جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای زارع

دانشجوی دکتری سیمین مومن زاده، عاطفه زارعی، دکتر سیدعلی اکبر فامیل روحانی، لیلا دهقانی،
دوره 15، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف اصلی تحقیق، پیشنهاد معماری متناسب برای طراحی سیستم‌های اطلاعاتی یکپارچه و انعطاف‌پذیر در معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه‌ علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز است. 
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی که در آن از روش تلفیقی برنامه ریزی سیستم کسب و کار (Business System Planning) و الگوی James Martin برای طراحی سیستم‌های اطلاعاتی استفاده ‌شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۷ نفر از مدیران و کارشناسان معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی اهواز بود که از روش سرشماری استفاده شد و ابزار جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه‌‌ی ساختارمند و همچنین مشاهده و تحلیل اسناد بود. جهت تحلیل اطلاعات از ماتریس تقابلی استفاده گردید. 
یافته‌ها: در مجموع، ۵۳ فرایند و ۶۰ کلاس داده شناسایی گردید. با بهره‌گیری از یک الگوی معماری چندلایه(ارایه، فرایند، داده و زیرساخت) نتایج در قالب معماری پیشنهادی ارایه گردید. در معماری پیشنهادی ۱۲ زیرسیستم و ارتباطات بین آن‌ها شناسایی شد که دربرگیرنده‌‌ی زیرسیستم کتابخانه، فعالیت‌های پژوهشی، فرصت مطالعاتی، همایش، پژوهانه، انتشارات، نوآوری و فناوری، اطلاعات آزمایشگاهی، پایان‌نامه‌ها، برنامه‌وبودجه و زیرسیستم‌ اجتماعی و شبکه‌های مدیریت دانش بود. همچنین نتایج نشان داد که میزان پوشش فرایندها، کلاس داده‌ها و اهداف توسط سیستم‌های اطلاعاتی موجود به‌‌ترتیب %۵۳، %۵۰ و %۵۵ می باشد که در حالت پیشنهادی یا مطلوب به پوشش کامل افزایش یافته است.
نتیجه‌گیری: در این پژوهش با شناسایی سیستم‌های اطلاعاتی موردنیاز، امکان برنامه‌ریزی دقیق و به‌کارگیری موفق این سیستم‌ها فراهم می‌شود. نتایج این پژوهش می‌تواند برای پیاده‌سازی معماری سیستم‌های اطلاعاتی سایر معاونت‌های  تحقیقات و فناوری دانشگاه‌های علوم پزشکی در ایران استفاده گردد، که در صرفه‌جویی به لحاظ هزینه و زمان تأثیر بسزایی دارد.

زهرا اطرج، فیروزه زارع فراشبندی، فاطمه رستگاری،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: رفتار جستجوی اطلاعات سلامت از عوامل و متغیرهای متعددی چون صفات شخصیتی، باورها، ارزش‌ها، گرایش‌ها، عوامل زمینه‌ای و هیجانات فردی تأثیر می‌پذیرد و ازآ‌ن‌جایی‌که اطلاعات سلامت، ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی افراد جامعه دارد، می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با سلامت فردی و اجتماعی تأثیرگذار باشد و باعث بهبود عملکرد افراد در این زمینه شود. هدف از این پژوهش تعیین رابطه‌ی تیپ‌های شخصیتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با رفتار اطلاع‌یابی سلامت آنان بر اساس مدل میلر است.
روش بررسی: نوع مطالعه، کاربردی و روش آن پیمایشی است. جامعه‌ی پژوهش کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان هستند. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان ۲۹۷ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌های استاندارد پنج عاملی شخصیتی نئو و پرسش‌نامه‌ی رفتار اطلاعاتی میلر است. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین تیپ شخصیتی«روان‌نژندی» و مؤلفه‌ی«جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت» رابطه‌ی معکوسی وجود دارد. همچنین بین«اشتیاق به تجربیات جدید»، «وظیفه‌شناسی» و مولفه‌ی«جستجوی فعالانه اطلاعات سلامت» رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. این در حالی است که آماره‌های به‌دست آمده نشان دادند که بین تیپ شخصیتی«برون‌گرایی» و«توافق‌پذیری»، با مؤلفه‌های رفتار اطلاع‌یابی سلامت رابطه‌ی معناداری وجود ندارد. دانشجویان مورد بررسی از نظر تیپ شخصیتی مسئولیت‌پذیر و وظیفه‌شناس نبوده، اغلب تنهایی را ترجیح داده و درون‌گرا و محافظه‌کار هستند. اما بیش از نیمی از آنان در بعد«توافق‌پذیری»، متعادل عمل می‌کنند.
نتیجه‌گیری: نتیجه‌ی این پژوهش نشان داد که افراد مشتاق به تجربیات جدید و وظیفه‌شناس فعالانه به جستجوی اطلاعات سلامت می‌پردازند، اما افراد روان‌نژند تمایلی به جستجوی فعالانه‌ی اطلاعات سلامت ندارند. این بدان‌معنی است که هرچه افراد مسئولیت‌پذیرتر و وظیفه‌شناس‌تر باشند یا اشتیاق بیشتری به تجربه‌های جدید داشته باشند، فعالانه‌تر به جستجوی اطلاعات سلامت می‌پردازند. بنابراین بهتر است سیاستگذاران سلامت به نحوی برنامه‌ریزی کنند که اطلاعات سلامت موردنیاز بر اساس شخصیت افراد به صورت تعاملی در اختیار آن‌ها قرار گیرد.

احسان زارعی، خیرالله چاووش ثانی، محمد سعادتی، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 4 - ( مهر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، اعتماد عمومی به نظام‌سلامت به‌عنوان یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد نظام‌سلامت موردتوجه قرار گرفته است. با این‌حال، اکثر تحقیقات درباره‌ی اعتماد عمومی به نظام‌سلامت مربوط به کشورهای توسعه‌یافته است و تحقیق در این‌باره در ایران محدود است. درک بهتر اعتماد به نظام‌سلامت و برخی عوامل مؤثر بر آن به طراحی مداخلات هدفمند برای افزایش اعتماد کمک می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اعتماد عمومی به نظام‌سلامت در شهرستان رشت انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مقطعی، ۶۸۰ خانوار(۵۱۰ خانوار شهری و ۱۷۰ خانوار روستایی) وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی سنجش اعتماد عمومی به نظام‌سلامت با ۳۰ آیتم و در شش بُعد بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. از آزمون‌های منویتنی و کروسکالوالیس برای مقایسه و تحلیل تفاوت نمره اعتماد عمومی به نظام‌سلامت بین گروه‌ها استفاده شد. 
یافته‌ها: نمره‌ی کلی اعتماد مردم به نظام‌سلامت در شهرستان رشت ۶۶/۷ از ۱۱۲ بود. بیشترین نمره برای بُعد کیفیت مراقبت‌ها با ۱۶/۳۸ از ۲۸ و کمترین آن برای بعد کیفیت همکاری بین ارایه‌کنندگان با نمره‌ی ۷/۴۷ از ۱۲ بود. در بین ارایه‌کنندگان خدمات، بالاترین اعتماد به پرستاران و پزشکان متخصص و کمترین اعتماد به درمانگران طب سنتی بود. زنان، کارکنان دولت، افراد فاقد بیمه درمان، افراد با وضعیت سلامت عالی و خوب، آن‌هایی‌که از خدمات بیمارستانی استفاده کرده بودند و افرادی که از آخرین خدمت دریافتی خود رضایت داشتند، اعتماد بیشتری به نظام‌سلامت داشتند(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که علی‌رغم اعتماد مردم به تخصص و دانش پزشکان و سایر ارایه‌کنندگان، میزان اعتماد عمومی به نظام‌سلامت در سطح نسبتاً متوسط بود که نشان‌دهنده‌ی کاستی در عملکرد نظام‌سلامت است. تمرکز بر ارتباط پزشک‌بیمار و بهبود مهارت‌های ارتباطی، استقرار پرونده الکترونیک و به اشتراک‌گذاشتن اطلاعات بیماران بین ارایه‌کنندگان مختلف و سرانجام رعایت حقوق بیمار می‌تواند اعتماد بیشتری به نظام‌سلامت ایجاد کند. 

محمد جلالی، احسان زارعی، علی ماهر، سهیلا خداکریم،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بروز پاندمی کووید ۱۹ بر عملکرد بیمارستان‌ها تأثیر گذاشت و تغییراتی در استفاده از خدمات بیمارستانی ایجاد شد. تجزیه ‌وتحلیل داده‌های عملکرد بیمارستان‌ها در پاندمی کووید ۱۹ می‌تواند بینش‌هایی را در مورد الگوهای بهره‌مندی از خدمات و پیامدهای مراقبت برای مدیران و سیاست­گذاران ارایه دهد. این مطالعه باهدف بررسی تأثیر پاندمی کووید ۱۹ بر شاخص‌های پیامدی منتخب در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران انجام شد.
روش‌ بررسی: این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و از نوع تحلیل‌های سری‌ زمانی بود. داده‌های مربوط به شش شاخص پیامد شامل میزان بستری، ضریب اشغال تخت، متوسط طول اقامت، تعداد مراجعان اورژانس، تعداد تست‌های آزمایشگاهی و تعداد درخواست‌های تصویربرداری از ۱۲ بیمارستان وابسته در فاصله سال‌های ۹۵ تا ۹۸(قبل از پاندمی) و ۹۹(بعد از پاندمی) از سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی گرفته شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل سری زمانی منقطع در نرم‌افزار R تحلیل شدند.
یافتهها: بر اساس یافته‌های این مطالعه، شاخص‌های میزان بستری(p=۰/۰۱۵)، ضریب اشغال تخت(p=۰/۰۴) و میزان تست‌های آزمایشگاهی(p=۰/۰۰۳) بلافاصله پس از بروز پاندمی با افزایش معنی‌دار همراه بوده، درحالی‌که شاخص تعداد مراجعان اورژانس(p=۰/۰۳۴) با کاهش معنی‌دار مواجه شده است. شاخص‌های ضریب اشغال تخت و تعداد درخواست تصویربرداری تغییر معنی‌داری را نشان ندادند. کاهش در تعداد مراجعان اورژانس طی یک سال بعد از شیوع پاندمی معنی‌دار بوده اما تغییرات در سایر شاخص‌های پیامد معنی‌دار نبود
(P>۰/۰۵).
نتیجه‌گیری: درک تغییرات و تاثیر بروز یک رخداد بزرگ بر شاخص‌های پیامدی بیمارستان‌ها برای تصمیم‌گیرندگان لازم است تا بتوانند به‌طور موثر برای تخصیص منابع و یک پاسخ موثر به پاندمی برنامه‌ریزی کنند. شیوع کووید ۱۹ با تأثیر بر عرضه و تقاضای خدمات، باعث تغییر در عملکرد و پیامدهای بیمارستان‌ها شده است. در یک سال بعد از آغاز پاندمی، به‌جز شاخص مراجعان اورژانس، بقیه شاخص‌ها تغییر معنی‌داری را تجربه نکرده‌اند. حفظ خدمات ضروری مثل ویزیت‌های اورژانس در استراتژی واکنش سریع به شیوع یک اپیدمی و پویش‌های عمومی برای ترغیب مردم به جستجوی مراقبت‌های پزشکی در صورت نیاز در موج‌های آینده پاندمی پیشنهاد می‌شود.


راحیل نهاری، سعید هاشم زاده، احسان زارعی،
دوره 16، شماره 6 - ( بهمن 1401 )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری پزشکی به معنی سفر با هدف دریافت خدمات بهداشتی درمانی در خارج از کشور است. بحران کووید-۱۹ بر طیف گسترده‌ای از کسب و کارهای مرتبط با صنعت گردشگری از جمله گردشگری پزشکی تأثیر گذاشت و باعث کاهش عرضه و تقاضای خدمات سلامت در این بازار شد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پاندمی کرونا بر گردشگری پزشکی در ایران انجام شد. 
روش بررسی: این پژوهش مقطعی در سال ۱۴۰۰ در ایران انجام شد. داده‌های مورد استفاده در این پژوهش از سامانه آواب وزارت بهداشت در بازه زمانی سال‌های ۹۷ تا شش ماه اول ۱۴۰۰ استخراج گردید که شامل داده‌های مربوط به تعداد، مبدا و مقصد گردشگر پزشکی، نوع خدمات مورد استفاده، درآمد سرانه به ازای هر گردشگر پزشکی و درآمد ماهانه‌ی حاصل از گردشگری پزشکی در دو دوره زمانی قبل و بعد از شیوع پاندمی کووید-۱۹ بود. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های تی گروه‌های مستقل و رگرسیون سری زمانی منقطع در نرم‌افزارهای SPSS و ۱۰ Eviews استفاده شد. 
یافته‌ها: شیوع کووید-۱۹ باعث کاهش ۴۲ درصدی در میانگین ماهانه‌ی تعداد گردشگر پزشکی، کاهش ۴۵ درصدی در درآمد ماهانه‌ی حاصل از گردشگری پزشکی و ۱۰ درصد کاهش در درآمد سرانه به ‌ازای هر گردشگر شده است(۰/۰۵>P). ورود گردشگر پزشکی از جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق و عمان بیش از ۸۰ درصد کاهش داشت و بیشترین کاهش تعداد گردشگر نیز مربوط به شهرهای اهواز، ارومیه، تبریز و شیراز بوده است. در همه‌ی گروه‌های تشخیصی به‌جز زنان و زایمان، کاهش تعداد گردشگر پزشکی بین ۵۰ تا ۷۰ درصدی اتفاق افتاده است. روند کاهشی شاخص‌های گردشگری پزشکی در سال دوم پاندمی کووید-۱۹ متوقف شده و به‌صورت روند ثابت ادامه یافته است. 
نتیجه‌گیری: بحران کووید-۱۹ بر تعداد گردشگران پزشکی و درآمد حاصل از آن در ایران تأثیر منفی داشته است. موفقیت نسبی در مهار کرونا می‌تواند به بازگشت به وضعیت پیش از پاندمی کمک کند که نیازمند سیاست‌ها و اقدامات حمایتی و اجرایی مناسب از سوی دولت و بازیگران این صنعت همچون سیاست‌های تسهیل ورود بیماران، اقدامات بازاریابی، برندسازی و ایجاد تصویر مثبت در نزد مشتریان بالقوه، استفاده از امکانات تله‌مدیسین برای انجام مشاوره‌ها و پیگیری و ... است.

فاطمه اسماعیلی، نجمه آشوری، سیده محبوبه حسینی زارع،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آنتی‌بیوتیک‌ها یکی از داروهای پرمصرف هستند که کمک فراوانی به بهبود و درمان بیماری‌ها می‌کنند؛ اما تجویز نادرست و استفاده‌ی بی‌رویه از آن‌ها، سبب افزایش طول اقامت بیماران و هزینه‌های بستری می‌شود. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین رابطه‌ی بین مصرف تجربی آنتی‌بیوتیک‌ها با طول مدت اقامت نوزادان نارس بستری در بیمارستان مهدیه تهران به انجام رسید.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ بر روی ۱۵۹ نفر از نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت‌ویژه بیمارستان مهدیه شهرتهران انجام گرفت. ابزار مورد مطالعه، پرسش‌نامه ای بود که روایی آن به روش تحلیل محتوا و پایایی پرسش‌نامه با روش آلفای کرونباخ سنجیده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار SPSS و به‌کمک آماره‌های توصیفی فراوانی و درصد و آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه و تی مستقل انجام گرفت. 
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۵۲/۲ درصد نوزادان دختر بودند و ۷۹/۹ درصد زایمان‌ها به‌صورت سزارین انجام شدند. میانگین مدت اقامت نوزادان ۳۱/۴۷ روز و میانگین تولد نوزادان ۳۰ هفته بود. بر طبق نتایج مطالعه بین طول اقامت نوزادان با مدت تجویز آنتی‌بیوتیک و تعداد دوره‌های دریافت آنتی‌بیوتیک رابطه‌ی معنی‌داری وجود داشت(۰/۰۵>P). به‌گونه‌ای که اقامت نوزادان با دوره دریافت کمتر از ۱۴ روز، تقریباً نصف اقامت نوزادان بیش از ۱۴ روز بود. همچنین رابطه‌ی معنی‌داری بین تعداد دوره‌های دریافت آنتی‌بیوتیک با طول‌مدت اقامت بیماران وجود داشت(۰/۰۵>P). با افزایش تعداد دوره دریافت آنتی‌بیوتیک، طول مدت اقامت نوزادان نیز به‌صورت معنی‌داری افزایش یافته بود. نتایج مطالعه نشان داد که بین وزن تولد نوزادان، هزینه‌ی تخت و هزینه‌ی کل با تجویز تجربی آنتی‌بیوتیک‌ها رابطه‌ی معنی‌داری وجود دارد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: باتوجه به این‌که مصرف منطقی آنتی‌بیوتیک‌ها زمینه‌ی کاهش طول مدت اقامت نوزادان بستری را در پی دارد، تدوین پروتکل آنتی‌بیوتیکی به‌روز و مشخص از سوی وزارت بهداشت برای نوزادان نارس و آگاهی‌رسانی به پزشکان در خصوص تجویز تجربی آنتی‌بیوتیک‌ها و اجرای برنامه‌های آنتی‌بیوتیک استواردشیپ بیمارستان‌ها در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان، انتشار راهنماهای استاندارد درمانی، برگه‌های آماده شامل دستور تجویز آنتی‌بیوتیک‌ها به‌همراه دوز صحیح و آموزش بالینی پزشکان ضرورت می‌یابد.

فرید غفاری، سید امیرحسین پیشگویی، آرمین زارعیان، سیمن تاج شریفی فر، سمیه آزرمی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: حوادث CBRN (حوادث شیمیایی، بیولوژیک، رادیولوژیک و هسته‌ای) اغلب قابل‌مشاهده و پیش‌بینی نبوده و باعث ایجاد ترس و اضطراب و اختلال در ارایه‌ی خدمات بهداشتی درمانی در جامعه می‌شود. پیامدها و هزینه‌های بالقوه عدم آمادگی برای حوادث CBRN می‌تواند بسیار زیاد باشد. واکنش سریع و مناسب به حوادث CBRN، می‌تواند نقش مهمی در کاهش اثرات مضر سلامت جسمی و کاهش مرگ‌و‌‌میر این حوادث داشته باشد که این عوامل به میزان آمادگی کارکنان اورژانس بیمارستان‌ها بستگی دارد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان‌ها در زمینه‌ی آمادگی در مواجهه با حوادث CBRN در سال ۱۴۰۳ در تهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش کیفی و از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. جامعه‌ی پژوهش را کارکنان بالینی اورژانس چهار بیمارستان شامل یک بیمارستان آموزشی ـ تخصصی، دو بیمارستان دولتی- عمومی و یک بیمارستان خصوصی ـ عمومی تشکیل می‌دادند. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و گلوله برفی و با حداکثر تنوع از بین کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان‌های استان تهران بود. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر بود و نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه یافت. جهت تحلیل داده‌ها از رویکرد کیفی Graneheim و Lundman و جهت مدیریت داده‌های کیفی از نرم‌افزار MAXQDA نسخه‌ی ۲۰۲۲ استفاده شد.
یافته‌ها: در این مطالعه با ۱۳ نفر از کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان شامل پرستاران، مدیران پرستاری، پزشکان و کارشناسان علوم‌آزمایشگاهی(۸ مرد و ۵ زن) با میانگین سابقه‌کاری ۱۳ سال و ۱۱ ماه مصاحبه شد. یافته‌ها در قالب ۷ طبقه اصلی (منابع، آموزش و تمرین، کنترل آلودگی، هماهنگی، برنامه‌ریزی و دستورالعمل‌ها، مدیریت و درمان مصدومان، ساختار)، ۱۳ زیرطبقه و ۳۵ کد معنایی استخراج گردید. نتایج نشان داد که کمبود آموزش‌های تخصصی، نبود زیرساخت‌های مناسب برای آلودگی‌زدایی و ضعف در هماهنگی درون‌بخشی و برون‌بخشی از مهم‌ترین چالش‌های آمادگی کارکنان اورژانس در مواجهه با حوادث CBRN است. همچنین، مشارکت‌کنندگان بر ضرورت فراهم‌سازی تجهیزات حفاظت فردی، تدوین دستورالعمل‌های مشخص و برگزاری مانورهای دوره‌ای تأکید داشتند.
نتیجه‌گیری: در حال حاضر میزان آمادگی کارکنان بالینی اورژانس بیمارستان‌ها در پاسخ به حوادث CBRN محدود است. کارکنان بخش اورژانس نقش حیاتی را در پاسخ به حوادث CBRN ایفا خواهند کرد؛ بنابراین در راستای کاملاً مؤثر بودن تلاش‌های آمادگی و پاسخ آن‌ها و با توجه به افزایش تهدیدات CBRN در سراسر جهان، اتخاذ استراتژی‌های آمادگی، سیاست‌ها، برنامه‌ها، هماهنگی‌ها، بودجه و سایر اقدامات لازم جهت افزایش آمادگی کارکنان اورژانس در مقابل حوادث CBRN توصیه می‌شود.

 

فاطمه نجفی، هومن شهسواری، گلنار قانع، زهرا زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تضمین کیفیت و حفظ ایمنی بیمار در مراقبت‌های پرستاری یکی از چالش‌های اساسی و مهم در حرفه‌ی پرستاری به‌شمار می‌رود. بنابراین وجود یک ابزار بومی و معتبر برای ارزیابی پدیده‌«مراقبت پرستاری از دست‌رفته» می‌تواند به شناسایی اقدامات و شرایطی که منجر به نتایج منفی در مراقبت از بیمار می‌شوند کمک شایانی نماید. بنابراین، هدف از مطالعه‌ی‌ حاضر، بومی‌سازی و روان‌سنجی نسخه‌ی ایرانی ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته می‌باشد.
روش بررسی: ترجمه و تست روان‌سنجی ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته در ۶ مرحله شامل: ترجمه از زبان اصلی به زبان فارسی، مقایسه‌ی دو نسخه‌ی ترجمه شده‌ی ابزار، ترجمه برگشتی، مقایسه‌ی دو نسخه‌ی ترجمه برگشتی و نسخه‌ی زبان اصلی، تست آزمایشی نسخه پیش نهایی در زبان مقصد با نمونه‌ی تک‌زبانه و در نهایت، تحلیل روان‌سنجی کامل نسخه‌ی پیش‌نهایی شامل روایی صوری، محتوا، سازه و پایایی انجام شد. این مراحل در نمونه‌ای شامل ۳۳۰ نفر از پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران به کار گرفته شد.
یافته‌ها: تعداد افراد شرکت‌کننده در مطالعه حاضر ۳۳۰ نفر می‌باشد که بیشتر زن بوده و در شیفت‌‎های چرخشی‌کاری حضور داشتند. نیمی از افراد در محدوده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال قرار داشتند و بیشترین طول مدت اشتغال در حرفه پرستاری مربوط به محدوده بالاتر از ده سال بود(۱۰۰ نفر(۳۰/۳ درصد)). همچنین بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان دارای مدرک لیسانس پرستاری بودند و اکثریت بیش از ۳۰ ساعت در هفته کار می‌کردند(۳۱۶ نفر(۹۵/۸ درصد)). آلفای کرونباخ برای کل ابزار برابر با ۰/۸۹ و برای ابعاد قسمت ب ابزار بین ۰/۷۹ تا ۰/۹۳ به‌دست آمد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون برای بازآزمون قسمت الف ابزار(مراقبت پرستاری از دست‌رفته حاوی فهرستی از اقدامات پرستاری)، برابر با ۰/۸۳ و برای قسمت ب(علل مراقبت پرستاری از دست‌رفته) ابزار۰/۸۰ بود. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان‌دهنده ‌برازش مناسب و مطلوب برای سه بعد قسمت ب ابزار بر اساس شاخص‌های کلی برازندگی بود. در مجموع، این یافته‌ها شواهدی برای اعتبار سازه‌ای و پایایی قوی ابزار ارایه می‌دهند و از مناسب بودن آن برای ارزیابی مراقبت‌های پرستاری از دست‌رفته در محیط‌های بالینی پشتیبانی می‌کنند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نقش حیاتی پرستاران در سیستم بهداشت و درمان، فراهم آوردن مراقبت‌های پرستاری با کیفیت و ایمنی بالا اهمیت بیشتری می‌یابد. افزایش جمعیت‌های متنوع در سراسر جهان نشان‌دهنده‌ی نیاز شدید محققان و مراقبان سلامت به دسترسی به ابزارهای معتبر بین اقشار مختلف فرهنگی و یا به زبان‌های متفاوت است. نسخه‌ی ایرانی«ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته» ابزاری معتبر است که دارای همسانی درونی در دامنه‌ی قابل‌قبول، تکرارپذیری در دفعات آزمون خوب و اعتبار کافی به علت دارا بودن همبستگی با نسخه‌ی اصلی است. استفاده از این ابزار می‌تواند در شناسایی عوامل مرتبط با کاهش کیفیت مراقبت و طراحی مداخلات تأثیر‌گذار و یا تعدیل‌کننده‌ی این پدیده‌ی پیچیده نقش مؤثری داشته باشد.

شیوا محجل نایبی، عذرا دائی، وحیده زارع گاوگانی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش تخصص‌گرایی در علوم پزشکی و سلامت و رشد سریع فناوری‌های اطلاعاتی، نیاز به آموزش‌های تخصصی در حوزه‌ی اطلاع‌رسانی سلامت بیش از پیش احساس می‌شود. تحول دانشگاه‌ها به نسل چهارم و پنجم(دانشگاه‌های نوآور، شبکه‌ای و کارآفرین) نیز ضرورت ایجاد رشته‌های پویا و مبتنی بر نوآوری باز را افزایش داده است. هدف این مطالعه شناسایی تخصص‌های آموزشی جدید، چالش‌ها و عوامل مؤثر در ایجاد گرایش تخصصی کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و ارایه توصیه‌های سیاستی برای ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد چندروشی (Multi-Methods) انجام شد. در مرحله اول، مرور حیطه‌ای (Scoping Review) بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و با رعایت چک‌لیست PRISMA-ScR برای شناسایی تخصص‌های آموزشی موجود انجام شد. در مرحله دوم، بحث گروه متمرکز (FGD) با حضور ۸ متخصص جهت بررسی چالش‌ها، عوامل تأثیرگذار و راهبردهای توسعه برگزار گردید. در مرحله سوم، از روش دلفی ساده با مشارکت ۱۰ سیاست‌گذار رشته‌ی کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی جهت اولویت‌بندی تخصص‌های پیشنهادی استفاده شد. داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) کدگذاری و تحلیل گردیدند.
یافته‌ها: در مرحله‌ی مرور گسترده، ۲۲ مقاله‌ی مرتبط شناسایی و بررسی شدند که از میان آن‌ها ۱۱ تخصص آموزشی در حوزه‌ی کتابداری و اطلاع‌رسانی سلامت استخراج شد. پس از ادغام هم‌پوشانی‌ها، ۸ تخصص نهایی باقی‌ماند. در نهایت، با رأی و اجماع سیاست‌گذاران، ۴ تخصص آموزشی جدید برای ایجاد در حوزه‌ی کتابداری و علم اطلاعات پزشکی در اولویت قرار گرفتند. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده شامل: حفظ پایداری رشته و جلوگیری از افول هویتی آن، ضرورت تغییرات ساختاری و بازنگری در برنامه‌های درسی بر اساس نیازهای جامعه، مقاومت سازمانی در برابر  ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود. از دید سیاست‌گذاران، اصلاح برنامه درسی، طراحی مسیرهای آموزشی تخصصی و توجه به نیازهای ملی و منطقه‌ای به‌عنوان راهبردهای کلیدی پیشنهاد شد.
نتیجه‌گیری: پژوهش تأکید دارد که دانشگاه‌ها باید به سمت ایجاد گرایش‌های تخصصی جدید یا دوره‌های کوتاه‌مدت رسمی در حوزه‌ی کتابداری و اطلاع‌رسانی سلامت حرکت کنند. اجرای توصیه‌های سیاستی منتج از شواهد پژوهشی حاضر می‌تواند به پایداری رشته، توسعه‌ی بلندمدت آن و افزایش اشتغال‌پذیری فارغ‌التحصیلان منجر شود.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb