی افراد و اصلاح الگوی تغذیهی سالم در نظر گرفته شود. اسپیرولینا یک جلبک سبز است و برای درمان بیماریهای مختلف بهعنوان مکمل غذایی مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مصرف مکمل اسپیرولینا و هشت هفته تمرینات ترکیبی بر فشارخون و پروفایل لیپیدی در زنان مبتلا به فشارخون بالا انجام شد.
روش بررسی: مطالعه بهصورت کارآزمایی بالینی در۴۰ زن مبتلا به فشارخون بالا(۶۰-۵۰ سال) انجام شد. افراد در ۴ گروه مداخلهای و کنترل وارد مطالعه شدند. دادهها طی دو مرحله پیشآزمون-پسآزمون از نظر میزان تغییرات فشارخون و پروفایل لیپیدی جمعآوری شدند. گروه مداخلهی مکمل روزانه ۴/۲ گرم مکمل اسپیرولینا مصرف نمودند و مداخلهی تمرینی ۸ هفته تمرینات ترکیبی هوازی و مقاومتی داشتند. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح ۰/۰۵=α انجام شد.
یافتهها: نتایج آنالیز واریانس یکطرفه نشان داد که تفاوت معنیداری بین فشارخون سیستولیک، کلسترول تام و VLDL، پس از آزمون در گروههای مطالعه وجود دارد(۰/۰۵>P-value). بیشترین مقدار میانگین±انحرافمعیار فشارخون سیستولیک(۱۴۱/۹۰±۹/۸۵) و کلسترول تام(۲۱۳/۳۰±۲۸/۹۳)، پس از آزمون در گروه تمرینات ترکیبی، و میانگین±انحرافمعیار VLDL پس از آزمون در گروه کنترل(۳۴/۶۰±۶/۴۶) مشاهده شد. همچنین، نتایج آزمون تعقیبی توکی نشان داد که تفاوت معنیداری بین میانگین فشار خون در گروههای کنترل-مکمل اسپیرولینا، کنترل-تمرینات ترکیبی، مکمل اسپیرولینا- مکمل اسپیرولینا و تمرینات ترکیبی، و تمرینات ترکیبی-مکمل اسپیرولینا و تمرینات ترکیبی وجود دارد. همچنین تفاوت معنیداری بین میانگین کلسترل تام و میانگین VLDL بهترتیب در گروههای تمرینات ترکیبی-مکمل اسپیرولینا، تمرینات ترکیبی و کنترل-مکمل اسپیرولینا وجود دارد(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که ممکن است مصرف مکمل اسپیرولینا و هشت هفته تمرینات ترکیبی بر فشارخون و پروفایل لیپیدی در زنان مبتلابه فشارخون بالا تأثیرات مفیدی داشته باشد.
بیژن هوشمند مقدم، شادی معظمی گودرزی، امیر رشیدلمیر،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم تعادل بین آدیپوکینها اثرات پاتولوژیکی بر سیستم قلبی-عروقی اعمال میکند. مداخلات ورزشی میتوانند نقش مهمی در تنظیم ترشح آدیپوکینها داشته باشند. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی آپلین، واسپین و فشارخون در مردان مسن مبتلا به پرفشاری خون بود.
روش بررسی: در این مطالعهی نیمه تجربی، ۲۴ مرد مسن مبتلا به پرفشاری خون بهصورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی(۱۲ نفر) و کنترل(۱۲ نفر) قرار گرفتند. شرکتکنندگان گروه تمرین مقاومتی، به مدت ۱۲ هفته و سه جلسه در هفته به انجام تمرینات مقاومتی پرداختند. در ابتدا و انتهای پژوهش، نمونه خون وریدی برای اندازهگیری مقادیر سرمی آپلین و واسپین جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و با آزمون آماری تی همبسته و مستقل در سطح معناداری کمتر از ۰/۰۵ انجام شد.
یافتهها: بعد از انجام ۱۲ هفته تمرین مقاومتی، کاهش معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۲=P)، واسپین(۰/۰۱=P) فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) نسبت به پیشآزمون مشاهده شد. علاوه بر این، بین دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۱=P)، واسپین(۰/۰۰۱=P) و فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) مشاهده شد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد که انجام یک دوره ۱۲ هفتهای تمرین مقاومتی میتواند ضمن بهبود فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در تنظیم ترشح آدیپوکینهای آپلین و واسپین در مردان سالمند مبتلا به فشارخون مؤثر واقع شود.
سعید پیرمرادی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از راههای کنترل فشارخون بالا، غیرفعال کردن سیستم رنین-آنژیوتنسینوژن -آلدسترون (RAAS) است. رنین که با نام آنژیوتانسینوژنازا نیز شناخته میشود، نوعی آنزیم است که در شریانچههای آوران کلیه توسط سلولهای خاصی بهنام سلولهای نزدیک گلومرول یا (juxtaglomerular) تولید و به جریان خون ترشح میشود و پروتئین آنژیوتانسینوژن را به آنژیوتانسین نوع یک تبدیل میکند که در ایجاد فشارخون بسیار مؤثر است. مهار رنین بهعنوان مرحلهی محدودکنندهی سرعت این چرخه، یک روش مؤثر برای متوقف کردن آن است که در درمان برخی بیماریهای مرتبط با قلب و عروق و فشارخون نقش دارند. هدف از این مطالعه استفاده از روشهای نوین و مختلف بر مبنای نرمافزار در جهت کشف ترکیبات دارویی جدیدتر با عوارض و هزینهی کمتر و طی زمان کوتاهتر جهت کشف بر مبنای یک داروی مرجع جهت درمان و کنترل بیماری فشارخون میباشد.
روش بررسی: پس از انتخاب ترکیب مرجع مهاری آنزیم رنین با کمک ابزارهای بیوانفورماتیکی نظیر PHARMIT ,ZINCPHARMER جهت جستجوی مجازی از طریق ویژگیهای ساختاری و فارماکوفوری ترکیب مهاری مرجع، تعدادی لیگاند جدید بهدست آمد. سپس بین لیگاندها با آنزیم رنین فرایند داکینگ صورت گرفت و لیگاندهای برتر انتخابی از نظر آلرژیسیته و توکسیسیته و پیشبینی ADME با کمک ابزارهایی نظیر molsoft، PKCSM، way2drug و swiss ADME بررسی گردیدند.
یافتهها: از بین چهار لیگاند برتر نهایی بهدست آمده، یکی از لیگاندها بیشترین برهمکنش را با باقیماندهی مختلف و با انرژی اتصالی داکینگ (9/7-=vina score) بالاتر نسبت به بقیه داشت و پس از آن دو لیگاند دیگر انرژی اتصالی مطلوبی داشتند. در بین باقیماندههای مؤثر برهمکنشکننده، Asp215، Asp32 و Leu114 در لیگاندهای برتر، مانند ترکیب مرجع، به آنزیم رنین متصل میشدند.
نتیجهگیری: بهطورکلی لیگاندهای مهاری انتخاب شده توان مطلوبی جهت برهمکنش با بقایای دخیل در گزینشپذیری سوبسترا و فعالیت کاتالیزوری و مهار فعالیت آنزیم رنین را طبق آنالیزهای حاصل از ابزارهای بیوانفورماتیک از خود نشان دادند و تأیید آنها نیازمند مطالعات بالینی است.
مهدیه جعفری، مجید رضوی، سپیده فنایی نوکار، مهریار تقوی گیلانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فشارخون بالا شایعترین بیماری همراه در جراحی آب مروارید است و افزایش شدید فشارخون گاهی باعث به تعویق انداختن جراحی میگردد. هدف مطالعه، ارزیابی ارتباط فشارخون قبل از عمل با تغییرات همودینامیک حین جراحی و عوارض قلبی، عروقی و مغزی بعد از جراحی آب مروارید است.
روش بررسی: این مطالعهی کوهورت آیندهنگر روی ۱۶۰ بیمار کاندید جراحی آب مروارید در بیمارستان خاتمالانبیای مشهد انجام شد. بیماران قبل از القای بیهوشی بر اساس میزان فشارخون به سه گروه تقسیم شدند: فشارخون طبیعی(کمتر از ۱۴۰/۹۰) ۱۰۰ نفر، فشارخون بالا(۱۴۰/۹۰ تا ۱۸۰/۱۱۰) ۳۰ نفر و فشارخون بحرانی(بیشتر از ۱۸۰/۱۱۰) ۳۰ نفر. فشارخون و ضربان قلب بیماران قبل از ورود به اتاقعمل، قبل از بیهوشی و هر ۵ دقیقه تا انتهای جراحی، بعد از ورود به ریکاوری و بعد از انتقال به بخش اندازهگیری شد. عوارض قلبی، عروقی و عصبی بعد از ۲۴ ساعت بررسی شد. دادهها با نرمافزار SPSS ارزیابی و ۰/۰۵>P معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: تفاوت معنیداری از نظر پارامترهای دموگرافیک و همودینامیک قبل از عمل وجود نداشت. قبل از القای بیهوشی، فشارخون بیماران نسبت به بخش افزایش نشان داد که در گروههای فشارخون بالا و بحرانی مشخصتر بود(۰/۰۰۱=P). بعد از القای بیهوشی، فشارخون کاهش یافت که در گروه فشارخون بحرانی مشخصتر از دو گروه دیگر بود(۰/۰۰۱=P). ضربان قلب بیماران هم بعد از ورود به اتاق عمل افزایش یافت و بعد از القای بیهوشی به حد طبیعی رسید ولی در سه گروه، تفاوت معنیداری نداشت(۰/۲۵=P). کاهش فشارخون سیستولیک(کمتر از ۹۰ میلیمتر جیوه) در حین مطالعه و همچنین عوارض قلبی عروقی و عصبی تا ۲۴ ساعت در سه گروه تفاوت معنیداری نداشت(بهترتیب ۰/۷۵=P و ۰/۰۸=P).
نتیجهگیری: بیثباتی فشارخون در بیماران مبتلا به فشارخون بحرانی بیشتر بود، اما با عوارض زودرس و ناتوانکننده همراه نبود. تغییرات همودینامیک اولیه، با القای بیهوشی به سرعت کاهش و در طول جراحی کنترل گردید. باتوجه به یافتههای مطالعه، بالابودن فشارخون قبل از القای بیهوشی بهتنهایی برای لغو جراحی کاتاراکت کفایت نمیکند.
کیوان کرامتی، سینا ادیب، محمود احمدی همدانی، لیلا محمدنژاد نصرآبادی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: برونکوتیدی داروی گیاهی ایرانی برای مصرف انسانی و با خواص ضد سرفه و خلطآوری است. ایزوپروترنول آگونیست غیرانتخابی گیرندههای بتا آدرنرژیک است که گرچه تاکنون از آن بهعنوان دارو در مواردی نظیر مقابله با برادیکاردی استفاده شده، ولی برپایه نتایج حاصل از برخی پژوهشها مشخص گردیده است که ایزوپروترنول میتواند منجر به آسیبهای بافتی و تغییرات هماتولوژیکی نیز شود. هدف از این پژوهش، ارزیابی هماتولوژیکی تداخل اثر برونکوتیدی و ایزوپروترنول بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی بود. از ۱۸ سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در ۳ گروه آزمایشی شامل کنترل، دریافتکنندهی ایزوپروترنول و نرمالسالین و دریافتکنندهی ایزوپروترنول و برونکوتیدی استفاده شد(هر گروه ۶ موش). در گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. ایزوپروترنول بهصورت تزریقی در دو نوبت و نرمالسالین و برونکوتیدی به شکل خوراکی در پنج نوبت تجویز شدند. در پایان از موشها خونگیری شد و تعداد گلبولهای سفید، تعداد گلبولهای قرمز، درصد هماتوکریت، میزان هموگلوبین، میانگین حجم گلبولهای قرمز، میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز و تعداد پلاکتها سنجیده شدند و تحلیل آماری دادهها از طریق آزمون آماری آنالیز واریانس یکطرفه با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: از نظر تعداد گلبولهای سفید تفاوت گروههای آزمایشی معنیدار نبود. گروه ایزوپروترنول و نرمالسالین از نظر تعداد گلبولهای قرمز، درصد هماتوکریت، میزان هموگلوبین و تعداد پلاکتها در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. تفاوت گروه ایزوپروترنول و برونکوتیدی از نظر تعداد گلبولهای قرمز، درصد هماتوکریت و تعداد پلاکتها در مقایسه با گروه کنترل معنیدار نبود. از نظر میزان هموگلوبین و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز گروه ایزوپروترنول و برونکوتیدی در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. از نظر میانگین حجم گلبولهای قرمز تفاوت گروههای آزمایشی معنیدار نبود. گروه ایزوپروترنول و نرمالسالین از نظر میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز با گروه کنترل تفاوت معنیدار نداشت.
نتیجهگیری: بر مبنای یافتههای حاصل از این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که برونکوتیدی نه تنها از برخی تغییرات هماتولوژیکی ناشی از ایزوپروترنول نظیر افزایش تعداد گلبولهای قرمز و پلاکتها جلوگیری میکند، بلکه میتواند از طریق افزایش قابل توجه در میزان هموگلوبین و میانگین غلظت هموگلوبین در گلبولهای قرمز، ظرفیت خون را از نظر اکسیژنرسانی نیز افزایش دهد. برونکوتیدی احتمالاً از طریق مقابله با استرس اکسیداتیو یا بهواسطه اثر مستقیم بر مغز استخوان موجب چنین اثراتی شده است که البته بهمنظور بررسی چنین احتمالاتی، انجام پژوهشهای تکمیلی ضروری است.
نابیل طاهر جمیل الغنیم، حامد جدوع عباس، حمید چوبینه، زیبا مجیدی، نسرین دشتی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه به بررسی پروفایلهای بیوشیمیایی افراد مبتلا به مراحل مختلف بیماری کلیوی از جمله افراد مبتلا به بیماری کلیه بدون دیالیز خون، بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز خون و افراد با نارسایی کلیه درحال درمان با دیالیز خون میپردازد؛ تا نقش شاخصهای مواد معدنی، التهاب و عملکرد کلیه را در پیچیدگیهای این بیماری روشن کند.
روش بررسی: این مطالعهی مورد-شاهدی با ۱۸۰ شرکتکننده در سنین ۱۸ تا ۸۱ سال در عراق انجام شد. شرکتکنندگان به چهار گروه تقسیم شدند: گروه مورد(شامل افراد مبتلا به بیماری کلیه بدون دیالیز، بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز و نارسایی کلیه درحال درمان با دیالیز خون) و گروه کنترل که شامل افراد سالم بودند. سطوح اوره، کراتینین، کلسیم، فسفر، ویتامین D۳، هورمون پاراتیروئید (PTH)، پروتئین واکنشگر C حساسیت بالا (hs-CRP) و سیستاتین C در خون اندازهگیری شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطوح اوره خون، کلسیم، ویتامینD۳، سیستاتین C و hs-CRP در بین گروههای مختلف، تفاوت معنادار داشتند. میانگین کراتینین در گروه بیماری کلیه بدون دیالیز (mg/dL ۳/۹۸±۱/۷۷) و بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز (mg/dL ۴/۵۹±۱/۶۳) با گروه نارسایی کلیه دیالیزی(mg/dL ۱۱/۰۳±۳/۳۵) متفاوت بود(۰/۰۰۱=P)، اما بین دو گروه بیماری کلیه بدون دیالیز و بیماری مزمن کلیه بدون دیالیز اختلاف معناداری مشاهده نشد. غلظت فسفر در تمامی گروهها معنادار بود(۰/۰۰۱=P) و بالاترین مقدار در گروه نارسایی کلیه دیالیزی مشاهده شد. سطح PTH بین دو گروه بدون دیالیز اختلاف معناداری نداشت، اما در مقایسه با گروه نارسایی کلیه در حال دیالیز تفاوت معناداری وجود داشت(۰/۰۰۱=P). سیستاتین C در دو گروه بدون دیالیز تفاوت معناداری نداشت، اما در مقایسه با گروه نارسایی کلیه دیالیزی ( mg/dL ۷/۰۶±۱/۶۱) معنادار بود(۰/۰۰۱=P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پایش منظم بیومارکرهایی بیوشیمیایی برای تشخیص بهموقع و مدیریت مؤثر بیماری کلیه ضروری است. همچنین اهمیت توجه به ناهنجاریهای متابولیک و التهابی در بیماران مبتلا به بیماری کلیه(بهویژه در بیماران دیالیزی)، را برجسته میکند که شامل تغییرات گستردهای در سطوح بیوشیمیایی، هورمونی و عوامل التهابی که اغلب بهدلیل اخت/لال شدید در عملکرد کلیه و فرآیند دیالیز رخ میدهند.