123 نتیجه برای سلامت
مریم احمدی، آزاده بشیری،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه
و هدف: به منظور طراحی بهتر سامانهی پروندهی الکترونیک سلامت در سطح کشور،
تعیین عناصر دادهای استاندارد برای ایجاد یک نظام اطلاعاتی یکپارچه دارای اهمیت
است. هدف این پژوهش، تعیین مجموعه حداقل دادهی سیستم گزارش دهی رادیولوژی در کشور
ایران است.
روش
بررسی: در این مطالعهی توصیفی
مقطعی، 13 رادیولوژیست، سه متخصص بیهوشی، سه پزشکی عمومی و سه نفر از کارشناسان
بیمه شاغل در مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی(ره) شهر تهران انتخاب شدند.
ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته بود. به منظور روایی پرسش نامه، از روش
اعتبار محتوا و برای سنجش پایایی از روش test-retest استفاده شد. تحلیل
داده ها با استفاده از نرمافزار Spss
انجام شد.
یافتهها: در اولویتها، بیشترین
میانگین مربوط به پیشنهادها و توضیحات متنی رادیولوژیست(6/9)، تفسیر تصویر(5/9)،
نام ماده حاجب(4/9)، نام اقدام تصویربرداری(3/9)، نوع و تاریخ اقدامات قبلی(1/9) و
تشخیص نهایی(9) بود و سطح تحصیلات و کدپستی(5)، آدرس و تلفن پزشک ارجاع دهنده(8/4)
و نسبت بیمار با بیمه شده اصلی(3/4)، دارای کمترین میانگین بودند.
نتیجهگیری: با توجه به اهمیت گزارشهای رادیولوژی در تشخیص و مدیریت آتی مشکلات
بالینی بیمار، توجه به حداقل دادههای مربوط به این گزارشها همچون دادههای مدیریتی،
بیمهای، هویتی، بالینی، بیهوشی و نتایج معاینات رادیولوژی برای تبادل با سامانه
پرونده الکترونیک سلامت ضروری به نظر میرسد.
رضا صفدری، حسین درگاهی، فرزین حلب چی ، کامران شادانفر، رباب عبدالخانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت پرونده سلامت به کیفیت محتویات آن و مستندسازی درست وابسته است.
حداقل مجموعه دادهها یک روش استاندارد برای جمع آوری عناصر دادهای کلیدی در
پرونده ایجاد میکند که فهم آنها را آسان ساخته و امکان مقایسه آنها را فراهم میآورد.
این پژوهش با هدف تعیین حداقل مجموعه دادهها برای پرونده سلامت ورزشکاران ایران
انجام شده است.
روش
بررسی: پژوهش حاضر به روش توصیفی-تطبیقی انجام شد. با استفاده از
یک مطالعهی تطبیقی درمورد مجموعه دادههای پرونده سلامت ورزشکاران در سه کشور
پیشرو در پزشکی ورزشی شامل استرالیا، کانادا و امریکا و نیز ایران، چک لیستی شامل مجموعه
حداقل دادههای پرونده سلامت ورزشکاران تدوین و در میان 50 نفر از متخصصان دو حوزه
پزشکی ورزشی و مدیریت اطلاعات سلامت در داخل کشور با استفاده
از روش دلفی
به نظر سنجی گذاشته شد.
یافتهها: از بین 97 عنصری که به نظرسنجی گذاشته شده بود، 85 عنصر با موافقت بیش از
75 درصد به عنوان عناصر اصلی و 12 عنصر با موافقت 50 تا 75 درصد به عنوان عناصر
پیشنهادی مطرح شد. در مورد اهمیت وجود 97 عنصر در پرونده، بین پاسخهای گروه
متخصصان حوزه پزشکی ورزشی با متخصصان مدیریت اطلاعات سلامت، اختلاف معنی داری
مشاهده نشد.
نتیجهگیری: حداقل عناصر اطلاعاتی پرونده سلامت ورزشکاران
ایران با چهار گروه اطلاعات دموگرافیک، تاریخچهی سلامت، ارزیابی و طرح درمان
ارائه شد. الگوی پیشنهادی برای سیستمهای دستی و پروندههای الکترونیک پزشکی قابل
ارائه است.
محمود کیوان آرا، سعید کریمی، الهه خراسانی، مرضیه جعفریان جزی،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فرضیهی تقاضای القایی عرضه کننده، توجه زیادی را در طول سه دههی گذشته به خود جلب کرده است. بیشتر مطالعات در این زمینه توافق دارند که عرضه کنندگان خدمات پزشکی توانایی نفوذ در تقاضا برای محصولات خود را دارند. هدف این مقاله شناسایی نقش موسسات در پدیدهی تقاضای القایی است که با استفاده از تجربیات صاحبنظران دانشگاه علوم پزشکی اصفهان مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: روش تحقیق به شیوه کیفی میباشد که از مصاحبهی نیمه ساختاریافته استفاده شد. شرکت کنندگان در این پژوهش باید در این زمینه مطلع بوده و به عنوان صاحبنظر شناخته شده باشند. نمونهگیری به روش هدفمند از 17 نفر انجام شد. معیارهایی مانند «موثق بودن اطلاعات»، «قابل اعتماد بودن» و «قابل تثبیت بودن» دادهها در نظر گرفته شد . به مصاحبه شوندگان اطمینان داده شد که نامی از آنها برده نمیشود و تمامی اطلاعات آنها محرمانه باقی خواهد ماند. از روش تجزیه و تحلیل موضوعی برای تحلیل دادهها استفاده گردید.
یافتهها: دو موضوع اصلی سازمانهای بیمهگر و سایر موسسات ارائه دهندهی مراقبت سلامت به دست آمد. هر کدام از این موضوعات نیز دارای زیر – موضوعاتی بودند ؛ برای مثال، شامل: نقش بیمههای تکمیلی، نبود نظارت دقیق بر بیمهها ، افزایش سود ، شرکتهای تجهیزاتی، موسسات تشخیصی، شرکتهای دارویی و بازاریابی .
نتیجهگیری: این یافتهها به سیاستگذاران بخش مراقبت سلامت کمک میکند تا تصویر بهتری از نقش این نوع موسسات در پدیده تقاضای القایی داشته باشند.
مهدی یوسفی، عباس عصاری آرانی ، بهرام سحابی، انوشیروان کاظم نژاد ، سمیه فضائلی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: موضوع مشارکت مالی خانوار در سلامت یکی از مهمترین مباحث حوزه سلامت میباشد. هدف مطالعهی حاضر تعیین شاخصهای مرتبط با میزان مشارکت مالی خانوارها در استفاده از خدمات سلامت است.
روش بررسی : پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی و توصیفی بود که با روش سازمان جهانی بهداشت، دادههای مرکز آمار ایران در خصوص هزینه-درآمد خانوارهای شهری و روستایی کشور در سال 90 را جهت محاسبه شاخصهای میزان مواجهه با هزینههای کمرشکن سلامت، فقر و مشارکت مالی عادلانه در نظام سلامت ایران مورد بررسی قرار داد. این شاخصها بر اساس تحلیل مخارج کلی و سلامت و همچنین ظرفیت پرداخت خانوارها محاسبه شدند.
یافتهها : یافتههای پژوهش نشان داد که نسبت مشارکت مالی در نظام سلامت در بین خانوارهای مناطق روستایی بیش از مناطق شهری است. بیش از سه درصد از خانوارهای مورد مطالعه، با هزینههای کمرشکن سلامت مواجه شدهاند و حدود 1/5 درصد نیز به زیر خط فقر کشیده شدهاند. شاخص مشارکت مالی عادلانه در مناطق روستایی 59 درصد و در مناطق شهری 65 درصد بود.
نتیجهگیری: محاسبهی شاخصهای مربوط به مشارکت مالی خانوارها در نظام سلامت در ایران، نشان دهندهی لزوم پیش بینی، اجرای پایش و ارزیابی برنامههای نظام سلامت، به منظور افزایش میزان عدالت در مشارکت مالی خانوارها در استفاده از خدمات سلامت است که میتواند اثربخشی منابع آن را بهبود بخشد.
عزیز رضاپور، فربد عبادی فرد آذر ، نگار یوسف زاده ، فاطمه حسن پور ، حسین باقری فرادنبه ، سعیده انصاری نصرتی ، زهرا آسمانه، محمد حسین غفوری،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: دریافت و مصرف خدمات مراقبت سلامت را "بهره مندی" می نامند. عوامل اجتماعی- اقتصادی زیادی از
جمله: درآمد، فرهنگ و تحصیلات بر بهره مندی از خدمات تاثیرگذار م یباشند. هدف از این مقاله معرفی عوامل اجتماعی -
اقتصادی تعیین کننده ی وضعیت بهره مندی خانوارها از خدمات سلامت در کلان شهر تهران است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر یک پژوهش توصیفی – تحلیلی و به صورت مقطعی است که در سال 1391 انجام شد .
نمونه پژوهش شامل 792 خانوار ساکن تهران بودند. داده ها با استفاده از پرسش نامه ی سازمان جهانی بهداشت در بخش
تحلیل گردید. stata خانوار جمع آوری شد و با استفاده از مدل لاجیستیک و نرم افزار 12
یافته ها: از متغیرهای مورد مطالعه، وضعیت درآمد خانوار، تحصیلات سرپرست خانوار، وجود فرد با بیماری مزمن، وجود
فرد بالای 60 سال و فرد زیر 14 سال در خانوار، روابط قطعی و معناداری با وضعیت خدمات سلامت داشتند. بیمه، اثری
مبهم و ضعیف بر بهره مندی از خدمات سلامت داشت. همچنین 23 درصد از خانوارهای مطالعه، تحت پوشش بیمه
نبودند.
نتیجه گیری: با توجه به سیاس تهای ابلاغی مقام معظم رهبری به وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و توجه
ویژه ی این سیاست ها به پوشش همگانی بیمه و حفاظت خانوارها و اصلاح نظا مهای پرداخت، شناسایی خانوارهایی که به
دلایل مختلف اجتماعی- اقتصادی مجبورند بیش از سایر خانوارها از خدمات سلامت استفاده کنند، گام مهمی جهت
حفاظت از خانوارهای آسیب پذیر و اصلاح نظام بهداشت و درمان کشور به شمار م یرود.
ایروان مسعودی اصل، طه نصیری، نورالدین دوپیکر، لیدا شمس،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
مینه و هدف: گردشگری سلامت یک راهبرد ملی در راستای افزایش درآمد یک کشور و نیز یکی از ارکان امنیت ملی
محسوب میشود. هدف این پژوهش تعیین ارتباط رعایت استانداردهای کمیسیون مشترک بینالمللی در حوزه بیمار
محوری بر جذب گردشگران سلامت میباشد.
روش بررسی: این پژوهش، یک مطالعه ی توصیفی- تحلیلی و از نوع کاربردی بود که به صورت مقطعی در سال 1391
در بیمارستان های منتخب شهر تهران انجام شد. تعداد 5 بیمارستان به صورت هدفمند به عنوان محل انجام این مطالعه
انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، چک لیست استانداردهای اعتبار بخشی کمیسیون مشترک بین المللی بود که دارای 7
حیطه ی بیمارمحور میباشد. روش جمع آوری دادهها مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد بود. جهت تحلیل داد ههای جمع
نسخه 16 استفاده شد و به منظور ارائه آمار توصیفی از میانگین و برای نمایش آمار استنباطی SPSS آوری شده از نرم افزار
از آزمون پیرسون استفاده لازم به عمل آمد.
یافته ها: در بیمارستان های مورد مطالعه، استانداردهای مربوط به حیطههای بیمارمحور به میزان متفاوت رعایت شده و
3 بود. محورهای مراقب تهای بیهوشی و جراحی، و هم چنین رعایت / میانگین کلی نمره رعایت استانداردها برابر 16
2) میانگین نمره کسب شده را در / 3) و پایین ترین( 93 / استانداردهای مربوط به حقوق بیمار و خانواده به ترتیب بالاترین( 60
بیمارستانهای مورد مطالعه بدست آوردند. هم چنین بین رعایت استانداردهای کمیسیون مشترک بین المللی با جذب
وجود داشت. (p<0/ و 05 r=0/ گردشگر سلامت همبستگی مثبت( 341
نتیجه گیری: ایجاد مکانیسمی برای اعتباربخشی مراکز درمانی کشور ، همچون استانداردهای اعتبار بخشی کمیسیون
مشترک بین المللی موجب افزایش کیفیت خدمات و جذب هر چه بیشتر گردشگران سلامت خواهد شد.>
مرتضی عرب زوزنی، سعید باقری فرادنبه، دکتر ابراهیم جعفری پویان،
دوره 9، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به رشد روزافزون فناوریهای جدید در عرصهی مراقبت سلامت و هزینهی بالای آنها، لزوم توجه به ارزیابی فناوریهای جدید و نقش بالقوهی آنها در بهبود کیفیت خدمات مراقبت سلامت بیش از پیش احساس میشود. هدف اصلی این مطالعه، تعیین نقش ارزیابی فناوری سلامت در بهبود کیفیت خدمات و ارایه بهترین شواهد برای تصمیمگیرندگان اصلی در این زمینه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مروری با روش نظاممند به جستجوی مطالعات و مقالهها در حوزهی ارزیابی فناوری سلامت از طریق جستجو در بانک های اطلاعاتی Pubmed وCochrane و سایر پایگاههای مرتبط با ارزیابی فناوری سلامت تا پایان سال 2013 پرداخته است. مطالعات انتخابشده از طریق روش تحلیل محتوا مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بررسی مطالعات مرتبط، نقش بالقوه ارزیابی فناوری سلامت در بهبود کیفیت خدمات و مراقبت سلامت را نشان میدهد. ارزیابی فناوری سلامت تسریع در تصمیمگیری بالینی در مورد بیماران، افزایش رقابت بین تولیدکنندههای فناوریهای پزشکی و ارتقای کیفیت فناوریهای سلامت و کمک به ایجاد راهنماهای بالینی، افزایش کیفیت مراقبت سلامت و رضایت کلیه ذینفعان را به همراه خواهد داشت.
نتیجهگیری: اجرای ارزیابی فناوری سلامت میتواند با تسهیل حرکت به سمت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و کمک به ارایهی مراقبتهای ایمن از طریق کاهش آسیبها در ارایهی مراقبت سلامت و افزایش میزان اعتماد و رضایت بیماران و خانوادههای آنها به رویهها و تیم درمانی منجر به بهبود کیفیت خدمات مراقبت سلامت گردد.
دکتر سیدداود نصرالله پور شیروانی، دکتر محمد اسماعیل مطلق، دکنر محمد شریعتی، پری حاجی سید عزیزی، دکتر آذین نحوی جو،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه سنجش ادراکات مشتری به عنوان یکی از راههای سنجش رضایتمندی و انتظارات، نقش مهمی در ارتقای کیفیت خدمات و تعالی سازمانها دارد. این مطالعه به منظور تعیین سطح ادراکات مشتریان معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ایران انجام گرفت.
روش بررسی: مطالعه حاضر به صورت مقطعی در سال 1392 انجام شد. جامعه پژوهش معاونت بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی کشور بود که بر مبنای آن 13 دانشگاه به صورت طبقهای و تصادفی منظم انتخاب شدند. در دانشگاههای منتخب، مدیران و کارشناسان به عنوان مشتری اصلی معاونت بهداشت وزارت به صورت سرشماری مورد پرسشگری قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسش نامه استاندارد جایزه ملی شامل 2 قسمت و 26 سئوال بود. دادهها در 18 SPSS در سطح معنیداری
تحلیل شد.
یافتهها: از 267 مدیر و کارشناس مورد مطالعه، 147 نفر(56/1%) مرد و بیشترین افراد(57/3%) دارای مدرک کارشناسی بودند و اکثریت قریب به اتفاق کارکنان و مدیران(91/6%) در واحدهای فنی اشتغال داشتند. میانگین سطح درک شده مدیران و کارشناسان در خصوص شهرت و تصویر یا وجهه سازمان 7/0±3/3، تولید و ارائه خدمات 7/0±1/3، حمایتها در هنگام ارائه خدمات و بعد از آن 7/0±0/3، و وفاداری و صداقت 8/0±3/3 بود. بین سطح ادراکات مدیران و کارشناسان و عوامل فردی و سازمانی ارتباط معنی دار وجود نداشت(0/05<P).
نتیجهگیری: سطح درک شده مشتریان از شاخصهای مرتبط با کیفیت روابط، خدمات و اقدامات در حد متوسط بود. لذا پیشنهاد میگردد معاونت بهداشت وزارت بهداشت و درمان برای تعالی سازمانی برنامه های مداخل های طراحی و اجرا نماید.
خلیل علی محمدزاده، حمیدرضا محسنی،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به ارتباط سلامت محیط کار بر روی کارکنان و با عنایت به فقدان برنامهریزی مناسب جهت شناسایی و کنترل عوامل زیانآور شغلی، ایجاد شناسنامه سلامت محیط کار ضروری است. هدف این پژوهش طراحی شناسنامهای است که دربردارنده تمام اطلاعات مربوط به سلامت محیط کار کارکنان بخش اداری یکی از وزارت خانه های دولتی است تا بتواند در فواصل زمانی مشخص بروز گردد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع پژوهشهای پیمایشی و مطالعات مشاهدهای بود که در زمستان 93 در 100 ایستگاه کاری که به صورت تصادفی در یک سازمان دولتی انتخاب شدند، از طریق طراحی فرم شماره یک شامل اطلاعات ساختمان محل کار، و شماره دو شامل اطلاعات بهداشتی ایستگاه کاری، انجام گرفت. برای جمعآوری اطلاعات هر ایستگاه کاری از دستگاههای سنجش نور، صدا، دما، تهویه و پرتوها و نیز انجام مصاحبه با کارکنان استفاده شد. برای تحلیل دادههای به دست آمده از نظرات کارشناسی چهار تن از کارشناسان بهداشت محیط، عمومی و حرفهای و عمران استفاده شد.
یافتهها: با استفاده از اطلاعات به دست آمده در این پژوهش، شناسنامه سلامت محیط کار طراحی و مشخص شد که با استفاده از این شناسنامه میتوان به استاندارد سازی محیط کاری کارکنان اداری، ایجاد یک بانک اطلاعاتی از اطلاعات مرتبط با سلامت محیط کار دستیابی پیدا کرد.
نتیجه گیری: با استفاده از نتایج این پژوهش، شناسنامه سلامت محیط کار و رویه مدیریتی استاندارد برای بازدیدهای بهداشتی از محیط کاری کارکنان اداری طراحی گردید.
مریم احمدی، طیبه نوری، کامبیز بهاء الدین بیگی، اسماعیل مهرآیین،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: : بیش از چهل سال است که خدمات سلامت روان از راه دور به عنوان ابزاری موفق در زمینههای مختلف از قبیل: درمان و مداخلات پیشگیرانه مورد استفاده قرار میگیرد. این پژوهش با هدف تعیین دیدگاه صاحبنظران حوزهی مدیریت اطلاعات سلامت و متخصصان بهداشت روان در خصوص خدمات سلامت اعصاب و روان از راه دور برای جانبازان انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعهی توصیفی- مقطعی در سال 1392 انجام گرفت. جامعه ی پژوهش، شامل: متخصصان بهداشت روان شاغل در بیمارستانهای روان پزشکی جانبازان شهر تهران و صاحب نظران رشته مدیریت اطلاعات سلامت بود. گردآوری دادهها از طریق پرسش نامه خود ساخته انجام گرفت که روایی آن توسط گروه خبرگان و پایایی پرسش نامه مزبور از طریق روش آزمون-بازآزمون به تایید رسید. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که در بخش تاثیر خدمات سلامت روان از راه دور، متخصصان سلامت روان برای تاثیر کاهش هزینههای سفرهای درمانی میانگین 4/37، و برای امکان جایگزینی خدمات سلامت روان از راه دور با درمانهای حضوری، کمترین رتبه میانگین 2/68 را در نظر گرفتند.
نتیجه گیری: در شرایطی که دسترسی به مراقبتهای حضوری دشوار باشد، خدمات سلامت روان از راه دور میتواند به عنوان جایگزین مناسب جهت ارائهی خدمات مراقبتهای مورد نیاز جانبازان به کار گرفته شود. لذا پیشنهاد میشود نهادهای ذیربط و مدیران نظام سلامت اقدامات جدیتری جهت پیاده سازی این خدمات برای جانبازان انجام دهند.
زهره کشاورز، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی، ابوالقاسم پوررضا، حمید علوی مجد،
دوره 10، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: درک اولویتهای سیاستگذاری سلامت زنان کارگر یکی از مهمترین چالشهای مدیریت سلامت در کشور است. هدف این مطالعه اولویتبندی سیاستها در بهبود رفتارهای ارتقادهنده سلامت زنان کارگر بود.
روش بررسی: این مطالعه به شیوه تلفیقی متوالی کیفی-کمی در سال 1392 صورت گرفت. بخش کیفی در قالب بحث گروهی متمرکز با نمونهگیری هدفمند با حداکثر تنوع انجام شد. در بخش کمی ابزار مطالعه طراحی و روانسنجی گردید. سپس در مطالعه تجربی با نمونهگیری تصادفی، ابزار بصورت پیش آزمون در گروه 70 نفری(35 نفر مداخله، 35 نفر شاهد) زنان کارگر استفاده شد. پس از مداخله آموزشی در گروه مداخله، نتایج در پس آزمون با گروه شاهد مقایسه گردید.
یافتهها: بر پایه تحلیل محتوای مصاحبهها، عبارات ابزار پژوهش طراحی گردید. متوسط شاخص روایی محتوای ابزار 0/93 بود. نتایج روایی سازه تاییدی ابزار به صورت 0/97=CFI، 0/95=GFI، 0/96=IFI، 0/98=NNFI، 0/97=NFI و 0/05=RMSEA بود. روایی ملاکی ابزار با ابزار ملاک(HPLP-2) با 0/601=r برابر 0/001P< بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه برای عوامل ابزار 0/93-0/75، و تفاوت آماره آزمون ویلکاکسون برای عوامل ابزار در فاصله زمانی دو هفته معنیدار نبود(0/05P>) و ابزار مذکور دارای ثبات بود. بنابراین ابزار با 100 عبارت، معتبر و پایا گردید. پس از مداخله آموزشی، میانگین امتیازات نگرش، هنجار فردی، درک کنترل رفتار، خودکارآمدی، قصد و رفتار نسبت به رفتارهای ارتقادهنده سلامت در گروه مداخله افزایش یافت. بیشترین تفاوت میانگین در حیطه خودکارآمدی بود.
نتیجه گیری: باتوجه به شرایط کار و موانع بسیار فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در زنان کارگر توجه ویژه و سیاستگذاری برنامههای سلامت خاص این گروه ضروری میباشد.
محمدهیوا عبدخدا، مریم احمدی، محمودرضا گوهری، علیرضا نوروزی،
دوره 10، شماره 2 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت از سوی پزشکان، جدیترین مانع پیشروی پیادهسازی فراگیر آن بشمار میآید. بنابراین، شناسایی عواملی که بر پذیرش این سیستم موثرند، از اهمیت خاصی برخوردارست. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تاثیر ویژگیهای سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت ازسوی پزشکان برمبنای مدل پذیرش فناوری، در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1392(زمان ادغام دو دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران) بود.
روش بررسی: این پژوهش بصورت پیمایشی و از نوع توصیفی تحلیلی بود. جامعه پژوهش شامل پزشکان شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. براساس فرمول نمونهگیری در مدلسازی معادلات ساختاری، 270 نفر از آنان بعنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزارگردآوری دادهها پرسشنامه محققساخته بود که روایی و پایایی آن به تایید رسید. دادهها بعد از گردآوری و ورود به نرم افزار SPSS، توسط روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS تحلیل شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مدل ارائه شده توانایی تببین 56 درصد از تغییرات تاثیر ویژگیهای سازمانی بر پذیرش پرونده الکترونیک سلامت ازسوی پزشکان را دارد. ویژگیهای سازمانی شامل: حمایت مدیریتی، مشارکتدادن پزشکان، خودمختاری پزشکان و ارتباط پزشک بیمار با استفاده پزشکان از پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، همبستگی مستقیم و معنیداری داشت. همچنین آموزش پزشکان با هیچکدام از متغیرهای مدل پذیرش فناوری و استفاده از پرونده الکترونیک مراقبت سلامت، همبستگی معنیداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: ویژگیهای سازمانی نقش قابل توجهی در پذیرش پرونده الکترونیک مراقبت سلامت ازسوی پزشکان دارند. لذا ضروریست تا سیاستگذاریهای انجام شده به سمت پیادهسازی موفقیتآمیز پرونده الکترونیک مراقبت سلامت معطوف شود.
اکبر عابدی، عابدین ثقفی پور، آمنه سیدفرج اله، محمد سلیمی، مجید حاج مرادی، حمیدرضا اردلان،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: گستردگی خدمات سلامت و فراگیر بودن مخاطبان، لزوم مدیریت خدمات سلامت را اجتناب ناپذیر نموده است. علیرغم فراهم بودن ارادهی مجریان سلامت در ارائه خدمات بهداشتی، مردم استقبال کاملی از این خدمات ندارند. این مطالعه با هدف تعیین علت های استقبال پایین مردم از خدمات بهداشتی در گروه سنی زیر 9 سال از دیدگاه کارکنان بهداشتی مرکز بهداشت استان قم در سال 1392 انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- مقطعی بود، که دیدگاه کارشناسان ارائه کننده خدمات در خصوص استقبال پایین مردم از خدمات بهداشتی ارائه شده برای گروه سنی زیر 9 سال با یک پرسشنامه با عنوان"ماتریس ارزیابی خدمات بهداشتی" بررسی گردید. دادههای گردآوری شده، با استفاده از نرم افزار SPSS 15 و آزمون مربع کای تجزیه و تحلیل گردید. سطح معنی داری 0/05> pدر نظر گرفته شد.
یافته ها: مهمترین علت های استقبال پایین مردم از خدمات بهداشتی درمانی ارائه شده برای گروه زیر 9 سال از دیدگاه کلیه گروههای کارشناسی به ترتیب: پایین بودن دانش بهداشتی گیرندگان خدمات، اطلاع رسانی ناکافی، روش نامناسب ارائه خدمات بهداشتی، کیفیت خدمات بهداشتی و عدم دسترسی بوده است.
نتیجه گیری: برای تشویق مردم به دریافت خدمات بهداشتی ارائه شده در مراکز بهداشتی درمانی استان قم باید با برگزاری کلاس های آموزشی، سطح دانش بهداشتی گیرندگان خدمات بهداشتی را ارتقا دهیم. در زمینه ی ارائه خدمات و روش های ارائه خدمات در مراکز بهداشتی باید اطلاع رسانی کافی انجام دهیم. همچنین سعی در ارتقا سطح کیفی خدمات داشته باشیم تا میزان استقبال مردم به دریافت خدمات تقویت شود.
محمود نکوئی مقدم، نرگس خانجانی، راضیه سپهریان، طاهره شریفی،
دوره 10، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رابطان سلامت، با فعالیت داوطلبانه، بسیاری از نیازهای آموزشی و اطلاعات بهداشتی افراد را برآورده می سازند. اما با وجود اهمیت حضور رابطان در برنامه های بهداشتی، در سال های اخیر سیستم سلامت، شاهد کاهش میزان همکاری و یا قطع ارتباط آنها با مراکز بهداشتی درمانی بوده است. لذا مطالعه ای با هدف تعیین عوامل موثر در جذب و ابقای رابطان سلامت انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه ی کاربردی، یک مطالعه کیفی از نوع پدیدارشناسی است. ابزار جمع آوری داده ها بحث متمرکز گروهی بوده که در سال 1392 انجام گرفته است. 39 نفر از رابطان سلامت، مربیان رابطان و کارشناسان طرح رابطان سلامت در مرکز بهداشت شهرستان کرمان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل، به روش تحلیل چارچوبی
داده ها(Analysis Framework) تحلیل گردید.
یافته ها: در نتیجه تحلیل داده ها، 3 مفهوم اصلی استخراج گردید. مفاهیم اصلی موثر در جذب و نگهداشت رابطان سلامت مربوط به 3 حوزه ی عوامل مربوط به ضعف های سیستم سلامت در خصوص طرح رابطان، ضعف عوامل انسانی(مربیان و رابطان) و عوامل مربوط به جامعه بود.
نتیجه گیری: تدوین قوانین حمایتی و نظارتی از سوی وزارت بهداشت در مورد طرح رابطان و اختصاص بودجه مناسب به این طرح، مستند سازی افتخارات و تقدیر از رابطان و مربیان نمونه کشوری، توجه به نیازهای آموزشی جامعه و برنامه ریزی برای آموزش رابطان مطابق با این نیازها از جمله راهکارهای منتج شده از این مطالعه می باشد.
رضا صفدری، معصومه حمیدی، محسن آقایی، مرجان قاضی سعیدی،
دوره 10، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این تحقیق طراحی کارت الکترونیک سلامت برای بیماران اسکیزوفرن جهت مدیریت هر چه بهتر اطلاعات بالینی این بیماران می باشد.
روش بررسی: این تحقیق در سال ۱۳۹۳ انجام شد. جامعه آماری پژوهش را تعداد ۴۰ نفر از روانپزشکان متخصص بیمارستان های روانپزشکی روزبه، رازی و ایران تشکیل می دادند. اطلاعات مرتبط با حداقل داده های بالینی و دموگرافیک به روش میدانی و با طراحی چک لیست و مراجعه به روانپزشکان، جمع آوری شد و با به کارگیری روش آمار توصیفی، تجزیه و تحلیل گردید. جهت طراحی کارت الکترونیک سلامت بیماران اسکیزوفرن، از نرم افزارهای مختلف جهت طراحی پایگاه داده، کارت وکارت خوان استفاده شد.
یافته ها: با توجه به نتایج جداول و فراوانی های مشاهده شده، لزوم درج کلیه مولفه های اطلاعات دموگرافیک و اطلاعات بالینی در کارت الکترونیک سلامت توسط جامعه آماری تایید شد. پروژه ی مزبور از سخت افزارهای دستگاه کارت خوان و کارت و از نرم افزار Visual Studio برای برنامه ی کارت تشکیل شده است. جهت طراحی پایگاه داده از نرم افزار مایکروسافت Microsoft SQL Server ۲۰۰۸ استفاده گردیده است.
نتیجه گیری: با به کارگیری کارت الکترونیک سلامت بیمار اسکیزوفرنی، بیمارستان در مدیریت هر چه بهتر اطلاعات بیمار در وضعیت مطلوبی قرار می گیرد. پیشنهاد می گردد، زمینه و زیرساخت های ملی جهت اجرا و پیاده سازی این نرم افزار در بیمارستان های روان پزشکی در سطح کشور به منظور یکپارچه نمودن ارائه خدمات درمانی به بیماران اسکیزوفرن ایجاد گردد.
احمد فیاض بخش، محمدرضا توکلی، سهیلا حسین زاده، محمدعلی عباسی مقدم،
دوره 10، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: فرسودگی شغلی سندرمی مشتمل بر خستگی هیجانی، مسخ شخصیت و کاهش کفایت شخصی بوده و پرسنل سیستم بهداشتی درمانی به دلیل مواجهه با استرس های فیزیکی، روانی و هیجانی به شدت در معرض فرسودگی شغلی اند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی کارکنان اداری مالی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه ی توصیفی تحلیلی، حجم نمونه پژوهش شامل ۱۵۰ نفر از پرسنل اداری مالی شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی تهران بود که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه سلامت عمومی و پرسش نامه ی فرسودگی شغلی مازلاک بود که روایی و پایایی آن قبلاً تعیین و تایید شده بود.
یافته ها: نتایج نشان داد که ارتباط معنا داری(۰/۰۰۱>p) بین فرسودگی شغلی و سلامت عمومی وجود دارد؛ به این ترتیب که با افزایش فرسودگی شغلی سلامت عمومی کاهش پیدا می کند. همچنین فرسودگی شغلی با متغیرهای میزان رضایت از کار و میزان رضایت از ارتباط با همکاران رابطه ی معناداری(۰/۰۵>p) داشت ولی با متغیرهای سن، جنس، سابقه کار، کار هفتگی، وضعیت تاهل و درآمد ارتباط معنا داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به ارتباط معنی دار فرسودگی شغلی و سلامت عمومی در این پژوهش، به کارگیری روش های اصلاح شرایط محیط کار و ارتقای بهداشت روانی کارکنان دانشگاه توصیه می گردد.
رضا صفدری، مرجان قاضی سعیدی، مصطفی شیخ الطایفه، محمد جبراییلی، سیده صدیقه سیدفرج اله، الهام مسرت، رویا لکی تبریزی،
دوره 11، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از مهمترین مسائلی که همواره توجه مدیران مراکز درمانی را به خود معطوف داشته، کنترل وضعیت مالی و تأمین منابع این مراکز می باشد. مراکز درمانی به عنوان یک منبع حیاتی تلقی شده و یکی از اهدافشان ارتقای سطح سلامت اجتماع از طریق کاهش هزینه های آنهاست. بدین لحاظ این مطالعه با هدف بررسی علل کسورات بیمه ای انجام گردید.
روش بررسی: مطالعه بصورت توصیفی و گذشته نگر در سال ۱۳۹۲ انجام گردید. جمعیت مورد مطالعه، شامل کلیه کارشناسان بیمه مستقر در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد بوده که در شش ماهه اول سال ۱۳۹۲ در این مراکز مستقر بودند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته بوده که به منظور تایید روایی، پرسشنامه در اختیار کارشناسان بیمه، استادان و افراد صاحب نظر قرار گرفته و ابهامات برطرف گردید. پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آزمون–باز آزمون تایید گردید. داده ها وارد نرم افزار اکسل شده و با استفاده از شاخص های آماری توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: بخش جراحی دارای بیشترین کسورات(%۴۵/۵۵) و در بین بخش های جراحی ارتوپدی بالاترین کسورات(%۴۰/۷۵) را به خود اختصاص داد.
نتیجه گیری: پرسنل درمانی باید در مستندسازی پرونده بیماران توجه بیشتری نموده و موارد اشتباهات مستندسازی را به حداقل ممکن کاهش دهند. همچنین به منظور کاهش کسورات پرونده بیماران، پرسنل درمانی خود را از طریق برگزاری کلاس های آموزشی با روش های صحیح مستندسازی، آشنا نمایند.
عزیز رضاپور، علی سرابی آسیابر، امیرعلی عبادی فردآذر، سعید باقری، نگار یوسف زاده، علیرضا مزدکی، صدیقه اسدی، محمد حسین غفوری،
دوره 11، شماره 1 - ( 2-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با این فرض که سلامت یک کالای لوکس باشد، آن گاه تلاش ها برای کاهش مخارج سلامت و کاهش تورم در این بخش بیهوده خواهد بود؛ اما اگر سلامت یک کالای ضروری باشد آنگاه در سطح کشور نیازمند به باز توزیع بهتر منابع خواهیم بود. هدف از مطالعه ی حاضر تعیین میزان اثر کشش درآمدی مخارج سلامت در شهر تهران در سال ۹۲ بود.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش مبتنی بر جمعیت بود. ابزار گردآوری پرسش نامه سازمان جهانی بهداشت بود که با استفاده از مصاحبه در ۷۹۲ خانوار ساکن شهر تهران تکمیل شد. جهت تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات معمولی و آزمون های علیت گرنجر، ناهمسانی واریانس بروش- پاگان- گادفری و آزمون وایت بهره گرفته شده است. برای تحلیل آزمون ها نیز از نرم افزار Eviews ۸ استفاده گردید.
یافته ها: سلامت علتی برای افزایش درآمد می باشد اما عکس این قضیه صادق نیست. همچنین سلامت با کششی برابر ۰/۲۵ یک کالای ضروری است نه یک کالای لوکس. همچنین یافته ها حاکی از آن است که درآمد، متغیر مناسبی جهت توجیه تغییرات در مخارج سلامت نمی باشد.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه ی حاضر نشان داد که سلامت یک کالای ضروری بوده و تغییرات درآمدی اگرچه مخارج مراقبت سلامت را متاثر می سازد ولی از حساسیت بالایی برخوردار نیست. پیشنهاد می شود که سیاست گذاران سلامت در اتخاذ سیاست هایی مانند افزایش تعرفه ی خدمات بررسی همه جانبه انجام دهند چراکه افزایش قیمت، بر دوش مصرف کننده است.
بتول احمدی، محمد ازمل، لیلا جانانی، مهتاب بیات ریزی، فاطمه نوغانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سنگ بنای پیشگیری اولیه، اتخاذ شیوه ی زندگی سالم شامل: عدم استعمال دخانیات، حفظ وزن متعادل بدن و عادات غذایی مناسب است. هدف این مطالعه تبیین شاخص های تن سنجی و سبک زندگی سالم در زنان شاغل می باشد.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر توصیفی-تحلیلی بود که به صورت مقطعی در سال ۱۳۹۳ انجام شد. تعداد ۶۸۲ نفر از بانوان شاغل دانشگاهی بصورت داوطلبانه شرکت نمودند. بمنظور جمع آوری داده ها از چک لیست سلامت بانوان ایرانی استاندارد شده توسط وزارت بهداشت استفاده شد که مشتمل بر سه بخش مشخصات دموگرافیکی، شاخص های تن سنجی و سبک زندگی سالم بود. از آمار توصیفی و استنباطی برای تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: بیش از نیمی از شرکت کنندگان در طول یک سال محدودیت رژیم غذایی داشتند. عادت غذایی زنان شرکت کننده مطلوب نبود و ۴۷/۶% مصرف سبزی داشتند ولی ۵۲% نوشابه و غذاهای آماده مصرف می نمودند. فعالیتهای بدنی تنها در ۲۸% افراد مناسب بود. داده های نمایه توده بدنی نشان داد که نیمی از افراد اضافه وزن و ۴۲% افراد چاقی شکمی داشتند.
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از نامناسب بودن شاخص های سبک زندگی و خطرات بالقوه ی تهدید کننده ی سلامتی زنان شاغل است؛ لذا استقرار برنامه های آموزشی و تسهیلات در اتخاذ شیوه های زندگی سالم برای زنان شاغل ازجمله اصلاح عادات تغذیه ای، انجام فعالیتهای بدنی روزانه جهت ارتقای وضعیت سلامتی آنها نه تنها عملکرد فردی، خانوادگی و اجتماعی و بهره وری از نیروی کار آنها را بهبود می بخشد، بلکه فرهنگ سلامت جامعه را ارتقا خواهد داد.
یوسف محمدزاده، نرگس تقی زاده، علمناز نظریان،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: وقتی تفاوت فاحشی بین گروههای درآمدی در جامعه وجود داشته باشد، از مسیر کانال های متعدد، ممکن است بر سلامتی جوامع و ساختار هزینه های آن تاثیر بگذارد. مطالعه ی حاضر به بررسی تأثیر نابرابری و فقر(و سایر خصوصیات اقتصادی-اجتماعی جوامع) بر روی شاخص های سلامت عمومی و ساختار پرداخت های هزینه ای آن پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع توصیفی- کاربردی بوده و در نمونه ی ۳۴ کشور جهان(به لحاظ برخورداری از داده های منظم از نابرابری درآمد) طی دوره ی زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۲ با استفاده از رویکرد داده های تابلویی انجام گرفته است. برای برآورد مدلها از نرم افزار Eviews ۹ استفاده شده است. برآوردها طی مدل های جداگانه برای شاخص های سلامتی و هزینه های آن انجام شده است.
یافته ها: نابرابری درآمد و فقر از یک سو موجب کاهش سلامت عمومی گردیده و از سوی دیگر سهم افراد از پرداخت های بهداشتی و درمانی را افزایش می دهد. همچنین سطح آموزش موجب ارتقای سلامت جامعه و کاهش پرداخت های مستقیم از جیب و خصوصی افراد می شود. تمرکز جمعیت در شهرهای بزرگ موجب افزایش مخارج خصوصی سلامت و پرداخت های مستقیم از جیب افراد می گردد.
نتیجه گیری: در مسیر توسعه ی اقتصادی باید توجه ویژه به مسئله ی نابرابری درآمد بین افراد جامعه شود. با بروز نابرابری و فقر نسبی بیشتر، مشکلات روحی و روانی در جامعه تعمیق یافته و سلامت افراد دچار آسیب جدی می شود. این مسئله با تضعیف مدیریت کارایی بخش سلامتی، پرداخت های مستقیم از جیب افراد را نیز افزایش داده و بنابرین موجب تضعیف مضاعف سلامتی عمومی می شود.