جستجو در مقالات منتشر شده


123 نتیجه برای سلامت

ملیحه قناعت جو، نادر جهان مهر، حامد دهنوی، آیدا صمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش میزان اطلاعات و نیاز به پایش روزانه‌ی آن‌ها منجر به توسعه‌ی ابزارهایی به نام داشبوردهای مدیریتی شده‌اند که قابلیت تحلیل داده‌های گرافیکی را دارند. داشبورد می‌تواند علاوه بر تهیه گزارش‌های سریع در بازه‌های زمانی مختلف و فرمت خاص کاربر، به ارایه اطلاعات به‌هنگام شده‌ی پویا، برای تصمیم‌گیری دقیق و واکنش سریع به تغییرات، مفید واقع گردد. 
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و به روش اقدام‌پژوهی مشارکتی طی ۹ گام اجرا گردید. در این پژوهش کاربردی و توسعه‌ای که به صورت مقطعی با استفاده از داده‌های نیمه اول سال ۱۴۰۱ انجام شد، ۱۱ نفر از اعضای تیم رهبری یک بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان به‌عنوان مشارکت‌کنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه با استفاده از پرسش‌نامه تعیین اهمیت شاخص‌ها و پرسش‌نامه‌ی کاربردپذیری(قابلیت استفاده) داشبورد بر اساس سه متغیر مستقل(مفید بودن، سهولت استفاده و رضایت) بود. فایل اکسل داده‌های مورد نیاز داشبورد از سیستم HIS بیمارستان جمع‌آوری و داشبورد با نرم‌افزار Power BI طراحی و قابلیت‌ها و سطوح دسترسی کاربران بر اساس وظایف آنان مشخص گردید. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از آمار توصیفی و نرم‌افزار Excel انجام شد.
یافته‌ها: در مرحله‌ی تعیین شاخص‌های کلیدی عملکرد، از ۳۹ شاخص منتخب تیم پژوهش، ۲۲ شاخص میانگین امتیاز ۴ به بالا (از امتیاز ۵) کسب نمودند و ۲۱ شاخص ، قابلیت اجرا داشتند. از مخزن داده‌ها در فرمت Excel به عنوان محیط واسطه‌ای استفاده گردید. داشبورد در شش صفحه(شاخص‌های مربوط به عملکرد تخت‌های بستری، مرگ‌و میر، اورژانس و سایر شاخص‌ها) نمایش داده شد و قابلیت‌های هر صفحه تعیین گردید. پس از اجرای داشبورد و تعیین سطوح دسترسی کاربران، کسب امتیاز بالا از سؤالات پرسش‌نامه کاربردپذیری(۵ به بالا از ۷ امتیاز) و کسب میانگین امتیاز ۷۱/۸ از ۵ سؤال مربوط به متغیرهای مفید بودن، ۷۰/۵ از ۸ سؤال مربوط به سهولت استفاده و ۷۱ از ۳ سؤال مربوط به متغیر رضایت نشان داد داشبورد طراحی شده برای بیمارستان کاربردپذیری بالایی داشته است.
نتیجه‌گیری: اطلاعات داشبورد مدیریت بیمارستانی می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری آگاهانه برای رسیدن به منافعی از قبیل شناسایی بهترین عملکرد، ارتقای کیفیت عملکرد، تصمیم‌گیری سریع‌تر، کاهش خطاها، بهبود در مدیریت ظرفیت و جریان کار، اختصاص منابع و برنامه‌ریزی برای رشد و توسعه گردد.

فاطمه میرشکاری، الهام مسرت،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به‌روند رو به رشد سرطان‌ در ایران، توسعه و پیاده‌سازی سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال توانمندی‌های سلامت دیجیتالی و روند خود مدیریتی بیماران را سرعت می‌بخشد. سواد سلامت دیجیتال به معنای توانایی استفاده مؤثر و آگاهانه از فناوری‌های دیجیتال برای دسترسی به اطلاعات و خدمات مربوط به سلامت است. این مهارت نقش مهمی در دسترسی به اطلاعات پزشکی، مدیریت بیماری، بهبود کیفیت زندگی افراد، به‌ویژه بیماران مبتلا به سرطان، ایفا می‌کند. سواد سلامت دیجیتال به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین فاکتورهای دستیابی برابر به اطلاعات سلامت دیجیتال محسوب می‌گردد. هدف از مطالعه‌ی حاضر تدوین الزامات سامانه‌ی سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر در دو فاز مرور متون و بررسی روایی و پایایی الزامات در سال ۱۴۰۲ انجام شد. در مرحله اول مرور متون با واژه‌های‌کلیدی سواد سلامت دیجیتال، سرطان، الزامات، سامانه و برنامه کاربردی در پایگاه‌هایی از جمله پاب‌مد، اسکوپوس، گوگل اسکالر، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و وب‌سایت‌های تخصصی انجام شد. جهت بررسی روایی محتوایی نظرسنجی، از ۶۲ متخصص نظرسنجی و CVI و CVR محاسبه شد. 
یافته‌ها: ۱۲۷ مؤلفه‌ی عملکردی و غیرعملکردی تأیید گردید. الزامات در بخش عملکردی در شش بعد اصلی ماژول سواد اطلاعاتی(۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات(۱۸ مؤلفه عملکردی)، سواد رسانه(۵ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت عمومی، تخصصی و جمعیت‌محور(۴۷ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال(۲۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال در سرطان(۶ مؤلفه عملکردی) تقسیم‌بندی شدند. در بخش سواد سلامت دیجیتال در سرطان مؤلفه‌های اصلی ارزیابی نیازها، آموزش سواد سلامت دیجیتال، ارزیابی و پایش اثربخشی مداخلات دیجیتال و مهارت‌های جستجوی اطلاعات تأیید گردید. ۱۵ مؤلفه غیرعملکردی هم تأیید شد. در این مطالعه، صرفاًً پیشنهاد اصلاح املایی مؤلفه‌های عملکردی و غیرعملکردی توسط متخصصان ارایه شد و تمامی گویه‌ها تأیید شد. ضریب‌آلفای کرونباخ به دست آمده(۹۲%) نشان‌دهنده‌ی ثبات پایایی و قابلیت تکرارپذیری بالا بود.
نتیجه‌گیری: سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال می‌تواند تسهیلگر خدمات درمانی باشد. با توجه به‌روایی و پایایی قابل‌قبول مورد مطالعه، الزامات تعریف شده می‌تواند برای پیاده‌سازی سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان استفاده گردد.


مینا شیروانی، مصطفی روشن زاده، مریم ربیعی فرادنبه، راضیه میرزاییان،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دانشجویان پرستاری در معرض استرس‌های آموزشی، خانوادگی و اجتماعی هستند و عوامل مختلف می‌توانند بر سلامت روانی آنان تأثیر بگذارند. لذا در راستای توجه به ابعاد مختلف سلامت انسان و جهت بررسی اثرات معنویت بر سلامت، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر روزه‌داری بر سلامت روان دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی بروجن انجام شد. 
روش بررسی: مطالعه‌ی نیمه‌تجربی حاضر با طرح پیش آزمون-پس آزمون در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۹۰ نفر از دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی بروجن به روش در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله در این مطالعه شامل حداقل ۲۳ روز روزه‌داری در ماه رمضان بود. داده‌ها قبل و بعد از مداخله توسط پرسش‌نامه‌ی اطلاعات جمعیت‌شناختی و ابزار استاندارد افسردگی، اضطراب و استرس فرم ۲۱ سوالی(DASS) جمع‌آوری شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. آزمون‌های آماری توصیفی شامل درصد، فراوانی، میانگین و انحراف‌معیار و همچنین آزمون‌های آماری استنباطی شامل تی‌تست، تی زوج، آنالیز واریانس و کای دو به کار برده ‌شد.
یافته‌ها: میانگین کل سلامت روان در دانشجویان بین گروه‌های مداخله(۱۱/۶۲±۳۲/۳۲) و کنترل(۱۴/۰۹±۲۹/۸۷) قبل از مداخله تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۰۸=P). میانگین کل سلامت روان بعد از مداخله بین گروه مداخله(۵/۷۱±۲۰/۶) و کنترل(۸/۹±۲۹/۴۹) تفاوت معنی‌داری داشت(۰/۰۴=P). میانگین کل سلامت روان در گروه کنترل قبل (۱۴/۰۹±۲۹/۸۷) و بعد(۸/۹±۲۹/۴۹) از مداخله تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۱۵=P). در حالی‌که میانگین کل سلامت روان قبل(۱۱/۶۲±۳۲/۳۲) و بعد(۵/۷۱±۲۰/۶) از مداخله در گروه مداخله تفاوت معنی‌دار داشت(۰/۰۰۱=P). مقایسه‌ی ابعاد سلامت روان قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله حاکی از آن بود که اضطراب(۰/۰۴=P) و استرس(۰/۰۰۳=P) بعد از مداخله نسبت به قبل آن کاهش معنی‌داری داشته است. این در حالی‌است که بعد افسردگی در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تغییر معنی‌داری نداشت(۰/۰۶=P). 
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، باید گفت بررسی منظم و دوره‌ای سطح سلامت روان در دانشجویان باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین برنامه‌های آموزشی و تربیتی با موضوع روزه‌داری جهت ارتقای سلامت روان ترویج داده شود.

طالب خداویسی، حمید بورقی، طوبی محرابی، جواد فردمال، مهدیه شجاعی باغینی، علی محمدپور،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پیش از اجرای هرگونه برنامه آموزشی مداوم برای پرسنل فناوری اطلاعات سلامت، شناسایی دقیق نیازهای آموزشی جامعه هدف امری ضروری است. بدین‌منظور، پژوهش حاضر با رویکردی جامع و با در نظر گرفتن ابعاد عمومی و تخصصی حوزه‌ی فناوری اطلاعات سلامت، به بررسی نیازهای آموزشی پرسنل شاغل در بیمارستان‌های استان همدان پرداخته است.
روش‌بررسی: این پژوهش توصیفی- مقطعی در ۱۱ بیمارستان زیرپوشش دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شده است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان واحدهای پذیرش، بایگانی پزشکی، آمار و کدگذاری بوده است. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ای استاندارد شده که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، جمع‌آوری گردید. روش جمع‌آوری داده‌ها به‌صورت ترکیبی حضوری و غیرحضوری بوده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد و نتایج با بهره‌گیری از آمار توصیفی و استنباطی(آزمون کروسکال-والیس) گزارش گردید.
یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که در بین نیازهای عمومی مقبول، مواردی چون فناوری اطلاعات(۹۶/۷ درصد)، جنبه‌های قانونی پرونده‌های پزشکی(۸۷/۶ درصد) و مهارت‌های ارتباطی(۷۶/۷ درصد) از بالاترین درصد برخوردار بوده‌اند. همچنین، نیازهای آموزشی اختصاصی در واحدهای مختلف، متفاوت بود به‌گونه‌ای که کارکنان واحد کدگذاری به اصول تشخیص نویسی(۹۲/۹ درصد)، آشنایی با دستورالعمل‌های کدگذاری علل مرگ‌و میر(۸۵/۷ درصد) و آشنایی با دستورالعمل‌های کدگذاری اقدامات(۸۵/۷ درصد)، کارکنان واحد آمار به نرم‌افزارهای آماری و کارکنان واحدهای پذیرش و بایگانی پزشکی به قوانین مربوط نیاز بیشتری داشتند. علاوه بر این، بین نیازهای آموزشی و برخی ویژگی‌های فردی کارکنان مانند سابقه‌کار، تحصیلات، جنسیت و رشته تحصیلی ارتباط معنادار وجود داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش، حاکی از آن است که برای طراحی برنامه‌های آموزشی مؤثر برای پرسنل فناوری اطلاعات سلامت، لازم است به‌ویژگی‌های فردی فراگیران از جمله جنسیت، سابقه‌کار و تحصیلات توجه شود و همچنین، آموزش‌ها با‌توجه به نیازهای متفاوت هر گروه، به‌صورت مستمر و در مقاطع زمانی مناسب ارایه گردد.

شبنم قاسمیانی، کبری مولد، شفیع حبیبی، رحیم خدایاری زرنق،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، مفهوم مشارکت فعال بیماران در مراقبت به‌عنوان یک عنصر مهم در دستیابی به پیامدهای مراقبت‌های سلامت با کیفیت در سیاست‌های مراقبت سلامت مورد تأکید قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، شناسایی زمینه‌ها و حیطه‌های مشارکت بیماران در اقدامات مرتبط با ایمنی مراقبت‌های سلامت است.
 روش بررسی: یک مرور حیطه‌ای از متون منتشرشده‌ی انگلیسی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ با جستجوی کلیدواژه‌های مناسب شامل اصلاحات Mesh و کلیدواژه‌های رایج مرتبط با موضوع موردمطالعه شامل patient collaboration، patient participation، patient engaging، patient involvement، patient education و patient safety در پایگاه‌های Scopus، PubMed،  Web of science و ProQuest انجام شد. سازمان‌دهی پژوهش بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است.
یافته‌ها: با استفاده از استراتژی جستجو، ۲۹۵۱ مقاله بازیابی شد. ۳۸ مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند. بیشترین تعداد مطالعه به‌ترتیب در کشورهای آمریکا(۱۴)، انگلیس(۸) و استرالیا(۶) انجام شده بود. در خصوص سال چاپ مقالات بیشترین  تعداد مقاله به‌ترتیب در سال‌های ۲۰۱۵(۵) و ۲۰۱۷(۴) چاپ شده بود. از این مقالات ۵ حیطه‌ی مشارکت شامل پیشگیری از سقوط بیمار، پیشگیری از تداخلات دارویی، پیشگیری و آگاهی از خطای پزشکی، مشارکت در کنترل عفونت و بهداشت دست کارکنان و آموزش و ارتقای آگاهی شناسایی شد. مقالات یافت‌شده به‌ترتیب در حیطه‌ی مشارکت در پیشگیری از سقوط ۲۶/۳%، آموزش و ارتقای آگاهی و مشارکت در کنترل عفونت و بهداشت دست ۲۳/۶%، پیشگیری و آگاهی از خطای پزشکی ۱۸/۴% و پیشگیری از تداخلات دارویی ۷/۹% بودند. یافته‌های اصلی مطالعات بررسی شده به تفکیک حیطه‌ی مشارکت بیماران، روش‌های مشارکت بیماران، مصادیق و نتایج مشارکت بیماران و چالش‌های مشارکت بیماران در اقدامات مرتبط با ایمنی طبقه‌بندی گردید.
نتیجه‌گیری: مشارکت بیمار در اقدامات مرتبط با ایمنی مراقبت‌های سلامت باید به‌عنوان ابزاری جهت بهبود ایمنی بیمار مورد حمایت قرار گیرد. مشارکت بیماران در ایمنی مراقبت، مستلزم توانمندسازی بیماران از طریق ارتقای سطح سواد سلامت و دانش آن‌ها و همچنین تغییر در نگرش ارایه‌دهندگان خدمات است. نقش سیاست‌گذاران به‌خصوص در سطح وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با تقویت مقوله‌ی مشارکت بیمار و خانواده‌ی بیمار در استانداردهای ملی اعتباربخشی بیمارستانی و در مجموع تلاش نظام سلامت برای تغییر به سمت مراقبت‌های مشارکت محور، کلیدی می‌باشد.

مریم جهانبخش، مهناز نوروزی، مجید جنگی، فاطمه قدیری کفرانی،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش در خصوص بیماری‌های منتقل‌شونده از راه تماس جنسی و اختلالات عملکردی در جامعه زنان ایرانی دو موضوع مهمی است که باید به‌عنوان ابعاد سلامت جنسی بدان پرداخته شود. شواهد حاکی از آن است که اپلیکیشن‌های مبتنی بر تلفن همراه می‌تواند ابزار مناسبی برای ارتقای آموزش در حوزه‌ی سلامت جنسی باشد. در پژوهش حاضر به طراحی مدل محتوایی اپلیکیشن مبتنی بر تلفن همراه با تأکید بر بیماری‌های منتقل‌شونده از راه تماس جنسی و اختلالات عملکردی زنان پرداخته شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر کاربردی-توصیفی است و در سه مرحله تعیین الزامات مدل محتوایی اپلیکیشن، طراحی و ارزیابی آن انجام شد. ابتدا از طریق مرورغیرنظام‌مند و بررسی فروشگاه‌های اپلیکیشن App store، Google play و کافه بازار به شناسایی و استخراج نیازهای اطلاعاتی پرداخته شد. سپس نتایج حاصل، سازماندهی و بازنگری علمی شده و درقالب فرم محتوای اپلیکیشن در پنلی به نظرخواهی از 7 نفر از خبرگان حوزه سلامت جنسی گذاشته شد. مدل محتوایی بررسی شده توسط خبرگان از طریق نمودارهای UML طراحی و توسط متخصصان فنی تأیید گردید.
یافته‌ها: محتوا در 6 حیطه‌ی نگرش و دانش جنسی، بهبود کیفیت زندگی جنسی، بیماری‌های منتقل‌شونده از راه تماس جنسی، HIV/AIDS، عفونت‌های تناسلی و اختلالات عملکرد جنسی تدوین شد که در مجموع 41 زیرحیطه را به خود اختصاص داد. محتوای تدوین شده از طریق نمودارهای مورد کاربرد، توالی، فرایند کسب و کار و حالت، ترسیم شد و طی ارزیابی با افزودن نمودارهای فعالیت و صفحات نمایشی تأیید و توسعه یافت.
نتیجه‌‎گیری: اپلیکیشن‌های تلفن همراه که نه تنها نسبت به سایر فناوری‌ها در دسترس هستند، بلکه می‌توانند امکان دریافت آموزش به‌دور از هرگونه شرم و نگرانی را فراهم سازند، بستر مناسبی برای افزایش نگرش و دانش زنان ایرانی نسبت به سلامت جنسی خود می‌باشند. مدل محتوایی طراحی شده به‌عنوان یک نمونه نسخه اولیه فارسی، علمی و بومی می‌تواند مبنای توسعه و طراحی یک اپلیکیشن قابل اجرا بر تلفن همراه برای آموزش سلامت جنسی زنان قرار گیرد.

ایوب محمدیان، علی معینی، مهناز سنجری، زهرا عبدالله زاده،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت هوشمند به‌دلیل ظرفیتی که در پیشگیری از بیماری دارد، راهکار مناسبی برای ارایه خدمات پیشگیری از شکستگی پوکی استخوان است. از طرفی وجود روابط تنگاتنگ میان سازمان‌های فعال برای پیشگیری از این بیماری، ایجاب می‌کند که این حوزه از دیدگاه زیست‌بومی بررسی گردد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، شناسایی عناصر و بازیگران زیست‌بوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان در سلامت هوشمند است.  
روش بررسی: یک مرور نظام‌مند کیفی از نوع فراترکیب برای یافتن منابع مربوط به پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان انجام شد. بدین‌منظور پایگاه‌های علمی Web of Science, Scopus, PubMed بررسی گردیدند و از بین ۱۰۳۴۴ منبع یافت شده، ۱۵۵ مورد برای انجام فراترکیب انتخاب شدند. در پایان با به‌کارگیری روش آنتروپی شانون، مقوله‌های هر بعد، رتبه‌بندی شدند.
یافته‌ها: این مرور نظام‌مند، نشان داد که زیست‌بوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان دربرگیرنده‌ی چهار دسته عنصر اصلی یعنی اصلاح سبک زندگی(تغذیه، ورزش، پیشگیری از سقوط، ترک دخانیات، الکل و کافئین)، بالینی(غربالگری، تشخیص و درمان دارویی و غیر دارویی)، فناورانه(زیرساخت، پلتفرم و کاربرد) و زمینه‌ای(فرهنگی، مشارکت اجتماعی، سیاستی، اقتصادی و آموزش) است که در رتبه‌بندی کاربرد و زیرساخت جایگاه اول و دوم و پلتفرم و آموزش به‌طور مشترک جایگاه سوم را گرفتند. بازیگران نیز در سه لایه هسته اصلی(اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، بنگاه‌های مرتبط با پیشگیری و درمان شکستگی، سایر ذینفعان حوزه سلامت، بنگاه‌های فناورانه)، لایه توسعه‌یافته(افراد مبتلا یا در معرض خطر، ذینفعان آموزش، ذینفعان فرهنگی، ذینفعان اجتماعی، ذینفعان حوزه سلامت) و لایه خارجی(سازمان‌های بین‌المللی، وزارت‌خانه‌های ملی) دسته‌بندی شدند. در رتبه‌بندی، افراد مبتلا یا در معرض خطر، سایر ذینفعان حوزه سلامت و اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، به‌ترتیب جایگاه‌‌های اول تا سوم را گرفتند.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که عناصر«فناورانه»، «زمینه‌ای»، «اصلاح سبک زندگی» و «بالینی» به‌ترتیب در جایگاه‌های اول تا چهارم قرار دارند. همچنین، رتبه اول به بازیگران لایه توسعه یافته اختصاص یافت؛ بازیگران  هسته اصلی رتبه‌ی دوم و بازیگران لایه خارجی رتبه‌ی سوم را گرفتند.

محمدمهدی سپهری، مینو فتحی، نسرین طاهرخانی، رقیه خشا،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: توسعه‌ی برنامه‌های خودمدیریتی دیابت بارداری مبتنی بر ابزارهای سلامت همراه با توجه به میزان شیوع این عارضه، می‌تواند کیفیت زندگی مادران باردار را افزایش و هزینه‌ی مراقبت‌های بهداشتی و درمانی را کاهش دهد. برای توسعه‌ی چنین برنامه‌ای لازم است تا نقش‌آفرینان کلیدی این سیستم شناسایی و روابط بین آن‌ها تعیین شود. 
روش بررسی: پژوهش در چهار فاز انجام شد. در فاز اول به شناسایی نقش‌آفرینان و نقش‌های کلیدی در پیشینه‌ی پژوهش پرداخته شد. در فاز دوم با مصاحبه‌ی حضوری با خبرگان، نقش‌آفرینان و نقش‌های شناسایی شده ارزیابی شدند. در فاز سوم به شناسایی روابط بین آن‌ها پرداخته شد. این مرحله با طراحی و تکمیل پرسش‌نامه‌هایی که به بررسی وجود یا نبود ارتباط بین نقش‌آفرینان و نقش‌ها می‌پرداختند، انجام گرفت. در فاز آخر کلیدی‌ترین نقش‌ها و نقش‌آفرینان با تحلیل شبکه‌های اجتماعی تعیین شدند. به این منظور از سه شاخص مرکزیت درجه، بینابینی و نزدیکی بردار ویژه استفاده شد. 
یافته‌ها: در کل ۲۲ نقش‌آفرین و ۱۷ نقش شناسایی شدند. براساس نتایج به‌دست آمده، وزارت بهداشت با شاخص مرکزیت درجه ۴۱/۱۲ پرنفوذترین و قدرتمندترین نقش‌آفرین موجود در این شبکه است. پزشک فوق‌تخصص غدد، کارشناس تغذیه و متخصص زنان به‌ترتیب با شاخص‌های مرکزیت درجه ۳۸/۵۲، ۳۶/۷۹ و ۳۱/۶۰ در رتبه‌های بعدی قرار دارند. این موضوع نشان می‌دهد که پذیرش این شبکه توسط جامعه پزشکان نقش بسیار مهمی دارد. همچنین مقدار هر سه شاخص مرکزیت برای نقش آموزش به بیماران، بالاترین میزان را دارد؛ بعد از آن نقش‌های آموزش به متخصصان و کارکنان سلامت، حمایت از بیماران در انجام رفتارهای خودمراقبتی، امنیت و حفظ حریم خصوصی بیمار، به‌عنوان کلیدی‌ترین نقش‌ها شناسایی شدند. 
نتیجه‌گیری: در این پژوهش سعی شد تا ابعاد مختلف طراحی شبکه و نقش‌آفرینان تأثیرگذار بر روی خودمدیریتی دیابت بارداری به‌وسیله‌ی سلامت همراه شناسایی شوند. نقش‌آفرینان وزارت بهداشت و کمیته ملی پیشگیری، دارای بیشترین ارتباط با یکدیگر در انجام نقش‌های مشترک هستند. از این‌رو وزارت بهداشت می‌تواند برخی از نقش‌ها را به‌طور کامل به کمیته ملی پیشگیری واگذار نماید. از طرفی با شناسایی نقش‌های کلیدی ضرورت وجود آموزش و تخصیص بودجه به آن‌ها می‌باید در دستورکار قرار گیرد. 

فاطمه عباسی قلعه تکی، مریم کازرانی، اعظم شاهبداغی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: خدمات کتابخانه‌های بیمارستانی جزو زیرساخت‌های اساسی جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک هستند. این پژوهش به ارزیابی مؤلفه‌های آمادگی سلامت الکترونیک در کتابخانه‌های بیمارستانی اصفهان پرداخته است.
روش بررسی: پیمایش توصیفی از نوع کاربردی است. جامعه آماری ۱۰ کتابخانه بیمارستانی دولتی شهر اصفهان و تکمیل‌کنندگان پرسش‌نامه، مدیران کتابخانه‌های یادشده هستند. ابزار پژوهش، پرسش‌نامه‌ی محقق ساخته است که با مرور عمیق و جامع متون مرتبط تهیه شد. پرسش‌نامه‌ی ۶۱ سوالی بر اساس مقیاس لیکرت تنظیم شده است و چهار بخش دارد: آمادگی یادگیری (R۱)، آمادگی اصلی (R۲)، آمادگی اجتماعی (R۳) و آمادگی فناوری (R۴). برای تعیین روایی محتوایی پرسش‌نامه از نظرات استادان و متخصصان و کارشناسان خبره استفاده شد که روایی آن تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ ۰/۸۳ تأیید گردید. از آمار توصیفی برای بررسی داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: کتابخانه‌های بیمارستانی اصفهان از نظر آمادگی یادگیری با امتیاز ۳/۷۷ در وضعیت خوب، از نظر آمادگی اصلی با امتیاز ۳/۴۹ در وضعیت متوسط و از نظر آمادگی اجتماعی با امتیاز ۲/۴۷ و آمادگی فناوری با امتیاز ۲/۴۸ در وضعیت ضعیف قرار دارند. شاخص«سطح سواد فناوری و خدمات مرتبط با مراقبت‌های بهداشتی» با امتیاز ۲/۹ از مؤلفه‌ی آمادگی اصلی، شاخص«سیاست‌های مربوط به بازپرداخت» با امتیاز ۱ از مؤلفه‌ی آمادگی اجتماعی، شاخص«آموزش منابع اطلاعاتی» با امتیاز ۱/۸ از مؤلفه‌ی آمادگی یادگیری، شاخص«دسترسی سازمان به آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات» با امتیاز ۱/۳۵ از مؤلفه‌ی آمادگی فناوری جزو شاخص‌های ضعیف شناسایی شدند. به‌صورت کلی با توجه به میانگین امتیازات دریافت شده همه کتابخانه‌های بیمارستانی دولتی شهر اصفهان از نظر آمادگی سلامت الکترونیک در وضعیت متوسط قرار دارند.
نتیجه‌گیری: کتابخانه‌های بیمارستانی برای پیوستن به مقوله‌ی سلامت الکترونیک با چالش‌های متنوعی از جمله کمبود آمادگی در بخش فناوری روبه‌رو هستند. نبود سیاست‌گذاری‌های مناسب برای پیاده‌سازی سلامت الکترونیک در کتابخانه‌ها، عدم‌مهارت کاربران در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، ناآگاهی کاربران از خدمات سلامت الکترونیک مورد نیاز در کتابخانه، کمبود نیروی انسانی حرفه‌ای و نبود آموزش‌های مرتبط با سلامت الکترونیک برای کاربران از چالش‌های پیش‌رو در کتابخانه‌های بیمارستانی در بخش آمادگی سلامت الکترونیک شده است که انتظار می‌رود در جهت ارتقای آمادگی سلامت الکترونیک مورد توجه قرار گیرد. 

میثم داستانی، نرجس بحری، مهدی مشکی،
دوره 19، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود با انجام پژوهش در راستای شناسایی و به‌کارگیری روش‌های مؤثر در کاهش نابرابری‌های اجتماعی سلامت حرکت می‌کند. بنابراین مطالعه‌ی حاضر به تجزیه‌وتحلیل انتشارات علمی این مراکز  با استفاده از روش علم‌سنجی پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر با به‌کارگیری روش علم‌سنجی انجام شده است. جامعه آماری مطالعه، شامل تمامی مدارک علمی تولید شده در مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران در پایگاه استنادی اسکوپوس تا پایان سال ۲۰۲۳ بود. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از نرم‌افزار بیبلیوشاینی بسته‌ی بیبلیمتریکس در زبان برنامه‌نویسی R استفاده شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که مراکز تحقیقات عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت ایران ۸۳۵۸ انتشار علمی داشته‌اند. روند انتشارات از سال ۲۰۱۰ آغاز شده و در سال ۲۰۲۲ به اوج خود رسیده است. مقالات پژوهشی اصیل(۷۱۹۷ مدرک) بیشترین نوع انتشارات بوده‌اند. مجلات آموزش و ارتقای سلامت، پزشکی جمهوری اسلامی ایران و کومش بیشترین انتشارات را داشته‌اند. دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران(۱۵۰۵ مقاله)، شهید بهشتی(۱۰۸۰ مقاله) و تبریز(۹۵۵ مقاله) پیشرو هستند. همکاری‌های بین‌مؤسساتی نشان‌دهنده‌ی نقش کلیدی دانشگاه تهران است. همکاری بین‌المللی عمدتاً با آمریکا، انگلستان و استرالیا بوده است. کلیدواژه‌های اصلی شامل کووید-۱۹، کیفیت زندگی و شیوع است. موضوعات کلیدی پژوهشی شامل سلامت روان، زنان، چاقی و دیابت بوده و در دوره ۲۰۲۴-۲۰۲۳ به سمت مراقبت‌های بهداشتی اولیه و گروه‌های آسیب‌پذیر گسترش یافته‌است.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که مراکز تحقیقاتی مرتبط با عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت در ایران، روند روبه‌رشدی در تولیدات علمی و گسترش حوزه‌های پژوهشی خود داشته است. این پیشرفت نه‌تنها در افزایش تعداد انتشارات علمی بلکه در تغییر رویکردهای پژوهشی از تمرکز بر بیماری‌های خاص به مسایل کلان‌تری مانند سیاست‌گذاری سلامت، سلامت روان و نابرابری‌های اجتماعی در سلامت مشهود است. یافته‌های این مطالعه می‌تواند راهنمای ارزشمندی برای سیاست‌گذاران و پژوهشگران در تعیین اولویت‌های تحقیقاتی در حوزه‌ی عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت باشد.

نیلوفر محمدزاده، زهره جوانمرد، فاطمه بهادر،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه با دیجیتالی شدن بسیاری از فرایندهای مراقبت سلامت، سازمان‌های مراقبتی در تلاش هستند تا پیاده‌سازی پرونده الکترونیک سلامت را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. در این راستا، برنامه‌ی«کاربرد معنادار پرونده الکترونیک سلامت» (Meaningful Use) در آمریکا مطرح شد. با این‌حال، به‌دلیل چالش‌های موجود در این برنامه و به‌منظور تسریع در پذیرش پرونده الکترونیک سلامت و کاهش موانع، برنامه بهبود تعامل‌پذیری توسط مرکز خدمات مدیکر و مدیکید معرفی گردید. این پژوهش با هدف مرور ابعاد مختلف برنامه بهبود تعامل‌پذیری در نقشه راه پرونده الکترونیک سلامت و بررسی راهکارهای رفع موانع برنامه کاربرد معنادار انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه‌ی مرور دامنه‌ای حاضر در سال ۱۴۰۳ انجام شد. به‌منظور ارزیابی برنامه بهبود تعامل‌پذیری، مقالات مرتبط از پایگاه‌های داده PubMed، Scopus و Web of Science و همچنین اسناد الکترونیکی مرکز خدمات مدیکیر و مدیکید بدون محدودیت زمانی تا فروردین ۱۴۰۳ جستجو و بررسی گردیدند. جستجوها با استفاده از کلیدواژه‌های اصلی «EHR»، «Meaningful use»، «Prompting Interoperability» و مترادف‌های آن‌ها انجام شد. علاوه براین جستجوی دستی در موتور جستجوگر Google Scholar نیز به‌منظور اطمینان از بازیابی کامل کلیه مقالات مرتبط صورت گرفت. پس از انجام جستجو، مقالات و اسناد مرتبط بر اساس معیارهای ورود و خروج بررسی و ویژگی‌های اصلی آن‌ها استخراج شد.
یافته‌ها: بر اساس بررسی‌های انجام شده، برنامه‌ی بهبود تعامل‌پذیری، تغییرات گسترده‌ای در زمینه الزامات برنامه، اهداف برنامه و روش امتیازدهی در پرونده الکترونیک سلامت به‌وجود آورده است. اهداف اصلی این برنامه شامل: ۱- تجویز الکترونیک، ۲- تبادل اطلاعات سلامت، ۳- انتقال اطلاعات از ارایه‌دهنده به بیمار و ۴- سلامت عمومی و تبادل داده‌های بالینی می‌باشد. همچنین در برنامه‌ی بهبود تعامل‌پذیری بر الزامات اضافی به‌منظور پیاده‌سازی هرچه بهتر این برنامه، ارتقای اشتراک‌گذاری داده‌های پرونده الکترونیک سلامت و بهبود کیفیت بالینی تأکید شده است. 
نتیجه‌گیری: برنامه‌ی بهبود تعامل‌پذیری، قابلیت ارتقای سلامت بیماران و کاهش هزینه‌های مراقبت‌های بهداشتی را دارد و با پیاده‌سازی مدل‌های نوآورانه ارایه و پرداخت خدمات درمانی، برای بیمارستان‌ها از اهمیت روزافزونی برخوردار خواهد بود.

فائزه سادات بحرالعلومی طباطبائی، نصرت ریاحی‌نیا، داود حاصلی، فاطمه پازوکی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با افزایش جمعیت سالمندان و نیازهای خاص آنان، دسترسی به اطلاعات سلامت در کتابخانه‌های عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است. کتابخانه‌های عمومی می‌توانند با ارایه اطلاعات معتبر، نقشی مؤثر در ارتقای سواد سلامت سالمندان ایفا کنند. این پژوهش با هدف شناسایی نیازهای اطلاعات سلامت سالمندان در بستر کتابخانه‌های عمومی، بر اساس تجربیات جهانی، انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مرور نظام‌مند و بر اساس چارچوب Kitchenham و Charters انجام شد. جستجوی مدارک مرتبط در سه پایگاه استنادی PubMed، Scopus و Web of Science در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انجام گرفت. کلیدواژه‌های مرتبط برای جستجو استفاده شدند و منابع و استنادات مدارک نیز بررسی شدند تا حداکثر پوشش مطالعاتی حاصل شود. معیار ورود شامل مدارک پژوهشی مرتبط با نیازهای اطلاعاتی سالمندان در بستر کتابخانه‌های عمومی بود. در نهایت، ۴۰ مدرک انگلیسی‌زبان انتخاب و تحلیل شدند. داده‌ها به‌صورت کیفی کدگذاری و دسته‌بندی شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که نیازهای اطلاعات سلامت سالمندان در بستر کتابخانه‌های عمومی در چهار گروه اصلی دسته‌بندی می‌شوند: ۱) نیازهای اطلاعاتی شامل: منابع اطلاعات سلامت در موضوعات متنوع و قالب‌های مختلف، اطلاعات سلامت اولیه، اطلاعات سلامت عمومی و پیشگیری، اطلاعات خودمراقبتی و توانمندسازی شخصی؛ ۲) نیازهای آموزشی، شامل: سواد اطلاعاتی، سواد اطلاعات سلامت، رویدادهای آموزشی؛ ۳) نیازهای اجتماعی و فرهنگی، شامل: نیازهای فرهنگی و تفریحی، اجتماعی و ارتباطی، مشارکت اجتماعی، رفع محرومیت اجتماعی؛ ۴) خدمات و تسهیلات کتابخانه‌ای شامل: تسهیلات فضایی مناسب، تجهیزات کمک‌خواندن، خدمات سیار و از راه دور.
نتیجه‌گیری: در پی افزایش جمعیت سالمندان، کتابخانه‌های عمومی با وظیفه‌ای خطیر در زمینه‌ی ارتقای سلامت این قشر روبه‌رو هستند. نتایج این مطالعه نشان داد که نیازهای اطلاعات سلامت سالمندان فراتر از صرفاً دسترسی به منابع اطلاعاتی است و شامل مؤلفه‌های آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و امکانات کتابخانه‌ای نیز می‌شود. ازاین‌رو، ضروری است نگرش سنتی به خدمات اطلاع‌رسانی کنار گذاشته شده و رویکردی جامع، چندلایه و مشارکتی جایگزین آن شود؛ رویکردی که کتابخانه را به‌عنوان نهادی فعال در ارتقای سلامت عمومی سالمندان معرفی می‌کند.

حمیدرضا خاک‌ره، محمدرضا یزدانخواه فرد، مسعود بحرینی، نیلوفر معتمد،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه ‌و هدف: با پیشرفت فناوری اطلاعات‌وارتباطات، سلامت از راه دور به‌عنوان شکل جدیدی از ارایه مراقبت‌های مرتبط با سلامت به‌سرعت توسعه‌یافته است. پرستاری از راه دور به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از سلامت از راه دور، امکان ارایه هماهنگی و مدیریت مراقبت‌ها را از طریق فناوری‌های ارتباطی برای پرستاران فراهم می‌کند. باوجود پتانسیل بالای این فناوری، پذیرش آن در ایران محدود بوده و نیاز به بررسی عوامل تأثیرگذار دارد. هدف این مطالعه، بررسی ارتباط بین ویژگی‌های جمعیت‌شناختی شامل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، سابقه اشتغال، عنوان شغلی، بیمارستان محل خدمت، تجربه‌ی مصاحبه‌ی تلفنی، داشتن تجربه‌ی پاسخ‌گویی به درخواست مشاوره تلفنی، داشتن دانش و تجربه‌ی استفاده از سیستم پرستاری از راه دور با قصد رفتاری پرستاران در پذیرش و استفاده از این فناوری است.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی در سال ۱۴۰۲ بر روی ۲۸۱ پرستار از دو بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به‌صورت تمام‌شماری انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌ی اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه‌ی Chang و همکاران(حیطه‌ی قصد رفتاری) بود. پایایی حیطه‌ی قصد رفتاری پرسش‌نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ۰/۷۳ به‌دست آمد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی(شامل میانگین و انحراف‌معیار) و آزمون‌های استنباطی(شامل آزمون یو‌من‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ویتنی، کروسکال‌‌‌‌‌‌‌والیس و ضریب همبستگی اسپیرمن) به کمک نرم‌افزار SPSS صورت پذیرفت. سطح معنی‌داری در تمامی موارد کمتر از ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین سنی شرکت‌کنندگان ۷/۴۶±۳۳/۳۰ سال بود. واکثر آنان زن و متأهل بودند. بین برخی خصوصیات جمعیت‌شناختی پرستاران و قصد رفتاری آنان برای به‌کارگیری پرستاری از راه دور ارتباط معنی‌داری وجود داشت. وضعیت تأهل(۰/۰۳۶=r=۰/۱۳ ،P)، تجربه مصاحبه تلفنی با بیمار(۰/۰۰۱=r=۰/۲۰ ،P)، تجربه پاسخ‌گویی به‌درخواست مشاوره تلفنی از سوی بیمار یا خانواده(۰/۰۲۸=r=۰/۱۳ ،P)، برخورداری از دانش و اطلاعات راجع به پرستاری از راه دور(۰/۰۰۱>r=۰/۲۶ ،P) و تجربه استفاده از سیستم پرستاری از راه دور (۰/۰۰۱>r=۰/۳ ،P)  همگی ارتباط معنی‌دار را با قصد رفتاری پرستاران نشان دادند.  
نتیجه‌گیری: پرستاری از راه دور یکی از فناوری‌های نوین قرن حاضر است که می‌تواند راهکاری مؤثر برای رفع چالش‌های نظام سلامت باشد. نتایج مطالعه، نشان داد که برخی خصوصیات فردی با قصد رفتاری پرستاران برای به‌کارگیری این فناوری ارتباط دارند. برای ترویج این فناوری، برنامه‌های آموزشی هدفمند و سیاست‌های حمایتی که به این عوامل بپردازند، ضروری است. 

مهناز کمانی، نوشین سلیمانی اصل، علی منصوری،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: گسترش فناوری اطلاعات منجر به تولید دانش فزاینده‌ای شده است که ممکن است بخشی از این دانش پنهان باشد؛ بنابراین برای آشکار سازی دانش، نقش مدیریت دانش بسیار مهم است. از سویی دیگر، در تحقیقات حوزه‌ی بهداشت و سلامت که اصولاً براساس نیاز بیماران، مراقبان آن‌ها و متخصصان انجام می‌شود، مدیریت دانش برای کیفیت خدمات آن‌ها از اهمیت بالایی برخودار است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت برون‌دادهای پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت است.
روش بررسی: بر اساس ماهیت، پژوهش حاضر از نوع توصیفی، کمی و کاربردی است که با تکنیک علم‌سنجی هم‌رخدادی واژگانی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۴۸۷ منبع است که حاصل کلیه برون‌دادهای پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت که در پایگاه Web of Science نمایه شده است. تحلیل پرسش‌های پژوهش از طریق سه نرم‌افزار Excel, BibExcel, VOSviewer انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش قاره‌های اروپا، آسیا و آمریکای شمالی به‌ترتیب بیشترین مشارکت را در تولیدات پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت داشتند. در بین کشورها نیز، آمریکا، انگلیس و کانادا بیشترین فعالیت را در این حوزه داشتند و کشور ایران نیز در رده ۱۷ قرار گرفت. از بین اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، به سه هدف سلامتی و تندرستی، صنعت، نوآوری و زیرساخت و آموزش باکیفیت در تولیدات پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش سلامت و بهداشت بیشترین توجه صورت گرفته است. نقشه هم‌رخدادی واژگانی نیز نشان‌دهنده اهمیت کلیدواژه‌های مدیریت دانش، مراقبت‌های بهداشتی و پرونده‌های الکترونیکی سلامت است. خوشه‌های موضوعی به‌دست آمده نیز اهمیت سه حوزه عملکرد سازمانی، مدیریت اطلاعات و سیستم‌های اطلاعات سلامت را نشان می دهد.
نتیجه‌گیری: در کشورهای توسعه‌یافته و سطح اول دنیا، توجه به مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت پررنگ‌تر است. همچنین، برای دستیابی به سطح بالایی در حوزه‌ی بهداشت و سلامت به‌عنوان یک معیار مهم و اثرگذار در اکثر بخش‌های توسعه‌ای نیازمند آن است که به دیگر اهداف توسعه پایدار نیز پرداخته شود؛ به‌خصوص می‌توان با استقرار سیستم‌های مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت به دستیابی به اهداف مهمی مانند ریشه‌کن کردن فقر و گرسنگی و کاهش نابرابری‌ها کمک شایانی کرد.

علیرضا سیفی‌اردلی، یونس شهبازی، محمدجواد کتانی، مهرداد آذربرزین،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان شناختی- رفتاری یکی از انواع مؤثر روان‌درمانی در درمان اختلال‌های روان‌پزشکی نظیر اختلالات اضطرابی، افسردگی و بهبود سلامت روان است. این مطالعه با هدف مقایسه‌ی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی-رفتاری بر سلامت روان بیماران دارای سابقه‌ی سکته قلبی بستری در بیمارستان‌های استان کرمانشاه در سال ۱۴۰۳ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه‌ی اجرا، نیمه‌تجربی دارای طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل می‌باشد. جامعه آماری این مطالعه، شامل کلیه بیماران بستری شده‌ی سکته قلبی در بیمارستان‌های استان کرمانشاه بود که از میان آن‌ها ۴۵ نفر به‌صورت در دسترس و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شده و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند(سه گروه ۱۵ نفره). جهت جمع‌آوری اطلاعات مورد نیاز پژوهش، از پرسش‌نامه دموگرافیک و سلامت روان گلدبرگ(۲۰۰۳) استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش از نرم‌افزار آماری SPSS و آزمون‌های آماری t-test و ANOVA استفاده شد.
یافته‌ها: از مجموع ۴۵ نفر شرکت‌کننده ۲۹ نفر مرد(۶۵/۴ درصد) و ۱۶ نفر زن(۳۴/۶ درصد) بودند که مقایسه میانگین نمرات سلامت روان آن‌ها قبل از مداخله در پیش‌آزمون و پس‌آزمون به‌ترتیب(۱۱/۱۸±۶۴/۸، ۱۱/۳۴±۶۳/۳۳)، (۱۲/۲۲±۶۲/۶، ۱۲/۹۴±۵۸/۰۷) و (۱۰/۵۶±۶۴/۸۷، ۱۰/۵۹±۶۱/۸۷) بوده و نتایج آزمون تحلیل کواریانس برای مقایسه سلامت روان در گروه‌های درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی نشان داد که مقدار F به‌دست آمده برابر با ۷/۱۱۱ است و سطح معنی‌داری آن نیز کوچک‌تر از ۰/۰۵ بوده و معنادار است(۰/۰۵>P). در نتیجه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی رفتاری هردو بر سلامت روان بیماران دارای سابقه سکته قلبی تأثیر مثبت داشته‌اند و در این میان اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بالاتر بوده است. 
نتیجه‌گیری: باتوجه به پایین‌تر بودن میانگین نمره‌های گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در پس‌آزمون، می‌توان نتیجه گرفت که نسبت به درمان شناختی رفتاری در افزایش سلامت روان مؤثرتر بوده است. 

رویا رجائی، مرضیه نجفی، نسرین دنیایی، معصومه وزیری ستا، حجت رحمانی، قاسم رجبی، مهسا اکبری،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بودجه‌ریزی در نظام سلامت نقش حیاتی در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، افزایش دسترسی عادلانه به مراقبت‌های سلامت و کاهش هزینه‌ها ایفا می‌کند. تصمیم‌گیری‌های مالی مبتنی بر داده‌های علمی و شواهد می‌تواند بهره‌وری نظام سلامت را بهبود بخشد و عدالت در تخصیص منابع را تضمین کند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت علمی و روند تولیدات علمی در حوزه‌ی روش‌های بودجه‌ریزی در نظام سلامت با استفاده از روش علم‌سنجی انجام شد تا سیاست‌گذاران را در اتخاذ تصمیمات مالی بهتر یاری دهد. 
روش بررسی: این مطالعه یک مرور علم‌سنجی (Bibliometric Review) با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که به بررسی ۲۲۲ مدرک علمی نمایه‌شده در پایگاه Scopus طی سال‌های ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۴ می‌پردازد. داده‌ها با نرم‌افزارهای Excel، Bibexcel، VOSviewer و Gephi تحلیل شدند تا ساختار دانشی، ارتباطات هم‌واژگانی و همکاری‌های بین‌المللی در این حوزه ترسیم گردد.
یافته‌ها: حدود ۳۰% تولیدات علمی متعلق به ایالات متحده، ۱۵% به تایوان و ۱۰% به کانادا بود. مقالات نشریات با سهم ۹۰% غالب‌ترین نوع انتشار بودند. پرتکرارترین کلیدواژه‌ها شامل«بودجه»، «هزینه‌های سلامت» و «مدیریت مالی» بود که نشان‌دهنده‌ی تمرکز پژوهش‌ها بر کنترل هزینه و مدیریت منابع است. سه رویکرد اصلی بودجه‌ریزی شامل مبتنی بر عملکرد، سنتی و مبتنی بر نیاز شناسایی شد. در کشورهای توسعه‌نیافته، روش سنتی همچنان رایج است و کمبود زیرساخت‌های اطلاعاتی و چالش‌های مدیریتی، موانع اصلی پیاده‌سازی روش‌های نوین گزارش شد. در شبکه همکاری علمی بین‌المللی، ۱۸ کشور فعال بودند که بیشترین تعامل میان آمریکا و تایوان دیده شد.
نتیجه‌گیری: برای بهبود نظام بودجه‌ریزی سلامت، تقویت سیستم‌های اطلاعاتی، آموزش مدیران و ارتقای همکاری‌های علمی بین‌المللی بسیار ضروری است. تخصیص منابع بر اساس داده‌های علمی و استفاده از نتایج علم‌سنجی می‌تواند به بهینه‌سازی تخصیص منابع و افزایش عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر شود؛ اقدامی که موجب کارایی بیشتر نظام سلامت و تصمیم‌گیری‌های مالی جامع‌تر خواهد شد.

شهره سیدحسینی، مرضیه شهبازی، علیرضا داورپناه، فاطمه کلته، رضا بصیریان جهرمی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پایش لحظه‌ای و مستمر جستجوهای کاربران در محیط وب به موازات شناسایی پژوهش‌های انجام‌شده توسط متخصصان در یک حوزه‌ی خاص، موضوعی است که ذیل موضوع اینفودمیولوژی مطرح می‌شود. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی جستجوهای اطلاعات سلامت کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) در مقابل تولیدات علمی پژوهشگران(عرضه‌ی اطلاعات سلامت) در زمینه‌ی سلامت سالمندی طی سال‌های ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی است که به روش‌ داده‌کاوی و رویکردهای وب‌سنجی و علم‌سنجی با بهره‌گیری از شاخص‌های اینفودمیولوژی صورت گرفته است. جامعه پژوهش در بخش وب‌سنجی، که با استفاده از ابزار Google Trends بررسی گردید، شامل کلیدواژه‌های جستجوشده توسط کاربران جهانی در زمینه‌ی سلامت سالمندی بود. در بخش علم‌سنجی، جامعه‌ی مورد مطالعه، شامل مقاله‌های انتشاریافته‌ی پژوهشگران جهان در زمینه‌ی سلامت سالمندی-نمایه شده در پایگاه‌ Pubmed- طی سال‌های ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی می‌شد. از آزمون همبستگی برای بررسی همسویی رفتار اطلاع‌یابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران استفاده شد و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل گردید.
یافته‌ها: میزان تولیدات علمی پژوهشگران و شاخص حجم جستجوی کاربران در زمینه سلامت سالمندی در موتور جستجوی Google طی سال‌های ۲۰۲۴-۲۰۱۵ میلادی افزایش یافته است. میانگین رشد ماهانه‌ی تولیدات علمی پژوهشگران در این دوره‌ی ده ساله، ۱۴۳۹/۷۰ به‌دست آمد. در بخش رفتار اطلاع‌یابی کاربران(تقاضای اطلاعات سلامت) بیشترین شاخص حجم نسبی جستجو به‌ترتیب متعلق به کشورهای ایرلند، جامائیکا و ایالات متحد آمریکا بوده است. بیشترین تعداد مقالات علمی پژوهشگران در زمینه‌ی سلامت سالمندی با ۲۰۴۸۰ مقاله مربوط به سال ۲۰۲۱ میلادی بود. همچنین میانگین رشد ماهانه‌ی تولیدات علمی پژوهشگران در زمینه‌ی سلامت سالمندی در این دوره‌ی ده ساله(از ژانویه ۲۰۱۵ تا دسامبر ۲۰۲۴ میلادی) ۱۴۳۹/۷۰ به‌دست آمد. ضریب همبستگی اسپیرمن بین رفتار اطلاع‌یابی کاربران در موتور جستجوی Google و تولیدات علمی پژوهشگران در این حوزه(۰/۰۰۵>P-value) مستقیم و معنادار گزارش شد. 
نتیجه‌گیری: عوامل بسیاری می‌تواند تولیدات علمی پژوهشگران در زمینه‌ی‌ سلامت سالمندی را از منظر عرضه‌ی اطلاعات سلامت تحت‌الشعاع قرار دهد. یکی از این عوامل، میزان جستجوی کاربران از منظر تقاضای اطلاعات سلامت است. با توجه به رابطه‌ی مثبت مشاهده‌شده و وجود رابطه‌ی متقابل بین متغیر‌های رفتار اطلاع‌یابی کاربران و تولیدات علمی پژوهشگران، عامل تقاضای اطلاعات یا همان رفتار اطلاع‌یابی اینترنتی کاربران در فضای وب در این زمینه یکی از مهمترین عواملی است که اهتمام نسبت به آن از سوی پژوهشگران برای انجام پژوهش‌های مبتنی بر نیاز واقعی جامعه از اهمیت بسزایی برخوردار است.

شیوا محجل نایبی، عذرا دائی، وحیده زارع گاوگانی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: با گسترش تخصص‌گرایی در علوم پزشکی و سلامت و رشد سریع فناوری‌های اطلاعاتی، نیاز به آموزش‌های تخصصی در حوزه‌ی اطلاع‌رسانی سلامت بیش از پیش احساس می‌شود. تحول دانشگاه‌ها به نسل چهارم و پنجم(دانشگاه‌های نوآور، شبکه‌ای و کارآفرین) نیز ضرورت ایجاد رشته‌های پویا و مبتنی بر نوآوری باز را افزایش داده است. هدف این مطالعه شناسایی تخصص‌های آموزشی جدید، چالش‌ها و عوامل مؤثر در ایجاد گرایش تخصصی کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و ارایه توصیه‌های سیاستی برای ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر با رویکرد چندروشی (Multi-Methods) انجام شد. در مرحله اول، مرور حیطه‌ای (Scoping Review) بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و با رعایت چک‌لیست PRISMA-ScR برای شناسایی تخصص‌های آموزشی موجود انجام شد. در مرحله دوم، بحث گروه متمرکز (FGD) با حضور ۸ متخصص جهت بررسی چالش‌ها، عوامل تأثیرگذار و راهبردهای توسعه برگزار گردید. در مرحله سوم، از روش دلفی ساده با مشارکت ۱۰ سیاست‌گذار رشته‌ی کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی جهت اولویت‌بندی تخصص‌های پیشنهادی استفاده شد. داده‌های کیفی با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) کدگذاری و تحلیل گردیدند.
یافته‌ها: در مرحله‌ی مرور گسترده، ۲۲ مقاله‌ی مرتبط شناسایی و بررسی شدند که از میان آن‌ها ۱۱ تخصص آموزشی در حوزه‌ی کتابداری و اطلاع‌رسانی سلامت استخراج شد. پس از ادغام هم‌پوشانی‌ها، ۸ تخصص نهایی باقی‌ماند. در نهایت، با رأی و اجماع سیاست‌گذاران، ۴ تخصص آموزشی جدید برای ایجاد در حوزه‌ی کتابداری و علم اطلاعات پزشکی در اولویت قرار گرفتند. مهم‌ترین چالش‌های شناسایی‌شده شامل: حفظ پایداری رشته و جلوگیری از افول هویتی آن، ضرورت تغییرات ساختاری و بازنگری در برنامه‌های درسی بر اساس نیازهای جامعه، مقاومت سازمانی در برابر  ایجاد تغییر در وضعیت جاری بود. از دید سیاست‌گذاران، اصلاح برنامه درسی، طراحی مسیرهای آموزشی تخصصی و توجه به نیازهای ملی و منطقه‌ای به‌عنوان راهبردهای کلیدی پیشنهاد شد.
نتیجه‌گیری: پژوهش تأکید دارد که دانشگاه‌ها باید به سمت ایجاد گرایش‌های تخصصی جدید یا دوره‌های کوتاه‌مدت رسمی در حوزه‌ی کتابداری و اطلاع‌رسانی سلامت حرکت کنند. اجرای توصیه‌های سیاستی منتج از شواهد پژوهشی حاضر می‌تواند به پایداری رشته، توسعه‌ی بلندمدت آن و افزایش اشتغال‌پذیری فارغ‌التحصیلان منجر شود.

پژمان صادقی، نادر جهان‌مهر، رضا ربیعی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام‌های اطلاعاتی، اهداف متفاوتی در سلسله مراتب سازمانی و مدیریتی ایفا می‌کنند. سامانه‌ی مدیریت هوشمند بیمارستانی نوعی از یک سامانه‌ی اطلاعات مدیریتی تحلیلی و پشتیبان تصمیم‌گیری است که اطلاعات و شاخص‌های مهم عملکردی بیمارستان‌ها را برای مدیران فراهم می‌سازد. با توجه به نقش این سامانه در افزایش کارایی و اثربخشی و عدم برخورداری بیمارستان‌های دانشگاهی از سطح مطلوب بهره‌وری، این پژوهش به‌منظور بررسی عوامل مؤثر بر افزایش پذیرش سامانه مدیریت هوشمند بیمارستانی (Hospital Intelligent Management) در بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی و به‌صورت همبستگی در ۱۹ بیمارستان(۱۲ بیمارستان آموزشی و ۷ بیمارستان درمانی) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال ۱۴۰۱ انجام شد. تعداد ۱۲۶ نفر از مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهره‌وری به‌صورت سرشماری در این پژوهش شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه تئوری پذیرش و استفاده از فناوری (Unified Theory of Acceptance and Use of Technology) بود و جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS (جداول‌ آماری و آزمون‌های رگرسیون خطی و چندگانه، آنالیز واریانس ANOVA و کای دو) استفاده شد. روایی پرسش‌نامه با استفاده از نظر خبرگان پژوهش و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ(۰/۸۲۴) تعیین گردید.
یافته‌ها: بیشتر شرکت‌کنندگان در پژوهش از بیمارستان‌های آموزشی و درمانی(۶۳/۲ درصد) و جزو مدیران میانی(۵۰/۸ درصد) بودند. مؤلفه قصد استفاده از سامانه به‌عنوان مهم‌ترین مؤلفه‌ی مؤثر در میزان استفاده از سامانه توسط مدیران ارشد و میانی و کارشناسان کمیته بهره‌وری شناسایی شد(۰/۰۰۱>P). مؤلفه‌ی تلاش مورد انتظار، بیشترین تأثیر را بر قصد استفاده از سامانه، نسبت به مؤلفه‌های عملکرد مورد انتظار و نفوذ اجتماعی داشت؛ همچنین آموزش و داشتن برنامه‌های آموزشی در خصوص نحوه‌ی استفاده از سامانه HIM و کاربردهای آن می‌تواند قصد و میزان استفاده از سامانه HIM توسط کارکنان را افزایش دهد(۰/۰۰۱>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، اثر متغیرهای تعدیل‌کننده در این پژوهش معنی‌دار نبود؛ اگر مدیران ارشد و افراد تأثیرگذار کار با سامانه را تشویق کنند و همچنین کارکنان برای یادگیری سامانه بیشتر تلاش کنند و کار با سامانه انتظاراتی را که داشته‌اند برآورده کند، کارکنان تمایل به استفاده از سامانه را خواهند داشت. یا به عبارت دیگر، اگر افراد معتقد باشند که این سیستم برای آن‌ها کاربرپسند، ارزشمند و مفید است، مایل به استفاده از آن خواهند بود.

حجت رحمانی، پیام بهادری، حسین درگاهی، محمد عرب، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، محسن مردعلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پدیده‌ی تعارض منافع در نظام سلامت ایران بر روی ارایه خدمات و مراقبت تشخیصی درمانی کارامد و اثربخش به بیماران تأثیر منفی دارد. علی‌رغم تلاش‌های انجام شده در نظام سلامت کشور، این پدیده در حال حاضر نیز از طریق عوامل مختلف از جمله ناکارآمدی ساختار مالی، نبود شفافیت و فقدان نظام اطلاعات سلامت یکپارچه در ایران مشاهده می‌شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مرورحیطه‌ای است که با هدف شناسایی و تعیین راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و انتخاب راهبردهای مناسب در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ انجام شد. کلیه مقالات و منابع مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ با رعایت معیارهای ورود و خروج و با انتخاب کلیدواژه‌های فارسی و انگلیسی از پایگاه‌های داده‌ای ملی و بین‌المللی استخراج گردید. پس از انجام مراحل غربالگری با استفاد از فلوچارت Prisma، تعداد ۲۳ مطالعه به زبان انگلیسی و فارسی از طریق پایگاه‌های داده‌ای ملی و بین‌المللی انتخاب و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌های به‌دست آمده از میان تعداد ۱۷ مطالعه بین‌المللی که بیشترین آن مربوط به کشور آمریکا بود و همچنین تعداد ۶ مقاله داخلی نشان داد که راهبرهای عمده در مدیریت تعارض سلامت ایران شامل مشارکت‌پذیری، شفافیت، نظارت قانونی، اصلاح فرایندها، بازطراحی ساختارها و سازماندهی مجدد، بازتعریف نحوه‌ی مشارکت بخش دولتی با بخش خصوصی است. اگرچه استفاده از کارزارهای جمعی، تعریف کدهای اخلاقی و استانداردسازی نیز به‌موفقیت اجرای این راهبردها کمک می‌کند. همچنین بیشترین عامل تعارض منافع در نظام سلامت به‌صورت فردی است تا سازمانی که نیاز به تنظیم‌گری، بهره‌برداری از اهرم‌های قانون‌گذاری و شفاف‌سازی روابط مالی در نظام سلامت دارد.
نتیجه‌گیری: شناسایی دقیق مصادیق بالقوه‌ی تعارض منافع بین کارگزاران نظام سلامت با اجرای سازوکارهای شفاف‌سازی اطلاعات و استفاده از روش‌ها و ابزارهای نوین، چالش‌های موجود در تدوین و اجرای راهبردهای مدیریت تعارض در نظام سلامت ایران را کاهش می‌دهد. اگرچه بهره‌برداری از تجارب و الگوبرداری از کشورهای موفق نیز در این خصوص راه‌گشا خواهد بود. اجرای توصیه‌ها ممکن است در جامعه ایران با چالش‌هایی از قبیل مقاومت بعضی گروه‌های حرفه‌ای، کمبود منابع مالی و فنی و پیچیدگی و شرایط خاص نظام سلامت مواجه شود. بنابراین اجرای مرحله به مرحله و گام به‌گام توصیه‌های سیاستی را در زمینه مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت باید مدنظر قرار داد.


صفحه 6 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb