جستجو در مقالات منتشر شده


123 نتیجه برای سلامت

احمد رستگار، محمد حسن صیف، زهرا فیروزی اردکانی، مرضیه تاجوران،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: قلدری در محیط کار در سراسر دنیا، یک عامل آسیب رسان شغلی، زنگ خطر سلامت روان و به­ عنوان یک معضل جهانی محسوب می‏‌شود. این پژوهش با هدف تعیین رابطه­‌ی رهبری تحول آفرین و قلدری در محل کار با توجه به نقش واسطه‏‌ای سلامت سازمانی در بین کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شده است.
روش بررسی: روش اجرای این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. برای بررسی رهبری تحول آفرین از پرسش­‌نامه استاندارد رهبری چندعاملیBass  و Avolio با پایایی(0/79)، به­‌منظور سنجش سلامت سازمانی از پرسش­نامه استاندارد Graham Lowe با پایایی(0/83) و برای قلدری سازمانی از پرسش­‌نامه محقق ساخته با پایایی(0/76) استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش 265 نفر از کارکنان حوزه­‌ی ستادی دانشگاه بود که به روش نمونه­گیری ساده انتخاب شده بودند. در بررسی فرضیه­های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و 8.8 Lisrel و روش­‌های آماری توصیفی و تحلیل مسیر استفاده گردید.
یافته­ها: نتایج نشان داد که مولفه‏‌های رهبری تحول آفرین از طریق واسطه‏‌گری سلامت سازمانی به صورت غیرمستقیم و منفی بر قلدری محل کار تأثیر می­‌گذارند. همچنین از میان مولفه‏‌های رهبری تحول‏ آفرین، مولفه­‌ی نفوذ آرمانی بیشترین اثر غیرمستقیم(0/19-) و از مولفه‏‌های سلامت سازمانی نیز مولفه­‌ی محیط کاری پرطراوت دارای بیشترین اثر مستقیم(0/27-) بر قلدری محل کار بود.
نتیجه­گیری: سبک رهبری مناسب، یک سازمان سالم را ایجاد و باعث کاهش قلدری محل کار می­گردد. بنابراین سازمان­ها باید به توسعه­‌ی سلامت سازمانی و ارایه آموزش­های لازم به خصوص به مدیران سازمان­ها بپردازند.

محمود مرادی، سارا بهرامی نیا،
دوره 13، شماره 4 - ( 8-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: سواد ﺳﻼﻣﺖ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻰ ﺩﺭ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺁﮔﺎﻫﻰ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎﻯ ﺍﻣﺮﻭﺯﻯ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ­ی ﺗﻨﮕﺎتنگی ﺑﺎ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺑﻬﺪﺍﺷﺘﻰ، ﺳﻼﻣت و نیز درمان بیماری­‌های آنها دارد. هدف از پژوهش حاضر تعیین وضعیت سواد سلامت مراجعه­‌کنندگان به مطب­ پزشکان متخصص شهر کرمانشاه است.
روش­ بررسی: روش این مطالعه توصیفی-پیمایشی از نوع مقطعی است. جامعه­‌ی پژوهش مراجعه‌کنندگان(بیماران و همراهان وی) به مطب­‌های پزشکان متخصص شهر کرمانشاه بود. تعداد 380 نفر به‌­روش نمونه­‌گیری تصادفی ساده در سال 1396 و در طی سه ماه بررسی گردید. ابزار گردآوری داده­‌ها پرسش‌­نامه­‌ی سنجش سواد سلامت بزرگسالان ساکن شهرهای ایران (HELIA) بود. روایی پرسش­نامه با نظر متخصصان تأیید شد و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 0/89 به‌دست آمد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری(یومان-ویتنی و کروسکال-والیس) در نرم‌افزار SPSS و اکسل انجام شد.
یافته­‌ها: یافته­‌های پژوهش حاضر نشان داد که سواد سلامت مراجعه‌کنندگان به مطب‌­های پزشکان شهر کرمانشاه در سطح مطلوب(کافی) است. سه منبع«اینترنت»، «پرسش از پزشک و کارکنان درمانی» و «رادیو و تلویزیون» اولویت­‌های کسب اطلاعات یا سواد سلامت هستند. همچنین نتایج نشان داد، سواد سلامت افراد از نظر ویژگی‌های سن، جنسیت، تحصیلات و شغل تفاوت دارد.
نتیجه­‌گیری: نتایج پژوهش نشان داد که اغلب افرادی که از سواد سلامت پایین و محدود برخوردارند جزو گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه(سنین بالا، سطح تحصیلات پایین و کم درآمد) بودند. از این رو، توجه به نیازهای اطلاعاتی بهداشتی و سواد سلامت گروه‌های آسیب‌پذیر و طراحی آموزش ساده و هدفمند آنها با بهره‌گیری از رسانه‌های مطلوب توصیه می­‌شود.

محمدحسین رونقی، فروغ السادات حسینی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: رایانش مه بستری مجازی است که موجبات ذخیره­ سازی، محاسبه و خدمات شبکه­ ای بین مراکز داده ابری و ابزارهای نهایی را فراهم می‌کند. رایانش مه با سیستم‌های نظارت فوری حوزه ­ی پزشکی منطبق است در چنین سیستم‌هایی حجم انبوه داده از حسگرهای محیطی و زیستی متعددی به ­دست می‌آید. از سوی دیگر ساختار باز و توزیع شده ­ی رایانش مه در برابر تهدیدات امنیتی، آسیب پذیر و ضعیف است. از همین رو هدف این پژوهش شناسایی چالش‌های امنیتی رایانش مه در حوزه­ ی سلامت است.
روش‌ بررسی: این پژوهش از نوع آمیخته و کاربردی است که در سه مرحله در بهار ۹۸ انجام گردید. در مرحله ­ی اول با استفاده از روش تحلیل محتوا، کدهای امنیتی فناوری رایانش مه از بین منابع کتابخانه ­ای شناسایی گردید. در مرحله ­ی دوم نظر متخصصان فناوری اطلاعات متشکل از ۱۲ نفر شاغل در حوزه­ ی سلامت با استفاده از روش دلفی ارزیابی گردید. در نهایت با استفاده از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی، کدهای امنیت رتبه بندی گردید.
یافته‌ها: با توجه به نتایج حاصل از تحلیل سلسله مراتب فازی حملات شبکه(۰/۳۱)، ارتباطات امن(۰/۲۳)، تشخیص هویت و کنترل دسترسی(۰/۱۹)، اعتماد(۰/۱۵) و حریم خصوصی(۰/۱۲) در عوامل امنیتی رایانش مه دارای بیشترین اهمیت بودند.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش می­‌توان اذعان داشت که حملات شبکه و ارتباطات امن، مهمترین چالش­های به­ کارگیری رایانش مه در حوزه­ ی پزشکی محسوب می ­شوند؛ به­ دلیل اینکه گره ­های شبکه مه معمولاً در نقاط مختلفی با محافظت ضعیف‌تر مستقر می‌شوند؛ از همین رو ممکن است با حمله­ ی بدافزارهای مختلفی روبه­ رو شوند. در نتیجه سیاستگذاران باید به نقش این چالش­ها در پیاده ­سازی رایانش مه آگاه باشند.

سارا امامقلی پور، وحید صابرزاده، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به روند صعودی سالمندی و نیز آسیب پذیری این گروه در مقابل بیماریها و هزینه­ های سلامت، تعیین میزان مواجهه­ ی خانوارهای سالمندان با هزینه های کمرشکن سلامت اهمیت می­ یابد.
روش بررسی: بروز و شدت هزینه های کمرشکن سالمندان در سطح استانی و پنجک های درآمدی محاسبه شد، با استفاده از آزمون  chi-square ارتباط متغیرهای اقتصادی-اجتماعی خانوار با میزان مواجهه تعیین شد. حجم نمونه شامل ۹۱۰۳ سالمند بالای ۶۵ سال بود که اطلاعات خود و خانوارهای آنها از ریزداده های هزینه درامد خانوار مرکز آمار در سال ۱۳۹۵ استخراج شد. تحلیل با استفاده از نرم افزارSPSS  انجام گرفت.
یافته ها: میزان مواجهه­ ی خانوارهای دارای سالمند روستایی(۹/۷۴ درصد) بیشتر از شهری(۶/۲ درصد) بود، شدت مواجهه نیز در روستا بیشتر از شهر بود. در هر دو گروه، بیشترین میزان مواجهه در پنجک دوم و کمترین در پنجک پنجم درامدی بود. خانوارهای سالمندان در استان هرمزگان بیشترین و کهگیلویه و بویراحمد کمترین میزان مواجهه را داشتند. تعداد سالمندان در خانواده، محل زندگی، وضعیت اشتغال، بعد خانوار، هزینه های شیمی درمانی، ترک اعتیاد، ارتوپدی، داروهای خاص، مخارج مصرفی خانوار و میزان پرداخت از جیب بابت خدمات سلامت ارتباط آماری معناداری با مواجهه داشتند اما سواد فرد سالمند، بیمه، وضعیت زناشویی و وجود فرد زیر ۱۲ سال در خانواده ارتباط آماری معناداری با میزان مواجهه نشان ندادند.
نتیجه گیری: بیشتر بودن میزان و شدت مواجهه ­ی سالمندان روستایی نسبت به شهری و بالاتر بودن مواجهه در سالمندان فقیرتر نشان­ دهنده ­ی ناعادلانه بودن توزیع منابع مالی در نظام سلامت و نیازمند اتخاذ تصمیمات هدفمند سیاستگذاران برای این گروه‌ها می‌باشد.

رضا صفدری، مجید علیخانی، فوزیه طهماسبی، زهره جوانمرد،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: شیوع شکستگی‌­های استئوپروتیک که به ناخوشی و مرگ­ومیر در سالمندان می­‌انجامد، در جهان رو­به افزایش است. برنامه­‌های کاربردی در سلامت همراه، با توان‌مندسازی بیماران باعث افزایش مشارکت آنان در مدیریت سلامت خودشان می­‌گردد. این موضوع در بهبود نتایج بهداشتی در بیماری‌­های مزمن اهمیت بسیاری دارد. به همین جهت این مطالعه، با هدف ایجاد برنامه­ کاربردی خودمدیریتی موبایل برای بیمارانی با شکستگی­‌های استئوپروتیک انجام گرفت.
روش بررسی: در مطالعه­‌ی توصیفی-توسعه‌­ای حاضر، ابتدا داده­‌های لازم برای پژوهش از طریق جستجو در منابع کتابخانه­‌ای، گایدلاین­‌ها و مرور برنامه­‌های کاربردی جمع‌­آوری گردید. سپس از پرسش‌نامه‌­ای جهت اعتبارسنجی و تعیین اهمیت این عناصر از دیدگاه پزشکان استفاده شده و طراحی منطقی برنامه­‌کاربردی با استفاده از داده­‌های به دست آمده صورت گرفت. در نهایت، برنامه­ کاربردی در محیط Android studio ایجاد و سپس ارزیابی شد.
یافته ها: بخش­های اصلی برنامه شامل اطلاعات پیشگیری از بیماری، ابزار ارزیابی خطر شکستگی و اطلاعات مربوط به خودمدیریتی در مراقبت شکستگی­های استئوپروتیک می­باشد که خود دارای دو بخش شکستگی لگنی و سایر شکستگی­ها می­باشد. هم چنین، امکاناتی مانند امکان تنظیم برنامه­ی ورزشی، یادآورها و پرونده­پزشکی را فراهم می­آورد. درنهایت عملکرد برنامه کاربردی ارزیابی شده و مطابق انتظارات بود.
نتیجه گیری: این برنامه­ی کاربردی دارای محتوای معتبر است و می­تواند برای کمک به بیماران با شکستگی­های استئوپروتیک به منظور مدیریت بیماری و یادگیری مهارت­های خودمدیریتی استفاده گردد.

مهدی عیسی زاده، زهرا سادات اسدی، مهدی طهماسبی قراجه ملک، منیژه سلیمانی فر،
دوره 14، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر ابزار سلامت الکترونیک به­عنوان یک ابزار ارتباطی و آموزشی مؤثر در سلامت به­ منظور مدیریت شرایطِ حساس، شناخته شده است. این مطالعه با هدف بررسی سطح سواد سلامت الکترونیک بیماران مراجعه ­کننده به یک بیمارستان نظامی منتخب به انجام رسید.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ­ی توصیفی-تحلیلی است که در سال ۱۳۹۸ بر روی ۲۰۴ نفر از بیماران مراجعه ­کننده به یک بیمارستان نظامی منتخب در شهر تهران به انجام رسید. ابزار جمع­ آوری داده ­ها شامل پرسش‌­نامه­ ی اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌­نامه­ی سواد سلامت الکترونیک بود که توسط بیماران تکمیل گردید. در این مطالعه، جهت تجزیه­ وتحلیل داده­‌ها از نرم افزار spss استفاده گردید و سطح معنی ­دار آماری کمتر و مساوی ۰/۰۵ در نظر گرفته شد.
یافته­ ها: میانگین نمره­‌ی سواد سلامت الکترونیک بیماران ۵/۴۷±۲۹/۲۸ به­دست آمد. سطح سواد سلامت الکترونیک بیماران با مدارک تحصیلی مختلف تفاوت معنی­داری با یکدیگر دارند؛ همچنین سواد سلامت الکترونیک بیمارانی که به میزان متفاوتی از اینترنت استفاده می­کنند، اختلاف معنی­داری با یکدیگر داشتند. سواد سلامت الکترونیک بیماران همبستگی معنی­‌داری با میزان تحصیلات(۰/۱۶۹=r، ۰/۰۲=p) و میزان استفاده‌­ی آنان از اینترنت(۰/۳۲۸=r، ۰/۰۰۱>p) دارد.
نتیجه­ گیری: تحصیلات بالاتر با سطح سواد سلامت الکترونیک بالاتر همراه است و می­توان با ایجاد زمینه­‌های آموزش استفاده از اینترنت به­‌منظور دستیابی به اطلاعات سلامت، سطح سواد سلامت الکترونیک بیماران را بهبود بخشید.

محمدرضا حاجی قاسمی، مهدیه اژدری،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات نورولوژی، شرایطی است که ناشی از اختلال در بخشی از مغز یا سیستم عصبی باشد. افزایش شیوع این اختلالات و بار اقتصادی بالایی که بر جامعه تحمیل می­کند، لزوم بازنگری در سیاست­های اصلاح مراقبت­‌های بهداشتی را بیش از پیش نمایان ساخته است. پژوهش حاضر با هدف محاسبه‌­ی بهای تمام شده‌­ی خدمات ارایه شده به بیماران نورولوژی اطفال درصدد است به کاهش هزینه­‌ها کمک نماید.
روش­ بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه­‌ی موردکاوی از نوع کمی است که به شیوه­‌ی توصیفی-تحلیلی به­‌صورت مقطعی به پیاده‌­سازی مدل بهایابی بر مبنای فعالیت زمان­گرای فازی (FTDABC) در درمان بیماران نورولوژی اطفال در سال ۱۳۹۵ پرداخته است. به­‌منظور بررسی تفاوت معنی­‌داری بهای تمام شده خدمات در مدل بهایابی FTDABC و سنتی از آزمون ناپارامتریک ویلکاکسون استفاده شد.
یافته­‌ها: یافته‌­های پژوهش، ضمن تایید معنی­‌داری بهای تمام شده‌­ی خدمات ارایه شده به بیماران به هر دو روش بهایابی، بهای تمام شده­‌ی خدمات درمانی بیماران با استفاده از مدل FTDABC را معادل ۵,۷۳۶,۸۴۳,۴۳۲ ریال برآورد کرد که از این مقدار ۴۱/۶۱% به سربار و ۵/۹۴% به هزینه­‌ی ظرفیت بی‌­استفاده­‌ی سربار اختصاص یافت. فعالیت ویزیت و مشاوره، کنترل علایم حیاتی و جابه­‌جایی بیمار به‌­ترتیب زمان­برترین فعالیت­ها در فرایند درمان شناسایی شد.
نتیجه­‌گیری: بر اساس یافته‌­های پژوهش، نیاز به اصلاح مدیریت منابع انسانی و کاهش ظرفیت بی‌­استفاده جهت افزایش اثربخشی منابع بیمارستان و بهبود فرایندهای درمانی ضروری به نظر می­رسد. درصورتی­‌که مدیر بتواند فعالیت جابجایی بیماران را ۲۰% کاهش دهد، منجر به کاهش ۲/۸۹% زمان و ۱/۸۶% بهای تمام شده فرایند درمان می­‌شود.

رسول علی نژاد، مهدی یوسفی، حسین ابراهیمی پور، علی تقی پور، امین محمدی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: کارایی و اثربخشی هر سازمان تا حد قابل ملاحظه­ ای به نحوه­ ی مدیریت و کاربرد صحیح و موثر منابع انسانی بستگی دارد. با توجه به اهمیت فعالیت و انگیزش پرسنل مبارزه با بیماری­ها و همچنین سهم بالای هزینه­ های پرسنلی از کل هزینه­ های سلامت، استفاده از روش های مناسب برای تعیین حجم کاری آنها مهم است.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از گروه مطالعات توصیفی و کاربردی بود، که در دو بعد کمی و کیفی انجام شد. محیط پژوهش مراکز بهداشتی شهری-روستایی شبکه ­ی بهداشت و درمان شهرستان سوادکوه بود. طی فرایند محاسبه ی حجم کاری مراحل: شناسایی فعالیتها، اصلاح و تایید فعالیت­ها، تعیین درصد بیکاری های مجاز، محاسبه­ ی زمان استاندارد، تعیین تعداد تکرار، محاسبه ­ی واحدهای کاری، تعیین حجم کاری و تعیین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز انجام شد.
یافته ها:فعالیت­های حوزه ­ی مبارزه با بیماریها در قالب ۷۷ فعالیت شناسایی و سازماندهی شد. مجموع زمان این فعالیت ها در یک ماه با احتساب فراوانی هر کدام برابر با ۱۰۲۷۳ واحد کاری بود. عمده ترین فعالیت­ها مربوط به تزریق واکسن و ثبت مشخصات واکسینه شده در دفاتر و فرمهای مربوط به ­ترتیب شامل ۱۷۳ و ۱۱۵ واحد کاری بودند.
نتیجه گیری: تعیین حجم فعالیت­های حوزه­های کاری مختلف بهداشتی با استفاده از روش این مطالعه توان تخمین تعداد نیروی انسانی مورد نیاز جهت ارایه­ی تمام خدمات پیش بینی شده را ایجاد می­نماید و در صورت استفاده در ساختارهای کنونی، قابلیت کاهش تقاضای نیروی مازاد و افزایش تمایل کارکنان به انجام خدمات بیشتر را دارد

شهپر زکی پور، بهزاد فرخ سرشت، محمدجواد تقی پوریان، حسنعلی آقاجانی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: در دهه های اخیر افزایش بهره وری و کاهش خسارات از طریق بهبود رفتارهای نابهنجار کاری، مورد توجه صاحب نظران رفتار سازمانی به ویژه پژوهشگران حوزه ی سلامت قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عوامل مؤثر بر کاهش رفتارهای نابهنجار در حوزهی سلامت می باشد.
روش بررسی: با استفاده از تکنیک فراترکیب، یافته های مطالعات داخلی و خارجی مرتبط به صورت نظام مند با روش هفت مرحله ای Sandelowski و Barroso بررسی گردید. کدهای شناسایی شده با استفاده از نرم افزار MAXQDA۱۰ طبقه بندی و تحلیل شد و برای سنجش پایایی و کنترل کیفیت از روش کاپا و نرم افزار SPSS استفاده شد و ضریب کاپا محاسبه شده برابر با ۰/۸۹۳ بوده که در سطح توافق عالی قرار گرفت.
یافته‌ها: از ۴۳۵ مقاله ی جستجو شده در این حیطه، ۴۶ مقاله منتخب و براساس آنها ۶۸ عامل شناسایی شد؛ این عوامل در ۳ مقوله اصلی و ۱۱ کد محوری دسته بندی شد. عوامل تأثیرگذار شناسایی شده در این پژوهش شامل عوامل فردی(روان شناختی، جمعیت شناختی، مذهبی گرایی، زمینه ای)، عوامل گروهی(ارتباطات، سیستم پاداش مناسب، رفتارهای بازدارنده) و عوامل سازمانی(فضای سازمانی، تدابیر ساماندهی، عواطف سازمانی، ادراک موقعیت کاری) است. 
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که عوامل فردی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر کاهش رفتارهای نابهنجار است. از این رو یافته های حاضر بر ضرورت توجه به عوامل روان شناختی، جمعیت شناختی، مذهبی گرایی، زمینه ای در برنامه ریزی و مداخلات مدیران در جهت افزایش بهره وری در حوزه ی سلامت تاکید می نماید.

ناهید عین الهی، رضا صفدری، مرسا غلامزاده، الهام حق شناس، حوریه ماسوریان،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه ­های سلامت همراه امروزه در حوزه­ های مختلفی به ویژه در حوزه­‌ی بیماریهای پوستی به عنوان ابزارهایی هم برای کمک به بیماران و هم برای کمک به پزشکان در تشخیص و درمان توسعه یافته­ اند. لذا هدف اصلی این پژوهش مروری بر ویژگی­ ها و محتوای اپلیکیشن­ های حوزه ­ی مراقبت از پوست است.
روش بررسی: به صورت بررسی تطبیقی و با روش توصیفی-تشریحی است. اپلیکیشن ها، در حوزه­ ی درماتولوژی براساس معیارهای ورود که شامل اپلیکیشن هایی که در دو فروشگاه GooglePlay و AppStore  بیش از ۱۰۰ بار دانلود شده بودند یا در مطالعات در حوزه­ ی تشخیص، درمان، مدیریت، مشاور از راه دور، یا خودمراقبتی در حوزه های مختلف بیماری های پوستی طراحی شده بودند و معیارهای خروج شامل اپلیکیشن­هایی که قبل از سال ۲۰۱۰ تولید شده بودند و مواردی که به تخصصهای پزشکی غیر از dermatology مربوط می­شدند، جستجو شدند. برای مقایسه­ ی بهتر، ویژگی­ های مختلفی بر اساس مرور متون و مشاوره با متخصصان از لحاظ ویژگی برنامه برای مقایسه و دسته ­بندی در نظر گرفته شد. در مرحله­ ی بعد اپلیکیشن های شناسایی شده براساس معیارهای مختلف بررسی و با هم مقایسه شدند.
یافته ها: در نتیجه­ ی جستجو، در مجموع ۳۳ اپلیکیشن براساس معیارهای در نظر گرفته شده، شناسایی شدند. از این میان، ۳۳/۳% از این تعداد در حوزه­ ی آموزشی و سپس ۲۴/۲% به حوزه­ی خودمراقبتی اختصاص داشتند. برنامه­ های مورد بررسی در نه حوزه­ ی مختلف در رابطه با بیماریها دسته­بندی و مقایسه شدند که ۶۱% از اپلیکیشن ها انواع مختلف بیماری های پوستی را پوشش می­دادند.
نتیجه گیری: یافته­ ها نشان داد که بیشترین کاربرد اپلیکشن های مورد بررسی در حوزه ­ی آموزش و خودمراقبتی بوده است که نشان­دهنده­ی تسهیل امر آموزش و مراقبت­های ابتدایی توسط بیمار و مراقبان وی به کمک فناوری اطلاعات و کاربرد موفق حوزه  mhealth است. همچنین با بررسی اپلیکیشن ها، کاربردی بودن اپلیکیشن های تخصصی به خوبی مشخص شد، هرقدر اپلیکیشن­ ها تخصصی­ تر بودند، آیتم­های هوشمند بیشتری در آن­ها تعبیه شده بود؛ از این­روبا استفاده از قابلیت های سلامت همراه در این حوزه، می­توان تلاش کرد تا اپلیکیشن ها بیش از گذشته هوشمند شوند.

مهدی شهرکی، سیمین قادری،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پزشکان به‌عنوان منابع و سرمایه‌های انسانی یکی از اجزای اصلی ارایه خدمات سلامت هستند. عدم تعادل عرضه و تقاضای آن‌ها به‌طور مستقیم بر وضعیت سلامت و اقتصاد جامعه تأثیرگذار است؛ بنابراین هدف این مطالعه، برآورد و پیش‌بینی عرضه و تقاضای پزشکان شاغل در دانشگاههای علوم پزشکی ایران است.
روش بررسی: مطالعه ­ی توصیفی-تحلیلی و کاربردی حاضر در سطح ملی برای ایران و در سال‌های ۹۶-۱۳۷۰ انجام شد. جامعه آماری، پزشکان شاغل در دانشگاههای علوم پزشکی ایران بود. برای برآورد و پیش‌بینی عرضه پزشک از روش آریما و برای تقاضای پزشک از روش‌ اقتصادسنجی تصحیح خطای برداری استفاده شد. داده‌ها از نوع سری زمانی سالانه بودند که از سالنامه‌های آماری مرکز آمار ایران و پایگاه داده‌ای بانک جهانی استخراج شدند. برای تخمین مدل‌ها از نرم‌افزار Eviews ۱۰ استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تقاضای پزشک در ایران متأثر از تولید ناخالص داخلی، ساختار سنی و تعداد تخت‌های بیمارستانی است و با توجه به نتایج پیش‌بینی عرضه و تقاضای پزشک در سال‌های ۱۴۱۰-۱۳۹۷ با کمبود پزشک مواجه خواهیم بود.
نتیجه‌گیری: در سال‌های آینده، ایران با کمبود پزشک روبرو خواهد شد. لذا پیشنهاد می‌شود که سیاست‌های ترکیبی جهت افزایش ظرفیت پذیرش پزشک در دانشگاه‌های پزشکی و افزایش مشوق‌های قوی برای حفظ پزشکان و جلوگیری از مهاجرت آن‌ها اتخاذ شود.

رضا دهقان، حمیده رشادت جو، کامبیز طالبی، حسین درگاهی،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: گردشگری سلامت یکی از اشکال مهم گردشگری در ایران است. ایران دارای نقاط قوت بسیاری در زمینه‌ی گردشگری سلامت است. همچنین چالش‌هایی مانند ناهماهنگی نظام ارتباطات و اطلاعات در زمینه‌ی گردشگری سلامت و شیوع بیماری کرونا مطرح است. ازآنجاکه حجم ناشناخته‌ها در مورد کووید ۱۹ قابل‌توجه است، نیاز به تعیین استراتژی‌های موثر برای کنترل پیامدها و کاهش اثرات اقتصادی و اجتماعی این ویروس در همه صنایع به‌خصوص صنعت گردشگری سلامت محسوس بود. 
روش بررسی: در این مطالعه‌ی مرور نظام‌مند، ۵۰۰ مقاله‌ی منتشر شده در سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ بررسی گردید. در قسمت مصاحبه‌های جمعی نیز از دیدگاه‌های متخصصان صنعت گردشگری سلامت که در فرایند برگزاری ۸ رویداد علمی در ایران، ترکیه و عمان حضور داشتند و از مدل Strengths, Weaknesses, Opportunities and  Challenges)SWOC  Analysis)(قوت‌ها، ضعف‌ها، فرصت‌ها و چالش‌ها) و نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد.   
یافته‌ها: نتایج نشان داد که استراتژی منتخب شامل دو استراتژی تدافعی و رقابتی بود. این تحقیق بیانگر این است که نقاط قوت صنعت گردشگری سلامت بر نقاط ضعف غلبه دارد و فرصت‌های توسعه بیش از چالش‌های موجود است. همچنین استراتژی حفظ و نگهداری بهترین راهبرد حمایت از گردشگری سلامت در شرایط موجود در ایران است. 
نتیجه‌گیری: باید طراحی و تدوین سند جامع دیپلماسی گردشگری سلامت ایران، تدوین برنامه راهبردی توسعه‌ی گردشگری سلامت، ایجاد سازمان مستقل گردشگری سلامت ایران، توسعه‌ی سلامت الکترونیک در حوزه‌ی گردشگری، طراحی نظام بیمه گردشگری سلامت و ... با هدف رسوخ در بازارهای فعلی و ایجاد بازارهای جدید خارجی در اولویت کاری سیاست‌گذاران صنعت گردشگری سلامت ایران قرار گیرد. 

نیلوفر محمد زاده، سید هادی سجادی، سید حسن سجادی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: شبکه‌های اجتماعی که داده‌های سلامت را در اختیار کاربران قرار می‌دهد، نه تنها منجر به آموزش آن‌ها می‌شود بلکه باعث می‌شود تا در فرایند تصمیم‌گیری درباره‌ی سلامت خود نقش فعال داشته باشند. شبکه‌های اجتماعی حوزه سلامت علاوه بر ابزاری مناسب برای ارتباط بهتر بیمار با ارایه‌دهندگان خدمات بهداشتی درمانی، می‌تواند نقش موثری در ارتباط بیماران مشابه با یکدیگر برای دریافت حمایت های اجتماعی داشته باشد. شبکه‌های اجتماعی یکی از بزرگترین آثار وب ۲‌ می‌باشد که ارتباط میان افراد را تسهیل می‌کند.گسترش شبکه‌های اجتماعی استفاده از آن‌ها در حوزه‌ی سلامت همچنان در سطوح اولیه خود قرار دارد. برای پیاده‌سازی یک سیستم اطلاعاتی ابتدا نیاز است تا شناخت، طراحی و مدل‌سازی فرآیندهای مربوط به آن انجام پذیرد. هدف اصلی این مطالعه ارایه مستندات فنی برای توسعه‌ی شبکه‌های اجتماعی در حوزه‌ی سلامت به‌منظور تسهیل توسعه‌های آتی می‌باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به دلیل مرور متون، از نوع توصیفی و همچنین به علت وجود ابعاد فناورانه در مدل‌سازی به‌کار برده شده از نوع توسعه‌ای است. در مطالعه‌ی حاضر ابتدا ویژگی‌های استخراج شده پس از ارزیابی توسط متخصصان تایید شدند. سپس باتوجه به ویژگی‌های مذکور، مدل‌سازی شبکه در سه سطح داده ای، کارکردی و فرایندی انجام شد. بر اساس مدل‌سازی‌های انجام شده، یک پروتوتایپ طراحی شد و مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافته‌ها: در این پژوهش مستندات فنی برای توسعه‌ی شبکه‌های اجتماعی در حوزه سلامت در ۳ محور مدل‌سازی داده‌ای، مدل سازی کارکردی و مدل سازی فرایندی تهیه شد. در ارزیابی کاربردپذیری مبتنی بر اصول ده‌گانه‌ی Nielsen، پروتوتایپ ایجاد شده بر مبنای مدل‌سازی‌ها ارزیابی گردید. در نهایت تعداد مشکلات در هرکدام از موارد مدل Nielsen مشخص شد. مورد«وضوح وضعیت سیستم» با ۳۱/۲۶ و «سازگاری و استاندارد‌ها» با ۲۷/۵ به‌ترتیب با بیشترین و کمترین مشکل همراه بودند.
نتیجه‌گیری: نیاز روزافزون و گسترش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، بستر مناسبی را برای استفاده از این ابزار در حوزه‌ی سلامت و بهره‌برداری از مزایای آن ایجاد کرده است. مطالعه‌ی حاضر با تمرکز بر ارایه مستندات فنی برای توسعه‌ی شبکه‌های اجتماعی سلامت و برای تسهیل توسعه شبکه‌های اجتماعی در حوزه‌ی سلامت انجام شده است.

فایزه مهدیزاده، فاطمه مهدیزاده، مریم تاتاری، مصطفی شیخ الطایفه،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دانشجویان علوم پزشکی به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه ارایه‌‌دهنده‌‌ی خدمات سلامت باید بتوانند با تلفیق مهارت‌های فنی و دانش حرفه‌ای خود مشکلات بیماران را تشخیص دهند و با به‌کارگیری آن گامی بزرگ در جهت کاهش خطا و افزایش کیفیت مراقبت بردارند. به همین دلیل مطالعه ای با هدف بررسی ارتباط سواد سلامت و سواد رایانه‌ای در بین دانشجویان علوم پزشکی تربت حیدریه در سال ۱۳۹۷ انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه‌ی مقطعی با رویکردی توصیفی-تحلیلی در نیمه اول سال ۱۳۹۷ روی ۲۰۱ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تربت حیدریه که با روش نمونه‌‌گیری چندمرحله‌‌ای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از پرسش‌‌نامه‌ی سواد سلامت بزرگسالان ایرانی و پرسش‌‌نامه‌ی سواد رایانه‌ای جمع آوری شد. سپس داده‌ها با کمک نرم‌‌افزار SPSS  و با به‌کارگیری آمار توصیفی و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در این مطالعه ۱۷۵ نفر از شرکت‌‌کنندگان(۸۷/۱%) خانم و بقیه آقا بودند. میانگین و انحراف معیار سن ۱/۳۰±۲۱/۵۲ و معدل ۰/۹۹±۱۷/۱۱ می باشد. نتایج حاصل از رگرسیون خطی چندمتغیره نشان می‌‌دهد که ابعاد متغیر سواد رایانه‌ای می‌تواند تا ۶۳ درصد تغییرات نمره سواد سلامت دانشجویان را پیش‌‌بینی نماید. نتایج نشان داد که ابعاد مهارت پایه، فراوانی استفاده از رایانه و خودارزیابی مهارت کار با ویندوز ارتباط معناداری با سواد سلامت دانشجویان دارند(۰/۰۵>P). 
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه، پیشنهاد می‌‌شود که تمهیدات لازم جهت افزایش سواد رایانه‌ای دانشجویان با برگزاری کارگاه‌‌ها و بروزرسانی محتوای درسی در دانشگاه‌ها صورت گیرد، تا گامی در جهت افزایش سواد رایانه‌ای و به تبع آن افزایش سواد سلامت دانشجویان برداشته شود.

شراره میرسعیدی فراهانی، احمد ودادی، علی رضائیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: با عنایت به اهمیت و جایگاه  بخش سلامت در جامعه و با توجه به این¬که این روزها در دوران انقلاب صنعتی چهارم، از یک سو با اشاعه‌ی فناوری‌های نوین(هوشمند) درحوزه‌های مختلف روبرو بوده و از سویی دیگر با ادغام مراقبت‌های بهداشتی-درمانی و فناوری به‌عنوان یک تحول بزرگ دراین مسیر مواجه هستیم، استفاده از فناوری‌های هوشمند می تواند بسیاری از محدودیت‌های حوزه سلامت را برطرف سازد. هدف از انجام پژوهش حاضر، ارایه مدلی مناسب به منظور استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت کشور ایران می باشد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مطالعات کیفی و مبتنی بر رویکرد تحلیل مضمون در سال ۱۳۹۹ انجام شد، و برای استخراج داده‌ها، از بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش و مصاحبه با خبرگان استفاده گردید، که در آن ۱۵ نفر از خبرگان براساس نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا اشباع کامل ادامه پیدا کرد. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی عمیق نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. پیاده سازی مصاحبه‌ها در نرم افزار MAXQDA انجام شده و سپس تجزیه و تحلیل شد و در نهایت مدل کیفی ارایه گردید.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های این پژوهش، ۲۰۲ کد باز استخراج شد و ۲۳ مضمون پایه(ساب تم) برای طراحی مدل استقرار خدمات هوشمند در بخش سلامت ایران شناسایی گردید که به هفت مضمون سازمان دهنده(تم اصلی) شامل «برنامه ریزی استقرار»، «مدیریت اجرا»، «سازمان کار»، «آمادگی ملی»، «فراهم‌سازی زمینه‌ها»، «تمهیدات سازمانی» و «مدیریت مقاومت» دسته‌بندی شد. سپس با توجه به مضامین فوق مدل مضمونی ارایه گردید که از برازش مناسبی برخوردار است(۰/۹۳۴ :IFI؛ ۰/۹۵۹ :NFI؛ ۰/۰۸۰ :RMSEA).
نتیجه گیری: ارایه مدل استقرار سلامت هوشمند و به‌کارگیری فناوری‌های فوق به ارتقای کیفیت ارایه خدمات درمانی، بهبود دسترسی به این خدمات، کاهش هزینه‌ها و در نتیجه ارتقای سلامت جامعه کمک چشمگیری می‌نماید. 

حسین درگاهی، فاروق نعمانی، محمدرحیم قهستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آگاهی کافی مدیران در زمینه‌‌ی قوانین و مقررات و موازین حقوقی مرتبط با نظام سلامت موجب عملکرد مطلوب آنها در سازمان ها می‌شود. لذا این پژوهش با هدف تعیین میزان آگاهی مدیران ارشد از موازین، قوانین و مقررات‌ حقوقی مرتبط با نظام سلامت در دانشگاه‌علوم‌ پزشکی تهران انجام‌شده‌است.
روش‌ بررسی: مطالعه‌‌ی حاضر به‌‌صورت توصیفی-تحلیلی و از نوع مقطعی در سال 1396 انجام شد. نمونه‌‌ی پژوهش شامل مدیران ارشد دانشگاه بود که با روش سرشماری به تعداد 75 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش‌‌نامه‌‌ی محقق‌ساخته بود که روایی‌صوری آن با استفاده از نظرات تعداد 7 نفر از متخصصان و صاحب‌‌نظران رشته‌‌های حقوق پزشکی، و مدیریت خدمات بهداشتی درمانی و پزشکی به تایید رسید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ برابر %89 و روش آزمون-بازآزمون برابر %79 به‌دست آمد. تحلیل داده‌‌ها با بهره برداری از روش‌‌های آمار توصیفی شامل فراوانی مطلق و نسبی و آمار استنباطی شامل آزمون‌‌های همبستگی پیرسون و کا اسکوئر با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته‌ها: سطح آگاهی مدیران مورد مطالعه در اکثر حیطه‌‌های قانونی و موازین حقوقی مرتبط به نظام سلامت زیرمتوسط بود. بین سطح آگاهی از حیطه‌‌های تشکیلاتی، مالی و معاملاتی، و اداری و استخدامی مدیران با گذراندن دوره‌‌های آموزشی مرتبط ارتباط معکوس و معنی‌‌داری وجود داشت(0/01=P و 0/04=P). 
نتیجه‌گیری: سطح آگاهی مدیران ارشد دانشگاه علوم پزشکی تهران در حیطه‌‌های سه‌‌گانه‌‌ی قوانین و مقررات و موازین حقوقی، مالی، تشکیلاتی و اداری در سطح متوسط و متوسط روبه پایین قرار دارد. انجام تمهیدات لازم همچون برگزاری دوره‌‌‌های آموزشی با روش‌‌های جدید مانند شبیه‌سازی، سناریونویسی، موردنگاری و تجربه‌نگاری و استفاده از فناوری‌های جدید مانند مدیریت دانش هیبریدی و یکپارچه‌سازی فناوری‌ به منظور ارتقای آگاهی مدیران پیشنهاد می شود. هم‌‌چنین ایجاد نظام شایستگی راهبردی مدیران در سطوح مهارت‌‌های عمومی و اختصاصی همراه با آموزش های مستمر و نظارت بر پاسخ‌‌گویی و بازخوردهای ارایه شده در فرایندهای مدیریتی، انجام اصلاحات آتی را تضمین خواهد کرد. 

علیرضا حیدریان نایینی، قهرمان محمودی عالمی، جمشید یزدانی چراتی،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر، اصلاحات نظام سلامت ایران در قالب طرح پزشک خانواده در حال انجام است. از این‌رو اصلاح و ارتقای ساختارهای لازم جهت این امر متناسب با اهداف، بیش از گذشته احساس می‌شود. در مطالعه‌ی حاضر تلاش گردید تا به کلیه ساختارهای اجرایی لازم جهت دستیابی به خدمات با کیفیت در حوزه‌ی پزشکی خانواده که حاصل تجربیات سایر کشورهاست، پرداخته شود. از این رو مقالات حاوی این تجربیات در کشورهای مختلف دنیا که در طی بیست سال اخیر منتشر شده است، جمع‌بندی گردید.
روش بررسی: این مقاله یک مطالعه‌ی مروری نظام‌مند می‌باشد. فهرست کاملی از مولفه‌های اجرایی مورداستفاده در کشورها، از ۱۵ پایگاه داده‌ای الکترونیکی از جمله Pubmed ،ISI ،Springer ،Science Direct با کلیدواژه‌های(پزشک خانواده، کیفیت خدمات) جستجو گردید و ارزیابی کیفی مقالات با استفاده از چک لیست CASP انجام شد.
یافته‌ها: طی بررسی ۶۵ مورد مقاله‌ی گزینش شده، مولفه‌های اجرایی مورد استفاده در کشورهای مختلف، استخراج و طبقه‌بندی گردید. ارتباطات آنها با ابعاد کیفیت بر اساس نتایج مطالعات انجام شد. نتایج نشان داد که جهت دستیابی به کیفیت خدمات در حوزه پزشکی خانواده می‌بایست هشت ساختار مهم اجرایی را مدنظر قرار داد. این ساختارها عبارتند از: ساختارهای سازمانی و مدیریتی که شامل: درگاه‌داری نظام سلامت، مکانیسم‌های حمایتی از درگاه‌داری و نظام ارجاع و همچنین بستر ارتباطی نظام‌مند، خدمات سلامت الکترونیک و فرایندهای ارایه خدمت می‌باشد؛ ساختار بیمه‌ای، ساختار نظارتی و کنترل اعم از مکانیسم‌های کنترل مالی، کنترل رقابتی و کنترل کمی؛ ساختار پرداخت؛ ساختار توسعه کمی و کیفی ارایه‌دهندگان خدمات؛ ساختار کیفیت که شامل: تعریف و ارزیابی کیفیت و مکانیسم‌های پاسخ‌گویی و همچنین مکانیسم‌های تشویقی در قبال کیفیت خدمات؛ ساختار حمایتی از جمله حمایت‌های بیمه‌ای، حمایت طبقه‌بندی شده از گروه‌های خاص؛ و نهایتاً ساختار فرهنگی در دو حوزه‌ی فرهنگ‌سازی نظام ارجاع و تقویت جایگاه پزشکان خانواده.
نتیجه‌گیری: در شرایط فعلی، با توجه به ضرورت پیاده‌سازی نظام پزشک خانواده در کشور، استفاده از تجربیات سایر کشورها در جهت دستیابی به خدمات باکیفیت در این حوزه، برای اصلاح و پیاده سازی ساختارهای لازم بسیار کمک‌کننده خواهد بود.


هاله محمدی‌ها، غلامرضا معمارزاده، پرهام عظیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: نظام‌های سلامت نقش مهمی در بهبود و افزایش امید به زندگی داشته اند .با وجود این، شکاف بزرگی بین توان بالقوه نظام‌های سلامت و عملکرد کنونی آن وجود دارد که بسیاری از آن‌ها به مسایل مربوط به حکمرانی برمی گردد. هدف از انجام این تحقیق، ارایه الگوی ارتقای حکمرانی نظام سلامت کشور است. 
روش بررسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی-توسعه ای است. پس از بررسی مبانی نظری و تحقیقات پیشین، راهبردهای حکمرانی نظام سلامت شناسایی شدند. سپس با بهره‌گیری از روش دلفی فازی و نظرخواهی از ۱۳ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی که به صورت هدفمند انتخاب شدند، مدل تحقیق طراحی شد. نهایتا، به منظور اعتبارسنجی مدل، از ۱۶۹ نفر از مدیران و متخصصان بخش های نظام سلامت در شهرستان تهران با ابزار پرسش‌نامه نظرخواهی شد و داده‌های حاصل با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار SmartPLS تجزیه و تحلیل گردید. در این مرحله، حجم نمونه با روش کوکران محاسبه شد و روش نمونه‌گیری از نوع نمونه دردسترس بود. 
یافته‌ها: براساس یافته‌های تحقیق، به منظور ارتقای حکمرانی سلامت، ۱۰ راهبرد اصلی و ۵۸ راهبرد فرعی باید مدنظر قرار گیرد. راهبردهای شناسایی شده شامل جهت‌گیری استراتژیک، مدیریت بهینه منابع مالی، توسعه مشارکت ذینفعان، توسعه منابع دانشی، ارتقای سلامت اداری، توسعه‌ی دانش فنی، ارزش‌مداری و اخلاقی‌گرایی، توسعه‌ی بستر اجرایی و عملیاتی، مدیریت ظرفیت ارایه خدمات و تولیت متوازن و یکپارچه است. همچنین، ضریب تعیین برای متغیر پیامدها ۰/۵۴۹ و شدت اثر عوامل مداخله‌گر/تسهیل‌کننده و زمینه‌ای بر راهبردهای حکمرانی به‌ترتیب برابر با ۰/۶۱۰ و ۰/۵۳۳ است. 
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که حکمرانی نظام سلامت پدیده‌ای چندوجهی و پیچیده است و به منظور ارتقای آن باید ‏مجموعه‌ای از راهبردها اجرا شوند. ضمنا، پیشنهاد می‌گردد که با توجه به مسایل و تهدیدهای پیش‌روی نظام سلامت، به منظور حرکت به سمت الگوی حکمرانی پیشنهادی در تحقیق حاضر، نقشه‌ی راه و برنامه‌ی بلندمدت تدوین گردد.

امل حویزئی، ژیلا نجف پور، مهرداد شریفی، منصور ظهیری،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد روز افزون توجه به سلامتی دانش آموزان، سازمان بهداشت جهانی را بر آن داشت تا در چند دهه اخیر به توسعه‌ی طرح‌های سلامت مدرسه محور اقدام نماید. مهم ترین طرحی که با استقبال جهانی روبرو شده و در ایران هم نزدیک به یک دهه است که با همکاری وزارتخانه‌های بهداشت و آموزش و پرورش در حال اجراست، برنامه‌ی«مدرسه مروج سلامت» می‌باشد. این پژوهش با هدف ارزیابی اجرای برنامه‌ی مذکور در ناحیه یک آموزش و پرورش شهر اهواز انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع پژوهش کیفی بود. اطلاعات با روش مصاحبه‌ی نیمه‌ساختارمند جمع‌آوری شد. جامعه‌ی پژوهش را کارشناسان بهداشت مدارس معاونت بهداشت و مرکز بهداشت غرب و ناحیه یک آموزش و پرورش اهواز، مدیران و کارشناسان بهداشت مقیم در مدارس مروج سلامت تشکیل دادند(۲۲ نفر). نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و مصاحبه‌ها تا زمان عدم دستیابی به داده‌ی جدید ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل محتوا انجام شد. 
یافته‌ها: اغلب اجزای برنامه‌ی«مدارس مروج سلامت» در سطح آموزش و پرورش ناحیه یک اهواز به شکل مطلوب اجرا نشده است. موانع عمده‌ی این برنامه در قالب ۵ موضوع اصلی و۴۷ موضوع فرعی طبقه بندی شد. موضوعات اصلی شامل ضعف در تولیت، سیاست‌گذاری و قوانین؛ ضعف انگیزشی، نگرشی و آگاهی مدیران و کارشناسان؛ ضعف در منابع و زیرساخت‌ها؛ ضعف در اجرای برنامه؛ و نظام ارزشیابی نامناسب بود. بر اساس یافته‌ها، از مهم‌ترین دلایل اجرای ناموفق این طرح: نبود شفافیت وظایف بین معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی و سازمان آموزش و پرورش، نارضایتی شغلی کارشناسان بهداشت در مدارس، اولویت نداشتن اجرای برنامه از سوی آموزش و پرورش، تخصیص ناکافی بودجه مصوب، نبود همکاری بین بخشی در سطح سازمان‌های متولی و سهل انگاری در ارزیابی برنامه می‌باشند.
نتیجه‌گیری: عمده‌ترین چالش در برنامه‌ی«مدارس مروج سلامت»، وجود موانع اجرایی است که استقرار این برنامه را نسبتاً غیراثربخش نموده است. تعامل جدی و متعهدانه متولیان دو وزارت ذیربط و حوزه‌های استانی و شهرستانی متناظر آنها، می‌تواند زمینه‌ی اجرا و استقرار این برنامه‌ی ارزشمند را فراهم آورد. بازنگری در ساختار و تشکیلات اجرایی این برنامه نیز ضروری است.

مرجان قاضی سعیدی، مژگان تنهاپور،
دوره 15، شماره 5 - ( 11-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دوراپزشکی امکان ارایه خدمات پزشکی را از راه دور فراهم می‌آورد. پیاده‌سازی این فناوری اغلب با مشکلاتی روبه‌روست. هدف این مطالعه بررسی حوزه‌های پرکاربرد خدمات دوراپزشکی در کشور ایران و سایر کشورهای توسعه‌یافته و همچنین بررسی چالش‌های قانونی، مالی و حریم خصوصی دوراپزشکی در این کشورها و به‌طور ویژه در عصر اپیدمی کووید-۱۹ است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی مروری است. مطالعات و منابع الکترونیکی از پایگاه‌داده‌های علمی PubMed، Scopus، SID، Magiran، وب‌سایت وزارت بهداشت جمهوری اسلامی ایران و وب‌سایت‌های مرتبط بازیابی شدند. در نهایت منابع مرتبط با توجه به هدف مطالعه توسط محققان انتخاب و خلاصه‌ای از نتایج آنها در این مطالعه ارایه شد. 
یافته‌ها: از پرکاربردترین خدمات دوراپزشکی می‌توان به حوزه‌های بالینی رادیولوژی، روانپزشکی و قلب و عروق برای تعامل با بیماران و حوزه‌های اورژانس، پاتولوژی و رادیولوژی برای برقراری ارتباط مختصصان باهم اشاره کرد. در کشور ایران مشاوره از راه دور پرکاربردترین حوزه‌ی دوراپزشکی است. در برنامه‌ی توسعه‌ی کشور قوانینی محدود در حمایت از ارایه خدمات مراقبت بهداشتی الکترونیک و دوراپزشکی وجود دارد مانند ماده ۷۴ از بخش ۱۴ برنامه توسعه. همچنین از نظر حفظ حریم خصوصی بیماران قوانین قابل استناد محدودی وجود دارند. در هر یک از کشورهای اروپایی اگرچه مجموعه راهنماهایی درمورد وب‌سایت‌های سلامت، سلامت همراه، تبادل اطلاعات بین مرزی و غیره وجود دارد اما قوانین یکپارچه‌ای جهت ارایه خدمات دوراپزشکی وجود ندارد. HIPAA در آمریکا و GDPR در اروپا از جمله قوانین حریم خصوصی در کشورهای توسعه یافته هستند. در قاره آمریکا محدودیت‌هایی برای بازپرداخت خدمات دوراپزشکی مانند استفاده از مدل پرداخت به‌ازای خدمت درنظر گرفته شده است؛ اما هزینه‌ها معمولاً کمتر از هزینه‌های درمان حضوری بیمار هستند.  
نتیجه‌گیری: استفاده از خدمات دوراپزشکی در عصر حاضر باتوجه به شیوع اپیدمی‌هایی مانند کووید-۱۹ به یک الزام تبدیل شده است. به‌منظور توسعه‌ی خدمات دوراپزشکی در کشور ایران براساس تجربه کشورهای توسعه یافته لازم است ابعاد قانونی، مالی و حریم خصوصی از جمله ایجاد قوانینی صریح درمورد تعیین حقوق بیماران و فراهم‌کنندگان مراقبت، راهنماهایی مدون جهت ارایه این خدمات در حوزه‌های مختلف بالینی مانند قالب‌های ساختارمند برای مشاوره از راه دور و قوانین صریح در حوزه‌ی حریم خصوصی مورد ملاحظه قرار گیرند.  


صفحه 4 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb