محمد ضربی، رضا صفدری، ناهید عین الهی،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایشگاههای تشخیص پزشکی از جمله مهمترین مراکز در چرخهی درمان بیماران محسوب میشوند. امروزه انتخاب آگاهانهی آزمایشگاههای تشخیص پزشکی یکی از چالشهایی است که بیماران در فرایند درمان با آن مواجه هستند. این پژوهش با هدف ارتقای دانش کاربران نرمافزار در زمینهی علوم آزمایشگاهی و همچنین تسهیل در انتخاب آگاهانه و هوشمند آزمایشگاه موردنیاز کاربران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی-توسعهای با رویکرد کاربردی است. مراحل انجام کار شامل مطالعات کتابخانهای، نیازسنجی براساس پرسشنامهها، جمع آوری انواع دادههای دانشی و شناسنامهای، طراحی از طریق ترسیم نمودارهای UML، پیادهسازی با استفاده از زبان برنامهنویسی جاوا و ارزیابی نرمافزار بود.
یافتهها: یک سیستم جامع از اطلاعات آزمایشگاهی و آزمایشهای قابلانجام در کلیه آزمایشگاههای تهران میباشند، ایجاد گردید. همچنین براساس فاکتورهایی نظیر دسترسی مکانی، انواع آزمایشگاهها و انواع آزمایشها سامانهای طراحی شد که با استفاده از آن کاربران میتوانند با سرعت بالا و جابهجایی کمتر، اطلاعات کافی و مطابق با نیازهای خود به مناسبترین مراکز آزمایشگاهی دسترسی داشته باشند. ارزیابی با استفاده از پرسشنامهی محققساخته که روایی و پایایی آن تایید شده بود، انجام شد. جامعه هدف شامل ۱۱ نفر متخصص و ۴۰ نفر کاربر عادی بود. براساس معیار لیکرت، نتایج بهدست آمده از پاسخ تمام افراد شرکتکننده در پژوهش برای سؤالات موجود در پرسشنامه، بالاتر از ۴/۰۵ بود.
نتیجهگیری: نرمافزار مذکور نشان داد، فاکتورهایی که در نیازسنجی از اولویت برخوردار بودند به مقدار قابلتوجهی موجب افزایش رضایتمندی کاربران شده و همچنین سهولت استفاده از خدمات آزمایشگاهی را مطابق با نیاز کاربران فراهم نمود.
نیلوفر محمدزاده، زیبا مسیبی، حمید بیگی، محمد شجاعی نیا،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سپسیس، مهمترین بیماری ۲۸ روز اول زندگی و از دلایل اصلی مرگومیر نوزادان در بخش مراقبتهای ویژه میباشد. سپسیس نوزادی میتواند از علایم بالینی عفونتهای بیمارستانی باشد. ازاینرو هدف از این پژوهش، ایجاد و ارزیابی مدل پیشبینی سپسیس بیمارستانی و ارایه نتایج آن به ارایهدهندگان خدمات مراقبت سلامت است.
روش بررسی: در این مطالعهی توصیفی کاربردی، جامعهی پژوهش شامل نوزادان بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان ولیعصر(عج) تهران و نمونه پژوهش، دادههای ثبت شدهی ۴۱۹۶ نوزاد بستری شده در این بخش از سال ۹۵ تا شهریورماه ۹۹ میباشد. ویژگیهای اولیه جهت ایجاد مدل پیشبینی بیماری سپسیس با بررسی منابع اطلاعاتی مرتبط و مطابق با نظر استادان و مسئولان مرکز تحقیقات مادر و جنین بیمارستان ولیعصر تهیه گردید و روایی آن توسط ۵ نفر از استادان فوقتخصص نوزادان این بیمارستان تایید شد. در این پژوهش از الگوریتمهای یادگیری ماشین جهت ایجاد مدل پیشبینی سپسیس استفاده شده است.
یافتهها: برای ارزیابی مدلهای ایجاد شده، از پارامترهای Accuracy و AUROC (سطح زیرمنحنیROC) استفاده شد. بیشترین مقدار Accuracy و AUROC بهترتیب مربوط به الگوریتمهای Adaptive Boosting و جنگل تصادفی میباشد.
نتیجهگیری: منحنیهای یادگیری نشان میدهد که با استفاده از نمونههای آموزشی مختلف و انتخاب پیچیدهتر ویژگیهای ترکیبی، عملکرد مدلها بهبود مییابد. تحقیقات بیشتر برای ارزیابی اثربخشی بالینی مدلهای یادگیری ماشین در یک کارآزمایی ضروری است.
محمد جبرییلی، علی رشیدی، طاهر محیط مافی، رقیه موسی زاده،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای نسخه نویسی الکترونیکی میتوانند ایمنی بیمار و کیفیت خدمات مراقبت سلامت را ارتقا دهند. این سیستم ها باید قابلیتهای لازم جهت کاهش خطاهای پزشکی و بهبود عملکرد ارایهکنندگان خدمات سلامت را فراهم کنند. هدف این تحقیق، ارزیابی قابلیتهای سیستم نسخه نویسی الکترونیکی از دیدگاه پزشکان در پلیکلینیک های سازمان تامین اجتماعی ارومیه می باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک تحقیق توصیفی- مقطعی است که در سال ۱۳۹۹ انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه شامل ۸۲ نفر از پزشکان شاغل در ۳ پلی کلینیک سازمان تامین اجتماعی ارومیه بود که به صورت سرشماری تعیین گردید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته میباشد که روایی پرسشنامه بر اساس نظرات خبرگان تعیین شد و پایایی آن نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در بخش ثبت و دسترسی به اطلاعات سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به امکان ثبت دارو(۴/۵۸) و ثبت دستورات مرتبط با آزمایش، رادیولوژی(۴/۴۴) بود. از لحاظ قابلیت های پشتیبان تصمیمگیری، بیشترین امتیاز به ارائه هشدارهای مربوط به تداخلات دارویی(۴/۱۸)، کنترل میزان تجویز دارو برای بیماران مزمن(۳/۸۳) و در بخش قابلیتهای فنی سیستم، بیشترین امتیاز مربوط به سهولت استفاده سیستم(۳/۸۷) و رابط کاربری مناسب(۳/۶۶) می باشد.
نتیجه گیری: سیستم نسخه نویسی الکترونیکی مورد مطالعه، در برخی قابلیت ها مانند دسترسی به اطلاعات دارویی براساس منابع معتبر، پیشنهاد گزینههای درمانی براساس تشخیص اصلی و همچنین سفارشی سازی سیستم امتیاز کمتری کسب کرده لذا توسعه دهندگان سیستم، باید قابلیتهای آن را، از طریق برقراری ارتباط مناسب با کاربران و درک کامل نیازهای واقعی آنها، ارتقا دهند.
نیلوفر محمد زاده، سید هادی سجادی، سید حسن سجادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکههای اجتماعی که دادههای سلامت را در اختیار کاربران قرار میدهد، نه تنها منجر به آموزش آنها میشود بلکه باعث میشود تا در فرایند تصمیمگیری دربارهی سلامت خود نقش فعال داشته باشند. شبکههای اجتماعی حوزه سلامت علاوه بر ابزاری مناسب برای ارتباط بهتر بیمار با ارایهدهندگان خدمات بهداشتی درمانی، میتواند نقش موثری در ارتباط بیماران مشابه با یکدیگر برای دریافت حمایت های اجتماعی داشته باشد. شبکههای اجتماعی یکی از بزرگترین آثار وب ۲ میباشد که ارتباط میان افراد را تسهیل میکند.گسترش شبکههای اجتماعی استفاده از آنها در حوزهی سلامت همچنان در سطوح اولیه خود قرار دارد. برای پیادهسازی یک سیستم اطلاعاتی ابتدا نیاز است تا شناخت، طراحی و مدلسازی فرآیندهای مربوط به آن انجام پذیرد. هدف اصلی این مطالعه ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت بهمنظور تسهیل توسعههای آتی میباشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به دلیل مرور متون، از نوع توصیفی و همچنین به علت وجود ابعاد فناورانه در مدلسازی بهکار برده شده از نوع توسعهای است. در مطالعهی حاضر ابتدا ویژگیهای استخراج شده پس از ارزیابی توسط متخصصان تایید شدند. سپس باتوجه به ویژگیهای مذکور، مدلسازی شبکه در سه سطح داده ای، کارکردی و فرایندی انجام شد. بر اساس مدلسازیهای انجام شده، یک پروتوتایپ طراحی شد و مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافتهها: در این پژوهش مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی در حوزه سلامت در ۳ محور مدلسازی دادهای، مدل سازی کارکردی و مدل سازی فرایندی تهیه شد. در ارزیابی کاربردپذیری مبتنی بر اصول دهگانهی Nielsen، پروتوتایپ ایجاد شده بر مبنای مدلسازیها ارزیابی گردید. در نهایت تعداد مشکلات در هرکدام از موارد مدل Nielsen مشخص شد. مورد«وضوح وضعیت سیستم» با ۳۱/۲۶ و «سازگاری و استانداردها» با ۲۷/۵ بهترتیب با بیشترین و کمترین مشکل همراه بودند.
نتیجهگیری: نیاز روزافزون و گسترش استفاده از شبکههای اجتماعی، بستر مناسبی را برای استفاده از این ابزار در حوزهی سلامت و بهرهبرداری از مزایای آن ایجاد کرده است. مطالعهی حاضر با تمرکز بر ارایه مستندات فنی برای توسعهی شبکههای اجتماعی سلامت و برای تسهیل توسعه شبکههای اجتماعی در حوزهی سلامت انجام شده است.
نیدا عبدالهی، محمدرضا نیلی احمد ابادی، صغری ابراهیمی قوام، خدیجه علی آبادی، محمد عسگری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یادگیری عمیق و پایدار، نیازمند محیط یادگیری ایمن و سالم است و توجه به فرایندهای درهم تنیدهی هیجانی، انگیزشی، شناختی و اجتماعی در فرایند یاددهی-یادگیری حیاتی است. انگیزش پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیم دو مقولهی مهم در این فرایند است که از هیجانهای پیشرفت در محیط یادگیری تاثیر میپذیرد. از این رو هدف این مطالعه، اثربخشی الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه کنترل ارزش هیجانهای پیشرفت (CVT)، بر انگیزش پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیم می باشد.
روش بررسی: پژوهش از نوع کمی و با روش نیمه آزمایشی گروه کنترل نامعادل انجام شد. جامعه آماری، یادگیرندگان دختر دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۹۸-۹۷ بودند که بهصورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای در دو گروه آزمایش و کنترل تعیین شدند. گروه آزمایش براساس الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه CVT آموزش داده شد و گروه کنترل این روش آموزش را دریافت نکردند. پرسشنامهی انگیزش پیشرفت تحصیلی و یادگیری خودتنظیم به صورت پیشآزمون و پسآزمون قبل و بعد از اجرای الگو، بر روی گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. دادهها با روش آمار استنباطی و توصیفی، با استفاده از نرم افزار SPSS و کواریانس چند متغیری تحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری اثر گروه بر نمرههای متغیرهای وابسته نشان میدهد که بین گروههای آزمایش و کنترل در راهبرد شناختی (η۲=۰/۱۴ ،P>۰/۰۵ ،F=۱۱/۹۴)، راهبرد فراشناخت (η۲=۰/۴۴، p>۰/۰۵، F=۵۶/۰۶)، باورهای انگیزشی (η۲=۰/۰۸، p>۰/۰۵، F=۶/۳۶)، و انگیزش پیشرفت تحصیلی (η۲=۰/۱۳، p>۰/۰۵، F=۱۰/۶۹)، تفاوت معنیدار وجود دارد.
نتیجه گیری: نتیجهی حاصل از این تحقیق نشان می دهد که استفاده از الگوی طراحی آموزشی مبتنی بر نظریه CVT، بر راهبردهای شناختی، فراشناخت، باورهای انگیزشی و انگیزش پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان تاثیر مثبت دارد.
فایزه مهدیزاده، فاطمه مهدیزاده، مریم تاتاری، مصطفی شیخ الطایفه،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دانشجویان علوم پزشکی بهعنوان بزرگترین گروه ارایهدهندهی خدمات سلامت باید بتوانند با تلفیق مهارتهای فنی و دانش حرفهای خود مشکلات بیماران را تشخیص دهند و با بهکارگیری آن گامی بزرگ در جهت کاهش خطا و افزایش کیفیت مراقبت بردارند. به همین دلیل مطالعه ای با هدف بررسی ارتباط سواد سلامت و سواد رایانهای در بین دانشجویان علوم پزشکی تربت حیدریه در سال ۱۳۹۷ انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعهی مقطعی با رویکردی توصیفی-تحلیلی در نیمه اول سال ۱۳۹۷ روی ۲۰۱ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه که با روش نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامهی سواد سلامت بزرگسالان ایرانی و پرسشنامهی سواد رایانهای جمع آوری شد. سپس دادهها با کمک نرمافزار SPSS و با بهکارگیری آمار توصیفی و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: در این مطالعه ۱۷۵ نفر از شرکتکنندگان(۸۷/۱%) خانم و بقیه آقا بودند. میانگین و انحراف معیار سن ۱/۳۰±۲۱/۵۲ و معدل ۰/۹۹±۱۷/۱۱ می باشد. نتایج حاصل از رگرسیون خطی چندمتغیره نشان میدهد که ابعاد متغیر سواد رایانهای میتواند تا ۶۳ درصد تغییرات نمره سواد سلامت دانشجویان را پیشبینی نماید. نتایج نشان داد که ابعاد مهارت پایه، فراوانی استفاده از رایانه و خودارزیابی مهارت کار با ویندوز ارتباط معناداری با سواد سلامت دانشجویان دارند(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه، پیشنهاد میشود که تمهیدات لازم جهت افزایش سواد رایانهای دانشجویان با برگزاری کارگاهها و بروزرسانی محتوای درسی در دانشگاهها صورت گیرد، تا گامی در جهت افزایش سواد رایانهای و به تبع آن افزایش سواد سلامت دانشجویان برداشته شود.
میثم فلاح نژاد، رضا صفدری،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سالیانه مبالغ زیادی از هزینههای پرداختی بیمارستانها توسط بیمههای درمانی بهعنوان کسورات، بازپرداخت نمیشود. بنابراین کاهش کسورات برای بیمارستان بسیار مهم است. در این مطالعه طراحی و پیادهسازی داشبورد کسورات بیمه مبتنی بر هوش کسب و کار درمانی، برای بهبود مدیریت مالی با هدف محوریت ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری آن انجام گردیده است.
روش بررسی: جهت طراحی پرسشنامه، ابتدا ۲۷ سوال از طریق مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با اعضای هیاتمدیره بیمارستان تهیه گردید و روایی و سازگاری گویههای آن از طریق روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ تعیین شد. دادهها در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد و نتایج برای طراحی و پیادهسازی داشبورد استفاده گردید.
یافتهها: مطالعه از نوع توسعه ای کاربردی میباشد. در فاز اول جهت تعیین Content Validity Index) CVI) و Content Validity Ratio) CVR)، پرسشنامهی محققساخته در اختیار ۲۰ نفر از خبرگان قرار گرفت. در فاز دوم، با ساخت انبار داده در Structured Query Language) SQL)، اطلاعات جداول مرتبط با کسورات سامانه HIS بیمارستان را به آن منتقل شد و اطلاعات عملیاتی سازمان استخراج و به قالب DW تبدیل شده و Map اطلاعات، تست شد. در ادامه سرویسهای Online Analytical Processing) OLAP) بر روی پایگاه داده تحلیلی ایجادشده بارگذاری گردید. در مرحلهی آخر ابزار Power BI جهت ایجاد مکانیزمهای هوش تجاری، نمایش و مصورسازی اطلاعات انتخاب و استفاده شد و در فاز سوم با استفاده از پرسشنامهی استاندارد Questionnaire for User Interface Satisfaction) QUIS)، میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد توسط ۱۵ نفر متخصص مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتیجهگیری: در این مطالعه از دو پرسشنامه استفاده شد. مقدار CVR در تمام گویه های پرسشنامه اول، بیشتر از ۰/۵۰ و میزان CVI در حیطههای بالایی ۰/۹۰ اندازه گیری شد و نیز ضریب آلفای کرونباخ نیز بین ۰/۸ تا ۰/۹ بهدست آمد که بیانگر سطح خوب بود. پرسشنامهی دوم برای ارزیابی میزان رضایتمندی و کاربردپذیری داشبورد بود که میانگین کل ارزیابی بر اساس شاخصهای پرسشنامهی QUIS، برابر با ۸۵/۴۰ است. بنابراین میزان رضایت و کاربردپذیری داشبورد مذکور از نظر ارزیابان در سطح "بسیارخوب" قرار داشت.
مرسا غلامزاده، سید محمد ایوب زاده، هدا زاهدی، شراره رستم نیاکان کلهری،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت بالای تصاویر رادیولوژی برای شناسایی بیماران کووید ۱۹، ایجاد مدلی مبتنی بر یادگیری عمیق از اهداف اصلی این پژوهش است.
روش بررسی: از ۱۵۱۵۳ تصویر موجود از تصاویر قفسه سینه مربوط به افراد سالم، مبتلا به کووید ۱۹ و مبتلا به پنومونی در مخزن دادههای سایت Kaggle بهعنوان دادههای این پژوهش استفاده شد. پیش پردازش دادهها شامل نرمالسازی تصاویر و تجمیع برچسب تصاویر و دستهبندی آنها به سه دستهی آموزش، اعتبارسنجی و تست میشد. سپس با استفاده از زبان پایتون در کتابخانهی fastAI مبتنی بر تکنیک کانولوشن (CNN) و براساس چهار معماری (ResNet ,VGG MobileNet ,AlexNet)، ۹ مدل از طریق روش یادگیری انتقالی برای تشخیص افراد سالم از افراد بیمار، آموزش داده شد. در نهایت، میزان عملکرد این مدلها با شاخصهایی چون صحت، حساسیت و ویژگی، و F-Measure ارزیابی شد.
یافتهها: از بین ۹ مدل ایجاد شده، مدل ResNet۱۰۱ دارای بیشترین توان تشخیص موارد مبتلا به کرونا از سایر موارد با شاخص حساسیت ۰/۹۵/۲۹ بود. دیگر مدلهای به کار گرفته شده، صحتی بیش از ۹۶% در تشخیص درست موارد مختلف تصاویر تست از خود نشان دادند. مدل ResNet۱۰۱ توانست صحتی معادل ۷۴/۹۸/۰ در تشخیص بین موارد سالم و مبتلا از خود نشان دهد.
نتیجه گیری: میزان صحت به دست آمده، نشاندهندهی عملکرد دقیق مدل پیش بینی در تشخیص کووید ۱۹ میباشد. بنابراین با پیادهسازی یک برنامه کاربردی براساس مدل توسعهیافته میتوان به پزشکان در تشخیص دقیق و زودهنگام موارد مبتلا یاری رساند.
آرمان بهاری، بهنوش مودی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش استفاده از تلفنهای هوشمند، بهبود وضعیت شبکه اینترنت جهانی و همچنین نیاز به انعطافپذیری در فرایند آموزش، پیادهسازی یادگیری الکترونیک را در جامعه بشری امری اجتنابناپذیر نموده که محدودیتهای زمانی و مکانی را از بین برده و آموزش برابر را فراهم نموده است. با وجود این، سرعت ایجاد و توسعهی آن مخصوصاً در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در کشورهای در حال توسعه همچون ایران آهسته و بسیار کم است. ازاینرو در پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر ایجاد و توسعهی یادگیری الکترونیک از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان پرداخته شده است.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی و بهصورت توصیفی-پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری شامل ۳۱۳ نفر از دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی ۱۳۹۶-۱۳۹۵ میباشد که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامهی محققساخته، جمعآوری و با استفاده از آزمونهای آماری و نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: یافتهها نشاندهندهی آن است که ۶ شاخص منتخب این پژوهش از نظر دانشجویان بر ایجاد و توسعهی یادگیری الکترونیک در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان موثر بوده و عوامل به ترتیب از بیشترین به کمترین تاثیر عبارتند از: کیفیت اطلاعات و محتوا(۴/۲۵)، تمایل فراگیران(۴/۱۱)، کیفیت سیستم(۴/۱۰)، عوامل تسهیلکننده(۴/۰۵)، تعامل دانشجو و استاد(۳/۹۸) و کیفیت استاد(۳/۸۴).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای مطالعهی حاضر، میتوان نتیجه گرفت که سیاستگذاران و مدیران دانشگاه با توجه به اهمیت هرکدام از عوامل به سرمایهگذاری و توسعهی یادگیری الکترونیک برای ارایه خدمات بهتر به دانشجویان و استادان دانشگاه بپردازند.
کسری دولت خواهی، عادل آذر، تورج کریمی، محمد هادیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان و بهطور جزیی سرطان پستان در زمره بیماریهایی بهشمار میروند که در ایران پس از بیماریهای قلبی بیشترین آمار مرگ ومیر را به خود اختصاص داده است. پیشبینی صحیح سرطان پستان دارای اهمیت است و وجود علایم و ویژگیهای مختلف این بیماری، تشخیص را برای پزشکان دشوار میکند. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر سرطان پستان و تشخیص احتمال ابتلا به سرطان پستان است.
روش بررسی: در مطالعهی حاضر، ابتدا به روش تحلیل محتوا و مطالعات کتابخانهای، عوامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شده سپس با همراهی تیم خبرگان مشتمل بر پزشکان متخصص و یا دارای فوقتخصص سرطانشناسی و جراحی پستان با کمک روش دلفی، تعدیل گردیده و ۲۶ عامل نهایی که بهصورت عددی صحیح و رشتهای بودند براساس شرایط بومی و اقلیمی تایید شدند. در ادامه و با توجه به عوامل نهایی و براساس پرونده پزشکی ۵۲۰۸ بیمار در مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهیدبهشتی به منظور تشخیص ابتلا به سرطان از روشهای درخت تصمیم (Decision Tree)، جنگل تصادفی (Random Forest) و ماشینبردار پشتیبان (Support Vector Machine) بهعنوان روشهای یادگیری ماشین بهره گرفته شد.
یافتهها: در گام نخست و با روش تحلیل محتوا، ۲۹ عامل تاثیرگذار در ابتلا به سرطان پستان شناسایی شد. در ادامه و با در نظر گرفتن شرایط بومی و اقلیمی و با استفاده از روش دلفی و با بهرهگیری از نظرات ۱۸ خبره در طی سه دوره، ۲۶ عامل تعدیل و نهایی شد. در گام نهایی و با استفاده از پرونده پزشکی مراجعهکنندگان که در طی ۳ سال گردآوری شده و معیارهای استخراجشده از سه روش ذکر شده، جنگل تصادفی، بیشترین دقت به میزان ۹۴/۷۵% و صحت ۹۷/۲۶% را در تشخیص ابتلا به سرطان پستان به خود اختصاص داد، که این میزان در قیاس با سایر پژوهشهای مشابه که از پایگاههای داده بومی بهره گرفتهاند، دقتهای بهدست آمده بسیار نزدیک به کارهای پیشین بوده و در بعضی موارد نیز دقت بهتری داشته است.
نتیجهگیری: با استفاده از روش جنگل تصادفی و با بهرهگیری از عوامل تاثیرگذار بر سرطان پستان، قابلیت تشخیص ابتلا به سرطان با بیشترین دقت فراهم شده است.
ملیحه دلیلی صالح، مریم سلامی، فرامرز سهیلی، ثریا ضیائی،
دوره 15، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابخانههای دانشگاهی برای ورود به کتابخانههای نسل چهارم، باید معیارهایی را کسب کنند، یکی از آن معیارها استفاده از فناوریهای نوین است. هدف پژوهش حاضر شناسایی نگرش کاربران کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی به مؤلفههای فناوری واقعیتافزوده است.
روش بررسی: روش پژوهش، پیمایشی و نوع مطالعه کاربردی بود. رویکرد پژوهش کمّی و ابزار پژوهش پرسشنامهی محققساخته بود. روایی داخلی پرسشنامه از طریق CVI و پایایی با استفاده از ICC انجام شد. روایی صوری پرسشنامه با استفاده از نظرات ۱۰ نفر از متخصصان علم اطلاعات و حوزه فناوری واقعیتافزوده به تأیید رسید و پایایی آن با ضریب همبستگی آلفای کرونباخ ۰/۹۶ و به روش آزمون-بازآزمون بهدست آمد. از طریق پرسشنامه آنلاین، دادههای دیدگاه کاربران نسبت به مؤلفههای آشنایی، امکانات، کاربرد، مزایا، فرصت و محدودیت با سؤالات ۵ گزینهای لیکرت گردآوری شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرمافزار SPSS و با استفاده از آزمون تی مستقل، آنوا و توکی برای بررسی وضعیت مؤلفههای فناوری واقعیتافزوده انجام شد.
یافتهها: میزان آشنایی کاربران با فناوری واقعیتافزوده ۵۰/۵۵ درصد بود. کاربران مشارکتکننده در پژوهش ۷۸/۲۳% با فناوری واقعیتافزوده در کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی موافق بودند. بهطور کل میانگین ۳/۹۱ و انحرافمعیار ۰/۶۳± محاسبه شد. امکان توسعهی فعالیتهای پژوهشی، کاربرد فناوری در تقویت یادگیری، مزیت جذابیت، فرصت توسعه برنامه علمی آموزشی مهمترین گویه از میان دیگر عوامل فناوری واقعیتافزوده یاد گردید و از جمله محدودیتهای راهاندازی آن در کتابخانههای دانشگاه، نبود اینترنت پرسرعت دانسته شد. نگرش کلی کاربران نسبت به فناوری واقعیتافزوده در سطح مطلوب است.
نتیجهگیری: کاربران کتابخانههای دانشگاههای علومپزشکی بهترتیب با امکانات فناوری واقعیتافزوده، فرصتی که واقعیتافزوده فراهم میکند و کاربرد واقعیتافزوده موافق بودند. نتایج، نشان داد که فناوری واقعیتافزوده از دیدگاه کاربران در کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی ایران کاربردی و مفید است. فناوری واقعیتافزوده با حمایت کاربر، بهبود فعالیت کاربر، ایجاد جذابیت، جذب مخاطب، محتواسازی با توجه به انواع منابع کتابخانهای، بازیوارسازی محتوا، اشتراک دانش، استغنای محتوای منابع، بر اساس فراهم بودن امکانات فنی(سختافزاری-نرمافزاری)، فرصتی را برای توسعهی کتابخانههای دانشگاههای علوم پزشکی ایجاد میکند.
مرجان قاضی سعیدی، مژگان تنهاپور،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دوراپزشکی امکان ارایه خدمات پزشکی را از راه دور فراهم میآورد. پیادهسازی این فناوری اغلب با مشکلاتی روبهروست. هدف این مطالعه بررسی حوزههای پرکاربرد خدمات دوراپزشکی در کشور ایران و سایر کشورهای توسعهیافته و همچنین بررسی چالشهای قانونی، مالی و حریم خصوصی دوراپزشکی در این کشورها و بهطور ویژه در عصر اپیدمی کووید-۱۹ است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک مطالعهی مروری است. مطالعات و منابع الکترونیکی از پایگاهدادههای علمی PubMed، Scopus، SID، Magiran، وبسایت وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران و وبسایتهای مرتبط بازیابی شدند. در نهایت منابع مرتبط با توجه به هدف مطالعه توسط محققان انتخاب و خلاصهای از نتایج آنها در این مطالعه ارایه شد.
یافتهها: از پرکاربردترین خدمات دوراپزشکی میتوان به حوزههای بالینی رادیولوژی، روانپزشکی و قلب و عروق برای تعامل با بیماران و حوزههای اورژانس، پاتولوژی و رادیولوژی برای برقراری ارتباط مختصصان باهم اشاره کرد. در کشور ایران مشاوره از راه دور پرکاربردترین حوزهی دوراپزشکی است. در برنامهی توسعهی کشور قوانینی محدود در حمایت از ارایه خدمات مراقبت بهداشتی الکترونیک و دوراپزشکی وجود دارد مانند ماده ۷۴ از بخش ۱۴ برنامه توسعه. همچنین از نظر حفظ حریم خصوصی بیماران قوانین قابل استناد محدودی وجود دارند. در هر یک از کشورهای اروپایی اگرچه مجموعه راهنماهایی درمورد وبسایتهای سلامت، سلامت همراه، تبادل اطلاعات بین مرزی و غیره وجود دارد اما قوانین یکپارچهای جهت ارایه خدمات دوراپزشکی وجود ندارد. HIPAA در آمریکا و GDPR در اروپا از جمله قوانین حریم خصوصی در کشورهای توسعه یافته هستند. در قاره آمریکا محدودیتهایی برای بازپرداخت خدمات دوراپزشکی مانند استفاده از مدل پرداخت بهازای خدمت درنظر گرفته شده است؛ اما هزینهها معمولاً کمتر از هزینههای درمان حضوری بیمار هستند.
نتیجهگیری: استفاده از خدمات دوراپزشکی در عصر حاضر باتوجه به شیوع اپیدمیهایی مانند کووید-۱۹ به یک الزام تبدیل شده است. بهمنظور توسعهی خدمات دوراپزشکی در کشور ایران براساس تجربه کشورهای توسعه یافته لازم است ابعاد قانونی، مالی و حریم خصوصی از جمله ایجاد قوانینی صریح درمورد تعیین حقوق بیماران و فراهمکنندگان مراقبت، راهنماهایی مدون جهت ارایه این خدمات در حوزههای مختلف بالینی مانند قالبهای ساختارمند برای مشاوره از راه دور و قوانین صریح در حوزهی حریم خصوصی مورد ملاحظه قرار گیرند.
سمیرا گوهری نژاد، شراره رستم نیاکان کلهری، راحله سالاری، مهدی ابراهیمی،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو نوعی اختلال متابولیک مزمن است که شیوع آن در سراسر جهان به طور مداوم در حال افزایش است؛ خودمراقبتی مهمترین راهکار مدیریت بیماری دیابت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سطح خودمراقبتی بیماران دیابت نوع دو انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعهی مقطعی بود که برای انجام این مطالعه، ابتدا بر اساس مرور متون و بررسی پرسشنامههای موجود آیتمهای پیشنهادی تهیه و با حذف و ادغام موارد مشابه به یک پرسشنامه در ۴ حیطهی مرتبط با رژیم غذایی، پایش قندخون، فعالیت بدنی، مصرف دارو با ۱۵ سوال طراحی گردید. ۳۰ بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعهکننده به درمانگاه غدد پرسشنامه را تکمیل کردند. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ انجام شد و روایی پرسشنامه به شیوه روایی محتوا (CVR) بررسی گردید. دادهها با نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین و انحراف معیار سن واحدهای مورد پژوهش ۱۲/۵۱±۵۲/۴ سال بود که ۵۰ درصد آنها زن و ۵۰ درصد دیگر مرد بودند. ۵۶ درصد آنها کمتر از ۵ سال به دیابت نوع دو مبتلا بودند. همچنین افرادی که دارای تحصیلات بالاتر هستند کنترل متابولیکی نسبتا بهتری در مدیریت دیابت داشتند و پاسخ بیماران به سوال ۶ دارای بیشترین میانگین بود که توجه بیماران به کنترل قند خون را نشان میدهد. برای تعیین پایایی پرسشنامه ضریب آلفایکرونباخ برای کل سوالات ۰/۷۷۳ بود، با حذف سوال ۹ به ۰/۷۹۶ افزایش یافت جهت تعیین روایی پرسشنامه با استفاده از دیدگاه صاحبنظران ضریب روایی برای تمام سوالات بالای ۰/۹۹ بود و فقط دو سوال روایی آنها ۰/۶۶ و ۰/۱۶ شد که از آزمون حذف شدند، ضریب همبستگی پیرسون برای هر سوال محاسبه گردید.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که پرسشنامهی مورد بررسی از روایی و پایایی لازم برخوردار است. با این ابزار میتوان توصیههای مناسب به بیماران مبتلا به دیابت نوع دو در زمینه لازم برای خودمراقبتی اعم از رژیم غذایی، مصرف دارو، فعالیتهای فیزیکی و کنترل قند خون برای جلوگیری از پیشرفت بیماری و عوارض ناشی از آن ارایه کرد.
رضا صفدری، سید فرشاد علامه، فریبا شعبانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل خطر بسیاری در ایجاد بیماریهای سیستم صفراوی نقش دارند. ازاینرو، این دسته از بیماریها جزو بیماریهای شایع محسوب میگردند. مشارکت فعال بیمار در مدیریت بیماری، بهبود خودمراقبتی و پیامدهای بالینی بسیار مهم است. برنامه کاربردی تلفن همراه دارای پتانسیل بالایی در پشتیبانی از خودمدیریتی بیماران است. به همین جهت این مطالعه، با هدف شناسایی و تعیین عناصر دادهای برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی توصیفی حاضر، در دو مرحلهی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر دادهای انجام گردید. در مرحلهی اول، جهت تعیین عناصر دادهای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی بیماران صفراوی از مقالات علمی موجود در پایگاههای اطلاعاتی استفاده شد و چکلیستی از عناصر دادهای تهیه شد. در مرحلهی دوم بر اساس چکلیست تهیه شده، پرسشنامهای محققساخته ایجاد شد که روایی صوری و محتوایی آن مورد تایید تیم پژوهش و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۸۷/۲% محاسبه شد. پرسشنامهی مذکور در اختیار پزشکان فوقتخصص گوارش مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) قرار گرفت و بدینترتیب عناصر دادهای منتخب شناسایی گردید.
یافتهها: عناصر دادهای این برنامه در هفت بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بالینی، اطلاعات مربوط به بیماریهای سیستم صفراوی، اطلاعات مربوط به سبک زندگی پس از جراحی بیماران صفراوی، یادآورها، مدیریت بیماری و اطلاعرسانی دستهبندی شدند. ۶۰/۵% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخش اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات بالینی بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند. ۵۴/۲% از آنها، عناصر دادهای بخش آموزش بیماران را با اهمیت بالایی برشمردند. ۴۳/۸% پاسخدهندگان پرسشنامه، به عناصر دادهای بخشهای مداخلهای برنامه، بیشترین میزان اهمیت را اختصاص دادند و تنها ۴/۲% از آنها عناصر دادهای این بخش را با کمترین میزان اهمیت در نظر گرفتند.
نتیجهگیری: بر مبنای عناصر دادهای تعیین شده، برنامه کاربردی خودمراقبتی طراحی و ایجاد شد و میتواند به عنوان مکملی در جهت مراقبت تخصصی به بیماران صفراوی مورد استفاده قرار گیرد.
شهربانو پهلوانی نژاد، رضا صفدری، مژگان رحمانیان، محمدصالح صفری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پرهاکلامپسی، یکی از جدیترین موارد بارداریهای پرخطر است که سلامت زنان را در سطح جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه به مخاطره میاندازد. پرهاکلامپسی یک سندرم خاص بارداری با میزان شیوع حدود ۱۴-۷ درصد است که یکی از سه علت اصلی مرگ زنان باردار است. پرهاکلامپسی در ایران، دومین علت شایع مرگ و میر مادران است و ۱۴ درصد از موارد مرگ و میر مادران را به خود اختصاص داده است. پژوهش حاضر به منظور طراحی مدل مفهومی و ارزیابی برنامهی خودمراقبتی پرهاکلامپسی؛ مبتنی بر اندروید انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش در چهار مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی، طراحی، ایجاد و ارزیابی برنامه کاربردی خودمراقبتی پرهاکلامپسی انجام شد. در این نیازسنجی، ۴۲ نفر از پزشکان متخصص، دستیاران و پرسنل مرتبط با موضوع شاغل در مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی امیرالمومنین(ع) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی سمنان مشارکت کردند. سپس برنامه توسط ۷ نفر از پزشکان مورد ارزیابی اولیه قرار گرفته و در نهایت پیشنهادهای ارایه شده توسط کاربران در طراحی برنامه، اعمال شده و نسخه نهایی برنامه تکمیل شد. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو طراحی شده و سپس با استفاده از نظرات ۲۰ مادر و با ابزار QUIS کاربردپذیری آن ارزیابی گردید.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی و قابلیتهای عملکردی موردنیاز برنامه تعیین و برنامه علاوه بر برقراری ارتباط میان بیمار و ارایهدهنده، امکان مدیریت مراقبت و کنترل روند بیماری را نیز فراهم نمود. ارزیابی عملکرد برنامه توسط پزشکان و خبرگان صورت گرفته و سپس توسط مادران باردار از نظر کاربردپذیری ارزیابی گردید که یافتهها حاکی از رضایت کاربران از اپلیکیشن بود.
نتیجهگیری: استفاده از برنامههای کاربردی مبتنی برموبایل راهکار مفیدی برای افزایش دانش و ارتقای سلامت مادران باردار و تسهیل دسترسی آنان به اطلاعات درمانی و کسب مهارت های لازم در بیماریشان است. این برنامه به مادران باردار مبتلا به پرهاکلامپسی کمک میکند تا با رعایت تغذیهی مناسب و اصول درمانی، بیماری خود را کنترل نموده تا عوارض بیماری خود را به حداقل برسانند.
احمدسیر صدر، روح الله تولایی، محمد علی افشار کاظمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: معماری سازمانی منطبق بر نیازهای آزمایشگاهی، با استفاده ازمشترکات چارچوبهای معماری سازمانی معتبر و موجود، باعث همراستایی نیازها با استراتژیها و اهداف سازمانی و زیرساختهای فناوری اطلاعات میشود. ارزیابی بلوغ معماری سازمانی یکی از روش های مدیریت موثر فرایند معماری سازمانی است. هدف از مطالعهی حاضر، ارزیابی پیادهسازی مدل معماری سازمانی بر روی سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه که به روش کمی در سال ۱۳۹۸ انجام شد، مدل معماری سازمانی پیشنهادی صدر و همکاران که نتیجهی تلفیق دو مدل معماری زکمن و مدل معماری سرویسگرا با سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی بود، در دانشگاه صنعتی شریف مورد ارزیابی بلوغ معماری سازمانی قرار گرفت. جامعهی آماری این ارزیابی، بر اساس جدول تعیین نمونهی مورگان، شامل ۱۰۰ نفر از افراد خبره در زمینه سیستمهای مدیریت اطلاعات آزمایشگاهی در نظر گرفته شد.
روش (Capacity Maturity Model) CMM، که بر اساس طیف لیکرت طراحی شده، به عنوان ابزار سنجش پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات، از شاخصهای توصیفی فراوانی، درصد و آزمون T تکنمونهای برای مقایسهی میانگینها در نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: ارزیابی بلوغ معماری سازمانی شامل چهار بعد در حوزههای برنامهریزی و سازماندهی فناوری اطلاعات، توسعه و پیادهسازی فناوری اطلاعات، خدمترسانی و پشتیبانی فناوری اطلاعات و حوزهی نظارت و ارزیابی فناوری اطلاعات بود. در بین ابعاد بلوغ معماری سازمانی، کمترین میانگین مربوط به حوزهی نظارت و ارزیابی و بیشترین میانگین مربوط به حوزهی خدمترسانی و پشتیبانی بود. ابعاد از لحاظ وضعیت به ترتیب عبارت بودند از: بعد خدمترسانی و پشتیبانی، بعد برنامهریزی و سازماندهی، بعد توسعه و پیاده سازی و بعد نظارت و ارزیابی. نتایج آزمون های تحلیلی در حوزههای مربوط به بلوغ معماری سازمانی شامل حوزههای برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی و خدمترسانی و پشتیبانی تفاوت معناداری نشان داد(۰/۰۰۰۱>P)، در حالیکه در حوزهی نظارت و ارزیابی تفاوت معنی داری نشان نداد.
نتیجهگیری: ارزیابی پیادهسازی چارچوب معماری پیشنهادی در محیطهای آزمایشگاهی نشاندهندهی بلوغیافتگی مدل ارایه شده در سه حوزهی برنامهریزی و سازماندهی، توسعه و پیادهسازی، و خدمترسانی و پشتیبانی است. همچنین ارتقای بلوغ معماری سازمانی نیازمند توجه بیشتر به حوزهی نظارت و ارزیابی واصلاحات این حوزه است.
لیلا شاهمرادی، نیلوفر خردبین، احمدرضا فرزانه نژاد، نیلوفر محمدزاده، عاطفه قنبری جلفایی،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: گام نخست جهت مدیریت افسردگی در کودکان و نوجوانان، شناسایی ریسکفاکتورهاست. هدف این پژوهش شناسایی عناصر دادهای سیستم پشتیبان تصمیم بالینی غربالگری ریسکفاکتورهای افسردگی ماژور در افراد جوان است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و جامعهی پژوهش شامل پایگاههای Scopus، Pubmed، Embase، PsychInfo، WOS وClinical key و متخصصان حوزهی سلامت روان شامل متخصصان روانپزشکی و دانشجویان روانشناسی و مشاوره و راهنمایی در مراکز آموزشی و درمانی معین است. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهای شامل سه بخش بود که توسط هشت نفر از متخصصان در دسترس تکمیل شد. دادهها با استفاده از تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) و میانگین (Mean) تحلیل شدند. شاخص روایی محتوایی برابر با ۰/۷۴ و آلفای کرونباخ با نرم افزار SPSS برابر با ۰/۸۲۴ محاسبه و در نتیجه روایی و پایایی ابزار تایید شد.
یافتهها: مطابق با جدول لاوشه، عناصر اطلاعاتی مثل قوم و نژاد(Mean=۱/۱۲۵ ،CVR=-۰/۲۵) که CVR بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین کمتر از ۱/۵ داشتند، رد شدند. آیتمهایی مثل جنسیت(۱=CVR)، که CVR آنها مساوی یا بیشتر از ۰/۷۵ بود، و نیز آیتمهایی مثل وضعیت تاهل(Mean=۱/۶۲۵ ،CVR=۰/۵) که CVR آنها بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین مساوی یا بیشتر از ۱/۵ بود، پذیرفته و بهعنوان مجموعهی حداقل دادههای غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال در نظر گرفته شدند. عناصر دادهای شناسایی شده در سه دستهی دموگرافیک، بالینی و سوابق روانی-اجتماعی فرد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: سیستمهای پشتیبان تصمیم بالینی در مراحل مختلف ارایه مراقبت سلامت از جمله فرایند غربالگری کمککننده هستند. با بهکارگیری این سیستمها برای غربالگری ریسکفاکتورهای افسردگی ماژور میتوان محدودیت دسترسی به متخصصان بهداشت روان را بهبود بخشید، از اجرای گایدلاینها اطمینان حاصل کرد و همکاری بین سطوح مختلف مراقبت سلامت را ارتقا داد. تعیین مجموعهی حداقل دادههای غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال، نخستین گام طراحی و ایجاد سیستم پشتیبان تصمیم بالینی جهت شناسایی و غربالگری افراد از حیث این بیماری میباشد.
مصطفی شنبه زاده، هادی کاظمی آرپناهی، رئوف نوپور،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان یکی از رایجترین و تهاجمیترین بدخیمیها در خانمها میباشد. تشخیص بهموقع سرطان پستان نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت این بیماری، اقدامات درمانی بهموقع و در نتیجه کاهش میزان مرگومیر این بیماران دارد. یادگیری ماشین، قابلیت بالایی در تشخیص سریع و هزینه اثربخش بیماریها دارد. هدف این مطالعه، طراحی سیستم تصمیمیار بالین (CDSS) Clinical Decision Support System بر اساس قوانین استخراجشده از الگوریتم منتخب درخت تصمیم با بهترین عملکرد بهمنظور تشخیص بهموقع و مؤثر سرطان پستان است.
روش بررسی: دادههای ۵۹۷ فرد مشکوک به سرطان پستان(۲۵۵ بیمار مبتلا و ۳۴۲ فرد سالم) بهصورت گذشتهنگر از پایگاه داده الکترونیکی بیمارستان آیتالله طالقانی شهر آبادان در قالب ۲۴ ویژگی عمدتاً سبک زندگی و سوابق پزشکی استخراج شد. پس از انتخاب مهمترین متغیرها از طریق کای دو پیرسون و تحلیل واریانس یکطرفه(۰/۰۵>P)، عملکرد الگوریتمهای منتخب دادهکاوی شامل (Random Forest (RF)، J-۴۸، Decision Stump (DS)، Rep-Tree (RT و XG-Boost برای تشخیص سرطان پستان در بستر نرمافزار ۳.۴ Weka تحلیل شد. در نهایت سیستم تشخیصی سرطان پستان بر اساس بهترین مدل و از طریق زبان برنامهنویسی سی شارپ و چارچوب ۳.۵.۴ Dot Net Framework طراحی گردید.
یافتهها: ۱۴ متغیر شامل سابقهی فردی سرطان پستان، سابقهی نمونهبرداری از سینه، سابقهی رادیوگرافی از قفسهی سینه، سابقهی فشارخون، افزایش کلسترول خون LDL (low-density lipoprotein)، وجود توده در ربع فوقانی داخلی سینه، هورموندرمانی با استروژن، هورموندرمانی با استروژن-پروژسترون، سابقهی خانوادگی سرطان پستان، سن، سابقهی سرطانهای دیگر، نسبت اندازهی دور کمر به دور باسن و مصرف میوه و سبزی ارتباط معناداری را باکلاس خروجی در سطح ۰۵/۰>P نشان دادند. بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی عملکرد الگوریتمهای منتخب، مدل RF با میزان حساسیت، ویژگی، صحت و اندازه F بهترتیب برابر با ۰/۹۷، ۰/۹۹، ۰/۹۸ و ۰/۹۷۴ و ۰/۹۳۶ =(Area Under the Receiver Operator Characteristics (ROC) Curve (AUC عملکرد بالاتری نسبت به سایر الگوریتمهای منتخب داشته است و بهعنوان مدل برتر برای تشخیص سرطان پستان پیشنهاد شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که استفاده از متغیرهای تعدیلپذیر مانند سبک زندگی و ویژگیهای هورمونی-تولیدمثلی بهعنوان ورودی الگوریتم RF برای طراحی CDSS بتواند با صحت بهینه موارد سرطان پستان را تشخیص دهد. بهعلاوه سیستم پیشنهادی بهطور مؤثر در محیطهای واقعی بالینی برای تشخیص سریع و مؤثر بیماری قابل اقتباس باشد.
سامان محمدپور، رضا ربیعی، الهام شاه بهرامی، کامیار فتحی سالاری، مریم خاکزاد، مصطفی لنگری زاده،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دومین عامل مرگومیر در جهان است که سالانه منجر به مرگ بیش از ۱۰ میلیون نفر در دنیا میشود. تشخیص زودرس، مدیریت و درمان صحیح این بیماری نقش مهمی در کاهش عوارض و مرگومیر دارد. یکی از ابزارهای حمایتی در تشخیص زودرس، مدیریت و درمان این بیماری، سیستمهای تصمیمیار بالینی هستند که به دو دسته قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور تقسیمبندی میشوند. سیستمهای تصمیمیار قاعدهمحور برپایه راهنماهای بالینی ایجاد میشوند، درحالیکه سیستمهای تصمیمیار غیرقاعدهمحور از یادگیری ماشین بهره میگیرند. در این پژوهش اثرات سیستمهای تصمیمیار به تفکیک قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور، بر تشخیص، درمان و مدیریت سرطان سنجیده شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر بهروش مروری نظامیافته انجام شد که با جستجو در پایگاههای داده Web of Science، Scopus، IEEE Xplore و PubMED تا تاریخ ۲۰۲۱.۱۲.۳۱ صورت گرفت. پس از حذف موارد تکراری و ارزیابی یافتهها براساس معیار ورود و خروج، مطالعات مرتبط با هدف پژوهش انتخاب شدند. نحوهی انتخاب مقالات براساس عنوان، چکیده و متن کامل بود. ابزار گرداوری داده فرم استخراج داده شامل سال انجام مطالعه، نوع مطالعه، سیستم درگیر در بدن، اندام درگیر در بدن، خدمت ارایه شده توسط سیستم تصمیمیار، نوع سیستم تصمیمیار، اثر مورد بررسی، شاخص مورد ارزیابی اثر و نمره حاصل از ارزیابی اثر بود. برای تحلیل دادهها از روش سنتز روایتی (Narrative synthesis) استفاده شد.
یافتهها: از مجموع ۷۶۸ مقاله، ۱۶ مقاله مرتبط با اهداف مطالعه شناسایی شد. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستمهای تصمیمیار بالینی قاعدهمحور بر تنظیم دوز، شدت علایم سرطان، پیروی از راهنمایدرمانی، زمان مراقبت، میزان کشیدنسیگار، میزان نیاز به شیمیدرمانی و مدیریتدرد بودند که این اثرات به جز مدیریت درد، در همه موارد معنیدار و مثبت گزارش شده بودند. اثرات مورد ارزیابی در دسته سیستمهای تصمیمیار بالینی غیرقاعدهمحور بر تصمیمات تشخیصیودرمانی، غربالگری، کنترل نوتروپنیتبدار (Neutropenic Fever) بودند که این اثرات به جز کنترل نوتروپنیتبدار، در همهی موارد معنیدار و مثبت گزارش شده بودند.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده برای اثربخشی هر دونوع سیستمهای تصمیمیار قاعدهمحور و غیرقاعدهمحور حاکی از اثرات مثبت و متفاوت این دو دسته بود. بنابراین استفاده از ترکیب آنها در حیطهی سرطان میتواند نتایج بسیار مفیدی بهبار بیاورد.
رضا عباسی، فاطمه رنگرز جدی، شیما انوری، رضا خواجویی،
دوره 16، شماره 3 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بیمارستانها یکی از کلیدیترین تصمیمگیران در پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت برای سازمان هستند؛ ازاینرو مطالعهی حاضر با هدف تعیین و اولویتبندی موانع پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت در بیمارستانهای جنوب شرق ایران از دیدگاه مدیران بیمارستانها انجام شد.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی-تحلیلی بر روی 21 مدیر بیمارستانی شاغل در سه استان کرمان، یزد و سیستان و بلوچستان انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی محققساختهای استفاده شد که روایی صوری آن توسط متخصصان انفورماتیک سلامت و مدیریت اطلاعات سلامت تایید و ضریب پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد(96/7=α). تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد. جهت بررسی ارتباط بین میانگین هریک از موانع با متغیرهای دموگرافیک کمی و کیفی، از آزمونهای Pearson، Independent T-test و ANOVA استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه، عوامل مربوط به نادیدهگرفتن نیازهای مدیریتی بیمارستان در انتخاب سیستم(با نمره 1/333 از 2)، هزینهی خرید سختافزار، عدم آموزش کافی کاربران برای کار با سیستم(1/238)، کمبود نیروی انسانی مناسب، تعداد کم متخصصان انفورماتیک سلامت(1/19)، هزینهی خرید نرم افزار، کمبود منابع مالی لازم(1/142)، هزینهی بالای راه اندازی سیستم، عدم امکان یکپارچگی و تعامل با سیستمهای اطلاعاتی مختلف، عدم حمایت متخصصان مراقبت سلامت(1/047) و عدمتجربه مدیریت در انتخاب بهترین سیستم( با نمره یک از 2)، بالاترین نمرات را بهخود اختصاص دادند. همچنین هزینههای آموزش پرسنل برای کار با سیستم(با نمره 0/092-) و عدمایجاد بهبود در انجام فرایندهای انجام کار(0/047-) نیز کمترین نمرات را کسب کردند. تحلیل دادهها نشان داد که مدیران با زمینه تحصیلی بالینی، نسبت به مدیران غیربالینی، موانع مالی و انسانی را مهمتر بیان کردند(0/031>P).
نتیجهگیری: در این مطالعه، مدیران بیمارستانی معتقد بودند که بهترتیب عوامل مالی، انسانی، فنی، مدیریتی و سازمانی بهعنوان مهمترین موانع در پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت در بیمارستانهای ایران هستند. سیاستگذاران و مدیران حوزهی سلامت در سطح کلان و خرد میتوانند با تمرکز بر اولویتهای شناساییشده، نسبت به رفع بسیاری از موانع پیش از پیادهسازی سیستمهای اطلاعات سلامت، اقدام نمایند.