جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي

صدیقه حنانی، پارسا فرمهین فراهانی، فردین امیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش‌های معمول برای کسب دانش و مهارت دانشجویان رشته اتاق‌عمل، جهت ایفای نقش به‌عنوان فرد اسکراب و سیار، به‌ویژه در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی، کافی نیست. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر طراحی، اجرا و ارزشیابی پروتکل قبل، حین و بعد از عمل جراحی ویپل و تأثیر آن بر دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان رشته اتاق‌عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعه‌ای نیمه‌تجربی از نوع قبل و بعد از مداخله بود که طی آن ۵۰ نفر از دانشجویان ترم پنجم و هفتم مقطع کارشناسی رشته اتاق‌عمل‌ انتخاب شده و با استفاده از پروتکل طراحی شده، آموزش داده شدند. محتوای پروتکل، شامل جدیدترین اصول تکنولوژی جراحی ویپل در زمینه آناتومی جراحی، بیماری‌شناسی دستگاه گوارش و پانکراس، اقدامات تشخیصی و آمادگی‌های قبل از عمل جراحی ویپل، فرایند عمل جراحی ویپل و مرحله‌ی پس از عمل جراحی و دوره ریکاوری جراحی ویپل بود. قبل و بعد از آموزش، میزان دانش، نگرش و مهارت‌های بالینی دانشجویان با استفاده از پرسش‌نامه و چک لیست مشاهده‌ای، ارزیابی و مقایسه شد. داده‌ها با استفاده از آزمون پارامتری تی زوجی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و آزمون تحلیل کوواریانس در نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان داد که بعد از به‌کارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده، دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان اتاق‌عمل افزایش یافته است. یعنی به‌کارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده بر میزان دانش، نگرش و به‌ویژه مهارت‌های بالینی دانشجویان موثر بود. به طوری‌که اختلاف معنادار آماری در میانگین نمره آزمون دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان قبل و بعد از آموزش مشاهده شد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، طراحی و به‌کارگیری پروتکل‌های آموزشی، شیوه‌ای مؤثر در فرایند آموزش و ارزشیابی میزان دانش، نگرش و مهارت‌های بالینی دانشجویان در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی مانند عمل جراحی ویپل می‌باشد. ازاین‌رو به‌کارگیری پروتکل‌های آموزشی طراحی شده در فرایند آموزش دانشجویان، به کلیه استادان و مسئولان آموزشی رشته اتاق‌عمل توصیه می‌شود.

فاطمه صوفی آبادی، علیرضا شهرکی، محبعلی رهدار،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به حساسیت بالای حوزه پزشکی، یک اشتباه می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری به جامعه انسانی وارد نماید. بدین‌منظور، یافتن علایم بیماری و روابط بین آن‌ها جهت تسهیل در امر بهبود بیماری‌ها امری اجتناب‌ناپذیر است. از این‌رو هدف پژوهش حاضر ابتدا شناسایی علایم بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ توسط متخصصان، سپس تعیین ارتباط بین علایم و میزان تأثیر آن‌ها بر یکدیگر بوده تا مهم‌ترین معیار در بهبود بیماری مشخص شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نقطه نظر هدف، از نوع توسعه‌ای-کاربردی و از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. مطالعه موردی پژوهش حاضر اختلالات ستون فقرات است که بر اساس نظر خبرگان، بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ یکی از آن‌ها تشخیص داده شده است. بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱، یک اختلال ژنتیکی است که سبب ایجاد تومور در بافت عصبی می‌شود. درهمین‌راستا، در پژوهش حاضر، ابتدا معیارها که علایم بیماری هستند، با استفاده از نظر گروهی از متخصصان و پیاده‌سازی روش دلفی فازی تعیین شده است. در مرحله بعد مدلی برای روابط علی و معلولی بین علایم بیماری ارایه شده است. برای این منظور با استفاده از نرم‌افزارهای MATLAB، FCMapper و Pajek، نقشه شناختی فازی رسم شده، سپس برای بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ سناریوهای رو به عقب و رو به جلو ارایه شده و سناریوی بهبود بیماری تعیین شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داده است که به‌ترتیب تغییرات هورمونی، لکه‌های صاف قهوه‌ای روی پوست، کک و مک‌ها در ناحیه زیر بغل و کشاله ران، برآمدگی‌های نرم رو یا زیرپوست، فشار خون بالا، مشکلات تنفسی، برآمدگی‌های روی عنبیه چشم(ندول‌های لیش)، تومور در عصب بینایی-گلیومای چشمی، قد کوتاه، تغییر شکل استخوان، ناتوانی‌های یادگیری-اختلال بیش فعالی یا کمبود توجه(ADHD) و اندازه سر بزرگ‌تر از حد متوسط رتبه اول تا دوازدهم را به خود اختصاص داده‌اند. روابط علت و معلولی بین علایم نشان داد که معیار تغییرات هورمونی بیشترین تأثیر را بر معیار کک و مک‌ها در ناحیه زیر بغل یا کشاله ران دارد؛ بنابراین در صورت بهبود معیار تغییرات هورمونی بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ نیز بهبود داده می‌شود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این تحقیق به جامعه پزشکی کمک کرده تا درک بهتری از علایم بیماری داشته باشند تا پزشکان بتوانند بر اساس میزان اهمیت علایم بیماری‌ها، توصیه‌های پیشگیری و مراقبت خود را بهبود دهند.

محمدرضا اصغریان، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بخش اورژانس بیمارستان، یکی از ورودی‌های اصلی آن حساب می‌شود؛ که مراقبت‌های بهداشتی و درمانی را برای بیماران بحرانی و غیربحرانی فراهم آورده است و با محدودیت‌های بهداشتی و درمانی مختلفی مواجه است اما همواره تأکید اصلی بر روی محدودیت منابع است. بسیاری از پروژه‌های شبیه‌سازی در بیمارستان‌ها و ابتدا در بخش‌های اورژانس با هدف افزایش بهره‌وری اجرا شدند. تحقیق حاضر، یک تشریح کلی برای جریان حرکت و مدت اقامت بیمار در بخش اورژانس بیمارستان تخصصی منتخب در شهرستان زاهدان است. هدف تحقیق فعلی، پیشگیری از پیچیدگی‌های مراقبتی، کاهش زمان انتظار و مدت اقامت بیمار در بخش اورژانس، ارایه‌ی مدل شبیه‌سازی و بهبود آن بر اساس شبیه‌سازی گسسته‌پیشامد است.
روش بررسی: با استفاده از بانک اطلاعات سامانه‌ی بخش اورژانس بر اساس داده‌های مورد نیاز و همچنین از طریق مشاهده‌ی حضوری داده‌های مربوط به مدت اقامت بیمار در بخش اورژانس، شامل زمان ورود، زمان انتظار، نوع خدمات ارایه شده به بیمار، زمان خدمت‌دهی و زمان خروج، جمع‌آوری شدند و به‌وسیله‌ی کارشناسان مرتبط با همین حوزه، بررسی و تأیید گردید تا از بالاترین میزان روایی با واقعیات برخوردار باشد. داده‌ها در نرم‌افزار Excel طراحی شدند و سپس تحلیل داده‌ها و ایجاد مدل شبیه‌سازی با استفاده از نرم‌افزار Aren V14 انجام شد و براساس نتایج حاصله تأثیر راه‌حل‌های پیشنهادی ارزیابی شد.
یافته‌ها: یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که بیشترین صف ایجاد شده در بخش اورژانس بیمارستان تخصصی منتخب در شهرستان زاهدان، مربوط به معاینه‌ی پزشکی و آزمایشات تکمیلی است. با اجرای مدل شبیه‌سازی و آزمایش راه‌حل‌های مختلف، راه‌حل 3 یعنی افزودن یک پرستار به مشاوره‌ی پرستاری و یک کارشناس به رادیولوژی، دارای بیشترین پیامد بهینه‌ساز بر روی عملکرد سیستم در سطوح مختلف فرآیند پذیرش بیمار است و هزینه‌ی اجرای آن نیز بیش از راه‌حل‌های 1 و 2 است. این راه‌حل، یک کاهش 14 درصدی در عملکرد میانگین مدت اقامت و یک کاهش 28 درصدی برای میانگین مدت زمان آزمایش‌های تکمیلی ایجاد نمود.
نتیجه‌گیری: به‌کارگیری مدل‌های صف و تکنیک‌های شبیه‌سازی باعث بهبود عملکرد سیستم می‌شوند و اجرای آن‌ها اثرات قابل توجهی بر روی کاهش زمان انتظار و مدت اقامت بیماران در بخش اورژانس، افزایش سطح کیفی فرآیند نظارت بر بیماران، مدیریت بهینه‌ی منابع و افزایش بهره‌وری به‌همراه دارد.

دکتر مازیار کرمعلی، آزاده سلیمانی نژاد، پیرحسین کولیوند، رضا دهخدایی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: جمعیت هلال‌احمر ایران، در بین جمعیت‌های صلیب‌سرخ و هلال‌احمر به‌عنوان یکی از ده جمعیت قدرتمند جهان در پاسخ‌گویی به سوانح و حوادث شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر، ترسیم الگوی مسایل پژوهشی هلال احمر ایران با مطالعه‌ی برون‌دادهای علمی طی سال‌های گذشته است.
روش بررسی: پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد علم‌سنجی و تحلیل کتاب‌سنجی است که از فنون مصورسازی شبکه‌های رخدادی و تحلیل هم‌واژگانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پژوهش‌های انجام شده‌ی جمعیت هلال‌احمر ایران و مقالات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس از دهه ۹۰ میلادی تاکنون بود. از تحلیل هم‌واژگانی عناوین پژوهشی انجام شده در سازمان و اطلاعات چکیده مقالات و تکنیک‌های مصور‌سازی داده‌ها با نرم‌افزارهای VOSviewer، NVIVO، WourdCloud و iThoughts استفاده شد.
یافته‌ها: روند انتشار برون‌داد‌های پژوهشی صعودی بوده است. تجزیه و تحلیل برون‌دادها نشان داد دانشگاه علوم پزشکی شیراز بیشترین برون‌داد و مرکز تحقیقات گوارش و کبد و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کم‌ترین برون‌داد را از میان ۱۰ موسسه پرکار داشته‌اند. همچنین مجله Iranian Red Crescent Medical Journal بیشترین برون‌داد را داشت و از میان موضوعات مرتبط با برون‌دادها حوزه پزشکی در رتبه‌ی اول و حوزه چندرشته‌ای در پایین‌ترین رتبه قرار داشتند. از میان واژگان پرکاربرد نیز«انسان» در رتبه‌ی اول قرار داشت. شناسایی و ترسیم نقشه مسایل پژوهشی نشان داد که موضوعات پژوهشی این سازمان در ۹ حوزه اصلی قابل دسته‌بندی است که در این میان امداد و نجات با ۴/۲۱% در رتبه اول و فناوری و نوآوری با ۶/۴% در پایین‌ترین رتبه قرار داشت.
نتیجه‌گیری: بررسی برون‌دادهای علمی و پژوهشی هلال‌احمر ایران بیانگر گستردگی و تنوع مسایل پژوهشی در حوزه‌های موضوعی مطرح شده است. وضعیت پژوهش‌های انجام شده در نقشه‌ی مسایل هلال‌احمر ایران با مقایسه‌ی ابر کلیدواژگان نشان داد که عملکرد پژوهشی این سازمان در زمینه‌های خدمات سلامت، امداد و نجات و آموزش بیشتر است. با توجه به گستردگی مسایل متناسب با ماموریت‌های خود نیاز به رشد متوازن پژوهش‌ها و تولیدات دانشی در سایر محورها دارد.

لیلا کیخا، فاطمه شیخ شعاعی، عبدالاحد نبی اللهی، مهناز خسروی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کتابداران سلامت می‌توانند نقش مهمی در تأمین نیازهای اطلاعاتی تیم مراقبت و درمان و ارتقای کیفیت خدمات پزشکی و درمانی داشته باشند. بالا بردن سواد اطلاعاتی بالینی و استفاده از پزشکی مبتنی بر شواهد در دستیاران چشم‌‎‎پزشکی، به دلیل اهمیت سلامتی بیماران این حوزه و تصمیم‎‌گیری مناسب درباره‌ی وضعیت سلامت افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر مداخله‌ی آموزشی کتابداران بالینی بر مهارت دستیاران چشم‌پزشکی در استفاده از اطلاعات مبتنی بر شواهد در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی نیمه‌تجربی بود. جامعه پژوهش، دستیاران چشم‌پزشکی بیمارستان چشم‎‌پزشکی الزهرا(س) دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در طی سال‎‌های ۱۴۰۲-۱۳۹۹ بودند که از طریق سرشماری انتخاب شدند. در طول یک دوره سه ماهه، ۱۷ جلسه آموزشی به صورت ترکیبی(حضوری و مجازی با استفاده از سامانه نوید) در ارتباط با روش‌های صحیح جستجو از پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف و استفاده مناسب از اطلاعات مبتنی بر شواهد برای ۱۸ دستیار متخصص چشم‌پزشکی برگزار شد. برای جمع‌آوری داده‌ها قبل و بعد از آموزش از پرسش‌نامه‌ی سواد اطلاعات بالینی برگرفته از مطالعات قبلی استفاده شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و آزمون‎‌های آماری ANOVA و ANCOVA جهت مقایسه‌ی نمره‌ی قبل و بعد از آموزش در گروه مداخله استفاده شد.
یافته‌ها: بیشترین میزان دستیاران مشارکت‌کننده(۵۵/۶ درصد) زن بودند. قبل از مداخله ۳۳/۳ درصد از جامعه پژوهش، سطح دانش آنان از پزشکی مبتنی بر شواهد در حد متوسط و زیاد بود. بین سطح کل دانش دستیاران بعد از آموزش با متغیر جنسیت، ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت(۰/۰۵>P-value). آموزش کتابدار بالینی، بر سطح دانش پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، طراحی سوالات بالینی، جستجوی شواهد بالینی، ارزیابی نقادانه‌ی شواهد بالینی و اشاعه اطلاعات پزشکی مبتنی بر شواهد دستیاران مؤثر بوده است(۰/۰۵>P-value).
نتیجه‌گیری: با در نظر گرفتن تأثیر مثبت مداخله‌ی کتابداران بالینی در بالا بردن سطح دانش تصمیم‌گیری بالینی دستیاران چشم‌پزشکی، پیشنهاد می‎‌گردد که کارگاه‎‌ها یا دوره‌های آموزشی پزشکی مبتنی بر شواهد برای دستیاران رشته‌های مختلف با استفاده از روش‌های متنوع آموزشی برگزار شود. علاوه بر این پیشنهاد می‌شود واحد درسی پزشکی مبتنی بر شواهد در برنامه درسی دستیاران گنجانده شود و آموزش به صورت تیمی متشکل از متخصصان کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و متخصصان چشم‌پزشکی انجام شود.

فرزین حلب چی، رضا صفدری، شهربانو پهلوانی نژاد، صهبا کاظمی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی میزان فعالیت بدنی کمتر از ۱۵۰ دقیقه با شدت متوسط یا ۷۵ دقیقه با شدت شدید در هفته برای بزرگسالان را به‌عنوان کم‌تحرکی و فعالیت بدنی کم تعریف می‌کند که یک چالش جهانی جدی شناخته می‌شود و پیامدهای خطرناکی برای سلامت عمومی به‌همراه دارد. آمار جهانی نشان‌می‌دهد که این مشکل در میان بانوان بارزتر است؛ به‌طوری‌که در ایران، ۶۱/۹ درصد از بانوان به‌اندازه‌ی کافی فعالیت بدنی ندارند. پذیرش و گسترش فناوری‌های سلامت همراه نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای این فناوری‌ها در پشتیبانی از خودمراقبتی است و هدف این پژوهش تعیین عناصر داده‌ای لازم برای طراحی یک برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی‌سازی شده‌ی تناسب‌اندام برای بانوان است.
روش بررسی: مطالعه‌ی توصیفی حاضر، در دو مرحله‌ی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر داده‌ای انجام گردید. در مرحله‌ی اول، جهت تعیین عناصر داده‌ای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی سازی شده تناسب‌اندام برای بانوان از مقالات علمی موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی و منابع کتابخانه‌ای استفاده و چک‌لیستی از عناصر داده‌ای تهیه شد. در مرحله‌ی دوم بر اساس چک‌لیست تهیه شده، پرسش‌نامه‌ی طراحی‌شده توسط پژوهشگر ایجاد شد که روایی آن مورد تأیید تیم پژوهش بود و پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ ۹۱/۳% محاسبه شد. 
یافته‌ها: پرسش‌نامه‌ی مذکور در اختیار ۲۰ پزشک گروه پزشکی ورزشی کلینیک مهدی مجتمع بیمارستانی امام‌خمینی(ره) تهران قرارگرفت تا عناصر داده‌ای پیشنهادی از نظر اهمیت، قابلیت اندازه‌گیری و مرتبط‌بودنشان مورد بررسی دقیق قرارگیرند. در مجموع ۴۹ عنصر داده‌ای در ۷ بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بهداشتی، اطلاعات بیماری، عادات رفتاری نامناسب، داده‌های تن‌سنجی، گزارش‌ها و سبک زندگی شناسایی شد. از این تعداد ۴ عنصر به دلیل عدم تطابق با اهداف پژوهش و نمرات پایین اهمیت از مجموعه حذف گردیدند. همچنین، برای تسهیل تحلیل‌های آتی، عناصر باقیمانده در ۶ گروه مجدداً دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه، عناصر کلیدی داده‌ای مورد نیاز برای طراحی و ارایه برنامه‌های ورزشی ویژه بانوان شناسایی و تعیین گردید. این فرایند با هدف ارتقای سطح فعالیت بدنی و پاسخ‌گویی به نیازهای ویژه بانوان انجام شد تا مبنایی علمی و دقیق برای توسعه برنامه‌هایی متناسب با ویژگی‌های جسمانی و روانی این گروه فراهم شود. 

فاطمه نجفی، هومن شهسواری، گلنار قانع، زهرا زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تضمین کیفیت و حفظ ایمنی بیمار در مراقبت‌های پرستاری یکی از چالش‌های اساسی و مهم در حرفه‌ی پرستاری به‌شمار می‌رود. بنابراین وجود یک ابزار بومی و معتبر برای ارزیابی پدیده‌«مراقبت پرستاری از دست‌رفته» می‌تواند به شناسایی اقدامات و شرایطی که منجر به نتایج منفی در مراقبت از بیمار می‌شوند کمک شایانی نماید. بنابراین، هدف از مطالعه‌ی‌ حاضر، بومی‌سازی و روان‌سنجی نسخه‌ی ایرانی ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته می‌باشد.
روش بررسی: ترجمه و تست روان‌سنجی ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته در ۶ مرحله شامل: ترجمه از زبان اصلی به زبان فارسی، مقایسه‌ی دو نسخه‌ی ترجمه شده‌ی ابزار، ترجمه برگشتی، مقایسه‌ی دو نسخه‌ی ترجمه برگشتی و نسخه‌ی زبان اصلی، تست آزمایشی نسخه پیش نهایی در زبان مقصد با نمونه‌ی تک‌زبانه و در نهایت، تحلیل روان‌سنجی کامل نسخه‌ی پیش‌نهایی شامل روایی صوری، محتوا، سازه و پایایی انجام شد. این مراحل در نمونه‌ای شامل ۳۳۰ نفر از پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران به کار گرفته شد.
یافته‌ها: تعداد افراد شرکت‌کننده در مطالعه حاضر ۳۳۰ نفر می‌باشد که بیشتر زن بوده و در شیفت‌‎های چرخشی‌کاری حضور داشتند. نیمی از افراد در محدوده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال قرار داشتند و بیشترین طول مدت اشتغال در حرفه پرستاری مربوط به محدوده بالاتر از ده سال بود(۱۰۰ نفر(۳۰/۳ درصد)). همچنین بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان دارای مدرک لیسانس پرستاری بودند و اکثریت بیش از ۳۰ ساعت در هفته کار می‌کردند(۳۱۶ نفر(۹۵/۸ درصد)). آلفای کرونباخ برای کل ابزار برابر با ۰/۸۹ و برای ابعاد قسمت ب ابزار بین ۰/۷۹ تا ۰/۹۳ به‌دست آمد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون برای بازآزمون قسمت الف ابزار(مراقبت پرستاری از دست‌رفته حاوی فهرستی از اقدامات پرستاری)، برابر با ۰/۸۳ و برای قسمت ب(علل مراقبت پرستاری از دست‌رفته) ابزار۰/۸۰ بود. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان‌دهنده ‌برازش مناسب و مطلوب برای سه بعد قسمت ب ابزار بر اساس شاخص‌های کلی برازندگی بود. در مجموع، این یافته‌ها شواهدی برای اعتبار سازه‌ای و پایایی قوی ابزار ارایه می‌دهند و از مناسب بودن آن برای ارزیابی مراقبت‌های پرستاری از دست‌رفته در محیط‌های بالینی پشتیبانی می‌کنند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نقش حیاتی پرستاران در سیستم بهداشت و درمان، فراهم آوردن مراقبت‌های پرستاری با کیفیت و ایمنی بالا اهمیت بیشتری می‌یابد. افزایش جمعیت‌های متنوع در سراسر جهان نشان‌دهنده‌ی نیاز شدید محققان و مراقبان سلامت به دسترسی به ابزارهای معتبر بین اقشار مختلف فرهنگی و یا به زبان‌های متفاوت است. نسخه‌ی ایرانی«ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته» ابزاری معتبر است که دارای همسانی درونی در دامنه‌ی قابل‌قبول، تکرارپذیری در دفعات آزمون خوب و اعتبار کافی به علت دارا بودن همبستگی با نسخه‌ی اصلی است. استفاده از این ابزار می‌تواند در شناسایی عوامل مرتبط با کاهش کیفیت مراقبت و طراحی مداخلات تأثیر‌گذار و یا تعدیل‌کننده‌ی این پدیده‌ی پیچیده نقش مؤثری داشته باشد.

مهناز کمانی، نوشین سلیمانی اصل، علی منصوری،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: گسترش فناوری اطلاعات منجر به تولید دانش فزاینده‌ای شده است که ممکن است بخشی از این دانش پنهان باشد؛ بنابراین برای آشکار سازی دانش، نقش مدیریت دانش بسیار مهم است. از سویی دیگر، در تحقیقات حوزه‌ی بهداشت و سلامت که اصولاً براساس نیاز بیماران، مراقبان آن‌ها و متخصصان انجام می‌شود، مدیریت دانش برای کیفیت خدمات آن‌ها از اهمیت بالایی برخودار است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت برون‌دادهای پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت است.
روش بررسی: بر اساس ماهیت، پژوهش حاضر از نوع توصیفی، کمی و کاربردی است که با تکنیک علم‌سنجی هم‌رخدادی واژگانی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۴۸۷ منبع است که حاصل کلیه برون‌دادهای پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت که در پایگاه Web of Science نمایه شده است. تحلیل پرسش‌های پژوهش از طریق سه نرم‌افزار Excel, BibExcel, VOSviewer انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش قاره‌های اروپا، آسیا و آمریکای شمالی به‌ترتیب بیشترین مشارکت را در تولیدات پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت داشتند. در بین کشورها نیز، آمریکا، انگلیس و کانادا بیشترین فعالیت را در این حوزه داشتند و کشور ایران نیز در رده ۱۷ قرار گرفت. از بین اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، به سه هدف سلامتی و تندرستی، صنعت، نوآوری و زیرساخت و آموزش باکیفیت در تولیدات پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش سلامت و بهداشت بیشترین توجه صورت گرفته است. نقشه هم‌رخدادی واژگانی نیز نشان‌دهنده اهمیت کلیدواژه‌های مدیریت دانش، مراقبت‌های بهداشتی و پرونده‌های الکترونیکی سلامت است. خوشه‌های موضوعی به‌دست آمده نیز اهمیت سه حوزه عملکرد سازمانی، مدیریت اطلاعات و سیستم‌های اطلاعات سلامت را نشان می دهد.
نتیجه‌گیری: در کشورهای توسعه‌یافته و سطح اول دنیا، توجه به مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت پررنگ‌تر است. همچنین، برای دستیابی به سطح بالایی در حوزه‌ی بهداشت و سلامت به‌عنوان یک معیار مهم و اثرگذار در اکثر بخش‌های توسعه‌ای نیازمند آن است که به دیگر اهداف توسعه پایدار نیز پرداخته شود؛ به‌خصوص می‌توان با استقرار سیستم‌های مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت به دستیابی به اهداف مهمی مانند ریشه‌کن کردن فقر و گرسنگی و کاهش نابرابری‌ها کمک شایانی کرد.

پارسا فرمهین فراهانی، مریم امیرشکاری، محسن یغمایی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: طراحی کارت ترجیحات جراحی استاندارد و اجرای آن در محیط اتاق‌عمل می‌تواند مشکلات مربوط به تنوع اعمال جراحی و آماده‌سازی اقلام، ابزارها و تجهیزات مورد نیاز هر عمل جراحی را با کاهش اتلاف زمان، تقویت کار تیمی و بهبود عملکرد کارکنان و دانشجویان رشته‌ی اتاق‌عمل تا حدودی برطرف سازد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تأثیر طراحی و به‌کارگیری نرم‌افزار کارت ترجیحات جراحی بر مهارت بالینی دانشجویان اتاق‌عمل در دانشگاه علوم پزشکی جیرفت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مداخله‌ای نیمه‌تجربی بود که طی آن ۷۰ نفر از دانشجویان ترم ۴ و ۶ و ۸ مقطع کارشناسی اتاق‌عمل به روش تصادفی ساده و با داشتن ویژگی‌های ورود به مطالعه، انتخاب شده و با نرم‌افزار آموزشی طراحی شده توسط پژوهشگر آموزش داده شدند. قبل و بعد از آموزش، مهارت‌بالینی آن‌ها با استفاده از پرسش‌نامه و چک‌لیست محقق‌ساخته ارزیابی شد. جهت تأیید روایی پرسش‌نامه‌ها و چک‌لیست محقق‌ساخته از نظر پنل خبرگان(۱۲ نفر از اعضای هیات‌علمی متخصص) و توافق‌نظر ارزیابان هم‌سطح  استفاده شد. سپس داده‌ها در نرم‌افزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. 
یافته‌ها: بر طبق یافته‌های پژوهش، به‌کارگیری نرم‌افزار طراحی شده بر مهارت بالینی دانشجویان اتاق‌عمل مؤثر بود. به‌طوری‌که بر اساس نتایج آزمون‌ ویلکاکسون، اختلاف معنی‌داری در میانگین نمره‌های آزمون مهارت‌های بالینی دانشجویان قبل و بعد از اجرای نرم‌افزار طراحی شده، مشاهده شد. نتایج مطالعه نشان داد که نمرات مهارت بالینی دانشجویان پس از به‌کارگیری نرم‌افزار افزایش یافته است. حداکثر نمرات نمونه‌ها از ۱۰۰ نمره محاسبه شده است. به‌طوری‌که میانگین نمره مهارت بالینی افراد مورد پژوهش از ۴۰/۹۸ در قبل از مداخله آموزشی به ۹۲/۳۶ بعد از مداخله، رسیده و دانشجویان از سطح مهارت بالاتری در آماده‌سازی اقلام و ابزارهای مورد نیاز تیم جراحی در هر سه مرحله قبل، حین و بعد از جراحی داشتند. همچنین در مطالعه، بین هیچ‌یک از متغیرهای دموگرافیک مورد مطالعه مانند سن، جنس و ترم تحصیلی با مهارت بالینی اعضای مورد مطالعه ارتباطی یافت نشد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، طراحی و به‌کارگیری نرم‌افزار کارت ترجیحات جراحی در فرایند آموزش دانشجویان اتاق‌عمل بر ارتقای مهارت بالینی آن‌‎ها تأثیرگذار بوده است. از این‌‌رو طراحی و به‌کارگیری نرم‌افزار‌های آموزشی در زمینه پیش‌بینی نیازها و آماده‌سازی ملزومات هر عمل جراحی به همه‌ی اساتید و مسئولان رشته اتاق‌عمل پیشنهاد می‌گردد.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb