46 نتیجه برای درگاهی
حسین درگاهی، فاروق نعمانی، کامران ایراندوست،
دوره 12، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی اعضای هئیت علمی و مدرسان در نظام های آموزشی یک مشکل شناخته شده می باشد که بر روی تعامل با دانشجویان تاثیرگذار است. لذا، این مطالعه با هدف تعیین میزان سندرم فرسودگی شغلی در بین اعضای هیئت علمی و مدرسان یکی از دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه و تدوین شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1395 انجام شد. پرسشنامه فرسودگی شغلی Maslach توسط 40 نفر از اعضای هیئت علمی و مدرسان دانشکده که بهصورت سرشماری انتخاب شده بودند، تکمیل شد. دادهها در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین و انحراف معیار سنی اعضای هیات علمی 18±48 سال بود و اکثریت(42/5%) آن ها سابقه کار آموزشی 30-21 سال داشتند. تحلیل رفتگی عاطفی شرکت کنندگان در پژوهش در سطح بالا و در بعد مسخ شخصیت در حد متوسط بود و عملکرد شغلی آنها پایین تر از حد متوسط گزارش گردید. هم چنین، ارتباط معنی داری بین تحلیل رفتگی عاطفی با جنس(0.043=P) و مسخ شخصیت با سابقه کار اجرایی(0.043=P) به دست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به فراوانی قابل توجه فرسودگی شغلی در میان اعضای هئیت علمی و مدرسان، جهت ارتقای عملکرد شغلی آنها برگزاری جلسات حضوری و تحلیل و آسیب شناسی علت های ایجاد فرسودگی شغلی و به کارگیری مکانیزم های حمایتی از این افراد پیشنهاد می شود.
سارا امامقلی پور، وحید صابرزاده، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به روند صعودی سالمندی و نیز آسیب پذیری این گروه در مقابل بیماریها و هزینه های سلامت، تعیین میزان مواجهه ی خانوارهای سالمندان با هزینه های کمرشکن سلامت اهمیت می یابد.
روش بررسی: بروز و شدت هزینه های کمرشکن سالمندان در سطح استانی و پنجک های درآمدی محاسبه شد، با استفاده از آزمون chi-square ارتباط متغیرهای اقتصادی-اجتماعی خانوار با میزان مواجهه تعیین شد. حجم نمونه شامل ۹۱۰۳ سالمند بالای ۶۵ سال بود که اطلاعات خود و خانوارهای آنها از ریزداده های هزینه درامد خانوار مرکز آمار در سال ۱۳۹۵ استخراج شد. تحلیل با استفاده از نرم افزارSPSS انجام گرفت.
یافته ها: میزان مواجهه ی خانوارهای دارای سالمند روستایی(۹/۷۴ درصد) بیشتر از شهری(۶/۲ درصد) بود، شدت مواجهه نیز در روستا بیشتر از شهر بود. در هر دو گروه، بیشترین میزان مواجهه در پنجک دوم و کمترین در پنجک پنجم درامدی بود. خانوارهای سالمندان در استان هرمزگان بیشترین و کهگیلویه و بویراحمد کمترین میزان مواجهه را داشتند. تعداد سالمندان در خانواده، محل زندگی، وضعیت اشتغال، بعد خانوار، هزینه های شیمی درمانی، ترک اعتیاد، ارتوپدی، داروهای خاص، مخارج مصرفی خانوار و میزان پرداخت از جیب بابت خدمات سلامت ارتباط آماری معناداری با مواجهه داشتند اما سواد فرد سالمند، بیمه، وضعیت زناشویی و وجود فرد زیر ۱۲ سال در خانواده ارتباط آماری معناداری با میزان مواجهه نشان ندادند.
نتیجه گیری: بیشتر بودن میزان و شدت مواجهه ی سالمندان روستایی نسبت به شهری و بالاتر بودن مواجهه در سالمندان فقیرتر نشان دهنده ی ناعادلانه بودن توزیع منابع مالی در نظام سلامت و نیازمند اتخاذ تصمیمات هدفمند سیاستگذاران برای این گروهها میباشد.
رضا دهقان، حمیده رشادت جو، کامبیز طالبی، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: گردشگری سلامت یکی از اشکال مهم گردشگری در ایران است. ایران دارای نقاط قوت بسیاری در زمینهی گردشگری سلامت است. همچنین چالشهایی مانند ناهماهنگی نظام ارتباطات و اطلاعات در زمینهی گردشگری سلامت و شیوع بیماری کرونا مطرح است. ازآنجاکه حجم ناشناختهها در مورد کووید ۱۹ قابلتوجه است، نیاز به تعیین استراتژیهای موثر برای کنترل پیامدها و کاهش اثرات اقتصادی و اجتماعی این ویروس در همه صنایع بهخصوص صنعت گردشگری سلامت محسوس بود.
روش بررسی: در این مطالعهی مرور نظاممند، ۵۰۰ مقالهی منتشر شده در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بررسی گردید. در قسمت مصاحبههای جمعی نیز از دیدگاههای متخصصان صنعت گردشگری سلامت که در فرایند برگزاری ۸ رویداد علمی در ایران، ترکیه و عمان حضور داشتند و از مدل Strengths, Weaknesses, Opportunities and Challenges)SWOC Analysis)(قوتها، ضعفها، فرصتها و چالشها) و نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که استراتژی منتخب شامل دو استراتژی تدافعی و رقابتی بود. این تحقیق بیانگر این است که نقاط قوت صنعت گردشگری سلامت بر نقاط ضعف غلبه دارد و فرصتهای توسعه بیش از چالشهای موجود است. همچنین استراتژی حفظ و نگهداری بهترین راهبرد حمایت از گردشگری سلامت در شرایط موجود در ایران است.
نتیجهگیری: باید طراحی و تدوین سند جامع دیپلماسی گردشگری سلامت ایران، تدوین برنامه راهبردی توسعهی گردشگری سلامت، ایجاد سازمان مستقل گردشگری سلامت ایران، توسعهی سلامت الکترونیک در حوزهی گردشگری، طراحی نظام بیمه گردشگری سلامت و ... با هدف رسوخ در بازارهای فعلی و ایجاد بازارهای جدید خارجی در اولویت کاری سیاستگذاران صنعت گردشگری سلامت ایران قرار گیرد.
حسین درگاهی، فاروق نعمانی، محمدرحیم قهستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی کافی مدیران در زمینهی قوانین و مقررات و موازین حقوقی مرتبط با نظام سلامت موجب عملکرد مطلوب آنها در سازمان ها میشود. لذا این پژوهش با هدف تعیین میزان آگاهی مدیران ارشد از موازین، قوانین و مقررات حقوقی مرتبط با نظام سلامت در دانشگاهعلوم پزشکی تهران انجامشدهاست.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهصورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سال 1396 انجام شد. نمونهی پژوهش شامل مدیران ارشد دانشگاه بود که با روش سرشماری به تعداد 75 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامهی محققساخته بود که رواییصوری آن با استفاده از نظرات تعداد 7 نفر از متخصصان و صاحبنظران رشتههای حقوق پزشکی، و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پزشکی به تایید رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر %89 و روش آزمون-بازآزمون برابر %79 بهدست آمد. تحلیل دادهها با بهره برداری از روشهای آمار توصیفی شامل فراوانی مطلق و نسبی و آمار استنباطی شامل آزمونهای همبستگی پیرسون و کا اسکوئر با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافتهها: سطح آگاهی مدیران مورد مطالعه در اکثر حیطههای قانونی و موازین حقوقی مرتبط به نظام سلامت زیرمتوسط بود. بین سطح آگاهی از حیطههای تشکیلاتی، مالی و معاملاتی، و اداری و استخدامی مدیران با گذراندن دورههای آموزشی مرتبط ارتباط معکوس و معنیداری وجود داشت(0/01=P و 0/04=P).
نتیجهگیری: سطح آگاهی مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران در حیطههای سهگانهی قوانین و مقررات و موازین حقوقی، مالی، تشکیلاتی و اداری در سطح متوسط و متوسط روبه پایین قرار دارد. انجام تمهیدات لازم همچون برگزاری دورههای آموزشی با روشهای جدید مانند شبیهسازی، سناریونویسی، موردنگاری و تجربهنگاری و استفاده از فناوریهای جدید مانند مدیریت دانش هیبریدی و یکپارچهسازی فناوری به منظور ارتقای آگاهی مدیران پیشنهاد می شود. همچنین ایجاد نظام شایستگی راهبردی مدیران در سطوح مهارتهای عمومی و اختصاصی همراه با آموزش های مستمر و نظارت بر پاسخگویی و بازخوردهای ارایه شده در فرایندهای مدیریتی، انجام اصلاحات آتی را تضمین خواهد کرد.
- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینههای ناشی از بستریشدن مجدد در بیمارستانها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالشهای اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافتکنندگان و ارایهدهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کاربردی است که بهصورت کیفی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعهی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایهکنندهی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرمافزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دستهبندی دادهها بهرهبرداری گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج بهدست آمده به دو دسته مزایا و چالشهای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقهبندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ بهطوریکه ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساختهای لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاستگذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیتهای زمانی و مکانی) در قسمت چالشها انجامید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. میتوان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها و تحقق اهداف سلامت میشود و از طرف دیگر در حوزههای سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالشهایی در مسیر اجرای بهینهی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامهریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیشروی این خدمات امری ضروری است.
حجت رحمانی، پیام بهادری، حسین درگاهی، محمد عرب، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، محسن مردعلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پدیدهی تعارض منافع در نظام سلامت ایران بر روی ارایه خدمات و مراقبت تشخیصی درمانی کارامد و اثربخش به بیماران تأثیر منفی دارد. علیرغم تلاشهای انجام شده در نظام سلامت کشور، این پدیده در حال حاضر نیز از طریق عوامل مختلف از جمله ناکارآمدی ساختار مالی، نبود شفافیت و فقدان نظام اطلاعات سلامت یکپارچه در ایران مشاهده میشود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مرورحیطهای است که با هدف شناسایی و تعیین راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و انتخاب راهبردهای مناسب در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ انجام شد. کلیه مقالات و منابع مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ با رعایت معیارهای ورود و خروج و با انتخاب کلیدواژههای فارسی و انگلیسی از پایگاههای دادهای ملی و بینالمللی استخراج گردید. پس از انجام مراحل غربالگری با استفاد از فلوچارت Prisma، تعداد ۲۳ مطالعه به زبان انگلیسی و فارسی از طریق پایگاههای دادهای ملی و بینالمللی انتخاب و تحلیل شد.
یافتهها: یافتههای بهدست آمده از میان تعداد ۱۷ مطالعه بینالمللی که بیشترین آن مربوط به کشور آمریکا بود و همچنین تعداد ۶ مقاله داخلی نشان داد که راهبرهای عمده در مدیریت تعارض سلامت ایران شامل مشارکتپذیری، شفافیت، نظارت قانونی، اصلاح فرایندها، بازطراحی ساختارها و سازماندهی مجدد، بازتعریف نحوهی مشارکت بخش دولتی با بخش خصوصی است. اگرچه استفاده از کارزارهای جمعی، تعریف کدهای اخلاقی و استانداردسازی نیز بهموفقیت اجرای این راهبردها کمک میکند. همچنین بیشترین عامل تعارض منافع در نظام سلامت بهصورت فردی است تا سازمانی که نیاز به تنظیمگری، بهرهبرداری از اهرمهای قانونگذاری و شفافسازی روابط مالی در نظام سلامت دارد.
نتیجهگیری: شناسایی دقیق مصادیق بالقوهی تعارض منافع بین کارگزاران نظام سلامت با اجرای سازوکارهای شفافسازی اطلاعات و استفاده از روشها و ابزارهای نوین، چالشهای موجود در تدوین و اجرای راهبردهای مدیریت تعارض در نظام سلامت ایران را کاهش میدهد. اگرچه بهرهبرداری از تجارب و الگوبرداری از کشورهای موفق نیز در این خصوص راهگشا خواهد بود. اجرای توصیهها ممکن است در جامعه ایران با چالشهایی از قبیل مقاومت بعضی گروههای حرفهای، کمبود منابع مالی و فنی و پیچیدگی و شرایط خاص نظام سلامت مواجه شود. بنابراین اجرای مرحله به مرحله و گام بهگام توصیههای سیاستی را در زمینه مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت باید مدنظر قرار داد.