42 نتیجه برای دانشگاه علوم پزشکی تهران
سامان قاسم پور، رامین رحیم نیا، زینب رجب نژاد، حسین درگاهی،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با توجه به نقش اطلاعات صحیح در تصمیم گیریها، طراحی یک سیستم هزینه یابی و محاسبه صحیح بهای تمام شده خدمات، از اهمیت خاصی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف برآورد و محاسبه بهای تمام شده تربیت دانشجو در دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی– کاربردی بود. هزینههای مصرف شده در دانشکده در سال مالی 1391 با اهتمام بر طبقه بندی هزینهها، و هزینه تمام شده با روش هزینه یابی بر مبنای فعالیتها مورد بررسی قرار گرفت. هزینههای مورد محاسبه بعد از شناسایی به کانون هزینه تخصیص، هزینههای انباشته شده در مراکز هزینه، متناسب با مبنای پایهی تسهیم شده به هریک از خدمات ارائه شده نسبت داده شد و از طریق نرم افزار Excel 2010 مورد محاسبه قرار گرفت.
یافتهها: هزینه تمام شدهی تربیت دانشجو در مجموع در مقطع دکتری به طور میانگین 118,312,679 ریال، به عنوان بالاترین مقدار، و مقطع کارشناسی ارشد در رتبهی دوم با مبلغ 76,714,824 ریال و نهایتاً هزینه تمام شدهی تربیت دانشجو در دورهی کارشناسی با رقم 42,312,537 به عنوان کمترین مقدار بدست آمده، گزارش گردید.
نتیجه گیری: نظام هزینه یابی بر مبنای فعالیتها، مدل جدیدی است که میتواند با انعطاف پذیری کامل موجب بازسازی نظام مالی دانشگاهها شود تا مدیران این سازمانها بتوانند بر مبنای اطلاعات بدست آمده تصمیمات درستی اتخاذ کنند.
محمدهیوا عبدخدا، مریم احمدی، محمودرضا گوهری، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت از سوی پزشکان، جدیترین مانع پیشروی پیادهسازی فراگیر آن بشمار میآید. بنابراین، شناسایی عواملی که بر پذیرش این سیستم موثرند، از اهمیت خاصی برخوردارست. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تاثیر ویژگیهای سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت ازسوی پزشکان برمبنای مدل پذیرش فناوری، در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1392(زمان ادغام دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران) بود.
روش بررسی: این پژوهش بصورت پیمایشی و از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه پژوهش شامل پزشکان شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. براساس فرمول نمونهگیری در مدلسازی معادلات ساختاری، 270 نفر از آنان بعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارگردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی و پایایی آن به تایید رسید. دادهها بعد از گردآوری و ورود به نرم افزار SPSS، توسط روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS تحلیل شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مدل ارائه شده توانایی تببین 56 درصد از تغییرات تاثیر ویژگیهای سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک سلامت ازسوی پزشکان را دارد. ویژگیهای سازمانی شامل: حمایت مدیریتی، مشارکتدادن پزشکان، خودمختاری پزشکان و ارتباط پزشک بیمار با استفاده پزشکان از پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، همبستگی مستقیم و معنیداری داشت. همچنین آموزش پزشکان با هیچکدام از متغیرهای مدل پذیرش فناوری و استفاده از پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، همبستگی معنیداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: ویژگیهای سازمانی نقش قابل توجهی در پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت ازسوی پزشکان دارند. لذا ضروریست تا سیاستگذاریهای انجام شده به سمت پیادهسازی موفقیتآمیز پرونده الکترونیک مراقبت سلامت معطوف شود.
حسین درگاهی، شیوا طلوعی رخشان، جمیل صادقی فر،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه وهدف: نمودار پابن لاسو، شاخصهای درصد اشغال تخت، میزان گردش تخت و متوسط مدت اقامت را به روشی با هم ترکیب میکند که اجازه میدهد تفسیر بهتری از مفهوم آنها ارائه شود. هدف از این مطالعه، ارزیابی عملکرد کلیه بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 با استفاده از این مدل می باشد.
روش بررسی: مطالعه توصیفی تحلیلی حاضر به صورت مقطعی و گذشته نگر انجام گرفت. کلیه بیمارستانهای تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 نمونه آماری را تشکیل دادند و داده ها با استفاده از نرم افزار آماری Excel تحلیل شد.
یافته ها: از مجموع 16 بیمارستان، 18/75% در ناحیه اول، 25% در ناحیه دوم، 25% در ناحیه سوم و نهایتاً 31/25% در ناحیه چهارم نمودار قرار داشتند. بر اساس نتایج، به طور کلی در بیمارستان های مورد مطالعه میانگین متوسط اقامت 6/55 روز، درصد اشغال تخت 74/151 % و میزان گردش تخت 70/24 بار در سال تعیین شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل 75% بیمارستان ها غیر کارا شناخته شده و با به کار گیری مدل پابن لاسو می توان عملکرد مراکز درمانی را مقایسه نمود و به این ترتیب با استفاده از یکی از روشهای فعال شناسایی مسئله در بیمارستان ها و با درک ارتباط میان شاخصهای عملکردی، بستری برای سیاست گذاری ها و بازنگری در سیاست های جاری را جهت استفاده از حداکثر ظرفیت عملکردی فراهم آورد.
سیده بهاره کاشیان، عباس افرازه، سید محسن طباطبایی، محمود بیگلر،
دوره 10، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از حوزههای کلیدی مطالعات مدیریت دانش، مدل سازی فرایند خلق دانش سازمانی است. هدف این مقاله، تعیین راهکارهایی برای توسعه و بهبود مدل تکاملی خلق دانش بر اساس نتایج اعتبارسنجی مدل بود.
روش بررسی: این تحقیق از نوع تحقیقات کمی و تجربی و استراتژی آن، مطالعه ی موردی و شبیهسازی بود. به منظور جمعآوری اطلاعات خلق دانش به مدت پنج سال در معاونت توسعه و مدیریت منابع دانشگاه علوم پزشکی تهران، یک کارگروه ویژه تشکیل شد تا از طریق مصاحبه و با تکیه بر اسناد سازمانی و حافظه ی کارکنان، اطلاعات لازم را گرد آورند. برای تحلیل اطلاعات از روش های آمار توصیفی و تحلیل کیفی استفاده شد. همچنین به منظور بررسی روابط ریاضی مدل، شبیهسازی حجم دانش رقابتی در نرم افزار اکسل به کار گرفته شد.
یافته ها: در اکثر نمونه های خلق دانش، جذب دانش بیرونی از طریق تغییر مدیریت و استخدام مشاور و ترکیب با دانش درونی اتفاق افتاده است. همچنین نتایج شبیه سازی نشان میدهد که روابط ریاضی مدل به خوبی تعریف نشده است و می توان با تغییراتی در روابط ریاضی به نتایج منطقی تری دست یافت.
نتیجه گیری: رشد دانش در سازمان از سه طریق: برنامهها و تصمیمات مدیریتی برای خلق دانش، برنامهها و تصمیمات مدیریتی برای جذب دانش و مکانیزمهای خلق دانش تصادفی اتفاق میافتد و هر سه بر حجم دانش رقابتی تأثیر میگذارند.
سپیده مسعود سینکی، میرعلی سید نقوی،
دوره 10، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عارضه یابی یکی از ابزارهای تحول سازمان است. هدف از انجام این پژوهش عارضه یابی سازمان در دانشگاه علوم پزشکی تهران با استفاده از مدل هفت بعدی ویس بورد می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است و جامعه آماری کارمندان پنج بیمارستان زیرمجموعه دانشگاه و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد ویس بورد بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران به تعداد ۲۶۷ نفر محاسبه گردید و در نهایت ۲۲۰ پرسشنامه تحلیل شد. ضریب آلفای کرونباخ جهت تایید پایایی ۰/۸۵ بود و از تحلیل عامل تاییدی و تجربیات صاحب نظران جهت تایید روایی استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار ۱۸ SPSS صورت گرفت.
یافته ها: مقدار T-value تمامی متغیرها به جز ارتباطات و پاداش، کمتر از قدر مطلق ۱/۹۶ بود، لذا وضعیت اهداف، ساختار، رهبری و نگرش به تغییر در سطح متوسط قرار دارند. اما تفاوت معناداری بین میانگین متغیر ارتباطات و پاداش وجود داشت.
نتیجه گیری: دانشگاه علوم پزشکی تهران در حال حاضر در «ارتباطات سازمانی» مناسبترین وضعیت و در بخش «پاداش دهی» نامناسبترین وضعیت را دارد. همچنین سایر ابعاد میان این دو وضعیت در سطح متوسط قرار دارند. لذا لازم است تا در حوزه ی پاداش دهی تدابیری اتخاذ شود تا رضایت کارکنان افزایش یابد.
شبنم قاسمیانی، ابوالقاسم پوررضا، محمود محمودی،
دوره 11، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تعارض پدیده ای طبیعی و غیرقابل اجتناب در هرسازمانی است. حیطه ی پرستاری به دلیل وجود استرس های محیطی، ماهیت کار و تنوع تعاملات، کارکنان و وظایف در مقابل تعارض آسیب پذیر است. هدف از این مطالعه تعیین سطح تعارض و استراتژی های مدیریت تعارض در بین پرستاران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و از نوع مقطعی بود. نمونه ی مورد پژوهش به تعداد ۲۴۰ نفر بود که به روش نمونه گیری دو مرحله ای از پرستاران بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. برای گردآوری داده از پرسشنامه های سطح تعارض Dubrin و استراتژی های مدیریت تعارض Robbins استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کای دو و آزمون دقیق فیشر با اطمینان ۹۵% استفاده گردید.
یافته ها: سطح تعارض پرستاران در بیمارستان ها در حد متوسطی قرار داشت و پرستاران به ترتیب استراتژی راه حل گرایی، عدم مقابله جویی و کنترلی را به کار می بردند. در پژوهش حاضر، تنها بین سطح تعارض با گروه سنی پرستاران(۰/۰۴۸=p) رابطه ی معنی دار وجود داشت. بین سن و استراتژی کنترلی(۰/۰۰۶=p) و سابقه کار و استراتژی کنترلی(۰/۰۲۹=p) و سن و استراتژی راه حل گرایی(۰/۰۰۲=p) رابطه ی معنی دار مشاهده شد.
نتیجهگیری: تعارض، پدیده ای دوبعدی است که می تواند نتایج مثبت و منفی به دنبال داشته باشد؛ نحوه ی برخورد و مدیریت تعارض تعیین کننده ی پیامدهای آن است.
زینب رجب نژاد، حسین درگاهی، حمیده رشادت جو،
دوره 11، شماره 3 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایستگی های محوری مدیران که موجب موفقیت سازمان می شود، هوش معنوی است. مدیران جهت اثرگذاری بر تعهد سازمانی کارکنان، نیاز به هوش معنوی بالا دارند. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط بین هوش معنوی مدیران با تعهد سازمانی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران تدوین شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت توصیفی–تحلیلی و مقطعی در سال ۹۴-۱۳۹۳ انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران و کارکنان ستادی معاونت های مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. تعداد ۸۰ نفر از مدیران به صورت سرشماری و تعداد ۲۲۵ نفر از کارکنان از طریق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های تعهد سازمانی و هوش معنوی بود که پس از انجام روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفت. جهت تحلیل داده های جمع آوری شده از نرم افزار SPSS، برای ارایه آمار توصیفی میانگین و انحراف معیار، و از آزمون های تی دو جمله ای، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون به منظور ارایه آمار تحلیلی استفاده شد.
یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که مدیران از هوش معنوی بالایی برخوردار بودند، اگرچه میانگین تعهد سازمانی کارکنان در حد متوسط قرار داشت. بین هوش معنوی مدیران با تعهد سازمانی کارکنان ارتباط معنی داری مشاهده شد(۰/۰۳۴=P).
نتیجه گیری: مدیران ستادی دانشگاه باید تلاش کنند تا با توسعه ی هوش معنوی، کارکنان و زیردستان خود را به افزایش تعهد سازمانی، ترغیب و تشویق کنند. در این خصوص استفاده از روان شناسان سازمانی توصیه می شود.
محمد خدابخشی، حسین درگاهی، هاجر معمایی،
دوره 11، شماره 4 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از آنجاکه سلامت انسان ها برای همه ی جوامع از اولویت های استراتژیک می باشد، سرمایه گذاری در این بخش بسیار مهم خواهد بود. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی کارایی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران و رتبه بندی آن ها، و ارایه چشم اندازی برای مدیران پویا در این حوزه می باشد.
روش بررسی: این مطالعه کاربردی بوده و از لحاظ ماهیت، توصیفی محسوب میشود. جامعه آماری پژوهش ۱۳ بیمارستان زیر پوشش این دانشگاه بود. در این تحقیق، کارایی بیمارستان ها طی سال های ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۳ از طریق تحلیل پوششی داده ها به روش خروجی محور ارزیابی شد. با بررسی دقیق تحقیقات جهانی، شاخصهای ورودی و خروجی مشخص گردید. شاخص های ورودی تعداد تخت فعال و تعداد پزشک(عمومی، رزیدنت و متخصص) در نظر گرفته شد و شاخص های خروجی نیز کل روزهای بستری، تعداد مراجعان سرپایی و تعداد تخت روز کل لحاظ گردید.
یافته ها: برطبق مدل مطالعه، بیمارستان های دانشگاه از کارایی بالا به کارایی پایین به ترتیب عبارتند از: آرش، بهرامی، جامع زنان، روزبه، امیراعلم، ضیاییان، بهارلو، رازی، ولیعصر، سینا، فارابی، امام خمینی و شریعتی.
نتیجه گیری: طبق روش خروجی محور با محاسبهی میانگین کارایی بیمارستان ها در طی سال های مورد مطالعه، بیمارستان های آرش، بهرامی و جامع زنان کاراترین بودند و بیمارستان های فارابی، امام خمینی و شریعتی از کارایی کمتری برخوردار بودند.
صدیقه اسدی، حسین درگاهی، اسماعیل فلاح مهرآبادی، ناهید حیدری دستجردی،
دوره 11، شماره 5 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: خلاقیت و نوآوری از عوامل مهم بقای سازمان ها به شمار می رود، لذا ضروری است تا وضعیت آن در سازمان های بهداشتی درمانی همچون بیمارستان ها مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین مطالعه ی حاضر با هدف تعیین رابطه ی بین خلاقیت و نوآوری سازمانی در کارکنان بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه ی مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی می باشد که بر روی تعداد ۲۸۵ نفر از کارکنان بیمارستان های عمومی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۴ انجام شد. جهت جمع آوری اطلاعات از فرم اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه خلاقیت سازمانی محقق ساخته مصباحی جهرمی و ادیب زاده و پرسشنامه نوآوری سازمانی Patechen استفاده گردید. داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ و با استفاده از آمار توصیفی، و همچنین آزمون تی تست، آنالیز واریانس و همبستگی پیرسون در سطح معناداری کمتر از ۰/۰۵ تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: میانگین خلاقیت سازمانی کارکنان در بیمارستان های مورد مطالعه برابر ۰/۸۰±۲/۹۹ بود که در سطح متوسط و متوسط رو به پایین ارزیابی شد و میزان نوآوری سازمانی نیز دارای میانگین ۳/۷۱±۱۹/۳۷ بود که در سطح متوسط و متوسط روبه بالا قرار گرفت. بین خلاقیت سازمانی و نوآوری سازمانی از نظر آماری ارتباط معنی داری وجود داشت(۰/۲۰=P=۰/۰۲ ،r).
نتیجه گیری: نتایج نشان داد با افزایش خلاقیت، نوآوری نیز افزایش می یابد. بنابراین لازم است مدیران بیمارستان ها برای بقا و پیشی گرفتن از رقبا در ارایه خدمات درمانی مطلوب تر و با کیفیت بالا، بیشترین انرژی و هزینه خود را در جهت رشد خلاقیت و افراد خلاق به کار گیرند تا بدین وسیله نوآوری را در سازمان خود بهبود دهند.
عبدالله نعامی، آزاده چترروز،
دوره 11، شماره 5 - ( 10-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامهریزی در زمینه ی گردشگری پزشکی از اهمیت ویژه ای برخوردار میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل و برنامههای توسعه ی گردشگری پزشکی و مطالعه ی وضعیت دانشگاه علوم پزشکی تهران و تحلیل آن انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش حاضر به صورت ترکیبی در سال ۱۳۹۶ انجام گرفت. در مطالعه ی مروری نظاممند، مطالعات منتشر شده در طی سالهای ۲۰۱۶-۲۰۰۶ میلادی و ۱۳۹۵-۱۳۸۵ شمسی مورد جستجو قرار گرفتند. در فاز دوم دادههای مربوط به گردشگری پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۵ به صورت گذشتهنگر و توصیفی ارایه و با استفاده از فرم نظرخواهی کتبی، دیدگاه جامعه شامل صاحبنظران گردشگری پزشکی استخراج گردید.
یافتهها: ۳۷ مقاله در مرور نظاممند واجد معیارهای ورود به مطالعه بودند. بر اساس یافتهها، تعداد کل بیماران خارجی پذیرش شده و مجموع هزینههای پرداختی آنان در کلیه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۵ به ترتیب ۲۱۷۸۸ نفر و حدود ۱۸/۵ میلیارد تومان بود.
بر اساس یافتههای کیفی، برنامه شفاف و فضای فیزیکی مناسبی جهت گردشگر درمانی وجود نداشته و دانشگاه نیازمند برنامهریزیهای مدون، ایجاد زیرساختهای حمایتی از بیماران خارجی، اصلاح سیستم حمل و نقل و تقویت بازاریابی است.
نتیجهگیری: با توجه به سابقه ی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در جذب بیماران خارجی و تحلیل وضعیت آن، محدودیتهای بسیاری تا رسیدن به وضعیت مناسب وجود دارد. میتوان با سنجش دیدگاه بیماران خارجی پذیرش شده نسبت به رفع مشکلات و محدودیتها با در نظر گرفتن اولویتها اقدام نمود.
سعید غفاری، شعله زکیانی، زهره رضایی،
دوره 11، شماره 6 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه در هر سازمانی بحث به کارگیری فناوری اطلاعات مطرح است. نیروی انسانی یکی از عوامل تاثیرگذار بر کارایی و موفقیت هر سازمان می باشد. پژوهش حاضر به بررسی تاثیرات فناوری اطلاعات بر توانمندسازی کارکنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی تهران پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش تحقیق توصیفی- پیمایشی و از حیث هدف، کاربردی بود. ۲۷۴ تن از کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران از طریق نمونه گیری بر اساس جدول Krejcie - Morgan از میان ۹۵۰ کارمند مورد پژوهش قرار گرفتهاند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه پایان نامه اردلان در دو بخش فناوری اطلاعات مشتمل بر ۱۰ سوال و پرسشنامه توانمندسازی کارکنان مشتمل بر ۲۳ سوال بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS ۱۳ و آزمون کولموگروف اسمیرونف و آزمون T تک نمونه ای تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که به کارگیری فناوری اطلاعات بر پنج بعد توانمند سازی شغلی شامل: احساس شایستگی، بهبود کیفیت عملکرد، افزایش توان تصمیم گیری، افزایش خودکنترلی و کاهش استرس شغلی تاثیر بسزایی دارد.
نتیجه گیری: مهمترین وظیفه ی مدیران و روسای دانشگاه ها جهت ارتقای توانمندی و رضایت شغلی کارکنان، برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت در زمینه ی رایانه و اینترنت و تشویق کارکنان به استفاده ی بیشتر از رایانه در انجام فعالیت های مرتبط با آنان است.
سید جواد قاضی میرسعید، نادیا معتمدی، سیده ملیحه امامی،
دوره 12، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی تولیدات علمی در پایگاه های اطلاعاتی معتبر جهانی علاوه بر تعیین وضعیت موجود و کاستی ها، رهیافتی در سیاستگذاری ها و برنامه ریزی هاست. هدف این مطالعه، بررسی تولیدات علمی مراکز تحقیقاتی دانشگاه های علوم پزشکی تهران و اصفهان نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی Scopus طی سالهای 2009 تا 2013 می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و با رویکرد کاربردی است. جامعه پژوهش تمامی مقالات مراکز تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی تهران و اصفهان نمایه شده در پایگاه اطلاعاتی Scopus طی سالهای 2009 تا 2013 بود که به ترتیب، 5880 و 2154 مقاله در پایگاه بازیابی شد. برای توصیف دادهها، شامل توزیع فراوانی، محاسبهی انحراف معیار و میانگینها از روشهای آمار توصیفی و برای مقایسهی میانگینها از آزمون T-Test در سطح استنباطی استفاده شد. دادهها در نرم افزارهای SPSS و Excel تحلیل گردید.
یافتهها: تولیدات علمی مراکز تحقیقاتی هر دو دانشگاه در نمایهنامه اسکوپوس در سالهای مورد بررسی، رشد صعودی داشته است. مراکز تحقیقاتی غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران و قلب و عروق دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشترین مقالات را داشتند. بیشترین میزان تولیدات متعلق به حوزههای موضوعی غدد و متابولیسم، علوم دارویی و قلب بود. بین تولیدات علمی مراکز دو دانشگاه تفاوت معنیداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: رشد صعودی تولیدات علمی مراکز تحقیقاتی مورد بررسی، حاکی از اهمیت و توجه به بروندادهای علمی در راستای توسعهی پایدار کشور است. ارایه یافتههای پژوهشهای مشابه میتواند در ایجاد انگیزه در پژوهشگران و حمایت مؤسسات از پژوهشها مؤثر باشد.
مهدی حاجیان نصرت، ملیکه بهشتی فر،
دوره 12، شماره 4 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: معنویت در محیط کار، یک فرایند فعال است که به افراد نیرو بخشیده و آنها را به فعالیتهای هدفمند ترغیب میکند. طبق مطالعات، عوامل متعددی می تواند سبب ارتقای معنویت در محیط کار گردد. در این پژوهش، عوامل انگیزش شغلی، مالکیت روانشناختی، بلوغ روانی و رفتار اخلاقی بررسی می شود. هدف این پژوهش اولویتبندی عوامل موثر بر معنویت در محیط کار در دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1396 میباشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی، از نوع همبستگی است. نمونه ی پژوهش شامل 1230 نفر از کارکنان ستادی بود که 294 نفر با استفاده از جدول مورگان به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پنج پرسشنامه انجام شد. برای تحلیل آماری، از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که مالکیت روانشناختی(ضریب مسیر 0/110)، بلوغ روانی(ضریب مسیر 0/172) و رفتار اخلاقی(ضریب مسیر 0/871) بر معنویت در محیط کار تاثیر دارند، اما انگیزش شغلی(ضریب مسیر 0/090-) بر معنویت در محیط کار تاثیری ندارد. همچنین، به ترتیب رفتار اخلاقی، بلوغ روانی و مالکیت روانشناختی بیشترین تاثیر را بر معنویت در محیط کار داشت، اما انگیزش شغلی بیتاثیر بود.
نتیجه گیری: طبق نتیجه پژوهش، به ترتیب اولویت بندی عوامل موثر، نهادینه کردن رفتارهای اخلاقی، ارتقای بلوغ روانی و تاکید بر مالکیت روانشناختی در محیط کار منجر به افزایش معنویت در محیط کار در میان کارکنان شده است.
زهره برکند، مینا جمشیدی، حسین درگاهی، سعید صیادشیرکش،
دوره 12، شماره 5 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: در دنیای پرچالش کنونی مسایل اخلاق کاری به عنوان یک نیاز در سازمانها همواره مورد بحث بوده و بررسی ارتباط آن با رفتار شهروندی سازمانی به عنوان یک نوع رفتار فرانقش، همواره مطرح بوده است. هدف از این پژوهش، تعیین ارتباط رفتار شهروندی سازمانی با اخلاق کار در کارکنان دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران در سال 1395 می باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و جامعهی آماری 426 نفر از کارکنان دانشکدههاست که براساس فرمول کوکران به عنوان نمونه متناسب و به روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامهی رفتار شهروندی سازمانی Organ و پرسشنامهی اخلاق کار Gregory C. Petty است که روایی آن توسط خبرگان بررسی شد. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 0/793 و اخلاق کار 0/764 به دست آمد که بیانگر ثبات درونی پرسشنامه میباشد. برای تحلیل متغیرها از آمار توصیفی و آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده گردید و جهت نرمال بودن دادهها، از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف استفاده شد.
یافته ها: بیشترین پاسخدهندگان به پرسشنامهها مرد؛ رده سنی بین 30-20 سال؛ از نظر تحصیلات دارای مدرک فوقلیسانس؛ از نظر وضعیت استخدام قرارداد حرفهای و دارای سابقه بین 10-5 سال بودند. یافتهها حاکی از آن است که بین رفتار شهروندی سازمانی و اخلاق کار رابطهی مثبت و معناداری وجود دارد(0/783=p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی بالاتر منجر به درجات بالاتر اخلاق کاری میشود. لذا با آموزش و تقویت رفتار شهروندی سازمانی میتوان سطح اخلاق کار را در بین کارکنان ارتقا و بهبود بخشید.
حسین درگاهی، فاروق نعمانی، کامران ایراندوست،
دوره 12، شماره 6 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی اعضای هئیت علمی و مدرسان در نظام های آموزشی یک مشکل شناخته شده می باشد که بر روی تعامل با دانشجویان تاثیرگذار است. لذا، این مطالعه با هدف تعیین میزان سندرم فرسودگی شغلی در بین اعضای هیئت علمی و مدرسان یکی از دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه و تدوین شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی توصیفی تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال 1395 انجام شد. پرسشنامه فرسودگی شغلی Maslach توسط 40 نفر از اعضای هیئت علمی و مدرسان دانشکده که بهصورت سرشماری انتخاب شده بودند، تکمیل شد. دادهها در نرم افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین و انحراف معیار سنی اعضای هیات علمی 18±48 سال بود و اکثریت(42/5%) آن ها سابقه کار آموزشی 30-21 سال داشتند. تحلیل رفتگی عاطفی شرکت کنندگان در پژوهش در سطح بالا و در بعد مسخ شخصیت در حد متوسط بود و عملکرد شغلی آنها پایین تر از حد متوسط گزارش گردید. هم چنین، ارتباط معنی داری بین تحلیل رفتگی عاطفی با جنس(0.043=P) و مسخ شخصیت با سابقه کار اجرایی(0.043=P) به دست آمد.
نتیجه گیری: با توجه به فراوانی قابل توجه فرسودگی شغلی در میان اعضای هئیت علمی و مدرسان، جهت ارتقای عملکرد شغلی آنها برگزاری جلسات حضوری و تحلیل و آسیب شناسی علت های ایجاد فرسودگی شغلی و به کارگیری مکانیزم های حمایتی از این افراد پیشنهاد می شود.
امین رضا نبی زاده، علیرضا نوبری،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت فرایند کسب و کار یک رویکرد جامع مدیریتی است که هدف همسوسازی کلیهی ابعاد و فعالیتهای سازمان را در راستای نیاز مشتریان دارد و کلیه فرایندهای سازمان را خودکار مینماید. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر مدیریت فرایند کسب و کار در عملکرد مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی، توصیفی و پیمایشی است و بین مدیران مالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران و در سال ۱۳۹۷ انجام شده است. نمونهی پژوهش ۱۸۱ مدیر ۸۵ بیمارستان، دانشکده، مراکز تحقیقاتی دانشگاه میباشند که از فرمول کوکران و روش هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری دادهها در عملکرد مالی از پرسشنامهی Hernaeus و همکاران(۲۰۱۲) و مدیریت فرایند کسب و کار، یارمحمدیان و همکاران(۱۳۹۱) استفاده شده است. روایی پرسشنامهها توسط روایی همگرا و واگرا و پایایی آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و بارعاملی تایید گردید. در تحلیل دادهها، ۶۵/۲ درصد پاسخدهندگان مرد، ۵۵/۴۹ درصد فوقلیسانس به بالا، ۴۰/۴۹ درصد بالای ۴۰ سال سن و ۳۴/۴ درصد بالاتر از ۲۰ سال سابقه کار داشتند. آزمون فرضیهها از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار
Smart PLS) Smart Partial Least Squares) استفاده شد.
یافتهها: همبستگی سازههای شاخص گایدلاینها و رویههای درمانی و پروندههای الکترونیکی با میانگین واریانس (AVE) ۰/۵۸۷ و ۰/۸۲۳ و سازههای سوددهی مراکز درمانی، برگشت سرمایه و ارزشافزوده ۰/۷۳۷، ۰/۷۵۵ و ۰/۷۵۰ نشان همبستگی کافی و بالایی است. تاثیر مدیریت فرایند کسبوکار بر عملکرد مالی دانشگاه بهعنوان فرضیه اصلی با ضریب مسیر ۰/۸۸۱ و مقدار معناداری ۱۵/۳۸۳ تایید شد. همچنین تاثیر اصلاحات مرتبط با گایدلاینها و رویههای درمانی با عملکرد مالی با ضریب ۰/۴۲۲ و مقدار معناداری ۳/۷۰۲ و اصلاحات مرتبط با پروندههای الکترونیکی بیماران با ضریب ۰/۴۷۶ و مقدار ۴/۳۳۴ اندازهگیری و تایید شدند.
نتیجهگیری: سیستم مدیریت فرایند کسب و کار، شامل ابزاری برای مدلسازی و تحلیل دادهها، برنامههای یکپارچهسازی، پایش و بهینهسازی فعالیتهاست که در عملکرد مالی موثر باشد.
حسین درگاهی، فاروق نعمانی، محمدرحیم قهستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی کافی مدیران در زمینهی قوانین و مقررات و موازین حقوقی مرتبط با نظام سلامت موجب عملکرد مطلوب آنها در سازمان ها میشود. لذا این پژوهش با هدف تعیین میزان آگاهی مدیران ارشد از موازین، قوانین و مقررات حقوقی مرتبط با نظام سلامت در دانشگاهعلوم پزشکی تهران انجامشدهاست.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهصورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سال 1396 انجام شد. نمونهی پژوهش شامل مدیران ارشد دانشگاه بود که با روش سرشماری به تعداد 75 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامهی محققساخته بود که رواییصوری آن با استفاده از نظرات تعداد 7 نفر از متخصصان و صاحبنظران رشتههای حقوق پزشکی، و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پزشکی به تایید رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر %89 و روش آزمون-بازآزمون برابر %79 بهدست آمد. تحلیل دادهها با بهره برداری از روشهای آمار توصیفی شامل فراوانی مطلق و نسبی و آمار استنباطی شامل آزمونهای همبستگی پیرسون و کا اسکوئر با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافتهها: سطح آگاهی مدیران مورد مطالعه در اکثر حیطههای قانونی و موازین حقوقی مرتبط به نظام سلامت زیرمتوسط بود. بین سطح آگاهی از حیطههای تشکیلاتی، مالی و معاملاتی، و اداری و استخدامی مدیران با گذراندن دورههای آموزشی مرتبط ارتباط معکوس و معنیداری وجود داشت(0/01=P و 0/04=P).
نتیجهگیری: سطح آگاهی مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران در حیطههای سهگانهی قوانین و مقررات و موازین حقوقی، مالی، تشکیلاتی و اداری در سطح متوسط و متوسط روبه پایین قرار دارد. انجام تمهیدات لازم همچون برگزاری دورههای آموزشی با روشهای جدید مانند شبیهسازی، سناریونویسی، موردنگاری و تجربهنگاری و استفاده از فناوریهای جدید مانند مدیریت دانش هیبریدی و یکپارچهسازی فناوری به منظور ارتقای آگاهی مدیران پیشنهاد می شود. همچنین ایجاد نظام شایستگی راهبردی مدیران در سطوح مهارتهای عمومی و اختصاصی همراه با آموزش های مستمر و نظارت بر پاسخگویی و بازخوردهای ارایه شده در فرایندهای مدیریتی، انجام اصلاحات آتی را تضمین خواهد کرد.
سید امیر رضا نجات، محمود بیگلر، سیده بهاره کاشیان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرمایه فکری با ماهیت دانش پایهای که دارد، منبعی نامشهود، راهبردی، منحصر بهفرد و دارای مزیت رقابتی است. هدف این پژوهش، بررسی وضع موجود بلوغ سرمایه فکری در حوزه مدیریت و برنامهریزی دانشگاه علوم پزشکی تهران است.
روش بررسی: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و با رویکردی کمی در سال ۱۴۰۰ انجام و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری، مدیران میانی و پایهی معاونت توسعهی مدیریت و برنامهریزی منابع بوده که با استفاده از جدول مورگان تعداد ۵۷ نفر بهصورت تصادفی ساده انتخاب و با آزمونهای آماری تی و ناپارامتری با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدهاست. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق بررسی پیشینهی پژوهش و کسب نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که مقدار آن ۰/۸۷۴ بهدست آمده است.
یافتهها: آزمونهای آماری t نشان میدهد که سطوح پنجگانهی بلوغ مدیریت سرمایه فکری از یک الگوی غیرخطی پیروی میکند و میزان تحقق ویژگیهای سطح آغازین یعنی فقدان شاخت سرمایه فکری، بالاتر از حد قابل قبول بوده ولی آزمون آماری سایر سطوح بلوغ شامل؛ مدیریتشده، تعریفشده، مدیریت کمیشده و بهینه در سطح معناداری ۰/۰۵ معنادار نیست.
نتیجهگیری: وضع موجود سرمایه فکری در جامعه مورد مطالعه مبیّن این است که مدیریت به اهمیت سرمایه فکری ناآگاه است و اقدامی برای پیادهسازی و اجرای فرایند مدیریت سرمایههای دانشی انجام نشده است. گرچه بسیاری از زیرساختهای لازم در معاونت وجود دارد با وجود این، درک ناکافی از قابلیتهای مدیریت سرمایه فکری بهعنوان منبعی راهبردی در این پژوهش مشهود است. سازمان برای رسیدن به سطح تعریف شده و سطوح بعدی، لازم است نسبت به شناسایی، فعالسازی و هدایت منبع نامشهود اهتمام داشته و سپس به کمیسازی، استانداردسازی و مدیریت کمی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و در نهایت بهبود مستمر فرایندها و نوآوری تمرکز کند.
- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که میتواند بهعنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینههای ناشی از بستریشدن مجدد در بیمارستانها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالشهای اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافتکنندگان و ارایهدهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش کاربردی است که بهصورت کیفی با استفاده از مصاحبههای ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعهی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایهکنندهی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل دادههای مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرمافزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دستهبندی دادهها بهرهبرداری گردید.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج بهدست آمده به دو دسته مزایا و چالشهای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقهبندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ بهطوریکه ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساختهای لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاستگذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیتهای زمانی و مکانی) در قسمت چالشها انجامید.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. میتوان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینهها و تحقق اهداف سلامت میشود و از طرف دیگر در حوزههای سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالشهایی در مسیر اجرای بهینهی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامهریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیشروی این خدمات امری ضروری است.
ماشااله ترابی، سارا نعیمی، الناز واحدی، حمیده حمیدی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مخاطبان از مواردی است که میتواند بر برداشت ذهنی آنها از مفید بودن و آسانی استفاده از فناوری تأثیرگذار باشد. برخی از مخاطبان به علت عدم آگاهی از ویژگیهای منحصر به فرد و استفادهی آسان از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران ترجیح میدهند تا از وبسایت قدیمی استفاده کنند و تغییرات در سایت دانشگاه را به خوبی نمیپذیرند. این پژوهش با هدف مقایسهی دو روش آموزش چهره به چهره و آموزش از طریق نماتصویر در پذیرش تغییرات فناوری اطلاعات در وبسایت دانشگاه و ارزیابی آگاهی مخاطبان از ویژگیهای شهرتآفرینی در وبسایت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال ۱۴۰۰ در سه مرحله انجام شد. افراد شرکتکننده در این مطالعه ۹۰ نفر بودهاند که ۴۵ نفر به صورت چهره به چهره و ۴۵ نفر نیز از طریق نماتصویر درباره تغییرات سایت آموزش دیدند. جمعآوری دادههای تحقیق براساس پرسشنامه استاندارد دیویس و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و GraphPad Prism انجام گرفت. برای مقایسهی یک متغیر کمی در بیش از دو گروه تست آنالیز واریانس یک طرفه یا آزمون کروسکال والیس و هم چنین، آزمون One-way ANCOVA برای بررسی تفاوت بین گروهها قبل و بعد از آموزش بهکار برده شد.
یافتهها: در آموزش چهره به چهره متغیرهایی مانند آگاهی، سودمندی و سهولت استفاده ی درک شده، هم چنین، نگرش و عملکرد در مورد استفاده از فناوری اطلاعات پیش و پس از آموزش چهره به چهره یا آموزش توسط نماتصویر تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بررسی اثر بخشی روشهای آموزش در این طرح، به روابط عمومی دانشگاه کمک خواهد کرد که برای تغییراتی که در آینده در حوزهی شهرتآفرینی وبسایت به وجود خواهد آمد، نسبت به آمادهسازی و همراهسازی مخاطب به سرعت وارد عمل گردد.