جستجو در مقالات منتشر شده


29 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي

زهرا واحدپور، محمدجواد آزادچهر، طه باغبانی، طیبه فلفلیان فینی، مهدی ناظری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی عفونت قارچی ناحیه واژن و ولو می‌باشد که کاندیدا آلبیکنس به‌عنوان عامل اصلی آن مطرح است. در میان درمان‌های مختلف و نتایج بحث برانگیز آن، فلوکونازول خوراکی به‌عنوان یکی از درمان‌های رایج برای موارد حاد و مزمن بیماری، پذیرفته شده است. این مطالعه با هدف بررسی پاسخ به درمان فلوکونازول و ارزیابی همزمان حساسیت دارویی صورت پذیرفت.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی از ۱۰۷ نفر بیمار مبتلا به ولوواژینیت مراجعه‌کننده به کلینیک تخصصی زنان دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال(۱۴۰۰-۱۳۹۹) پس از کسب رضایت وثبت اطلاعات و تکمیل پرسش‌نامه، نمونه‌برداری صورت پذیرفت. نمونه‌های گرفته شده بر روی  محیط کشت کروم آگار کاندیدا و سابرو دکستروز آگار تلقیح و در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد انکوبه گردید. کلنی‌های مخمری با توجه به رنگ ایجادشده، شناسایی گردیدند. بیماران شناسایی شده بر حسب عدم و یا وجود سابقه عود، تحت درمان با تک دوز فلوکونازول (mg/ml ۱۵۰) یا دو دوز اضافه مستمر قرار گرفتند. بیماران، بعد از ۳۵-۳۰ روز از جهت بهبود علایم بالینی و قارچ‌شناسی مجدد ارزیابی شدند. حساسیت دارویی نسبت به فلوکونازول با روش میکرو دایلوشن و مطابق با (A۳-CLSI, document M۲۷) صورت پذیرفت.
یافته‌ها: ۱۰۷ بیمار با ولوواژینیت کاندیدایی شناسایی شد و کاندیدا آلبیکنس(۷۹/۴ درصد) بیشترین گونه جدا شده بود. در کل، پاسخ به درمان با فلوکونازول بر حسب یافته‌های قارچ‌شناسی(لام مستقیم و کشت منفی) ۶۲/۶ درصد بود(۰/۰۱۲=P) که این میزان برحسب گونه، کاندیدا آلبیکنس(۶۴/۷ درصد) و غیرآلبیکنس(۵۴/۵ درصد)، نوع عفونت کاندیدایی(عودکننده و غیرعودکننده) و حساسیت دارویی(۸≥MIC) تفاوت معنی‌داری نداشتند(۰/۰۵ نتیجه گیری: با توجه به درمان مبتنی برتجربه، ولوواژینیت کاندیدایی تشخیص آزمایشگاهی و ارزیابی همزمان حساسیت دارویی می‌تواند در انتخاب پروتکل درمانی مناسب کمک شایانی نماید و از ظهور و یا افزایش گونه‌های مقاوم جلوگیری نماید.

لیلا شاهمرادی، نیلوفر خردبین، احمدرضا فرزانه نژاد، نیلوفر محمدزاده، عاطفه قنبری جلفایی،
دوره 16، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: گام نخست جهت مدیریت افسردگی در کودکان و نوجوانان، شناسایی ریسک‌فاکتورهاست. هدف این پژوهش شناسایی عناصر داده‌ای سیستم پشتیبان تصمیم بالینی غربالگری ریسک‌فاکتورهای افسردگی ماژور در افراد جوان است. 
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی و جامعه‌ی پژوهش شامل پایگاه‌های Scopus، Pubmed، Embase، PsychInfo، WOS وClinical key و متخصصان حوزه‌ی سلامت روان شامل متخصصان روان‌پزشکی و دانشجویان روان‌شناسی و مشاوره و راهنمایی در مراکز آموزشی و درمانی معین است. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ای شامل سه بخش بود که توسط هشت نفر از متخصصان در دسترس تکمیل شد. داده‌ها با استفاده از تعیین نسبت روایی محتوایی (CVR) و میانگین (Mean) تحلیل شدند. شاخص روایی محتوایی برابر با ۰/۷۴ و آلفای کرونباخ با نرم افزار SPSS  برابر با ۰/۸۲۴ محاسبه و در نتیجه روایی و پایایی ابزار تایید شد.
یافته‌ها: مطابق با جدول لاوشه، عناصر اطلاعاتی مثل قوم و نژاد(Mean=۱/۱۲۵ ،CVR=-۰/۲۵) که CVR بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین کمتر از ۱/۵ داشتند، رد شدند. آیتم‌هایی مثل جنسیت(۱=CVR)، که CVR آن‌ها مساوی یا بیشتر از ۰/۷۵ بود، و نیز آیتم‌هایی مثل وضعیت تاهل(Mean=۱/۶۲۵ ،CVR=۰/۵) که CVR آن‌ها بین صفر تا ۰/۷۵ و میانگین مساوی یا بیشتر از ۱/۵ بود، پذیرفته و به‌عنوان مجموعه‌ی حداقل داده‌های غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال در نظر گرفته شدند. عناصر داده‌ای شناسایی شده در سه دسته‌ی دموگرافیک، بالینی و سوابق روانی-اجتماعی فرد دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: سیستم‌های پشتیبان تصمیم بالینی در مراحل مختلف ارایه مراقبت سلامت از جمله فرایند غربالگری کمک‌کننده هستند. با به‌کارگیری این سیستم‌ها برای غربالگری ریسک‌فاکتورهای افسردگی ماژور می‌توان محدودیت دسترسی به متخصصان بهداشت روان را بهبود بخشید، از اجرای گایدلاین‌ها اطمینان حاصل کرد و همکاری بین سطوح مختلف مراقبت سلامت را ارتقا داد. تعیین مجموعه‌ی حداقل داده‌های غربالگری افسردگی ماژور در بازه سنی ۱۰ تا ۲۵ سال، نخستین گام طراحی و ایجاد سیستم پشتیبان تصمیم بالینی جهت شناسایی و غربالگری افراد از حیث این بیماری می‌باشد. 

مریم اسلامی، جواد جهانگیرزاده،
دوره 16، شماره 6 - ( 11-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: برنامه‌ی درسی به‌عنوان قلب نظام آموزشی، از عوامل موثر در تحقق اهداف و رسالت دانشگاه می‌باشد و ارزیابی آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. ازآن‌جاکه آموزش پزشکی با حیات انسان‌ها سروکار داشته و دوره‌های کارآموزی در شکل‌دهی توانمندی حرفه‌ای دانشجویان پزشکی نقش اساسی دارند، این پژوهش با هدف تعیین میزان مطلوبیت برنامه‌های کارآموزی از دیدگاه دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دوران بیماری کووید-۱۹ بر اساس عناصر نه‌گانه‌ی فرانسیس کلاین انجام گردید.
روش بررسی: در این مطالعه، از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شد. جامعه‌ی آماری ۴۸۷ دانشجوی رشته پزشـکی دانشـگاه علوم پزشکی تهران بودند که در زمان انجام پژوهش در حال گذراندن مرحله کارآموزی بوده و پرسش‌نامه به‌صورت سرشماری در اختیار آنان قرارگرفت. تعداد نمونه بر اساس جدول مورگان ۲۱۵ نفر تعیین گردید. ابزار پژوهش پرسش‌نامه استاندارد بوده که روایی آن توسط استادان حوزه‌ی علوم‌تربیتی تأیید شد و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ ۰/۷۹۴ محاسبه گردید. برای تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی(شامل جداول آماری، نمودارها، شاخص‌های مرکزی و پراکندگی) و آمار استنباطی(شامل آزمون‌های t تک نمونه ای و t دو نمونه مستقل) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که برنامه‌های کارآموزی از دیدگاه دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دوران بیماری کووید-۱۹ با توجه به این‌که آماره t کلیه متغیرهای پژوهش کمتر از ۱/۹۶ می‌باشد(اهداف آموزشی ۴/۷۳۵-=t،، محتوای آموزشی ۰/۶۶۶=t، فعالیت‌های یادگیری ۷/۸۱۲-=t، راهبردهای تدریس ۴/۲۴۶-=t، مواد و منابع آموزشی ۰/۹۷۰-=t، گروه‌بندی فراگیران ۵/۲۲۳-=t، فضا(مکان) یادگیری ۴/۰۲۹-=t، زمان یادگیری ۵/۰۴۳-=t، و ارزشیابی یادگیری ۷/۳۴۸-=t) از منظر کلیه عناصر مطلوب نبود. همچنین مشخص شد که در خصوص مطلوبیت این برنامه‌ها به جز عنصر اهداف آموزشی، تفاوت دیدگاه معناداری بین دانشجویان دختر و پسر وجود ندارد.
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج پژوهش، برنامه‌های کارآموزی رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در دوران بیماری کووید-۱۹ با چالش‌هایی روبه‌روست. بنابراین ارایه برنامه‌ای که با شرایط سازگار بوده و بتواند نیازهای آموزشی فراگیران را فراهم آورد ضروری است.

رضا سعادت مهر، آرام کریمیان، کامل عبدی، فرشته بخشیان، مهران ضرغامی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سوختگی در هنگام تعویض پانسمان، سطوح بالایی از اضطراب پیش‌بینی شده را تجربه می‌کنند. یکی از روش‌های کنترل این اضطراب، استفاده از روش‌های طب مکمل است. مطالعه‌ی حاضر با هدف مقایسه‌ی اثربخشی آرام‌سازی پیش‌رونده و تکنیک تنفس شکمی بر اضطراب درد پانسمان سوختگی انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی با گروه کنترل بود. تعداد ۴۵ بیمار مراجعه‌کننده به بیمارستان سوختگی زارع ساری به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی در سه گروه تقسیم شدند. گروه اول مداخله‌ی آرام‌سازی را دریافت کردند، گروه دوم مداخله‌ی تکنیک تنفسی را دریافت کردند و گروه شاهد، درمان استاندارد را دریافت کرد. جهت سنجش میزان اضطراب درد پانسمان سوختگی از ابزار اضطراب ناشی از درد پانسمان سوختگی (BSPAS: Burn Specific Pain Anxiety Scale) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. از روش‌های آماری توصیفی و تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی توکی جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد.
یافته‌ها: براساس نتایج، ۲۸ درصد افراد شرکت‌کننده در مطالعه مجرد و ۷۲ درصد متاهل بودند. از لحاظ سنی بیشتر افراد شرکت‌کننده بین ۳۱ تا ۴۰ سال قرار داشتند. یافته‌ها نشان داد که میانگین سطح اضطراب درد در سه گروه آماری قبل از مداخله اختلاف معنی‌داری نداشت. اما میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی بعد از مداخله بین گروه آرام‌سازی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) و گروه تکنیک‌های تنفسی و گروه شاهد(۰/۰۰۱>P) اختلاف معناداری داشته است؛ به‌گونه‌ای‌که میانگین اضطراب درد پانسمان سوختگی در گروه آرام‌سازی ۸/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد و در گروه تکنیک‌های تنفسی ۱۱/۶۰ واحد نسبت به گروه شاهد کاهش یافته بود.
نتیجه‌گیری: استفاده از روش‌های آرام‌سازی پیش‌رونده و تکنیک تنفسی که جزو روش‌های غیردارویی بوده جهت کاهش اضطراب درد پانسمان در بیماران سوختگی پیشنهاد می‌شود. این روش‌ها ساده و کم هزینه بوده و می‌تواند از پیامدهای اضطراب درد پانسمان بکاهد.

- زینب هاشم زاده، فرهاد حبیبی، حسین درگاهی، محمد عرب،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: ارایه مراقبت در منزل به بیماران، روش جایگزین بستری در بیمارستان به خصوص برای بیماران مزمن است که می‌تواند به‌عنوان یک رویکرد نوآورانه برای بهبود ارایه مراقبت و کاهش هزینه‌های ناشی از بستری‌شدن مجدد در بیمارستان‌ها اجرا شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی مزایا و چالش‌های اجرای طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان از دیدگاه دریافت‌کنندگان و ارایه‌دهندگان مراقبت سلامت در سطح دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر یک پژوهش کاربردی است که به‌صورت کیفی با استفاده از مصاحبه‌های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته انجام شد. جامعه‌ی پژوهش شامل مسئولان اجرای این طرح در سطح وزارت بهداشت و دانشگاه، مجریان این طرح در ۴ بیمارستان، ۵ موسسه ارایه‌کننده‌ی خدمات مراقبت در منزل، و همراهان بیماران بودند. تعداد ۲۸ نفر از جامعه پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی وارد مطالعه شدند. برای تحلیل داده‌های مصاحبه از روش تحلیل محتوایی استفاده شد. از نرم‌افزار MAXQDA۲۰۲۰ جهت دسته‌بندی داده‌ها بهره‌برداری گردید.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های این پژوهش و پس از انجام تحلیل محتوا، نتایج به‌دست آمده به دو دسته مزایا و چالش‌های طرح مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان طبقه‌بندی گردید. در مجموع ۶۱ کد باز استخراج شد؛ به‌طوری‌که ۲۷ کد به شناسایی ۵ تم(شامل بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینه‌ها، تحقق اهداف سلامت، مزایای فرهنگی و اجتماعی، فراهم بودن زیرساخت‌های لازم) در قسمت مزایا و ۳۴ کد به شناسایی ۷ تم(شامل سیاست‌گذاری، قانونی و اخلاقی، اقتصادی، نیروی انسانی، فرهنگی-اجتماعی-ارتباطی، محدودیت در ارایه خدمت و محدودیت‌های زمانی و مکانی) در قسمت چالش‌ها انجامید.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان در تکمیل فرایند ارایه خدمات درمانی نقش مهمی دارد. می‌توان گفت ارایه خدمات مراقبت در منزل پس از ترخیص از بیمارستان باعث بهبود ارایه خدمت، کاهش هزینه‌ها و تحقق اهداف سلامت می‌شود و از طرف دیگر در حوزه‌های سیاسی، قانونی، اقتصادی و فرهنگی چالش‌هایی در مسیر اجرای بهینه‌ی این طرح وجود دارد. بنابراین برنامه‌ریزی برای ارزیابی و حل مشکلات پیش‌روی این خدمات امری ضروری است.

اکرم همتی پور، علی حاتمی، اعظم جهانگیری مهر، فروزان جلوداری، زهرا مهری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: بین بیماری و کیفیت زندگی مبتلایان به بیماری‌های مزمن، ارتباط متقابل وجود دارد و اختلالات جسمانی اثری مستقیم بر روی تمام جنبه‌های کیفیت زندگی می‌گذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده‌محور به روش آموزش چندرسانه‌ای(مالتی مدیا) بر کیفیت زندگی کودکان مبتلا به تالاسمی ماژور انجام شد. 
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی است. ۱۲۰ بیمار به‌همراه والدین، که در مرکز تالاسمی بیمارستان خاتم‌الانبیا شوشتر پرونده پزشکی داشتند، باتوجه به معیارهای ورود، انتخاب و با روش تخصیص تصادفی بلوک چهارتایی به دو گروه ۶۰ نفر مداخله و کنترل تقسیم شدند. از نظر سن و جنس نیز همسان‌سازی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ی کیفیت زندگی کودکان (Ped-SQL) و پرسش‌نامه‌های محقق‌ساخته آگاهی و خودکارآمدی در زمینه‌ی بیماری تالاسمی بود. اطلاعات جمع‌آوری شده با نرم‌افزار SPSS و با آزمون‌های آماری من ویتنی و یلکاکسون و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شدند. 
یافته‌ها: از ۱۲۰ کودکی که وارد مطالعه شدند، ۸۷ نفر دختر(۷۲/۵ درصد) و میانگین سن این کودکان(۲/۲۵±۹/۷۴) و مدت زمان ابتلا به بیماری(۴/۴۷±۵/۳۵) سال بود. در این مطالعه سطح کیفیت زندگی کودکان و ابعاد آن، بعد از اجرای الگوی آموزشی تنها در گروه مداخله افزایش چشمگیری نسبت به قبل از آموزش دیده شد(۰/۰۰۱>P). بعد از اجرای این الگو نیز میزان آگاهی(۰/۰۰۱>P) و خودکارآمدی والدین( ۰/۰۰۳=P) نیز افزایش معناداری همراه بود و این معناداری نیز نسبت به گروه کنترل مشاهده شد(۰/۰۰۱>P). متغیرهای سن، جنسیت و طول مدت ابتلا و سطح تحصیلات والدین بر آگاهی، خودکارآمدی والدین و کیفیت زندگی کودک اثری نداشتند(۰/۰۵ نتیجه‌گیری: براساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، اجرای برنامه‌های توانمندسازی مبتنی برخانواده برپایه آموزش چندرسانه‌ای به والدین کودکان مبتلا به تالاسمی با افزایش آگاهی و خودکارآمدی والدین آن‌ها باعث ارتقا و بهبود کیفیت زندگی این کودکان شده است. پیشنهاد می‌شود که این برنامه در سطح وسیع تری با امکانات بهتر برای والدین و اعضای خانواده آن‌ها اجرا شود.

مونا رفیع زاده، رضا صفدری، ژاله شوشتریان ملاک، شعبان علیزاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش موبایل مبتنی بر شبیه‌سازی از الزامات عصر جدید بوده و حیطه‌ای رو به گسترش در راستای رفع نیازهای آموزشی رده‌ها و سیستم‌های مختلف است. باتوجه به گسترش استفاده از فناوری‌های مبتنی بر شبیه‌سازی و محبوبیت ویژهی فناوری واقعیت ‌افزوده یا (AR: Augmented Reality) در حیطه‌ی آموزش، پژوهش حاضر به‌منظور تسهیل گام‌های اولیه در شناخت الزامات فنی و نرم‌افزاهای مورداستفاده در ایجاد این نوع برنامه‌های کاربردی‌ (app) صورت گرفته است.
روش بررسی: داده‌های موردنیاز این پژوهش جهت شناسایی پلتفرم/نرم‌افزارهای اصلی مورد استفاده در طراحی و ایجاد برنامه‌های کاربردی آموزشی مبتنی بر فناوری AR با جستجو در منابع کتابخانه‌ای گردآوری شد. همزمان، قابلیت‌ها/بخش‌های برنامه‌های کاربردی خروجی مطالعات وارد شده نیز استخراج، و مجموع این اطلاعات در قالب یک جدول آورده شد. پس از نمایش نرم‌افزارهای مورد استفاده در ایجاد این نوع برنامه‌های کاربردی، معماری و مدلی ساده از نحوه‌ی ایجاد یک برنامه‌ کاربردی آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده توسط پرکاربردترین نرم‌افزارهای موجود ترسیم شد.
یافته‌ها: قابلیت‌های نمایش مدل سه‌بعدی و نمونه سوالات چندگزینه‌ای به‌عنوان قابلیت‌های حداقل(پایه) یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت ‌افزوده شناسایی شدند. جهت شناسایی پرکاربردترین نرم‌افزارهای مورد استفاده در ایجاد برنامه‌های کاربردی آموزشی مبتنی بر AR، مقالات وارد شده بررسی، اطلاعات موردنیاز استخراج و در قالب جدول گردآوری گردید. نتایج بررسی نرم‌افزاهای متعدد مورد استفاده در مقالات حاکی از آن بود که 3D Unity و Vuforia بیشترین آمار استفاده در ایجاد این نوع برنامه‌های کاربردی را دارند. سپس، مدلی ساده از مراحل ایجاد برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر واقعیت ‌افزوده و همچنین یک نمونه خروجی از این نوع برنامه کاربردی بر اساس این اطلاعات ارایه شد.
نتیجه‌گیری: آموزش مبتنی بر شبیه‌سازی یکی از مباحث مطرح و رو به رشد در سطح جهان است. فناوری واقعیت ‌افزوده به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین و پرکاربردترین تکنولوژی‌های این حیطه می‌باشد. نتایج این پژوهش مجموعه‌ای از قابلیت‌های پایه یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر AR و همچنین نرم‌افزارهای قابل استفاده در ایجاد آن را در برمی‌گیرد. بنابراین، مطالعه‌ی حاضر می‌تواند با ایجاد درک فنی اولیه از آموزش مبتنی بر AR، پژوهشگران علاقمند به این حیطه را در جهت شناسایی و انتخاب ساده‌ترین مسیر در ایجاد یک برنامه کاربردی آموزشی مبتنی بر AR یاری نماید

زهرا خواجه، کامران یزدانی، ابراهیم عبدالله‌پور، محسن محمدی، سحرناز نجات،
دوره 17، شماره 5 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آلزایمر یک بیماری مزمن است که باعث ناتوانی‌های شناختی، تفکر، تغییرات شخصیتی و اختلال در فعالیت‌های روزمره می‌شود. به دلیل این اختلالات، بیماران نیاز به مراقبت طولانی مدت دارند. مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، بیشتر در منزل توسط اعضای خانواده انجام می‌شود و همین امر باعث می‌شود مراقبان خانگی از نظر روحی، جسمی، عاطفی، اجتماعی و مالی دچار مشکل شوند. پرسنل بهداشتی نقش کلیدی در زمینه‌ی ارایه اطلاعات و راهنمایی و کمک به خانواده در کنترل این شرایط دارند. هدف از اجرای این مطالعه بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر در پرسنل سلامت(بهورزان) و تعیین عوامل مرتبط با آن است. 
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه‌ی مقطعی جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش بهورزان در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن است. تمام ۲۶۰ نفر از بهورزان دو شهرستان گرگان و کردکوی به روش سرشماری جهت بررسی سطح آگاهی و نگرش در مورد بیماری آلزایمر و عوامل مرتبط با آن وارد مطالعه شدند. برای تعیین ارتباط بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته (نمره‌ی کلی آگاهی و نگرش) از آزمون‌های T- test و آنالیز واریانس ANOVA در آنالیز bivariate استفاده شد. متغیرهایی که سطح معناداری ارتباط آن‌ها با متغیر پاسخ در آنالیز bivariate کمتر از۰/۲ بود  وارد مدل خطی شدند و در نهایت از مدل خطی چندگانه (multivariable) برای تعیین عوامل مرتبط با سطح آگاهی و نگرش استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین سطح آگاهی ۴۶/۷۳% (۴۸/۱۶–۴۶/۴۵ :CI ۹۵ درصد) و میانگین سطح نگرش ۵۵/۶۱% (۵۶/۷۴-۵۴/۶۳ :CI ۹۵ درصد) به دست آمد. نتایج نشان می‌دهد، که آن‌هایی که سابقه‌ی آموزش قبلی، سابقه‌ی مراقبت از بیماران مبتلا به آلزایمر، سابقه‌ی کار طولانی‌تری در سیستم بهداشتی داشتند و دارای جنسیت مؤنث و متأهل بودند از سطح آگاهی بالاتر و افرادی که سابقه‌ی آموزش قبلی داشتند و دارای قومیت سیستانی بودند از نگرش بالاتری برخوردار بودند. 
نتیجه‌گیری: به طور کلی سطح آگاهی بهورزان ۴۶/۷۳ از ۱۰۰-۰ و سطح نگرش ۵۵/۶۱ از ۱۰۰-۰ است. عواملی از جمله جنسیت، سابقه‌ی کار در سیستم بهداشتی، سابقه‌ی شرکت در کارگاه آموزشی، سابقه‌ی مراقبت از بیمار مبتلا و وضعیت تأهل با سطح آگاهی بهورزان و عواملی از جمله قومیت و سابقه‌ی شرکت در کارگاه آموزشی با سطح نگرش بهورزان مرتبط بود.
ثریا سیار، سارا نوروزی، سید محمد حسین جوادی، محمد سبزی خوشنامی، ساناز دهقانی، مریم پورحسین، مهناز زامیادی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نقش مددکاران اجتماعی در نظام سلامت، موفقیت و پایداری عمل پیوند عضو، پیشگیری از بستری‌های مجدد بیماران و کاهش هزینه‌های تحمیلی بر نظام سلامت این مطالعه با هدف طراحی پروتکل مداخلات تخصصی مددکاران اجتماعی مراکز درمانی ایران در فرایند پیوند و ایجاد وحدت رویه درعملکرد و ارایه‌ی جامع خدمات به بیماران و مراقبانشان انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه در دو فاز مرور منابع و کیفی انجام شد. در مرحله‌ی مرور منابع پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر بررسی گردید و در مرحله‌ی کیفی به منظور جمع‌آوری اطلاعات از تکنیک‌های دلفی و بحث گروهی متمرکز با حضور پانزده نفر از مسئولان و مددکاران اجتماعی شاغل در بیمارستان‌های منتخب کشور از استان‌های تهران، لرستان، خراسان رضوی، البرز، آذربایجان شرقی، یزد، گلستان، قزوین، کرمانشاه و کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه‌های معاونت‌های بهداشتی و درمان وزارت بهداشت، استادان دانشگاه، کادر درمان و کارشناسان حوزه‌ی پیوند و اهدای عضو انجام شد. پروتکل نهایی جهت نقد و ارزیابی نهایی برای هشت نفر از کارشناسان مجرب ارسال گردید و از آن‌ها خواسته شد با توجه به چک‌لیست نقد راهنما، پروتکل را از حیث هدف و محدوده‌ی مداخلات، ذینفعان، مراحل تدوین، وضوح ارایه، قابلیت دسترسی و عدم وابستگی در نگارش را مورد ارزیابی نهایی قرار دهند.
یافته‌ها: در این مطالعه، فرایند‌کاری مددکاران اجتماعی در سه مرحله‌ی قبل، حین و پس از پیوند ترسیم گردید. همچنین نقش‌های متنوعی برای مددکاران اجتماعی در سه مرحله‌ی کاری در نظر گرفته شد که از آن جمله می‌توان به نقش مدافع، حمایت‌گر، مدیر مورد (case manager)، بسیج‌کننده‌ی منابع، آموزش‌گر، مشاور، ارزیابی‌کننده و هدایت‌گر اشاره کرد. حین پیوند مداخلاتی همچون حمایت‌یابی اطلاعاتی، تسهیل‌گری در فرایند بستری بیمار، ارایه‌ی حمایت‌های روانی اجتماعی از خانواده با هدف توان‌افزایی برای مراقبت‌های پس از پیوند، ارایه‌ی مشاوره به اعضای خانواده جهت مقابله با استرس و ارتقای بهداشت روانی آنان و ارایه‌ی حمایت‌های اقتصادی، فراهم نمودن شرایط اسکان از طریق همراه‌سراها و ارتباط و تعامل با تیم درمان از جمله پزشک به منظور پاسخ‌گویی به نیازهای خانواده، تسهیل درمان و ترخیص به موقع انجام می‌شود.
نتیجه‌گیری: پروتکل مداخلات تخصصی مددکاران اجتماعی در فرایند پیوند گام جدید و نگاه متفاوتی را به حمایت‌های روانی اجتماعی در پیوند و تیم‌های کوردیناتوری ایجاد نمود طوری‌که مددکاران اجتماعی به حوزه‌ی اهدا و پیوند اعضا و کار با مراقبان، خانواده‌ها و بازماندگان بیماران وارد شدند.

فریبا معلم برازجانی، آزیتا یزدانی، رضا صفدری، سید منصور گتمیری،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: نارسایی کلیه از مشکلات شایع و رو به افزایش در ایران و جهان به شمار می‌رود. پیوند کلیه به‌ عنوان روش‌درمانی ارجح برای بیماران مبتلا به ESRD شناخته شده است. یادگیری ماشین به عنوان یکی از ارزشمند‌ترین شاخه‌های هوش مصنوعی در زمینه‌ی پیش‌بینی بقای بیماران یا پیش‌بینی بروز حـالات مختلف در بیماران کاربرد بسزایی دارد. هدف از انجام این پژوهش پیش‌بینی پیامدهای پیوند کلیه در بیماران، با استفاده از یادگیری ماشین است.
روش بررسی: از آن‌جایی که یکی از قوی‌ترین روش‌شناسی‌ها در زمینه‌ی اجرا و پیاده‌سازی پروژه‌های داده کاوی CRISP است، این روش‌شناسی به عنوان روش کار انتخاب شد. به منظور شناسایی عوامل مؤثر در پیش‌بینی پیامد‌های پیوند کلیه، پس از مرور متون مرتبط، چک‌لیستی محقق ساخته جهت مشخص کردن میزان ضرورت هرکدام از عوامل مؤثر بر نتیجه‌ی پیوند برای تعدادی از نفرولوژیست‌های سراسر کشور ارسال شده و نتایج تحلیل و بررسی شد. سپس با استفاده از زبان پایتون و الگوریتم‌های مختلف یادگیری ماشین از جمله ماشین‌بردار پشتیبان، جنگل‌های تصادفی، K نزدیک‌ترین همسایه، گرادیان افزایشی و یادگیری عمیق، به مدل‌سازی بر روی داده‌ها پرداخته شد.
یافته‌ها: مدل نهایی از نوع چند برچسبی و بر اساس الگویتم جنگل تصادفی بود که بتواند پیامد‌های مختلف پیوند کلیه که در این مطالعه شامل احتمال پس‌زدگی، واکنش‌های دیابتیک، واکنش‌های بدخیمی و بستری مجدد بیمار بود را به صورت یک جا پیش‌بینی کند. پس از انجام مراحل پیش پردازش بر روی داده ها و مدل‌سازی بر روی ویژگی‌های داده‌ی ورودی به وسیله الگوریتم‌های مختلف، مدل نهایی قادر بود با خطایی کمتر از ۰/۰۱ به پیش‌بینی چهار مورد پیامد پیوند کلیه یعنی پس‌زدگی، ابتلا به دیابت، واکنش‌های بدخیمی و بستری مجدد بیمار بپردازد.
نتیجه‌گیری: میزان بالای درستی و دقت مدل جنگل تصادفی نشان از قدرت بالای این مدل برای پیش‌بینی پیامدهای پیوند کلیه دارد. در این مطالعه، مؤثرترین عوامل در ابتلای بیمار به پیامدهای ذکر شده شناسایی شد. برای نمونه‌های جدید با استفاده از این سیستم مبتنی بر یادگیری ماشین می‌توان به پیش‌بینی احتمال بروز این پیامدها برای بیماران پرداخت.

کوروش عباسیان، محمد علیمرادنوری، محمد باقر کرمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیران به‌عنوان اصلی‌ترین افراد تصمیم‌گیرنده در مواجهه با مسایل مختلف درون و برون‌سازمانی، نقش بسزا و تعیین‌کننده‌ای در موفقیت یا حتی شکست سازمان ایفا می‌کنند. اگر در رأس سازمان‌ها مدیران شایسته و باتجربه قرار گیرند، موفقیت سازمان‌ها در رسیدن به اهداف تضمین خواهد شد و سازمان با حداقل امکانات می‌تواند به بیش‌ترین بازدهی دست یابد. هدف مطالعه‌ی حاضر، طراحی مدل شایستگی‌های مدیریتی مدیران بیمارستان‌هاست.
روش بررسی: این پژوهش کیفی از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ انجام شد. پس از بررسی مطالعات مرتبط با موضوع، شایستگی‌های استخراج‌شده در اختیار ۱۹ نفر از صاحب‌نظران شامل اعضای هیئت‌علمی صاحب‌نظر در زمینه‌ی موضوع پژوهش و مدیران دارای تجربه‌ی مدیریت در حوزه نظام سلامت و بیمارستان قرار گرفت و در نهایت پس از به‌کارگیری روش دلفی و پنل خبرگان الگوی شایستگی‌های مدیریتی مدیران استخراج گردید. داده‌های جمع‌آوری شده در نرم‌افزار Excel تحلیل شدند.
یافته‌ها: الگوی تدوین‌شده در این پژوهش برای مفهوم شایستگی‌های مدیران بیمارستان‌ها درمجموع شامل ۳۳ شایستگی مدیریتی موردنیاز مدیران بیمارستان در قالب چهار وظیفه‌ی اصلی مدیریت(برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل) و نقش‌های مدیریتی است که از بررسی متون و انجام دو مرحله دلفی و برگزاری دو مورد پنل خبرگان استخراج گردید. در الگوی شایستگی‌های مدیران بیمارستان‌ها بُعد برنامه‌ریزی ۴ مؤلفه، سازمان‌دهی ۴ مؤلفه، بُعد رهبری ۱۲ مؤلفه، بُعد کنترل ۴ مؤلفه و بُعد نقش‌های مدیریتی نیز ۹ مؤلفه دارد. شایستگی تفکر استراتژیک که زیرمجموعه‌ی وظیفه‌ی برنامه‌ریزی می‌باشد، با وزن(۰/۴۹۵) بیش‌ترین وزن و بالاترین رتبه را در بین سایر مؤلفه‌ها به خود اختصاص داده و نگرش بهبود مستمر که زیرمجموعه‌ی نقش‌های مدیریتی است، کم‌ترین وزن(۰/۰۳۳) و پایین‌ترین رتبه را در بین سایر مؤلفه‌ها به خود اختصاص داده است.
نتیجه‌گیری: این مطالعه یک مدل اختصاصی و جامع را با استفاده از تکنیک‌های کاربردی به‌عنوان یک‌راه حل مناسب جهت ارزیابی شایستگی‌های مدیریتی مدیران بیمارستان پیشنهاد نمود و چارچوب پیشنهادی در این مطالعه می‌تواند به‌عنوان الگوی عملکرد استاندارد برای ارزیابی شایستگی مدیران استفاده گردد.

صدیقه حنانی، پارسا فرمهین فراهانی، فردین امیری،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش‌های معمول برای کسب دانش و مهارت دانشجویان رشته اتاق‌عمل، جهت ایفای نقش به‌عنوان فرد اسکراب و سیار، به‌ویژه در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی، کافی نیست. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر طراحی، اجرا و ارزشیابی پروتکل قبل، حین و بعد از عمل جراحی ویپل و تأثیر آن بر دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان رشته اتاق‌عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعه‌ای نیمه‌تجربی از نوع قبل و بعد از مداخله بود که طی آن ۵۰ نفر از دانشجویان ترم پنجم و هفتم مقطع کارشناسی رشته اتاق‌عمل‌ انتخاب شده و با استفاده از پروتکل طراحی شده، آموزش داده شدند. محتوای پروتکل، شامل جدیدترین اصول تکنولوژی جراحی ویپل در زمینه آناتومی جراحی، بیماری‌شناسی دستگاه گوارش و پانکراس، اقدامات تشخیصی و آمادگی‌های قبل از عمل جراحی ویپل، فرایند عمل جراحی ویپل و مرحله‌ی پس از عمل جراحی و دوره ریکاوری جراحی ویپل بود. قبل و بعد از آموزش، میزان دانش، نگرش و مهارت‌های بالینی دانشجویان با استفاده از پرسش‌نامه و چک لیست مشاهده‌ای، ارزیابی و مقایسه شد. داده‌ها با استفاده از آزمون پارامتری تی زوجی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و آزمون تحلیل کوواریانس در نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان داد که بعد از به‌کارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده، دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان اتاق‌عمل افزایش یافته است. یعنی به‌کارگیری پروتکل آموزشی طراحی شده بر میزان دانش، نگرش و به‌ویژه مهارت‌های بالینی دانشجویان موثر بود. به طوری‌که اختلاف معنادار آماری در میانگین نمره آزمون دانش، نگرش و مهارت بالینی دانشجویان قبل و بعد از آموزش مشاهده شد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، طراحی و به‌کارگیری پروتکل‌های آموزشی، شیوه‌ای مؤثر در فرایند آموزش و ارزشیابی میزان دانش، نگرش و مهارت‌های بالینی دانشجویان در اعمال جراحی پیچیده و تخصصی مانند عمل جراحی ویپل می‌باشد. ازاین‌رو به‌کارگیری پروتکل‌های آموزشی طراحی شده در فرایند آموزش دانشجویان، به کلیه استادان و مسئولان آموزشی رشته اتاق‌عمل توصیه می‌شود.

فاطمه صوفی آبادی، علیرضا شهرکی، محبعلی رهدار،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به حساسیت بالای حوزه پزشکی، یک اشتباه می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری به جامعه انسانی وارد نماید. بدین‌منظور، یافتن علایم بیماری و روابط بین آن‌ها جهت تسهیل در امر بهبود بیماری‌ها امری اجتناب‌ناپذیر است. از این‌رو هدف پژوهش حاضر ابتدا شناسایی علایم بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ توسط متخصصان، سپس تعیین ارتباط بین علایم و میزان تأثیر آن‌ها بر یکدیگر بوده تا مهم‌ترین معیار در بهبود بیماری مشخص شود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نقطه نظر هدف، از نوع توسعه‌ای-کاربردی و از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. مطالعه موردی پژوهش حاضر اختلالات ستون فقرات است که بر اساس نظر خبرگان، بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ یکی از آن‌ها تشخیص داده شده است. بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱، یک اختلال ژنتیکی است که سبب ایجاد تومور در بافت عصبی می‌شود. درهمین‌راستا، در پژوهش حاضر، ابتدا معیارها که علایم بیماری هستند، با استفاده از نظر گروهی از متخصصان و پیاده‌سازی روش دلفی فازی تعیین شده است. در مرحله بعد مدلی برای روابط علی و معلولی بین علایم بیماری ارایه شده است. برای این منظور با استفاده از نرم‌افزارهای MATLAB، FCMapper و Pajek، نقشه شناختی فازی رسم شده، سپس برای بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ سناریوهای رو به عقب و رو به جلو ارایه شده و سناریوی بهبود بیماری تعیین شده است.
یافته‌ها: نتایج نشان داده است که به‌ترتیب تغییرات هورمونی، لکه‌های صاف قهوه‌ای روی پوست، کک و مک‌ها در ناحیه زیر بغل و کشاله ران، برآمدگی‌های نرم رو یا زیرپوست، فشار خون بالا، مشکلات تنفسی، برآمدگی‌های روی عنبیه چشم(ندول‌های لیش)، تومور در عصب بینایی-گلیومای چشمی، قد کوتاه، تغییر شکل استخوان، ناتوانی‌های یادگیری-اختلال بیش فعالی یا کمبود توجه(ADHD) و اندازه سر بزرگ‌تر از حد متوسط رتبه اول تا دوازدهم را به خود اختصاص داده‌اند. روابط علت و معلولی بین علایم نشان داد که معیار تغییرات هورمونی بیشترین تأثیر را بر معیار کک و مک‌ها در ناحیه زیر بغل یا کشاله ران دارد؛ بنابراین در صورت بهبود معیار تغییرات هورمونی بیماری نوروفیبروماتوز نوع ۱ نیز بهبود داده می‌شود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این تحقیق به جامعه پزشکی کمک کرده تا درک بهتری از علایم بیماری داشته باشند تا پزشکان بتوانند بر اساس میزان اهمیت علایم بیماری‌ها، توصیه‌های پیشگیری و مراقبت خود را بهبود دهند.

محمدرضا اصغریان، فرزاد فیروزی جهانتیغ،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: بخش اورژانس بیمارستان، یکی از ورودی‌های اصلی آن حساب می‌شود؛ که مراقبت‌های بهداشتی و درمانی را برای بیماران بحرانی و غیربحرانی فراهم آورده است و با محدودیت‌های بهداشتی و درمانی مختلفی مواجه است اما همواره تأکید اصلی بر روی محدودیت منابع است. بسیاری از پروژه‌های شبیه‌سازی در بیمارستان‌ها و ابتدا در بخش‌های اورژانس با هدف افزایش بهره‌وری اجرا شدند. تحقیق حاضر، یک تشریح کلی برای جریان حرکت و مدت اقامت بیمار در بخش اورژانس بیمارستان تخصصی منتخب در شهرستان زاهدان است. هدف تحقیق فعلی، پیشگیری از پیچیدگی‌های مراقبتی، کاهش زمان انتظار و مدت اقامت بیمار در بخش اورژانس، ارایه‌ی مدل شبیه‌سازی و بهبود آن بر اساس شبیه‌سازی گسسته‌پیشامد است.
روش بررسی: با استفاده از بانک اطلاعات سامانه‌ی بخش اورژانس بر اساس داده‌های مورد نیاز و همچنین از طریق مشاهده‌ی حضوری داده‌های مربوط به مدت اقامت بیمار در بخش اورژانس، شامل زمان ورود، زمان انتظار، نوع خدمات ارایه شده به بیمار، زمان خدمت‌دهی و زمان خروج، جمع‌آوری شدند و به‌وسیله‌ی کارشناسان مرتبط با همین حوزه، بررسی و تأیید گردید تا از بالاترین میزان روایی با واقعیات برخوردار باشد. داده‌ها در نرم‌افزار Excel طراحی شدند و سپس تحلیل داده‌ها و ایجاد مدل شبیه‌سازی با استفاده از نرم‌افزار Aren V14 انجام شد و براساس نتایج حاصله تأثیر راه‌حل‌های پیشنهادی ارزیابی شد.
یافته‌ها: یافته‌های تحقیق حاضر نشان داد که بیشترین صف ایجاد شده در بخش اورژانس بیمارستان تخصصی منتخب در شهرستان زاهدان، مربوط به معاینه‌ی پزشکی و آزمایشات تکمیلی است. با اجرای مدل شبیه‌سازی و آزمایش راه‌حل‌های مختلف، راه‌حل 3 یعنی افزودن یک پرستار به مشاوره‌ی پرستاری و یک کارشناس به رادیولوژی، دارای بیشترین پیامد بهینه‌ساز بر روی عملکرد سیستم در سطوح مختلف فرآیند پذیرش بیمار است و هزینه‌ی اجرای آن نیز بیش از راه‌حل‌های 1 و 2 است. این راه‌حل، یک کاهش 14 درصدی در عملکرد میانگین مدت اقامت و یک کاهش 28 درصدی برای میانگین مدت زمان آزمایش‌های تکمیلی ایجاد نمود.
نتیجه‌گیری: به‌کارگیری مدل‌های صف و تکنیک‌های شبیه‌سازی باعث بهبود عملکرد سیستم می‌شوند و اجرای آن‌ها اثرات قابل توجهی بر روی کاهش زمان انتظار و مدت اقامت بیماران در بخش اورژانس، افزایش سطح کیفی فرآیند نظارت بر بیماران، مدیریت بهینه‌ی منابع و افزایش بهره‌وری به‌همراه دارد.

دکتر مازیار کرمعلی، آزاده سلیمانی نژاد، پیرحسین کولیوند، رضا دهخدایی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: جمعیت هلال‌احمر ایران، در بین جمعیت‌های صلیب‌سرخ و هلال‌احمر به‌عنوان یکی از ده جمعیت قدرتمند جهان در پاسخ‌گویی به سوانح و حوادث شناخته شده است. هدف پژوهش حاضر، ترسیم الگوی مسایل پژوهشی هلال احمر ایران با مطالعه‌ی برون‌دادهای علمی طی سال‌های گذشته است.
روش بررسی: پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد علم‌سنجی و تحلیل کتاب‌سنجی است که از فنون مصورسازی شبکه‌های رخدادی و تحلیل هم‌واژگانی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه پژوهش‌های انجام شده‌ی جمعیت هلال‌احمر ایران و مقالات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس از دهه ۹۰ میلادی تاکنون بود. از تحلیل هم‌واژگانی عناوین پژوهشی انجام شده در سازمان و اطلاعات چکیده مقالات و تکنیک‌های مصور‌سازی داده‌ها با نرم‌افزارهای VOSviewer، NVIVO، WourdCloud و iThoughts استفاده شد.
یافته‌ها: روند انتشار برون‌داد‌های پژوهشی صعودی بوده است. تجزیه و تحلیل برون‌دادها نشان داد دانشگاه علوم پزشکی شیراز بیشترین برون‌داد و مرکز تحقیقات گوارش و کبد و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان کم‌ترین برون‌داد را از میان ۱۰ موسسه پرکار داشته‌اند. همچنین مجله Iranian Red Crescent Medical Journal بیشترین برون‌داد را داشت و از میان موضوعات مرتبط با برون‌دادها حوزه پزشکی در رتبه‌ی اول و حوزه چندرشته‌ای در پایین‌ترین رتبه قرار داشتند. از میان واژگان پرکاربرد نیز«انسان» در رتبه‌ی اول قرار داشت. شناسایی و ترسیم نقشه مسایل پژوهشی نشان داد که موضوعات پژوهشی این سازمان در ۹ حوزه اصلی قابل دسته‌بندی است که در این میان امداد و نجات با ۴/۲۱% در رتبه اول و فناوری و نوآوری با ۶/۴% در پایین‌ترین رتبه قرار داشت.
نتیجه‌گیری: بررسی برون‌دادهای علمی و پژوهشی هلال‌احمر ایران بیانگر گستردگی و تنوع مسایل پژوهشی در حوزه‌های موضوعی مطرح شده است. وضعیت پژوهش‌های انجام شده در نقشه‌ی مسایل هلال‌احمر ایران با مقایسه‌ی ابر کلیدواژگان نشان داد که عملکرد پژوهشی این سازمان در زمینه‌های خدمات سلامت، امداد و نجات و آموزش بیشتر است. با توجه به گستردگی مسایل متناسب با ماموریت‌های خود نیاز به رشد متوازن پژوهش‌ها و تولیدات دانشی در سایر محورها دارد.

لیلا کیخا، فاطمه شیخ شعاعی، عبدالاحد نبی اللهی، مهناز خسروی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: کتابداران سلامت می‌توانند نقش مهمی در تأمین نیازهای اطلاعاتی تیم مراقبت و درمان و ارتقای کیفیت خدمات پزشکی و درمانی داشته باشند. بالا بردن سواد اطلاعاتی بالینی و استفاده از پزشکی مبتنی بر شواهد در دستیاران چشم‌‎‎پزشکی، به دلیل اهمیت سلامتی بیماران این حوزه و تصمیم‎‌گیری مناسب درباره‌ی وضعیت سلامت افراد از اهمیت زیادی برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر مداخله‌ی آموزشی کتابداران بالینی بر مهارت دستیاران چشم‌پزشکی در استفاده از اطلاعات مبتنی بر شواهد در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی نیمه‌تجربی بود. جامعه پژوهش، دستیاران چشم‌پزشکی بیمارستان چشم‎‌پزشکی الزهرا(س) دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در طی سال‎‌های ۱۴۰۲-۱۳۹۹ بودند که از طریق سرشماری انتخاب شدند. در طول یک دوره سه ماهه، ۱۷ جلسه آموزشی به صورت ترکیبی(حضوری و مجازی با استفاده از سامانه نوید) در ارتباط با روش‌های صحیح جستجو از پایگاه‌های اطلاعاتی مختلف و استفاده مناسب از اطلاعات مبتنی بر شواهد برای ۱۸ دستیار متخصص چشم‌پزشکی برگزار شد. برای جمع‌آوری داده‌ها قبل و بعد از آموزش از پرسش‌نامه‌ی سواد اطلاعات بالینی برگرفته از مطالعات قبلی استفاده شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و آزمون‎‌های آماری ANOVA و ANCOVA جهت مقایسه‌ی نمره‌ی قبل و بعد از آموزش در گروه مداخله استفاده شد.
یافته‌ها: بیشترین میزان دستیاران مشارکت‌کننده(۵۵/۶ درصد) زن بودند. قبل از مداخله ۳۳/۳ درصد از جامعه پژوهش، سطح دانش آنان از پزشکی مبتنی بر شواهد در حد متوسط و زیاد بود. بین سطح کل دانش دستیاران بعد از آموزش با متغیر جنسیت، ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت(۰/۰۵>P-value). آموزش کتابدار بالینی، بر سطح دانش پایه پزشکی مبتنی بر شواهد، طراحی سوالات بالینی، جستجوی شواهد بالینی، ارزیابی نقادانه‌ی شواهد بالینی و اشاعه اطلاعات پزشکی مبتنی بر شواهد دستیاران مؤثر بوده است(۰/۰۵>P-value).
نتیجه‌گیری: با در نظر گرفتن تأثیر مثبت مداخله‌ی کتابداران بالینی در بالا بردن سطح دانش تصمیم‌گیری بالینی دستیاران چشم‌پزشکی، پیشنهاد می‎‌گردد که کارگاه‎‌ها یا دوره‌های آموزشی پزشکی مبتنی بر شواهد برای دستیاران رشته‌های مختلف با استفاده از روش‌های متنوع آموزشی برگزار شود. علاوه بر این پیشنهاد می‌شود واحد درسی پزشکی مبتنی بر شواهد در برنامه درسی دستیاران گنجانده شود و آموزش به صورت تیمی متشکل از متخصصان کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی و متخصصان چشم‌پزشکی انجام شود.

فرزین حلب چی، رضا صفدری، شهربانو پهلوانی نژاد، صهبا کاظمی پور،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان بهداشت جهانی میزان فعالیت بدنی کمتر از ۱۵۰ دقیقه با شدت متوسط یا ۷۵ دقیقه با شدت شدید در هفته برای بزرگسالان را به‌عنوان کم‌تحرکی و فعالیت بدنی کم تعریف می‌کند که یک چالش جهانی جدی شناخته می‌شود و پیامدهای خطرناکی برای سلامت عمومی به‌همراه دارد. آمار جهانی نشان‌می‌دهد که این مشکل در میان بانوان بارزتر است؛ به‌طوری‌که در ایران، ۶۱/۹ درصد از بانوان به‌اندازه‌ی کافی فعالیت بدنی ندارند. پذیرش و گسترش فناوری‌های سلامت همراه نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای این فناوری‌ها در پشتیبانی از خودمراقبتی است و هدف این پژوهش تعیین عناصر داده‌ای لازم برای طراحی یک برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی‌سازی شده‌ی تناسب‌اندام برای بانوان است.
روش بررسی: مطالعه‌ی توصیفی حاضر، در دو مرحله‌ی بررسی منابع و نیازسنجی عناصر داده‌ای انجام گردید. در مرحله‌ی اول، جهت تعیین عناصر داده‌ای مورد نیاز برای ایجاد برنامه کاربردی خودمراقبتی شخصی سازی شده تناسب‌اندام برای بانوان از مقالات علمی موجود در پایگاه‌های اطلاعاتی و منابع کتابخانه‌ای استفاده و چک‌لیستی از عناصر داده‌ای تهیه شد. در مرحله‌ی دوم بر اساس چک‌لیست تهیه شده، پرسش‌نامه‌ی طراحی‌شده توسط پژوهشگر ایجاد شد که روایی آن مورد تأیید تیم پژوهش بود و پایایی آن با ضریب آلفا کرونباخ ۹۱/۳% محاسبه شد. 
یافته‌ها: پرسش‌نامه‌ی مذکور در اختیار ۲۰ پزشک گروه پزشکی ورزشی کلینیک مهدی مجتمع بیمارستانی امام‌خمینی(ره) تهران قرارگرفت تا عناصر داده‌ای پیشنهادی از نظر اهمیت، قابلیت اندازه‌گیری و مرتبط‌بودنشان مورد بررسی دقیق قرارگیرند. در مجموع ۴۹ عنصر داده‌ای در ۷ بخش اطلاعات دموگرافیک، اطلاعات بهداشتی، اطلاعات بیماری، عادات رفتاری نامناسب، داده‌های تن‌سنجی، گزارش‌ها و سبک زندگی شناسایی شد. از این تعداد ۴ عنصر به دلیل عدم تطابق با اهداف پژوهش و نمرات پایین اهمیت از مجموعه حذف گردیدند. همچنین، برای تسهیل تحلیل‌های آتی، عناصر باقیمانده در ۶ گروه مجدداً دسته‌بندی شدند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه، عناصر کلیدی داده‌ای مورد نیاز برای طراحی و ارایه برنامه‌های ورزشی ویژه بانوان شناسایی و تعیین گردید. این فرایند با هدف ارتقای سطح فعالیت بدنی و پاسخ‌گویی به نیازهای ویژه بانوان انجام شد تا مبنایی علمی و دقیق برای توسعه برنامه‌هایی متناسب با ویژگی‌های جسمانی و روانی این گروه فراهم شود. 

فاطمه نجفی، هومن شهسواری، گلنار قانع، زهرا زارع،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تضمین کیفیت و حفظ ایمنی بیمار در مراقبت‌های پرستاری یکی از چالش‌های اساسی و مهم در حرفه‌ی پرستاری به‌شمار می‌رود. بنابراین وجود یک ابزار بومی و معتبر برای ارزیابی پدیده‌«مراقبت پرستاری از دست‌رفته» می‌تواند به شناسایی اقدامات و شرایطی که منجر به نتایج منفی در مراقبت از بیمار می‌شوند کمک شایانی نماید. بنابراین، هدف از مطالعه‌ی‌ حاضر، بومی‌سازی و روان‌سنجی نسخه‌ی ایرانی ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته می‌باشد.
روش بررسی: ترجمه و تست روان‌سنجی ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته در ۶ مرحله شامل: ترجمه از زبان اصلی به زبان فارسی، مقایسه‌ی دو نسخه‌ی ترجمه شده‌ی ابزار، ترجمه برگشتی، مقایسه‌ی دو نسخه‌ی ترجمه برگشتی و نسخه‌ی زبان اصلی، تست آزمایشی نسخه پیش نهایی در زبان مقصد با نمونه‌ی تک‌زبانه و در نهایت، تحلیل روان‌سنجی کامل نسخه‌ی پیش‌نهایی شامل روایی صوری، محتوا، سازه و پایایی انجام شد. این مراحل در نمونه‌ای شامل ۳۳۰ نفر از پرستاران بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران به کار گرفته شد.
یافته‌ها: تعداد افراد شرکت‌کننده در مطالعه حاضر ۳۳۰ نفر می‌باشد که بیشتر زن بوده و در شیفت‌‎های چرخشی‌کاری حضور داشتند. نیمی از افراد در محدوده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال قرار داشتند و بیشترین طول مدت اشتغال در حرفه پرستاری مربوط به محدوده بالاتر از ده سال بود(۱۰۰ نفر(۳۰/۳ درصد)). همچنین بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان دارای مدرک لیسانس پرستاری بودند و اکثریت بیش از ۳۰ ساعت در هفته کار می‌کردند(۳۱۶ نفر(۹۵/۸ درصد)). آلفای کرونباخ برای کل ابزار برابر با ۰/۸۹ و برای ابعاد قسمت ب ابزار بین ۰/۷۹ تا ۰/۹۳ به‌دست آمد. نتایج ضریب همبستگی پیرسون برای بازآزمون قسمت الف ابزار(مراقبت پرستاری از دست‌رفته حاوی فهرستی از اقدامات پرستاری)، برابر با ۰/۸۳ و برای قسمت ب(علل مراقبت پرستاری از دست‌رفته) ابزار۰/۸۰ بود. همچنین، نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان‌دهنده ‌برازش مناسب و مطلوب برای سه بعد قسمت ب ابزار بر اساس شاخص‌های کلی برازندگی بود. در مجموع، این یافته‌ها شواهدی برای اعتبار سازه‌ای و پایایی قوی ابزار ارایه می‌دهند و از مناسب بودن آن برای ارزیابی مراقبت‌های پرستاری از دست‌رفته در محیط‌های بالینی پشتیبانی می‌کنند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نقش حیاتی پرستاران در سیستم بهداشت و درمان، فراهم آوردن مراقبت‌های پرستاری با کیفیت و ایمنی بالا اهمیت بیشتری می‌یابد. افزایش جمعیت‌های متنوع در سراسر جهان نشان‌دهنده‌ی نیاز شدید محققان و مراقبان سلامت به دسترسی به ابزارهای معتبر بین اقشار مختلف فرهنگی و یا به زبان‌های متفاوت است. نسخه‌ی ایرانی«ابزار مراقبت پرستاری از دست‌رفته» ابزاری معتبر است که دارای همسانی درونی در دامنه‌ی قابل‌قبول، تکرارپذیری در دفعات آزمون خوب و اعتبار کافی به علت دارا بودن همبستگی با نسخه‌ی اصلی است. استفاده از این ابزار می‌تواند در شناسایی عوامل مرتبط با کاهش کیفیت مراقبت و طراحی مداخلات تأثیر‌گذار و یا تعدیل‌کننده‌ی این پدیده‌ی پیچیده نقش مؤثری داشته باشد.

مهناز کمانی، نوشین سلیمانی اصل، علی منصوری،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: گسترش فناوری اطلاعات منجر به تولید دانش فزاینده‌ای شده است که ممکن است بخشی از این دانش پنهان باشد؛ بنابراین برای آشکار سازی دانش، نقش مدیریت دانش بسیار مهم است. از سویی دیگر، در تحقیقات حوزه‌ی بهداشت و سلامت که اصولاً براساس نیاز بیماران، مراقبان آن‌ها و متخصصان انجام می‌شود، مدیریت دانش برای کیفیت خدمات آن‌ها از اهمیت بالایی برخودار است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل وضعیت برون‌دادهای پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت است.
روش بررسی: بر اساس ماهیت، پژوهش حاضر از نوع توصیفی، کمی و کاربردی است که با تکنیک علم‌سنجی هم‌رخدادی واژگانی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل ۲۴۸۷ منبع است که حاصل کلیه برون‌دادهای پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت که در پایگاه Web of Science نمایه شده است. تحلیل پرسش‌های پژوهش از طریق سه نرم‌افزار Excel, BibExcel, VOSviewer انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش قاره‌های اروپا، آسیا و آمریکای شمالی به‌ترتیب بیشترین مشارکت را در تولیدات پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش بهداشت و سلامت داشتند. در بین کشورها نیز، آمریکا، انگلیس و کانادا بیشترین فعالیت را در این حوزه داشتند و کشور ایران نیز در رده ۱۷ قرار گرفت. از بین اهداف توسعه پایدار سازمان ملل، به سه هدف سلامتی و تندرستی، صنعت، نوآوری و زیرساخت و آموزش باکیفیت در تولیدات پژوهشی حوزه‌ی مدیریت دانش در بخش سلامت و بهداشت بیشترین توجه صورت گرفته است. نقشه هم‌رخدادی واژگانی نیز نشان‌دهنده اهمیت کلیدواژه‌های مدیریت دانش، مراقبت‌های بهداشتی و پرونده‌های الکترونیکی سلامت است. خوشه‌های موضوعی به‌دست آمده نیز اهمیت سه حوزه عملکرد سازمانی، مدیریت اطلاعات و سیستم‌های اطلاعات سلامت را نشان می دهد.
نتیجه‌گیری: در کشورهای توسعه‌یافته و سطح اول دنیا، توجه به مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت پررنگ‌تر است. همچنین، برای دستیابی به سطح بالایی در حوزه‌ی بهداشت و سلامت به‌عنوان یک معیار مهم و اثرگذار در اکثر بخش‌های توسعه‌ای نیازمند آن است که به دیگر اهداف توسعه پایدار نیز پرداخته شود؛ به‌خصوص می‌توان با استقرار سیستم‌های مدیریت دانش در حوزه بهداشت و سلامت به دستیابی به اهداف مهمی مانند ریشه‌کن کردن فقر و گرسنگی و کاهش نابرابری‌ها کمک شایانی کرد.

پارسا فرمهین فراهانی، مریم امیرشکاری، محسن یغمایی،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: طراحی کارت ترجیحات جراحی استاندارد و اجرای آن در محیط اتاق‌عمل می‌تواند مشکلات مربوط به تنوع اعمال جراحی و آماده‌سازی اقلام، ابزارها و تجهیزات مورد نیاز هر عمل جراحی را با کاهش اتلاف زمان، تقویت کار تیمی و بهبود عملکرد کارکنان و دانشجویان رشته‌ی اتاق‌عمل تا حدودی برطرف سازد. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تأثیر طراحی و به‌کارگیری نرم‌افزار کارت ترجیحات جراحی بر مهارت بالینی دانشجویان اتاق‌عمل در دانشگاه علوم پزشکی جیرفت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش از نوع مداخله‌ای نیمه‌تجربی بود که طی آن ۷۰ نفر از دانشجویان ترم ۴ و ۶ و ۸ مقطع کارشناسی اتاق‌عمل به روش تصادفی ساده و با داشتن ویژگی‌های ورود به مطالعه، انتخاب شده و با نرم‌افزار آموزشی طراحی شده توسط پژوهشگر آموزش داده شدند. قبل و بعد از آموزش، مهارت‌بالینی آن‌ها با استفاده از پرسش‌نامه و چک‌لیست محقق‌ساخته ارزیابی شد. جهت تأیید روایی پرسش‌نامه‌ها و چک‌لیست محقق‌ساخته از نظر پنل خبرگان(۱۲ نفر از اعضای هیات‌علمی متخصص) و توافق‌نظر ارزیابان هم‌سطح  استفاده شد. سپس داده‌ها در نرم‌افزار SPSS با استفاده از آمار توصیفی، آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. 
یافته‌ها: بر طبق یافته‌های پژوهش، به‌کارگیری نرم‌افزار طراحی شده بر مهارت بالینی دانشجویان اتاق‌عمل مؤثر بود. به‌طوری‌که بر اساس نتایج آزمون‌ ویلکاکسون، اختلاف معنی‌داری در میانگین نمره‌های آزمون مهارت‌های بالینی دانشجویان قبل و بعد از اجرای نرم‌افزار طراحی شده، مشاهده شد. نتایج مطالعه نشان داد که نمرات مهارت بالینی دانشجویان پس از به‌کارگیری نرم‌افزار افزایش یافته است. حداکثر نمرات نمونه‌ها از ۱۰۰ نمره محاسبه شده است. به‌طوری‌که میانگین نمره مهارت بالینی افراد مورد پژوهش از ۴۰/۹۸ در قبل از مداخله آموزشی به ۹۲/۳۶ بعد از مداخله، رسیده و دانشجویان از سطح مهارت بالاتری در آماده‌سازی اقلام و ابزارهای مورد نیاز تیم جراحی در هر سه مرحله قبل، حین و بعد از جراحی داشتند. همچنین در مطالعه، بین هیچ‌یک از متغیرهای دموگرافیک مورد مطالعه مانند سن، جنس و ترم تحصیلی با مهارت بالینی اعضای مورد مطالعه ارتباطی یافت نشد(۰/۰۵>P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، طراحی و به‌کارگیری نرم‌افزار کارت ترجیحات جراحی در فرایند آموزش دانشجویان اتاق‌عمل بر ارتقای مهارت بالینی آن‌‎ها تأثیرگذار بوده است. از این‌‌رو طراحی و به‌کارگیری نرم‌افزار‌های آموزشی در زمینه پیش‌بینی نیازها و آماده‌سازی ملزومات هر عمل جراحی به همه‌ی اساتید و مسئولان رشته اتاق‌عمل پیشنهاد می‌گردد.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb