32 نتیجه برای ارزیابی
مرتضی عرب زوزنی، سعید باقری فرادنبه، دکتر ابراهیم جعفری پویان،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد روزافزون فناوریهای جدید در عرصهی مراقبت سلامت و هزینهی بالای آنها، لزوم توجه به ارزیابی فناوریهای جدید و نقش بالقوهی آنها در بهبود کیفیت خدمات مراقبت سلامت بیش از پیش احساس میشود. هدف اصلی این مطالعه، تعیین نقش ارزیابی فناوری سلامت در بهبود کیفیت خدمات و ارایه بهترین شواهد برای تصمیمگیرندگان اصلی در این زمینه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مروری با روش نظاممند به جستجوی مطالعات و مقالهها در حوزهی ارزیابی فناوری سلامت از طریق جستجو در بانک های اطلاعاتی Pubmed وCochrane و سایر پایگاههای مرتبط با ارزیابی فناوری سلامت تا پایان سال 2013 پرداخته است. مطالعات انتخابشده از طریق روش تحلیل محتوا مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بررسی مطالعات مرتبط، نقش بالقوه ارزیابی فناوری سلامت در بهبود کیفیت خدمات و مراقبت سلامت را نشان میدهد. ارزیابی فناوری سلامت تسریع در تصمیمگیری بالینی در مورد بیماران، افزایش رقابت بین تولیدکنندههای فناوریهای پزشکی و ارتقای کیفیت فناوریهای سلامت و کمک به ایجاد راهنماهای بالینی، افزایش کیفیت مراقبت سلامت و رضایت کلیه ذینفعان را به همراه خواهد داشت.
نتیجهگیری: اجرای ارزیابی فناوری سلامت میتواند با تسهیل حرکت به سمت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و کمک به ارایهی مراقبتهای ایمن از طریق کاهش آسیبها در ارایهی مراقبت سلامت و افزایش میزان اعتماد و رضایت بیماران و خانوادههای آنها به رویهها و تیم درمانی منجر به بهبود کیفیت خدمات مراقبت سلامت گردد.
فاطمه شیخ شعاعی، الهام زهره کرمانی، آرزو غمگسار، طاهره صادقی،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: منظور کردن عناصر مدیریت دانش شامل دسترسپذیری، خلق، و انتقال دانش در وبسایت کتابخانههای دیجیتالی دارای اهمیت بسیاری است و باعث کارایی بهتر آن ها میشود. لذا این مقاله با هدف شناسایی و تعیین میزان بهکارگیری معیارهای مدیریت دانش در وبسایتهای کتابخانههای دیجیتالی منتخب در ایران تهیه و تدوین شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع پیمایشی توصیفی و با هدف کاربردی بود. گردآوری دادهها بر اساس چک لیست مبتنی بر مدل دسترس پذیری، خلق و انتقال دانش صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل وب سایت 7 کتابخانه دیجیتالی نور، پیام نور، مجلس شورای اسلامی، تبیان، دید، آستان قدس رضوی و کتابخانه دیجیتالی ملی ایران در کشور بود که بر اساس در دسترس بودن انتخاب شد.
یافتهها: میزان بهکارگیری معیارهای مدیریت دانش در وبسایت کتابخانههای دیجیتالی منتخب در حد متوسط بود و معیار دسترسی به وبسایت بیشترین و مشارکت آنلاین کمترین میزان را به خود اختصاص داد. کتابخانه دیجیتالی تبیان با رعایت 56 درصد از این معیارها رتبه اول را در میان 7 کتابخانه دیجیتالی ایران کسب کرد.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که معیارهای مدیریت دانش در این وبسایتها به طور مطلوبی به کار گرفته نشدهاند که از ناسازگاری آنها با اصول، ضوابط و استانداردها سرچشمه میگیرد. بنابراین، طراحان کتابخانههای دیجیتالی میتوانند با آگاهی از نیازهای کاربران و توجه کافی برای بهکارگیری این معیارها، در ارتقا وبسایتها و افزایش کیفیت خدمات کتابخانههای دیجیتالی، مؤثر واقع شوند.
اکبر عابدی، عابدین ثقفی پور، آمنه سیدفرج اله، محمد سلیمی، مجید حاج مرادی، حمیدرضا اردلان،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: گستردگی خدمات سلامت و فراگیر بودن مخاطبان، لزوم مدیریت خدمات سلامت را اجتناب ناپذیر نموده است. علیرغم فراهم بودن ارادهی مجریان سلامت در ارائه خدمات بهداشتی، مردم استقبال کاملی از این خدمات ندارند. این مطالعه با هدف تعیین علت های استقبال پایین مردم از خدمات بهداشتی در گروه سنی زیر 9 سال از دیدگاه کارکنان بهداشتی مرکز بهداشت استان قم در سال 1392 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بود، که دیدگاه کارشناسان ارائه کننده خدمات در خصوص استقبال پایین مردم از خدمات بهداشتی ارائه شده برای گروه سنی زیر 9 سال با یک پرسشنامه با عنوان"ماتریس ارزیابی خدمات بهداشتی" بررسی گردید. دادههای گردآوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS 15 و آزمون مربع کای تجزیه و تحلیل گردید. سطح معنی داری 0/05> pدر نظر گرفته شد.
یافته ها: مهمترین علت های استقبال پایین مردم از خدمات بهداشتی درمانی ارائه شده برای گروه زیر 9 سال از دیدگاه کلیه گروههای کارشناسی به ترتیب: پایین بودن دانش بهداشتی گیرندگان خدمات، اطلاع رسانی ناکافی، روش نامناسب ارائه خدمات بهداشتی، کیفیت خدمات بهداشتی و عدم دسترسی بوده است.
نتیجه گیری: برای تشویق مردم به دریافت خدمات بهداشتی ارائه شده در مراکز بهداشتی درمانی استان قم باید با برگزاری کلاس های آموزشی، سطح دانش بهداشتی گیرندگان خدمات بهداشتی را ارتقا دهیم. در زمینه ی ارائه خدمات و روش های ارائه خدمات در مراکز بهداشتی باید اطلاع رسانی کافی انجام دهیم. همچنین سعی در ارتقا سطح کیفی خدمات داشته باشیم تا میزان استقبال مردم به دریافت خدمات تقویت شود.
حسین درگاهی، شیوا طلوعی رخشان، جمیل صادقی فر،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه وهدف: نمودار پابن لاسو، شاخصهای درصد اشغال تخت، میزان گردش تخت و متوسط مدت اقامت را به روشی با هم ترکیب میکند که اجازه میدهد تفسیر بهتری از مفهوم آنها ارائه شود. هدف از این مطالعه، ارزیابی عملکرد کلیه بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 با استفاده از این مدل می باشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی و گذشته نگر انجام گرفت. کلیه بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 نمونه آماری را تشکیل دادند و داده ها با استفاده از نرم افزار آماری Excel تحلیل شد.
یافته ها: از مجموع 16 بیمارستان، 18/75% در ناحیه اول، 25% در ناحیه دوم، 25% در ناحیه سوم و نهایتاً 31/25% در ناحیه چهارم نمودار قرار داشتند. بر اساس نتایج، به طور کلی در بیمارستان های مورد مطالعه میانگین متوسط اقامت 6/55 روز، درصد اشغال تخت 74/151 % و میزان گردش تخت 70/24 بار در سال تعیین شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل 75% بیمارستان ها غیر کارا شناخته شده و با به کار گیری مدل پابن لاسو می توان عملکرد مراکز درمانی را مقایسه نمود و به این ترتیب با استفاده از یکی از روشهای فعال شناسایی مسئله در بیمارستان ها و با درک ارتباط میان شاخصهای عملکردی، بستری برای سیاست گذاری ها و بازنگری در سیاست های جاری را جهت استفاده از حداکثر ظرفیت عملکردی فراهم آورد.
سمیه شهری، سید جمال الدین طبیبی، امیر اشکان نصیری پور، فرهاد غفاری،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در راستای دستیابی به اهداف نظام سلامت، وجود یک چارچوب برای ارزیابی ضرورت دارد. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر کارکردها بر اهداف نظام سلامت ایران بود.
روش بررسی: پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی بود که به صورت مقطعی طی سال ۹۴-۱۳۹۳ انجام شد. از بین تمام صاحب نظران حوزه ی سلامت ۴۱۹ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای و گلوله برفی در پژوهش شرکت داشتند. به منظور جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ی بررسی اثر کارکردها بر اهداف نظام سلامت استفاده شد. روایی پرسشنامه به روش محتوا و پایایی آنها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید. داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون با کمک نرم افزار SPSS۲۲ تحلیل شد.
یافتهها: یافته های حاصل از آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که به ترتیب میان دو مؤلفه کارکردها بر دسترسی عادلانه به خدمات سلامت، کارکردها بر محافظت در برابر ریسک مالی و کارکردها بر اهداف برابر با ۰/۸۲۷، ۰/۶۵۵ و ۰/۸۷۰ بود و نتایج حاصل از آزمون رگرسیون نشان داد که ۸۷% از واریانس اهداف توسط مؤلفه های کارکردها تبیین می شود. بنابراین به ازای تغییر در یک واحد انحراف استاندارد کارکردها بر ریسک مالی و کارکردها بر دسترسی عادلانه به خدمات سلامت به ترتیب به اندازه ی ۰/۶۵۵، ۰/۸۲۷ قابل پیش بینی می باشد.
نتیجهگیری: از آنجا که کارکردها بر اهداف نظام سلامت تاثیر دارد، بررسی کارکردها بر اهداف نظام سلامت می تواند سیاست گذاران سلامت را در راستای بهبود عملکرد نظام سلامت از طریق شناسایی نقاط قوت و ضعف، بازبینی مداخلات و اصلاحات بهداشتی و درمانی، و مدیریت برنامه های نظام سلامت کمک نماید.
محسن شیرازی مهرآباد، هادی شریف مقدم، خلیل کیمیافر، امیرعباس عزیزی،
دوره 11، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی دوره ای پایگاه های اطلاعاتی علوم پزشکی، یک اصل در فرایند ارتقای این پایگاه ها می باشد. هدف از این مطالعه ارزیابی تطبیقی ساختار پایگاه های اطلاعاتی علوم پزشکی مدلیب، سامانه ی دانش گستر برکت، اس آی دی، مگ ایران، ایران داک و پابمد با معیار گالیور بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش پیمایشی منطبق با ابزار ارزیابی گالیور ۲۰۰۲ انجام شد. ۱۲ بخش ابزار مذکور عبارتند از: مدخل، جستجو، محدود کردن، مشاهده و دستکاری رکوردها، تصاویر، بازیابی مدارک، خدمات اشاعه اطلاعات گزینشی، طراحی کلی، اصطلاح شناسی، طراحی و جایگذاری آیکون ها، کمک و مشخصات پیشرفته. مطالعه، بر روی پنج پایگاه اطلاعاتی فارسی و یک پایگاه اطلاعاتی خارجی انجام شد.
یافته ها: به ترتیب، پایگاه پابمد در کل پایگاه ها رتبه ی اول با امتیاز ۸۹/۱۶ درصد را کسب کرد و اس آی دی جدید با امتیاز ۵۷/۵ درصد امتیاز رتبه ی اول در میان پایگاه های داخلی، ایران داک با ۵۶/۲۵ درصد، مگ ایران با امتیاز ۵۴/۵۸ درصد، سامانهی دانش گستر برکت با ۵۲/۹۱ درصد، مدلیب با ۵۱/۲۵ درصد و تارگاه قبلی اس آی دی با ۴۷/۵ درصد رتبه های بعدی بودند.
نتیجه گیری: به رغم بهبود شاخص های مورد بررسی در به روزرسانی اخیر پایگاه های داخلی هنوز در بسیاری از شاخص ها فاصله زیادی با پایگاه های معتبر مانند پابمد وجود دارد. توصیه می گردد که در طراحی پایگاه های داخلی مواردی از جمله جستجو، راهنما، خدمات اشاعه اطلاعات گزینشی(SDI)، صفحه مدخل، مشخصات پیشرفته و بازیابی مدارک بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
فریدون آزاده، سید جواد قاضی میرسعید، نادیا معتمدی، محمد زارعی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: رتبهبندی کتابخانههای بیمارستانی بر اساس معیارهای استاندارد و الگوبرداری از کتابخانههای برتر، بهبود کیفیت خدمات کتابخانهها را به همراه دارد. هدف این مطالعه رتبهبندی کتابخانههای بیمارستانی مبتنی بر شاخصهای لایب کول و مدل ویکور بود.
روش بررسی: این مطالعه به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش ۳۸۵۰ کاربر بالفعل کتابخانه 8 بیمارستان دولتی شهر تهران(بیمارستانهایی با ظرفیت بالایی 320 تخت) در سال 1395 بود که با استفاده از دو پرسشنامه ی لایب کوال و مقایسات زوجی بررسی شد. روایی پرسشنامههای مذکور در مطالعات مختلف تایید شده است. ضریب آلفای کرونباخ بیشتر از 0.7 برای پرسشنامه ی لایب کوال و نرخ ناسازگاری کمتر از یک درصد برای پرسشنامه ویکور پایایی را تأیید میکند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار Expert Choice انجام شد. با حل تکنیک ویکور رتبهبندی صورت گرفت.
یافتهها: مطابق با سه معیار اصلی لایب کوال بعد «کتابخانه بهعنوان یک مکان» با وزن 0.379 در درجه اول اهمیت و در همین بعد زیر معیار«وجود فضایی ساکت و آرام برای فعالیتهای فردی» با وزن 0.364، در رتبه ی نخست قرار گرفت. بعد«کنترل اطلاعات» با وزن 0.318 در درجه دوم اهمیت و بعد«تاثیر خدمات» با وزن 0.303 در درجه سوم اهمیت قرار داشت. در رتبهبندی بر اساس شاخص ویکور کتابخانه ی بیمارستان فیروزگر در جایگاه نخست قرار داشت.
نتیجهگیری: کتابخانه ی بیمارستان فیروزگر از دانشگاه علوم پزشکی ایران رتبه اول را به خود اختصاص داده و میتواند بهعنوان الگوی مناسبی برای سایر کتابخانهها باشد.
ابراهیم حسنزاده، ادریس حسنپور، سید سجاد رضوی، محمدرضا شیخیچمان،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمانی بوده و ایجاد محیط کاری ایمن علاوه بر جلب رضایتمندی این سرمایه ارزشمند، کیفیت ارایه خدمات را نیز بالا میبرد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی بیمارستانهای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران میباشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی بود که به روش مقطعی در سال ۱۳۹۸ و در ۷ بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از چکلیست بود که این چکلیست پس از ترجمه، اعتبارسنجی و تعیین روایی(به روش روایی صوری کیفی) گردید و وضعیت ایمنی آزمایشگاههای مورد مطالعه در چهار دستهی عالی، خوب، متوسط و ضعیف دستهبندی گردید. تجزیه و تحلیل دادهها نیز با استفاده از روشهای آمار توصیفی و نرم افزار SPSS صورت پذیرفت.
یافتهها: در تعیین روایی چکلیست با استفاده از روایی صوری کیفی، نظرات متخصصان به صورت تغییراتی در ابزار اعمال شد. در بخش توصیفی تحقیق و در میان ابعاد ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی، بالاترین نمره ی میانگین مربوط به ابعاد«مخاطرات ارتباطی» و «اطلاعات ایمنی» و پایین ترین نمره ی میانگین نیز در بعد«ایمنی حریق» ارزیابی شد.
نتیجهگیری: مطابق نتایج تحقیق، وضعیت کلی ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی بیمارستانهای دست بررسی در سطح مناسبی میباشد، با این حال مولفه ایمنی حریق به عنوان یکی از مولفههای مهم ایمنی ضعیف ارزیابی شد و ضروری است اقدامات لازم در راستای بهبود آن انجام گیرد.
محمد جبرییلی، علی رشیدی، طاهر محیط مافی، رقیه موسی زاده،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نسخه نویسی الکترونیکی میتوانند ایمنی بیمار و کیفیت خدمات مراقبت سلامت را ارتقا دهند. این سیستم ها باید قابلیتهای لازم جهت کاهش خطاهای پزشکی و بهبود عملکرد ارایهکنندگان خدمات سلامت را فراهم کنند. هدف این تحقیق، ارزیابی قابلیتهای سیستم نسخه نویسی الکترونیکی از دیدگاه پزشکان در پلیکلینیک های سازمان تامین اجتماعی ارومیه می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک تحقیق توصیفی- مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل ۸۲ نفر از پزشکان شاغل در ۳ پلی کلینیک سازمان تامین اجتماعی ارومیه بود که به صورت سرشماری تعیین گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته میباشد که روایی پرسشنامه بر اساس نظرات خبرگان تعیین شد و پایایی آن نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در بخش ثبت و دسترسی به اطلاعات سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به امکان ثبت دارو(۴/۵۸) و ثبت دستورات مرتبط با آزمایش، رادیولوژی(۴/۴۴) بود. از لحاظ قابلیت های پشتیبان تصمیمگیری، بیشترین امتیاز به ارائه هشدارهای مربوط به تداخلات دارویی(۴/۱۸)، کنترل میزان تجویز دارو برای بیماران مزمن(۳/۸۳) و در بخش قابلیتهای فنی سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به سهولت استفاده سیستم(۳/۸۷) و رابط کاربری مناسب(۳/۶۶) می باشد.
نتیجه گیری: سیستم نسخه نویسی الکترونیکی مورد مطالعه، در برخی قابلیت ها مانند دسترسی به اطلاعات دارویی براساس منابع معتبر، پیشنهاد گزینههای درمانی براساس تشخیص اصلی و همچنین سفارشی سازی سیستم امتیاز کمتری کسب کرده لذا توسعه دهندگان سیستم، باید قابلیتهای آن را، از طریق برقراری ارتباط مناسب با کاربران و درک کامل نیازهای واقعی آنها، ارتقا دهند.
نیلوفر محمد زاده، سید هادی سجادی، سید حسن سجادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکههای اجتماعی که دادههای سلامت را در اختیار کاربران قرار میدهد، نه تنها منجر به آموزش آنها میشود بلکه باعث میشود تا در فرایند تصمیمگیری دربارهی سلامت خود نقش فعال داشته باشند. شبکههای اجتماعی حوزه سلامت علاوه بر ابزاری مناسب برای ارتباط بهتر بیمار با ارایهدهندگان خدمات بهداشتی درمانی، میتواند نقش موثری در ارتباط بیماران مشابه با یکدیگر برای دریافت حمایت های اجتماعی داشته باشد. شبکههای اجتماعی یکی از بزرگترین آثار وب ۲ میباشد که ارتباط میان افراد را تسهیل میکند.گسترش شبکههای اجتماعی استفاده از آنها در حوزهی سلامت همچنان در سطوح اولیه خود قرار دارد. برای پیادهسازی یک سیستم اطلاعاتی ابتدا نیاز است تا شناخت، طراحی و مدلسازی فرآیندهای مربوط به آن انجام پذیرد. هدف اصلی این مطالعه ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت بهمنظور تسهیل توسعههای آتی میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به دلیل مرور متون، از نوع توصیفی و همچنین به علت وجود ابعاد فناورانه در مدلسازی بهکار برده شده از نوع توسعهای است. در مطالعهی حاضر ابتدا ویژگیهای استخراج شده پس از ارزیابی توسط متخصصان تایید شدند. سپس باتوجه به ویژگیهای مذکور، مدلسازی شبکه در سه سطح داده ای، کارکردی و فرایندی انجام شد. بر اساس مدلسازیهای انجام شده، یک پروتوتایپ طراحی شد و مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافتهها: در این پژوهش مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزه سلامت در ۳ محور مدلسازی دادهای، مدل سازی کارکردی و مدل سازی فرایندی تهیه شد. در ارزیابی کاربردپذیری مبتنی بر اصول دهگانهی Nielsen، پروتوتایپ ایجاد شده بر مبنای مدلسازیها ارزیابی گردید. در نهایت تعداد مشکلات در هرکدام از موارد مدل Nielsen مشخص شد. مورد«وضوح وضعیت سیستم» با ۳۱/۲۶ و «سازگاری و استانداردها» با ۲۷/۵ بهترتیب با بیشترین و کمترین مشکل همراه بودند.
نتیجهگیری: نیاز روزافزون و گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی، بستر مناسبی را برای استفاده از این ابزار در حوزهی سلامت و بهرهبرداری از مزایای آن ایجاد کرده است. مطالعهی حاضر با تمرکز بر ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی سلامت و برای تسهیل توسعه شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت انجام شده است.
شهربانو پهلوانی نژاد، رضا صفدری، مژگان رحمانیان، محمدصالح صفری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پرهاکلامپسی، یکی از جدیترین موارد بارداریهای پرخطر است که سلامت زنان را در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره میاندازد. پرهاکلامپسی یک سندرم خاص بارداری با میزان شیوع حدود ۱۴-۷ درصد است که یکی از سه علت اصلی مرگ زنان باردار است. پرهاکلامپسی در ایران، دومین علت شایع مرگ و میر مادران است و ۱۴ درصد از موارد مرگ و میر مادران را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر به منظور طراحی مدل مفهومی و ارزیابی برنامهی خودمراقبتی پرهاکلامپسی؛ مبتنی بر اندروید انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش در چهار مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی، طراحی، ایجاد و ارزیابی برنامه کاربردی خودمراقبتی پرهاکلامپسی انجام شد. در این نیازسنجی، ۴۲ نفر از پزشکان متخصص، دستیاران و پرسنل مرتبط با موضوع شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان مشارکت کردند. سپس برنامه توسط ۷ نفر از پزشکان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و در نهایت پیشنهادهای ارایه شده توسط کاربران در طراحی برنامه، اعمال شده و نسخه نهایی برنامه تکمیل شد. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو طراحی شده و سپس با استفاده از نظرات ۲۰ مادر و با ابزار QUIS کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی و قابلیتهای عملکردی موردنیاز برنامه تعیین و برنامه علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایهدهنده، امکان مدیریت مراقبت و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمود. ارزیابی عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان صورت گرفته و سپس توسط مادران باردار از نظر کاربردپذیری ارزیابی گردید که یافتهها حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجهگیری: استفاده از برنامههای کاربردی مبتنی برموبایل راهکار مفیدی برای افزایش دانش و ارتقای سلامت مادران باردار و تسهیل دسترسی آنان به اطلاعات درمانی و کسب مهارت های لازم در بیماریشان است. این برنامه به مادران باردار مبتلا به پرهاکلامپسی کمک میکند تا با رعایت تغذیهی مناسب و اصول درمانی، بیماری خود را کنترل نموده تا عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.
سوسن ربیحاوی، ژیلا نجف پور،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اتاق عمل بهدلیل چندتخصصی بودن فرایندها، سطح بالای تکنولوژی و پیچیدگی پروتکلهای درمانی از بخشهای پرخطر بیمارستان محسوب میشود. مطالعهی حاضر باهدف شناسایی و ارزیابی حالات بالقوهی خطاهای مرتبط جراحی با استفاده از رویکرد آنالیز بحرانیت حالات شکست و اثرات آن (Failure Mode, Effects and Criticality Analysis) در اتاقهای عمل بیمارستان گلستان، زیرپوشش دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش با روش کیفی و براساس پروتکل آنالیز بحرانیت حالات شکست و اثرات آن (FMECA) در هفت مرحله، انجام شد. دادهها با بهرهگیری از روشهای مشاهدهی مستقیم، بررسی مستندات و مصاحبه با صاحبان فرایند جمعآوری شد. در این راستا، ابتدا فرایند جریان مراقبت بیمار از شروع برنامهریزی جراحی تا ترخیص بیمار از واحد مراقبت پس از بیهوشی استخراج گردید، پسازآن حالات بالقوهی خطا مرتبط با هر فرایند شناسایی شد، سپس عدد اولویت ریسک (RPN) هریک از آنان طبق امتیاز شاخصهای شدت، احتمال وقوع و قابلیت کشف محاسبه گردید. تحلیل امتیازات با بهرهگیری از آمار توصیفی و با استفاده از نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: در مطالعهی حاضر طی تحلیل فرایندهای مرتبط با مراقبتهای جراحی، ۱۷ فرایند اصلی و ۷۵ زیرفرایند برای هر جراحی (از تنظیم برنامه عمل جراحی تا ترخیص بیمار از واحد مراقبت پس از بیهوشی) شناسایی گردید؛ که طی آن ۷۰ حالت بالقوه خطا مشخص شد. در نهایت پس از بررسی حالات خطا در ماتریس اولویتبندی ریسک، از بین ۷۰ حالت خطای بالقوه شناسایی شده، ۲ حالت خطا با ریسک غیرقابلقبول، شامل عدمشستشوی اتاقعمل و عدمعلامتگذاری محل جراحی و ۷ حالت خطا با ریسک متوسط شامل عدمرعایت بهداشت دست و اصول گندزدایی محیط و تجهیزات ثابت اتاقعمل، قطعی اکسیژن مرکزی، کمبود تجهیزات در شیفت شب، تاخیر در تحویل پروتزها به سایت جراحی، انتقال بیمار نیازمند مراقبتهای ویژه به بخش شناسایی گردیدند. علل انسانی و سازمانی، بیشترین سهم را در رخداد خطاهای بالقوه داشتند.
نتیجهگیری: تحلیل خطاهای بالقوه نشان داد که بیشترین احتمال رخداد خطا، در فرایندهای حین عمل جراحی و به علت فاکتورهای انسانی و سازمانی است. شناسایی ۷۰ حالت بالقوه خطا در ۱۷ فرایند جراحی نشاندهندهی جامعیت رویکرد پیشگیرانهی FMECA در شناسایی و اولویتبندی نقاط مخاطرهآمیز فرایندها، در اتاقهای عمل میباشد.
سعید ناطقی، علی گنجعلیخان حاکمی، سهیلا دمیری، سمیرا رئوفی، الهام حقشناس، سارا اخوانرضایت، شمسی اختیار، سارا صالحی، مریم رادینمنش،
دوره 16، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و ارزشیابی اثربخش نیروی انسانی در کشورها مستلزم یک مجموعهی موردتوافق از نشانگرها و ابزار اندازهگیری آنهاست و باتوجه به وجود ساز و کارهای مختلف پرداخت، این مطالعه با هدف شناسایی شاخصهای ارزشیابی عملکرد در بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت کیفی پدیدارشناختی در سال ۱۴۰۰ انجام شد. دادهها با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته، نمونهگیری هدفمند و مشارکت ۲۳ نفر از تیم ریاست، مدیریت و درآمد بیمارستانهای زیرمجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران، جمعآوری و به روش تحلیلمحتوا و با استفاده از نرمافزار ۱۰-MAXQDA تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: در این پژوهش ۲۳ نفر از متخصصان شرکت کردند که ۷۸/۲ درصد مرد و ۲۱/۷ درصد زن بودند و در مجموع ۵۲۶ کدنهایی شناسایی شده و طبق ابزار مدیریتی کارت امتیازی متوازن در ۴ مضمون اصلی مالی، مشتریان، فرایندهای داخلی و رشد و توسعه و ۸ مضمون فرعی بهرهوری منابع با ۸۶ درصد، گردشگری پزشکی با ۵۲ درصد، اخلاق حرفهای با ۶۵ درصد، رضایتمندی با ۷۸ درصد، اعتباربخشی با ۴۸ درصد، تشخیص و درمان با ۷۸ درصد، آموزش با ۵۶ درصد و پژوهش با ۷۸ درصد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: ارایه خدمات درمانی مطلوب مستلزم آگاهی مدیران از عملکرد پرسنل زیرمجموعه میباشد که انتخاب معیارهای مناسب این امر را امکانپذیر میسازد، فراهمسازی زمینههای لازم برای تدوین سامانههای ارزیابی عملکرد و انجام ارزشیابی صحیح، اطلاعرسانی به پزشکان در خصوص شاخصهای در نظر گرفته شده جهت ارزشیابی دقیقتر از جمله پیشنهادهایی است که میتوانند در راستای مشکلات موجود راهگشا باشند. از دیگر نکات حایز اهمیت با توجه به محدودیت منابع موجود، نقش پزشکان در حوزهی گردشگری سلامت است که توجه به آن منجر به افزایش منابع مالی خواهد شد.
مهدی هادی، علی جهان، لیلا نجفی، محمد علی شریعت،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: به موازات پیشرفت خدمات سطح پیچیدگی سازمانیِ مراکز بهداشتی درمانی نیز افزایش یافته است؛ عوامل متعددی از جمله تنوع خدمات، یکسان نبودن شرایط اداره مراکز و بالارفتن توقع از نظام سلامت در این زمینه نقش دارند. بنابراین با توجه به عوامل متعدد تاثیرگذار و تاثیرپذیر، ارتقای خدمات سلامت نیازمند توسعهی رویکردی سیستماتیک برای ارزیابی کارایی و سیستم مدیریت آنها میباشد. مطالعهی حاضر با هدف توسعهی مدل کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت با رویکرد تلفیقی دلفی فازی و تکنیک دنپ انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ترکیبی کیفی-کمی است که به منظور توسعهی مدل کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل ۱۵ نفر از خبرگان حوزه بهداشت و درمان بودند که بر اساس نمونهگیری هدفمند گلوله برفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها در دو مرحله از پرسشنامهی محققساخته و پرسشنامهی ماتریسی ۲۰*۲۰ استفاده شد؛ که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ و نرخ سازگاری محاسبه شد. تحلیل دادهها با نرمافزار Excel، و متلب انجام شد و برای بررسی تعیین رابطه علت-معلولی و میزان تاثیرپذیری و تاثیرگذاری اهداف از تکنیک دنپ استفاده شد.
یافتهها: با توجه به نتایج حاصل از تکنیک دلفی فازی در پنل خبرگان، ۵ دیدگاه با ۲۰ هدف کارت امتیازی متوازن متناسب با مراکز مراقبت سلامت شناسایی و جایگزین دیدگاههای سنتی کارت امتیازی متوازن شدند. بهعلاوه این نتایج نشان داد که دیدگاههای رشد و توسعه، فرایندهای درون سازمانی و مسئولیت اجتماعی بهدلیل مثبت بودن مقادیر D-R بهعنوان عوامل اثرگذار و دیدگاههای بیماران و جامعه، وضعیت مالی و عملکرد با کسب مقدار منفی D-R، بهعنوان عامل اثرپذیر میباشد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش بیانگر این بود که برای ارزیابی عملکرد مراکز مراقبت سلامت باید از دیدگاههای متناسب با اهداف این مراکز در کارت امتیازی متوازن استفاده شود. همچنین اولویتبندی و تعیین رابطهی علی-معلولی و لحاظ کردن سهم هریک از دیدگاهها در دستیابی به اهداف مراکز مراقبت سلامت سبب تقویت عملکرد میشود.
مرجان قاضی سعیدی، محمدامین عباسی اسلاملو، کبری دارابیان، الهام عطایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت مداوم در پزشکی، Chronic Obstructive Pulmonary Disease (انسداد مزمن ریوی (COPD)) همچنان یک بیماری تنفسی پیشرو، غیرقابل درمان و مزمن است که عملکرد بیماران را از ابعاد مختلف محدود کرده و کیفیت زندگی آنها را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. در این مسیر خودمراقبتی بیماران و بهکارگیری ابزارهای مرتبط با آن در کنترل و درمان بیماری اثر قابل توجهی دارد. هدف این پژوهش، طراحی و ایجاد برنامهی کاربردی جهت خودمراقبتی انسداد مزمن ریوی مبتنی بر اندروید بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-توسعهای با رویکرد کاربردی بود. در گام اول بر اساس مطالعهی منابع کتابخانهای و گایدلاینها و بررسی پروندههای بیماران بستری مبتلا به COPD در بیمارستان فیروزآبادی، پرسشنامهای با هدف نیازسنجی اطلاعاتی و تعیین اقلام دادهای و قابلیتهای موردنیاز در برنامهی کاربردی طراحی گردید. آنگاه بر اساس نمونهای ۱۰ نفره (بهروش تصادفی و در دسترس) از پزشکان متخصص داخلی و فوقتخصص ریه در بیمارستانهای فیروزآبادی و حضرت رسول، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، بررسی و تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل و سپس جداول سناریو و نمودارهای موردکاربرد جهت نمایش جریان کلی برنامه کاربردی ترسیم شد. برنامه کاربردی با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا در محیط نرمافزار اندروید استودیو ۲۰۲۱ طراحی و ایجاد گردید. پس از نصب برنامهی کاربردی بر روی تلفن همراه ده نفر از بیماران مبتلا به COPD مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی داخلی و ریه بیمارستان فیروزآبادی شهرری و استفاده از آن بهمدت یک هفته، نظرات بیماران درمورد کاربردپذیری برنامه کاربردی از طریق پرسشنامه QUIS جمعآوری و تحلیل شد.
یافته ها: بخشهای برنامه کاربردی، متعاقب نظرسنجی متخصصان، موارد اطلاعات فردی، اطلاعات بالینی، مدیریت بیماری، گزارشگیری و نکات آموزشی تعیین شد. که پس از طراحی جهت استفاده و ارزیابی در اختیار بیماران قرارگرفت. درپایان پژوهش، نتایج حاصل از ارزیابی قابلیت استفاده و میزان رضایتمندی از برنامه کاربردی نشان داد که از دیدگاه بیماران، برنامه کاربردی با میانگین امتیاز ۸/۱(از ۱۰ امتیاز) در سطح خوب قرار گرفته است.
نتیجهگیری: از برنامهی کاربردی خودمراقبتی طراحیشده میتوان در جهت افزایش آگاهیبخشی، کمک به مدیریت بیماری، افزایش سطج کیفیت زندگی و کاهش عوارض بیماری و کاهش بار بیماری برای بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریوی استفاده نمود.
سمیه ذاکرعباسعلی، فرناز صالحیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه داشبوردهای اطلاعاتی، ابزار اصلی برای درک و استخراج دانش از مجموعه دادههای بزرگ هستند و میتوانند در اشکال گوناگون توسط ارایهدهندگان خدمات مراقبت سلامت، استفاده شوند. همزمان با اپیدمی کووید ۱۹، داشبوردهای اطلاعاتی متعددی طراحی و توسعه یافتند؛ اما بهدلیل سرعت انتشار این ویروس فرصت ارزیابی آنها وجود نداشت. این پژوهش با هدف ارزیابی کاربردپذیری داشبورد مدیریت کووید ۱۹ انجام شد.
روشبررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی بوده و بر روی داشبورد مدیریتی کووید ۱۹ دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. داشبورد به روش ارزیابی اکتشافی و با مشارکت سه نفر از متخصصان انفورماتیک پزشکی ارزیابی گردید. هریک از ارزیابان بهصورت مستقل و با استفاده از چکلیست اصول سیزدهگانه، سامانه را ارزیابی و مشکلات سامانه را شناسایی نمودند. سپس با حضور کلیه ارزیابان، لیست مشکلات شناسایی شده ترکیب و مشکلات تکراری از لیست حذف و یک لیست واحد تهیه گردید. در این جلسه مشترک هرگونه اختلاف نظر در مورد مشکلات یافت شده توسط ارزیابان بحث و بررسی گردید و به یک نظر مشترک رسیدند. در نهایت، ارزیابان درجهی شدت مشکلات را تعیین و گزارش نمودند.
یافتهها: در این ارزیابی، در مجموع ۷۹ مشکل کاربردپذیری شناسایی شد. بیشترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگی«راهنما و مستندسازی»(۱۲ مشکل) و کمترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگیهای«جنبههای زیبا شناختی و طراحی ساده »(۲ مشکل) و«حریم خصوصی»(۱ مشکل) بود. ۴۵/۵۸% مشکلات شناسایی شده در رده مشکلات بزرگ بودند. میانگین درجهی شدت مشکلات از ۲/۰۵(مسئله کوچک) مربوط به ویژگی«تعامل و احترام به کاربر» تا ۲/۹۹(مشکل بزرگ) مربوط به ویژگی«آزادی عمل کاربر و تسلط بر سیستم» بود. همچنین میانگین شدت مشکلات در مجموع ۲/۵ محاسبه شد که در محدودهی مشکلات کوچک دستهبندی گردید.
نتیجهگیری: روش ارزیابی اکتشافی، مشکلات رابط کاربری سیستمهای اطلاعاتی و داشبوردها را با استفاده از استانداردهای از پیش تعیینشده شناسایی میکند. درصورتیکه این مشکلات برطرف نشوند، موجب هدر رفتن زمان کاربران، افزایش خطا، کاهش کیفیت اطلاعات، نارضایتی و سردرگمی کاربران میشوند.
فاطمه عباسی قلعه تکی، مریم کازرانی، اعظم شاهبداغی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خدمات کتابخانههای بیمارستانی جزو زیرساختهای اساسی جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک هستند. این پژوهش به ارزیابی مؤلفههای آمادگی سلامت الکترونیک در کتابخانههای بیمارستانی اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پیمایش توصیفی از نوع کاربردی است. جامعه آماری ۱۰ کتابخانه بیمارستانی دولتی شهر اصفهان و تکمیلکنندگان پرسشنامه، مدیران کتابخانههای یادشده هستند. ابزار پژوهش، پرسشنامهی محقق ساخته است که با مرور عمیق و جامع متون مرتبط تهیه شد. پرسشنامهی ۶۱ سوالی بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده است و چهار بخش دارد: آمادگی یادگیری (R۱)، آمادگی اصلی (R۲)، آمادگی اجتماعی (R۳) و آمادگی فناوری (R۴). برای تعیین روایی محتوایی پرسشنامه از نظرات استادان و متخصصان و کارشناسان خبره استفاده شد که روایی آن تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ ۰/۸۳ تأیید گردید. از آمار توصیفی برای بررسی دادهها استفاده شد.
یافتهها: کتابخانههای بیمارستانی اصفهان از نظر آمادگی یادگیری با امتیاز ۳/۷۷ در وضعیت خوب، از نظر آمادگی اصلی با امتیاز ۳/۴۹ در وضعیت متوسط و از نظر آمادگی اجتماعی با امتیاز ۲/۴۷ و آمادگی فناوری با امتیاز ۲/۴۸ در وضعیت ضعیف قرار دارند. شاخص«سطح سواد فناوری و خدمات مرتبط با مراقبتهای بهداشتی» با امتیاز ۲/۹ از مؤلفهی آمادگی اصلی، شاخص«سیاستهای مربوط به بازپرداخت» با امتیاز ۱ از مؤلفهی آمادگی اجتماعی، شاخص«آموزش منابع اطلاعاتی» با امتیاز ۱/۸ از مؤلفهی آمادگی یادگیری، شاخص«دسترسی سازمان به آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات» با امتیاز ۱/۳۵ از مؤلفهی آمادگی فناوری جزو شاخصهای ضعیف شناسایی شدند. بهصورت کلی با توجه به میانگین امتیازات دریافت شده همه کتابخانههای بیمارستانی دولتی شهر اصفهان از نظر آمادگی سلامت الکترونیک در وضعیت متوسط قرار دارند.
نتیجهگیری: کتابخانههای بیمارستانی برای پیوستن به مقولهی سلامت الکترونیک با چالشهای متنوعی از جمله کمبود آمادگی در بخش فناوری روبهرو هستند. نبود سیاستگذاریهای مناسب برای پیادهسازی سلامت الکترونیک در کتابخانهها، عدممهارت کاربران در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، ناآگاهی کاربران از خدمات سلامت الکترونیک مورد نیاز در کتابخانه، کمبود نیروی انسانی حرفهای و نبود آموزشهای مرتبط با سلامت الکترونیک برای کاربران از چالشهای پیشرو در کتابخانههای بیمارستانی در بخش آمادگی سلامت الکترونیک شده است که انتظار میرود در جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک مورد توجه قرار گیرد.
سمیرا سادات پورحسینی، وحید یزدی فیض آبادی، محمد حسین مهرالحسنی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی و انتقال درسآموختههای حوادث گذشته میتواند در بهبود عملکرد مدیریت بلایا در آینده اثرگذار باشد. اگرچه اصول کلی مدیریت بلایا در حوادثی مانند زلزله مشترک است، اما عوامل خاصی از جمله موقعیت جغرافیایی، مقیاس و شدت حادثه، زمان وقوع و ویژگیهای بومی منطقه میتوانند چالشها و در نتیجه رویکردهای مدیریتی را متفاوت کنند. ازاینرو مطالعهی موردی هر حادثه با توجه به شرایط منحصربهفرد آن برای یادگیری ضروری است. این پژوهش با تمرکز بر زلزلهی کوهبنان، بهدنبال شناسایی چالشهای مدیریتی ناشی از ویژگیهای خاص این منطقه است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قیاسی است. جامعهی پژوهش شامل صاحبنظران، تصمیمگیران و مجریان مستقیم درگیر در مدیریت حادثهی زلزلهی کوهبنان بودند. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع، ۱۵ مشارکتکننده از سازمانهای کلیدی از جمله دانشگاه علوم پزشکی، جمعیت هلالاحمر، مرکز مدیریت بحران استانداری و سازمانهای مردمنهاد فعال در حوزهی امداد و نجات انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها، مصاحبهی نیمهساختاریافتهی عمیق بود که سؤالات آن بر اساس ابعاد چارچوب STEEPV (اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، محیطی، سیاسی، ارزشی) طراحی شد. روند مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری دادهها ادامه یافت. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار MAXQDA استفاده شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی ۴۲ کد اولیه، ۱۴ زیرطبقه و ۶ طبقهی اصلی مطابق با چارچوب STEEPV گردید. در بخش اجتماعی، سه چالش محوری شامل نقص در آموزش عمومی و تخصصی(۳ کد)، ضعف در ارتباطات و هماهنگی بینبخشی(۶ کد) و پاسخگویی ناکافی به نیازهای سلامت جامعه(۴ کد) بود. در حوزه فناوری، دو محدودیت اصلی در مدیریت اطلاعات(۲ کد) و توانمندسازی زیرساختهای فناورانه(۲ کد) مشاهده شد. از منظر اقتصادی، دو چالش مسائل مالی(۵ کد) و موانع رفاهی(۳ کد) بهعنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند. در بُعد محیطی، دو چالش عمده شامل شرایط جغرافیایی و اقلیمی خاص مانند کوهستانی بودن، قرار گرفتن روی گسل، وجود معادن(۴ کد) و محدودیتهای زیرساختی و کالبدی(۳ کد) ایجاد شده بود. در عرصه سیاسی، دو چالش شکاف بین دولت و مردم(۲ کد) و عملکرد ضعیف برخی نهادهای اجرایی(۲ کد) مشهود بود. همچنین چالشهای فرهنگی و ارزشی شامل سه مؤلفه باورهای بومی خاص(۱ کد)، رفتارهای ناصحیح در جامعه و تیمهای امدادی(۲ کد) و عدم توجه به فرهنگ منطقه در عملیات(۳ کد) بود.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که باوجود مقیاس نسبتاً کوچک حادثهی زلزلهی کوهبنان، بسیاری از چالشهای ساختاری و مدیریتی که در بلایای بزرگتر گذشته نیز مشاهده شده، تکرار گردید. این یافته بر ضعف مزمن در نظام درسآموزی و اصلاح فرایندها در مدیریت بلایا تأکید دارد. بهکارگیری چارچوبهای تحلیلی جامع مانند STEEPV میتواند به مدیران و برنامهریزان کمک کند تا با درک پیچیدگی و درهمتنیدگی ابعاد مختلف بحران، از نگرش جزءنگر و واکنشی فاصله گرفته، تصمیمگیریهای دقیقتر، هماهنگی مؤثرتر بین ذینفعان و در نهایت افزایش تابآوری جامعه را محقق سازند. توصیه میشود که نتایج این مطالعه بهعنوان نقشه راهی برای بازنگری در سیاستهای ملی مدیریت بحران و طراحی یک سامانهی یکپارچهی درسآموزی از حوادث استفاده گردید.
فاطمه بیرانوند، الهام مسرت،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش بیماریهای مزمن یکی از چالشهای مهم سیستمهای بهداشتی در قرن بیستویکم است. کشورهای توسعهیافته برای مقابله با این چالش به سامانههای توصیهگر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت روی آوردهاند. این مطالعه با هدف بررسی و ارزیابی این سامانهها در زمینه بیماریهای مزمن انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه از روش مرور سریع استفاده شد. جستجو با استفاده از ترکیبی از کلمات کلیدی بیماری مزمن، سامانهی توصیهگر، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و ارزیابی انجام گرفت. بیشترین سامانههای بررسیشده مربوط به گروه بیماریهای غدد و متابولیک با ۱۵ مورد(۲۷/۳%) بود که شامل دیابت(۱۳ مورد) و چاقی(۲ مورد) میشد. پس از آن، بیماریهای قلبیـعروقی با ۹ مورد(۱۶/۴%) شامل نارسایی قلبی(۷ مورد)، بیماری عروق کرونر(۱ مورد) و فشار خون(۱ مورد)، و نیز بیماریهای تنفسی با ۷ مورد(۱۲/۷%) شامل بیماری مزمن ریه(۴ مورد)، آسم(۲ مورد) و پیوند ریه(۱ مورد) قرار داشتند. بر اساس معیارهای ورود، برخی دیگر از بیماریهای مزمن از جمله بیماریهای خونی و اختلالات مرتبط با مکانیسم ایمنی با ۲ مورد(۳/۶%) شامل ایدز و هموفیلی، سرطانها با ۲ مورد(۳/۶%)، بیماریهای گوارشی با ۱ مورد (۱/۸%) شامل هپاتیت و بیماریهای مجاری ادراری ۱(۱/۸%) در این مطالعه بررسی شدند، اما سهم قابلتوجهی نداشتند. جهت نیازسنجی اطلاعاتی، جستجو در منابع کتابخانهای در سه پایگاه داده «Google Scholar»، «PubMed» و «Scopus»، با هدف استخراج مقالات سامانههای توصیهگر در زمینه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماریهای مزمن، ابزارها و چارچوبهای ارزیابی انجام گردید. مطالعات شامل ۵۵ مقاله منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۲ بود.
یافتهها: سامانههای استخراجی در مطالعات حاضر شامل برنامههای کاربردی عمومی موبایل محور ۱۵ مورد(۲۷/۳%)، برنامههای کاربردی خودمدیریتی و خودمراقبتی موبایلمحور ۱۶ مورد(۲۹/۱%)، سکو، سایت و پورتالهای عمومی اینترنتی ۱۵ مورد(۲۷/۳%)، سکو، سایت و پورتالهای خودمدیریتی و خودمراقبتی اینترنتی ۹ مورد(۴/۶۱%)، بود. در مطالعات از ۴ روش ارزیابی کاربردپذیری، اثربخشی، رضایتمندی و فنی استفاده شده بود. در بیشتر مطالعات، ارزیابی کاربردپذیری با هدف قابلیتاستفاده ۳۲ مورد(۵۸/۲%) و اثربخشی با هدف کیفیت زندگی مرتبط با سلامت(رفتار، دانش و نگرش) ۲۵ مورد(۴۵/۴۵%)، استفاده شده بود. ویژگیهای سهولت استفاده ۱۸ مورد(۳۲/۷%)، و ویژگی کاربرپسند بودن با ۱۴ مورد(۲۵/۴۵%) و سودمندی ۱۰ مورد(۱۸/۱۸%)، بیشترین مؤلفههای مورد استفاده بودند. در مرحلهی دوم مطالعه، ۹۸ ابزار ارزیابی در قالب مصاحبه و پرسشنامه حاصل از ۵۵ مطالعهی مورد بررسی، استخراج و دستهبندی شد. در نهایت ۵۰ ابزار کاربردپذیری، ۲۶ ابزار اثربخشی، ۱۸ ابزار رضایتمندی و ۳ ابزار فنی حاصل این بررسی بوده است.
نتیجهگیری: از آنجاییکه اپلیکیشنهای سلامت تلفنهمراه و سامانههای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت رو به افزایش است، انتخاب گزینهی مناسب و اثربخش برای کاربران چالش برانگیزاست. توجه به مؤلفههای استاندارد و مبتنی بر شواهد ارزیابی این سامانههای توصیهگر میتواند در ارتقای کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران مؤثر باشد.
صدیقه حنانی، سیده هانیه موسوی باغی، فردین امیری، شقایق تقی زاده،
دوره 20، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: رعایت اصول اخلاق حرفهای توسط اعضای هیئتعلمی در دانشگاهها، بهبود اخلاق دانشجویان و بهبود جو اخلاقی کل محیط دانشگاه را تضمین مینماید. ارزیابی ۳۶۰ درجه روشی است که در آن افراد از دیدگاههای متعدد، از جمله همتایان، مدیران بالادست، زیردستان و خودارزیابی، ارزیابی میشوند. بنابراین نتایج حاصل از این نوع ارزیابی از عینیت، قابلیت اطمینان و اعتبار بیشتری برخوردار است. این پژوهش بهمنظور ارزیابی اخلاق حرفهای اعضای هیئتعلمی گروههای اتاق عمل دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران با استفاده از مدل بازخورد ۳۶۰ انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی-تحلیلی و مقطعی در دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران، بین سالهای ۱۴۰۱-۱۴۰۰ انجام شد. اعضای هیئت علمی گروههای اتاق عمل هر دانشگاه توسط چهار گروه از ارزیابان(خود، مدیران بالادست، همکاران و دانشجویان گروه اتاق عمل) بر اساس پرسشنامههای محقق ساخته اخلاق حرفهای ارزیابی شدند. در جامعه اعضای هیئت علمی، مدیران ارشد و همکاران، حجم جامعه برابر با نمونه بود. جهت تعیین نمونههای موردنیاز از جامعهی دانشجویان در هر دانشگاه از روش نمونهگیری طبقهای متناسب با حجم استفاده شد و حجم نمونهی دانشجویان ۱۹۵ نفر تعیین گردید. روایی صوری و محتوایی پرسشنامهها توسط گروهی از اساتید متخصص(۱۱ نفر) تأیید شد. برای برآورد پایایی پرسشنامهها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که میزان این ضریب برای پرسشنامه خودارزیاب(۰/۸۷)، مدیران بالادست(۰/۹۲)، همتایان(۰/۸۸) و دانشجویان(۰/۹۵) بود. نرمال بودن دادهها با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف ارزیابی شد. برای مقایسه گروهی از آزمونهای تی مستقل، من-ویتنی و کروسکال-والیس استفاده شد، درحالیکه برای بررسی روابط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. سرانجام، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. برای تمام آزمونها سطح معنیداری ۰/۰۵>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین کلی نمره اخلاق حرفهای اعضای هیئتعلمی از دیدگاه چهار گروه ارزیاب ۰/۵۸±۴/۰۶ بود که نشاندهنده سطح مطلوب اخلاق حرفهای است. خودارزیابی بالاترین میانگین نمره را در تمام ابعاد(۰/۱۷±۴/۷۹) بهدست آورد، درحالیکه ارزیابیهای دانشجویی کمترین میانگین نمره(۰/۵۶±۳/۷۷) را به خود اختصاص داد. نمرات اخلاق حرفهای بهطور معنیداری با جنسیت خودارزیابان مرتبط بود(۰/۰۵>P). بهطوریکه اعضای هیئتعلمی زن، خود را بهتر از مردان ارزیابی نمودند. علاوه بر این، تفاوت معنیداری بین دانشجویان دختر و پسر در مورد برداشت آنها از پایبندی اعضای هیئت علمی به اخلاق حرفهای مشاهده شد(۰/۰۵>P). بهطوریکه دانشجویان پسر میزان پایبندی اعضای هیئتعلمی به اخلاق حرفهای را بهتر ارزیابی نمودند.
نتیجهگیری: با توجه به تنوع دیدگاههای ارزیابان، رویکردهای ارزیابی مدرن و کاربردی مانند بازخورد ۳۶۰ درجه، ابزارهای ارزشمندی برای ارزیابی پایبندی به اخلاق حرفهای هستند تا از دیدگاه ذینفعان مختلف اقدام به تعیین وضعیت اخلاق حرفهای شود. این روشها میتوانند به اعضای هیئتعلمی در شناسایی زمینههای بهبود و افزایش عملکرد حرفهای خود کمک کنند.