کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
68 نتیجه برای موضوع مقاله:
عباسعلی ابراهیمیان، نادر خالصی، مائده تورده، حسین درگاهی،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: دقت کارکنان فوریتهای پزشکی ممکن است بر شرایط مختلف کاری تأثیر گذارد. بنابراین، مطالعه، حاضر با هدف مقایسه و تعیین میزان دقت ابتدا و انتهای شیفت در کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی استان سمنان با شهرستان تهران انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که به صورت مقطعی انجام شد. در این مطالعه ۱۹۲ نفر از کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی شهرستان تهران و استان سمنان شرکت کردند. ابزار مورد استفاده آزمون سنجش دقت بوناردل بود. دقت مشارکت کنندگان در ساعت ۱۰ صبح و ۵ بامداد سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری کای-اسکوئر و آزمون تی مستقل تحلیل گردید.
یافته ها: میانگین دقت کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی تهران در ساعت ۱۰ صبح(دقت ورودی) ۰/۲۵±۰/۴۹۰ و در استان سمنان ۰/۲۳±۰/۵۱ بود. بین میزان دقت در دو گروه مورد مطالعه در این زمان تفاوت معنی دار آماری وجود نداشت(۰/۵۸=P). علاوه بر این، میانگین میزان دقت ۵ بامداد(دقت خروجی) در کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی تهران ۰/۲۵±۰/۴۵ و در استان سمنان ۰/۲۰±۰/۵۵ بود. بین میزان دقت در دو گروه مورد مطالعه در این زمان تفاوت معنی دار آماری مشاهده شد(۰/۰۴۴=P).
نتیجه گیری: میانگین دقت ورودی و خروجی کارکنان اورژانس پیش بیمارستانی در حد متوسط بود. دو گروه از نظر میزان دقت ورودی تفاوت معنی داری نداشتند. لذا پیشنهاد می شود به منظور افزایش میزان دقت در هر دو گروه مورد مطالعه، کاهش فشار کاری و طول شیفت های کاری در کارکنان اورژانس های پیش بیمارستانی و به ویژه در مرکز اورژانس شهر تهران کاهش داده شود.
فریدون آزاده، زهرا جدیدی، حمید حقانی،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ایجاد مجموعه های اطلاعاتی شخصی، نیاز به مدیریت آن ها را در پی خواهد داشت. هدف این پژوهش، تعیین میزان به کارگیری مدیریت اطلاعات شخصی و فعالیت های چهارگانه ی آن توسط اعضای هیات علمی دانشکده های پیراپزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران در سال ۱۳۹۳ است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع پیمایشی تحلیلی و کاربردی بود. جامعه، اعضای هیات علمی دانشکده های پیراپزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران در زمان پژوهش بودند. تمام افراد جامعه(۱۲۰نفر)، مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهش، با استفاده از پرسش نامه، انجام شد. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و برای تعیین معنیداری تفاوتها از آمار استنباطی استفاده شد. روایی پرسش نامه با نظرخواهی از چندتن از استادان، تایید شد. پایایی نیز با استفاده از محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، مورد سنجش قرار گرفت و مقدار ۰/۹۱ برای آن به دست آمد.
یافته ها: ذخیره سازی با میانگین ۷۳/۵۹% در سطح خوب، سازماندهی با میانگین ۶۲/۱۱% در سطح خوب، نگهداشت با میانگین ۵۴/۴% در سطح متوسط، و بازیابی با میانگین ۵۹/۹۳% در سطح متوسط قرار داشتند. "مدیریت اطلاعات شخصی" نیز با میانگین ۶۲/۵۱% در سطح خوب قرار داشت. بر اساس آزمون فرضیه ها، میزان به کارگیری مدیریت اطلاعات شخصی و هریک از عناصر آن، توسط اعضای جامعه، برحسب دانشکده، مرتبه علمی و جنسیت با هم تفاوت معنی دار آماری نداشت.
نتیجه گیری: میزان به کارگیری مدیریت اطلاعات شخصی توسط اعضای هیات علمی با وضعیت مطلوب، فاصله دارد. دلایل اصلی این امر می تواند شامل نداشتن وقت کافی، فشارهای کاری و نبود آشنایی کافی با فعالیت های مورد نیاز برای مدیریت اطلاعات شخصی باشد.
مصطفی ربیعیان، ایروان مسعودی اصل، حامد نظری، صمد آذری،
دوره 11، شماره 3 - ( ویژه نامه شماره 1 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت کیفیت فراگیر، برنامه ای است برای ایجاد اطمینان از ارایه خدماتی با کیفیت هرچه مطلوبتر و با هزینه ای مناسب. در این میان بیمارستان ها به سبب نقش خدماتی خود در تاثیرات برونی اقتصادی حایز اهمیت می باشند. پژوهش حاضر با هدف سنجش وجود زمینه های اجرایی مدیریت کیفیت فراگیر(TQM) در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۱ انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی بود که داده ها طبق متغیرهای موثر بر تحقق مدیریت کیفیت جامع به وسیله ی پرسش نامه ای روا و پایا سنجش شد و با استفاده از آماره های توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که به ترتیب حیطههای اعتماد محوری(۰/۸۸±۳/۲۵)، و زیبایی محیط(۰/۸۷±۳/۰۶) بالاترین امتیاز و سرعت ارایه خدمات(۱/۰۴±۲/۴۰) پایین ترین امتیاز را به خود اختصاص دادند. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که در کل زمینه های اجرایی تحقق مدیریت کیفیت جامع در مراکز مورد مطالعه با میانگین و انحراف معیار(۰/۷۴±۲/۸۸) در حد بالنسبه مطلوب قرار دارد.
نتیجه گیری: در بیمارستان های مورد مطالعه، میزان رعایت مولفه های مدیریت کیفیت فراگیر در وضعیت بالنسبه مطلوب قرار دارد. اگرچه نگرش مدیران برای تحقق این سیستم در بیمارستان ها شرایط نسبتاً مطلوبی دارد، لیکن لازم است با فرهنگ سازی، آموزش های مرتبط با بهبود کیفیت، افزایش تعهد مدیران، جلب مشارکت کارکنان، ترویج نوآوری و خلاقیت و ارزیابی کیفیت خدمات، عملکردها و فرایندها را بهبود بخشید.
آرزو ایمانی، فریدون میانجی، وحید چنگیزی، سید حسین موسوی انیجدان، رضا پایدار،
دوره 11، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی تراکم رادن در ساختمان های زیر زمینی از اهمیت بالایی برخوردار است و مراکز رادیوتراپی با توجه به کارگیری منابع بسیار پرقدرت پرتوزا معمولا در طبقات زیر زمین ساخته می شوند. هدف از این مطالعه بررسی پرتوگیری ناشی از گاز رادن در کارکنان رادیوتراپی مراکز رادیوتراپی شهر تهران در سال ۱۳۹۴ می باشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی به صورت مقطعی و آینده نگر بوده است. تعداد ۳۲ آشکارساز اتاقک نفوذی گاز رادن در مراکز رادیوتراپی شهر تهران به مدت ۳ ماه نصب گردید. پس از جمع آوری آشکارسازها، مقدار غلظت گاز رادن هر آشکارساز متناسب با محل مربوط محاسبه شد. دوز موثر سالیانه پرسنل با استفاده از مدت زمان اشتغال پرسنل در هفته، ارزیابی گردید.
یافته ها: حداقل و حداکثر غلظت های ثبت شده در این مطالعه در طول یک سال ۲۲/۱۴ و ۳۹۸/۵۲ و با میانگین Bq/m۳ ۸۰/۶۸ ± ۸۷/۰۱ بود. همچنین میزان دوز موثر سالانه بررسی شده ی پرسنل رادیوتراپی ۰/۴۳±۰/۳۴ میلی سیورت در سال به دست آمد که این میزان هم بین حداقل ۰/۰۲ و حداکثر ۲/۳۵ میلی سیورت در سال قرار داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از این امر است که سطح رادن موجود در مراکز رادیوتراپی و نیز میزان دوز موثر پرسنل شاغل در این مراکز در حدود مجاز است و نیاز به اقدام خاصی نیست. اما در صورتی که به عواملی از جمله وضع تهویه در این مراکز رسیدگی بیشتری شود، می توان حتی حدود این گاز را به کمتر از این حد نیز رسانید.
معصومه عرفانی خانقاهی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 11، شماره 5 - ( آذر و دی 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش تعداد جمعیت سالمندان، موضوع کیفیت زندگی این افراد اهمیت خاصی پیدا می کند. از این رو هدف مطالعه ی حاضر، مرور نظام مند و متاآنالیز کیفیت زندگی در سالمندان ایرانی با استفاده از پرسشنامه ی لیپاد می باشد.
روش بررسی: اطلاعات مورد نیاز در بانک های اطلاعاتی خارجی با استفاده از کلیدواژه های Older people ،aging ،Older Age، LEIPAD ،elderly و quality of life در پایگاه های اطلاعاتی Scopus ،Elsevier ،Google Scholar ،Pubmed و معادلهای فارسی آنها در پایگاه های اطلاعاتی فارسی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ جستجو شده است. معیارهای ورود به مطالعه عبارت بودند از: مقالات انتشار یافته به زبان فارسی و انگلیسی و اشاره حداقل به نمره کل کیفیت زندگی. جهت انجام فراتحلیل از نرم افزار CMA2 استفاده گردید.
یافته ها: از ۳۴۸ مقاله ی پیدا شده، در نهایت ۸ مقاله وارد مطالعه شد. در کل، کیفیت زندگی ۱۰۹۳ سالمند ارزیابی شده بود. در کل، نتایج مطالعه نشان داد که میانگین کلی کیفیت زندگی سالمندان(CI ۹۵% و ۶۴/۷-۵۲/۲) ۱۰/۱±۵۸/۵ می باشد. میانگین کلی کیفیت زندگی سالمندان در سطح جامعه ۱۵/۵±۵۷/۶ و میانگین کلی کیفیت زندگی سالمندان در خانه های سالمندان ۲۹/۷±۶۰/۱ می باشد. ابعاد خود مراقبتی و دمانس یا زوال عقل میانگین نمره ی بالاتری داشتند؛ در مقابل ابعاد عملکرد جنسی و اضطراب و افسردگی میانگین نمره ی پایین تری داشتند.
نتیجه گیری: نتایج بررسی مطالعات نشان داد که سالمندان ایرانی کیفیت زندگی متوسطی دارند و نیاز به برنامه ریزی ها و مداخلات اثربخش در زمینه ی ارتقای کیفیت سالمندان حس می شود. توجه بیشتر به ابعاد عملکرد جنسی و اضطراب و افسردگی در برنامه ریزی ها و مداخلات امری ضروری است.
اعظم اروجی، مصطفی لنگری زاده، مریم آقازاده، مهران کامکار حقیقی، مرجان قاضی سعیدی، فاطمه مقبلی،
دوره 12، شماره 4 - ( مهر و آبان 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هوش مصنوعی شاخهای از علوم کامپیوتر است که توانایی تحلیل دادههای پزشکی پیچیده را دارد که استفاده از آن در تشخیص، درمان و مراقبت از بیماران رایج است. وارفارین یکی از رایجترین داروهای ضدانعقادی است که تعیین دقیق دوز مورد نیاز بیماران یکی از چالش های عمده در نظام سلامت است که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف این پژوهش تعیین دوز وارفارین مورد نیاز بیماران دارای دریچه مصنوعی قلب با استفاده از شبکههای عصبی است.
روش بررسی: تعداد 9 شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با ساختارهای متفاوت ایجاد شد. برای ارزیابی عملکرد شبکهها از
داده های 846 بیمار استفاده شد که در شش ماههی دوم سال 92 به درمانگاه PT مرکز قلب تهران مراجعه کرده بودند. تمام شبیهسازیها شامل پیش پردازش داده و طراحی شبکه عصبی در محیط Matlab انجام گردید.
یافتهها: ارزیابیعملکرد شبکهها بر اساس روش 10 fold cross انجام شد که نشان داد بهترین شبکه عصبی، شبکه ای است که دارای 7 نورون در لایهی پنهان خود است که دارای میانگین خطای مطلق=0.1، نرخ اغتشاش=0.33 و رگرسیون=0.87 درصد بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش بیانگر این نکته است که شبکههای عصبی مصنوعی بر روی دادههای بومی قادر به پیش بینی دوز وارفارین در بیماران دارای دریچه قلب مصنوعی میباشد. هر چند هیچ سیستمی قادر به ارایه پاسخ صحیح در صددرصد موارد نیست، لیکن این گونه سیستم ها می توانند کمک موثری در کاهش میزان خطاهای پزشکی باشند.
جلال سعیدپور، نیلوفر فریدفر، مهسا قاضی عسگر،
دوره 13، شماره 2 - ( خرداد و تیر 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه کوچک سازی سازمانها را میتوان استراتژی مناسبی برای بخشهای مختلف بیمارستانی در کشور در بستر موجود قلمداد نمود. لذا به کارگیری هر مکانیزم جدید درنظام سلامت نیازمند بررسی و تطبیق با شرایط محلی میباشد. مطالعهی حاضر نیز با هدف بررسی عوامل موثر بر اجرای برون سپاری در بیمارستان از دیدگاه مدیران بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی- همبستگی و کاربردی است. نمونهگیری در این مطالعه با توجه به حجم جامعه پژوهش(مدیران بیمارستان، مالی و امور قراردادهای بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران مشتمل بر 15 بیمارستان) به روش سرشماری انجام شد. ابزار مطالعه، پرسشنامهی محقق ساخته ای بر 2 بخش شامل اطلاعات دموگرفیک و عوامل مؤثر بر استقرار برون سپاری در بیمارستانها که بین حجم نمونه توزیع شد و در مرحله بعد جهت تحلیل دادهها، از آزمونهای آماری توصیفی در نرم افزار SPSSاستفاده شد.
یافتهها: 58% شرکت کنندگان سابقهی خدمتی بالا و 80% تحصیلات ارشد و دکتری داشتند. برای اجرای موفق برون سپاری در بیمارستانها، باید موارد تشکیل تیم راهبردی برون سپاری، بررسی کیفیت خدمات برون سپاری شده، نظارت دقیق و تسلط مدیران به اصول برون سپاری مدنظر قرارگیرد.
نتیجهگیری: با توجه به اینکه برون سپاری خدمات میتواند به نتایج مثبتی در خصوص افزایش کیفیت خدمت، رضایت ذینفعان، کاهش هزینه، ایجاد درآمد و ... دست یابد، بهرهگیری از دیدگاههای مدیران صف که سابقهی خدمتی بالایی دارند در اجرای تصمیمات موفق موثر می باشد.
مسعود طاهری میرقائد، بتول احمدی، عباس رحیمی فروشانی، قاسم رجبی واسوکلایی، محمد عرب،
دوره 13، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بازار گردشگری پزشکی به عنوان یکی از صنایع درآمدزا و رقابتی در دنیا مطرح شده و از حوزه های نوین گردشگری پیشرفته است. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بازاریابی گردشگری پزشکی در بیمارستانهای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۷ انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی که به بررسی وضعیت بازاریابی گردشگری پزشکی در شش بیمارستان خصوصی و ۱۴ بیمارستان دولتی زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۳۹۷ پرداخت. برای گردآوردی داده ها از چک لیست معتبر استفاده شد؛ هم چنین از نرم افزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و مان-وینتی و کروسکال-والیس برای تجزیه و تحلیل داده استفاده گردید.
یافته ها: عامل محصول در بیمارستانهای دولتی وضعیت قابل قبولی دارد و در بیمارستانهای خصوصی از وضعیت متوسطی برخوردار است. عامل مکان، عامل کارکنان، عامل فرایند و عامل پزشک در بیمارستانهای دولتی و خصوصی از وضعیت قابل قبولی برخوردارند. عامل ترویج در بیمارستانهای دولتی از وضعیت غیرقابلقبول و در بیمارستانهای خصوصی وضعیت متوسط برخوردار است. عوامل قیمت و تسهیلات در بیمارستانهای دولتی و خصوصی از وضعیت متوسطی برخوردار میباشند. همچنین بین هیچکدام از عوامل فوق و نوع بیمارستان(دولتی، خصوصی) ارتباط معنی داری وجود ندارد.
نتیجه گیری: باتوجه به عناصر بازاریابی، بیمارستانها و مؤسسات درمانی میتوانند با اخذ استانداردهای بینالمللی علاوه بر افزایش اعتبار و وجهه ی بینالملل، موجبات اطمینان خاطر گردشگران را نیز فراهم آورند. هم چنین توجه بیشتر به تبلیغات رسانه ای و فراهم آوردن امکانات بیشتر میتواند وضعیت بیمارستانها را بهبود بخشد.
رضا صفدری، فرنوش لارتی، کامیار فتحی سالاری، سامان محمدپور،
دوره 14، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبیوعروقی و خطاهای دارویی از دلایل اصلی ناخوشیها و مرگومیر در سرتاسر جهان به شمار میآیند. سیستمهای تجویز الکترونیک و مدیریت مصرف دارو (electronic prescribing and medication administration(ePMA)) تا حدودی از وقوع خطاهای دارویی پیشگیری می کنند. هدف این مطالعه تعیین الزامات اطلاعاتی سیستم ePMA بیماران قلبیوعروقی بود.
روش بررسی: این مطالعه ی توصیفی در بیمارستان امام خمینی تهران و دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در تابستان ۱۳۹۸ در دو فاز بررسی متون و نظرسنجی پرسش نامهای انجام شد. آیتمهای اطلاعاتی حاصل از بررسی متون ۱۰۰ مقاله در سه پرسش نامه، سازماندهی شدند. در مرحله ی نظرسنجی، پرسش نامهها میان پزشکان، پرستاران و صاحب نظران گروه مدیریت اطلاعات سلامت به روش سرشماری توزیع شد. پایایی پرسش نامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ سنجیده شد. تحلیلهای آماری با استفاده از SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که از دید متخصصان، آیتمهای اطلاعاتی دموگرافیکی بیمار و شناسههای منحصربه فرد بیشترین میانگین یعنی بالای ۴/۷ را کسب کردند. پزشکان به اطلاعات بالینی از جمله سابقهی دارویی و اسامی ژنریک بیشترین موافقت را ابراز کرده بودند. از دید پرستاران آیتمهای اطلاعاتی مشکلات بیمار و اقدامات انجام شده و انواع دوز دارو میانگین کامل یعنی ۵ را به دست آوردند.
نتیجهگیری: نیاز به آیتمهای اطلاعاتی میان کاربران مختلف سیستمهای ePMA متفاوت است اما ممکن است آیتمهایی نیز وجود داشته باشد که میان آنها مشترک باشد. لازم است پژوهشهای آینده نیازمندیهای اطلاعاتی مالی و داروخانهای را براساس دیدگاه سایر کارکنان داروخانه و حسابداری بیمارستان بررسی نماید.
ابراهیم حسنزاده، ادریس حسنپور، سید سجاد رضوی، محمدرضا شیخیچمان،
دوره 14، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع انسانی یکی از مهمترین سرمایههای هر سازمانی بوده و ایجاد محیط کاری ایمن علاوه بر جلب رضایتمندی این سرمایه ارزشمند، کیفیت ارایه خدمات را نیز بالا میبرد. هدف از انجام این مطالعه، بررسی ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی بیمارستانهای زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی ایران میباشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی بود که به روش مقطعی در سال ۱۳۹۸ و در ۷ بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از چکلیست بود که این چکلیست پس از ترجمه، اعتبارسنجی و تعیین روایی(به روش روایی صوری کیفی) گردید و وضعیت ایمنی آزمایشگاههای مورد مطالعه در چهار دستهی عالی، خوب، متوسط و ضعیف دستهبندی گردید. تجزیه و تحلیل دادهها نیز با استفاده از روشهای آمار توصیفی و نرم افزار SPSS صورت پذیرفت.
یافتهها: در تعیین روایی چکلیست با استفاده از روایی صوری کیفی، نظرات متخصصان به صورت تغییراتی در ابزار اعمال شد. در بخش توصیفی تحقیق و در میان ابعاد ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی، بالاترین نمره ی میانگین مربوط به ابعاد«مخاطرات ارتباطی» و «اطلاعات ایمنی» و پایین ترین نمره ی میانگین نیز در بعد«ایمنی حریق» ارزیابی شد.
نتیجهگیری: مطابق نتایج تحقیق، وضعیت کلی ایمنی آزمایشگاههای تشخیصی بیمارستانهای دست بررسی در سطح مناسبی میباشد، با این حال مولفه ایمنی حریق به عنوان یکی از مولفههای مهم ایمنی ضعیف ارزیابی شد و ضروری است اقدامات لازم در راستای بهبود آن انجام گیرد.
لیلا شاهمرادی، نیلوفر خردبین، احمدرضا فرزانه نژاد، نیلوفر محمدزاده، عاطفه قنبری جلفایی،
دوره 16، شماره 2 - ( خرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: گام نخست جهت مدیریت افسردگی در کودکان و نوجوانان، شناسایی ریسکفاکتورهاست. هدف این پژوهش شناسایی عناصر دادهای سیستم پشتیبان تصمیم بالینی غربالگری ریسکفاکتورهای افسردگی ماژور در افراد جوان است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و جامعهی پژوهش شامل پایگاههای Scopus، Pubmed، Embase، PsychInfo، WOS وClinical key و متخصصان حوزهی سلامت روان شامل متخصصان روانپزشکی و دانشجویان روانشناسی و مشاوره و راهنمایی در مراکز آموزشی و درمانی معین است. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامهای شامل سه بخش بود که توسط هشت نفر از متخصصان در دسترس تکمیل شد. دادهها با استفاده از تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) و میانگین (Mean) تحلیل شدند. شاخص روایی محتوایی برابر با ۰/۷۴ و آلفای کرونباخ با نرم افزار SPSS برابر با ۰/۸۲۴ محاسبه و در نتیجه روایی و پایایی ابزار تایید شد.
یافتهها: مطابق با جدول لاوشه، عناصر اطلاعاتی مثل قوم و نژاد(Mean=۱/۱۲۵ ،CVR=-۰/۲۵) که CVR بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین کمتر از ۱/۵ داشتند، رد شدند. آیتمهایی مثل جنسیت(۱=CVR)، که CVR آنها مساوی یا بیشتر از ۰/۷۵ بود، و نیز آیتمهایی مثل وضعیت تاهل(Mean=۱/۶۲۵ ،CVR=۰/۵) که CVR آنها بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین مساوی یا بیشتر از ۱/۵ بود، پذیرفته و بهعنوان مجموعهی حداقل دادههای غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال در نظر گرفته شدند. عناصر دادهای شناسایی شده در سه دستهی دموگرافیک، بالینی و سوابق روانی-اجتماعی فرد دستهبندی شدند.
نتیجهگیری: سیستمهای پشتیبان تصمیم بالینی در مراحل مختلف ارایه مراقبت سلامت از جمله فرایند غربالگری کمککننده هستند. با بهکارگیری این سیستمها برای غربالگری ریسکفاکتورهای افسردگی ماژور میتوان محدودیت دسترسی به متخصصان بهداشت روان را بهبود بخشید، از اجرای گایدلاینها اطمینان حاصل کرد و همکاری بین سطوح مختلف مراقبت سلامت را ارتقا داد. تعیین مجموعهی حداقل دادههای غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال، نخستین گام طراحی و ایجاد سیستم پشتیبان تصمیم بالینی جهت شناسایی و غربالگری افراد از حیث این بیماری میباشد.
محیا جعفرنژاد، اسمعیل محمدنژاد، لیلا صیادی، شیما حقانی، رضا قانعی قشلاق، افضل شمسی،
دوره 16، شماره 3 - ( مرداد 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شکستگی و دررفتگی استخوان ران یک مشکل شایع و مختلکنندهی سلامت عمومی در سراسر جهان میباشد. یکی از مهمترین راهها برای کنترل و پیشگیری این شکستگیها، شناسایی عوامل مرتبط شایع با پیامدهای شکستگی هیپ است که با شناسایی این عوامل میتوان از پیامدهای نامطلوب این شکستگیها جلوگیری کرد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، تعیین ارتباط فاکتورهای تاثیرگذار بر شکستگی هیپ با پیامدهای ناشی از آن بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی-مقطعی بود که در بیمارانی که دچار شکستگی مفصل هیپ بودند، انجام شد. در این مطالعه، سرشماری پروندهی ۴۴۰ بیمار، اطلاعات بیماران در فاصلهی سالهای ۱۳۹۹-۱۳۹۶(بررسی سه ساله) بعد از بررسی معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شدند. فرمهای ثبت اطلاعات طراحیشده با استفاده از اطلاعات پرونده پزشکی و تماستلفنی با خانواده بیمار تکمیل شد. از نرمافزار SPSS و آمار توصیفی(میانگین، میانه، کمینه و بیشینه) و استنباطی(آزمون دقیق فیشر، کای دو، تیمستقل و رگرسیون لجستیک) استفاده شد.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد بیشتر بیماران با شکستگی هیپ(۷۳/۹%)، بیماری زمینهای داشتند. شایعترین بیماریهای زمینهای در بیماران بهترتیب شامل پرفشاری خون(۲۰/۷%)، دیابت(۱۳/۲%) و بیماری قلبی(۱۰/۵%) بود. بیشترین علت مرگومیر بهترتیب شامل کهولت سن(۴۰/۴%)، شیوع کووید-۱۹(۲۰/۲%)، سکته قلبی(۱۱/۷%)، آمبولی ریوی(۱۰/۶%) و عفونت زخم جراحی(۱۰/۶%) بود. شایعترین علت شکستگی هیپ، پوکی استخوان(۲۶/۳ درصد) و سقوط از ارتفاع(۲۴/۷ درصد) بود. سطح تحصیلات(۰/۰۰۰۱=P)، علل شکستگی(۰/۰۰۱=P)، نوع بیهوشی(۰/۰۰۱=P)، سابقهی بستری در بخشهای ویژه(۰/۰۰۱=P)، بستری مجدد(۰/۰۰۰۱=P)، سن(۰/۰۰۱=P) و سطح مراقبت از خود(۰/۰۰۱=P) با مرگومیر این بیماران ارتباط معنیداری داشته است. نوع جراحی(۰/۰۳۸=P)، سابقهی بستری در بخشهای ویژه(۰/۰۰۱=P)، سابقهی ترانسفوزیون خون(۰/۰۲۱=P) و سطح مراقبت از خود(۰/۰۰۱=P) نیز با طول مدت بستری بیماران دارای شکستگی هیپ ارتباط معنیداری داشت.
نتیجهگیری: با شناسایی عوامل تاثیرگذار بر مدت زمان بستری و مرگو میر بیماران با شکستگی هیپ، شاهد نتایج بهتر عمل جراحی، اقامت کوتاهتر در بیمارستان، عارضهی کمتر پس از عمل جراحی و کاهش مرگومیر خواهیم بود و برخی از فاکتورهای دخیل مانند پوکی استخوان قابل پیشگیریاند که میتوان با آموزش بهموقع از آنها پیشگیری نمود.
محمد حسینی کسنویه، مهسا محمودی نژاد، محمد ویسی، پویا هدایتی شهیدانی، علی طهماسبی،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف بررسی اثر حضور پزشک در خطای ثبت کدهای جراحی توسط دستیاران جراحی و اثرات مالی ناشی از آن در بیمارستان رسول اکرم انجام شد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و آینده نگر بوده و در بازه زمانی سه ماهه ی زمستان ۱۴۰۰ و از طریق جمع آوری داده ها در بیمارستان انجام شد. به جهت مقایسه ی کسورات با توجه به حضور یا عدمحضور پزشک، کارشناسی در اتاق عمل مستقر شد که اطلاعات را در فرم های مخصوص وارد کند و بدین صورت انواع کسورات برای هریک از وضعیت های مذکور مشخص شد. از آزمونT-Test برای تجزیه و تحلیل بین دو گروه(حضور و عدم حضور پزشک) استفاده شد و داده ها با استفاده از نرم افزارهای اکسل و SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: تعداد ۳۰۱ پرونده در زمان حضور پزشک جراح و ۳۰۰ پرونده در زمان عدمحضور پزشک جراح بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران بررسی گردید. تفاوت درصد کسورات پنهان در زمان حضور و عدمحضور پزشک جراح معنادار نبوده است(۰/۰۷۸P-value=). با وجود این، تفاوت درصد کسورات آشکار در زمان حضور و عدمحضور پزشک جراح معنادار بوده است(۰/۰۲۴P-value=). همچنین تفاوت هزینه ی کسورات آشکار در گروه های جراحی معنادار بوده است(۰/۰۰۱P-value<) اما تفاوت هزینه های کسور پنهان در صورت وجود یا نبود پزشک، معنادار نبوده است(۰/۴۳۵P-value=).
نتیجه گیری: حضور یا عدمحضور پزشک جراح در میزان خطا در ثبت کدهای جراحی توسط کمک جراح و در نتیجه در درصد و هزینه های کسورات اعمال جراحی و خصوصاً در کسورات آشکار حق العمل جراح اثر دارد. ازاینرو برنامه ریزی برای حضور پزشک در مواقعی که خطای ثبت کدها توسط کمک جراح منجر به کسورات آشکار می شود، می تواند به مستندسازی دقیقتر و در نتیجه کسورات کمتر ناشی از خطای ثبت کدها کمک کند.
فردین امیری، آرش خواجهوند، صدیقه حنانی، نمامعلی آزادی،
دوره 16، شماره 5 - ( آذر 1401 )
چکیده
زمینه و هدف: عفونت محل جراحی از شایعترین عفونتهای مرتبط با مراقبت درمانی است. یکی از راههای کاهش آن، استفاده از آنتیسپتیک مناسب جهت آمادهسازی پوست محل جراحی(پرپ پوست) میباشد. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر آمادهسازی پوست با آنتیسپتیکهای پوویدون آیوداین و کلرهگزیدین گلوکونات بر میزان عفونت محل عمل جراحی بیماران جراحی شکم انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی بر روی ۷۰ نفر از بیماران جراحی شکمی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی فیروزگر تهران در بازه زمانی اردیبهشت ماه تا شهریورماه سال ۱۴۰۰ انجام شد. بیماران به روش تصادفی ساده به دو گروه آمادهسازی پوست با آنتیسپتیکهای پوویدون آیوداین(بتادین) و آنتیسپتیک کلرهگزیدین گلوکونات تقسیم شدند. پرپ پوست بیماران در هر گروه به روش دو مرحلهای و با روش استاندارد چرخشی، با استفاده از آنتیسپتیکهای مذکور توسط پژوهشگر انجام شد. بررسی عفونت محل جراحی با کمک چکلیست محققساخته و همچنین پیگیری وضعیت بیماران با معاینههای حضوری توسط پزشک مربوط صورت گرفت. آنالیز دادهها توسط آزمونهای Fischer’s Exact و t-test و Chi-Square و Cochrane’s Q صورت گرفت.
یافتهها: عفونت محل جراحی در پنج بیمار(۱۴/۲۹ درصد) از گروه بتادین و یک بیمار(۲/۸۶ درصد) از گروه کلرهگزیدین رخ داد. میزان بروز عفونت محل جراحی در گروه بتادین نسبت به گروه کلرهگزیدین، ۵/۵۴ برابر بیشتر بود ولی از لحاظ آماری اختلاف معنیداری مشاهده نشد(۰/۱۹۸=P). مقایسهی عفونت محل جراحی در مدت ۲۴ ساعت پس از جراحی(۰ درصد) و مدت ۳۰ روز پس از جراحی(۸/۵۷ درصد) نشان داد که هر دو آنتیسپتیک در کاهش بروز عفونت محل جراحی موثر بودند(۰/۰۰۱>P). همچنین بروز عفونت محل جراحی با مدت زمان بستری بیماران به مدت ۲ روز، مرتبط بود(۰/۰۰۱=P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان بروز عفونت محل جراحی در گروه بتادین ۵/۵۴ برابر بیشتر از گروه کلرهگزیدین بوده، اما باوجود این از نظر آماری اختلاف معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد. بنابراین میتوان هرکدام از این دو آنتیسپتیک را جهت آمادهسازی پوست محل عمل جراحی شکم به کار برد.
شیما درخشان، نگار یاوری طهرانی فرد، ناهید ابوطالب، مریم ناصرالاسلامی،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه میتوان از ترکیبات طبیعی مانند پپتیدها و پروبیوتیکها بهعنوان مکمل درمان بیماریهایی چون سرطان نام برد. این ترکیبات با اثر بر برخی مسیرهای مولکولی از جمله التهاب، ممکن است در جلوگیری از پیشرفت و یا درمان سرطان موثر باشند. هدف از این مطالعه بررسی اثر دیپپتید-B و لایزت پروبیوتیک بیفیدوباکتریوم بیفیدوم بر بیان ژنهای TNF-α و ۱-IL در سلولهای سرطانی معده ردهی سلولی AGS بود.
روش بررسی: در این مطالعه، سلولهای AGS و HEK در محیط کشت DMEM با ۱۰ درصد سرم جنین گاوی کشت داده شدند. سلولها با غلظتهای مختلف دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم تیمار شدند و برای مدت ۲۴ساعت انکوبه گردیدند. درصد زندهمانی سلولی با روش رنگسنجی MTT بررسی شد. بهمنظور بررسیهای مولکولی پس از استخراج RNA و سنتز cDNA با استفاده از واکنش تشخیص مولکولی PCR (Real time PCR) بیان نسبی ژنهای TNF-α و ۱-IL ارزیابی گردید و دادهها با استفاده از روش آماری آزمون واریانس یکطرفه بین گروهها مقایسه شدند.
یافتهها: نتایج MTT نشان داد که تیمار سلولها با دیپپتید-B و لایزت باکتری بیفیدوباکتریوم بیفیدوم سبب کاهش زندهمانی سلولهای سرطانی AGS نسبت به سلول کنترل HEK گردید(IC۵۰) و سطح بیان نسبی ژنهای TNF-α و ۱-IL در سلولهای سرطانی معده که با دیپپتید-B، لایزت باکتری و همچنین هردو ماده بهطور همزمان تیمار شدهاند نسبت به نمونه کنترل دارای افزایش معنادار بود(۰/۰۵≥P). میزان افزایش بیان معنادار در ژن ۱-IL بهترتیب برای پپتید ۳۰۰%(۴ برابر)، باکتری ۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری ۶۵۰%(۷ و نیم برابر) و در ژن TNF-α بهترتیب برای پپتید ۳۵۰%(۴ و نیم برابر)، باکتری۱۰۰%(۲ برابر)، پپتید همراه باکتری۵۲۰%(۶/۲ برابر) بود. بنابراین احتمالاً این ترکیبات با تاثیر بر دیگر مسیرهای مولکولی موجب مرگ سلولهای سرطانی شدهاند.
نتیجهگیری: باتوجه به اینکه دیپپتید-B و لایزت باکتری روی سلولهای ردهی سلولی سالم HEK سمیت معنیداری نداشتند و سبب کاهش زندهمانی سلولهای سرطانی AGS بهصورت معناداری شدند که این سمیت وابسته به دوز بود، در نظر گرفتن این ترکیبات طبیعی در درمان سرطان معده ممکن است حائز اهمیت باشد.
صدیقه حنانی، نازنین صراف شهری، اسما فیضی دهخوارقانی، نجمه سمیعی، آذر عرب خزاعی، آذین عرب خزاعی، کیارش کامبوزیا،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: شبکهی مجازی به یکی از تأثیرگذارترین ابزارها در زندگی افراد تبدیلشده است که بر جنبههای مختلف زندگی تأثیر میگذارد. در رشتههای علوم پزشکی با توجه به پیشرفتهای فراوان، استفاده از شبکهی مجازی در حال افزایش است؛ اما شبکهی مجازی میتواند سبب اتلاف وقت دانشجویان و کاهش ساعت مطالعه شود که بر دانش و مهارت عملی دانشجویان تأثیر منفی دارد. در این مطالعه، تأثیر استفاده از شبکهی مجازی بر دانش و مهارت عملی دانشجویان اتاق عمل بررسی گردید.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بود که روی ۶۰ نفر از دانشجویان ترم ۶ و ۸ اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران سال ۱۳۹۹ به روش سرشماری انجام شد. دانشجویان در پایان ترم تحصیلی بهمنظور بررسی دانش تئوری به آزمون جامعی که شامل ۴۰ سوال بود و بهمنظور بررسی میزان استفاده از شبکهی مجازی، به پرسشنامهی پژوهشگرساخته پاسخ دادند. همچنین، مهارت عملی دانشجویان توسط نمره کارآموزی آنان سنجیده شد. در نهایت، از آزمون کولموگروف اسمیرنف و ضریب همبستگی پیرسون برای سنجش نرمال بودن دادهها استفادهشده و تجزیهوتحلیل دادهها با نرمافزار SPSS انجام شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش، بین میزان استفاده از شبکهی مجازی و دانش تئوری رابطه معنیدار منفی وجود دارد(۰/۰۵>P). بدینصورتکه با افزایش استفاده از شبکه مجازی، سطح دانش تئوری دانشجویان کاهش مییابد. از سوی دیگر، بین دانش تئوری و مهارت عملی ارتباط معنادار مثبتی وجود دارد. ازطرفی بین میزان استفاده از شبکهی مجازی و مهارت عملی دانشجویان رابطهی معنیداری مشاهده نشد(P>
۰/۲۱)
نتیجهگیری: باتوجه به یافتههای این پژوهش، استفاده از شبکهی مجازی سبب تضعیف دانش تئوری دانشجویان میشود. بدینصورتکه، با افزایش نمرهی پرسشنامهی پژوهشگرساخته(میزان استفاده از شبکهی مجازی)، نمرهی آزمون جامع کاهش مییابد. از نتایج دیگر پژوهش میتوان به ارتباط معنادار مثبت میان دانش تئوری و مهارت عملی اشاره کرد که با افزایش نمرهی آزمون جامع، نمرهی بهدستآمده در کارآموزی نیز افزایش مییابد.
مرجان قاضی سعیدی، محمدامین عباسی اسلاملو، کبری دارابیان، الهام عطایی،
دوره 17، شماره 3 - ( 5-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با وجود پیشرفت مداوم در پزشکی، Chronic Obstructive Pulmonary Disease (انسداد مزمن ریوی (COPD)) همچنان یک بیماری تنفسی پیشرو، غیرقابل درمان و مزمن است که عملکرد بیماران را از ابعاد مختلف محدود کرده و کیفیت زندگی آنها را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. در این مسیر خودمراقبتی بیماران و بهکارگیری ابزارهای مرتبط با آن در کنترل و درمان بیماری اثر قابل توجهی دارد. هدف این پژوهش، طراحی و ایجاد برنامهی کاربردی جهت خودمراقبتی انسداد مزمن ریوی مبتنی بر اندروید بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی-توسعهای با رویکرد کاربردی بود. در گام اول بر اساس مطالعهی منابع کتابخانهای و گایدلاینها و بررسی پروندههای بیماران بستری مبتلا به COPD در بیمارستان فیروزآبادی، پرسشنامهای با هدف نیازسنجی اطلاعاتی و تعیین اقلام دادهای و قابلیتهای موردنیاز در برنامهی کاربردی طراحی گردید. آنگاه بر اساس نمونهای ۱۰ نفره (بهروش تصادفی و در دسترس) از پزشکان متخصص داخلی و فوقتخصص ریه در بیمارستانهای فیروزآبادی و حضرت رسول، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران، بررسی و تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل و سپس جداول سناریو و نمودارهای موردکاربرد جهت نمایش جریان کلی برنامه کاربردی ترسیم شد. برنامه کاربردی با استفاده از زبان برنامه نویسی جاوا در محیط نرمافزار اندروید استودیو ۲۰۲۱ طراحی و ایجاد گردید. پس از نصب برنامهی کاربردی بر روی تلفن همراه ده نفر از بیماران مبتلا به COPD مراجعهکننده به درمانگاه تخصصی داخلی و ریه بیمارستان فیروزآبادی شهرری و استفاده از آن بهمدت یک هفته، نظرات بیماران درمورد کاربردپذیری برنامه کاربردی از طریق پرسشنامه QUIS جمعآوری و تحلیل شد.
یافته ها: بخشهای برنامه کاربردی، متعاقب نظرسنجی متخصصان، موارد اطلاعات فردی، اطلاعات بالینی، مدیریت بیماری، گزارشگیری و نکات آموزشی تعیین شد. که پس از طراحی جهت استفاده و ارزیابی در اختیار بیماران قرارگرفت. درپایان پژوهش، نتایج حاصل از ارزیابی قابلیت استفاده و میزان رضایتمندی از برنامه کاربردی نشان داد که از دیدگاه بیماران، برنامه کاربردی با میانگین امتیاز ۸/۱(از ۱۰ امتیاز) در سطح خوب قرار گرفته است.
نتیجهگیری: از برنامهی کاربردی خودمراقبتی طراحیشده میتوان در جهت افزایش آگاهیبخشی، کمک به مدیریت بیماری، افزایش سطج کیفیت زندگی و کاهش عوارض بیماری و کاهش بار بیماری برای بیماران مبتلا به انسداد مزمن ریوی استفاده نمود.
پریسا مرادی مجد، شهنام صدیق معروفی، شقایق تقیزاده، جمیله ابوالقاسمی، علیرضا باباجانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در ایمنی دارودرمانی برای بیماران در اتاقعمل، ثبت و برچسبگذاری صحیح داروهای بیهوشی میباشد که میتواند موجب کاهش خطاهای دارویی، افزایش ایمنی دارو و بیمار، کاهش اتلاف دارو و آلودگی محیط زیست و بهینهسازی هزینههای بیمارستانی شود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی در بهمن ماه سال ۱۴۰۱ در اتاقهایعمل بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. شرکتکنندگان شامل ۱۷۷ نفر از کارشناسان هوشبری شاغل در اتاقعمل بیمارستانهای مذکور بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از چکلیست محققساخته، ارزیابی دستورالعملهای ثبت و برچسبگذاری داروهای بیهوشی جمعآوری شد و با استفاده از نرمافزار SPSS و آزمونهای آماری One- way ANOVA، فیشر و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گشت و سطح معناداری ۰/۰۵>P-Value در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین رعایت دستورالعملهای ثبت و برچسبگذاری داروهای بیهوشی در کلیه بیمارستانها ۳/۵۵۹ از نمره کل ۱۶(تعداد گویهها)، به دست آمد. میانگین رعایت دستورالعملها در هشت بیمارستان با یکدیگر تفاوت معناداری داشت(۰/۰۰۱>P). بیشترین میزان رعایت دستورالعمل با میانگین ۳۳۳ /۱۰ از ۱۶ به بیمارستان حضرت علیاصغر اختصاص داشت. بیمارستانهای فیروزگر و شهید اکبرآبادی به ترتیب با میانگین ۱۰/۱۱ و ۶/۶۵ در ردههای بعدی قرار داشتند. بین میزان رعایت دستورالعملها و میانگین سابقهکاری و سنی کارشناسان، همبستگی منفی و معنادار وجود داشت(۰/۰۱۷=P)، اما جنسیت با میزان رعایت دستورالعملها همبستگی معناداری نداشت( ۰/۵۹۶ = P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دستآمده، میزان رعایت دستورالعملهای ثبت و برچسبگذاری داروهای بیهوشی در اکثر بیمارستانها ضعیف و در سطح نامطلوب ارزیابی گردید. با توجه به اهمیت این موضوع در کاهش خطاهای دارویی و افزایش ایمنی بیمار، بهکارگیری دورههای توانمندسازی و آموزشی برای کارشناسان هوشبری طبق آخرین دستورالعملهای ارایه شده ضروررت دارد.
کوروش عباسیان، محمد علیمرادنوری، محمد باقر کرمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیران بهعنوان اصلیترین افراد تصمیمگیرنده در مواجهه با مسایل مختلف درون و برونسازمانی، نقش بسزا و تعیینکنندهای در موفقیت یا حتی شکست سازمان ایفا میکنند. اگر در رأس سازمانها مدیران شایسته و باتجربه قرار گیرند، موفقیت سازمانها در رسیدن به اهداف تضمین خواهد شد و سازمان با حداقل امکانات میتواند به بیشترین بازدهی دست یابد. هدف مطالعهی حاضر، طراحی مدل شایستگیهای مدیریتی مدیران بیمارستانهاست.
روش بررسی: این پژوهش کیفی از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ انجام شد. پس از بررسی مطالعات مرتبط با موضوع، شایستگیهای استخراجشده در اختیار ۱۹ نفر از صاحبنظران شامل اعضای هیئتعلمی صاحبنظر در زمینهی موضوع پژوهش و مدیران دارای تجربهی مدیریت در حوزه نظام سلامت و بیمارستان قرار گرفت و در نهایت پس از بهکارگیری روش دلفی و پنل خبرگان الگوی شایستگیهای مدیریتی مدیران استخراج گردید. دادههای جمعآوری شده در نرمافزار Excel تحلیل شدند.
یافتهها: الگوی تدوینشده در این پژوهش برای مفهوم شایستگیهای مدیران بیمارستانها درمجموع شامل ۳۳ شایستگی مدیریتی موردنیاز مدیران بیمارستان در قالب چهار وظیفهی اصلی مدیریت(برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل) و نقشهای مدیریتی است که از بررسی متون و انجام دو مرحله دلفی و برگزاری دو مورد پنل خبرگان استخراج گردید. در الگوی شایستگیهای مدیران بیمارستانها بُعد برنامهریزی ۴ مؤلفه، سازماندهی ۴ مؤلفه، بُعد رهبری ۱۲ مؤلفه، بُعد کنترل ۴ مؤلفه و بُعد نقشهای مدیریتی نیز ۹ مؤلفه دارد. شایستگی تفکر استراتژیک که زیرمجموعهی وظیفهی برنامهریزی میباشد، با وزن(۰/۴۹۵) بیشترین وزن و بالاترین رتبه را در بین سایر مؤلفهها به خود اختصاص داده و نگرش بهبود مستمر که زیرمجموعهی نقشهای مدیریتی است، کمترین وزن(۰/۰۳۳) و پایینترین رتبه را در بین سایر مؤلفهها به خود اختصاص داده است.
نتیجهگیری: این مطالعه یک مدل اختصاصی و جامع را با استفاده از تکنیکهای کاربردی بهعنوان یکراه حل مناسب جهت ارزیابی شایستگیهای مدیریتی مدیران بیمارستان پیشنهاد نمود و چارچوب پیشنهادی در این مطالعه میتواند بهعنوان الگوی عملکرد استاندارد برای ارزیابی شایستگی مدیران استفاده گردد.
صدیقه حنانی، پارسا فرمهین فراهانی، فردین امیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزشهای معمول برای کسب دانش و مهارت دانشجویان رشته اتاقعمل، جهت ایفای نقش بهعنوان فرد اسکراب و سیار، بهویژه در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی، کافی نیست. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر طراحی، اجرا و ارزشیابی پروتکل قبل، حین و بعد از عمل جراحی ویپل و تأثیر آن بر دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان رشته اتاقعمل دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعهای نیمهتجربی از نوع قبل و بعد از مداخله بود که طی آن ۵۰ نفر از دانشجویان ترم پنجم و هفتم مقطع کارشناسی رشته اتاقعمل انتخاب شده و با استفاده از پروتکل طراحی شده، آموزش داده شدند. محتوای پروتکل، شامل جدیدترین اصول تکنولوژی جراحی ویپل در زمینه آناتومی جراحی، بیماریشناسی دستگاه گوارش و پانکراس، اقدامات تشخیصی و آمادگیهای قبل از عمل جراحی ویپل، فرایند عمل جراحی ویپل و مرحلهی پس از عمل جراحی و دوره ریکاوری جراحی ویپل بود. قبل و بعد از آموزش، میزان دانش، نگرش و مهارتهای بالینی دانشجویان با استفاده از پرسشنامه و چک لیست مشاهدهای، ارزیابی و مقایسه شد. دادهها با استفاده از آزمون پارامتری تی زوجی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و آزمون تحلیل کوواریانس در نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که بعد از بهکارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده، دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان اتاقعمل افزایش یافته است. یعنی بهکارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده بر میزان دانش، نگرش و بهویژه مهارتهای بالینی دانشجویان موثر بود. به طوریکه اختلاف معنادار آماری در میانگین نمره آزمون دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان قبل و بعد از آموزش مشاهده شد(۰/۰۵>P).
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، طراحی و بهکارگیری پروتکلهای آموزشی، شیوهای مؤثر در فرایند آموزش و ارزشیابی میزان دانش، نگرش و مهارتهای بالینی دانشجویان در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی مانند عمل جراحی ویپل میباشد. ازاینرو بهکارگیری پروتکلهای آموزشی طراحی شده در فرایند آموزش دانشجویان، به کلیه استادان و مسئولان آموزشی رشته اتاقعمل توصیه میشود.