رضا صفدری، نیلوفر محمدزاده، نسیم شکوهی، عزیزه فرزین مهر، مهرشاد مختاران، شهربانو پهلوانی نژاد، مهناز میرصانع،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات کف لگن بیماری شایعی است که با درجات مختلفی از شدت، باعث اختلال در زندگی روزمره و همچنین کاهش کیفیت زندگی فرد میگردد. این بیماری تا حدود زیادی با تغییر سبک زندگی و آموزشهای خودمراقبتی قابل درمان میباشد. از طرفی امروزه گوشیهای هوشمند به بستر مناسبی جهت ارایه خدمات بهداشتی و مداخلات درمانی تبدیل شدهاند. این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای اطلاعاتی و آموزشی جهت تهیه برنامهی کاربردی خودمراقبتی زنان مبتلا به اختلالات کف لگن انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی بوده و در بیمارستان یاس وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت پذیرفت. در این پژوهش طبق جدول مورگان 30 نفر پزشک زنان که بهطور تصادفی انتخاب شده بودند، وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرارگرفت(0/85=α) و محتوای آن با مرور متون علمی تهیه گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که از نظر متخصصان بخش مداخلهای شامل یادآورها، ثبت روزانه فعالیتها و هدفگذاری با میانگین امتیازی 4/41 بیشترین اهمیت را داشته است و بخش کاربردی و خودمراقبتی با کسب میانگین امتیازی 4/36 در اولویت بعدی قرار دارد .
نتیجه گیری: طبقنظرسنجی از متخصصان که نقش اصلی را در مدیریت بیماری ایفا مینمایند، مولفههای ضروری این برنامه کاربردی در سه بخش اصلی پرونده الکترونیک، بخش کاربردی و خودمراقبتی و بخش مداخلهای و زیرمحورهای فرعی تعیین گردید.
محسن رضایی، نازنین زهرا جعفری، حسین غفاریان، مسعود خسروی فارمد، ایمان ذباح، پروانه دهقان،
دوره 13، شماره 5 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص بهموقع عملکرد غیرطبیعی تیروئید و بهدنبال آن در پیش گرفتن درمان صحیح، میتواند باعث کاهش مرگومیر مرتبط با این بیماری شود. همچنین عدمتشخیص بهموقع، عوارض جبرانناپذیری برای بیمار در پی خواهد داشت. این مطالعه، با هدف تعیین وضعیت غده تیروئید از نظر نرمال بودن، پرکاری یا کمکاری با استفاده از تکنیکهای دادهکاوی انجامشده است.
روش بررسی: تولید مدل پیشبینی کننده بهمنظور طبقهبندی بیماری تیروئید، پس از پیشپردازش دادهها با استفاده از روشهای نظارتشده و بدون ناظر انجام گردید. این مطالعه از نوع تحلیلی بوده و پایگاه داده ی آن شامل ۲۱۵ رکورد مستقل مبتنی بر ۵ ویژگی پیوسته و برگرفتهشده از مرجع داده یادگیری ماشین UCI میباشد.
یافتهها: در روش نظارتشده از شبکه های عصبی پرسپترون چندلایه و شبکه عصبی بردار یادگیر و شبکه عصبی فازی و در روش بدون نظارت از خوشه بندی فازی استفاده گردید. با روش حداقل مربعات خطا (RMSE) به ترتیب دقت های ۰/۰۵۵ و ۰/۲۷۴ و ۰/۰۱۲ و ۰/۰۳۱ حاصل شد.
نتیجهگیری: کاهش خطای تشخیص بیماری تیروئید یکی از اهداف محققان بوده است. استفاده از روش های مبتنی بر دادهکاوی می تواند به کاهش این خطا کمک کند. در این مطالعه تشخیص بیماری تیروئید به کمک روشهای مختلف تشخیص الگو صورت گرفت. نتایج نشان می دهد که مدل عصبی فازی دارای حداقل میزان خطا و بیشترین دقت است.
نسترن عباسی حسن آبادی، فرزاد فیروزی جهانتیغ، پیام طبرسی،
دوره 13، شماره 6 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت مورد انتظار در کاهش و کنترل بیماری سل بهرغم اجرای برنامه های پیشگیرانه و درمانی مؤثر فراهم نشده که یکی از دلایل آن، تاخیر در تشخیص قطعی میباشد. بنابراین ایجاد یک سیستم کمک تشخیص برای غربالگری بیماری سل میتواند به تشخیص زودهنگام این بیماری کمک کند. هدف از این تحقیق، ارزیابی الگوریتم بیز ساده بهعنوان ابزاری برای تشخیص سل ریوی است.
روش بررسی: در این مطالعهی کاربردی، جامعه پژوهش بیماران دارای علایم سل و نمونه پژوهش، دادههای ثبت شدهی ۵۸۲ فرد با علایم اولیه سل در بیمارستان مسیح دانشوری تهران است. اطلاعات نمونهها با تشخیص تاییدشده در دو کلاس مبتلا به سل ریوی و نرمال بررسی گردید. از الگوریتم بیز ساده (Naive Bayes) برای غربالگری بیماری سل ریوی با استفاده از علایم عمومی و اولیه بیماران از زبان برنامهنویسی پایتونPython) ) استفاده شده است.
یافته ها: دقت (Accuracy)، حساسیت (sensitivity) و ویژگیspecificity) ) حاصل از پیادهسازی الگوریتم بیز ساده جهت تشخیص بیماری سل ریوی بهترتیب ۹۵/۸۹%، ۹۳/۵۹% و ۹۸/۵۳% بهدست آمد و سطح زیر منحنی مشخصه عملکرد (AUC) برابر با ۹۸/۹۱% محاسبه شد.
نتیجهگیری: عملکرد مدل بیز ساده برای تشخیص بیماری سل ریوی دقت قابل قبولی دارد. این سیستم میتواند برای کمک به بیمار و مدیریت بیماری در نقاط دور افتاده با دسترسی محدود به منابع آزمایشگاهی و کمبود متخصص، استفاده و موجب تسریع در تشخیص شود. همچنین میتواند موجب اقداماتی بهموقع و مناسب جهت کنترل سرایت سل ریوی به سایر افراد و تسریع بهبود این بیماری باشد.
رضا صفدری، سید سینا مرعشی شوشتری، مرضیه اسماعیلی، فوزیه طهماسبی، زهره جوانمرد،
دوره 13، شماره 6 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: داروها و تجهیزات پزشکی از منابع حیاتی صنعت مراقبت می باشند. لذا هرگونه فرایندی که بتواند در مدیریت این منابع تاثیرگذار باشد، ارزشمند است. یکی از راه های کنترل و مدیریت بهتر فرایندها، استفاده از سامانههای دستهبندی و کدگذاری است. هدف از پژوهش حاضر، طراحی سامانه دستهبندی و کدگذاری داروها و تجهیزات پزشکی در ایران است.
روش بررسی: مطالعه توصیفی حاضر، در بازه زمانی مهر ۱۳۹۷ تا شهریور ۱۳۹۸، در چهار مرحله انجام شد. جهت شناسایی نیازمندی های یک سیستم کدگذاری برای داروها و تجهیزات پزشکی، منابع کتابخانهای جستجو شد و سیستمهای کدگذاری موجود در این حوزه مورد بررسی دقیق قرارگرفتند. سپس بر اساس نظر متخصصان در مورد ویژگیهای استخراج شده، مدل اولیه سامانه طراحی گردید.
یافتهها: ۳۵ سیستم کدگذاری شناسایی و بررسی شد. در نتیجه مقایسه این سیستمها، دو سیستم ATC/DDD و UMDNS بهترتیب جهت کدگذاری دارویی و تجهیزات پزشکی سامانه انتخاب گردید. همچنین پس از نظرسنجی، محور مکان مصرف و استقرار محصولات و استفاده از رمزینه پاسخ سریع (Quick Response (QR) Code)، جهت کدگذاری دادهها نیز به تأیید رسیدند.
نتیجهگیری: طراحی و ایجاد یک سیستم کدگذاری جامع و یکپارچه، بهطوریکه منطبق بر ساختارهای بینالمللی باشد و دو حوزهی دارو و تجهیزات پزشکی را بهصورت ترکیبی در برگیرد، بسیار موثر خواهد بود. همچنین استفاده از محور مکان در ساختار کد میتواند به مدیریت موجودی این محصولات کمک کند.
اکبر جعفری، علی اصغر صفائی،
دوره 13، شماره 6 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بهکارگیری سیستمهای واقعیت مجازی در حوزهی مراقبت-بهداشت به تازگی پیشرفتهای چشمگیری داشته است؛ این مقاله به بررسی سامانه طراحی شدهی مبتنی بر واقعیت مجازی برای بیماران مبتلا به دو نوع فوبیای تاریکی و ارتفاع پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، حاصل مطالعهای است که از طریق جستجو در منابع علمی معتبر از جمله Springer، Pubmed ،Science Direct (Elsevier) و مشاهده و بررسی سیستمهای واقعیت مجازی مشابه صورت گرفته است. با توجه به مطالعات صورت گرفته، بیماران بر اساس میزان فوبیا و نظر پزشک وارد محیط واقعیت مجازی م یشوند و برای بررسی تاثیر میزان فوبیا از یکسری پرسش نامههایی قبل و بعد از آزمایش استفاده شده و پزشکان میتوانند با استفاده از این پرسش نامه ها میزان بهبودی بیماران را ارزیابی نمایند.
یافته ها: یکی از روشهای درمان فوبیا در معرض قراردادن بیمار در محیط واقعی می باشد که در خیلی از مواقع فراهم نمودن محیط از لحاظ هزینه و امکان پذیربودن برای پزشکان و بیماران مقدور نیست. ولی با استفاده از فناوری واقعیت مجازی و در سامانه طراحی شده در این پژوهش، روانپزشکان می توانند محیطهای واقعی را به صورت واقعیت مجازی جلوی چشم بیمار به اجرا درآورند.
نتیجه گیری: وجود چندین محیط واقعیت مجازی متنوع و مناسب برای مراقبت و درمان بیماران مبتلا به فوبیای تاریکی و ارتفاع در سامانه ارایه شده در این پژوهش از نقاط متمایز آن محسوب میشود که در بسیاری از پژوهشهای صورت گرفته فقط از یک محیط ثابت برای بیماران استفاده شده بود.
علیرضا مختاری، عاطفه احمدی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تنبلی چشم (Amblyopia) یکی از مهمترین علل نابینایی، ضعف بینایی یکطرفه در کودکان، جوانان و افراد میانسال است. هدف پژوهش حاضر، طراحی و تولید یک بازی جدی در راستای درمان این اختلال و بررسی تاثیر استفاده از آن بر میزان حدت بینایی در کودکان میباشد.
روش بررسی: در این مطالعهی تحلیلی-مداخلهای، تعداد ۶۰ نفر مبتلا به اختلال تنبلی چشم یکطرفه با میانگین سنی ۷ سال در دو گروه آزمون و یک گروه کنترل وارد مطالعه گردیدند که از میان آنها ۶ نفر در طول دورهی پژوهش از مطالعه خارج شدند. جهت انجام مداخله از ابزار تولید شده با نام سیگما(تحت تلفن هوشمند) استفاده گردید. حدت بینایی نمونهها پیش و پس از مداخله اندازهگیری شد. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: حدت بینایی چشم تنبل ۱۲ نمونه(۶۳ درصد) در گروه آزمون یک بهبودیافته و در ۷ نمونه(۳۷ درصد) تغییری مشاهده نگردید. در گروه آزمون دو، حدت بینایی چشم تنبل ۱۱ نمونه(۶۵ درصد) بهبودیافته و در ۶ نمونه(۳۵ درصد) تغییری نکرده بود. در گروه کنترل، حدت بینایی چشم تنبل ۵ نمونه(۲۷ درصد) بهبود یافته و در ۱۳ نمونه(۷۲ درصد) ثابت مانده بود. یافتهها اختلاف معنیداری را در تعداد نمونههای بهبودیافته میان گروههای آزمون و کنترل در سطح(۰/۰۵≥p) نشان میدهد.
نتیجه گیری: استفاده از مجموعه بازیهای سیگما به تنهایی یا در کنار سایر روشهای درمانی میتواند منجر به بهبود حدت بینایی در چشم تنبل کودکان گردد.
محمدحسین رونقی، فروغ السادات حسینی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: رایانش مه بستری مجازی است که موجبات ذخیره سازی، محاسبه و خدمات شبکه ای بین مراکز داده ابری و ابزارهای نهایی را فراهم میکند. رایانش مه با سیستمهای نظارت فوری حوزه ی پزشکی منطبق است در چنین سیستمهایی حجم انبوه داده از حسگرهای محیطی و زیستی متعددی به دست میآید. از سوی دیگر ساختار باز و توزیع شده ی رایانش مه در برابر تهدیدات امنیتی، آسیب پذیر و ضعیف است. از همین رو هدف این پژوهش شناسایی چالشهای امنیتی رایانش مه در حوزه ی سلامت است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع آمیخته و کاربردی است که در سه مرحله در بهار ۹۸ انجام گردید. در مرحله ی اول با استفاده از روش تحلیل محتوا، کدهای امنیتی فناوری رایانش مه از بین منابع کتابخانه ای شناسایی گردید. در مرحله ی دوم نظر متخصصان فناوری اطلاعات متشکل از ۱۲ نفر شاغل در حوزه ی سلامت با استفاده از روش دلفی ارزیابی گردید. در نهایت با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی، کدهای امنیت رتبه بندی گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتب فازی حملات شبکه(۰/۳۱)، ارتباطات امن(۰/۲۳)، تشخیص هویت و کنترل دسترسی(۰/۱۹)، اعتماد(۰/۱۵) و حریم خصوصی(۰/۱۲) در عوامل امنیتی رایانش مه دارای بیشترین اهمیت بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج پژوهش میتوان اذعان داشت که حملات شبکه و ارتباطات امن، مهمترین چالشهای به کارگیری رایانش مه در حوزه ی پزشکی محسوب می شوند؛ به دلیل اینکه گره های شبکه مه معمولاً در نقاط مختلفی با محافظت ضعیفتر مستقر میشوند؛ از همین رو ممکن است با حمله ی بدافزارهای مختلفی روبه رو شوند. در نتیجه سیاستگذاران باید به نقش این چالشها در پیاده سازی رایانش مه آگاه باشند.
رضا صفدری، مجید علیخانی، فوزیه طهماسبی، زهره جوانمرد،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع شکستگیهای استئوپروتیک که به ناخوشی و مرگومیر در سالمندان میانجامد، در جهان روبه افزایش است. برنامههای کاربردی در سلامت همراه، با توانمندسازی بیماران باعث افزایش مشارکت آنان در مدیریت سلامت خودشان میگردد. این موضوع در بهبود نتایج بهداشتی در بیماریهای مزمن اهمیت بسیاری دارد. به همین جهت این مطالعه، با هدف ایجاد برنامه کاربردی خودمدیریتی موبایل برای بیمارانی با شکستگیهای استئوپروتیک انجام گرفت.
روش بررسی: در مطالعهی توصیفی-توسعهای حاضر، ابتدا دادههای لازم برای پژوهش از طریق جستجو در منابع کتابخانهای، گایدلاینها و مرور برنامههای کاربردی جمعآوری گردید. سپس از پرسشنامهای جهت اعتبارسنجی و تعیین اهمیت این عناصر از دیدگاه پزشکان استفاده شده و طراحی منطقی برنامهکاربردی با استفاده از دادههای به دست آمده صورت گرفت. در نهایت، برنامه کاربردی در محیط Android studio ایجاد و سپس ارزیابی شد.
یافته ها: بخشهای اصلی برنامه شامل اطلاعات پیشگیری از بیماری، ابزار ارزیابی خطر شکستگی و اطلاعات مربوط به خودمدیریتی در مراقبت شکستگیهای استئوپروتیک میباشد که خود دارای دو بخش شکستگی لگنی و سایر شکستگیها میباشد. هم چنین، امکاناتی مانند امکان تنظیم برنامهی ورزشی، یادآورها و پروندهپزشکی را فراهم میآورد. درنهایت عملکرد برنامه کاربردی ارزیابی شده و مطابق انتظارات بود.
نتیجه گیری: این برنامهی کاربردی دارای محتوای معتبر است و میتواند برای کمک به بیماران با شکستگیهای استئوپروتیک به منظور مدیریت بیماری و یادگیری مهارتهای خودمدیریتی استفاده گردد.
آزیتا یزدانی، رضا صفدری، رکسانا شریفیان، مریم زحمتکشان، مرجان قاضی سعیدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: زمانیکه سیستمهای تصمیمیار بالینی ایجاد شوند، بهکارگیری راه حلهایی که بتواند استفاده از این سیستمها در مقیاس بزرگ را فراهم کند، منجر به کاهش تولید هزینههای ناشی از ایجاد، نگهداری و اشتراک گذاری آنها از تولید سیستمهای متعدد جلوگیری میشود. در سالهای اخیر یکی از رویکردهایی که با این هدف به صورت ترکیبی با سیستمهای تصمیمیار استفاده میشود، رویکرد معماری سرویسگراست. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش و اهمیت معماری سرویسگرا در ارایه معماریهای مقیاس پذیر سیستمهای تصمیمیار بالینی با تمرکز بر رویکردهای مختلف این معماری میباشد.
روش بررسی: مقاله ی حاضر از نوع مقاله ی مروری ساده است. پایگاههای الکترونیکی کتابشناختی IEEE Explore، Science Direct، Springer، Web of Science و Scopus بررسی گردید. کلمات کلیدی«معماری سرویسگرا» و «سیستم تصمیمیار بالینی» به عنوان کلمات کلیدی اصلی همراه با اصطلاحات مرتبط برای جستجو در این پایگاهها استفاده شد.
یافتهها: رویکرد سیستمهای تصمیمیار بالینی مبتنی بر معماری سرویسگرا مزایایی همچون تسهیل نگهداری دانش، کاهش هزینه و بهبود چابکی را به ارمغان میآورد. ارتباطات نقطه به نقطه، خط خدمات سازمانی، رجیستری خدمات، موتور راهنمای بالینی و موتور مبتنی بر قانون و service choreography and orchestration طرحهای کلی معماری میباشند که در استفاده از سیستمهای تصمیمیار بالینی مبتنی بر رویکرد معماری سرویسگرا مشهود هستند.
نتیجهگیری: معماری سرویسگرا به عنوان یک راه حل بالقوه برای ارایه پلتفرمهای مقیاسپذیر سیستمهای تصمیمیار بالینی است.
رئوف نوپور، محمد شیرخدا، شراره رستم نیاکان کلهری،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف:سرطان کولورکتال از شایعترین سرطانهای دستگاه گوارش در انسان و مهمترین عامل مرگ و میر در جهان محسوب میشود. استفاده از برنامه ی غربالگری مناسب بر اساس میزان خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در افراد، میتواند در پیشگیری از این بیماری مناسب باشد. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی مدلی برای غربالگری سرطان کولورکتال بر اساس ریسک فاکتورها بود تا بتوان از یک سو میزان بقای این بیماری را در سطح جامعه افزایش داد و از سوی دیگر میزان مرگ و میر کاهش یابد.
روش بررسی: ابتدا با مرور مقالات و بررسی اطلاعات موجود در پرونده بیماران، ۳۸ ریسک فاکتور کشف شدند، برای تعیین مهمترین ریسک فاکتورها از بعد بالینی، ازcontent validity ratio (CVR) و از نظر آماری و با توجه به مجموعه داده گردآوری شده از روشهای آماری ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون لجیستیک استفاده گردید. سپس از چهار الگوریتم تولید قوانین J-۴۸، J-RIP، PART و REP-Tree برای دادهکاوی استفاده شد و مناسبترین مدل بر اساس مقایسه میزان عملکرد الگوریتمها بهدست آمد.
یافتهها: پس از مقایسه عملکرد الگوریتمها، الگوریتم دادهکاوی J-۴۸ با میزان F-Measure ۰/۸۸۹، عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمها داشته است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتم دادهکاوی J-۴۸ نشان داد که این الگوریتم میتواند به عنوان مناسبترین مدل تعیین خطر ابتلا به سرطان کولورکتال در نظر گرفته شود.
رضا صفدری، فرنوش لارتی، کامیار فتحی سالاری، سامان محمدپور،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبیوعروقی و خطاهای دارویی از دلایل اصلی ناخوشیها و مرگومیر در سرتاسر جهان به شمار میآیند. سیستمهای تجویز الکترونیک و مدیریت مصرف دارو (electronic prescribing and medication administration(ePMA)) تا حدودی از وقوع خطاهای دارویی پیشگیری می کنند. هدف این مطالعه تعیین الزامات اطلاعاتی سیستم ePMA بیماران قلبیوعروقی بود.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی در بیمارستان امام خمینی تهران و دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در تابستان ۱۳۹۸ در دو فاز بررسی متون و نظرسنجی پرسش نامهای انجام شد. آیتمهای اطلاعاتی حاصل از بررسی متون ۱۰۰ مقاله در سه پرسش نامه، سازماندهی شدند. در مرحله ی نظرسنجی، پرسش نامهها میان پزشکان، پرستاران و صاحب نظران گروه مدیریت اطلاعات سلامت به روش سرشماری توزیع شد. پایایی پرسش نامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. تحلیلهای آماری با استفاده از SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از دید متخصصان، آیتمهای اطلاعاتی دموگرافیکی بیمار و شناسههای منحصربه فرد بیشترین میانگین یعنی بالای ۴/۷ را کسب کردند. پزشکان به اطلاعات بالینی از جمله سابقهی دارویی و اسامی ژنریک بیشترین موافقت را ابراز کرده بودند. از دید پرستاران آیتمهای اطلاعاتی مشکلات بیمار و اقدامات انجام شده و انواع دوز دارو میانگین کامل یعنی ۵ را به دست آوردند.
نتیجهگیری: نیاز به آیتمهای اطلاعاتی میان کاربران مختلف سیستمهای ePMA متفاوت است اما ممکن است آیتمهایی نیز وجود داشته باشد که میان آنها مشترک باشد. لازم است پژوهشهای آینده نیازمندیهای اطلاعاتی مالی و داروخانهای را براساس دیدگاه سایر کارکنان داروخانه و حسابداری بیمارستان بررسی نماید.
احمد سیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایشگاهها جزو اصلیترین پایههای مراکز تحقیقاتی و علمی بهحساب میآیند. سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاه بستر ثبت اطلاعات و تعاملات بین آزمایشگاهها و پژوهشگران است. هدف از مطالعهی حاضر ارایه مدل معماری سازمانی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کیفی انجام گرفت. با استخراج اسناد و اطلاعات موجود در خصوص سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی از بانکهای اطلاعاتی، نمونه ی ۱۶ نفره از کارشناسان و استادان استفاده کننده از خدمات آزمایشگاهی دانشگاه صنعتی شریف جهت تعیین نیازها به صورت گلوله برفی و مبتنی بر هدف در مصاحبه وارد شدند. با تعیین نیازها، مدلهای معماری سازمانی از بانکهای اطلاعاتی استخراج شد. جهت انتخاب مدل معماری سازمانی برای انتخاب بهترین مدل متناسب با خدمات آزمایشگاهی از نظر ۱۶ صاحب نظر استفاده شد. با توجه به جنبه های مختلف فنی و مدیریتی سیستمهای مدیریت آزمایشگاهها دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا تلفیق گردیدند. در مرحله ی بعد با استفاده از تکنیک دلفی در سه راند از نظر متخصصان استفاده کننده از سیستم های خدمات آزمایشگاهی جهت ارزیابی مدل پیشنهادی استفاده شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش متشکل از دو قسمت ارزیابی نیازهای سیستم مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی و ارایه الگوی پیشنهادی میباشد. در مدل ارایه شده محتوای هر سلول چارچوب زکمن با رویکرد سرویسگرا با توجه به مشخصات سیستم مدیریت آزمایشگاهی انتخاب و تلفیق گردید. مدل بر اساس پنج سطح بلوغ معماری سازمانی بررسی گردید که بهبود بلوغ معماری سازمانی در سطوح بالاتر مشهود بود.
نتیجهگیری: استفاده از معماری سازمانی ویژه ی سیستمهای مدیریت آزمایشگاهی سبب استفاده ی بهینه از منابع و سهولت در تعاملات می گردد.
رقیه خشا، محمدمهدی سپهری، نسرین طاهرخانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یک بیماری مزمنِ غیرقابل درمان، اما قابل کنترل است که پزشکان جهت دستیابی به سطح مطلوب کنترل بیماری، نظارت مداوم بر علایم و همچنین تنظیم یک برنامه درمانی مبتنی بر خودمراقبتی را پیشنهاد می نمایند. ارایه این برنامه، مطابق با سطح کنترلی که بیمار در آن قرار دارد، تنظیم میگردد. لذا ارزیابی و دسته بندی دقیق سطح کنترل آسم، می تواند در ارایه برنامه درمانی موثر به بیمار حایز اهمیت بوده و موجب بهبود خودمراقبتی و توسعه ی مداخلات پیشگیرانه جهت کاهش علایم آسم شود.
روش بررسی: در این مقاله، داده های ۹۶ بیمار آسمی شامل اطلاعات دموگرافیک، متغیرهای بالینی و سوابق پزشکی بیمار، دادههای زیست محیطی موثر بر آسم، معیارهای عملکرد ریه و گروه محرک مبتنی بر پرسش نامه های کنترل آسم، در یک دوره زمانی ۹ ماهه از یک بیمارستان تخصصی بیماریهای ریوی تهران جمع آوری و در یک پایگاه داده چندمتغیره و چندکلاسه تجمیع شده و سپس سطح کنترل آسم با کمک یک مدل تلفیقی مبتنی بر خوشه بندی فازی و الگوریتمهای با نظارت در یادگیری ماشین دسته بندی شده است.
یافته ها: مدل پیشنهادی برای ارزیابی سطح کنترل آسم که حاصلِ عملیات متوازن سازی، خوشه بندی فازی و انتخاب مشخصه بر روی داده هاست، دقتی به میزان ۸۸% ارایه نموده است.
نتیجه گیری: مدل حاضر، علاوه بر کمک به پزشکان برای شناسایی دقیق تر سطح کنترل آسم، می تواند در سیستم های الکترونیکی خودمراقبتی به منظور ارایه هشدارهای شخصی شده در مورد احتمال تضعیف کنترل آسم به کار رود. این چنین ابزارهایی می توانند مراقبت از آسم را از رویکرد مراقبتی واکنشی به یک رویکرد پیشگیرانه ارتقا دهند که در آن تصمیم ها و اقدام های درمانی از سوی پزشک ناشی از سطح کنترل آسم مزمن و پیشگیری از آسم حاد باشد.
زهرا محمدزاده، حمیدرضا سعیدنیا، علی قربی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: وبسایتهای بیمارستانی، سیستمی مناسب برای تبادل اطلاعات و ایجاد ارتباط بین بیمار، بیمارستان و کادر درمانی محسوب میشود. هدف این پژوهش، شناسایی و دسته بندی خدمات مبتنی بر وب مطلوب در وبسایت بیمارستانهای ایران بر اساس مدل سنجش رضایت مشتری کانو بود.
روش بررسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش آن، پیمایشی است. جامعهی آماری این پژوهش شامل کاربران وبسایت بیمارستانی است که ۱۲۰ نفر از بین آنها بهصورت تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای بر اساس مدل کانو بوده است. روایی پرسشنامه از دید استادان علم اطلاعات و فناوری اطلاعات سلامت، تأیید گردید. برای تحلیل دادهها از جدول ارزیابی مدل کانو، نرم افزار اکسل، آمار توصیفی و برای تعیین پایایی از آزمون آلفای کرونباخ(۰/۸۲=a) استفاده شد.
یافتهها: ابتدا با استفاده از مرور متون و بررسی وبسایتهای برتر به شناسایی و دستهبندی خدمات مبتنی بر وبِ مطلوب در وبسایت بیمارستانها پرداخته شد. سپس تعداد ۶۷ خدمت شناسایی شده، در معیار اجباری(۲۹ خدمت)، معیار تک بعدی(۱۵ خدمت)، معیار جذاب(۱۴ خدمت) و معیار بیتفاوت(۹ خدمت) دسته بندی شد. بیشترین خدمات شامل خدمات اجباری، جذاب، تک بعدی و بیتفاوت در مؤلفههای محتوایی بودند.
نتیجهگیری: بیشتر خدمات شناساییشده در این پژوهش در وبسایت بیمارستانهای مطرح جهان قرار داشتند که انتظار میرود طراحان و متخصصان حوزهی فناوری اطلاعات سلامت و مدیران بیمارستانها در ایران در طراحی سایت بیمارستان از آن استفاده کنند. هر چند در بعضی موارد نظرات متخصصان و طراحان سایت نظراتی کاربردی بود، اما به دلیل ناآشنایی کاربران از موضوعات تخصصی طراحی وبسایت مورد توجه تعداد معدودی از کاربران قرار گرفت.
شهپر زکی پور، بهزاد فرخ سرشت، محمدجواد تقی پوریان، حسنعلی آقاجانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهه های اخیر افزایش بهره وری و کاهش خسارات از طریق بهبود رفتارهای نابهنجار کاری، مورد توجه صاحب نظران رفتار سازمانی به ویژه پژوهشگران حوزه ی سلامت قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر کاهش رفتارهای نابهنجار در حوزهی سلامت می باشد.
روش بررسی: با استفاده از تکنیک فراترکیب، یافته های مطالعات داخلی و خارجی مرتبط به صورت نظام مند با روش هفت مرحله ای Sandelowski و Barroso بررسی گردید. کدهای شناسایی شده با استفاده از نرم افزار MAXQDA۱۰ طبقه بندی و تحلیل شد و برای سنجش پایایی و کنترل کیفیت از روش کاپا و نرم افزار SPSS استفاده شد و ضریب کاپا محاسبه شده برابر با ۰/۸۹۳ بوده که در سطح توافق عالی قرار گرفت.
یافتهها: از ۴۳۵ مقاله ی جستجو شده در این حیطه، ۴۶ مقاله منتخب و براساس آنها ۶۸ عامل شناسایی شد؛ این عوامل در ۳ مقوله اصلی و ۱۱ کد محوری دسته بندی شد. عوامل تأثیرگذار شناسایی شده در این پژوهش شامل عوامل فردی(روان شناختی، جمعیت شناختی، مذهبی گرایی، زمینه ای)، عوامل گروهی(ارتباطات، سیستم پاداش مناسب، رفتارهای بازدارنده) و عوامل سازمانی(فضای سازمانی، تدابیر ساماندهی، عواطف سازمانی، ادراک موقعیت کاری) است.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل فردی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر کاهش رفتارهای نابهنجار است. از این رو یافته های حاضر بر ضرورت توجه به عوامل روان شناختی، جمعیت شناختی، مذهبی گرایی، زمینه ای در برنامه ریزی و مداخلات مدیران در جهت افزایش بهره وری در حوزه ی سلامت تاکید می نماید.
ناهید عین الهی، رضا صفدری، مرسا غلامزاده، الهام حق شناس، حوریه ماسوریان،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: برنامه های سلامت همراه امروزه در حوزه های مختلفی به ویژه در حوزهی بیماریهای پوستی به عنوان ابزارهایی هم برای کمک به بیماران و هم برای کمک به پزشکان در تشخیص و درمان توسعه یافته اند. لذا هدف اصلی این پژوهش مروری بر ویژگی ها و محتوای اپلیکیشن های حوزه ی مراقبت از پوست است.
روش بررسی: به صورت بررسی تطبیقی و با روش توصیفی-تشریحی است. اپلیکیشن ها، در حوزه ی درماتولوژی براساس معیارهای ورود که شامل اپلیکیشن هایی که در دو فروشگاه GooglePlay و AppStore بیش از ۱۰۰ بار دانلود شده بودند یا در مطالعات در حوزه ی تشخیص، درمان، مدیریت، مشاور از راه دور، یا خودمراقبتی در حوزه های مختلف بیماری های پوستی طراحی شده بودند و معیارهای خروج شامل اپلیکیشنهایی که قبل از سال ۲۰۱۰ تولید شده بودند و مواردی که به تخصصهای پزشکی غیر از dermatology مربوط میشدند، جستجو شدند. برای مقایسه ی بهتر، ویژگی های مختلفی بر اساس مرور متون و مشاوره با متخصصان از لحاظ ویژگی برنامه برای مقایسه و دسته بندی در نظر گرفته شد. در مرحله ی بعد اپلیکیشن های شناسایی شده براساس معیارهای مختلف بررسی و با هم مقایسه شدند.
یافته ها: در نتیجه ی جستجو، در مجموع ۳۳ اپلیکیشن براساس معیارهای در نظر گرفته شده، شناسایی شدند. از این میان، ۳۳/۳% از این تعداد در حوزه ی آموزشی و سپس ۲۴/۲% به حوزهی خودمراقبتی اختصاص داشتند. برنامه های مورد بررسی در نه حوزه ی مختلف در رابطه با بیماریها دستهبندی و مقایسه شدند که ۶۱% از اپلیکیشن ها انواع مختلف بیماری های پوستی را پوشش میدادند.
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که بیشترین کاربرد اپلیکشن های مورد بررسی در حوزه ی آموزش و خودمراقبتی بوده است که نشاندهندهی تسهیل امر آموزش و مراقبتهای ابتدایی توسط بیمار و مراقبان وی به کمک فناوری اطلاعات و کاربرد موفق حوزه mhealth است. همچنین با بررسی اپلیکیشن ها، کاربردی بودن اپلیکیشن های تخصصی به خوبی مشخص شد، هرقدر اپلیکیشن ها تخصصی تر بودند، آیتمهای هوشمند بیشتری در آنها تعبیه شده بود؛ از اینروبا استفاده از قابلیت های سلامت همراه در این حوزه، میتوان تلاش کرد تا اپلیکیشن ها بیش از گذشته هوشمند شوند.
حمزه امین طهماسبی، مائده قاسمی،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به افزایش روزافزون هزینهها، رقابت و پیشرفت تکنولوژی، چالشهای سازمانهای سلامت در ارائهی خدمات به مشتریان افزایش یافته است. رویکرد ناب یک سیستم مدیریتی با روشهایی است که بهکارگیری آنها میتواند موجب افزایش بهرهوری، رضایت بیماران، کیفیت ارایه خدمات و کاهش اتلاف و هزینهها شود. این پژوهش، با هدف شناسایی و سطحبندی معیارهای یک بیمارستان ناب انجام شده است.
روش بررسی: در این پژوهش، با مرور بر ادبیات موضوع، ۲۲ معیار برای یک سازمان ناب استخراج و از لحاظ مفهومی با بیمارستان و حوزهی سلامت تطبیق داده شد. سپس معیارهای تعیینشده با استفاده از نظرات خبرگان و طیف لیکرت، مورد سنجش قرار گرفت. روابط میان معیارها با مدلسازی ساختاری تفسیری فازی مشخص شد. سپس رتبه و سطوح این معیارها تعیین و در نهایت با استفاده از تحلیل میکمک، عوامل مهمتر برای یک بیمارستان ناب مشخص گردید.
یافتهها: با استفاده از تحلیل میکمک معیارهای «مشخص کردن جریان فرایندها و بهبود مستمر جهت یافتن مشکلات» و «استفاده از کنترلهای بصری جهت درک بهتر شرایط و یافتن مشکلات» به عنوان مهمترین معیارها برای بیمارستان ناب برگزیده شدند.
نتیجهگیری: برای افزایش رضایت مشتریان، کاهش هزینهها و ارتقای کیفیت ارایه خدمات، پیشنهاد میشود که بیمارستانها، اجرای تکنیکهای ناب را در دستور کار خود قرار دهند. جهت اجرای ناب میباید با استفاده از نتایجی که از تحلیل میکمک به دست آمد، به دو عامل «مشخص کردن جریان فرایندها و بهبود مستمر جهت یافتن مشکلات» و «استفاده از کنترلهای بصری برای درک بهتر شرایط و یافتن مشکلات» توجه بیشتری نمود.
رضا صفدری، عبدالرضا ناصر مقدسی، سحر خناری نژاد، احسان غضنفری سوادکوهی،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف طیف وسیعی از داروها در بیماران مالتیپلاسکلروزیس(ام اس) میتواند منجر به عوارض جانبی و تداخلات دارویی شود. از این رو بهکارگیری سیستمهای هوشمند مانند سیستمهای پایش دارویی میتواند در درمان اثربخش و بهموقع بیماری ام اس کمککننده باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به منظور طراحی و ارزیابی سامانه پایش دارویی بیماران مالتیپل اسکلروزیس انجام گردید.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی-توسعهای حاضر در چهار مرحله انجام شد. در مرحلهی اول با جستجو در منابع کتابخانهای و گایدلاینهای معتبر مجموعه عناصر حداقل داده مشخص شد و بهصورت چکلیست جهت اعتبارسنجی در اختیار متخصصان مغز و اعصاب و فلوشیپ ام اس قرار گرفت. سپس سامانه بهصورت منطقی طراحی شد و کدنویسی نرم افزار براساس نظر متخصصان انجام گرفت. در مرحلهی آخر سامانه توسط کاربران نهایی ارزیابی گردید.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی موجود در طراحی نرم افزار در دستههای: اطلاعات دموگرافیک بیمار، تاریخچه پزشکی، علایم بالینی، اقدامات تصویربرداری، تستهای آزمایشگاهی داروهای اکریلیزوماب و فینگولیمود، مشاوره و دادههای درمانی قرار گرفت. در نهایت، عملکرد سامانه پایش دارویی با میانگین ۷/۹ ارزیابی شد و توسط کاربران تایید گردید.
نتیجه گیری: یافتههای حاصل از ارزیابی نرمافزار نشان میدهد که سامانه پایش دارویی میتواند به پزشکان عمومی، متخصصان مغز و اعصاب و فلوشیپهای ام اس در پایش و پیگیری دارویی بیماران کمک نماید و منجر به افزایش ایمنی بیمار گردد.
مرجان قاضی سعیدی، غلامرضا اسماعیلی جاوید، نیلوفر محمد زاده، حمیده اسداله خان والی،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت از شایعترین بیماریهای متابولیک جهان است که از جمله عوارض شایع و دردناک آن زخم پای دیابتی است. صحت و جامعیت محتویات پروندهی الکترونیک پزشکی در ارتقای کیفیت درمان و مراقبت بیماران موثر است. هدف این مطالعه تعیین مجموعهی حداقل دادههای ضروری برای پرونده الکترونیک پزشکی زخم پای دیابتی است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، جهت جمعآوری عناصر اطلاعاتی زخم پای دیابتی منابع معتبر اینترنتی و کتابخانهای مطالعه شد. ۱۴ نفر از پزشکان و پرستاران شاغل و همکار با مرکز ترمیم زخم وابسته به جهاد دانشگاهی علوم پزشکی تهران جهت نظرسنجی بالینی و ۵ نفر از متخصصان فناوری اطلاعات سلامت دانشگاه علوم پزشکی تهران جهت نظرسنجی اطلاعات دموگرافیک انتخاب شدند. ابزار مطالعه، پرسشنامهی محققساخته، روش اعتبارمحتوا (CVR: Content Validity Ratio) و سنجش پایایی با روش retest بود.
یافتهها: از بین ۲۳ عنصر اطلاعاتی مورد نظرسنجی بخش دموگرافیک موارد بالای ۹۹ درصد موافقت، انتخاب شد. همچنین از ۸۶ عنصر اطلاعاتی بخش بالینی موارد بالای ۵۱ درصد موافقت انتخاب شد. خبرگان بالینی شامل ۶ متخصص مرتبط با حوزهی زخم، ۴ پزشک عمومی و ۶ پرستار بودند. در بخش اطلاعات دموگرافیک کمترین موافقت مربوط به عنصر معرف و سطح تحصیلات با ۲۰ درصد موافقت بود. در بخش اطلاعات بالینی کمترین موافقت مربوط به جراحی، زالو درمانی و MRI پا با صفر درصد و PRP ،G-CSF و سونو داپلرکبد با %۱۴ بود.
نتیجهگیری: حداقل عناصر اطلاعاتی پرونده الکترونیک پزشکی زخم پای دیابتی در بخش بالینی به شرح حال، اطلاعات زخم، اطلاعات اندام تحتانی، نتایج پاراکلینیک، مدیریت زخم، پیگیری و در بخش اطلاعات دموگرافیک به هویتی، پذیرش، مالی، گزارشگیری و قابلیت سیستم تقسیم شد. الگوی پیشنهادی برای سیستم دستی و الکترونیک قابل ارایه است.
محمدحسین رونقی،
دوره 14، شماره 5 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، فناوریهای همه جانبه ای هستند که عناصر مجازی و دنیای واقعی را در هم می آمیزند. این فناوری ها برای کمک و بهبود قابلیت های انسانی در بسیاری از زمینه ها مورداستفاده قرارگرفته اند. سیستمهای افزوده و مجازی در موقعیت های مختلف پزشکی کاربرد دارند. این فناوری ها در اکثر مراحل درمانی بیمار و انجام رویه های پزشکی گزینه های کارآمدی هستند. از همین رو، هدف از این مطالعه، بررسی کاربردهای فناوریهای واقعیت مجازی و افزوده در حوزه ی پزشکی و رتبه بندی آنها بود.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی در دو مرحله به صورت آمیخته در سال ۱۳۹۸ انجام شد. در قسمت کیفی پژوهش از منابع کتابخانه ای و در قسمت کمی پژوهش از پرسش نامه استفاده شد. کاربردهای فناوری واقعیت افزوده و مجازی توسط گروهی از خبرگان متشکل از ۱۳ نفر رتبه بندی گردید. در نهایت از روش تحلیل نسبت ارزیابی وزندهی تدریجی (Step-Wise Weight Assessment Ratio Analysis (SWARA)) برای رتبه بندی کاربردهای فناوریها در پزشکی استفاده شد.
یافته ها: نتایج روش SWARA نشان داد که آموزش(۰/۲۵۲)، جراحی(۰/۲۱۶)، بازی های سلامت(۰/۱۸۸)، تشخیص و کنترل بیمار(۰/۱۸۶) و داروسازی(۰/۱۵۸) دارای بیشترین اهمیت در بین کاربردهای فناوری واقعیت افزوده و مجازی در پزشکی بودند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان اذعان داشت که آموزش و جراحی های پزشکی دارای بیشترین اهمیت در کاربردهای فناوری واقعیت افزوده و مجازی در پزشکی است. سیاستگذاران و مدیران بیمارستانها باید از این رتبهبندی برای سرمایهگذاری و توسعه ی فناوری های واقعیت افزوده و مجازی در سازمان خود استفاده کنند تا خدمات بهتری به مشتریان و بیماران ارایه دهند.