38 نتیجه برای حسینی
حامد بصیر غفوری، محمد حسینی کسنویه، مرضیه السادات شریفی، میلاد امینی، امیررضا درزی رامندی،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بیمارستان باید بتواند نیاز مشتریان خود را در کمترین زمان و با بهترین کیفیت ممکن برآورده نماید. مدت زمان اقامت بیماران از شاخص های کلیدی عملکرد در بیمارستان ها و بالاخص اورژانس ها تلقی می گردد. در این مطالعه تحلیل طول اقامت بیماران در بخش اورژانس، جهت یافتن برخی از علل موثر بر مدت زمان اقامت بیماران انجام پذیرفت.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت توصیفی-تحلیلی بود که در بخشهای اورژانس دو بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران با ۷۲ بیمار به عنوان نمونه آماری انجام شد. مدت زمان حضور بیمار در اورژانس از ابتدای ورود تا لحظه ی خروج به یکی از چهار شکل متعارف: به انتقال به بخش، ترخیص، انتقال به سایر مراکز و فوت، محاسبه و ثبت گردید. داده ها توسط نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار، و تحلیلی شامل آزمون t دو نمونه ای، آزمون آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چند متغیری تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: متوسط طول اقامت بیماران در بخش اورژانس بیمارستانی ۳ ساعت و ۱۳ دقیقه با انحراف معیار ۱ ساعت و ۵۲ دقیقه برآورد گردید. متغیرهای وضعیت تاهل بیماران، روز هفته شامل روز تعطیل یا روز عادی، و زمان مراجعه یعنی روز یا شب بیماران از مولفه های تاثیرگذار بر مدت اقامت بیماران تعیین شد.
نتیجه گیری: زمان ارائه ی خدمات در بخش اورژانس بیمارستان ها در حد مناسب است و مواردی نظیر: وضعیت تاهل، تعطیلات هفته و زمان مراجعه در روز می تواند به عنوان عوامل تاثیرگذار در طول زمان اقامت بیماران دخیل باشد.
ابوالفضل درست، احمد فیاض بخش، مصطفی حسینی، حمزه محمدی،
دوره 11، شماره 4 - ( مهر و آبان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی یکی از جنبه های مخاطرات روانی کار است. از مهم ترین عواملی که می تواند آن را پیش بینی کند، عامل هوش هیجانی است. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر هوش هیجانی بر فرسودگی شغلی مدیران بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی در سال ۱۳۹۳ انجام گردید. جامعه ی پژوهش، مدیران ارشد، میانی و اجرایی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. در این پژوهش از سرشماری استفاده شد، مطابق حجم جامعه تعداد ۹۰ پرسش نامه توزیع گردید. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه ی فرسودگی شغلی مازلاک(پایایی و ضریب بازازمایی به ترتیب ۰/۷۱ تا ۰/۹ و ۰/۶ تا ۰/۸) پرسش نامه ی هوش هیجانی برادبری و گریوز(پایایی و روایی به ترتیب ۰/۸۳ و ۰/۶۷) و پرسش نامهی مشخصات دموگرافیک استفاده گردید. تجزیه و تحلیلهای آماری با استفاده از نرم افزار Spss انجام گرفت.
یافته ها: فرسودگی شغلی با متغیرهای سن، سابقه کار، سابقه مدیریت، تحصیلات، جنسیت، وضیت تاهل و موقعیت شغلی ارتباط معناداری نداشت. هوش هیجانی کلی مدیران و زیر مقیاس های آن در سطح بالایی قرار داشتند. بالاترین و پایین ترین نمره هوش هیجانی به ترتیب به مدیریت رابطه و آگاهی اجتماعی اختصاص داشت. هوش هیجانی و فرسودگی شغلی در سطح خطای ۵ درصد با ۰/۶۳ = P-value ارتباط معناداری با یکدیگر نداشتند.
نتیجه گیری: از آنجایی که آگاهی اجتماعی مدیران در سطح پایینی قرار داشت، می توان با بهبود آن به افزایش هوش هیجانی مدیران و هم چنین با شناسایی عوامل تاثیر گذار بر فرسودگی شغلی مدیران بیمارستان به کاهش فرسودگی کمک کرد.
عاطفه السادات حقیقت حسینی، حسین بوبرشاد، فاطمه ثقفی، ایمان نوروزی،
دوره 12، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: فناوریهای نوظهور در شبکههای اجتماعی سلامت افزایش دانش و رضایت کاربران را دربردارد. هدف این تحقیق ارایه مدل معماری برای شبکه اجتماعی سلامت در بیمارستان شریعتی تهران است.
روش بررسی: ابتدا ابعاد چارچوب معماری مورد نیاز برای شبکه اجتماعی سلامت شامل 6 بعد ورودی، خروجی، اهداف، دیدگاهها، انتزاع و چرخهی حیات سیستم از مقالات استخراج شد و با این ابعاد چارچوب زکمن بیشترین امتیاز را کسب کرد. در ادامه با پرسشنامهی محقق ساخته مبتنی بر مدلهای معماری و اجماع خبرگان با آزمون تی عناصر مدل تایید شدند و ریسک آنها مبتنی بر مصاحبه با خبرگان شناسایی شد.
یافتهها: چارچوب زکمن بر اساس ابعاد 6 گانهی خاص شبکههای اجتماعی سلامت، میزان اهمیت و وزن ابعاد، اهمیت هر بعد از منظر نتایج مطالعات تطبیقی موجود در سایر کشورها بررسی شد و با به کارگیری فرمول راجر با بالاترین امتیاز بهعنوان چارچوب مبنا برای طراحی مدل معماری بومی شناسایی شد.
نتیجهگیری: در این تحقیق مدل معماری شبکه اجتماعی سلامت در کشور مشتمل بر 6 بعد و 72 عنصر ارایه شد اما با توجه به شرایط کشور 65 عنصر تایید شدند. ریسکهای استخراج شده به تفکیک هر لایه معرفی گردید. این ریسکها، الزامات پیادهسازی آن لایه محسوب شده و میتواند در کاهش شکست شبکه اجتماعی و موفقیت و پایداری آن موثر باشد.
محمد تصون غلامحسینی، محسن بارونی، نوشین افشارزاده، محمد جعفری سیریزی،
دوره 12، شماره 4 - ( مهر و آبان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مشکلات شایع کودکان در سطح جهان، کوتاهی قد میباشد. باتوجه به هزینههای بالای درمان، مطالعهی حاضر با هدف هزینه اثربخشی درمان افراد کوتاه قد با هورمون رشد(سوماتروپین) در استان کرمان انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع ارزشیابی اقتصادی است. جامعهی پژوهش شامل تمامی افرادی است که دارای پرونده پزشکی در اداره بیمه سلامت شهرستان کرمان بودند که 49 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. محاسبهی هزینه ها از دو دیدگاه بیمار و بیمه گر بود که این اطلاعات از طریق فرم پژوهشگر ساخته با مصاحبه با بیماران و با بررسی پرونده های موجود در اداره بیمه سلامت جمع آوری شد. برای محاسبهی پیامدها از دو پیامد کالی و میزان افزایش قد استفاده شد. برای تحلیل هزینه اثربخشی از فرمول ICER و نرم افزار TreeAge استفاده شد و با آستانه 3 برابر سرانه تولید ناخالص داخلی مقایسه شد.
یافته ها: یافته ها نشان داد که سهم هزینه های درمان بیمار 5,092,964,520 ریال و سهم هزینه های سازمان بیمه سلامت استان کرمان 71,175,443,448 ریال بوده است. نسبت هزینه اثربخشی افزایشی بر اساس معیار کالی و از دیدگاه بیمار و سازمان بیمه سلامت به ترتیب برابر با 743,133 ریال و 9,846,567 ریال بوده است. تحلیل حساسیت پارامترهای غیرقطعی مدل نشان داد که تاثیری روی هزینه اثربخشی درمان با هورمون رشد ندارند.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده، درمان کودکان کوتاه قد با هورمون رشد هزینه اثربخش است و این نتیجه می تواند مورد توجه سیاستگذاران نظام سلامت قرار گیرد.
مهدی زیرک، سید سعید طباطبایی، فاطمه حسینی دولت آبادی،
دوره 12، شماره 5 - ( آذر و دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اگر فرهنگسازمانی منجر به تحریک خلاقیت سازمانی گردد، برای سازمان اثربخشی و موفقیت را به ارمغان می آورد. از این رو هدف اصلی این پژوهش تعیین رابطهی فرهنگسازمانی و خلاقیت کارکنان با توجه به نقش میانجیگری سرمایهاجتماعی در معاونت توسعه دانشگاه علوم پزشکی مشهد بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است که بر روی 183 نفر از کارکنان معاونت توسعه مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی مشهد که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسش نامههای استاندارد فرهنگسازمانی(56 سؤال)، خلاقیت کارکنان(60 سؤال) و سرمایه اجتماعی(28 سؤال) بود. بررسی اطلاعات به دست آمده از پرسشنامهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و به کمک نرمافزار Pls smart نسخه دو انجام پذیرفت.
یافتهها: بین فرهنگسازمانی و سرمایهاجتماعی با مقدار 0/752 و بین فرهنگسازمانی و خلاقیت کارکنان با مقدار 0/464 همبستگی مستقیم وجود داشت. همچنین سرمایهاجتماعی رابطه بین فرهنگسازمانی و خلاقیت کارکنان نقش میانجیگری ایفا مینمود.
نتیجهگیری: سازمانها میتوانند با توافق بر سر ارزشها و باورهای موجود در سازمان و همسو کردن اهداف فردی و سازمانی به افزایش خلاقیت کارکنان کمک نمایند و برنامهریزان نیز نمیتوانند اساس و معیار افزایش خلاقیت افراد را، بدون توجه به فرهنگسازمانی پایهریزی نمایند. اگر مدیران نسبت به تقویت سرمایهاجتماعی اقدام نمایند، میتوانند ضمن تقویت فرهنگسازمانی در سازمانهای خود، بستر مناسبی را در جهت ایجاد همنوایی مشترک ایجاد کنند.
محمدحسین رونقی، فروغ السادات حسینی،
دوره 14، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رایانش مه بستری مجازی است که موجبات ذخیره سازی، محاسبه و خدمات شبکه ای بین مراکز داده ابری و ابزارهای نهایی را فراهم میکند. رایانش مه با سیستمهای نظارت فوری حوزه ی پزشکی منطبق است در چنین سیستمهایی حجم انبوه داده از حسگرهای محیطی و زیستی متعددی به دست میآید. از سوی دیگر ساختار باز و توزیع شده ی رایانش مه در برابر تهدیدات امنیتی، آسیب پذیر و ضعیف است. از همین رو هدف این پژوهش شناسایی چالشهای امنیتی رایانش مه در حوزه ی سلامت است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع آمیخته و کاربردی است که در سه مرحله در بهار ۹۸ انجام گردید. در مرحله ی اول با استفاده از روش تحلیل محتوا، کدهای امنیتی فناوری رایانش مه از بین منابع کتابخانه ای شناسایی گردید. در مرحله ی دوم نظر متخصصان فناوری اطلاعات متشکل از ۱۲ نفر شاغل در حوزه ی سلامت با استفاده از روش دلفی ارزیابی گردید. در نهایت با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی، کدهای امنیت رتبه بندی گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتب فازی حملات شبکه(۰/۳۱)، ارتباطات امن(۰/۲۳)، تشخیص هویت و کنترل دسترسی(۰/۱۹)، اعتماد(۰/۱۵) و حریم خصوصی(۰/۱۲) در عوامل امنیتی رایانش مه دارای بیشترین اهمیت بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش میتوان اذعان داشت که حملات شبکه و ارتباطات امن، مهمترین چالشهای به کارگیری رایانش مه در حوزه ی پزشکی محسوب می شوند؛ به دلیل اینکه گره های شبکه مه معمولاً در نقاط مختلفی با محافظت ضعیفتر مستقر میشوند؛ از همین رو ممکن است با حمله ی بدافزارهای مختلفی روبه رو شوند. در نتیجه سیاستگذاران باید به نقش این چالشها در پیاده سازی رایانش مه آگاه باشند.
کبری ناخدا، محمدعلی حسینی، کامران محمدخانی، نادر قلی قورچیان،
دوره 14، شماره 4 - ( مهر و آبان 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رضایت دانشجوی خارجی به عنوان عنصر حیاتی در دانشگاههای بین المللی و یکی از روشهای ارتقا در رتبهبندی جهانی، و به عنوان یک فاکتور رقابتی به شمار میآید؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف ارایه مدلی برای ارتقای رضایتمندی دانشجویان خارجی علوم پزشکی در شهر تهران انجام پذیرفت.
روش بررسی: روش پژوهش، آمیخته(کمی-کیفی) از نوع اکتشافی-تأییدی است. جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران بخش بین الملل و دانشجوی خارجی به تعداد(۱۳۵۲ نفر) در سه دانشگاه علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران است. روش نمونهگیری در بخش کیفی، هدفمند و حجم نمونه تعداد ۲۱ نفر از استادان می باشند. در بخش کمی از روش خوشه ای چند مرحله ای تعداد ۴۵۰ نفر از دانشجویان خارجی انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسش نامه ی محقق ساخته است که روایی صوری و محتوایی با استفاده از نظرات متخصصان مورد تأیید و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۰/۹۲ به دست آمد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، بیشترین عامل تاثیرگذار در مدل رضایتمندی دانشجویان خارجی شامل خدمات مجازی(۰/۸۴)، وفاداری(۰/۸۱)، میزان شهرت و رتبه دانشگاه(۰/۷۸)، فرایند پذیرش و جذب(۰/۷۵)، خدمات پژوهشی(۰/۷۲)، خدمات کارکنان و مدیریت(۰/۷۱)، خدمات بین المللی(۰/۷۰)، خدمات آموزشی(۰/۶۸)، خدمات سلامت(۰/۶۷)، خدمات رفاهی(۰/۶۵)، تسهیلات امور مالی(۰/۶۴)، زیرساخت دانشگاه(۰/۶۳) و خدمات فرهنگی(۰/۶۱) است.
نتیجه گیری: دانشگاه ها برای جذب منابع مالی، رقابت بینالمللی، بهبود رتبه منطقه ای و جهانی باید برای ارتقای سطح رضایتمندی دانشجویان خارجی اولویت های مدل رضایتمندی ارایه شده را در نظر گرفته و برای آن برنامه ریزی داشته باشند.
زهرا دانائی نیا، الهه جزایری قرهباغ، سید مهدی حسینی پویا، سمانه برادران،
دوره 14، شماره 5 - ( آذر و دی 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در آنژیوگرافی، عدسیچشم ممکن است در معرض پرتو قرارگیرد و باعث ایجاد کاتاراکت شود. در ایران در حال حاضر برای ارزیابی دز فردی صرفاً از تک دزیمتر فیلمبج، زیر روپوشسربی استفاده میشود. در این پژوهش هدف، بررسی وضعیت پرتوگیری شغلی و نیز اعتبار سنجش دز تمام بدن افراد و لنز چشم با استفاده از تک دزیمتر فیلمبج میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه، میزان دز تمام بدن و عدسیچشم با استفادهی ترکیبی از دزیمتر فیلمبج و ترمولومینسانس برای ۳۵ نفر از کارکنان بخش آنژیوگرافی در سه بیمارستان منتخب زیرپوشش دانشگاهعلومپزشکیتهران و طی دو دوره ی دزیمتری اندازهگیری شد. برای اندازهگیری دز عدسیچشم از سه قرص دزیمتر ترمولومینسانس بر روی پیشانی و چشم راست و چپ، و برای اندازهگیری دز تمام بدن از روش دو-دزیمتری، از یک کارت TLD نصبشده روی سینه و روی روپوشسربی و یک فیلمبج روی سینه و زیر روپوشسربی استفاده شد.
یافته ها: میانگین تقریبی دز ماهانه¬ی عدسیچشم و تمام بدن پرسنل آنژیوگرافی به ترتیب μSv ۶/۴±۲۴۰/۶ و μSv ۳/۳±۱۲۰/۳ به دست آمد که مقدار متناظر برای دز سالیانه کمتر از سطوح توصیه شده توسط مراجع بینالمللی است. علاوه بر این، نسبت دز فیلمبج به دز تمام بدن و عدسیچشم به ترتیب برابر ۰/۳۵ و ۰/۵۱ با ضرایب همبستگی به ترتیب ۰/۹۷ و ۰/۵ به دست آمد. همچنین نسبت دز عدسیچشم به دز عمقی (TLD) بر روی روپوش سربی ۱/۱۸ با ضریب همبستگی ۰/۷۹ به دست آمد.
نتیجهگیری: اگرچه استفاده از فیلمبج به تنهایی در زیر روپوشسربی برای برآورد دز تمام بدن از دقت خوبی برخوردار است، اما این دزیمتر به تنهایی برای برآورد دز لنز چشم مناسب نیست و لازم است از یک دزیمتر فردی بر روی روپوش سربی استفاده شود.
الهه بهمنی، رستگار حسینی، احسان امیری،
دوره 14، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری مالتیپل اسکلروزیس (MS) یک بیماری پیشروندهی سیستم اعصاب مرکزی است که علایم و مشکلات ناشی از این بیماری باعث کاهش کیفیت زندگی میشود. پژوهشهای اخیر، تمرینات ورزشی را به عنوان بخش برجستهی سبک زندگی سالم در کاهش علایم بیماری MS معرفی کردهاند؛ اما با این حال هنوز اثرگذارترین نوع تمرین به روشنی مشخص نشده است. هدف از پژوهش حاضر فراهم نمودن آگاهی درمورد اثرات مفید ورزش در بیماران MS و دستورالعملهایی در مورد تجویز برنامه ورزشی برای این افراد است.
روش بررسی: این مقاله، مروری بر نحوهی تأثیر فعالیتهای مختلف ورزشی بر بیماری MS میباشد. جهت دسترسی به مقالاتعلمی از بانکهای اطلاعاتی Google Scholar ،Magiran ،SID ،PubMed و کلیدواژههای بیماری مالتیپلاسکروزیس (MS)، تمرینات هوازی، تمرینات مقاومتی و تمرینات ترکیبی استفاده شد.
یافتهها: گزارشهای اخیر نشان میدهد که فعالیت ورزشی منجر به افزایش معناداری در بهبود علایم بیماری MS میشوند، هر چند که در تجویز برنامههای مختلف ورزشی(تنوع پروتکل تمرینی، مدت و شدت تمرینات) بین محققان تناقضهای زیادی وجود دارد. اما براساس نتایج مطالعات، تمرینات ورزشی منظم با شدت متوسط از طریق مکانیزمهای فیزیولوژیک مختلف منجر به بهبود و کنترل روند بیماری بدون تشدید التهاب و مزایای عملکردی میشوند و برخلاف تصورات قبلی، تمرینات ورزشی تعدیل شده میتواند منجر به اثرات مفیدی در این افراد گردد.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای مطالعهی حاضر، تمرینات ورزشی منظم(هوازی، مقاومتی و ترکیبی) با شدت و مدت مناسب، بر بیماری MS باعث بهبود علایم این بیماری و افزایش کیفیت زندگی میشود.
محمد حسینی کسنویه، مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، پویا هدایتی شهیدانی، علی طهماسبی،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر حضور پزشک در خطای ثبت کدهای جراحی توسط دستیاران جراحی و اثرات مالی ناشی از آن در بیمارستان رسول اکرم انجام شد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و آینده نگر بوده و در بازه زمانی سه ماهه ی زمستان ۱۴۰۰ و از طریق جمع آوری داده ها در بیمارستان انجام شد. به جهت مقایسه ی کسورات با توجه به حضور یا عدمحضور پزشک، کارشناسی در اتاق عمل مستقر شد که اطلاعات را در فرم های مخصوص وارد کند و بدین صورت انواع کسورات برای هریک از وضعیت های مذکور مشخص شد. از آزمونT-Test برای تجزیه و تحلیل بین دو گروه(حضور و عدم حضور پزشک) استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزارهای اکسل و SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: تعداد ۳۰۱ پرونده در زمان حضور پزشک جراح و ۳۰۰ پرونده در زمان عدمحضور پزشک جراح بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران بررسی گردید. تفاوت درصد کسورات پنهان در زمان حضور و عدمحضور پزشک جراح معنادار نبوده است(۰/۰۷۸P-value=). با وجود این، تفاوت درصد کسورات آشکار در زمان حضور و عدمحضور پزشک جراح معنادار بوده است(۰/۰۲۴P-value=). همچنین تفاوت هزینه ی کسورات آشکار در گروه های جراحی معنادار بوده است(۰/۰۰۱P-value<) اما تفاوت هزینه های کسور پنهان در صورت وجود یا نبود پزشک، معنادار نبوده است(۰/۴۳۵P-value=).
نتیجه گیری: حضور یا عدمحضور پزشک جراح در میزان خطا در ثبت کدهای جراحی توسط کمک جراح و در نتیجه در درصد و هزینه های کسورات اعمال جراحی و خصوصاً در کسورات آشکار حق العمل جراح اثر دارد. ازاینرو برنامه ریزی برای حضور پزشک در مواقعی که خطای ثبت کدها توسط کمک جراح منجر به کسورات آشکار می شود، می تواند به مستندسازی دقیقتر و در نتیجه کسورات کمتر ناشی از خطای ثبت کدها کمک کند.
رقیه گندمکار، عظیم میرزازاده، امین حسینیشاوون،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی محیطهای بیمارستانی با ابزارهای معتبر و قابل اعتماد پیشنیاز فرایند بهبود مستمر محیط یادگیری بیمارستانی محسوب میشود. مطالعهی حاضر با هدف ترجمه و روانسنجی نسخه کوتاه پرسشنامه ارزیابی محیط آموزشی The short-version of postgraduate hospital educational environment measure (PHEEM) در دستیاران دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع روانسنجی ابزار است. پس از ترجمه و بازترجمه، پرسشنامه در اختیار ۱۸ نفر از متخصصان قرار گرفت و روایی محتوایی با استفاده از ضرایب نسبت روایی محتوا Content Validity Ratio (CVR) و شاخص روایی محتوا Content Validity Index (CVI) و روایی صوری بهصورت کیفی بررسی شد. سپس، پرسشنامهی اصلاح شده بین ۲۰ نفر از دستیاران توزیع شد و روایی صوری به روش کیفی و مصاحبه شناختی برای بررسی آیتمهای پرسشنامه از نظر سطح دشواری، میزان تناسب و ابهام ارزیابی شد. پایایی اولیه به روش آزمون-بازآزمون با توزیع مجدد پرسشنامه با فاصلهی دو هفته بین دستیاران بررسی شد. بهمنظور تعیین روایی سازه، پرسشنامه اصلاح شده در بین ۵۴۸ نفر دستیار پزشکی از ۲۴ رشته تخصصی توزیع شد. انتخاب نمونه به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. سپس دادهها با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی و تاییدی تحلیل گردید. همسانی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد.
یافتهها: نسبت و شاخص روایی محتوای پرسشنامه بهترتیب ۰/۹۳ و ۰/۸۸ بهدست آمد. بر اساس نتایج روایی صوری، تغییرات جزئی در واژگان اغلب گویهها و تغییرات اساسی در گویهی ۱۲ اعمال شد. ضریب ICC در تمام ابعاد بیشتر از ۰/۹۰ بود. در تحلیل عاملی اکتشافی به روش مولفههای اصلی Principal Component Analysis (PCA)مقدار کایزر-مایر-الکین ۰/۸۳ بود. آزمون کرویت بارتلت به لحاظ آماری معنی دار بود(۰۰۱/P<۰)، که عاملیشدن ماتریس همبستگی را تایید میکند. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه ۰/۸۳ بهدست آمد که نشاندهندهی همسانی درونی آیتمهای پرسشنامه است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، پرسشنامهی short-version PHEEM از پایایی و روایی(صوری، محتوا و سازه) مناسبی در دستیاران تخصصی پزشکی برخوردار است. بنابراین از این ابزار میتوان جهت سنجش ادراک دستیاران نسبت به کیفیت محیط آموزشی بیمارستانها استفاده کرد.
فاطمه اسماعیلی، نجمه آشوری، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبیوتیکها یکی از داروهای پرمصرف هستند که کمک فراوانی به بهبود و درمان بیماریها میکنند؛ اما تجویز نادرست و استفادهی بیرویه از آنها، سبب افزایش طول اقامت بیماران و هزینههای بستری میشود. مطالعهی حاضر با هدف تعیین رابطهی بین مصرف تجربی آنتیبیوتیکها با طول مدت اقامت نوزادان نارس بستری در بیمارستان مهدیه تهران به انجام رسید.
روش بررسی: مطالعهی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ بر روی ۱۵۹ نفر از نوزادان نارس بستری در بخش مراقبتویژه بیمارستان مهدیه شهرتهران انجام گرفت. ابزار مورد مطالعه، پرسشنامه ای بود که روایی آن به روش تحلیل محتوا و پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS و بهکمک آمارههای توصیفی فراوانی و درصد و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که ۵۲/۲ درصد نوزادان دختر بودند و ۷۹/۹ درصد زایمانها بهصورت سزارین انجام شدند. میانگین مدت اقامت نوزادان ۳۱/۴۷ روز و میانگین تولد نوزادان ۳۰ هفته بود. بر طبق نتایج مطالعه بین طول اقامت نوزادان با مدت تجویز آنتیبیوتیک و تعداد دورههای دریافت آنتیبیوتیک رابطهی معنیداری وجود داشت(۰/۰۵>P). بهگونهای که اقامت نوزادان با دوره دریافت کمتر از ۱۴ روز، تقریباً نصف اقامت نوزادان بیش از ۱۴ روز بود. همچنین رابطهی معنیداری بین تعداد دورههای دریافت آنتیبیوتیک با طولمدت اقامت بیماران وجود داشت(۰/۰۵>P). با افزایش تعداد دوره دریافت آنتیبیوتیک، طول مدت اقامت نوزادان نیز بهصورت معنیداری افزایش یافته بود. نتایج مطالعه نشان داد که بین وزن تولد نوزادان، هزینهی تخت و هزینهی کل با تجویز تجربی آنتیبیوتیکها رابطهی معنیداری وجود دارد(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه مصرف منطقی آنتیبیوتیکها زمینهی کاهش طول مدت اقامت نوزادان بستری را در پی دارد، تدوین پروتکل آنتیبیوتیکی بهروز و مشخص از سوی وزارت بهداشت برای نوزادان نارس و آگاهیرسانی به پزشکان در خصوص تجویز تجربی آنتیبیوتیکها و اجرای برنامههای آنتیبیوتیک استواردشیپ بیمارستانها در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان، انتشار راهنماهای استاندارد درمانی، برگههای آماده شامل دستور تجویز آنتیبیوتیکها بههمراه دوز صحیح و آموزش بالینی پزشکان ضرورت مییابد.
حمید مقدسی، فرخنده اسدی، اعظم السادات حسینی، معصومه نوری طهنه،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اطلاعات بیمارستان سیستم اطلاعات جامعی است که هدف آن مراقبت باکیفیت بیماران و ارتقای سطح سلامت جامعه میباشد؛ بنابراین باید به گونه ای طراحی و تولید شود که هدف آن محقق گردد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین استانداردنامهی تولید سیستم اطلاعات بیمارستان برای ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی کاربردی- توصیفی، ابتدا ویژگیها و سرویسهای سیستم اطلاعات بیمارستان از متون استخراج شد سپس ویژگیها و سرویسها با کلیات استانداردنامهی تدوین شده توسط مرکز آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (استانداردنامه مافا) مطابقت داده شد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستان از طریق مشاهده بررسی و در مجموع، نقایص استانداردنامهی مافا مشخص شد و اقدام به اصلاح کلی سند گردید. استانداردنامهی پیشنهادی پس از تهیه به نظرخواهی خبرگان گذاشته شد که ۱۰ نفر از استادان مدیریت اطلاعات سلامت و ۱۰ نفر از استادان انفورماتیک پزشکی با حداقل ۷ سال سابقه عضویت در هیاتعلمی همچنین ۵ نفر از مدیران ستادی حوزهی فناوری اطلاعات وزارت بهداشت مشارکت داشتند. برای پذیرش و تأیید استانداردنامه ضریب توافق ۸۵ درصد مد نظر قرار گرفت. پس از حصول ضریب توافق مذکور استانداردنامه تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان ارائه گردید.
یافتهها: استانداردنامهی ارایهشده برای تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان مشتمل بر متا مدل؛ زیر سیستمهای سیستم اطلاعات بیمارستان، استانداردهای ساختار و محتوای پرونده الکترونیک سلامت، استانداردهای ترمینولوژی اطلاعات و طبقهبندی دادهها، استانداردهای امنیتی دادهها و تبادل دادهها، سرویسهای کلینیکال و مدیریتی است. استانداردنامه پیشنهادی شامل چهار حوزه عبارت از «ویژگیها»، «سرویسها»، «الزامات مستندات» و «قوانین و سیاستها» میباشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری این استانداردنامه به تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستانی با کیفیت، کارا و استاندارد منجر میشود که در ارتقای سطح سلامت جامعه موثر بوده و شرایط را برای پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت فراهم مینماید.
مریم عندلیب کندری، احمدرضا ورناصری، مریم قنبری خشنود، سید عابدین حسینی آهنگری، محمدکریم صابری، حمید بورقی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش نهاد کتابخانههای عمومی کشور در ارایه خدمات اطلاعات سلامت در کتابخانههای عمومی شهر تهران، براساس دیدگاه کتابداران شاغل در این کتابخانهها انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوهی گردآوری دادهها از نوع توصیفی است که به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری ۱۵۰ کتابدار کتابخانههای عمومی شهر تهران است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهی محقق ساخته است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS انجام شد.
یافتهها: وضعیت منابع اطلاعات سلامت موجود در کتابخانههای عمومی شهر تهران در اکثر منابع کم و بسیار کم است. میزان آشنایی کتابداران به موضوعهای حوزهی بهداشت و سلامت عمومی ۲۰ درصد است. میزان آشنایی کتابداران با خدمات اشاعهی گزینشی اطلاعات سلامت، با ۷۷/۴ درصد کم و بسیار کم است. میزان شرکت کتابداران در کارگاههای اطلاعرسانی پزشکی، با عدمشرکت ۷۰ درصدی کتابداران روبروست. آشنایی کتابداران با خدمات اشاعهی گزینشی اطلاعات سلامت کم و بسیار کم است. ۶۰ درصد از کتابداران با سامانههای اطلاعاتی پزشکی آشنایی ندارند. درصد آشنایی کتابداران با وبسایتهای داخلی حوزه پزشکی با ضعف ۶۰ تا ۷۸ درصدی روبرو است. درصد آشنایی کتابداران با وبسایت خارجی بینالمللی حوزهی سلامت متوسط است. کتابداران دلیل اصلی برای ارایهی خدمات گزینشی اطلاعات سلامت را ارتقای سطح سواد سلامت در جامعه میدانند. تقریباً۴۰ درصد از مراجعهکنندگان نسبت به بیماریهای واگیردار و غیرواگیردار در یک ماه تا سه بار درخواست دارند. همچنین مانع اصلی جهت ارایه خدمات اشاعهی گزینشی اطلاعات سلامت، نداشتن فرصت کافی توسط کتابدار برای ارایهی خدمات است.
نتیجهگیری: کتابخانههای عمومی کشور باید تدابیری بیندیشد که کتابداران را با حوزهی اطلاعات سلامت آشنا کرده و سیاستهایی را در این زمینه اعمال نمایند. میتوان با توجه به امکانات فنی مناسب کتابخانههای عمومی شهر تهران به ایجاد و دسترسی سامانهها و وبسایتهای حوزه بهداشت و سلامت داخلی و خارجی اقدام کرد و منابع و مدارک اطلاعات سلامت کتابداران را گسترش داد.
نجمه ناظری، علی شعبانی، علیرضا نوروزی، مصطفی حسینی گلکار،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مرجعیت علمی بهمعنای ایجاد دسترسی به اطلاعات، رجوع و کاربست دانش است. وجود مراکز اطلاعرسانی قوی، از ملزومات پشتیبانی این مرجعیت بهشمار میرود. باتوجه به عدمقطعیتهای آینده، سناریوهای مختلفی برای دسترسی به اطلاعات در کشور وجود دارد که هرکدام نیازمند اقداماتی متناسب برای کاربست دانش هستند. این پژوهش، در پی درک نیازها و ضرورتهای حوزهی اطلاعرسانی کشور برای رسیدن به مرجعیت علمی(مرجعیت مراکز علمی و اطلاعرسانی) است.
روش بررسی: با استفاده از روششناسی آیندهپژوهی و ترکیبی از روشهای کمی و کیفی، ابتدا شاخصهای مراکز اطلاعرسانی استخراج شد. سپس، براساس نظرات خبرگان، اقداماتی برای رسیدن به مرجعیت علمی شناسایی گردید. جامعه خبرگان به صورت هدفمند از میان متخصصان با حداقل ۱۰ سال تجربه در حوزههای مرتبط انتخاب شدند. اعتبارسنجی سناریوها و رسیدن به اجماع با استفاده از پنل خبرگان و گروه کانونی انجام شد.
یافتهها: مدل مفهومی با ۵ مولفه و ۲۶ عامل شناسایی شد که براساس ۱۰ پیشران اولویتگذاری گردید، دو عدمقطعیت کلیدی شامل دسترسی و مدیریت اطلاعرسانی و تکمیل چرخهی اطلاعات، به سه سناریوی سنتی، انحصارگرایانه و دموکراتیک منجر گردید. همچنین، شاخصهای مرتبط با مرجعیت علمی براساس نظر خبرگان تا افق ده ساله در هر یک از سناریوها تخمین زده شدند. یافتهها نشان داد که در شاخصهای تبادل و انتقال دانش، تمایز کمتری وجود داشت و در شاخصهای ترجمان، برونسپاری و بهرهبرداری دانش، تمایز بیشتری در بین سناریوهای گوناگون مشاهده شد که نشاندهندهی ضرورت سوق دادن اثربخشی به سمت سودمندی بود. این تغییرات در لایههای فرایند و ارزشآفرینی مرجعیت علمی قابل پیگیری بود.
نتیجهگیری: با توجه به برآورد وضعیت شاخصها توسط خبرگان، در مرحلهی بهرهبرداری دانش در سناریوهای سنتی و انحصاری، دسترسی به اطلاعات در مؤلفههای تبادل و انتقال دانش به نحو مطلوب شکل نخواهد گرفت. بنابراین، در راستای بهکارگیری کاربست دانش، وجود فرایندهای پشتیبانی، ترویج و تعامل علمی نقش بسزایی در ایجاد مرجعیت علمی ایفا خواهد کرد. اگرچه بشر تا افق میانمدت همچنان با حاکمیت نگرش دانش به مثابهی قدرت و اطلاعات در جایگاه منبع قدرت روبهروست، برای نیل به مرجعیت علمی، گذار به نگرشهایی که حمایت بیشتر و بسترسازی بهتری برای شکلگیری چرخهی اطلاعات و توزیع عمومیتر آن دارند، ضرورت دارد.
سمیرا سادات پورحسینی، نوذر نخعی، وحید یزدی فیض آبادی، ریحانه سلجوقی نژاد،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اورژانس اجتماعی یکی از برنامههای مداخلهای با هدف پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بهشمار میرود که وظیفهی آن مداخله در بحرانهای اجتماعی است. آگاهی جامعه از این برنامه تأثیر بسزایی در مدیریت آسیبها خواهد داشت. هدف این مطالعه بررسی وضعیت آگاهی و عملکرد در خصوص اورژانس اجتماعی است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر، پیمایشی مبتنی بر پرسشنامهی آنلاین در سال ۱۴۰۲ بود که به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. شرکتکنندگان شامل ۷۰۶ نفر از شهر کرمان بودند. ابزار اندازهگیری شامل پرسشنامهی ۴ بخشی: اطلاعات جمعیتشناختی، آگاهی از اورژانس اجتماعی، آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی و عملکرد در هنگام مواجهه با آسیبهای اجتماعی بود.
یافتهها: میانگین سنی پاسخدهندگان ۳۶ سال بود و اکثریت(۷۰/۳%) زن بودند. از نظر آگاهی از اورژانس اجتماعی، ۷۱% افراد و از نظر آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی، ۸۶/۷% از آگاهی نامطلوب برخوردار بودند. همچنین ۴۴/۲% افراد از عملکرد مطلوبی در مواجهه با آسیبهای اجتماعی برخوردار نبودند. رگرسیون لجستیک نشان داد که بین آگاهی از اورژانس اجتماعی با عملکرد و تحصیلات دانشگاهی رابطهی معناداری وجود داشت. سطح عملکرد افرادی که آگاهی مطلوب داشتند، بهطور متوسط ۲/۲۸ برابر مطلوبتر از افرادی بود که میزان آگاهی آنها نامطلوب بود. سطح آگاهی افرادی که تحصیلات دانشگاهی داشتند، بهطور متوسط ۳/۶۸ برابر مطلوبتر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند. بین آگاهی از مصادیق آسیبهای اجتماعی با وضعیت تأهل نیز رابطهای معنادار بهدست آمد. سطح آگاهی افراد متأهل بهطور متوسط ۰/۵۶ برابر نامطلوبتر از افراد مجرد بود. بین جنسیت و تحصیلات با عملکرد نیز رابطهی معناداری مشاهده شد. سطح عملکرد مردان بهطور متوسط ۱/۴۲ برابر مطلوبتر از زنان بود. سطح عملکرد افرادی که تحصیلات دانشگاهی و تحصیلات دیپلم داشتند، بهترتیب بهطور متوسط ۴/۲۲ و ۳/۴۷ برابر مطلوبتر از افرادی بود که تحصیلات زیر دیپلم داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به آگاهی ضعیف جامعه نسبت به اورژانس اجتماعی، ضرورت برنامهریزی جهت ارتقای سطح آگاهی مردم در خصوص آسیبهای اجتماعی و نحوهی حمایت اورژانس اجتماعی از آسیبدیدگان اجتماعی احساس میشود.
هادی حسینی، سعید شهسواری، یاسمن پورموسی، میترا رحیمزاده،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کلینیکهای دندانپزشکی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی بهعنوان مراکز مهم ارایه خدمات سلامت دهان و دندان، بهویژه در کلانشهرها، میزبان طیف متنوعی از بیماران با ویژگیهای جمعیتشناختی، فرهنگی و اقتصادی متفاوت هستند. تداوم موفقیت و اثربخشی عملکرد این مراکز تا حد زیادی وابسته به سطح رضایتمندی و وفاداری مراجعهکنندگان است. درک عوامل مؤثر بر این دو شاخص و بررسی ارتباط ساختاری میان آنها میتواند به طراحی راهکارهای بهبود کیفیت خدمات و ارتقای تجربهی بیماران کمک کند. بر این اساس، مطالعهی حاضر با هدف تحلیل روابط بین رضایتمندی بیماران و وفاداری آنها به کلینیک دندانپزشکی دانشگاهی، با بهرهگیری از مدل معادلات ساختاری طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این پژوهش بهصورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. جامعه آماری شامل ۱۹۰ بیمار مراجعهکننده به کلینیک دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی البرز بود که بهروش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. دادهها از طریق دو پرسشنامهی استاندارد رضایتسنجی و وفاداری بیماران دندانپزشکی گردآوری شد. جهت تحلیل دادهها، از نرمافزار AMOS و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. شاخصهای برازش مدل از جمله CFI، TLI و RMSEA برای ارزیابی انطباق مدل، استفاده شد.
یافتهها: تحلیل نتایج نشان داد که رضایتمندی بیماران اثر معناداری بر وفاداری آنها دارد(۰/۰۰۱>P=۰/۹۳۱,β). در میان ابعاد مختلف رضایتمندی، شاخصهای بهداشت و شرایط فیزیکی محیط(۰/۹۳۹=β)، کیفیت پاسخگویی و ارایه خدمات(۰/۸۴۷=β) و نظام نوبتدهی و مدت زمان انتظار(۰/۷۶۱=β)، بیشترین تأثیر را بر رضایت کلی داشتند(۰/۰۰۱>P). همچنین، مؤلفههای نگرشی(۰/۹۶۹=β) و رفتاری(۰/۸۹۵=β) بهعنوان ابعاد کلیدی وفاداری بیماران شناسایی شدند. برازش مدل نیز در سطح قابل قبول ارزیابی شد(RMSEA=۰/۰۷۷,CFI=۰/۸۹۳).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، پیشنهاد میشود که کلینیکهای دندانپزشکی دانشگاهی توجه بیشتری به بهبود شاخصهای درونسازمانی از جمله شرایط محیطی، کیفیت خدمات و مدیریت زمان انتظار داشته باشند. ایجاد تجربهی مثبت و رضایت در بیماران، زمینهساز شکلگیری وفاداری بلندمدت آنان خواهد بود و در نهایت به پایداری و اعتبار کلینیک در محیط رقابتی منجر میشود.
شهره سیدحسینی، مرضیه شهبازی، علیرضا داورپناه، فاطمه کلته، رضا بصیریان جهرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش لحظهای و مستمر جستجوهای کاربران در محیط وب به موازات شناسایی پژوهشهای انجامشده توسط متخصصان در یک حوزهی خاص، موضوعی است که ذیل موضوع اینفودمیولوژی مطرح میشود. مطالعهی حاضر با هدف بررسی جستجوهای اطلاعات سلامت کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) در مقابل تولیدات علمی پژوهشگران(عرضهی اطلاعات سلامت) در زمینهی سلامت سالمندی طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که به روش دادهکاوی و رویکردهای وبسنجی و علمسنجی با بهرهگیری از شاخصهای اینفودمیولوژی صورت گرفته است. جامعه پژوهش در بخش وبسنجی، که با استفاده از ابزار Google Trends بررسی گردید، شامل کلیدواژههای جستجوشده توسط کاربران جهانی در زمینهی سلامت سالمندی بود. در بخش علمسنجی، جامعهی مورد مطالعه، شامل مقالههای انتشاریافتهی پژوهشگران جهان در زمینهی سلامت سالمندی-نمایه شده در پایگاه Pubmed- طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی میشد. از آزمون همبستگی برای بررسی همسویی رفتار اطلاعیابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران استفاده شد و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل گردید.
یافتهها: میزان تولیدات علمی پژوهشگران و شاخص حجم جستجوی کاربران در زمینه سلامت سالمندی در موتور جستجوی Google طی سالهای ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی افزایش یافته است. میانگین رشد ماهانهی تولیدات علمی پژوهشگران در این دورهی ده ساله، ۱۴۳۹/۷۰ بهدست آمد. در بخش رفتار اطلاعیابی کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) بیشترین شاخص حجم نسبی جستجو بهترتیب متعلق به کشورهای ایرلند، جامائیکا و ایالات متحد آمریکا بوده است. بیشترین تعداد مقالات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی با ۲۰۴۸۰ مقاله مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی بود. همچنین میانگین رشد ماهانهی تولیدات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی در این دورهی ده ساله(از ژانویه ۲۰۱۵ تا دسامبر ۲۰۲۴ میلادی) ۱۴۳۹/۷۰ بهدست آمد. ضریب همبستگی اسپیرمن بین رفتار اطلاعیابی کاربران در موتور جستجوی Google و تولیدات علمی پژوهشگران در این حوزه(۰/۰۰۵>P-value) مستقیم و معنادار گزارش شد.
نتیجهگیری: عوامل بسیاری میتواند تولیدات علمی پژوهشگران در زمینهی سلامت سالمندی را از منظر عرضهی اطلاعات سلامت تحتالشعاع قرار دهد. یکی از این عوامل، میزان جستجوی کاربران از منظر تقاضای اطلاعات سلامت است. با توجه به رابطهی مثبت مشاهدهشده و وجود رابطهی متقابل بین متغیرهای رفتار اطلاعیابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران، عامل تقاضای اطلاعات یا همان رفتار اطلاعیابی اینترنتی کاربران در فضای وب در این زمینه یکی از مهمترین عواملی است که اهتمام نسبت به آن از سوی پژوهشگران برای انجام پژوهشهای مبتنی بر نیاز واقعی جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است.