نیلوفر محمدزاده، نگین ابراهیمی، مژگان آگاه هریس،
دوره 16، شماره 4 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، اضافه وزن و بیماریهای مزمن و روحی-روانی ناشی از آن، به مرز هشداردهندهای در جهان رسیده است. امروزه درمان شناختی رفتاری به عنوان یک روش خاص در خصوص کنترل اضافهوزن به مخاطبان میآموزد که چگونه الگوهای رفتاری نامناسب و افکار مخرب همراه با پریشانی را که بر رفتار و احساسات آنها تاثیر منفی میگذارند، شناسایی کرده و تغییر دهند. هدف از اجرای این پژوهش، ارایه یک برنامه کاربردی مبتنی بر موبایل برای کنترل اضافه وزن با رویکرد درمان شناختی رفتاری است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی-توسعهای است. در مرحلهی اول با بررسی برنامههای کاربردی در دسترس مبتنی بر موبایل و مرتبط با کنترل وزن و همچنین پروتکل درمان شناختی Beck برای کاهش وزن، قابلیتهای برنامه کاربردی شناسایی و سپس بر اساس نظرسنجی از متخصصان، این قابلیتها تعیین گردید. پس از آن، رابط کاربری برنامه کاربردی طراحی و کدنویسی لازم برای استفاده از آن انجام شد. سپس پایگاه داده بهوسیلهی نرمافزار MySQL و برنامه کاربردی بهوسیلهی نرمافزار فلاتر و زبان برنامهنویسی دارت ایجاد و CBTdiet نامیده شد. در انتها نیز کاربردپذیری برنامه کاربردی توسط کاربران با استفاده از پرسشنامهی استاندارد QUIS ارزیابی گردید.
یافتهها: براساس معیارهای ورود و خروج، از بین ۲۴۷ اپلیکیشن شناسایی شده، قابلیتهای ۱۷ اپلیکیشن بررسی شد. در نهایت با توجه به نظر متخصصان ۲۱ قابلیت از جمله قابلیت ارسال پیامهای انگیزشی به مخاطب و قابلیت پاداشدهی برای دستیابی به کاهش وزن یک کیلوگرم در هفته برای طراحی برنامه کاربردی مدنظر قرار گرفت. برنامه کاربردی طراحی شده در این پژوهش، از دیدگاه کاربران با میانگین ۱/۱±۷/۹۹ از ۱۰ در سطح خوب قرار گرفت و توانست میزان قابل قبولی از رضایتمندی را در مرحلهی ارزیابی کسب نماید. بخش قابلیتهای کلی نرمافزار، بالاترین میانگین(۸/۱۲) و بخش صفحه نمایش، پایینترین میانگین نمره(۷/۸۹) را در بین تمامی بخشها کسب نمود.
نتیجهگیری: بر مبنای قابلیتهای تعیین شده، برنامه کاربردی مبتنی بر موبایل برای کنترل اضافه وزن با رویکرد درمان شناختی رفتاری طراحی و ایجاد شد که میتواند با اصلاح سبک زندگی و تغییر افکار مخرب در کنترل اضافه وزن موثر باشد.
فاطمه بهادر، اعظم صباحی، سمیه پایدار، فاطمه زنگوئی سنو،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با پیشرفت تکنولوژی اطلاعات، استفاده از فناوری پزشکی از راه دور گسترش زیادی پیدا کرده است. اما از آنجاکه فناوری پزشکی از راه دور متکی بر انتقال دادههاست، توجه به مسایلی از جمله امنیت شبکه، محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران امری ضروری است. ازاینرو این مطالعه با هدف تعیین اهمیت الزامات امنیت اطلاعات در شبکه پزشکی از راه دور از دیدگاه مدیران و کارکنان واحد فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند انجام پذیرفت.
روش بررسی: این مطالعه به شیوه توصیفی مقطعی در سال 1400 انجام شد. جامعهی پژوهش را مدیران و کارکنان واحد فناوری اطلاعات دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستانهای آموزشی شهر بیرجند(40 نفر) تشکیل دادند که بهصورت سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامهی محققساخته بود که روایی توسط استادان و صاحبنظران تایید و پایایی آن با آلفای کرونباخ(0/83) محاسبه شد. دادهها پس از جمع آوری، در نرمافزار SPSS وارد و با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که الزام امنیتی مربوط به انتقال اطلاعات از درجه اهمیت بالاتری نسبت به سایر الزامات برخوردار است. همچنین در زمینهی منابع انسانی، ارایه مستندات دقیق و راهنمای آموزشی برای کاربران سیستمها با میانگین(4/47)، در زمینهی تجهیزات تشخیص پزشکی، مجهز بودن سیستمهای شبکه پزشکی از راه دور به برق اضطراری با میانگین(4/72)، در زمینهی ذخیره و دسترسی به اطلاعات مربوط، نصب آنتیویروسها و ضد بدافزارها بر روی تمامی سیستمها با میانگین(4/75) و نیز در زمینه انتقال اطلاعات، رمزگذاری فایلها و اطلاعات مهم و حساس با میانگین(4/69) مهمترین نیاز امنیتی بودند.
نتیجهگیری: همانطورکه نتایج پژوهش نشان داد، الزامات امنیتی مربوط به انتقال اطلاعات از درجهی اهمیت بالاتری نسبت به سایر الزامات برخوردار است؛ در ابتدا میتوان با ایجاد سیاستهای امنیتی، بهروز رسانی و نظارت بر اجرای آنها و همچنین آموزش به کارکنان تاحدود زیادی امنیت اطلاعات را تضمین کرد. اما جهت انتقال اطلاعات حساس پزشکی میتوان از روشهای رمزگذاری و تایید صلاحیت، پروتکل امن انتقال اطلاعات، شبکههای خصوصی و مجازی و سایر تکنولوژیهای جدید در این زمینه استفاده کرد؛ البته در خصوص ایجاد زیرساختهای فنی مناسب جهت پیادهسازی سیاستهای امنیتی در انتقال اطلاعات بایستی تمیهدات لازم صورت پذیرد.
فاطمه بهادر، اعظم صباحی، سمانه جلالی، فاطمه عامری،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای متابولیک در ایران و پنجمین علت اصلی مرگ در سراسر جهان محسوب میشود. شیوع دیابت در سراسر جهان، باعث ایجاد روشهای جدید در تحقیقات زیست پزشکی شدهاست. از آن جمله میتوان به هوشمصنوعی اشاره نمود. این مطالعه با هدف بررسی انواع مطالعات انجام شده در زمینهی هوشمصنوعی و دیابت در ایران انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به روش مرور نظاممند انجام شد. پایگاههای اطلاعاتی معتبر داخلی شامل Irandoc، Magiran، SID و موتور جستجوگر Google Scholar با استفاده از کلیدواژههای هوشمصنوعی و دیابت بهصورت فارسی، جداگانه و ترکیبی بدون محدودیت زمانی تا ۲۰ ژوئن ۲۰۲۱ بررسی گردیدند. تعداد ۷۴۹۵ مقاله بازیابی شد که در مراحل مختلف(حذف مقالات تکراری(۱۸۲۴)، عنوان و خلاصه مقاله(۵۸۸۴) و متن کامل(۳۰)) غربالگری شد و در نهایت ۲۰ مقاله که معیارهای موردنظر پژوهشگران را داشت مورد بررسی دقیق قرارگرفت.
یافتهها: از میان مقالات بازیابیشده، ۲۰ مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند که از این تعداد ۱۶ مقاله به روشهای مبتنی بر هوشمصنوعی و ۴ مقاله به طراحی سیستمهای جدید مبتنی بر هوشمصنوعی پرداختهبودند. ۱۰ مقاله به بررسی نقش هوشمصنوعی در پیشبینی، ۸ مقاله در تشخیص و ۲ مقاله به کنترل و مدیریت بیماری دیابت پرداختهبودند. بیشترین حجم مقالات به استفاده از روشهای دادهکاوی مانند شبکهعصبیمصنوعی، درخت تصمیم و غیره(۱۶ مقاله) اختصاص داشتند و برخی از مطالعات به ارزیابی و مقایسهی روشهای هوشمصنوعی بر روی کاربرد، صحت و حساسیت هوشمصنوعی در تشخیص و پیشبینی دیابت پرداخته بودند(۱۰ مطالعه).
نتیجهگیری: بررسی نظاممند مقالات نشان داد که استفاده از روشهای دادهکاوی جهت مدیریت دیابت در ایران با پیشرفت خوبی همراه بوده اما نیاز است تا در زمینه طراحی سیستمها و الگوریتمهای هوشمصنوعی و در زمینه کنترل و مدیریت دیابت اقدامات بیشتری انجام پذیرد.
آرش فروهری، مینا دانایی، علی شیبانی تذرجی، محسن مومنی،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بهعلت مصرف خودسرانه آنتیبیوتیک، مقاومت آنتیبیوتیکی به یک مشکل سلامتی در سراسر جهان تبدیل شده است. این مطالعه با هدف بررسی شیوع خوددرمانی با آنتیبیوتیک و عوامل مرتبط بر آن در مراجعان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان در سال 1399 طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده که از اردیبهشت تا شهریور سال 1399 بهصورت مقطعی بر روی 331 نفر از مراجعهکنندگان به مراکز بهداشتی درمانی شهر کرمان به روش نمونهگیری در دسترس انجام شد. در این تحقیق جهت جمعآوری اطلاعات از یک پرسشنامهی معتبر استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل و مجذور کای با کمک نرمافزار آماری SPSS تحلیل شده است.
یافتهها: میانگین سنی مراجعهکنندگان در این مطالعه 10/76±38/6 سال بود. 135 نفر(40/4%) مرد و 194 نفر(60/6%) زن بودند. بیش از دو سوم افراد، تحصیلات بالاتر از فوقدیپلم داشتند. شیوع خوددرمانی با آنتیبیوتیک در مراجعهکنندگان 32/9% بوده است. بیشترین علت مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک، عدم تمایل به پرداخت هزینه(34/4%)، بیشترین نوع آنتیبیوتیک مصرفی آموکسیسیلین(25%) و آزیترومایسین(24%) و شایعترین شکل دارویی مورد استفاده قرص(55/5%) گزارش شد. عفونتهای تنفسی نیز شایعترین علت مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک را به خود اختصاص دادند(42/2%). داروخانهها بیشترین منبع اطلاعاتی در مورد نحوهی مصرف آنتیبیوتیک بودند(53/9%). همچنین خوددرمانی با آنتیبیوتیک در افراد متاهل(0/015=P)، افراد با شغل آزاد(0/031=P) و افراد فاقد بیمه درمان (0/001>P) بهطور معنیداری از سایر افراد مورد مطالعه بیشتر بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که خوددرمانی با آنتیبیوتیک در شهر کرمان از شیوع بالایی برخوردار است و سیاستگذاران باید مداخلاتی در جهت افزایش آگاهی افراد از خطرات و عوارض جانبی مصرف خودسرانهی آنتیبیوتیک و همچنین مقاومت دارویی ایجاد شده بهدنبال آن جهت کاهش مصرف خودسرانه این داروها طراحی و اجرا نمایند.
مونا رفیع زاده، رضا صفدری، ژاله شوشتریان ملاک، شعبان علیزاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش موبایل مبتنی بر شبیهسازی از الزامات عصر جدید بوده و حیطهای رو به گسترش در راستای رفع نیازهای آموزشی ردهها و سیستمهای مختلف است. باتوجه به گسترش استفاده از فناوریهای مبتنی بر شبیهسازی و محبوبیت ویژهی فناوری واقعیت افزوده یا (AR: Augmented Reality) در حیطهی آموزش، پژوهش حاضر بهمنظور تسهیل گامهای اولیه در شناخت الزامات فنی و نرمافزاهای مورداستفاده در ایجاد این نوع برنامههای کاربردی (app) صورت گرفته است.
روش بررسی: دادههای موردنیاز این پژوهش جهت شناسایی پلتفرم/نرمافزارهای اصلی مورد استفاده در طراحی و ایجاد برنامههای کاربردی آموزشی مبتنی بر فناوری AR با جستجو در منابع کتابخانهای گردآوری شد. همزمان، قابلیتها/بخشهای برنامههای کاربردی خروجی مطالعات وارد شده نیز استخراج، و مجموع این اطلاعات در قالب یک جدول آورده شد. پس از نمایش نرمافزارهای مورد استفاده در ایجاد این نوع برنامههای کاربردی، معماری و مدلی ساده از نحوهی ایجاد یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده توسط پرکاربردترین نرمافزارهای موجود ترسیم شد.
یافتهها: قابلیتهای نمایش مدل سهبعدی و نمونه سوالات چندگزینهای بهعنوان قابلیتهای حداقل(پایه) یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده شناسایی شدند. جهت شناسایی پرکاربردترین نرمافزارهای مورد استفاده در ایجاد برنامههای کاربردی آموزشی مبتنی بر AR، مقالات وارد شده بررسی، اطلاعات موردنیاز استخراج و در قالب جدول گردآوری گردید. نتایج بررسی نرمافزاهای متعدد مورد استفاده در مقالات حاکی از آن بود که 3D Unity و Vuforia بیشترین آمار استفاده در ایجاد این نوع برنامههای کاربردی را دارند. سپس، مدلی ساده از مراحل ایجاد برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر واقعیت افزوده و همچنین یک نمونه خروجی از این نوع برنامه کاربردی بر اساس این اطلاعات ارایه شد.
نتیجهگیری: آموزش مبتنی بر شبیهسازی یکی از مباحث مطرح و رو به رشد در سطح جهان است. فناوری واقعیت افزوده بهعنوان یکی از شاخصترین و پرکاربردترین تکنولوژیهای این حیطه میباشد. نتایج این پژوهش مجموعهای از قابلیتهای پایه یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر AR و همچنین نرمافزارهای قابل استفاده در ایجاد آن را در برمیگیرد. بنابراین، مطالعهی حاضر میتواند با ایجاد درک فنی اولیه از آموزش مبتنی بر AR، پژوهشگران علاقمند به این حیطه را در جهت شناسایی و انتخاب سادهترین مسیر در ایجاد یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر AR یاری نماید
مرجان قاضی سعیدی، محمدامین عباسی اسلاملو، کبری دارابیان، الهام عطایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت مداوم در پزشکی، Chronic Obstructive Pulmonary Disease (انسداد مزمن ریوی (COPD)) همچنان یک بیماری تنفسی پیشرو، غیرقابل درمان و مزمن است که عملکرد بیماران را از ابعاد مختلف محدود کرده و کیفیت زندگی آنها را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. در این مسیر خودمراقبتی بیماران و بهکارگیری ابزارهای مرتبط با آن در کنترل و درمان بیماری اثر قابل توجهی دارد. هدف این پژوهش، طراحی و ایجاد برنامهی کاربردی جهت خودمراقبتی انسداد مزمن ریوی مبتنی بر اندروید بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-توسعهای با رویکرد کاربردی بود. در گام اول بر اساس مطالعهی منابع کتابخانهای و گایدلاینها و بررسی پروندههای بیماران بستری مبتلا به COPD در بیمارستان فیروزآبادی، پرسشنامهای با هدف نیازسنجی اطلاعاتی و تعیین اقلام دادهای و قابلیتهای موردنیاز در برنامهی کاربردی طراحی گردید. آنگاه بر اساس نمونهای ۱۰ نفره (بهروش تصادفی و در دسترس) از پزشکان متخصص داخلی و فوقتخصص ریه در بیمارستانهای فیروزآبادی و حضرت رسول، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، بررسی و تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل و سپس جداول سناریو و نمودارهای موردکاربرد جهت نمایش جریان کلی برنامه کاربردی ترسیم شد. برنامه کاربردی با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا در محیط نرمافزار اندروید استودیو ۲۰۲۱ طراحی و ایجاد گردید. پس از نصب برنامهی کاربردی بر روی تلفن همراه ده نفر از بیماران مبتلا به COPD مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی داخلی و ریه بیمارستان فیروزآبادی شهرری و استفاده از آن بهمدت یک هفته، نظرات بیماران درمورد کاربردپذیری برنامه کاربردی از طریق پرسشنامه QUIS جمعآوری و تحلیل شد.
یافته ها: بخشهای برنامه کاربردی، متعاقب نظرسنجی متخصصان، موارد اطلاعات فردی، اطلاعات بالینی، مدیریت بیماری، گزارشگیری و نکات آموزشی تعیین شد. که پس از طراحی جهت استفاده و ارزیابی در اختیار بیماران قرارگرفت. درپایان پژوهش، نتایج حاصل از ارزیابی قابلیت استفاده و میزان رضایتمندی از برنامه کاربردی نشان داد که از دیدگاه بیماران، برنامه کاربردی با میانگین امتیاز ۸/۱(از ۱۰ امتیاز) در سطح خوب قرار گرفته است.
نتیجهگیری: از برنامهی کاربردی خودمراقبتی طراحیشده میتوان در جهت افزایش آگاهیبخشی، کمک به مدیریت بیماری، افزایش سطج کیفیت زندگی و کاهش عوارض بیماری و کاهش بار بیماری برای بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریوی استفاده نمود.
محمد جبرائیلی، شیما تورج، فرید خرمی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در نظام سلامت، روشهای بازپرداخت، معیار مهمی برای تخصیص منابع و نحوهی عملکرد ارایهدهندگان خدمات است. استفاده از سیستم پرداخت مبتنی برگروههای تشخیصی مرتبط می تواند باعث کاهش مدت اقامت و هزینههای اضافی بیمار، جلوگیری از درمانهای غیرضروری و افزایش بهرهوری منابع محدود نظام سلامت شود. توسعهی سیستم DRG بر مستندسازی کامل پروندههای پزشکی و کدگذاری صحیح تشخیصها و اقدامات متمرکز میباشد. هدف از انجام این تحقیق، ارزیابی الزامات مستندسازی و کدگذاری پروندههای پزشکی جهت پیادهسازی سیستم پرداخت مبتنی بر گروههای تشخیصی مرتبط بود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-مقطعی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. جامعهی پژوهش شامل ۴۱۸ پرونده پزشکی در پنج مرکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بود که از طریق نمونهگیری طبقهای- نسبتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، چک لیستی محققساخته بود که روایی آن براساس نظر متخصصان (مدیریت اطلاعات سلامت و اقتصاد سلامت) تایید شد و پایایی آن از طریق محاسبه آلفای کرونباخ (۰/۸۳) بهدست آمد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج ارزیابی الزامات مستندسازی و کدگذاری پروندههای پزشکی جهت پیادهسازی سیستم DRG نشان داد که متغیرهای دموگرافیک/ اداری شامل سن، جنس، نوع پذیرش، مدت اقامت بیمار، بیمه درمانی، تخصص پزشک کامل ثبت شده بودند. بررسی متغیرهای بالینی نیز نشان داد که تشخیص اصلی، اقدام اصلی، تشخیص ثانویه و سایر اقدامات به ترتیب ۹۸%، ۹۷%، ۸۸% و ۷۵% در پروندههای پزشکی مستندسازی شده و از لحاظ کدگذاری تشخیص اصلی و اقدام اصلی ۱۰۰%، تشخیص ثانویه ۶۸% و سایر اقدامات ۸۰% انجام شده بود.
نتیجهگیری: باتوجه بهاینکه برخی متغیرهای ضروری بالینی برای پیادهسازی DRG بهویژه بیماری همراه، عوارض و سایر اقدامات به صورت مجزا و کامل ثبت نمیشوند، بنابراین لازم است که در پروندههای پزشکی و HIS، عناصر اطلاعاتی جداگانهای برای ثبت دقیق این متغیرها، تعریف شود و تعامل مناسب بین کدگذاران و پزشکان ایجاد شده تا امکان کدگذاری صحیح افزایش یابد. همچنین پیشنهاد میگردد که در کشور ما سیستم DRG را به صورت مرحلهای و تدریجی پیادهسازی شده تا تغییرات لازم در فرایند مستندسازی و سیستمهای اطلاعات بیمارستانی ایجاد گردد.
لیلا عرفان نیا، دکتر آزیتا یزدانی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با شیوع پاندمی کرونا، آمار تعداد برنامههای کاربردی سلامت همراه، رشد چشمگیری داشته است. این پژوهش با هدف ارزیابی محتوای برنامههای کاربردی فارسیزبان در مدیریت کووید ۱۹ انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش مروری، جستجوی نظاممند برنامههای فارسی زبان حوزهی بیماری کووید ۱۹ در چهار بازار برنامههای کاربردی همراه شامل App Store، Google Play، Bazzar و Myket انجام شد. محتوای برنامهها بر اساس یک چکلیست محققساخته که به تایید سه متخصص رسیده بود، در پنج محور سهولت استفاده، آموزش، پایش، حریمخصوصی و تسهیم داده ارزیابی گردید. برنامههایی که بیش از ۵۰ درصد نمره ارزیابی را دریافت کردند بهعنوان برنامهی منتخب معرفی شدند. با حذف برنامههای تکراری، ۱۱۹ برنامه استخراج شد که از این میان براساس معیارهای ورود و خروج و بعد از بررسی کامل محتوا و قابلیتها، ۲۱ برنامه وارد مرحله نهایی ارزیابی کییاففی شدند.
یافتهها: بر اساس مجموع امتیازات برنامه Safiran Salamat بیشترین امتیاز(۳۱) را دریافت نمود و Ac۱۹ و Mask با امتیاز ۲۷ و ۲۲ بهترتیب در ردههای بعدی قرار گرفتند. این سه برنامه بههمراه برنامهی Corona Amar Tashkhis که در رتبهی چهارم بود، بیش از ۵۰ درصد امتیاز بررسی محتوا را دریافت کردند و ۱۷ برنامهی دیگر کمتر از ۵۰ درصد نمره کل امتیاز را به خود اختصاص دادند. دولت نقش مهمی در معرفی و راهاندازی برنامهها داشت(سه برنامه با حمایت دولت و یک برنامه بهصورت خصوصی راهاندازی شده بودند). هر چهار برنامهی منتخب، نمرهی قابلقبولی را از جهت سهولت استفاده کسب نمودند. ردیابی کاربران و پایش قرنطینه در برنامههای مذکور مغفول مانده بود. بعد از تعیین نمره نهایی برنامهها، میزان دانلود بر اساس آمار دانلود بازارهای برنامههای کاربردی استخراج شد. از آزمون همبستگی پیرسون جهت آزمون رابطهی بین نمرهی کل برنامههای کاربردی و میزان دانلود استفاده گردید و همبستگی معنیداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که برنامههای کاربردی همراه در حیطههای آموزش و اطلاعرسانی، عملکرد قابلقبولی دارند؛ اما محبوبیت پایین می دستیابی به این اهداف را دور از انتظار مینماید. راهبردهای بازاریابی میتواند بهعنوان یکی از استراتژیهای مفید در افزایش استفاده از برنامههای سلامت همراه موثر باشد. همچنین گنجاندن قابلیتهایی نظیر ثبت محل جغرافیایی کاربر و ردیابی تماسها و مشاورههای آنلاین میتواند در راستای اهداف پیشگیرانه مثمر ثمر باشند.
صنم لطفی، رضا صفدری، دکتر کوروش جعفریان،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستمهای توصیهگر تغذیه یکی از شاخصترین فناوریهای حوزهی انفورماتیک تغذیهای هستند که کاربران را برای داشتن یک تغذیه سالم یاری میکنند. این سیستمها قادر هستند با در نظر گرفتن وضعیت جسمانی کودک، مناسبترین غذاها و برنامههای غذایی را پیشنهاد دهند. با توجه به اینکه کودکان آسیبپذیرترین گروه سنی را تشکیل میدهند، از مهمترین هدفهای بهداشـتی در سالهای اولیه زندگی کودک، دستیابی به تغذیه متعادل و صحیح بوده که این مطالعه با هدف طراحی، ایجاد و ارزیابی سامانهی توصیهگر تغذیه کودکان انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش در سال ۱۴۰۰ در سه مرحله جهت نیازسنجی عناصر اطلاعاتی برنامه کاربردی توصیهگر تغذیه انجام شده است. ابتدا به منظور تعیین عناصر دادهای و قابلیتهای برنامه، تحلیل نیازهای دادهای صورت گرفته است. در ادامه بر اساس نیازسنجیهای انجام شده، برنامه کاربردی، طراحی شده و نسخه نهایی آن ایجاد گردیده است. اپلیکیشن در محیط اندروید استودیو ایجاد و سپس کاربردپذیری فنی آن با استفاده از پرسشنامهی نیلسن توسط ۵ نفر از خبرگان انفورماتیک پزشکی و مدیریت اطلاعات سلامت انجام شده است.
یافتهها: عناصر اطلاعاتی و قابلیتهای موردنیاز برنامه تعیین گردیده و پس از تحلیل آماری پرسشنامه، اکثر موارد مطرح شده در آن توسط متخصصان شرکتکننده در پژوهش با درصد بالایی(۹۰ درصد) ضروری دانسته شده و در برنامه کاربردی لحاظ شدند. سپس طراحی و ایجاد برنامه کاربردی توصیه گر تغذیه کودکان ۱ تا ۵ سال در محیط برنامه نویسی اندروید استودیو انجام شد. در آخر از پرسشنامهی ارزیابی اکتشافی نیلسن استفاده و کاربردپذیری فنی آن توسط خبرگان ارزیابی گردید. میانگین شدت وخامت مشکلات مربوط به اصول دهگانهی نیلسن ۱/۳ به دست آمد که این مقدار در دستهبندی مشکلات جزیی قرار میگیرد.
نتیجهگیری: استفاده از برنامه کاربردی توصیهگر تغذیه، راهکار مفیدی برای افزایش آگاهی والدین از وضعیت رشد کودک از لحاظ سن، قد و دور سر خواهد بود. این برنامه موجب ارتقای سلامت تغذیه، بهبود سلامت روحی و روانی، رشد بهتر کودکان شده و با استفاده از توصیههای تغذیهای مناسب نقش بسزایی در جلوگیری از بروز بیماریها خواهد داشت.
زهره جوانمرد، مرضیه معراجی، مهسا قلی زاد، فاطمه عامری،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش همهگیری کووید-۱۹، ابزارهای پوشیدنی در زمینه مدیریت این بیماری بسیار مورد توجه قرار گرفتند. مطالعهی مروری سیستماتیک حاضر با هدف بررسی نقش ابزارهای پوشیدنی در مدیریت بیماری کووید-۱۹ انجام گردید.
روشبررسی: مطالعهی حاضر، طبق دستورالعمل PRISMA انجام گردید. برای این منظور پایگاههای اطلاعاتی Web of Science، PubMed و Scopus جهت بازیابی مقالات انگلیسی بدون محدودیت زمانی، تا ۱۶ اوت ۲۰۲۲، جستجو گردید. استراتژی جستجو شامل مفاهیم "Wearable Device" و "۱۹-COVID" بود. معیار ورود به مطالعه، مقالات اصیل و انگلیسی زبانی بودند که به منظور طراحی و پیادهسازی ابزارهای پوشیدنی در مدیریت کووید-۱۹ انجام گردیدهاند. کلیه مقالات کوتاه، نامه به سردبیر، چکیده همایشها، مطالعات مشاهدهای، مقالات مروری و همچنین مقالاتی که نسخه کامل آنها در دسترس نبود و زبانی غیر از زبان انگلیسی داشتند، و همچنین موارد پیادهسازی نشده، از روند مطالعه کنار گذاشته شدند. جهت ارزیابی کیفیت مقالات ، ابزار ارزیابی AXIS برای ارزیابی کیفیت مطالعات مقطعی استفاده گردید. پس از انتخاب مطالعات، گردآوری دادهها بر اساس فرم استخراج دادهها انجام گردید. سپس تجزیه و تحلیل دادهها از طریق روش تحلیل محتوا صورت گرفت.
یافتهها: در نهایت، ۱۰ مقاله به مرور حاضر وارد شدند و ابزارهای پوشیدنی معرفیشده در آنها بررسی گردید. ۷۰% ابزارهای پوشیدنی به منظور نظارت بر علایم، وضعیت سلامتی و قرنطینه و ۳۰% جهت تشخیص استفاده میشوند. کاربران اصلی این ابزارها بیماران، عموم مردم، پزشکان و مسئولان آمار و اطلاعات بودند. نوع ابزارهای پوشیدنی مورد استفاده، دستبند و ساعت هوشمند(۶۰%)، حسگر(۳۰%) و پالس اکسیمتر و پچ سینه(۱۰%) بودند.مهمترین قابلیت و ویژگی ابزارهای پوشیدنی شامل انتقال دادهها و فعالیتها به تلفن همراه و مصرف کم انرژی میباشد. با استفاده از ابزار ارزیابی کیفیت AXIS، چهار مطالعه با کیفیت خیلیخوب، پنج مطالعه خوب و یک مطالعه ضعیف رتبهبندی شدند.
نتیجهگیری: مرور مطالعات نشان داد که ابزارهای پوشیدنی، قابلیتهایی زیادی را جهت نظارت بر بیماری و توانمندسازی بیماران، تشخیص بیماری و پایش از راه دور علایم حیاتی بیماران کووید-۱۹برای بیماران فراهم میکنند. این ابزارها در شکلهای متفاوتی ارایه میشوند. پیشنهاد میشود توسعه ابزارهای جدید با هدف نظارت بر بیماری کووید-۱۹ با تاکید بر کاربری بیماران و به شکل دستبند و ساعت هوشمند فراهم گردد و در عین حال توجه لازم به مسایل حفظ حریم شخصی و محرمانگی صورت گیرد.
حمید مقدسی، فرخنده اسدی، اعظم السادات حسینی، معصومه نوری طهنه،
دوره 17، شماره 4 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سیستم اطلاعات بیمارستان سیستم اطلاعات جامعی است که هدف آن مراقبت باکیفیت بیماران و ارتقای سطح سلامت جامعه میباشد؛ بنابراین باید به گونه ای طراحی و تولید شود که هدف آن محقق گردد. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف تدوین استانداردنامهی تولید سیستم اطلاعات بیمارستان برای ایران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعهی کاربردی- توصیفی، ابتدا ویژگیها و سرویسهای سیستم اطلاعات بیمارستان از متون استخراج شد سپس ویژگیها و سرویسها با کلیات استانداردنامهی تدوین شده توسط مرکز آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (استانداردنامه مافا) مطابقت داده شد. همچنین سیستم اطلاعات بیمارستان از طریق مشاهده بررسی و در مجموع، نقایص استانداردنامهی مافا مشخص شد و اقدام به اصلاح کلی سند گردید. استانداردنامهی پیشنهادی پس از تهیه به نظرخواهی خبرگان گذاشته شد که ۱۰ نفر از استادان مدیریت اطلاعات سلامت و ۱۰ نفر از استادان انفورماتیک پزشکی با حداقل ۷ سال سابقه عضویت در هیاتعلمی همچنین ۵ نفر از مدیران ستادی حوزهی فناوری اطلاعات وزارت بهداشت مشارکت داشتند. برای پذیرش و تأیید استانداردنامه ضریب توافق ۸۵ درصد مد نظر قرار گرفت. پس از حصول ضریب توافق مذکور استانداردنامه تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان ارائه گردید.
یافتهها: استانداردنامهی ارایهشده برای تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستان مشتمل بر متا مدل؛ زیر سیستمهای سیستم اطلاعات بیمارستان، استانداردهای ساختار و محتوای پرونده الکترونیک سلامت، استانداردهای ترمینولوژی اطلاعات و طبقهبندی دادهها، استانداردهای امنیتی دادهها و تبادل دادهها، سرویسهای کلینیکال و مدیریتی است. استانداردنامه پیشنهادی شامل چهار حوزه عبارت از «ویژگیها»، «سرویسها»، «الزامات مستندات» و «قوانین و سیاستها» میباشد.
نتیجهگیری: بهکارگیری این استانداردنامه به تولید نرمافزار سیستم اطلاعات بیمارستانی با کیفیت، کارا و استاندارد منجر میشود که در ارتقای سطح سلامت جامعه موثر بوده و شرایط را برای پیاده سازی پرونده الکترونیک سلامت فراهم مینماید.
ستاره طلایه، فرزاد فیروزی جهانتیغ، فاطمه بهمن،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: صنعت جهانگردی نقش بسیار مهمی در چرخهی اقتصاد جامعه دارد. جهانگردی پزشکی به عنوان یکی از انواع صنایع جهانگردی، نتیجهی مستقیمی در جهانی سازی مراقبتهای بهداشتی دارد. بنابراین با تقویت زنجیره تأمین در حوزه مذکور می توان به ارزش افزودهی بسیار بالایی دست یافت. از این رو پژوهش حاضر به تعیین رابطهی بین تقاضای گردشگری پزشکی و مؤلفههای اقتصادی، پزشکی و رفاهی- خدماتی شهر زاهدان یک چارچوب مفهومی جهت پیشبینی تقاضای زنجیره تأمین توریسم پزشکی میپردازد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی-تحلیلی و از نوع کاربردی است. دادهها با استفاده از پرسشنامه و به روش میدانی و کتابخانهای جمعآوری شده است. جامعه آماری مورد نظر، پزشکان متخصص شهر زاهدان بوده و برای انتخاب نمونه ۹۷ نفر با استفاده از جدول مورگان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. روایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شد و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ به کمک نرمافزار SPSS بیشتر از ۰/۷ به دست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از الگوریتم تانژانت سیگموئیدی شبکه عصبی، و معیارهای رگرسیون خطی و میانگین مربعات خطا انجام شده است. برای این منظور نرمافزار مورد استفاده برای بررسی همبستگی بین دادهها SPSS بوده و جهت طراحی شبکه عصبی از نرمافزار متلب استفاده شده است.
یافتهها: مبنای بهینه بودن جوابها، معیارهای رگرسیون خطی و میانگین مربعات خطا بوده است. نتایج نشان داده است که مقادیر مربوط به رگرسیون ﻓﺎزﻫﺎی آﻣﻮزش، اﻋﺘﺒﺎرﺳﻨﺠﯽ و آزﻣﺎیﺶ بیشتر از ۰/۸بوده و ﺑﻪ ﺗﺮﺗﯿﺐ ۰/۹۰۳۳، ۰/۸۸۱۸ و ۰/۹۹۸۵ ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه است. همچنین ﻣﻘادیر ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﻣﺮﺑﻌﺎت ﺧﻄﺎ به ترتیب ۰/۵۶۵۷، ۰/۵۵۵۸ و ۰/۲۰۷۲۶ بوده است.
نتیجهگیری: طبق نتایج به دست آمده از مدل ارایه شده، شبکه عصبی در ﻫﺮ ﺳﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺗﻌﻠﻴﻢ، آزﻣﺎﻳﺶ و ﺗـﺼﺪﻳﻖ دارای دقت بالایی بوده و در پیشبینی تقاضای زنجیره تأمین توریسم پزشکی ﺻﺤﺖ و ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎﻻیی دارند. همچنین در مدت یکسالهی انجام پژوهش وﺿﻌﯿﺖ تقاضای توریسم پزشکی ثابت بوده و پیشبینی میشود در آینده توریسم پزشکی در شهر زاهدان کاهش یابد. بنابراین به مسئولان پیشنهاد میشود به ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ریﺰی و آیﻨﺪه ﭘﮋوﻫﯽ جهت ﺑﻬﺒﻮد توریسم پزشکی بپردازند.
سعید برزگری، مرجان قاضی سعیدی، رقیه نظری، سیف علی مهدوی، سید علیرضا حسنی،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از برنامههای سلامت همراه در تسهیل ارتباط درمانی بین بیماران و مراقبان سلامت کمککننده است. با توجه به مزایایی که سلامت همراه دارد، وجود ابزاری قابل اعتماد و معتبر که بتواند انگیزهی استفاده از سلامت همراه را بررسی کند، اهمیت زیادی دارد. این مطالعه با هدف بررسی ویژگیهای روانسنجی ابزار تعامل با فناوری سلامت همراه انجام شد.
روش بررسی: مطالعهی حاضر یک پژوهش روانسنجی است که در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. شرکتکنندگان این مطالعه ۴۵۰ نفر از دانشجویان علوم پزشکی تهران بودند که به شیوهی نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه از طریق روایی صوری، محتوایی و سازه بررسی شد. تحلیل مولفه اصلی با استفاده از چرخش واریمکس به منظور بررسی ساختار عاملی پرسشنامه انجام شد. پایایی پرسشنامه به کمک آلفاکرونباخ و همبستگی درون طبقهای بررسی گردید. برای بررسی برازش مدل از شاخصهای CFI، GF، RMSEA وCMIN/DF استفاده گردید.
یافتهها: نسبت و شاخص روایی محتوایی پرسشنامه بهترتیب ۰/۹۱ و ۰/۸۶ بهدست آمد. در بررسی روایی صوری تغییراتی جزئی در کلمات اغلب گویهها اعمال شد. ضریب همبستگی درون طبقهای در تمام ابعاد بیشتر از ۰/۸ بود. نتایج تحلیل عامل اکتشافی منجر به استخراج پنج عامل خودمختاری، صلاحیت، ارتباط داشتن، هدفگذاری و دستیابی به هدف شد که واریانس تجمعی آنها ۷۱/۴۸% بهدست آمد. شاخص کفایت حجم نمونه با کایزر-مایر-الکین برابر ۰/۸۲ و اشتراک گویهها برای تمامی آیتمها بالاتر از ۰/۴ بود. برازش مدل پنج عاملی بر اساس شاخصهای استاندارد نیکویی برازش نظیر CFI=۰/۹۷۸، GFI=۰/۹۳۰، RMSEA=۰/۰۴۰، CMIN/DF=۱/۳۰۷ برقرار بود. روایی همگرا و واگرا برای تمام عاملها برقرار بود. برای بررسی پایایی درونی پرسشنامه از آزمون آلفا کرونباخ استفاده شد که مقدار آن ۰/۷۱ بهدست آمد.
نتیجهگیری: سازهی پنج عاملی پرسشنامهی تعامل با فناوری سلامت همراه از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. این پرسشنامه میتواند برای بررسی میزان تعامل کاربران دانشجویان علوم پزشکی با فناوری سلامت همراه استفاده گردد.
فاطمه رنگرزجدی، احسان نبوتی، شیما انوری تفتی، پریسا یوسفی کنجدر،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: داشبورد دارویی میتواند به مدیران اجرایی و مدیران امکان مدیریت منابع دارویی در بیمارستانها را بدهد. این مطالعه با هدف طراحی، پیاده سازی و ارزیابی داشبورد مدیریت منابع دارویی برای بیمارستانهای عمومی انجام شد.
روشبررسی: این مطالعه از نوع توسعه-کاربردی در مرکز جامع درمانی دانشگاهی شهید بهشتی انجام شد. بر اساس منابع علمی، شاخصهای کلیدی عملکرد داشبورد (KPIs) و قابلیتهای داشبورد دارویی شناسایی شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل اطلاعات دموگرافیک، KPIs و قابلیتهای داشبورد دارویی بود. مدل مفهومی داشبورد با استفاده از نرمافزار Rational Rose طراحی شد و سپس از نرمافزار POWER BI برای ایجاد سیستم استفاده شد. ارزیابی کاربردپذیری داشبورد دارویی با ابزار استاندارد EUCS توسط 10 کاربر انجام شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: مهمترین KPI تعیینشده برای داشبورد مدیریت منابع دارویی در بیمارستانهای عمومی «نسبت مصرف آنتیبیوتیک به تعداد کل داروها»، «نسبت آنتیبیوتیک تجویز شده توسط پزشکان عمومی به تعداد کل داروها»، «نسبت بیمارانی که برای آنها آنتیبیوتیک تجویز شده است به همه بیماران» و «نسبت تعداد اقلام دارویی تجویز شده توسط متخصصان به همه پزشکان» بود. مهمترین الزامات عملکردی تعیین شده» «بهروزرسانی اطلاعات در فواصل زمانی مشخص»، «بررسی داشبورد در بازههای زمانی مختلف»، «تعریف سطوح دسترسی برای مشاهده اطلاعات» و «انتخاب بین نمایشگرهای گرافیکی و جدولی» بود. ارزیابی قابلیت استفاده نشان داد که رضایت کاربران از متغیر«محتوای داشبورد» در سطح «بسیار بالا» و برای سایر متغیرها در سطح «بالا» بود.
نتیجهگیری: شاخصهای KPI مرتبط با آنتیبیوتیکها و هزینههای دارویی در داشبورد دارویی بیمارستانهای عمومی از اولویت بالایی برخوردار است. مطالعات آتی باید تأثیر استفاده از داشبورد دارویی را بر تصمیمگیری مدیران اجرایی بیمارستان و مدیران ارزیابی کند.
رضا صفدری، شراره رستم نیاکان کلهری، افضل شمسی، هما حاجی زادگان،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سختی و انسداد عروق کرونر شایعترین بیماری قلبی و از دلایل عمل پیوند عروق کرونر است. بیماران بعد از این عمل نیازمند خودمراقبتی صحیح و تغییر سبک زندگی جهت افزایش کیفیت زندگی هستند. پژوهش حاضر جهت طراحی مفهومی برنامه کاربردی اندرویدی خودمراقبتی با محوریت فاز سوم توانبخشی قلبی انجامشدهاست.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی در دو فاز اصلی و مجموع شش گام در راستای نیازسنجی اطلاعاتی و کاربردی برنامه کاربردی خودمراقبتی و طراحی مدل مفهومی آن اجرا شدهاست. پس از جستجو در منابع علمی معتبر و گایدلاینها و بررسی برنامههای کاربردی فارسی موجود، از طریق پرسشنامهی شاخص روایی محتوایی لاوشه و ولتز و باسل تعداد ۲۰ نفر از کادر درمانی با سابقهی مراقبت بیماران قلبی در مرحله تعیین الزامات مشارکت داشتند و نتایج با استفاده از SPSS تحلیل توصیفی گردید. در نهایت مدل برنامه کاربردی با استفاده از زبان یکپارچه مدلسازی و نقشهذهنی تهیه شد.
یافتهها: تعداد ۶۲ آیتم در ۶ دستهبندی کلی(اطلاعات فردی، سوابق پزشکی، بخش مداخلهای، پرونده سلامت فردی، اطلاعات ضروری، ارتباط اورژانسی) شناسایی شد. در مرحله تعیین الزامات توسط صاحبنظران، ۵۲ آیتم آن پذیرفته شد و ۱۰ مورد با تغییرات جزیی و بازبینی مجدد در مدل مفهومی برنامه کاربردی گنجانده شدند.
نتیجهگیری: سلامت همراه و کاربرد آن در خودمراقبتی و توانبخشی قلبی راهکاری مناسب در راستای افزایش پیگیری درمان و تداوم بهینه خودمراقبتی در بیماران خواهد بود. این ابزار میتواند با داشتن بخشهای مختلف تسهیل کننده تغییر سبک زندگی و کمک به بیماران در پیشگیری ثانویه از حوادث قلبی عروقی و بهبود سلامتی آنان باشد.
ماشااله ترابی، سارا نعیمی، الناز واحدی، حمیده حمیدی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش مخاطبان از مواردی است که میتواند بر برداشت ذهنی آنها از مفید بودن و آسانی استفاده از فناوری تأثیرگذار باشد. برخی از مخاطبان به علت عدم آگاهی از ویژگیهای منحصر به فرد و استفادهی آسان از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران ترجیح میدهند تا از وبسایت قدیمی استفاده کنند و تغییرات در سایت دانشگاه را به خوبی نمیپذیرند. این پژوهش با هدف مقایسهی دو روش آموزش چهره به چهره و آموزش از طریق نماتصویر در پذیرش تغییرات فناوری اطلاعات در وبسایت دانشگاه و ارزیابی آگاهی مخاطبان از ویژگیهای شهرتآفرینی در وبسایت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی ساده در سال ۱۴۰۰ در سه مرحله انجام شد. افراد شرکتکننده در این مطالعه ۹۰ نفر بودهاند که ۴۵ نفر به صورت چهره به چهره و ۴۵ نفر نیز از طریق نماتصویر درباره تغییرات سایت آموزش دیدند. جمعآوری دادههای تحقیق براساس پرسشنامه استاندارد دیویس و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS و GraphPad Prism انجام گرفت. برای مقایسهی یک متغیر کمی در بیش از دو گروه تست آنالیز واریانس یک طرفه یا آزمون کروسکال والیس و هم چنین، آزمون One-way ANCOVA برای بررسی تفاوت بین گروهها قبل و بعد از آموزش بهکار برده شد.
یافتهها: در آموزش چهره به چهره متغیرهایی مانند آگاهی، سودمندی و سهولت استفاده ی درک شده، هم چنین، نگرش و عملکرد در مورد استفاده از فناوری اطلاعات پیش و پس از آموزش چهره به چهره یا آموزش توسط نماتصویر تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: بررسی اثر بخشی روشهای آموزش در این طرح، به روابط عمومی دانشگاه کمک خواهد کرد که برای تغییراتی که در آینده در حوزهی شهرتآفرینی وبسایت به وجود خواهد آمد، نسبت به آمادهسازی و همراهسازی مخاطب به سرعت وارد عمل گردد.
مریم عندلیب کندری، احمدرضا ورناصری، مریم قنبری خشنود، سید عابدین حسینی آهنگری، محمدکریم صابری، حمید بورقی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش نهاد کتابخانههای عمومی کشور در ارایه خدمات اطلاعات سلامت در کتابخانههای عمومی شهر تهران، براساس دیدگاه کتابداران شاغل در این کتابخانهها انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوهی گردآوری دادهها از نوع توصیفی است که به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری ۱۵۰ کتابدار کتابخانههای عمومی شهر تهران است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهی محقق ساخته است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS انجام شد.
یافتهها: وضعیت منابع اطلاعات سلامت موجود در کتابخانههای عمومی شهر تهران در اکثر منابع کم و بسیار کم است. میزان آشنایی کتابداران به موضوعهای حوزهی بهداشت و سلامت عمومی ۲۰ درصد است. میزان آشنایی کتابداران با خدمات اشاعهی گزینشی اطلاعات سلامت، با ۷۷/۴ درصد کم و بسیار کم است. میزان شرکت کتابداران در کارگاههای اطلاعرسانی پزشکی، با عدمشرکت ۷۰ درصدی کتابداران روبروست. آشنایی کتابداران با خدمات اشاعهی گزینشی اطلاعات سلامت کم و بسیار کم است. ۶۰ درصد از کتابداران با سامانههای اطلاعاتی پزشکی آشنایی ندارند. درصد آشنایی کتابداران با وبسایتهای داخلی حوزه پزشکی با ضعف ۶۰ تا ۷۸ درصدی روبرو است. درصد آشنایی کتابداران با وبسایت خارجی بینالمللی حوزهی سلامت متوسط است. کتابداران دلیل اصلی برای ارایهی خدمات گزینشی اطلاعات سلامت را ارتقای سطح سواد سلامت در جامعه میدانند. تقریباً۴۰ درصد از مراجعهکنندگان نسبت به بیماریهای واگیردار و غیرواگیردار در یک ماه تا سه بار درخواست دارند. همچنین مانع اصلی جهت ارایه خدمات اشاعهی گزینشی اطلاعات سلامت، نداشتن فرصت کافی توسط کتابدار برای ارایهی خدمات است.
نتیجهگیری: کتابخانههای عمومی کشور باید تدابیری بیندیشد که کتابداران را با حوزهی اطلاعات سلامت آشنا کرده و سیاستهایی را در این زمینه اعمال نمایند. میتوان با توجه به امکانات فنی مناسب کتابخانههای عمومی شهر تهران به ایجاد و دسترسی سامانهها و وبسایتهای حوزه بهداشت و سلامت داخلی و خارجی اقدام کرد و منابع و مدارک اطلاعات سلامت کتابداران را گسترش داد.
فریبا معلم برازجانی، آزیتا یزدانی، رضا صفدری، سید منصور گتمیری،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نارسایی کلیه از مشکلات شایع و رو به افزایش در ایران و جهان به شمار میرود. پیوند کلیه به عنوان روشدرمانی ارجح برای بیماران مبتلا به ESRD شناخته شده است. یادگیری ماشین به عنوان یکی از ارزشمندترین شاخههای هوش مصنوعی در زمینهی پیشبینی بقای بیماران یا پیشبینی بروز حـالات مختلف در بیماران کاربرد بسزایی دارد. هدف از انجام این پژوهش پیشبینی پیامدهای پیوند کلیه در بیماران، با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: از آنجایی که یکی از قویترین روششناسیها در زمینهی اجرا و پیادهسازی پروژههای داده کاوی CRISP است، این روششناسی به عنوان روش کار انتخاب شد. به منظور شناسایی عوامل مؤثر در پیشبینی پیامدهای پیوند کلیه، پس از مرور متون مرتبط، چکلیستی محقق ساخته جهت مشخص کردن میزان ضرورت هرکدام از عوامل مؤثر بر نتیجهی پیوند برای تعدادی از نفرولوژیستهای سراسر کشور ارسال شده و نتایج تحلیل و بررسی شد. سپس با استفاده از زبان پایتون و الگوریتمهای مختلف یادگیری ماشین از جمله ماشینبردار پشتیبان، جنگلهای تصادفی، K نزدیکترین همسایه، گرادیان افزایشی و یادگیری عمیق، به مدلسازی بر روی دادهها پرداخته شد.
یافتهها: مدل نهایی از نوع چند برچسبی و بر اساس الگویتم جنگل تصادفی بود که بتواند پیامدهای مختلف پیوند کلیه که در این مطالعه شامل احتمال پسزدگی، واکنشهای دیابتیک، واکنشهای بدخیمی و بستری مجدد بیمار بود را به صورت یک جا پیشبینی کند. پس از انجام مراحل پیش پردازش بر روی داده ها و مدلسازی بر روی ویژگیهای دادهی ورودی به وسیله الگوریتمهای مختلف، مدل نهایی قادر بود با خطایی کمتر از ۰/۰۱ به پیشبینی چهار مورد پیامد پیوند کلیه یعنی پسزدگی، ابتلا به دیابت، واکنشهای بدخیمی و بستری مجدد بیمار بپردازد.
نتیجهگیری: میزان بالای درستی و دقت مدل جنگل تصادفی نشان از قدرت بالای این مدل برای پیشبینی پیامدهای پیوند کلیه دارد. در این مطالعه، مؤثرترین عوامل در ابتلای بیمار به پیامدهای ذکر شده شناسایی شد. برای نمونههای جدید با استفاده از این سیستم مبتنی بر یادگیری ماشین میتوان به پیشبینی احتمال بروز این پیامدها برای بیماران پرداخت.
سیدمحمدصادق دشتی، عمید خطیبی بردسیری، مهدی جعفری شهباززاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: گزارشهای پزشکی و پروندههای الکترونیک سلامت برای تشخیص و درمان بیماران و تحقیقات پزشکی اهمیت فراوان دارند. تصحیح غلطهای املایی موجود در متون پزشکی برای اطمینان از تفسیر صحیح اطلاعات امری ضروری است. این پژوهش برای تصحیح خودکار متون پزشکی زبان فارسی به کمک شبکههای عصبی انجام پذیرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش که در سال ۱۴۰۲ انجام شد، مدل کامپیوتری جدیدی مبتنی بر شبکههای عصبی مصنوعی و تکنیک جایگذاری دوگانه با استفاده از زبان برنامهنویسی پایتون در محیط ویندوز توسعه یافت. مدل جایگذاری دوگانه کلمات به طور خاص برای تصحیح املا در حوزه متون سونوگرافی فارسی تنظیم شد. مدل پیشنهادی، از تکنیکهای متنوعی برای تشخیص خودکار خطا، از جمله تطابق با فرهنگ واژگان ومحاسبه میزان مشابهت متنی استفاده میکند. همچنین برای انتخاب خودکار مناسبترین کلمه جایگزین با غلطهای املایی، از ویژگیهای خاصی همچون فاصله ویرایش(Edit-Distance)، همراه با امتیاز مشابهت استفاده شده است. دادههای آموزش و آزمایش مدل جاری، بخشی از مجموعه متون کلینیک سونوگرافی بیمارستان امام خمینی تهران است.
یافتهها: مدل پیشنهادی بر اساس شبکههای عصبی مصنوعی توسعه یافته و از یک معماری جدید جایگذاری دوگانه کلمات جهت انتخاب بهترین کلمات کاندید، به منظور جایگزینی با غلطهای املایی و معنایی بهره میبرد. مطابق بررسی انجام شده بر روی متون سونوگرافی فارسی، دقت مدل پیشنهادی بر حسب معیار-F(F-Measure) در تشخیص و تصحیح خودکار خطاهای معنایی به ترتیب برابر با ۹۰/۵% و ۹۰% میباشد. به علاوه، دقت ۹۰/۸% در زمینه تصحیح خطاهای شکلی کسب گردید.
نتیجهگیری: مطابق نتایج ارزیابی، روش پیشنهادی میتواند به طور مؤثر طیف گستردهای از خطاهای شکلی و معنایی، از جمله جایگزینی، جابهجایی، درج و حذف را در متون پزشکی مدیریت کند. استفاده و ادغام معیار فاصله ویرایش با امتیاز مشابهت متنی مستخرج از مدل جایگذاری دوگانه بهطور قابلتوجهی دقت تصحیح غلطهای املایی را در متون سونوگرافی فارسی افزایش داده که این امر متضمن صحت بیشتر محتوای این گونه اسناد خواهد بود. به باور نویسندگان، مدل پیشنهادی، پیشرفت قابلتوجهی در زمینهی تشخیص و تصحیح غلطهای املایی برای متون سونوگرافی زبان فارسی است.
فاطمه میرشکاری، الهام مسرت،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه بهروند رو به رشد سرطان در ایران، توسعه و پیادهسازی سامانههای سواد سلامت دیجیتال توانمندیهای سلامت دیجیتالی و روند خود مدیریتی بیماران را سرعت میبخشد. سواد سلامت دیجیتال به معنای توانایی استفاده مؤثر و آگاهانه از فناوریهای دیجیتال برای دسترسی به اطلاعات و خدمات مربوط به سلامت است. این مهارت نقش مهمی در دسترسی به اطلاعات پزشکی، مدیریت بیماری، بهبود کیفیت زندگی افراد، بهویژه بیماران مبتلا به سرطان، ایفا میکند. سواد سلامت دیجیتال بهعنوان یکی از کلیدیترین فاکتورهای دستیابی برابر به اطلاعات سلامت دیجیتال محسوب میگردد. هدف از مطالعهی حاضر تدوین الزامات سامانهی سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان است.
روش بررسی: مطالعهی حاضر در دو فاز مرور متون و بررسی روایی و پایایی الزامات در سال ۱۴۰۲ انجام شد. در مرحله اول مرور متون با واژههایکلیدی سواد سلامت دیجیتال، سرطان، الزامات، سامانه و برنامه کاربردی در پایگاههایی از جمله پابمد، اسکوپوس، گوگل اسکالر، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و وبسایتهای تخصصی انجام شد. جهت بررسی روایی محتوایی نظرسنجی، از ۶۲ متخصص نظرسنجی و CVI و CVR محاسبه شد.
یافتهها: ۱۲۷ مؤلفهی عملکردی و غیرعملکردی تأیید گردید. الزامات در بخش عملکردی در شش بعد اصلی ماژول سواد اطلاعاتی(۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات(۱۸ مؤلفه عملکردی)، سواد رسانه(۵ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت عمومی، تخصصی و جمعیتمحور(۴۷ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال(۲۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال در سرطان(۶ مؤلفه عملکردی) تقسیمبندی شدند. در بخش سواد سلامت دیجیتال در سرطان مؤلفههای اصلی ارزیابی نیازها، آموزش سواد سلامت دیجیتال، ارزیابی و پایش اثربخشی مداخلات دیجیتال و مهارتهای جستجوی اطلاعات تأیید گردید. ۱۵ مؤلفه غیرعملکردی هم تأیید شد. در این مطالعه، صرفاًً پیشنهاد اصلاح املایی مؤلفههای عملکردی و غیرعملکردی توسط متخصصان ارایه شد و تمامی گویهها تأیید شد. ضریبآلفای کرونباخ به دست آمده(۹۲%) نشاندهندهی ثبات پایایی و قابلیت تکرارپذیری بالا بود.
نتیجهگیری: سامانههای سواد سلامت دیجیتال میتواند تسهیلگر خدمات درمانی باشد. با توجه بهروایی و پایایی قابلقبول مورد مطالعه، الزامات تعریف شده میتواند برای پیادهسازی سامانههای سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان استفاده گردد.