766 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشی اصيل
جواد شجاع فرد، حیدر ندریان، محمد حسین باقیانی مقدم، سید سعید مظلومی محمود آباد، حمید رضا صنعتی، محسن عسگرشاهی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی عروقی اولین عامل مرگ ومیر در ایران شناخته شده که میتواند بار بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی عظیمی را بر جامعه تحمیل کند. خودمراقبتی، یکی از جنبه های مهم درمان دربیماران مبتلا به نارسایی قلبی است. لازم است که آموزش خودمراقبتی غیر دارویی، قسمتی از برنامه درمانی روزانه این بیماران در بیمارستانها و مراکز بهداشتی درمانی باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر رفتار خود مراقبتی و موانع و منافع انجام آن در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی در شهر تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مداخله ای، تعداد 180 نمونه از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعه کننده به بیمارستان قلب شهید رجایی شهر تهران انتخاب شد که در دو گروه آزمون(90n=)و شاهد(90n=) قرار گرفتند. بیماران مورد بررسی به مدت 1 ماه توسط یک گروه آموزشی تحت آموزش قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه و طی مصاحبه با بیماران قبل و بعد از مداخله جمع آوری گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آمار توصیفی و آزمونهای کای اسکوئر، تی مستقل و زوج شده، آنالیز واریانس و توکی تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: پس از مداخله میزان انجام رفتارهای خودمراقبتی (5/74%) و منافع درک شده انجام این رفتارها(35/19%) در گروه مداخله بطور معنی داری افزایش(001/0P<) و موانع درک شده انجام این رفتارها(76/27%) نیز بطور معنی دار کاهش(001/0P<) یافت. هیچ تغییر قابل توجهی در این متغیرها در گروه شاهد مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: مداخله برای ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی ضروری است. برنامه آموزشی اجرا شده در مطالعه حاضر در بهبود رفتارهای خودمراقبتی این بیماران و مثبت نمودن درک آنها از منافع و موانع انجام این رفتارها مؤثر واقع شده است. ارائه دهندگان مراقبتهای بهداشتی و پرستاران می توانند با بکارگیری چنین برنامههای آموزشی نقش بسیار مؤثرتری در بهبود رفتارهای خودمراقبتی و نهایتاً کیفیت زندگی این بیماران داشته باشند.
فاطمه استبصاری،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : در گزارش (2010) Health People افزایش فعالیت فیزیکی در جوانان، در صدر اولویتهای بهداشتی قرارگرفته است. یک نوجوان تمایل دا رد تا سطح فعالیت فیزیکی خود را تا بزرگسالی حفظ کند و شیوه زندگی اساسا در این دوران شکل میگیرد. فعالیت فیزیکی یکی از اجزای سبک زندگی میباشد. بی تحرکی و فعالیت فیزیکی ناکافی در کنار تغذیه نامناسب منجر به افزایش بیماریهای مزمن بخصوص بیماری های قلبی وعروقی، دیابت، پوکی استخوان میشود.
روش بررسی: این مطالعه یک برنامه آموزشی از نوع مداخله ای است که بر روی دانش آموزان دختر مقطع راهنمایی شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 86 در دو گروه مداخله و کنترل (هرگروه 300 نفر) انجام شد. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه شامل اطلاعات دموگرافیک، سوالات سنجش آگاهی، نگرش و عملکرد بود. در ابتدا میزان آگاهی نگرش و عملکرد کلیه دانش آموزان ارزیابی شد. برنامه آموزشی مداخله ای شامل 8 ساعت آموزش به صورت جلسات هفتگی، هرجلسه 1 ساعت، در طول یک دوره 2 ماهه و بصورت جلسات سخنرانی، پرسش و پاسخ، توزیع جزوه و پمفلتهای آموزشی و نمایش فیلم در زمینه اهمیت و مزایای فعالیت فیزیکی، مشکلات ومسایل ناشی از عدم فعالیت فیزیکی مناسب، لزوم تداوم فعالیت فیزیکی مطلوب و اثرات آن در آینده اجرا شد. پس از گذشت 2 ماه از مداخله، دو گروه مقایسه شدند.دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش STATA تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: این مطالعه نشان داد که قبل از آموزش، اختلاف آماری معنی دار بین گروه های مورد مطالعه از نظر آگاهی نگرش و عملکرد وجود نداشت. اما پس از مداخله آموزشی، افزایش معنی داری در میانگین نمره آگاهی، نگرش و عملکرد گروه مداخله ملاحظه گردید( 001/0p< ). مداخله آموزشی به اندازه 15 امتیاز در ارتقاء آگاهی، 5 امتیاز در ارتقاء نگرش و 6/1 امتیاز در بهبود عملکرد تاثیر داشت.از بین عوامل موثر، متغیرهای تحصیلات مادر وشغل پدر بر آگاهی، پایه تحصیلی بر نگرش و تحصیلات مادر بر عملکرد دانش آموزان موثر است.
بحث و نتیجه گیری: فعالیت فیزیکی یکی از اجزای سبک زندگی و به عنوان یک اولویت بهداشتی جوانان می باشد. مداخله آموزشی سبب ارتقاء آگاهی- نگرش و عملکرد جوانان در زمینه فعالیت فیزیکی میشود.
محمد طاهر حجتی، فریبا نباتچیان، ناهید عین الهی، علی پور فتح الله، محمدرضا مهدوی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: تالاسمی یک بیماری ژنتیکی است که بصورت کمبود نسبی یا کامل زنجیرههای آلفا یا بتا گلوبین میباشد. بیماران مبتلا در فرم متوسط و شدید خود از اوایل زندگی احتیاج به تزریق خونهای متعدد پیدا میکنند. وقوع آلوایمونیزاسیون در برابر آنتی ژنهای گروههای خونی در مبتلایان به تالاسمی نسبتا بالاست و ممکن است مشکلات زیادی را در درمانهای طولانی مدت و تزریقات بوجود بیاورد. بوجود آمدن آلوآنتی بادی ضد این گروههای خونی موجب پیدایش مشکلات عدیده منجمله آماده کردن خون سازگار برای تزریق میشود. لذا تعیین دقیق آنتی ژنهای گلبولهای قرمز این بیماران در کاهش آلوایمیونیزاسیون، امری ضروری بنظر میرسد.
روش بررسی: در این مطالعه، بصورت تصادفی از 40 نفر از بیماران تالاسمی، قبل از اقدام به تزریق خون، 4 سی سی خون محیطی در لوله های حاوی EDTA گرفته شد. همچنین از 10 نفر از افراد سالم که سابقه هیچ تزریق خون نداشتند هم بعنوان کنترل نتایج سرولوژیکی (آگلوتیناسیون) و مولکولی وارد مطالعه شدند. تعیین فنوتیپ بیماران و گروه کنترل بوسیله گلبولهای قرمز بیماران بروش آگلوتیناسون لولهای طبق دستور بوسیله آنتی بادی های تجاری صورت گرفت. جهت انجام آزمایش مولکولی آزمون Allele Specific Oligonucleotide (ASO)PCR برای هر یک از آنتی ژنهای مورد نظر در میکروتیوب های جداگانه انجام شد.
یافتهها : در این مطالعه با استفاده از اللهای اختصاصی هر الل در شرایط دمایی یکسان هر چهار ژن مورد بررسی تکثیر شد. بعلاوه مقایسه نتایج بدست آمده از دو روش مولکولی و آگلوتیناسیون نشان داد که در گروه شاهد که سابقه هیچگونه تزریق خونی را نداشتند، نتایج مشابهی در دو روش فوتیپی و ژنوتیپی دیده شد، اما در گروه بیماران نتیجه بر خلاف گروه شاهد بود و نتایج این دو روش در بسیاری از نمونهها تفاوت داشت.
بحث و نتیجه گیری: مزیت این روش نسبت به روشهای دیگر مثل PCR-RFLP اینست که هر چهار ژن در یک شرایط دمایی و غلظت، قابلیت تکثیر را داشته و بلا فاصله با انجام الکتروفورز تعیین پروفایل آنتی ژنی فرد انجام میشود و از طرفی دیگر هزینه و زمان زیادی که در روش PCR-RFLP که در آن پس از تکثیر ژن، محصولات را در مدت خاصی تحت تاثیر آنزیم قرار میدهند را ندارد. لذا روش فوق بعلت سادگی روش و ارزانی نسبت به سایر روشها به مراکز درمانی و تحقیقاتی پیشنهاد میگردد.
رضا صفدری، نیلوفر ماسوری، امید امینیان، سمیه داودی،
دوره 2، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف : بیماریهای شغلی بیماریهایی هستند که منحصرا به علت اشتغال به یک شغل و تحت تاثیر شرایط موجود در آن بوجود می آیند. عوامل مختلفی در وقوع، شدت و عوارض بیماریهای شغلی موثر هستند. کشورهای مختلف نشان داده اند که یک نظام اطلاعات بیماریهای شغلی که دارای اهداف و ساختار مناسبی باشد، نقش موثری در کاهش وقوع بیماریها، هزینه های اقتصادی و تحصیل بهینه منابع دارد. ارتقاء سلامت به عنوان اولین هدف نظام سلامت، نیازمند وجود نظام اطلاعات جامع، کامل و یکپارچه بیماریهای شغلی می باشد.
روش بررسی: در یک مطالعه توصیفی تطبیقی در سال 1387 نظام اطلاعات کشورهای امریکا، فنلاند، فرانسه و ایران براساس اهداف و ساختار مورد بررسی قرار گرفت. ابزار پژوهش مقالات، کتب، مجلات و سایت های معتبر اینترنتی انگلیسی زبان بود. سپس اطلاعات گردآوری شده پس از طبقه بندی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: هر سه کشور منتخب دارای نظام اطلاعات الکترونیکی و پایگاه دادههای بیماریهای شغلی میباشند. در فنلاند اطلاعات بیماریها و صدمات در پایگاه های مجزا نگهداری میشوند. در امریکا نظام جامع وجود ندارد و سیستم های بیشماری به صورت پراکنده موجودند. در فرانسه نظارت و کنترل از اولویت اول برخوردار می باشد. در ایران نظام جامع، مدون و مشخصی برای ثبت بیماریهای شغلی وجود ندارد.
بحث و نتیجه گیری: اهداف نظام اطلاعات بیماریهای شغلی در تمام کشورهای مورد مطالعه در این پژوهش همراستا می باشند. ساختار نظام اطلاعات بیماریهای شغلی فنلاند از جامعیت بیشتری برخوردار است. کشور ایران فاقد نظام جامعی در این زمینه است و باتوجه به اهمیت بیماریهای شغلی و پیشگیری از آن استفاده از تجربیات سایر کشورها و تنظیم نظام الکترونیک جامع بیماریهای شغلی برای ایران توصیه می شود.
فریدون آزاده، ریحانه واعظ، میترا قریب،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : استناد را میتوان یکی از پایه های اصلی تدوین کارهای علمی و پژوهشی مکتوب به شمار آورد، که هر محققی در مدلل کردن یافتههای علمی خود، ناگزیر بدین شیوه روی میآورد. حفظ و تداوم پیوند اطلاعاتی از طریق استناد، به شرط صحت آن ضروری به نظر میرسد. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت صحت مقالات استنادی و میزان مطابقت آنها با شیوه نامه ونکوور در پایان نامه های سال 1386 دوره های دکترای تخصصی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است.
روش بررسی : روش مطالعه در این بررسی تحلیل استنادی است. با استفاده از جدول مورگان و نمونه برداری سیستماتیک، از کل 4293 مقاله استنادی ، 357 مقاله استنادی برای بررسی صحت استنادی و میزان مطابقت با شیوه نامه ونکوور برگزیده شدند. شش عنصر مورد بررسی مشتمل است بر: نام نویسندگان، عنوان مقاله، عنوان مجله، سال انتشار، شماره جلد، شماره صفحات . خطاهای استنادی به دو گروه 1- خطاهای کوچک 2- خطاهای بزرگ تقسیم شدند. روش جمع آوری اطلاعات، مشاهده مستقیم است، دادهها در چک لیستی تهیه شده، وارد شد.نرم افزار مورد استفاده جهت تجزیه و تحلیل دادههاSPSS(11.0) بود.یافتهها : از کل 357 مقاله استنادی بررسی شده، 398 مورد (4/111% )انواع خطاهای استنادی در عناصر ششگانه ثبت شده است. از 357 استناد مورد مطالعه فقط 136 (90/38%)استناد فاقد هر نوع خطای استنادی گزارش شده است و 221(62%) استناد دارای انواع خطاهای استنادی ثبت شده است. 35 استناد (8/9%) از مجموع استنادهای بررسی شده پیروی کامل از شیوه نامه ونکوور کردهاند .
بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج نامطلوب هم در خطاهای استنادی و هم میزان مطابقت با نظام ونکوور، دلایلی چندرا میتوان در بروز چنین وضعیتی دخیل شمرد از جمله : عدم آگاهی دانشجویان نسبت به اهمیت جایگاه و یکدستی استنادها در آثار علمی، بی دقتی دانشجویان در تهیه استنادها، عدم دسترسی به اصل منابع و کپی برداری از سایر منابع، عدم تاکید استادان بر صحت استنادها، کم توجهی موسسات آموزشی نسبت به استنادهای ارائه شده در پایان نامهها، عدم استفاده از مشاوره کتابداران متخصص و ناآشنایی با نرم افزارهای مدیریت منابع.
رضا صفدری، زهرا سادات آزاد منجیر،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: توسعه و ارزیابی خدمات توانبخشی به عنوان بخشی از نظام سلامت که نقش مهمی را در ارتقای کیفیت زندگی ایفا می نماید همچون سایر سطوح مراقبت بهداشتی به ایجاد مکانیزمی برای مدیریت اطلاعات نیاز دارد.اثربخشی مدیریت اطلاعات تنها بواسطه تعیین استاندارد و ارزیابی مداوم عملکرد مراکز توانبخشی از طریق استانداردها تضمین خواهد شد. باتوجه به عدم انجام استانداردسازی فرایندهای مدیریت اطلاعات بخش توانبخشی کشور این مقاله با هدف بررسی و مقایسه استانداردهای مدیریت اطلاعات کمیسیون اعتباربخشی مراکز توانبخشی با نهادهای مشابه استانداردساز و ارزیابی کننده خدمات توانبخشی استرالیا و انگلستان سعی دارد چارچوبی را برای تعیین استانداردهای مورد نیاز فرایندهای مدیریت اطلاعات در مراکز توانبخشی فراهم نماید.
روش بررسی: در مقاله حاضر که بصورت مروری میباشد استانداردهای CARF از محورهای زیرساختهای مدیریت اطلاعات، گرداوری داده، محتوای پرونده، اصول مستندسازی، خط مشیهای اصولی برای محرمانگی و افشای اطلاعات و سیستمهای طبقه بندی بررسی شد. اطلاعات موجود از طریق منابع معتبر چاپی و الکترونیکی مرتبط با موضوع حاصل گردیده است.
بحث و نتیجه گیری: استانداردهای CARF در مقایسه با استانداردهای نهادهای استانداردساز و ارزیابی کننده خدمات توانبخشی استرالیا و انگلستان از کاملترین استانداردها با سطح جزئیات کافی محسوب میشود و تقریبا تمامی محورهای استانداردسازی از جمله استانداردهای زیربنایی مدیریت اطلاعات، گرداوری دادهها، محتوای داخلی پرونده بیمار، مستندسازی و حفظ محرمانگی اطلاعات را مورد توجه قرار داده است. لذا الگوسازی از استانداردهای این سازمان چه به منظور اجرای فعالیتهای استانداردسازی در کشور و چه جهت ارزیابی مراکز توانبخشی مناسب به نظر میرسد.
آرزو فلاحی، حیدر ندریان، سهیلا محمدی، محمد حسین باقیانی مقدم،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماری اولسر پپتیک (PUD) که به زخم معده یا دوازدهه اطلاق میشود و در بیشتر موارد مزمن و عود کننده است، خطر پایین آمدن کیفیت زندگی افزایش مییابد. مشخص نمودن عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران PUD میتواند بعنوان راهنمایی برای طرح ریزی برنامههای آموزشی برای این بیماران و انجام مداخلههای صحیح و مناسب جهت ارتقاء کیفیت زندگی آنها عمل کند. لذا این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با کیفیت زندگی بیماران مبتلا به اولسر پپتیک بر اساس مدل پرسید در شهر سنندج طراحی و اجرا گردید.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی- مقطعی بر روی 120 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه بیمارستان بعثت شهر سنندج که طی نمونه گیری تصادفی ساده بدست آمدند انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای بود که بر اساس سازههای مدل پرسید تدوین گردیده و مشتمل بر سازه های کیفیت زندگی، وضعیت سلامت، عوامل مستعد کننده (آگاهی و نگرش)، قادرکننده و تقویت کننده همراه با رفتارهای خود مدیریتی بیماری اولسر پپتیک بود و بصورت مصاحبه تکمیل گردید. پایایی و روایی پرسشنامهها تأیید گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS و با بکار گیری آزمونهای ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA ، t-test و همچنین تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: همبستگی مثبت و معنی داری بین کیفیت زندگی و متغیرهای وضعیت سلامت (01/0> P)، آگاهی(05/0>P) و عوامل قادر کننده (05/0> P) و تقویت کننده (01/0> P) وجود داشت. رفتارهای خود مدیریتی نیز با متغیرهای وضعیت سلامت (05/0> P) و عوامل تقویت کننده (01/0> P) همبستگی معنی دار داشت. در مجموع متغیرهای مدل پرسید 9/68% از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی نمودند و از میان این عوامل، وضعیت سلامت قویترین پیش بینی کننده (649/0=β) بود.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به توان بالاتر وضعیت سلامت در پیش بینی کیفیت زندگی و توانایی پیش بینی وضعیت سلامت توسط رفتارهای خود مدیریتی، ارائه یک برنامه آموزشی خود مدیریتی برای بیماران مبتلا به PUD و خانوادههای آنها که تأکید بیشتری روی حمایت اجتماعی بعنوان عوامل تقویت کننده داشته باشد، توصیه میشود. با توجه به اینکه الگوی پرسید در اصل یک مدل جهت برنامهریزی است، میتوان این الگو را در ایران به عنوان چارچوبی جهت برنامهریزی مداخلات در جهت بهبود و ارتقاء رفتارهای خود مدیریتی و نهایتاً کیفیت زندگی بیماران مبتلا به PUD به کار گرفت.
مرتضی ایزدیار، علیرضا صالحی نوده، سید علیرضا رضوی، سیده طاهره شهرستانی، عبدالفتاح صراف نژاد،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : سل یک بیماری عفونی با انتشار جهانی است. بر طبق آخرین آمار سازمان بهداشت جهانی حدود یک سوم جمعیت جهان به مایکوباکتریوم توبرکولوزیس آلوده میباشند. در حال حاضر کماکان روشهای سنتی باکتریولوژیک تنها روشهای تشخیص سل در مراکز بهداشتی می باشند. از مهمترین اهداف برنامه جهانی مبارزه با سل ابداع روشی آسان و قابل اطمینان جهت تشخیص سل است. از جمله روشهای بالقوه ای که ارزش جایگزین شدن به جای روشهای باکتریولوژیک را دارند، روشهایی هستند که بر اساس تعیین پاسخ آنتی بادی اختصاصی علیه آنتی ژنهای مایکوباکتریایی بنا نهاده شدهاند و این روش بنا به چند دلیل بیش از بقیه روشها مورد توجه محققین بوده است. اول اینکه پاسخ آنتی بادی قوی علیه آنتی ژنهای مایکوباکتریایی فقط در طی سل فعال مشاهده میشوند. ثانیاً، روشهای سرولوژیک، ساده، سریع، ارزان و نسبتاً غیر تهاجمی هستند. ثالثاً، این روشها بر خلاف آزمون جلدی PPD توان افتراق بین یک آلودگی بدون علامت و بیماری فعال را دارا می باشند. در این پژوهش یک آزمون غربالگری جهت تشخیص سل به روش ایمونودات با استفاده از یک آنتی ژن ترشحی گلیکوپروتئینی مایکوباکتریوم توبرکولوزیس به نام آنتی ژن 38 کیلودالتونی مورد استفاده قرار گرفت، زیرا در پژوهشهای قبلی، از این آنتی ژن به عنوان یک آنتی ژن اختصاصی گونه که در آزمونهای سرولوژیک ویژگی زیادی از خود نشان داده است یاد شده است.
روش بررسی: در این مطالعه نتایج آزمایش ایمونودات بر روی سرم 32 بیمار مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت با نتایج آزمایش سرم 32 فرد سالم به عنوان کنترل مقایسه شد و سپس نتایج آن با نتایج آزمون مشابه با مخلوط پروتئینی فیلترای کشت مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: با استفاده از آنتی ژن 38 کیلودالتونی آزمایش بر روی 32 بیمار منتهی به 29 پاسخ مثبت گردید، در حالیکه با استفاده از مخلوط پروتئین در هر 2 نمونه سرم هیچ پاسخ مثبتی در سرمهای گروه کنترل مشاهده نشد، ولی با استفاده از مخلوط پروتئین فیلترای کشت، در 8 نمونه از سرمهای گروه کنترل نیز پاسخ مثبت مشاهده شد(ویژگی انجام آزمون ایمونودات با استفاده از آنتی ژنهای 38 کیلودالتونی و مخلوط پروتئین، به ترتیب 100 و 75 درصد محاسبه شد).
بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه بخوبی بیانگر این نکته است که استفاده از انتی ژن 38 کیلودالتونی در تشخیص سریع توبرکولوزیس به روش ایمونودات بدلیل ویژگی بالای آن و عدم نیاز به تجهیزات پیشرفته و گرانقیمت میتواند بعنوان یک آزمون کارا، دقیق و آسان در مطالعات میدانی مورد استفاده قرار گیرد.
رضا صفدری، مجید ملکی، ولی اله قربانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای قلب و عروق مهمترین چالش نظام سلامت در جهان است. پیشگیری و مدیریت بیماریهای قلب و عروق نیاز به یک سامانه فراگیر و جامع برای ثبت دادهها دارد. اطلاعات موجود در پرونده بیمار یکی از مهمترین دادههایی است که باید در راستای سهولت و تسریع فرایند درمان طبقهبندی شود. هدف از این پژوهش مقایسه سامانه طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشورهای توسعه یافته با ایران برای بهبود سیاستهای بهداشت و درمان در جهت مبارزه با بیماریهای قلب و عروق در ایران است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش مروری- مقایسهای در سال87-1386 انجام شده است. جامعه پژوهش سامانههای طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق در کشورهای امریکا، استرالیا، انگلیس و کانادا بوده است. ابزار گردآوری دادهها در این بررسی از طریق جستجو در کتابها، نشریات، اینترنت و همچنین مکاتبه با کشورهای توسعه یافته بود. تحلیل این سامانهها با استفاده از اطلاعات موجود در جداول مقایسهای انجام شد. در این پژوهش فصول و مباحث مربوط به بیماریهای قلب و عروق در سامانه طبقهبندی بیماریها در کشور ایران نیز بررسی شد.
یافتهها: در کلیه کشورهای توسعه یافته سامانه طبقهبندی بیماریها بصورت ملی در آمده است تا نیازهای بهداشتی آن کشور را برای طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق برآورده کند. در کشورهای توسعه یافته به استثنای انگلیس از یک مدل طبقه بندی چند محوری استفاده شده است. در این مدل استفاده از استانداردهای مراقبت بهداشت، آموزش از راه دور، برنامههای آموزش سالیانه و مشاوره با متخصصین قلب و عروق دیده شد. ایران فاقد سامانه ملی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق بود.
بحث و نتیجهگیری: در راستای بهبود مدیریت و پیشگیری از بیماریهای قلب و عروق در ایران ایجاد سامانه ملی طبقهبندی بیماریهای قلب و عروق نقش موثری خواهد داشت.
رضا صفدری، محمد رضا اکبری، شهرام توفیقی، مهدیه معین الغربایی، غلامرضا کرمی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بیماریهای روانی مانند بسیاری از بیماریها ، تاریخی به قدمت انسان دارند. نظام اطلاعات بالینی بیماریهای روانی ناشی از جنگ به عنوان بخشی از نظام مدیریت اطلاعات بیماریهای روانی است که به واسطه مدیریت دادههای بیماران روانی ناشی از جنگ ، مدیریت این بیماریها را میسر میسازد. پژوهش حاضر با هدف مطالعه این نظام در کشورهای آمریکا، استرالیا و انگلیس و ارائه راهکارهای عملی برای ایران انجام شده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از دسته ی مطالعات توصیفی - مقطعی است. ابتدا وضعیت موجود این نظام در مراکز روانپزشکی بوستان اهواز و صدر و سعادت آباد تهران با استفاده از پرسشنامه در دوره زمانی 88- 1387 بررسی گردید. سپس به بررسی این نظام در کشورهای منتخب پرداخته شد و براساس نیاز کشورمان، راهکارهای عملی برای ایران پیشنهاد گردید. تحلیل اطلاعات براساس مقایسه ویژگی های نظام پیشگفته در کشورهای مورد مطالعه به صورت تحلیل توصیفی - نظری صورت گرفت.
یافته ها: در طول تحلیل وضعیت موجود این نظام در بیمارستانهای مورد مطالعه و نبود این نظام، براساس مطالعه،وجود اشتراک و افتراق نظام اطلاعات بالینی بیماریهای روانی ناشی از جنگ در کشورهای منتخب، در قالب 4 محور(اهداف، ساختار محتوایی، عناصر اطلاعاتی، معیارهای ثبت اطلاعات) بررسی گردید.
بحث و نتیجه گیری: طراحی و اجرای چنین نظامی در مراکز روانپزشکی بنیاد شهید، جهت مدیریت این بیماریها، که دو هدف متعالی نظامهای بهداشتی، یعنی کنترل کیفیت و کنترل هزینهها را به همراه دارد، توصیه میشود
قنبر روحی، سید عابدین حسینی، حمید آسایش، ناصر بهنام پور، حسین رحمانی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : امروزه تامین خدمات بهداشتی کافی و مناسب به عوامل زیادی وابسته است. نیروهای انسانی یکی از مهمترین این عوامل میباشد. مدیران پرستاری میتوانند باشناخت دقیق ترکارکرد پرستاران از اتلاف منابع جلوگیری نمایند. ازسوی دیگریک نظام درمانی کارآ فقط از طریق ارائه خدمات مطلوب به اهداف خود میرسد. یکی از راههای موثق ارزیابی خدمات سنجش رضایت بیماران از کیفیت خدمات است. این پژوهش با هدف اندازه گیری زمان مراقبتهای پرستاری و رابطه آن با رضایت بیماران به مورد اجرا در آمده است.
روش بررسی: این مطالعه بصورت توصیفی- تحلیلی در بخش داخلی بیمارستان 5 آذرگرگان بمدت یک ماه انجام شد. جهت اندازه گیری فعالیتهای پرستاران از چک لیستی که توسط سایر محققین استفاده و اعتبار محتوایی آن نیز توسط صاحبنظران تایید شد، استفاده گردید و برای سنجش رضایتمندی بیماران نیز از پرسشنامه ای که اعتبار علمی آن را با روش اعتبار محتوای و اعتماد علمی آن با روش آزمون آلفای کرونباخ (916 = ) محاسبه گردید استفاده شد. دادهها با نرم افزار SPSS و استفاده از آزمون های آماری تجزیه و تحلیل صورت گرفت.
یافته ها: یافتهها نشان میدهد 46/46 درصد از زمان به مراقبت مستقیم ،18/15 درصد به خدمات نوشتاری ،43/7 درصد به ارزیابی بیمار و5/22 درصد به فعالیتهای توسعه فردی اختصاص دارد. همچنین 3/60 درصد از بیمارن از مراقبتها راضی و 8/24 درصد رضایت متوسط داشتند وآزمون ضریب همبستگی اسپیرمن بین زمان مراقبت با رضایت بیماران ارتباط معنی داری نشان داد که با افزایش زمان مراقبت مستقیم رضایت بیماران افزایش یافت(ضریب همبستگی برابر 272/0 و 001/0 P= ).
بحث و نتیجه گیری: ضروریست مدیران پرستاری باآشنایی با اصول علمی مدیریت، اصلاح مقررات و استفاده از تجهیزات و تکنولوژی روز آمد همچنین سپردن برخی از فعالیتها به افراد دارای تحصیلات پائینتر از مقاطع دانشگاهی موجب افزایش زمان مراقبت مستقیم شوند که موجب ارتقاء کیفیت مراقبت رضایت بیشتر بیماران شوند.
حسین درگاهی، الهام موحدکر، گلسا شهام،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزشیابی یکی از وظایف اساسی مدیریت است که در یک سازمان میزان دستیابی به اهداف را می سنجد و زمینه های برطرف کردن موانع، اصلاح روشها، حرکت و رشد افراد را فراهم می آورد. پیچیده ترین نوع ارزشیابی، ارزشیابی از کار معلمان و استادان است. استادان بعنوان درون داد اصلی نظام آموزشی محسوب میشوند که باید ارزشیابی شوند. برای ارزشیابی استادان روشهای گوناگونی بکار برده میشود که از جمله میتوان نظر خواهی از دانشجویان درباره فرایند تدریس استاد را نام برد.
روش بررسی : پژوهش حاضر از نوع مطالعه توصیفی - مقطعی و با هدف تعیین دیدگاه اعضای هیئت علمی و مدرسین دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد نحوه ارزشیابی دانشجویان از استادان انجام شده است. این پژوهش در 48 نفر از اعضای هیئت علمی و مدرسین با تدوین و توزیع پرسشنامه و جمع آوری دیدگاه آنها در خصوص سوالات مندرج در فرم ارزشیابی دانشجویان از استادان که توسط مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی (EDC) دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه شده بود، انجام گرفت.
یافته ها: یافتهها بصورت آمار توصیفی در قالب جداول یک بعدی ارائه شد. نتایج بدست آمده نشان داد حدود دو سوم (39/67%) اعضای هیئت علمی و مدرسین دانشکده پیراپزشکی سوالات مندرج در فرم ارزشیابی استادان توسط دانشجویان را بسیار واقع بینانه، واقع بینانه و بالنسبه واقع بینانه تشخیص دادهاند و هم چنین به انجام این نوع ارزشیابی اعتقاد دارند.
بحث و نتیجه گیری: یافتههای حاصل با یافتههای بدست آمده توسط سایر مطالعات مشابه مورد تایید قرار گرفت، اگرچه در برخی از دیگر مطالعات نیز مشخص شد استادان اعتقادی به اجرای این نوع ارزشیابی ندارند. به رغم اختلاف نظرهای زیادی که درباره استفاده از نظرات دانشجویان برای ارزشیابی از استادان وجود دارد، این روش کاربرد زیادی یافته است و چنانچه احتیاطهای لازم بکار گرفته شود، جای نگرانی وجود نخواهد داشت. اگرچه به نظر بعضی صاحب نظران ارزشیابی چند جانبه (ارزشیابی ترکیبی) مناسب ترین روش ارزشیابی استادان به شمار می رود.
آرزو فلاحی، محمد علی مروتی شریف آباد،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای دهان و دندان اثرات زیانباری را در دوران کودکی و سنین بالا دارند و10-5 درصد از کل هزینههای مراقبت بهداشتی را شامل میشود. الگوی فرانظریه ای چگونگی و زمان مراحل تغییر رفتار را پیش بینی میکند. مطالعه حاضر با هدف تعیین مراحل رفتار تمیزکردن بین دندانها بر اساس الگوی فرانظریه ای در دانش آموزان دختر و پسر مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد انجام شد.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعه ای مقطعی است که بر روی 361 نفر از دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی شهر یزد که طی نمونه گیری خوشه ای از8 مدرسه انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای بود که روایی و پایایی آن تأییدشده و شامل مشخصات دموگرافیک، سوالات خودکارآمدی، موازنه تصمیم گیری (فواید درک شده و موانع درک شده) و مراحل تغییر رفتار تمیزکردن بین دندان بودکه به صورت خودگزارشی تکمیل و اطلاعات از طریق نرم افزارآماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: 8/54% دختر و2/45% پسر با میانگین سنی آنها 55/.±53/17سال در این مطالعه شرکت کردند.86/49 %( 179 نفر) درمرحله پیش تفکر،3/5% (19 نفر) در تفکر، 1/24% (87نفر) آمادگی، 8/6 % (31 نفر) عمل و 5/12%(5 نفر ) در مرحله نگهداری رفتارتمیزکردن بین دندان بودند. مراحل تغییر با خودکارآمدی(33/.r=) و فواید درک شده(19/.r=) ارتباط مثبت و معنادار و با موانع درک شده همبستگی معکوس و معناداری (19/.r= -) داشت. سازه های خودکارآمدی، موانع و فواید درک شده رویهم رفته15% درصد از واریانس مراحل تغییر رفتار را پیش بینی کردند که در این میان خودکارآمدی (212/0=β) قویترین پیش بینی کننده بود.
بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که اکثر دانش آموزان در مرحله پیش تفکر بودند و احتمالاً در آینده در معرض پوسیدگی دندان بیشتری قرار دارند. میتوان از الگوی فرانظریه ای جهت تعیین استراتژیهای مربوط به هر یک از مراحل تغییر رفتارخود مراقبتی دهان و دندان به منظور پیشرفت و نگهداری رفتار درمداخلات و برنامه های آموزشی استفاده کرد
حمیداله غفاری، پریسا کریم زاده، بهرام چهاردولی، کامران علی مقدم، اردشیر قوام زاده، حسین درگاهی، بابک بهار، غلام رضا توگه، فاطمه نادعلی،
دوره 3، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: جهش اکتسابی JAK2V617F درغالب نئوپلاسمهای میلوپرولیفراتیو مزمن BCR-ABL منفی دیده میشود که شامل پلی سیتمی ورا، ترومبوسیتمی اولیه و میلوفیبروز اولیه میباشد.
در سـال 2005 ارتبـاط مـا بیـن نئوپلاسـمهـای Polycythemia vera, (PV)Essential Thrombocythemia (ET)PMF(Primary myelofibrosis) از طریق شناسایی یک جهش اکتسابی تیروزین کیناز JAK2V617Fبیشتر مشخص شد. در این جهش جانشینی گوانین با تیمیدین در نوکلئوتید موقعیت 1849 منجر به جایگزینی والین با فنیل آلانین در اسید آمینه 617 میشود، که در دومن پسود و کیناز JH2(from JAK- Homology-2) در اگزون 12 از ژن JAK2 بر روی کروموزم 9 قرار گرفته است. این جهش در سلولهای اجدادی خونساز سبب افزایش حساسیت به فاکتورهای رشد و سیتوکینها شده و ایجاد ناهنجاری در پروتئین تیروزین کیناز و فسفاتاز میکند.
روش بررسی: این مطالعه روی 58 بیمار صورت گرفت که 15 نفر ET ، 13 نفر PMF و 30 نفر مبتلا به PV بودند. گزارش جهش بوسیله روش اختصاصی- آلل AS-RT-PCR رویRNA استخراج شده از گلبولهای سفید و تعیین توالی ژن صورت گرفت. دادههای مربوط به 58 بیمار وارد SPSS شد و مورد تجزیه و تحلیل آماری به روش Mann-Whitney Test قرار گرفت.
یافته ها: این مطالعه روی 58 بیمارMPN(Myeloproliferative neoplasm) abl-bcr منفی صورت گرفت که نتایج حاصل از آن شامل 6/86 % (30/26) بیمار پلی سیتمی ورا، 53% (15/8 ) بیمار ترومبوسیتمی اولیه و 5/61% (13/8) بیمار میلوفیبروز اولیه میباشد.
در این مطالعه بیماران پلی سیتمی ورا که دارای جهش JAK2 بودند. شمارش گلبول سفید بیشتری را نشان دادند و بعلاوه تعداد زنان JAK2 مثبت (P=0.03) در پلی سیتمی بیشتر از مردان بود که نشان دهنده ارتباط این جهش با جنس میباشد و در سایر گروهها تفاوتی مشاهده نشد.
بحث و نتیجه گیری: شناسایی این جهش در تشخیص افتراقی نئوپلاسم از میلوپرولیفراسیون واکنشی و همچنین تعیین پیش آگهی و پیش بینی پاسخ به درمان مفید بوده و یک هدف بالقوه برای درمان میباشد. بعلاوه طی مقایسه حساسیت چند روش برای تشخیص جهشJAK2 ، نشان داده شده است که روشAS-RT PCR در مقایسه با دیگر روشها مثل RFLP، pyrosequencing وARMS-PCR دارای حساسیت بیشتری است. در هر صورت این جهش راههای جدیدی برای تحقیقات بالینی وبنیادی باز کرده و در تشخیص و طبقه بندی MPN تاثیر داشته است.
غلامرضا وقاری، حمید رضا جوشقانی، سید احمد حسینی، سید مهدی صداقت، فرهاد نیک نژاد، عبدالحمید انگیزه، ابراهیم تازیک، پونه مهارلوئی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری قلبی عروقی اولین عامل مرگ و میر در بزرگسالان بوده و افزایش کلسترول خون زمینه ساز ابتلاء به این بیماریهاست. هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان شیوع هیپرکلسترولمی و ارتباط آن با الگوی تغذیهای، شیوه زندگی و شاخصهای تن سنجی است.
روش بررسی : این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی بر اساس یافتههای مبتنی بر جمعیت بوده که بر روی 1995 نفر ( 997 مرد و 998 زن ) از افراد 65-25 ساله درسال 1384 در استان گلستان به اجرء درآمده است. نمونه گیری از نوع ترکیبی (خوشهای و طبقهای) بوده و از تمامی نمونهها اندازه گیری کلسترول خون، آنتروبومتری و تکمیل پرسشنامه بعمل آمد. کلسترول خون بالاتر از mg/dl200 بعنوان هیپرکلسترولمی طبقه بندی گردد.
یافتهها: میانگین سنی 2/39 سال و میانگین و انحراف معیار کلسترول سرم در مردان و زنان بترتیب39.5 ± 196.7 و 42.9 ± 209.4 میلی گرم در دسی لیترو میزان شیوع هیپرکلسترولمی در زنان و مردان بترتیب57%و7/44% است که اختلاف از نظر آماری معنی دار میباشد( P<0.05). اختلاف آماری معنی داری از نظر میانگین کلسترول سرم بین گروههای سنی، محل زندگی، میزان فعالیت بدنی روزانه و نمایه توده بدنی مشاهده میشود( P<0.01) ولی از نظر وضعیت اقتصادی معنی دار نیست. میزان شیوع هیپرکلسترولمی در افراد دچار چاقی شکمی2/63% و افراد سالم 41% می باشد که اختلاف از نظر آماری معنی دار است (P<0.05). مردم استان گلستان میوه، سبزیجات و ماهی را بترتیب 84/4، 65/3 و 2 روز در هر هفته مصرف می نمایند که میانگین مصرف افراد هیپرکلسترولمیک از نظر سبزیها و ماهی کمتر از افراد سالم است. مصرف روغن جامد، مایع و انواع روغنهای دیگر بترتیب در 4/85 % ، 14%، 7/0 % افراد مشاهده میشود که در افراد هیپرکلسترولیک مصرف روغن مایع اندکی بیشتر است ولی اختلاف معنی دار نیست.
بحث و نتیجه گیری : هیپرکلسترولمی از مشکلات بهداشتی مردم استان گلستان است و زنان بیش از مردان از آن رنج میبرند الگوی زندگی و الگوی تغذیهای زمینه ساز ابتلاء به آن است. لذا آگاهی مردم و اصلاح رفتارهای اجتماعی و تغذیهای در کاهش بروز بیماریهای قلبی- عروقی میتواند موثر باشد
ابوالفضل اکبری، محمد رضا پورمند، محمد کاظم شریفی یزدی، مصطفی حسینی، محمد مهدی سلطان دلال،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه وهدف: بیماری قلبی عروفی اولین عامل مرگ و میر در بزرگسالان بوده و افزایش کلسترول خون زمینه ساز ابتلاء به این بیماریهاست. هدف اصلی این مطالعه بررسی میزان شیوع هیپرکلسترولمی و ارتباط آن با الگوی تغذیهای، شیوه زندگی و شاخصهای تن سنجی است.
زمینه و هدف: سویههای اشریشیاکلی مهاجم (Enteroinvasive Escherichia coli EIEC) دستهای از پاتوتایپ های اشریشیاکلی مولد اسهال(DEC) بوده و به عنوان عامل اسهال خونی شبه شیگلا در کودکان و بالغین شناخته شده اند. این سویهها به سروتایپهای محدودی تعلق داشته و آنتی ژن های سوماتیک (O) آنها مشابه آنتی ژن های شیگلاها می باشند. سویههای EIEC را میتوان با بررسی وجود ژن آنتی ژن تهاجمی پلاسمیدی (invasive plasmid antigen H ipaH) با آزمون مولکولی واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) مورد شناسایی قرار داد.از آنجایی که در کشور ما مطالعات چندانی در رابطه با تعیین فراوانی این سویهها و بررسی اهمیت آنها صورت نگرفته است، هدف از این مطالعه شناسایی این سویهها با آزمون PCR در اسهال کودکان زیر 5 سال شهر تهران بود.
روش بررسی: طی یک مطالعه توصیفی، 300 نمونه مدفوع اسهالی مربوط به کودکان زیر 5 سال از بیمارستان علی اصغر(ع) و مرکز طبی کودکان شهر تهران جمع آوری شده و پس از ارسال به آزمایشگاه میکروب شناسی، سویههای اشریشیاکلی با کشت برروی محیط کشت هکتون انتریک آگار و انجام تست های بیوشیمیایی افتراقی جداسازی شدند. وجود ژن آنتی ژن تهاجمی پلاسمیدی( invasive plasmid antigen H ipaH) در موارد کلنیهای تایید شده سویههای اشریشیاکلی با تکنیک واکنش زنجیره ای پلیمراز( PCR) مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از میان 300 نمونه اسهالی مورد بررسی با استفاده از روش کشت و آزمون های بیوشیمیایی افتراقی، 39 مورد(13%) سویه اشریشیاکلی مولد اسهال(DEC)جدا سازی شدند.از بین 39 مورد مذکور، 7 سویه(3/2%) اشریشیاکلی حاوی ژن ipaH (EIEC) با استفاده از تکنیک واکنش زنجیرهای پلیمراز(PCR) شناسایی شدند.
بحث و نتیجه گیری: جداسازی سویه های اشریشیاکلی مهاجم (EIEC) در این مطالعه حاکی از نقش آنها به عنوان یکی از عوامل باکتریایی در ایجاد اسهال بویژه در کودکان زیر یک سال در کشور ما میباشد. برای شناسایی دقیق آنها باید از تکنیک های نوین مولکولی بهره گرفت.
سید محمد هادی موسوی، فرزاد فرجی خیاوی، رویا شریفیان، گلسا شهام،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : در بخش رادیولوژی بیمارستان ملاحظات ایمنی خاصی برای جلوگیری از آسیب ناشی از اشعههای مضر به کار میرود. اما تاکید کمتری بر سایر جنبههای ایمنی وجود دارد. به عنوان بخشی از برنامه ایمنی لازم است بخشهای مذکور از لحاظ رعایت ملاحظات فیزیکی، طراحی ساختمان و مقابله با آتش سوزی نیز مورد بررسی قرار بگیرد. در این مطالعه هدف اصلی تعیین میزان رعایت ملاحظات ایمنی در بخشهای رادیولوژی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی میباشد که به روش مقطعی صورت پذیرفته است. رعایت ایمنی بخشهای رادیولوژی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران از جنبههای مختلف شامل فضای فیزیکی، مقابله با آتش سوزی، محافظت در مقابل اشعه، نگهداری مواد شیمیایی، ایمنی بیماران و ایمنی کارکنان بررسی شد. از برگه مشاهده بعنوان ابزار جمع آوری دادهها استفاده شد. در هر یک از جنبهها امتیاز 100-80 درصد بعنوان ایمنی مطلوب، 80-50 درصد ایمنی نسبتاً مطلوب و ایمنی زیر 50 درصد ایمنی غیر مطلوب شناخته شد.
یافتهها: بخشهای رادیولوژی بیمارستانها به طور کلی ایمن برآورد شدند. اگرچه از نظر ایمنی بیماران و مقابله با آتش سوزی نسبتاً ایمن بودند .
بحث و نتیجه گیری: پروتکلهای مقابله با آتش سوزی باید در بخشهای رادیولوژی مد نظر قرار بگیرد. پیشنهاد میشود برنامه ریزی و طراحی لازم برای ایمنی بیماران از زمان ورود به بخش رادیولوژی تا زمان خروج مورد ملاحظه باشد.
مونا زهاوی، ناصر صدر ممتاز، شاهین آرپناهی ایستادگی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف اساسی هر بیمارستان مانند تمام بخشهای بهداشتی و درمانی، حفظ وارتقاء سطح سلامت افراد به بالاترین حد ممکن است. با توجه به اهمیت فزایندهی نیروی انسانی در بیمارستانها از یک سو و اتخاذ تصمیمات راهبردی مناسب با تغییر و تحولات محیطی سریع و بی سابقه از سوی دیگر، نیاز به مشارکت کارکنان در اتخاذ این نوع تصمیمات را به ویژه در کارکنان پرستاری که بزرگترین بخش از ارائه دهندگان خدمات بهداشتی و درمانی را تشکیل میدهند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. هدف این پژوهش تعیین میزان مشارکت کارکنان پرستاری در تصمیم گیریهای راهبردی و ارتباط آن با متغیرهای وابسته بیمارستان شریعتی میباشد.
روش بررسی: این پژوهش به شیوهی توصیفی تحلیلی انجام گرفته است. جامعهی پژوهش شامل کلیه کارکنان پرستاری بیمارستان شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران (577 نفر) بوده که از این تعداد 175 نفر به صورت تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتهاند. برای گردآوری اطلاعات از پرسش نامه اقتباس شده از پژوهش "دوستار" استفاده شد. این پرسش نامه شامل 35 سؤال 5 گزینهای بوده که بر مبنای مقیاس لیکرت تنظیم شده است. دادههای حاصل از پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و با در نظر گرفتن سطح اطمینان95% تجزیه و تحلیل گردید و از مشخصههای آماری مثل میانگین، انحراف معیار و آزمونهای همبستگی و ناپارامتریک استفاده شد.
یافتهها: امتیاز (نمره) میانگین مشارکت کارمندان در فاصله اطمینان (67/32- 37/24)، 52/28 ، از امتیاز کامل 100، تخمین زده شد. بنابر نتایج بدست آمده بین مشارکت کارکنان در تصمیمگیریهای استراتژیک با وضعیت تأهل آنان(01/0P= )، جهت دهی تصمیمات(00/0P=)، فرهنگ مشارکتی(00/0P=)، بلوغ سازمانی(00/0P=) و تحمل مخاطره (01/0P=) رابطه معنی دار آماری وجود دارد.
بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافتههای پژوهش میزان مشارکت کارکنان پرستاری در تصمیم گیریهای استراتژیک در بیمارستان شریعتی در حد پایین ارزیابی شده است. لذا عملکرد مدیران ارشد بخشهای این بیمارستان در ارتباط با تسری فرهنگ مشارکت به صاحبان فرآیند امری است که باید بیش از پیش بدان پرداخته شود.
ناهید خداکرمی، مژگان میرزاعلیزاده، علی حقیقی، حمید علوی مجد،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای غیر تهاجمی برای تشخیص گنوره و کلامیدیا با استفاده از تستهای اداراری و بدون استفاده از معاینات واژینال، با استفاده از اسپکولوم در دسترس میباشد. هدف از این مطالعه ارزیابی نتایج دو روش نمونه گیری از ترشحات واژن با و بدون استفاده از اسپکولوم در تشخیص عفونت تریکومونایی است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کار آزمایی بالینی از نوع مقایسه آزمونها است. نمونه مورد پژوهش 100 خانم 49-18 ساله، با شکایت از ترشحات واژینال و سایر علائم واژینیت، مراجعه به درمانگاه زنان مرکز آموزشی- درمانی طالقانی بودند که به روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند که جهت تشخیص نوع عفونت از ترشحات واژینال بیماران یکبار قبل از معاینه با اسپکولوم و بار دیگر در طی معاینه با اسپکولوم نمونه تهیه شد و جهت تشخیص عفونت تریکومونیازیس مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از نرم افزار کامپیوتری 14 SPSS و آزمونهای ناپارامتری مک نمار و ضریب کاپا استفاده شد. فاصله اطمینان %95 و سطح معنی داری در این پژوهش 05/0در نظر گرفته شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که حساسیت روش نمونه گیری از ترشحات واژن با اسپکولوم در تشخیص تریکومونیاز %69 بود. حساسیت روش نمونه گیری از ترشحات واژن بدون اسپکولوم در تشخیص تریکومونیاز %5/62 بود. آزمون آماری مک نمار اختلاف آماری معنی داری بین حساسیت دو روش نمونهگیری از ترشحات واژن با و بدون استفاده از اسپکولوم در تشخیص این عفونت نشان نداد (P= NS). میزان توافق به دست آمده بین دو روش نمونهگیری از ترشحات واژن با و بدون اسپکولوم در تشخیص این عفونت 85/0 بود.
بحث و نتیجه گیری: تشخیص عفونت تریکومونایی میتواند بدون انجام معاینه با اسپکولوم صورت پذیرد. این روش میتواند در زنانی که به علت ترس از معاینه با اسپکولوم با تاخیر مراجعه میکنند، سودمند باشد.
حسین درگاهی، مرجان قاضی سعیدی، مقصود قاسمی،
دوره 3، شماره 3 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف : آموزش الکترونیکی یک فرآیند جدید در آموزش است که براساس فناوریهای رایانهای، چند رسانهای و پردازشگرها، شکل گرفته است. با پیشرفت آموزش الکترونیکی، آموزش علوم پزشکی نیز از ظرفیت های آن در زمینههای مختلف بهره جسته است.برای توفیق در پیاده سازی آموزش الکترونیکی و بهره مندی از ظرفیتها و گریز از تهدیدهای احتمالی در کشور، پرداختن به
مطالعات تطبیقی و بهره برداری از تجارب دانشگاهی موفق در کشورهای پیشرو در زمینه آموزش الکترونیکی لازم و ضروری است.
روش بررسی: این پژوهش بصورت تطبیقی و توصیفی - مقطعی در طول سالهای 2007 و 2008 میلادی با استفاده از سایت تعداد هشت دانشگاه در کشورهای پیشرو و منتخب در زمینه آموزش الکترونیک علوم پزشکی در پنج قاره دنیا و بهره برداری از تعداد شصت و دو منبع و کلید واژههای آموزش الکترونیکی، رشته های علوم پزشکی، فناوری ارتباطات، بررسی تطبیقی، دانشگاه انجام شده است. در نهایت، فعالیتهای انجام شده در دانشگاههای مزبور با وضعیت موجود آموزش الکترونیکی در دانشگاههای علوم پزشکی کشور که در این خصوص عملکرد بهتری داشته اند، مورد مقایسه قرار گرفته است.
یافتهها: یافتههای بدست آمده نشان میدهد دانشگاه منچستر در انگلستان و دانشگاه دکین در استرالیا در زمینه راه اندازی و ایجاد دورههای آموزش الکترونیکی در رشته های علوم پزشکی از قدمت و تجربه بیشتری برخوردار هستند. در کلیه دانشگاههای پیشرو ارزیابی دانشجویان بصورت حضوری، آنلاین و ترکیبی است. در دانشگاههای کشور افریقای جنوبی کلیه آموزشهای الکترونیکی بصورت رشتههای منجر به مدرک ارائه میشود، در حالیکه در سایر دانشگاهها بصورت دورههای تک درس، کوتاه مدت و رشتههای منجر به مدرک در اختیار علاقمندان قرار میگیرد. ارائه رشتهها و دورههای علوم بهداشتی بصورت الکترونیکی نسبت به سایر رشتهها و دورهها در دانشگاههای مورد مطالعه بیشتر است.
بحث و نتیجه گیری: بنظر میرسد دانشگاههای مورد مطالعه در کشورهای منتخب درخصوص تاریخچه، واحد متولی، ملزومات ورود، نوع ارزیابی، نحوه ارائه تکالیف، روش ثبت نام و نوع آموزش الکترونیکی بکار رفته بصورت متفاوت با یکدیگر عمل میکنند. نتایج این بررسی نشان داد که سیستم آموزش الکترونیکی در دانشگاه علوم پزشکی کشور در مقایسه با کشورهای پیشرو، کاستیهایی دارد. لازمه موفقیت در بکارگیری موفق این سیستم برقراری زیر ساختهای فناوری و فرهنگی و ارتقاء مهارت مورد نیاز کاربران است.