جستجو در مقالات منتشر شده


766 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشی اصيل

ماشااله ترابی، سارا نعیمی، الناز واحدی، حمیده حمیدی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: آموزش مخاطبان از مواردی است که می‌تواند بر برداشت ذهنی آن‌ها از مفید بودن و آسانی استفاده از فناوری تأثیرگذار باشد. برخی از مخاطبان به علت عدم آگاهی از ویژگی‌های منحصر به فرد و استفاده‌ی آسان از سایت دانشگاه علوم پزشکی تهران ترجیح می‌دهند تا از وب‌سایت قدیمی استفاده کنند و تغییرات در سایت دانشگاه را به خوبی نمی‌پذیرند. این پژوهش با هدف مقایسه‌ی دو روش آموزش چهره به چهره و آموزش از طریق نماتصویر در پذیرش تغییرات فناوری اطلاعات در وب‌سایت دانشگاه و ارزیابی آگاهی مخاطبان از ویژگی‌های شهرت‌آفرینی در وب‌سایت انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در سال ۱۴۰۰ در سه مرحله انجام شد. افراد شرکت‌کننده در این مطالعه ۹۰ نفر بوده‌اند که ۴۵ نفر به صورت چهره به چهره و ۴۵ نفر نیز از طریق نماتصویر درباره تغییرات سایت آموزش دیدند. جمع‌آوری داده‌های تحقیق براساس پرسش‌نامه استاندارد دیویس و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و GraphPad Prism انجام گرفت. برای مقایسه‌ی یک متغیر کمی در بیش از دو گروه تست آنالیز واریانس یک طرفه یا آزمون کروسکال والیس و هم چنین، آزمون One-way ANCOVA برای بررسی تفاوت بین گروه‌ها قبل و بعد از آموزش به‌کار برده شد.
یافته‌ها: در آموزش چهره به چهره متغیرهایی مانند آگاهی، سودمندی و سهولت استفاده ی درک شده، هم چنین، نگرش و عملکرد در مورد استفاده از فناوری اطلاعات پیش و پس از آموزش چهره به چهره یا آموزش توسط نماتصویر تفاوت معناداری نداشتند.
نتیجه‌گیری: بررسی اثر بخشی روش‌های آموزش در این طرح، به روابط عمومی دانشگاه کمک خواهد کرد که برای تغییراتی که در آینده در حوزه‌ی شهرت‌آفرینی وب‌سایت به وجود خواهد آمد، نسبت به آماده‌سازی و همراه‌سازی مخاطب به سرعت وارد عمل گردد.

مریم عندلیب کندری، احمدرضا ورناصری، مریم قنبری خشنود، سید عابدین حسینی آهنگری، محمدکریم صابری، حمید بورقی،
دوره 17، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در ارایه خدمات اطلاعات سلامت در کتابخانه‌های عمومی شهر تهران، براساس دیدگاه کتابداران شاغل در این کتابخانه‌ها انجام شد.
روش بررسی: روش پژوهش به لحاظ هدف از نوع کاربردی و به لحاظ نحوه‌ی گردآوری داده‌ها از نوع توصیفی است که به صورت پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری ۱۵۰ کتابدار کتابخانه‌های عمومی شهر تهران است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسش‌نامه‌ی محقق ساخته است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS انجام شد.
یافته‌ها: وضعیت منابع اطلاعات سلامت موجود در کتابخانه‌های عمومی شهر تهران در اکثر منابع کم و بسیار کم است. میزان آشنایی کتابداران به موضوع‌های حوزه‌ی بهداشت و سلامت عمومی ۲۰ درصد است. میزان آشنایی کتابداران با خدمات اشاعه‌ی گزینشی اطلاعات سلامت، با ۷۷/۴ درصد کم و بسیار کم است. میزان شرکت کتابداران در کارگاه‌های اطلاع‌رسانی پزشکی، با عدم‌شرکت ۷۰ درصدی کتابداران روبروست. آشنایی کتابداران با خدمات اشاعه‌ی گزینشی اطلاعات سلامت کم و بسیار کم است. ۶۰ درصد از کتابداران با سامانه‌های اطلاعاتی پزشکی آشنایی ندارند. درصد آشنایی کتابداران با وب‌سایت‌های داخلی حوزه پزشکی با ضعف ۶۰ تا ۷۸ درصدی روبرو است. درصد آشنایی کتابداران با وب‌سایت خارجی بین‌المللی حوزه‌ی سلامت متوسط است. کتابداران دلیل اصلی برای ارایه‌ی خدمات گزینشی اطلاعات سلامت را ارتقای سطح سواد سلامت در جامعه می‌دانند. تقریباً۴۰ درصد از مراجعه‌کنندگان نسبت به بیماری‌های واگیردار و غیرواگیردار در یک ماه تا سه بار درخواست دارند. همچنین مانع اصلی جهت ارایه خدمات اشاعه‌ی گزینشی اطلاعات سلامت، نداشتن فرصت کافی توسط کتابدار برای ارایه‌ی خدمات است.
نتیجه‌گیری: کتابخانه‌های عمومی کشور باید تدابیری بیندیشد که کتابداران را با حوزه‌ی اطلاعات سلامت آشنا کرده و سیاست‌هایی را در این زمینه اعمال نمایند. می‌توان با توجه به امکانات فنی مناسب کتابخانه‌های عمومی شهر تهران به ایجاد و دسترسی سامانه‌ها و وب‌سایت‌های حوزه بهداشت و سلامت داخلی و خارجی اقدام  کرد و منابع و مدارک اطلاعات سلامت کتابداران را گسترش داد.

پریسا مرادی مجد، شهنام صدیق معروفی، شقایق تقی‌زاده، جمیله ابوالقاسمی، علیرضا باباجانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از اصول اساسی در ایمنی دارودرمانی برای بیماران در اتاق‌عمل، ثبت و برچسب‌گذاری صحیح داروهای بیهوشی می‌باشد که می‌تواند موجب کاهش خطاهای دارویی، افزایش ایمنی دارو و بیمار، کاهش اتلاف دارو و آلودگی محیط زیست و بهینه‌سازی هزینه‌های بیمارستانی شود.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی-تحلیلی و مقطعی در بهمن ماه سال ۱۴۰۱ در اتاق‌های‌عمل بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان شامل ۱۷۷ نفر از کارشناسان هوشبری شاغل در اتاق‌عمل‌ بیمارستان‌های مذکور بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از چک‌لیست محقق‌ساخته، ارزیابی دستورالعمل‌های ثبت و برچسب‌گذاری داروهای بیهوشی جمع‌آوری شد و با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های آماری One- way ANOVA، فیشر و ضریب همبستگی پیرسون تحلیل گشت و سطح معناداری ۰/۰۵>P-Value در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین رعایت دستورالعمل‌های ثبت و برچسب‌گذاری داروهای بیهوشی در کلیه بیمارستان‌ها ۳/۵۵۹ از نمره  کل ۱۶(تعداد گویه‌ها)، به دست آمد. میانگین رعایت دستورالعمل‌ها در هشت بیمارستان با یکدیگر تفاوت معناداری داشت(۰/۰۰۱>P). بیش‌ترین میزان رعایت دستورالعمل با میانگین ۳۳۳ /۱۰ از ۱۶ به بیمارستان‌ حضرت علی‌اصغر اختصاص داشت. بیمارستان‌های فیروزگر و شهید اکبرآبادی به ترتیب با میانگین ۱۰/۱۱ و ۶/۶۵ در رده‌های بعدی قرار داشتند. بین میزان رعایت دستورالعمل‌ها و میانگین سابقه‌کاری و سنی کارشناسان، همبستگی منفی و معنادار وجود داشت‌(۰/۰۱۷=P)، اما جنسیت با میزان رعایت دستورالعمل‌ها همبستگی معناداری نداشت( ۰/۵۹۶ = P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست‌آمده، میزان رعایت دستورالعمل‌های ثبت و برچسب‌گذاری داروهای بیهوشی در اکثر بیمارستان‌ها ضعیف و در سطح نامطلوب ارزیابی گردید. با توجه به اهمیت این موضوع در کاهش خطاهای دارویی و افزایش ایمنی بیمار، به‌کارگیری دوره‌های توانمندسازی و آموزشی برای کارشناسان هوشبری طبق آخرین دستورالعمل‌های ارایه شده ضروررت دارد.

حسن زرقانی، مسعود جباری، سجاد پندش،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پرتو ایکس علاوه برکاربردهای مفیدی که در تشخیص و درمان بیماری‌ها دارد، دارای آثار زیان‌بار نیز هست. با توجه به رشد فزاینده‌ی تقاضا برای رادیوگرافی‌های مختلف و تصویر‌برداری‌های با اشعه ایکس، حفاظت در برابر اشعه ایکس برای پرتوکاران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در همین راستا مطالعه‌ای با هدف بررسی میزان آگاهی، نگرش و عملکرد پرتو کاران در ایران در مورد اثرات پرتوهای یونیزان و روش‌های حفاظت در برابر آن‌ها انجام گردید.
روش‌بررسی: در این مطالعه‌ی توصیفی-تحلیلی، بر اساس سرشماری، با استفاده از توزیع پرسش‌نامه‌ای سطح آگاهی، نگرش و عملکرد پرتوکاران در ۵۲ شهر ایران بررسی گردید. داده‌ها از ۸۴۷ پرتوکار جمع‌آوری شد. در پایان، داده‌ها از طریق آزمون t و تحلیل واریانس با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: از کل پرسش‌نامه‌های توزیع شده(۷۴۸ مورد) تعداد ۵۳۱ پرسش‌نامه به طور کامل توسط پرتوکاران پر شد. از پرتوکاران درمطالعه‌ی حاضر  ۴۶/۹% مرد و ۵۳/۱% زن حضور داشتند که میانگین امتیاز مربوط به آگاهی، نگرش و عملکرد پرتوکاران از ۱۰۰ نمره در زمینه‌ی حفاظت پرتویی به ترتیب ۵۹/۹، ۴/۶۹،  ۴۳/۵۴ به دست آمد. بین میزان آگاهی افرادی که دوره بازآموزی را گذرانده بودند ۲۴/۳% و افرادی که این دوره را نگذرانده بودند، تفاوت معنی‌داری از لحاظ آماری وجود نداشت(۰/۰۵< P). دانش پرتوکاران در خصوص اطلاعات تخصصی، همچون اصل (As Low As Reasonably Available (ALARA (۶۸/۵%)، فیلم بج (۶۵/۵%)و اثر پاشنه آند(۶۱%)، در کنار رابطه فاصله منبع و شدت تابش (۷۱%) از میزان متوسطی برخوردار بود.
نتیجه‌گیری: عملکرد ضعیف پرتوکاران در این مطالعه تنها به ضعف عملکردی منتهی نشده و گاه با نهادینه شدن اصول اشتباه نیز همراه است. این ضعف‌ها و نقص‌ها بی‌تردید نتیجه‌ی نقص نظارتی و الگوبرداری‌های اشتباه در دوره زمانی طولانی می‌باشد که اگر به آن توجه نشود، بی‌شک در آینده و با افزایش روز‌افزون روش‌های رادیولوژی تشخیصی، آثار مخرب جبران‌ناپذیری را به همراه خواهد داشت.

سیدمحمدصادق دشتی، عمید خطیبی بردسیری، مهدی جعفری شهباززاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گزارش‌های پزشکی و پرونده‌های الکترونیک سلامت برای تشخیص و درمان بیماران و تحقیقات پزشکی اهمیت فراوان دارند. تصحیح غلط‌های املایی موجود در متون پزشکی برای اطمینان از تفسیر صحیح اطلاعات امری ضروری است. این پژوهش برای تصحیح خودکار متون پزشکی زبان فارسی به کمک شبکه‌های عصبی انجام پذیرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش که در سال ۱۴۰۲ انجام شد، مدل کامپیوتری جدیدی مبتنی بر شبکه‌های عصبی مصنوعی و تکنیک جای‌گذاری دوگانه با استفاده از زبان برنامه‌نویسی پایتون  در محیط ویندوز توسعه یافت. مدل جای‌گذاری دوگانه کلمات به طور خاص برای تصحیح املا در حوزه متون سونوگرافی فارسی تنظیم شد. مدل پیشنهادی، از تکنیک‌های متنوعی برای تشخیص خودکار خطا، از جمله تطابق با فرهنگ واژگان ومحاسبه میزان مشابهت متنی استفاده می‌کند. همچنین برای انتخاب خودکار مناسب‌ترین کلمه جایگزین با غلط‌های املایی، از ویژگی‌های خاصی همچون فاصله ویرایش(Edit-Distance)، همراه با امتیاز مشابهت استفاده شده است. داده‌های آموزش و آزمایش مدل جاری، بخشی از مجموعه متون کلینیک سونوگرافی بیمارستان امام خمینی تهران است.
یافته‌ها: مدل پیشنهادی بر اساس شبکه‌های عصبی مصنوعی توسعه یافته و از یک معماری جدید جای‌گذاری دوگانه کلمات جهت انتخاب بهترین کلمات کاندید، به منظور جایگزینی با غلط‌های املایی و معنایی بهره می‌برد. مطابق بررسی انجام شده بر روی متون سونوگرافی فارسی، دقت مدل پیشنهادی بر حسب معیار-F(F-Measure) در تشخیص و تصحیح خودکار خطاهای معنایی به ترتیب برابر با ۹۰/۵% و ۹۰% می‌باشد. به علاوه، دقت ۹۰/۸% در زمینه تصحیح خطاهای شکلی کسب گردید.
نتیجه‌گیری: مطابق نتایج ارزیابی، روش پیشنهادی می‌تواند به طور مؤثر طیف گسترده‌ای از خطاهای شکلی و معنایی، از جمله جایگزینی، جابه‌جایی، درج و حذف را در متون پزشکی مدیریت کند. استفاده و ادغام معیار فاصله ویرایش با امتیاز مشابهت متنی مستخرج از مدل جای‌گذاری دوگانه به‌طور قابل‌توجهی دقت تصحیح غلط‌های املایی را در متون سونوگرافی فارسی افزایش داده که این امر متضمن صحت بیش‌تر محتوای این گونه اسناد خواهد بود. به باور نویسندگان، مدل پیشنهادی، پیشرفت قابل‌توجهی در زمینه‌ی تشخیص و تصحیح غلط‌های املایی برای متون سونوگرافی زبان فارسی است.

شهناز خادمی زاده، بهرام پیمان نیا، فاطمه رفیعی نسب،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: رفتار اطلاعاتی با تأکید بر سلامت و بهداشت به معنای رفتار هدفمند برای ارضای نیازهای اطلاعاتی سلامت است. هدف پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی پرسش‌نامه رفتار اطلاعاتی با تأکید بر اطلاعات بهداشتی و سلامت می‌باشد.
روش‌بررسی: این مطالعه یک پژوهش کمی بوده که با رویکرد طراحی ابزار  انجام شده است. در ابتدا به کمک شیوه‌های ابزارسازی، پرسش‌نامه‌ای برای اندازه‌گیری این رفتار تهیه گردید. مبنای استخراج عوامل پرسش‌نامه‌ی حاضر، استدلال و منطق تکرار بوده است؛ به این معنی که پژوهشگر منطبق بر پیشینه‌ی این عوامل و تکرار آن در منابع، از آن به عنوان عامل تأثیرگذار در ساخت پرسش‌نامه استفاده کرده است. پس از تأیید روایی محتوایی و صوری به منظور تعیین روایی سازه، پرسش‌نامه‌ی اصلاح شده بین ۲۳۸ نفر از بیماران مبتلا به اِم اِس توزیع شد. انتخاب نمونه به روش نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. سپس داده‌ها با استفاده از تحلیل عوامل  اکتشافی و تأییدی تحلیل گردید. همسانی درونی داده‌ها با استفاده از آلفای کرونباخ محاسبه شد. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: روایی محتوایی پرسش‌نامه با نظر ۲۰ نفر از خبرگان رفتار اطلاعاتی مناسب ارزیابی شد. پایایی پرسش‌نامه رفتار اطلاعاتی سلامت با ضریب آلفای کرونباخ کلی ۰/۷۸ و ضریب آلفای کرونباخ مؤلفه‌ها بین ۰/۷۱ تا ۰/۹۴ مناسب و رضایت‌بخش بود. به‌منظور تحلیل عاملی شاخص کفایت نمونه‌گیری و مقدار آزمون کرولیت بارتلت محاسبه شد که تمام ۲۹ گویه به لحاظ آماری معنادار بود؛ که عاملی شدن ماتریس همبستگی را تأیید می‌کند. در تحلیل عامل اکتشافی به روش مؤلفه‌های اصلی پنج عامل (اجتناب از اطلاعات)، عامل دوم (نیاز اطلاعاتی)، عامل سوم (مواجهه با اطلاعات)، عامل چهارم (اطلاع‌جویی)، عامل پنجم (استفاده از اطلاعات) به دست آمد. شاخص‌های تحلیل عامل تأییدی بیانگر اعتبار سازه‌ی پیشنهادی بود. نتایج آزمون مدل معادلات ساختاری نشان داد شاخص‌های برازش مطلوب هستند و نیز حاکی از برازش مدل ارایه شده در جامعه‌ی بیماران اِم اِس بود.
نتیجه‌گیری: نتایج به‌دست آمده نشان داد که رفتار اطلاعاتی سلامت در این پرسش‌نامه شامل پنج عامل نیاز اطلاعاتی، رفتار اطلاع‌جویی، اجتناب از اطلاعات، استفاده از اطلاعات و مواجهه با اطلاعات تأیید گردید. مقیاس طراحی شده به منظور بررسی رفتار اطلاعاتی سلامت جامعه ایرانی مناسب ارزیابی شده و استفاده از آن برای سنجش رفتار اطلاعاتی سلامت توصیه می‌گردد.

مهدی رعدآبادی، زهرا تولیده، زهرا شعرا، زهرا یگانه، جمیل صادقی فر، خلیل مومنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شواهد محدودی در مورد تأثیر همه‌گیری بیماری کرونا بر کارایی بیمارستان‌ها در ایران وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر همه‌گیری کووید-۱۹ بر بهره‌وری بیمارستان‌های دولتی استان ایلام انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی گذشته‌نگر به بررسی عملکرد ۹ بیمارستان استان ایلام طی یک دوره‌ی چهار ساله(۱۴۰۰-۱۳۹۷) بر اساس مدل گرافیکی پابن لاسو پرداخته است. داده‌های مورد‌نظر از سیستم اطلاعات سلامت بیمارستان‌ها استخراج و شاخص‌های کلیدی عملکردی درصد اشغال تخت، نرخ چرخش تخت و میانگین طول مدت اقامت محاسبه گردید. نمودار پابن لاسو با نرم افزار اکسل ترسیم شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که درصد اشغال تخت در بیمارستان‌های آموزشی به صورت معناداری بالاتر از بیمارستان‌های غیرآموزشی می‌باشد(۰/۰۵>P). بر اساس نتایج، درصد اشغال تخت و نرخ چرخش تخت بعد از پاندمی کووید-۱۹ به صورت معناداری کاهش یافته است(۰/۰۵>P). میانگین طول اقامت بیماران نیز بعد از پاندمی افزایش یافته است(۰/۰۵
<P). ارزیابی کلی کارایی بیمارستان‌ها بر اساس مدل پابن لاسو نشان می‌دهد که فراوانی بیمارستان‌های قرار گرفته در ناحیه ناکارا از ۴ بیمارستان قبل از پاندمی به ۳ بیمارستان تقلیل یافته است؛ اگرچه بیمارستان‌های ناحیه کارا در طول این دوره تغییری نکرده است.
نتیجه‌گیری: عمده بیمارستان‌های مورد پژوهش به خصوص بیمارستان‌های غیرآموزشی، دارای اشغال تخت پایینی می‌باشند. ضعف در زنجیره‌ی ارایه خدمات به خصوص خدمات تشخیصی و خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی یکی از اصلی‌ترین دلایل این وضعیت است. حرکت به سمت تغییر در شیوه‌ی اداره کردن بیمارستان‌ها و داشتن انعطاف بیش‌تر در ساختار و اجرا در کوتاه مدت و اولویت‌گذاری به سمت بیمارستان‌های بزرگ با زنجیره‌ی کامل خدمات می‌تواند موجب برون‌رفت از وضعیت ناکارای فعلی شود.

بیژن هوشمند مقدم، شادی معظمی گودرزی، امیر رشیدلمیر،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: عدم تعادل بین آدیپوکین‌ها اثرات پاتولوژیکی بر سیستم قلبی-عروقی اعمال می‌کند. مداخلات ورزشی می‌توانند نقش مهمی در تنظیم ترشح آدیپوکین‌ها داشته باشند. هدف از مطالعه‌ی حاضر، بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی بر مقادیر سرمی آپلین، واسپین و فشارخون در مردان مسن مبتلا به پرفشاری خون بود.
 روش بررسی: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی، ۲۴ مرد مسن مبتلا به پرفشاری خون به‌صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و به شکل تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی(۱۲ نفر) و کنترل(۱۲ نفر) قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان گروه تمرین مقاومتی، به مدت ۱۲ هفته و سه جلسه در هفته به انجام تمرینات مقاومتی پرداختند. در ابتدا و انتهای پژوهش، نمونه خون وریدی برای اندازه‌گیری مقادیر سرمی آپلین و واسپین جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با آزمون آماری تی همبسته و مستقل در سطح معناداری کمتر از ۰/۰۵ انجام شد.
یافته‌ها: بعد از انجام ۱۲ هفته تمرین مقاومتی، کاهش معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۲=P)، واسپین(۰/۰۱=P) فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) نسبت به پیش‌آزمون مشاهده شد. علاوه بر این، بین دو گروه تجربی و کنترل اختلاف معناداری در مقادیر سرمی آپلین(۰/۰۰۱=P)، واسپین(۰/۰۰۱=P) و فشارخون سیستولی(۰/۰۰۱>P) و فشارخون دیاستولی(۰/۰۰۱>P) مشاهده شد.  
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که انجام یک دوره ۱۲ هفته‌ای تمرین مقاومتی می‌تواند ضمن بهبود فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در تنظیم ترشح آدیپوکین‌های آپلین و واسپین در مردان سالمند مبتلا به فشارخون مؤثر واقع شود.

علی محمد مصدق راد، مهدیه حیدری، محیا عباسی، مهدی عباسی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سازمان‌های بیمه‌ی سلامت نقش مهمی در افزایش دسترسی مردم به خدمات سلامت و محافظت مالی از آن‌ها در مقابل هزینه‌های فاجعه بار سلامت دارند. سازمان بیمه‌ی سلامت ایران یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های بیمه‌ی سلامت عمومی در ایران است که با چالش‌های مالی مواجه است. هدف این پژوهش، تحلیل استراتژیک نظام تأمین مالی سازمان بیمه‌ی سلامت ایران است.
روش بررسی: این پژوهش کیفی به روش پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از مدیران و کارکنان سازمان بیمه‌ی سلامت ایران انجام شد. همچنین، اسناد مرتبط و داده‌های عملکردی این سازمان جمع‌آوری و تحلیل شدند. از روش تحلیل موضوعی برای تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: تعداد ۱۹ قوت، ۲۴ ضعف، ۱۴ فرصت، ۳۷ تهدید و ۴۳ راهکار برای نظام تأمین مالی سازمان بیمه‌ی سلامت ایران شناسایی شد. افزایش پوشش جمعیتی و خدمتی بیمه‌ی سلامت، کاهش پرداخت از جیب مردم و نسخه‌نویسی الکترونیک از مهم‌ترین نقاط‌قوت؛ و ناپایداری منابع مالی، تجمیع نامناسب منابع مالی، هزینه‌های اداری زیاد و تأخیر در پرداخت به ارایه‌کنندگان خدمات سلامت از مهم‌ترین نقاط ضعف سازمان بیمه‌ی سلامت ایران بود. سازمان بیمه‌ی سلامت ایران با فرصت‌هایی مثل حمایت دولت از پوشش همگانی سلامت و تأکید بر پیشگیری و مراقبت‌های بهداشتی اولیه، حمایت قوانین از تجمیع صندوق‌های بیمه‌ای سلامت و اجرای برنامه پزشکی خانواده در کشور و با تهدیدهایی چون تغییر الگوی جمعیتی و اپیدمیولوژیک کشور، عدم اجرای صحیح نظام سطح‌بندی خدمات سلامت و غیرواقعی بودن حق بیمه‌های سلامت مواجه است. راهکارهایی مانند افزایش سهم سلامت از تولید ناخالص داخلی، تجمیع کارکردی صندوق‌های بیمه سلامت پایه، کاهش بروکراسی، افزایش شفافیت و پاسخ‌گویی و اصلاح نظام پایش و ارزیابی برای تقویت نظام تأمین مالی سازمان بیمه‌ی سلامت ایران ارایه شد.
نتیجه‌گیری: سازمان بیمه‌ی سلامت ایران با چالش‌های ساختاری، بافتاری و فرایندی متعددی مواجه است که نظام تأمین مالی آن را با اختلال مواجه ساخته است. کاهش درآمدها، افزایش هزینه‌ها و کاهش کارایی، عملکرد تأمین مالی این سازمان را دچار مشکل کرده است. شناخت نقاط ضعف و چالش‌های نظام تأمین مالی و به‌کارگیری مداخلات اصلاحی، اولین گام در تقویت پایداری تأمین مالی سازمان بیمه‌ی سلامت ایران است.

حانیه پوشیده، جلال جعفرزاده، علی حیدرپور، مجتبی تقی زاده ارمکی، سعید مهدوی عمران، فیروزه کرمانی، محسن کرمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سوسری‌ها ناقلان بالقوه‌ی طیف وسیعی از میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا(قارچ‌ها، باکتری‌ها و انگل‌ها) هستند. با توجه به اهمیت این حشرات در انتقال قارچ‌های بیماری‌زا و تأثیر آن‌ها بر سلامت افراد بستری در بیمارستان، مطالعه‌ی حاضر با هدف جداسازی و شناسایی مولکولی قارچ‌های بیماری‌زا از سطوح خارجی و داخلی سوسری‌های جمع‌آوری شده از سه بیمارستان آموزشی شهرستان بابل، استان مازندران، ایران، طراحی گردید.
روش بررسی: سوسری‌ها به روش دستی استریل صید شدند و پس از شستشو برای رفع آلودگی سطحی با الکل اتیلیک ۷۰ درصد به‌مدت ۲ دقیقه، ۱۰۰ میکرو‌لیتر از محلول‌های استخراج شده از سطوح خارجی و داخلی سوسری‌ها بر روی محیط سابورودکستروز آگارحاوی کلرامفنیکل ۰۵/۰ درصد کشت داده شد و در دمای ۳۰ درجه سانتی‌گراد به‌مدت ۳ هفته انکوبه گردید. کلنی‌های مختلف مخمری و رشته‌ای با استفاده از روش‌های قارچ‌شناسی استاندارد متمایز شدند. جهت تمایز بین‌گونه‌ای مخمر کاندیدا از روش PCR-RFLP و آنزیم محدودکننده‌ی Msp I، و جنس آسپرژیلوس ازآنزیم‌های محدودکننده‌ی Bln I و Alw I، استفاده گردید.
یافته‌ها: در مجموع ۸۵ جدایه قارچی از کل ۵۰ سوسری مورد مطالعه شامل ۱۵ مورد سوسری آلمانی(۳۰%)، ۲۰ مورد آمریکایی(۴۰%) و ۱۵ مورد نوار قهوه‌ای(۳۰%) جداسازی شد که شامل ۵۲ جدایه از سطوح خارجی(۶۱%) و ۳۳ جدایه از سطوح داخلی سوسری‌ها(۳۹%) بود. از تعداد کل ۴۹ قارچ رشته‌ای، ۱۶ مورد آسپرژیلوس فومیگاتوس(۳۲/۶۵%) و از تعداد کل ۳۶ مخمر شناسایی شده، ۱۴ مورد کاندیدا آلبیکنس(۳۸/۸۹%) از شایع‌ترین قارچ‌های جداسازی شده در این مطالعه بودند. سایر قارچ‌های رشته‌ای و مخمری جداشده از سوسری‌ها شامل آسپرژیلوس نایجر ۱۱ مورد(۲۲/۴۵%)، ۸ مورد آسپرژیلوس فلاووس(۱۶/۳۲%)، ۴ مورد پنی‌سیلیوم(۸/۲%)، ۳ مورد رایزوپوس(۶/۱%)، ۳ مورد کلادوسپوریوم(۶/۱%)، ۲ مورد موکور(۴%)، ۲ مورد آلترناریا(۴%)، ۶ مورد کاندیدا پاراپسیلوزیس(۱۶/۶۷%)، ۱۲ مورد کاندیدا کروزه‌ای(۳۳/۳۳%)، ۳ مورد کاندیدا گلابراتا(۸/۳۳%)، و یک مورد کاندیدا تروپیکالیس(۲/۷۸%) بودند.
نتیجه‌گیری: باتوجه به جداسازی گونه‌های مختلف قارچی از سوسری‌ها و اهمیت آن‌ها در انتقال مکانیکی احتمالی عفونت‌های شایع قارچی در بیمارستان‌ها، در صورت عدم ضدعفونی پیشگیرانه‌ی منظم محیط بیمارستان، این حشرات می‌توانند منبع انتقال مداوم عفونت باشند.

صدیقه محمد اسماعیلی، ناهید رمضانقربانی، شیبا کیانمهر،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف:  اثرات سیگار کشیدن غیرفعال بر سیستم تنفسی نوزادان و کودکان شناخته شده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مثبت برنامه‌های اطلاع‌درمانی ترک سیگار والدین با جایگزینی نیکوتین بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به آسم در مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه مورد- شاهدی ۱۰۰ کودک ۱۰-۶ ساله مبتلا به آسم با والدین سیگاری مراجعه‌کننده به بخش آلرژی مرکز طبی کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران مورد بررسی قرار گرفتند. این مطالعه در بازه زمانی ۹۹-۱۳۹۸ و به‌صورت سرشماری انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌های استاندارد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودک (HRQoL)، نسخه‌های استاندارد فرم کوتاه (۱۲-SF) وپرسش‌نامه تنفسی سنت جورج (SGRQ) جمع‌آوری شد. برای مقایسه‌ی دو گروه در هر نوبت و بین فواصل زمانی از آزمون تی مستقل و تی زوجی استفاده شد و برای بررسی همبستگی بین دو پرسش‌نامه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین امتیاز در کودکان آسمی که والدین آن‌ها نیکوتین جایگزین سیگار مصرف کردند، کمتر از کودکان آسمی بود که والدین آن‌ها به مصرف سیگار ادامه دادند. کیفیت زندگی در کودکان مبتلا به آسم که والدین آن‌ها در مداخله شرکت کردند بهتر می‌شود(۰/۰۳=P). همچنین مصرف آدامس نیکوتینی می‌تواند برخی از جنبه‌های کیفیت زندگی مرتبط با سلامت را در والدین و کودکان بر اساس ۱۲-SF و SGRQ بهبود بخشد. عملکرد فیزیکی(۰/۰۰۷=P) و عملکرد مدرسه(۰/۰۰۲=P) دو مؤلفه‌ای بودند که مداخله، بیشترین تأثیر را بر آن‌ها داشت.
نتیجه‌گیری: سلامت جسمانی و کیفیت زندگی والدین بر کودکان مبتلا به آسم که در برآوردن نیازهای روزانه‌ی خود با چالش‌های زیادی مواجه می‌شوند، تأثیر می‌گذارد. ترک سیگار با استفاده از آدامس نیکوتینی می‌تواند زمینه‌های کیفیت زندگی والدین و کودکان را بهبود بخشد. برای به حداکثر رساندن اثربخشی برنامه‌های اطلاعات درمانی ترک سیگار والدین برای کودکان مبتلا به آسم، ارایه حمایت و مشاوره‌ی به والدین یا مراقبان،  درمان‌های مبتنی بر شواهد، آموزش خانواده‌ها برای مدیریت این بیماری در کودکان ضروری به نظر می‌رسد.

ملیحه قناعت جو، نادر جهان مهر، حامد دهنوی، آیدا صمدی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش میزان اطلاعات و نیاز به پایش روزانه‌ی آن‌ها منجر به توسعه‌ی ابزارهایی به نام داشبوردهای مدیریتی شده‌اند که قابلیت تحلیل داده‌های گرافیکی را دارند. داشبورد می‌تواند علاوه بر تهیه گزارش‌های سریع در بازه‌های زمانی مختلف و فرمت خاص کاربر، به ارایه اطلاعات به‌هنگام شده‌ی پویا، برای تصمیم‌گیری دقیق و واکنش سریع به تغییرات، مفید واقع گردد. 
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و به روش اقدام‌پژوهی مشارکتی طی ۹ گام اجرا گردید. در این پژوهش کاربردی و توسعه‌ای که به صورت مقطعی با استفاده از داده‌های نیمه اول سال ۱۴۰۱ انجام شد، ۱۱ نفر از اعضای تیم رهبری یک بیمارستان فوق‌تخصصی کودکان به‌عنوان مشارکت‌کنندگان پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه با استفاده از پرسش‌نامه تعیین اهمیت شاخص‌ها و پرسش‌نامه‌ی کاربردپذیری(قابلیت استفاده) داشبورد بر اساس سه متغیر مستقل(مفید بودن، سهولت استفاده و رضایت) بود. فایل اکسل داده‌های مورد نیاز داشبورد از سیستم HIS بیمارستان جمع‌آوری و داشبورد با نرم‌افزار Power BI طراحی و قابلیت‌ها و سطوح دسترسی کاربران بر اساس وظایف آنان مشخص گردید. تحلیل داده‌ها نیز با استفاده از آمار توصیفی و نرم‌افزار Excel انجام شد.
یافته‌ها: در مرحله‌ی تعیین شاخص‌های کلیدی عملکرد، از ۳۹ شاخص منتخب تیم پژوهش، ۲۲ شاخص میانگین امتیاز ۴ به بالا (از امتیاز ۵) کسب نمودند و ۲۱ شاخص ، قابلیت اجرا داشتند. از مخزن داده‌ها در فرمت Excel به عنوان محیط واسطه‌ای استفاده گردید. داشبورد در شش صفحه(شاخص‌های مربوط به عملکرد تخت‌های بستری، مرگ‌و میر، اورژانس و سایر شاخص‌ها) نمایش داده شد و قابلیت‌های هر صفحه تعیین گردید. پس از اجرای داشبورد و تعیین سطوح دسترسی کاربران، کسب امتیاز بالا از سؤالات پرسش‌نامه کاربردپذیری(۵ به بالا از ۷ امتیاز) و کسب میانگین امتیاز ۷۱/۸ از ۵ سؤال مربوط به متغیرهای مفید بودن، ۷۰/۵ از ۸ سؤال مربوط به سهولت استفاده و ۷۱ از ۳ سؤال مربوط به متغیر رضایت نشان داد داشبورد طراحی شده برای بیمارستان کاربردپذیری بالایی داشته است.
نتیجه‌گیری: اطلاعات داشبورد مدیریت بیمارستانی می‌تواند مبنایی برای تصمیم‌گیری آگاهانه برای رسیدن به منافعی از قبیل شناسایی بهترین عملکرد، ارتقای کیفیت عملکرد، تصمیم‌گیری سریع‌تر، کاهش خطاها، بهبود در مدیریت ظرفیت و جریان کار، اختصاص منابع و برنامه‌ریزی برای رشد و توسعه گردد.

فاطمه میرشکاری، الهام مسرت،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به‌روند رو به رشد سرطان‌ در ایران، توسعه و پیاده‌سازی سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال توانمندی‌های سلامت دیجیتالی و روند خود مدیریتی بیماران را سرعت می‌بخشد. سواد سلامت دیجیتال به معنای توانایی استفاده مؤثر و آگاهانه از فناوری‌های دیجیتال برای دسترسی به اطلاعات و خدمات مربوط به سلامت است. این مهارت نقش مهمی در دسترسی به اطلاعات پزشکی، مدیریت بیماری، بهبود کیفیت زندگی افراد، به‌ویژه بیماران مبتلا به سرطان، ایفا می‌کند. سواد سلامت دیجیتال به‌عنوان یکی از کلیدی‌ترین فاکتورهای دستیابی برابر به اطلاعات سلامت دیجیتال محسوب می‌گردد. هدف از مطالعه‌ی حاضر تدوین الزامات سامانه‌ی سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان است.
روش بررسی: مطالعه‌ی حاضر در دو فاز مرور متون و بررسی روایی و پایایی الزامات در سال ۱۴۰۲ انجام شد. در مرحله اول مرور متون با واژه‌های‌کلیدی سواد سلامت دیجیتال، سرطان، الزامات، سامانه و برنامه کاربردی در پایگاه‌هایی از جمله پاب‌مد، اسکوپوس، گوگل اسکالر، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و وب‌سایت‌های تخصصی انجام شد. جهت بررسی روایی محتوایی نظرسنجی، از ۶۲ متخصص نظرسنجی و CVI و CVR محاسبه شد. 
یافته‌ها: ۱۲۷ مؤلفه‌ی عملکردی و غیرعملکردی تأیید گردید. الزامات در بخش عملکردی در شش بعد اصلی ماژول سواد اطلاعاتی(۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد فناوری اطلاعات و ارتباطات(۱۸ مؤلفه عملکردی)، سواد رسانه(۵ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت عمومی، تخصصی و جمعیت‌محور(۴۷ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال(۲۸ مؤلفه عملکردی)، ماژول سواد سلامت دیجیتال در سرطان(۶ مؤلفه عملکردی) تقسیم‌بندی شدند. در بخش سواد سلامت دیجیتال در سرطان مؤلفه‌های اصلی ارزیابی نیازها، آموزش سواد سلامت دیجیتال، ارزیابی و پایش اثربخشی مداخلات دیجیتال و مهارت‌های جستجوی اطلاعات تأیید گردید. ۱۵ مؤلفه غیرعملکردی هم تأیید شد. در این مطالعه، صرفاًً پیشنهاد اصلاح املایی مؤلفه‌های عملکردی و غیرعملکردی توسط متخصصان ارایه شد و تمامی گویه‌ها تأیید شد. ضریب‌آلفای کرونباخ به دست آمده(۹۲%) نشان‌دهنده‌ی ثبات پایایی و قابلیت تکرارپذیری بالا بود.
نتیجه‌گیری: سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال می‌تواند تسهیلگر خدمات درمانی باشد. با توجه به‌روایی و پایایی قابل‌قبول مورد مطالعه، الزامات تعریف شده می‌تواند برای پیاده‌سازی سامانه‌های سواد سلامت دیجیتال با محوریت سرطان استفاده گردد.


مینا شیروانی، مصطفی روشن زاده، مریم ربیعی فرادنبه، راضیه میرزاییان،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دانشجویان پرستاری در معرض استرس‌های آموزشی، خانوادگی و اجتماعی هستند و عوامل مختلف می‌توانند بر سلامت روانی آنان تأثیر بگذارند. لذا در راستای توجه به ابعاد مختلف سلامت انسان و جهت بررسی اثرات معنویت بر سلامت، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر روزه‌داری بر سلامت روان دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی بروجن انجام شد. 
روش بررسی: مطالعه‌ی نیمه‌تجربی حاضر با طرح پیش آزمون-پس آزمون در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. ۹۰ نفر از دانشجویان پرستاری دانشکده علوم پزشکی بروجن به روش در دسترس انتخاب شده و به طور تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. مداخله در این مطالعه شامل حداقل ۲۳ روز روزه‌داری در ماه رمضان بود. داده‌ها قبل و بعد از مداخله توسط پرسش‌نامه‌ی اطلاعات جمعیت‌شناختی و ابزار استاندارد افسردگی، اضطراب و استرس فرم ۲۱ سوالی(DASS) جمع‌آوری شدند. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS استفاده شد. آزمون‌های آماری توصیفی شامل درصد، فراوانی، میانگین و انحراف‌معیار و همچنین آزمون‌های آماری استنباطی شامل تی‌تست، تی زوج، آنالیز واریانس و کای دو به کار برده ‌شد.
یافته‌ها: میانگین کل سلامت روان در دانشجویان بین گروه‌های مداخله(۱۱/۶۲±۳۲/۳۲) و کنترل(۱۴/۰۹±۲۹/۸۷) قبل از مداخله تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۰۸=P). میانگین کل سلامت روان بعد از مداخله بین گروه مداخله(۵/۷۱±۲۰/۶) و کنترل(۸/۹±۲۹/۴۹) تفاوت معنی‌داری داشت(۰/۰۴=P). میانگین کل سلامت روان در گروه کنترل قبل (۱۴/۰۹±۲۹/۸۷) و بعد(۸/۹±۲۹/۴۹) از مداخله تفاوت معنی‌داری نداشت(۰/۱۵=P). در حالی‌که میانگین کل سلامت روان قبل(۱۱/۶۲±۳۲/۳۲) و بعد(۵/۷۱±۲۰/۶) از مداخله در گروه مداخله تفاوت معنی‌دار داشت(۰/۰۰۱=P). مقایسه‌ی ابعاد سلامت روان قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله حاکی از آن بود که اضطراب(۰/۰۴=P) و استرس(۰/۰۰۳=P) بعد از مداخله نسبت به قبل آن کاهش معنی‌داری داشته است. این در حالی‌است که بعد افسردگی در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تغییر معنی‌داری نداشت(۰/۰۶=P). 
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، باید گفت بررسی منظم و دوره‌ای سطح سلامت روان در دانشجویان باید مورد توجه قرار گیرد. همچنین برنامه‌های آموزشی و تربیتی با موضوع روزه‌داری جهت ارتقای سلامت روان ترویج داده شود.

مجید جنگی، آزاده شایان‌بابوکانی، نسیم قلیلی نجف‌آبادی، صدیقه ترکی‌هرچگانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش کارایی بیمارستان‌ها با توجه به محدودیت منابع ضروری است. همه‌گیری کووید-۱۹، تأثیر بسیاری بر شاخص‌های عملکردی بیمارستان‌ها داشت. هدف از این مطالعه، ترسیم سیمایی از وضعیت عملکرد بیمارستان‌ها و تغییرات شاخص‌های بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در زمان قبل و بعد از کووید-۱۹ بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه‌ی توصیفی-مقطعی بود. جامعه‌ی پژوهش، کلیه بیمارستان‌های زیر پوشش دانشگاه علوم پزشکی اصفهان(۳۸ بیمارستان) بودند. داده‌های ورودی مربوط به سه سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰(سال ۱۳۹۸ به عنوان سال قبل از شیوع کووید-۱۹، سال ۱۳۹۹ به‌عنوان سال اول شیوع و سال ۱۴۰۰ به عنوان سال دوم شیوع) بودند که با استفاده از کاربرگ محقق‌ساخته از گزارش‌های استخراجی از سامانه آمار و اطلاعات بیمارستانی(آواب) موجود در مدیریت آمار و فناوری اطلاعات جمع‌آوری گردید و در نهایت داده‌ها با مدل پابن لاسو تحلیل شد.
یافته‌ها: روند شاخص‌ها در سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ نشان می‌دهد که میانگین شاخص‌های درصد اشغال تخت و چرخش تخت در سال اول شیوع کووید-۱۹(۱۳۹۹) که اوج شیوع این بیماری بود، نسبت به سال ۱۳۹۸ کاهش و متوسط مدت اقامت بیمار افزایش یافته است. طی سال‌های ۱۳۹۸، ۱۳۹۹ و۱۴۰۰ به‌ترتیب، ۲۴/۳۲ و ۲۳/۶۸ و ۲۴/۳۲ درصد از بیمارستان‌ها در ناحیه سوم (ناحیه کارا) قرار داشتند، از سال ۱۳۹۸ تا ۱۳۹۹، در ۲۷ درصد بیمارستان‌ها، تغییر کارایی دیده شد که ۶ بیمارستان روند مثبت و ۴ بیمارستان روند منفی داشتند. از سال ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۰، در ۱۶ درصد بیمارستان‌ها، تغییر کارایی دیده شد که ۲ بیمارستان روند مثبت و ۴ بیمارستان روند منفی داشت. 
نتیجه‌گیری: با توجه به کارایی پایین بیمارستان‌ها، پیشنهاد می‌شود تا ارزیابی مستمر و سالیانه‌ی تغییرات کارایی بیمارستان‌ها جهت شناسایی زودهنگام علل ناکارایی و جلوگیری از افت آن صورت پذیرد و تدابیر مطلوب مدیران و سیاست‌گذاران سلامت در شرایط شیوع بیماری‌های پیش‌بینی نشده مانند شیوع کووید-۱۹ جهت استفاده‌ی بهینه‌تر از منابع بیمارستانی ضروری است.


ملیحه جوادی ارجمند، علیا دماوندی، حمید چوبینه، مجید کابلی، محسن قدمی،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هورمون گلیکوپروتئینی محرک فولیکول یا همان FSH وظایف خود را از طریق گیرنده‌اش (FSHR) اعمال می‌کند. این هورمون در زنانی که در سن باروری قرار دارند، موجب رشد و تکامل فولیکول‌ها در تخمدان در مرحله فولیکولی چرخه قاعدگی می‌شود. این هورمون به‌طور گسترده در درمان ناباروری استفاده قرار می‌شود. پلی‌مورفیسم‌های متعددی تاکنون در ژن FSHR گزارش شده است که در پاسخ تخمدانی تأثیرگذار هستند ولیکن ژن FSHR دارای دو پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی بسیار رایج در موقعیت‌های ۶۸۰ و ۳۰۷ در اگزون شماره ۱۰ می‌باشد. یکی از آن‌ها در جایگاه ۳۰۷ موجب تغییر آمینواسید ترئونین به آلانین شده و دیگری در جایگاه ۶۸۰ موجب تغییر آسپارژین به سرین می‌شود. مطالعات انجام شده نشان داده است که این دو پلی‌مورفیسم با پاسخ‌های متفاوت تخمدان و نتایج مختلف IVF در جمعیت‌های مختلف مرتبط است. بیشتر مطالعات تاکنون به‌طور ویژه بر روی rs۶۱۶۶ (p.Asn۶۸۰Ser) انجام شده است، اما این مطالعه به بررسی ارتباط احتمالی بین rs۶۱۶۶ و rs۶۱۶۵ (p.Thr۳۰۷Ala) و نتیجه‌ی IVF می‌پردازد.
روش بررسی: پلی‌مورفیسم‌های موجود در اگزون ۱۰ ژن FSHR پس از خون‌گیری و استخراج DNA با استفاده از روش PCR-RFLP در ۱۲۰ زن در دو گروه مساوی شامل زنان نابارور با IVF موفق و زنان نابارور با IVF ناموفق بررسی گردید. به‌منظور تأیید نتایج، تعیین توالی DNA برای برخی از نمونه‌های انتخاب شده انجام گرفت. در نهایت نتایج با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون کای دو تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: در هر دو SNP مورد بررسی تفاوت معنی‌داری در فراوانی آللی بین گروه IVF موفق و گروه IVF ناموفق، با در نظر گرفتن ویژگی‌های کلینیکی و پاراکلینیکی از جمله سن، وزن، مدت ازدواج و ... مشاهده نشد(۰/۰۵ نتیجه‌گیری: باوجود نتایج متفاوت مطالعات انجام شده در خصوص تأثیر پلی‌مورفیسم‌های (rs۶۱۶۵ و rs۶۱۶۶) ژن FSHR در جمعیت های مختلف، با توجه به عدم تفاوت معنی‌دار در فراوانی پلی‌مورفیسم‌های فوق در جمعیت مورد مطالعه، چنین نتیجه‌گیری می‌شود که از این دو پلی‌مورفیسم برای پیش‌بینی نتیجه‌ی IVF در زنان نابارور ایرانی، نمی‌توان استفاده کرد.

مریم پورمهدی، نوشین خندان دزفولی، کیومرث امینی،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: باسیلوس‌های ترموفیل، حامل ژن‌های مختلف و بیوسورفکتانت‌ها می‌باشد. سورفکتانت‌های میکروبی مولکول‌های فعال سطحی هستند که توسط انواع میکروارگانیسم‌ها از جمله باکتری‌ها، مخمرها و قارچ‌های رشته‌ای تولید می‌شوند. بیوسورفکتانت‌ها قادر به کاهش انرژی سطحی بین فازها و ایجاد موانع الکترواستاتیکی هستند و در نتیجه از ادغام ذرات جلوگیری می‌کنند. هدف از مطالعه‌ی حاضر، جداسازی مولکولی ژن  srf از باسیلوس‌های خاک‌زی گرمادوست و کلونینگ آن در سلول مستعد به‌منظور استفاده درصنعت است.
روش بررسی: ۱۵ نمونه خاک مناطق مختلف کرمان جمع‌آوری و به‌منظور جداسازی سویه‌های باسیلوس غربال شدند. مطالعات مورفولوژیکی و بیوشیمیایی جهت شناسایی سویه‌ها انجام شد. پس از بررسی بیوشیمیایی جدایه‌های میکروبی جداسازی شده و تأیید سویه‌های باسیلوس، استخراج DNA صورت گرفت. سپس با روش PCR ژن  srf از این جدایه‌ها شناسایی گردید. قطعه تکثیر یافته توسط روش TA کلونینگ به داخل وکتور pTG۱۹ وارد شد. سپس وکتور نوترکیب به باکتری E.coli سویه اوریگامی ترانسفورم و با استفاده از روش‌های رایج تأیید کلونینگ صورت گرفت. ژن خانگی ۱۶S rRNA به‌عنوان کنترل داخلی تست استفاده شد. بررسی میزان بیان ژن با اندازه‌گیری نسبی بیان mRNA در مقایسه با کنترل منفی که باکتری E.coli فاقد ژن srf بود، انجام شد.
یافته‌ها: درمجموع، ۱۲ جدایه باسیلوس‌های ترموفیل از نمونه‌های خاک به دست آمد. در نتیجه‌ی واکنش PCR برای ژن  srf با پرایمرهای طراحی شده ۱ جدایه(۸/۳%) مثبت رویت شد. حضور ژن  srf و بیان این ژن توسط آزمون Real time PCR بررسی شد. بررسی کلنی‌های سفید و آبی، پرایمر M۱۳، محل اتصال و تعیین توالی ژن ۱۶S rRNA تأییدکننده‌ی صحت کلونینگ ژن مذکور در باکتری میزبان بود.
نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی حاضر، موفق به شناسایی باسیلوس گرمادوست بومی حامل ژن  srf بود که جهت دستیابی گسترده، راحت و مقرون به‌صرفه به آنزیم بیوسورفکتانت، جهت استفاده در مصارف صنعتی، کشاورزی، حذف آلاینده‌های نفتی و کاهش کشش سطحی محیطی می‌باشد که می‌توان از آن در صنایع مذکور بهره برد. 

فهیمه محمدی، مریم شکفته، مریم کازرانی،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد و توسعه­‌ی حوزه‌های علمی مرهون برنامه‌ریزی صحیح و دقیق و درک کلی و جامع از ساختار این حوزه‌هاست. نقشه‌‌های علمی از انواع روش‌های علم‌سنجی است که می‌تواند به شناخت وضعیت موجود حوزه‌های علمی و آشکار شدن ساختار درونی آن‌ها کمک کند. هدف مطالعه­‌ی حاضر، تحلیل نقشه­‌های هم‌­تالیفی و هم­‌رخدادی واژگان در تولیدات علمی حوزه­‌ی غدد درون‌­ریز و متابولیسم ایران است. 
روش بررسی: روش پژوهش حاضر، مقطعی است که با رویکرد علم­‌سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش، کلیه تولیدات علمی حوزه غدد درون‌­ریز و متابولیسم ایران در پایگاه Web of Science است که در فوریه ۲۰۲۲ گردآوری شد. نقشه­‌های هم‌­تالیفی و هم­‌رخدادی واژگان با استفاده از نرم­‌افزارهای VOSviewer، Gephi و NodeXL ترسیم و تجزیه‌­وتحلیل گردید. تحلیل شبکه‌­ها با استفاده از شاخص‌های تحلیل شبکه­‌های اجتماعی انجام شد. خوشه‌های موضوعی و واژگان نوظهور نیز از طریق بررسی شبکه‌های هم رخدادی واژگان مشخص شد. 
یافته­‌ها: کل تولیدات علمی ایران در حوزه­‌ی غدد درون­‌ریز و متابولیسم در پایگاه Web of Science، ۴۸۴۷ مدرک بود. بررسی نقشه‌‌های علمی نشان داد که شبکه­ هم‌­تالیفی نویسندگان گسسته است. مقدار ضریب خوشه‌­ای این شبکه ۰/۲۱۲ و قطر آن ۱۱ به‌­دست آمد. شاخص درجه میانگین شبکه هم‌­تالیفی نویسندگان با مقدار ۶/۶۲ نشان می‌دهد که هر گره به­‌طور میانگین با حدود ۶ گره دیگر در ارتباط است. پرتولیدترین و اثرگذارترین نویسنده‌­ها عزیزی و لاریجانی هستند. شش خوشه موضوعی در شبکه هم­‌رخدادی واژگان شناسایی شد که بزرگ‌ترین آن، فشار اکسیداتیو و بیان ژن است و به دنبال آن خوشه چاقی و دیابت قرار گرفته است. واژه‌­ی خودایمنی جزو واژگان نوظهور این حوزه است.  
نتیجه­‌گیری: پژوهش‌­های ایران در زمینه­‌ی غدد درون‌ریز و متابولیسم روند رو به افزایشی را نشان می‌دهد ولی بین نویسندگان این حوزه همکاری کمی وجود دارد. شبکه­‌ی هم‌­تالیفی بین آن‌ها گسسته و تمایل آن‌ها به تشکیل خوشه کم است. بنابراین برای افزایش همکاری‌های علمی و پیوستگی شبکه‌ها نیاز به برنامه‌ریزی است. پیشنهاد می‌شود که پژوهشگران این حوزه در طراحی تحقیقات آینده به خوشه‌های موضوعی شبکه هم‌رخدادی واژگان و موضوعات نوظهور توجه نمایند.  

سمیه ذاکرعباسعلی، فرناز صالحیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه داشبوردهای اطلاعاتی، ابزار اصلی برای درک و استخراج دانش از مجموعه داده‌های بزرگ هستند و می‌توانند در اشکال گوناگون توسط ارایه‌دهندگان خدمات مراقبت سلامت، استفاده شوند. هم‌زمان با اپیدمی کووید ۱۹، داشبوردهای اطلاعاتی متعددی طراحی و توسعه یافتند؛ اما به‌دلیل سرعت انتشار این ویروس فرصت ارزیابی آن‌ها وجود نداشت. این پژوهش با هدف ارزیابی کاربردپذیری داشبورد مدیریت کووید ۱۹ انجام شد.
روش‌بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی بوده و بر روی داشبورد مدیریتی کووید ۱۹ دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد. داشبورد به روش ارزیابی اکتشافی و با مشارکت سه نفر از متخصصان انفورماتیک پزشکی ارزیابی گردید. هریک از ارزیابان به‌صورت مستقل و با استفاده از چک‌لیست اصول سیزده‌گانه، سامانه را ارزیابی و مشکلات سامانه را شناسایی نمودند. سپس با حضور کلیه ارزیابان، لیست مشکلات شناسایی شده ترکیب و مشکلات تکراری از لیست حذف و یک لیست واحد تهیه گردید. در این جلسه مشترک هرگونه اختلاف نظر در مورد مشکلات یافت شده توسط ارزیابان بحث و بررسی گردید و به یک نظر مشترک رسیدند. در نهایت، ارزیابان درجه‌ی شدت مشکلات را تعیین و گزارش نمودند.
یافته‌ها: در این ارزیابی، در مجموع ۷۹ مشکل کاربردپذیری شناسایی شد. بیش‌ترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگی«راهنما و مستندسازی»(۱۲ مشکل) و کم‌ترین تعداد مشکلات مربوط به ویژگی‌های«جنبه‌های زیبا شناختی و طراحی ساده »(۲ مشکل) و«حریم خصوصی»(۱ مشکل) بود. ۴۵/۵۸% مشکلات شناسایی شده در رده مشکلات بزرگ بودند. میانگین درجه‌ی شدت مشکلات از ۲/۰۵(مسئله کوچک) مربوط به ویژگی«تعامل و احترام به کاربر» تا ۲/۹۹(مشکل بزرگ)  مربوط به ویژگی«آزادی عمل کاربر و تسلط بر سیستم» بود. همچنین میانگین شدت مشکلات در مجموع ۲/۵ محاسبه شد که در محدوده‌ی مشکلات کوچک دسته‌بندی گردید.
نتیجه‌گیری: روش ارزیابی اکتشافی، مشکلات رابط کاربری سیستم‌های اطلاعاتی و داشبوردها را با استفاده از استانداردهای از پیش تعیین‌شده شناسایی می‌کند. درصورتی‌که این مشکلات برطرف نشوند، موجب هدر رفتن زمان کاربران، افزایش خطا، کاهش کیفیت اطلاعات، نارضایتی و سردرگمی کاربران می‌شوند.

فاطمه حامی کارگر، نرگس نیکخواه، محمد گنجی،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: درمان سرطان پستان با تغییراتی در بدن زنان همراه است. تغییراتی که علاوه بر جنبه‌ی ظاهری با زنانگی آنان در ارتباط است و می‌تواند بخشی از هویت زنان که در ارتباط با بدن آنان است را با چالش‌هایی مواجه سازد. این پژوهش به فرایند تغییرات هویت‌بدنی زنان در بستر فرهنگ و اجتماع می‌پردازد.
روش بررسی: از روش کیفی برای انجام پژوهش استفاده شده است و بدین‌منظور مصاحبه‌هایی عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۵ زن تهرانی مبتلا به سرطان پستان که مراحل درمان را طی کرده بودند، ۵ نفر از همراهان که در مراحل بیماری در کنار زنان مبتلا بودند و ۳ پزشک جراح انجام گرفت. در مصاحبه‌ها به تجربیات زنان، احساسات و اقدامات آنان در مواجهه با تغییرات بدنی پرداخته شد. نمونه‌گیری به‌صورت نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انجام شد. جهت تحلیل مصاحبه‌ها از تکنیک تحلیل تماتیک Braun و Clarke استفاده گردید.
یافته‌ها: زنان مشارکت‌کننده ۲۷ تا ۶۵ ساله بودند که ۸ نفر از آنان مدرک کارشناسی و بالاتر داشتند. ۷ زن خانه‌دار و ۸ زن شاغل بودند و ۱۳ زن ماستکتومی انجام داده بودند. مضامین اصلی به‌دست آمده شامل تغییر در بدن زنانه، چالش با جامعه، اختلال در هویت‌بدنی، حمایت و همراهی، تنگنای اقتصادی و بازتعریف هویت‌بدنی است. این مضامین فرایند مواجهه‌ی زنان با تغییرات بدنی را توضیح می‌دهد. زنان پس از تغییرات بدنی، چالش‌هایی با جامعه دارند. جامعه بدن زنان را پس از تغییرات قضاوت می‌کند و نگاه منفی به آن دارد. از سوی دیگر زنان از بدن خود احساس نارضایتی دارند و بدن خود را برای انجام وظایف زنانه و ایفای نقش همسری و مادری ناکارآمد می‌دانند. اما با گذشت زمان، زنان با پذیرش تغییرات و مدیریت بدن، تلاش می‌کنند تا هویت‌بدنی خود را مجدداً بازسازی نمایند. علاوه بر این وضعیت اقتصادی زنان و همراهی و حمایت اطرافیان که به‌صورت تأیید تغییرات بدن زن و همراهی و حمایت عاطفی است، می‌تواند پذیرش تغییرات بدنی را برای زنان امکان‌پذیرتر نماید.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت بدن در تعریف زنانگی، زنان پس از ابتلا به سرطان پستان علاوه بر رنج بیماری با چالش‌های هویتی نیز مواجه هستند. پس درمان سرطان پستان در کنار اقدامات بالینی، نیازمند آگاهی جامعه از نحوه‌ی مواجهه با زنان بیمار است.


صفحه 36 از 39     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به پیاورد سلامت می باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb