34 نتیجه برای نوع مطالعه: مروری
سارا هاشمی، شهلا فرامرزی، لعیا رحمانی پیروزی، آزیتا یزدانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سوختگی یکی از شایعترین آسیبها در سراسر جهان و ششمین عامل مرگو میر در ایران است. چالشهای مربوط به میزان بقای بیماران دچار سوختگی و همچنین مرگو میر ناشی از آن، منجر به پیشرفت در شناسایی عوامل خطر شده است. تشخیص زودهنگام و شناخت عوامل خطر ضروری است و ارایه مدلهای پیشبینیکننده میتواند مفید باشد. بر این اساس، این پژوهش با هدف مرور عملکرد هوش مصنوعی در پیشبینی بقا در بیماران سوختگی انجام گردید.
روشبررسی: این مطالعه از نوع مرور نظاممند است. جستجوی جامع پایگاههای Scopus، PubMed، (Institute of Electrical and Electronics Engineers (IEEE و Web of Science بدون محدودیت زمانی شروع تا ژانویه ۲۰۲۳ انجام شد. این مطالعه مرور نظاممند بر اساس موارد ترجیحی گزارش برای بررسیهای سیستماتیک و متاآنالیز انجام گردید. کلمات کلیدی و اصطلاحات مش مرتبط با سوختگی، هوش مصنوعی، بقا و پیشبینی در استراتژی سرچ بهکار رفتند.
یافتهها: از ۳۵۹۹ مطالعهی شناسایی شده، نه مطالعه در تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بر اساس گزارش مقالات، عوامل مؤثر شناخته شده در پیشبینی بقا در بیماران سوختگی، به چهار دستهی اطلاعات دموگرافیک، بالینی، آزمایشگاهی و بیماریهای همراه طبقهبندی شدند. از عوامل مؤثر شناخته شده در بقای بیماران که در بیش از ۴۰ درصد از مطالعات مورد بررسی قرار گرفته عبارتند از: سن، جنسیت، محاسبه سطح کلی سوختگی در بدن، آسیب ناشی از استنشاق و نوع سوختگی. نتایج نشان داد که در مطالعات مورد بررسی، حجم کمترین مجموعه داده مورد استفاده در تحلیلها ۹۲ نمونه بوده است. در مقابل، حجم بیشترین مجموعه داده مورد استفاده ۶۶۶۱۱ نمونه گزارش شده است. در ۳۳ درصد مطالعات، الگوریتمهای شبکه عصبی مصنوعی و جنگل تصادفی بهترین عملکرد را داشتند. معیارهای مورد استفاده برای ارزیابی مدلها در مطالعات بازیابی شده متفاوت است.
نتیجهگیری: به کارگیری الگوریتمهای یادگیری ماشین در پیشبینی بقای بیماران سوختگی و تعیین عوامل مؤثر امیدوارکننده و مفید هستند. نتایج حاصل از عوامل مؤثر شناخته شده میتواند به پژوهشگران حوزهی علم داده در مرحله درک داده کمککننده باشد و در جمعآوری مجموعه دادهی اولیه به عنوان یک نقشهی راه عمل کند.
زهرا کرباسی، میکاییل متقی نیکو، مریم زحمت کشان،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آب مروارید بهعنوان عامل ۵۱ درصد نابینایی در سطح جهان شناخته شده است. بهدنبال نتایج امیدوارکنندهی اولیه سیستمهای هوشمصنوعی در بیماریهای چشمی، الگوریتمهای هوشمصنوعی در تشخیص آب مروارید، درجهبندی شدت آب مروارید، محاسبات مربوط به لنزهای داخل چشمی و حتی بهعنوان ابزار کمکی در جراحی آب مروارید کاربرد دارد. این مطالعه بهصورت یک مرور سیستماتیک به بررسی تکنیکهای هوشمصنوعی در مدیریت بیماری آب مروارید پرداخته است.
روش بررسی: این مطالعه، مرور سیستماتیک با هدف بررسی تکنیکهای هوشمصنوعی بهمنظور مدیریت بیماری آب مروارید تا تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۲ و بر اساس دستورالعمل پریزما انجام شد. تمام مقالات مرتبط منتشرشده به زبان انگلیسی و از طریق جستجوی سیستماتیک در پایگاههای اطلاعاتی آنلاین PubMed، Scopus و Web of Science استخراج شد.
یافتهها: در جستجوی اولیه در پایگاههای اطلاعاتی ۱۹۲ رکورد شناسایی شد و در نهایت ۲۳ مقاله جهت بررسی وارد مطالعه شدند. نتایج نشان داد که الگوریتمهای شبکه عصبی پیچشی(۶ مقاله)، شبکه عصبی بازگشتی(۱ مقاله)، شبکه پیچشی عمیق(۱ مقاله)، ماشینبردار(۲ مقاله)، یادگیری انتقالی(۱ مقاله)، درخت تصمیم(۴ مقاله)، جنگل تصادفی(۴ مقاله)، رگرسیون لجستیک(۳ مقاله)، الگوریتمهای بیز(۳ مقاله)، XGBoost (۳ مقاله) و الگوریتم خوشهبندی K نزدیکترین همسایه(۲ مقاله) از تکنیکها و الگوریتمهای شبکه عصبی مصنوعی و یادگیری ماشین بودند که از آنها بهصورت ترکیبی در مطالعات بهمنظور تشخیص(۷۰%)، مدیریت(۱۷%) و پیشبینی بیماری آب مروارید(۱۳%) استفاده نموده بودند.
نتیجهگیری: تکنیکها و الگوریتمهای مختلف هوشمصنوعی و یادگیری ماشین میتوانند در تشخیص، درجهبندی، مدیریت و پیشبینی آب مروارید با دقت بالا عمل کرده و مؤثر باشند. در این مطالعه، تکنیکهای یادگیری عمیق و شبکه عصبی پیچشی بیشترین سهم را در تشخیص آب مروارید داشتهاند. در مدیریت آب مروارید تکنیکهای یادگیری عمیق، درخت تصمیم و الگوریتم بیزی دخیل بودند. الگوریتمهای یادگیری ماشین مانند رگرسیون لجستیک، جنگل تصادفی، شبکه عصبی مصنوعی، درخت تصمیم، K نزدیکترین همسایه، XGBoost و تقویت سازگار نیز در پیشبینی آب مروارید نقش داشتند. همانطورکه پیشبینی و تشخیص زودهنگام و مراجعه بهموقع میتواند عوارض بیماری در آینده را کاهش دهد، بهکارگیری سیستمهای مبتنی بر مدلهای هوشمصنوعی که دقت قابلقبولی دارند، میتوانند در جهت پشتیبانی از فرایند تصمیمگیری پزشکان و مدیریت این بیماری مؤثر واقع گردند.
سیده فاطمه موسوی بایگی، ریحانه نوروزی اول، معصومه سرباز، خلیل کیمیافر،
دوره 18، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مهارت در اصطلاحات پزشکی، صلاحیت اساسی اغلب دانشجویان علوم پزشکی است که بهموجب آن ارتباطات با سایر ارایهدهندگان خدمات بهداشتی را تضمین میکند. در مواجهه با کمبود انگیزه و مشغلههای دانشجویان، برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند بهعنوان یک گزینه آموزشی ممکن تلقی میشود. باتوجه به گسترش سریع این برنامهها اغلب ارزیابی درستی از کیفیت آنها فراهم نمیگردد. این مطالعه باهدف بررسی و ارزیابی کیفیت برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی انجام شد.
روشبررسی: یک مرورنظاممند در مردادماه ۱۴۰۳، در فروشگاههای رسمی برنامههایکاربردی بازار و Google play انجام شد. دو کلیدواژهی اصلی«اصطلاحات پزشکی» و«واژگان پزشکی» در فروشگاههای رسمی برنامههایکاربردی به زبان فارسی و انگلیسی جستجو شد. دو ارزیاب بهصورت مستقل برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی را بارگیری و ارزیابی کردند. کیفیت برنامههایکاربردی با استفاده از شاخص رتبهبندی برنامههایکاربردی تلفنهمراه اندازهگیری شد. امتیازات هر بخش و امتیاز نهایی برنامههایکاربردی بهصورت میانگین و انحرافمعیار بهدست آمد.
یافتهها: بهطورکلی، هجده برنامهکاربردی در این مطالعه گنجانده شد که چهار مورد آن بازی مبتنی بر تلفنهوشمند بود. میانگین کیفیت برنامههای کاربردی بین ۲/۷۰ تا ۴/۳۰(میانگین ۳/۸۰) در مقیاسی از ۱(ناکافی) تا ۵(عالی) بود. بهترین امتیازها در عملکرد(میانگین: ۳/۹۱) و پس از آن کیفیت اطلاعات(میانگین: ۳/۱۵) بود. زیبایی شناختی(میانگین: ۲/۵۶) و کیفیت ذهنی برنامههایکاربردی(میانگین: ۲/۵۸) کمترین امتیاز را کسبکرد. تنها ۲ برنامهکاربردی دارای حریم خصوصی داده و ۴ برنامهکاربردی دارای بیانیه حریم خصوصی بودند. بازی دیجیتال «Dean Vaughn» و برنامهکاربردی «MediTerm» بالاترین امتیازهای کلی را از ارزیابی بهدست آوردند.
نتیجهگیری: این مطالعه، توصیفی از برنامههایکاربردی و بازیهای مبتنی بر تلفن هوشمند برای آموزش اصطلاحات پزشکی ارایه میدهد تا به دانشجویان و کاربران کمک کند، برنامههایکاربردی باکیفیت را متناسب با نیازها و سلیقهی خود انتخاب کنند و از طرفی امکان شناسایی شکافهای تحقیقاتی و عملیاتی برای تقویت و طراحی مؤثرتر و بهتر برای توسعهدهندگان این برنامهها را فراهم میسازد. برنامههایکاربردی ارزیابی شده عموماً کیفیت کلی خوبی بهویژه از نظر عملکرد و اطلاعات داشتند. بااینحال، برخی از آنها باید جنبههایی مانند زیباییشناختی و کیفیت ذهنی را بهبود بخشند تا تأثیر خود را بر کاربران افزایش دهند و امنیت و حریم خصوصی بهتری را تضمین کنند.
شبنم قاسمیانی، کبری مولد، شفیع حبیبی، رحیم خدایاری زرنق،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، مفهوم مشارکت فعال بیماران در مراقبت بهعنوان یک عنصر مهم در دستیابی به پیامدهای مراقبتهای سلامت با کیفیت در سیاستهای مراقبت سلامت مورد تأکید قرار گرفته است. هدف از این مطالعه، شناسایی زمینهها و حیطههای مشارکت بیماران در اقدامات مرتبط با ایمنی مراقبتهای سلامت است.
روش بررسی: یک مرور حیطهای از متون منتشرشدهی انگلیسی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۱ با جستجوی کلیدواژههای مناسب شامل اصلاحات Mesh و کلیدواژههای رایج مرتبط با موضوع موردمطالعه شامل patient collaboration، patient participation، patient engaging، patient involvement، patient education و patient safety در پایگاههای Scopus، PubMed، Web of science و ProQuest انجام شد. سازماندهی پژوهش بر اساس چارچوب Arksey و O’Malley و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوا انجام شده است.
یافتهها: با استفاده از استراتژی جستجو، ۲۹۵۱ مقاله بازیابی شد. ۳۸ مقاله معیارهای ورود به مطالعه را داشتند. بیشترین تعداد مطالعه بهترتیب در کشورهای آمریکا(۱۴)، انگلیس(۸) و استرالیا(۶) انجام شده بود. در خصوص سال چاپ مقالات بیشترین تعداد مقاله بهترتیب در سالهای ۲۰۱۵(۵) و ۲۰۱۷(۴) چاپ شده بود. از این مقالات ۵ حیطهی مشارکت شامل پیشگیری از سقوط بیمار، پیشگیری از تداخلات دارویی، پیشگیری و آگاهی از خطای پزشکی، مشارکت در کنترل عفونت و بهداشت دست کارکنان و آموزش و ارتقای آگاهی شناسایی شد. مقالات یافتشده بهترتیب در حیطهی مشارکت در پیشگیری از سقوط ۲۶/۳%، آموزش و ارتقای آگاهی و مشارکت در کنترل عفونت و بهداشت دست ۲۳/۶%، پیشگیری و آگاهی از خطای پزشکی ۱۸/۴% و پیشگیری از تداخلات دارویی ۷/۹% بودند. یافتههای اصلی مطالعات بررسی شده به تفکیک حیطهی مشارکت بیماران، روشهای مشارکت بیماران، مصادیق و نتایج مشارکت بیماران و چالشهای مشارکت بیماران در اقدامات مرتبط با ایمنی طبقهبندی گردید.
نتیجهگیری: مشارکت بیمار در اقدامات مرتبط با ایمنی مراقبتهای سلامت باید بهعنوان ابزاری جهت بهبود ایمنی بیمار مورد حمایت قرار گیرد. مشارکت بیماران در ایمنی مراقبت، مستلزم توانمندسازی بیماران از طریق ارتقای سطح سواد سلامت و دانش آنها و همچنین تغییر در نگرش ارایهدهندگان خدمات است. نقش سیاستگذاران بهخصوص در سطح وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با تقویت مقولهی مشارکت بیمار و خانوادهی بیمار در استانداردهای ملی اعتباربخشی بیمارستانی و در مجموع تلاش نظام سلامت برای تغییر به سمت مراقبتهای مشارکت محور، کلیدی میباشد.
زهره احتشامی، اعظم شاهبداغی، محمد جواد منصورزاده،
دوره 18، شماره 5 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کتابدار دادهی کارآمد و واجد توانمندیها و قابلیتهای لازم، از مهمترین مولفهها در مدیریت دادههای پژوهشی است. هدف از پژوهش حاضر استخراج توانمندیها و قابلیتهای مورد انتظار برای کتابدار داده بهمنظور ایفای نقش در مدیریت دادههای پژوهشی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع مرور دامنه بوده و برای ارایه ساختارمند یافتهها از مدل چرخهی حیات دادههای زیستپزشکی هاروارد استفاده شده است. بهمنظور دستیابی به متون مرتبط، استراتژی جستجو با استفاده از کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، PubMed، Web of Science و همچنین سایر پایگاههای اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۵ سال اخیر انجام شد. مقالات پژوهشی اصیل فارسی و انگلیسی که بهنحوی به توانمندیها و قابلیتهای مورد انتظار برای کتابدار داده در مدیریت دادههای پژوهشی پرداخته بودند، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل دادند.
یافتهها: از ۵۰۶۴ مدرک یافت شده، ۱۹۶ مدرک جهت بررسی متن کامل به مرحله بعد وارد شد. پس از بررسی متن کامل این مدارک، در نهایت ۱۷ مطالعه وارد پژوهش شد. درمجموع ۹۲ توانمندی و قابلیت در ۲۳ فرایند از ۷ مرحله چرخهی حیات دادههای زیستپزشکی هاروارد، ۱۶ مورد مربوط به مرحله اول، ۱۶ مورد مرحله دوم، ۷ مورد مرحله سوم، ۱۵ مورد مرحله چهارم و پنجم، ۱۲ مورد مرحله ششم، ۸ مورد مرحله هفتم، و ۱۸ مورد مربوط به توانمندیها و قابلیتهای عمومی بود. مطابق یافتهها، بیشترین مطالعات به توانمندیها و قابلیتهای مورد نیاز برای مرحله دوم یعنی«گردآوری و ایجاد» و کمترین مطالعات به مرحله هفتم یعنی«انتشار و استفادهی مجدد» پرداختهاند. در خصوص انجام فرایند«مدیریت تصاویر» در مرحله سوم و«پیشچاپ و انتشار» در مرحله هفتم در هیچیک از مطالعات توانمندی و قابلیتی مورد اشاره قرار نگرفته بود.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که در میان مراحل مختلف چرخهی حیات داده، مرحلهی«گردآوری و ایجاد» بیشترین میزان توجه را داشته است. همچنین کتابدار داده باید علاوه بر توانمندیها و قابلیتهای تخصصی و حرفهای، ویژگیهای عمومی لازم را هم داشته باشد. توصیه میشود که یافتههای این پژوهش بهمنظور تربیت کتابدار داده برای طراحی برنامههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت مدنظر قرار گیرد.
ایوب محمدیان، علی معینی، مهناز سنجری، زهرا عبدالله زاده،
دوره 18، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت هوشمند بهدلیل ظرفیتی که در پیشگیری از بیماری دارد، راهکار مناسبی برای ارایه خدمات پیشگیری از شکستگی پوکی استخوان است. از طرفی وجود روابط تنگاتنگ میان سازمانهای فعال برای پیشگیری از این بیماری، ایجاب میکند که این حوزه از دیدگاه زیستبومی بررسی گردد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه، شناسایی عناصر و بازیگران زیستبوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان در سلامت هوشمند است.
روش بررسی: یک مرور نظاممند کیفی از نوع فراترکیب برای یافتن منابع مربوط به پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان انجام شد. بدینمنظور پایگاههای علمی Web of Science, Scopus, PubMed بررسی گردیدند و از بین ۱۰۳۴۴ منبع یافت شده، ۱۵۵ مورد برای انجام فراترکیب انتخاب شدند. در پایان با بهکارگیری روش آنتروپی شانون، مقولههای هر بعد، رتبهبندی شدند.
یافتهها: این مرور نظاممند، نشان داد که زیستبوم پیشگیری از شکستگی ناشی از پوکی استخوان دربرگیرندهی چهار دسته عنصر اصلی یعنی اصلاح سبک زندگی(تغذیه، ورزش، پیشگیری از سقوط، ترک دخانیات، الکل و کافئین)، بالینی(غربالگری، تشخیص و درمان دارویی و غیر دارویی)، فناورانه(زیرساخت، پلتفرم و کاربرد) و زمینهای(فرهنگی، مشارکت اجتماعی، سیاستی، اقتصادی و آموزش) است که در رتبهبندی کاربرد و زیرساخت جایگاه اول و دوم و پلتفرم و آموزش بهطور مشترک جایگاه سوم را گرفتند. بازیگران نیز در سه لایه هسته اصلی(اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، بنگاههای مرتبط با پیشگیری و درمان شکستگی، سایر ذینفعان حوزه سلامت، بنگاههای فناورانه)، لایه توسعهیافته(افراد مبتلا یا در معرض خطر، ذینفعان آموزش، ذینفعان فرهنگی، ذینفعان اجتماعی، ذینفعان حوزه سلامت) و لایه خارجی(سازمانهای بینالمللی، وزارتخانههای ملی) دستهبندی شدند. در رتبهبندی، افراد مبتلا یا در معرض خطر، سایر ذینفعان حوزه سلامت و اعضای تیم پیشگیری و درمان شکستگی، بهترتیب جایگاههای اول تا سوم را گرفتند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که عناصر«فناورانه»، «زمینهای»، «اصلاح سبک زندگی» و «بالینی» بهترتیب در جایگاههای اول تا چهارم قرار دارند. همچنین، رتبه اول به بازیگران لایه توسعه یافته اختصاص یافت؛ بازیگران هسته اصلی رتبهی دوم و بازیگران لایه خارجی رتبهی سوم را گرفتند.
نیلوفر محمدزاده، زهره جوانمرد، فاطمه بهادر،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه با دیجیتالی شدن بسیاری از فرایندهای مراقبت سلامت، سازمانهای مراقبتی در تلاش هستند تا پیادهسازی پرونده الکترونیک سلامت را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. در این راستا، برنامهی«کاربرد معنادار پرونده الکترونیک سلامت» (Meaningful Use) در آمریکا مطرح شد. با اینحال، بهدلیل چالشهای موجود در این برنامه و بهمنظور تسریع در پذیرش پرونده الکترونیک سلامت و کاهش موانع، برنامه بهبود تعاملپذیری توسط مرکز خدمات مدیکر و مدیکید معرفی گردید. این پژوهش با هدف مرور ابعاد مختلف برنامه بهبود تعاملپذیری در نقشه راه پرونده الکترونیک سلامت و بررسی راهکارهای رفع موانع برنامه کاربرد معنادار انجام شده است.
روش بررسی: مطالعهی مرور دامنهای حاضر در سال ۱۴۰۳ انجام شد. بهمنظور ارزیابی برنامه بهبود تعاملپذیری، مقالات مرتبط از پایگاههای داده PubMed، Scopus و Web of Science و همچنین اسناد الکترونیکی مرکز خدمات مدیکیر و مدیکید بدون محدودیت زمانی تا فروردین ۱۴۰۳ جستجو و بررسی گردیدند. جستجوها با استفاده از کلیدواژههای اصلی «EHR»، «Meaningful use»، «Prompting Interoperability» و مترادفهای آنها انجام شد. علاوه براین جستجوی دستی در موتور جستجوگر Google Scholar نیز بهمنظور اطمینان از بازیابی کامل کلیه مقالات مرتبط صورت گرفت. پس از انجام جستجو، مقالات و اسناد مرتبط بر اساس معیارهای ورود و خروج بررسی و ویژگیهای اصلی آنها استخراج شد.
یافتهها: بر اساس بررسیهای انجام شده، برنامهی بهبود تعاملپذیری، تغییرات گستردهای در زمینه الزامات برنامه، اهداف برنامه و روش امتیازدهی در پرونده الکترونیک سلامت بهوجود آورده است. اهداف اصلی این برنامه شامل: ۱- تجویز الکترونیک، ۲- تبادل اطلاعات سلامت، ۳- انتقال اطلاعات از ارایهدهنده به بیمار و ۴- سلامت عمومی و تبادل دادههای بالینی میباشد. همچنین در برنامهی بهبود تعاملپذیری بر الزامات اضافی بهمنظور پیادهسازی هرچه بهتر این برنامه، ارتقای اشتراکگذاری دادههای پرونده الکترونیک سلامت و بهبود کیفیت بالینی تأکید شده است.
نتیجهگیری: برنامهی بهبود تعاملپذیری، قابلیت ارتقای سلامت بیماران و کاهش هزینههای مراقبتهای بهداشتی را دارد و با پیادهسازی مدلهای نوآورانه ارایه و پرداخت خدمات درمانی، برای بیمارستانها از اهمیت روزافزونی برخوردار خواهد بود.
فائزه سادات بحرالعلومی طباطبائی، نصرت ریاحینیا، داود حاصلی، فاطمه پازوکی،
دوره 19، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش جمعیت سالمندان و نیازهای خاص آنان، دسترسی به اطلاعات سلامت در کتابخانههای عمومی از اهمیت بالایی برخوردار است. کتابخانههای عمومی میتوانند با ارایه اطلاعات معتبر، نقشی مؤثر در ارتقای سواد سلامت سالمندان ایفا کنند. این پژوهش با هدف شناسایی نیازهای اطلاعات سلامت سالمندان در بستر کتابخانههای عمومی، بر اساس تجربیات جهانی، انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مرور نظاممند و بر اساس چارچوب Kitchenham و Charters انجام شد. جستجوی مدارک مرتبط در سه پایگاه استنادی PubMed، Scopus و Web of Science در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ انجام گرفت. کلیدواژههای مرتبط برای جستجو استفاده شدند و منابع و استنادات مدارک نیز بررسی شدند تا حداکثر پوشش مطالعاتی حاصل شود. معیار ورود شامل مدارک پژوهشی مرتبط با نیازهای اطلاعاتی سالمندان در بستر کتابخانههای عمومی بود. در نهایت، ۴۰ مدرک انگلیسیزبان انتخاب و تحلیل شدند. دادهها بهصورت کیفی کدگذاری و دستهبندی شدند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که نیازهای اطلاعات سلامت سالمندان در بستر کتابخانههای عمومی در چهار گروه اصلی دستهبندی میشوند: ۱) نیازهای اطلاعاتی شامل: منابع اطلاعات سلامت در موضوعات متنوع و قالبهای مختلف، اطلاعات سلامت اولیه، اطلاعات سلامت عمومی و پیشگیری، اطلاعات خودمراقبتی و توانمندسازی شخصی؛ ۲) نیازهای آموزشی، شامل: سواد اطلاعاتی، سواد اطلاعات سلامت، رویدادهای آموزشی؛ ۳) نیازهای اجتماعی و فرهنگی، شامل: نیازهای فرهنگی و تفریحی، اجتماعی و ارتباطی، مشارکت اجتماعی، رفع محرومیت اجتماعی؛ ۴) خدمات و تسهیلات کتابخانهای شامل: تسهیلات فضایی مناسب، تجهیزات کمکخواندن، خدمات سیار و از راه دور.
نتیجهگیری: در پی افزایش جمعیت سالمندان، کتابخانههای عمومی با وظیفهای خطیر در زمینهی ارتقای سلامت این قشر روبهرو هستند. نتایج این مطالعه نشان داد که نیازهای اطلاعات سلامت سالمندان فراتر از صرفاً دسترسی به منابع اطلاعاتی است و شامل مؤلفههای آموزشی، اجتماعی-فرهنگی و امکانات کتابخانهای نیز میشود. ازاینرو، ضروری است نگرش سنتی به خدمات اطلاعرسانی کنار گذاشته شده و رویکردی جامع، چندلایه و مشارکتی جایگزین آن شود؛ رویکردی که کتابخانه را بهعنوان نهادی فعال در ارتقای سلامت عمومی سالمندان معرفی میکند.
مژگان فرازمند، ماندانا عسگری، حمید بورقی، طالب خداویسی، علی محمدپور، سهیلا سعیدی،
دوره 19، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی از شیوع بسیار بالایی در سطح جهان برخوردار بوده و بهعنوان یکی از علل اصلی مرگو میر در سراسر جهان شناخته میشوند. هوشمصنوعی بهعنوان یکی از فناوریهای نوین، در سالهای اخیر در ایران و سایر نقاط جهان، بهمنظور مدیریت طیف وسیعی از بیماریها مورد توجه قرار گرفته است. مطالعهی حاضر با هدف مرور نظاممند مطالعات پژوهشی انجامشده در زمینهی بهکارگیری هوشمصنوعی در بیماریهای قلبی صورت پذیرفته است.
روش بررسی: بهمنظور بررسی مطالعات پژوهشی انجامشده در زمینهی بیماریهای قلبی با بهرهگیری از هوشمصنوعی، پایگاههای اطلاعاتی SID، Google Scholar و Magiran به زبان فارسی مورد جستجو قرار گرفتند. این جستجو بدون اعمال محدودیت زمانی در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۳ انجام پذیرفت و تمامی مطالعات پژوهشی که تا این تاریخ از روشهای مختلف هوشمصنوعی در زمینهی بیماریهای قلبی استفاده نموده بودند، در مطالعهی مروری نظاممند حاضر وارد شدند.
یافتهها: نتایج حاصل از جستجو در سه پایگاه دادهی مذکور، منجر به بازیابی ۱۷۸۱۹ مطالعات پژوهشی گردید که از این میان، ۴۶ مطالعه پژوهشی با معیارهای ورود و خروج مطالعه مطابقت داشتند. این مطالعات پژوهشی، در سه زمینهی پیشبینی، درمان و تشخیص، از هوشمصنوعی استفاده کرده بودند. شبکههای عصبی(تعداد: ۲۲)، ماشینبردار پشتیبان(تعداد: ۲۰) و درخت تصمیم(تعداد: ۱۶) الگوریتمهایی بودند که بیش از سایر تکنیکها استفاده شده بودند. منابع دادهای مطالعات پژوهشی واردشده، عمدتاً پروندههای پزشکی بیماران و پایگاه داده UCI بودند. همچنین، نرمافزار متلب بیش از سایر نرمافزارها استفاده شده بود. بیشترین محدودیتهای ذکرشده در مطالعات پژوهشی، شامل عدمدر نظر گرفتن تمامی فاکتورها، محدودیت در دسترسی به دادهها، عدم کفایت دادهها، وجود نویز در سیگنالها یا تصاویر و وجود دادههای پرت، مقادیر از دست رفته و عدم نرمال بودن دادهها بود.
نتیجهگیری: بررسی نظاممند مطالعات پژوهشی انجامشده در زمینهی بیماریهای قلبی با بهرهگیری از هوشمصنوعی نشان داد که این فناوری در طیف وسیعی از بیماریهای قلبی-عروقی مورد استفاده قرار گرفته و اغلب مطالعات پژوهشی انجامشده، مؤید اثربخشی و عملکرد موفقیتآمیز آن بودهاند.
رویا رجائی، مرضیه نجفی، نسرین دنیایی، معصومه وزیری ستا، حجت رحمانی، قاسم رجبی، مهسا اکبری،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بودجهریزی در نظام سلامت نقش حیاتی در ارتقای کیفیت خدمات بهداشتی، افزایش دسترسی عادلانه به مراقبتهای سلامت و کاهش هزینهها ایفا میکند. تصمیمگیریهای مالی مبتنی بر دادههای علمی و شواهد میتواند بهرهوری نظام سلامت را بهبود بخشد و عدالت در تخصیص منابع را تضمین کند. این مطالعه با هدف بررسی وضعیت علمی و روند تولیدات علمی در حوزهی روشهای بودجهریزی در نظام سلامت با استفاده از روش علمسنجی انجام شد تا سیاستگذاران را در اتخاذ تصمیمات مالی بهتر یاری دهد.
روش بررسی: این مطالعه یک مرور علمسنجی (Bibliometric Review) با رویکرد توصیفی–تحلیلی است که به بررسی ۲۲۲ مدرک علمی نمایهشده در پایگاه Scopus طی سالهای ۱۹۷۴ تا ۲۰۲۴ میپردازد. دادهها با نرمافزارهای Excel، Bibexcel، VOSviewer و Gephi تحلیل شدند تا ساختار دانشی، ارتباطات همواژگانی و همکاریهای بینالمللی در این حوزه ترسیم گردد.
یافتهها: حدود ۳۰% تولیدات علمی متعلق به ایالات متحده، ۱۵% به تایوان و ۱۰% به کانادا بود. مقالات نشریات با سهم ۹۰% غالبترین نوع انتشار بودند. پرتکرارترین کلیدواژهها شامل«بودجه»، «هزینههای سلامت» و «مدیریت مالی» بود که نشاندهندهی تمرکز پژوهشها بر کنترل هزینه و مدیریت منابع است. سه رویکرد اصلی بودجهریزی شامل مبتنی بر عملکرد، سنتی و مبتنی بر نیاز شناسایی شد. در کشورهای توسعهنیافته، روش سنتی همچنان رایج است و کمبود زیرساختهای اطلاعاتی و چالشهای مدیریتی، موانع اصلی پیادهسازی روشهای نوین گزارش شد. در شبکه همکاری علمی بینالمللی، ۱۸ کشور فعال بودند که بیشترین تعامل میان آمریکا و تایوان دیده شد.
نتیجهگیری: برای بهبود نظام بودجهریزی سلامت، تقویت سیستمهای اطلاعاتی، آموزش مدیران و ارتقای همکاریهای علمی بینالمللی بسیار ضروری است. تخصیص منابع بر اساس دادههای علمی و استفاده از نتایج علمسنجی میتواند به بهینهسازی تخصیص منابع و افزایش عدالت در دسترسی به خدمات سلامت منجر شود؛ اقدامی که موجب کارایی بیشتر نظام سلامت و تصمیمگیریهای مالی جامعتر خواهد شد.
عبدالاحد نبی اللهی، ناصر کیخا،
دوره 19، شماره 4 - ( 8-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمایشهای بر بالین بیمار (Point of Care Test) یک نوع نظام تشخیصی آزمایشگاهی بوده که در محل مراقبت از بیمار قابل انجام است و به تشخیص سریع بیماریها کمک مینماید. با توجه به افزایش جمعیت و بهدنبال آن شیوع بیماریهای مسری و عدمدسترسی تمامی افراد جامعه به آزمایشگاهها و نیاز جهانی برای در دسترس بودن فناوریهای نوین تشخیصی در محل مراقبت از بیمار، پژوهش حاضر جنبههای نوین آزمایشهای بر بالین بیمار و همچنین روند توسعه آن در حوزه سلامت را مورد واکاوی قرار داد.
روشبررسی: پژوهش حاضر، یک مطالعهی مرور دامنهای است که با تعیین واژگانکلیدی از طریق سرعنوانهای موضوعی پزشکی و مقالات مرتبط، جستجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus، Web of Science، PubMed و همچنین موتورهای جستجوی Google Scholar،Google، Magiran و بانک اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی انجام گرفت. بهعلاوه در راستای حفظ تنوع منابع و مقالات معیارهای ورود به مطالعه مقالات انگلیسی زبان بودند و محدودیت زمانی اعمال نشد.
یافتهها: از ۱۷ مقالهی مرتبط، بیشترین موارد مطالعات از نوع مروری بودند. رایجترین فناوری سنجشهای جریان جانبی بود که برای تشخیص عفونت قارچی کریپتوکوک، بیماری سل، هپاتیت، لژیونلا، مالاریا و کووید-۱۹ بهکار گرفته شدند و آزمونهای تکثیر اسید نوکلئیک در تشخیص ویروسها و باکتریها با استفاده از DNA و RNA کمک نمودهاند. از (NAAT (Nucleic Acid Amplification Tests های مبتنی بر میکروسیالات میتوان به (Reverse transcription- polymerase chain reaction) RT-PCR و LAMP (Loop-Mediated- Isothermal Amplification) اشاره کرد که در سالهای اخیر برای شناسایی بیماریهای عفونی بهخصوص ۹۱-SARS-CoV بهطورگستردهای استفاده شده است. دیگر ابزارهای اولیه تشخیصی بردستگاههای کوچک دستی یکبارمصرف، مانیتورینگ، کارتریجی و رومیزی تمرکز داشتهاند؛ درصورتیکه در نسلهای تشخیصی جدید تمرکز ویژه بر تضمین کیفیت، میکروسیالها، نانوبیوسنسورها و تلفنهای هوشمند است.
نتیجهگیری: تحلیل مطالعات انجام شده نشان داد که ابزارهای تشخیصی آزمایشهای بر بالین بیمار در حال گسترش بوده که توانسته نتایج بالینی و اقتصادی بهتری را فراهم آورد. علاوه بر استفاده زیاد از دو نوع پیشرفته سنجشهای جریان جانبی و آزمونهای تکثیر اسیدنوکلئیک جهت تشخیص آزمایشهای بر بالین بیمار؛ میکروسیالها، نانوبیوسنسورها و تلفنهای هوشمند نیز گسترش یافتهاند که جهت تضمین کیفیت نیاز بهتعیین رویههای دقیق مدیریت کیفیت، خطیمشیگذاری و تدوین سیاستهای لازم توسط مسئولان، در دستیابی به نتایج قابلاطمینان برای مراقبت از بیمار دارند.
الهام مسرت، زینب محمدزاده، زهرا محمودوند، حسن صیامیان، پوریا تقیزاده، آزاده یزدانیان،
دوره 19، شماره 5 - ( 10-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بهعنوان یک بیماری همهگیر، اپیدمی کووید-۱۹ تأثیرات گستردهای بر جامعه داشته است و نیاز به مدیریت مؤثر از طریق تشخیص بهموقع موارد، جداسازی زودهنگام و درمان را برجسته کرده است. پورتالهای وب بهعنوان یکی از مداخلات مؤثر فناوری اطلاعات و راهحلی برای مدیریت بحران مطرحشدهاند. هدف از این مطالعه بررسی پورتالهای مختلف وب پیادهسازی شده درزمینهی ۱۹-COVID است.
روش بررسی: در سال ۲۰۲۵، یک بررسی متون باهدف شناسایی مقالات مرتبط با استفاده از پورتالهای وب در زمینهی ۱۹-COVID انجام شد. کلمات کلیدی مانند فناوری اطلاعات، پورتال، کووید-۱۹ و دانشگاه برای جستجوی چندین پایگاه داده و موتورهای جستجو از جمله Scopus، PubMed، Science Direct، Web of Knowledge، Ovid Medline و Google Scholar در این بررسی استفاده شد. جستجوی متون چاپشده از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۵ به انجام رسید.
یافتهها: در ابتدا، ۱۰۵۸ مقاله بازیابی شد و پس از ارزیابی دقیق،۴۰ مقاله که مستقیماً مرتبط با موضوع پژوهش بود برای ورود به این مطالعه انتخاب شدند. این تجزیهوتحلیل چندین پورتال وب قابلتوجه را شناسایی کرد که در طول همهگیری ۱۹-COVID مستقرشده بودند و شامل پلتفرمهایی مانند COVIDome، Over COVID، پورتالهای تجسم تعاملی، پورتالهای اطلاعاتی خاص کشور، دستگاههای مبتنی بر پیشبینی، پورتالهای الکترونیکی برای شرایط پزشکی خاص، پلتفرمهای داده، پورتالهای استفادهی مجدد از دارو، تریاژ بیمار و ابزارهای زمانبندی، پورتالهای نقشهبرداری سلامت، قابلیتهای تلهمتری و کاربردهای اپیدمیولوژی میشدند. نتایج نشان داد که بیشترین تعداد مقالات مرتبط در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است که عمدتاً در ایالات متحد آمریکا، عربستان سعودی و کانادا متمرکز بودهاند. بررسیهای عمیق نشان داد که پورتالهای وب مانند COVIDome و MyChart بهطور قابلتوجهی دسترسی بیماران به اطلاعات پزشکی و خدمات درمانی را تسهیل کردهاند. این پورتالها نه تنها اطلاعات به موقع در مورد واکسیناسیون و شیوع بیماری ارایه میدادند، بلکه نقش مهمی در تسهیل ارتباط مؤثر بین بیماران و ارایهدهندگان خدمات درمانی نیز ایفا میکردند. علاوه بر این، استفاده کلی از پورتالها در طول همهگیری ۱۰ برابر افزایش یافت، روندی که پس از آن نیز ادامه یافت. یافتهها همچنین شکافهای دیجیتالی موجود را برجسته نمودند، زیرا افراد با تحصیلات و سطح درآمد بالاتر از این پورتالها بیشتر بهرهمند شدند.
نتیجهگیری: اجرای موفقیتآمیز پورتالهای وب، مستلزم مدیریت و برنامهریزی مناسب، افزایش آگاهی در میان ذینفعان ازجمله سیاستمداران، متخصصان مراقبتهای بهداشتی و عموم مردم، آموزش کاربران، یکپارچهسازی اطلاعات جامع، رعایت استانداردها و ارزیابیهای دورهای است. این اقدامات برای بهینهسازی اثربخشی و سودمندی پورتالها ضروری میباشند.
افضل شمسی، فاطمه شیخ شعاعی، پریا امیری،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جنگ یک پدیده جداییناپذیر از تاریخ بشر است که مشکلات و معضلات فراوانی را در پی دارد. خودمراقبتی مصدومان نقش اصلی در کاهش عوارض و مرگومیر دارد. هدف از این مطالعه«آشنایی با خودمراقبتی مصدومان جنگی بلافاصله پس از صدمه» است.
روش بررسی: در این پژوهش روایتی، از مرور منابع کتابخانهای و جستجوی پایگاههای اطلاعاتی داخلی و خارجی مرتبط با هدف مطالعه استفاده شد، سپس مقالات، کتابها، پایان نامهها و سایر منابع علمی مرتبط با موضوع بررسی گردید.
یافتهها: در شرایط جنگی مجموعهای از مشکلات بالینی باعث وخامت حال مصدومین میشود. یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر خودمراقبتی در زمان بروز جنگها، داشتن آگاهی و دانش کافی در زمینهی کمکهای اولیه است که نیازمند توسعهی رویکردهای یکپارچه برای محتوای اقدامات کمکهای اولیه میباشد. از سایر عوامل میتوان به تعیین و حذف عوامل تهدیدکننده؛ توقف سریع عامل آسیبرسان؛ تماس فوری با امدادرسانها؛ بازبودن راه هوایی؛ خودارزیابی عمومی و قطع موقت خونریزی خارجی؛ بررسی دقیقتر برای شناسایی علایم آسیب و شرایطی که زندگی مصدوم را تهدید میکند؛ نظارت بر وضعیت(هوشیاری، تنفس، گردش خون) و خودحمایتی روانی؛ و همچنین انتقال با آمبولانس به مراکز درمانی اشاره نمود.
نتیجهگیری: برای داشتن برنامهی خودمراقبتی موفق و مؤثر در مصدومان جنگی باید آموزش کمکهای اولیه ویژه بحرانهای جنگی به افراد جامعه ارایه نمود. کنترل خونریزی گسترده، محافظت از راه هوایی، پانسمان زخمها، کنترل درد و خودحمایتی روانی باید در برنامههای خودمراقبتی گنجانده شوند. براین اساس برنامهریزی اساسی توسط مسئولان مربوط خصوصاً نظام سلامت در جهت افزایش سطح آگاهی و دانش خودمراقبتی افراد جامعه در بحرانهای جنگی توصیه میشود.
حجت رحمانی، پیام بهادری، حسین درگاهی، محمد عرب، نسرین ابوالحسن بیگی گله زن، محسن مردعلی،
دوره 19، شماره 6 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پدیدهی تعارض منافع در نظام سلامت ایران بر روی ارایه خدمات و مراقبت تشخیصی درمانی کارامد و اثربخش به بیماران تأثیر منفی دارد. علیرغم تلاشهای انجام شده در نظام سلامت کشور، این پدیده در حال حاضر نیز از طریق عوامل مختلف از جمله ناکارآمدی ساختار مالی، نبود شفافیت و فقدان نظام اطلاعات سلامت یکپارچه در ایران مشاهده میشود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مرورحیطهای است که با هدف شناسایی و تعیین راهبردهای مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت ایران در مقایسه با کشورهای منتخب و انتخاب راهبردهای مناسب در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ انجام شد. کلیه مقالات و منابع مرتبط از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۴ با رعایت معیارهای ورود و خروج و با انتخاب کلیدواژههای فارسی و انگلیسی از پایگاههای دادهای ملی و بینالمللی استخراج گردید. پس از انجام مراحل غربالگری با استفاد از فلوچارت Prisma، تعداد ۲۳ مطالعه به زبان انگلیسی و فارسی از طریق پایگاههای دادهای ملی و بینالمللی انتخاب و تحلیل شد.
یافتهها: یافتههای بهدست آمده از میان تعداد ۱۷ مطالعه بینالمللی که بیشترین آن مربوط به کشور آمریکا بود و همچنین تعداد ۶ مقاله داخلی نشان داد که راهبرهای عمده در مدیریت تعارض سلامت ایران شامل مشارکتپذیری، شفافیت، نظارت قانونی، اصلاح فرایندها، بازطراحی ساختارها و سازماندهی مجدد، بازتعریف نحوهی مشارکت بخش دولتی با بخش خصوصی است. اگرچه استفاده از کارزارهای جمعی، تعریف کدهای اخلاقی و استانداردسازی نیز بهموفقیت اجرای این راهبردها کمک میکند. همچنین بیشترین عامل تعارض منافع در نظام سلامت بهصورت فردی است تا سازمانی که نیاز به تنظیمگری، بهرهبرداری از اهرمهای قانونگذاری و شفافسازی روابط مالی در نظام سلامت دارد.
نتیجهگیری: شناسایی دقیق مصادیق بالقوهی تعارض منافع بین کارگزاران نظام سلامت با اجرای سازوکارهای شفافسازی اطلاعات و استفاده از روشها و ابزارهای نوین، چالشهای موجود در تدوین و اجرای راهبردهای مدیریت تعارض در نظام سلامت ایران را کاهش میدهد. اگرچه بهرهبرداری از تجارب و الگوبرداری از کشورهای موفق نیز در این خصوص راهگشا خواهد بود. اجرای توصیهها ممکن است در جامعه ایران با چالشهایی از قبیل مقاومت بعضی گروههای حرفهای، کمبود منابع مالی و فنی و پیچیدگی و شرایط خاص نظام سلامت مواجه شود. بنابراین اجرای مرحله به مرحله و گام بهگام توصیههای سیاستی را در زمینه مدیریت تعارض منافع در نظام سلامت باید مدنظر قرار داد.